نظر فراستی درباره سریال آقازاده

نظر فراستی درباره سریال آقازاده
نظر فراستی درباره سریال آقازاده

سریال آقازاده به تهیه‌کنندگی و نویسندگی حامد عنقا و کارگردانی بهرنگ توفیقی در مدت بیش از یک سال پخش شدنش، بیشتر به خاطر مسائل حاشیه‌ای و جانبی بر سر زبان‌ها افتاد تا اصل داستان یا فرم سینمایی. حالا که سریال پر جنجال آقازاده به پایان راه خود رسیده، می‌شود ایدئولوژی فکری و جهان داستانی- سینمایی آن را دقیق‌تر ارزیابی کرد.

یکی از معضلات عدیده‌ی سینمای ایران، ندانستن حد و مرز‌های قصه‌سرایی است. البته تاریخ هنر همواره نشان داده که محدودیت عاملی بر عدم بروز خلاقیتِ هنرمندان بزرگ نیست اما در سینمای سال‌های اخیر ایران، فیلمسازان اینقدر درگیر برخوردهای سلیقه‌ای و چهارچوب‌های خودساخته شده‌اند که دیگر روش خود را برای جذب حداکثری مخاطبان از تمرکز روی قصه، نحوه‌ی پرداخت و هنر سینمایی معطوف به سوژه‌های دم دستی و جنجالی روز – آن هم نه به صورت صریح، که در پرده‌ای از ایهام و اشاره، که اعتراضی هم اگر وجود داشته باشد در بین شعارهای اثر گم می‌شود – در قالب حرف دل مردم، می‌کنند. که البته سرمایه‌گذاری جدید سازمان رسانه‌ای اوج حتی به این حد از برخوردِ سطحی با مسائل روز جامعه هم نمی‌رسد.

سریال آقازاده محصول بازی در یک زمین بزرگ است. بازی با کلیشه‌های آقا و آقازادگی در حکومت. از همان ابتدای امر تبلیغات محیطی و مجازی سریال بیشتر از همه دست روی این نفرت فزاینده‌ی جامعه‌ی ایران از بلای تازه برملا شده‌ی فساد و تبانی آقازاده‌ها، می‌گذارد. نوید رد کردن خط‌های قرمز و زدن حرف دل مردم – که البته پوچ از آب در می‌آید – در تک‌تک تیزرهای تبلیغاتی آقازاده به چشم می‌خورد. ترجیح حاشیه به متن حتی قبل از پخش سریال توی ذوق می‌زد. از همان اول انگار تمام ارزش‌های سینمایی و تصویری به کل کنار گذاشته می‌شوند. البته این رویکرد، در کنار فرمول کارآزموده و تکراری این روزهای سریال‌های شبکه‌ی خانگی، یعنی ملغمه‌ای از بازیگران نام‌آشنا و محبوب نزد مردم، طبعا در جذب مخاطب اثر می‌گذارد و حالا آقازاده را تبدیل به پر مخاطب‌ترین اثر پخش شده در VODهای فیلیمو و نماوا کرده است.

به نظر می‌رسد ژن خوب نه در ثروتمند و قدرت که حالا و در نتیجه‌گیری سریال آقازاده در مورد بخشایش و یا عدم بخشایش الهی هم تاثیر داردنظر فراستی درباره سریال آقازاده

برای بررسی قصه‌ی سریال آقازاده، که می‌توان آن را یک درام سیاسی- اجتماعی دانست، ابتدا باید به سراغ نسبت‌های او با جامعه‌ی محل تولیدش رفت و سوالاتی از قبیل معنای اجتماعی داستان چگونه شکل می‌گیرد؟ وجه آیینه‌گی روایت کجاست؟ رویای جمعی ساخته شده چیست؟ و اینکه داستان، امر سیاسی و اجتماعی را چطور بازنمایی می‌کند و چه تبعیض‌هایی را باز تولید می‌کند، رفت. سال تولید سریال در دهه‌ای است که بیش از هر زمان دیگر بحث فساد‌های گسترده و سازمان‌یافته‌ی افردای وابسته به دستگاه حکومت در توده‌ی مردم ایران مورد نقد،‌ اعتراض و دادخواهی قرار گرفته است. همه‌گیری رسانه‌های تصویری و بهره‌گیری از ثروت و قدرت برای بیشتر دیده شدن یکی از عوامل ظاهر شدن طبع جدید آقازاده‌ها بر تجمل‌گرایی است.

 بروز این اتفاقات گسترده‌ی اجتماعی در سریال آقازاده بدون بهره‌گیری از کمترین حد هوش یا خلاقیت و با استفاده از دم‌دستی‌ترین ایده‌های دیگر خسته‌کننده‌ی سریال‌‌ و فیلم‌های سال‌های اخیر، یعنی نشان دادن ثروت و قدرت فقط در ظاهر، ماشین‌ها میلیاردی و لوکس و خانه‌های کاخ مانند است. وجه آیینه‌گی سریال خودش را ملزم به نشان دادن اختلاف طبقاتی و فقر ویرانگر طبقات پایین جامعه نمی‌داند و جهان فیلمش را به دو خانواده‌ی یکی افراطی در فساد و پول خرج کردن و دیگری درستکار و با ایمان – نه فقیر و بی‌پول – که خودشان تصمیم به ساده‌زیستی و زندگی در پایین شهر گرفته‌اند و اجباری روی سرشان نبوده، محدود می‌کند. همین‌جا قشر عظیمی از مردمِ‌ درگیر سختی‌های بی‌شمار زندگی در پایین شهر،‌ تحت تاثیر دزدی‌های میلیارد دلاری آقازاده‌ها نادیده گرفته می‌شود. در مورد تبعیض ایجاد شده توسط آقازاده‌ها و خورد و خوراک بی حد و حسابشان نیز به واسطه‌ی دریافت سطحی سازندگان اثر نه تنها اعتراض و کنشی را در سریال احساس نمی‌کنیم که داستان سریال آقازاده در بازی بزرگِ خودش، نقد مفهوم آقازادگی، شکستی بزرگ می‌خورد.

آقازاده در بازی خودش می‌بازد. نیما بحری (امیر آقایی) کاراکتر قسی القلب داستان در قسمت‌های پایانی بی هیچ منطق یا حتی اتفاقی که برآشوبنده‌ی احساساتش باشد و موجب تغییر شود به یکباره تبدیل به فردی پشیمان و نیک می‌شود. در جای جای داستان و در لحظات مختلف به ما نشان داده شده بود که نیما هیچ ابایی از بروز خشونت، وحشی‌گری و حتی کشتار برای پیش‌برد اهدافش ندارد؛ او دختران جوان زیادی را به بازی گرفته و به راحتی حق انسان‌های زیادی را پایمال کرده و حتی به قتل رسانده است. چگونه چنین شخصیتی در شب پیش از مرگش تبدیل به فردی پاک‌سرشت و قابل بخشایش می‌شود؟ کاش فیمنامه‌نویس منطقی برای تغییر رویکرد در نظر نمی‌گرفت و ما این را فقط یک ضعف در فیلمنامه می‌دیدیم اما حالا با منطقی که در سریال اتفاق می‌افتد کل مفهوم اثر زیر سوال می‌رود؛ نیما با وجود کارنامه‌ی سیاهِ غیرقابل بخشایشش در انتها به خاطر پدرش که مردی شریف و آزاده بوده و نطفه‌ی پاکش! مورد لطف و حمایت اطرافیان قرار می‌گیرد. به نظر می‌رسد ژن خوب نه در ثروتمند و قدرت که حالا و در نتیجه‌گیری سریال آقازاده در مورد بخشایش و یا عدم بخشایش الهی هم تاثیر دارد. آن‌ها که پدرانشان مردمان بزرگی بوده‌اند مشمول دریافت رافت الهی شده و انسان‌هایی با پدران معمولی، امیدی برای مورد لطف قرار گرفتن ندارند.

سریال آقازاده در همان قسمت‌های ابتدایی ضعف‌های فیلمنامه‌اش را رو می‌کند. شخصیت‌پردازی در سریال، پشت‌کردن به سال‌ها تاریخ‌ سینما و هزاران کتاب در مورد تحلیل و پرداخت شخصیت است. در واقع دو کاراکتر اصلی مردِ آقازاده در حد تیپ می‌مانند و هرگز تبدیل به شخصیت نمی‌شوند. نیما بحری بدمن داستان، کلیشه‌ای‌ترین رفتارهای ممکن  را دارد و نویسنده با پایانی که برای او رقم زده و وصفش شد، تیر آخر را بر پیکر بی‌جان شخصیت خلق‌شده‌اش، خودش می‌زند. تنها نکته‌ی مثبت این کاراکتر حضور کم‌نقص امیر آقایی است. حالا و پس از سال‌ها پیگیری نقش‌آفرینی‌های امیر آقایی، با یقین او را می‌توان یکی از تاثیرگذارترین بازیگران سینمای ایران خواند. اوست که تنهایی به کاراکتر نیما بحری روح می‌بخشد. تقابل‌های او با افراد مختلف داستان، از پدرش گرفته تا پرستوهایش، همگی دارای ریزه‌کاری‌هایی هستند که تماشای سریال را کمی قابل تحمل می‌کنند و داستان را جلو می‌برند.

به صراحت می‌توان گفت آقازاده فاقد هر گونه فرم سینمایی است. تصاویر بی‌معنا، کات‌های بی‌هدف و قاب‌های آزاردهنده محصول کارگردانی بی تعیین اثر است

در مورد بازی سینا مهراد در نقش کاراکتری عاری از هرگونه خطا و اشتباه و آقازاده‌ای مثبت، نمی‌توان از واژه‌های خوب یا بد استفاده کرد و تنها چیزی که می‌توان گفت قابل قبول است. در واقع شخصیت او که پروتاگونیست داستان نیز هست، فاقد آن لایه‌های زیرین یا آزادی برای اجراهای عمیق‌تر است و کاراکترش تا انتها بی‌کنش و بدون همراه کردن ما با باقی می‌ماند. در عوض بازی پردیس پورعابدینی در نقشی پیچیده و سخت را بیشتر می‌توان لایق تحسین و تمجید دید. قسمت‌هایی که او به عنوان مهره‌ای نفوذی باید جایی در دل حامد تهرانی و خانواده‌اش باز کند و بازی دوگانه‌اش در این بخش‌ها، دستاورد بزرگی است که او در یکی از نخستین نقش‌آفرینی‌های جدی‌اش توانسته به آن دست پیدا کند. واقعیت این است که ضعف فیلمنامه به شکل معنی داری در بازی تمام بازیگران بروز دارد. نمایش روابط عاشقانه در سریال در حد شکلات دادن و شیرینی گرفتن است و روابط مرموز و مخفی با چشمک زدن یا تن صدای بالا و پایین تبیین می‌شوند و این ضعفی است که قدرت کنش‌گری و بازی را از اکثر بازیگران سریال گرفته.

مشکل سریال آقازاده البته فقط در فیلمنامه و شخصیت‌پردازی‌های ضعیفش نیست؛ به صراحت می‌توان گفت آقازاده فاقد هر گونه فرم سینمایی است. تصاویر بی‌معنا، کات‌های بی‌هدف و قاب‌های آزاردهنده محصول کارگردانی بی تعیین اثر است. سریال آقازده واقعا دارای معضل فلش‌بک است. بازگشت به گذشته‌های بی‌منطق و تکراری – به معنای واقعی کلمه تکرای بدون زاویه‌ی دید جدید – که هیچ گره‌ای از بار روایت باز نمی‌کند و سکر آور هستند، به خصوص در قسمت‌های میانی.

