نظر مردم درباره شهیدان

نظر مردم درباره شهیدان
نظر مردم درباره شهیدان

س1: آیا تمام شهدا انسان‌های باتقوایی بودند؟

ج: اگر باتقوا نبود که جان نمی‌‌داد؛ بلکه از صحنه نبرد فرار می‌‌کرد. اینکه حاضر شد تا آخرین نقطه برود، یعنی گوش به حرف داده است؛ آنجا دیگر مسائل حل می‌‌شود.

س2: الآن که جنگ نیست، چگونه می‌‌توان مثل شهدا زندگی کرد؟

ج: امام صادق علیه السلام  فرمود: «اگر شما مذهب تشیّع را حفظ کنید، اگر در رختخواب هم بمیرید، شهید هستید». بنابراین الآن باب شهادت باز است. هر کس توانست این ولایت را حفظ کند، اگر در بستر هم بمیرد، شهید است ان‌شاءالله.

س3: آیه‌ی شریفه «وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فی‌ سَبیلِ اللّهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْیاءٌ وَ لکِنْ لا تَشْعُرُونَ» یعنی چه؟

نظر مردم درباره شهیدان

ج: شهید با سایر اموات یکسان است از این جهت که روح از بدن او جدا شده است؛ اما چون در راه خدا جدا شده، او مانند بقیه نیست؛ یک امتیاز دارد؛ لذا مردم در گفتن اینکه این‌هم مُرد یا شهید شد، مراعات کنند. این «زنده» به این معناست که او مانند آن مرده‌‌ها نیست. در تعبیر باید مناسب شهادت شهید حرف زد. نگوییم: «این‌هم مُرد!» بگوییم: «او شهید شد.» احترام خاص قائل شویم که مردم از رفتن به‌طرفِ شهادت زده نشوند.

س4: آیا در این آیه منظور از شهید، شهدای جنگ است؟

ج: نه؛ کلیه‌ی کسانی که در راه دین و دفاع از دین کشته می‌‌شوند، شهیدند. شیخ فضل الله نوری را در همین تهران به دار زدند. او شهید است؛ چون در راه دین کشته شد. مشروطه با دین سازگار نبود و ایشان ادعا می‌‌کرد که باید مشروطه‌ی مشروعه باشد و با دین موافق باشد. وقتی دیدند او مزاحم اهداف آن‌هاست، او را کشتند. کشته شدنش چون در راه دین بود، شهید است.

س5: آیا جنگ نرمی که ما الآن انجام می‌‌دهیم، جهاد است؟

ج: این جهاد نرم است. آن جهاد سخت است و نرم نیست. باید مواظب آن که سخت است، باشیم تا اگر بعد بیاید، هر کاری داریم بکنیم. این نرم است. فعلاً همین مراعات دستور دین کافی است.

س6: چگونه راه شهدا را ادامه دهیم؟

ج: اگر گناه نکنی، ایمانت بالا می‌‌رود و جنگ که پیش آمد، به جبهه می‌‌روی؛ و الّا فرار می‌‌کنی. در زمان جنگ، عدّه‌ای سرباز فراری داشتیم. ترسیدند بروند جبهه کشته شوند؛ لذا فرار کردند؛ اما اگر ایمان باشد، این‌طور نیست. وقتی دشمن دارد می‌‌آید، اگر جلوی او نگیریم، می‌‌آید و تهران را هم می‌‌گیرد. ولی رفتند و جلوی او را گرفتند و پدرش را درآوردند.

س7: در بعضی از هیئت‌‌ها از شهدای جنگ تحمیلی یاد می‌کنند؛ بعضی به آن‌ها ایراد می‌‌گیرند و می‌‌گویند: «کار شما سیاسی است؛ این کار را انجام ندهید؛ اشکال دارد در هیات یادی از شهدا شود.» نظر شما چیست؟

ج: چه مانعی دارد؟ آن‌ها جانشان را و تمام سرمایه‌شان را در راه دین فدا کردند. وفاداری اقتضا می‌کند که ما هم اسم آن‌ها را زنده نگه‌داریم. خیابان‌ها، کوچه‌‌ها و شهر‌ها را به نام آن‌ها بگذاریم و مرتب برای آن‌ها بزرگداشت بگذاریم تا فراموش نشوند و دیگران هم نگویند: «هر کس شهید شد، دیگر رفت پی کارش و فراموش شد.» این وظیفه‌ی زنده‌‌ها است.

