نظر پیامبر درباره صیغه

نظر پیامبر درباره صیغه
نظر پیامبر درباره صیغه

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

نماز واجب • نمازهای یومیه • نماز مستحبی • نماز جمعه • نماز عید • نماز جماعت • نماز آیات • نماز میت • ارکان نماز • واجبات نماز

ازدواج موقّت یا مُتعَه یا نکاح مُنْقَطِع یا عقد موقت نوعی ازدواج است که زن با قرائت صیغه‌ای، خود را برای زمانی معین و محدود به ازدواج مرد در می‌آورد. آیه ۲۴ سوره نساء درباره ازدواج موقت نازل شده است. مسلمانان در مشروع بودن متعه در دوره پیامبر(ص) اتفاق نظر دارند؛ ولی در اینکه این حکم شرعی بعد از پیامبر نیز باقی است یا نه، اختلاف دارند.

فقهای امامیه به مشروع‌بودنِ ازدواج موقت پس از پیامبر(ص) معتقدند. این نوع ازدواج، در قانون مدنی ایران به رسمیت شناخته شده و ازدواج موقت در ایران به نام صیغه یا صیغه مَحرَمیت معروف است.

متعه یا ازدواج موقت بدین معناست که زن، شخصا یا به وسیله وکیل خویش، خود را برای مدتی معلوم با مهریه تعیین شده به ازدواج مردی درآورد که در ازدواج با او مانع شرعی نداشته باشد.

نظر پیامبر درباره صیغه

مانع شرعی عبارت است از مواردی که از نظر شرعی،‌ ازدواج ممنوع است مانند: خویشاوندی نَسبی یا سببی یا شیری یا عده یا شوهر داشتن.[۱]

منابع تاریخی اعم از شیعه و سنی نشان می‌دهد که در زمان رسول خدا(ص) و بعد از رحلت ایشان یعنی در زمان خلیفۀ اول نیز متعه نساء انجام شده است. حتی تا زمان خلافت خلیفۀ دوم نیز این نوع ازدواج مرسوم بود؛ اما خلیفۀ دوم در زمان خلافتش پس از یک ماجرا، این نوع ازدواج را حرام اعلام کرد و حتی تهدید کرد که هر کس پس از شنیدن این حکم مرتکب چنین ازدواجی شود، سنگسار می‌شود. به عنوان نمونه سه روایت از منابع اهل سنت نقل می‌شود. مشهورترین واقعه‌ای که در اکثر کتب روایی ذکر شده است جریان عمرو بن حریث است که به این شرح است:

در روایت دیگری از محمد بن اسود بن خلف نقل می‌کنند:

خلیفه دوم نکاح موقت را تحریم کرد ولی با توجه به نقل قولی که از او شده است، این تحریم «قانونی و عرفی» نه تحریم «شرعی و دینی». به عبارت دیگر، وی به خاطر اینکه تصور میکرد متعه دارای مفسده است، آن را ممنوع کرد. چنانکه خودش نیز این تحریم را به رسول الله نسبت نداد، بلکه می‌گوید: من آن را تحریم می‌کنم و کیفر مخالفت با آن را به خودش نسبت می‌دهد و نمی‌گوید خدا کیفر می‌دهد.[۴]

تِرمِذی روایتی را از عبدالله بن عمر نقل کرده که نشان میدهد مسلمانان با وجود این منع، هنوز از نظر شرعی، این نوع ازدواج را حلال میدانستند:

در روایتی از امام صادق(ع) آمده که پیامبر(ص) نیز ازدواج موقت داشته‌اند.[۶] در مورد انجام عمل متعه توسط ائمه(ع) نیز روایاتی وجود دارد مانند این که در روایتی آمده است امام علی(ع) با زنی از قبیله بنی نهشل در کوفه ازدواج موقت کرد.[۷] از آنجا که این روایت بر ازدواج آن حضرت در کوفه دلالت دارد معلوم می‌شود در زمان خلافت ایشان (یعنی پس از وفات پیامبر اسلام و عصر خلفای ثلاثه) این ازدواج صورت گرفته‌است؛ چرا که قبل از آن امام علی(ع) در مدینه زندگی می‌کرد.

مهم‌ترین زمینه بحث قرآنی ازدواج موقت، آیه ۲۴ سوره نساء است.
فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ۚ…﴿۲۴﴾[ نساء–۲۴] (ترجمه:و زنانی را که متعه [= ازدواج موقت‌] می‌کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید.)

خداوند متعال در این آیه شریفه بر لزوم پرداخت مهری که برای ازدواج موقت مقرر کرده اید تاکید دارد. این نحوه بیان نشان می‌دهد که اصل جواز ازدواج موقت، مسئله‌ای مسلم بوده است و قرآن کریم صرفا بر لزوم پرداخت مهریه تاکید دارد.

زمخشری در تفسیر کشاف[۸] از ابن عباس نقل می‌کند که این آیه از آیات محکم قرآن است. میبدی در کشف الاسرار به نقل از حسن و مجاهد می‌گوید که آیه از آیات محکم است[۹] و ثعلبی در الکشف و البیان[۱۰] روایتی از حضرت علی(ع) نقل می‌کند که این آیه نسخ نشده است.

تفسیر قمی،[۱۱] البرهان،[۱۲] آلاء الرحمن،[۱۳] تفسیر جوامع الجامع،[۱۴] مجمع البیان،[۱۵] و تفسیر المیزان،[۱۶] تصریح کرده‌اند که این آیه درباره ازدواج موقت نازل شده است.

کلمه مُتعِه که «اسْتَمْتَعْتُم» از آن گرفته شده است در اسلام به معنی ازدواج موقت است، و لفظی است که معنای اصطلاحی خود را در زمان حیات رسول الله به دست آورده است. به همین جهت، این کلمه با همین معنا در روایات پیامبر(ص) و کلمات صحابه به دفعات به کار برده شده است.
صحابه و تابعین مانند ابن عباس دانشمند و مفسر معروف اسلام و ابی ابن کعب و جابر بن عبدالله و عمران حصین و سعید بن جبیر و مجاهد و قتاده و سدی و گروه زیادی از مفسران اهل تسنن و تمام مفسران شیعه همگی از آیه فوق، حکم ازدواج موقت را فهمیده‌اند. حتی فخر رازی نیز به این مسئله اعتراف کرده که این آیه به جواز ازدواج موقت اشاره دارد. هرچند در ادامه مدعی می‌شود که این حکم، بعدا نسخ شده است.
در روایات ائمه اطهار نیز به این مسئله اشاره شده که این آیه مربوط به جواز متعه است.[۱۷]

ادعا شده که این آیه توسط روایات، نسخ شده است ولی روایاتی که حکایت از نسخ این حکم در زمان پیامبر(ص) می‌کند بسیار پریشان و ضد و نقیض‌اند، بعضی می‌گوید: در جنگ خیبر نسخ شده، بعضی دیگر روز فتح مکه را زمان نسخ می‌دانند، بعضی نیز آن را در جنگ تبوک و بعضی در جنگ اوطاس(جنگ حنین یا هوازن) ذکر کرده‌اند، و مانند آن.[۱۸]

از طرف دیگر بعضی می‌گویند خود پیامبر(ص) این حکم را نسخ کرده و بنابراین ناسخ آن، سنت و حدیث پیامبر(ص) است و در مقابل عده‌ای می‌گویند ناسخ آن آیه طلاق است …إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ…﴿۱﴾ (ترجمه: …چون زنان را طلاق گویید، در [زمان‌بندی‌] عدّه آنان طلاقشان گویید و حساب آن عدّه را نگه دارید،…)[ طلاق–۱] درحالی که این آیه ارتباطی با مسئله مورد بحث ندارد زیرا این آیه درباره طلاق بحث می‌کند درحالی که ازدواج موقت طلاق ندارد و جدایی آن به هنگام پایان مدت آن است.

قدر مسلم این است که اصل مشروع بودن این نوع ازدواج در زمان پیامبر(ص) قطعی است و هیچ گونه دلیل قابل اعتمادی درباره نسخ شدن آن در دست نیست. بنابراین طبق قانون مسلمی که در علم اصول به اثبات رسیده باید حکم به بقاء این قانون کرد.
جمله مشهوری که از عمر نقل شده نیز گواه روشنی بر این حقیقت است که این حکم در زمان پیامبر(ص) هرگز نسخ نشده است.
هیچ کس جز پیامبر(ص) حق نسخ احکام را ندارد، و تنها او است که می‌تواند به فرمان خدا پاره‌ای از احکام را نسخ کند، و بعد از رحلت پیامبر(ص) باب نسخ به کلی مسدود می‌شود و گرنه هر کسی می‌تواند به اجتهاد خود قسمتی از احکام الهی را نسخ نماید و دیگر چیزی به نام شریعت جاودان و ابدی باقی نخواهد ماند. و اصولا اجتهاد در برابر سخنان پیامبر(ص) اجتهاد در مقابل نص است که هیچ اعتباری ندارد.[۱۹]

صحیح مسلم،[۲۰] صحیح بخاری،[۲۱] مصنف ابن ابی شبیه[۲۲] و مسند احمد[۲۳] از عبدالله بن مسعود روایت کرده‌اند که گفت: ما در کنار رسول خدا(ص) می‌جنگیدیم و همسر نداشتیم، گفتیم: بهتر نیست خود را اَخته کنیم؟ پیامبر(ص) ما را از این کار بازداشت. سپس به ما اجازه داد تا با پرداخت مهریه (جامه و امثال آن) زنان را به عقد موقت خود درآوریم.

صحیح بخاری[۲۴] از جابر بن عبدالله و مسلمة بن اکوع روایت کرده است که: منادی رسول خدا(ص) به سوی ما آمد و گفت: پیامبر(ص) به شما اجازه فرمود تا زنان را متعه کنید. (یعنی ازدواج موقت نمایید.)

احمد بن حنبل از ابی سعید خدری روایت کرده است که ما در زمان رسول خدا(ص) متعه (ازدواج موقت) می‌کردیم و مهریه را لباس و جامه تعیین می‌نمودیم.[۲۵]

از امام باقر(ع) راجع به متعه سؤال شد ایشان فرمود: در قرآن کریم آمده است که …فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَیکمْ فِیمَا تَرَاضَیتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ ۚإِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیمًا حَکیمًا﴿۲۴﴾[ نساء–۲۴] و زنانی را که متعه [=ازدواج موقت] می‌کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. (بعداً می‌توانید با توافق، آن را کم یا زیاد کنید.) خداوند، دانا و حکیم است.[۲۷]

امام باقر(ع) فرمود: حضرت علی(ع) بارها می‌گفت: اگر عمر بر من سبقت نمی‌گرفت (و با خلافت خود متعه را تحریم نمی‌کرد) جز انسان‌های شقی (و یا خیلی کم) کسی زنا نمی‌کرد.[۲۸]

ابوحنیفه از امام صادق(ع) در مورد متعۀ نساء سئوال کرد، امام فرمود: سبحان الله آیا کتاب خدا را قرائت نکرده‌ای که فرمود «فَمَا استَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُنَّ فَئَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضةً»ابوحنیفه گفت به خدا سوگند گویی که اصلاً این آیه را قرائت نکرده بودم.[۲۹]

عبدالله بن عمیر لیثی نزد امام باقر(ع) آمد و گفت: نظرت درباره متعه زنان چیست؟ امام فرمود: خداوند آن را در کتابش و در سنت پیامبرش حلال نموده پس تا روز قیامت حلال است.[۳۰]

بنابر آنچه از تاریخ و روایات معتبر و نظریات فقهای اهل سنت برمی‌آید، گروهی از صحابه، حتی بعد از رحلت پیامبر(ص)؛ یعنی در زمان خلافت خلفا و نیز بعد از آنان، اعتقاد به ازدواج موقت داشته‌اند و نظریۀ فقهی آنان این بوده که متعه جایز و مباح است. این گروه عبارتند از:

گروهی از تابعین و تابع تابعین و عده‌ای از محدثان، معتقد به جواز متعه بودند. آنان کسانی بودند که مؤلفان صحاح سته و دیگران، در نقل از آنها و اعتماد به ایشان اتفاق نظر دارند. افرادی مانند مالک بن انس، احمد بن حنبل، سعید بن جبیر، عبدالله بن عبدالعزیز بن جریج، عطاء بن ابی رباح، طاووس یمانی، عمرو بن دینار، مجاهد بن جبر، سدّی، حکم بن عتیبه، ابن ابی ملیکه، زفر بن اوس بن حدثان مدنی و طلحة بن مصرّف الیامی.[۳۲]

مأمون هفتمین خلیفه عباسی علی رغم مخالفت‌های موجود در جامعه آن دوره حرمت متعه را برداشت و جایز شمردن عمل به چنین ازدواجی را اعلام کرد. اما پس از آنکه یحیی بن اکثم مشاور و قاضی القضاه مأمون و از علمای اهل سنت به او گفت امام علی(ع) نیز ازدواج موقت را حرام می‌دانست او نیز از به احترام امام علی(ع) از این حکم صرف نظر کرد.[۳۳]

به غیر از شیعه امامیه که معتقد است ازدواج موقت جایز و مشروع است، فرق اسلامی از جمله اهل سنت،[۳۴] اباضیه،[۳۵] زیدیه[۳۶] و اسماعیلیه[۳۷] معتقدند که آیه نکاح موقت نسخ شده است و به همین جهت، ازدواج موقت ممنوع است.

ازدواج موقّت یکی از دو قسم ازدواج، و عملی مستحب است.[۳۸] این نوع ازدواج، چهار رکن و جزء اساسی دارد. مهمترین تفاوت ازدواج موقت و دائم در مدت‌دار بودن ازدواج موقت و لزوم بیان مدت آن در صیغه عقد است. این ارکان عبارتند از صیغه، زوجین، مهر و تعیین مدت.

زن پس از تمام شدن مدّت متعه یا بخشیدن مدّت از جانب مرد، در صورت دخول و عدم حاملگی و حیض نشدن در سنّ حیض، باید ۴۵ روز عدّه نگه دارد، و در صورت حیض شدن، در اینکه عدّه او دو حیض است یا یک حیض یا یک حیض و نصف آن و یا دو طُهر (پاکی از حیض)، اختلاف است. قول نخست، مشهور است. عدّه زن حامله، وضع حمل او است.[۵۵]

به قول مشهور، زن غیر حامله‌ای که شوهرش فوت کرده است، باید چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد. برخی قائل به نصف آن شده‌اند. عدّه وفات در صورت حامله بودن زن، بیشترین مدّت از زمان وضع حمل و زمان عدّه وفات است.[۵۶]

هرچند به لحاظ فقهی، ناراحتی زن دائم، سبب حرمت ازدواج موقت نیست اما در برخی روایات سفارش شده است که باید مراعات حال همسر دائم شود و این کار اسباب ناراحتی وی را فراهم نکند. از جمله در روایتی از امام هادی(ع)، چنین آمده است:

باز در روایتی دیگر، امام هادی(ع) در پاسخ به پرسشی درباره متعه چنین فرموده است:

شهید مطهری معتقد است:

وی در مورد روایات متفاوتی که در مورد تشویق و نهی ائمه(ع) از ازدواج موقت صادر شده است می‌گوید:

محمد حسین کاشف الغطاء در مورد فلسفه ازدواج موقت می‌گوید:

وی معتقد است:

در مادۀ ۱۰۷۵ قانون مدنی٬ ازدواج موقت در قوانین ایران به رسمیت شناخته شده است. مطابق مواد ۱۰۹۵ تا ۱۰۹۸ قانون مدنی ترتیب‌هایی داده شده است که مهریۀ زن در ازدواج موقت به هر ترتیب به وی تسلیم شود. به تصریح مادۀ ۱۱۱۳ قانون مدنی٬ «در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده باشد یا آنکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.» بر طبق ماده ۱۱۳۹ طلاق مخصوص نکاح دائم است و در ازدواج موقت وجود ندارد. ماده ۱۱۵۲ در مورد عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع است و ماده ۱۱۵۴ در مورد عده وفات است.[۶۷]

نظر پیامبر درباره صیغه

در ماده ۲۱ قانون جدید حمایت خانواده در مورد ثبت نکاح موقت در دفاتر اسناد رسمی ازدواج و طلاق، سه مورد ضروری دانسته شده است: زوجه باردار شود، طرفین توافق کنند، شرط ضمن عقد؛[۶۸] یعنی ضمن عقد نکاح، طرفین شرط کنند که نکاح موقت آنها ثبت شود. قوانین قبلی الزامی بر ثبت ازدواج موقت نداشتند.

فقها و نویسندگان شیعه، از دوران‌های گذشته تا به امروز، در زمینه «متعه» یا «ازدواج موقت» کتاب‌ها و مقالات بسیار نگاشته‌اند و بر مشروعیت و جواز آن استدلال کرده‌اند،[۶۹] از جمله:



صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

نماز واجب • نمازهای یومیه • نماز مستحبی • نماز جمعه • نماز عید • نماز جماعت • نماز آیات • نماز میت • ارکان نماز • واجبات نماز

ازدواج موقّت یا مُتعَه یا نکاح مُنْقَطِع یا عقد موقت نوعی ازدواج است که زن با قرائت صیغه‌ای، خود را برای زمانی معین و محدود به ازدواج مرد در می‌آورد. آیه ۲۴ سوره نساء درباره ازدواج موقت نازل شده است. مسلمانان در مشروع بودن متعه در دوره پیامبر(ص) اتفاق نظر دارند؛ ولی در اینکه این حکم شرعی بعد از پیامبر نیز باقی است یا نه، اختلاف دارند.

فقهای امامیه به مشروع‌بودنِ ازدواج موقت پس از پیامبر(ص) معتقدند. این نوع ازدواج، در قانون مدنی ایران به رسمیت شناخته شده و ازدواج موقت در ایران به نام صیغه یا صیغه مَحرَمیت معروف است.

متعه یا ازدواج موقت بدین معناست که زن، شخصا یا به وسیله وکیل خویش، خود را برای مدتی معلوم با مهریه تعیین شده به ازدواج مردی درآورد که در ازدواج با او مانع شرعی نداشته باشد.

نظر پیامبر درباره صیغه

مانع شرعی عبارت است از مواردی که از نظر شرعی،‌ ازدواج ممنوع است مانند: خویشاوندی نَسبی یا سببی یا شیری یا عده یا شوهر داشتن.[۱]

منابع تاریخی اعم از شیعه و سنی نشان می‌دهد که در زمان رسول خدا(ص) و بعد از رحلت ایشان یعنی در زمان خلیفۀ اول نیز متعه نساء انجام شده است. حتی تا زمان خلافت خلیفۀ دوم نیز این نوع ازدواج مرسوم بود؛ اما خلیفۀ دوم در زمان خلافتش پس از یک ماجرا، این نوع ازدواج را حرام اعلام کرد و حتی تهدید کرد که هر کس پس از شنیدن این حکم مرتکب چنین ازدواجی شود، سنگسار می‌شود. به عنوان نمونه سه روایت از منابع اهل سنت نقل می‌شود. مشهورترین واقعه‌ای که در اکثر کتب روایی ذکر شده است جریان عمرو بن حریث است که به این شرح است:

در روایت دیگری از محمد بن اسود بن خلف نقل می‌کنند:

خلیفه دوم نکاح موقت را تحریم کرد ولی با توجه به نقل قولی که از او شده است، این تحریم «قانونی و عرفی» نه تحریم «شرعی و دینی». به عبارت دیگر، وی به خاطر اینکه تصور میکرد متعه دارای مفسده است، آن را ممنوع کرد. چنانکه خودش نیز این تحریم را به رسول الله نسبت نداد، بلکه می‌گوید: من آن را تحریم می‌کنم و کیفر مخالفت با آن را به خودش نسبت می‌دهد و نمی‌گوید خدا کیفر می‌دهد.[۴]

تِرمِذی روایتی را از عبدالله بن عمر نقل کرده که نشان میدهد مسلمانان با وجود این منع، هنوز از نظر شرعی، این نوع ازدواج را حلال میدانستند:

در روایتی از امام صادق(ع) آمده که پیامبر(ص) نیز ازدواج موقت داشته‌اند.[۶] در مورد انجام عمل متعه توسط ائمه(ع) نیز روایاتی وجود دارد مانند این که در روایتی آمده است امام علی(ع) با زنی از قبیله بنی نهشل در کوفه ازدواج موقت کرد.[۷] از آنجا که این روایت بر ازدواج آن حضرت در کوفه دلالت دارد معلوم می‌شود در زمان خلافت ایشان (یعنی پس از وفات پیامبر اسلام و عصر خلفای ثلاثه) این ازدواج صورت گرفته‌است؛ چرا که قبل از آن امام علی(ع) در مدینه زندگی می‌کرد.

مهم‌ترین زمینه بحث قرآنی ازدواج موقت، آیه ۲۴ سوره نساء است.
فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ۚ…﴿۲۴﴾[ نساء–۲۴] (ترجمه:و زنانی را که متعه [= ازدواج موقت‌] می‌کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید.)

خداوند متعال در این آیه شریفه بر لزوم پرداخت مهری که برای ازدواج موقت مقرر کرده اید تاکید دارد. این نحوه بیان نشان می‌دهد که اصل جواز ازدواج موقت، مسئله‌ای مسلم بوده است و قرآن کریم صرفا بر لزوم پرداخت مهریه تاکید دارد.

زمخشری در تفسیر کشاف[۸] از ابن عباس نقل می‌کند که این آیه از آیات محکم قرآن است. میبدی در کشف الاسرار به نقل از حسن و مجاهد می‌گوید که آیه از آیات محکم است[۹] و ثعلبی در الکشف و البیان[۱۰] روایتی از حضرت علی(ع) نقل می‌کند که این آیه نسخ نشده است.

تفسیر قمی،[۱۱] البرهان،[۱۲] آلاء الرحمن،[۱۳] تفسیر جوامع الجامع،[۱۴] مجمع البیان،[۱۵] و تفسیر المیزان،[۱۶] تصریح کرده‌اند که این آیه درباره ازدواج موقت نازل شده است.

