نظر پسرا درباره حجاب

نظر پسرا درباره حجاب
نظر پسرا درباره حجاب

* لطفا در مورد ایجاد تاپیک و نظرسنجی قبل از ثبت دقت فرمایید زیرا امکان ویرایش و یا حذف مطلب بعد از ارسال وجود ندارد.
همچنین شما ملزم به رعایت

قوانین و مقررات

نی‌نی‌سایت نیز می‌باشید.

* لطفا در مورد ایجاد تاپیک و نظرسنجی قبل از ثبت دقت فرمایید زیرا امکان ویرایش و یا حذف مطلب بعد از ارسال وجود ندارد.
همچنین شما ملزم به رعایت

قوانین و مقررات

نی‌نی‌سایت نیز می‌باشید.

من خودم مانتوییم

ولی یکی از دوستام ک چادری بود جدیدا تغییر کرده البته نمیگم موهاشو افشون میکنه میریزه بیرون ولی مانتو میپوشه تقرببا و روسریش هم یکم رفته عقب تر

نظر پسرا درباره حجاب

تو مود ازدواجم هست تاحالا با چند تا کیس اشنا شده ولی بهم خورده نشده .چند وقت پیشم میگفت پسرا دنبال دخترای محجبه نیستن دیگه فلان

ربطي به زمونه نداره ادم مذهبي هميشه بوده و خيليا هنوز اعتقاد ذارن به حجاب كامل يه عده هم ندارن 

پسرا دنبال هر دختری هستن .. فرقی نداره واسشون

   از من بپرس ..  

پسرا مث هم نیستن خب،اما بنظرم ۹۰ درصد پسرا دختر ساده دوس ندارن،حالا نریزین سرم این نظر منه

 

عزیزم من هم درست تجربه مشابه تورو داشتم تا اینکه با دکترساینا آشنا شدم. هم مشکلم برطرف شد هم جواب سوال‌هام رو گرفتم.

 پیشنهاد می‌کنم تو هم اینجا کلیک کنی و سوالت رو باهاشون درمیون بزاری.

هر کسی معیارای خاص خودشو داره

همه جور عقیده تو جامعه وجود داره

کسی که خودشو بخاطر خوشایند دیگران تغییر بده

میشه دو رو

اینجور نیست متفاوته معمولا اونایی که مذهبین بیشتر دنبال خانومای  با حجاب کامل هستن البته نقیضش هم وجود داره 

و بالعکس

شوهر من ک کاااااملا با حجاب مخالفه..

البته با بد حجابی هم مخالفه ..

نمیزاره چادر سر کنم میگه مانتویی باش ولی بدحجاب نباش ..

اتفاقا سخت در اشتباهه

اولا پسرا دنبال دختر سنگینن حالا چه مانتویی چه چادری

۲ از خانمای جوگیر که یه روز چادر می پوشن یه روز مانتو یه روز پوشیه می زنن خیلی بدشون میاد

۳ متاسفانه زیابایی چهره خیلی ملاک شده برای اقایون

چه ربطی داره حالا اصلا یه سری پسرا دنبال دختر محجبه نباشن آدم بره بی حجاب بشه که پیرا بخوانش😐

پسرا دوس دارن با ریحانا ازدواج کنن بعد تبدیلش کنن به خانوم کارشناس یزدیه. نمیدونم چه اصراریه😁

😂😂😂😂

به تظرم کلا چه پسرا چه دخترا از افراط وتفریط فراری ان

مثلا من خودم نه دلم ی ادم خیلی مذهبی می خواست نه ی ادم بی قید همسرمم همینطور 

حجابمم میانست نه بیحجابم نه چادری ام

عزیزم در هر دو صورت از دخترای جلف و سبک با هر طرز فکری باشن خوششون نمیاد.

در مورد حجابم کسانی که مذهبی و متدین هستن حجاب براشون اهمیت داره. مثل ما خانوما.

هرکسی دنبال مثل خودشه احتمالا دوستت از تیپ پسرا اسپرت ژیگول خوشش میاد خخخ

استارتر خودت باش،پسر با طرز فکر توام حتما هس دیگه

من كه اطرافم همه چادريا ازدواج كردن البته اكثرا پولدارم بودن نظر پسرا درباره حجاب

دیگه پسری که حجاب دوس نداره که نمیره با دختر با حجاب ازدواج کنه ….دختر با حجابم که قبول نمی کنه با پسری مخالف عقاید خودش ازدواج کنه 

در نتیجه حرف دوستتونو اصلا قبول ندارم

پسرا اکثرا دنبال دختر نجیب و خوشگل و بابا پولدارن من اینو میدونم اهان قدبلند و خوشتیپم باشه

من هيچكدوم نيستم😂واسه همين مجردم

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت

قوانین و مقررات

نی‌نی‌سایت می‌باشید

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و
آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین
مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست. لطفاً پیش از استفاده از سایت
صفحه
“شرایط استفاده از سایت”
را مطالعه فرمایید. استفاده از این سایت
بدان معناست که شما قبلاً صفحه “شرایط استفاده از سایت” را مطالعه کرده
و به مفاد آن واقفید. نقل مطالب این سایت با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت بلامانع است

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

سلاممن ترم اولی دانشگاه ازاد پرستاری ام!

توی دانشگاهمون تقریبا نود درصد دخترا مانتویی هستند که هفتاد درصدشون وضعشون خیلی بده از نظر حجابی .

شاید دختران بدی نباشن من خبر ندارم ولی خب مثلا پاچه های شلوارشون کوتاست مانتوهای تنگ و رژ قرمز پر رنگ مقنعه تا فرق سر و از این جور تیپ ها ، ولی توی دانشکده هم وضع بهتره یه کم … ، ولی من چون توی خوابگاهم مجبورم هر روز مسیر داخلی دانشگاه رو طی کنم که این دختران رو میبینم…

مشکلی که میخواستم بگم اینه که من چادری ام..از نظر ظاهری خدا رو شکر بد نیستم.. یذره ارایش ملایمم دارم و حجابم رعایته… وقتی فکر میکنم میبینم اگه حتی یه مانتوی عادیم بپوشم از خیلی از این دخترا خوشگل تر بنظر میام… ولی این چادر بهم این احساسو میده که حتی پسرا نگاهمم نمیکنن…نظر پسرا درباره حجاب

نمیگم دوس دارم نگام کنن ولی دوس ندارم دیده ام نشم… البته نگام میکنن چون خودم به هیچکس نگاه نمیکنم نمیفهمم کی نگام میکنه یا نه ولی بعضی وقتا بصورت اتفاقی که چشمم میفته میبینم دارن با چشاشون تعقیبم میکنن

و  اینکه وقتی میبینم یکم یذره احساس معذب بودن میکنم… نمیدونم پسرا منو با چه چشمی نگاه میکنن…

الانم نیومدم که ببینم که اگه بفهمم با چشم بد نگام میکنن بیامو همرنگ جماعت شم… نه … میخوام فقط بدونم نگاه شما پسرا مخصوصا از نوع آزادیش به منی که اینطوریم چطوریه…اخه وقتی میبینم به دختران مانتویی عشق ورزیده میشه یه ذره ناراحت میشم… البته به منیم که چادر دارم متلک زیاد میندازن و عشقم میورزن ولی چون خیلی سر به زیرم حتی نگا نمیکنم ببینم کی بود!! یا اصلا متوجه نمیشم…

میدونم کارم درسته ولی بگین دیدتون به اینجور دخترا چطوریه و برای ازدواج بهمون فکر میکنن یا نه!! نگین چقد به فکر ازدواجی ولی خب میخواستم بدونم

و اینکه من که به پسرا نگاه نمیکنم ممکنه فکر کنن ازین متعصبیام که حتی به هیچکس نگام نمیندازن و ازم زده شن .

چون اصلا حتی به هم جنسامم زیاد نگاه نمیندازم… رفتارم اینطوریه…بنظرتون چه جوری بر خورد کنم؟؟در ضمن عاشق ازدواج دانشجویی ام!

مرتبط:

یه دختر محجبه حاضره با همچین مردی ازدواج کنه؟

با دختر های رنگارنگی رابطه داشتم، حالا عاشق یه دختر پاک شدم

پسری با ظاهر غربی شانس ازدواج با دختر مذهبی رو داره ؟

کجا باید دنبال واسطه ازدواج باشم که دختر مذهبی بهم معرفی کنه ؟

می خوام با یه دختر مذهبی و ساده ازدواج کنم

جرات ندارم از یک دختر مذهبی خواستگاری کنم

چطور نظر یک دختر چادری رو در مورد خودم بفهمم؟

هنوز دختر چادری و مومن و ساده پوش برای ازدواج پیدا نکردم

پسرها توی یه دختر چادری چی می بینند که اصرار بر آشنایی دارند؟

چطور نظر یه دختر چادری بدون آرایش رو برای ازدواج جلب کنم ؟

پیدا کردن دختر چادری واقعی و مناسب برای ازدواج

پسران برای ازدواج فقط دختر چادری دوست دارن ؟

جمع بندی دو پست پیدا کردن دختر چادری و شروط ازدواج

میخوام با یه دختر پاک و دست نخورده ازدواج بکنم

چرا دختر پاک، سالم ، چادری مقید و بدون آرایش کمتر انتخاب میشن ؟

خودم رو حق یه دختر پاک میدونم

چرا برخی پسران با خانم های محجبه ازدواج نمی کنن؟

چطور از یک دختر محجبه خواستگاری کنم که احترامشان حفظ شود

چرا بعضی از پسران دخترباز، تمایل به ازدواج با محجبه ها دارند

مخصوصا به یک دختر چادری: همیشه آدمای ****** و بی شخصیتی هستن که در
هر صورت تیکه بندازن .این افراد2دسته ان:

1. یا تیکه انداختن عادت شده براشون اونقد که خواهر و
مادر خودشونم کنارشون رد شه میندازن

2.یا از اینکه شما چادر و سپر داشتی و نتونسته
ازت لذت ببره خواسته یه چیزی بگه لجت رو دربیاره مثلا جسارتا امل خطابتون کردن

البته کسی که چادر میپوشه حتما باید بدونه که چقدر مقدسه و حرفای بقیه
براش مهم نباشه.و هم چنین باید رفتار چادری هم داشته باشه.بعضیا متاسفانه چادر
دارن اما رفتار و حرکاتشون سنگین نیست.(البته این اخری رو با شما نبودم .چون معلوم
بود شما کلامتون هم سنگین بود و مرض از اون پسرا بود)

سلام -با نظر حسین کاملااااا موافقم-شدیدا لااایک- من یه دختر  دهه 70ای ام-متاهلم-یه دخترم دارم-از نظر اجتماعی و تحصیلی و … خودمو شوهرم خوبیم-من قبلا چادری بودم-ازینا که چادرشونو باعشق انتخاب کردن!

با اینکه خانوادم مخالف بود نه با حجاب بلکه با چادر ولی من حدود 5سال چادر پوشیدم-اولش خیلی خوب بود 18 سالم بود که چادر پوشیدم-شوهرمم من رو با چادر دید و انتخاب کرد-هردومون رو چادر اعتقاد خاصی داشتیم-نظر پسرا درباره حجاب

ولی…

ولی یه خرده که سنمون بالاتر رفت- یخرده که دوروبرمو دیدم-چادریای دیگه رو دیدم-دین  و خدا رو یجور دیگه فهمیدم نه اونجوری که بهمون دیکته کردن-یخرده که از جوگیری اعتقادی ترم اولی اومدیم بیرون

من تو خودم حس کردم که راحت نیستم-دقیقا طبق گفته حسین حس کردم که این چادر داره عقده های منو میپوشونه به عنوان یه زن و هیچ کار دیگه ای نمیکنه-درواقع هیییییچ زنی  و هییییچ مردی نیست که نخاد زیبا باشه تا حد معمولش البته-

الان یه ساله با موافقت همسرم چادرم رو کنار گذاشتم-حس اینکه خودم هستم-حس نداشتن عقده-حس آزادی ای که دارم-مواهامم خیلی کم ملومه با ارایش متوسط- یعنی درواقع مث یه انسان! از وقتی چادرمو  برداشتم خیلی مرتب تر شدم و بیشتر به خودم به عنوان یه زن اهمیت میدم-

چادر از نظر من البته  نامرتبی و … میاره-البته اونایی که روسری رنگی میپوشید زیر چادر باید بگم اینکارتون کلاااا فلسفه چادرتون رو میذاره کنار چون نشون میده که تو به عنوان یه زن میخای تو چشم باشی ولی نمیتونی…

 

و عزیز من این جمله آخرمو فقط من و تو که هر دو زنیم درک میکنیم که آیا واقعیت داره یا نه…

یه روز یه خانم چادری تو مترو دیدم به یه دختری که شلوارش کوتاه بود با دااااد و فریاد میگف چیههههه فک کردی من ندارمممم من خوشگلترشو  دارممممم یه فحش بدم داد

خب این ینی عقده ای زیر این پارچه سیاه

عزیزم.ما انسانا قبل اینکه دوتا جنس باشیم دوتا انسانیم که خدا با شعور و درک آفریده ما رو و اول انسانیت بین ماها برقراره بعد جنس- ولی با چادری که شما میپوشی و من میپوشیدم قبلا تو اولین برخورد با آقایون این نشون داده میشه که هی آقا پسر ببین من یه زنم که تو میخای نگام کنی و من نمیذارم …

درصورتی که اگه کاملا عادی باشه نه با پوشش چادر یا با پوشش زننده و حیوانی، تو اولین برخورد  زن و مرد فقط دوتا انسانن و نیاز به پوشیدن بیش از حد اندام ها و بزرگ کردن مسایل جنسی نیست…

این ها رو منی میگم که قبلاا چادری بودم-متاهلم-بچه دارم- یهههه عالمهههه هم زن و مرد بنا به شغلمون اطراف من و شوهرمه ولی خب پایبندیم به هم و به عشقمون…

این اختیار و آژادی توست خانومی که چادر داشته باشی ولی اگه میبینی دوست داری تا حد معمول که همه دوست دارن آزاد و زیبا به نظر بیای چادر رو بزار کنار و آزادانه بپوش-البته نه به معنی پوشش انگشت نما بلکه پوششی آراسته و مرتب و زیبا

 

من اصلا نمیخام به تو و چادری های دیگه توهین کنم-ولی بخدااااا که دختر بد و پسربااااز شدیدا دیدم بین دخترای چادری که اصلاااا باورت نمیشه-این یعنی عقده-اونی که پسربازه و ظاهرشم ملومه خب عقده نییست ولی اینکه چادر بپوشی و به اسم خدا و حضرت زهرا ی محترم   بخای اینکارا رو کنی بسیار کثیف و غیرانسانیه…

دخترای مذهبی بعد از ازدواج می تونن جلوی شوهر بی حیا باشن ؟

آیا یک دختر مذهبی بعد از ازدواج در دلبری کردن کم میاره ؟

چرا دخترای مذهبی از رابطه جنسی متنفرن؟

یه دختر مذهبی چطور در خواستگاری بحث مسائل جنسی رو پیش بکشه ؟

چادرا عشقه

ببینید زنها همه کشته مرده توجه مردها هستن، من الان دارم توو خوابگاه زندگی میکنم، 4 نفر توو یک اتاق، دانشجوی دکتری، فقط من بین اونها مانتو میپوشم و فقط منم که همیشه اعصابم راحته، چون همیشه یک مرد هست که حواسش به آدم باشه و عاشقم باشه …

ولی این چادری ها به قدری عقده ای هستن، که اگه من صبح زود به اجبار درس داشتن، از خواب بیدار شم و با بی میلی تمام بشینم پای کارهای درسی ام، اونا از حسودی جونشون در میاد و اونها هم فرداش صبح زود پا میشن پای کامپیوتر …

به قول خودشون خواستگاراشون خل و چل میزنن… هر دختری که ازدواج کرده و خوشکل باشه، من بگم: چقدر خوشکله …. اینا زورشون میاد … اونوقت فقط همدیگر رو زیبا صدا می زنن، شب ها نمیذارن من بخوایم که فرداش خسته و رنگ پریده و زشت باشم و نتونم به کارای درسی ام برسم… نذری هم حتی به من تعارف نمی کنن، من هر وقت از بیرون میام، سلام می کنم، ولی اونا اخم می کنن ….

همش هم پشت سر دخترایی مثل من و امثالم حرف می زنن

چشم و هم جشمی می کنن، مزاحم خوابم میشن، همیشه تا نصف شب بیدارن و وقتی من میخوایم، اونا ساعت هاشون رو میزارن روی تایم، منو سه ساعت بعد از خوابم بیدار می کنن، اعتراض کردم، فحشم دادن

بقیه شو هم بگم دلم خالی بشه

چون هیچکس رو اینجا ندارم باهاش درد و دل کنم

خب، وقتی خبرشون نمیذارن من بخوابم، فرداش نه حوصله و توانایی انجام ترجمه و تحقیق و مطالعه رو دارم و نه چشمام حالت درستی داره، سرخ و سوزش دار و خسته میشن، تا یکم کار می کنم سردرد میگیرم

مرده شور چادری ها رو ببرن

خدا میدونه چقدر پشت سرم حرف زدن، صدای مسخره کردشون رو می شنیدم

اتفاقا معصوم و آروم و متین هم به نظر میان … ولی خب پسراها عجب مخی دارن اینا رو تحویل نمی گیرن که ایجوری چپ چپ نگاه من و امثالم میکنن

مثلا دانشجوی دکتری هستن، ولی مثل زن های بیسواد می شینن همش حرف می زنن، یکی از بچه های ورودی جدید مانتویی بود، ابنها داشتن پشت سرش می گفتن: قربتی

بدیخت دختره شنید، قلبش شکست، گذاشت رفت

** *** **** *** *** * ** ******* ** **** ** ******* ***** ** *** ****

اونقدر رفتارهاشون زشته، که وقتی نماز می خونن، یواش یواش داره از نماز و قران هم بدم میاد، باید یه کاری کنم، وگر نه ، به زودی دین و ایمانم رو هم ازم میگیرن

 

دلشون هم مثل چادرشون ظلمته

 

جناب حسین خان **** *** * ****** باشه دخترا رو مخصوصا محجبه ها رو ضعیف میدونید شما حق ندارید اینجوری صحبت کنید بدتون میاد از حجاب و چادر باشه دوست ندارین باشه دلیل بر این نمیشه به ما توهین کنید اگه فکر میکنی ما چادری ها عقده ایی هستیم باید بگم بله هستیم عقده این رو داریم هر شب تو بین الحرمین و باشیم عقده این رو داریم آقا امام زمان از ما راضی باشه شما به شدت من رو ناراحت کردید خیلی اصلا طرز حرف زنتون خوب نبود اصلا به هیچ وجه ما اصلا ضعیف نیستیم شما روی چه حسابی این حرف رو زدید میخوام یه چیزی بگم من عاشق چادر هستم نه میخوام شعار بدم نه هیچ حرفی فقط میخوام بگم چادر پوشیدن 3 تا چیز میخواد عشق اعتقاد  ایمان وقتی عشق تو به خدا و حضرت زهرا و زندگیت زیاد باشه اعتمادت بیشتر بشه وقتی اعتمادی بیشتر بشه ایمانت قوی میشه شعار نمیدم ولی اگر من رو زنده به گور کنند هیچ گاه هیچ گاه چادرم را از سرم برنخواهم داشت و اگر آخرین چادری بر روی زمین باشم باز هم حجابم را حفظ خواهم کرد ضعیف هم شما هستی که حتی بلد نیستی صحبت درست کنی پس حق نداری به ما بگی ضعیف ضعیف شماییکه عقیدت ضعیفه ایمانت ضعیفه عشقت به خدا ضعیفه اگه ما عقده داشتیم تحمل نمی کردیم و چادر رو بر میداشتیم یه جا کم میآوردیم پس چرا تا حالا تحمل کردیم مگه صبر آدما یه جا تموم نمیشه پس چرا من فکر میکنم آزادانه ترین تیپ رو دارم امنیت کامل ارامش کامل  واقعا متأسفم براتون که اینقدر فکرتون کوته وضعیف شما واقعاضعیفین این عقیده رسیدم یکم راجب حرفی که زدین فکر کنین  اگه از حرفی که زدم ناراحت شدنی ببخشید زیاد حرف زدم ولی لازم بود

نگاه پسرای بد نسبت به شما یه نوع حس نِفرته

ولی پسرای مذهبی با خودشون میگن درود بر ذات پاکت

 

و اینم بگم خود شما نمیدونی

ولی اتفاقا اینطور افراد که با همه خیلی خودمونی نمیشن و حجب و حیا دارن

خیلی هم زیر ذره بین هستن

چون افرادی که خودشون مشکل اخلاقی دارن میخان از بقیه هم اشکال پیداکنن و بگن دیدی اینم مثل ما بود …

 

پس به خودت افتخار کن

 متوجه میشم که شما چی میگید ولی حرفاتون یکم ضد و نقیضه اخر نگاه کنن یا نه؟

انتظاری که عموم از چادری ها دارند اینه که مهم نباشه نظر بقیه براشون ترم اول این چیزا طبیعیه فقط سعی کنید اصالت خودتونو رو حفظ کنید. در ضمن در نگاه اول و کاملا اتفاقی خانوم سنگین و با وقاری به چشم من میان من سعی میکنم نگاهمو منحرف کنم چون اکثرا برای نگاه نامحرم و … معذب میشن

سلا م من هم اومدم 

خداوند می فرماید حجاب زن از دنیا وانچه در ان است بر تر است باید به یکدختر چادر احترام گذاشت این را بخاطر خودم نمی گویم دختر با حجاب یک مدافع است مدافع جامعه از فساد و بی بند وباری خداوند حجاب را دوست دارد یک دختر با حجاب به خداخود احترام گذاشته و اخرت را برتر از دنیا دانسته پس چنین کسی قابل احترام وستایش است الهی به حق امام علی وحضرت فاطمه به دختران ما ن حجاب وبه پسران ما غیرت عنایت فرماکه به راستی بهترین زینت است

سلام من یه دختر ۱۴ هستم که بدون اجبار خانواده و امنیت و راحت بودن و رضای خدا چادر میپوشم به نظر من حجاب باید کامل باشه 

هم حجاب ظاهر هم حجاب باطن 

چونکه این دو باهم مورد قبولیه خداونده

سلام به نظرمن اصلا خودتو درگیر نگاه های دیگران نکن مهم اینه که قلب تو پاک باشه حالا پسرها هر جور که نگاهت کنن هر نظری که داشته باشن مهم خودتی که باید در مقابل وسوسه های شیطان بیستی 

 

سلام به نظرمن اصلا خودتو درگیر نگاه های دیگران نکن مهم اینه که قلب تو پاک باشه حالا پسرها هر جور که نگاهت کنن هر نظری که داشته باشن مهم خودتی که باید در مقابل وسوسه های شیطان بیستی 

 

دانشگاه محل تحصیله!!!!!

نه جای نظر دادن پسرا راجب دخترا یا دخترا راجب پسرا

جای تاسفه…!!!!!!

به کجا چنین شتابان

سلام دوست عزیز ببین بستگی ب شخص دارع اگه مذهبی باشع خب پی دختر محجبه هس اما ب نظرم چادر منطقی نیس من خودم خیلی اوایل معتقد ب چادر بودم ی پوشش مناسب حتی بدون چادر هم خوبه خیلی چادریا فقط اظهار میکنن تو خیلی گپا با پسرا برخورد مناسبی ندارن و زود پسر خاله دختر خاله میشن 

من دیه ب چادر معتقد نیستم بیشتر رو رفتارم و یع پوشش مناسب و با حیا حساسم 

 

سلامممم…

پیشنهادات ساتیا … عالی بودن 

👏👏👏👏👏👏👏

سوال کننده محترم،  منم اول دانشگاه همین نظر داشتم ک کی نگا میکنه و کی نه 

نگاه اصلاااا به کسی توجه نکن .. منظور نظرشون رو جویا نباش 

افراد چادری همیشه ارزششون بالاتره البته بعضی هاشون 

و دوستاتی هم ک چادر نمیزنند واقعاااا، بعضی هاشون اصلااا به کسی رو هم نمیدن و بسیار سنگین و محترمانه رفتار میکنند

من خودم چادری ام تازه ۳ ساله،

ولی پوشش اصلااا مهم نیست ،البته پوشش های تنگ نما و … رو نمیگم 

مهم اون حیای درونی و قلبی مون هستت،ما باید دلمون رو خانه خدا کنیممم 

و این بس است 

و ی کلامی هم یکی از دوستان هم گفتن ، 

ک گاهی وقتا ما ها به قدری سنگین و خشک راه میریم و رفتار میکنیم ک شخص مذکر خودش میترسهه و یا اونم تو خودش اینو میگه ک شاید طرف اصللااا محل نده و یا…

 

به .

شما هرکجا ک میری ی هدفی داری ولی در عین حال نمیشه اصلا ادما و جامعه اطرافت رو نبینی ک!!! اونم بخصوص تو جاهایی ک برای مدت طولانی با افرادش در ارتباطی… و حتی ممکنه خیلی از دوستی ها و تجربه ها ی ایندتم اونجا شکل بگیره! و همچنین محض اطلاع دانشگاه های ایران ایا فقط و فقط محل درس خوندن شدن؟:/ شما فقط برو ی سرچ بکن از امار دوستی های با جنس مخالف… البت با این نگاه و این روابط شدیدا مخالفم ولی منظورم اینه رفتار اشتباه ی عده موجب شده دانشگاه حتی ی جاهایی اون بعد تحصیلی خودش رو هم از دست بده… و خوب طبیعتا ما در کنار همین مردم و جامعه زندگی میکنیم و شاید با اونا هم موافق نباشیم ولی گاهی اوقات حتی مجبوریم با تگاه اونا ب خودمون نگاه کنیم:) 

 

و ی چیز دیگ

خوااااااهشااااااا شعاری حرف نزنیم

 

 

سلام خواهرم .شما بدونید که امام زمان (عج) ازتون راضیه و این خودش کافیه.در اسلام گفته شده نگاه به همجنس اگه با لذت باشه گناه داره. بسیار کار خوبی میکنید که به دختران هم نگاه زیاد نمیکنید. دیگه نگاه به ناممحرم که جای خود داره و خودتون عالم و عامل هستید. در جامعه به اندازه دختران چادری پسران مومن هم هستند که اونا اکثرا دختر چادری رو برای ازدواج انتخاب میکنند.