س8: اینکه خداوند در قرآن می‌‌فرماید شهدا «اَحیاء» هستند، زنده بودن آن‌ها به چه معناست؟

ج: شهدا به چه کسانی می‌‌گویند؟ به کسانی که روحشان از بدنشان جدا شده اما در راه خدا. به او می‌‌گویند: «شهید». بنابراین شهید، بدن ندارد. بدنش در قبر است و روحش آنجاست. بنابراین حیاتش حیات روحی است. پذیرایی او هم عند الله پذیرایی روحی است. بدنش در آنجا خوابیده و چیزی هم نمی‌‌خورد. مؤمنین متدیّن و باتقوا هم این جورند؛ آن‌ها نمرده‌اند؛ روحشان زنده است و پیش خدا است؛ «عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» هستند. این یک امتیاز و بزرگداشت برای شهید است؛ و الّا هر دو مثل هم هستند. کسانی هم که شهید نیستند، اما خوبند و کارت سبز بهشت دارند، بدنشان اینجاست و روحشان در آنجا متنعّم است؛ اما برای امتیاز خاص شهید، آن‌ها را گفته: «پیش خدا هستند»، و الّا این‌ها هم زنده‌اند.

س9: بالاخره فرق شهید با کسانی که با مرگ غیر شهادت از دنیا می‌روند، چیست؟

ج: خدا می‌‌گوید: «به کسانی که در راه دین و خدا شهید می‌‌شوند، مرده نگویید. آن‌ها قبض روح شده‌اند و شهیدند؛ به آن‌ها مرده نگویید.» مرده آن است که در این راه نمی‌رد و الّا شهید هم از دنیا می‌‌رود و روح از بدنش جدا می‌‌شود؛ اما مردم نباید به او مرده بگویند. مرده کسانی هستند که در راه خدا کشته نمی‌‌شوند. اما می‌‌خواهد بگوید: «شهید نمرده است.» او هم مرده، اما باید به او «شهید» بگویند؛ چون در راه خدا شهید شده است. خوب نیست به آن‌ها مرده بگویند. خدا می‌‌گوید: «به آن‌ها مرده نگویید؛ آن‌ها زنده‌اند.» اگر جسمش زنده بود که دفنش نمی‌‌کردند.

س10: آیا مراد از اینکه زنده‌اند، این نیست که در این دنیا کار هم انجام می‌‌دهند؟

ج: بله؛ کار انجام می‌‌دهند؛ اما لازم نیست که زندگی اینجایی داشته باشند. اگر قدرت داشته باشد، آنجا هم می‌‌تواند کارهایی بکند.

 

کلیه حقوق برای مرکز تنظیم و نشر آثار آیت الله خوشوقت أعلی الله مقامه الشریف محفوظ است.

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

* لطفا در مورد ایجاد تاپیک و نظرسنجی قبل از ثبت دقت فرمایید زیرا امکان ویرایش و یا حذف مطلب بعد از ارسال وجود ندارد.
همچنین شما ملزم به رعایت

قوانین و مقررات

نی‌نی‌سایت نیز می‌باشید.

* لطفا در مورد ایجاد تاپیک و نظرسنجی قبل از ثبت دقت فرمایید زیرا امکان ویرایش و یا حذف مطلب بعد از ارسال وجود ندارد.
همچنین شما ملزم به رعایت

قوانین و مقررات

نی‌نی‌سایت نیز می‌باشید.