کلمه مُتعِه که «اسْتَمْتَعْتُم» از آن گرفته شده است در اسلام به معنی ازدواج موقت است، و لفظی است که معنای اصطلاحی خود را در زمان حیات رسول الله به دست آورده است. به همین جهت، این کلمه با همین معنا در روایات پیامبر(ص) و کلمات صحابه به دفعات به کار برده شده است.
صحابه و تابعین مانند ابن عباس دانشمند و مفسر معروف اسلام و ابی ابن کعب و جابر بن عبدالله و عمران حصین و سعید بن جبیر و مجاهد و قتاده و سدی و گروه زیادی از مفسران اهل تسنن و تمام مفسران شیعه همگی از آیه فوق، حکم ازدواج موقت را فهمیده‌اند. حتی فخر رازی نیز به این مسئله اعتراف کرده که این آیه به جواز ازدواج موقت اشاره دارد. هرچند در ادامه مدعی می‌شود که این حکم، بعدا نسخ شده است.
در روایات ائمه اطهار نیز به این مسئله اشاره شده که این آیه مربوط به جواز متعه است.[۱۷]

ادعا شده که این آیه توسط روایات، نسخ شده است ولی روایاتی که حکایت از نسخ این حکم در زمان پیامبر(ص) می‌کند بسیار پریشان و ضد و نقیض‌اند، بعضی می‌گوید: در جنگ خیبر نسخ شده، بعضی دیگر روز فتح مکه را زمان نسخ می‌دانند، بعضی نیز آن را در جنگ تبوک و بعضی در جنگ اوطاس(جنگ حنین یا هوازن) ذکر کرده‌اند، و مانند آن.[۱۸]

از طرف دیگر بعضی می‌گویند خود پیامبر(ص) این حکم را نسخ کرده و بنابراین ناسخ آن، سنت و حدیث پیامبر(ص) است و در مقابل عده‌ای می‌گویند ناسخ آن آیه طلاق است …إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ…﴿۱﴾ (ترجمه: …چون زنان را طلاق گویید، در [زمان‌بندی‌] عدّه آنان طلاقشان گویید و حساب آن عدّه را نگه دارید،…)[ طلاق–۱] درحالی که این آیه ارتباطی با مسئله مورد بحث ندارد زیرا این آیه درباره طلاق بحث می‌کند درحالی که ازدواج موقت طلاق ندارد و جدایی آن به هنگام پایان مدت آن است.

قدر مسلم این است که اصل مشروع بودن این نوع ازدواج در زمان پیامبر(ص) قطعی است و هیچ گونه دلیل قابل اعتمادی درباره نسخ شدن آن در دست نیست. بنابراین طبق قانون مسلمی که در علم اصول به اثبات رسیده باید حکم به بقاء این قانون کرد.
جمله مشهوری که از عمر نقل شده نیز گواه روشنی بر این حقیقت است که این حکم در زمان پیامبر(ص) هرگز نسخ نشده است.
هیچ کس جز پیامبر(ص) حق نسخ احکام را ندارد، و تنها او است که می‌تواند به فرمان خدا پاره‌ای از احکام را نسخ کند، و بعد از رحلت پیامبر(ص) باب نسخ به کلی مسدود می‌شود و گرنه هر کسی می‌تواند به اجتهاد خود قسمتی از احکام الهی را نسخ نماید و دیگر چیزی به نام شریعت جاودان و ابدی باقی نخواهد ماند. و اصولا اجتهاد در برابر سخنان پیامبر(ص) اجتهاد در مقابل نص است که هیچ اعتباری ندارد.[۱۹]

صحیح مسلم،[۲۰] صحیح بخاری،[۲۱] مصنف ابن ابی شبیه[۲۲] و مسند احمد[۲۳] از عبدالله بن مسعود روایت کرده‌اند که گفت: ما در کنار رسول خدا(ص) می‌جنگیدیم و همسر نداشتیم، گفتیم: بهتر نیست خود را اَخته کنیم؟ پیامبر(ص) ما را از این کار بازداشت. سپس به ما اجازه داد تا با پرداخت مهریه (جامه و امثال آن) زنان را به عقد موقت خود درآوریم.

صحیح بخاری[۲۴] از جابر بن عبدالله و مسلمة بن اکوع روایت کرده است که: منادی رسول خدا(ص) به سوی ما آمد و گفت: پیامبر(ص) به شما اجازه فرمود تا زنان را متعه کنید. (یعنی ازدواج موقت نمایید.)

احمد بن حنبل از ابی سعید خدری روایت کرده است که ما در زمان رسول خدا(ص) متعه (ازدواج موقت) می‌کردیم و مهریه را لباس و جامه تعیین می‌نمودیم.[۲۵]

از امام باقر(ع) راجع به متعه سؤال شد ایشان فرمود: در قرآن کریم آمده است که …فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَیکمْ فِیمَا تَرَاضَیتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ ۚإِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیمًا حَکیمًا﴿۲۴﴾[ نساء–۲۴] و زنانی را که متعه [=ازدواج موقت] می‌کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. (بعداً می‌توانید با توافق، آن را کم یا زیاد کنید.) خداوند، دانا و حکیم است.[۲۷]

امام باقر(ع) فرمود: حضرت علی(ع) بارها می‌گفت: اگر عمر بر من سبقت نمی‌گرفت (و با خلافت خود متعه را تحریم نمی‌کرد) جز انسان‌های شقی (و یا خیلی کم) کسی زنا نمی‌کرد.[۲۸]

ابوحنیفه از امام صادق(ع) در مورد متعۀ نساء سئوال کرد، امام فرمود: سبحان الله آیا کتاب خدا را قرائت نکرده‌ای که فرمود «فَمَا استَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُنَّ فَئَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضةً»ابوحنیفه گفت به خدا سوگند گویی که اصلاً این آیه را قرائت نکرده بودم.[۲۹]

عبدالله بن عمیر لیثی نزد امام باقر(ع) آمد و گفت: نظرت درباره متعه زنان چیست؟ امام فرمود: خداوند آن را در کتابش و در سنت پیامبرش حلال نموده پس تا روز قیامت حلال است.[۳۰]

بنابر آنچه از تاریخ و روایات معتبر و نظریات فقهای اهل سنت برمی‌آید، گروهی از صحابه، حتی بعد از رحلت پیامبر(ص)؛ یعنی در زمان خلافت خلفا و نیز بعد از آنان، اعتقاد به ازدواج موقت داشته‌اند و نظریۀ فقهی آنان این بوده که متعه جایز و مباح است. این گروه عبارتند از:

گروهی از تابعین و تابع تابعین و عده‌ای از محدثان، معتقد به جواز متعه بودند. آنان کسانی بودند که مؤلفان صحاح سته و دیگران، در نقل از آنها و اعتماد به ایشان اتفاق نظر دارند. افرادی مانند مالک بن انس، احمد بن حنبل، سعید بن جبیر، عبدالله بن عبدالعزیز بن جریج، عطاء بن ابی رباح، طاووس یمانی، عمرو بن دینار، مجاهد بن جبر، سدّی، حکم بن عتیبه، ابن ابی ملیکه، زفر بن اوس بن حدثان مدنی و طلحة بن مصرّف الیامی.[۳۲]

مأمون هفتمین خلیفه عباسی علی رغم مخالفت‌های موجود در جامعه آن دوره حرمت متعه را برداشت و جایز شمردن عمل به چنین ازدواجی را اعلام کرد. اما پس از آنکه یحیی بن اکثم مشاور و قاضی القضاه مأمون و از علمای اهل سنت به او گفت امام علی(ع) نیز ازدواج موقت را حرام می‌دانست او نیز از به احترام امام علی(ع) از این حکم صرف نظر کرد.[۳۳]

به غیر از شیعه امامیه که معتقد است ازدواج موقت جایز و مشروع است، فرق اسلامی از جمله اهل سنت،[۳۴] اباضیه،[۳۵] زیدیه[۳۶] و اسماعیلیه[۳۷] معتقدند که آیه نکاح موقت نسخ شده است و به همین جهت، ازدواج موقت ممنوع است.

ازدواج موقّت یکی از دو قسم ازدواج، و عملی مستحب است.[۳۸] این نوع ازدواج، چهار رکن و جزء اساسی دارد. مهمترین تفاوت ازدواج موقت و دائم در مدت‌دار بودن ازدواج موقت و لزوم بیان مدت آن در صیغه عقد است. این ارکان عبارتند از صیغه، زوجین، مهر و تعیین مدت.

زن پس از تمام شدن مدّت متعه یا بخشیدن مدّت از جانب مرد، در صورت دخول و عدم حاملگی و حیض نشدن در سنّ حیض، باید ۴۵ روز عدّه نگه دارد، و در صورت حیض شدن، در اینکه عدّه او دو حیض است یا یک حیض یا یک حیض و نصف آن و یا دو طُهر (پاکی از حیض)، اختلاف است. قول نخست، مشهور است. عدّه زن حامله، وضع حمل او است.[۵۵]

به قول مشهور، زن غیر حامله‌ای که شوهرش فوت کرده است، باید چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد. برخی قائل به نصف آن شده‌اند. عدّه وفات در صورت حامله بودن زن، بیشترین مدّت از زمان وضع حمل و زمان عدّه وفات است.[۵۶]

هرچند به لحاظ فقهی، ناراحتی زن دائم، سبب حرمت ازدواج موقت نیست اما در برخی روایات سفارش شده است که باید مراعات حال همسر دائم شود و این کار اسباب ناراحتی وی را فراهم نکند. از جمله در روایتی از امام هادی(ع)، چنین آمده است:

باز در روایتی دیگر، امام هادی(ع) در پاسخ به پرسشی درباره متعه چنین فرموده است:

شهید مطهری معتقد است:

وی در مورد روایات متفاوتی که در مورد تشویق و نهی ائمه(ع) از ازدواج موقت صادر شده است می‌گوید:

محمد حسین کاشف الغطاء در مورد فلسفه ازدواج موقت می‌گوید:

وی معتقد است:

در مادۀ ۱۰۷۵ قانون مدنی٬ ازدواج موقت در قوانین ایران به رسمیت شناخته شده است. مطابق مواد ۱۰۹۵ تا ۱۰۹۸ قانون مدنی ترتیب‌هایی داده شده است که مهریۀ زن در ازدواج موقت به هر ترتیب به وی تسلیم شود. به تصریح مادۀ ۱۱۱۳ قانون مدنی٬ «در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده باشد یا آنکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.» بر طبق ماده ۱۱۳۹ طلاق مخصوص نکاح دائم است و در ازدواج موقت وجود ندارد. ماده ۱۱۵۲ در مورد عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع است و ماده ۱۱۵۴ در مورد عده وفات است.[۶۷]

نظر پیامبر درباره صیغه

در ماده ۲۱ قانون جدید حمایت خانواده در مورد ثبت نکاح موقت در دفاتر اسناد رسمی ازدواج و طلاق، سه مورد ضروری دانسته شده است: زوجه باردار شود، طرفین توافق کنند، شرط ضمن عقد؛[۶۸] یعنی ضمن عقد نکاح، طرفین شرط کنند که نکاح موقت آنها ثبت شود. قوانین قبلی الزامی بر ثبت ازدواج موقت نداشتند.

فقها و نویسندگان شیعه، از دوران‌های گذشته تا به امروز، در زمینه «متعه» یا «ازدواج موقت» کتاب‌ها و مقالات بسیار نگاشته‌اند و بر مشروعیت و جواز آن استدلال کرده‌اند،[۶۹] از جمله:



صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

نماز واجب • نمازهای یومیه • نماز مستحبی • نماز جمعه • نماز عید • نماز جماعت • نماز آیات • نماز میت • ارکان نماز • واجبات نماز

ازدواج موقّت یا مُتعَه یا نکاح مُنْقَطِع یا عقد موقت نوعی ازدواج است که زن با قرائت صیغه‌ای، خود را برای زمانی معین و محدود به ازدواج مرد در می‌آورد. آیه ۲۴ سوره نساء درباره ازدواج موقت نازل شده است. مسلمانان در مشروع بودن متعه در دوره پیامبر(ص) اتفاق نظر دارند؛ ولی در اینکه این حکم شرعی بعد از پیامبر نیز باقی است یا نه، اختلاف دارند.

فقهای امامیه به مشروع‌بودنِ ازدواج موقت پس از پیامبر(ص) معتقدند. این نوع ازدواج، در قانون مدنی ایران به رسمیت شناخته شده و ازدواج موقت در ایران به نام صیغه یا صیغه مَحرَمیت معروف است.

متعه یا ازدواج موقت بدین معناست که زن، شخصا یا به وسیله وکیل خویش، خود را برای مدتی معلوم با مهریه تعیین شده به ازدواج مردی درآورد که در ازدواج با او مانع شرعی نداشته باشد.

نظر پیامبر درباره صیغه

مانع شرعی عبارت است از مواردی که از نظر شرعی،‌ ازدواج ممنوع است مانند: خویشاوندی نَسبی یا سببی یا شیری یا عده یا شوهر داشتن.[۱]

منابع تاریخی اعم از شیعه و سنی نشان می‌دهد که در زمان رسول خدا(ص) و بعد از رحلت ایشان یعنی در زمان خلیفۀ اول نیز متعه نساء انجام شده است. حتی تا زمان خلافت خلیفۀ دوم نیز این نوع ازدواج مرسوم بود؛ اما خلیفۀ دوم در زمان خلافتش پس از یک ماجرا، این نوع ازدواج را حرام اعلام کرد و حتی تهدید کرد که هر کس پس از شنیدن این حکم مرتکب چنین ازدواجی شود، سنگسار می‌شود. به عنوان نمونه سه روایت از منابع اهل سنت نقل می‌شود. مشهورترین واقعه‌ای که در اکثر کتب روایی ذکر شده است جریان عمرو بن حریث است که به این شرح است:

در روایت دیگری از محمد بن اسود بن خلف نقل می‌کنند:

خلیفه دوم نکاح موقت را تحریم کرد ولی با توجه به نقل قولی که از او شده است، این تحریم «قانونی و عرفی» نه تحریم «شرعی و دینی». به عبارت دیگر، وی به خاطر اینکه تصور میکرد متعه دارای مفسده است، آن را ممنوع کرد. چنانکه خودش نیز این تحریم را به رسول الله نسبت نداد، بلکه می‌گوید: من آن را تحریم می‌کنم و کیفر مخالفت با آن را به خودش نسبت می‌دهد و نمی‌گوید خدا کیفر می‌دهد.[۴]

تِرمِذی روایتی را از عبدالله بن عمر نقل کرده که نشان میدهد مسلمانان با وجود این منع، هنوز از نظر شرعی، این نوع ازدواج را حلال میدانستند:

در روایتی از امام صادق(ع) آمده که پیامبر(ص) نیز ازدواج موقت داشته‌اند.[۶] در مورد انجام عمل متعه توسط ائمه(ع) نیز روایاتی وجود دارد مانند این که در روایتی آمده است امام علی(ع) با زنی از قبیله بنی نهشل در کوفه ازدواج موقت کرد.[۷] از آنجا که این روایت بر ازدواج آن حضرت در کوفه دلالت دارد معلوم می‌شود در زمان خلافت ایشان (یعنی پس از وفات پیامبر اسلام و عصر خلفای ثلاثه) این ازدواج صورت گرفته‌است؛ چرا که قبل از آن امام علی(ع) در مدینه زندگی می‌کرد.

مهم‌ترین زمینه بحث قرآنی ازدواج موقت، آیه ۲۴ سوره نساء است.
فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ۚ…﴿۲۴﴾[ نساء–۲۴] (ترجمه:و زنانی را که متعه [= ازدواج موقت‌] می‌کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید.)

خداوند متعال در این آیه شریفه بر لزوم پرداخت مهری که برای ازدواج موقت مقرر کرده اید تاکید دارد. این نحوه بیان نشان می‌دهد که اصل جواز ازدواج موقت، مسئله‌ای مسلم بوده است و قرآن کریم صرفا بر لزوم پرداخت مهریه تاکید دارد.

زمخشری در تفسیر کشاف[۸] از ابن عباس نقل می‌کند که این آیه از آیات محکم قرآن است. میبدی در کشف الاسرار به نقل از حسن و مجاهد می‌گوید که آیه از آیات محکم است[۹] و ثعلبی در الکشف و البیان[۱۰] روایتی از حضرت علی(ع) نقل می‌کند که این آیه نسخ نشده است.

تفسیر قمی،[۱۱] البرهان،[۱۲] آلاء الرحمن،[۱۳] تفسیر جوامع الجامع،[۱۴] مجمع البیان،[۱۵] و تفسیر المیزان،[۱۶] تصریح کرده‌اند که این آیه درباره ازدواج موقت نازل شده است.

کلمه مُتعِه که «اسْتَمْتَعْتُم» از آن گرفته شده است در اسلام به معنی ازدواج موقت است، و لفظی است که معنای اصطلاحی خود را در زمان حیات رسول الله به دست آورده است. به همین جهت، این کلمه با همین معنا در روایات پیامبر(ص) و کلمات صحابه به دفعات به کار برده شده است.
صحابه و تابعین مانند ابن عباس دانشمند و مفسر معروف اسلام و ابی ابن کعب و جابر بن عبدالله و عمران حصین و سعید بن جبیر و مجاهد و قتاده و سدی و گروه زیادی از مفسران اهل تسنن و تمام مفسران شیعه همگی از آیه فوق، حکم ازدواج موقت را فهمیده‌اند. حتی فخر رازی نیز به این مسئله اعتراف کرده که این آیه به جواز ازدواج موقت اشاره دارد. هرچند در ادامه مدعی می‌شود که این حکم، بعدا نسخ شده است.
در روایات ائمه اطهار نیز به این مسئله اشاره شده که این آیه مربوط به جواز متعه است.[۱۷]

ادعا شده که این آیه توسط روایات، نسخ شده است ولی روایاتی که حکایت از نسخ این حکم در زمان پیامبر(ص) می‌کند بسیار پریشان و ضد و نقیض‌اند، بعضی می‌گوید: در جنگ خیبر نسخ شده، بعضی دیگر روز فتح مکه را زمان نسخ می‌دانند، بعضی نیز آن را در جنگ تبوک و بعضی در جنگ اوطاس(جنگ حنین یا هوازن) ذکر کرده‌اند، و مانند آن.[۱۸]

از طرف دیگر بعضی می‌گویند خود پیامبر(ص) این حکم را نسخ کرده و بنابراین ناسخ آن، سنت و حدیث پیامبر(ص) است و در مقابل عده‌ای می‌گویند ناسخ آن آیه طلاق است …إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ…﴿۱﴾ (ترجمه: …چون زنان را طلاق گویید، در [زمان‌بندی‌] عدّه آنان طلاقشان گویید و حساب آن عدّه را نگه دارید،…)[ طلاق–۱] درحالی که این آیه ارتباطی با مسئله مورد بحث ندارد زیرا این آیه درباره طلاق بحث می‌کند درحالی که ازدواج موقت طلاق ندارد و جدایی آن به هنگام پایان مدت آن است.

قدر مسلم این است که اصل مشروع بودن این نوع ازدواج در زمان پیامبر(ص) قطعی است و هیچ گونه دلیل قابل اعتمادی درباره نسخ شدن آن در دست نیست. بنابراین طبق قانون مسلمی که در علم اصول به اثبات رسیده باید حکم به بقاء این قانون کرد.
جمله مشهوری که از عمر نقل شده نیز گواه روشنی بر این حقیقت است که این حکم در زمان پیامبر(ص) هرگز نسخ نشده است.
هیچ کس جز پیامبر(ص) حق نسخ احکام را ندارد، و تنها او است که می‌تواند به فرمان خدا پاره‌ای از احکام را نسخ کند، و بعد از رحلت پیامبر(ص) باب نسخ به کلی مسدود می‌شود و گرنه هر کسی می‌تواند به اجتهاد خود قسمتی از احکام الهی را نسخ نماید و دیگر چیزی به نام شریعت جاودان و ابدی باقی نخواهد ماند. و اصولا اجتهاد در برابر سخنان پیامبر(ص) اجتهاد در مقابل نص است که هیچ اعتباری ندارد.[۱۹]

صحیح مسلم،[۲۰] صحیح بخاری،[۲۱] مصنف ابن ابی شبیه[۲۲] و مسند احمد[۲۳] از عبدالله بن مسعود روایت کرده‌اند که گفت: ما در کنار رسول خدا(ص) می‌جنگیدیم و همسر نداشتیم، گفتیم: بهتر نیست خود را اَخته کنیم؟ پیامبر(ص) ما را از این کار بازداشت. سپس به ما اجازه داد تا با پرداخت مهریه (جامه و امثال آن) زنان را به عقد موقت خود درآوریم.

صحیح بخاری[۲۴] از جابر بن عبدالله و مسلمة بن اکوع روایت کرده است که: منادی رسول خدا(ص) به سوی ما آمد و گفت: پیامبر(ص) به شما اجازه فرمود تا زنان را متعه کنید. (یعنی ازدواج موقت نمایید.)