پس نگرانی جایی نداره

در ضمن متعصب هم نیستید

و  کارهاتون عین گفته خدا و پیامبر(ص) و حضرت زهرا(س) هست

موفق باشید ان شاالله

سلام خواهرم .شما بدونید که امام زمان (عج) ازتون راضیه و این خودش کافیه.در اسلام گفته شده نگاه به همجنس اگه با لذت باشه گناه داره. بسیار کار خوبی میکنید که به دختران هم نگاه زیاد نمیکنید. دیگه نگاه به ناممحرم که جای خود داره و خودتون عالم و عامل هستید. در جامعه به اندازه دختران چادری پسران مومن هم هستند که اونا اکثرا دختر چادری رو برای ازدواج انتخاب میکنند.

پس نگرانی جایی نداره

در ضمن متعصب هم نیستید

و  کارهاتون عین گفته خدا و پیامبر(ص) و حضرت زهرا(س) هست

موفق باشید ان شاالله

بهاره افشاری ترک موتور کامبیز دیرباز

مادری که سه ستاره داشت یک ماه/ چرا به حضرت فاطمه کلابیه(س) ام البنین می‌گویند/ روضه‌خوانی رهبری در مصیبت حضرت ام‌البنین(س) +سخنرانی و مداحی

چند عمل ساده برای چند صد برابر كردن ثواب نمازها

عکس پسرمه

کربلا را به نیت حضرت ام‌البنین(س) برید

نظر پسرا درباره حجاب

دختر حاج قاسم: پدرم اگر نظامی نبود کشاورز می‌شد

هر آهنگ و آوازی به درد مداحی نمی‌خورد +جدول

عکس/ داور عصر جدید در اندوه فقدان مادر

دیگر مرا ام البنین نخوانید/ محمود کریمی

عکس کمتر دیده شده از حاج قاسم

مادری که سه ستاره داشت یک ماه/ چرا به حضرت فاطمه کلابیه(س) ام البنین می‌گویند/ روضه‌خوانی رهبری در مصیبت حضرت ام‌البنین(س) +سخنرانی و مداحی

عکس/ پوریا شکیبایی با گریمی به شباهت پدرش

عکس/ خانه عباس تو دارالشفاست

ارسال پیامک انتقام به تلفن همراه ترامپ +فیلم

عکس پسرمه

به گزارش شبکه اطلاع رسانی راه دانا؛ به نقل از پایگاه خبری تحلیلی طنین یاس، منیره غلامی توکلی-  شاید بارها و بارها شنیده اید که وقتی می خواهند یک دروغ را به واقعیت تبدیل کنند یا از دروغی بزرگ، باوری عمومی به وجود بیاورند کافی است که آن دورغ را بارها و بارها تکرار کنند! یکی از روانشناسان دانشگاه تورنتو طی تحقیقاتی در دهه 1970 میلادی به این نتیجه رسید که «تکرار؛ باور پذیری مسائل را بالا می برد و این اثر احتمالا زمانی که مردم خسته هستند و یا به واسطه اطلاعات دیگر حواس متمرکزی ندارند، بیشتر خود را نشان می دهد .»


بدپوششی عاملی برای بالا بردن شانس ازدواج


 دروغی که سعی دارد با تکرار، رنگ حقیقت بگیرد

روند این تحقیقات در سال 2012 به اینجا رسید که پژوهشگران دانشگاه واشنگتن به این نتیجه رسیدند: «تکرار همان عاملی است که باورپذیری خبرهای کذب را ممکن می کند» به طوری که می تواند گفت: “تکرار” ابزاری است که افراد می توانند در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و … آن را آنقدر به کار گیرند تا تک تک افراد ایده نهان در آنها را دریافت کنند.

 یکی از همین دروغ های بزرگ که در عرصه فرهنگی – اجتماعی تأثیرات بسیار زیادی بر روابط بین افراد گذاشته و حتی مرزهای مهمی چون تشکیل زندگی را نیز تحت تأثیر خود قرار داده این است که « دختران هر چه بیشتر زیبایی خود را در معرض نمایش قرار دهند و از آرایش بیشتر و پوشش بازتر برای حضور در جامعه استفاده کنند، قطعا شانس انتخاب شدن و تشکیل زندگی با مرد ایده آل شان بیشتر و بیشتر خواهد شد.»نظر پسرا درباره حجاب

اگر چه این فرضیه بارها و بارها از سوی روانشناسان و جامعه شناسان، رد شده است اما کماکان برخی از افراد مخصوصا جوانانی هستند که بر اساس مشاهدات خود آن را قبول دارند! این در حالی است که به گفته رفتارشناسان « استفاده ابزاری از تکرار برای واقعی جلوه دادن ادعا یا خبر، زمانی اثر بخش خواهد بود که آن اطلاعات با قوه درک افراد همخوانی داشته باشد و برای شان آشنا باشد. در این پروسه حس “آشنا”یی می تواند منطق را تحت تاثیر قرار دهد به نحوی که شنیدن دوباره و چندباره یک موضوع در رابطه با غلط بودن یک حقیقت می تواند اثری پارادوکسیکال یا متناقض داشته باشد. در واقع آن اطلاعات می تواند آنقدر آشنا باشد که احساس کنید صحت دارد.

بُکُشید، اما خوشگلم کنید! می خواهم ازدواج کنم!

شیلا فرزادی 25 ساله و دانشجوی نرم افزار کامپیوتر است او می گوید: در دانشگاه ما هر دختری که روابط بازتری با پسران داشت زودتر توانست ازدواج کند! امروزه برای پسرها دوستی های اجتماعی و در کنار آن زیبایی ظاهری دخترها هر چند که با آرایش یا عمل جراحی به وجود آمده باشد بسیار مهم است.

مردان ظاهربین هستند، برای آنها خود را می آراییم

مونا اسدی نیز که فارغ التحصیل اقتصاد در مقطع کارشناسی ارشد است، نقش زیبایی ظاهری و نمایش آن در جامعه را برای مورد توجه قرار گرفتن از سوی مردان بسیار مهم می داند و می گوید: دیگر زمان خواستگاری های سنتی در مساجد و تکایا و مهمانی ها از سوی خواهر یا مادر پسرها گذشته است، پسرها خودشان همسران شان را انتخاب می کنند، نگاه مردانه فقط زمانی به زنی جلب می شود که بتواند به خوبی زیبایی ها دختر را دیده و بتواند اندام او را در ذهن خود متجسم کند!


جلوه گری و آرایش های غلیظ در مراسم مذهبی


 برخی دختران حیا را قی کرده اند!

حدیثه قاسمی نیز که شاگرد یک آرایشگاه زنانه است می گوید: دخترانی به ما برای شرکت در مراسم های دوستانه مراجعه می کنند که تقاضای آرایشی مانند” آرایش عروس” را دارند، حتی این درخواست برای شرکت در مراسم عزاداری مذهبی نیز به صورت شنیون سر و ناخن کاشتن وجود دارد! وی می گوید: اکثر دخترها در صحبت های شان به نکته اشاره می کنند که شاید با جلوه گری در خیابان و برخی از مراسمات بتوانند، شوهر کنند!


حداقلش این است که در دوست یابی موفقم

نظر 30 دختر دم بخت که حجاب و آرایش امروزی داشتند را درباره این حرف « مردان برای انتخاب همسر ففط به زیبایی صورت و اندام دختران توجه دارند و هر دختری که بیشتر خود را نمایش دهد شانس ازدواج بیشتری خواهد داشت» پرسیدیم! از مجموعه آماری ما که  میزان تحصیلات کاردانی به بالا داشتند 19 نفرشان می گفتند که این فرضیه را صد در صد قبول دارند، 8 نفر می گفتند شانس دوستی را بیشتر کرده و اگر در دوره دوستی ، زرنگ باشی شانس ازدواجت بالاتر می رود!  و 3 نفر نیز  می گفتند فقط به توصیه دوستان و آشنایان این سبک پوشش را انتخاب کرده اند و تا مدتی پیش حجاب داشتند حال می خواهند این توصیه را به بوته آزمایش بگذارند!

و در مجموع 28 نفر از این دختران معتقد بودند که برای زیباتر شدن و بالابردن شانس ازدواج حتی به جراحی های مثل پیکرتراشی، کوچک تر کردن بینی و .. هم فکر می کنند .

دست به دامان شدن به هر راهکاری برای ازدواج مناسب نیست!

اما نظر استاد امان اله قراهی، جامعه شناس با نظر این دختران متفاوت است وی معتقد است که دست به دامان شدن به هر راهکاری برای ازدواج مناسب نیست! اگر ازدواج تنها برای ارضای غریزه جنسی باشد راهکار های زیادی برای ازدواج دختر مجرد وجود دارد.

وی در ادامه یکی از دلایل عدم تمایل به دواج  را خودباختگی دختران می داند و می گوید: پسر زمانی به ازدواج با یک دختر اشتیاق نشان می دهد که ببیند او فردی نجیب و با خانواده است، وقتی ببینید دختر خیلی راحت با او رفت و آمد می کند و برای به دست آوردنش نباید تلاشی انجام دهد، زیر بار مسئولیت زندگی نمی رود و براحتی به ارتباط خود با او ادامه می دهد.

فقط 4 درصد پسران روی ازدواج با شرکای جنسی خود فکر می کنند

 این استاد دانشگاه با استناد به یک نظر سنجی از 94 دانشجوی پسر می گوید: 94 درصد پسران حاضر نیستند با دختری که با او ارتباط داشته اند ازدواج کنند و فقط 6 درصد می خواستند روی این سؤال فکر کنند!

50درصد تأخیر در ازدواج پوشش نامناسب دختران است!

 فاطمه سادات محبی، پژوهشگر شورای فرهنگی-اجتماعی زنان با اشاره به پژوهشی که در سال 94 در زمینه آسیب شناسی ازدواج دانشجویی در مقاطع مختلف بین 206 دانشجو انجام گرفته، اظهار داشته: « … بر اساس آمار به دست آمده طی این پژوهش  توجه به زیبایی و ظواهر 75 درصد، توقعات بالای پسران در انتخاب همسر 74 درصد، ضعف خانواده پسر در یافتن دختر مناسب برای ازدواج 50 درصد، پوشش نامناسب دختران 87 درصد، از جمله آمارهای به دست آمده در این آسیب‌شناسی در بحث بی‌تمایلی دانشجویان به ازدواج محسوب می‌شود. »


نمودار ازدواج پایین و نمودار طلاق صعودی


بدپوششی همچنان رواج دارد

آنچه تا اکنون از این دو جامعه شناس و پژوهشگر فرهنگی – اجتماعی گفته شده را وقتی با نتیجه  پرسش خبرنگار طنین یاس از 30 دختر جوان در مقاطع مختلف تحصیلی جمع می کنیم در حالی که قریب 22 نفر آنها معتقد بودند دختران نتوانسته اند با ابزار خودنمایی و بدحجابی، شانس ازدواج خود را بالا برده و فقط به ورطه دوستی ها و عشق های شکست خورده خیابانی یا اینترنتی افتاده اند به این نتیجه می رسیم که این دست حرف ها « خودنمایی کن، حجاب را کنار بگذار و با زیبایی ظاهری شانس ازدواج خود را بالاتر ببر » دروغی است که بر اثر تکرار برای دختران به یک واقعیت تبدیل شده است.


84درصد مردان به زنان محجبه و عفیف تمایل دارند

در ادامه این گزارش خبرنگار طنین یاس با نشان دادن دو تصویر از یک بانوی باحجاب و یک دختر بدحجاب از پسران پرسید که کدام یک از این تیپ ها را برای همسری انتخاب می کنید؟ پاسخ های جالبی از سوی پسران به این پرسش داده شد.

ارشیا صدیق می گوید 29 سال سن دارد و کارمند یک شرکت خصوصی است، او انگشت روی دختری می گذارد که حجابی متشکل از مانتو، روسری با صورت ساده دارد و می گوید: قطعا برای همسری دختری را انتخاب می کنم که حجاب معقولانه ای داشته باشد چرا که نوع آرایش و پوشش افراد نشان دهنده شخصیت آنهاست.

او ادامه می دهد اما اگر بخواهم معاشرتی اجتماعی ( دوستی اجتماعی ) داشته باشم آن دختری را انتخاب می کنم که آزادی عمل بیشتر و راحتی بیشتری را در کنارش احساس کنم.

محمدصادق عبادی، 38 سال سن دارد و هنوز مجرد است، او در مغازه ای فرش فروشی کار می کند و با این استدلال که آرایش زیاد حالش را بهم می زند! می گوید: نمی دانم چرا دخترها فکر می کنند اگر مژه های شان را سیاه و دراز کرده و با سرخاب و سفیداب بیرون بیایند ، برازنده تر هستند به نظر من این دست دخترها فقط فرصت های زیادی را برای نگاه کردن مردان و لذت بردن بدون هزینه برای آنها فراهم می کنند.

عبادی می گوید: غیرت هیچ مردی اجازه نمی دهد دختری را که با هر نوع پوشش زننده و بی پروا در خیابان ها پرسه می زند به همسری برگزیند اگر این اتفاق هم بیفتد زندگی شان بیشتر از دو – سه سال دوام نخواهد آورد.

آمار ضد و نقیضی برای طلاق های ثبت شده در دفترخانه ها وجود دارد از ساعتی 16 تا 19 طلاق … و در این بین حدود 72 درصد طلاق ها از جانب دختران صورت می گیرد در حالی که در تهران 11درصد آنان در دوران عقد، 47 درصد کمتر از پنج سال زندگی مشترک، 20 درصد 5 تا 10 سال زندگی مشترک و هم چنین 22درصد آنان بیش از 10 سال زندگی مشترک داشتند.

اگر بخواهیم به بیشترین دلایل طلاق اشاره کنیم می توان به مشکلات جنسی، فقر مهارت های ارتباطی و خیانت اشاره کرد، امروزه با گسترش روابط خارج از عرف بین زنان و مردان متأهل که منشاء آن را می توان فضای مجازی و شبکه های اجتماعی دانست مسئله خیانت و نارضایتی رفتاری از همسر در رأس تمام دلایل قرار می گیرند.

لیندا اشرفی و مسعود کیان پور، زوج جوانی هستند که به قول خودشان می خواهند دندان این زندگی را کَنده و به دنبال آینده خود بروند، کیان پور می گوید: هیچ وقت به اندازه یک زن کدبانو نتوانست در خانه من جایی برای خود باز کند، به ظاهرش توجه نکنید او “زنیت”  ندارد مگر اینکه برای کوچه و خیابان خود را بیاراید وقتی به خانه برمی گردد آنقدر بی حوصله است که حتی نمی تواند کوچک ترین خواسته های من را براورده سازد.

لیندا هم با بیان اینکه از روز اول دیدی من چگونه زندگی می کنم، می خواستی به سراغم نیایی تمام صحبت ها را به پایان می رساند! او معتقد است که جوانی اش حیف شده است و باید با دقت بیشتری همسری امروزی انتخاب می کرد در حالی که مسعود هم در جواب می گوید: اشتباهم این بود که ساده لوحانه از روی ظاهر آراسته و شیک پوشش انتخابش کردم.

در پایان این گفت وشنود بین خبرنگار طنین یاس با سایر مردان جوان از بین بیش از 50 مورد قریب 22 نفر آنها تصویر گوشه چپ که بانویی با پوشیدگی مناسب ( مانتو، روسری ) را نشان می داد به عنوان الگویی برای همسر، انتخاب کردند و 20 نفر به تصویر بانوی گوشه راست رأی دادند که حجاب برتر بر سر داشت و 8 نفر هم تصویری را انتخاب کردند که با بدپوششی و بدحجابی زننده ای در وسط ورق جلوه گری می کرد.


انتهای پیام/

پوشش دختر و نظر پسر و گاهی شنیده اید که پوشش برام مهم نیست؛ ذات انسان ها مهم تره. اگه عاشق دختری باشم که از نظر فکری با هم تفاهم داشته باشیم به سلیقه ش تو لباس پوشیدن هم احترام می ذارم…”

برای من پوشش دختری که قراره باهاش ازدواج کنم خیلی مهمه، مسلما لباس آدم ها نشان دهنده نوع فرهنگ، اعتقادات مذهبی و سبک زندگی خانواده هاشون هست.

من فکر می کنم آدم ها با لباس، خودشون رو بیرون معرفی می کنن. خانواده م هم به این موضوع حساس هستن و براشون مهمه من با دختری ازدواج کنم که از نظر نوع پوشش با هم سنخیت داشته باشیم”

معمولا اولین چیزی که باعث جلب نظر و کشش پسر نسبت به یک دختر می شود، ظاهر اوست.

ظاهر شامل زیبایی صورت، اندام، نوع آرایش و نوع پوشش است.نظر پسرا درباره حجاب

این موضوع یعنی اهمیت ظاهر در گیرایی و کشش جنس مخالف، برای خیلی از افراد به یک دغدغه فکری تبدیل شده.

در سال های اخیر شاهد تنوع در نوع پوشش دخترها در جامعه هستیم.

اما نوع پوشش تحت تاثیر چه عواملی قرار دارد؟ و پوشش دختر تا چه حد در نظر پسرها با اهمیت و تعیین کننده است؟

از جمله عوامل تاثیرگذار در انتخاب نوع پوشش دختر می توان به موارد زیر اشاره نمود:

ممکن است برای عده ای از پسرها چادری بودن یا محجبه بودن از مهم ترین ملاک های انتخاب همسر و ازدواج باشد و برای عده ای خیر.

آن چه که در خصوص پوشش دختر و نظر پسر می توان با اطمینان بیشتری مطرح نمود عبارت است از:

زیبایی و آراستگی ظاهری و تمییز بودن از نظر پسرها یک ویژگی مثبت و زنانه تلقی می شود، در مقابل پسرها، ژولیده بودن یا بی توجهی یک دختر به آراستگی خود در دوران قبل و بعد از ازدواج را نمی پسندند.

دخترهایی که با نوع پوشش، آرایش مو و تیپ خاص خود تصویر مردانه ای از خود نشان می دهند، معمولا به طور ضمنی یا آشکار پیغام نارضایتی از جنسیت خود را به دیگران اعلام می کنند.

همچنین ممکن است این رفتارها ( موهای کوتاه زیر شال، سیگار کشیدن یا راه رفتن و حرف زدن پسرانه)، به غلط تعبیر به خودنمایی، تلاش برای آزادی بیشتر و نارضایتی از جنسیت را نشان دهد که در نظر پسرها چندان جذاب نباشد.

این موضوع بخصوص با در نظر گرفتن گرایش ذاتی انسان به جذب شدن نسبت به رفتارهای جنس مخالف، بیشتر قابل درک است.

آرایش غلیظ می تواند نشان دهنده توجه افراطی به ظاهر باشد.

پسرها نسبت به آرایش غلیظ بخصوص در صورتی که به چهره یک حالت مصنوعی بدهد و یا لباس های پرزرق و برق که بیش از حد جلب توجه می کند یا نشان دهنده یک شخصیت سطحی و بی اعتماد به نفس است، گرایش کمتری نشان می دهند.

مسلما ملاک های هر فردی در زمینه پوشش ایده آل تا حدودی با دیگران متفاوت بوده و یک قانون کلی برای پوشش ایده آل وجود ندارد.

اما توجه به نکات زیر در زمینه نظر پسرها نسبت به پوشش دخترها، کمک کننده است:

به طور کلی پسرها نسبت به حد وسط ( آرایش و پوشش ) نظر مثبتی نشان می دهند.

به عنوان مثال در بعد تفریط یعنی عدم رسیدگی به ظاهر و در بعد افراطی یعنی آرایش غلیظ و پوشش عجیب و پر زرق و برق، از نظر پسرها ایده آل نیست.

آنچه که در پوشش دختر به طور ضمنی برداشت می شود، موضوع اعتماد به نفس دختر است که در نظر پسرها اهمیت زیادی دارد.

در نظر یک پسر اصولا دختری که دائم به دنبال نظرخواهی درزمینه نوع پوشش خود است و یا وقت زیادی را صرف جلوی آینه بودن و ظاهر خود می کند، اعتماد به نفس شکننده ای دارد.

بنابراین با رعایت نکات زیر می توان در کنار حفظ اعتماد به نفس و عزت نفس خود، به گرایش ذاتی خود و جنس مخالف نسبت به زیبایی پسندی، پاسخ داد:

یکی از مسائل مهمی که می تواند باعث ایجاد تعارض و اختلاف بین زوج شود، نوع پوشش و حجاب است. در اکثر مواقع این مردها هستند که نسبت به نوع پوشش همسر خود ناراضی هستند و این موضوع باعث ایجاد اختلاف نظر بین او و همسرش می شود.

در ایران که حتی بسیاری از خانواده های غیرمذهبی هم نسبت به پوشش زن بسیار حساس هستند، این اختلاف نظر بسیار بیش تر بروز می کند. مردان موافق حجاب و پوشش برای زنان هستند، از طرفی زنان این پوشش را نوعی اجبار تلقی می کنند و با حجاب و پوشش سخت گیرانه مخالف هستند، بنابراین اختلافات از همین جا شروع می شود.

در این مقاله می خواهیم در مورد این موضوع صحبت کنیم، پس با ما همراه باشید.

ابتدا باید دید، منشا این اختلافات می تواند کجا باشد و سپس برای آن راه کارهایی ارائه داد.

یکی از دلایلی که می تواند باعث ایجاد اختلاف بر سر پوشش شود، دیدگاه مذهبی طرفین است. زمانی که دو نفر از دو خانواده با اعتقادات مذهبی متفاوت با هم ازدواج می کنند، معمولا به این مشکل و اختلافات بر می خورند.

انتظار خانواده ی مذهبی از دختر این است که بر حجاب و پوشش خود دقت بیش تری داشته باشد و پوشیده تر باشد ولی خانواده ی غیرمذهبی برای این مساله اهمیت چندانی قائل نیست و انتخاب نوع پوشش، آزادی بیش تری برای دختر قائل است. این اختلافات مذهبی می تواند زمینه ساز اختلاف در بین دو طرف شود.

دربعضی خانواده ها فقط بحث مذهبی یا غیرمذهبی بودنِ حجاب یا پوشش زن مطرح نیست، بلکه آن ها دیدگاه متفاوتی نسبت به پوشش زن دارند. برای مثال پوشیده بودن دختر را دلیل بر پاکی و حفظ حریم با نامحرم می دانند. اما برخی خانواده ها نیز پاکدامنی، خوب بودن و حفظ حرمت ها را فقط وابسته به رفتار دختر می دانند و نه حجاب و نوع پوشش او؛ آن ها معتقد هستند یک دختر حتی بدون چادر و پوشش کامل هم می تواند حرمت و پاکی و نجابت خود را حفظ کند و طوری رفتار کند که دیگران حد و مرز خود را در برخورد با او رعایت کنند و نیازی به سخت گیری در مورد نوع پوشش او نیست.

این اختلاف در دیدگاه نیز می تواند منشا این اختلاف درباره پوشش زن باشد.

برخی از خانواده های ایرانی، به خصوص خانواده های سنتی تر، معتقدند که حجاب داشتن در بین اعضای خانواده احترام به آن ها محسوب می شود، پس اگر دختری در جمع خانوادگی و مهمانی، چادر نپوشد به بزرگ ترها بی احترامی کرده است. این خانواده ها از عروس خود انتظار دارند که مطابق با فرهنگ و رسوم آن ها رفتار کند و حجاب و پوشش خود را حفظ نماید، در غیر این صورت به مشکل بر می خورند.

مهم ترین راه کاری که می توان از بروز این اختلاف جلوگیری کرد، انتخاب فردی است که با معیارهای مذهبی، فرهنگی و رسوم خانوادگی شما هم سو می باشد.

انتخاب فردی که با این اعتقادات کاملا در تضاد است، می تواند زمینه ساز این اختلاف ها باشد، خصوصا که شما و یا خانواده ی شما عقاید سخت گیرانه ای نسبت به این موضوع داشته باشید. به خاطر بسپارید که هرگز نباید با تصور اینکه بعد از ازدواج فرد مقابل را تغییر می دهید با او ازدواج کنید؛ این تصور کاملا اشتباه است و چه در بحث نوع پوشش و چه در مورد مسائل مهم دیگر می تواند باعث بروز تعارضات و مشکلات زیادی در زندگی زناشویی شما شود.

توصیه مهم دیگری که مشاورین در این زمینه ارائه می دهند، صحبت کردن درباره این موضوع و رسیدن به یک توافق دو نفره می باشد. بهتر است از اول در مورد دیدگاه خود و انتظارات خود از نوع و میزان پوشش همسرتان در شرایط مختلف با طرف مقابل صحبت کنید و نظرات و عقاید او را بشنوید، سپس به یک توافق دو طرفه در این باره برسید.

نکته مهمی که در اینجا وجود دارد، واضح و شفاف صحبت کردن در مورد این موضوع می باشد. این موضوع باید با جزئیات آن مورد بررسی قرار گیرد، برای مثال میزان آرایش و استفاده از زیورآلات، میزان پوشش در مهمانی های خانوادگی و یا دورهمی های دوستانه باید مورد بررسی قرار گرفته و توافقی دو طرفه صورت گیرد.

