نظر پسرا راجب پریود خانواده برتر

نظر پسرا راجب پریود خانواده برتر
نظر پسرا راجب پریود خانواده برتر

عرض سلام خدمت آبجی های گل وبلاگ 

امیدوارم حالتون خوب باشه ، من امیر محمدم با ادامه ی سری سوالاتی که بعد از نامزدی راجع به دختران برام پیش اومده در خدمتتون هستم !

تو بعضی از کامنت ها خوندم که دختر خانوم ها خیلی تاکید دارن که تو دوران پریودی همسرشون بقول معروف هواشون رو داشته باشه ، مگه چه اتفاقی میفته براتون ؟ حسی مثل افسردگی ؟

۱- تو این جور مواقع از چه چیزها و کارهایی که چه خودتون و چه شوهرتون انجام بدین بدتون میاد ؟نظر پسرا راجب پریود خانواده برتر

۲- نشانه ها و رفتار هایی که مخصوص این زمان هستن که بشه ازشون پی برد خانوم چه مرگشه آخ معذرت میخوام ، بشه فهمید که بخاطر پریودی هست ؟!

۳- تو این مواقع دلتون چی میخواد ؟ مثلا آغوش گرم ؟ و … ، یا حتی هر چیز دیگه مثله صحبت و گفتگو یا براتون شعر بخونه ؟

۴- معمولا مدت زمانش چقدره ؟

سپاس … CR7

مرتبط:

ریزه کاری هایی از جنس محبت و توجه به خانم ها در دوران پریود

خوردن هندوانه، ترشی، ماست ،خربره ،سیر و لبنیات در دوران پریود

شما دوره ی پریودتون رو چطور حساب میکنین؟

آیا پریود زن ها را بی حوصله می کند؟

علائم و اثرات روانی پریود در خانم ها و آقایان!

سیکل قاعدگی ( پریود ) و انواع اختلالات مربوط به آن ( 1 )

سیکل قاعدگی ( پریود ) و انواع اختلالات مربوط به آن ( 2 )

زمان عادت ماهانم اصلا مشخص نیست

چکار کنم زودتر پریود بشم؟

خونریزی مجدد بعد از اتمام دوره پریود

خوردن غذاهای سرد در زمان پریود ضرر داره ؟

تغییر اخلاق خانم ها در زمان پریود

سلام.حس میکنم این اقا نامزد ندارن و فقط از روی کنجکاوی دارن اینارو میپرسن..فکر کنم ددوستان متاهل دارن که برن بپرسن..یا از خود نامزدشون..البته حدسه

یه سوال از خانوما آبا صحبت کردن با یه خانوم در مورد دوران پریود براشون توهین محسوب میشه ؟ اونم در صورتی که هنوز وارد زندگی مشترک نشدی و توو دوران آشنایی و نامزدی هستیم و هنوز یه سری حرفا زده نمیشه.آخه چون شدت این موضوع خیلی زیاد میشه و هر ماه چند روز بد خلقی زندگی جفتمونو تلخ میکنه. برای یه مرد شنیدن حرفا و تحمل بیحوصلگی تا یه جایی قابل تحمله ولی واقعا به روز سوم که میرسه صبر آدم لبریز میشه. طوری که تا الان بارها تا مرز جدایی پیش رفتیم با این که من به خیلی از حرفاش و شاید همش واکنش نشون ندادم ولی بازم کاری میکنه و حرفایی میزنه که آدم دیگه نمیدونه چیکار کنه. دقیقا هم همیشه بعد این دوران بوده ، یعنی بهونه هاش سبب میشه که بحث جدایی  رو بکشه وسط.هر ماه هر ماه….میخوام بهش بگم که توو این دوران کمتر یا اصن نیاد سراغ من که بخواد بحثی به وجود بیاد …. یا اگه راهکار دیگه ای هم هست بگید.منظورم الان قبل ازدواجه ، تا اون موقع 100% به یه نتیجه میرسیم.من بیشتر میخوام بدونم خانوما دوس دارن باهاشون صحبت بشه روودر روو و صریح در این مورد یا نه ؟یه چیز دیگه هم هست نمیدونم بقیه اینطوری هستن یا نه ، ولی طرف من بعد این که این دوران تموم میشه و به حالت عادی بر میگرده دیگه یادش میره از اون چند روز که چقد سخت واس مرد میگذره .. درسته که خوب میشن خانوما ، ولی یه تشکر خشک و خالی دل آدمو گرم میکنه و آدم سختیاشو به جون میخره برای دفعه های بعد….. ولی وقتی این داستانا تموم میشه انگار نه انگار ! فقط بهونه گرفتنا تموم میشه همین -_-ممنون میشم خانوما مفصل توضیح بدن ،  واقعا هرمااه تحمل این قضیه خیلی طاقت فرساس و هر بار تا مرز جدایی رفتن خیلی سخته ، به خدا ما هم درک میکنیم ولی ما هم دل داریم و ناراحت میشیم

مرتبط:

ریزه کاری هایی از جنس محبت و توجه به خانم ها در دوران پریود

خوردن هندوانه، ترشی، ماست ،خربره ،سیر و لبنیات در دوران پریودنظر پسرا راجب پریود خانواده برتر

شما دوره ی پریودتون رو چطور حساب میکنین؟

آیا پریود زن ها را بی حوصله می کند؟

علائم و اثرات روانی پریود در خانم ها و آقایان!

سیکل قاعدگی ( پریود ) و انواع اختلالات مربوط به آن ( 1 )

سیکل قاعدگی ( پریود ) و انواع اختلالات مربوط به آن ( 2 )

زمان عادت ماهانم اصلا مشخص نیست

چکار کنم زودتر پریود بشم؟

خونریزی مجدد بعد از اتمام دوره پریود

خوردن غذاهای سرد در زمان پریود ضرر داره ؟

تغییر اخلاق خانم ها در زمان پریود

من کلا تو این دوران هرچی بگه همسرم بهم بر نمیخوره ولی اگه بگه دوست ندارم یا نداشتم عمرا اگه ببخشمش و مطمعنا تا اخر عمر باهاش سرد خواهم بود…

 

البته این موضوع شاید بخواطر اعتماد به نفس پایین بنده برگرده…. لطفا هرچی میگید بگید ولی اینو نگید…

واقعاً دست خودشون نیست من هم همیشه به خودم یاددآوری می کنم که ممکنه اون روزها حالم خوب نباشه مراعات کنم ولی وقتی تو موقعیت قرار می گیرم همه چی یادم می ره

تقریباً هیچ کس نمی تونه تاثیر هورمون رو تو بدنش کنترل کنه، چه آقایون چه خانم ها…

به نظرم شما هم اگر هفته بعد این دوران با خانمتون در این مورد حرف بزنید خیلی بهتره تا اینکه زندگی برای هر دوتون تلخ بشه (هفته بعدش آروم ترین روزهای زن در کل دوره هست)

حتی اگر بهشون بر خورد توضیح بدید با اینکه می دونستید خیلی درست نیست این مورد رو به روی ایشون بیارید ولی به نفع هر دو طرف هست در این مورد حرف زدن…

شما هم سعی کنید اطلاعاتتون رو در این مورد بالا ببرید

می تونید با عنوان سندرم پیش از عادت ماهانه یا PMS در این مورد سرچ کنید

من هم خیلی وقته می خوام در این مورد مطلب بفرستم ان شاا… سر فرصت کتاب هم معرفی می کنم چون خودم در بدترین روز دوره ام رابطه ام رو به هم زدم 🙁

من یکی که اصلا درد ندارم فقط از خودم بدم می یاد و دوست ندارم از اتاقم برم بیرون و بیش دیگران بشینم

سلام من تو دوران پریودیم بیشتر از هر وقت دیگه ای عصبی میشم و این واقعا بده…تو مدرسه و کلاسم که دیگه اصلا نمیشه درس خوند….ولی خب من خجالت میکشم که کسی از جنس مخالف راجب پریودیم باهام بحرفه…!

صحبت کردن راجب این موضوع لازم نیست همین که بتونی تو اون مدت درکش کنی و قدرت تحملتو یکم بالا ببری، کافیه

چیزی که من فهمیدم اینه که پاسخ و تحمل بدن خانم ها به این وضعیت متفاوته.

موضوعیه که باید شخصی سازی بشه.

مثلا یه خانم ممکنه حتی توی این دوران بیمارستانی بشه اما یه خانم این دوران واسش مث بقیه روز ها باشه.

مهم تر از همه

 

اگه اقایون تو این مدت مراقب خانومشون باشن نازشو بخرن

ی رابطه جنسی عالی رو برای خودشون پیش خرید کردن 

سلام همه ی خانوما مثل هم نیستن .یعنی همه قرار نیست در این دوران بی اعصاب و بی حوصله باشن.در ضمن درسته اون خانوم هرموناش تغییر میکنه بی حوصله میشه ولی قاعدتا عقلشو که از دست نمیده! میتونه خودش مراعات کنه و بفهمه در این دوران باید خلقشو کنترل کنه یه جاهایی هم از کنترلش خارج شد شما به بزرگی خودت ببخش یا تذکر بده…..نه این یک روند طبیعی در بدن خانوماست و زشت و پنهان کردنی نیست.اگه موضوع آزارتون میده باهاشون درمیون بذارید قطعا.

این دوران برا منم سخته خیلی هم دردناکه اما هیشکی نازمو نمیکشه انتظارم ندارم بکشه برعکس پدر مادر خواهر همه عصبی میشن و به کوچکترین حرکات و رفتارم التهابات بدی نشون میدن اصلا میخوام نباشم و بمیرم چرا خدا فرق گذاشته؟؟؟؟ به یکی داداش مهربونی داده که حتی براش نوار میخره به یکی خانواده با فهم و شعوری به من که رسید گفت همه چی تحریم الا غم و درد😢😢😢😢الان شدیدا به بعضیاتون حسودیم شد

ولی من بی اعصاب نمیشم 

اصلا نه تا این حد 

نظر پسرا راجب پریود خانواده برتر

فک نکنم اخلاقم عوض شه اصلا عوض نمیشه فک کنم 

* لطفا در مورد ایجاد تاپیک و نظرسنجی قبل از ثبت دقت فرمایید زیرا امکان ویرایش و یا حذف مطلب بعد از ارسال وجود ندارد.
همچنین شما ملزم به رعایت

قوانین و مقررات

نی‌نی‌سایت نیز می‌باشید.