احمد بن حنبل از ابی سعید خدری روایت کرده است که ما در زمان رسول خدا(ص) متعه (ازدواج موقت) می‌کردیم و مهریه را لباس و جامه تعیین می‌نمودیم.[۲۵]

از امام باقر(ع) راجع به متعه سؤال شد ایشان فرمود: در قرآن کریم آمده است که …فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَیکمْ فِیمَا تَرَاضَیتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ ۚإِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیمًا حَکیمًا﴿۲۴﴾[ نساء–۲۴] و زنانی را که متعه [=ازدواج موقت] می‌کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. (بعداً می‌توانید با توافق، آن را کم یا زیاد کنید.) خداوند، دانا و حکیم است.[۲۷]

امام باقر(ع) فرمود: حضرت علی(ع) بارها می‌گفت: اگر عمر بر من سبقت نمی‌گرفت (و با خلافت خود متعه را تحریم نمی‌کرد) جز انسان‌های شقی (و یا خیلی کم) کسی زنا نمی‌کرد.[۲۸]

ابوحنیفه از امام صادق(ع) در مورد متعۀ نساء سئوال کرد، امام فرمود: سبحان الله آیا کتاب خدا را قرائت نکرده‌ای که فرمود «فَمَا استَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُنَّ فَئَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضةً»ابوحنیفه گفت به خدا سوگند گویی که اصلاً این آیه را قرائت نکرده بودم.[۲۹]

عبدالله بن عمیر لیثی نزد امام باقر(ع) آمد و گفت: نظرت درباره متعه زنان چیست؟ امام فرمود: خداوند آن را در کتابش و در سنت پیامبرش حلال نموده پس تا روز قیامت حلال است.[۳۰]

بنابر آنچه از تاریخ و روایات معتبر و نظریات فقهای اهل سنت برمی‌آید، گروهی از صحابه، حتی بعد از رحلت پیامبر(ص)؛ یعنی در زمان خلافت خلفا و نیز بعد از آنان، اعتقاد به ازدواج موقت داشته‌اند و نظریۀ فقهی آنان این بوده که متعه جایز و مباح است. این گروه عبارتند از:

گروهی از تابعین و تابع تابعین و عده‌ای از محدثان، معتقد به جواز متعه بودند. آنان کسانی بودند که مؤلفان صحاح سته و دیگران، در نقل از آنها و اعتماد به ایشان اتفاق نظر دارند. افرادی مانند مالک بن انس، احمد بن حنبل، سعید بن جبیر، عبدالله بن عبدالعزیز بن جریج، عطاء بن ابی رباح، طاووس یمانی، عمرو بن دینار، مجاهد بن جبر، سدّی، حکم بن عتیبه، ابن ابی ملیکه، زفر بن اوس بن حدثان مدنی و طلحة بن مصرّف الیامی.[۳۲]

مأمون هفتمین خلیفه عباسی علی رغم مخالفت‌های موجود در جامعه آن دوره حرمت متعه را برداشت و جایز شمردن عمل به چنین ازدواجی را اعلام کرد. اما پس از آنکه یحیی بن اکثم مشاور و قاضی القضاه مأمون و از علمای اهل سنت به او گفت امام علی(ع) نیز ازدواج موقت را حرام می‌دانست او نیز از به احترام امام علی(ع) از این حکم صرف نظر کرد.[۳۳]

به غیر از شیعه امامیه که معتقد است ازدواج موقت جایز و مشروع است، فرق اسلامی از جمله اهل سنت،[۳۴] اباضیه،[۳۵] زیدیه[۳۶] و اسماعیلیه[۳۷] معتقدند که آیه نکاح موقت نسخ شده است و به همین جهت، ازدواج موقت ممنوع است.

ازدواج موقّت یکی از دو قسم ازدواج، و عملی مستحب است.[۳۸] این نوع ازدواج، چهار رکن و جزء اساسی دارد. مهمترین تفاوت ازدواج موقت و دائم در مدت‌دار بودن ازدواج موقت و لزوم بیان مدت آن در صیغه عقد است. این ارکان عبارتند از صیغه، زوجین، مهر و تعیین مدت.

زن پس از تمام شدن مدّت متعه یا بخشیدن مدّت از جانب مرد، در صورت دخول و عدم حاملگی و حیض نشدن در سنّ حیض، باید ۴۵ روز عدّه نگه دارد، و در صورت حیض شدن، در اینکه عدّه او دو حیض است یا یک حیض یا یک حیض و نصف آن و یا دو طُهر (پاکی از حیض)، اختلاف است. قول نخست، مشهور است. عدّه زن حامله، وضع حمل او است.[۵۵]

به قول مشهور، زن غیر حامله‌ای که شوهرش فوت کرده است، باید چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد. برخی قائل به نصف آن شده‌اند. عدّه وفات در صورت حامله بودن زن، بیشترین مدّت از زمان وضع حمل و زمان عدّه وفات است.[۵۶]

هرچند به لحاظ فقهی، ناراحتی زن دائم، سبب حرمت ازدواج موقت نیست اما در برخی روایات سفارش شده است که باید مراعات حال همسر دائم شود و این کار اسباب ناراحتی وی را فراهم نکند. از جمله در روایتی از امام هادی(ع)، چنین آمده است:

باز در روایتی دیگر، امام هادی(ع) در پاسخ به پرسشی درباره متعه چنین فرموده است:

شهید مطهری معتقد است:

وی در مورد روایات متفاوتی که در مورد تشویق و نهی ائمه(ع) از ازدواج موقت صادر شده است می‌گوید:

محمد حسین کاشف الغطاء در مورد فلسفه ازدواج موقت می‌گوید:

وی معتقد است:

در مادۀ ۱۰۷۵ قانون مدنی٬ ازدواج موقت در قوانین ایران به رسمیت شناخته شده است. مطابق مواد ۱۰۹۵ تا ۱۰۹۸ قانون مدنی ترتیب‌هایی داده شده است که مهریۀ زن در ازدواج موقت به هر ترتیب به وی تسلیم شود. به تصریح مادۀ ۱۱۱۳ قانون مدنی٬ «در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده باشد یا آنکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.» بر طبق ماده ۱۱۳۹ طلاق مخصوص نکاح دائم است و در ازدواج موقت وجود ندارد. ماده ۱۱۵۲ در مورد عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع است و ماده ۱۱۵۴ در مورد عده وفات است.[۶۷]

نظر پیامبر درباره صیغه

در ماده ۲۱ قانون جدید حمایت خانواده در مورد ثبت نکاح موقت در دفاتر اسناد رسمی ازدواج و طلاق، سه مورد ضروری دانسته شده است: زوجه باردار شود، طرفین توافق کنند، شرط ضمن عقد؛[۶۸] یعنی ضمن عقد نکاح، طرفین شرط کنند که نکاح موقت آنها ثبت شود. قوانین قبلی الزامی بر ثبت ازدواج موقت نداشتند.

فقها و نویسندگان شیعه، از دوران‌های گذشته تا به امروز، در زمینه «متعه» یا «ازدواج موقت» کتاب‌ها و مقالات بسیار نگاشته‌اند و بر مشروعیت و جواز آن استدلال کرده‌اند،[۶۹] از جمله:



صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

نماز واجب • نمازهای یومیه • نماز مستحبی • نماز جمعه • نماز عید • نماز جماعت • نماز آیات • نماز میت • ارکان نماز • واجبات نماز

ازدواج موقّت یا مُتعَه یا نکاح مُنْقَطِع یا عقد موقت نوعی ازدواج است که زن با قرائت صیغه‌ای، خود را برای زمانی معین و محدود به ازدواج مرد در می‌آورد. آیه ۲۴ سوره نساء درباره ازدواج موقت نازل شده است. مسلمانان در مشروع بودن متعه در دوره پیامبر(ص) اتفاق نظر دارند؛ ولی در اینکه این حکم شرعی بعد از پیامبر نیز باقی است یا نه، اختلاف دارند.

فقهای امامیه به مشروع‌بودنِ ازدواج موقت پس از پیامبر(ص) معتقدند. این نوع ازدواج، در قانون مدنی ایران به رسمیت شناخته شده و ازدواج موقت در ایران به نام صیغه یا صیغه مَحرَمیت معروف است.

متعه یا ازدواج موقت بدین معناست که زن، شخصا یا به وسیله وکیل خویش، خود را برای مدتی معلوم با مهریه تعیین شده به ازدواج مردی درآورد که در ازدواج با او مانع شرعی نداشته باشد.

نظر پیامبر درباره صیغه

مانع شرعی عبارت است از مواردی که از نظر شرعی،‌ ازدواج ممنوع است مانند: خویشاوندی نَسبی یا سببی یا شیری یا عده یا شوهر داشتن.[۱]

منابع تاریخی اعم از شیعه و سنی نشان می‌دهد که در زمان رسول خدا(ص) و بعد از رحلت ایشان یعنی در زمان خلیفۀ اول نیز متعه نساء انجام شده است. حتی تا زمان خلافت خلیفۀ دوم نیز این نوع ازدواج مرسوم بود؛ اما خلیفۀ دوم در زمان خلافتش پس از یک ماجرا، این نوع ازدواج را حرام اعلام کرد و حتی تهدید کرد که هر کس پس از شنیدن این حکم مرتکب چنین ازدواجی شود، سنگسار می‌شود. به عنوان نمونه سه روایت از منابع اهل سنت نقل می‌شود. مشهورترین واقعه‌ای که در اکثر کتب روایی ذکر شده است جریان عمرو بن حریث است که به این شرح است:

در روایت دیگری از محمد بن اسود بن خلف نقل می‌کنند:

خلیفه دوم نکاح موقت را تحریم کرد ولی با توجه به نقل قولی که از او شده است، این تحریم «قانونی و عرفی» نه تحریم «شرعی و دینی». به عبارت دیگر، وی به خاطر اینکه تصور میکرد متعه دارای مفسده است، آن را ممنوع کرد. چنانکه خودش نیز این تحریم را به رسول الله نسبت نداد، بلکه می‌گوید: من آن را تحریم می‌کنم و کیفر مخالفت با آن را به خودش نسبت می‌دهد و نمی‌گوید خدا کیفر می‌دهد.[۴]

تِرمِذی روایتی را از عبدالله بن عمر نقل کرده که نشان میدهد مسلمانان با وجود این منع، هنوز از نظر شرعی، این نوع ازدواج را حلال میدانستند:

در روایتی از امام صادق(ع) آمده که پیامبر(ص) نیز ازدواج موقت داشته‌اند.[۶] در مورد انجام عمل متعه توسط ائمه(ع) نیز روایاتی وجود دارد مانند این که در روایتی آمده است امام علی(ع) با زنی از قبیله بنی نهشل در کوفه ازدواج موقت کرد.[۷] از آنجا که این روایت بر ازدواج آن حضرت در کوفه دلالت دارد معلوم می‌شود در زمان خلافت ایشان (یعنی پس از وفات پیامبر اسلام و عصر خلفای ثلاثه) این ازدواج صورت گرفته‌است؛ چرا که قبل از آن امام علی(ع) در مدینه زندگی می‌کرد.

مهم‌ترین زمینه بحث قرآنی ازدواج موقت، آیه ۲۴ سوره نساء است.
فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ۚ…﴿۲۴﴾[ نساء–۲۴] (ترجمه:و زنانی را که متعه [= ازدواج موقت‌] می‌کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید.)

خداوند متعال در این آیه شریفه بر لزوم پرداخت مهری که برای ازدواج موقت مقرر کرده اید تاکید دارد. این نحوه بیان نشان می‌دهد که اصل جواز ازدواج موقت، مسئله‌ای مسلم بوده است و قرآن کریم صرفا بر لزوم پرداخت مهریه تاکید دارد.

زمخشری در تفسیر کشاف[۸] از ابن عباس نقل می‌کند که این آیه از آیات محکم قرآن است. میبدی در کشف الاسرار به نقل از حسن و مجاهد می‌گوید که آیه از آیات محکم است[۹] و ثعلبی در الکشف و البیان[۱۰] روایتی از حضرت علی(ع) نقل می‌کند که این آیه نسخ نشده است.

تفسیر قمی،[۱۱] البرهان،[۱۲] آلاء الرحمن،[۱۳] تفسیر جوامع الجامع،[۱۴] مجمع البیان،[۱۵] و تفسیر المیزان،[۱۶] تصریح کرده‌اند که این آیه درباره ازدواج موقت نازل شده است.

کلمه مُتعِه که «اسْتَمْتَعْتُم» از آن گرفته شده است در اسلام به معنی ازدواج موقت است، و لفظی است که معنای اصطلاحی خود را در زمان حیات رسول الله به دست آورده است. به همین جهت، این کلمه با همین معنا در روایات پیامبر(ص) و کلمات صحابه به دفعات به کار برده شده است.
صحابه و تابعین مانند ابن عباس دانشمند و مفسر معروف اسلام و ابی ابن کعب و جابر بن عبدالله و عمران حصین و سعید بن جبیر و مجاهد و قتاده و سدی و گروه زیادی از مفسران اهل تسنن و تمام مفسران شیعه همگی از آیه فوق، حکم ازدواج موقت را فهمیده‌اند. حتی فخر رازی نیز به این مسئله اعتراف کرده که این آیه به جواز ازدواج موقت اشاره دارد. هرچند در ادامه مدعی می‌شود که این حکم، بعدا نسخ شده است.
در روایات ائمه اطهار نیز به این مسئله اشاره شده که این آیه مربوط به جواز متعه است.[۱۷]

ادعا شده که این آیه توسط روایات، نسخ شده است ولی روایاتی که حکایت از نسخ این حکم در زمان پیامبر(ص) می‌کند بسیار پریشان و ضد و نقیض‌اند، بعضی می‌گوید: در جنگ خیبر نسخ شده، بعضی دیگر روز فتح مکه را زمان نسخ می‌دانند، بعضی نیز آن را در جنگ تبوک و بعضی در جنگ اوطاس(جنگ حنین یا هوازن) ذکر کرده‌اند، و مانند آن.[۱۸]

از طرف دیگر بعضی می‌گویند خود پیامبر(ص) این حکم را نسخ کرده و بنابراین ناسخ آن، سنت و حدیث پیامبر(ص) است و در مقابل عده‌ای می‌گویند ناسخ آن آیه طلاق است …إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ…﴿۱﴾ (ترجمه: …چون زنان را طلاق گویید، در [زمان‌بندی‌] عدّه آنان طلاقشان گویید و حساب آن عدّه را نگه دارید،…)[ طلاق–۱] درحالی که این آیه ارتباطی با مسئله مورد بحث ندارد زیرا این آیه درباره طلاق بحث می‌کند درحالی که ازدواج موقت طلاق ندارد و جدایی آن به هنگام پایان مدت آن است.

قدر مسلم این است که اصل مشروع بودن این نوع ازدواج در زمان پیامبر(ص) قطعی است و هیچ گونه دلیل قابل اعتمادی درباره نسخ شدن آن در دست نیست. بنابراین طبق قانون مسلمی که در علم اصول به اثبات رسیده باید حکم به بقاء این قانون کرد.
جمله مشهوری که از عمر نقل شده نیز گواه روشنی بر این حقیقت است که این حکم در زمان پیامبر(ص) هرگز نسخ نشده است.
هیچ کس جز پیامبر(ص) حق نسخ احکام را ندارد، و تنها او است که می‌تواند به فرمان خدا پاره‌ای از احکام را نسخ کند، و بعد از رحلت پیامبر(ص) باب نسخ به کلی مسدود می‌شود و گرنه هر کسی می‌تواند به اجتهاد خود قسمتی از احکام الهی را نسخ نماید و دیگر چیزی به نام شریعت جاودان و ابدی باقی نخواهد ماند. و اصولا اجتهاد در برابر سخنان پیامبر(ص) اجتهاد در مقابل نص است که هیچ اعتباری ندارد.[۱۹]

صحیح مسلم،[۲۰] صحیح بخاری،[۲۱] مصنف ابن ابی شبیه[۲۲] و مسند احمد[۲۳] از عبدالله بن مسعود روایت کرده‌اند که گفت: ما در کنار رسول خدا(ص) می‌جنگیدیم و همسر نداشتیم، گفتیم: بهتر نیست خود را اَخته کنیم؟ پیامبر(ص) ما را از این کار بازداشت. سپس به ما اجازه داد تا با پرداخت مهریه (جامه و امثال آن) زنان را به عقد موقت خود درآوریم.

صحیح بخاری[۲۴] از جابر بن عبدالله و مسلمة بن اکوع روایت کرده است که: منادی رسول خدا(ص) به سوی ما آمد و گفت: پیامبر(ص) به شما اجازه فرمود تا زنان را متعه کنید. (یعنی ازدواج موقت نمایید.)

احمد بن حنبل از ابی سعید خدری روایت کرده است که ما در زمان رسول خدا(ص) متعه (ازدواج موقت) می‌کردیم و مهریه را لباس و جامه تعیین می‌نمودیم.[۲۵]

از امام باقر(ع) راجع به متعه سؤال شد ایشان فرمود: در قرآن کریم آمده است که …فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَیکمْ فِیمَا تَرَاضَیتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ ۚإِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیمًا حَکیمًا﴿۲۴﴾[ نساء–۲۴] و زنانی را که متعه [=ازدواج موقت] می‌کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. (بعداً می‌توانید با توافق، آن را کم یا زیاد کنید.) خداوند، دانا و حکیم است.[۲۷]

امام باقر(ع) فرمود: حضرت علی(ع) بارها می‌گفت: اگر عمر بر من سبقت نمی‌گرفت (و با خلافت خود متعه را تحریم نمی‌کرد) جز انسان‌های شقی (و یا خیلی کم) کسی زنا نمی‌کرد.[۲۸]

ابوحنیفه از امام صادق(ع) در مورد متعۀ نساء سئوال کرد، امام فرمود: سبحان الله آیا کتاب خدا را قرائت نکرده‌ای که فرمود «فَمَا استَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُنَّ فَئَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضةً»ابوحنیفه گفت به خدا سوگند گویی که اصلاً این آیه را قرائت نکرده بودم.[۲۹]

عبدالله بن عمیر لیثی نزد امام باقر(ع) آمد و گفت: نظرت درباره متعه زنان چیست؟ امام فرمود: خداوند آن را در کتابش و در سنت پیامبرش حلال نموده پس تا روز قیامت حلال است.[۳۰]

بنابر آنچه از تاریخ و روایات معتبر و نظریات فقهای اهل سنت برمی‌آید، گروهی از صحابه، حتی بعد از رحلت پیامبر(ص)؛ یعنی در زمان خلافت خلفا و نیز بعد از آنان، اعتقاد به ازدواج موقت داشته‌اند و نظریۀ فقهی آنان این بوده که متعه جایز و مباح است. این گروه عبارتند از:

گروهی از تابعین و تابع تابعین و عده‌ای از محدثان، معتقد به جواز متعه بودند. آنان کسانی بودند که مؤلفان صحاح سته و دیگران، در نقل از آنها و اعتماد به ایشان اتفاق نظر دارند. افرادی مانند مالک بن انس، احمد بن حنبل، سعید بن جبیر، عبدالله بن عبدالعزیز بن جریج، عطاء بن ابی رباح، طاووس یمانی، عمرو بن دینار، مجاهد بن جبر، سدّی، حکم بن عتیبه، ابن ابی ملیکه، زفر بن اوس بن حدثان مدنی و طلحة بن مصرّف الیامی.[۳۲]

مأمون هفتمین خلیفه عباسی علی رغم مخالفت‌های موجود در جامعه آن دوره حرمت متعه را برداشت و جایز شمردن عمل به چنین ازدواجی را اعلام کرد. اما پس از آنکه یحیی بن اکثم مشاور و قاضی القضاه مأمون و از علمای اهل سنت به او گفت امام علی(ع) نیز ازدواج موقت را حرام می‌دانست او نیز از به احترام امام علی(ع) از این حکم صرف نظر کرد.[۳۳]

به غیر از شیعه امامیه که معتقد است ازدواج موقت جایز و مشروع است، فرق اسلامی از جمله اهل سنت،[۳۴] اباضیه،[۳۵] زیدیه[۳۶] و اسماعیلیه[۳۷] معتقدند که آیه نکاح موقت نسخ شده است و به همین جهت، ازدواج موقت ممنوع است.

ازدواج موقّت یکی از دو قسم ازدواج، و عملی مستحب است.[۳۸] این نوع ازدواج، چهار رکن و جزء اساسی دارد. مهمترین تفاوت ازدواج موقت و دائم در مدت‌دار بودن ازدواج موقت و لزوم بیان مدت آن در صیغه عقد است. این ارکان عبارتند از صیغه، زوجین، مهر و تعیین مدت.

زن پس از تمام شدن مدّت متعه یا بخشیدن مدّت از جانب مرد، در صورت دخول و عدم حاملگی و حیض نشدن در سنّ حیض، باید ۴۵ روز عدّه نگه دارد، و در صورت حیض شدن، در اینکه عدّه او دو حیض است یا یک حیض یا یک حیض و نصف آن و یا دو طُهر (پاکی از حیض)، اختلاف است. قول نخست، مشهور است. عدّه زن حامله، وضع حمل او است.[۵۵]

به قول مشهور، زن غیر حامله‌ای که شوهرش فوت کرده است، باید چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد. برخی قائل به نصف آن شده‌اند. عدّه وفات در صورت حامله بودن زن، بیشترین مدّت از زمان وضع حمل و زمان عدّه وفات است.[۵۶]

هرچند به لحاظ فقهی، ناراحتی زن دائم، سبب حرمت ازدواج موقت نیست اما در برخی روایات سفارش شده است که باید مراعات حال همسر دائم شود و این کار اسباب ناراحتی وی را فراهم نکند. از جمله در روایتی از امام هادی(ع)، چنین آمده است:

باز در روایتی دیگر، امام هادی(ع) در پاسخ به پرسشی درباره متعه چنین فرموده است:

شهید مطهری معتقد است:

وی در مورد روایات متفاوتی که در مورد تشویق و نهی ائمه(ع) از ازدواج موقت صادر شده است می‌گوید:

محمد حسین کاشف الغطاء در مورد فلسفه ازدواج موقت می‌گوید:

وی معتقد است:

در مادۀ ۱۰۷۵ قانون مدنی٬ ازدواج موقت در قوانین ایران به رسمیت شناخته شده است. مطابق مواد ۱۰۹۵ تا ۱۰۹۸ قانون مدنی ترتیب‌هایی داده شده است که مهریۀ زن در ازدواج موقت به هر ترتیب به وی تسلیم شود. به تصریح مادۀ ۱۱۱۳ قانون مدنی٬ «در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده باشد یا آنکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.» بر طبق ماده ۱۱۳۹ طلاق مخصوص نکاح دائم است و در ازدواج موقت وجود ندارد. ماده ۱۱۵۲ در مورد عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع است و ماده ۱۱۵۴ در مورد عده وفات است.[۶۷]

نظر پیامبر درباره صیغه

در ماده ۲۱ قانون جدید حمایت خانواده در مورد ثبت نکاح موقت در دفاتر اسناد رسمی ازدواج و طلاق، سه مورد ضروری دانسته شده است: زوجه باردار شود، طرفین توافق کنند، شرط ضمن عقد؛[۶۸] یعنی ضمن عقد نکاح، طرفین شرط کنند که نکاح موقت آنها ثبت شود. قوانین قبلی الزامی بر ثبت ازدواج موقت نداشتند.