متاسفانه برخی از افراد عقاید باثباتی ندارند و نه تنها در بحث پوشش بلکه در موارد دیگر نیز مدام نظر و عقاید خود را به طور کامل تغییر می دهند. این عدم ثبات می تواند باعث ایجاد مشکلات زیادی در زندگی مشترک این افراد شود، زیرا حتی رسیدن به توافق با این افراد هم بسیار مشکل است و این موضوع باعث ایجاد سردرگمی در طرف مقابل می شود.

عدم پایبندی به تعهدات مانند عدم ثبات می تواند باعث ایجاد مشکلاتی در زندگی زناشویی شود. وقتی که دو طرف بر روی مساله ای به توافق رسیده اند و هیچ اعتراضی نسبت به آن نداشته اند، از یکدیگر انتظار تعهد نسبت به این توافق را دارند، در نتیجه اگر یکی از طرفین برخلاف آن عمل کند، باعث ایجاد مشکل و اختلاف در رابطه خود خواهد شد.

برخی از افراد قبل از ازدواج، علیرغم این که نظرات طرف مقابل مخالف هستند هیچ اعتراضی نمی کنند و به نظر می رسد که با او موافق هستند و تصور می کنند این موضوع را بعد از ازدواج آن گونه که خودشان می خواهند، حل و فصل می کنند، در صورتی که همین عدم تعهد به توافق, می تواند مشکل را بزرگ تر از قبل کند.نظر پسرا درباره حجاب

به این نکته توجه کنید که هر انسان شخصیت و هویتی مستقل، با ارزش ها و عقاید خاص خود می باشد و هیچ کس نباید صرفا به دلیل ازدواج کردن، قدرت تصمیم گیری را از طرف مقابل خود بگیرد. این مساله هم در مورد انتخاب نوع پوشش و هم جنبه های دیگر زندگی زناشویی صادق است.

گاهی اوقات اختلاف نظرات به قدری بزرگ نیستند که نتوان آن ها را حل کرد، بلکه چیزی که باعث اختلاف می شود نوع نامناسب برخورد می باشد.

اگر از نوع پوشش همسر خود ناراضی هستید، باید این مساله را با او در میان بگذارید و در مورد آن صحبت کنید. استفاده از کنایه، دعوا، اجبار و زور فقط باعث پیچیده شدن اوضاع می شود و حتی گاهی باعث لجبازی طرف مقابل نیز می گردد.

برای مثال اگر پوشش همسر خود را برای رفتن به یک مهمانی نمی پسندید می توانید آن را به آرامی با او مطرح کنید، این نوع برخورد تعاملی می تواند باعث شود همسر شما به این موضوع منطقی نگاه کند و پوشش خود را تا حدودی مطابق نظر شما تغییر دهد.

اگر همسر شما با گفتار یا رفتار خود این موضوع را به شما می فهماند که از نوع پوشش شما رضایت ندارد، بهتر است بدون واکنش بد و ناگهانی به او برخورد کنید؛ در مورد نظرات خود درباره پوشش با او صحبت کنید و نظرات او را بشنوید و سعی کنید دوستانه و منطقی برخورد کرده و حساسیت های او را نیز درک کنید، این گونه می توانید تصمیمات بهتری بگیرید و به یک توافق دو نفره برسید.

واکنش های سریع و نادرست و از سر لجبازی می تواند باعث ایجاد اختلافاتی شود که ماه ها یا سال ها ادامه خواهد داشت.

انعطاف نشان دادن، زمانی که اختلافی بین شما و همسرتان وجود دارد، می تواند باعث ایجاد آرامش در زندگیتان شود، گاهی لازم است کمی از تعصبات اعتقادی دست بردارید.

برای مثال اگر همسر شما دوست ندارد چادری باشد، اما از مانتو و روسری های بلند استفاده می کند و حجاب و پوشش معقولی دارد، به اجبار او را به پوشیدن چادر وادار نکنید.

برعکس، گاهی نیز مردی دوست دارد که همسرش مانتویی باشد ولی همسرش بسیار روی چادر پوشیدن اصرار دارد و این باعث ایجاد اختلاف در بین آن ها می شود؛ در صورتی که زن می تواند با جایگزین کردن چادر با مانتو و حجاب مناسب، هم اعتقادات خود را حفظ کند و هم مطابق خواسته همسر خود عمل نماید.

حجاب و عقاید مختلف و متفاوت در این باره ،از آن دسته از مسائلی است که همواره باعث ایجاد اختلافات زن و شوهر می شود. گرفتن تصمیمات احساساتی در انتخاب همسر و امید به تغییر وی در طول زندگی باعث می شود تا جوانان انتخاب غلط داشته و در انتخاب خود آن دقت لازم را انجام ندهند.

باید خاطر نشان کرد که بسیاری از مراجعین به مراکز مشاوره از نوع پوشش زنان خود می نالند و آن را دلیلی بر اختلاف خود می دانند اما باید این سوال را از آنان پرسید که در زمان خواستگاری چرا به اینگونه مسائل توجه ندارند! مگر آنان همسر خود را انتخاب نکرده و به تفاهم نرسیده اند؟!

بنابراین نباید به همسران خود در آن زمینه ایراد بگیرند البته بوده اند مواردی که حجاب آنان در طول زندگی عوض شده و موجب بروز مشکلاتی شده است که توصیه اکید مشاوران به این دست از بانوان این است که اگر می خواهند زندگی خود را ادامه دهند و در زندگی موفق و خوشبخت باشند باید این تصمیمات را فراموش کرده و در اینباره با همسران خود صحبت کنند.

در غیر این صورت این خود مردان هستند که همسران خود را بدین گونه انتخاب کرده اند بنابراین نباید به آنان ایرادی را وارد کنند.

بنابراین پسرانی که دوست دارید همسر با حجاب و متدین داشته و یا کسانی که به این مسئله اهمیت نمی دهید در انتخاب همسر خود دقت کرده و کسی را انتخاب کنید که به معیارها و ملاک های خانم ایده آل شما نزدیک باشد.

مقاله های بیشتر در رابطه با این موضوع را در سایت مشاوره قبل ازدواج ببینید

آنچه در کامنت ها می توانید مطرح کنید:

منبع:تریبون آزاد

با سلام ، پسری هستم ۳۰ ساله دارای مدرک مهندسی عمران ولی با توجه به اینکه شغل مناسبی مرتبط با رشته تحصیلی پیدا نکردم الان به کار آزاد مشغول هستم ، اخیرا” با دختر خانمی آشنا شدم که ایشون مدرک لیسانس داره و تو بیمارستان ( قسمت آزمایشگاه ) مشغول به فعالیت میباشد . میترسم که ازشون خواستگاری کنم چون ایشون کار دائم دارند و من آزاد بعدا” به مشکل بخوریم . و سوال دیگر اینکه با شاغل بودن همسر در ساعت های طولانی در طول روز مخالفم ،نهایتا” میگم کاری باشه که زمانی بیشتر از ۱ -۲ ساعت از وقتشون رو نگیره ولی متاسفانه تا الان موفق نشدم . کسانی هم که خانه داری رو ترجیح میدهند تحصیلات دانشگاهی ندارند ، منم دوست دارم همسرم تحصیلات دانشگاهی داشته باشند . ممنون میشم کمکم کنید

با سلام دوست عزبز در مورد مساله اول که فرمودید تفاوت لین شغل ازاد و دولتی خب طبیعتا شما هم تحصیل کرده هستید و تمایل داشتید که شغل دولتی داشته باشید ولی متاسفانه جو جامعه به صورتی است که داشتن شغل دولتی واقعا سخت است و در رشته شما کار شرکت و ..سرمابه عظیمی می خواهد .
به هر حال چون شما در مورد دوم دنبال فردی تحصیل کرده با کار نینه وقت هستید بهتره دنبال چنین فردی باشید امروزه اکثر خانم ها تحصیل کروه هستند و بسیاری از انها اصلا شغل ندارند و خب بهتره به مادرتون و یا هر واسطه ای در این مورد بسپارید .طببعی است که وقتی تمایل به شغل تمام وقت برای همسرتون ندارید سراغ فرد کارمتد اگر رفتید بهتره صحبت کنید شاید به هر حال ایشون بپذیرند که شغلی نداشته باشند .در مورد اینکه فرد شما را با شغل ازاد بپذیرید اگر فردی تز شخصیت و اخلاق و خانواده شما خوشش بیاد این کار رو می کنه کما اینکه از این موارد در جامعه زیاد اتفاف می افتد .
به هر حال تصمیم با خود شماست گاهی باید جسارت داشت و خواسته را مطرح کرد و شرایط خودتون رو صادقانه بفرمایید به هر حال پاسح طرف مقابل از دوحالت خارج نخواهد بود .امیدوارم خوشبخت باشید .
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۸۸۴۲۲۴۹۵
موفق باشید

با سلام.دختری بیست ساله هستم .دو سال است با پسری در دانشگا آشنا شدم وخوانواده هایمان این را میدانند و ب قصد ازدواج رابطه مان را ادامه میدهیم . من در شهری کوچک و او در پایتخت بزرگ شده
اما بخاطر خانواده تقریبا مذهبی اهل دوستی با دختری نبوده . من هم دختر محدودی نبودم بااینحال با کسی دوستی خاصی نداشتم .گذشته مان خیلی شبیه هم است هردو اکیپ مختلف داشتیم و با جنس مخالف راحت بودیم اما زمانی ک وارد رابطه شدیم ب هم متعهد شدیم و با بقیه اکیپ ها قطع رابطه کردیم.حال ک او فارغ الحصیل و ب شهر خود بازگشته مدام از اکیپ دوستانش و محل کار انها ک پر ازدختر است میگوید. طرف مقابل من کاملا قابل اعتماد است و کسی نیست ک ب دخترها رو بدهد و ازین بابت نگرانی ای ندارم.میخواهم بدانم میتوانم به او بگویم ک میتواند آزاد باشد و وارد اکیپ هایشان شود و بگردد و خوش باشد و حس نکند در بند من است؟ میخواهم ب او این احساس را بدهم ک با وجود من دست و پایش بسته نیست.اگر مرا میخواهد ب من خیانت نمیکند و اگر خیانت کرد و کسی دیگر را خواست بهتر است قبل از ازدواجمان این اتفاق بیوفتد تا من تکلیف خودم را بدانم.میخواهم ایم چیزها را خووی تجربه کند تا بعد از ازدواج ب دلش نماند.. نظر شما چیست ایا عقیده من درست و بجاست؟

با سلام دوست عزیز خیر عقیده شما درست نیست کسی که اکنون با اجازه شما وارد ارتباطاتی شود و بخواهد شرایطی را تجربه کند خب طبیعتا بعدا هم نمی توان ایشان را متقاعد کرد که اشتباه کرده چون شما به او اجازه دادید با این شرایط که دوست نداشتید حس کند در بند شماست ؟به هر حال ایشون بدون این ارتباطات و به محک تجربه گذاشتن شرایط هم می توانند قطعی اعلام کنند که شما را برای ازدواج انتخاب کردند یا خیر و اگر پاسخ مثبت است باید متعهد باشند و باید بپذیرند که خب خیانتی نباید در کار باشد البته حق دارید قبل از ازدواج این مساله را بدانید و منطقی است ولی به هر حال ایشون اگر قصدش ازدواج است یعنی نخواسته ارتباطات جدایی باشد و خواسته محدودیت ها و چهارچوبی با ازدواج برای خودش تعیین کند باز بسته به شناختی که خودتون از ایشون دارید اگر فکر می کنید ممکنه بسته به روابظ خدای ناکزده خیانت یا هر چیزی اتفاق بیفتد دیگر چرا منتظر ایشون و نظر و رفتارشون باشید خیلی راحت اقدام کنید و هم اکنون مساله را تمام شده فرض کنید ..و البته بدونید شخصیت و ذات ادم ها گاها بعد از ازدواج مشخص تر می شود به هر حال این افرادی که امروز خیانت می کنند همه متاهل هستند والا خیانت در دوستی ها و تجرد مطرح نیست چون اصلا افراد تعهدی به هم ندارند و نمی شود انتظار داشت به یک فرد پایبند بمانند .در هر صورت امیدوارم خوشبخت باشید و موفق باشید و بهتره حتما از مشاوره پیش از ازواج استفاده کنید.

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۴۴۰۳۴۴۹۰
موفق باشید

سلام من بیست و دو سالمه و دو ساله که با فردی جهت ازدواج در رابطه ام. ما اکثر اوقات بر سر حجاب مشکل داریم و هردفه بخاطر این سزی موضوعات کات میکنیم و باز بخاطر علاقه و دلبستگی بینمون با هم کنار میایم . امروز هم مثل دفعه های قبل من گفتم حجابو قبول ندارم و اون گفت من زن باحجاب میخوام و باز کات کردیم . کات هامون هم ب یک روز نمیکشه ..وقتی پیشم است با حرفهایش مرا قانع میکند و من قبول میکنم ولی وقتی دور است از حجاب متنفرم و لجم میگیرد من انقدر محدودم ب خیلی چیزها ک واقعا موهایم را اسیب ب جایی یا کسی نمیبینم ن ارتباطی با پسرهای دیگر ن رابطه های مجازی و ن حتی کوچکترین مخفس کاری یا دروغ بینمان نیست… میخواستم بپرسم آیا قطع کزدن یک رابطه ک با تمام روحیات هم اشنایی داریم و ب هم میخوریم از همه لحاظ روحی ظاهری باطنی و فقط بخاطر یک تار مو مشکل داریم کار عاقلآنه ایست؟ شاید کیس بعدی هم از نظر خیلی شرایط خوب باشد و خانواده راضی باشند و او هم بگوید حجاب . من نمیتوانم ریسک کنم . من او را با تمام وجود دوس دارم او خیلی وقتها ک باهمیم مرا ازاد میگذارد و من موهایم را بیرون میگذارم اما وقتی نیست میگوید موهایت را بپوشان ..میترسم میدهد بعد از ازدواج تا اخر عمرمان بر سر مو بحث داشته باشیم . من تجربه ای در این باره ندارم ک بعد ازدواج این تفاوت نظر ب کجا ختم میشود
درضمن خیلی حس استبدادی دارد. دوست دارد من حرفهایش رو مو ب مو انجام بدهم ک این اصلا معقولانه نیست. نگاه او جنسیتی است مث تمام ایرانیان . میگوید من پسرم .تو دختری نباید فلان کنی اما خودش همانکار را انجام میدهد .منظورم از فلان کار چیزهای ریزی است ک با هم یک تفکر را میسازد مثلا دختر نباید فالور مرد داشته باشد اما پسر میتواند فالور زن داشته باشد.دختر نباید با پسر های کلاسش بخند ولی پسر میتواند .دختر نباید با پسری دست دهد اما پسر میتواند با دختران دست دهد…. اگر من این عقاید او را قبول نداشته باشم چکار باید بکنم .ایا میشود ب او فهماند در اشتباه است؟
لطفا راهنماییم کنید مرسی

با سلام
دوست عزیز در مورد بحث حجاب واقعا مساله مهمی است که خیلی از اوقات نادیده گرفته می شود و مشکلاتی را ایجاد می کند .همین که فکر می کنیم همینکه فردی رو دوست داشتیم خیلی از مسائل جانبی حل می شود و اصلا مسال ایجاد نمی کند و متاسفانه بعد از ازدواج اتفاقا همان مسائل به شدت مشکل ساز می شود و بسیاری جر و بحث ها سر همین مسال است اگر برای ایشون پوشش مهمه و شما می تونید منعطف باشید و بپذیرید که مسال ای نیست ولی اگر شما فردی نیستید که بخواهید این شرایط رو قبول کنید به هیچ وجه ادامه ندهید البته اگر ایشون واقها سر مساله حجاب حساس هستند و اینکه بسته به شخصیت شما دارد در مو رد اینکه می فرمایید فرد مستیدی است و دوست دارد حرفش را به کرسی بنشاند خوب بعدا در زندگی هم که مدام بخواهد بگوید فقط حرف خودش درست است این شما هستید که اذیت می شوید .این ها همه مواردی هستند که در زندگی مشترک شما را با مشکلاتی مواجه خواهند کرد در هر حال تصمیم گیری با خود شماست که قبول کنید که با یک فردی با این خصوصیات که خیلی از موارد را برای شما مشکل دار می بیند و برای خودش نه زندگی کنید یا نه داشتن حریم ها و حد و مرزها ربطی به دختر و پسر بودن ندارد .مخصوصا بعد از ازدواج افراد نسبت به هم حس تعلق خاط بیشتری می کنند و خوب وقتی می بینند که از طرف مقابل حمایت هایی نمی شوند و او روابط ازادی دارد هر چند خود فرد فرد ازادی باشد ازار می بیند مثلا فردا که همسر شما شدند با دختر ها دست بدهند به هر حال شرایط امروز را نبینید بهتره واقعا اینده را در نظر بگیرید چون واقعا مهم است که ایشون تا چه حد با معیارها و ملاک های شما هم خوانی دارند خب اکنون شرایط دلبستگی فراهم است پس طبیعی است که بخواهید همیشه کنار ایشون باشید ولی برای ازدواج دوست داشتم فقط مهم نیست و عاقلانه دیدن و بررسی کردن نقش بسیار مهمی دارد در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۹۸۲۱۲۲۳۵۴۳۰۴
موفق باشید

سلام من ۳۰ سال و‌خواستگارم از اقوام و ۳۱ سالشه و‌ هر دو لیسانسیم. البته من سوالمو مطرح کردم ولی پاسخ دریافت نکردم به همین جهت مجددا سوالمو مطرح میکنم. ایشون آقایی مذهبی هستن و من معمولی به هر جهت من راضی ب قبول شرایط ایشون هستم ولی بعد از دو جلسه خواستگاری ایشون جواب منفی دادن ک روحیمون با هم متناسب نیست اکنون با توجه به علاقه ای که در من نسبت ب ایشون ب وجود اومده میخواستم ببینم آیا صحیح هست ک من مجدد تماس بگیرم برای جلسات بیشتر البته من شماره موبایلشون رو وقتی ک جواب منفی ب من دادن رو دارم.م منون میشم راهنمایی کنید

با سلام
دوست عزیز متناسب با سوال شما پاسخ داده شد البته شاید شما دنبال این پاسخ نبودید .شاید بهتر باشد در ان رابطه که واقعا سوال دارید دوباره طرح سوال کنید .شما می فرمایید ایشون مذهبی هستند .و شرایط ایشون رو قبول کردید که متناسب با اعتقادات ایشون رفتار کنید احتمالا در سطح حجاب و سایر مسائل ولی ایشون فرمودند که به دلیل تفاوت روحیه ادامه ندهید بهتر است و جواب منفی رو ایشون دادند ؟و شما چون علاقه مند هستید مایل هستید مجدد تماس بگیرید خب اگر این طرز برداشت بنده درست باشد باید بدانید وقتی مردی پاسخ رد می دهد و مذهبی است به تماس شما پاسخ نخواهد داد و شاید برداشت منفی هم نسبت به این مساله داشته باشد که شما پیش دستی کنید و خواهان صحبت بیشتر و تجدید نظر در تصمیم گیری ایشون باشید .منتهی اگر با شناختی که دارید فکر می کنیدبهتره شانس خودتون رو امتحان کنید و سریع مساله را فراموش نکنید و خودتون تماس مجدد بگیرید شاید بهتر باشد خوب اقدام کنید .بنده با توجه شرایط مطرح شده و شناخت نسبی نسبت به افراد مذهبی و ا توجه به اینکه ایشون جواب رد دادند گفتم بهتر است از طرف شما تماسی نباشد ولی اگر متوجه صحبت بنده نشدید و یا بنده منظور شما را متوجه نشدم بهتر است ان طور که فکر می کنید درست است اقدام کنید و امیدوارم خوشبت باشید و مشکلی پیش نیاید که در روحیه شما اثر سوئی داشته باشد

ممنون . سپاس از شما به خاطر کمک های بدون توقع. اجرتون با خدا

به نظر من با ایشون صحبت کنید، و بهشون اطمینان بدید که شرایطشون رو میتونید انجام بدید. چه زن و چه شوهر باید به همدیگر برای رسیدن به یک نظر واحد برای ازدواج کمک کنند، شما باید عمل خودتون رو ببینید، شاید کارهایی که انجام دادید متناسب با قولی که به ایشون دادید نبوده، و ببینید میخواید مذهبی بشید و اعتقاداتتون رو بالا ببرید؟ اگر اینطور هست به ایشون بگید که میخواید با کمکش سطح اعتقادی خودتون رو بالا ببرید و مسائل مذهبی رو در زندگیتون رعایت کنید. مشکل زمانی به وجود میاد که شما نخواید اعتقاداتتون رو بهتر کنید و این سد ایجاد میکنه. شوهر شما باید به شما اطمینان داشته باشه، شاید از شما خوشش اومده ولی هنوز اطمینانی از شما بابت مسئله اعتقادیتون نداره. انتخاب معمولا سخت هست و هیچ کسی دوست نداره با فردی ازدواج کنه که بعدا پشیمان بشه. همانطور که شما از یک فرد مذهبی خوشتون میاد، مسلما ایشون هم از رعایت حدود دینی از طرف شما خشنود میشه و محبت بین شما بیشتر و بیشتر میشه. راز زندگی موفق همینه. چه بسا موقعیتی فراهم شده که زندگی شخصیتون رو تغییر بدید و درونیاتتون رو تغییر بدید، نه برای همسرتون بلکه برای خودتون. شاید چیزی که تا الان بهش رسیدید درست نبوده. به هر صورت به نظر من باهاش صحبت کنید و خودتون تمام مطالبی که شبهه ایجاد کرده در ذهنش رو توضیح بدید و بگید برنامتون چیه و تصمیم قطعی گرفتید که به چه شکل رفتار کنید و بهش بگید به کمکش نیاز دارید برای تغییر. وقتی مردی زنی رو دوست داره بهش کمک میکنه. با صحبت کردن از طرف شما، شما کوچیک نمیشید، اگر ایشون به شما محبت دارن به حرفتون گوش میدن و باهاتون صحبت میکنن. یک فرد مذهبی، در کارهاش رضایت خداوند رو در نظر میگیره و مسلما رفتار بدی با شما نمیکنه. بنابراین باهاش صحبت کنید البته بذارید خانواده شما در جریان نباشند و خودتون این تصمیم گیری رو بکنید و اجرا کنید، افراد دیگه با شما نمیخوان زندگی کنن و این مسائلی که شما میخواید در زندگی شخصیتون ایجاد کنید، توسط خود شماست و مسئولیت زندگیتون بر عهده شماست. بنابراین بدون ترس و با توکل به خدا، باهاشون صحبت کنید. به این فکر کنید که شما و ایشون با هم قبلا صحبت کردید و اصلا عیب نیست. من هم مذهبی هستم و چیزی که یک مرد رو تو زندگی خوشحال میکنه، اینه که ببینه زنش اول خدا رو در زندگیش مدنظر داره و بعد شوهرش رو. وقتی شما مظهر خوبی و زیبایی رو دوست داشته باشید ایشون هم عاشق شما میشه. به خاطر خدا زندگی کنید و اگر میخواید توکلتون به خدا باشه، دستورات خداوند رو در زندگی رعایت کنید. موفق باشید.

ازدواج کردن مثل هر کار بزرگ و مهم دیگری، نیاز به آماده شدن دارد. اگر نتوانید از ابتدا خود را برای یک انتخاب مهم آماده کنید و توانایی پذیرفتن مسئولیت ها را نداشته باشید، هیچ وقت ازدواج موفقی را تجربه نخواهید کرد. به یاد داشته باشید که هدف اصلی ازدواج، رسیدن به آرامش است.

گاهی سختگیری بی جا، منجر به مجرد ماندن طولانی مدت می شود اما کسانی هم که مواردی مثل جذابیت، خصوصیت های فرهنگی و اجتماعی، تعهد و قابلیت های طرف مقابل را در نظر نمی گیرند، در آینده امنیت لازم را در زندگی زناشویی شان احساس نخواهند کرد و در نهایت پایه های سست این زندگی روزی فرو خواهد ریخت. دکتر آذین، مشاور خانواده و سلامت جنسی می گوید با وجودی که مهم ترین رکن هر جامعه ای خانواده است اما به یاد داشته باشید که هدف اصلی ازدواج، رسیدن به آرامش است. اگر روز به روز آمار طلاق در جامعه بالا می رود، به این علت است که در بسیاری از ازدواج ها ملاحظات لازم در نظر گرفته نمی شود.

ملاک های ازدواج برای هر فردی متفاوت است

دختر و پسری که قصد ازدواج دارند در وهله اول باید بدانند که قرار نیست فقط یک “آدم خوب” پیدا کنند. چرا فقط خوب بودن کافی نیست؟ بگذارید موضوع را با مثالی روشن کنیم؛ مثلا در مشاوره پیش از ازدواج وقتی از دخترخانم سوال می شود که اگر پسری به خواستگاری شما بیاید که پاک باشد، خانواده دار باشد، با اخلاق باشد، متعهد باشد یا هر ویژگی را که مد نظر شما هست داشته باشد ولی این آقا یک ویژگی دیگر هم دارد؛ اینکه او فوق العاده خسیس است، آیا باز هم با او ازدواج می کنید؟ پاسخ اغلب دخترخانم ها منفی است یا مثلا به آقاپسری بگویند دختر خانمی هست پاکدامن، محترم، دارای خانواده خوب و همه ملاک های شما برای ازدواج را دارد ولی بدبین است و اگر چند دقیقه دیر به منزل برسید باید به او جواب پس بدهید، آیا شما می توانید با این فرد زیر یک سقف زندگی کنید؟

مسلما اکثر افراد نمی پذیرند. مگر اینکه عاشق باشند و چشم هایشان را روی خیلی از مسائل ببندند؛ مثلا یکی از مواردی که زوج ها حتما باید راجع به آن صحبت کنند دیدگاه هایشان در خصوص زندگی جنسی است. این روزها تامین خواسته های جنسی بیش از گذشته برای افراد اهمیت پیدا کرده است و برای برخی حتی از جمله ملاک های مهم ازدواج محسوب می شود. پس تنها پیدا کردن یک آدم خوب کافی نیست؛ اگرچه ملاک های ازدواج برای هر فردی متفاوت است ولی در ادامه به بررسی ملاکهای اصلی ازدواج که حتما باید مورد توجه قرار بگیرد، می پردازیم:

جذابیت
برای یک ازدواج موفق دو طرف باید در خصوصیاتی ۷۰ ،۸۰ درصد اشتراک داشته باشند و برای مدیریت این ۲۰ تا ۳۰درصد اختلاف نظر یا خصوصیاتی که کاملا مدنظر دیگری نیست که حتی در بهترین انتخاب ها هم وجود دارد (همچنین ناملایمات غیرقابل گریز زندگی پیچیده امروزی)، لازم است زوج ها ضمن داشتن مهارت های ارتباط موثر از روش های مناسب حل مساله هم استفاده کنند اما الزامات برای شروع یک زندگی مشترک چه باید باشد؟ در درجه اول برای دو فردی که می خواهند زیر یک سقف بروند جذابیت مهم است. اینکه از هم خوششان بیاید. گاهی اصلا مشخص نیست دو نفر چطور جذب هم می شوند و از چه چیز هم خوششان می آید! البته جنبه های جنسی حتما در آن دخیل هستند.

