نظر مردم درباره شهید همت

نظر مردم درباره شهید همت
نظر مردم درباره شهید همت

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، گاهی رنج و زحمتِ زنده نگهداشتن خون شهید، از خود شهادت کمتر نیست. رنج سی ساله امام سجّاد (ع) و رنج چندین ساله زینب کبری (س) از این قبیل است. رنج بردند تا توانستند این خون را نگه بدارند. بعد از آن هم همه ائمّه علیهم‌السّلام تا دوران غیبت، این رنج را متحمّل شدند. امروز، ما چنین وظیفه‌ای داریم. البته شرایط امروز، با آن روز متفاوت است. امروز بحمداللَّه حکومت حق – یعنی حکومت شهیدان – قائم است. پس، ما وظایفی داریم. این بیانات امام خامنه‌ای  در دیدار جمعی از خانواده‌های شهدا در 17 اردیبهشت ماه سال 1376 است، که در خصوص وظیفه ما نسبت به شهید و زنده نگهداشتن خون شهید سخن می‌گویند. امروز 17 اسفند ماه سالروز شهادت سردار رشید اسلام حاج محمد ابراهیم همت هستیم، برای همین به میان مردم رفتیم تا بدانیم آنها درباره این شهید والامقام چه می‌دانند. فیلم زیر را ببینید:

 

شهید محمد ابراهیم همت در 12 فروردین 1334 در شهرضا دیده به جهان گشود، این سردار در 1352 وارد دانش‌سرای تربیت معلم اصفهان شد و مدرک فوق دیپلم خود را در 1354 خورشیدی اخذ کرد.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی این مجاهد همانند سایر رزمندگان جان بر کف در دفاع از شهر و راه‌اندازی کمیته انقلاب اسلامی شهرضا نقش اساسی داشت و توانست به کمک 2تَن از بردارانش و سه تَن از دوستان خود سپاه این شهر را تشکیل دهد.

نظر مردم درباره شهید همت

بعد از فعالیت‌ عقیدتی در خرداد 1359 در سیستان بلوچستان برای مقابله با ضد انقلاب به کردستان اعزام شد.

پس از شروع جنگ تحمیلی از طرف رژیم بعثی عراق، شهید همت به صحنه کارزار وارد شد و در طول سالیان حضور در جبهه‌های نبرد، خدمات شایان توجهی برجای گذاشت و افتخارها، آفرید. او و سردار حاج احمد متوسلیان به دستور فرمانده وقت سپاه ماموریت یافتند، ضمن اعزام به جبهه جنوب، تیپ محمد رسول الله (ص) را تشکیل دهند.

با شروع عملیات رمضان در 23 تیر 1361 در منطقه «شرق بصره» فرماندهی تیپ 27 رسول اکرم (ص) را بر عهده گرفت و بعدها با ارتقای این یگان به لشکر تا زمان شهادتش در منصب فرماندهی انجام وظیفه کرد. پس از آن در عملیات مسلم بن عقیل و محرم که او فرمانده قرارگاه ظفر بود، سلحشورانه با دشمن جنگید.

شهیدحاج قاسم سلیمانی در خصوص شهید همت فرمودند: هر وقت شهید همت به ذهن من می‌آید، دلم مملو از غصه می‌شود. او فرمانده لشکر پایتخت بود. اما در خیبر آنقدر رزمندگان لشکرش شهید و مجروح شدند که به گردان رسید. گردان را از طلائیه به جزیره مجنون جنوبی منتقل کرد و تبدیل به دسته شد. والله تبدیل به دسته شد؛ یعنی قریب به 40 نفر؛ همت با دسته ماند.

شهید همت سرانجام بر اثر اصابت گلوله توپ همراه با معاونش اکبر زجاجی در 17 اسفند 1362 در محل تقاطع جاده‌های جزایر مجنون شمالی و جنوبی به فیض شهادت نایل آمد و در گلزار شهدای شهرضا به خاک سپرده شد.

انتهای پیام/

زندگینامه

ارسال دیدگاه

همه چیز درباره زندگی شهید محمدابراهیم همت

محمد ابراهیم همت در ۱۲ فروردین ۱۳۳۴ در شهرضای اصفهان به دنیا آمد. شهید همت فرمانده لشگر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) بود. در ادامه با زندگی ایشان آشنا می شوید. با دانشچی همراه باشید.

روز ۱۲ فروردین ۱۳۳۴ ه.ش در شهرضا در خانواده روز ی مستضعف ومتدین به دنیا آمد. محمد ابراهیم درسایه محبت های پدر ومادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد. دردوران تحصیلش از هوش واستعداد فوق العاده ای برخوردار بود و باموفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت. هنگام فراغت از تحصیل به ویژه در تعطیلات تابستانی با کار وتلاش فراوان مخارج شخصی خود را برای تحصیل به دست می آورد و از این راه به خانواده زحمتکش خود کمک قابل توجه ای می کرد.

نظر مردم درباره شهید همت

اشتیاق محمدابراهیم به قرآن و فراگیری آن باعث می شد که از مادرش با اصرار بخواهد که به او قرآن یاد بدهد و او را در حفظ سوره ها کمک کند. این علاقه تا حدی بود که از آغاز رفتن به دبیرستان توانست قرائت کتاب آسمانی قرآن را کاملا فرا گیرد و برخی از سوره های کوچک را نیز حفظ کند.

در سال ۱۳۵۲ مقطع دبیرستان را با موفقیت پشت سرگذاشت و پس ازاخذ دیپلم با نمرات عالی در دانش سرای اصفهان به ادامه تحصیل پرداخت. پس از دریافت مدرک تحصیلی به سربازی رفته به گفته خودش تلخ ترین دوران عمرش همان دوسال سربازی بود در لشکر توپخانه اصفهان مسؤولیت آشپزخانه به عهده او گذاشته شده بود.

پس از پایان دوران سربازی و بازگشت به زادگاهش شغل معلمی رابرگزید. در روستاها مشغول تدریس شد و به تعلیم فرزندان این مرز وبوم همت گماشت. ابراهیم در این دوران نیز با تعدادی از روحانیون متعهد و انقلابی ارتباط پیدا کرد و در اثر مجالست با آنها با شخصیت حضرت امام (ره) بیشتر آشنا شد.

به دنبال این آشنایی و شناخت، سعی می کرد تا در محیط مدرسه و کلاس درس، دانش آموزان را با معارف اسلامی و اندیشه های انقلابی حضرت امام (ره) و یارانش آشنا کند. اودر تشویق و ترغیب دانش آموزان به مطالعه و کسب بینش و آگاهی سعی وافری داشت و همین امور سبب شد که چندین نوبت از طرف ساواک به او اخطار شود.

پیروزی انقلاب در جهت ایجاد نظم و دفاع از شهر و راه اندازی کمیته انقلاب اسلامی شهرضا نقش اساسی داشت. او از جمله کسانی بود که سپاه شهرضا را با کمک دوتن از برادران خود و سه تن از دوستانش تشکیل داد.

درایت و نفوذ خانوادگی که درشهر داشتند مکانی را به عنوان مقر سپاه در اختیار گرفته و مقادیر قابل توجهی سلاح از شهربانی شهر به آنجا منتقل کردند و از طریق مردم، سایر مایحتاج و نیازمند یها را رفع کردند. به تدریج عناصر حزب اللهی به عضویت سپاه درآمدند.

هنگامی که مجموعه سپاه سازمان پیدا کرد، او مسؤولیت روابط عمومی سپاه را به عهده داشت. به همت این شهید بزرگوار و فعالیت های شبانه روزیبرادران پاسدار در سال ۵۸ ، یاغیان و اشرار اطراف شهرضا که به آزار و اذیت مردم می پرداختند، دستگیر و به دادگاه انقلاب اسلامی تحویلداده شدند و شهر از لوث وجود افراد شرور و قاچاقچی پاکسازیگردید.

از کارهای اساسی ایشان در این مقطع، سامان بخشیدن به فعالیت های فرهنگی، تبلیغی منطقه بود که در آگاه ساختن جوانان و ایجاد شورانقلابی تأثیر بسزایی داشت. اواخر سال ۵۸ برحسب ضرورت و به دلیل تجربیات گرانبهای او در زمینه امور فرهنگی به خرمشهر و سپس به بندر چابهار و کنارک در استان سیستان و بلوچستان عزیمت کرد و به فعالیت های گسترده فرهنگی پرداخت.