یک اتفاق بسیار آزاددهنده که در سراسر سریال احساس می‌شود، نحوه‌ی قاب‌بندی گفت‌وگو‌های دو نفره است. اکثر نماها در این حالت با زاویه دوربین ابژکتیو برداشت شده‌اند. (فیلمبرداری نماهای ابژکتیو در سینما، اغلب تصاویری از زوایایی هستند که به آن نماهای کناری نیز گفته می‌شود و منظور عدم وجود زاویه‌ی دید دوربین از طرف شخصی خاص در آن پلان است. بدین صورت مخاطب نمایی می‌بیند که از نقطه‌ی دید بازیگر یا شخص خاصی در آن پلان نیست) در حالی که به فراخور قصه ما نیاز به زاویه‌ی سوبژکتیو  و دریافت حس کاراکترها داشتیم تا بفهمیم شرایط چگونه آن‌ها را تغییر می‌دهد و به بازی‌شان می‌گیرد.قاب‌های عجیب و غریب، استفاده زیاد از زاویه ابژکتیو به جای سوبژکتیو، نشان چهره‌ی شخصیت‌ها از پس آکواریوم یا دستمال کاغذی چه مفهومی می‌تواند داشته باشد غیر از عدم درک زیبایی‌شناسانه و فرمی از اثر. 

 تلاش‌های سریال آقازداه در قسمت‌های ابتدایی با نشان دادن رابطه‌ی سرد راضیه و حامد ما را به یاد سریال شهرزاد و با اعتراف حاج رضای تهرانی در مسجد ما را به یاد میوه‌ ممنوعه‌ی می‌اندازد که البته نه می‌تواند عمق رابطه‌ی احساسی و منطقی شهرزاد را بازنمایی کند و نه اوج استیصال علی نصیریان در سریال میوه‌ ممنوعه. از همین رو آقازاده در میانه‌ی تمام لحظات دراماتیکی که می‌خواهد خلق کند می‌ماند و از فرط میان‌ مایگی در هیاهوی شعارهای خودش، خفه می‌شود.

همکاری مجدد حامد عنقا و بهرنگ توفیقی حتی از کارهای قبلی‌شان نیز عقب‌گرد بیشتری دارد و تنها در طرح یک مسئله‌ی اجتماعی، نام آقازادگی را به دوش می‌کشد. این سریال نه کاراکتر‌های دوست داشتنی دارد و نه داستانی معقول که بتوان از آن لذت برد؛ آقازاده در انتها ما را پشیمان از تماشایش رها می‌کند.

« مطالب بیشتر »

سریال های شبکه نمایش خانگی تا به امروز اغلب فروش موفقی را تجربه کرده اند. « شهرزاد » توانست در اولین گام سطح انتظارات را از یک سریال غیر تلویزیونی بالا ببرد اما در ادامه حضور سریال های عاشقانه ای نظیر « دل » و « مانکن » با کیفیت نازل تر، امیدواری برای ارتقاء سطح سریال ها را کمرنگ کرد. با اینحال رونق سریال سازی در شبکه نمایش خانگی ادامه یافت تا اینکه سازمان هنری اوج نیز تصمیم گرفت تا به این عرصه ورود کرده و سریال سازی را آغاز نماید. « آقازاده » جدیدترین سریال شبکه نمایش خانگی است که با تم مورد علاقه سازمان اوج یعنی مامور امنیتی و آقازاده های فاسد ساخته شده است.

« آقازده » درباره آقازاده ای فاسد به نام نیما ( با بازی امیر آقایی ) است.  فردی که تابلوهای هنری خرید و فروش می کند و کوچکترین فرصتی برای کسب مال نامشروع را از دست نمی دهد. او به واسطه رابطه با افراد مهم نظام ثروت قابل توجهی به جیب زده است.. در طرف دیگر قضیه آقازاده ای دیگر به نام حامد ( با بازی سینا مهراد ) حضور دارد که ماموز امنیتی است و در نقطه مقابل نیما قرار دارد. حامد قصد دارد هرطور شده به فعالیت های غیرقانونی نیما خاتمه دهد اما موانع بسیارند..

نظر فراستی درباره سریال آقازاده

سریال « آقازاده » نیز با پیروی از سنت سریال سازی در شبکه نمایش خانگی طی چند سال گذشته، با انبوهی از ایرادات ساختاری مواجه است که سطح کار را به شدت تنزل داده است. روایت غیر خطی سریال در همان پرده نخست تماشاگر را غافلگیر می کند. روایت غیر خطی که دلیلی برای وجود آن به چشم نمی خورد و بهتر می بود « آقازاده » مسیر خطی خود را پیش می گرفت. البته روایت غیر خطی کمترین مشکل این سریال به شمار می رود!

متاسفانه در « آقازاده » شتاب زدگی فراوانی مشاهده می شود که از عدم شناخت مدیوم سریال سرچشمه می گیرد. بُرش سریع تصاویر قصد دارد سریال را برای مخاطب امروزی زنده نگه دارد و به نوعی هیجان کاذب به قصه ببخشد. اقدام عجیب سازندگان سریال اینجاست که هر ده دقیقه یکبار، یک طرح گرافیکی با تصویر بازیگران در مقابل دیدگان تماشاگران ظاهر می شود و سپس زمان رخدادهای سریال تغییر می کند! اقدامی عجیب که از ابتکارات سازندگان این سریال به شمار می رود!

اما احتمالا باید بزرگترین نقص سریال «آقازاده» را در فیلمنامه آن جستجو کرد. متاسفانه سازمان هنری اوج همانند اغلب ساخته های سینمایی اش مانند « به وقت شام »، تصویری خام و دم دستی از جایگاه افراد در سریال ترسیم کرده که از اصول ابتدایی فیلمنامه نویسی به دور است. در این سناریو، آدمهای بد ذات در ساختمان های لاکچری زندگی می کنند و در منزل تردمیل دارند و آب میوه می نوشند، اما در طرف دیگر ، شخصیت های مثبت همگی افرادی معتقدند که در خانه های قدیمی با حداقل امکانات زندگی می کنند! این نگاه سیاه و سفید ایرادات بسیاری به قصه وارد کرده و آن را از مسیر منطقی خود دور کرده است. نگاهی که نمونه های قبلی آن را به دفعات در سریال های تلویزیونی شاهد بوده ایم.  

متاسفانه بازیگران مشهور سریال نیز نتوانسته اند در نقش های خود بدرخشند. امیر آقایی در نقش نیما، نمی تواند یک خلافکار بد ذات و دیوانه باشد، هرچند که تلاش زیادی برای اثبات جنونش به نمایش می گذارد! نیکی کریمی را احتمالاً باید هدر شده ترین بازیگر سریال بنامیم. بازیگر با سابقه ای که نقشی کم اهمیت در « آقازاده» دارد و در ادامه مسیر سقوط خود در عرصه بازیگری گام بر می دارد. سینا مهراد نیز ایفاگر شخصیت کپی شده ای است که پیش از این در سریال « پدر » از او دیده بودیم. نکته جالب درباره سریال اینجاست که به انتقاد از آقازادگان و رانت هایشان می پردازد در حالی که سینا مهراد خود فرزند سعید سهیلی، کارگردان مشهور ایرانی است و با کمک پدر به این عرصه ورود کرده!

« آقازاده » اثری پر زرق و برق اما سطحی است که نگاهی کلیشه ای درباره آقازادگان در اختیار تماشاگران قرار می دهد. نگاهی سیاه و سفید که کمتر شباهتی به دنیای واقعی انسان های اطرافمان دارد. « آقازاده » حتی در نگاه به شخصیت های فرعی داستان مانند راضیه، او را به کلیشه ای ترین شکل ممکن ترسیم می کند. دختری شهرستانی که ساده و گیج است و فریب افراد گرگ صفت را می خورد! ذکر این نکته نیز ضروری است که سریال « آقازاده » نسبت به دیگر ساخته های شبکه نمایش خانگی، محتوایی دارد که خطوط قرمز محسوب می شوند. البته خطوطی که برای دیگر فیلم‌ها و سریال‌ها قرمز محسوب می‌شوند، نه برای سازمان سینمایی اوج!

 

           

منتقد : رضا توسلی

این مطلب بصورت اختصاصی برای سایت ” مووی مگ ” به نگارش درآمده و برداشت از آن جز با ذکر دقیق منبع و اشاره به سایت مووی مگ، ممنوع بوده و شامل پیگرد قانونی می گردد.

به خانواده بزرگ جامعه مجازی مووی مگ بپیوندید

 

 

نام سریال : آقازاده

ژانر : درام

شبکه نمایش دهنده : شبکه نمایش خانگی

کشور : ایران

زبان : فارسی

مدت زمان هر اپیزود : –

تاریخ آغاز پخش سریال : 6 تیر 1399

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

سریال «آقازاده» تا پیش از فرا رسیدن سکانس پایانی قسمت نخست، کمی متفکر و جدی به نظر می‌رسد. جدی از آن باب که به ظاهر با اثری صاحب محتوا و کمی دورتر دارای معنا مواجه هستیم که قصد دارد تأثیرگذار باشد، اما همان پایان‌بندی قسمت پایلوت کافی است تا خیلی سریع متوجه خط داستانی سریال با تم سیاه ازلی و سفید ابدی ‌شویم و تمام امیدهایمان رنگ ببازند!

آقازاده بسیار پرمدعا است و ‌داعیه‌ی ارائه‌ی مفاهیم جدی دارد و تم‌های عشق زمینی، عشق و ایمان الهی، پرده‌برداری از فساد سازمان‌یافته گسترده، آقازادگان نانجیب و هزاران معضل امروزی و همیشگی دیگر را در خود جای داده است. اغلب این مسائل یا در گذر زمان کشش و اثرگذاری خود را از دست داده‌اند یا طی همین سال‌های اخیر، مثل مسأله آقازادگی، آن‌قدر در فضای مجازی مورد بحث و مناقشه قرار گرفته‌اند که حتی برای مخاطب عام نیز جذابیتی ندارد، چه برسد به اینکه سریالی با ترکیب این محتوا با آن دوربین خام‌دستانه در صدد مقبول افتادن در نظر سینمادوستان و مخاطبان با تعصب‌های ایرانی-مذهبی باشد.

مشکل اصلی آقازاده این است که نه درد را تصویرگری می‌کند و نه دردمند را می‌سازد. به همین خاطر بعد از چند قسمت تحمل سریال سخت می‌شود؛ مشکلی که زاییده‌ی یک نگاه خشک و غیرواقعی است. نگاهی که اجتماع پیرامونش را نمی‌شناسد و نمی‌سازد و بیش از آنکه درامی باشد که حرف‌هایش مخاطب را به فکر و در ادامه عمل برای اصلاح جامعه خویش وادارد، آن‌قدر از محیط زیستی بیننده‌اش به دور است که خیلی راحت می‌توان گفت رخدادهای سریال در قلمروی ذهنی حامد عنقا و تیم نویسندگی رقم می‌خورند نه ایران امروز ما. مشکل اساسی اینجاست که فرقی بین اینکه با چه دیدی به مجموعه‌ی آقازاده نگاه کنیم نیست؛ بلکه شخصیت‌های آن به قدری تیپیکال، ناملموس و متناقض‌نما هستند که به هیچ‌وجه توان پاسخگویی به سؤالات جدی و سنجیده شدن بر اساس معیارهای موجود را ندارند. حتی اگر این قصه را بر اساس دنیای سوبژکتیو فیلم‌ساز بررسی کنیم، بازهم خط رفتاری و جزئیات شخصیت‌پردازی افراد آن‌قدر سطحی و ناکارآمد است که کاسه‌ی صبر مخاطب لبریز می‌شود.