برخی اوقات هم جنبه های رفتاری و اخلاقی باعث جذب آدم ها به هم می شود اما این موضوع بیشتر به سلیقه های شخصی افراد بر می گردد. البته ۸۰،۷۰ درصد خصوصیاتی که برای شما مهم است حتما باید وجود داشته باشد تا احساس خوبی داشته باشید از اینکه این فرد در کنار شما راه می رود، صبح که از خواب بیدار می شوید چهره او را می بینید و …

خصوصیت های شخصیتی
نباید به دیگران برچسب باشخصیت یا بی شخصیت بزنیم. اتفاقی که متاسفانه در جامعه بسیار رایج است؛ مثلا یک نفر بر اساس خصوصیت های شخصیتی اش می تواند بازاریاب خوبی شود یا فردی ممکن است معلم یا هنرپیشه موفقی شود. در واقع رگه های شخصیتی (نه اختلال شخصیتی) کارکرد خودشان را دارند. بسیار مهم است کسی که یک عمر قرار است با او زیر یک سقف زندگی کنید به لحاظ شخصیتی چه خصوصیاتی دارد. حتما باید به خصوصیات شخصیتی طرف مقابلتان فکر کنید. تشخیص اختلالات شخصیتی به عهده متخصصین امر است اما رگه های شخصیتی را با تعاملات روزمره هم می توان تا حدودی شناخت.

هر فردی رگه های شخصیتی متفاوتی دارد؛ مثلا ممکن است فردی بسیار دقیق باشد و از ماه ها قبل برای همه اقداماتش از جمله یک سفر برنامه ریزی کند و در شغل خود هم بسیار منظم و موفق باشد؛ اما همین فرد نمی تواند با خانمی که عاشق اتفاقات و گردش های بدون برنامه و پیش بینی نشده است به تعامل برسد. این دو نمی توانند توقعات هم را برآورده کنند اما هر یک از این دو نفر می تواند با فرد دیگری زندگی سازگار و دلچسبی داشته باشد. پس تناسب خصوصیت های شخصیتی و نه الزاما یکسان بودن رگه های شخصیتی، بسیار مهم است.

خصوصیت های فرهنگی
باز هم نمی توان برچسب بی فرهنگی به کسی زد. در هر جامعه ای خانواده های مختلف با خصوصیات و رسم و رسوم متفاوتی وجود دارند. انتخاب ها باید سنخیت و شباهت داشته باشند. اینکه ما همدیگر را دوست داریم و پسندیده ایم و اگر تشابهی هم نداریم با هم کنار می آییم، گاهی فقط در حد حرف است! حتما یک سری از ویژگی های فرهنگی آن خانواده وارد زندگی زناشویی شما می شود. بالاخره آن دختر یا پسر در همان خانواده بزرگ شده اند. بدون قضاوت سعی کنید به شناخت درستی نسبت به فردی که پسندیده اید برسید. قرار نیست آدم ها در طول زندگی تغییر خارق العاده ای داشته باشند. اصلا وظیفه زن و شوهرها تغییر دادن یکدیگر نیست. ممکن است آدم ها در کنار هم تغییرات مثبتی داشته باشند و ممکن است اینگونه هم نباشد.

پس با همین آدمی که هست و می بینید، قرار است ازدواج کنید. البته قطعا در ادامه زندگی تغییراتی حتی در خصوصیت های شخصیتی، الگو و سبک زندگی پیش می آید. زن و شوهرها به هم نزدیک می شوند اما این اتفاق الزامی نیست. اگر به فکر تغییر طرف مقابل تان هستید باید بدانید که چنین تضمینی وجود ندارد؛ بنابراین به احتمال زیاد در آینده حتما دچار تنش و تعارض خواهید بود. پس باید به خصوصیت های فرهنگی خود فرد و خانواده طرف مقابل توجه شود و در مجموع پذیرش نسبی وجود داشته باشد؛ مثلا اگر پسری از یک خانواده مذهبی به خواستگاری خانمی از خانواده ا ی می رود که به اصول مذهبی اعتقادی ندارد، از الان مسائلی را که بعدها برایش پیش می آید باید پیش بینی کند.

تعهد و مسوولیت پذیری
ازدواج پیمانی است که بحث تعهد و مسوولیت پذیری در آن بسیار مهم است. فقط هم به این معنا نیست که دو طرف خدای ناکرده به هم خیانت نکنند بلکه باید بدانند در ازدواج تعهدات و مسوولیت های متفاوتی تعریف می شود. این را درک کنید که دیگر همان فرد دوران مجردی نیستید و در مقابل فرد و زندگی دیگری مسوول هستید. بسیاری از زندگی هایی که دچار فروپاشی می شوند به این دلیل است که زن یا شوهر یا هر دو این مساله را درک نکرده اند. فرد باید این قابلیت را داشته باشد و این مفهوم را درک بکند که قالب زندگی اش از حالت مجردی خارج شده است؛ بنابراین در همان تعاملات پیش از ازدواج باید میزان مسوولیت پذیری طرف مقابل را بررسی کنید.

شایستگی ها و قابلیت های طرف مقابل
این هم موردی نیست که برایش یک نسخه واحد بپیچیم. از نظر هر کسی درآمد، تحصیلات، تمکن مالی، جایگاه اجتماعی و. . . ارزش های متفاوتی دارند. شاید فردی دوست داشته باشد همسرش موقعیت اجتماعی بالایی داشته باشد و در مقابل فردی دیگر به دنبال همسری باشد که در عرف جامعه جایگاه اجتماعی بالایی ندارد اما مستقل یا دارای خصوصیات ویژه ای مثل مهارت ها یا هنر خاصی است. پس مهم است فردی که بررسی می کنید چقدر از ویژگی هایی را که همیشه برای همسر آینده تان در ذهن داشته اید دارد. این مسائل به ظاهر ساده ممکن است در آینده گرفتاری های زیادی را برای شما ایجاد کند.

توجه به خصوصیات ظاهری همسر آینده
دیگر با طرز فکر برخی افراد درگذشته نمی توان به این مساله نگاه کرد که عشق بعدها ایجاد می شود و جذابیت در زندگی مشترک شکل می گیرد یا حتی اینکه قدیم ها دخترخانم تا شب عروسی شوهرش را نمی دید یا. . . این نسخه هایی که بعضا در گذشته از سوی برخی بزرگترها تجویز می شد حداقل در زندگی امروز جوابگو نیست. اگر برای پسری یک سری از خصوصیات در همسر آینده اش، حتی ویژگی های ظاهری مهم است و این خصوصیات به دور از واقع بینی هم نیست، نباید از آن بگذرد. قطعا توجه به این خصوصیات ضریب دارد و توجه بیش از حد به این موضوع مورد تایید نیست. چون ممکن است کسی در ایده آل های ذهنی اش بسیار افراط کند؛ بنابراین در هنگام انتخاب نباید حتی به سلایق جنسی تان بی توجه باشید. فرد در همان جلسه اول آشنایی هم باید برخی جذابیت ها را برای شما داشته باشد.

تا زمانی که یک نفر برخی “آمادگی ها” را در خود رشد و پرورش نداده باشد، لزوماً با یافتن فردی که دارای تمام ملاک های مورد نظرش است، نمی تواند ارتباط پایداری داشته باشد. وقتی این آمادگی ها نباشند، کم کم تنش ها شروع خواهد شد، دو طرف حرف هم را نخواهند فهمید، درگیری ها بیشتر خواهد شد و روزبه روز طرفین از هم دور خواهند شد.

اشتراک پذیری
ازدواج یعنی پذیرش همیشگی فردی که کاملا از شما متفاوت است. روحیات متفاوتی دارد، علایقش فرق می کند و شرایط رشد و پرورش متفاوتی دارد. بنابراین اگر فردیت تان خیلی پررنگ است یا عادت ندارید، سازهای مخالف را بشنوید، هنوز آماده ازدواج نیستید.

افسانه ها و ضرب المثل های عامیانه را کنار بگذارید، اینکه “من و تو باید ما شویم” یا “من و تو یک روح هستیم در دو بدن” به درد ارتباط عاطفی طولانی مدت نمی خورند، در واقع این عقاید نه تنها مفید نیستند، بلکه می توانند به رابطه آسیب هم برسانند. وقتی طرفین رابطه “فردیت” خود را به نفع “رابطه” کنار بگذارند، نه تنها بهبودی در رابطه ایجاد نمی شود، بلکه پس از مدتی نارضایتی از رابطه شروع می شود و اختلاف ها به شکل شدیدتری دیده می شوند.

در رابطه عاطفی سالم، طرفین فردیت دیگری را به رسمیت می شناسند، علایق و نیازهای او را می پذیرند و آن ها را نادیده نمی گیرند. اشکال کار از جایی آغاز می شود که شما توانایی کنار آمدن با تفاوت های طرف مقابل تان را ندارید و بنابراین سعی می کنید که او را شکل خودتان کنید، تغییر دهید و کنترل یا محدودش کنید. ارتباط عاطفی طولانی مدت، نیازمند “سازگاری” و “پذیرش” ویژگی های متفاوت دیگری است. شما قرار است مدتی طولانی با فردی که کاملاً متفاوت با شماست، زندگی کنید، پس به جای جنگ برای تغییر دیگری، پذیرش تان را بالا ببرید.

مهارت سازگاری
هیچ وقت نمی توانید یک ازدواج موفق داشته باشید مگر اینکه مهارت سازگاری و تمایل به مصالحه داشته باشید. در زمان ها و شرایط سخت، آدم ها معمولاً به یکی از این دو روش واکنش می دهند: یا خودخواه می شوند و فقط به خودشان فکر می کنند و یا ازخودگذشته می شوند و فقط به طرف مقابلشان فکر می کنند. اگر از نوع اول هستید، هنوز آمادگی ازدواج را پیدا نکرده اید.

مستقل شدن از خانواده
انسان ها غیر از اینکه “بند ناف جسمانی” دارند، “بند ناف روانی” هم دارند. جنین تا زمانی که در رحم مادر است، نیاز به بند نافی دارد که تمام زندگی اش را از آن می گیرد و درست بعد از تولد، همان چیزی که تمام زندگی اش بود، قطع می شود تا بتواند خودش را با شرایط جدید سازگار کند و به گونه ای دیگر زندگی کند. تا یک جایی از رشد، انسان ها نیاز به حمایت روانی خانواده نیز دارند، این همان “بند ناف روانی” است که ما برای رشد به آن نیازمندیم، حمایت همه جانبه. ولی درست مثل “بند ناف جسمانی”، از یک جایی به بعد باید “بند ناف روانی” را هم قطع کرد، چراکه برای رشد روانی، نیاز به استقلال از خانواده داریم. مخصوصاً برای برقراری ارتباط عاطفی، به نظر می رسد که برخی وابستگی ها به خانواده باید برطرف شده باشد، وابستگی های مالی، وابستگی های عاطفی و وابستگی های حمایتی. پس قبل از برقراری ارتباط عاطفی با دیگری، مطمئن شده باشید که از خانواده مستقل شده اید.

لذت بردن از زندگی
شاید شعاری به نظر برسد؛ اما واقعیت محض است. اگر شما در دوران مجردی احساس شادی نمی کنید و از زندگی لذت نمی برید، احتمالاً با برقراری ارتباط عاطفی نیز اتفاق خاصی نخواهد افتاد. خوشبختی و خوشحالی واقعی چیزی است که از درون به وجود می آید و اتفاق ها و افراد بیرونی لزوماً نمی توانند شما را شاد کنند. اگر شما در دوران مجردی و تنهایی به اندازه کافی نیرومند هستید که با مشکلات و اتفاق ها کنار بیایید، از زندگی لذت ببرید و با ویژگی های خودتان کنار بیایید، احتمالاً با برقراری ارتباط عاطفی نیز می توانید این کار را بکنید.

حریم دو نفره
در این تردیدی نیست که “حریم خصوصی” مهم است، ولی باید این آمادگی را داشته باشید که اجازه دهید دیگری در زندگی روزمره شما وارد شود و برای او زمان بگذارید. در واقع “ارتباط عاطفی” پلی بین زندگی های طرفین است. وقتی افراد به جای کشیدن پل، “دیوار” بین زندگی های شخصی طرفین بکشند، احتمالاً باید منتظر تنش های جدید باشند.

قدرت اعتماد کردن
اعتماد یکی از ضروری تری فاکتورهای ازدواج است. اما بعضی ها فکر می کنند که نمی توان به طور کامل به هیچکس اعتماد کرد، همسر آینده هم از این قاعده مستثنی نیست. اگر شما هم همینطور فکر می کنید، خودتان را برای یک رابطه و ازدواج پردغدغه آماده کرده اید. اعتماد یعنی باور داشتن به اتحاد فرد مقابل با شما. هیچ رابطه ای بدون اعتماد باقی نمی ماند.در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۸۸۴۱۹۸۳۲
موفق باشید

ساناز برو باهاش صحبت کن، و باید بهش اطمینان بدی که میتونی برخلاف گذشتت رفتار کنی، مردهای مذهبی خدا رو در نظر دارن و اصلا به این فکر نکن که کوچیک میشی، اون شما رو دوست داشته و باید به تفاهم فکری برسید، باید خودت رو نشون بدی تا اون بتونه درست تصمیم گیری کنه. اون از درون شما چیزی نمیدونه و باید هم حق بدید اگر وضع حجابتون نامناسب بوده، اون ممکنه به این فکر کرده باشه که شاید بعدا از تصمیمتون تو زندگی برگردید. بنابراین باهاش صحبت کنید. بذارید کاملا حرفهای همدیگر رو بشنوید بعد تصمیم بگیرید با هم بمونید یا جدا بشید. موفق باشی.

با سلام ممنون که با صحبت ها و استفاده از تجربیات باعث دلگرمی دیگر دوستان می شوید منتهی تا وارد زندگی و شرایط فردی نشویم نمی توانیم قضاوتی داشته باشیم حتی در موردافراد مذهبی برخی صرفا ظاهری از مذهب دارند و اخلاقیات درستی ندارند و بالعکس در هر حال بهتره شرایط و جوانب امر را در نظر بگیرید .همه دوستانی که قصد ازدواج دارند باید بدانند ایا می توانند متناسب با خواسته های طرف مقابل رفتار کنند یا خیر ؟و این مساله بسیار مهمی است که اگر چنین شرایطی وجود ندارد خوب بهتره باعث ازار هم نباشند و رک و صریح از ادامه صحبت ها انصراف دهند چون زندگی شوخی نیست که روزی بخواهیم و روزی کنار بگذاریم .

سلام من بیست و دو سالمه و دو ساله که با فردی جهت ازدواج در رابطه ام. ما اکثر اوقات بر سر حجاب مشکل داریم و هردفه بخاطر این سزی موضوعات کات میکنیم و باز بخاطر علاقه و دلبستگی بینمون با هم کنار میایم . امروز هم مثل دفعه های قبل من گفتم حجابو قبول ندارم و اون گفت من زن باحجاب میخوام و باز کات کردیم . کات هامون هم ب یک روز نمیکشه ..وقتی پیشم است با حرفهایش مرا قانع میکند و من قبول میکنم ولی وقتی دور است از حجاب متنفرم و لجم میگیرد من انقدر محدودم ب خیلی چیزها ک واقعا موهایم را اسیب ب جایی یا کسی نمیبینم ن ارتباطی با پسرهای دیگر ن رابطه های مجازی و ن حتی کوچکترین مخفس کاری یا دروغ بینمان نیست… میخواستم بپرسم آیا قطع کزدن یک رابطه ک با تمام روحیات هم اشنایی داریم و ب هم میخوریم از همه لحاظ روحی ظاهری باطنی و فقط بخاطر یک تار مو مشکل داریم کار عاقلآنه ایست؟ شاید کیس بعدی هم از نظر خیلی شرایط خوب باشد و خانواده راضی باشند و او هم بگوید حجاب . من نمیتوانم ریسک کنم . من او را با تمام وجود دوس دارم او خیلی وقتها ک باهمیم مرا ازاد میگذارد و من موهایم را بیرون میگذارم اما وقتی نیست میگوید موهایت را بپوشان ..میترسم بعد از ازدواج تا اخر عمرمان بر سر مو بحث داشته باشیم . من تجربه ای در این باره ندارم ک بعد ازدواج این تفاوت نظر ب کجا ختم میشود لطفا راهمماییم کنید مرسی

با سلام دوست عزیز اختلافات مذهبی و عقیدهدای خودش می تونه منشا مشکلاتی باشد همین که ایشون با حجاب شما مشکل دارند هنوز که ازدواج نکردید هر دفعه به این خاطر کات می کنید و دقیقا نکتهوای که خوتدن می فرمایید وابستگی عاطفی باعث می شود باز ادامهودهید یعنی منطقی تصمیم نمی گیرید .باید دقت داشته باشید که به هر حال شما واقعا اعتقادی ندارید و حتی حالت انزجار دارید پس اینکه فقط دلبستگی بخواهد روند ادامه داشته باشد اشتباه است و ایشون موضعشون مشخصه بعدا که ازدواج کنید و به شما متعهد شوند قطعا سخت گیری بیشتری دارند پس توجه داشته باشید کهدبهتره هم اکنون تکلیفتون رو مشخص کنید یا حجاب رو قبول دارید یا نه و اگر نه ادامه دادن با فردی که سر این مساله کوتاه نمی اید کاملا اشتباه است .پس دقت داشت۶دباشد که بهتره همه جوانب را بسنجید و بعد اقدام کنید .و بهتره به یک عمر زندگی فکر کنید ر هم فکر می کنید می توانید تا حدی انعطاف به خرج دهید که مساله ای نیست و بهتره هم اکنون تغییر مورد نظر رو داشته باشید ولی اگر نه ادامه دادن به صلاح نیست در نهایت امیدوارم خوشبخت باشید
در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱۸۸۴۷۲۸۶۴
,موفق باشید

با سلام.دختری بیست ساله هستم .دو سال است با پسری در دانشگا آشنا شدم وخوانواده هایمان این را میدانند و ب قصد ازدواج رابطه مان را ادامه میدهیم . من در شهری کوچک و او در پایتخت بزرگ شده
اما بخاطر خانواده تقریبا مذهبی اهل دوستی با دختری نبوده . من هم دختر محدودی نبودم بااینحال با کسی دوستی خاصی نداشتم .گذشته مان خیلی شبیه هم است هردو اکیپ مختلف داشتیم و با جنس مخالف راحت بودیم اما زمانی ک وارد رابطه شدیم ب هم متعهد شدیم و با بقیه اکیپ ها قطع رابطه کردیم.حال ک او فارغ الحصیل و ب شهر خود بازگشته مدام از اکیپ دوستانش و محل کار انها ک پر ازدختر است میگوید. طرف مقابل من کاملا قابل اعتماد است و کسی نیست ک ب دخترها رو بدهد و ازین بابت نگرانی ای ندارم.میخواهم بدانم میتوانم به او بگویم ک میتواند آزاد باشد و وارد اکیپ هایشان شود و بگردد و خوش باشد و حس نکند در بند من است؟ میخواهم ب او این احساس را بدهم ک با وجود من دست و پایش بسته نیست.اگر مرا میخواهد ب من خیانت نمیکند و اگر خیانت کرد و کسی دیگر را خواست بهتر است قبل از ازدواجمان این اتفاق بیوفتد تا من تکلیف خودم را بدانم.میخواهم ایم چیزها را خووی تجربه کند تا بعد از ازدواج ب دلش نماند.. نظر شما چیست ایا عقیده من درست و بجاست؟

با سلام
دوست عزیز فکر می کنید اگر فردی قبل از ازدواج روابطی داشته باشد مثلا با ازدواج متعهد می شود و به دلش نمی ماند .وقتی فردی خیانت کندو اصلا چنین شخصیتی داشته باشد قبل و بعد ازدواج مهم نیست به طور کل فردی است که تعهد خاصی نخواهد داشت و اصلا این مساله برایش اهمیت ندارد که بخواهد خودش را به فردی ملزم کند .پس دقت داشته باشید درسته که اکنون ایشون و شما رابطه ای جز دوستی ندارید و خوب هر دو ازاد هستید هر طور ی خواهید رفتار کنید ولی اگر فردی که برای ازدواج انتخاب کردید فردی بود که چهارچوب ها را رعایت نکرد و درگیری های عاطفی داشت و در محیط های مختلط احساس راحتی بیشتری می کند .خوب نمی توانید بعد از ازدواج هم اعتماد کنید مگر اینکه اصلا برایتان مهم نباشد و خودتان هم مشکلی با این رفتارها نداشته باشید .خوب مساله ای نیست و می توانید ایشون رو راحت بگذارید .در ازدواج مساله مسئولیت نسبت به فرد مقابل است و مساله اصلی بحث این است که افراد هر چند بهم اعتماد داشته باشند باز یکدیگر را جز حریم خصوصی هم محسوب می کنند وداصلا دوست ندارند ارتباطاتی خارج از عرف وجود داشته باشد گاهی وقتی فردی قبل از ازدواج برخی رفتارها را تجربه می کند و برایش لذت بخش است بعد از ازدواج هم حفظ تعهد برایش طبیعتا سخت می شود .در هر حال تصمی گیرنده خود شا هستید و امیدوارم خوشبختب باشید

در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۴۴۰۳۴۴۹۰

موفق باشید

با سلام من دو سال است رابطه ای رو شروع کردم ک تا چن وقت دیگه ازدواج میکنیم .قبل از این رابطه من در گروهی بودم ک با پسری فقط دوست بودم و او ب من علاقه ی زیادی داشت …او تلاش زیادی برای داشتنم کرد اما من نامزد فعلیم را ترجیح دادم و راضیم ..منتها از آنجا ک من بسیار دختر حساسی هستم و خوابهایم ب شدت درست در میایند چند وقت است خوابش را میبینم ..یا در خیابان حس میکنم او را میبینم با اینکه نیست.او هر از گاهی با شماره ای ب من پیام میدهد و من جواب نمیدهم..حس میکنم خیلی ناراحت است و عذاب وجدان دارم ..انقدر درموردش ناراحتم ک انگار او مرا رها کرده و من شکست خورده ام…مشاور عزیز میخاهم بدانم این چه حسیست؟ چرا من اینگونه ام؟ باید چکار کنم؟با او حرف بزنم؟ایا اگر پر خیابان یا جایی او را دیدم با او گفتگو کنم ؟خیانت محسوب نمیشود؟ خوابهایم ب من چه میخاهند بگویند؟ در خوابهایم پیشم است …نامزدم در موردش میداند اما نمیداند ک با شماره هایی ب من پیام میدهد … از نامزدم نیز شرمنده ام بخاطر این افکارم:'(

با سلام
دوست گرامی این افکار می تواند کاملا طبیعی به دلیل علاقه ای باشد که هنوز وجود دارد و چون ناهشیار است شما می فرمایید فرد جدید شرایط بهتری دارد در صورتی که هنوز با یاد نفر قبل زندگی می کنید بحث خواب یا هر چیزی دیگر صرفا احتمال است و نباید جدی بگیرید ولی اینکه شما به خاطر حس درونی و خواب و هر چیز دیگری می فرمایید صحبت کنید و….خب قطعا خیانت محسوب می شود و اگر نامزد شما بدانند قطعا واکنش خوشایندی نخواهند داشت .و اگر ایشون به شما پیام هم می دهند شما نباید پاسخ بدهید .اینکه بخواهید با او حرف بزنید خب مگر ممکن است حسی شکل نگیرد شما بهتره حتما حضوری مراجعه کنید چون از حدود رابطه با این نفر اطلاعی نداریم و قطعا مساله ای است که شما تا این حد درگیری ذهنی دارید با وجود اینکه اذعان دارید نفر جدید شرایط مطلوبی دارد و اگر این درگیری ها وسوسه ها وجود داشته باشد می تواند منجر به رفتاری می شود که شاید مطلوب نباشد در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و یتوانید این شرایط جدید را مدیریت کنید.