همه این قصه از فرزند نوجوان او شروع می‌شود؛ شهید محمد معماریان که در 12 سالگی به بسیج پیوست، در 13 سالگی به جبهه‌های نبرد اعزام شد، در 16 سالگی به شهادت رسید و سه سال بعد، مادرش را شفا داد و ماجرایی عجیب آفرید

ماجرای شفادو سال و نیم بعد از شهادت محمد در سال 68 (تقریباً 28 سال قبل) حاج خانم از ناحیه پا دچار آسیب‌دیدگی می‌شود. خودش مایل نیست پایش را برای معالجه به دست پزشکان بسپارد. می‌گوید که اولین کار آن‌ها برداشتن چادر از سر مریض است. راضی نمی‌شود. پیش شکسته‌بندهای محلی و تجربی می‌رود، اما باز هم نتیجه نمی‌گیرد و همچنان درد می‌کشد. خودش این ماجرا را این‌گونه توضیح می‌دهد: «از اول محرم که دچار شکستگی پا شده بودم، به مسجد المهدی هم رفت و آمد می‌کردم، اما نمی‌توانستم کار کنم. برنج‌ها و سبزی‌های ناهار روز عاشورا مانده بود و متولی هیات می‌گفت: اینجا کار زیاد است، اما کارکن کم داریم. مشغول کار شدم و زن‌ها را جمع کردم. بالاخره برنج‌ها و سبزی‌ها را پاک کردیم و آماده عاشورا شدیم.»خانم منتظری از صبح عاشورای سال 68 می‌گوید و یک رویای صادقه که سروصدای عجیبی در قم به پا کرد: «من بعد از 10 روز درد و ناراحتی، خوابیده بودم. در عالم رویا، دیدم دسته عزاداری جوان‌های محل به مسجد نزدیک می‌شود. پیشاپیش دسته، سعید آل‌طه داشت سینه می‌زد. یک دفعه یادم افتاد که سعید، شهید شده است. بعد، خوب دقت کردم. دیدم تمام بچه‌های دسته عزاداری، شهدای محله هستند. محمد من هم در میانشان بود. آن‌ها سینه‌زنان وارد مسجد شدند. من با زن‌های محل یک گوشه ایستاده بودم. محمد، دسته دوستانش را دور زد و آمد پیش من. دست انداخت گردن من و مرا بوسید. بهش گفتم: چقدر بزرگ شدی؟ گفت: اینجا همه ما بزرگ شدیم. یکی از بچه‌های محل به نام شهید آزادیان هم آمد پیش ما و گفت: خدا بد نده حاج خانوم! محمد با تعجب گفت: مادر من چیزیش نیست. بعد، شال سبزی را که در دست داشت، از صورتم تا پا کشید و بست دور مچ پایی که آسیب دیده بود.»این رویای صادقه به عالم واقع هم سرایت می‌کند و یک اتفاق عجیب و غریب رقم می‌خورد: «از خواب بیدار شدم و با تعجب دیدم که همه باندهایی که به پایم بسته بودم، کنار افتاده‌اند و همان شال سبزی که محمد در عالم خواب به پایم بسته بود، همچنان روی پای من است. پایم درد نمی‌کرد و از آن درد خلاص شده بودم.»

من شهدا رو دوست داروم ولی شهادت رو ابدا دوست ندارم..

نظر مردم درباره شهیدان

درود بر شهیدان اسلام. درود بر شهیدان مدافع وطن درود بر شهیدان مدافع حرم

منم دوس دارم

بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، 

شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید  

من جفتشونو دوس دارم ولی شهادت لیاقت میخواد واقعا

  

این واقعی داستان نیست بچها مادرش الان شال سبز دستشه خونشون قمه برای مریضا یکم از تربت سیدالشهدا و این شال گذاشته توآب میده و جالبیش اینه واقعا شفا میگیرن مریضا

یادمان باشد 

خون پاک هزاران شهید

خرج این روزهای ماشده…

راه تان جاوید باد یاران خدا

ای جان چه قدر قشنگ بود

عزیز ممنونم که این موقع شب حالم رو خوب کردی خدا خیرت بده

من شهدا رو خیلی دوست دارم و احترام زیادی براشون قائلم و تاحالا هم زیاد بهشون متوسل شدم و حاجات بزرگی رو به لطف خدا ازشون گرفتم😍💟

چرا ؟! دوس نداری عاقبت بخیر بشی یعنی ؟ البته انشالله بعد یه عمر طبیعی، چی بهتر از این که با شهادت از دنیا بریم

فقط 3 هفته و 5 روز به تولد باقی مونده !