* لطفا در مورد ایجاد تاپیک و نظرسنجی قبل از ثبت دقت فرمایید زیرا امکان ویرایش و یا حذف مطلب بعد از ارسال وجود ندارد.
همچنین شما ملزم به رعایت

قوانین و مقررات

نی‌نی‌سایت نیز می‌باشید.

خواهرم میگه روم نمیشه بگم نامزدن شوهرشم شب قراره بمونه😁

ما دوست بودیم کامل بهش توضیح دادم

اونم یه سری چیزا راجبه ساختار بدن خودشون توضیح دادنظر پسرا راجب پریود خانواده برتر

فقط 33 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

اها اینجا نمیشه گف باید تو خصوصی بگم بهت 😂😂😂

ماهم دوست بودیم گفتم اینا سنتی ازدواج کردن

بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، 

شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید  

😲

ما پرروییم یا دیگران خجالتی؟

چجوری گفتن نداره که!!!!

گفتم برو برام مای لیدی بخر

اون بنده خدام نمیدونست چیه 

رفته بوده به داروخونه ای گفته بوده 

خرید آورد😶😐

میگه چیه مای لیدی مای لیدی میکنی بگو پوشک میخوام دیگه😂😅😅😅😐

بگوهمه خودین

نامزدن یاعقد؟اگه عقدن خب بگه پریودم یه کلمه کاری نداره که

ماهم دل داریم میخواییم بدونیم😅

تازه دوروزه عقدن

وااا مگه پریود خجالت داره 😕😕😕 اونم مگه بچه صغیره نفهمه پریود چیه

روز عقدمون یه جوش گنده رو بینیم بود گفتم اینو میبینی این یعنی من پریودم😅

آره منم فکر کنم در  ازدواج سنتی گفتنش سخت باشه

شما عشق مهردادی؟چه جالب منم عشق مهردادم  

منم دوست بودیم گفتم بهش.حالا اون بهتراز خودم آمارمو داره ک کی میشم 😂😂😂

من هپسرم پسر عموم بود و دیوار به دیوار هم بعد یع هفته اومد.خونمون وقتی هم اومد حسابی به خودش رسیده بود عطر و ادکلن و لباس قشنگ و خلاصه ریش و همه رو زده بود منم پریود یودم بعد بهش نگفتم بعد شب موقع خاب اومد بغلم کردم و منم میخندیدم بعدش دیگ …

اره همسرشم شمااااااا😂😂😂😂

فقط 33 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

اولین بار عقد بودیم

بعد موقع نماز مغرب شد گفتم بریم من میخام برم خونمون

بعد اومد منو برسونه

گفتم خب نمیپرسی چرا نماز نمیخونم و میخام برم خونه مون؟

گفت خب چرا؟

نظر پسرا راجب پریود خانواده برتر

گفتم خب نمیتونم بخونم دیگه

بعد کلی خندید و گفت آهااااااان😁😁

بعد دو روز عقد شب میاد خونتون؟؟؟؟

خوشبحالش شوهر من خجالتی😔

فقط 33 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت

قوانین و مقررات

نی‌نی‌سایت می‌باشید

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و
آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین
مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست. لطفاً پیش از استفاده از سایت
صفحه
“شرایط استفاده از سایت”
را مطالعه فرمایید. استفاده از این سایت
بدان معناست که شما قبلاً صفحه “شرایط استفاده از سایت” را مطالعه کرده
و به مفاد آن واقفید. نقل مطالب این سایت با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت بلامانع است

فرداکاتور: ازدواج زودهنگام, طرح از مانا نیستانی

دیدن نظرات

نسخه چاپی

نازک و ظریف‌اند، دخترکانی سفید پوش که حلقه بر دستانشان می‌غلتد. نور سپیدی که در برشان می‌گیرد نشانی از اقبال سفید نیست بلکه بازی کودکانه‌ای است که پایان می‌یابد. دخترکانی نابالغ که آرزو می‌کنند بازی تمام شود و بازگردند به خانه‌هایشان و کنار عروسک‌هایشان شب را سر کنند. شب اما به سر نمی‌آید. آن شب نه عروسک‌های پارچه‌ای که مردی در انتظار آنها است؛ مردی با همه معنای قانونی و شرعی و عرفی شوهر. مردی که از آن شب نه تنها اجازه مدرسه رفتن و مهمانی گرفتن که حتی اختیار جسمشان نیز با او است.

حکایت ازدواج دختران زیر سن قانونی کابوس نیست، واقعیتی است که در برخی کشورهای جهان از جمله ایران رخ می‌دهد. به گزارش سازمان ملل در حال حاضر بیش از ۷۰۰ میلیون زن در سراسر جهان زیر سن ۱۸ سال ازدواج کرده‌اند که از این تعداد ۲۵۰ میلیون نفر زمان ازدواج کمتر از ۱۵ سال سن داشتند.نظر پسرا راجب پریود خانواده برتر

یازدهم اکتبر بیستم مهرماه روز جهانی دختربچه‌ها است.

بر اساس آمار ثبت احوال ایران تنها در سال ۹۴ بیش از ۳۷ هزار دختر با سن کمتر از ۱۵ سال ازدواج کرده‌اند. بر اساس تحقیقات منتشر شده بیش از ۹۰ درصد این ازدواج‌ها از پیش تعیین شده بوده و ۷۵ درصد عروسان خردسال پس از ازدواج از تحصیل بازمانده‌اند. پیش از اینکه در گفتگو با کارشناسان به بررسی ابعاد حقوقی و اجتماعی ازدواج دختربچه‌ها بپردازیم پای صحبت لیلا می‌نشینیم. هیچ آمار و ارقامی نمی‌تواند مانند زنی که در ده سالگی به خانه شوهر رفته است از هراس‌ها و ترس‌های دختربچه‌ها در مواجهه با ازدواج کودکان بگوید. لیلا که نامش را برای مصاحبه خود انتخاب کرده و ساکن شهری است که نمی‌خواهد از آن نام ببرد جرات آن را داشت که داستان ۱۲ سال زندگی مشترک خود را با ما در میان بگذارد. لیلا در ۱۰ سالگی عروس پسربچه‌ای ۱۵ ساله شد.

آن موقع ده سالم بود. برای من ازدواج انتخابی نبود،چون نصف شب خواب بودم که در زدند و من بیدار شدم. همسایه مان یک حلقه آوردند و دستم کردند. ازدواج من این طور بود.

هیچ صحبتی پیش از آن حتی با خانواده تان صورت نگرفته بود؟

اینجا اینطوری است. چون اکثرا همدیگر را می‌شناسند احتیاجی به صحبت از قبل نیست.

داماد چند ساله بود؟

او از من پنج سال بزرگتر است. آن موقع ۱۵ سالش بود.

این ازدواج برای همسرت هم به همین اندازه ناگهانی بود؟

انگار که توی خانه خودشان با علی صحبت کرده بودند. برای او به اندازه من شوک آور نبود. ولی من نمی‌دانستم که اصلا ازدواج چیست. خانواده چیست؟ وظیفه من الان چیست؟ من واقعا این چیزها را نمی‌دانستم. من حتی به بلوغ نرسیده بودم. آن شبی که حلقه آوردند ونشان کردند، هنوز عادت ماهانه نشده بودم.

مدرسه می‌رفتی؟

توی روستای ما همه تا کلاس پنجم مدرسه ‌می‌روند، بعد از آن دیگر نرفتم. اگر می‌خواستم مدرسهبروم باید می‌رفتم ……. که نمی‌شد. نمی‌توانستم. پدرم نمی‌گذاشت.

خواهر و برادرت هم در همین سن ازدواج کردند؟

کلا در روستای ما همه در این سن ازدواج می‌‌کنند. ما اینجا بالای ده سال، مجرد نداریم. یعنی همه بچه‌ها اینجا توی همین سن ازدواج می‌کنند.

هنوز هم همینطور است؟

بله. بله. بهتر شده اما …… هنوز اینطوری است.

آن زمانی که از خواب بیدارت کردند و آن حلقه را دستت کردند چه احساسی داشتی؟ ترسیدی؟ خوشحال شدی؟ فکر کردی بزرگ شدی؟ نگاهت آن موقع به داشتن حلقه و شوهر چه بود؟

راستش را بخواهید خود حلقه و انگشتری برایم جالب بود. ولی هیچ اطلاعی نداشتم از این که این حلقه را برای چه به من می‌دهند. یکی از دایی‌های من با پدرم قرار بود صحبت بکند که بگذارد به خانه‌شان در ….. و درس بخوانم. چون من شاگرد اول بودم. گفت حیف است. آن شب به این فکر می‌کردم که دیگر فکر نمی‌کنم دایی بتواند صحبت کند. می‌دانستم که دیگر این فرصت پیش نمی‌آید چون من دیگر نامزد شده ام و یک خانواده دیگر برای من تصمیم می‌گیرد. می‌دانستم که از آن موقع دیگر همسایه برایم تصمیم می‌گیرد. حتی اگر پدرم بگذارد و دایی‌ام هم بگذارد همسایهکه الان شوهرم است، نمی‌گذارد. از آن بابت ناراحت بودم. یک ذره می‌ترسیدم. می‌دانستم دوباره داخل همان کوچه زندگی می‌‌کنم؛ جای دوری نمی‌روم. ولی از اینکه می‌روم یک خانه دیگر با کسانی که نمی‌دانم چطوری با آنها رفتار ‌کنم؛ ناراحت بودم. اصلا این علی کیست و من با او چطوری باید باشم؟ از اینها می‌ترسیدم. به خاطر مدرسه‌ام هم ناراحت بودم.