با سلام
من ۳۱ سالمه مدت ۳ سال هست که با پسری که ۴ سال از خودم کوچکتره و سودای سفر به خارج از کشور داره برای ازدواج آشنا شدم، من چون از دوستم بزرگترم ، ۱۰۰% خانواده اش مخالف هستن به همین دلیل قرارشد من شناسنامه ام را ۵ سال کوچکتر کنم که فعلا دنبال راه و چاره واسه کوچکتر کردم شناسنامه ام هستیم. بنا به گفته دوستم چون شرایط مالی وسربازی اش جور شده و اگه قضیه شناسنامه هم حل بشه تا چند ماه آینده میتونه بیاد خواستگاریم و چون میخواد خارج زندگی کنه قراره در ایران هیچگونه هزینه جهیزیه و … نکنیم تا بتوانیم برای زندگی به خارج از ایران برویم… که درحالت کلی من از ریسک کردن میترسم .
ولی مساله ای که اکنون پیش اومده اینه که یکی از اقوام به خواستگاری ام اومده که شرایط اخلاقی و مالی مناسبی داره و از من هم بزرگتره و خانواده اش هم با این وصلت موافق هستند و خانواده من هم موافق هستند و ۲ جلسه با هم صحبت کرده ایم و همه چی خوب بوده …حالا من مانده ام که چطور این مساله را حل کنم؟ اگر اقوامم را رد کنم که مورد غضب خانوده ام قرار میگیرم و اگر دوستم را قبول کنم شاید بنا به دلایلی مثه حل نشدن قضیه شناسنامه و یا مخالفت خانواده دوستم و … ایشون نتونه بیاد خواستگاریم. میخوام نظر شما رو بدونم که کدوم برای ازدواج با من مناسب تره دوستم مناسبتره یا فامیلمون ؟ حال اگه من اقوامم رو برای ازدواج انتخاب کنم چطور با دوستم تموم کنم که کمترین آسیب بهش برسه و این وسط من بده نشم؟؟؟

با سلام
دوست عزیز چقدر این مقایسه معقولانه است .شما کار غیر قانونی را انجام دهید با فرض اینکه انجام شود و در صد تا زمینه دیگر خودتون رو دچار مشکل کنیدبه این امیدو که فردی قرار است به خارج از کشور برود از شما کوچکتر است خانواده ها مخالفن و ظاهرا صرفا یک احساس بدون پشتوانه است و معقولیتی وجود ندارد .این اقا کارشون چیست چقدر از مهاجرت و ..مطمئن هستید و اینکه شمت احتیاج به حمایت عاطفی دارید و قطعا چون مردان دیرتر به بلوغ فکری می رسند .و به لحاظ عاطفی شاید شما تامین نشوید .دوست داشته باشید طرف مقابل حمایتگر باشد ولی چنین اتفاقی نیفتد .خب همه این ها بعدا مساله ساز خواهد شد و باید توجه داشته باشید .شما اکنون خواستگاری دارید که هم شرایط مناسبی دارد هم سنی با شما تناسب دارد خودتون با صحبت رضایت خاطر دارید و خانواده رضایت دارند و هر دو خانواده در جریانند همیشه از این فرصت ها نخواهید داشت پی در ابتدا تکلیف دوستتون رو مشخص کنید که مطلع باشند دیگر تمایلی به ادامه دادن ندارید و ضمن اینکه بدون دروغ و عوض کردن شرایطی و کاهش سن و سایر مسائل مشکل ساز وارد زندگی شوید .و بدانید زندگی که از ابتدا با دروغ به خانواده ها با سودای خارج رفتن اغاز شود انتهای خوبی هم نخواهد داشت ضمن اینکه زندگی در خارح از کشور شرایط اسانی نخواهد بود برخلاف تبلیغ ها و الزامات خاص خود را می خواهد تازه مشخص نیست این فرد چقدر در تصمیمش مصمم است ولی ان چیزی که معقول و مشخص است را انجام دهید امیدوارم تصمیم درستی بگیرید و خوشبخت باشید

ممنون از پاسخ سریع
راستش در این ۳ سال تا حد توانش حمایت های عاطفی و مالی از من کرده و از لحاظ روحی وعقیدتی مشابه هم هستیم و در تصمیمش مبنی سفربه خارج مصمم هست چرا که تو این ۳ سال با رفتن به کلاس های زبان کاملا به زبان انگلیسی مسلط شده و به سفارتخانه ها وافراد زیادی مراجعه کرده ولی با تماماین اوصاف با راهنمایی هایی که به من کردید متوجه شدم که ازدواج با اقوام برای من مناسب تره
ولی مشکلم اینه که احساس میکنم با جواب رد دادن به دوستم دارم بهش خیانت میکنم و رفیق نیمه راه شدم و اینکه از نفرین و ناله های که ممکنه بعدا بکنه میترسم چرا که قرارگذاشتیم با هم ازدواج کنیم و با اینکار اسیب بهش می زنم .چطور قانعش کنم که به دردهم نمیخوریم .. عذاب وجدان دارم چکارکنم
لطفا راهنماییم کنید که بهش چی بگم

سلام، پسری هستم ۲۳ ساله، ۲سالونیم است که با دختری دوست بودم که بعد از چند ماه از آغاز دوستی تصمیم به ازدواج گرفتیم، اما اتفاقات عجیب سرراهمان قرار گرفت، مادرش سرطان گرفت و فوت کرد، از مشهد به بیرجند نقل مکان کردند چون بقیه خونوادشون اونجا بودن، از همان راه دور دائم ۲۴ساعت باهم درارتباط بودیم، کاملا یک نفر شده بودیم، اما نمیدونم به خاطر شرایط دوری بود یا نه خیلی رو حجاب حساسیتم بیشتر شد و همین موضوعات سبب شد که ۶ماه بعد از اینکه بیرجند رفتند کات کنیم، اما بعد ۸ماه بهم زنگ زد و دیدیم حسمان مثل گذشته قوی و حتی شدیدتر هم هست و احساس کردیم پس واقعا عشق بوده نه هوس بچگانه، ولی در اون ۸ ماه داداش هایش دفترچه خاطراتشو خونده بودن و همه جزییات روابطمان را نوشته بوده، حالا که میخواهم جلو بروم برا خواستگاری مخالفند و فکر میکنند از اون پسرهای لات هستم که با چنتا دختر دوست بودن در صورتی که اصلا همچین شخصیتی ندارم و بسیار به من بدبین هستند، جدا از این ها خودش چند بار برای جزییات حجاب که حساس هستم مثلا خط چشم یا شال سفید پوشیدن برا بازار و خیابون قول داده که عمل میکند ولی هرچند وقت یا عمل نمیکند یا با اکراه و اجبار انجام میدهد، چند مشاور گفتند این رابطه بهتره تموم بشه چون زندگی آیندتون جالب نمیشه، خودمون هم به این پی بردیم که تفاوتای بیسیک فکری داریم، ولی خیلی وابسته ایم ، هرکار میکنیم نمیشه جدا بشیم، خودم هم هی دو دل میشم ، چیکار کنم؟ راه درست چیه؟
مرسی

با سلام .دوست عزیز اینکه خود شما متوجه اختلاف ها هستید ولی نمی توانید جدا شوید کاملا طبیعی است له هر حال دو ۹نس مخالف در اوج احساسات درگیر روابط عاطفی شدید .و دل کندن دشوار است ولی بحث ازدواج صرف این دوستی ها نیست .شماا باید به لحاظ عقیده ای هم مشابعت داشته باشید ضمن این ه خانواده ایشون از ارتباط شما دو نفر مطلع شدند و همین مساله شرایط را سخت تر می کند .و خب شما را به فرض درست شدن این ازدواج به چشم دیگری خواهند دید .در نهایت امید وارم برای رفع شرایط روحی مراجعه حضوری داشته باشید و امید وارم خوشبخت باشید.و مشکلات مرتفع شود و واقع بینانه و منطقی تصمیم بگیرید

باسلام .دوسال ایت با پسری ب قصد ازدوتج آشنا شدیم و خانواده ها درجریان قرار گرفتند
من از سیگاری و ماذی جوانا و قلیون ایشان باخبر و بشدت متاثر شدم.خودش میخوید معناد نیست.میگوبد ببین چهار ماه نکشیدم پس معتاد نیسم ولی هر از گاهی خواستم بکشم جلوی تو نمیکشم..نمیگذارم بفهمی یا دهانم بو بدهد.یعنی حتی حاضر ب ترک نیس.از انجا ک ما سختی زیادی کشیده ایم و این تنها مشکل زندگی ماست واقعا نمیدانم چ کنم.من واقعا از فرد سیگاری یا معتاد ب هرچیزی متنفرم .پدرم سیگاری بود و بشدت بااو مخالف بودم .از انجا ک رابطمان الکی شکل نگرفته و نمیشود الکی فرو پاشید راه حل پیشنهادی شما چیست. ضمنا هیچکس جز من نمیداند ک او اهل دود است.بارهای خواستم ب خواهرش بگویم ولی نگفتم ک قبح کارش در خانواده اش از بین برود بنظر شما من چکار کنم.

با سلام
دوست عزیز شما پذیرشی به سیگار و ..ندارید حالا یا به خاطر شرایط خانوادگی خودتون و یا هر مسئله دیگر که می فرمایید .خب در این شرایط به نظرتون اینکه شما مخفی کاری کنید یا اصلا توجه نکنید که ایشون سیگاری هستند و به قول خودتون حتی به خانوادش نگید درسته ؟وقتی شما باید سالها با ایشون زندگی کنید می توانید خودتون رو گول بزنید بدانید همه افرادی که معتاد شدند به قولی تفریحی استفاده کردند و فکر کردند روزی می توانند ترک کنند و هیچ مشکلی پیش نمی اید ایشون مقابل شما نکشند و حتی بوی بد دهان رو کنترل کنند عوارض رفتاری و مغزی اعتیاد را می توانند مقابله کنند یا خید؟بهتره منطقی باشید می فرمایید ارتباط الکی شکل نگرفته بتده توصیه می کنم برای یک عمر زندگی منطقی شرایط را بررسی کنید شما وارد زندگی نشدید اگر ازدواج می کردید شاید رفتار پنهان کاری منطقی بود وتلاش می کردید همسرتون در مقابل بقیه با مشکل مواجه نشود و احترامش فرو نپاشد ولی اکنون چه ؟شما باید از این به بعد با فرض دانستن مساله مدام نگران رفتارهای طرف مقابل باشید .وقتی راجب ایشون فکر کنید که مطمئن شوید اصلا اهل دود و . نیستند نه موقتی .امیدوارم منطقی تصمیم بگیرید و خوشبخت باشید

باسلام
تقریبا دو سال است با پسری آشنا شدم ک هردو ۲۲ساالمان است ‌.رابطه ی تقریبا سالمی را در پیش گرفتیم و جهت آشنایی و با هدف ازدواج رابطه مان را ادامه دادیم
ب دلیل بدشانسی های زندگیش و اتفاقات و بی کاری فعلی بااینکه تازه فارغ التحصیل شده است و سربازی هم معاف است و بدبینی ب اینده خود انقدر افسرده شده ک مدام درگیری ذهنی دارد و از انجا ک خانواده من هم سختگیرند و کاری مناسب مد نظر دارند برای انتخاب داماد و سختگیری هایی ک خودم برای پیدا کردن شغل خوب کردم نمیتواند فعلا اقدام کند اصلا ب پدر خود نیز نمیتواند بگوید کسی را دوست دارد .ولی مادر و خواهرهایش درجریانند و تلفنی صحبت کرده ایم. او چند روز پیش ب من گفت انقدر کلافه است و فشار زندگی وبیکاری را ب دوش دارد ک نمیخواهد ب ازدواج فکر کند .فکر ب ازدواج عذابش میدهد و مشکلاتش را دو چندان کرده . گفتم پس بیا دوست معمولی باشیم و او گفت ینی میشود؟و تصمیم گرفتم سرد رفتار کنم ولی او در روز بعد انقدر با من صمیمانه و عاجزانه رفتار کرد ک من رفتارم مثل قبل شد ولی دیگر تصمیم ب ازدواج نداریم.خیلی خنثی ام.سعی میکنم حالم بد نباشه .. حس کم بودن دارم حس بیچارگی ..چند روز گریه کردم میدونم دیگه ب هم نمیرسیم.شهر دیگه ای هم هست و بخاطر فاصله مان بعد از فارغ التحصیلی دیگه همدیگرو نمیبینیم.ولی او گفته تو هنوز مال منی و بیا ب هم تعهد داشته باشیم و کاری نکنیم همدیگه رو ناراحت کنیم.ینی ک باکسی دوست نشوم یا کارهایی از سر بی فکری انجام ندهم .حتی از اسم دوست معمولی هم پیشمان شد و کلی قربان صدقه ک بدون تو نمیتونم و کاش همه مشکلات تمام میشد و ما سر خانه زندگیمان بودیم… میدانم شما حتما میگویید این رابطه غلط است.من اهل دوستی باکسی نیستم و اگر قطع رابطه کنم نمیدانم چ بلای روحی سرم میاید خیلی احساسی هستم‌.میخواهم تا پیدا شدن کیس مناسب بااو در ارتباط باشم. چون او مرا از تمام بدی هاو گمراهی ها حفظ میکند .راستش بااو پیشرفت کردم .درسم بهتر شد و اهداف بالایی برای خود ساختم و ب او مدیونم بخاطر تمام کمکهایش ‌.با بودنش با حلقه ای ک بهم داده میتوانم از خودم درمقابل کرکس صفتها جلوگیری کنم.لطفا کمکم کنید و بگویید راه درست برای دختر احساساتی مثل من چیست.ببخشید اگه طولانی شد

با سلام ممنونم از توضیحات مبسوط جنابعالی حال روحی شما و وابستگی ایجاد شده کاملا طبیعی است و قابل درک .ولی خودتون قضاوت کنید می دانید این ازدواج اتفاق نمی افتر ولی تمایل به حفظ دوستی دارید .بالاخره شما قرار است ازدواج کنید اینکه مدت ها با فرد دیگری باشید عاطفه به خرج بدهید و دوستش داشته باشید نمی شود با فرد جدید هم همانطور باشید مانند فردی می مانید که عشقش را از او گرفتند و حالامجبور است لا فرد دیگری سپری کند و این زندگی اینده شما را دچار مشکل می کند .صدها دختر وجود دارند که مجردند و خوب اوضاع جامعه برای همه یکسان است تا وقتی فردی برای ازدواج بیابند .و خوب از خودشان محافظت می کنند و مشکلی هم ایجاد نمی شود .پس صبور باشید سرنوشت رو بپذیرید و دوستی به هر شکلی را ادامه ندهید چون راحت دل کندن صورت نمی گیرد و ممکنه عرصت های اینده را از دست بدهید موفق و سلامت باشید .

سلام و خسته نباشید
من با فردی اشنا شدم ک همدیگر را دوست داریم .خانواده هایمان در جریان است و مشکلی نداریم
تهنا مشکل این است ک ایشان ب اندازه کافی برایم وقت نمیگذارد .بااینکه فاصله مان از هم دور است و سه ماه است ندیدمش .مشغول ب کار اسه و اگر سر کار نباشد میگوید با بچه های فامیل هستیم .یا میگوید خسته ام .بااینکه من دوس دارم ازش خبر داشته باشم باهم حرف بزنیم از اتفاقای روز براش بگم و کلی شوخی کنیم و حرف جدی بزنیم ولی چون اهل گوشی و مجازی نیست و مشغول ب کار است نمیتواند . و من کل روز نگاهم ب گوشی خشک میشود تا پیامکم را جواب دهد یا پیامی دهد در روز شاید ده الی پانزده پیام بدهیم . ما طی دوسالس ک باهم بودیم ن خیانت کرده ایم و ن دروغ گفته ایم ب هم وکاملا ب هم اطمینان داریم .ایشان خیلی مصرن ما رابطه مان سالم باشد و هیچ دروغ و ناپاکی بینمان نباشد .یک روز از شدت دلخوری من با یک پسر در مجازی چت کردم. و این کارم را ب او گفتم .بااینکه کلی راه امده بود ب شهر ما ک مرا ببیند اما بااین کار من حس میکند خیانتی ب او کردم و واقعا قصدم برانگیختن احساسش بود چون بارها خواهش و درخواست کرده بودم ک برایم وقت بگذارد و بهم توجه کند.اما او کلی قسم میخورد ک سرش بسیار شلوغ است و جبران میکند. حالا دیگر نمیخواهد مرا ببیند . ب من گفت ارزشی برایش ندارم دیگر .دوستم ندارد دیگر و خیانتکاری و ….
آیا باید بگذارم رابطه تمام شود؟ ب خانواده ام بگویم چرا تمام شد؟آیا این رابطه تمام شده ؟با توهین هایی ک شنیدم و کوچک شدم بااینکه من قربانی ماجرا هستم چ کنم؟ باز خواهش کنم برگردد؟خودش برمیگردد؟
من کسیو برا درددل ندارم و واس مشورت .واس همین ازشما کمک میخام ممنون میشم جواب کامل بدین

با سلام .دوست عزبر شما از ایشون به عنوان خانم انتظاراتی داشتید که براورده نشده و شما وارد رابطه هر چند موقتی با فردی شدید و به ایشون اطلاع دادید .به این فکر کردید چقدر از ابن علاقه منطقی است .اگر بعدا در زندگی اینده که افراد تمایل دارند وقت بیشتری با هم سپری کنند به خاطر این تفاوت روحیات دچار مشکل شوید چقدر راه برگشت وجود خواهد داشت .به هر حال شما فردی عاطفی و ابرازگر هستید و تمایل داری طرف مقابل چنین باشد ولی ایشون بیشتر درگیر کار هستند اگر چه قطعا ویژگی های مثبتی وجود دارد .ولی خب وقتی حرف هایی زدند که درست نبوده و با این شدت برخورد کردند صحیح نیست شما وارد عمل شوید و بخو اهید برگردند .هر دو شناخت به هم داشتید و شما به هر دلیلی که داشتید جریان چت رو مطرح کردید در صورتی که می توانستید نگویید .پس اگر کار شما اشتباه بوده ایشون هم باید در جاهایی از زندگی گذشت داشته باشند با توجه به شناختی که از شما داشتند .بهتره اگر چه شرایط روحی سختی است ولی اجازه بدید ایشون اگر تمایل به ادامه دارند جلو بیایند .امیدوارم ان چیزی که به صلاح شماست اتفاق بیفتد ولی تفاوت روحیات را جدی بگیرید مخصوصا در بحث یک عمر زندگی مشترک .موفق باشید در این مورد میتونید با متخصصین کانون مشاوران ایران، مشاوره تلفنی/تخصصی داشته باشید
۰۲۱-۸۸۴۷۲۸۶۴

با سلام.بیست سالمه و یک ساله با پسری در دانشگاه آشنا شدم.خوانواده ها کم و بیش در جریانند. خوانواده بسیار عالی دارند.ایشان یک سال ازمن بزرگتر هستش و امسال فارغ التحصیل شده در زشته مهندسی و ب دنبال شغل. خیلی علاقه ب شغل آزاد دارد.میگوید برای پیشرفت باید از یک شهرکوچک شروع کنم. اما من شغل آزاد رو ی جورایی در شان خودم نمیبینم ..همیشه دوس داشتم شوهرم دکتر یا مهندس باشد .خودم هم از بچگی ب مهندسی علاقه داشتم و درسش رو هم دارم میخونم تمام خواستگار هایی ک تاالان داشتم هم دکتر و مهندس بودند ولی ب دلایلی از جمله زود بودن ازدواج یرایم بهشون فکر نکردم .خیلی به این اقا میگم یک کار مهندسی پیدا کن ولی خب واقع گرایانه ک نگاه کنیم کار در مهندسی خیلی نیست و حقوقش هم مثل یک شغل آزاد نیست . از عرضه و پشتکار و زرنگی این اقا هم هم دیده ام هم شنیده ام. خونواده من هم چون در اطرافمان و همه فامیل شوهرهایی با شغل های خیلی خوب دارند شک دارم این وصلت را قبول کنند کما اینکه پدرم ب مادرم گفته همشهریمان نیستند و راهشان دور است و دخترمان چ انتخابی کرده است…..
سوالم این است آیا ماندن ب پای همچین پسری ک سن و سالش مثل خودم است .درسش تمام شده و از سربازی معاف است و ب قول خودش از همسن و سالهای خودش جلوتر است .بسیار عاقل است و مثل پسرهای جلف امروزی فکر نمیکند. سالم است . روحیاتمام خیلی ب هم شبیه است .خانواده بسیار خوبی دارد و اهل کار است و مطمینا زود پیشرفت میکند اما شغل دولتی ندارد و میخواهد کسب و کار آزاد مثل شیرینی فروشی یا کافی شاپ راه بیاندازد درست است؟ شاید فکر کنید بااینهمه آب و تاب دادن سوال پرسیدنم چ هست‌.اما مشکل اینجاست ک آنقدر شغل ازاد را پایین میبینم ک او را خیلی اذیت کرده ام و حالا او برای خودش یقین دارد من عاشقش نیستم و فقط اسم و کلاس کار برایم مهم است ‌.ب نظر شما باید چگونه رفتار کنم ؟

با سلام .دوست عزیز شما تجربه زندگی مشترک را ندارید اینکه به خاطر جو و شرایط خانوادگی و رشته تحصیلی خودتون دنبال فردی باشید که صرفا اسم و کار و پرستیژ اجتماعی داشته باشد درست نیست .البته منظورم این نیست که حتما به فرد مورد تظر پاسخ مثبت دهید خیر ؟چون در مورد ایشون هم خانواده باید رضایت داشته باشند هم خودتان بیشتر بررسی کنید و شرایط را در نظر بگیرید .ولی داشتن ملاک های واقع بینانه مهم تر است و اینکه هیچ وقت یک سری ظواهر که بیشتر برای رضایت خاطر دیگران است تا خودما ملاکی برای خوشبختی نخواهد بود .درون زندگی شخصی پر از تنش ها و شرایط دشوار است .باید فردی همرا ه باشد یک سری ظواهر در ابتدای زندگی دلچسب است و به مرور مشکلاتی را ایجاد می کند .موفق و خوشبخت باشید و تصمیم منطقی بگیرید .

سلام.به نظر شما یه خانوم وقتی میخواد ازدواج کنه آیا باید تو نوع پوشش و رفتار و ارتباطاتش تغییرایی بده یا باید کسیو انتخاب کنه که عین خودش باشه و همونجوری بپذیرتش؟ آیا همچین چیزی امکان داره که مسیو پیدا کنیم که از ما نخواد هیچ تغییری کنیم؟ اکه باید تغییر کنیم به نظر شما تا چه حد طبیعیه و عمومی و قابل تحمله؟ بیشتر پوشش مد نظر منه..

با سلام .تغییرا مثبت و منفی داریم همسو یا غیر همسو با اعتقادات داریم .گاهی شما بسته به شرایط خود مسائلی را می پذیرید و مشکلی پیش نخواهد امد و گاهی ممکنه این مساله و پذیرش مشکل ساز شود .ولی بهتر است هر فردی را همان طور که هست بپذیرید نه به امید تغییر .بلکه باید اکنون افرتد را ببینیم .زندگی با فردی که ویژگی های مثبت داشته باشد خوب تا حدی هم انعطاف را می طلبد و هر زندگی زناشویی شامل چنین شرایطی خواهد بود .پس باید قبول کنید که مشکلاتی وجود دارد در همه زندگی ها که از قبل باید اماده پذیرفتن را داشته باشید .امیدوارم خوشبخت و موفق باشید و انتخاب درستی داشته باشید .

سلام . دختر و پسری هستیم ک ۲سال هست داخل دانشگاه همکلاسی هستیم و یک سال است ک باهم در ارتباطیم و از همون اول قرارمون ازدواج بوده و من باب اشنایی باهم یه اشنایی نسبت بهم پیدا کردیم .
خیلی از خصوصیات خونوادگی و سطح مالیمون شبیه هم هستش .
خونوادشون مانتویی هستن و راحت و ما چادری هستن همگی ولی خشک مذهبی نیستن به هیچ عنوان .
موهای دخترخانوم پیداس ولی بقیه حجابشون درسته .
ازشون درخواست کردم ک موهاشون پیدا نباشه بخاطر من ، و این اعتقاد رو پیدا کنن . چون نماز و روزشون سرجاش درسته و مامانش هم چادری هستن .
دخترخانوم قبول نمیکنن و میگن شما منو اینجوری خواستین و با فکر تغییر اومدین جلو و من اینجوری راحتم .
ولی خودم دوست دارم موهای خانوممو نامخرم نبینه .
نظر شما چیه ؟
ممنون و معذرت برای طولانی شدن

با سلام منطق حرف دختر خانم درست است که می فرمایند شما مت رو همین طور دیدید و انتخاب کردید .معیار شما معیار درستی است ولی اینکه بخواهید این فرد رو تغییر بدهید درست نیست .اگر هم ایشون تمایل داشتند به خاطر شما حجاب داشته باشند باز معلوم نیست تا اخر همین طور بمانند .پس هررفردی رو خواستید برای ازدواج انتخاب کنید همان طور که هست بپذیرید و اگر هم فکر می کنید معیارهای شما براورده نشده خب به جای فکر تغییر بهتره دیگر ادامه ندهید .در هر حال امیدوارم خوشبخت باشید و انتخاب درستی داشته باشید

با سلام .من یک سال و خورده ایست با کسی از طریق دانشگاه آشنا شدم .خانواده هایمان آگاه هستن ‌.ما همه ی اخلاق و خصلتهای همدیگرو دوس داریم و دوتامون اهل تلاش و موفقتیم. ب زودی رابطه مان رسمی میشود.ایشان ب حجاب مو خیلی حساسند . میگویند همیشه باید موهایت را بپوشانی .درصورتی ک من اصلا لازم نمیبینم مو پوشیده باشم ولی بااینحال در دانشگاه رعایت کردم اما وقتی دوریم رعایت نمیکنم..او خیلی مواقع میگذاشت بدون حجاب کامل پیشش بروم ولی هروقت ک او اجازه میداد ‌اینگونه بود و من احساس راحتی میکردم. سوال من اینست ک آیا همچین فردی را میشود گفت در آینده شل میشود و خیلی سخت نمیگیرد؟چون اگر خیلی سختگیر بود هیچوقت نمیگذاشت موهایم بیرون باشد. یا اینکه آیا من اذیت نمیشوم بااین موضوع؟واقعا خوشم نمیاید از حجاب ولی باتعریف و ها و خوشزبانی من حجاب را میپذیرم… لطفا کمکم کنید .اگر خیلی لطف کنید ی من ایمیل بزنید

با سلام
دوست گرامی طرف مقابل رو همان طوری ببینید که خودش را به شما معرفی می کند .نه به امید اینکه در اینده تغییر کند البته درست می فرمایید خب امکان اینکه ایشون تغییر کنند هم وجوددارد وشاید اکنون به خاطر جو خانواده این سخت گیری رو به شما دارند و در زندگی مشترک مشکلی با حجاب شما نداشته باشند ولی اگر می بینید خیلی حساس هستند و شما نمی پذیرید که همیشه حجاب داشته باشید به نظرم باید بیشتر فکر کنید خیلی از موارد اختلافی در حال حاضر به خاطر همین مباحثی است که افراد فکر می کنند بعدا در طی زندگی حل می شود و کاملا احساسی قضاوت می کنند .امیدوارم خوشبخت باشید و تصمیم درستی بگیرید

سلام همکارم ب خواستگاریم اومد علاقه شدید ب هم پیدا کردیم منتها اختلاف فرهنگی داریم حجاب برای اونها باارزشه ولی برای خانواده من خیر، به خاطر علاقم بهش قبول کردم و مشکلی ندارم اما اطرافیان دخالت میکنند و میگویند جلو شوهرخواهرم روسری نپوشم،گیر کردم بین علاقه ام و دخالت دیگران تو این موضوع، خواستیم تموش کنیم اما برای هردومان سخت است، چندبار تا الان با خانواده اش ب منزلمان اماده، خانواده بسیار خوبی هستن،خود آقا هم مرد کاملی است ،بین خواست او و خانواده ام کدام راانتخاب کنم؟

با سلام
برای شما چه چیزی مهم و ارزش است .اگر واقعا ایشون و خانوادشون مورد قبول شما هستند و فکر می کنید حرف دیگران برای شما اهمیتی ندارد خب بهتره به ایشون پاسخ مثب بدهید مگر اینکه خوب اونقدر تفاوت خانواده ها زیاد باشد که بعدا هر دو در خانواده هم پذیرشی نسبت بهتون نباشه شاید بهتره ادامه ندهید .امیدوارم متوجه صحبت بنده باشید فرض اینکه اون اقا وقتی حجاب براشون مهمه ممکنه ایده ال های دیگری هم داشته باشند و به لحاظ مذهبی و اعتقادی خیلی از مسائل براشون مهم باشه .ممکنه در فضای خانواده شما نخواهند مراعات هایی داشته باشند .و ایشون هم تمایل نداشته باشد رفت و امدهایی داشته باشید .به هر حال امیدوارم تصمیم درستی بگیرید .ولی بهتره برای رفع دو دلی به مشاوره پیش از ازدواج هم مراجعه کنید امیدوارم خوشبخت باشید .