چقدر عالی خوش به سعادت تون

میشه برامون از حاجت روایی هاتون بگین

لاتحسبن الذین قتلو فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون هرگز مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شدند مردند بلکه زنده هستند و نزد خدا روزی میخورن 

از قشنگ ترین لحظات عمرم زمانهایی هست که به سر مزار شهدا میرم 

انگار الان هم اون عشق و خلوص و صفا رو تو فضا پراکنده می کنند

اونا واسه اسلام و ما از زندگیشون گذشتن

کاش ما هم اراده کنیم از نفسمون بگذریم و حرف خدا رو گوش بدیم

کاش فکرمون و عملمون ی جوری باشه ک هیچوقت شرمنده ی کسایی نشیم که برای آرامش ما از همه چیزشون گذشتن😔♥️

روح همه ی شهدای عزیز شاد ♥️

راستی دوستان 

شهیدان راه وطن 

شهدای هسته ای

نظر مردم درباره شهیدان

مدافع حرم

مرزبان

آتش نشانان غیور

نیروانتظامی و…

قدران وبه یاد همه ی این بزرگواران باشیم

خیلی دوس دارم

اما لیاقت ندارم

زنده باشین گلم

بله  برای درسام و ازدواجمون ینی خواستگارم و عروسیمون و بچه دار شدنم به شهید ابراهیم هادی متوسل شدم خداروشکر به بهترین شکل حل شدن 

سر اولین بارداریم گفتن بچم قلبش وایستاده باید سقط شه از طرفی سن بارداریم کمی زیاد بود از کورتاژ هم ترس داشتم به شهید مرتضی اسلامی که تو شاه عبدالعظیم دفن هستن متوسل شدم باورم نمیشد نه من نه اطرافیانم بدون درد و به راحتی خداروشکر تو خونه سقط شدش

اینها یه سری هاشون بودن

عزیزم 

ان شاءالله با توکل به خدا وتوسل به صالحین علیهم السلام به آرزوی نابت میرسی

غیرممکن ها ممکن میشن❤

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت

قوانین و مقررات

نی‌نی‌سایت می‌باشید

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و
آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین
مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست. لطفاً پیش از استفاده از سایت
صفحه
“شرایط استفاده از سایت”
را مطالعه فرمایید. استفاده از این سایت
بدان معناست که شما قبلاً صفحه “شرایط استفاده از سایت” را مطالعه کرده
و به مفاد آن واقفید. نقل مطالب این سایت با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت بلامانع است

شهيدان مظهر هدف و تلاش و تداوم هستند.

***
ما در حقيقت، انقلاب، اسلام، قرآن، استقلال، آبروي و حيثيت را از بركت خون پاك شهداي عزيزمان داريم.

***
خون شهيدان تضمين كننده استقلال ملت و سربلندي اسلام است. نظام جمهوري اسلامي امروز امانت شهيدان است و همه بايد بدانند كه مبارزه با جمهوري اسلام تمام نشده است.

***
خون شهداي انقلاب اسلامي به هدر نرفته است و آنها بودند كه به قيمت خون خود، آبروي اسلام، قرآن پيامبر و استقلال مملكت را حفظ كردند و حركتي كه آنها در اين انقلاب از خود نشان دادند در طول تاريخ بي نظير بوده است.
***
چراغ راه آينده ما شعار آزادگي و فداكاري شهداي ماست.

شهيد

همه انسانها مي ميرند ولي شهيدان اين سرنوشت همگاني را به بهترين وجه سپري كردند ، وقتي قرار است اين جان براي انسان نماند چه بهتر در راه خدا اين رفتن انجام بگيرد.

***

مهمترين امتياز شهداي ما نسبت به كساني كه در ساير كشورها در راه آرمانهاي خود فداكاري مي كنند انتخاب آگاهانه و به دور از احساس است.