سریال با آزاد شدن یک دختر از زندان و چند دقیقه بعد، پرس شدنش در یک ماشین گران قیمت خیلی جلوه‌فروشانه آغاز می‌شود. پس از یک یا دو قسمت با درهم شکستن خطوط زمانی می‌فهمیم شخصیت زن اصلی داستان دو اسم دارد، یکی راضیه برای دنیای فقرا و هیأتی‌ها و یکی مانلی برای آدم بدهای قصه. در یک فیلم‌نامه‌ی خوب در بستر حوادث و اتفاقات، شخصیت‌ها تصمیم می‌گیرند، عمل می‌کنند و بر اساس همین دریافت‌های ذهنی و رفتارهای عینی که دارند برای مخاطب شکل می‌گیرند. اما شخصیت‌های آقازاده تقریبا بری از قوه‌ی تعقل هستند و آن‌قدر ربات‌گونه عمل می‌کنند که مخاطب آن‌ها را نمی‌شناسد و نمی‌فهمد. به‌عنوان نمونه ما تا به این‌جا -قسمت ششم- نمی‌فهمیم مانلی چرا آن‌قدر شیفته‌ی نیما می‌شود و این دختر دلباخته و مغلوب، چگونه طی چند برخورد فریفته‌ی حامد می‌شود؟ دلیلش این است که تیم نویسندگی کار اساسا پروسه‌ی دگردیسی آدمی را نمی‌شناسند و آن را با تصمیمات دوران بلوغ و ناشی از احساسات رقیق بحبوحه‌ی سال‌های نخست جوانی اشتباه گرفته‌اند.

نظر فراستی درباره سریال آقازاده

مانلی زندگی پیشین خود در قالب راضیه را نکبت‌بار می‌داند و آشکارا خودباختگی خود در مقابل سرمایه را فریاد می‌زند. به هر طریق این دختر جوان سطحی، خود را به نیما بحری نزدیک می‌کند. اما دلیل چرخش نگرش او به سمت حامد چیست؟ راضیه و مانلی در یک چیز اشتراک دارند و آن بیزاری و تنفر از قشر فرودست و ساده‌زیست‌ها است، در نتیجه بر اساس منطق ناقص خود سریال هم این عاشق شدن‌های پیاپی دختر اشتباه است و توسط محتوا پشتیبانی نمی‌شود؛ زیرا او که از سبک زندگی افرادی مثل حامد و خانواده‌اش عمیقا بیزار است، چطور به وصلت با آن‌ها فکر می‌کند؟

از سوی دیگر نگاه سریال به جوان‌های امروز ایران که از فرهنگ عامه تغذیه می‌کنند به حدی کاریکتورگونه و بی‌مایه است که احتمالا هر شخصی که گرای دقیقی از مختصات باورها و سبک رفتاری جوان‌های امروز داشته باشد را به خنده وامی‌دارد. شاید در ظاهر همه چیز پیرامون مد، اینستاگرام و پارتی‌های شبانه باشد، اما وظیفه‌ی فیلم‌ساز بازنمایی صرف و سطحی این موارد نیست، بلکه باید به سراغ ریشه‌های این مسائل برود و چنین ریشه‌یابی و معضل‌شناسی ممکن نیست مگر با شناخت دقیق مصرف‌گرایی، اثرات پروپاگاندا بر ناخودآگاه افراد و مواردی از این دست که هیچ نشانی از آن‌ها در آقازاده نیست.

تیم سازنده تمام معاصی دنیا را برای نیما بحری ردیف کرده‌اند و این شخصیت آن‌قدر چرکین و بد طینت است که راه را بر هرگونه هم‌ذات‌پنداری و درک می‌بندد. از سوی دیگر شخصیت حامد آن‌قدر تیپیکال و منزه است که بیننده آن را هم غیرواقعی و به دور از خود می‌یابد. همچنین در بطن این شخصیت‌ها تناقض‌های مضحکی عیان است که در همان برخورد اول به چشم می‌آیند. مثلا حامد که تا این اندازه در کارش خبره است و به عبارتی مو را از ماست بیرون می‌کشد، چگونه به این سادگی دم به تله‌ی مانلی یا راضیه داده است؟ یا باید نکته‌سنجی و تیزبینی او در کار و زندگی حرفه‌ای‌اش را بپذیریم یا بلاهت‌های زندگی عاطفی‌اش؛ زیرا کنار هم قرار گرفتن این دو صفت بر اساس آنچه در سریال دیده‌ایم ممکن نیست.

از جهت دیگر راضیه چرا تا آن اندازه دختری شهرستانی و کاریکاتورگونه است؟ به این خاطر می‌گویم تیم سازنده سریال آقازاده به هیچ‌وجه اجتماع پیرامونش را نمی‌شناسد، چون آن‌ها فکر می‌کنند امروزه هم مانند چند دهه قبل فاصله‌ی زیادی میان سودجویان پایتخت‌نشین با بچه‌های ساده شهرستانی وجود دارد؛ حتی در آن زمان‌ها هم ماجرا به این تندی نبوده است! به همین دلایل است که فیلم‌ساز نمی‌تواند پروسه‌ی دلباختگی راضیه به نیما را بسازد و بدون هیچ منطقی او را عاشق حامد می‌کند! چرا؟ چون او از شهرستان آمده و باید این‌قدر میان سنت و سرمایه گیج بزند که دست آخر بنابر میل فیلم‌ساز و برخلاف خود اثر و محتوایش سنت را برگزیند. همین فاصله‌ی کارگردان و نویسنده با دنیای واقعی و امروز جوانان ایرانی است که سبب می‌شود کارکرد تکنولوژی، مد، سرمایه، عشق و مصرف‌گرایی در قصه ول معطل باشند و بیشتر به وصله‌هایی نچسب بمانند که داستان را به جلو می‌برند، نه جزئیات داستانی که محتوا را در راه رسیدن به مفهوم (هرچه که باشد) پیش می‌برند.

آقازاده سریال متظاهری است؛ از این جهت که انگار خود کارگردان بیشتر از محیط‌های جنوب شهری دوست‌ دارد در پارتی‌های شبانه و ویلاهای بورژواها در شمال چرخ بزند. سریال ادعای بیان حرف‌هایی تازه یا حداقل بازتعریف دانسته‌های مخاطب با عمق بسیار بیشتری را دارد، اما اصلا چنین نیست و ساخته‌ی بهرنگ توفیقی در بهترین حالت به صورت ناقص و دست‌وپاشکسته آنچه که خودمان از این مفاسد و منحطان می‌دانیم را تحویلمان می‌دهد. مثلا در همان قسمت‌های نخست قصد دارد با اشاره به ماجرای پخش فیلم هم‌خوابگی برخی مسئولان دولتی پایین‌رده با پرستوهای (یا به قول سریال شاه‌ماهی‌ها) جبهه‌ی سیاسی مقابل، خیلی پیشرو و جریان‌ساز بنماید که این گونه نمی‌شود. نخست آنکه اصلا نشان نمی‌دهد این مسئولان پایین‌رده (اگر سازندگان سریال خوشحال می‌شوند بنویسیم بالارده) از چه بافتی از اجتماع هستند، چه گرایش‌هایی دارند و چرا رفتاری متظاهرانه از خود بروز می‌دهند؟ بر اساس محتوا و شخصیت‌های خود سریال، تعدادی از این افراد گمراه، ظاهری بسیار متین و پوششی به اصطلاح هیأتی دارند، پس چرا عمل آن‌ها در خفا با چهره‌ای که در اذهان عمومی به نمایش می‌گذارند و به عبارتی پرسونایشان متفاوت است؟ آیا نباید چنین سریالی با داعیه‌ی روشنگری، واقعا تلاشی در این راستا انجام دهد؟ اگر سریال حرف تازه‌ای در این‌باره ندارد و هرآنچه خودمان قبل‌تر دیده‌ایم را تا انتها تحویلمان دهد اصلا چه نیازی به ساخته شدنش بود؟

تقریبا تمامی بینندگان این مجموعه شاید پیش از سازندگان اثر در جریان این انحرافات جنسی آقازادگی‌ها و رانت‌خواری‌ها و تلاش‌های عجیب جناح‌های سیاسی برای زمین زدن یکدیگر بوده‌اند، پس می‌توان گفت آقازاده حداقل تا اینجا هیچ حرف دندان‌گیر و جدیدی در میان محتوایش ندارد و هرگاه به سراغ جوان‌ها و حکایت عاشقانه‌اش می‌رود، چون آن‌ها را نمی‌شناسد تصویری غیرقابل لمس و پوشالی ارائه می‌دهد.

قصه‌ی کلی سریال هم بعد از سه یا چهار قسمت اول تمام می‌شود و پس از آن به دام تکرار می‌افتد. شاید عنقا و توفیقی خود از ساخته‌شان مشعوف باشند و دوست داشته باشند چندین و چند بار میهمانی‌های نیما را بدون بیان هیچ نکته‌ی جدیدی در راستای پیشبرد پیرنگ یا شخصیت‌پردازی به تصویر بکشند، اما عدم قصه‌گویی سریال پس از چند ساعت قطعا هر بیننده‌ای را خسته می‌کند. همچنین شخصیت‌های فرعی داستان کارکرد خاصی ندارند و در واقع اصلا به شخصیت تبدیل نمی‌شوند. از بادیگارد تیپیکال نیما (شهنام، با بازی کامبیز دیرباز) بگیرید تا تینا (با بازی نیکی کریمی) که همه شبیه یکدیگرند و سریال قصد ندارد با خرده پیرنگ‌هایی جالب‌توجه عمق احساسی یا اجتماعی به آن‌ها بدهد. همچنین آقازاده قصد ندارد به ما بگوید چرا برخی از مسئولین به بی‌راهه رفته‌اند و برخی دیگر همچنان بر اصول و عقاید سازنده‌ی خود باقی مانده‌اند. آیا ما خود کوتاهی‌های برخی از مقامات دولتی را نمی‌دانیم؟ قطعا از سریال پرمدعایی همچون آقازاده انتظار داریم دلایل و مسیر به اشتباه افتادن این افراد را برایمان ترسیم کند، نه آنچه را که می‌دانیم به شکلی سطحی‌تر برایمان دوره کند!

آقازاده با برش‌های سریع و نماهای مثلا اضطراب‌آور قصد دارد از لحاظ بصری و فرمی جالب‌توجه جلوه کند؛ اما نمی‌داند هنگامی این شگردهای فنی جذابیت دارند که برهم‌نهی مطلوبی با محتوا داشته باشند. به‌عنوان نمونه در قسمت‌های نخست بارها و بارها شخصیت‌ها در تنگناهایی عیان طی سکانسی‌هایی با تونالیته خاکستری یا هر رنگ مرده دیگری به تصویر کشیده می‌شوند که کاملا ادایی است. مثلا شخصیت نیما چرا باید در چنین قاب‌هایی قرار بگیرد؟ او که حتی بلد نیست ادای انسان‌های نگران را هم در بیاورد!