سلام من اولین جلسه آشنایی با آقایی به قصد ازدواج داشتم طی صحبت هایی که کردیم بهدطور کلی از هم خوشمان آمد اما چیزی که نگرانم میکند اینه که ایشون شرط گذاشتن در صورتی که من چادری بشم ایشون سیگار رو ترک میکنند وشدیدا به پوشش چادر اصرار دارن در صورتی که زیاد مذهبی نیستن ،پوشش من نیز مانتوست.نمیدونم قبول کنم این شرطو یا نه؟

بهتره در این مورد عجله نکنید شما فقط قدم اول و برداشتید … و تا شناخت پیدا نکنید نمیتونید اعتماد هم بکنید
خیلی از این مسایل ریشه در اعتقادات و یا بدبینی افراد داره . یعنی فرد بخاطر رفتارهایی که در گذشته داشته دوست نداره شریک زندگیش شبیه همان موارد تجربه کرده باشه
به همین خاطر بهتره در بیان قاطع درخواستها و انتظاراتتون صریح و روشن باشید … مگر اینکه قصد داشته باشید ایشون رو به هر قیمتی نگهدارید که در این مورد راه شما مشخص خواهد بود

با سلام .فکر نمی کنم این حرف خیلی منطق داشته باشد اسیبی که سیگار به ایشون وارد می کنه و اینکه ممکنه سیگار خودش منجر به مصرف چیز دیگری هم بشود .ولی خب اینکه شما بپذیرید چادری شوید .ولی قلبا ناراضی باشید و بعد از مدتی مانتویی پوشیده باشید مشکل چندانی ایجاد نخواهد ورد به هر حال ه دوی شما باید بیینید می توانید چنین شرط هایی را بپذیرید یا خیر؟فقط احساسی قضاوت نکنید و درست تصمیم بگیرید .تغییر افراد ان طو که مایل هستیم مخصوصا در سنین خاصی دشوار است .امیدوارم درست تصمیم بگیرید.

سلام
دختری ۲۵ساله هستم خواستگاری خوبی دارم واز نطر خانوادگی وفرهنگ ومالی شبیهه هم هستیم فقط من چادری هستم اما خواستگارم ملاکشون اینه همسرشان مانتویی باشن ولی نه مانتویی که بد حجابی عنوان بشه میخواستم بدونم کاردرستی که من بخاطر ایشون مانتویی بشم به شرط ینکه توافق کنه یه سری جاها باهمون چادر حضور پیدا کنم؟

اولا حجاب با مانتو مشکلی نداره که چنین اشکالی رو گرفتید تا در مرحله خواستگاری هستید در موردش صحبت کنید
ولی دوست عزیز تا دوران نامزدی بدون خواندن عقد و وارد کردن در شناسنامه رو نگذرونید و خانواده ها با هم رفت و آمد نکن شما نمیتونید هیچ شناختی از ایشون پیدا کنید

با سلام
من مدت ۳ سال هست که با همکارم آشنا شدم و از همون موقع بحث ازدواجمون مطرح بوده و هست ولی مشکلی که همچنان هست اختلاف سنی۴ سال من با همکارم هست که من از همکارم بزرگترم همکارم با این موضوع مشکلی ندارد ولی به صورت غیر مستقیم نظر خانواده اس را جویا شد که خانواده اش شدیدا با این موضوع مشکل دارند و به همین خاطر همکارم از اینکه موضوع ازدواجش با من را مطرح کند و یا اینکه من را معرفی کند میترسد در این مدت هم من خواستگارانی داشته ام که به خاطر همکارم اونها رو رد کردم. الان میخوام بدونم نقش خانواده و مخالف آنها در ازدواج چقد میتونه تو زندگی تاثیر داره از طرفی همکارم از مادرش خیلی میترسه. اصلا من رابطمو با همکارم بیش از ۳ سال ادامه بدم یا نه …. چون سنم داره میره بالا الان ۳۱ سالمه نمیدونم اگه ادامه بدم اصلا ازدواجمون سر میگیره یا نه !!! از طرفی هم قول ازدواج به هم دادیم ؟؟؟ خودم هم خسته شدم
هرچند همکارم ۲ سال از این ۳ سال رو سرباز بوده و فقط چند ماهه که مشغول به کار شده و تا الان هم اقدامی نکرده حتی در جهت معرفی من به خانوادش. نمیدونم طبیعیه این کاراش یا نه.
ممنون میشم اگه پاسخ بدید

با سلام
ببینید دوست عزیز خودتون با منطق زیر بنایی دارید پاسخ خودتون رو می دهید .شما خواستگاران رو به خاطر فردی رد می کنید که از شما کوچکتر است این مساله برای خانوادشون قابل پذیرش نیست خانوادشون شما رو احتمالا نمی پذیرند .و اینکه اصلا این اقا شما رو معرفی نکردند تا لااقل نظرات رو بدونند .و سه سال شما عمرو وقتتون رو گذاشتید و قول ازدواج دادید در صورتی که خب هیچ پشتوانه ای وجود ندارد .نگرانی شما طبیعی است و با توجه به شرایط سنی شما ممکنه موقعیت های اینده رو از دست بدهید .و ادامه دادن درست نیست ایشون اگر می خواستند اقدام کنند تا الان اقدام کرده بودند ضمن اینکه ۴ سال رو جدی بگیرید و شاید در درک نیازها و شرایط با هم متفاوت باشید البته که ۳ سال اشنایی وابستگی های عاطفی رو ایجاد می کنه و خب شرایط رو سخت می کند ولی در هر حال نباید احساسی قضاوت کرد بهتره به مورد های ازدواجتون فکر کنید و بدونید که داشتن حمایت خانواده بسیار اهمیت دارد و در اینده نمی تونید بگید نظر اونها مهم نیست چون به هر حال فرزندشون رو رها نخواهند کرد و وقتی به اجبار تن به درخواست ازدواج بدهند بعدا به خاطر هر مشکلی قطعا شما را بازخواست خواهند کرد و مشکلات ببیشتری برای شما ایجاد می کنند و شاید تحمل کردن شرایط برای شما سخت شود .

با تشکر فراوان

موفق باشید

وقتتون بخیر.من دختری ۲۲ ساله هستم و با پسری ۲۶ساله بیش از ۱سال ارتباط دارم و علاقه ی زیادی بین ما وجود داره.مشکل اختلاف فرهنگی خانواده هاست.من و اون آقا از خیلی جنبه ها بهم شبیهیم و اختلاف های خیلی سطحی داریم.مشکل اینجاس که خانواده ی این آقا به شدت مذهبی هستن در حدی که آهنگ رو حرام میدونن و خود پسرشون عقاید خانواده ش رو نمیپذیره از طرفی شرط خانواده ش برای موافقت با ازدواج ما حجاب چادر برای منه و اون آقا از من خواستن تنها جلوی خانواده ش چادر داشته باشم.من تیپ امروزی دارم و به حجاب مو هم اعتقادی ندارم.سوال من اینه خانواده ش در آینده برای زندگی ما مشکلی درست نمیکنن؟(با این اطلاع که من فقط به احترام اونا چادر دارم)از طرفی این تفاوت فرهنگی بین خانواده ها باعث مشکل نمیشه؟

با سلام
دوست عزیز توجه داشته باشید که اختلافات فرهنگی و مذهبی امر بسیار مهمی است و نمی شود راحت از ان گذشت .درسته شما بهم علاقه دارید ولی همین که بخواهید به خاطر اونها چادر بپوشید و یا شاید وعده اینکه بعد از ازدواج و درست شدن قضایا راحت باشید و به سلیقه خودتون زندگی کنید مساله ای است که خب باید توجه کنید .نمی شود در مورد افراد این طور گفت که فقط محبت و علاقه اهمیت دارد و نظر خود فرد مهم است که با خانواده موافق نیست .قطعا حمایت خانواده مهم است اینکه بعدا شما می خواهید با این خانواده رفت و امد داشته باشید نمی توانید ان ها را انکار کنید البته اگر شما بپذیرید قلبا متناسب با عقاید انها حجاب داشته باشیدورعایت کنید شاید مشکلات کمتر شود ولی در نهایت به تفاوت ها اهمیت بدهید .و راحت از این مسائل نگذرید بازهم می توانید برای اطمینان از تصمیم گیری با روانشناس صحبت کنید .و هر دو به مشاوره بروید .ولی در مورد مسائل این طور حساس باشید .امیدوارم موفق باشیدو خوشبخت باشید

مردایی که حجاب دوست دارن اگه حجاب و روسری برای خودشون واجب بشه ایا قبول میکنن که خودشون حجاب داشته باشن؟ایا چیزی که برای دیگرا میپسندن برای خودشون هم میپسندن؟فکر نکنم .چون مردای ایرانی زیر بار زور نمیرن .اما زنای ما متاسفانه زور پذیر هستند و تازه به این ذلت خودشون هم افتخار میکنن!!!!!

با سلام دوست عزیز منطق صحبت شما دقیقا در چه بخشی است .حجاب مساله ای است که درسته اثرات اجتماعی دارد ولی در هر حال وقتی فردی می پذیرید که بتواند ان را رعایت کند .اگر فکر می کنید شما یا هر فرد دیگری این مساله رو نمی پذیرید خب الزامی ب رعایت ان وجود ندارد .اگر بعضی از اقایان این مساله را مهم می دانند به هر حال چهارچوب فکر ی و اعتقاد انهاست و قطعا برای انها ارزشمند است .و نمی شود در این موارد بحث مقابله را بیان کرد .به هر حال مساله ای است که رعایت ان در کل جامعه امنیت ایجاد می کند .و نمی شود صرف اینکه فردی ان را قبول ندارد به کل تعیم داد و بحث ذلت و …مطرح نیست .بهتره به عقاید هم

با سلام دوست عزیز منطق صحبت شما دقیقا در چه بخشی است .حجاب مساله ای است که درسته اثرات اجتماعی دارد ولی در هر حال وقتی فردی می پذیرید که بتواند ان را رعایت کند .اگر فکر می کنید شما یا هر فرد دیگری این مساله رو نمی پذیرید خب الزامی ب رعایت ان وجود ندارد .اگر بعضی از اقایان این مساله را مهم می دانند به هر حال چهارچوب فکر ی و اعتقاد انهاست و قطعا برای انها ارزشمند است .و نمی شود در این موارد بحث مقابله را بیان کرد .به هر حال مساله ای است که رعایت ان در کل جامعه امنیت ایجاد می کند .و نمی شود صرف اینکه فردی ان را قبول ندارد به کل تعیم داد و بحث ذلت و …مطرح نیست .بهتره به عقاید هم احترام بگذاریم و فلسفه هر مساله ای را مد نظر قرار دهیم .موفق باشید

وقتتون بخیر
سوالم در مورد خواسته غیر منطقی خواستگارم از من هس.ایشون در مورد حجاب و پوشش من که مانتویی هستم مشکلی نداره ولی نسبت به معاشرت با محارم سختگیر هست.مثلا در خانواده من بوسیدن یا بغل گرفتن پدر و فرزندی یا خواهر و برادری یه چیز روتین و عادیه و معمولی هست ولی ایشون از من میخاد که به جز پدرم حتی برادرم رو نبوسم یا مثلا جلو عمو و دایی که حلال هستن روسری بپوشم .از نظرتون طرز فکر ایشون مشکل داره یا رفتار من؟ لطفا راهنمایی کنید که رفتار مناسب چیه؟

با سلام
اینکه در برابر محارم هم حجا ب داشته باشید شاید در جامعه امروزی قابل پذیرش نباشد ولی نمی شود به ایشون هم برچسب غیر منطقی بودن را زد .باید دید شما چقدر نسبت به مساله پذیرش دارید و می توانید این شرایط را تحمل کنید .اگر شما واقعا این را نوعی افراط می دانید خب باید راحت مطرح کنید و بفرمایید که این مساله را قبول ندارید .اگر مشکلی با این نوع رفتار ندارید که خب مشکلی وجود نخواهد داشت ..ولی توجه داشته باشید که در مساله ازدواج باید منطقی فکر کنید و هر توقعی را نمی توانید براورده کنید و نمی پذیرید خیلی راحت مطرح کنید چون بعدا اگر اجرایی نشود ممکن است کدورت هایی شکل بگیرد .بهتره در ازدواج هر فردی را همان طوری که هیت بپذیریم امید داشتن به تغییر فرد فقط مشکلات را افزایش می دهد .
موفق باشید

پوشش دخترها علاوه بر این اینکه نشان دهنده نوع سلیقه و معیارهای زیبایی پسندانه شان است، از نظر نوع حجاب نیز تا حد زیادی معرف اعتقادات مذهبی خود و خانواده است در مقابل نظر پسرها نیز نسبت به پوشش ایده آل یک دختر تا حدی تحت تاثیر اعتقادات و باورهای مذهبی شان قرار دارند. بنابراین می توان گفت پسرهایی که از اعتقادات مذهبی قوی تری برخوردارند به بعد حجاب در پوشش، نگرش مثبتی داشته و در انتخاب خود میزان حجاب را مد نظر قرار می دهند. همچنین پسرهایی که گرایش های مذهبی در آن ها کم رنگ تر است، به نوع تیپ و ظاهر ( سنتی یا مدرن) و سایر ملاک های جذابیت اندام و ظاهر اهمیت بیشتری قائل می شوند.

ملاک پوشش ممکن است برای عده ای از پسرها از اهمیت کمتری برخوردار باشد و سایر ملاک ها از جمله تفاهم اخلاقی و خانوادگی را در اولویت اول خود قرار دهند. اما به هر حال جذابیت ظاهری، پوشش و نوع ظاهر شدن فرد در جامعه برای هر فردی مهم بوده و اصولا تناسب و سنخیت در پوشش دختر و پسر یکی از مواردی است که هر دو گروه به آن توجه می کنند.

اگرچه جذابیت ظاهری و نوع پوشش ایده آل برای هر فردی دارای معیارهای زیبایی پسندانه خود است اما رعایت اعتدال و حفظ اعتماد به نفس در جذابیت ظاهری یک دختر تعین کننده است. معمولا دختری که به ظاهر، بهداشت و زیبایی در چهره و اندام خود توجه و رسیدگی لازم را دارد و در عین حال از آرایش ماسک مانند یا توجه افراطی به ظاهر خود به دور است، از نظر پسرها جذابیت لازم را دارد. به روز بودن، متناسب بودن رنگ لباس ها و در نظر گرفتن راحتی خود و محیطی که در آن قرار دارند در جذابیت و تناسب پوشش دختر تاثیرگذار است.

انتخاب پوشش و نوع لباس اگرچه تا حد زیادی به سلیقه هر فرد وابسته است اما عوامل خانوادگی و فرهنگی دیگری نیز در این انتخاب سهم بسزایی دارند. از جمله عوامل تاثیرگذار در پوشش دخترها عبارتند از: خانواده، مد جامعه، رسانه ها، اعتقادات مذهبی و دوستان.

به جمع

70000

نفری کانون بپیوندید.

       پیشنهادات پیامکی شما

       به کانون مشاوران ایران:

        3000 77 77 47 3000

کانون مشاوران ایران

هر ساعتی که در خیابان‌های تهران که قدم بزنیم دختران و زنانی با تیپ‌های متفاوتی را می‌بینیم که برخی از آن‌ها توجه همه را به خودشان جلب می‌کنند. آنهایی که شلوارهای کوتاه پوشیده‌اند یا مانتوهایشان هیچ دکمه‌ای ندارد و جلوباز است.


ویژه


لینک کوتاه خبر :

بهترین ناخن کار شرق تهران

دانلود قسمت جدید نیسان آبی

نظر پسرا درباره حجاب

قیمت دلار

عطاری آنلاین

دانلود آهنگ جدید

هدایای تبلیغاتی

دانلود فیلم

کارت تخفیف دندانپزشکی

نورآسمان

محمدرضا گلزار

دانلود آهنگ جدید

دانلود آهنگ جدید

سهام عدالت

نقاشی ساختمان استاده

خرید رپورتاژ آگهی

اتاق فرار

دانلود فیلم

کاشت ابرو

برج خنک کننده

خودکار تبلیغاتی

خرید ملک در ترکیه

خرید پارچه

سئو سایت

دانلود فیلم

هاست ایران

آموزش ثبت نام در صرافی کوینکس

دانلود اهنگ

کلینیک زیبایی

الی گشت

خريد بيت كوين

خرید اقساطی لوازم خانگی

خرید vpn با ip ثابت

قیمت تشک

سلفون بسته بندی

جراح مغز و اعصاب

بازسازی خانه

خرید نهال

نظر پسرا درباره حجاب

بالابر هیدرولیکی

بازسازی ساختمان

دانلود فیلم

دکتر زیبایی و جوانسازی

آموزش بورس

خرید گوشی سامسونگ

مجوز راه اندازی کسب و کار اینترنتی

اقامت اسلواکی

قیمت روز گوشی

دانلود آهنگ جدید

افتتاح حساب بانکی بین المللی

پاسپورت دومینیکا ، سفر بدون ویزا

فردانیوز در شبکه‌های اجتماعی

تمامی حقوق این سایت متعلق به پایگاه خبری فردا نیوز میباشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران پویا، با وجود انواع پوشش‌ها و مخالفت‌هایی که از سوی رسانه‌های دشمن مبنی بر حذف حجاب برتر می‌شود، باز هم زنان غیرتمند و مسلمان کشورمان، از چادر خود محافظت کرده و محکم‌تر از قبل با اسلحه حجاب به جنگ فرهنگی‌ای می‌روند که دشمن آن را طرح‌ریزی و برنامه‌ریزی کرده است. البته در این میان، هنوز هم پرسش‌ها و ابهاماتی در مورد حجاب و عفاف، ضرورت عفیف بودن مردان و زنان جامعه و حتی شکل و نوع حجاب مطرح است.

خبرگزاری تسنیم در گفت‌وگویی که با دکتر مریم عبدالباقی، استاد حوزه و دانشگاه و کارشناس دینی انجام داده به بررسی موضوع عفاف و حجاب در جامعه و ضرورت استفاده از حجاب برتر پرداخته است. آن طور که این پژوهشگر قرآنی توضیح می‌دهد، خدای متعال در قرآن کریم اصول و قواعد کلی در مورد حجاب را مطرح فرموده است، اما نوع جزئی و یا رنگ حجابی که مورد استفاده زنان و مردان جامعه قرار می‌گیرد، توسط خود آن‌ها و بنا بر عرف جوامع و کشورها تعیین می‌شود.

هرچند که در میان انواع حجاب‌ها و پوشش‌ها، حقیقتاً چادر مشکی به عنوان حجاب برتر و پوشش کامل مطرح است. چراکه ضمن پوشاندن کل بدن زنان، رنگ مشکی آن هیچ نوع جذابیتی نداشته و مانع هر نوع تعرض می‌شود.

مردان هم باید مانند زنان عفیف باشند

آیا عفت تنها مختص خانم‌هاست و یا مردان هم باید دارای صفت عفت باشند؟ درواقع می‌خواهیم بدانیم آیا عفت مانند حجاب، در مورد همه انسان‌ها صدق می‌کند و یا تنها زنان باید عفیف باشند؟نظر پسرا درباره حجاب

در مورد عفت باید دقت شود که عفیف بودن در وهله اول ارتباطی به جنسیت فرد ندارد. به این معنا که انسان، چه زن باشد و چه مرد، باید دارای صفت عفت باشد. در این مورد متأسفانه گاهی رویکرد و نظر غلطی در مورد عفیف بودن در جامعه مطرح می‌شود، مبنی بر اینکه عفت را تنها مختص به خانم‌ها می‌دانند و مردان و پسران جامعه را از این صفت مبرا دانسته و نداشتن عفت آن‌ها را به نوعی توجیه غیرمنطقی می‌کنند.

به عنوان مثال اگر یک دختر و یک‌یک پسر در جامعه رفتار ناشایستی داشته باشند، بعضی از مردم تنها دختر را مسئول دانسته، توبیخ می‌کنند و کاری به پسر ندارد. در حالی که هر دوی آن‌ها می‌بایست دارای عفت باشند و در صورت ارتکاب عملی که از بی‌عفتی نشأت می‌گیرد، سرزنش یا هدایت شوند؛ بنابراین در صفت عفت میان تمام انسان‌ها اعم از زن و مرد، پیر و جوان مشترک است و کسی نمی‌تواند خود را از این صفت نیکو و پسندیده مبرا بداند.

 

بیشتر بخوانید: فرزندانمان چگونه با حجاب انس بگیرند؟

 

عفت و حجاب متناسب با جنسیت فرزندان آموزش داده شود

دلیل چنین رویکردی از سوی گروهی از مردم جامعه چیست؟ چرا بعضی افراد حجاب و عفت را تنها مختص دختران و زنان می‌دانند و حتی در تربیت فرزند دختر و پسر این را گوشزد کرده و ترویج می‌دهند که دختران باید حجاب و عفت داشته باشند ولی حجاب برای پسران آزاد است؟

علت این موضوع به نحوه تربیت و سبک زندگی غلطی برمی‌گردد که در میان عده‌ای رواج دارد. کسانی که به غلط، دختران خود را به حجاب وادار کرده‌اند ولی پسران را آزاد گذاشته‌اند، نمی‌توانند فرزندان و نوجوانان را به درستی تربیت کنند. این افراد از یک سو با مطرح نکردن فلسفه و زیبایی حجاب برای دختران خود، فقط آن‌ها را به روسری و حجاب وادار می‌کنند بدون اینکه دختر نوجوان چیزی از دلیل و زیبایی حجاب خود بداند. از سوی دیگر پسران را آزاد می‌گذارند و حجابی که مخصوص مردان و پسران است را به آن‌ها آموزش نمی‌دهند.

نتیجه این گونه تربیت‌های غلط آن است که این گروه دختران و پسران در جوانی و بزرگ‌سالی و به خصوص زمانی که از تحت سرپرستی والدین خود خارج می‌شوند، به این علت که آشنایی درستی با موضوع عفت و ضرورت‌های عفیف بودن ندارند، دچار انحطاط‌های اخلاقی و رفتاری شده و به خود و جامعه آسیب می‌زنند.

این در حالی است که اگر موضوع عفت به درستی در میان خانواده‌ها تبیین شده و مادران و پدران بدانند چگونه باید فرزند دختر و پسر خود را با موضوع عفت آشنا کنند و شکل و نوع حجاب را برای هر کدام از فرزندان خود به اقتضای شرایط و جنسیت او توضیح دهند، بسیاری از مشکلات و معضلات در زمینه عفت عمومی و فردی در جامعه ریشه‌کن خواهد شد.

در این صورت آیا تصور نمی‌شود که در این مورد زنان و دختران بیشتر از مردان در معرض آسیب قرار دارند؟

همین طور است. فرض کنید اگر رابطه شنیعی میان دختری و پسری برقرار شود، در نهایت دختر مورد نگاه و سرزنش قرار می‌گیرد. اگر رابطه شنیع منجر به بارداری ناخواسته شود، باز هم دختر به طور مستقیم با آن طفل در ارتباط است در حالی که این مورد در مورد پسران درست صدق نمی‌کند. پس لازم است که دختران در این مورد بیشتر مورد تربیت و حمایت قرار بگیرند.