***
مظهر قدرت ايران شهدا هستند.

***
هر شهيد پرچمي براي استقلال و شرف اين ملت است

شهادت

از خدا مي خواهم مبادا بعد از يك عمر زحمت مرگ ما در بستر بيماري باشد و در ميدان شهادت نباشد، شهادت. مرگ در راه ارزشهاست …

شهادتها انقلاب ما را پابرجا و تضمين كرده است و به همين دليل ملت ما را آسيب ناپذير ساخت.



شهید به معنای گواه و حاضر بوده و درجات مختلفی دارد. بدین ترتیب که خداوند، پیامبران، ملائکه، افرادی که در راه خدا کشته شده­اند و نیز تمام مؤمنان، در سلسله مراتب درجات شهادت قرار دارند. البته واژه مقدس “شهید” را نمی­توان برای تمام اشخاصی که بدون انگیزه الاهی و تنها برای دفاع از کشور خود و یا حتی ناخواسته و بی­دلیل کشته شده­اند، بکار برد. معیار تفاوت و درجه­بندی شهدا نیز، تنها زمان شهادت آنان نیست، بلکه عوامل مهم­تری؛ مانند بصیرت، خلوص نیت، میزان فداکاری، تحمل مشکلات و … می­تواند در این امر تأثیر گذار باشد که بر این اساس، خداوند هر شهیدی را صرف نظر از زمان شهادت به پاداش مناسب خود خواهد رساند.


پرسش شما در سه قسمت عمده قابل پاسخ گویی است:

نظر مردم درباره شهیدان

1. واژه شهید در لغت و فرهنگ اسلامی به چه معنا است؟

2. در آموزه های اسلامی به کدام دسته از کشته­شدگان، شهید گفته می­شود و آیا اساساً هر فرد بی گناهی که کشته شود، شهید است؟

3. آیا مقام و منزلت شهدا با هم متفاوت است و معیار این تفاوت چیست؟

اکنون به همین ترتیب نیز به بررسی و پاسخ آنها می­پردازیم:

1. در مورد قسمت اول، باید بیان داشت که واژه “شهید” از ریشه “شهد” استخراج شده و معانی مختلفی برای آن در نظر گرفته شده است؛ مانند “گواه”، “حاضر”، “شخصی که چیزی از دایره دانش او خارج نیست” و …

[1]

.

بدیهی است که تنها خداوند است که می­تواند در مرحله اول و بالذات، دارای چنین خصوصیتی باشد و به همین دلیل است که “شهید” در آیات بسیاری از قرآن، به عنوان صفتی از صفات الاهی بیان شده است.

[2]

البته در مراحل بعدی، پیامبران،

[3]

ملائکه،

[4]

و حتی گواهانی که اکنون از آنان به عنوان شاهد نام برده می­شود،

[5]

نیز مشمول عنوان “شهید” قرار گرفته­اند. بر این اساس می­توان نتیجه گرفت که شهید هر شخصی است که آگاهی بیشتری نسبت به دیگران دارد و این عنوان را برای افراد بسیاری می­توان استفاده نمود که صد البته درجات آن متفاوت است؛ مانند واژه “نور” که در درجات مختلف، هم قابل استفاده برای ذات مقدس خداوند است

[6]

و هم می­توان آن را در ماه و خورشید و … بکار گرفت،

[7]

حتی استعمال آن برای پرتو اندکی از شمع نیز دروغ و کذب نخواهد بود، اما این کجا و آن کجا!

استفاده از واژه شهید نیز به همین ترتیب قابل ارزیابی است.

بیان این مطلب نیز خالی از لطف نیست که با مطالعه 160 مشتقی که از ریشه لغوی “شهد” در قرآن وجود دارد، موردی را نمی­یابیم که از آن، صریحاً برای مجاهدانی استفاده شده باشد که در راه خدا کشته شده­اند، و از چنین افرادی در قرآن، با عناوین مختلفی یاد شده است که معمولاً از ریشه “قتل” است.