علی را نمی‌شناختی، تا آن موقع ندیده بودیش؟

چون علی از من یک کم بزرگتر بود، توی کوچه، بچه تر که بودیم همبازی بودیم. ولی معمولا در روستای ما می‌روند شهر یا می‌روند تهران کار می‌کنند. این‌ استکه دیگر همبازی نبودیم و من بعد از آن دیگر نمی‌شناختمش.

چقدر بعد از آن زمان که حلقه را برایت آوردند توانستی علی را ببینی و از نزدیک بفهمی همسر آینده ات کیست؟

آن شب که حلقه آوردند، علی نبود. فقط پدرمادر و خواهرهایش بودند. خود علی را دو سه روز بعد، روز مراسم دیدم.

روز مراسم، چه کسی لباس را تنت کرد؟ چه کسی اولین تبریک را گفت؟ واکنش خواهرها و مامانت چه بود؟

لباسم را مامانم برایم دوخت چون خودش خیاط بود. خودش تنم کرد. خوشحال بود چون من دختر آخرشان بودم. از این لحاظ که من هم دارم می روم و خیالش راحت است که من هم به زندگی رسیدم. از این لحاظ خوشحال بود.

لباست چه شکلی بود؟

لباسم زشت بود. چون من ریز اندام هستم. لاغرم و لباسم برایم بزرگ بود. چون مادرم با عجله دوخته بود. به اندازه یک دختر ده ساله دوخته بود. ولی من به لحاظ جسمی خیلی کوچکتر بودم. لباس بزرگ بود.

وقتی خودت را در آینه دیدی چه فکر کردی؟

من خیلی بچه بودم. حتی عادت ماهانه نشده بودم موقعی که ازدواج کردم. بدنم رشد نکرده بود. یادم است چون لباسم یک طوری بود که فرم لباس عروس را داشت توی لباسم به جای سینه جوراب گذاشتند.

اولین لحظه‌ای که همسر آینده ات را دیدیبه چه فکرکردی؟ او چه شکلی بود و چطور لباس پوشیده بود؟ ریش و سبیل داشت یا نه؟

او هم بچه بود، پانزده سالش بود و ریش و سبیل نداشت. لباس مرتب پوشیده بود. اولین باری که دیدم روز نامزدی خجالت کشیدم نتوانستم نگاهش کنم. از زندگیم ناراضی نیستم ولی مثل فیلم می‌آید جلویچشمم. اصلا چطوری اتفاق افتاد آن روز. همه چیز جلوی چشمم سیاه است. یادم نیست چه شد. فقط یادم هست می‌ترسیدم و استرس داشتم، حواسم نبود چه کار دارم می‌کنم و خوب یادم هست دستهایم می‌لرزید. ولی او خیلی اعتماد به نفس داشت. انگار نمی‌ترسید اصلا. ولی من خیلی می‌ترسیدم.

علی آن موقع چه کار می کرد؟ شغلش چه بود؟ چقدر درس خوانده بود؟

علی هم ابتدایی را تمام نکرده بود. ولی من تمام کرده بودم. توی مزرعه با پدرش کار می‌کند.

از نامزدی تا زمانی که مراسم عروسی برگزار شد چقدر طول کشید تا در اتاق مشترک یا خانه مشترکی باعلی زندگی را شروع کنی؟

همان مراسم برای ازدواج بود. آن شبی که حلقه را آوردند حالت «نشان شدن» داشت یعنی اسم کسی رویت باشد. بعد از آن دیگر مراسم ازدواج بود.

پس در فاصله سه روز یا یک هفته، برای همیشه به خانه علی نقل مکان کردی؟

بله. رفتم خانه آنها. توی خانه‌شان یک اتاق جدا برای ما داشتند.نظر پسرا راجب پریود خانواده برتر

از همان روز اول که به خانه همسایه تان نقل مکان کردی توی یک اتاق با علی می‌خوابیدی؟

بله.

اولین باری که کنارش دراز کشیدی، اولین بار که با او در یک اتاق تنها ماندی، به عنوان یک دختر ده ساله به چی فکر می‌کردی؟چقدر می‌دانستی که چه اتفاقی قرار است برای تو بیافتد؟ چقدر از رابطه زناشویی اطلاع داشتی؟

قبل روز مراسم خواهرم به من یک چیزهایی گفت. گفت که باید چه کار کنم. یا چه اتفاقی می‌افتد. که ای کاش آن را هم نمی‌گفت. من اگر با همان اطلاعات صفر،می‌رفتم آنجا خیلی بهتر بود. چیزهایی که به من گفت من آن موقع نفهمیدم . چون نفهمیدم و رفتم آن اتاق و تجربه‌اش کردم، خیلی بدتر بود. خیلی بد بود. خیلی. الان هم… الان خوب شدم. ولی الان هم همان فکر هست همان حس هست. چون من آن موقع خیلی ترسیدم، احساس می‌کردم خب ازدواج کردیم، حلقه را گرفتم و لباس را هم پوشیدم و توی مراسم هم با شما خندیدم و خوردم و مراسم هم تمام شد و آمدم خانه‌تان. بس است دیگر بازی تمام شد. ولی بازی تمام نبود. بازی تازه داشت شروع می‌شد. چیزی که توی ذهنم بود و می‌خواستم بهش بگویم این است که خب بس است دیگر. تمام شد. بخوابیم دیگر. یا تمام شود و من فردا بروم خانه مامانم درخیاطی‌اش کمک کنم . داشتم حواس خودم را پرت می‌کردم. ولی این اتفاق نمی‌افتاد. او می‌دانست. نمی‌دانم.چون علی هم برادر بزرگتر دارد. بهش گفته بودند یا خودش چطوری می‌دانست. او خیلی خوب می‌دانست. ولی من… برای من خیلی سخت بود. هنوز هم می‌گویم اثراتش توی من هست. من الان هم که با تو صحبت می‌کنمدستهایم می‌لرزد؛ موقعی که به این فکر می‌‌کنم؛ نمی‌دانی چقدر سخت بود. الان من ۲۲ سال دارم. کم خونی شدید دارم. ضعف دارم. نمی‌دانم الان از صدایم می‌فهمی یا نه. کل سال مریضم. الان هم مریضم. من همه اینها را ناشی از اثرات این می‌دانم. ناراضی نیستم. ولیعلی می‌تواند اینطور نباشد. یا حداقل آنها می‌دانستند من ده سال دارم. می‌توانستند اجازه بدهند حداقل یک ذره بزرگتر شوم.

آیا فقط از نظر روحی اذیت شدی یا از نظر جسمی هم آسیب دیدی؟

پارگی نبود ولی درد زیاد داشتم. دکتر هم رفتم. چون …. مرکز بهداشت نداریم. رفتم ….. معاینه شدم. یک خانمی بود توی مرکز بهداشت گفت عادت می‌کنی. چون من خیلی پیش او گریه کردم. مامانم هم آن روز همراهم نبود. با مادر شوهرم بودم کهاو هم بیرون ایستاده بود. دیگر احساس کردمبا این خانم راحتم. پیش او گریه کردم. دلداریم می‌داد. می‌گفت من مورد همسن توزیاد داشتم . نترس خوب می‌شوی. اولش اینجوری است. ممکن است دوباره خونریزی کنی. دفعات بعدی هم اگر با شوهرت خوابیدی باز هم ممکن است خونریزی کنی. نباید بترسی. این پیش می‌آید.

چند وقت بعد از ازدواجت پریود شدی؟

من سیزده سالم بود. می‌شود سه سال بعدش.

در تمام طول این سه سال این رابطه را تجربه می‌کردی؟

بله. ولی همیشه نه. چون بعضی موقع‌ها علی اصلا نبود.

می‌توانی بگویی آیا علی را دوست داری به عنوان یک همسر نگاه عاشقانه‌ای به او داری؟

خواهرم همیشه می‌گوید: علاقه به وجود می‌آید. تو محال است زندگی کنی با کسی زیر یک سقف و بعد عاشقش نشوی. این حرفها را به من نزن؛ زشت است تو از این حرفها بزنی و بگویی من دوستش ندارم. تو چطور ممکن است دوستش نداشته باشی وقتی ازدواج کردی؟ الان هم نمی‌توانم بگویم علی را دوست ندارم. چرا، وقتی نیست دلم برایش تنگ می‌شود . ولی بیشتر احساس وظیفه است . برایش غذا درست می‌کنم؛ مواظبش هستم؛ مواظب خانه‌اش هستم؛ مواظب مادرش هستم؛ مواظب آبرویش هستم. ولی فقط همین است.

لیلا، گفتی که بچه نداری. چرا بچه نداری؟

من خودم دوست ندارم الان باردار بشوم. چون بدنم خیلی ضعیف است. از اول هم اینطور بزرگ شدم که نتوانستم به آن موقعی که توی سنم بود، برسم. می‌دانی چی می‌گویم؟ من ده سالم بود؛یکهو به خاطر این مساله که سرم آمد ضعیف شدم . بدنم خیلی جلوترازسنم بود. از بدنم انتظار می‌رفت خیلی بیشتر از سنم باشد. به خاطر همین من الان اصلا نمی‌خواهم بچه‌دار شوم. یعنی خودم نمی‌گذارم بچه دار شوم. علی اصلا پیش‌گیری نمی‌کند. ولی من خودم قرص می‌خورم. این دیگر تصمیم من است. واقعا باید تصمیم من باشد. چون اگر تا حالا هیچ چیز تصمیم من نبوده حداقل نمی‌خواهم یک بچه هم به دنیا بیاورم.