درواقع اینکه به خصوص تأکید می‌شود زنان و دختران باید عفیف باشند، دلایل متعددی دارد که اتفاقاً سود و مصلحت آن‌ها در میان است. ازجمله اینکه، اگر زن عفیف باشد مورد دست‌درازی و آزار مرد قرار نمی‌گیرد و مشکلات روحی و جسمی بعدی برای او به وجود نمی‌آید.

البته باز هم تأکید می‌شود که در این موارد باید دختران مورد حمایت باشند و تربیت در خانواده، باید به نوعی باشد که دختران ما بتوانند اصل و ریشه عفیف بودن و استفاده از حجاب را بدانند. در این صورت است که والدین می‌توانند مطمئن باشند که دخترشان حتی در غیاب آن‌ها می‌تواند عفت خود را حفظ کرده و به درستی در جامعه ظاهر شده و رفت و آمد کند.

فلسفه چادر مشکی

می‌خواهیم درباره فلسفه چادر، آن هم چادر مشکی بدانیم. چرا از بین تمام پوشش‌هایی که برای خانم‌ها وجود دارد، چادر را انتخاب کنیم؟ درواقع می‌خواهیم بدانیم چرا چادر به عنوان حجاب برتر شناخته می‌شود و روسری و مانتو نمی‌توانند حجاب کاملی باشند؟

در این مورد باید دقت شود که پوشش فلسفه و حکمتی دو سویه دارد. به این معنا که از یک سو لازم است زن به عنوان موجود مطلوب معرفی شود که از این منظر، پوشش موضوعی است که این مسئله را محقق می‌کند و نشان می‌دهد که اگر زن دارای ارزش نبود، لازم نبود در ستر و عفاف باشد. هرچند که عده‌ای تصور می‌کنند حجاب مطلوبیت را کم می‌کند، اما این تصور غلطی است. چراکه هر چیزی دارای ارزش و مقام باشد، در ستر و پوشش مخفی می‌شود. به بیان دیگر، بعضی از افراد گمان می‌کنند که وقتی زن خیلی راحت در دسترس باشد و زیبایی‌ها و جاذبه‌های جنسی‌اش را به نمایش بگذارد، مطلوب‌تر و پرجاذبه‌تر است. در حالی که در این صورت، زن دم‌دستی و دست‌یافتنی تلقی می‌شود و از جاذبه او کم می‌کند.

از سوی دیگر، پوشش عاملی است که خطرات ناشی از تعرض، دست‌درازی و مزاحمت را کم می‌کند. درواقع پوشش به نیاز امنیتی انسان پاسخ می‌دهد و عاملی است که او را در خود امن نگه می‌دارد. در حالی که وقتی حجاب و پوشش برداشته شود، خطرات زیاد می‌شود.

بر همین اساس است که پوشش و حجاب، امری عقلانی به حساب می‌آید و دین خدا هم بر اساس همین عقلانیت و فطرت انسانی نهادینه شده است. یعنی انسان از زمان حضرت آدم علیه السلام تا حضرت خاتم‌النبیین صلی‌الله علیه و آله، با هدایت و وحی الهی پیش رفته و تمام قوانین الهی به مصلحت انسان بوده است. پوشش و حجاب هم یکی از همین موارد است که امروزه و در دوران ما که زمان بلوغ انسانی و آخرالزمان است، حجاب هم به کمال خودش رسیده است.

تأکید قرآن بر حجاب

همان طور که اشاره کردید در دین اسلام هم تأکید شده که زنان و مردان دارای حجاب بوده و عفیف باشند. اما آیا شکل و نوع حجاب هم برای افراد و به خصوص برای زنان مشخص شده است؟

این پرسش مهمی است که پاسخ آن، بسیاری از شبهات در مورد حجاب و عفاف را مرتفع می‌کند. دقت داشته باشید که شکل پوشش و حجاب، موضوعی نیست که دین آن را تعیین کند. هرچند در آیات قرآن کریم در مورد اینکه زنان چادر و مقنعه خود را تا روی سینه‌ها بکشند هم اشاره شده است.

ازجمله اینکه در قرآن کریم به حجاب اشاره شده و کلمه «جلباب» که جمعش «جلابیب» است آمده است. خداوند متعال در آیه 59 سوره احزاب می‌فرماید: «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ؛ اى پیامبر! به همسرانت و دخترانت و همسران کسانى که مؤمن هستند بگو: چادرهایشان را بر خود فرو پوشند [تا بدن و آرایش و زیورهایشان در برابر دید نامحرمان قرار نگیرد]» کلمه جلباب در لغت به پوشش سرتاسری، ملحفه و چیزی از مقنعه بلندتر و از ردا کوتاه‌تر ولی سراسری معنی شده است. بنابراین جلباب به چادری که امروز استفاده می‌شود، خیلی شبیه است.

اما در هر صورت شکل و جنس پوشش مورد استفاده مردم هر شهر و کشوری بر اساس ویژگی‌ها و شرایط اقلیمی، سنتی و عرفی به وجود می‌آید و به همین دلیل ممکن است حجاب مردم در منطقه‌ای با حجاب ساکنان منطقه دیگری کاملاً متفاوت باشد. اما دین اسلام اساس و شکل کلی آن را تعیین فرموده است.

به عنوان مثال در مراسم حج که افراد متدین آن را به جا می‌آورند، مردمی از سرزمین‌های گوناگون حاضر می‌شوند. در این مراسم که شکل پوشش این افراد متدین را ببینید، متوجه می‌شوید که همه آن‌ها پوشش دارند و حجاب اسلامی را رعایت می‌کنند اما شکل و ظاهر پوشش آن‌ها با هم متفاوت است. چون شکل و ظاهر جزئی پوشش در دین مشخص نشده است.

به شرایط منطقه‌ای اشاره کردید. در اینجا این سؤال مطرح می‌شود که شرایط خاص کشور ما با سلیقه و خواست مردم همراه شده و باعث شده که پوششی با عنوان چادر عرف شود و مورد استفاده قرار بگیرد. در این شرایط استفاده از چادر مشکی برای همه خانم‌ها ضرورت دارد؟ یعنی نمی‌شود کسی از پوشش دیگری که طبق سلیقه‌اش است استفاده کند؟

طبیعتاً ما در هر سرزمینی که زندگی می‌کنیم باید آداب و رسوم و سنت‌های آن کشور را به عنوان جزئی از ماهیت اجتماعی خودمان بپذیریم. مثلاً اگر یک خانم مسلمان در کشور ژاپن زندگی می‌کند لزومی ندارد که چادر مشکی را به عنوان حجاب و پوشش خودش انتخاب کند، اما باید کیمینو را به صورت اسلامی طراحی کند و بپوشد. هرچند اگر همین چادر در کشورهای دیگر هم رواج پیدا کند بسیار زیبا و جایز خواهد بود. چون حجاب کاملی است که زن می‌تواند بدون اینکه هیچ برجستگی بدنش نمایان باشد، در جامعه و میان مردم رفت و آمد کند.

منظور شما این است که پوشش و حجاب باید اتفاق بیفتد اما شکل آن با شرایط اقلیمی و عرف جامعه هماهنگ باشد. استفاده از چادر در کشور ما چطور به صورت عرف درآمده است؟

اگر نگاهی به تاریخ کشورمان بیندازید متوجه می‌شوید که ایرانی‌ها چادر را از قرن‌ها قبل به عنوان پوشش انتخاب کرده بودند. در این مورد بعضی کارشناسان معتقدند که قرن‌ها پیش از ورود اسلام به ایران، خانم‌های ایرانی از چادر استفاده می‌کردند و بعضی کارشناسان هم استفاده از چادر را به بعد از مسلمان شدن ایرانی‌ها مربوط می‌دانند. در هر صورت، مشخص است که سابقه استفاده از چادر به سال‌ها قبل برمی‌گردد.

چادر حذف‌شدنی نیست

با توجه به این سابقه طولانی‌مدت، آیا ممکن است چادر را کنار گذاشت و پوشش دیگری را از نو طراحی کرد؟ یا این‌که باید همان چادر را تغییر داده یا اصلاح کرد؟

کنار گذاشتن چادر با توجه به سابقه کاربردی طولانی‌مدت آن و در عین حال کامل بودن پوشش و حجاب آن، کار صحیحی نیست. از طرف دیگر از محاسن چادر مشکی این است که هم پوشش کاملی است و هم رنگ یکدستی دارد که توجه دیگران را به خودش جلب نمی‌کند. از طرف دیگر همین چادر، چادری است که زنان انقلابی ما برای مبارزه با طاغوت و رژیم شاهنشاهی از آن استفاده می‌کردند، با همین چادر پشتیبان جبهه‌های جنگ بودند و در راهپیمایی‌ها شرکت کرده‌اند. در این شرایط چادر به عنوان مظهری برای زن مسلمان انقلابی و مبارز است.

بازخورد چادر مشکی هم در دنیا به همین صورت است که زنان چادری ایران را به عنوان مسلمان‌های آگاه و حزب‌اللهی می‌شناسند. نمونه‌اش اینکه یکی از نویسنده مشهور به نام فرانتس فانون در کتابش از جایگاه حجاب و چادری که زنان الجزایری سر می‌کنند، یاد کرده و همین چادر و حجاب را دلیلی برای ترس و وحشت دشمنان مطرح می‌کند. به بیان دیگر هر یک از زنان چادری در الجزایر به عنوان یکی از نیروهای قدرتمند که استعمار فرانسه را از بین می‌برد، مطرح است. چنین رویکردی در مورد حجاب و چادر زن ایرانی هم مطرح است. بر همین اساس است که هیچ لزومی ندارد کسی بخواهد از حذف چادر دم بزند.

اما آیا اصلاح و تغییر دادن همین چادر ساده امکان‌پذیر است؟ یا اختلالی در هیبت و پوشش بودن آن ایجاد می‌شود؟

اصلاح و تغییر دادن چادر ساده نه تنها اشکالی ندارد، بلکه در بسیاری از موارد و برای تعداد زیادی از خانم‌ها مفید هم هست. یعنی می‌شود همین پوشش را اصلاح کرد. مثلاً خاکی شدن پایین چادر یکی از جنبه‌های منفی آن است، اما می‌شود با کمی کوتاه کردن قد چادر آن را اصلاح کرد. یا اگر دست آزاد نیست و خانمی می‌خواهد در حین کار جلوی چادرش بسته باشد، می‌تواند جلوی آن را بدوزد تا در پوشش بودن چادرش اختلالی ایجاد نشود. چادرهای متنوعی که امروزه در بازار به فروش می‌رسند و مورد استقبال خانم‌ها قرار می‌گیرند، نمونه‌هایی از چادرهایی هستند که هم پوشش کامل و درستی دارند و هم به زنان اجازه می‌دهند راحت‌تر در جامعه رفت و آمد کنند.نظر پسرا درباره حجاب

در این میان، مانتو و روسری هم یکی از پوشش‌های خانم‌هاست که از سال‌ها قبل مورد استفاده بوده است. به هر حال این پوشش هم مثل چادر به عنوان عرف درآمده است.

بله. از سال‌ها قبل مانتو و روسری هم به عنوان پوشش مورد استفاده بوده است. یعنی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، خانم‌هایی مانتو و روسری را به عنوان پوشش خود انتخاب کردند. این پوشش هم در صورتی که کامل و یکپارچه باشد، حجاب خوبی است. اما اگر مانتو و روسری با چادر مقایسه شود، چادر حجاب برتر است چون هم پوشیدگی کامل‌تری دارد که مراقبت کمتری دارد. از طرف دیگر چادر، سابقه ملی سیاسی دارد و وجه سیاسی، مبارزاتی و فرهنگی پررنگ‌تری نسبت به مانتو و روسری دارد.

در هر صورت ضرورتی مؤکد وجود ندارد که همه خانم‌های ایرانی باید چادری باشند، هرچند که چادر حجاب برتر و پوشش کامل‌تری نسبت به مانتو و روسری است. در عین حال چادر مشکی نسبت به رنگ‌های دیگر چادر مناسب‌تر است.

انتهای پیام/

سلام..من این سایتو از اینترنت پیدا کردم..وقتی که از تنهایی دیگه نمیدونستم چیکار کنم..
دوستان عزیزم من دانشجوی سال چهارم پزشکی هستم…واقعا نمیخوام از خود تعریف کنم ولی از لحاظ ظاهری نظر اطرافیانم اینه که بسیار خوش قیافه ام…
من اعتقادات مذهبی ام قوی نیست…نماز نمیخونم…تنها و تنها به اجبار خانواده فقط در دانشگاه محجبه هستم و بیرون از دانشگاه میشه گفت بدحجابم!
ترم سوم بودم که یکی از هم کلاسی هام از عشق فراوانش به من گفت و من چون ایشون آدم مذهبی به نظر میومد ردش کردم..مدت زیادی هم پیام میداد ولی من جواب نمیدادم..الان که منو دیگه فکر کنم فراموش کردن.
گله و شکایت اصلی که مثل خوره به جان من افتاده اینه که من مجبورم در دانشگاه پوششی داشته باشم که خودم از آن متنفرم!چادر! و احساس میکنم به خاطر این هست که به جز اون موردی که گفتم، در این 4 سال هیچ کسی در دانشگاه به من پیشنهاد نداده…ولی مثلا وقتی به خرید و گردش میروم کلی پیشنهاد دوستی دارم که ناراحت میشم از این قضیه..چون که من دانشجوی پزشکیم..و نمیخوام با هر کسی دوست بشم..
ناراحتم از این که موقعیت من عالی هست از هر لحاظ..ولی واقعا نمیدونم چرا هیچ کسی به من پیشنهاد نمیده تو دانشگاه…
یعنی به نظر شما پوشیدن چادر انقدر اثر داره تو کم کردن پیشنهادها؟خیلی خوشحال میشم نظراتتون رو بدونم…از طرفی الان از خونواده ام هم متنفر شدم..همش فکر میکنم این که من در دانشگاه پیشنهاد ندارم به خاطر اوناست که منو مجبور به پوشیدن چادر کردن..من از تو خیابون هم که نمیتونم یک دوست پسر خوب و باکمالات پیدا کنم! الان خیلی تنهام…دوست دارم یه همدم داشته باشم!من حتی ((یه)) پیشنهاد خوب 4 ساله که نداشتم! هر جوری فکر میکنم واقعا به جز چادری که تو دانشگاه رو سرمه دلیل دیگه ای نمیبینم…نظر شما چیه؟چیکار کنم؟من واقعا مذهبی نیستم و حتی اگه یه ادم مذهبی بیاد و پیشنهاد بده ناراحت میشم! چیکار باید بکنم؟نمیتونم که وسط دانشگاه چادرمو بردارم که…اگه لطف کنید و زود جواب منو بدین واقعا خوشحالم میکنین..مرسییی
 

جمع بندی این پست را اینجا ببینید

سلام
 من که پسرم بهم پیشنهاد شده اما با این حال قبول نکردم چرا ؟ درحالیکه دوست های پسر خیلی کمی هم دارم 1یا 2نفر. چون طرف مقابل انقدر باید ارزش داشته باشه که من تنهاییمو که دوس دارم(تنهایی چیز بدی نیست) کنار بزارم واینکه هر کسی یه گنج بزرگی داره باید ازش بیشتر مراقبت کنه منظورم زیباییتونه.
اگر هم چادرتون رو بردارید بهتون پیشنهاد دوستی میشه ولی دوست شدن با یه پسر هیچ فایده ای براتون نداره چون شما رو به هیج جا نمیرسونه (تنهایی تون رو بیشتر میکنه) قلبی که یه نفر بهش پا بزاره حداقلش این که دیگه نمیشه رد پاشو پاک کرد فقط ازدواجه که ادم رو به تکامل میرسونه شما هم اگه قصدتون ازدواجه بهتره یه نفر مثل خودتون پیدا کنید که نماز نخونه و تا حالا با کسی دوست نشده باشه 
و در اخر اینکه راجع به چرایی افرینش خودتون بیشتر فکر کنید.فکر کردن چیز خوبیه.

پسرایی که به خاطر ظاهرتون بخوان بیان سمتتون همون بهتر که نیان.زن انقدر بزرگه که باید اونو به خاطر خودش خواست…فقط وفقط به خاطر خودش.این عشقه که پایداره.

درضمن سعی کنین محبوب خدا باشین بابندگی کردنش.. با گوش کردن به حرفاش..(نماز..حجاب..و..)
این خدا خوب خدایی است…مطمئن باشین بیشتر از اون که فکر کنین به فکر شما وخوشبختی تون هستنظر پسرا درباره حجاب

البته شما رو هم کاملا درک می‌کنم چون خودمم حدود سن شما رو دارم (احتمالا).

سلام.بنده تازه عضو سایت شدم و عنوان شما توجهم رو جلب کرد !من آنچنان آدم مذهبی نیستم و بیشتر خوشگذرون هستم.
(به نظر بنده) بیشتر اینکه کسی به شما پیشنهاد نمی‌ده بخاطر این هست که رشته پزشکی هستید. اول اینکه دیدی که مردم نسبت به بعضی رشته‌های دانشگاهی دارن تفاوت داره با بقیه رشته‌ها. و دوم اینکه همکلاسی‌های شما هم که در این رشته درس می‌خونن مطمئنا بچهای مثبتی هستند.البته حجاب هم بی‌تاثیر نیست
ولی (باز هم به نظر من) شما که 4 سال پزشکی رو تموم کردین الان باید حدود 22، 23 سالی داشته باشید و تا الان که ارتباطی از نوع دوستی با پسرها نداشتید بهتره از این به بعد هم نداشته باشید و بیشتر به فکر ازدواج باشید.پس به فکر این باشید که حجاب بیرون‌تون رو مثل حجاب داخل دانشگاه کنید، نه اینکه دانشگاه هم بی‌حجاب باشید. 🙂

سلام خواهر خوبم

ببین خواهرم بجای تحقیر سعی میکنم درکت کنم .

مورده اول خواهر خوبم شما فلسفه حجاب نمیدونی که این طرزه فکرت شده.

خوبه ک تحقیق کنی اینبار درباره ماهیت وفلسفه حجاب !شکرخدا اینترنت داریم شما تحقیق کن .مورده دوم یه عده از دوستان نشستن توخونه اب پرتغالشون میخورن نظر میدن !!!!خواهرمون اینجا اومدن ک کمکشون کنیم نه سرزنش.!!!

خواهرم برادرانه بگم یک مرد خوب شمارو بخاطر شخصیت نابتون باید بخواد!!!مردی که هوسرانه همش بدنبال قیافس!!! اگر قیافه معمولی هم داشته باشید مردان با شخصیت که به کمالات شما اهمیت بدهند زیاد هستند.این کمالات شمامل یه سری چیزا میشه بجای این افکار اشتباه این کمالاتو پرورش بدین خواهرم.

شاید بگویید: من که نمی تونم برم دنبال پسرهای مردم بیفتم!! شاید بنشینید و مردی با اسب سفید بیاید و از حضرتعالی خواستگاری کند، البته شاید یک در هزار این معجزه اتفاق بیفتد، ولی اگر خودتون کاری نکنید و قدمی برای ازدواج خود و در معرض قرار بودن بر ندارید، هیچ کس جز خود را ملامت نکنید!!پیشنهاد میدم تو جمع های زنونه شرکت کنید خیلی با وقار باشید.
موفق باشید .

یا مهدی

اگر فکرمیکنی فقط بخاطر چادر هست خب بذار کنار اما من فکرنمیکنم مانتویی بشی هیچ تضمینی برای ازدواج باشه چون الان بحث خواستگاری و ازدواج فقط بخاطر یک دلیل نیست و خیلی پیچیده شده.

این چه عنوانی انتخاب کردین !!!!!!!!!!
  
عناوین جنجالی

سلام

عدم مشاهده مومن واقعی و اسلام ناب و مفاهیم دینی باعث بدبینی و تضاد درونی شما شده است. نگاه ذهنی انسان به یک موضوع واحد ، کاملا میتونه با هم متفاوت بوده و مبانی تفکراتی متفاوتی رو ایجاد کنه . 
در خانواده ای زندگی می کنید که چادر و نه مفهوم چادر را اجبار کرده است . و این موضوع باعث دوری و کناره گیری شما از اصولی شده است که کاملا میتونه با اصل دین متفاوت باشه . 
تلاش کنید به شبهات ذهنتون پاسخ بدید و به هرکدام از دغدغه ها و سوالات ذهنتون به صورت موردی فکر کرده و دنبال جواب باشید . صحبت با اسلام شناس عالم و اهل معرفت میتونه خیلی از تنش ها و استرس های امروزتون رو برطرف کنه . 
تنفر شما از چادر ، ریشه دیگه ای داره که باید در طول زندگی تان تا امروز به دنبالش باشید ، یک برخورد بد ، یک نگاه بد ، یک حرف بد و موضوعات دیگه که در کودکی و در زندگی تان اتفاقاتی که به وقوع پیوسته میتونه باعث تنفر ناخوداگاه شما شده باشه که با تجزیه و تحلیل این موضوع جلوی این تنفر نادرست رو بگیرید و حس درست رو که هر ضمیر پاکی نسبت به چادر داره پیدا کنید . 
یافتن دوست پسر و شریک دو روزه در وضعیت فعلی برای شما ، به مثابه نابودی شماست در سن و سال و شرایطی که شما هیچ ثباتی ندارید و خاموشی ضمیرحقیقت یابتون . پیش از اینکه دنبال یک انسان برای ارامش این روزهاتون باشید که هیچ تاثیری هم نخواهد داشت جز ارامش چند روزه و عذابی تا ابد ، به دنبال حل و فصل این دغدغه ها ، تنش ها و ناراحتی های روحتون باشید . 
امروز که تنها هستید و فرصت فکر کردن به زندگی رو دارید استفاده کنید 

فردا روزی که تحت تاثیر پسر دیگر ، انسان دیگر ، مشکلات دیگر ، گناهان دیگر شدید شاید دیگه هیچ وقت فرصت برنامه ریزی برای یک زندگی درست رو پیدا نکنید 

اللهم صل علی محمد و آل محمد و ( عجل فرجهم )

سلام
راجع به نظرهای دوستان بگم ، یعنی یه پزشک مشکل نداره و همه چیز تمومه ایشون هم آدمی هستن تو این لجظه براشون این مشکل پیش اومده .یعنی اگر عمران میخوند اشکالی نداشت !!!
آرزو جان تمام مشکلات شما از خانواده شروع شده و اجبار آنها برای پوشیدن چادر باعث شده از این پوشش متنفر باشین .من خودمم الان اگه کسی ازم بخواد بزور کاری رو انجام بدم حتما اون کار رو انجام نمی دم هرچند کار خوبی باشه ویا با اکراه انجامش میدم . شما هم تو این شرایط گیر کردی و تکلیفتون نامعلومه . البته شاید جو دوستان شما در این دیدگاه شما بی تاثیر نباشه اگر مدام اونها تو گوشتون بخونن این چادر چیه ، مگه مو پیدا باشه چی میشه و.. باعث میشه شما که با اجبار حجاب رو انتخاب کردین از پوشیدن چادر زده یشین .
مطمئنا خانواده شما مذهبی هستن کمی بشینید فکر کنید و نصمیم نهایی تون رو بگیرین .جالا یا با چادر و با بی چادر .
من خودم هم تو یه دوره ای از چادر پوشیدن خسته شده بودم فکر میکردم بدون شیک پوش تر و مرتب هستم، جاهای که با ماشین میرفتم نمی پوشیدم ولی پوشش کامل داشتم . تا یه بار تصمیم گرفتم وارد یه محیط جدید شدم جادر نپوشم .یک ماه که چادر نپوشیدم خودم پشیمون شدم . دیدم واقعا چادر پوشیدن یهتره و متانت خاصی به آدم میده .

به نطر من پیشنهاد داشتن تو دانشگاه که خیلی مهم نیست ، شاید آدمهای خوبی نباشن و همین چادر پوشیدن باعث شده که خودشون رو در حد شما ندونن .
یه چیزو بدون پسرا  دختراهای خوب و با عفت رو برای خوش گذرونی انتخاب نمی کنن . پس باید از این موضوع خوشحال هم باشی .

 

دوست پسر خوب و با کمالات؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
اونم تو خیابون؟؟؟؟؟!!!!
پسری که با کمالات هست دنبال دوستی با ناموس مردم نیست!
اصلا شما خودت چقدر کمالات داری؟؟!! نماز که نمیخونی ، به چادر هم که اعتقادی نداری ، خواستگارت رو هم که چون مذهبی بوده رد کردی!
پس میشه برا ما توضیح بدی از نظر شما کمالات چیه؟!
این رو بدون که پسر ، اونم از جنس خوب و با کمالات ، هیچ وقت توی خیابون دنبال عشقش نمیگرده!
همچین پسرایی دقیقا جاهایی مثل همین جایی که شما الان هستی رو زیر نظر دارن
متاسفانه شما قدر اون جایگاه و اون موقعیتی رو که داری نمیدونی! و من خواهش میکنم که اگه واقعا نمیتونی خودت رو متقاعد به همچین تیپ و شخصیتی بکنی( منظورم حجاب و چادر هست) عاجزانه خواهش میکنم شان و منزلت همچین شخصیتهایی رو زیر سوال نبر و اسباب بی اعتمادی به این نوع شخصیت رو در جامعه فراهم نکن
بنظرم شما دچار یه نوع دوگانگی شخصیت شدی ، و من مطمئنم داری نگاه به اون دخترهائی میکنی که با تیپهای آنچنانی توی خیابون ، نگاه هر چشم هرزه ای رو دنبال خودشون میندازن! یه کم اعتماد بنفس داشته باش و سعی کن خودت باشی و بجای این مدل دوستانت ، الگوهای دیگری برا خودت در نظر بگیری. و خودت رو نیازمند توجه هر کسی ندون!
من برا خودم و امثال خودم متاسفم که اگه توی رشته و دانشگاهی که شما هستی باشیم ؛ احتمال سردرگمی ما خیلی زیاده!
پس سعی کن یا اینوری باشی یا اونوری! یا چادرت رو با رضای دل بپوش و نمازت رو هم بخون و توکل کن به خدا تا یه خواستگار با کماااااالات گیرت بیاد ! یا اینکه ساپورت رنگی و مانتو تنگ و کیلیپس و آرایش آنچنانی، تا هوس پسرای مردم رو تحریک کنی!