[8]

البته در زمان حیات پیامبر اکرم (ص) و بعد از آن، عنوان “شهید” برای افرادی که در راه خدا کشته می­شدند، بسیار استفاده می­شده و تقریباً این واژه به نوعی، انصراف به چنین افرادی داشت، به گونه­ای که اگر به عنوان نمونه، در روایتی چنین بیان شده باشد که فاطمه زهرا (س) هر صبح شنبه به زیارت قبور شهدا می­شتافت و بر سر قبر عمویش حمزه برای آنان طلب آمرزش می­نمود،

[9]

بدون تردید مراد از شهدا در این روایت، همان افرادی هستند که در راه خدا کشته شدند. با این وجود، هر چند مسلماً این افراد از مقام بالاتری نسبت به سایر مسلمانان برخوردار بوده­اند و به همین دلیل نیز احکام خاصی؛ مانند لازم نداشتن غسل و کفن برای این دسته از شهدا مقرر شده، اما نمی­توان عنوان “شهید” را منحصر در آنها دانست. روایاتی نیز شاهد بر این مدعا است که به دو نمونه از آنها اشاره می­ کنیم:

روایت اول: پیامبر اکرم (ص) فرمودند: هر فرد با ایمانی از امت من، صدیق و شهید است، البته خداوند، به برخی افرادی که با شمشیر کشته شده­اند، نظر خاص و ویژه­ای دارد. سپس ایشان برای تأیید سخنانشان، آیه 19 سوره حدید را قرائت فرمودند به این بیان که آنانی که به خدا و پیامبرانش ایمان آوردند، نزد خداوند، صدیق و شهید محسوب می­شوند.

[10]

روایت دوم: روزی نزد امام سجاد (ع) سخن از شهید و شهادت به میان آمد و افراد مختلف، آنچه را از مصادیق “شهید” شنیده بودند، در آن جمع مطرح نمودند.

یکی گفت که هر شخصی بر اثر بیماری گوارشی بمیرد نیز شهید است، دیگری گفت که هر انسانی که طعمه درنده­ای شود، شهید است و … .

فردی از این میان برخاست و گفت: به نظر من، تنها فردی شهید به شمار می­آید که در راه خدا کشته شود و بس! امام چهارم (ع) در پاسخ به این فرد بیان فرمودند که با این فرض، تعداد شهدا بسیار اندک خواهد بود. سپس همان آیه فوق را تلاوت نموده و بیان داشتند که ما و شیعیانمان از مصادیق این آیه هستیم (و در نتیجه، همه از شهدا شمرده می­شویم!).

[11]

خلاصه پاسخ قسمت اول آن که هر چند، استعمال واژه “شهید” به نوعی کشتگان در راه خدا را به یاد می­آورد و به همین دلیل نیز، احکامی که در فقه برای شهید در نظر گرفته شده، ناظر به همین گروه است، اما الزاماً انحصاری به آنان نداشته و می­توان برای گروه­های دیگری که در روایات به آنها اشاره شده و نیز تمام افراد با ایمان، این عنوان را اطلاق نمود و درجاتی از ثواب کشتگان در راه خدا را نیز برایشان در نظر گرفت.

2. بخش دوم پرسش شما در ارتباط با افرادی است که به هر دلیل کشته شده­اند، کدامشان را می­توان شهید نامید؟ در این زمینه باید بیان نمود؛ افرادی که کشته می­شوند، دارای خصوصیات و انگیزه­های متفاوتی هستند و در هر مورد باید جداگانه قضاوت نمود که به برخی از آنها اشاره می­نماییم:

2-1. فرد با ایمانی که تنها جهت کسب رضایت خداوند و بدون هیچ چشم داشت مادی، با دشمنان جهاد نموده و در این راه کشته شده باشد، که در شهید بودن او شکی نیست، بلکه از بالاترین مقام های شهادت برخوردار است و نزد خدایش روزی می­خورد.

[12]

2-2. فرد با ایمانی که جهت دفاع از منافع برحق خود؛ مانند جان و مال و آبرو در برابر افراد ستمگری چون دزدان و راهزنان به مقاومت برخاسته و کشته شده که او را نیز می­توان در درجه پایین­تری از شهدا جای داد،

[13]

هرچند توصیه شده که شخص مؤمن، برای مقدار اندکی از مال، جان خود را به خطر نیندازد.