پس از شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم متجاوز عراق، شهید همت به صحنه کارزار وارد شد و درطی سالیان حضور در جبهه های نبرد،خدمات شایان توجهی برجای گذاشت و افتخارها آفرید. او و سردار رشید اسلام، حاج احمد متوسلیان، به دستور فرماندهی محترم کل سپاه مأموریت یافتند ضمن اعزام به جبهه جنوب، تیپ محمدرسول الله صلیّ الله علیه و آله و سلمّ را تشکیل دهند.

در عملیات سراسری فتح المبین، مسؤولیت قسمتی از کل عملیات به عهده این سردار دلاور بود. موفقیت عملیات درمنطقه کوهستانی«شللاوریه » مرهون ایثار و تلاش این سردار بزرگ و همرزمان اوست.

شهید همت در عملیات پیروزمند الی بیت المقدس در سمت معاون تیپ محمدرسول الله صلیّ الله علیه و آله و سلّم فعالیت و تلاش تحسین برانگیزی را در شکستن محاصره جاده شلمچه خرمشهر انجام داد و به حق می توان گفت که او یگان تحت امرش سهم بسزایی در فتح خرمشهر داشته اند و با اینکه منطقه عملیاتی دشت بود، شهیدحاج همت با استفاده از بهترین تدبیر نظامی به نحو مطلوبی فرماندهی کرد.

در سال ۱۳۶۱ با توجه به شعله ور شدن آتش فتنه و جنگ در جنوب لبنان به منظور یاری رساندن به مردم مسلمان و مظلوم لبنان که موردهجوم ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی قرار گرفته بود راهی آن دیار شد و پس از دو ماه حضور در این خطه به میهن اسلامی بازگشت و درمحور جنگ و جهاد قرار گرفت.

با شروع عملیات رمضان در تاریخ ۲۳ / ۴/ ۱۳۶۱ درمنطقه «شرق بصره» فرماندهی تیپ ۲۷ محمد رسول الله صلیّ الله علیه و آله و سلمّ رابرعهده گرفت و بعد ها با ارتقای این یگان به لشکر، تا زمان شهادتش درسمت فرماندهی انجام وظیفه نمود. پس از آن در عملیات مسلم ابن عقیل و محرم که او فرمانده قرارگاه ظفر بود سلحشورانه با دشمن زبون جنگید.

در عملیات والفجر مقدماتی بود که شهیدحاج همت،مسئولیت سپاه یازدهم قدر را که شامل لشکر ۲۷ حضرت محمد رسول الله صلیّ الله علیه و آله و سلمّ، لشکر ۳۱ عاشورا، لشکر ۵ نصر و تیپ۱۰ سیدالشهدا علیه السلام بود، برعهده گرفت. سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشللکر ۲۷ تحت فرماندهی ایشان درعملیات والفجر ۴ و تصرف ارتفاعات کانیمانگا در آن مقاطع از خاطره ها محو نمی شود.

صلابت،اقتدار و استقامت فراموش نشدنی این شهید والامقام و رزمندگان لشکر محمدرسول الله صلیّ الله علیه و آله و سلّم در جریان عملیات خیبر در منطقه طلائیه و تصرف جزایر مجنون و حفظ آن با وجود پاتک های شدید دشمن، از افتخارات تاریخ جنگ محسوب می گردد.

مقاومت و پایداری آنان در این جزایر به قدری تحسین برانگیز بود که حتی فرمانده سپاه سوم عراق در یکی از اظهاراتش گفته بود: «ما آنقدر آتش بر جزایر مجنون فرو ریختیم و آنچنان آنجا را بمباران شدید نمودیم که از جزایر مجنون جز تلی خاکستر چیز دیگری باقی نیست! »

اما شهید همت بدون هراس و ترس از دشمن و با وجود بیخوابی های مکرر همچنان به ادای تکلیف و اجرای فرمان حضرت امام خمینی ره مبنی برحفظ جزایر می اندیشید و خطاب به برادران بسیجی می گفت:

« برادران، امروز مسأله ما، مسأله اسلام و حفظ و حراست ازحریم قرآن است. بدون تردید یا همه باید پرچم سرخ عاشورایی حسین علیه السلام را به دوش کشیم و قداست مکتبمان، مملکت و ناموسمان را پاسداری و حراست کنیم و با گوشت و خون به حفظ جزیره، همت نمائیم، یااینکه پرچم ذلت و تسلیم را درمقابل دشمنان خدا بالا ببریم و این ننگ و بدبختی را به دامن مطهر اعتقادمان روا داریم، که اطمینان دارم شما طالبان حریت و شرف هستید، نه ننگ وبدنامی».

شهید همت در جریان عملیات خیبر به برادران گفته بود: «بایدمقاومت کرده و مانع از بازپسگیری مناطق تصرف شده، توسط دشمن شد. یا همه اینجا شهید میشویم و یا جزیره مجنون را نگه می داریم».

نحوه شهادت شهید همت: رزمندگان لشکر نیز با تمام توان دربرابر دشمن مردانه ایستادگی کردند.حاجی جلو رفته بود تا وضع جبهه توحید را از نزدیک بررسی کند،که گلوله توپ در نزدیکی اش اصابت می کند و این سردار دلاور به همراه معاونش، شهید اکبر زجاجی، در ۱۷ اسفند سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر دعوت حق را لبیک گفته و به لقاء خداوند شتافتند.

وصیت نامه اول شهید همت:

به تاریخ ۱۹/۱۰/۵۹ شمسی ساعت ۱۰:۱۰ شب چند سطری وصیت نامه می نویسم : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان می دانی تو را بسیار دوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت.

مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است.

مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند.

ای کاش به خود می آمدند. از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی – نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی … ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند.

مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد.

پدر و مادر؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام کاری‌ترین ضربات را بر پیکر ظلم، جور،شرک و الحاد می‌زند و خواهد زد.

ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک) .
و السلام؛

محمد ابراهیم همت

وصیت نامه دوم شهید همت:

به نام خدا
نامی که هرگز از وجودم دور نیست و پیوسته با یادش آرزوی وصالش را در سر داشتم.

سلام بر حسین(ع) سالار شهیدان اسوه و اسطوره بشریت.

مادر گرامی و همسر مهربانم پدر و برادران عزیزم!

درود خدا بر شما باد که هرگز مانع حرکتم در راه خدا نشدید.چقدر شماها صبورید.خودتان می دانید که من چقدر به شهیدان عشق می ورزیدم غنچه هایی که(کبوترانی که)همیشه در حال پرواز به سوی ملکوت اعلایند.الگو و اسوه هایی که معتقد به دادن جان برای گرفتن بقا (بقا و حیات ابدی)و نزدیکی با خدای چرا که «ان الله اشتری من المومنین».

من نیز در پوست خود نمی گنجم.گمشده ای دارم و خویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم.سیمهای خاردار مانعند.من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه که از خدا بازم می دارد متنفرم(هوای نفس شیطان درون و خالص نشدن)

نظر مردم درباره شهید همت

در طول جنگ برادرانی که در عملیات شهید می شدند از قبل سیمایشان روحانی و نورانی می شد و هر بی طرفی احساس می کرد که نوبت شهادت آن برادر فرا رسیده است.
عزیزانم!این بار دوم است که وصیت نامه می نویسم ولی لیاقت ندارم و معلوم است که هنوز در بند اسارتم هنوز خالص نشده ام و آلوده ام.

از شروع انقلاب در این راه افتادم و پس از پیروزی انقلاب نیز سپاه را پناهگاه خوبی برای مبارزه یافتم ابتدا در گیری با ضد انقلاب و خوانین در منطقه شهرضا (قمشه)و سمیرم سپس شرکت در خوزستان و جریان کروهک ها در خرمشهر پس از آن سفر به سیستان و بلوچستان (چابهار و کنارک)و بعدا حرکت به طرف کردستان دقیقا دو سال در کردستان هستم .مثل این است که دیگر جنگ با من عجین شده است.