پسری که با کمالات هست دنبال دوستی با ناموس مردم نیست!
خخخ
چرا من هستم

4 ساله رفت امد داری تو محیط دانشگاه خوب همه شخصیت دو رویتو شناختن و همه نیست ب این حس انزجار دارن همه 

تو خودت خوشت میاد از کسی ک تو دانشگاه تریپ مذهبی ور میداره اما بیرون فشن مشن؟ ن انصافا میتونی بهش اعتماد کنی؟ 

یا چادری شو  نشون بده ک عوض شدی یا اینکه بد حجاب شو راهتو از سر بگیر

دیگه خودت باید بدونی مشکلت چیه و راهکارش 

اومدی اینجا درد دل اون ی چیزی 

دوستان ممنون از نظراتتون..هر چند نمیخام جواب توهین های بعضی از دوستان رو بدم…به نظرم سوال من انقد بد و بیراه گفتن نداشت..
در جواب این که گفته بودین خب واس چی چادر میپوشی؟..:خونوادم بی نهایت سختگیرن..و میگن مردم پشت سرمون حرف در میارن..منم دانشگام یه شهر دیگه ست..واسه همین تو دانشگاه میپوشم که مردم پشت سرشون حرف در نیارن!
ولی بیرون از دانشگاه اون تیپی هستم که خودم دوست دارم..
از خونوادم سر همین موضوع زده شدم و بدم میاد ازشون..احساس میکنم همش تقصیر اوناست که من دچار این دوگانگی شدم..سخته سعی کنی هر روز نقاب بزنی و نقشی رو بازی کنی که باهاش مخالفی..
 

به یاسمین زهرا
 
با دو بند آخرت به شدت موافقم 
 

بسم الله …

آبجیم ما برای خودمون زندگی میکنیم و همه ما یکبار فرصت زندگی کردن داریم کاری ندارم عقیده شما درسته یا غلط چون ممکنه منظر و نگاه من به قضایا با شما متفاوت باشه شمایی که نوع پوشش امروزت رو قبول نداری و نگاه متفاوتی داری بنظرم سعی کن از این نوع پوشش فاصله بگیری تا نه به این پوشش خیانت کنی و نه به خودت و علایقت ..خداروشکر تو جامعه ما هنوز چادر حرمت داره آبجیم هنوز دید مردم بهش بد نشده و احترام خاصی به کسانی که چادر به سر دارن گذاشته میشه آبجیم یه خواهش خواهرانه میکنم امیدوارم از ابجیت ناراحت نشی خواهش میکنم حرمت چادر مادر(س) رو نگه دار ما آدما ظاهر بینیم و متاسفانه هر اتفاقی رو خیلی سریع تعمیم میدیم خواهش میکنم کاری نکن که حرمت این چادر زیر سوال بره و دید برخیا عوض شه بهش..حوصله داشتی یه نگاهی به کتاب”به دخترم” نوشته ابوالفضل اقبالی بنداز ضرر نمیکنی…
در مورد دوس پسر و از تنهایی در اومدن .. تو این مقوله حس میکنم خیلی تحت تاثیر دوستات هستی چون اونا دوس پسر دارن و شما نداری احساس کمبود میکنی ببین واقعیت اینه شما برای دوس پسرت باید هزینه کنی از روح و روانت و جسمت و تازه آخرشم مشخص نیست چی میشه و تو میمونی و یه روح و احساس زخم خورده و یه گذشته ناپاک که حتی برای ناپاک ترین پسرا هم این گذشته مهمه..
هنوز الحمدلله نه من و نه فکر کنم هیچکدوم از دخترای کشورم اینقدا روشنفکر و منورالفکر نشدیم که دوسه سال با یه اقایی باشیم دل و قلوه بدیم بعدش هم بگیم اوووووووووکی عزیزم من خیلی باحالم تو عروسیت دعوتم کن خوش باشی و بای بای و بعد مثلا فرداش ببینیمش با خانمش و کلی هم ذوق کنیم بگیم وااااااااااای خوشحالم که سیندرلات رو پیدا کردی!!!!!!!!!!!!
نه جونم با روابط عاطفی کوتاه مدت نه فقط ارزش خودتو میاری پایین که احساس و روحت رو هم لگدمال میکنی. کاری به پوششت ندارم اما آبجیم خودتو دست کم نگیر مغرور و دست نیافتنی باش 
زن داداش من پزشکن میگفتن بعد دین همکلاسی هام و دیدن همکارام تو بیمارستان به خودم قول دادم هرگز زن پزشک نشم چون کثیف ترین قشر هستن مردای پزشک (البته میگفتن تعداد کمی شون هم خوبن ولی اکثریت مشکل دارن)…نگاهت رو عمیق تر کن عزیزم موفق باشی

هر جور عشقته زندگی کن

من فقط میتونم یه دعا در حقت بکنم و اینه که انشاا… یکی مث خودت باهات ازدواج کنه

موفق باشی

اون دسته از اقایونی که میان اینجا و هر چی دوست دارن به قشر تحصیل کرده به خصوص به پزشک های عزیز توهین میکنن همون هایی هستن که اینجا از دور حرف میزنن وقتی میرن خواستگاری میگن تو رو خدا مارو به غلامی قبول کنید بذارید تا اخر عمر غلامتون باشیم.
بعضی ها خون میبینن غش و ضعف میکنن اونوقت میگن پزشکی خوندن کاری نداره!!!!!!
اون موقع هم که عزیزهاتون رو تخت بیمارستانن نظرتون در مورد پزشکها همینه!
خوبه ادم حرف و عملش همه جا یکی باشه هم تو خواستگاری هم تو سایت.
در ضمن خودم پزشک نیستم.

من کلی ب همه گفتن ک گیر ندن ب دکتر عمومی یا مهندس بودن ی نفر گفتم ولش کنید بنده خدارو..بعدشم فکر نکنم کسی از حسادت حرفی زده باشه چون دکتر زیاده خیلی هاشونم بیکارن!!!! الان تو سایت فکر نکنم کسی بی سواد باشه.همه درس خوندن.دکترای عمومی معادل ارشد ی رشته دیگست ک الان قربونش برم همه دارن!!!! تخصصی هم بگیره فکر نکنم با دکترای تخصصیه مثلا مدیریت فرقی داشته باشه.هر جفتشون زحمت کشیدن!!!! ب هر جفتشونم میگن آقای دکتر یا خانم دکتر….من هم جواب بی ادبی کسیه رو نمیدم چون خودشون متوجه اشتباهشون شدن فقط از روی هیجان ی چیزی گفتن.از حرفای آرزو برداشت سوء کردن.آخه الان دخترای دیپلمه هم دنبال بهترین پسرا هستن.دکتر و غیره نداره….نظر پسرا درباره حجاب

نازنین خانم من راهنماییم رو اول از همه کردم بعدا اومدم در مورد دکتری صحبت کردم.
شما تازه کارین  خبر ندارین که اینجا پر ادم حسود هست که موقعیت و پیشرفت کسی رو نمیتونن ببینن.
اگه این خانوم که این پست رو گذاشتن نمیگفتن پزشک هستن خیلی بهتر از این جوابشون رو میدادن خوب این جوابها نشون میده که مردم به قشر پزشک خیلی حسودی میکنن.
اتفاقا من خیلی خوشم اومد که ارزو خانوم گفتن دلم نمیخواد تو خیابون جواب کسی رو بدم و چون پزشکم دلم نمیخواد با هر کسی دوست بشم من عاشق شخصیت همچین دخترهایی هستم.
شما هم خوب بود جواب بی تربیتی های دوستان رو میدادین که به صاحب پست کردن.

میشه بی خیال قضیه دکترا بشین.همش یاد طنز مهران مدیری تو عید نوروز مییوفتم.راه حل بدین ب آرزو تا مشکلش حل شه.

resend top comment

1-چرا انقدر پزشک پزشک میکنی؟من دخترداییم دکترای حقوقه وکیل پایه یک دادگستری انقدر پز نمیده!الان 10هزار پزشک عمومی بیکار داریم اخرش میخای دوتا استامینوفن بنویسی دیگه!

2-اینکه میگی مشکلت نداشتن دوست پسره باید بگم اشتباه اومدی اینجا برای پیدا کردن دوست پسر مشاوره نمیدیم این نشون میده چقدر سطح درک و فهم پایینی داری که اومدی اینجا سوالت رو مطرح کردی

3-رو همین خیال که دکتری(که البته نیستی و بعید میدونم با این سطح فهم و شعورت بتونی فارغ التحصیل بشی)برو  جلو وقتی ترشی انداختی میفهمی هیچی نیستی.الان دخترای همه چی تموم رو دست پدر و مادراشون موندن چون متاسفانه وضعیت ازدواج در کشور ما خیلی بحرانیه تو که اینقدر طرز فکرت پایینه هیچ وقت شوهر پیدا نمیکنی

اگر راهکار داری ارائه بده . اگر نداری سرزنش نکن

سلام
از یکی بترس ،از هیشکی نترس.
از کی میترسی چادر سر میکنی؟
حرف مردم!خانواده!دانشگاه!حراست!
بابا از چادر خوشت نمیاد چرا سر میکنی و احترامش رو نگه نمیداری که فردا 100 تا حرف هم پشت چادریا در بیارن به خاطر رفتار شما؟
البته از من میشنوی از خدا بترس و حرف خدا رو گوش کن و……..

ولا نسبت به اعتقاداتتون همین رو بگم که متاسفم !!!
در ادامه …خوب اگه اینقدر با چادر مشکل داری سرت نکن ..مگه از خودت اختیار نداری …؟؟

سلام خانم
اینکه شما چه هستی و عقایدتون چیه فقط به خودتون مربوط.
اینکه دوست دارین دوست پسر داشته باشین اونم به خودتون مربوطه
ولی اینکه دارین چادر استفاده میکنید ولی مذهبی نیستین و بهش اعتقادی نداری به نظر من یعنی شما منافقین چون چادر از نظر خیلیا مظهر مذهبی بودن.
و اینکه بخاطر خانوادتون اینکار میکنید یعنی شما ترسویید

به نظر من چادر بزارین کنار و خودتون باشین. اونیکه میخاید باشید.

به خدا قسم توی دانشگاه ما از بین همکلاسی هام چند تا دختر چادری که بودند دست و پا می زدند برای ازدواج کردن و بالاخره هم موفق شدند . من خودمم از مانتو نفرت دارم و مانتویی ام مخصوصا که پایین شهر زندگی می کنیم و مردم این محله مثلا مذهبی اند و چادری و به خوش تیپ ها و مانتویی ها انگ می زنند و تا دلتونم بخوااااااااد غیبت می کنن و تهمت می زنن

خب متاسفانه اینگونه شده. غیبت شده عادت
 

تهران?

این قضیه..چون که من دانشجوی پزشکیم..و نمیخوام با هر کسی دوست بشم..!!!!!!!

با این تصویری که داره از جامعه ی پزشکی برام درست میشه قابل حضم نیست

همینقدر بهت میگم بدترین پسرها که همش دنبال دوستی و این چیزا هستن هم میگن دنبال دختر نجیب و باحجاب هستیم واسه ازدواج
اون پسری که راه بیفته دنبال شما به مانتویی بودن شما احتمال زیاد شیفته اندام و زیبایی شما شده نه نجابت و سر به زیری شما که همه ی اینها بعد از یک مدت تکراری میشه چون قطعا از شما زیباتر و بهتر هم میتونه پیدا کنه ولی گوهر نجابت و حیا رو هر جایی نمیشه پیدا کرد

بشین درستو بخون بابا
هدفت از رفتن دانشگاه چی بوده آخه که الان عزای اینو گرفتی که کسی بهم پیشنهاد نمیده
نا سلامتی قراره در آینده پزشک این مملکت بشی دختر
من بعد فارغ التحصیلیم افتادم تو خط ازدواج تازه

اتفاقا تو دانشگاه چادر پوشیدن خیلیم خوبه،هرکسی هم سمتم میومد پیشنهاد ازدواج میداد نه دوستی که همین خودش یه نکته مثبته که الکی بخاطر دوستی با پسر هم برا خودش دردسر درست نکنه و عواقب بدی که بعدها داره

سلام دوست عزیز…
میشه من اول یه سوال ازت بپرسم؟تو چرا اصلا چادر میپوشی؟نفع خاصی برات داره؟آخه خودت میگی نماز نمیخونی اعتقادات مذهبی نداری بیرون از دانشگاه حتی اجبار خانواده رو نداری..!!!پس چرا؟چرا خانوادت روی این موارد بعدی هیچ نظری ندارن و هیچ اجباری اعمال نمیکنن (البته من کلا با اجبار مخالفم در هر زمینه ای)…
من نمیدونم چرا دنبال یه رابطه بی سرانجامی؟چرا دوست پسر؟مگه پیدا کردن دوست پسرم هنر میخاد؟مگه دوست پسر خوب و با کمالات!!!!!!! داریم اصلا؟؟؟؟؟
اونی که باید واسه داشتنش دعا کنی یه همسر مناسب و خوبه..نه دوست پسر..
الان اصلا نمی دونم بهت بگم چادر بپوش یا نپوش…خودم چادری نیستم اما خیلیا هنوز تو جامعه هستن که به چادریها احترام بیشتری میزارن.شما با این فکر و عملت داری سوءظن تو جامعه رو بیشتر میکنی…دیگه آقایون به هیچکس نمیتونن اعتماد کنن..همین الان با یه درصد بسیار بالا تمام دخترها رو اهل روابط قبل ازدواج میدونن، به نظرت تقصیر کیه؟
بین همین دوستان سایت کلی دکتر و پزشک و مهندس داریم، شما چنددفعه دیدین یه همچین فکر و خواسته ای داشته باشن؟شأن تحصیلاتتو حفظ کن، شأن خانم بودنتو حفظ کن.یه مقدار اعتقاداتتو تقویت کن به خدا نزدیکتر شو عزیزم…

خیلیا به چادری ها احترام میذارن
نه بابا اولین نفر میری مغازه خرید جوابتو بعد مانتویی ها آخرین نفر میدن میای بیرون البته از وقتی تحریم و گرونی شده که مردم کمتر خرید میکنن جواب ماروهم مثل اونا میدن یکم احترام میذارن اونم واسه جیب خودشون!
 

با سلام

دوستان گرامی از بحث های حاشیه ای و  غیر مرتبط خودداری کنند به جای بحث های غیر مرتبط می توانیم دیدگاههای سازنده در مورد تهاجم فرهنگی و شبهات داشته باشیم شاید سوال کننده ضمیر روشنی داشته باشد و اینکارهاش به خاطر تبلیغات سو دشمنان باشد بهتره براش کمک کنیم

اونایی که دوسدارن من از این سایت برم – بدن و اونایی که دوسدارن نرم +

اگه – از + بیشتر شد میرم

پست شمارو میخوندم ذهنم رفت سمت یکی از دخترای همکلاسی کارشناسیمون که دختر چادری و اتفاقا خیلیم خوشگل. اخلاقشم بیست. ولی یه نفرم جرات نمیکرد جلو بره چون فک میکردن جواب رد میده. اخرشم بعد فارغ التحصیلی یکی از پسرها که هیچیم نداشت دل رو به دریا زد رفت سراغش و اونم اوکی داد. شمام دلیل اینکه کسی نمیاد بخاطر اینه که جرات نمیکنه فک میکنه اهل این حرفا نیستی.

هرچند  فکر میکنم چادر واست بهتره اونم با توجه به اینکه قیافتم خوبه ولی اگر میبینی به حالت تنفر داری میرسی برش دار. 

ایول به اون پسر…
سلامتی زندگی و اون دل دریازده اش صلوات:))

1-چرا انقدر پزشک پزشک میکنی؟من دخترداییم دکترای حقوقه وکیل پایه یک دادگستری انقدر پز نمیده!الان 10هزار پزشک عمومی بیکار داریم اخرش میخای دوتا استامینوفن بنویسی دیگه!

2-اینکه میگی مشکلت نداشتن دوست پسره باید بگم اشتباه اومدی اینجا برای پیدا کردن دوست پسر مشاوره نمیدیم این نشون میده چقدر سطح درک و فهم پایینی داری که اومدی اینجا سوالت رو مطرح کردی

3-رو همین خیال که دکتری(که البته نیستی و بعید میدونم با این سطح فهم و شعورت بتونی فارغ التحصیل بشی)برو  جلو وقتی ترشی انداختی میفهمی هیچی نیستی.الان دخترای همه چی تموم رو دست پدر و مادراشون موندن چون متاسفانه وضعیت ازدواج در کشور ما خیلی بحرانیه تو که اینقدر طرز فکرت پایینه هیچ وقت شوهر پیدا نمیکنی

مذهبی نیست و نمیخواد چادر بپوشه . این حرفش اینقد بد و بیراه داشت؟؟؟؟؟!!!!!!! بند 3 رو یبار دیگه بخون ببین چندتا توهین کردی 

سلام..من این سایتو از اینترنت پیدا کردم………………..
ببخشیداااااااااااااا آبجی مگه قرار بود این سایتو از تو جوووووووووووووووب پیدا کنی چ حرفایی میزنن ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  ولی مثلا وقتی به خرید و گردش میروم کلی پیشنهاد دوستی دارم که ناراحت میشم از این قضیه..چون که من دانشجوی پزشکیم..و نمیخوام با هر کسی دوست بشم..
آخرش ما نفهمیدیم ازینکه بهتون پیشنهاد دوستی میشه تو خیابون ناراحتید یا ازینکه بهتون پیشنهاد دوستی نمیشه تو دانشگاه…آقا تکلیف مارو مشخص کن پلیییییییییز!!!!

ی چیزی هم که ذهن منو درگیر کرد اینه که حالا چرا خانوادتون پیله کردن که تو دانشگاه باید چادر بپوشید ولی تو خیابون به قول شما بی حجابید…! والا جالبه ها!

در این 4 سال هیچ کسی در دانشگاه به من پیشنهاد نداده….
البته تو این مورد تحریم های شورای امنیت هم دخیل بودن حالا شما بعد از توافق با گروه 1+5 منتظر باش حتما فرجی میشه…

اینجانب دوتا پیشنهاد دارم واستون:
1- اینکه خواهر من چادرتو بردار تا بقیه رو بدنام نکردی…والا بوخودا
2-  یه مورد اوکازیون سراغ دارم پسر خوش تیپ خوش استیل با چپ پر! ماشین شاسی 2015> خونه بهترین جادرس مرس هم تا آخرش رفته> دست اول تا حالا هم دوس دختر نداشته آفتاب و مهتاب ندیده ابرو فابریک اتفاقا اونم به اجبار خانوادش چادر میپوشید ظاهرا! تو این یه مورد حداقل تفاهم دارید…
قابل تعویض با پورشه کاین … اگه مایل بودید بگید شمارشو تقدیم میکنم…
(این کامنت صرفا جهت مزاح مزاج یا هرچیز دیگری است …برداشت سیاسی علمی اقتصادی شخصی اکیدا ممنوع)

واقعا از خوندن این پست تعجب کردم 😐 به نظرمن که از یه خانم دکتر واقعا بعیده که آنقدر شان و شخصیت خودش رو بیاره پایین که صرفا به فکر دوستی با پسرها باشه، اونم یه دوست پسر خوب و باکمالات 🙂 داریم اصلن؟!!!!!!!
ببین خانم دکتر من خودم یه پزشک عمومی ام که دوران شمارو طی کردم فقط بعنوان تجربه چندتا نکته میخوام بهتون بگم روش فکرکنید
من خودم چادری ام و بااعتقاد هم چادر سرمیکنم، وخداروشکر که به خاطر همین پوشش و البته رفتارم تا سال آخر پزشکی. ، هیچکدوم از پسرهای دانشگاه پیشنهاد دوستی واین حرفا بهم ندادن، ببین من نمیخوام راجب حجاب و نماز و حتی حکم شرعی دوستی با جنظ مخالف، نصیحتتون کنم چون اینها چیزایی که خودت باید بهش برسی و تلقین کردنی نیست ولی تجربه ای از دوستی دختروپسرتای همکلاسی دارم بهت میگم
ببین من فراوون دیدم که دوتا ازبچه ها باهم دوست میشدن و تواین مدت پسره فقط سوء استفاده میکرد و آخرش بعداز چندسال به راحتی آب خوردن دختررو از زندگیش مینداخت بیرون و میرفت سراغ یکی دیگه، یه دختروپسر داشتیم ازهمون سال اول باهم دوست شدن تا سال آخر دختره سرکار بود!!! پسره تا دلت بخواد سواستفاده کرد نه فقط جنسی وعاطفی حتی درسی، طوریکه موقع اینترنی، بیشتر کارهای پسره رو دختره انجام میداد، آخرش ووقع فارغ التحصیلی قیافه دختربیچاره دیدنی بود که امید به ازدواج بسته بود و تهش به هیچی نرسیده بود. جز یه سابقه بد از دوران دانشجوییش که فردا حتما ثومراحل تحقیق ازدواج براش مشکل ساز میشه
ببین من همکلاسی هایی داشتم که اتفاقا اصلا حجاب مناسبی نداشتن و پیشنهاد دوستی هم ازطرف پسرها دریافت میکردن ولی آنقدر برای خودشون ارزش قائل بودن که حاضر نبودن باکسی دوست شن و فقط وقتی طرف قصد ازدواج داشت بهش اجازه آشنایی میدادن
یه چیزم بدون آقایون پزشک به جز یه عده بسیار محدشون اساسا، به تنهاچیزی که فکر نمیکنن ازدواجه و دخترهای همکلاسیون رو هم فقط برای خوشگذرانی و باعرض معذرت لاس زدن میخوان نه چیز دیگه!!! اصولا آنقدر راههای ارضا شدن براشون هست که خودشون رو درگیر ازدواج نمیکنن، به وقتش هم خانم دکتری رو.که دوستشونه مثل یه دستمال کاغذی پرت میکنن بیرون
عزیزم برای خودت ارزش قایل باش، دوستی هیچوقت آخر وعاقبت نداره ، شما با توجه به موقعیتی که داری، شانس ازدواج موفق زیاد داری، خودت رو علاف یه رابطه بی سر و تهی نکن که توش فقط باید سرویس بدی و آخرش باروح و.روان خراب و قلب شکسته برگردی سر خونه اولت
فق باشی

بله آقای امیرمهدی، اینا تجربیات 7 ساله منه که به چشم خودم عملا شاهدش بودم ، دیگه هرکی نشناسه من هم رشته های خودم رو ازهمه بهتر میشناسم
هرچند تلخه ولی واقیعت داره
🙂

همیشه نظراتون عالی

🙂 اون تیکه که درباره اقایون پزشک گفتی یادم به دوست خودم افتاد که سال 5هه و کلا تو تعریفاش عینا حرفای شمارو میزد و ما بعضا میگفتیم

هی روزگار 🙂 عمرمون تو مهندسی تلف کردیم 😀 (الکی مثلا شوخی )

سلام
اگر چادر آزارت میده و فکر میکنی به خواسته ات نمیرسی وسط دانشگاه هم باشه عیبی نداره
ضمنا پوشش که فقط با چادر نیس
متاسفانه دیدگاه برخی واسه ازدواج چادر نیس حتی اگه پوشش براشون ملاک باشه پوشش با مانتو هس
این برمیگرده به خودت اینکه چی برات مهمتر باشه
اگه وقتی سی سالت شد هنوز مجرد بودی اما چادری حس خوبی داشتی این خوبه اما اگه نه و یجورایی حس کنی دلیل ناکامی ها هس اشتباهه
شما اگه داری اذیت میشی جوریکه به تنفر رسیده چادر رو در بیار و پوشش مناسب با مانتو داشته باش
چادر مهربانیه چادر ارث حضرت زهرا س هس چادر که زوری نمیشه باید بهش علاقه داشته باشی
اینم بگم شما چادر در بیاری ممکنه یه ازدواج خوب داشته باشی شاید هم نه
من دوست چادری داشتم خیلی مقید بود پزشک بود چادر رو درآورد زود با یه دندانپزشک ازدواج کرد
این الان خوشحالی نداره البته، ولی حقیقت جامعه هس که برخی چادر نمیپسندن
انتخاب با خودت
اما خدا جایزه هاشو که میده خیلی بزرگتره همه اش الان نیس همه اش این دنیا نیس
چادر که بره کنار کم کم مانتو سانت سانت میره بالا مو تار به تار بیشتر بیرون میاد آرایش قلم به قلم بیشتر میشه
چادر صدف هس بخوای نخوای خیلی کمکت میکنه محافظتت میکنه

بعدها پشت سرتو که نگاه میکنی میگی به به من یه پزشک هستم با چادر با حجاب با خدا
سرتو آروم میزاری رو بالش شبا که باعث گناه خلق خدا نشدم

ان شاء الله که تصمیم خوبی بگیری و عاقبت بخیر باشی.
التماس دعا

آخر الزمان که میشه زیبایی های واقعی زشت میشن مواظب خوبیهات باش.

دانشگاتون مشکل داره
دانشگای ما با چادرم اوکی بود!

از مدیر سایت خواهش میکنم این سوال رو بردارن .واقعا سوالشون نا ب هنجاره 🙁

عجب!!!!!!!!
دولتمردان هم نیاز طبیعی جوونها رو نابهنجار دونستن و تا جا داشت سرکوب کردن نتیجشم این شد که میبینی .روز بروز تمایل به ازدواج کمتر میشه.نی نی سایت

نظر پسرا درباره حجاب
نظر پسرا درباره حجاب

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.