[14]

نظر مردم درباره شهیدان

2-3. اگر فردی در سپاه مسلمانان بوده، ولی با انگیزه­های غیر الاهی؛ مانند خودنمایی یا وطن پرستی و … به جنگ با آنان بپردازد و در این راه نیز کشته شود، چنین شخصی نه تنها شهید به شمار نمی­آید، بلکه شاید دچار عذاب الاهی نیز شود!

[15]

2-4. اشخاصی که در سپاه کافران و بر ضد مسلمانان می­جنگند و کشته می­شوند که در دوزخی بودن آنان جای هیچ شک و شبهه­ای نیست.

2-5. گروه بسیاری از افراد نیز وجود دارند که کشته­شدن آنان با مرگ طبیعی متفاوت نبوده و اگرچه به قتل رسیده­اند، اما از لحاظ ارزش­گذاری معنوی (چه در بعد مثبت و چه در بعد منفی) همانند افرادی هستند که به دلایل دیگر، جان خود را از دست داده­اند که از جمله آنان می­توان به این افراد اشاره نمود:

الف. افراد مسلمانی که بدون آن که در صحنه نبرد حضور داشته باشند، ناخواسته طی جنگ ها و درگیری­ها کشته می­شوند؛ مانند افرادی که در بمباران و موشک باران شهرها جان می­بازند. این افراد هر چند از لحاظ قانونی شهید به شمار می­آیند و همان گونه که بیان شد، از مقام شهادتی که برای تمام مسلمانان و مؤمنان وجود دارد، نیز برخوردارند، اما نمی­توان با آنان همانند شهیدی که در میدان نبرد کشته شده برخورد نمود و تفصیل این قضیه نیز در کتب فقهی و دینی بیان شده است. به عبارتی آنان همانند دیگر مؤمنانی هستند که با حوادث دیگری از قبیل تصادفات رانندگی، سیل، زلزله و … جان سپرده­اند که یقیناً مشمول رحمت پروردگار نیز قرار خواهند گرفت.

ب. افرا
د غیر مسلمانی که به همین ترتیب و ناخواسته و یا در درگیری­های نظامی که هر دو طرف نبرد، غیر مسلمان­، و بدون انگیزه­های الاهی­اند و برای دفاع از خود و وطنشان کشته می­شوند، بر این افراد نیز عنوان “شهید” تطبیق  نمی کند، بلکه حداکثر، آنان تنها در مورد کشته شدنشان بی گناه بوده و در درگاه الاهی مؤاخذه نخواهند شد، اما باید در برابر سایر رفتار و کردارشان؛ از جمله ایمان نیاوردنشان؛ پاسخ گو باشند
و از این لحاظ، با دیگر کافرانی که با حوادث دیگر از دنیا رفته­اند، تفاوتی نخواهند داشت.

خلاصه این قسمت از پاسخ آن است که؛ معیار مهم در صدق واژه شهادت، انگیزه افراد است، نه صرف کشته شدن. بر همین اساس است که می­توان، مؤمنان واقعی که با مرگ طبیعی از دنیا رفته­اند را با اندک تسامحی شهید نامید، اما اشخاصی که بدون داشتن هیچ انگیزه خداپسندانه به قتل رسیده­اند را از جمله آنان ندانست.

از این رو می بینیم در قرآن وقتی که از کشته شدگان در جنگ ها سخن به میان می آید، بلافاصله به دنبال آن، عبارت فی سبیل الله (در راه خدا)

[16]

را می آورد که نشان می دهد تنها انگیزه ای که مورد پسند خداوند است این است که انسان در راه خدا جهاد کند و با خدا معامله نماید: “خداوند از مؤمنان، جان ها و اموال شان را خریدارى کرده، که (در برابرش) بهشت براى آنان باشد”.

[17]

“بعضى از مردم (با ایمان و فداکار، همچون على در«لیلة المبیت» به هنگام خفتن در جایگاه پیغمبر)، جان خود را به خاطر خشنودى خدا مى‏فروشند؛ و خداوند نسبت به بندگان مهربان است”.