فقها و نویسندگان شیعه، از دوران‌های گذشته تا به امروز، در زمینه «متعه» یا «ازدواج موقت» کتاب‌ها و مقالات بسیار نگاشته‌اند و بر مشروعیت و جواز آن استدلال کرده‌اند،[۶۹] از جمله:



صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

نماز واجب • نمازهای یومیه • نماز مستحبی • نماز جمعه • نماز عید • نماز جماعت • نماز آیات • نماز میت • ارکان نماز • واجبات نماز

ازدواج موقّت یا مُتعَه یا نکاح مُنْقَطِع یا عقد موقت نوعی ازدواج است که زن با قرائت صیغه‌ای، خود را برای زمانی معین و محدود به ازدواج مرد در می‌آورد. آیه ۲۴ سوره نساء درباره ازدواج موقت نازل شده است. مسلمانان در مشروع بودن متعه در دوره پیامبر(ص) اتفاق نظر دارند؛ ولی در اینکه این حکم شرعی بعد از پیامبر نیز باقی است یا نه، اختلاف دارند.

فقهای امامیه به مشروع‌بودنِ ازدواج موقت پس از پیامبر(ص) معتقدند. این نوع ازدواج، در قانون مدنی ایران به رسمیت شناخته شده و ازدواج موقت در ایران به نام صیغه یا صیغه مَحرَمیت معروف است.

متعه یا ازدواج موقت بدین معناست که زن، شخصا یا به وسیله وکیل خویش، خود را برای مدتی معلوم با مهریه تعیین شده به ازدواج مردی درآورد که در ازدواج با او مانع شرعی نداشته باشد.

نظر پیامبر درباره صیغه

مانع شرعی عبارت است از مواردی که از نظر شرعی،‌ ازدواج ممنوع است مانند: خویشاوندی نَسبی یا سببی یا شیری یا عده یا شوهر داشتن.[۱]

منابع تاریخی اعم از شیعه و سنی نشان می‌دهد که در زمان رسول خدا(ص) و بعد از رحلت ایشان یعنی در زمان خلیفۀ اول نیز متعه نساء انجام شده است. حتی تا زمان خلافت خلیفۀ دوم نیز این نوع ازدواج مرسوم بود؛ اما خلیفۀ دوم در زمان خلافتش پس از یک ماجرا، این نوع ازدواج را حرام اعلام کرد و حتی تهدید کرد که هر کس پس از شنیدن این حکم مرتکب چنین ازدواجی شود، سنگسار می‌شود. به عنوان نمونه سه روایت از منابع اهل سنت نقل می‌شود. مشهورترین واقعه‌ای که در اکثر کتب روایی ذکر شده است جریان عمرو بن حریث است که به این شرح است:

در روایت دیگری از محمد بن اسود بن خلف نقل می‌کنند:

خلیفه دوم نکاح موقت را تحریم کرد ولی با توجه به نقل قولی که از او شده است، این تحریم «قانونی و عرفی» نه تحریم «شرعی و دینی». به عبارت دیگر، وی به خاطر اینکه تصور میکرد متعه دارای مفسده است، آن را ممنوع کرد. چنانکه خودش نیز این تحریم را به رسول الله نسبت نداد، بلکه می‌گوید: من آن را تحریم می‌کنم و کیفر مخالفت با آن را به خودش نسبت می‌دهد و نمی‌گوید خدا کیفر می‌دهد.[۴]

تِرمِذی روایتی را از عبدالله بن عمر نقل کرده که نشان میدهد مسلمانان با وجود این منع، هنوز از نظر شرعی، این نوع ازدواج را حلال میدانستند:

در روایتی از امام صادق(ع) آمده که پیامبر(ص) نیز ازدواج موقت داشته‌اند.[۶] در مورد انجام عمل متعه توسط ائمه(ع) نیز روایاتی وجود دارد مانند این که در روایتی آمده است امام علی(ع) با زنی از قبیله بنی نهشل در کوفه ازدواج موقت کرد.[۷] از آنجا که این روایت بر ازدواج آن حضرت در کوفه دلالت دارد معلوم می‌شود در زمان خلافت ایشان (یعنی پس از وفات پیامبر اسلام و عصر خلفای ثلاثه) این ازدواج صورت گرفته‌است؛ چرا که قبل از آن امام علی(ع) در مدینه زندگی می‌کرد.

مهم‌ترین زمینه بحث قرآنی ازدواج موقت، آیه ۲۴ سوره نساء است.
فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ۚ…﴿۲۴﴾[ نساء–۲۴] (ترجمه:و زنانی را که متعه [= ازدواج موقت‌] می‌کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید.)

خداوند متعال در این آیه شریفه بر لزوم پرداخت مهری که برای ازدواج موقت مقرر کرده اید تاکید دارد. این نحوه بیان نشان می‌دهد که اصل جواز ازدواج موقت، مسئله‌ای مسلم بوده است و قرآن کریم صرفا بر لزوم پرداخت مهریه تاکید دارد.

زمخشری در تفسیر کشاف[۸] از ابن عباس نقل می‌کند که این آیه از آیات محکم قرآن است. میبدی در کشف الاسرار به نقل از حسن و مجاهد می‌گوید که آیه از آیات محکم است[۹] و ثعلبی در الکشف و البیان[۱۰] روایتی از حضرت علی(ع) نقل می‌کند که این آیه نسخ نشده است.

تفسیر قمی،[۱۱] البرهان،[۱۲] آلاء الرحمن،[۱۳] تفسیر جوامع الجامع،[۱۴] مجمع البیان،[۱۵] و تفسیر المیزان،[۱۶] تصریح کرده‌اند که این آیه درباره ازدواج موقت نازل شده است.

کلمه مُتعِه که «اسْتَمْتَعْتُم» از آن گرفته شده است در اسلام به معنی ازدواج موقت است، و لفظی است که معنای اصطلاحی خود را در زمان حیات رسول الله به دست آورده است. به همین جهت، این کلمه با همین معنا در روایات پیامبر(ص) و کلمات صحابه به دفعات به کار برده شده است.
صحابه و تابعین مانند ابن عباس دانشمند و مفسر معروف اسلام و ابی ابن کعب و جابر بن عبدالله و عمران حصین و سعید بن جبیر و مجاهد و قتاده و سدی و گروه زیادی از مفسران اهل تسنن و تمام مفسران شیعه همگی از آیه فوق، حکم ازدواج موقت را فهمیده‌اند. حتی فخر رازی نیز به این مسئله اعتراف کرده که این آیه به جواز ازدواج موقت اشاره دارد. هرچند در ادامه مدعی می‌شود که این حکم، بعدا نسخ شده است.
در روایات ائمه اطهار نیز به این مسئله اشاره شده که این آیه مربوط به جواز متعه است.[۱۷]

ادعا شده که این آیه توسط روایات، نسخ شده است ولی روایاتی که حکایت از نسخ این حکم در زمان پیامبر(ص) می‌کند بسیار پریشان و ضد و نقیض‌اند، بعضی می‌گوید: در جنگ خیبر نسخ شده، بعضی دیگر روز فتح مکه را زمان نسخ می‌دانند، بعضی نیز آن را در جنگ تبوک و بعضی در جنگ اوطاس(جنگ حنین یا هوازن) ذکر کرده‌اند، و مانند آن.[۱۸]

از طرف دیگر بعضی می‌گویند خود پیامبر(ص) این حکم را نسخ کرده و بنابراین ناسخ آن، سنت و حدیث پیامبر(ص) است و در مقابل عده‌ای می‌گویند ناسخ آن آیه طلاق است …إِذَا طَلَّقْتُمُ النِّسَاءَ فَطَلِّقُوهُنَّ لِعِدَّتِهِنَّ…﴿۱﴾ (ترجمه: …چون زنان را طلاق گویید، در [زمان‌بندی‌] عدّه آنان طلاقشان گویید و حساب آن عدّه را نگه دارید،…)[ طلاق–۱] درحالی که این آیه ارتباطی با مسئله مورد بحث ندارد زیرا این آیه درباره طلاق بحث می‌کند درحالی که ازدواج موقت طلاق ندارد و جدایی آن به هنگام پایان مدت آن است.

قدر مسلم این است که اصل مشروع بودن این نوع ازدواج در زمان پیامبر(ص) قطعی است و هیچ گونه دلیل قابل اعتمادی درباره نسخ شدن آن در دست نیست. بنابراین طبق قانون مسلمی که در علم اصول به اثبات رسیده باید حکم به بقاء این قانون کرد.
جمله مشهوری که از عمر نقل شده نیز گواه روشنی بر این حقیقت است که این حکم در زمان پیامبر(ص) هرگز نسخ نشده است.
هیچ کس جز پیامبر(ص) حق نسخ احکام را ندارد، و تنها او است که می‌تواند به فرمان خدا پاره‌ای از احکام را نسخ کند، و بعد از رحلت پیامبر(ص) باب نسخ به کلی مسدود می‌شود و گرنه هر کسی می‌تواند به اجتهاد خود قسمتی از احکام الهی را نسخ نماید و دیگر چیزی به نام شریعت جاودان و ابدی باقی نخواهد ماند. و اصولا اجتهاد در برابر سخنان پیامبر(ص) اجتهاد در مقابل نص است که هیچ اعتباری ندارد.[۱۹]

صحیح مسلم،[۲۰] صحیح بخاری،[۲۱] مصنف ابن ابی شبیه[۲۲] و مسند احمد[۲۳] از عبدالله بن مسعود روایت کرده‌اند که گفت: ما در کنار رسول خدا(ص) می‌جنگیدیم و همسر نداشتیم، گفتیم: بهتر نیست خود را اَخته کنیم؟ پیامبر(ص) ما را از این کار بازداشت. سپس به ما اجازه داد تا با پرداخت مهریه (جامه و امثال آن) زنان را به عقد موقت خود درآوریم.

صحیح بخاری[۲۴] از جابر بن عبدالله و مسلمة بن اکوع روایت کرده است که: منادی رسول خدا(ص) به سوی ما آمد و گفت: پیامبر(ص) به شما اجازه فرمود تا زنان را متعه کنید. (یعنی ازدواج موقت نمایید.)

احمد بن حنبل از ابی سعید خدری روایت کرده است که ما در زمان رسول خدا(ص) متعه (ازدواج موقت) می‌کردیم و مهریه را لباس و جامه تعیین می‌نمودیم.[۲۵]

از امام باقر(ع) راجع به متعه سؤال شد ایشان فرمود: در قرآن کریم آمده است که …فَمَا اسْتَمْتَعْتُم بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً ۚ وَلَا جُنَاحَ عَلَیکمْ فِیمَا تَرَاضَیتُم بِهِ مِن بَعْدِ الْفَرِیضَةِ ۚإِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیمًا حَکیمًا﴿۲۴﴾[ نساء–۲۴] و زنانی را که متعه [=ازدواج موقت] می‌کنید، واجب است مهر آنها را بپردازید. و گناهی بر شما نیست در آنچه بعد از تعیین مهر، با یکدیگر توافق کرده‌اید. (بعداً می‌توانید با توافق، آن را کم یا زیاد کنید.) خداوند، دانا و حکیم است.[۲۷]

امام باقر(ع) فرمود: حضرت علی(ع) بارها می‌گفت: اگر عمر بر من سبقت نمی‌گرفت (و با خلافت خود متعه را تحریم نمی‌کرد) جز انسان‌های شقی (و یا خیلی کم) کسی زنا نمی‌کرد.[۲۸]

ابوحنیفه از امام صادق(ع) در مورد متعۀ نساء سئوال کرد، امام فرمود: سبحان الله آیا کتاب خدا را قرائت نکرده‌ای که فرمود «فَمَا استَمْتَعْتُم بِهِ مِنهُنَّ فَئَاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضةً»ابوحنیفه گفت به خدا سوگند گویی که اصلاً این آیه را قرائت نکرده بودم.[۲۹]

عبدالله بن عمیر لیثی نزد امام باقر(ع) آمد و گفت: نظرت درباره متعه زنان چیست؟ امام فرمود: خداوند آن را در کتابش و در سنت پیامبرش حلال نموده پس تا روز قیامت حلال است.[۳۰]

بنابر آنچه از تاریخ و روایات معتبر و نظریات فقهای اهل سنت برمی‌آید، گروهی از صحابه، حتی بعد از رحلت پیامبر(ص)؛ یعنی در زمان خلافت خلفا و نیز بعد از آنان، اعتقاد به ازدواج موقت داشته‌اند و نظریۀ فقهی آنان این بوده که متعه جایز و مباح است. این گروه عبارتند از:

گروهی از تابعین و تابع تابعین و عده‌ای از محدثان، معتقد به جواز متعه بودند. آنان کسانی بودند که مؤلفان صحاح سته و دیگران، در نقل از آنها و اعتماد به ایشان اتفاق نظر دارند. افرادی مانند مالک بن انس، احمد بن حنبل، سعید بن جبیر، عبدالله بن عبدالعزیز بن جریج، عطاء بن ابی رباح، طاووس یمانی، عمرو بن دینار، مجاهد بن جبر، سدّی، حکم بن عتیبه، ابن ابی ملیکه، زفر بن اوس بن حدثان مدنی و طلحة بن مصرّف الیامی.[۳۲]

مأمون هفتمین خلیفه عباسی علی رغم مخالفت‌های موجود در جامعه آن دوره حرمت متعه را برداشت و جایز شمردن عمل به چنین ازدواجی را اعلام کرد. اما پس از آنکه یحیی بن اکثم مشاور و قاضی القضاه مأمون و از علمای اهل سنت به او گفت امام علی(ع) نیز ازدواج موقت را حرام می‌دانست او نیز از به احترام امام علی(ع) از این حکم صرف نظر کرد.[۳۳]

به غیر از شیعه امامیه که معتقد است ازدواج موقت جایز و مشروع است، فرق اسلامی از جمله اهل سنت،[۳۴] اباضیه،[۳۵] زیدیه[۳۶] و اسماعیلیه[۳۷] معتقدند که آیه نکاح موقت نسخ شده است و به همین جهت، ازدواج موقت ممنوع است.

ازدواج موقّت یکی از دو قسم ازدواج، و عملی مستحب است.[۳۸] این نوع ازدواج، چهار رکن و جزء اساسی دارد. مهمترین تفاوت ازدواج موقت و دائم در مدت‌دار بودن ازدواج موقت و لزوم بیان مدت آن در صیغه عقد است. این ارکان عبارتند از صیغه، زوجین، مهر و تعیین مدت.

زن پس از تمام شدن مدّت متعه یا بخشیدن مدّت از جانب مرد، در صورت دخول و عدم حاملگی و حیض نشدن در سنّ حیض، باید ۴۵ روز عدّه نگه دارد، و در صورت حیض شدن، در اینکه عدّه او دو حیض است یا یک حیض یا یک حیض و نصف آن و یا دو طُهر (پاکی از حیض)، اختلاف است. قول نخست، مشهور است. عدّه زن حامله، وضع حمل او است.[۵۵]

به قول مشهور، زن غیر حامله‌ای که شوهرش فوت کرده است، باید چهار ماه و ده روز عدّه نگه دارد. برخی قائل به نصف آن شده‌اند. عدّه وفات در صورت حامله بودن زن، بیشترین مدّت از زمان وضع حمل و زمان عدّه وفات است.[۵۶]

هرچند به لحاظ فقهی، ناراحتی زن دائم، سبب حرمت ازدواج موقت نیست اما در برخی روایات سفارش شده است که باید مراعات حال همسر دائم شود و این کار اسباب ناراحتی وی را فراهم نکند. از جمله در روایتی از امام هادی(ع)، چنین آمده است:

باز در روایتی دیگر، امام هادی(ع) در پاسخ به پرسشی درباره متعه چنین فرموده است:

شهید مطهری معتقد است:

وی در مورد روایات متفاوتی که در مورد تشویق و نهی ائمه(ع) از ازدواج موقت صادر شده است می‌گوید:

محمد حسین کاشف الغطاء در مورد فلسفه ازدواج موقت می‌گوید:

وی معتقد است:

در مادۀ ۱۰۷۵ قانون مدنی٬ ازدواج موقت در قوانین ایران به رسمیت شناخته شده است. مطابق مواد ۱۰۹۵ تا ۱۰۹۸ قانون مدنی ترتیب‌هایی داده شده است که مهریۀ زن در ازدواج موقت به هر ترتیب به وی تسلیم شود. به تصریح مادۀ ۱۱۱۳ قانون مدنی٬ «در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اینکه شرط شده باشد یا آنکه عقد مبنی بر آن جاری شده باشد.» بر طبق ماده ۱۱۳۹ طلاق مخصوص نکاح دائم است و در ازدواج موقت وجود ندارد. ماده ۱۱۵۲ در مورد عده طلاق و فسخ نکاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نکاح منقطع است و ماده ۱۱۵۴ در مورد عده وفات است.[۶۷]

نظر پیامبر درباره صیغه

در ماده ۲۱ قانون جدید حمایت خانواده در مورد ثبت نکاح موقت در دفاتر اسناد رسمی ازدواج و طلاق، سه مورد ضروری دانسته شده است: زوجه باردار شود، طرفین توافق کنند، شرط ضمن عقد؛[۶۸] یعنی ضمن عقد نکاح، طرفین شرط کنند که نکاح موقت آنها ثبت شود. قوانین قبلی الزامی بر ثبت ازدواج موقت نداشتند.

فقها و نویسندگان شیعه، از دوران‌های گذشته تا به امروز، در زمینه «متعه» یا «ازدواج موقت» کتاب‌ها و مقالات بسیار نگاشته‌اند و بر مشروعیت و جواز آن استدلال کرده‌اند،[۶۹] از جمله:





پاسخ های مختلفی در همین پایگاه وجود دارد که مستقیم یا غیر مستقیم به متعه و شرایط آن می پردازد،[1] اما از میان سه روایت اشاره شده در پرسشتان، تنها آخرین روایت در منابع معتبر شیعی وجود داشته و دو روایت اول نه تنها در کتب اربعه مشاهده نشده، بلکه در مجموعه های روایی متأخری که احادیث بیشتری را جمع آوری کرده اند نیز اثری از آنها نیست.


 

اما متن روایت سوم که ترجمه آن در پرسش وجود دارد، این گونه است: “وَ رَوَى صَالِحُ بْنُ عُقْبَةَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ قُلْتُ لَهُ لِلْمُتَمَتِّعِ ثَوَابٌ قَالَ إِنْ کَانَ یُرِیدُ بِذَلِکَ وَجْهَ اللَّهِ تَعَالَى وَ خِلَافاً عَلَى مَنْ أَنْکَرَهَا لَمْ یُکَلِّمْهَا کَلِمَةً إِلَّا کَتَبَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ بِهَا حَسَنَةً وَ لَمْ یَمُدَّ یَدَهُ إِلَیْهَا إِلَّا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ حَسَنَةً فَإِذَا دَنَا مِنْهَا غَفَرَ اللَّهُ تَعَالَى لَهُ بِذَلِکَ ذَنْباً فَإِذَا اغْتَسَلَ غَفَرَ اللَّهُ لَهُ بِقَدْرِ مَا مَرَّ مِنَ الْمَاءِ عَلَى شَعْرِهِ قُلْتُ بِعَدَدِ الشَّعْرِ قَالَ نَعَمْ بِعَدَدِ الشَّعْرِ”.[2]


 

نظر پیامبر درباره صیغه

در ارتباط با این روایت نیز نکته ای قابل توجه است مبنی بر این که تمام ثواب های وعده داده شده موجود در روایت، هنگامی است که نیت الاهی در انجام این عمل باشد و می دانیم که اعمال مباح نیز اگر با نیتی الاهی انجام شود، انتظار پاداش از آن، دور از انتظار نخواهد بود.


 

در روایتی نقل شده است که پیامبر (ص) به اباذر توصیه فرمود که با همسر دائم خود ارتباط جنسی برقرار کرده و منتظر پاداش اخروی آن باشد. ابوذر با تعجب پرسید: از این کار هم پاداشی خواهم برد؟! پیامبر (ص) پاسخ دادند: همان گونه که در روابط نامشروع باید منتظر مجازات بود، روابط مشروع نیز پاداش را به دنبال خواهد آورد.[3]


 

براین اساس، هیچ جای تعجب نیست که روابط مشروعی که در قالب عقد موقت شکل می گیرد نیز دارای پاداش و ارزش معنوی باشد.


 

[1]

 
از جمله پاسخ های، 3181 (سایت: 3427)، 

3320 (سایت: 4098)، بررسی احادیث متعه، 6021، 
متعه های متعدد و …

[2]

 
شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 463، ح 4600، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1413 هـ ق.

[3]

 
کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 5، ص 496، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365 هـ ش.

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

ما 10946 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و استفاده از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز است.



ازدواج موقت یکی از سنت های اسلامی است که در قرآن مجید جواز آن اعلام شده است.

این سنت حسنه در زمان رسول خدا (ص) و خلیفه اول و برهه ای از دوران خلیفه دوم در جامعه اسلامی جاری بوده است، تا زمانی که خلیفه دوم از آن منع کرد. ائمه معصومین (ع)، همواره مردم را به این ازدواج تشویق می کردند؛ چرا که در جامعه آن روز این سنت الاهی به شکل بدعت آلودی حرام شده بود. اما روایاتی که در این زمینه وارد شده است همانند دیگر روایات نیاز به بررسی سندی و دلالتی دارد که در پاسخ تفصیلی بدان می پردازیم به علاوه برای فهم دقیق آنها لازم است فضای صدور روایات و فرهنگ حاکم در آن زمان ملاحظه شود.

نظر پیامبر درباره صیغه

ازدواج موقت یکی از سنت های اسلامی است که در قرآن مجید جواز آن اعلام شده است
.