الان همچنان داری توی خانه مادر شوهرت زندگی می‌کنی؟

بله. اینجا حیاط بزرگ است و توی حیاط چهار پنج تا اتاق بزرگ هست و هرکدام اتاق یک نفر است. اینجا خانه من هم یک طرف، یک طرف مادر شوهرم هست و بعد آن یکی برادر علی، او هم در این خانه است ولی او هم در یک اتاق دیگر است. معمولا جدا نمی‌شوند.

فکر می‌کنی کسانی که صدای تو را می‌شنوند،‌ کسانی که احتمال دارد مادر باشند و فکر کنند که برای آبرویشان بهتر است دخترشان ده سالگی ازدواج کند و برود، دوست داری چه حرفی به آنها بزنی؟

من می‌خواهم فکر کنند به این که من الان در همین شرایط زندگی می‌کنم. توی شرایطی که مادرم زندگی می‌کرد. روستا عوض نشده. مردم عوض نشدند. اگر به او فشار می‌آمد و مردم حرف می‌زدند و او به خاطر فشار مرا در ده سالگی شوهر داد، برای من هم همین فشار هست. چون هیچ چیز عوض نشده. ولی چرا من مثل او فکر نمی‌کنم؟ چون من نمی‌خواهم. فقط می‌خواهم همه فکر کنند. علی فکر کند. چرا می‌ترسد؟ چرا نمی‌گذارد من درس بخوانم؟ چرا مثلا خواهرم،خواهر خودم که به من می‌گوید باید دوستش داشته باشی، چرا فکر نمی‌کند؟ چرا کسی فکر نمی‌کند؟ من الان به دختر خودم فکر می‌کنم، دختری که درذهنم حتی قیافه‌اش را می‌شناسم، حتی الان اگر پارچه اضافه داشته باشم برایش لباس هم می‌دوزم، حتی اگر هنوز به دنیا هم نیامده، من الان می‌دانم چه سنی ازدواج می‌کند.من می‌خواهم دخترم در ۲۵ سالگی ۳۰ سالگی ازدواج کند. این را می‌خواهم. می‌خواهم درس بخواند. کاری ندارم بقیه چه می‌گویند. خواهرم چه می‌گوید. به او می‌گویم: من پشت توهستم، تو توی خانه من زندگی می‌کنی و من از تو حمایت می‌کنم.من نمی‌توانم طلاق بگیرم خودم را راحت کنم. من به جای این فکر می‌کنم که دختر خودم را چه کار کنم.

هفت استان، بالاترین آمار ازدواج کودکان در ایران

لیلا تنها نیست. او یکی از ۳۷ هزار دختری است که با سن کمتر از ۱۵ سال در سال ۹۴ پیراهن بخت بر تن کردند. در این میان شاید لیلا خوش شانس بوده که علی تنها ۵ سال از او بزرگتر بود. در سال گذشته ۸۰ دختر با سن کمتر از ۱۵ سال به خانه مردانی بالای ۴۰ سال رفتند. این در حالی است که بر اساس قوانین جمهوری اسلامی نکاح پیش از بلوغ ممنوع بوده و سن ازدواج دختران در قانون مدنی ۱۳ سال تمام با شرط اجازه پدر تعیین شده است.

کامیل احمدی، مردم‌شناس ساکن ایران است و پژوهشی جامع درباره ازدواج زودهنگام کودکان در ایران انجام داده است. او می‌گوید ازدواج دختربچه‌ها در ایران از پراکندگی جغرافیایی در مناطق مختلف برخوردار است: «من هفت استان کشور را که بالاترین درصد ازدواج‌های دختران و پسران زیر سن هجده سال سن قانونی به رسمیت شناخته در منشور سازمان ملل را دارد، انتخاب کردم: خراسان رضوی، آذربایجان شرقی، هرمزگان،‌ خوزستان، سیستان و بلوچستان، آذربایجان غربی و اصفهان. در این موراد، آمار و ارقامی در مورد ازدواج زیر سن قانونی، از سوی ثبت احوال منتشر می‌شود ولی آمارهای بسیاری هم هست که نهفته است. مثلا دختران و پسران زیادی در این روستاها مشاهده کردیم که هرگز ازدواج‌هایشان ثبت نشده، خانواده‌ها نمی‌خواهند ثبت کنند. این امر دلایل مختلفی دارد. یا روی ازدواج زیاد مطمئن نیستند؛ یا عدم آگاهی یا نبوددانش کافی برای ثبت ازدواج روی خانواده‌هاسبب می‌شود که ازدواج ها را ثبت نکنند. عامل دیگر ترس از مراحل قانونی و رفتن به شهرها در مناطق روستایی وجود دارد که در آنها معمولا خیلی سنتی وار ازدواج می‌کنند و عاقد محلی را با یک دستنوشته می‌آورند و ازدواج صورت می‌گیرد. علاوه بر این، ممکن است یکی از طرفین مشکل و موانع قانونی داشته باشد که نمی‌خواهد به مراجع قانونی مراجعه کند و یا دلایل دیگر. درصد زیادی از ازدواج‌هایی هم که در ایران رایج است معمولامرد، زن اول را در شناسنامه‌ ثبت می‌کندو زن دوم و سوم و دیگری‌ها را با فقط دستنوشته‌ای از عاقد، عقد می‌رساند و ثبت نمی‌کند.»

سنت‌ها را نمی‌توان به سادگی ریشه‌کن کرد

تحقیق ازدواج زودهنگام کودکان نشان می‌دهد که بیش از نیمی از این دست ازدواج‌ها در روستاها و شهرهای کوچک صورت می‌گیرد. مصطفی اقلیما جامعه شناس ساکن تهران معتقد است که رشد نیافتن جامعه در ایران و روستایی سنتی ماندن جامعه حتی در میان شهرنشینان سبب اقبال خانواده‌ها به ازدواج زودهنگام کودکان است: «در شهرهای کوچک مردم فقیرند و دیگر به این توجه ندارند که دخترشان هشت ساله است یا ۹ ساله؟ می‌گویند حالا یک خواستگار آمده و شوهر دارد. معمولا هم آن مردها هجده ساله و یا کمترند. چون در ایران سن برایشان مطرح نیست و برای ازدواج لازم نیست هجده سال تمام باشد. زمانی که یک روحانی آنها را عقد می‌کند از نظر شرعی اینها می‌توانند زندگی را شروع کنند و فکر می‌کنند آمادگی‌اش را دارند. ما جامعه سنتی و روستایی هستیم. حتی در شهرهایمان هم مردم اگر بتوانند همینطور فکر می‌‌کنند و می‌‌گویند دختر ده ساله است باید ازدواج کند. هنوز بینش کافی از ازدواج به مفهومی که آمادگی روحی جسمی باشد ندارند. یک مقدار که دختر بالغ شد می‌گویند زن کامل است.»

تایید سخنان مصطفی اقلیما هشدار ثریا عزیزپناه رییس هیئت مدیره انجمن حمایت از حقوق کودکان بود که در خرداد ماه امسال از ازدواج ۱۷ درصد دختران در ایران پیش از رسیدن به هجده سالگی خبر داد و بالا رفتن آمار ازدواج دختران زیر هجده سال در تهران را زنگ خطر اجتماعی دانست.

همزمان با بالا رفتن آمار ازدواج دختران زیر هجده سال آمار دختران دانشجو نیز سالها است که بالاتر از آمار پسران دانشجو است. تناقضی که برای ایجاد تغییر به گفته شهلا شفیق جامعه شناس ساکن فرانسه نیاز به استمرار و تلاش دارد:« من فکر می‌‌کنم این تعریف از مدرنیته غلط است. یعنی جامعه می‌تواند شهرنشین شود و دانشگاه داشته باشد و تمام ابزار مدرن شدن را داشته باشد، بدون اینکه به آن مدرنیته‌ای دست پیدا کند که حقوق شهروندی و حقوق دموکراتیک را جاری کند. اجرای حقوق شهروندی این نیست که شما قانون وضع کنید و بگویید زنان باید هجده سالگی ازدواج کنند. همراه این یک سلسله کارهای اجتماعی و یک سلسله کارهای آموزشی صورت می‌گیرد. در جوامعی که به این مرحله رسیده‌اند، روند خیلی طولانی بوده و این روند طولانی به جز اینکه حمایت شود و به جز اینکه جامعه آزاد باشد و به جز اینکه بحث اجتماعی وجود داشته باشد، ممکن نمی‌شود.شما نمی‌توانید سنت‌های پیش مدرن و قبیله‌ای و عشیرتی و پدرسالاری را ریشه کن کنید.»

قانون، معضلی که هنوز حل نشده است

سابقه قوانین ازدواج کودکان در ایران به سال ۱۳۱۳ باز می‌گردد. ماده ۱۰۴۱ حداقل سن ازدواج دختران را ۱۵ سال و پسران را ۱۸ سال تعیین کرده بود. این قانون در سال ۱۳۵۷ و پس از انقلاب اسلامی به دستور آیت‌الله خمینی لغو شد و تا سال ۷۹ نکاح قبل از بلوغ به شرط رعایت مصلحت توسط ولی طفل جایز شناخته شده بود. در این سال مجمع تشخیص مصلحت نظام قانون فعلی را تصویب کرد که بر اساس آن ازدواج دختران در ۱۳ سالگی و پسران در ۱۵ سالگی با اجازه ولی و تشخیص دادگاه مجاز است. نسرین ستوده حقوقدان ساکن تهران درباره تعیین سن ازدواج در قوانین ایران می‌گوید:« مسایل قانونیبیش از هرچیز به مفهوم بلوغ در افراد برمی‌گردد. می‌دانید که قانون ایران در بخش مسایل مربوط به سن مسئولیت کیفری، تعیین مجازات برای افراد زیر هجده سال، به گونه‌ای است که این افراد را حتی در معرض مجازات اعدام قرار می‌دهد. حتی با اصلاحیه‌ای که در سال ۱۳۹۲ به قانون مجازات اسلامی وارد شد، همچنان دختران از سن ۹ سالگی و پسران از سن ۱۵ سالگی در معرض مجازات اعدام قرار می‌گیرند. این به این دلیل است که قانونگذار ایران با پیروی از بخشی از نظریات فقهی که در دیدگاه‌های اسلامی، شریعت اسلامی وجود دارد، سن رشد عقلی افراد را برای دختران ۹ سالگی و برای پسران ۱۵ سالگی فرض کرده. این در حالی است که حقوق و تکالیف آنها با هم برابر نیست. زیرا همین قانون مدنی در ماده ۱۰۴۳ خودش می‌گوید نکاح دختران،‌ دختری که تا به حال ازدواج نکرده و حتی اگر به سن چهل سالگی هم رسیده باشد، موقوف به اجازه پدر یا جد پدری او است؛ در حالی که همین دختر در سن ۹ سالگی مرتکب جرم سنگینی شود بدون در نظر گرفتن زمینه‌های تربیتی اجتماعی و خانوادگی در معرض مجازات‌های سنگین حدود و قصاص قرار می‌گیرد. این مشکلاتی است که در مجموع قوانین ما وجود دارد. به دلیل اینکه با موازین علمی حاکم بر زندگی امروز بشری سازگار نیست.»