یا آن نماهایی که حامد و راضیه زیر باران ماجراجویی عاشقانه خود را آغاز می‌کنند را یک‌بار دیگر ببینید. آن بخش آن‌قدر کرخت و نمایشی است که از لحاظ حسی در مخاطب کارگر نمی‌افتد و شاید اگر یک کارگردان فیلم‌فارسی‌ساز هم می‌خواست رویاهای عاشقانه‌ی یک جوان چشم‌وگوش بسته، اما تیزبین و تیزهوش و اسطوره‌ی تناقضات غیرقابل درک را تصویرگری کند چیزی در همین شمایل تحویلمان می‌داد. جدای از دوربینی که گاهی به جای کمک به روایت قصه و رقم زدن بخشی از اثر صرفا به قابی برای بیان صحبت‌های بازیگران تبدیل می‌شود، رویه‌ی تدوین و برخی کارهای فنی و حتی موسیقی‌های خارجی زبان انتخاب شده برای آقازاده هم تقریبا اشتباه هستند و ارتباط خاصی با این اثر ندارند.

تا قسمت ۶ از فصل ۱، آقازاده تقریبا در هیچ بخشی قابل قبول عمل نکرده است. حتی تیم بازیگری گران قیمت آن هم گاهی آنقدر ادایی و خشک بازی می‌کنند که مخاطب را پس می‌زنند. سریال حرف جدید و حتی جدی برای گفتن ندارد و در سطح باقی می‌ماند. امیدواریم در ادامه‌ی سریال شاهد روایتی جذاب‌تر و قصه‌ای جدی‌تر باشیم که بتواند دریچه‌هایی تازه از مشکلات اقتصادی و ساختاری امروز کشور را در مقابل دیدگان مخاطب بگشاید، نه اینکه در یک چرخه‌ی باطل و به دور از دنیای واقعی آقازاده‌های خوب و بدش را به جان یکدیگر بیندازد.

نقد سریال دفاع از جیکوب؛ کاپیتان آمریکا در دادگاه

یک
 + 
4
 = 

.hide-if-no-js {
display: none !important;
}

واقعا انتقاد به جایی بود اصلا معلوم نیست چطور فیلم برداری شده یه بار میره چند ماه قبل یهو برمیگرده زمان حال هدفشون بیشتر کسب درامد بود که تعداد قسمت های سریال بیشتر بشه همین

سریال بدک نبود ولی خیلی تاپ هم نبود چون یکم دور از واقعیت بعضی جاهاش بودن. مثلا زن بحری یه دفعه ایی اینقدر دلسوز راضیه میشه و هرچی امیر بحری بهش میگه من کاره ایی نیستم کاره پسرمه, اصلا نمیفهمه و فقط بخاطر اینکه پسرش حالا آبروی راضیه رو با چندتا عکس برده، یه دفعه میاد و اینقدر داد راه می اندازه به قیمتی که زندگی خودشو خراب کنه وبه قیمت کشته شدن خودش میاد بحری رو تحریک می کنه که میره مدارک بحری و پسرشو رو کنه؟! فیلم حتی نشون نمیده چه مدرکی زنه بحری داشته! فیلم که ازون ابتدا نشون میداد که امیربحری سرش تو کاره خودشه و به زنه چیزی نمیگه!!!

بعدشم زنه بحری، مگه این دختر، همونی نبود که به بهانه دوست شدن به راضیه نزدیک شد و می خواست از کاراش سر در بیاره یا مگه فیلم اون اول این دخترو جوری نشون نداد که یه جورایی به راضیه هی نصیحت می کرد و میگفت به نیما یه موقع نگی عاشق شدیااا چون هرکاری از دست اون بر میاد. این که میدونست هرکاری از دست نیما برمیاد، پس چرا یه دفعه زد به سیم آخر!!؟ به نظرمن، نقطه ی ضعف فیلم از اینجا شروع شد.

بعدشم نیما یهویی وقتی میبینه بهرامی رفته طرف اون حسن، یه دفعه جو میگیرتش که همه چیو بگه و دلش برا باباش تنگ میشه یا مثلا یه دفعه ایی مخاطب وسط فیلم می فهمه زنه بحری با تینا خواهر بودن یا مثلا بعدشم که پلیس میاد جست و جو برای مرگ خواهره و اثر انگشت و اینا بعد اصلا چیزی از اثر انگشت تینا پیدا نمیشه!!؟؟؟و این پلیس اصلا نمی فهمه که این دوتا خواهر بودن یا باباش چندتا دختر داره ،چیکار میکنن !؟؟! خب یکم دور از واقعیته این ..

تنها نقطه ی قوت فیلم این بود که میخواست نشون بده توی نظام ایران چقدر از این موارد و فسادها وجود داره و یکی و دوتا هم نیستن و بیشترشون دستشون توی دست همه …

و اما نقطه ی اصلی منفی فیلم که به نظرمن از ارزش واز واقعی بودن فیلم کم کرده بود این که سازنده تلاش داشت که یه جوری به تو ذهن مخاطب فیلم بکنه که فقط اگه به دین و اسلام اعتقاد داشته باشی میتونی راه درستو بری!! مثلا حاج رضا چون به اسلام اعتقاد داره آدم درستی بود و چون حامد پسر این ادم بود و تربیت اسلامی داشت، آدم خوبی بود..فیلم سعی داشت بیشتر رو وجه و وجود امام رضا و اعتقاد تکیه کنه… حتی بعضی جاها ضد اینو نشون میداد که گاهی مخاطب رو به چالش میکشوند که اصلا با عقل جور در نمیومد این ضد و نقیض، برای مثال اون صحنه که نیما میره مشهد برای اینکه راضیه اونجا بوده بعد توی یه مسیری توی ماشین، گنبد امام رضا رو می بینه و یه حالت بغض میگیره. نقطه ی بسیار منفی دیگه اینکه از اولی که بین نیما و حامد دعوا شروع میشه همش حاج رضا به امیربحری میگه که این دسته گل رو از نطفه ی خوب و پاک تو به اینجا رسوندی، این جمله همش چندین بار در قسمت های مختلف توسط حاج رضا به امیربحری گفته میشه، چیزی که ضعف فیلم رو نشون میده. ادم ها مسیول زندگی و انتخاب کردن مسیر زندگی خودشون هستن، شاید در اول رشد پدر و مادر و نوع زندگی روی رفتار و شخصیت بچه تاثیر بزار ولی شخصیت بیشتر انسان ها در جامعه شکل میگیره و تا وقتی ادامه پیدا میکنه که آدم به رشد عقلی کامل برسه و خودش بتونه راهه زندگیشو یا به اصطلاح خوب وبد رو تشخیض بده. اگه اینجوریه پس اگه ادمی قاتل شده باید بریم یقیه ی باباشو بگیریم که چرا این آدم امروز قاتله!!؟ فیلم می خواست تاکید کنه که چون این پسر(نیما) از پدر با ایمان و مادر باایمان به دنیا اومده، باید پس پسر با ایمان میشده و راهه به اصطلاح نماز و روضه و خدا و پیغمبر رو می رفته و چون امروز با ایمان نیس پس مرتب امیر بحری سرزنش باید بشه!! مگر نه اینه که هرکس مسیول کارهای خودشه؟ مخصوصا که نیما بیش از ۴۰ سال سن داشت.. یعنی فیلم مرتب به دنبال این بود که بگه نیما پاکه و فقط بخاطر امیربحری اینجوری شده ..مرتب به دنبال مقصر نشون دادن امیر بحری بود…

در آخر فیلم شهنام میزنه به ماشین از طرفی که حامد نشسته بود, جالبه با این ضربه ی به این محکمی در اخر میبینیم که حامد فقط یه تیکه راست سرش خون ریزی می کنه و می تونه راحت خودش رو از ماشین پیاده کنه و به دست و پاش هیچ آسیبی جدی تقریبا وارد نشده .. اگه ماشینش پیکان قدیم بود شاید باورش برای ما راحتتر بود که اسیب جدی به حامد وارد نشده ولی پراید؟؟؟!!! خودتون دیگه بفهمین ضعفو.. و بعدشم ساعت ۱۱ شب بوده و ولی می بینیم که خیابونها خلوته خلوته و هیچ ماشینی هم رد نمیشه .. خب بازم دور از واقعیته اونم توی تهران و خیابون های تهران… به نظرم فیلم قوی تر تموم میشد اگه با این صحنه حامد هم میمرد، حداقل سیستم فساد سیاسی و اقتصادی دستگاه ایران رو بیشتر می تونست تو ذهنه بیننده تجسم کنه، تحت این پیام که هرکسی که بخواد جلوی قدرت یه سری آدم در نظام رو بگیره و کارشونو مختل کنه سرنوشتی بهتر از مرگ نداره ..

سریال بدک نبود ولی خیلی تاپ هم نبود چون یکم دور از واقعیت بعضی جاهاش بودن. مثلا زن بحری یه دفعه ایی اینقدر دلسوز راضیه میشه و هرچی امیر بحری بهش میگه من کاره ایی نیستم کاره پسرمه, اصلا نمیفهمه و فقط بخاطر اینکه پسرش حالا آبروی راضیه رو با چندتا عکس برده، یه دفعه میاد و اینقدر داد راه می اندازه به قیمتی که زندگی خودشو خراب کنه وبه قیمت کشته شدن خودش میاد بحری رو تحریک می کنه که میره مدارک بحری و پسرشو رو کنه؟! فیلم حتی نشون نمیده چه مدرکی زنه بحری داشته! فیلم که ازون ابتدا نشون میداد که امیربحری سرش تو کاره خودشه و به زنه چیزی نمیگه!!!

بعدشم زنه بحری، مگه این دختر، همونی نبود که به بهانه دوست شدن به راضیه نزدیک شد و می خواست از کاراش سر در بیاره یا مگه فیلم اون اول این دخترو جوری نشون نداد که یه جورایی به راضیه هی نصیحت می کرد و میگفت به نیما یه موقع نگی عاشق شدیااا چون هرکاری از دست اون بر میاد. این که میدونست هرکاری از دست نیما برمیاد، پس چرا یه دفعه زد به سیم آخر!!؟ به نظرمن، نقطه ی ضعف فیلم از اینجا شروع شد.

بعدشم نیما یهویی وقتی میبینه بهرامی رفته طرف اون حسن، یه دفعه جو میگیرتش که همه چیو بگه و دلش برا باباش تنگ میشه یا مثلا یه دفعه ایی مخاطب وسط فیلم می فهمه زنه بحری با تینا خواهر بودن یا مثلا بعدشم که پلیس میاد جست و جو برای مرگ خواهره و اثر انگشت و اینا بعد اصلا چیزی از اثر انگشت تینا پیدا نمیشه!!؟؟؟و این پلیس اصلا نمی فهمه که این دوتا خواهر بودن یا باباش چندتا دختر داره ،چیکار میکنن !؟؟! خب یکم دور از واقعیته این ..