این سنت حسنه در زمان رسول خدا (ص) و خلیفه اول و برهه ای از دوران خلیفه دوم، تا زمانی که خلیفه دوم از آن منع کرد در جامعه اسلامی جاری بوده است. ائمه معصومین (ع)، همواره مردم را به این ازدواج تشویق می کردند؛ چرا که در جامعه آن روز این سنت الاهی به شکل بدعت آلودی حرام شده بود و انجام آن از سوی مؤمنان نوعی مقابله با این بدعت بوده است. بنابراین، استحباب این ازدواج از سوی شیعه به این دلیل بوده است. این نکته در روایات نیز تذکر داده شده است
.

اما بحث روایی بحث بسیار دقیقی است و استفاده از روایات هم تخصص می خواهد هم بحث های سندی که آیا اصل این روایت درست است یا نه؟ و هم بحث دلالتی یعنی این که به فرض درست بودن اصل روایت معنای روایت و مفاد قابل استفاده اش چیست؟ مثلا از مسائل مهمی که در فهم روایت مهم است شأن صدور است چیزی مشابه شأن نزول آیه که روایت در چه فضایی و دقیقاً چه موضوعی و در پاسخ به چه مسئله ای مطرح شده است.

ما هم به نوعی با شما موافقیم؛ یعنی طرح احادیث توسط افراد غیرکارشناس و بدون مطالعه کافی درست نیست

به همین خاطر از زمان خود ائمه افرادی حق نقل و بیان احادیث را داشته اند که اجازه روایت داشته باشند. برای روشن شدن روایاتی که به آنها اشاره کرده اید لازم است با دقت سند و متن آنها بررسی شود:


روایت اول :

این روایت در کتاب شریف کافی با این سند آمده است :

عدة من أصحابنا ، عن أحمد بن محمد بن خالد ، عن محمد بن علی ، عن محمد بن أسلم ، عن إبراهیم بن الفضل ، عن أبان بن تغلب قال : قلت لأبی عبد الله ( علیه السلام ) : إنی أکون فی بعض الطرقات فأرى المرأة الحسناء و لا آمن أن تکون ذات بعل أو من العواهر؟ قال: لیس هذا علیک إنما علیک أن تصدقها فی نفسها.

[1]

در سند این روایت ، محمد بن علی و محمد بن أسلم از غلات و ضعیف الحدیث هستند و ابراهیم بن فضل الهاشمی مجهول است .

البته در همین باب (باب انها مصدقة علی نفسها) روایت بعد از این روایت از حیث سند صحیح است یعنی تمام راویان موثق و امامی هستند و سند تا امام متصل است و محتوای روایت همین است.

اما با توجه به این که در روایات ما عام و خاص، مطلق و مقید، حتی گاهی نیز عبارات متناقض وجود دارد که این فهم ما را از روایات دچار مشکل می کند از این رو باید برای درک دقیق آن به متخصصان و کارشناسان در حدیث (مجتهدین) مراجعه نمود تا مبتلا به کج فهمی و یا تفسیر به رأی نشویم. به هر حال این نکته با بحث کارشناسی به اثبات رسیده است که اگر زن بگوید شوهر ندارم به شرطی که متّهم به دروغ گویی نباشد، حرف او پذیرفته مى‏شود.

[2]

روایت دوم شما را نتوانستیم در مصادر موجود پیدا کنیم؛ لذا نمی ‌توانیم در باره آن‌ نظری بدهیم.

اما روایت سوم : اصل روایت این است: أبی عن سعد ، عن حماد بن یعلی ، عن أبیه، عن حماد بن عیسى عن زرارة ، عن أبی جعفر (ع) قال : لهو المؤمن فی ثلاثة أشیاء: التمتع بالنساء و مفاکهة الاخوان و الصلاة باللیل.

[3]

در سند این روایت نیز حماد بن یعلی و پدرش یعلی بن حماد وجود دارد که هر دوی آن‌ها مجهول هستند ؛ از این رو ، روایت از نظر سند ضعیف است. اما از نظر معنا اشکالی بر آن وارد نیست؛ زیرا ازدواج موقت حتی اگر برای لذت بردن باشد مشروع و جایز است. علاوه می توان تمتع در روایت را به نکاح دائم حمل کرد، در این صورت روایت بیگانه از موضوع بحث خواهد شد.

اما روایت چهارمی که آورده‌اید اولا: دو سند دارد که هر دوی آنها ضعیفند ولی حدیث دیگری در همان باب وجود دارد که از نظر سند صحیح است یعنی تمام راویان آن موثق و امامی هستند و سند تا معصوم متصل است و بنا بر این از حیث فقهی می توان به محتوای حدیث اطمینان پیدا کرد.

ثانیا: معنای صحیح آن چنین است: براى او مستحب است (نه این که لازم باشد) که خداوند را با انجام متعه اطاعت نماید و برای زایل شدن قسمی که خورده و‌ آن قسم معصیت بوده، یک بار هم که شده متعه نماید

[4]

.

حدیث پنجم را نیز در هیچ یک از کتب روائی نیافتیم.

بنابراین به طور کلی حلال بودن متعه مورد اتفاق همه علمای شیعه است حتی اگر صرفاً به جهت تلذذ و بهره گیری جنسی باشد و این مطلب از روایات دیگری غیر از روایات مذکور که تعدادشان کم هم نیست و از اعتبار کافی نیز برخوردارند، به روشنی برداشت می شود.


برای اطلاع بیشتر مراجعه فرمایید:

نظر پیامبر درباره صیغه

نمایه ازدواج موقت و آرامش شماره 2925 (سایت: 3130).

نمایه ازدواج موقت در قران و سیره معصومین شماره 2965 (سایت: 3467).

نمایه جواز ازدواج موقت شماره 844 (سایت: 915).

نمایه مشکلات فراروی اجرای ازدواج موقت در جامعه شماره 347 (سایت: 353).

[1]

 

 ثقة الاسلام الکلینی، الکافی، ج 5، ص 462، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1365، هـ ش.

[2]

توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج ‏2، ص 499، مسأله 2456 همراه با پاورقی از آیات عظام: فاضل لنکرانی (ره)، سیستانى و مکارم شیرازی.

[3]

 
الشیخ الصدوق، الخصال، ج 1، ص 161
، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1403، هـ ق.

[4]

 

 عاملی، شیخ حر، وسائل الشیعه، ج 21، ص 17(باب استحباب متعه اگر چه عهد یا نذری بر ترک آن کرده باشد)
 
مؤسسه آل البیت (ع)، قم، 1409، هـ ق.”….
یستحب له أن یطیع الله تعالى بالمتعة لیزول عنه الحلف فی المعصیة و لو مرة واحدة.”

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

ما 10954 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و استفاده از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز است.

امام رضا عليه‌ السلام مى ‌فرمايد: عاشقانه در تمام موارد كار كنيد. برخورد زن و شوهر در خانه هم بايد برخورد عاشقانه باشد، اگر نباشد ما اصلًا آن زندگى را قبول نداريم آن خانه را قبول نداريم.مردى خدمت حضرت رضا عليه‌ السلام رسيد راجع به ازدواج موقت از حضرت سؤال كرد، گفت: شرايط ازدواج موقت چيست؟ حضرت فرمود: زن دارى؟ عرض كرد: بله، فرمود: اين سؤال به تو ربطى ندارد، چون امام مى‌ داند اگر به او بگويد خوب است مى ‌رود يك زيباتر از زن خود پيدا مى ‌كند بعد دلگرم به او مى ‌شود، بعد زن سى ساله خود كه شش تا بچه را بزرگ كرده، تمام ارزش هاى خانه را زير پا مى ‌گذارد مى‌ رود دنبال شهوت.

 

خيلى چيزها را ائمه عليهم‌ السلام قبول ندارند و ما قبول داريم خيلى چيزها را خدا قبول ندارد و ما قبول داريم، خيلى چيزها را آنها قبول دارند و ما قبول نداريم و خيلى به نظرمان عادى و ساده است.بعضى چيزها عيب ‌هاى خيلى بزرگ پيدا مى ‌كند، اگر هم اولش عيب نداشته باشد، بعداً پيدا مى‌ كند.چرا مى‌ گويد: دروغ به شوخى هم حرام است؟ براى اينكه مقدمه ورود به دروغ جدى است، چرا مى ‌گويد: نگاه كردن شعبه ‌اى از زنا است و هر نگاه كردنى تيرى از تيرهاى مسموم شيطان است كه به چشمت خورده و چرا مى ‌گويد: اگر هر كسى به نامحرم نگاه كند به تعداد نگاه ‌هايش در جهنم تيرهايى از آتش و آهن گداخته به چشم او مى ‌زنند چون مقدمه زناست، چون مقدمه هجوم به ناموس يك مملكت است، چون مقدمه خراب كردن يك خانواده است، چون مقدمه متلاشى كردن يك كانون گرم خانه مسلمان است، چرا بايد دروغ گفت؟

ما اول بايد سراغ قرآن برويم قبل از روايت، آنجايى كه قرآن براى ما روشن نبود واجب است سراغ روايت برويم، حالا وقتى مى ‌گويد: اگر انسان دروغ بگويد بوى بدى از اين دهان به فضا مى ‌رسد كه ملائكه عالم از استشمام اين بوى بد چون موجود زنده‌ اند، چنان ناراحت مى ‌شوند كه همه يك پارچه فرياد مى ‌زنند الهى اين دروغگو را لعنت كن. حالا آدم در نماز دروغ بگويد، به پروردگار آنجا كه مى ‌گويد: «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ » من بنده تو هستم اما خدا مى ‌بيند كه او بنده شكمش هم هست، بنده هوايش هم است، بنده شرق و غرب هم است، خوب اين دروغ است.چه كسى گفته شخصيت افراد شكسته شود؟ اسلام كه دين شخصيت دهى است، زن بايد كمال اعتماد را به مردش داشته باشد، مرد هم بايد كمال اعتماد را به زنش داشته باشد، رابطه خانه هم بايد عاشقانه باشد.آن وقت امام صادق عليه ‌السلام مى‌ فرمايد: ما اين خانه را به عنوان خانه اسلامى امضا مى‌ كنيم.

برگرفته از کتاب صبر از ديدگاه اسلام، نوشته استاد حسین انصاریان

نظر پیامبر درباره صیغه

گزارش خطا
 

ما برای بهبود خدمات خود از کوکی‌ها استفاده می‌کنیم. جزئیات بیشتر را در صفحه “حفظ حریم خصوصی کاربران” در وبسایت دویچه وله بخوانید.

ازدواج موقت در احکام شیعه “حلال” و گاه دارای “اجر و ثواب” دانسته می‌شود و شاید به همین دلیل نزد طلبه‌ها و روحانیون نسبت به دیگر گروه‌های اجتماعی محبوب‌تر است. گاه زنان هم برای “ثواب” به ازدواج موقت با طلبه‌ها تن می‌دهند.

“صیغه” یا “متعه” در فقه اسلامی، نام دیگر “ازدواج موقت” است و راه و رسمی است که بخشی از فقها و روحانیون برای “به گناه نیفتادن جوانان” تجویز می‌کنند.

نظر پیامبر درباره صیغه

در ازدواج موقت مدت ازدواج و مهریه از ابتدا باید مشخص باشد، اما آن چه باعث تسهیل فقهی این نوع ازدواج می‌شود، این است که در نظر تعدادی از مراجع شیعه، دختر جهت ازدواج موقت نیازی به “اذن پدر” ندارد.

ازدواج موقت در فقه شیعه “حلال” است. در سال‌های گذشته، حکومت ایران و متولیان فرهنگ رسمی تلاش زیادی برای جا انداختن این مسئله در میان مردم کرده‌اند. از جمله، مصطفی پورمحمدی، وزیر سابق کشور و وزیر کنونی دادگستری، در خرداد ۸۶ گفته بود: «ما نباید از ترویج ازدواج موقت جوانان در جامعه که حکم خدا می‌باشد، پروا داشته باشیم و این مسئله باید با جسارت در کشور ترویج شود.»

این اظهار نظر با واکنش‌های گسترده مخالفان و موافقان ترویج ازدواج موقت روبه‌رو شد. پیش از این نیز در دهه ۷۰، هاشمی رفسنجانی، رئیس‌جمهور وقت، بحث ترویج ازدواج موقت را پیش کشیده بود که با واکنش مخالفان، مسکوت ماند.

با وجود تمام تبلیغات، ازدواج موقت در فرهنگ عمومی مردم ایران همچنان مذموم است.

در این میان، گفته می‌شود طلبه‌ها و روحانیون جوان به ویژه در شهرهای مذهبی قم و مشهد، به این مسئله علاقه نشان می‌دهند. طلبه‌ها و روحانیون بنا به تجویز شرع و فرهنگ سنتی ایرانی، عموماً در سنین خیلی کم ازدواج می‌کنند، اما ظاهراً با وجود این، همچنان به ازدواج موقت، چه پیش از ازدواج دائم و چه خارج از رابطه با همسر دائم خود علاقه نشان می‌دهند.

در مسئله ازدواج موقت نیز مانند اکثر مسائل مربوط به سکس در ایران، آمار و ارقام دقیقی وجود ندارد و پژوهش خاصی انجام نشده است. به این ترتیب گفته‌ها و شنیده‌ها درباره این موضوع، چندان مستند نیستند و معمولاً حاصل مشاهدات شخصی هستند.

حکومت ایران روی این مسائل حساسیت خاصی دارد. به خصوص دادگاه ویژه روحانیت، با مسئله ازدواج موقت و صیغه در میان روحانیون و طلبه‌ها شدیدا برخورد می‌کند. برخوردی که البته مانع گرایش روحانیون و طلبه‌ها به این نوع رابطه نشده است.

در سال‌های گذشته شخصی به نام شیخ حسین وافی، تشکیلاتی شامل چند «خانه عفاف» در شهر قم اداره می‌کرد که در آن‌ها خدمات ازدواج موقت به طلبه‌ها ارائه می‌شد. در این خانه‌ها زنانی بودند که (بنا به شرطی که بین فقیهان شیعه «عدم دخول» نامیده می‌شود) می‌توانستند در یک روز در چارچوب ازدواج موقت با چند مرد رابطه داشته باشند.

این خانه‌های عفاف با حکم دادگاه ویژه روحانیت قم برچیده شدند و شیخ حسین وافی برای چند سال راهی زندان شد.

یک روحانی به دویچه‌وله می‌گوید: «از آن‌جا که جامعه کشش این مسئله را ندارد و از مقبولیت اجتماعی برخوردار نیست، و هم این‌که دادگاه ویژه روحانیت با این مسئله برخورد می‌کند، طلبه‌ها از علنی کردن این مسئله شدیداً پرهیز می‌کنند و در مورد آن اطلاعات نمی‌دهند.» او همچنین معتقد است در طول چهارده سالی که با طیف‌های مختلفی از طلبه‌ها ارتباط داشته، مسئله ازدواج موقت کم‌رنگ شده است.

رواج بیشتر در شهرهای مذهبی

روحانی دیگری که در شیراز تحصیل کرده، می‌گوید در یکی از قدیمی‌ترین حوزه‌های علمیه ایران که در گذشته دور نیز مرکز جهان اسلام بوده است، به نام «حوزه علمیه خان»، به دلیل نحوه مدیریتش در سال‌های گذشته، مسئله صیغه شدیدا رایج بوده است و طلبه‌های آن‌جا به این کار معروف بوده‌اند.

این روحانی جوان می‌گوید که “صیغه‌ کردن” در شهرهای قم و مشهد بسیار رایج است و حتی دفتر رسمی برای این کار وجود دارد و طلبه‌ها هم از این کار خیلی خوششان می‌آید و «از همان اوایل دست به صیغه‌شان خوب است».

وی می‌گوید وقتی به طلبه‌های این شهرها اعتراض می‌کرد، به او می‌گفتند «می‌خواهی حلال خدا را حرام کنی؟» به نظر این روحانی جوان، «قسم» و «طلاق» هم حلال است، اما مذموم. او می‌گوید: «صیغه حلالی است که فرد تا مجبور نشود نباید دست به آن بزند.»

او دلیل رواج این مسائل در قم را این می‌داند که روش مدیریت در حوزه‌های این شهر غلط است و طلبه‌ها به قصد نمره و نه به قصد یادگیری درس می‌خوانند و به این دلیل «می‌افتند توی این کارها.» وی می‌گوید طلبه‌هایی که در قم و مشهد برای خدا درس می‌خوانند، نه مقام و پول، در اکثریت نیستند.

پیدا کردن «زنان صیغه‌ای»

گفته می‌شود زنانی که در ایران «زنان صیغه‌ای» خوانده می‌شوند، در شهر قم، در قبرستان شیخان و اطراف آن حضور چشمگیری دارند.

حیاط بزرگ مسجد امام حسن عسگری، صحن و اطراف حرم معصومه، خیابان ارم، گذر خان و اطراف مدرسه گلپایگانی دیگر جاهایی هستند که می‌توان «زنان صیغه‌ای» را پیدا کرد. این زنان در قالب دست‌فروش و «گدا» نیز حضور دارند.

همچنین گفته می‌شود بعضی طلبه‌ها شماره‌ تلفن‌های برخی از این زنان را دارند که آن را در اختیار دوستان خود قرار می‌دهند یا گاهی خود واسطه آشنایی زنان صیغه‌ای و دوستان‌شان می‌شوند.

حتی گفته می‌شود آرایشگاهی در شهر قم به مشتریان مطمئن خود شماره‌ تلفن ‌برخی از این زنان را می‌دهد و خودش طلبه‌ها را با زنان صیغه‌ای آشنا می‌کند. برخی روحانیون نیز بابت انجام «کار خیر» و «نجات جوانان از گناه» ممکن است زنان صیغه‌ای را به طلبه‌های جوان معرفی کنند.

پاداش و اجر اخروی در فقه شیعه

روایات و احادیث متعددی در خصوص اجر و پاداش اخروی برای «متعه» در میان شیعیان وجود دارد، اما غالب این روایات نامعتبر به نظر می‌رسند. هرچند که در نهایت برخی فقیهان شیعه به استناد سخنان باقی‌مانده از پیامبر اسلام و امامان شیعه، ازدواج موقت را دارای ثواب می‌دانند.

از جمله در حدیثی از محمد باقر، امام پنجم شیعیان، آمده است که اگر متعه «با نیت الهی» انجام شود، به تعداد موهای بدن از گناهان فرد بخشیده خواهد شد (کتاب “من لا یحضره الفقیه”).

به این دلیل حتی برخی «زنان صیغه‌ای»، هدف خود از این کار را، «ثواب آن» می‌دانند.

از سوی دیگر، گفته می‌شود همسران طلبه‌ها، به شدت با این موضوع مخالف هستند و گاهی آن را خیانت به خانواده می‌دانند. زنانی که خود طلبه هستند، ازدواج موقت را به شکلی تفسیر می‌کنند که به هیچ وجه با شرایط همسر خودشان سازگار نباشد.

گفته می‌شود در قم گاهی پیش آمده که ازدواج موقت طلبه‌ای افشا شده و موجب نفرت همسران دیگر طلبه‌ها از وی شده است.

آیا همه این حرف‌ها شایعه است؟

اما گروهی از روحانیون نظر کاملاً متفاوتی در مورد رواج ازدواج موقت در میان این قشر دارند. طلبه جوانی که در زنجان و قم تحصیل کرده، به دویچه‌وله می‌گوید: «شایعه همیشه بزرگ‌تر از واقعیت است. موضوع صیغه برای من هم مسئله بود، پیگیر آن شدم و نتیجه‌ای کاملا متفاوت از شنیده‌ها گرفتم: افراد متمول و بازاری، بسیار بیشتر از تصوری که نسبت به روحانیون وجود دارد، اهل صیغه هستند.» او معتقد است در میان طلبه‌ها عده بسیار کمی اهل ازدواج موقت هستند، آن هم به قصدی متفاوت از آن‌چه برای ازدواج موقت تصور می‌شود.

یک طلبه دیگر می‌گوید: «راستش فکر نمی‌کنم هیچ طلبه‌ای حاضر باشد از تجربه ازدواج موقت خود بگوید. هم به خاطر مسائل امنیتی و هم حریم خصوصی‌اش. چون طلبه‌ها زود ازدواج می‌کنند و هم اینکه وضعیت جامعه و کنترل حکومت فرق کرده، کمتر سراغ ازدواج موقت می‌روند. اگر هم بروند کمتر بروز می‌دهند.» او اضافه می‌کند که برخلاف تصورات و شایعات، مکان خاصی برای زنان صیغه‌ای در شهر قم سراغ ندارد.

در نهایت باید گفت در جامعه پر از شایعه ایران که گردش آزاد اطلاعات در آن وجود ندارد و حاکمیت اجازه تحقیق و پژوهش در خصوص چنین مواردی را نمی‌دهد، هیچ کدام از این مشاهدات، نشان‌دهنده تمام واقعیت نیستند، در عین این‌که هر کدام بخش‌هایی از واقعیت را روشن می‌کنند.

*نویسنده این گزارش، امید رضایی، روزنامه‌نگار، نویسنده میهمان دویچه وله است.

ماگنوس هیرشفلد، پزشک آلمانی و پژوهشگر رفتار جنسی انسان‌ها، مراقبت پزشکی، پژوهش علمی و فعالیت سیاسی را در انستیتویی که تاسیس کرد به هم پیوند می‌داد. دستاوردهای او به دلیل سرکوب رژیم نازی‌ها به دست فراموشی سپرده شد.

پروژه “عشق، سکسوالیته، زندگی مشترک” تلاشی است در پاسخگویی به نیاز جامعه ایرانیان برای گفت‌وگو درباره مفاهیمی چون زن و مرد، آرامش و خوشبختی در مناسبات عاشقانه و جنسی، عشق و اروتیسم در هنر و حق زندگی دگرباشان جنسی.

چندهمسری و صیغه موضوع‌‌هایی هستند که در مورد آن‌ها میان مذاهب مختلف اسلام توافق وجود ندارد. با این حال رواج این دو پدیده در سال‌های اخیر در کشورهای اسلامی٬ موجب ابراز نگرانی مقام‌های دولتی برخی کشورهای عربی شده است.