خداوند تا کنون لطف زیادی به این سراپا گنه کرده و توفیق مبارزه در راهش را نصیبم کرده است.اکنون من می روم با دنیایی انتظار انتظار وصال و رسیدن به معشوق.ای عزیزان من توجه کنید:

*۱-اگر خداوند فرزندی نصیبم کرد با اینکه نتوانستم در طول دورانی که همسر انتخاب کردم حتی یک هفته خانه باشم دلم می خواهد او را علی وار تربیت کنید.

همسرم انسان فوق العاده ایست او صبور است و به زینب عشق می ورزد او از تربیت کردن صحیح فرزندم لذت خواهد برد چون راهش را پیدا کرده است .اگر پسر به دنیا آورد اسم او را مهدی و اگر دختر به دنیا آورد اسم او را مریم بگذارید.چون همسرم از این اسم خوشش می آید.

*۲-امام مظهر صفا پاکی و خلوص و دریایی از معرفت است .فرامین او را مو به مو اجرا کنید تا خداوند از شما راضی باشدزیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد.

*۳-هر چه پول دارم اول بدهی مکه مرا به پیگیری سپاه تهران (ستاد مرکزی)بدهید و بقیه را همسرم هر طور خواست خرج کند.

*۴-ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشیدن به راه شهیدان و استعانت به درگاه خداوند است تا این انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) وصل نماید و در این تلاش پیگیر مسلما نصر خدا شامل حال مومنین است.

*۵-از مادر و همه فامیل و همسرم اگر به خاطر من بی تابی کنند راضی نیستم.مرا به خدا بسپارید و صبور و شجاع باشید.

حقیر حاج همت

برچسبخلاصه زندگینامه شهید همت زندگینامه شهید همت شهید محمد ابراهیم همت در کدام عملیات شهید شد شهید همت شهید همت عملیات خیبر نحوه شهادت شهید همت نقش شهید همت در دفاع مقدس وصیت نامه شهید همت

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

نام *

ایمیل *

6
 − 

 = 
چهار

.hide-if-no-js {
display: none !important;
}

وب‌سایت دانش‌چی با هدف یک سایت آموزشی، تحقیقی، وبگردی و اطلاع رسانی در جهت پیشرفت علمی دانش آموزان، دانشجویان و کاربران اینترنت راه‌اندازی شده است.

تهران- ایرنا- محمد ابراهیم همت یکی از نامدارترین سرداران دوران دفاع مقدس به شمار می‌رود که در نبرد حق علیه باطل نقش مهمی را ایفا کرد، ایشان به ویژه در جریان عملیات خیبر در ۱۳۶۱ خورشیدی و تصرف جزایر مجنون با وجود حملات شدید دشمن رشادت بسیاری از خود به تصویر کشید.

محمد ابراهیم همت در ۱۲ فروردین ۱۳۳۴ خورشیدی در شهرضا دیده به جهان گشود، او تا مقطع دیپلم را در زادگاهش گذراند. پدرش از دوران کودکی او چنین می گوید: در دوران تحصیلش از هوش و استعداد فوق العاده ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت. هنگامی که خسته از کار روزانه به خانه برمی گشتم، می دیدم، فرزندم تمامی خستگی ها و مرارت ها را از وجودم پاک می کرد و اگر شبی او را نمی دیدیم، برایم بسیار تلخ و ناگوار بود، وی می گوید: اشتیاق محمد ابراهیم به قرآن و فراگیری آن باعث می شد از مادرش با اصرار بخواهد که به او قرآن یاد بدهد و او را در حفظ سوره ها کمک کند. این علاقه تا حدی بود که از آغاز رفتن به دبیرستان توانست، قرائت کتاب آسمانی قرآن را کاملاً فرا گیرد و برخی از سوره های کوچک را نیز حفظ کند.

نظر مردم درباره شهید همت

این رزمنده بلندآوازه در ۱۳۵۲ خورشیدی وارد دانشسرای تربیت معلم اصفهان شد و مدرک فوق دیپلم خود را در ۱۳۵۴ خورشیدی اخذ کرد، بعد از گرفتن مدرک فوق دیپلم وارد خدمت سربازی شد و پس از آن به شهرضا برگشت و در مدارس راهنمایی آن شهر به تدریس تاریخ پرداخت در آنجا به تشویق و ترغیب دانش آموزان به مطالعه و کسب بینش و آگاهی پرداخت و همین امور سبب شد که چندین نوبت از طرف ساواک به او اخطار داده شود اما او از تربیت شاگردان خود لحظه ای غفلت نمی‌ورزید. سخنرانی های پر شور و آتشین او علیه رژیم پهلوی که بدون مصلحت اندیشی انجام می شد، مأموران رژیم را به تعقیب وی واداشته بود به گونه‌ای که او شهر به شهر می گشت تا از دستگیری در امان باشد. با گسترش تدریجی انقلاب اسلامی ارتباطش با حوزه علمیه قم برقرار شد و به طور مستمر برای گرفتن رهنمود، دیدار با روحانیون و دریافت اعلامیه و نوار به قم رفت وآمد می‌کرد. در این دوران اقشار مختلف در اعتراض به رژیم ستمشاهی و اعمال و سرکوب های آنها عکس العمل نشان می دادند، بنابراین ابراهیم همت احساس کرد که برای سازماندهی تظاهرات باید به شهرضا برگردد. بعد از بازگشت به آنجا در کشاندن مردم به خیابان ها و انجام تظاهرات علیه رژیم فعالیت و کوشش خود را افزایش داد تا اینکه در یکی از راهپیمایی های پرشور مردمی، قطعنامه مهمی که یکی از بندهای آن انحلال ساواک بود به وسیله وی قرائت شد. به دنبال آن فرمان ترور و اعدام ایشان توسط فرماندار نظامی اصفهان، سرلشکر سید رضا ناجی، صادر شد اما وی با تغییر قیافه و رفتن به شهرهای مختلف تا پیروزی انقلاب مخفی بود و نتوانستند، او را دستگیر کنند.

شهید همت؛ پرچمدار جوانان مبارز شهرضا

پس از پیروزی انقلاب اسلامی این رزمنده مجاهد در ایجاد نظم و دفاع از شهر و راه‌اندازی کمیته انقلاب اسلامی شهرضا نقش اساسی داشت و توانست به کمک ۲تَن از بردارانش و سه تَن از دوستان خود سپاه این شهر را تشکیل دهد. سپس در اواخر ۱۳۵۸ خورشیدی به فعالیت‌های عقیدتی پرداخت و برای دستیابی به این هدف به خرمشهر، بندر چابهار و کنارک در استان سیستان و بلوچستان رفت.

نقش شهید همت در مقابله با عناصر ضدانقلاب

ابراهیم همت بعد از فعالیت های عقیدتی در سیستان بلوچستان  در خرداد ۱۳۵۹ خورشیدی برای مقابله با ضد انقلاب به کردستان اعزام شد در آن زمان بخش هایی از منطقه کردستان در چنگال گروهک‌های مزدور گرفتار شده بود. وی توانست با مبارزه‌ای همه جانبه علیه عوامل استکبار جهانی و گروهک های خودفروخته عرصه را برآنها تنگ‌تر کند و از طرفی دیگر در جهت جذب مردم محروم کُرد و رفع مشکلات آنان به سهم خود تلاش کرد و برای مقابله با فقر فرهنگی منطقه اهتمام چشمگیری از خود نشان داد تا جایی که هنگام ترک آنجا مردم منطقه گریه می‌کردند و حتی تحصن کرده و نمی‌خواستند از او جدا شوند. وی مدتی نیز به عنوان مسوول روابط عمومی سپاه پاوه مشغول بود و پس از مدتی به عنوان فرمانده سپاه پاوه به جنگ پرداخت. براساس آماری که از یادداشت‌های آن شهید به دست آمده است، ایشان از مهر ۱۳۵۹ خورشیدی تا دی ۱۳۶۰ خورشیدی فرماندهی سپاه پاسداران پاوه را بر عهده داشت و در این مدت توانست عملیات های موفق در خصوص پاکسازی روستاها از وجود اشرار، آزادسازی ارتفاعات و درگیری با نیروهای ارتش بعث داشته باشد. لازم به ذکر است که شهید همت در ابتدای ورود به کردستان به جهت سوابق فرهنگی به مسوولیت روابط عمومی و تبلیغات سپاه در پاوه منصوب شد و به کمک بسیجی های کُرد، نشریه ای به نام پیام پاوه را راه انداخت و چندی بعد مسوولیت سپاه پاوه به او سپرده شد.