تنها نقطه ی قوت فیلم این بود که میخواست نشون بده توی نظام ایران چقدر از این موارد و فسادها وجود داره و یکی و دوتا هم نیستن و بیشترشون دستشون توی دست همه …

و اما نقطه ی اصلی منفی فیلم که به نظرمن از ارزش واز واقعی بودن فیلم کم کرده بود این که سازنده تلاش داشت که یه جوری به تو ذهن مخاطب فیلم بکنه که فقط اگه به دین و اسلام اعتقاد داشته باشی میتونی راه درستو بری!! مثلا حاج رضا چون به اسلام اعتقاد داره آدم درستی بود و چون حامد پسر این ادم بود و تربیت اسلامی داشت، آدم خوبی بود..فیلم سعی داشت بیشتر رو وجه و وجود امام رضا و اعتقاد تکیه کنه… حتی بعضی جاها ضد اینو نشون میداد که گاهی مخاطب رو به چالش میکشوند که اصلا با عقل جور در نمیومد این ضد و نقیض، برای مثال اون صحنه که نیما میره مشهد برای اینکه راضیه اونجا بوده بعد توی یه مسیری توی ماشین، گنبد امام رضا رو می بینه و یه حالت بغض میگیره. نقطه ی بسیار منفی دیگه اینکه از اولی که بین نیما و حامد دعوا شروع میشه همش حاج رضا به امیربحری میگه که این دسته گل رو از نطفه ی خوب و پاک تو به اینجا رسوندی، این جمله همش چندین بار در قسمت های مختلف توسط حاج رضا به امیربحری گفته میشه، چیزی که ضعف فیلم رو نشون میده. ادم ها مسیول زندگی و انتخاب کردن مسیر زندگی خودشون هستن، شاید در اول رشد پدر و مادر و نوع زندگی روی رفتار و شخصیت بچه تاثیر بزار ولی شخصیت بیشتر انسان ها در جامعه شکل میگیره و تا وقتی ادامه پیدا میکنه که آدم به رشد عقلی کامل برسه و خودش بتونه راهه زندگیشو یا به اصطلاح خوب وبد رو تشخیض بده. اگه اینجوریه پس اگه ادمی قاتل شده باید بریم یقیه ی باباشو بگیریم که چرا این آدم امروز قاتله!!؟ فیلم می خواست تاکید کنه که چون این پسر(نیما) از پدر با ایمان و مادر باایمان به دنیا اومده، باید پس پسر با ایمان میشده و راهه به اصطلاح نماز و روضه و خدا و پیغمبر رو می رفته و چون امروز با ایمان نیس پس مرتب امیر بحری سرزنش باید بشه!! مگر نه اینه که هرکس مسیول کارهای خودشه؟ مخصوصا که نیما بیش از ۴۰ سال سن داشت.. یعنی فیلم مرتب به دنبال این بود که بگه نیما پاکه و فقط بخاطر امیربحری اینجوری شده ..مرتب به دنبال مقصر نشون دادن امیر بحری بود…

در آخر فیلم شهنام میزنه به ماشین از طرفی که حامد نشسته بود, جالبه با این ضربه ی به این محکمی در اخر میبینیم که حامد فقط یه تیکه راست سرش خون ریزی می کنه و می تونه راحت خودش رو از ماشین پیاده کنه و به دست و پاش هیچ آسیبی جدی تقریبا وارد نشده .. اگه ماشینش پیکان قدیم بود شاید باورش برای ما راحتتر بود که اسیب جدی به حامد وارد نشده ولی پراید؟؟؟!!! خودتون دیگه بفهمین ضعفو.. و بعدشم ساعت ۱۱ شب بوده و ولی می بینیم که خیابونها خلوته خلوته و هیچ ماشینی هم رد نمیشه .. خب بازم دور از واقعیته اونم توی تهران و خیابون های تهران… به نظرم فیلم قوی تر تموم میشد اگه با این صحنه حامد هم میمرد، حداقل سیستم فساد سیاسی و اقتصادی دستگاه ایران رو بیشتر می تونست تو ذهنه بیننده تجسم کنه، تحت این پیام که هرکسی که بخواد جلوی قدرت یه سری آدم در نظام رو بگیره و کارشونو مختل کنه سرنوشتی بهتر از مرگ نداره ..

در کل از نمره ی ۵ ، یه نظرم نمره ی ۳ میگیره این سریال.

سلام
سریال اقازاده خیلی به نظرم خوب شروع کرد و تیکه های داستان رو جدا جدا پخش میشد و ما همش فکر میکردم که داستان چیه ولی از قسمت های ۱۷ ۱۸ خیلی خیلی داستان اوج گرفت و واقعا هیجان انگیز بود و جذاب و هر قسمت از قبلی جالبتر و من همش انتظار قسمت بعدی رو میکشیدم
ولی واقعا حیف این همه اوج و هیجان که توی قسمت اخر نابود شد!!! یعنی واقعا سقوط کرد
نقش شهنام اخرش چی بود اول که خیلی خفن و جالب وارد شد بعدش هم راضیه رو کشت تهش زد به حامد و تمام! خب چی شد اصلا چی بود برای کی کار میکرد اخر و هیچ…. گلابی بود قشنگ وسط فیلم
بازم میگم حیف اون اوج گرفتن که یهو سقوط کرد

درود برهمگی
سریال آقازاده بسیار زیباوجذاب بود.اگه ازین سریالابیشتربسازن مردم سمت ماهواره نمیرن.سریالای جم تی وی در برابر چنین سریالایی اصلا عددی نیستن
بایداینجورسریالای زیبارو واسه فارسی زبانان کشورای دیگه همچون افغانستان و تاجیکستان و….پخش کنن تابا افزایش بیننده فیلم های خوب ایرانی هم درجهان مطرح بشن

نقدتون پر از اشتباهه. اتفاقا آقازاده خیلی سریال عالی هست. نحوه شروع شدنش تازگی داشت و نوآورانه بود. عقب و جلو رفتن های فیلم خیلی عالیه. تنها اشکالش در زیاده روی برای بیش از حد مومن و مقید نشون دادن خانواده حامده. در کل به موسسه اوج تبریک میگم.

نقدت رو تا نصف هم نخوندم … این سریال نگاه خشک و غیر واقعی داره …خب دیگه چی ؟ درد رو هم تصویر گری نمیکند !عجب ؟درد مند رو هم نمسازد !!! بهتره سریال مانکن رو نقد کنید !

سلام دوستان عزیز
نقد آقای “محمدسعید خزایی” رو خواندم واقعا طاقت نیاوردم اینجا نظرم رو ننویسم.. من خیلی طرفدار سریال ها و فیلمهای ایرانی نیستم {بدلیل داستانهای محدود شده و بدون جلوه های تصویری) ولی لازم است بدانیم که سریال بزرگ و البته قابل تامل “آقازاده” سریال با شروع خوب و داستانی واقعی از پشت برده جامعه ماست که به جرات میتوان گفت کمتر فیلم و سریالی تاکنون توانسته با این حجم از داستان جذاب و افکتهای مناسب ساخته شده باشد. داستان فیلم همانگونه که میدانیم سیاسی – امنیتی است که هرچند به لحاظ چند فیلتر اختصاصی نمیتواند پا را فراتر از خطوط قرمز بگذراند ولی در عین حال نیز تاکنون توانسته مخاطب را درگیر و میخکوب کند این سریال با استفاده از بازیگران محبوب و با تجربه بخوبی پیشروی می کند. داستان فیلم تاکنون نیز توانسته است حرفی برای گفتن داشته باشد. چرا که کلمه جدیدی به اسم آقازاده در ایران شکل گرفته است که دید همگان را تحت تاثیر گذاشته و این سریال سعی در این دارد که مرزی تعیین کند و البته سعی در این دارد که مخاطب خود بگوید که کسانی پشت پرده هستند که شاید ما اصلا از آنان خبر نداریم که چه مثبت یا منفی و در جامعه ما تاثیر گذارند سریال بخوبی توانسته همانند سریال های حرفه ای خارجی بدون حدس داستان را پیش ببرد به نظر من فارغ از لایه های زیرین سریال و هدف های اصلی سریال خوب و ارزش دیدن را دارد… پس بهتر است بجای نقد تند و جبهه گرفتن علیه یک اثر خودمان قضاوت کنیم..

اولین شرط یک نقد آکادمیک اینه که در ابتدا بتونه اثر رو خوب توصیف بکنه..شما از همون اول رفتی دنبال تفسیر اثر. بنابراین نقد شما کمی سطحی هست. البته به نظر میرسه صرفا چون میدونید چه کسایی پشت سریال هستن اینطوری نوشتید.
به نظر من این سریال مثل بسیاری از آثار دیگه خوب و بد داره.نظر فراستی درباره سریال آقازاده

سلام
نقد خوبی بود. البته به نظرم منتقد کمی ملاحظه عوامل سریال را کرده بودند و الا سریال بسیار فاجعه بارتر از این نقد تند است.
و باز هم به نظرم ساخت این سریال نه برای منفور نشان دادن آقازاده های کثیف است بلکه برای تطهیر آنها و تجیهی برای حضور نحوست بار آنها در جامعه. این سریال می گوید آقا زاده های بد توسط آقازاده های خوب شکست می خورند و در نتیجه کشور هر چقدر هم دچار بدبختی شود عاقبت بازهم توسط آقازاده های خوب ایمن می شود. یعنی ما همواره باید هوای اقازاده ها را داشته باشیم چون لاجرم به آنها نیازمندیم.

دم شما گرم که این جملات رو بعنوان نقد یا بقول برخی دوستان غرض شخصی نوشتید.
برخی اینقدر به این سریال عجیب و غریب نگاه می کنند که انگار چه لایه هایی از فساد رو زیر و رو کرده، من حتی با انتخاب بازیگران هم مشکل دارم. متاسفانه آقای عنقا انگار اقازاده ندیده، چون شخصیت نیما فقط شبیه یه قاچاقچی یا دلال هست و نه آقا زاده، آقا زاده ها یک ظاهر مشخص دارند، لمپن نیستند، حتی آقای بحری بزرگ هم شبیه آقا ها نیست، شخصیت اون هم کاریکاتوریزه است. متاسفانه تدوین فیلم یه شکلی صورت گرفته که هیجان رو ببره بالا ولی بقول شما این خفن بودن رو با گیج کردن مخاطب عوض کرده، از لعیا زنگنه تا امیر آقایی و از مهدی سلطانی تا نیکی کریمی همگی در جای خودشون نیستن.احتمالا آخرش هم دست تیم آدم بدها با بدترین روش ممکن رو خواهد شد و در دام خواهند افتاد. البته قبول دارم که این سریال حداقل از لحاظ فرم از دل و امثال اون بهتره، ولی واقعا در حد یک تابو شکن بزرگ و یا یک نگاه جدید به موضوعات روز نیست.
به هر حال ممنون

حرف شما درسته ولی ایشون هم دیگه خیلی یک جانبه به سریال تاخته بود

باسلام دمت گرم خیلی خیلی باهات موافقم هیچکدام از کاراکترها درجای خودشان نیستندویا کارگردان نتوانسته ازهنرپیشه ها با آن فیلم هاوبازی های خوبشان کاربکشد ازآقای امیرآقایی ونیکی کریمی فیلمهای خوبی دیده بودم ولی دراین سریال تاحالا چیزی ندیدم.کتشکرم

سلام

آقازاده سریال خوبی نیست. از کارگردانی و فیلمنامه …

اما نقد شما هم مشخصا تسویه حساب با اوجه؛ نه این سریال

امیدوارم نگاهتون در نقد رو تغییر بدید.