© 2022 Deutsche Welle |
حریم خصوصی کاربران |
توضیح دسترسی‌پذیری |
شناسنامه |
تماس
| نسخه موبایل

صفحه مورد نظر یافت نشد
Page not found
موسی ذبحی

بدون تردید، ازدواج موقت و یا به تعبیر برخی از کتاب های فقهی و قانون مدنی ایران، نکاح منقطع، از ابتدا در اسلام مشروع شناخته شده است و تمام فرق اسلامی، بر جواز آن در صدر اسلام، اتفاق نظر دارند، و تنها اختلاف در این مطلب است که آیا این نوع ازدواج در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله یا بعد از رحلت آن بزرگوار نسخ شده است یا به جواز اولیه خود باقی است؟

برای مثال ابن حزم اندلسی که از فقهای مشهور اهل سنّت است در موسوعه فقهی خویش به نام المحلّی قبول می کند که متعه در آغاز اسلام رواج داشته و مشروع بوده است، اما مانند بقیه فقهای اهل سنّت آن را منسوخ می داند.[1] مرحوم محقّق ثانی نیز می گوید: «أجمع اهل الإسلام قاطبة علی أن النکاح المنقطع، و هو نکاح المتعة کان مشروعاً فی صدر الإسلام و اتفق اهل البیت علیه السلام علی بقاء شرعیته…»[2]؛ «پیروان آیین اسلام تماماً اجماع دارند که نکاح منقطع (متعه) در صدر اسلام مشروع بوده است و اهل بیت علیه السلام نیز بر بقاء جواز آن، اتّفاق دارند…».

بنابراین مشروعیت ازدواج موقت مورد اجماع همه علمای اسلام است و حتی بالاتر از اجماع، می توان ادعای ضرورت کرد «چرا که در شیعه ضرورت مذهب و در عامه ضرورت فقه است»[3].

به عبارت دیگر با مراجعه و تتبع در فتاوای علمای اسلام، برای انسان یقین و اطمینان لازم حاصل می شود که در زمان حیات پیامبر صلی الله علیه و آله، متعه مباح بوده است.

علاوه بر اجماع و ضرورت دین، اندیشه ورزان اسلامی، بر جواز (متعه) به آیات و روایات متواتری استناد جسته اند که به اختصار به نمونه هایی از آنها اشاره می گردد:

نظر پیامبر درباره صیغه

ازدواج موقت نوعی از نکاح است و مشمول آیات مطلق نکاح می شود، مانند آیه شریفه:

وَ أُحِلَّ لَکمْ ما وَراءَ ذلِکمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِکمْ مُحْصِنِینَ غَیرَ مُسافِحِینَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً[4]؛

«برای شما حلال است که [زنان دیگر را] به وسیله اموال خود طلب کنید- در صورتی که پاکدامن باشید و زناکار نباشید- و زنانی را که متعه کرده اید، مَهرشان را به عنوان فریضه ای به آنان بدهید».

با مراجعه به کلمات اصحاب می بینیم که (استمتاع)، حقیقت شرعیه برای نکاح موقت است و روایات فراوانی در صحاح اهل سنّت و غیر آن وجود دارد که متعه را به عنوان عقد موقت دانسته، و این آیه را در مورد نکاح موقت می دانند: «اخرج الإمام أحمد باسناد رجاله کلهم ثقات عن عنوان بن حصین قال: نزلت آیة المتعة فی کتاب الله و عملنا بها مع رسول الله صلی الله علیه و آله فلم تنزل آیة ننسخها و لم ینه عنها النبی صلی الله علیه و آله حتی مات»[5]؛ «این روایت در کتاب مسند احمد که از کتب معتبر عامه است آمده و با صراحت آیه را در مورد متعه می داند و ضمناً معتقد است که نسخ و نهی نشده است و این حکم تا رحلت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله، باقی بود و ما به آن عمل می کردیم».

بنابراین مراد از استمتاع، بیان عقد موقت است، هر چند که برخی از اهل سنّت اصرار دارند که معنای لغوی آن، یعنی بهره گیری و تلذّذ مراد است ولی این گونه استفاده؛ اولًا، با ظاهر آیه در تعارض است، زیرا لزوم مهر در ازدواج دائم به مجرد عقد است و نیازی به تمتع و تلذّذ ندارد. اما در این آیه پرداخت مهریه را مشروط به استمتاع و بهره وری جنسی کرده است، پس مقصود عقد ازدواج دائم نیست.

و ثانیاً با فهم بزرگان اصحاب و تابعین و بالاتر از همه، اهل بیت علیهم السلام به عنوان مفسّران اصلی قرآن، در تنافی است. چنانچه یکی از مفسّران در این زمینه می گوید: بزرگان اصحاب و تابعین مانند ابن عباس مفسّر معروف اسلام، ابی بن کعب، جابربن عبدالله، عمران حصین، سعیدبن جبیر، مجاهد، قتاده، سدی و گروه زیادی از مفسران اهل تسنن و تمام مفسّران اهل بیت علیهم السلام تماماً از آیه فوق، حکم ازدواج موقت را فهمیده اند، تا آنجا که فخر رازی با تمام شهرتی که در روحیه شکاک بودن دارد و به امام المشککین معروف است بعد از بحث مشروحی، درباره آیه می گوید: «ما بحث نداریم که از آیه فوق حکم جواز متعه استفاده می شود، بلکه ما می گوییم حکم مزبور بعد از مدتی نسخ شده است». [6] و از همین رو، ابن عباس، ابی بن کعب، سعیدبن جبیر، و سدیر آیه را چنین قرائت می کردند: «فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِ مِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِیضَةً» که به عنوان تفسیر آیه إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی تا وقت محدودی را اضافه می کردند تا روشن کنند که مقصود آیه، ازدواج موقت است نه دایم.[7] بنابراین جای هیچ گونه شبهه باقی نمی ماند که (آیه 24 سوره نساء) درباره ازدواج موقت است زیرا تعبیر استمتاع صریح در متعه است. و در فرهنگ قرآنی ازدواج دایم با تعبیر نکاح یادشده است. لذا در قرائت عبدالله بن مسعود و ابی بن کعب (این دو صحابی بزرگ) و…، به عنوان تفسیر، عبارت إِلی أَجَلٍ مُسَمًّی اضافه شده است تا هیچ ابهامی باقی نماند که مقصود آیه، ازدواج موقت است.

2- روایات

در خصوص جواز ازدواج موقت، روایات معتبره و متواتر فراوانی داریم[8].

که هم در کتب شیعه و هم در معاجم حدیثی اهل سنّت وارد شده است، و در اینجا تنها به ذکر چند حدیث که هم دلالت بر جواز ازدواج موقت دارد و هم آیه متعه را مورد تفسیر قرار می دهد، بسنده می کنیم:

الف. از امام باقر علیه السلام نقل شده که در پاسخ شخصی به نام عبدالله بن عمیر لیثی در مورد متعه فرمود:

«احلها الله فی کتابه و علی لسان نبیه فهی حلال الی یوم القیامة»[9]؛

«خداوند آن را در قرآن و بر زبان پیامبرش حلال کرده است و آن تا روز قیامت حلال می باشد».

ب. از امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمود:

«المتعة نزل بها القرآن و جرت بها السنة من رسول الله صلی الله علیه و آله»[10]؛

«حکم متعه در قرآن نازل شده و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله بر طبق آن جاری گردیده است».

ج. روایاتی که با صراحت تمام دلالت دارند که ازدواج موقت در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و زمان ابوبکر و مقداری از زمان عمر معمول و متعارف بوده است:

1- مسلم از طریق عبدالرزاق از ابن جریح از عطا از جابربن عبدالله انصاری نقل می کند که برای بجا آوردن عمره به مکه آمد. نزد او رفتیم و مردم سؤالات چندی پرسیدند. سپس از متعه سؤال کردند. جابر گفت: «آری، ما در زمان پیامبر و ابوبکر و عمر به ازدواج موقت دست می زدیم». نیز از ابن جریح نقل می کند که: «ابو زبیر به من گفت: از جابربن عبدالله شنیدم که می گفت: ما در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و ابوبکر، با اندک اجرتی زنان را به ازدواج موقت در می آوردیم تا اینکه عمر به خاطر ماجرای عمربن حریث آن را منع کرد».[11]

2- قال الرضا علیه السلام:

«احل رسول الله صلی الله علیه و آله المتعة و لم یحرمها حتی قبض»[12]؛

«پیامبر صلی الله علیه و آله ازدواج موقت را حلال دانسته و تا زنده بود آن را حرام نکرد».

3- عبدالله بن عطا مکی از امام باقر علیه السلام راجع به تفسیر آیه قرآن وَ إِذْ أَسَرَّ النَّبِی[13] سؤال کرد، حضرت فرمود:

«فقال: ان رسول الله صلی الله علیه و آله تزوج بالحرة متعة فاطلع بعض نسائه فاتهمته بالفاحشة، فقال، انه لی حلال، انه نکاح بأجل…»[14]؛

«این آیه در این مورد نازل شده است که رسول گرامی صلی الله علیه و آله با زن آزاده ای ازدواج موقت نمود، برخی از همسران حضرت وقتی با خبر شدند نسبت ناروا به ایشان دادند، پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: ازدواج موقت خود یک نوع نکاح است که بر من حلال می باشد».

4- ابن بابویه روایت کرده است:

«ان علیاً نکح امرأة بالکوفه من بنی نهشل متعة»[15]

«علی علیه السلام در کوفه با زنی از طایفه بنی نشهل ازدواج موقت نمود».

5- ابن اسحاق از زهری از سالم نقل می کند که گفت: «با عبدالله بن عمر در مسجد نشسته بودیم که مردی از اهل شام نزد او آمد و از تمتّع پرسید، عبدالله گفت: کاری نیکوست. گفت پدرت از آن منع می کرد. گفت وای بر تو! اگر پدرم از آن نهی کرده، پیامبر آن را انجام داده و به انجام آن هم فرمان داده است؛ اکنون من به سخن پدرم گوش فرا دهم یا فرمان پیامبر را اطاعت نمایم؟! از نزد من برخیز»[16].

بنابراین اصل مشروع بودن ازدواج موقت در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله قطعی است، که بر این امر، هم آیه داریم و هم روایات و هم سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیه السلام و اصحاب و تابعین، که در کتب شیعه و اهل سنّت موجود است. و هیچ گونه دلیل قابل اعتمادی درباره تحریم ازدواج موقت، جز نهی عمر از سوی اهل سنّت در دست نیست. و بدیهی است که هیچ کس جز پیامبر حق نسخ احکام را ندارد و تنها اوست که می تواند به فرمان خداوند، پاره ای از احکام را نسخ کند، و بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله باب نسخ به کلی مسدود شده است.

اما احادیث نهی نبوی که مورد استناد قول به حرمت ازدواج موقت قرار گرفته و برخی در صحیح مسلم آمده و اهل سنت از آن به عنوان روایات معتبره یاد می کنند، عبارتند از احادیثی که از سه نفر از صحابه نقل شده است و ابن رشد اندلسی ادعای تواتر آنها را دارد.[17]

1- «حدثنا مالک بن اسمعیل حدثنا ابن عیینة انه سمع الزهری یقول أخبرنی الحسن بن محمد بن علی واخوه عبد الله عن أبیهما ان علیا رضی الله عنه قال لابن عباس «ان النبی صلی الله علیه و آله نهی عن المتعة…»[18].

2- سلمة بن عمرو بن أکوع «رخص رسول اللَّه صلی الله علیه و آله عام اوطاس فی المتعه ثلاثاً ثم نهی عنها»[19].

3- سبرة بن جهنی: «عن الربیع بن سبرة عن ابیه ان النبی صلی الله علیه و آله: نهی عن نکاح المتعة»[20].

اما روایت نقل شده از امیرالمؤمنین علی علیه السلام قطعاً جعلی است. زیرا به گونه متواتر و به طُرُق صحیح از ایشان روایت شده که شدیداً با منع عمر مخالف بودند و آن را مایه فزونی فحشاء می دانستند.

روایتی که شیعه و سنی از علی علیه السلام نقل کرده اند:

«لو لا ما فعل عمربن الخطاب فی المتعة ما زنی الا شقی الّا شقی»[21]؛

نظر پیامبر درباره صیغه

«اگر عمر از متعه نهی نکرده بود جز انسان های شقاوتمند [یا اندکی از مردم] کسی زنا نمی کرد».

روایت از سلمه نیز کاملًا بی اساس است و نسبت دادن چنین حدیثی به سلمه، افترایی به یک صحابی جلیل القدر بیش نیست. و این در حالی است که روایاتی مبنی بر جواز متعه از ایشان نقل شده است.[22] اما روایت سبره جهنی، راوی از وی کسی جز فرزندش «ربیع» نیست و «ربیع» مورد اعتماد اصحاب صحاح نبوده است.

3- اما نهی عمر از ازدواج موقت در دوران خلافتش؛ آنچه مسلّم و قطعی است این است که عمر مانع استمرار جواز متعه در اسلام شد و این عملی حلال بود تا اینکه خلیفه بی آنکه از پیش دلیل بر نسخ یا تحریم متعه رسیده باشد از متعه منع کرد، این جمله «متعتان کانتا علی عهد رسول الله و أنا محرمهما، و معاقب علیهما: متعة النساء ومتعة الحج»[23]؛ «دو متعه در زمان پیامبر حلال بود و من آنها را تحریم می کنم، و هرکس انجام دهد کیفر خواهم نمود، یکی متعه زنان و دیگری متعه حج».

این سخن که ظاهرش به قول ابن ابی الحدید بسیار ناشایست است، توجیهی دارد که فقهاء در آن اختلاف کرده و هر کدام فلسفه خاصی را ذکر کرده اند:

1- فخر رازی در این زمینه می گوید: «از ظاهر کلام عمر که می گوید من از آنها نهی می کنم چنین به دست می آید که این دو مشروعیت داشتند و نسخ هم نشده بودند تا اینکه عمر آنها را نسخ کرد و چیزی که پیامبر آن را نسخ نکرده باشد تا ابد نسخ نخواهد شد»

آنگاه سخن خلیفه را این گونه توجیه می کند: «منظور عمر این است که من از آن منع می کنم چون بر من ثابت شده است که پیامبر آنها را نسخ کرده است».[24] واقعاً نمی دانیم فخر رازی منظور عمر را از کجا فهمیده است در حالی که ظاهر کلام عمر، عدم نسخ متعه در زمان پیامبر است.

2- قسطلانی در شرح خود بر کتاب بخاری، توجیهی بسیار عجیب دارد، می گوید: «نهی عمر مستند به نهی پیامبر است که بر دیگر اصحاب پوشیده مانده بود و عمر آن را برای ایشان بیان کرد؛ لذا آنان ساکت ماندند یا با او موافقت کردند». [25] این توجیه نیز جز کلّی گویی و تفسیر بدون دلیل نیست. زیرا چگونه ممکن است راویانی مانند علی علیه السلام و جابر و ابن مسعود و.. . که پیوسته ملازم پیامبر صلی الله علیه و آله بودند و از بزرگ و کوچک احکام کاملًا اطلاع داشتند، از نهی پیامبر بی خبر بمانند ولی فقط جناب خلیفه از آن آگاهی یابد؟!

از این عجیب تر سخن قوشجی در شرح تجرید الاعتقاد خواجه نصیر طوسی است. او می گوید: «عمر بر روی منبر رفت و گفت: ای مردم! سه چیز در زمان رسول خدا صلی الله علیه و آله حلال بود ولی من از آنها نهی کرده و تحریم می کنم و هر کس انجام دهد کیفرش خواهم داد؛ متعه زنان، متعه حج و گفتن حی علی خیرالعمل». سپس می گوید: «این حدیث موجب طعن بر عمر نیست؛ زیرا مخالفت ورزیدن مجتهدی با مجتهد دیگر در مسایل اجتهادی بدعت (پدیده نویی) نیست». [26] «جای شگفتی است که مرد دانشمندی چون قوشجی چگونه خود را به نادانی می زند و صاحب رسالت را که جز با وحی سخن نمی گوید، با فردی از امت همتا می گیرد؟! آن هم فردی مانند عمر که بارها و بارها به طور صریح اعلام داشته که همه مردم از او داناترند». [27] بنابراین صراحت کلام عمر جایی برای توجیه و بحث باقی نمی گذارد، که تحریم متعه نه از جانب رسول الله صلی الله علیه و آله بلکه از طرف خود عمر صورت گرفته است در این صورت آیا این نوع تحریم، اجتهاد به رأی، مقابله با نص و تجاوز به حریم شرع نیست؟ آیا کار مجتهد، مفتی، قاضی و حاکم، تفسیر قانون و تبیین آن است یا تحریم و تجاوز و دست درازی به حریم آن؟

که در فرض اخیر معنای شریعت و فلسفه قانون گذاری چه می شود؟ در حالی که خود خلیفه دوم، رأی گرایان و کسانی که در مقابل نصوص دست به تفسیر می زدند را توبیخ کرده و می گفت: «از اهل رأی دوری کنید که آنان دشمن سنّت هستند و چون نتوانسته اند احادیث را فرا گیرند رأی گری پیشه کردند و گمراه شدند و مردم را نیز گمراه کردند».[28] حال چگونه است که خلیفه با این صراحت می گوید که متعه در زمان پیامبر صلی الله علیه و آله وجود داشته است و من تحریم می کنم؟ این پرسشی است که پاسخ آن را نمی توان یافت و آیا بهتر نیست که به جای این همه توجیهات بی اساس، شجاعانه و به دور از تعصبات مذهبی، به روش فرزند خلیفه عمل کرده و خود را از این همه فراز و فرودها برهانیم و سنت پیامبر صلی الله علیه و آله را یک بار دیگر احیا نموده و پیرو پیامبر باشیم؟

چنان چه در سنن ترمزی آمده است که: «مردی از اهل شام درباره متعه از فرزند عمر سؤال کرد و او گفت: «حلال است». شامی گفت: «پدرت آن را تحریم کرده است». پسر عمر گفت: «پدرم تحریم کرده لکن پیامبر صلی الله علیه و آله آن را تجویز نموده است و من نمی توانم سنّت پیامبر صلی الله علیه و آله را رها کنم و پیرو پدرم باشم».[29] نتیجه اینکه: جواز ازدواج موقت بر قوت خود باقی است، نه تحریم شده است و نه منسوخ و نه تعارض و تهافت با آیات دارد و نه با روایات، جز اینکه خلیفه ثانی به نظر خودش اقدام به منع نمود هرچند اهل سنّت تلاش کرده اند منع متعه را به نسخ از جانب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نشان دهند و عمر را فقط بازگو کننده معرفی نمایند، ولی همان طور که گذشت این تلاش ها بی فایده است، زیرا صراحت کلام عمر جلوی هرگونه توجیهات را می بندد، زیرا گفتار وی صراحت تام دارد که: «من آن را منع می کنم» البته شکی نیست که اقدام خلیفه یک حکم شخصی است و چنانچه بتوان راهی بر مشروعیت و صحت این اقدام یافت، باید گفت این اقدام بر اساس مصالح و به طور موقت بود نه شرعی و قابل دوام. همانند منع از متعةالحج، اما جای تعجب اینجا است که فقهای اهل سنّت حکم دوم را نپذیرفتند، و حکم اول را هم همچنان ادامه می دهند، در حالی که فرزند خلیفه و بسیاری از بزرگان صحابه و تابعان، به نهی او توجه نکرده، و با شهامت از سنت پیامبر صلی الله علیه و آله پیروی می کردند.

این توجیه که نهی عمر از متعه حکم حکومتی است و براساس مصالح جامعه آن روز صورت گرفته است، توجیه معقول و قانع کننده نیست، زیرا؛ اولًا، از کجا معلوم است که عمر مصلحت واقعی جامعه آن روز را درک کرده باشد چه اینکه شناخت مصلحت آگاهی های وسیع و عمیق، هوشیاری و زیرکی فراوان نیاز دارد به فرض که عمر مصلحت واقعی آن دوره را در زمینه تحریم متعه به خوبی تشخیص داده باشد، این حکم موقتی بوده و بعد از انقضای زمان مصلحت باید به حالت اول برمی گشت همان گونه که در مورد متعه در حج این گونه شد، لذا ضرورتی ندارد که فقهای اهل سنّت بر تحریم عمر اصرار ورزند با اینکه می دانند مصلحت جامعه امروزی تقاضای مشروعیت آن را دارد.

اخیراً با توجه به نیازهای اساسی عصر حاضر، علمای سنّی در مصر، اردن، یمن، مراکش و عربستان در یک عقب نشینی آشکار در این موضوعات، شیعیان را تأیید کردند. به طوری که قانون جدید خانواده در مراکش، در یک کمیته پانزده نفره، متشکل از علمای آن کشور پس از تعدیلات و اصلاحات، تصویب و در امور و جایگاه زنان تا حدودی به فقه شیعه نزدیک شد. اما به تازگی و سرانجام پس از قرن ها، مجمع فقهی اسلامی (اهل سنّت)، وابسته به هماهنگ کننده امور شرعی جهان اسلام نیز موضوع اصلی هجدهمین گردهمایی خود در مکه را به مسأله ازدواج موقت (ازدواج مسیار و ازدواج به شرط طلاق) اختصاص داد و موضوع تعیین یا تغییر جنسیت را برای نخستین بار در تاریخ فقه اهل سنت، مورد بررسی قرار داد.

بنا به نوشته الشرق الاوسط، مورخ 14 آوریل 2006 این اجتماع با توجّه به اینکه عملًا ازدواج میسار (موقت) و این گونه مسائل در کشورهای عربی رایج شده این نوع ازدواج یا شبیه آن با اندک تفاوت هایی را رسماً مجاز اعلام نمود.

به تازگی، تعدادی از علمای اهل سنّت اعلام کرده اند که خلیفه دوم، سنّت خدا و پیامبر را حرام کرده است. در حالی که این حرمت، جایگاه شرعی و قانونی نداشته است. از جمله در کتابی به نام ازدواج متعه حلال است.