شهید همت در یادداشت های خود به خاطرات کردستان می پردازد و می نویسد: در هفدهم مهر ۱۳۶۰ خورشیدی با عنایت خدای منان و همکاری بی‌دریغ سپاه نیرومند مریوان، پاکسازی منطقه اورمان با هفت روستای محروم آن به انجام رساند و به خواست خدا و امدادهای غیبی، حزب رزگاری به کلی از بین رفت. حدود ۳۰۰ تن از خودباختگان سیه بخت، تسلیم قوای اسلام گردیدند. یکصد تن به هلاکت رسیدند و بیش از ۶۰۰ قبضه اسلحه به دست سپاهیان توانمند اسلام افتاد. پاسداران رشید با همت و مردانگی به زدودن ناپاکان مزاحم از منطقه نوسود و پاوه پرداختند و کار این پاکسازی و زدودن جنایتکاران پست، تا مرز عراق ادامه یافت. این پیروزی و دشمن سوزی، در عملیات بزرگ و بالنده محمّدرسول الله(ص) و با رمز «لااله الا الله» به دست آمد. در مبارزات بی امان یک ساله، ۳۶۲ تن از فریب خوردگان دمکرات، کومله، فدایی و رزگاری با همه سلاح‌های مخرب و آتشین خود تسلیم سپاه پاوه شدند و امان نامه دریافت کردند. منطقه پاوه و نوسود به جهنمی هستی سوز برای اشرار خدانشناس تبدیل گشت، قدرت و تحرک آن ناپاکان دیو سیرت رو به اضمحلال و نابودی گذاشت، بطوری که تسلیم و فرار را تنها راه نجات خود یافتند. در اندک مدتی آن منطقه آشوب‌خیز و ناامن که میدان تک‌تازی اشرار شده بود به یک سرزمین امن تبدیل گردید.

این فرمانده مدبر، قدرت عجیبی در مدیریت داشت، آن هم یک مدیریت سالم در اداره کارها و نیروها. با وجود آنکه به مسایل عاطفی و نیز اصول مدیریت احترام می گذاشت و عمل می کرد، در عین حال هنگام فرماندهی، قاطع بود. او نیروهای تحت امر خود را خوب توجیه می کرد و نظارت و پیگیری خوبی نیز داشت. فردی را که در انجام دستورات کوتاهی  می کرد، بازخواست و شخصی را که خوب عمل می کرد، تشویق می کرد.

نقش شهید همت در جنگ تحمیلی

پس از شروع جنگ تحمیلی از طرف رژیم بعثی عراق، شهید همت به صحنه کارزار وارد شد و در طول سالیان حضور در جبهه های نبرد، خدمات شایان توجهی برجای گذاشت و افتخارها آفرید. او و سردار حاج احمد متوسلیان به دستور فرماندهی محترم کل سپاه ماموریت یافتند، ضمن اعزام به جبهه جنوب، تیپ محمد رسول الله (ص) را تشکیل دهند. در عملیات سراسری فتح المبین، مسوولیت قسمتی از کل عملیات به عهده این سردار دلاور بود. موفقیت عملیات در منطقه کوهستانی «شاوریه» مرهون ایثار و تلاش این سردار بزرگ و همرزمان اوست. شهید  همت در عملیات پیروزمند بیت المقدس در منصب معاونت تیپ محمد رسول الله (ص) فعالیت و تلاش تحصین برانگیزی را در شکستن محاصره جاده شلمچه – خرمشهر انجام داد و به حق می توان گفت که او  و یگان تحت امرش سهم بسزایی در فتح خرمشهر داشتند و با اینکه منطقه عملیاتی دشت بود، او با استفاده از بهترین تدبیر نظامی به نحو مطلوبی فرماندهی کرد.

در ۱۳۶۱ خورشیدی با توجه به شعله ور شدن آتش فتنه و جنگ در جنوب لبنان به منظور یاری رساندن به مردم مسلمان و مظلوم لبنان که مورد هجوم ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی قرار گرفته بودند، راهی آن دیار شد. یکی از ویژگی های این فرمانده مدبر بینش سیاسی بالا او بود، وی به مسایل لبنان، فلسطین و دیگر کشورهای اسلامی بسیار می اندیشید و آنچنان از اوضاع آنجا مطلع بود که گویی سالیان طولانی در آن سامان با دشمنان اسلام در ستیز بوده است. او با وجود مشغله فراوان از مطالعه غافل نبود و نسبت به مسایل سیاسی روز شناخت وسیعی داشت، وی تنها ۲ ماه در این مناطق بود و پس از آن به ایران بازگشت و در محور جنگ و جهاد قرار گرفت.

با شروع عملیات رمضان در ۲۳ تیر ۱۳۶۱ خورشیدی در منطقه «شرق بصره» فرماندهی تیپ ۲۷ رسول اکرم (ص) را بر عهده گرفت و بعدها با ارتقای این یگان به لشکر تا زمان شهادتش در منصب فرماندهی انجام وظیفه کرد. پس از آن در عملیات مسلم بن عقیل و محرم  که او فرمانده قرارگاه ظفر بود، سلحشورانه با دشمن جنگید. در عملیات والفجر مقدماتی بود که شهید همت، مسوولیت سپاه یازدهم قدر را که شامل لشکر ۲۷ حضرت محمد رسول الله (ص)، لشکر ۳۱ عاشورا، لشکر ۵ نصر و تیپ ۱۰ سید الشهدا(ع) بود، بر عهده گرفت. سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشکر ۲۷ تحت فرماندهی او در عملیات والفجر ۴ قابل توجه بود. وی در تصرف ارتفاعات کانی مانگا نقش ویژه‌ای داشت.

 صلابت، اقتدار و استقامت فراموش نشدنی این شهید والامقام و رزمندگان لشکر محمد رسول الله (ص) در جریان عملیات خیبر در منطقه طلائیه و تصرف جزایر مجنون و حفظ آن با وجود حملات شدید دشمن باید دید. در خصوص پاتک های شدید دشمن همین بس که فرمانده سپاه سوم عراق در یکی از اظهاراتش گفته بود: «… ما آنقدر آتش بر جزایر مجنون فرو ریختیم و آنچنان آنجا را بمباران شدید نمودیم که از جزایر مجنون جز تلی خاکستر چیز دیگری باقی نیست.»

شهید قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در خصوص شهید همت گفته است: هر وقت شهید همت به ذهن من می‌آید، دلم مملو از غصه می‌شود. او فرمانده لشکر پایتخت بود. اما در خیبر آنقدر رزمندگان لشکرش شهید و مجروح شدند که به گردان رسید. گردان را از طلائیه به جزیره مجنون جنوبی منتقل کرد و تبدیل به دسته شد. والله تبدیل به دسته شد یعنی قریب به ۴۰ نفر همت با دسته ماند. شهید همت در جریان عملیات خیبر به همرزمانش گفته بود: باید مقاومت کرده و مانع از بازپس‌گیری مناطق تصرف شده، توسط دشمن شد. یا همه این‌جا شهید می‌شویم و یا جزیره مجنون را نگه می‌داریم.