سلام نقدتون بسیار خوب بود . تقریبا باشما موافقم . اما اینکه فیلم خوبی نیست اصلا موافق نیستم که فیلم گیرایی نیست و فیلم بد هست ، فیلم موچین که حتی ارزش نقد ندارد فلیم بدی و نه اقازاده ها. همین که شما را واداشته نقد کنید یعنی اینکه سریال (‌از نظر هنر) خوبی هست. پول زیاد – کارگردان خوب و بازگیران هنرمند ، همه و همه درسریال جلوی خوبی ایجاد کرده.
اما خوب اینکه سریال دارند با خلق یک دنیایی دروغین و پر از تبلیغات پروپاگاندی جلو می برند خیلی مشخص و واضح هست. کل دنیایی فیلمش شده دنیایی اقازاده ها . اقازاده ی خوب ، اقازاده ی بد . اصلا باید اسم فیلم میگذاشتند جنگ خدایان.

واقعا در این مملکت هرچی داریم از سپاه داریم که هر سال میلیون ها نفر رو پوشش میده چه از نظر فرهنگی و چه از نظر اقتصادی و چه از………. امیدوارم همه قدرش رو بدونیم.

با دیدن ۶ قسمت خیلی از نتیجه گیری هایی که شده ممکنه بعدا اشتباه از آب دربیان. اینکه راضیه چطور عاشق حامد شده بعدا نشون داده میشه و خیلی مواردی که ذکر کردین با توجه به نوع روایت داستان حتما بعدا معلوم خواهند شد.
به نظرم نویسنده این مطلب اصلا منتقد نیست و صرفا غرض ورزی های شخصی خود را در قالب نقد به رخ کشیده است. واقعا خنده داره که میگین در ۶ قسمت هیچ حرفی برای گفتن نداشته!!

یک نقد کاملا مغرضانه و پر از ایرادهای بنی اسرائیلی. سایت دیجیکالا به فروش اجناسش بپردازه بهتره تا اینکه بیاد فیلم و سریال نقد کنه.

واقعا نقد بسیار خوبی از هر بعد بود بیشتر بینندگان فقط فضای پولی و ماشین وپارتی رو میبینن و اصلا به این توجه نمیکنن ک مشکلات جامعه کجاست چرا نشون داده نمیشه همین آقا و آقازادگی چه ضربه هایی که به جامعه و جوانان جامعه نمیزنه
ممنون از نقد بسیار زیباتون

حالا اگه سپاه این سریالو نمیساخت کلی دمشون گرم و اینا راه مینداختین:)))
چقد خوبین عاخه
از این متن یه طرفه تر نمیشد به این سریال تاخت

باسلام ،آخه اشکان جان چرا فوری به سپاه ربط میدهید کی باسپاه کارداره در خصوص فیلم صحبت کنید.بادلیل از فیلم دفاع کنید.کجاش مثبه کجاش منفیه و…

باسلام به نظر من آقازاده بسیار فیلم فوق‌العاده‌ای هسته، من خیلی از این سریال خوشم میاد به نظر من فیلم هایی که بسیار سطح پایینی دارن به نظر من آقازاده جزوشون
نیست. آقازاده بسیار روایت زیبایی داره ????
من خیلی از قسمت ها رو دوست داشتم
ولی قسمت هایی هم بودن که به نظر من سکانس های جالبی نبودن ????ولی در کل به نظر من فیلم بسیار خوبی هست، دست تهیه کننده و کارگردان فیلم درد نکنه خیلی ممنون البته پسندیدن یا نپسندیدن بستگی به سلیقه ی هر کسی داره به نظر من این سریال خوبیه ما باید از کسانی گله کنیم که میان فیلم های مزخرف می سازن الکی وقت آدمو میگیرن ما باید از اونا گله کنیم، خواهش می کنم همینجوری
فیلم های مزخرفی مثل مانکن و دل و…………
رو نسازید من از آقازاده خیلی خوشم اومد و از مذهبی بودن و
نقش داشتن امام رضا علیه السلام در سریال خیلی خوشم اومد چند وقتی بود که اینجور سریالی رو ندیده بدوم. ممنون ????

با سلام و خدا قوت
نقد شما را کامل خواندم. به عنوان بیننده این سریال، نقد شما را در برخی موارد کاملا درست می دانم. ان‌شاءالله این نقدها و ارزیابی ها به پیشرفت صنعت فیلم سازی در کشور منجر بشود.
با تشکر

نقد شما بی انصافی و نغرضانه به نظر میرسه، هرکس دیده اعتراف کرده که آقازاده فوق العاده است!

باسلام،آقای مجیدتوکلی به نظرشما فیلم فوق العاده است من ازکسی تعریف نشنیده ام ،خیلی از دوستان من هم علاقمندبه فیلم و سریال هستنداتفاقاًنقد بسیار درست است ولی باورکن فیلم بسیارمسخره وموضوعش هم از آنگونه موضوع هایی است که فقط همان یک عده ی به اصطلاح خودی ها اجازه دارند درباره اش بگویند وامثال من نوعی نمی توانیم بگوییم یا فیلم بسازیم وپایانش از اول پیداست،فیلم و سریالی خوبه که بیننده درهرقسمت ترغیب وکنجکاو بعدش بشه که خدایا قراره چه اتفاقی قراره بیفته درقسمت های بعدی .درضمن بنده که هیچ سررشته ای از کارگردانی و فیلمنامه نویسی ندارم ولی فکر کنم میتونستم سریال را تااینجا در دوقسمت یک ساعته جمع کنم.ودرآخربرای خالی کردن جیب خلق الله نمیخواد دزد سرگرده باشی ،فهمیدم راه های دیگه ای هم هست.امیدوارم از نظر حقیرسوءبرداشت نکنی مخلصت دوستدار فیلم

ببخشید چرا در پاراگراف دوم گفتید: راضیه برای فقرا و ((هیئتی ها))؟! دقیقا چه ربطی به هم دارن؟ امیدوارم طرز فکرمون رو عوض کنیم . چرا فکرمیکنی هیئتی ها گدا و بی فرهنگ و پایبند به یک سری اعتقادات بی منطق هستن؟؟ البته این چیزیه که من از توی جملات شما برداشت کردم.

سلام کامران جان، وقتت به خیر

اول ممنون بابت اینکه مطلب مطالعه کردی. دوم اینکه من اصلا و ابدا چنین حرفی نزدم و معتقدم چنین نگاه و صحبتی اشتباه و بی‌پایه و اساس هست.

اجازه بده این‌طوری واضح‌تر کنم منظورمو. توی سریال راضیه دختریه که از شهرستان میاد به تهران و خیلی صریح به نیما میگه که از زندگی قبلیش بیزاره و دنبال سرمایه و به‌روز شدن هست! (اینجا به‌روز شدن، منظور شبیه شدن به نیما و بی‌هویتی هست)
توی بخش دیگه‌ای از سریال راضیه نقل مکان می‌کنه به محله فقیرنشین و برای رسیدن به هدفش مجبوره بره به مسجد و نماز بخونه، این شخصیت (راضیه/مانلی) طی این بخش چندبار میگه داره می‌پوسه و از این زندگی راضی نیست. کدوم زندگی؟ برخورد با افراد مذهبی/هیئتی و حضور توی یه خونه‌ی قدیمی.

در نتیجه و بر اساس ده‌ها دیالوگ و سکانس دیگه توی خود سریال، راضیه هیچ علاقه‌ای به قشر فرودست، مذهبی، زحمتکش و… نداره! این دختر به دنبال رسیدن به زندگی نیما بحری هست. زندگی نیما چیه؟ دزدی، اخاذی، کلاهبرداری، بی‌بندوباری، فساد مالی و اخلاقی و…. در نتیجه من خواستم دو گروهی که راضیه به اون‌ها علاقه نداره رو ذکر کنم و این دو دسته رو برابر (مساوی) همدیگه قرار ندادم. اگر شخصیت از ورزشکاران یا هنرمندان هم بیزار بود، اون دسته‌ها رو هم ذکر می‌کردم.

اون بخش از متن درواقع مربوط به محتوای خود سریال و شخصیت هست، و با توجه به اون، به تصمیمات و چرخش‌های عجیب و غیرقابل‌قبول راضیه طی سریال -تا به اینجا- پرداختم.

سلام و با تشک از نقدتون ولی گویی شما یک جانبه سریال رو نگاه کردید . این سریال کاری کرد که ۹۰ درصد کاگردانان امروزی جرئت به تصویرکشیدنش رو ندارن اون هم به خاطر اینکه اسم بچه مذهبی ها روشون گذاشته نشه. حس میکنم به خاطر اینکه حامی این سریال از سپاه بوده اینجوری نقد کردین وگرنه واقعا کار ارزشمندی کردن که این معضل به این بزرگی رو به تصویر کشیدن. من هم موافقم که گویی بازیگران مؤذب هستن ولی باز هم دلیل نمیشه انقدر بد درموردشون حرف بزنین و یه تشکر خشک و خالی هم از سازنده نکنین به خاطر دست گذاشتن روی درد جامعه.
متأسفانه باور داریم که هر فیلمی که کشورمون رو پر از سیاهی و تباهی نشون میده ، داره واقعیت رو میگه.! امیدوارم نگاهمون رو نسبت به هر نوع تفکری درست کنیم و به اصطلاح اینقدر هم از بچه مذهبی بدمون نیاد. نمیگم همه ی رفتاراشون درسته ولی ما همه از یک نژادیم و دین ما بهمون یاد داده که بهترین و بی دغدغه ترین زندگی رو برای همدیگه بسازیم.
با تشکر

سلام پدرام جان
ممنون بابت اینکه مطلب مطالعه کردی، اما عرض به حضورت که توی این بررسی کاری به حامی سریال نداشتیم و به خود اثر و ضعف‌هاش پرداخته شد. مشکلات شخصیت راضیه یا مصنوعی بازی کردن بازیگران و ایرادات ریز و درشت فیلمنامه‌ای، ربطی به حامی مجموعه نداره و به خود اثر برمی‌گرده. در نقد و بررسی «آقازاده» هم فقط و فقط هدف ارزیابی سریال بوده.

و اینکه دست گذاشتن روی یک موضوع مهم یا ملتهب کار سختی نیست! اثر وقتی ارزشمند میشه که اون موضوع ملتهب رو واکاوی کنه و به ابعاد جدید یا کمتر پرداخته شده، اما مهم اون مسئله بپردازه. به این معنی که برخوردی جدی، راهگشا و درست با مشکلات داشته باشه، نه اینکه صرفا به بازنمایی سطحی و تکراری بپردازه.
متاسفانه سریال «آقازاده» خیلی سطحی به مشکلات و معضلات اجتماعی می‌پردازه و بسیار جای کار داره.

همین نوع نگاه انتقادی و حتی تندتر رو من به سریال «هیولا» از مهران مدیری هم داشتم. مجموعه‌ای که حامی و عوامل متفاوتی داره. این رو گفتم که به شما اطمینان بدم توی این نقد فقط و فقط خود سریال «آقازاده»، فیلمنامه، کارگردانی و سایر اجزای اون مد نظر بوده.