اصل چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تصریح کرده که کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزایی، مالی، ‌اقتصادی،‌ اداری، فرهنگی،‌ نظامی سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. موازین اسلامی که در آن، از زمان پیامبر اسلام به بعد سن بلوغ دختر ۹ سال تعیین شده است. این قاعده اسلامی در حالی مبداء تعیین سن بلوغ دختران در ایران است که در بسیاری از کشورهای جهان ازدواج افراد با سن کمتر از هجده سال غیرقانونی تلقی می‌شود و برقرار رابطه جنسی فرد بالاتر از هجده سال با کودک زیر هجده سال جرم محسوب می‌شود. قانونی دانستن ازدواج زیر هجده سال و رواج ازدواج زیر سن قانونی در حالی در ایران در جریان است که سالهاست لایحه‌ای به عنوان لایحه «حمایت از کودک و نوجوان» در انتظار تصویب در مجلس شورای اسلامی است. لایحه‌ای که توسط کانون اصلاح و تربیت تنظیم شد و به دولت محمود احمدی‌نژاد تقدیم شد اما هنوز در هزارتوی راهروهای مجلس سرگردان است. در ماده پانزدهم این لایحه برای فردی که با دختران و پسران زیر سن قانونی ازدواج کند تا دو سال مجازات زندان تعیین شده و همچنین خواستگار، عاقد، والدین و سرپرستان قانونی کودکی که ازدواج کرده نیز مباشر جرم تعریف شده اند.

فرنوش‌ امیرشاهی خبرنگاران پیشین پارلمانی ساکن پراگ از دلایل تاخیر در تصویب این لایحه می‌گوید: «پیچیدگی‌های حقوقی و حتی فقهی زیادی در این لایحه وجود دارد. زیرا برخی از مسایل مربوط به حوزه کودکان و نوجوانان گره خورده با مسایل شرعی و فقهی است. در مورد سن ازدواج کودکان، هرچند در این لایحه سعی شده جوانان زیر هجده سال را کودک حساب کنند ولی باز هم به موضوع ازدواج دختران در ۱۳ سالگی و پسران در کمتر از ۱۵ سالگی که در قانون مدنی به آن اشاره شده،در لایحه جدید هم خاتمه داده نشده است.با این حال حقوقدان‌ها و فعالان حقوق کودکان تصویب این لایحه را برای اینکه تکلیف قوانین مغفول مانده و همینطور مبهمی که در این حوزه وجود دارد روشن شود، گامی بسیارموثر و مهمی می‌دانند.»

ازدواج خردسالان یا تجاوز در کودکی

به خانه لیلا بازگردیم. زنی که در ده سالگی به خانه شوهر رفت و سه روز پس از اعلام نامزدی اولین رابطه جنسی‌اش را تجربه کرد. رابطه جنسی که مهر پایانی بر دوران کودکی او بود. مژگان کاهن روانشناس ساکن بلژیک از تبعات محرومیت از دوران جوانی می‌گوید: «شما وقتی یک کودک یا نوجوان را در موقعیت ازدواج زودرس قرار می‌دهید در حقیقت او را از کودکی و نوجوانی محروم می‌کنید. برای اینکه فرد بتواند از لحاظ روانی و جسمی و فکری به رشد لازم برسد، باید این دوران را سپری کرده باشد. ازدواج، خصوصا اگر اجباری باشد و فرد از آن آگاهی هم نداشته باشد، باعث می‌شود فرد، اولین تجربه جنسی را، به خصوص در مورد دختران، به عنوان تجربه‌ای وحشت بار زندگی کند. عین شرایط تجاوز است که درتمام زندگی می‌تواند همراه او باقی بماند. غریزه جنسی چیزی است که قاعدتا شما باید بتوانید بدنتان را به عنوان منبعی که از آن لذت می‌برید تجربه کنید.

متاسفانه در این کار به جای اینکه کودک یا نوجوان بدن خودش را به عنوان یک منبع لذت تجربه کند، به عنوان چیزی که وحشت را به روان او القاء می‌کند تجربه کند. دو عکس العمل خیلی بزرگ می‌تواند داشته باشد. یا اینکه رابطه خودش را با همه احساساتش قطع کند. در حقیقت یک مکانیسم روانی است که از فرد می‌تواند حمایت کند تا بتواند به زندگیش ادامه دهد. در نتیجه فرد نسبت به همه چیز بی‌تفاوت می‌شود، نه تنها به احساسات جنسی‌ خودش بلکه هم‌زمان نسبت به اطرافش و اتفاقاتی که می‌افتد. و این خیلی آسیب جدی است و فرد احتیاج به یک روان‌درمانی عمیق دارد برای اینکه این شوک روانی را از بین ببرد. مدل دیگرش هم هست که فرد مدام در وحشت به سر می‌برد که آن هم یک جور شوک روانی است.»

بر اساس آمار سازمان ثبت احوال ایران سال گذشته ۱۵۰۰ نوجوان کمتر از پانزده سال در کشور صاحب فرزند شدند. در این میان استان سیستان و بلوچستان بیشترین مرگ کودک‌مادران را دارد. این استان نرخ ۵ و نیم درصدی تولد و ۱۲ درصدی مرگ مادر را در کشور دارد.

با همه تبعات فرهنگی و اجتماعی و روانی ازدواج زودهنگام دختران،‌ محمد اسفنانی دادیار دیوان عالی کشور قانون منع ازدواج کودکان زیرهجده سال را مغایر شرع اسلام عنوان کرده و گفته است اگر جلوی ازدواج‌های زودهنگام گرفته شود روابطنامشروع زیاد می‌شود.

از حسین قاضیان جامعه شناس ساکن واشنگتن می‌پرسم علی‌رغم همه تبعات منفی ازدواج زودهنگام برای کودکان، چرا جمهوری اسلامی بر اجرای آن اصرار دارد.حسین قاضیان پاسخ می‌دهد:« مقامات سیاسی در جمهوری اسلامی از انبان سنت‌های فرهنگی جامعه ما، مفهوم ناموس را استخراج می‌کنند و پشت آن سنگر می‌گیرند. پشت چیزی تحت عنوان ناموس می‌شود روابط را به صورت مشروع و غیرمشروع تعریف کرد و از مشروعش دفاع کرد و به نامشروعش حمله کرد واین را موضوع مهمی قلمداد کرد و آدمها را پشت این فکر جمع کرد. اینجا آدمها صدا پیدا می‌کنند. صدای آنها با صدای دولت پیوند می‌خورد و با آنها همدست می‌شوند. اما آن بچه‌ها صدایی ندارند. آنها کودک اند.

آنها قدرتی در جامعه ندارند. زیر زایمان جان می‌دهند. در خانه‌ها مورد خشونت قرار می‌گیرند. جسمشان صدمه می‌بیند؛ برای اینکه آماده رابطه جنسی نیستند. اینها را کسی نمی‌بیند برای اینکه آنها صدایی ندارند. کودک اند. کسانی صدا دارند در این جامعه که می‌توانند پشت مفاهیم سنگر بگیرند، پشت مفهوم ناموس. مفهومی که آنقدر قدرتمند است که آدمهایی را که حتی ممکن است از لحاظ سیاسی با نظام سیاسی شان مخالف باشند پشت آن فکرها جمع می‌کند و خودشان را تبدیل می‌کند به عناصر سرکوب و همدست نظام سیاسی که با توسل به این مفاهیم مردم را جمع ‌‌کند وعلیه آن آدمها مبارزه کند.»

اسفندماه سال گذشته کمیته حقوق کودک سازمان ملل از دولت ایران خواست قوانین کیفری و قانون ازدواج کودکان دختر را اصلاح کند. درخواستی که تاکنون به آن پاسخی داده نشده است.

No media source currently available

رویا کریمی مجد روزنامه‌نگاری را در سال ۱۳۷۱ در ایران آغاز کرد و اردیبهشت ۱۳۸۷ به رادیو فردا پبوست. او تهیه‌کنندگی برنامه هفتگی صدایی دیگر را که به بررسی مسایل زنان اختصاص دارد، برعهده دارد.  در سال ۲۰۱۵ میکروفن طلایی جشنواره رادیویی نیویورک به  برنامه رادیویی «سنت تیغ» که رویا کریمی مجد آن را تهیه کرده بود تعلق یافت. 

نظرات بیشتر

دبیر انجمن صنفی کارخانه‌های قند و شکر ایران

«افزایش قیمت شکر برای حفظ سلامت مردم است»

© ۲۰۲۲ تمام حقوق این وب‌سایت، بر اساس مقررات کپی‌رایت، برای رادیو فردا محفوظ است.