شهادت

شهید همت سرانجام بر اثر اصابت گلوله توپ همراه با معاونش اکبر زجاجی در ۱۷ اسفند ۱۳۶۲ خورشیدی در محل تقاطع جاده‌های جزایر مجنون شمالی و جنوبی به فیض شهادت نایل آمد و در گلزار شهدای شهرضا به خاک سپرده شد. در ابتدا قرار بود، شهید همت در قطعه ۲۴ بهشت زهرای تهران دفن شود اما به اصرار خانواده در زادگاهش و در کنار امامزاده شاهرضا به خاک سپرده شد با این حال در قطعه: ۲۴ ردیف:۷۷ شماره:۵۲۴ بهشت زهرا و در کنار مصطفی چمران، عباس کریمی و رضا چراغی سنگ مزاری برای وی نصب کرده‌اند و بسیاری تصور می‌کنند که او در بهشت زهرا دفن شده‌است. شهید قاسم سلیمانی در خصوص نحوه شهادت شهید همت می‌گوید: در ترک موتور نه در بنز ضدگلوله و در فضای ویژه همت در ترک موتور ناشناس در ضلع وسطی جزیره مجنون شهید شد و بیش از ۲ ساعت کسی نمی‌دانست آنکه افتاده همت است. برادرها طاقت این است…امتحان این است… و اینگونه است که او امروز بر جان‌ها حکومت می‌کند.

تهران- ایرنا- ماهیت یادداشت با برملاکردن اسرار گره خورده، دربارۀ شماری…

تهران- ایرنا- آمریکا از آغاز مذاکرات تاکنون تاکتیک‌های متعددی را اجرا…

تهران- ایرنا- نمایشگاه مجازی کتاب جایی است که دوستان واقعی کتاب‌ را…

تهران- ایرنا- استفاده نکردن مردم انگلیس از کیسه‌های پلاستیکی در هنگام…

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است

شهید حاج محمد ابراهیم همت در در ۱۷ اسفند سال ۶۲ در عملیات خیبر به لقاء خداوند شتافت.

به گزارش مشرق، اسفند، ماه فرماندهان شهید است. ماهی که در آن حداقل پنج تن از نام‌آورترین سرداران دفاع مقدس به شهادت رسیده‌اند. شهید حمید باکری، شهید محمدابراهیم همت، شهید مهدی باکری، شهید عباس کریمی و شهید حاج‌حسین خرازی از بنام‌ترین فرماندهان دفاع مقدس بودند که همگی در اسفندماه پر گشودند. در حالی که میانه اسفند ۱۳۹۸ را پشت سر می‌گذاریم، به ۱۷ اسفند ماه سالروز شهادت سردار رشید اسلام حاج محمد ابراهیم همت می‌رسیم.

شهید همت از سرشناس‌ترین و بلندآوازه‌ترین فرماندهان دوران دفاع مقدس به شمار می‌رود. سید مرتضی آوینی در رثای حاج ابراهیم همت گفته بود که این سردار فاتح خیبر، قلعه قلب مرا نیز فتح کرده است.

شهید همت، فرمانده لشکر پایتخت بود

نظر مردم درباره شهید همت

سردار قاسم سلیمانی نیز درباره سردار حاج محمد ابراهیم همت می‌گوید: هر وقت شهید همت به ذهن من می‌آید، دلم مملو از غصه می‌شود. او فرمانده لشکر پایتخت بود. اما در خیبر آنقدر رزمندگان لشکرش شهید و مجروح شدند که به گردان رسید. گردان را از طلائیه به جزیره مجنون جنوبی منتقل کرد و تبدیل به دسته شد. والله تبدیل به دسته شد یعنی قریب به ۴۰ نفر، همت با دسته ماند.

شهرضا شهیدان بزرگ زیادی را تقدیم کشور کرده است و ابراهیم همت یکی از بزرگترین چهره‌ها است، سردار خیبر پس از پیروزی انقلاب با کمک دو تن از برادران خود و تعدادی از نیروهای انقلابی شهرضا دفاع شهری را تشکیل دادند که بعد به سپاه شهرضا تبدیل شد. با تهاجم رژیم بعث عراق به خاک کشور و به دستور فرماندهی کل سپاه، او و حاج احمد متوسلیان، مأموریت یافتند با اعزام به جبهه جنوب، تیپ محمد رسول الله(ص) را تشکیل دهند.

سرعت عمل، صلابت، اقتدار و استقامت از مهمترین خصایص ابراهیم همت در صحنه‌های نبرد و زندگی بود. تجمیع صفات خوب انسانی در وجود او، از همت چهره‌ای یگانه ساخت که پس از گذشت سال‌ها از شهادتش هنوز نام او ورد زبان‌ها است.

مادر شهید همت از سخت‌ترین لحظه زندگی‌اش می‌گوید

مادر از آخرین باری که ابراهیم را دید این‌گونه می‌گوید: «سه ماهی می‌شد، نیامده بود تا بالاخره یک روز از جبهه دل کند و آمد. این بار خیلی قربان صدقه‌اش رفتم و قسمش دادم که زود به زود به من سر بزند.

مادر از سخت‌ترین لحظه زندگی‌اش می‌گوید: «داشتم شیشه‌های خانه را برای عید پاک می‌کردم که دامادم وارد خانه شد و گفت حال ابراهیم خوب نیست و در یکی از بیمارستان‌های اهواز بستری شده است. خیلی نگران شدم و بی‌تاب این بودم که یک نفر مرا ببرد تا پسرم را ملاقات کنم. بیقراری امانم را بریده بود. تا اینکه که پسرم ولی‌الله آمد و بدون هیچ مقدمه‌ای وقتی این حالات مرا دید گفت منتظر کی هستی مادر؟ ابراهیم شهید شده است. با شنیدن این خبر بیهوش شدم. پدر ابراهیم هم از حال رفت و روی زمین افتاد. چند ساعتی اصلا توی این دنیا نبودیم…»

مادرم اجازه نداد ابراهیم در بهشت زهرای تهران دفن شود

سردار ولی‌الله همت می‌گوید، وقتی ابراهیم شهید شد، بچه‌های لشگر ۲۷ محمد رسول الله می‌خواستند حاجی را تهران در بهشت زهرا دفن کنند، اما مادرم خیلی بی‌تابی کرد و اجازه نداد، بنابراین برای تشییع و تدفین راهی شهرضا شدیم، اما در بهشت زهرا هم سنگ یادبودی در کنار دیگر فرماندهان بزرگ دفاع مقدس به یادبود شهید همت گذاشتیم.

بردار شهید همت بیان کرد: در مرداد سال ۱۳۵۹ قبل از جنگ به شهرستان پاوه عزیمت کرد و در پاکسازی‌ها تا مرز نوسود به همراه شهید والامقام ناصر کاظمی تلاش‌ها و مجاهدت‌های بی‌وقفه‌ای از خود نشان دادند.

وی با اشاره به این‌که در دی ماه سال ۱۳۶۰ برای تشکیل تیپ محمدرسول الله به همراه حاج احمد متوسلیان و شهید شهبازی و تعدادی از نیروهای مریوان و پاوه به جنوب اعزام شدند، تصریح کرد: با تشکیل تیپ محمد رسول الله به استعداد ۱۵ گردان و گردان‌های پشتیبانی در عملیات فتح‌المبین رشادت‌های بسیاری از خود به جای گذاشت و منطقه وسیعی را که در چنگال دشمن بود را به تصرف درآوردند.

سردار همت اضافه کرد: با شروع عملیات رمضان، در تاریخ ۲۳ تیر ماه سال ۶۱ در منطقه شرق بصره، فرماندهی تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) را به عهده گرفت و بعدها با ارتقای این یگان به لشکر، تا زمان شهادتش، در سمت فرماندهی آن لشکر انجام وظیفه کرد.

برادر شهید همت ادامه داد: در عملیات مسلم‌بن‌عقیل(ع) و محرم در سمت فرمانده قرارگاه ظفر، سلحشورانه با دشمن متجاوز جنگید، در عملیات والفجر مقدماتی، مسؤولیت سپاه یازدهم قدر را که شامل، لشکر ۲۷ حضرت رسول(ص)، لشکر ۳۱ عاشورا، لشکر ۵ نصر و تیپ ۱۰ سیدالشهدا بود، به عهده گرفت.

اوج حماسه آفرینی شهید همت در عملیات خیبر بود

وی با بیان این‌که سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشکر ۲۷ تحت فرماندهی او در عملیات والفجر چهار و تصرف ارتفاعات کانی مانگا هرگز از خاطره‌ها محو نمی‌شود، خاطرنشان کرد: اوج حماسه آفرینی این سردار بزرگ در عملیات خیبر بود، در این مقطع، حاج همت تمام توان خود را به کار گرفت و در آخرین روزهای حیات دنیوی‌اش، خواب و خوراک و هرگونه بهره مادی از دنیا را برخود حرام کرد و با ایثار خون خود برگی خونین در تاریخ دفاع مقدس رقم زد.