صالح وردانی، فقیه سنّی سلفی مصری، نوشته است که دلایلی بر تحریم ازدواج موقت و نیز دلایلی بر تأیید آن وجود دارد. اما دلایلی که در تأیید وجود دارند، محکم ترند، زیرا همه آنها به پیامبر صلی الله علیه و آله منسوبند، اما دلایل ابطال، به خلیفه دوم و صِحاح ستّه منسوب هستند. وی در استدلال های خود به فقه شیعه نزدیک شده و به طور ضمنی، احادیث شیعه را در مورد ازدواج موقت صحیح دانسته و ادلّه فقهایی را که در نسخ آن، سخن گفته اند، با نقد و بررسی فقهی رد کرده است.

فقیه سعودی به نام عبدالمحسن العبیکان نیز در این موضوع با او هم صدا شده و در تأیید ازدواج موقت، حکم صادر کرده است. گزارش کامل این فتوا در الشرق الاوسط 31 مارس 2006 چاپ شده است.[30]

پی نوشت ها

[1] . المحلّى، ابن حزم اندلسى، ج 9، ص 519، مكتب التجارى، بيروت.

[2] . جامع المقاصد، محقق ثانى، ج 13، ص 7.

[3] . جزوه درس خارج فقه، ناصر مكارم شيرازى، 25/ 6/ 82.

[4] . نساء(4)، آيه 24.

[5] . مسند احمد، مجلدات 6، ج 4، ص 436، دار صادر، بيروت.

[6] . تفسير نمونه، ناصر مكارم شيرازى، ج 3، ص 336، دارالكتب الاسلاميه، تهران، 1361.

[7] . التفسير و المفسرون، محمدهادى معرفت، ج 1، ص 531، جامعة الرضوية، مشهد، 1418 ه. ق.

[8] . ر. ك: وسائل الشيعة، حر عاملى، ج 21، مؤسسه آل‏البيت، بيروت، 1413.

[9] . همان، ج 21، ح 4، ص 6.

[10] . همان، ج 21، ح 5، ص 6.

[11] . صحيح مسلم، ج 4، ص 131.

[12] . وسائل‏الشيعة، حر عاملى، ج 21، ص 8.

[13] . تحريم(66)، آيه 3.

[14] . وسائل‏الشيعة، حر عاملى، ج 21، ح 22، ص 10.

[15] . همان، ج 21، ح 23، ص 10.

[16] . التفسير و المفسرون، محمدهادى معرفت، ج 1، بحث متعه، به نقل از الجامع الاحكام القرآن، ج 2، ص 388.

[17] . بداية المجتهد، ابن رشد اندلسى، مجلدات 2، ج 2، ص 47، دارالفكر، 1415.

[18] . صحيح البخارى، محمدبن‏اسماعيل البخارى، مجلدات 8، ج 6، صص 129 و 230، دارالفكر، بيروت، 1401.

[19] . نقض الوشيعه، السيد محسن الامين، ص 372- 377.

[20] . صحيح مسلم، مسلم النيسابورى، مجلدات 8، ج 4، ص 133، دارالفكر، بيروت.

[21] . شرح نهج‏البلاغه، ابن‏ابى‏الحديد، مجلدات 20، ج 20، ص 25، دارالإحياء الكتب العربية.

[22] . صحيح بخارى، محمد بن اسماعيل البخارى، ج 3، ص 345، ح 4795.

[23] . شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد، مجلدات 20، ج 1، ص 182، داراحياء الكتب العربية.

[24] . التفسير و المفسرون، محمدهادى معرفت، ج 1، بحث متعه، به نقل از التفسير الكبير، ج 10، صص 54- 53.

[25] . همان، ج 1، بحث متعه، به نقل از: ارشادالسارى بشرح البخارى، قسطلانى، ج 11، ص 77.

[26] . التفسير و المفسرون، محمدهادى معرفت، ج 1، بحث متعه، به نقل از شرح تجريد، آخر مباحث امامت.

[27] . همان.

[28] . روضة الناظر و جنة المناظر، ابن قدامه مقدسى، ص 154، بيروت.

[29] . سنن ترمزى، كتاب‏الحج، باب ما جاء مى‏المتمتع؛ مسند احمد، ج 4، ص 436.

[30] . براى آگاهى بيشتر ر. ك: ترجمه تفسير الميزان، ج 4، بحث متعه؛ التفسير و المفسرون، محمدهادى معرفت، ج 1، بحث متعه.

دعا مسئله بسیار مهمّی است که در آیات قرآن و روایات معصومان علیهم السلام به گونه گسترده ای مطرح شده است. در این باره، مباحث مختلف و سئوالات گوناگونی مطرح شده است که به بعضی از آنها اشاره می شود:
1- فل…

این مقاله، به تحلیل و بررسی کلی علل جنگ های سه گانه حضرت علی علیه السلام با مسلمانان می پردازد. در این مقاله، به اثبات می رسد که جنگ های سه گانه داخلی در حکومت نوپای علوی، علی رغم میل باطنی حضرت، بر ا…

اصل تعیین سرنوشت و مشارکت سیاسی مردم در عرصه های سیاسی و اجتماعی یکی از اهداف اساسی انقلاب اسلامی ایران بوده است. نخبگان در معنای عام آن، طیف متعددی از سرآمدان و خواص جامعه را دربر می گیرد، اما مشخصا …

کاشت درخت در اسلام در ردیف بهترین و مقدس ترین کارهای خیر همچون تعلیم دانش، ساختن مسجد، به ارث گذاشتن کتب علمی و… قرار دارد؛ لذا شایسته است که مسلمانان برای حفظ محیط زیست نسبت به کاشت درخت مبادرت ورزند…

در قیامت، شهید در حالی از قبرش بیرون می آید که شمشیرش را کشیده و از رگهای او خونی بیرون می آید که رنگش رنگ خون و بویش بوی مشک است و با همان حال وارد عرصۀ قیامت می شود… اگر پیامبران در سر راه آنان قر…

قرآن مجید، جامعۀ اسلامی را به تحقیق و پژوهش، دعوت می کند و می فرماید:
قل انظروا ماذا فی السموات والأرض و ما تغنی الآیات و النذر عن قوم لا یؤمنون.
«بنگرید آنچه را که -از آیات خدا و نشانه های توحید…

هدف از این تحقیق بررسی سطوح مرجعیت معرفتی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست. حضرت زهرا (س) به دلیل برخورداری از شأن ولایت و عصمت، بسان نردبان ذومدارجی که به عرش الهی متصل است، مقیمان درجات مختلف وجودی…

تربیت فرزند در همه اقوام جهانی جایگاه ویژه ای دارد و در اسلام این جایگاه به خاطر دستورات دینی اهمیت بیشتری پیدا می کند و اگر بخواهیم فرزندانی همچون حسنین (ع) داشته باشیم باید شیوه تربیتی حضرت فاطمه (س…

شهید قاضی طباطبائی پس از ورود به شهر قم با امام خمینی (ره) و چگونگی برگزاری جلسات درس ایشان آشنا و از همان ابتدا شیفته شخصیت برجسته امام خمینی (ره) شد. امام خمینی (ره) در آن موقع از برجسته ترین اساتید…

یکی از مهم ترین مسائلی که در دین مبین اسلام مطرح است و اساس شکل گیری هویت خانواده را تشکیل می دهد، جایگاه و نقش زن در خانواده است؛ زیرا رابطۀ تنگاتنگ با سعادت و شقاوت خانواده دارد و شخصیت فرزندان متاث…

در این مقاله به دنبال آنیم که از منظر علم جامعه شناسی، سبک زندگی حضرت زهرا (ع) را به عنوان یک الگوی تام در تمامی عرصه های زندگی برای جامعۀ زنان امروزی با تأکید بر بند هفتم بیانیۀ گام دوم انقلاب که توس…

با پیشرفت تکنولوژی و زندگی ماشینی، غرب گرایان با هجمه های وسیع تبلیغاتی، شبهات فراوانی را در قرن حاضر در ذهن افراد ایجاد نموده است و به صورت پنهانی و ناآگاه انسان را از دین و معارف والای آن دور می کند…

حدیث کِساء، حدیثی در فضیلت پیامبر(ص)، علی(ع)، فاطمه(س)، حسن(ع) و حسین(ع) است. واقعه حدیث کِساء در خانه ام سلمه، همسر پیامبر روی داد. پیامبر اکرم (ص) هنگام نزول آیه تطهیر، خود و خاندان خویش را با پارچ…

سخن گفتن با نامحرم نیز از جمله مواردی است که می تواند زمینه برخی انحرافات جنسی را در بین افراد فراهم کند. از سوی دیگر، گاه صحبت کردن با جنس مخالف اجتناب ناپذیر می شود. از این رو، لازم است با رعایت موا…

زیارت جامعه کبیره که اقیانوسی مواج از معارف الهی و مضامین عالی مشتمل بر معرفی مقام ائمه علیهم السلام است؛ از امام هادی علیه السلام به ما رسیده است. زیارت جامعه که به تعبیر علامه مجلسی(ره) از نظر سند و…

24 آبان 1393, 14:10

کتابخانه هادی

پژوهه تبلیغ

ارتباطات دینی

اطلاع رسانی

نظر پیامبر درباره صیغه

فرهیختگان

پژوهه تبلیغ

پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم): هیچ کس دراسلام ایمانش زیاد نمی شود مگر آن که محبت او به زنان بیشترباشد .

 

پیامبر اکرم (ص) : اسلام داشتن همسر را بعد از دین ، بالاترین نعمت و سودمندی برای مومن می داند .

وسائل شیعه  ج 20

نظر پیامبر درباره صیغه

 

 حضرت محمد (ص) : سخن مرد به زن ، وقتی که می گوید ، دوستت

 دارم ، هیچگاه از قلب زن بیرون نمی رود . 

ثواب متعه 

پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هر کس یک بار در زندگی خود متعه کند، درجه اش به مانند درجة امام حسن مجتبی علیه السلام خواهد بود و هر کس دوبار متعه کند، درجه اش به مانند امام حسین سید الشهداء‌علیه السلام خواهد بود و هر کس سه بار این کار را انجام دهد، به درجة امام علی مرتضی علیه السلام نائل می آید و هر کس چهار بار متعه بگیرد، درجه اش همانند من خواهد بود.لئالی الاخبار ج 3 ص 243 

صالح بن عقبه از پدرش نقل می‌کند :به امام صادق علیه السلام گفتم: آیا متعه ثواب هم دارد؟ فرمودند : «‌اگر شخصی متعه کننده با این کار ،‌رضایت خداوند و مخالفت با منکران این کار را خواسته باشد، خداوند برای هر کلمه ای که با متعه صحبت می کند ،‌یک حسنه برایش می نویسد و با هر بار که دست خود را به سویش دراز می کند ، یک حسنه برایش ثبت می شود و هنگامی که نزدیکش می شود، خداوند یک گناه از او پاک می‌گرداند و در هنگام غسل ، خداوند به اندازة آبی که از موهایش می گذرد ، گناه او را پاک می کند» پرسید : به اندازة موهایش؟‌فرمودند« آری به اندازه موهایش» وسائل ج 14/ لئالی ج3/من لا یحضر ج 3 . 

از امام صادق علیه السلام سئوال شد آیا رسول خدا متعه کرد؟ فرمودند: آری. 

پیامبر اعظم (ص)فرمودند:هر که یک بار متعه کند ،ایمن شود از خشم خدای تعالی و هر که دو بار متعه کند ،با نیکوکاران محشور شود وهر که سه بار متعه کند،در درجه روضه جنان، با من خواهد بود.

امام صادق علیه السلام فرمودند: هر کسی که ازدواج موقت کند و بعد غسل کند، از هر قطره‌ای که از آب غسل می‌چکد ، خداوند هفتاد ملک را خلق می‌نماید که تا روز قیامت برای او طلب آمرزش و بخشش نمایند و تا روز قیامت بر کسی که از این عمل دوری کند لعنت می‌فرستند. وسائل الشیعه ج 14 ص 444-447

امام صادق علیه السلام فرمود: هنگامی که پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج رفت، فرمود: جبرئیل نزد من آمده و گفت: ای محمد(ص) خداوند تبارک و تعالی می فرماید: من گناهان زنانی را که از امت تو متعه شوند، بخشیدم. رسائل ج 14/ لئالی ج 3 / من لا یحضر ج 3.

در خلاصه الاخبار از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نقل شده که یک روز به یارانش فرمود: «‌برادرم جبرئیل ، از پروردگارم برایم هدیه‌ای آورد که خداوند به هیچ یک از پیامبران پیش از من هدیه نکرده بود و آن متعه است.  لئالی ج 3 ص 243

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرمایند: دو نفری که ازدواج موقت می نمایند هنگامی که با هم صحبت می کنند، کلام آن ها تسبیح خداوند است و هنگامی که دست همدیگر را گرفتند، گناهانشان از میان انگشتانشان فرو می ریزد. هنگامی که یکی از آنان دیگری را می‌بوسد، خداوند برای هر بوسه، ثواب یک حج و عمره را می دهد و هنگامی که ازهم جدا می‌شوند خداوند برای هر دوی آنان به هر لذت و شهوتی که برده اند، حسنه ای به بزرگی کوههای بسیار بلند در نامه عملشان    می نویسد و هنگامی که بلند شده و غسل کردند، خداوند گناهان آنان را می بخشد و آبی بر مویی از موهایشان مرور نمی کند، مگر اینکه خداوند برای هریک از آن ها ده ثواب نوشته و ده گناه محو کرده و ده درجه بالا می برد. پس پیامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: و برای هر کسی که پیوند بین آنها را ایجاد کرده باشد همین ثواب‌ها خواهد بود. و در ادامه فرمودند یک درهم (خرج برای) متعه ،از هزار درهمی که درراه خدا خرج شود برتراست به خدا سوگند که متعه برتر است و آن چیزی است که قرآن دربارة آن سخن گفته و سنت بر آن جاری شده است. لئالی الاخبار ج 1 ص 244 . 

در روایت است که : ان المؤمن لا یکملُ حتی یتمتع، مؤمن کامل نمی شود تا این که متعه انجام دهد.من لا یحضر ج 3 / وسائل ج 14.

هشام بن سالم از امام جعفر صادق علیه السلام نقل می کند که آن حضرت فرمودند: مستحب است که مرد متعه کند و برای مردان شما دوست ندارم که از دنیا بروند بدون اینکه حتی یک بار متعه کرده باشند. وسائل ج 14 باب 2 حدیث 7 

بکر بن حمد می گوید از امام صادق علیه السلام در مورد متعه سؤال کردم فرمود: من دوست ندارم مرد مسلمانی را که از دنیا خارج شود و یکی از سنت های پیامبر را انجام ندهد. من لا یحضر ج3 . 

ابو بصیر می‌گوید بر امام جعفر صادق علیه السلام وارد شدم .او به من فرمود:‌ای ابومحمد! آیا از هنگامی که از نزد خانواده ات خارج شده ای متعه کرده ای گفتم: نه فرمودند: چرا؟ گفتم: به اندازه کافی توانایی مالی ندارم. حضرت دستور دادند یک دینار به من بدهند و فرمودند: تو را قسم می دهم که به خانه نروی مگر آن که این کار را انجام دهی. وسائل ج 14 باب 2 حدیث 14.

اسماعیل بن فضل هاشمی نقل می کند که امام صادق علیه السلام به من فرمودند : آیا از هنگامی که از نزد خانواده ات خارج شده ای متعه کرده ای ؟ گفتم: چون مشاغل زیادی دارم خداوند مرا از آن بی نیاز کرده است. حضرت فرمودند: حتی اگر بی نیاز باشی من دوست دارم که سنت پیامبر صلی الله علیه و آله را احیا نمایی . وسائل ج 14 باب 2 حدیث 13

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:هرکس یکبار متعه کند،یک سوم او از آتش جهنم آزاد می شود وهر کس دو بار متعه کند،دو سوم او از آتش جهنم آزادمی شود وهرکس سه بارمتعه کند ،تمام بدن او از آتش جهنم آزاد می شود.

از سلمان فارسی ومقدادوعماریاسر رضوان الله علیهم اجمعین مرویست رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:هرگاه مردی با متعه خود بنشیند، فرشته ای بر ایشان نازل می شود وایشان را پاسبانی میکند تا اینکه ازآن مجلس برخیزند وحق تعالی به فرشتگان میگوید:نظر کنید به این دو بنده من وگواه باشید که من آمرزیدم ایشان را ،پس امیر المومنین علیه السلام برخواست وگفت:یارسول الله! چیست جزای کسی که در این باب سعی کند؟(یعنی واسطه شود) فرمود:برای اوست ثواب مرد متعه کننده و زن متعه شونده،یا علی!متمتع ومتمتعه از غسل فارغ شوند ،به هر قطره که آب ازبدن آنها ساقط می شود ،حقتعالی ملک وفرشتهای بیافریند که تسبیح و تقدیس خدای سبحان کنندوثواب آن از برای آ ن دو نفر غسل کننده باشد ،یا علی!هر که این سنت راسهل گیرد وآنرا احیا نکند،او از امت من واز شیعه تو نمی باشد ومن ازاوبیزارم  

تحریم متعه ، بدعت و بدعت شکنی

عمر بن خطاب می گوید: دو متعه که در زمان رسول خدا حلال بودند من از آن دو نهی می‌کنم! و هر کس مرتکب آن دو شود او را عقاب می کنم! ( در جائی دیگر می گوید سنگسارش می کنم! ) 

امام علی (علیه السلام ) : اگر عمر ازدواج موقت را حرام نکرده بود ، کسی زنا نمی کرد مگر بدبخت ترین انسانها . 

امام صادق (علیه السلام ) : هرکس ازدواج موقت را حلال نشمرد از ما نیست

سایت حوزه دات نت 

پیامبر(ص) فرمودند: «اِنّ محرمَ الحلالِ کمحللِّ الحرامْ» آنکه حلال را حرام می‌کند مانند کسی که حرام را حلال می‌کند. نهج الفصاحه ص 208 

پیامبر(ص) فرمودند: «‌انّ حلال محمد (ص) حلال الی یوم القیامه و حرامه حرام، الی یوم القیامه» بدرستی که حلال محمد(ص) تا روز قیامت حلال است و حرام او نیز تا روز قیامت حرام است.» بصاترالدرجات ص 168 حدیث 7. 

پیامبر اسلام(ص) : بعثتُ بالحنیفیه السمحه و من خالف سنتی فلیس منی. من دینی آسان و ساده آورده ام و هر که با روش من مخالفت کند از من نیست. حدیث 1092 نهج الفصاحه 

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله فرمودند: «ما من عبد استحیا من الحلالِ اِلاّ اِبتلاهُ الله بالحرام» هر که از حلال شرم کند خدا وی را به حرام مبتلا کند.نهح الفصاحه ص 208

امام صادق علیه السلام می فرمایند: از ما نیست کسی که به رجعت ما معتقد نباشد و متعه را حلال نداند. فروغ کافی ص 7 

امام صادق علیه السلام فرمودند : در بیان خداوند است که ، آنچه خدا بر مردم گشایشی فرستد ، کسی نمی‌تواند جلوی آن را بگیرد (ما یفتح الله للناس من رحمه فلا ممسک لها)  سپس امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: منه المتعه یکی از آنها متعه کردن است. مستدرک الوسائل ج 14 ص  

به روایت انوارالمجالس ،حضرت صادق علیه السلام فرمود که متعه کردن دین ما ودین پدران ما است،پس هرکس به آن عمل کند،بدرستی بدین ما عمل کرده وهرکس انکارکند آنرا،به تحقیق که انکار کرده است دین ما را و اعتقاد کرده است به دین غیر ما. 

روایت دیگری از یکی از معصومین علیهم السلام است که فرمود :هیچ زنی نیست که مردی به او پیشنهاد متعه کند وقبول نکند ومنکر شود الا آنکه حقتعالی بردارد ازگردن آن زن رشته ایمان را ومحشور کند اورابا اهل تابوت جهنم (اهل تابوت جهنم بدترین عذاب را دارند)وهر زنی که متعه شود و تابع سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله گرددمحشور شود بافاطمه زهرا (سلام الله علیها)درقصر جنت در همسایگی پیغمبر صلی الله علیه و آله 

امام صادق علیه السلام فرمودند : خدای تعالی شراب وهر مسکررا بر شیعه حرام کرده است ودر عوض داد به ایشان متعه را.  

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:هر که از دنیا برود و متعه نکند بدمنظرو بدهیبت باشد مانند کسی که بینی او را بریده باشند. نسیمی از بو ستان دوست ص380 باستانی- رحیمی 

امام علی (ع) : ای مومنان ! هرکس تجاوزی را بنگرد ، و شاهد دعوت به منکری باشد ، و در دل آن را انکار کند خود را از آلودگی سالم داشته است ، و هرکس با زبان آن را انکار کند پاداش داده خواهد شد ، و از اولی برتر است ، و آن کس که با شمشیر به انکار برخیزد تا کلام خدا بلند و گفتار ستمگران پست گردد ، او راه رستگاری را یافته و نور یقین در دلش تابیده .

نظر پیامبر درباره صیغه

نهج البلاغه ، حکمت 373 

پیامبر اعظم(ص) : چگونه خواهید بود هنگامی که فتنه ای شما را بپوشاند که خردسالان در آن بزرگ می شوند و بزرگسالان پیر می شوند ، مردم طبق آن عادت می کنند و آن را سنت ( عرف ) حساب می نمایند بطوریکه هرگاه چیزی از آن بدعت ها تغییر یابد ، گفته می شود “مردم کار منکری به جا آورده اند” . اسرار آل محمد – سلیم بن قیس هلالی

دختر باکره

امام صادق (ع) فرمودند : روزی رسول اکرم (ص) بالای منبر رفت و پس از حمد و ثنای الهی فرمود : جبرئیل از پیشگاه الهی نزد من آمد و گفت دختران باکره مانند میوه روی درخت اند ، موقعی که می رسد اگر چیده نشود ، آفتاب فاسدش می کند و وزش باد آن را پراکنده می سازد ، همچنین دختران وقتی به حد بلوغ رسیدند و مانند زنان در خویشتن تمایل جنسی احساس کردند ، دارویی جز شوهر ندارند و اگر همسر نگیرند از فساد ایمن نیستند ، چرا که بشرند و بشر از خطا و لغزش مصون نیست .