گاهی زور پول از زور هنر بیشتر می‌شود

قسمت اول سریال آقا زاده ساعاتی پیش از پلتفرم‌های VOD منتشر شد و همانطور که انتظار می‌رفت، دقیقا محصولی است که از سازمان سینمایی اوج انتظار می‌رود. یک محصول پر زرق و برق، پر از خرج که اجازه دارد از خطوط قرمزی عبور کند که هیچ سریال و فیلمی در ایران اجازه نزدیک شدن به آنها را هم ندارد. اوج دو دسته محصول دارد، یکی آنها که زیادی شعارگونه هستند و یکی محصولاتی که حرفش را در حاشیه می‌زند. سریال آقازاده اما همانطور که از اسمش برمی‌آید، جزو آن دسته محصولاتی است که حرف‌هایش را با پتک به سر مخاطب می‌کوبد و آن را به زمخت‌ترین شکل ممکن انجام می‌دهد.نظر فراستی درباره سریال آقازاده

در قسمت پایلوت سریال تقریبا فاز و هدف آن مشخص می‌شود. قرار است با دنیای فاسد و زیرزمینی آقازاده‌ها و برخی مسئولین کشور روبرو شویم، دنیایی که در آن ماشین‌های پرزرق و برق وجود دارد و مهمانی‌های زیرزمینی برگزار می‌شود که در آن معاملات سودجویانه برقرار می‌شود، دنیایی که در آن پرستوها وجود دارند و به بستر برخی مسئولین می‌روند تا فیلم‌شان منتشر شود و آن مقام مذکور به اصطلاح رام و حرف گوش کن شود. شاید نوشتن این متون پیش از این در هر رسانه‌ای، باعث مشکل آفرین شدن می‌شد اما اوج هر بار با هر فیلم و سریالی که به عنوان سرمایه‌گذار در آن نقش دارد، کاری می‌کند که نوشتن از این موارد علنی‌تر شود. اینها حرف‌هایی است که در فضای مجازی و توی تاکسی‌ها زده می‌شود و حالا در سریال جدید اوج علنا به نمایش در می‌آید، آنهم با ستارگانی متعدد که احتمالا دستمزدهای بالا باعث بازی‌شان در این اثر شده و لاغیر.

در ده دقیقه ابتدایی سریال یک ماشین بنز خرد و خاکشیر می‌شود و مشخص می‌شود که دختر داخل ماشین، پیش‌تر در نقش پرستویی برای یک آقا زاده کار می‌کرده است. آقا زاده‌ای به نام نیما که در کار تجارت آثار هنری است و با پولش هر کاری که دلش می‌خواهد انجام می‌دهد و حالا با کمک یک کارشناس قدیمی آثار هنری، قصد دارد یک نقاشی جعلی را به عنوان اثری تازه کشف شده از سهراب سپهری به دنیا قالب کند.

متاسفانه سریال آقازاده در یک جوزدگی کامل به سر می‌برد، از موسیقی تند و بی‌جهتی که در تک تک سکانس‌های آن شنیده می‌شود (از To The Bad Bone گرفته تا دیگر تم‌های موسیقی تند) تا نحوه نمایش نوشتارهایی که می‌خواهد لوکیشن و زمان فیلم را به نمایش در بیاورد و حتی میان پرده‌هایی که بیخود و بی‌جهت از چهره بازیگران با لوگوی سریال هر ده دقیقه یکبار به نمایش در می‌آید و آدمی را یاد میانه انیمه‌ها می‌اندازد! آقازاده می‌خواهد به زور فریاد بزند که من سریال خفن و هیجان انگیزی هستم و مرا دریابید، این کار را با حرکات تند دوربین و پرش صفحه و مطرح کردن موضوعات آنسوی خط قرمزی انجام می‌دهد، حتی جایی که علنا از یک فیلم مستهجن مقام مسئولی صحبت به میان می‌آورد و خنده‌های زن و مرد را به تصویر می‌کشد تا یک صحنه مثلا اروتیک خلق کند.

بازیگران انگاری که به زور در نقش‌های خود ظاهر شدند و بازی خوبی از خود برجای نمی‌گذارند، نیکی کریمی از همه بدتر ظاهر می‌شود و بازی تصنعی که نشان می‌دهد بیشتر شبیه به یک عروسک خیمه شب بازی است تا یک هنرپیشگی. از بین تیم بازیگری امین حیایی می‌تواند گلیم خود را آب بیرون بکشد و بهتر از بقیه ظاهر می‌شود. سریال در شخصیت پردازی خود هم ضعیف عمل می‌کند و با اینکه می‌خواهد کاراکتری به اسم «مانلی» را یک دختر شهرستانی نشان دهد که قربانی پرستو بودن در سیستم شده و یا نیما را یک آقازاده بدطینت نشان دهد، در هیچ کدام موفق عمل نمی‌کند. مثلا در سکانسی که نیما یک تابلوی شش میلیارد تومانی را می‌ترکاند ولی بعدا مشخص می‌شود که در واقع یک نسخه جعلی را به خانه‌اش آویزان کرده و نسخه اصلی را پنهان کرده، از ابهت و دیوانگی این کاراکتر کاسته می‌شود و به مکار بودنش افزوده می‌شود؛ امری که شاید به نظر بیاید تصمیم درستی بوده ولی سریال می‌خواهد هم به نعل بزند و هم به میخ و نیمای داستان را یک روانی پول‌دوست مکار جا بزند و تکلیفش با خودش مشخص نیست.

دوستی می‌گفت زمانی که پول خوب در امر فیلمسازی و سینما دست سازمان‌هایی چون سازمان اوج است، باید با آنها تا کرد و از این بودجه در راستای ساخت آثاری استفاده کرد که با بودجه‌های اندک نمی‌توان ساخت؛ مثل کاری که فصل پنجم سریال پایتخت کرد و توانست با بودجه این سازمان، فضای سریال را به حال و هوایی ببرد که تا پیش از این امکانش نبود.آن دوست می‌گفت تن دادن به پیام‌های زیرپوستی که اوج می‌خواهد حتما در فیلمنامه کارهایش باشد، می‌تواند زیرپوستی و یا توامان با حس ناسیونالیسم باشد، مانند فیلم تنگه ابوقریب. اما حقیقت اینست که اوج و آثاری که روی آنها سرمایه‌گذاری می‌کند شبیه به یک موضوعی هستند تا دق دلی و گلایه‌های مردم را کم کنند.

«گاهی زور پول از زور هنر بیشتر می‌شود.» این یکی از دیالوگ‌هایی است که در میانه سریال شنیده می‌شود و می‌تواند به تنهایی توضیح دهنده سریالی مانند آقازاده و دیگر آثار پروپاگاندا محور زمخت اوج باشد. در آقازاده زور پول بیشتر از زور هنر است و چیزی که بیشتر دیده می‌شود یک ریخت و پاش بی‌اساس است که هدف‌های مشخصی در آن وجود دارد، اهداف و حرف‌هایی که پیش از این بارها و بارها در محافل خصوصی مردم گفته شده و شایعاتی پیرامون آقازاده‌ها و کارهایشان پیچیده شده اما این بار قرار است از یک بستر رسمی یعنی یک سریال به نمایش در بیاید. باید گفت اسم با مسمایی برای سریال انتخاب شده است.؛چرا که آقازاده تفاوت چندانی با یک آقازاده فیزیکی در دنیای واقعی ندارد، سریالی است که به واسطه آقازادگی‌اش (سرمایه‌گذاری شده توسط اوج) می‌تواند حرف‌هایی بزند و کارهایی بکند که دیگر کارگردانان و تهیه‌کنندگان از رسیدن به آنها محروم هستند.

اصلا کاری با شخصیت پردازی سریالش نداشتم ولی مثل اینکه شما با انیمه ها مشکلات ذاتی دارین کجای انیمه ها همچین اتفاق ها میفته؟ یه قسمت دفترچه مرگ میارزه به ۱۰۰ تا اقا زاده
وقتی تو شبکه چهار میان جوری در مورد انیمه ها مستند تهیه میکنند که انگار گرافیک انیمه ها به شدت بده و بچگانست در حالی که ما تو انیمه ژانر جنایی بزرگسال و حتی موضوعات تاریخی داریم و وقتی تو تلویزیون همه انیمه ها مال دهه ۶۰ و موقعی که انیمه ها هنوز پیشرفتی حاصل نکرده بودن از سایت های ایرانی هم نمیشه توقع زیادی داشت اما با این حال ممنون از نقدتون در مورد اقا زاده

متاسفم از این نقد مسخره اون وری ها ما رو باور دارند ما خودمونو باور نداریم
یه مشت غرب زده داریم فیلم رو به خاطر ؟؟؟؟؟ نگاه میکنن
فیلم خوبو که می سازن ادای آدمای باشعور رو در میارن و نقد های مسخره میکنن مثل این نویسنده

این دیگه چه نقدی بود همش بو دشمنی با اوج میداد. درسته فیلم نقاط ضعف داشت ولی نقد همش بو کینه و نفرت م

این نقدبودیا دشمنی؟بااوج مشکل دارین چراسرفیلم خراب میکنید

سلام تو این ۱۸ قسمتی ک دیدم اینک ی دختر هرچقدر هم خوشی و عین و نوش داشته باشه ولی ارامش و دوس داشتن و اعتماد و احترام حامد براش کافیه چیزی ک هر زنی میخاد
از بابت سیاسی هم نگاهش کنیم تمام اون شخصیت ها رو داریم خفقان زده مصلحت طلب و تندرو
ولی عاشق اون سکانسی شدم ک نشون داد مردهامون واس ناموس جبهه رفتن ولی چطور دارن با ناموسشون رفتار میکنند
شهید دادیم واس ناموس و ارزش های کشورمون ک ب تاراج رفت

سلام من تا قسمت ۱۰ دیدم
آقازاده سریال خوبی هست چون :
۱- داستان کشش داره
۲- بازیگری عالیه
۳- حقایق جامعه با البته مقداری فیلتر

اما آقازاده آنچنان که بعضی ها میگن خوب نیست چون:
بزرگترین اتفاق فیلم همون چند دقیقه ی اول قسمت اول لو میره ! من میگفتم شاید نهایتا یکی دو قسمت به شخصیت راضیه بپردازن ولی بعدا دیدم کل فیلم حول راضیه میچرخه ! خب چه جذابیتی داره وقتی از سرانجامش میدونیم ؟ مگر اینکه پایان رو عوض کنن این همه پیچ و تاب برای رفتن به گذشته و آینده نیازی نیست. این سریال اگر خطی دنبال میشد خیلی خیلی بهتر میشد
بعضی اتفاقات خیلی سریع میوفته و بعضیا کش میاد
راضیه خیلی زود رنگ عوض میکنه و دوباره خیلی زود تبدیل به زن ایده آل حامد میشه ! اینجا کارگردانی مشکل داره وقتی که تغییرات احساسات رو سربسته نشون میده.