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

سلام

من اولین باره که میخوام پست بدم. یعنی پست “دختران صادق باشید و شعار الکی ندید” منو وادار به ارسال این پست کرد.واقعا ذهن من بعد خوندن کامنت ها هنگ کرد. اصلا چی بگم آخه ؟ حالا که اینطور شد، من میخوام دخترای این وبلاگ بیان و تکلیف ما پسر ها رو روشن کنند. اصلا ببینیم ما پسرا چند چندیم؟ از خیالات واهی هم جدا بشیم.دختران عزیز، قراره سه نفر برای شما خواستگار بیاد. خواستگار هایی با شرایط زیر. راست و حسینی و خدا وکیلی اولویت هاتون رو بر اساس شماره در بخش کامنت ارسال کنید ( 3 تا اولویت). پسرا هم اگر خواستن بگن که به کدوم شرایط نزدیک تر هستن ( بدون در نظر گرفتن شرایط سنی).

خواستگار ها:

1. قد 176  – شغل و درآمد متوسط – اخلاق خوب – بدون خونه و ماشین – مهربان – پس انداز در حد 10 -20 میلیون – جثه متوسط – تحصیلات لیسانس – چهره متوسط – خانواده دوست – با ایمان و خداشناس – خانواده متوسط (از هر نظر)نظر پسرا راجب پریود خانواده برتر

2. قد 174 – شغل خوب با درآمد بالا – صاحب خانه و ماشین (شاسی بلند – خونه خوب) – جثه متوسط – اخلاق متوسط (نه خوب نه بد) – نه مهربان و نه خشن (متوسط) – چهره متوسط – خانواده رو به بالا – تحصیلات فوق لیسانس – زیاد به مذهب و خدا و… کاری نداره و کمی بی اعتقاد

3. قد 183 – شغل و در آمد خوب و متوسط رو به بالا – با ماشین ولی بدون خونه – جثه متوسط – اخلاق متوسط – عدم رمانتیک بودن – چهره متوسط – خانواده متوسط – تحصیلات لیسانس – از نظر ایمان و مذهب میانه رو

4. قد 185 – شغل و درآمد متوسط رو به پایین – بدون ماشین بدون خونه – جثه و هیکل نسبتاً خوب – اخلاق خوب و مهربان – تا حدی رمانتیک – چهره رو به بالا – خانواده متوسط رو به پایین – تحصیلات دیپلم – پسر مذهبی و خداشناس

5. قد 188 به بالا – شغل و درآمد متوسط – بدون خونه و بدون ماشین – پس انداز در حد 40-50 تومن – جثه متوسط – اخلاق متوسط رو به بالا – تا حدی مهربان و رمانتیک – چهره مناسب و رو به بالا – تحصیلات لیسانس – خانواده متوسط – از نظر مذهبی میانه رو

-6. قد 190 و بالاتر – شغل و درآمد رو به پایین – بدون خونه و بدون ماشین – پس انداز متوسط در حد 20 میلیون – جثه خوب و خوش هیکل – قیافه خوشگل و خوب – مهربان و تا حد متوسط رو به بالا رمانتیک – تحصیلات لیسانس – خانواده متوسط رو به پایین – با ایمان و خدا شناس

7- قد 190 و بالاتر – شغل و در آمد خوب – با ماشین و با خونه (ماشین و خونه شاسی بلند) – جثه نسبتا خوب و خوش هیکل – قیافه متوسط رو به بالا – عدم رمانتیک بودن – اخلاق نسبتاً ضعیف – خوش گذران – تحصیلات لیسانس – خانواده بالا – از نظر مذهبی و خداشناسی متوسط رو به پایین

نکات:- حتما لازم نیست رو تک تک اینا نگاه کنید. چون شاید گیج بشین. بلکه باید بر اساس معیارتون به اینا نگاه کنید. برای مثال اگر معیارتون پوله، پس نیازی نیست وقتی فهمیدید یک پسر پولدار نیست برین اون یکی ویژگی ها رو ببینید. از روش خط زدن استفاده کنید.

– حتما یکی از این بالایی ها رو انتخاب کنید و اگر خواستید یک گزینه هم خودتون مطابق با استاندارد بالا که دلخواهتون هست یا حالا آرزوتونه یا فانتزی تونه بنویسید در بخش کامنت ها. توجه کنید که فانتزی، اسمش روشه و قرار نیست حتما مثل اون نصیبتون بشه. ولی با این حال بنویسید تا آرزو به دل نمونید 😀

** سوال دوم (اختیاری)ملاک ها زیر را بر اساس اولویت بچینید: (معیار خواستگار هاتون)

داشتن بابای پولدار – شغل – پول – خانه – ماشین – خانواده پسر (از هر نظر مالی، فرهنگی و..) – اخلاق – مذهب و دین – قد و هیکل – چهره – گذشته پسر – تحصیلات – صدای پسر – دوستان پسر

اولویت ها رو بچینید (حالا هر چند تا که خواستید)، اگر هم تمایل داشتید خودتون بهش اضافه کنید.

فکر کنم با این پست بتونیم کمی واقع بین تر باشیم و بدونیم که کجای کاریم.

شناخت دختران:

اگه دختری سرش زیاد تو گوشیه، یعنی با یه پسر در ارتباطه؟!

بیان فانتزی های ذهنی خانم ها برای اطلاع آقایان

حس کنم مبنای فکری دختر مورد علاقه م با من فرق میکنه

ممکنه دختری با تغییر پوشش و …، قصد گفتن چیزی رو داشته باشه؟

دخترها، وقتی یه پسر به شما نزدیک میشه، چی در موردش فکر می کنید؟

چطور میشه فهمید جواب نه دختر، واقعی هست یا ناز کردن؟

دختر پر رو میشه زیادی بهش زنگ بزنی؟

روانشناسی دختر خانوم ها از زبان خودشان

ممکنه به خاطر تتو روی دست، در خواستگاری رد بشم؟

بابا داداش آخه این سوال پرسیدن نداشت که میومدی از خود من میپرسیدی جواب 95% دخترا رو میدادم بهتجواب همشون اینه : 7 و 2اولین اولویت هفته اگه نشد 2. بالاخره شاسی بلند و قد بلند حق دختراست. قد هم نبود پول باشه بسه. همین

شما پسرا هم تکلیف رو روشن کنید. بعضی از شما پسرا اختلاف سن یکی دو سال رو قبول نمیکنید و حتماا میخواید اختلاف سنی زیاد باشه. پس دخترای دهه شصت باید با کی ازدواج کنند دقیقا؟؟؟ 

مورد یک.

اقای سوال کننده اینا چین نوشتید اخه ؟ مگه یه عده محدود از خانم های وبلاگ باید تکلیف اقا پسرها رو روشن کنن ؟ نظرات و شرایط احتمالی بین ادم ها فرق داره یکی رو میبینی هیچی نداره میره جلو برخلاف تصورش دختره رو بهش میدن که خود اقا پسره تا چند وقت هنگه از اون طرف هم راه به راه شانس در خونه اقا پسر رو میزنه یهو رو پا میشه در حد یه مرد زندگی که می تونه زندگی مشترکی رو بچرخونه .یکی هم  پولداره همه چی تموم بعد دختری رو هم اگه نخواد  هم به زور بهش میدن هه  بعد ازدواج می کنه دختره هم خوبه بسازه بعد اقا پسره میفهمه هیچی تغییر نکرد چه کاری بود ازدواج کردم همون مجردی مگه چش بود ؟ و دیگه همون روند سابق رو در پیش میگیره صرف اینکه تاهلی رو یدک میکنه .پس این شماها هستید که بدونید که چی می خواید و چه مسیری واستون بهتره نه فهمیدن مزه ی اجمالی دهن دخترا خانم های وبلاگ میشه گفت خانم های وبلاگ نمونه ی تصادفی از جامعه هستن ولی : اگه به دختراست هرچی کامل تر بهتر اگه هم نشد با اقا پسری که لاکچری هستش ازدواج کنن خوب باشه جهنم ضرر با کسی مزدوج میشم که حداقل های زندگی رو که همون اخلاق و ایمان و اصالت خانوادگی (که بعدا زیرابی خیانت نکنه ) و داشتن یه شغل ابرومند ولو با درامد پایین (نه زیر خط فقر نه میلیاردری ) نرمال  با یه فیس قابل تحمل که بشه دوستش داشت و ازش نترسید ! و باعرضه و مسئولیت پذیر باشه قدشم در حد نرمال اکثریت مردان  جامعه ی ایرانی باشه بعد چیزی رو دیکته نکنه تحمیل نکنه ماشین نداشت عیب نداره ولی بتونه مسکن تهیه کنه منظورم خرید نیست رهن کنه و اگر خانمش بعدها بخواد در خرید خونه مشارکت کنه خونه مشترک سند بخوره نه شش دانگ خانه رو بزنه به نام خودش من اصلا نمی پذیرم این موضوع رو .تمیز و مرتب باشه و به نظافتش اهمیت بده (ناخن های دستش رو بگیره ) رفیق باز نباشه و بیشتر ترجیح بده کنار خانمش و خانواده اش باشه منظور از خانواده حالا چه خانواده اقا پسر چه خانواده دختر خانم بعد بحث نکنه کم حرف بزنه و از همه چیز که مربوط بهش نمیشه نخواد سر در بیاره چون اگر بهش مربوط بشه قطعا بهش گفته میشه .بعد اهل مقایسه بین زن خودش  و زنای دیگه نباشه مرد ارومی باشه صداشو بلند نکنه تن صداش مردونه باشه و مردونگی رو به داد و هوار کردن ندونه بعد متدین باشه و شخصیت اجتمالی محترمی داشته باشه .بشه ازش مشورت گرفت بدون اینکه بخواد نظر خودش رو نهایتا تحمیل کنه فقط نظرش رو بگه کافیه و تصمیم نهایی رو برعهده خودم بذاره تحصیلاتش زیاد مهم نیست چون هیچ دختری شام مدرک فوق لیسانس دکتری نمی خوره ولی در عوض اون سالهایی که باید دانشگاه می بود باید کار کرده باشه علاف نبوده باشه و توی حرفه اش حرفی واسه گفتن داشته باشه .اگر هم که تحصیلات داره باید با توجه به شرایط اقتصادی و موقعیت های شغلی موجود و تلاش و همتش باهاش برخورد کرد نمیدونم نظرات متفاوته باید دید ادما دنبال چی هستن و چی می خوان از زندگی شون .موفق باشید 

به خواهر پسر شجاعسلام. آفرین بهترین جوابی که میشه داد. طرف میخواسته خصوصیات خودشو بگه ببینه چندچنده اینارو سر هم کرده. من اولین باره که میخوام پست بدم. همین پستم نمیدادی بهتر بود.تکلیف ما پسرا رو روشن کنید!تو آبروی هرچی پسره بردی با این سوال طرح کردنت، جمع نبند خواهشا. کامنت خواهر پسر شجاع رو چندین بار با دقت بخون. 