سردار همت عنوان کرد: شهید همت در جریان عملیات خیبر به برادران گفته بود: «باید مقاومت کرده و مانع از بازپس‌گیری مناطق تصرف شده، توسط دشمن شد. یا همه اینجا شهید می شویم و یا جزیره مجنون را نگه می داریم.»

درخواست کمک شهید همت از سردار سلیمانی

بردار شهید همت با اشاره به لحظه شهادت حاج محمد ابراهیم همت گفت: با توجه به این‌که حضرت امام (ره) فرموده بودند جزایر مجنون باید حفظ شود، برادرم حاج ابراهیم از سردار سلیمانی درخواست نیرو می‌کند و می‌گوید به من یک گردان بدهید که خط را حفظ کنم؛ سردار سلیمانی از افضلی، مسؤول اطلاعات لشکر ۴۱ ثارالله می‌خواهد که یک گردان به حاج ابراهیم بدهد تا خط را حفظ کند.

وی افزود: حاج ابراهیم پشت موتور می‌نشیند که گردان را تحویل بگیرد در حین رفتن گلوله توپ اثابت می‌کند و حاج ابراهیم در پد جنوبی جزیره با ترکش گلوله توپ به شهادت می‌رسد؛ بیش از دو ساعت کسی نمی‌دانست آنکه افتاده حاج محمد ابراهیم همت است.

سردار همت با بیان این‌که رزمندگان لشکر نیز با تمام توان در برابر دشمن مردانه ایستادگی کردند، گفت: سرانجام محمد ابراهیم همت در ۱۷ اسفند سال ۶۲ در عملیات خیبر به لقاء خداوند شتافت.

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبري-تحليلي مشرق نيوز مي باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

به گزارش نوید شاهد  آنچه در ادامه می‌شنوید، سخنان منتشرنشده از شهید محمدابراهیم همت در بحبوحه آغاز عملیات والفجر یک است که در جمع نیروهای بسیجی ٥ گردان از لشکر ٢٧ محمد رسول‌الله (ص) در چنانه استان خوزستان در روز دهم فروردین ماه سال ۶۲ ایراد کرد.

شهید همت در این سخنرانی،‌ نظرش را درباره انقلاب اسلامی مطرح کرد و گفت: ما اگر در طول تاریخ و پس از ائمه معصوم (ع) نمونه‌ای بخواهیم از انقلابات الهی پیدا کنیم، بهترین نمونه، الگوترین شیوه و بارزترین نماد و حرکت در جهت اسلام عزیز و تشییع سرخ، انقلاب اسلامی ایران است که نمودارش و شتابش و موجش اکنون همه جای جهان را فرا گرفته است.

درباره عملیات والفجر یک

در عملیات والفجر یک که از ۲۰ فروردین‌ماه سال ۶۲ آغاز شد و ۶ روز به طول انجامید، ۸ لشکر از سپاه پاسداران و ۲ لشکر، ۳ تیپ و یک گردان از نیروی زمینی ارتش ایران و به عبارت دیگر ۳۰ گردان از ارتش و ۸۰ گردان از سپاه مشارکت داشتند.

نظر مردم درباره شهید همت

در پایان این عملیات تعداد ۶۷۵۰ تن از نیروهای دشمن کشته ، زخمی و اسیر شدند. ۹۸ دستگاه تانک و نفربر زرهی منهدم، ۵ فروند چرخبال ساقط و سه واحد ۵۵۰ نفری جیش الشعبی، سه گردان کماندویی و ۴ گردان مکانیزه آسیب دید. همچنین بخشی از بلندی‌های حمرین، چندین روستا در حاشیه رودخانه دویرج و پاسگاه مرزی پیچ انگیزه آزاد شد که در مجموع ۱۵۰ کیلومتر وسعت را دربر می‌گرفت.

 

شهید محمدابراهیم همت در دوران جنگ تحمیلی، فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) بود. وی در هفدهم اسفندماه ۱۳۶۲، در جزیره مجنون بر اثر اصابت گلوله توپ به شهادت رسید. شهید همت که از روحیه ایثار و استقامت کم نظیری برخوردار بود، با برخوردها و صفات اخلاقی اش در واقع معلمی نمونه و سرمشقی خوب برای پاسداران و بسیجیان بود و خود به آنچه می گفت، عمل می کرد.

محمدابراهیم همت فرزند علی اکبر، روز ۱۲ فروردین ۱۳۳۴ ه.ش در شهرضای اصفهان در خانواده ای متدین به دنیا آمد. او در رحم مادر بود که پدر و مادرش عازم کربلای معلیّ شدند و مادر با تنفس شمیم روحبخش کربلا، عطر عاشورایی را به این امانت الهی دمید. محمد ابراهیم درسایه محبت های پدر و مادر پاکدامن، وارسته و مهربانش دوران کودکی را پشت سر گذاشت و بعد وارد مدرسه شد.

در دوران تحصیلش از هوش و استعداد فو ق العاده ای برخوردار بود و با موفقیت تمام دوران دبستان و دبیرستان را پشت سر گذاشت. اشتیاق محمد ابراهیم به قرآن و فراگیری آن باعث می شد که از مادرش با اصرار بخواهد که به او قرآن یاد بدهد و او را در حفظ سوره ها کمک کند. این علاقه تا حدی بود که از آغاز رفتن به دبیرستان توانست قرائت کتاب آسمانی قرآن را کاملا فرا گیرد و برخی از سوره های کوچک را نیز حفظ کند.

او در سال ۱۳۵۲ مقطع دبیرستان را با موفقیت پشت سرگذاشت و پس از اخذ دیپلم با نمرات عالی در دانشسرای اصفهان به ادامه تحصیل پرداخت.

محمدابراهیم همت پس از دریافت مدرک تحصیلی به سربازی رفته و در همین مدت توانست با برخی از جوانان روشنفکر و انقلابی مخالف رژیم ستم شاهی آشنا شود و به تعدادی از کتب ممنوعه (از نظر ساواک) دست یابد. مطالعه آن کتا بها که مخفیانه و توسط برخی از دوستان، برایش فراهم می شد تأثیر عمیق و سازنده ای در روح و جان محمدابراهیم گذاشت و به روشنایی اندیشه و انتخاب راهش کمک شایانی کرد. مطالعه همان کتاب ها و برخورد و آشنایی با بعضی از دوستان، باعث شد که ابراهیم فعالیت های خود را علیه رژیم ستمشاهی آغاز کند و به روشنگری مردم و افشای چهره طاغوت بپردازد.

نظر مردم درباره شهید همت

دوران معلمی:

وی پس از پایان دوران سربازی و بازگشت به زادگاهش شغل معلمی را برگزید. در روستاها مشغول تدریس شد و به تعلیم فرزندان این مرز و بوم همت گماشت. ابراهیم در این دوران نیز با تعدادی از روحانیون متعهد و انقلابی ارتباط پیدا کرد و در اثر مجالست با آنها با شخصیت حضرت امام (ره) بیشتر آشنا شد. به دنبال این آشنایی و شناخت، سعی می کرد تا در محیط مدرسه و کلاس درس، دانش آموزان را با معارف اسلامی و اندیشه های انقلابی حضرت امام (ره) و یارانش آشنا کند. او در تشویق و ترغیب دانش آموزان به مطالعه و کسب بینش و آگاهی سعی وافری داشت و همین امور سبب شد که چندین نوبت از طرف ساواک به او اخطار شود. لیکن روح بزرگ و بی باک او به همه آن اخطارها بی اعتنا بود و هدف و راهش را بدون اندک تزلزلی پی می گرفت و از تربیت شاگردان خود لحظه ای غفلت نمی ورزید. با گسترش تدریجی انقلاب اسلامی، ابراهیم پرچمداری جوانان مبارز شهرضا را برعهده گرفت.