[18]

3. در ارتباط با بخش نهایی پرسش و این که کدام گروه از شهیدان، بر دیگران برتری داشته و تفاوت شهیدان کنونی با شهدای صدر اسلام در چیست؟ باید گفت که هم عصر بودن با پیامبر (ص) و جهاد در صدر اسلام هرچند می­تواند عاملی قوی برای ایجاد انگیزه­های الاهی باشد، اما نمی­توان صرف همزمان بودن با پیامبر (ص) را دلیل بر برتری شهدای آن دوره بر سایر شهدا دانست، بلکه معیار برتری هر شخص، بر اساس میزان ایمان و پایبندی به موازین دینی و دشواری­هایی که در مسیر دین با آن مواجه بوده و نیز درک شرایط و تصمیم­گیری مناسب او، تعیین می­شود. به همین دلیل است که در روایات ما، ثواب اشخاصی که در راه حق استوار بوده و منتظر ظهور منجی هستند و با مرگ طبیعی از دنیا می­روند، همانند ثواب افرادی بیان شده که در رکاب ولی عصر (عج) حضور خواهند داشت،

[19]

و یا در روایتی ثوابشان، برتر از پاداش بسیاری از شهدای بدر و احد ارزیابی شده است.

[20]

بنابراین، نمی­توان قضاوتی کلی در این زمینه به عمل آورده و بیان داشت که شهیدان مقطع زمانی خاصی بر دیگر شهیدان برتری دارند، بلکه خداوند کریم، ارزش هر شهیدی را، مستقلاً و جدا از دیگران و با توجه به تمام شرایط و خصوصیات او تعیین می­نماید.

در ضمن در پاسخ 1137 همین سایت، مطالبی وجود دارد که با برخی قسمت­های پرسشتان در ارتباط است.

[1]

– ابن منظور، لسان العرب، ج 3، ص 238.

[2]

– آل عمران، 98؛ انعام 19؛ یونس 46؛ حج 22 و … .

[3]

– بقره، 143″و یکون الرسول علیکم شهیدا”؛ مائده 117″کنت علیهم شهیدا” و … .

[4]

– ق، 21، “و جائت کل نفس معها سائق و شهید”.

[5]

– بقره، 282، “و لا یضار کاتب و لا شهید”.

[6]

– نور، 35 “الله نور السموات و الارض”.

[7]

– یونس، 5 “جعل الشمس ضیاء و القمر نورا”.

[8]

– نساء، 74؛ توبه، 111؛ آل عمران 158- 157، 169 “و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا” و … .

[9]

– حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج 3، ص 224، روایت 3468، مؤسسه آل البیت، قم، 1409 هـ ق.

[10]

– محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج 11، ص 16، روایت 12306، مؤسسه آل البیت، قم، 1408 هـ ق.

[11]

– شیخ طوسی،
ته
ذیب الاحکام،
ج
6، ص 167، روایت 4، دار الکتب الاسلامیة، تهران، 1365هـ ش.

[12]

– آل عمران، 169.

[13]

– حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعة، ج 15، ص 49، روایت 19963.

[14]

– همان، ج 28، ص 383، روایت 35017.

[15]

با مراجعه به پرسش شماره 2824 همین سایت، علاوه بر مطالب مرتبط با بخش های مختلف پرسشتان، ماجرای شخصی را به نام قزمان؛ که در سپاه پیامبر(ص) بوده و اتفاقاً شجاعت بسیاری را نیز از خود نشان داده؛ مطالعه می­فرمایید که پیامبر(ص) او را از اهل دوزخ برشمردند.

[16]

آل عمران، 169؛ حج، 58؛ محمد، 4؛ نسا، 76؛ توبه، 111؛ مزمل؛ 4؛ مزمل، 20.

[17]

توبه، 111.

[18]

بقره، 207.

[19]

– مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج 52، ص 125، روایت 15، مؤسسه الوفاء، بیروت، 1404 هـ ق.

[20]

– کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج 1، ص 335- 334، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1365 هـ ش.

آخرین پرسش ها و پاسخ ها را همه روزه در ایمیل خود مطالعه کنید

ما 7860 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و استفاده از مطالب آن تنها با ذکر منبع مجاز است.نی نی سایت

نظر مردم درباره شهیدان
نظر مردم درباره شهیدان

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.