از نظر بنده یه خواستگار  باید: ایمانش قوی باشه  ولی خشک مذهب نباشه اهل زندگی باش منو واقعا بخواااااادظاهرش معمولی باشه در حدی که  آدم بدش نیاد. خودم معمولی رو به بالا هستم.خانواده در حد خوب از لحاظ اجتماعی باشه.یه شغل مناسب و حلال داشته باشه کارمند نبود نبود. درآمدش متوسط باشه هم مشکلی نیس ، فقط تنبل نباشهتحصیلاتش دیپلم هم بود مهم نیس فقط فهم و شعور بالایی داشته باشهمهربووووون باشه و خونگرموفادار وفادار وفادار وفادار و صادققدش از 170 کمتر نباشه خونه و ماشین نداشت مهم نیس اینو واقعا گفتم.

قد 190.تحصیلات دکتری و بالاتر.ماشین شاسی بلند و خونه ویلایی پدرپولدار و خانواده مرفه.اخلاق و ایمان بسیار عالی.اهل زندگی و خانواده جثه و هیکل خوب و ورزشکاری هنرمند مهربان و رمانتیک چشم پاک و دست ولباز.ته ریشم داشته باشه لتفن

با سلام.مساله ظاهر برای اکثریت خانومها درحد به دل نشستن هست، چه بسا برخی از خانومها که ابتدائا در جلسه خواستگاری حتی چهره فرد مقابل به دلشون هم ننشسته اما به مرور با گذشتن زمان و در طی جلسات بعدی با شناختن روحیات، اخلاق، طرز فکر، نحوه برخورد، آراستگی و … اون آقارو پسندیدن.پس خیلی رو چهره مانور دادن برای ما به اندازه اقایون مهم نیست(البته برای خیلی از بانوان نه همه اونها)مسئله پسند شدن شغل و درآمد اقا هم از یک خانوم به خانوم دیگه متفاوته ولی اکثرا شغلی مورد پسنده که وجهه خوبی در اجتماع داشته باشه و درامدی داشته باشه که کفاف زندگی روزمره رو بده…(چه آزاد چه دولتی)مسئله خانواده هم مهمه ولی خودم این عقیده رو دارم مهم اینه که شخص خودش رو پاک نگه داشته باشه چون هرکس مسئول رفتار و نحوه زندگی کردن خودش هست، این منم که انتخاب میکنم چطور زندگی کنم نه خونوادم.پس بیشتر خود اون شخص برامون مهمه تا خانوادشون.یا علی…

۵-۱خانواده،اخلاق،شغل،تحصیلات

به نظرم این خط کش رو بذاریم کنار.        همه مون          .آخه این چه پستیه؟از روی نظر 20 30 تا دختر میخوای تکلیفت رو بدونی؟من خیلی هارو دیدم که قبل ازدواج کلی ملاک و معیار سختگیرانه داشتن بعد یکیو دیدن انقدر به دلشون نشسته  اصلا حرف دیروزشون یادشون رفته.ی دوستی داشتم انقدر چهره براش مهم بودا تا یکیو بهش معرفی میکردن اول میگفت قیافه ش چطوره؟ بعد زد و تو همون اولین جلسه خواستگاری دل رو باخت.مامانش تعجب میکرد میگفت من وقتی پسره رو دیدم گفتم عمرا اینو نمیپسنده دخترم.حالا خدا میدونه تو اون ی ساعت چی از طرف دید که تازه می نشست مارو قانع میکرد که نه قیافه خیلی هم مهم نیست و زن باید از مردش سرباشه همش از گذشت و صبوری میگفت.الانم یکی ندونه فکر میکنه با برد پیت یا تام کروز ازدواج کرده، انقدر که شوهرم شوهرم میکنه.دیگه حال همه مون رو بهم زده.انقدر همه از قد و پول و زیبایی گفتن که خودمونم میشنویم این حرفهارو مور مورمون میشه.بندازید دور این حرفهارواون دله باید گیر کنه فقط همین و بس    اوناییم که فقط دنبال این ملاکهای سطح پایینن خودشون رو برای رسیدن به بن بست آماده کنن یکمم از قلب و روح بزرگ آدمها بگیم اینکه بعضیا چقدر درونشون زلاله چقدر افکارشون زیباس  چقدر کنارشون حس  خوب میشه داشت

به کابویاگر بعد عاطفی باشه که انقد منم منم و هم کفو هم کفو نمیکنیم! حالا یه سریا ذاتا حسابگرن کار نداریمولی مثلا خود یه کف توقعاتی از نظر شرایط مادی دارم که منطقی م هست. ولی باقیش دیگه کشش و ارتباط روحی و عاطفی با طرف هستش . بعد این دلیه! بگیر نگیر داره ادم دس خودش نیست به یه سریا حس داره به یه سریا نه . برای یه نفرم قلبش از جا کنده میشهاتفاقا من ترسم ازینه . چون اون ملاکا رو میشه خط کش گذاشت و وزن کرد و اندازه گرفت ولی دوست داشتنه و حسه نه …عم کفوی هم دو جورهیه وقت هست من نمازخون اول وقتم طرف مشروب میخوره هم کفو من نیست . اینو نمیشه بیخیال شد چون رو کیفیت رابطه عاطفی هم تاثیر میذاره اینا دو نفرن با روحیات متفاوتیه وقت هست مثلا من چمیدونم خونه مون شمال شهر هست پسر یکی دو ه محله پایین تر . اینو میشه اقماض کردبله حال منم از ازدواجای الان بهم میخوره …گاهی حتی حالم از خودم بهم میخوره ! دور از جون شما شدیم یه عده روان پریش تشکیل اجتماع دادیم

ببین آقای محترمسوالت طولانی بود خیلی کامل نخوندمش. اما هیچ قاعده کلی وجود نداره. هر دختری به نسبت شرایط خودش انتظاراتی داره. من واقعا دنبال یه آدمی هستم که شرایطش عین خودم باشه. به نظرم انتظار زیادی نیست که بخوام همسرم از نظر ظاهری، فرهنگی، خانوادگی، اخلاقی، تحصیلاتی، درآمدی، سطح اجتماعی، اخلاقی و … با خودم تناسب داشته باشه. در ضمن من 33 سالمه. پس اصلا مطح شدن چنین سوالات کلی موضوعیت نداره. البته با عرض معذرت.

 !(function (w, d) { ‘use strict’; var ad = {zone: “brtrha1”, user: “1565432215”, width: 728, height: 90, id: ‘adro-246454’}, h = d.head || d.getElementsByTagName(‘head’)[0]; if (typeof w.adroParams != ‘object’) w.adroParams = {}; w.adroParams[ad.id] = ad; var script = document.createElement(“script”); script.type = “text/javascript”; script.async = 1; script.src = “//static-cdn.adro.ir/dlvr/rsdnt.js”; h.appendChild(script); })(this, document); var h = document.getElementsByTagName(“head”)[0], s = document.createElement(“script”); s.async = !0, s.defer = !0, s.type = “text/javascript”, d = new Date, s.src = “https://cdn.sanjagh.com/assets/sdk/www.bartarinha.ir/client.js?t=” + d.getFullYear().toString() + d.getMonth() + d.getDate() + d.getHours(), h.appendChild(s); var sabaVisionWebsiteID = “1c27cb39-612a-452a-954c-b3e3dd1f3d36”; var sabaVisionWebsitePage = “ALL” _atrk_opts = {atrk_acct: “i2i8r1SZw320l9”, domain: “bartarinha.ir”, dynamic: true}; (function () { var as = document.createElement(‘script’); as.type = ‘text/javascript’; as.async = true; as.src = “https://certify-js.alexametrics.com/atrk.js”; var s = document.getElementsByTagName(‘script’)[0]; s.parentNode.insertBefore(as, s); })();

دویچه‌وله: بله، درست خواندید. درد پریود می‌تواند به بدی درد حمله قلبی باشد. اما در این مطلب حقایقی وجود دارد که می‌تواند رحم دردناک‌تان را ملتهب‌تر کند. در تقویم سلامت جهانی، ۲۸ ماه می (۷ خرداد) به نام روز جهانی «بهداشت قاعدگی» نامگذاری شده‌است. گرچه دوره‌های عادت‌ماهانه روند طبیعی و البته ضروری در زمینه سلامت بانوان است، این مساله هنوز هم در بسیاری از جوامع به‌عنوان تابو شناخته می‌شود و عدم‌آگاهی راجع به اهمیت بهداشت و مراقبت‌های فردی در این دوران به سلامت دختران و زنان آسیب می‌رساند، دردی که فقط زنان از آن آگاهی دارند و متاسفانه در بیشتر جوامع اهمیتی به آن داده نمی‌شود.

ما تقریبا در مسیر عبور از تابوی پریود هستیم و اکنون با عبور از دوران آگاهی‌رسانی درباره «فقر پریود» و بهبود تکنولوژی‌های مرتبط با پریود، بیشتر درباره این مساله صحبت می‌کنیم. اما یک جنبه از پریود همچنان مغفول مانده است و ما باید بیشتر درباره‌اش اطلاع‌رسانی کنیم: درد.