پس از انتقال وی به شهرضا برای تدریس در مدارس شهر، ارتباطش با حوزه علمیه قم برقرار شد و بطور مستمر برای گرفتن رهنمود، ملاقات با روحانیون و دریافت اعلامیه و نوار به قم رفت و آمد می کرد. سخنرانی های پرشور و آتشین او علیه رژیم که بدون مصلحت اندیشی انجام می شد، مأمورین رژیم را به تعقیب وی واداشته بود، به گونه ای که او شهر به شهر می گشت تا از دستگیری در امان باشد. نخست به شهر فیروزآباد رفت و مدتی در آنجا دست به تبلیغ و ارشاد مردم زد. پس از چندی به یاسوج رفت. موقعی که درصدد دستگیری وی برآمدند به دوگنبدان عزیمت کرد و سپس به اهواز رفت و در آنجا سکنی گزید. در این دوران اقشار مختلف در اعتراض به رژیم ستمشاهی و اعمال وحشیانه اش عکس العمل نشان می دادند و ابراهیم احساس کرد که برای سازماندهی تظاهرات باید به شهرضا برگردد.

بعد از بازگشت به شهر خود در دعوت مردم به خیابان ها و انجام تظاهرات علیه رژیم، فعالیت و کوشش خود را افزایش داد تا اینکه در یکی از راهپیمایی های پرشور مردمی، قطعنامه مهمی که یکی از بندهای آن انحلال ساواک بود، توسط شهید همت قرائت شد. به دنبال آن فرمان ترور و اعدام ایشان توسط فرماندار نظامی اصفهان، سرلشکر معدوم ناجی، صادر گردید. مأموران رژیم در هر فرصتی در پی آن بودند که این فرزند شجاع و رشید اسلام را از پای درآورند، ولی او با تغییر لباس و قیافه، مبارزات ضد دولتی خود را دنبال می کرد تا اینکه انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (ره)، به پیروزی رسید.

پس از پیروزی انقلاب:

پیروزی انقلاب در جهت ایجاد نظم و دفاع از شهر و راه اندازی کمیته انقلاب اسلامی شهرضا نقش اساسی داشت. او از جمله کسانی بود که سپاه شهرضا را با کمک دوتن از برادران خود و سه تن از دوستانش تشکیل داد. درایت و نفوذ خانوادگی که در شهر داشتند مکانی را به عنوان مقر سپاه در اختیار گرفته و مقادیر قابل توجهی سلاح از شهربانی شهر به آنجا منتقل کردند و از طریق مردم، سایر مایحتاج و نیازمندیها را رفع کردند.

به تدریج عناصر حزب اللهی به عضویت سپاه درآمدند. هنگامی که مجموعه سپاه سازمان پیدا کرد، او مسؤولیت روابط عمومی سپاه را به عهده داشت. به همت این شهید بزرگوار و فعالیت های شبانه روزی برادران پاسدار در سال ۵۸، یاغیان و اشرار اطراف شهرضا که به آزار و اذیت مردم می پرداختند، دستگیر و به دادگاه انقلاب اسلامی تحویل داده شدند و شهر از لوث وجود افراد شرور و قاچاقچی پاکسازی گردید.

از کارهای اساسی ایشان در این مقطع، سامان بخشیدن به فعالیت های فرهنگی، تبلیغی منطقه بود که در آگاه ساختن جوانان و ایجاد شور انقلابی تأثیر بسزایی داشت. اواخر سال ۵۸ بر حسب ضرورت و به دلیل تجربیات گران بهای او در زمینه امور فرهنگی به خرمشهر و سپس به بندر چابهار و کنارک (در استان سیستان و بلوچستان) عزیمت کرد و به فعالیت های گسترده فرهنگی پرداخت.

مقابله با ضد انقلاب:

شهید همت در خرداد سال ۱۳۵۹ به منطقه کردستان که بخش هایی از آن در چنگال گروهک های مزدور گرفتار شده بود، اعزام گردید. ایشان با توکل به خدا و عزمی راسخ، مبارزه بی امان و همه جانبه ای را علیه عوامل استکبار جهانی و گروهک های خودفروخته در کردستان شروع کرد و هر روز عرصه را بر آنها تنگ تر نمود. از طرفی در جهت جذب مردم محروم کُرد و رفع مشکلات آنان به سهم خود تلاش داشت و برای مقابله با فقر فرهنگی منطقه اهتمام چشمگیری از خود نشان می داد تا جایی که هنگام ترک آنجا، مردم منطقه گریه می کردند و حتی تحصن نموده و نمی خواستند از این بزرگوار جدا شوند.

رشادت های او در برخورد با گروهک های یاغی قابل تحسین و ستایش است. بر اساس آماری که از یادداشت های آن شهید به دست آمده است، سپاه پاسداران پاوه از مهر ۵۹ تا دیماه ۶۰ (با فرماندهی مدبرانه او) عملیات موفق در خصوص پاکسازی روستاها از وجود اشرار، آزادسازی ارتفاعات و درگیری با نیروهای ارتش بعث داشته است.

پس از شروع جنگ تحمیلی از سوی رژیم متجاوز عراق، شهید همت به صحنه کارزار وارد شد و در طی سالیان حضور در جبهه های نبرد، خدمات شایان توجهی برجای گذاشت و افتخارها آفرید. او و سردار رشید اسلام، حاج احمد متوسلیان، به دستور فرماندهی کل سپاه مأموریت یافتند ضمن اعزام به جبهه جنوب، تیپ محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله) را تشکیل دهند. در عملیات سراسری فتح المبین، مسؤولیت قسمتی از کل عملیات به عهده این سردار دلاور بود. موفقیت عملیات در منطقه کوهستانی «شاوریه» مرهون ایثار و تلاش این سردار بزرگ و همرزمان اوست.

شهید همت در عملیات پیروزمند بیت المقدس در سمت معاونت تیپ محمدرسول الله (صلیّ الله علیه و آله) فعالیت و تلاش تحسین برانگیزی را در شکستن محاصره جاده شلمچه خرمشهر انجام داد و به حق می توان گفت که او و یگان تحت امرش سهم بسزایی در فتح خرمشهر داشته اند و با اینکه منطقه عملیاتی دشت بود، شهید حاج همت با استفاده از بهترین تدبیر نظامی به نحو مطلوبی فرماندهی کرد.

در سال ۱۳۶۱ با توجه به شعله ور شدن آتش فتنه و جنگ در جنوب لبنان به منظور یاری رساندن به مردم مسلمان و مظلوم لبنان که مورد هجوم ناجوانمردانه رژیم صهیونیستی قرار گرفته بود راهی آن دیار شد و پس از دو ماه حضور در این خطه به میهن اسلامی بازگشت و در محور جنگ و جهاد قرار گرفت.

با شروع عملیات رمضان در تاریخ ۲۳/۴/۱۳۶۱ در منطقه «شرق بصره» فرماندهی تیپ ۲۷ محمد رسول الله (صلیّ الله علیه و آله) را برعهده گرفت و بعدها با ارتقای این یگان به لشکر، تا زمان شهادتش در سمت فرماندهی انجام وظیفه نمود. پس از آن در عملیات «مسلم بن عقیل» و «محرم» که او فرمانده قرارگاه ظفر بود سلحشورانه با دشمن زبون جنگید. در عملیات والفجر مقدماتی بود که شهید حاج همت، مسؤولیت سپاه یازدهم قدر را که شامل لشکر ۲۷ حضرت محمد رسول الله (صلیّ الله علیه و آله)، لشکر ۳۱ عاشورا، لشکر ۵ نصر و تیپ ۱۰ سیدالشهدا (علیه السلام) بود، برعهده گرفت.

سرعت عمل و صلابت رزمندگان لشکر ۲۷ تحت فرماندهی ایشان در عملیات والفجر ۴ و تصرف ارتفاعات کان یمانگا در آن مقاطع از خاطره ها محو نمی شود. صلابت، اقتدار و استقامت فراموش نشدنی این شهید والامقام و رزمندگان لشکر محمدرسول الله (صلیّ الله علیه و آله) در جریان عملیات خیبر در منطقه طلائیه و تصرف جزایر مجنون و حفظ آن با وجود پاتک های شدید دشمن، از افتخارات تاریخ جنگ محسوب می گردد.