فروغ کافی ج 5 ص 337

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:هر که راضی به متعه شدن دختر وخواهر ومادر وعمه وخاله وخویشان خودش نشود،نمیرسد به او شفاعت من.

حکم حضرت ولی عصر(عج)

حمیری به امام زمان حضرت مهدی(عج) نوشت و از آن حضرت سؤال کرد: مردی که شیعه است و متعه را حلال می داند و اعتقاد به رجعت دارد همسری دارد. همسری خوب که در تمام کارها او را کمک کار است و لذا با او عهد کرده است که هرگز بر او همسر دیگر نگیرد و ازدواج موقت نکند و خلاصه با وجود او کس دیگر را نخواهد و به این عهد نوزده سال پای بند است و به عهد وقولش عمل کرده است و چه بسا مسافرت رفته و مدت زیادی دور از منزل خود بوده است و متعه نگرفته وبه قول خود پای بند مانده است و مشغولیت به برداران ، اولاد، خدمه ، کارگزاران و اطرافیان هیچ فرصتی به او نداده تا به فکر متعه بیفتد. متعه را حرام نمی داند ، بلکه متدین به آن است ؛ ولی چون همسر خود را می خواهد و دوستش دارد برای حفظ او و خودش متعه نمی گیرد و این روش را دوست دارد. آیا او برای ترک متعه گناه کار است یا نه؟ از طرف حضرت جواب رسید: برای این که قسم به معصیت خدا خورده است لازم است خدا را اطاعت کند و یک دفعه هم شده متعه بگیرد. بحار ج 100 ص 298 / کتاب متعه شیخ مفید ص 48  

حرام را حلال نکنید

امام صادق علیه السلام : سخت ترین مردم از جهت عذاب در قیامت زناکارانند. ثواب الاعمال ص

600

امام صادق علیه السلام فرمودند : زمانی که مردی به زور گویی زنی را در اختیار بگیرد، یک ضربه با شمشیر به او زده می شود ، خواه با آن بمیرد یا زنده بماند.میزان الحکمه ج 4 ص 243

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند : اگر کسی با زنی که شوهر دارد، زنا و فساد کند در روز قیامت از آلت تناسلی زن و مرد چرک و خون آبه متعفّنی جوشان خواهد بود که تا 500 سال اهل جهنم از بوی بد آن در عذاب و رنج هستند، اینان شدیدترین عذاب را متحمل می شوند. خدا با آنها سخن نمی گوید و آن‌ها را از گناه پاکیزه نمی کند و برای آنها شدیدترین عذاب‌ها را مهیا کرده است. میزان الحکمه ص 239 

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: اگر کسانی را در حال انجام لواط پیدا کردید، هر دو را بکشید. میزان الحکمه ج 8 ص 539

پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: لعنت خدا وفرشتگان و همه مردم بر استمناگر و لواط کننده گان باد. میزان الحکمه ج 8 ص

539

امام رضا علیه السلام:اگرسزاواربود شخصی دو بار رجم وسنگسارگردد، حق همین لواط کنندگان است و اگرکسی لواط کند،عقاب آن این است،که او را بسوزانندیا که دیوار برسرش خراب کنند یا یک ضربه شمشیربه او بزنند. و در قیامت شخص لواط کننده را بر کناره بالای جهنم آویزان می کنند. مستدرک الوسائل ج 18 ص 82

رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند:‌استمنا کننده با دست، ملعون است. میزان الحکمه ج 9 ص 222

امام صادق علیه السلام می فرماید:نظر کردن تیری است از تیرهای زهر آلود شیطان ، و هر که نظر حرامی را برای خدا نه از برای غیر او ، ترک کند، حق تعالی ایمانی به او کرامت می فرماید که طعم و لذت آن ایمان را بچشد و درک کند. گزیده عین الحیاه در اخلاق ـ محمد اسفندیاری 

امام باقر علیه السلام فرمودند : کدام عبادت بهتر است از عفت شکم و فرج.

امام باقر علیه السلام فرمودند :  ایمان ندارد هر کس حیا ندارد .

در روایات فراوانی داریم که زنا موجب از بین رفتن نورانیت صورت ، فقر،‌مرگ زود هنگام، خشم خدا، دشواری حساب قیامت، جاودانگی در آتش، مرگ ناگهانی، حبس رزق و آشکار شدن زلزله می‌شود. بحار الانوار ج 76

روایاتی درباره ازدواج موقت از رساله متعه شیخ مفید – 39 روایت مستند 

 

1. امام صادق(ع) فرمودند: مستحب است بر هر کس متعه گرفته باشد و دوست ندارم که فردی از شما از دنیا برود، مگر اینکه یک مرتبه هم شده، متعه و صیغه گرفته باشد.2. از امام صادق(ع) درباره متعه سؤال شد حضرت فرمودند: دوست ندارم فردی از شما از دنیا برود و این سنت پیامبر(ص) را عمل نکرده باشد.3. محمد بن مسلم گفت: امام صادق(ع) به من فرمودند: آیا تا حال متعه کرده ای؟ عرض کردم: نه، حضرت فرمود: از دنیا نروی تا اینکه سنت پیامبر(ص) را عمل کرده باشی.4. اسماعیل هاشمی گفت: امام صادق(ع) به من فرمودند: آیا از وقتی که از کنار همسر خود بیرون آمده ای متعه کرده ای؟ عرض کردم: در کنار من همراهان و دوستان چندی هستند و من سرگرم با آنها هستم، فرصت و نیازی به آن در خود احساس نکرده ام، حضرت فرمودند: اگر چه بی نیاز هستی؛ امّا من دوست دارم که سنت پیامبر اکرم(ص) را زنده بدارید.5. اسماعیل جعفی می گوید: امام صادق(ع) به من فرمودند: ای اسماعیل امسال متعه داشته ای؟عرض کردم بله، حضرت فرمودند: مقصودم حجّ تمتع نیست، عرض کردم: پس مقصود شما چیست؟حضرت فرمودند: متعه و ازدواج موقت را می گویم.عرض کردم: اگر دختری بربری و جوان باشد چه طور؟ حضرت فرمودند: حرف گفته شد، ای اسماعیل صیغه کن با هر چه که یافتی اگر چه زن سندی باشد.6.ابی بصیر می گوید: خدمت امام صادق رسیدم، حضرت از من سؤال فرمودند: آیا از وقتی که از کنار همسرت بیرون آمده ای صیغه کرده ای؟عرض کردم: نه، حضرت فرمودند: برای چه؟ عرض کردم: پولم کم بود و به این کار نمی رسید.حضرت مقدار پولی را امر کرده، به من دادند و مرا قسم داده که به منزل نروی مگر اینکه به صیغه عمل کرده باشی، ابی بصیر گفت: همین کار را کردم.7. عقبه می گوید: از امام باقر(ع) سؤال کردم: متعه و ازدواج موقت کردن ثواب دارد؟حضرت فرمودند: اگر به نیت رضای خدا و مخالفت با فلان(عمر)باشد، بله، هیچ حرفی با او نمی گوید مگر برای او حسنه ای نوشته می شود.وقتی با او هم آغوش می شود، خدا برای آن کار، گناهش را می آمرزد.وقتی غسل می کند خدا گناهانش را به عدد موهایی که آب بر آن ریخته می شود می آمرزد عرض کردم: به عدد موهای بدنش!! فرمود: بلی، به عدد موهایی که در بدن دارد.8. عبدالله بن سنان می گوید: امام صادق(ع) فرمودند:خدا شراب و مسکرات را بر شیعیان ما حرام کرده، در عوض آن، متعه را برای آن ها قرار داده است.9. از امام باقر(ع) است که رسول خدا(ص) فرمودند: وقتی خدا مرا به آسمان بالا برد جبرائیل با من بود و او به من گفت: ای محمّد، خدا می فرماید: متعه کنندگان مورد غفران و آمرزش من هستند.10. موسی همدانی از فردی که نام آن را برد نقل می کند که: امام صادق(ع) فرمودند: هیچ متعه کننده ای نیست، مگر این که وقتی غسل می کند، خدا برای هر قطره آبی که بر او می ریزد، هفتاد فرشته می آفریند که تا روز قیامت برای او استغفار کنند و بر کسی که مانع ازدواج موقت شد و از آن جلوگیری کرد، لعنت بفرستند.تازه این قدری از ثواب متعه و گناه مانع آن می باشد.11.بشر بن همزه می گوید: در زمان امام باقر(ع) یکی از رجال قریش به من گفت: دختری عموی من که دارای مال بسیار بود دنبال من فرستاده، پیام داد: که تو می دانی چقدر برای من خواستگار آمده و من همه را جواب ردّ داده ام، زیرا نیازی به ازدواج ندارم، امّا شنیده ام که خدا متعه و ازدواج موقت را در کتاب خود حلال دانسته و پیامبر اکرم (ص) آن را جزء سنت خود قرار داده است،امّا عمر از آن جلوگیری کرده و حرام دانسته و من می خواهم صیغه تو شوم تا در این عمل اطاعت خدا و رسول کرده و با عمر مخالفت کرده باشم، به او گفتم: اجازه بده، خدمت امام باقر(ع) برسم و از او سؤال کنم.خدمت حضرت رسیده،مشاوره کردم،حضرت فرمود:قبول کن و عمل کن.12. علی سائی می گوید:به امام رضا(ع) عرض کردم من متعه می کردم و از این کار خسته شدم، بدم آمد،زشت می دیدم، از این رو با خدای خودم بین رکن و مقام عهد کردم و نذر بستم که دیگر ازدواج موقت نکنم و اگر رغبت پیدا کردم فلان قدر مال بدهم و روزه بگیرم.ولی بعد پشیمان شدم؛زیرا برایم سخت شد.برای این که وضعم جوری نبود که بتوانم همسر اختیار کنم، حضرت فرمودند:با خدا عهد کرده ای که اطاعتش نکنی به خدا قسم اگر اطاعتش نکنی معصیت کار خواهی بود.یعنی عهد و نذر تو باطل است؛زیرا عمل به نذر و عهد باید از ترک آن ترجیح داشته و بهتر باشد یا حداقل نباید مرجوح و گناه باشد و این نذر، تو را به گناه می اندازد و لذا عمل به آن نذر لازم نیست.13. حسن بن علی ابن یقطین می گوید:امام موسی ابن جعفر(ع) فرمودند:کوتاه ترین عبارت عقد ازدواج موقت این است که مرد به زن بگوید: اتزوجک متعه علی کتاب الله و سنه نبیه بکذا و کذا الی کذا. یعنی مرد بگوید:آیا به عقد ازدواج موقت من در می آیی به حکم کتاب خدا و سنّت پیامبر(ص) به فلان مبلغ و فلان مدت؟و زن بگوید: بله کافی است.{اگر خود زن و مرد بخواهند صیغه ازدواج موقت را بخوانند بعد از آن که مدت و مهر را معین کردند چنانچه زن بگوید: بعد بدون فاصله مرد بگوید: صحیح است}14. محمد بن مسلم می گوید: امام صادق(ع) فرمودند: عیب ندارد اگر دختر باکره را بدون اجازه ولی ( پدر ) صیغه کنی به شرطی که خود او راضی باشد.امام صادق(ع) در جواب جمیل بن دراج که سؤال کرده بود:آیا می شود دختر باکره را صیغه کرد؟حضرت فرمودند:اشکالی ندارد ولی مواظب باشی بر او دخول نکنی زیرا عیب بر او و قوم او می باشد. 15. امام صادق(ع) فرمودند:عقد ازدواج موقت واقع نمی شود،مگر به دو چیز.به تعیین اجرت و تعیین مدت.16. محمد بن مسلم ثقفی نقل می کند: وقتی از امام صادق(ع) سؤال شد:مقدار مهر در ازدواج موقت چقدر باید باشد؟حضرت فرمودند:به هر چه که هر دو به آن راضی شوند و به هر مقدار مدتی که خود قرار گذاشته باشند.17. محمد بن نعمان احول می گوید: از امام صادق(ع) سؤال کردم:کمترین چیزی که می شود مبلغ مهر باشد چقدر است؟حضرت فرمودند:حتی یک کف دست گندم هم می شود مهر باشد.18.هشام بن سالم از امام صادق(ع) آورده است که: چیز کمی مثل چوب مسواک را هم می شود مهر قرار داد.19. ابی بصیر از امام صادق(ع) نقل می کند: مهر متعه می تواند به مقدار یک درهم و بالاتر باشد.20. ابی بصیر از امام صادق(ع) نقل می کند:مهر متعه می تواند مشتی گندم یا آرد یا خمیر یا خرما باشد.21. ابن بکار از امام صادق(ع) سؤال می کند درباره مردی که به زنی می گوید:یک ماه خود را به صیغه من درآور و زن قبول می کند.بعد از چند سال که از آن گفت و گو گذشته دوباره زن را می بیند.آیا می تواند آن یک ماه را که معین نکرده بودند بدون عقد مجدد همان ایام به حساب آوردند؟ حضرت فرمودند: اگر مقصود از آن یک ماه همان چند سال بعد بوده درست است و اگر آن یک ماه را معین نکرده باشند عقد درست نیست.(خلاصه یعنی مدت عقد باید در هنگام خواندن عقد معلوم باشد).22. حارث بن مغیره از امام صادق(ع) سؤال می کند:آیا شاهد در عقد ازدواج موقت یک مرد و دو زن کافی است. حضرت فرمودند:بله، یک مرد هم شاهد عقد باشد کافی است و این برای آن است که زن از موضع اتهام خود را دور بداند و پیش خود نگوید که این گناه است.(-اصلاً در عقد ازدواج موقت شاهد لازم نیست و لذا امام یک شاهد مرد را کافی دانسته و آن را هم برای آرامش روان زن لازم می دانند و لزوم شاهد یک حکم شرعی نیست).23. حمران می گوید: از امام صادق(ع) سؤال کردم:آیا صیغه متعه را بدون شاهد و دو نفری زن و مرد میان خود می توانند بخوانند؟حضرت فرمودند:نه مگر افرادی مثل تو باشند.(افرادی مثل تو باشند؛یعنی، مؤمن، متقی و مواظب حلال و حرام باشند و این را هم برای دوری از فتنه، تهمت و گرفتاری می فرمایند وگرنه حتی در عقد دائم هم شاهد مستحب است چه برسد به عقد موقت).24. در ازدواج موقت طلاق لازم نیست، به محض تمام شدن مدت از همدیگر جدا می شوند.25. حماد بن عیسی از امام صادق(ع) سؤال می کند:آیا صیغه جزء چهار زن می باشد؟حضرت فرمودند:نه از چهار حساب می شود و نه از هفتاد تا(یعنی عقد موقت، عدد ندارد).26. ابی بصیر می گوید:از امام صادق(ع) سؤال کردم:آیا متعه از چهار زنی است که مرد می تواند بگیرد؟حضرت فرمودند:هزار تا زن را هم می توانی به ازدواج موقت خود در بیاوری.27. محمد بن مفضل از امام کاظم(ع) سؤال کرد:آیا می شود زن زیبا که فاجره و زانی است را یک روز یا دو روز صیغه کرد؟حضرت فرمودند:اگر مشهور به زنا است آن را متعه نکن و با او ازدواج نکن.28. حسن بن جریر می گوید: از امام صادق(ع) سؤال کردم:آیا با زن زناکار می شود ازدواج موقت کرد؟حضرت فرمودند:خودت دیدی که زنا می دهد؟گفتم:نه، مردم می گویند، حضرت فرمودند:عیبی ندارد، می توانی آن را صیغه کنی؛ولی او را حفظ کن، ببر درخانه، در را به روی او ببند.29. حسن می گوید:از امام صادق(ع) سؤال کردم:آیا جایز است با زن فاجره ازدواج کرد؟حضرت فرمود:بله، به شرط اینکه مانع شوی از گناه و نگهش بداری تا عدّه او تمام شود و رحم او از آب فجور و گناه پاک گردد و توبه کرده باشد.30. ابان بن تغلب می گوید:به امام صادق(ع) عرض کردم:آیا با زنی که به عقد موقت با او ازدواج کرده شده، می شود اجرت او را زیاد کرده تا مدت متعه را زیاد کنیم؟حضرت فرمود:نمی شود دو شرط در یک شرط و همین طور دو عقد در یک عقد نمی شود عرض کردم: پس چه باید کرد؟حضرت فرمود:مدت عقد او را ببخش،نامحرم می شود و شرط را دوباره ببند مقصود از شرط در این جا عقد است؛یعنی او را دوباره عقد کن.31. عمر بن حنظله می گوید:از امام صادق(ع) سؤال کردم:زنی را که مدت یک ماه تزویج کردم و او تمام مهر را از من می خواهد و من می ترسم که اگر اجرت او را بدهم یک ماه پهلوی من نماند، حضرت فرمودند:مهر را نگه دار و همه مهر را به او نده.به اندازه ای که خلاف قرار داد کرد از او کم بگذار.(این در عقد دائم به گونه دیگری است.زن تمام مهر را در حین عقد مالک می شود.)32. سماعه می گوید که فردی از امام صادق(ع) مسائلی را سؤالی کرد تا اینکه گفت:اگر در عقد موقت، زن شرط کند که هر لذّتی که می خواهی از من ببر ولی فرج خود را در فرج من نکن، آیا این شرط درست است.امام فرمود:حق مرد نیست، مگر آنچه که شرط شده است و باید شرطی که شده مراعات شود(و اگر بعد از عقد زن رضایت داد، عیبی ندارد، می تواند دخول کند.)33. عیسی ابن یزید می گوید:به امام باقر(ع) نوشتم که زنی در منزل مردی خدمت می کند، مرد دوست ندارد به نامحرم نگاه کند و لذا از او تقاضا کرد که به عقد موقت او دربیاید و زن به شرطی که با او همخوابه نشود قبول می کند.آیا این گونه شرط درست است؟حضرت در جواب او نوشتند:عیبی ندارد، شرط درست است؛زیرا صیغه عقد، ازدواج موقت است.(این شرط در عقد دائم جایز نیست و باعث بطلان عقد می شود.)34. ابن ابی عمیر می گوید:امام صادق(ع) فرمودند:عیبی ندارد زنی را که عقد موقت شده تمام مهر به او داده نشود و به عهده و ذمه گرفته شود؛ ولی به اندازه مدتی که در کنار او بوده مهر زن را بدهد، زیرا اگر بمیرد زن از او ارث نمی برد(و حق او ضایع می شود، بر خلاف عقد دائم که ارث می برد).35. محمد بن شمعون گفت: امام کاظم(ع) به بعضی از یارانش نوشتند:زیاده روی در متعه نکنید و برای برپایی سنت پیامبر(ص) عمل کنید و آن کار شما را از همسران خود بازندارند که باعث عصبانی شدن آنها گردد و آنها در اثر عصبانیت حق را انکار کنند و بر ما که شما را بر آن کار داشته ایم نفرین کرده و لعنت بفرستند.(و باعث کفر و ارتداد آنها گردید).36. علی بن یقطین می گوید: از امام کاظم(ع) از متعه سؤال کردم، حضرت فرمود:تو را با این کارها چه کار، خدا تو را از آن بی نیاز کرده است.عرض کردم: می خواهم بدانم که آیا حلال است یا نه؟! بله در کتاب علی(ع) این عمل حلال است.(-علت این که امام او را از این کار بازداشتند موقعیت خطیر او بود؛زیرا او وزیر هارون الرشید بود و هارون او را از خود می دانست و او برای خدمت به خلق خدا به دربار هارون رفته و سخت تقیه می کرد و شیعه بودن خود را مخفی می داشت).37. فضل می گوید:شنیدم از امام صادق(ع) درباره متعه و امثال آن کارها، که می فرمود:اگر فردی از شما را در محل عورت و جای زشت دیده شود خجالت نمی کشد؟و حیاء نمی کند؟و بعد از آن چگونه می تواند به صورت برادران صالح خود نگاه کند؟(مقصود حضرت این است که دنبال متعه و امثال این گونه کارها نروید که باعث رسوایی شما شود).38. سهل بن زیاد می گوید: از چند نفر از اصحاب امام صادق(ع) شنیدم که حضرت به اصحاب خود می فرمودند:شما از متعه کردن در مکه و مدینه، به خاطر من چشم پوشی کنید؛زیرا شما با من در رفت و آمد هستید.می ترسم شما را بگیرند و اتهام زنا بزنند و بعد بگویند این یکی از اصحاب و پیروان امام جعفر صادق می باشد.در مکه زنی بود ثروتمند که هر وقت ابان به مکه می رفت او را متعه می کرد.اختلاف بین آنها پیدا شد و زن برای اذیت و گرفتن مال زیادتر،نقشه ای کشیده او را در صندوقی کرد، چند حمال آورد صندوق را به درب مسجد بردند. زن از بیرون صندوق به ابان گفت: اینجا در بزرگ مسجد، صفا است تو را آورده ام این جا، می خواهم فریاد بزنم و بگویم که این ابان است که به منزل من آمده می خواست با من زنا کند و آبروی تو را ببرم.ابان از داخل صندوق به او گفت من ده هزار درهم(که پولی زیاد بود)به تو می دهم، این کار را نکن، زن پول را گرفته ابان را آزاد کرد.این خبر به امام صادق(ع) رسید و لذا حضرت به اصحاب فرمود: به خاطر من این کار را در مکه و مدینه نکنید.39. این حدیث را چند نفر از راویان از امام صادق(ع) نقل کرده اند که: امام به اسماعیل جعفی و به عمار ساباطی فرمودند:به هر دو نفر شما تا وقتی با من رفت و آمد دارید ازدواج موقت حرام است و این حرمت از آن جهت است که می ترسم شما را بگیرند و به عنوان حدّ زنا، شلاق بزنند و شما را مشهور به زنا کنند و بعد بگویند این افراد از یاران جعفر بن محمد(امام صادق) هستند.

نی نی سایت

نظر پیامبر درباره صیغه
نظر پیامبر درباره صیغه

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.