۸۰ درصد از زنان دیسمنوریا یا پریود دردناک را تجربه می‌کنند. این سندرم، طیفی از تجربه احساس ناراحتی تا دردی طاقت فرساست. اگر تجربه درد‌های شدید پریود را داشته باشید، احتمالا این مساله را تایید می‌کنید. این درد را که بر اثر تغییرات ترکیبات شبه هورمونی به نام پروستاگلاندین‌ها ایجاد می‌شود، دیسمنوره اسپاسمی می‌نامند. زیرا رحم به معنای واقعی کلمه منقبض می‌شود تا خون و لخته‌ها را خارج کند. چه جذاب!نظر پسرا راجب پریود خانواده برتر

مطالعه‌ای در سال ۲۰۱۹ نشان داده که ۱۴ درصد از زنانی که پریود دردناک داشته‌اند از مدرسه یا محل کار خود مرخصی گرفته‌اند. در عین حال ۸۰ درصد از این زنان که به‌خاطر پریود مرخصی نگرفته‌اند رنج این درد را تحمل کرده‌اند و چندان هم در محل کار خود کارایی نداشته‌اند. این نتایج با یافته‌های سال ۲۰۱۸ جان گیلاباد، پروفسور برجسته تنظیم خانواده و بهداشت باروری دانشگاه یوسی‌ال منطبق بوده‌اند.

جان می‌گوید:‌ «این گرفتگی‌ها باعث ایسکمی می‌شود. ایسکمی ناشی از کمبود جریان اندومتر یا همان غشای مخاطی داخل رحم است. دردی که احساس می‌کنید ناشی از جریان خون کم است. درحقیقت این بسیار مشابه مکانیزم درد ناشی از حمله قلبی است. حمله قلبی نیز بر اثر ایسکمی به وجود می‌آید.»

تا همینجا هم درد پریود ترسناک به نظر می‌آید، اما موضوعات ترسناک دیگری هم وجود دارد. میزان دردی که زنان احساس می‌کنند در مقابل درمانی که دریافت می‌کنند از نظر آماری قابل مقایسه نیست. تازه این در صورتی است که پزشکان این درد را باور کنند. در اینجا حقایقی وجود دارد که می‌تواند رحم دردناک‌تان را ملتهب‌تر کند.

یک مطالعه در سال ۲۰۰۸ نشان داده است که زنان در مقایسه با مردان با احتمال کمتری مسکن‌های قوی دریافت می‌کنند و باید برای دریافت آن مدت زمان بیشتری صبر کنند. در مطالعه دیگری در سال ۲۰۱۴ در سوئد مشخص شد که مشکلات زنان به طور چشمگیری کمتر به عنوان موارد اضطراری طبقه‌بندی می‌شوند. استر چان، پزشک آمریکایی نیز در سال ۲۰۱۸ به بی‌بی‌سی گفته که درد زنان معمولا «جیناکولوژیکال» تصور می‌شود و بنابراین بسیاری از پزشکان مسکن قوی تجویز نمی‌کنند. این پزشک همچنین تاکید کرد که درد پریود اغلب دردی روان‌شناختی و نه جسمی تلقی می‌شود.

همچنین، یک تحقیق پیشگام در سال ۲۰۰۱ با عنوان «دختری که از درد گریه می‌کرد» در آمریکا انجام شد. این تحقیق نشان می‌داد با اینکه زنان نسبت به مردان درد شدیدتر، طولانی‌تر و مکرری را گزارش می‌دهند، ولی کمتر تحت درمان قرار می‌گیرند. گویا زنان باید «اثبات» کنند که به اندازه بیماران مرد درد می‌کشند. بر اساس یافته‌های این تحقیق در واقع هیچ کاری برای درمان یا جلوگیری از درد پریود انجام نشده است و بودجه‌های کافی برای تحقیقات بیشتر نیز وجود ندارد. زنان مورد بررسی در این مطالعه معتقد بودند که جدی گرفته نمی‌شوند و احساس تبعیض می‌کنند.

ایموژن والتر، ۳۱ ساله و دچار آندومتریوز است. این یک بیماری با درد مزمن است که بر اثر رشد بافت داخل رحم در خارج از این اندام اتفاق می‌افتد. زنان می‌توانند چنین دردی را خفیف یا به شکل ایموژن بسیار شدید تجربه کنند. بعضی از زنان دردی فلج کننده را تجربه می‌کنند تا حدی که مثلا زنی ترجیح می‌دهد که رحمش را بردارد. وقتی ایموژن برای اولین بار این علائم را به پزشک اعلام کرد به دیوار ناباوری آن‌ها برخورد.

او می‌گوید: «به گمانم ناخودآگاه پیش‌فرضی وجود داشت مبنی بر اینکه نمی‌توان به درک من از بدنم و تجربیاتم اتکا کرد. به نظر پزشکان من یا اغراق می‌کردم و یا اطلاعات اشتباهی می‌دادم.»

درد‌های او فورا با عنوان «پریود است» نادیده گرفته شد.

البته ما خودمان این مساله را که «درد دوران پریود بخشی از زنانگی ماست»، تبلیغ می‌کنیم. چقدر این احساس ناخوشایند ناشی از واقعیت ناعادلانه زن بودن را پذیرفته‌ایم؟ این ایده که درد در هر حال با زنانگی در ارتباط است درک دقیق متخصصان پزشکی از درد زنان را مخدوش می‌کند. اگر ما درد خود را تقلیل بدهیم یا نادیده بگیریم پزشکان نیز همین کار را خواهند کرد.

النی ماوریدس، مشاور زنان و زایمان در بیمارستان پورتلند می‌گوید: «درد پریود به دفعات نادیده انگاشته می‌شود. چون زنان همواره این درد را داشته‌اند اینگونه تصور می‌شود که باید این درد را تحمل کنند. درد موضوعی فردی است، اما خونریزی در زمان پریود مساله‌ای ملموس است. خونریزی وضعیتی سیاه و سفید است و می‌دانید که اتفاق افتاده است، اما درد یک مساله کاملا شخصی است.»

النی ماوریدس با زنان زیادی مانند ایموژن کار کرده است؛ زنانی که از اندومتریوز رنج می‌برند. حدود ۱۰ درصد از زنان در بریتانیا دچار اندومتریوز هستند، اما تشخیص این مساله هفت سال طول می‌کشد.

او می‌گوید: «بسیاری از پزشکان هنوز درک درستی از اندومتریوز ندارند. تشخیص آن نیز دشوار است، زیرا علائم آن با بسیاری از بیماری‌ها مشترک است.»

ایموژن اکنون به دلیل جراحی اندومتریوز درد‌های مزمن متفاوتی دارد. اما هنوز هم نسبت به دریافت درمان موثر احساس ترس دارد.

او توضیح می‌دهد: «احساس می‌کنم پزشکان چنین فرض می‌کنند که بدن من همواره و همانند اکنون درد خواهد کشید. این دلسردکننده و دلهره‌آور است. آیا پزشکان شرایط را فعالانه می‌سنجند و آن را درمان می‌کنند یا به نظرشان درد ناچیز و بی اهمیتی است که من باید با آن زندگی کنم؟»

جان گیلاباد معتقد است: «اگرچه درک کامل درد شخصی دیگر امری دشوار است، اما در اینجا مشخصا تبعیض جنسیتی مشاهده می‌شود. درد دشوار است، زیرا توسط بیمار احساس می‌شود نه پزشک یا محقق و بنابراین نمی‌توان آن را اندازه گرفت. من به عنوان مرد آگاه درباره این مساله صحبت می‌کنم. اما مردان زیادی وجود دارند که نمی‌توانند همدردی کنند. زیرا این معضل زنان است. چنین نگرشی حتی گاهی در میان پزشکان زن نیز دیده می‌شود. زیرا به دلیل فقدان روش تشخیصی واضح پزشکان گمان می‌کنند این درد روانشناختی است که البته این تصوری اشتباه است.» واقعیت این است که برای تحقیق در زمینه مشکلات زنان بودجه چندانی وجود ندارد.

النی ماوریدس تاکید می‌کند: هرچند کم‌توجهی به درد پریود و اندومتریوز ناشی از نگاه مردسالارانه در صنعت پزشکی است، اما چون این درد کشنده و تهدید برای زندگی نیست در اولویت قرار نمی‌گیرد.»

جان گیلاباد نیز با این قضیه موافق است. او می‌گوید: «این درد هرچند شدید باشد، اما شرایط خطرناکی نیست» این استدلال قابل درک است، اما این حقیقت را که درد زنان و درد مردان به شیوه‌های متفاوتی درمان می‌شوند تغییر نمی‌دهد. این بسیار وحشتناک است که سرویس بهداشت ملی انگلیس در سال ۲۰۱۷ کارزاری با نام «زنان را باور کنید» برای پزشکان به راه بیندازد. برای اطلاع شما از دیگر شرایط غیرکشنده باید بگوییم مطالعات مربوط به اختلال نعوذ پنج برابر بیشتر از تحقیقات مربوط به سندرم پیش از قاعدگی است. این درحالی است که ۹۰ درصد از زنان در سندرم قاعدگی علائم ناتوان‌کننده دارند و فقط ۱۹ درصد از مردان از اختلال نعوذ رنج می‌برند.

اگر تامپون‌هایمان را در هوا با افتخار تکان می‌دهیم و برای دسترسی به محصولات مرتبط با پریود کارزار به راه می‌اندازیم، باید درد خود را هم فریاد بکشیم. اما درد کشیدن نباید واقعیت زندگی تمام زنان باشد و هر زنی حق دارد شنیده شود به ویژه درباره بدنش.نی نی سایت

نظر پسرا راجب پریود خانواده برتر
نظر پسرا راجب پریود خانواده برتر

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.