شهید همت بدون هراس و ترس از دشمن و با وجود بی خوابی های مکرر همچنان به ادای تکلیف و اجرای فرمان حضرت امام خمینی(ره) مبنی بر حفظ جزایر می اندیشید و خطاب به برادران بسیجی می گفت: «برادران، امروز مسأله ما، مسأله اسلام و حفظ و حراست از حریم قرآن است. بدون تردید یا همه باید پرچم سرخ عاشورایی حسین (علیه السلام) را به دوش کشیم و قداست مکتبمان، مملکت و ناموسمان را پاسداری و حراست کنیم و با گوشت و خون به حفظ جزیره، همت نمائیم، یا اینکه پرچم ذلت و تسلیم را درمقابل دشمنان خدا بالا ببریم و این ننگ و بدبختی را به دامن مطهر اعتقادمان روا داریم، که اطمینان دارم شما طالبان حریت و شرف هستید، نه ننگ و بدنامی».

او عارفی وارسته، ایثارگری سلحشور و اسوه ای برای دیگران بود که جز خدا به چیز دیگری نمی اندیشید و به عشق رسیدن به هدف متعالی و کسب رضای خدا، شب و روز تلاش می کرد و سخت ترین و مشکل ترین مسؤولیت های نظامی را با کمال خوشرویی و اشتیاق و آرامش خاطر می پذیرفت.

او فرمانده ای مدیر و مدبرّ بود. قدرت عجیبی در مدیریت داشت. آن هم یک مدیریت سالم در اداره کارها و نیروها. با وجود آنکه به مسائل عاطفی و نیز اصول مدیریت احترام می گذاشت و عمل می کرد، درعین حال هنگام فرماندهی قاطع بود. او نیروهای تحت امر خود را خوب توجیه می کرد و نظارت و پیگیری خوبی نیز داشت. کسی را که در انجام دستورات کوتاهی می نمود بازخواست می کرد و کسی را که خوب عمل می کرد تشویق می نمود.

بینش سیاسی بعُد دیگری از شخصیت والای او به شمار می رفت. به مسائل لبنان و فلسطین و سایر کشورهای اسلامی بسیار می اندیشید و آنچنان از اوضاع آنجا مطلع بود که گویی سالیان درازی در آن سامان با دشمنان خدا و رسول (ص) در ستیز بوده است. او با وجود مشغله فراوان از مطالعه غافل نبود و نسبت به مسائل سیاسی روز شناخت وسیعی داشت.

روحیه ایثار و استقامت او شگفت انگیز بود. حتی جیره و سهمیه لباس خود را به دیگران می بخشید و با همان کم، قانع بود و در پاسخ کسانی که می پرسیدند چرا لباس خود را که به آن نیازمند بودی، بخشیدی؟ می گفت: «من پنج سال است که یک اورکت دارم و هنوز قابل استفاده است». از ویژگی های اخلاقی شهید همت برخورد دوستانه او با بسیحیان جان برکف بود. وقتی در سنگرهای نبرد، غذای گرم برای شهید همت می آوردند سؤال می کرد: آیا نیروهای خط مقدّم و دیگر اعضای هم رزممان در سنگرها همین غذا را می خورند یا خیر؟ و تا مطمئن نمی شد دست به غذا نمی زد. شهید همت همواره برای رعایت حقوق بسیجیان به مسؤلان امر تأکید و توصیه داشت. برای شهید همت مطرح نبود که چکاره است، فرمانده است یا نه. همت یک رزمنده بود، همت هم مرد جنگ بود و هم معلمی وارسته.

شهید همت در جریان عملیات خیبر به برادران گفته بود: «باید مقاومت کرده و مانع از بازپسگیری مناطق تصرف شده، توسط دشمن شد. یا همه اینجا شهید می شویم و یا جزیره مجنون را نگه می داریم». رزمندگان لشکر نیز با تمام توان در برابر دشمن مردانه ایستادگی کردند. همت جلو رفته بود تا وضع جبهه توحید را از نزدیک بررسی کند، که گلوله توپ در نزدیکی اش اصابت می کند و این سردار دلاور به همراه معاونش، شهید اکبر زجاجی، در ۱۷ اسفند سال ۱۳۶۲ در عملیات خیبر دعوت حق را لبیک گفته و به لقاء خداوند شتافتند.

به نام خدا. نامی که هرگز از وجودم دور نیست و پیوسته با یادش آرزوی وصالش را در سر داشتم. سلام بر حسین(ع) سالار شهیدان اسوه و اسطوره بشریت. مادر گرامی و همسر مهربانم پدر و برادران عزیزم!

درود خدا بر شما باد که هرگز مانع حرکتم در راه خدا نشدید.چقدر شماها صبورید.خودتان می‌دانید که من چقدر به شهیدان عشق می‌ورزیدم غنچه‌هایی که(کبوترانی که) همیشه در حال پرواز به‌ سوی ملکوت اعلایند.الگو و اسوه‌هایی که معتقد به دادن جان برای گرفتن بقا (بقا و حیات ابدی) و نزدیکی با خدای چرا که «ان الله اشتری من المومنین…». من نیز در پوست خود نمی‌گنجم. گمشده‌ای دارم و خویشتن را در قفس محبوس می‌بینم و می‌خواهم از قفس به درآیم. سیم‌های خاردار مانع‌اند. من از دنیای ظاهر فریب مادیات و همه آنچه که از خدا بازم می‌دارد متنفرم (هوای نفس شیطان درون و خالص نشدن) در طول جنگ برادرانی که در عملیات شهید می‌شدند از قبل سیمایشان روحانی و نورانی می‌شد و هر بی طرفی احساس می‌کرد که نوبت شهادت آن برادر فرا رسیده است. عزیزانم! این بار دوم است که وصیت نامه می‌نویسم ولی لیاقت ندارم و معلوم است که هنوز در بند اسارتم هنوز خالص نشده‌ام و آلوده‌ام. از شروع انقلاب در این راه افتادم و پس از پیروزی انقلاب نیز سپاه را پناهگاه خوبی برای مبارزه یافتم ابتدا در گیری با ضد انقلاب و خوانین در منطقه شهرضا (قمشه) و سمیرم سپس شرکت در خوزستان و جریان کروهک ها در خرمشهر پس از آن سفر به سیستان و بلوچستان (چابهار و کنارک) و بعداً حرکت به طرف کردستان دقیقاً دو سال در کردستان هستم. مثل این است که دیگر جنگ با من عجین شده است. خداوند تا کنون لطف زیادی به این سراپا گنه کرده و توفیق مبارزه در راهش را نصیبم کرده است.

اکنون من می‌روم با دنیایی انتظار انتظار وصال و رسیدن به معشوق. ای عزیزان من توجه کنید: ۱- اگر خداوند فرزندی نصیبم کرد با اینکه نتوانستم در طول دورانی که همسر انتخاب کردم حتی یک هفته خانه باشم دلم می‌خواهد او را علی وار تربیت کنید. همسرم انسان فوق العاده ایست او صبور است و به زینب عشق می‌ورزد او از تربیت کردن صحیح فرزندم لذت خواهد برد چون راهش را پیدا کرده است. اگر پسر به دنیا آورد اسم او را مهدی و اگر دختر به دنیا آورد اسم او را مریم بگذارید. چون همسرم از این اسم خوشش می‌آید. ۲- امام مظهر صفا پاکی و خلوص و دریایی از معرفت است .فرامین او را مو به مو اجرا کنید تا خداوند از شما راضی باشدزیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد. ۳- هر چه پول دارم اول بدهی مکه مرا به پیگیری سپاه تهران (ستاد مرکزی) بدهید و بقیه را همسرم هر طور خواست خرج کند. ۴- ملت ما ملت معجزه گر قرن است و من سفارشم به ملت تداوم بخشیدن به راه شهیدان و استعانت به درگاه خداوند است تا این انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) وصل نماید و در این تلاش پیگیر مسلماً نصر خدا شامل حال مؤمنین است. ۵- از مادر و همه فامیل و همسرم اگر به خاطر من بی تابی کنند راضی نیستم. را به خدا بسپارید و صبور و شجاع باشید. (حقیر حاج همت)
نی نی سایت

نظر مردم درباره شهید همت
نظر مردم درباره شهید همت

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.