در کل پیشنهاد میشه ولی نه اونقدری که بعضی از دوستان تعریف میکنن و نه اون چیزی هست که توی نقد اومده
سریال خوبیست با مشکلات که البته مشکلات آقازادگی رو کمرنگ نشون میده

سلام
بزرگواراصولانقدبه دوگونه مطرح میشه
۱-نقدسازنده که دراون شخص بدورازکوچکترین سلیقه ی شخصی واحساسی وجوزدگی ودرنهایت انصاف نظرش رونسبت به موضوع مطرح میکنه ودرمقابل هم راهکارمناسب ودرست، جهت رفع عیب ونقص رومطرح میکنه که اگرهرآدم منطقی وصاحب عقل وفهمی راهکارپیشنهادی رومطالعه کنه میفهمه شخص بافهم وشعورومنصفی پشت اون نقدهست.
۲-نقدمغرضانه وغیرمنصفانه همراه بادخیل کردن سلیقه شخصی که دراون شخص صرفادنبال تخریب هست ولاغیرکه دراینصورت شخص ارائه ی رهکارهم نمیکندچون اصلاقصدخیرواصلاح ندارد.
خب دراینجامابانقدمغرضانه طرفیم که متاسفانه شخص به ظاهرنقادبی دقتی عجیبی درنقدداردچراکه باکمی دقت متوجه میشویم که ایشان باحامی وسازنده فیلم مشکل داشته وبدین جهت نقدهای غیرمنصفانه ومخرب حتی علیه بازیگران این فیلم دارند.
درآخرسراشاره به این نکته که این فیلم باوجودآقازاده هایی که هنوزهم این انقلاب ونظام راازآن خودمیدانندوازآن سهم خودواجدادشان راطلب دارندوقطعابرای حامی وسازنده این فیلم حاشیه سازی میکنندبایدبابت جسارت وشجاعت این فیلمسازان عزیزتقدیروتشکربسیارکنیم.خداقوت

به قول شهید همت هر وقت دیدین دارن یه طرف و میکوبن بدونید اون طرف حقه
آقازاده به خاطر فضای سیاسی که داره و انتقادی که به آقازاده ها داشته مدام مورد نقد قرار میگیره اما هیچکس نمیگه که برای اولین بار یک کارگردان حرف دل مردم و زده و واقعیت ونشون داده

مرد مومن اصلا تا به امروز توی ایران همچین فیلم زیبایی ساخته شده؟؟ وقتی فیلمهای چرتو پرتی مثل ” میم مثل مادرو هزارتا فیلم شبیه اینا” رو میسازید و به زور جایزه فجرو کوفتو اینارو بهش میدین و از ایرانو ایرانی یه انسان متوحش تحویل دنیا میدین، چرا جیککتون درنمیاد؟ این فیلم چشه مگه؟ همه بازیگرا باید کونو موهاشون بیرون باشه تا فیلم باکلاسی باشـــــــــه؟! همون بازیگرایی هستن که هرروز جاهای دیگه دارن بازی میکنن.لطفا شـــــعــــر تلاوت نکن

من اصلافیلموندیدم اماازبس نقدتون حتی به ظاهرضعیف بود که گفتم بگم خواهشاهرمطلبی رومنتشرنکنیدخوبیت نداره

بدترین نقد رو داشتین تعجبی نیست.
فقط از کانال فتنه توقع نداشتم مطلبی به این سخیفی رو برا مخاطبش بذاره
بدون بررسی
انگار همش از دهن یه اقازاده ای مثل نیما در می اومد.

سلام متاسفانه هر چه در نقد گفته شده بود برعکس می توان تعبیر کرد سریال بسیار خوبی بود هم داستان هم بازیگر ها

سلام . سریال آقازاده نتیجه زحمت و تلاش عده ای هست و انعکاس درد و معضلات جامعه و طمع و بی وجدانی عده ای دیگر . نقد بسیار تند و دور از انصافی بود . متاسفم

سلام سریال خیلی خوبیه وبهترین و تاثیر گذارترین نقش بازی آقای تارخ است هردیالک این نقش نیاز جامعه و نمونه یک پدر و انسان آگاه و درست است که باید سعی کنیم نقش امین تارخ را در زندگی خود جای دهیم

فیلمش جالبه فقط زیادی کشش میدن ،بجای اینکه جذب کنه ، دفع می‌کنه🥴 تا قسمت ۱۰ باید تو ۳قسمت جمع میشد،

نقدکاملا بی اساس و غلطه اتفاقا خیلی هم خوب و آموزنده است

الحق و الانصاف سریال جالبیه، واقعیت های جامعه رو به تصویر کشیده، به ارزشهای اخلاقی پرداخته.من برای رسیدن جمعه لحظه شماری میکنم تا قسمت بعدشو ببینم.
عنقا، توفیقی، دست مریزاد
چه نقد مغرضانه و بیخودی بود، سراسر عقده و حقارت و حسادت ازش میبارید.

بشدت حسادت،تنگ نظری از این نوشتار میبارد

ناراحتید تا بودجه اوج رو بدن به اصغر فرهادی،یا منوچهر هادی،آقای مهر جویی و بقیه که مثل همیشه اون سریال ها و فیلم های آبکی و پر تجمل همیشگیشون رو به رخ بکشن.
دقیقا با دیدن این یک قسمت از سریال تونستید به این نتیجه برسید که بودجه اوج پای این سریال حروم شده؟؟
دقیقا از چی ناراحتید؟؟؟
از سریال یا پولی که واسش خرج کردن.
این نقد دقیقا پر از بی منطقیه که توسط یک منتقد پر از عقده و حسادت نوشته شده….!!!!!

این همه نقد الکی به دلیل زیر سوال بردن سازمان اوج بود؟خودمون هم میدونیم از این آقاها و آقازاده ها زیاد تو کشور داریم که ملت قربانی اونا شدن

معلومه یه نقاطی بد سوخته از ساخت این فیلم.تو چی میفهمی

میخواید بودجه اوج را بدیم به مسعود کیمیایی یا داریوش مهرجویی یا منوچهر هادی یا فریدون جیرانی و … که خزعبلات همیشگیشان را مجددا به خورد مردم دهند. از چی ناراحتید؟ از سریال اقازاده یا از پولهای اوج که به شما نرسیده.؟ خدا روشکر هرچی تا الان از اوج بیرون اومده هم ماندگار شده و هم پر مخاطب. درد شما افول سینمای اوروتیک و تجارت زده و لیبرال مسلکی هست که از بودجه همین نظام استفاده میکنند و همون فیلمسازان بیغیرتش فحش به همین نظام میدهند. زنده باد موسسه اوج که دهان یاوه گویان را خوب میبندی واز فرط بی عرضگی مجبورند مقاله های حسودانه و پر از عصبیت را به تحریر دراورند.

فقط حرف مفت زدی اوووووق
کاملا مشخصه سوختی از این سریالی ک ساختن
اتفاقا سریال بسیار عالی هسا و همه بازیگرانش بینهایت عالی و طبیعی بازی کردن،،

شخصیت راضیه خیلی قابل قبول نیست. دختری که به این سرعت میتونه خودش وارد کثافت کنه چطور ناگهان عاشق حامد و ارزشهای اون میشه !! نداشتن شخصیت باورپذیر مشکل اکثر فیلم ها و سریالهای ایرانیه. به خاطر بازی خوبه بازیگراش و لوکیشنهای متنوعش فقط جنبه سرگرمی داره . داستان آقازاده ها دیگه اظهر من الشمس شده چیز جدیدی نیست کهنظر فراستی درباره سریال آقازاده

قبول دارم که نقد خیلی تند یه طرفه ای ارایه شده ولی خیلی از نکاتش درسته و این سریال جنبه تبلیغاتی اش نسبت به طرح کامل مشکلات سو استفاده آقا زاده ها خیلی سطحی است.
اما بنظر من همینکه اوج از رانت آقازاده ایش استفاده کرده و تونسته بعضی مطالب را که قبلا کسی جرات گفتنش را نداشت به تصویر بکشه جای غنیمت است!!

اما به قول بعضی از دوستان که اظهار نظر کرده اند گاف نمایشی و موضوعی هم زیاد دارد. واقعیت این است که بهترین سریال خانگی حال حاضر ما “هم گناه” است که آن هم نقص کم ندارد.

نباید از این سریال فرمایشی انتظار خیلی زیادی داشت!!!!

خیلی تابلوه که اونقد نسبت به سازمان هنری اوج عقده بی انصاف و به دور از حق داری که فقط پشت سر هم گفتی و گفتی که خالی بشی دیگه فک نکردی بقیه هم خودشون شعور دارن میفهمن چی درسته چی غلط و با حرفای تو همه چی تموم نمیشه

به نظر میرسه vigiato را هم آقازاده ها بودجشو تامین می کنند.

نقدی بسیار درست و منطقی ، بدونه محو شدن در جذابیات های بصری . آفرین 👏🏼👏🏼
دوستانی که نقد غیرمنصفانه میبینن ، میتونم بگم اتفاقا منتقد باز خیلی ملاحظه کرده وگرنه خیلی از مسائل دیگه در مورد کارگردانی ضعیف و کلاهبرداری هنری تولیده کننده هست که اصلا اشاره ای نشده

حتما گاندو هم سپاه پشتش یوده هااا؟؟؟؟

من یک منتقد عقده ای هستم که خیلی هم خفن ام و میخوام با نقد های غیر منطقی و احمقانه و مغرضانه ام جلب توجه کنم

لطفا مرا در یابید

حیفه وقتی که صرف این نقد مغرضانه و غیر منطقی کردم
واقعا یک انسان باید مرز های جاهلیت رو جابه جا کرده باشه تا بتونه از روی یک قسمت اینطوری قضاوت کنه
یک نفر نیست به این احمق بگه خوب تو که عقده ای هستی چرا نقد میکنی
بابا دیگه خود فراستی از روی یک قسمت نمیتونست اینجوری نقد کنه
اینقدر چرندیات توی این متن زیاده که وقت نمیشه همشو بگم
در ضمن حتما فیلم آینه بغل رو هم اوج و سپاه پشتش بودن آره؟؟؟؟
تگزاس چی؟؟؟
و خیلی فیلم های دیگه…
واقعا تاسف میخورم که عده ای میان اسم خودشون رو منتقد میزارن مثل این آدم

به نظر من بعضی صحنه های فیلم خیلی تصنعی است.مثلا حامد تو قسمت دوم اول صبح میخواد بره مسجد.اخه کدوم مسجد اول صبح بازه.خانواده حامد تا این حد مذهبی تو جامعه دیده نمیشه.امین تارخ با مسئولین ارتباط داره.بعد تو یه خونه قدیمی زندگی میکنه.دیالوگ های نیما دیلوگ های روانشناسها میباشه.

عقده از سرتاپای این نوشته می باره. نشانه ی واضحش هم اینکه این همه نکته منفی را فقط با دیدن قسمت اول سریال نوشته.

به نظرم سریال عالیه حامد عنقادستتتتتتت دردددنکنه

دورووووووود

سریال عامه پسندیه نه بیشتر. اگر هدف سریال جذب مخاطب عام و خانواده ها باشه باید گفت موفق بوده اما اگر هدف اون تاثیرگذاری بر تفکر افراد بوده احتمالا شکست خورده.
کلا نبود یک فیلم نامه منسجم و درگیر کننده مشکل بزرگ سریال های ایرانیه و سازنده ها برای خنثی کردن چنین مشکلی از بازیگرای مطرح، زندگی لوکس و کاراکترهای شوخ یا پر سر و صدا و دمدمی مزاج استفاده میکنن. البته مشخصه که این سریال یک اثر پروپاگاندایی هست و چه بسا که بسیاری از مدیران همین سازمان اوج خود آقازاده هستن (این سریال در نمایش فساد خیلی سطحی و دم دستی عمل میکنه و ریشه فساد رو نه سیستمی، بلکه ناشی از طمع فردی افراد نشون میده). واقعیت اینه که اکثر مردم همینکه ۱ ساعت سریال تموم شد به کلی اون رو فراموش میکنن و اهمیتی به مفاهیم و معانی عمیقتر اون اثر نمیدن.

نقدهاتون زیاد جالب نیست.یعنی به جا نیست. اتفاقا سریال خوب وجالبی هست. فقط بعضی جاها نیاز به نقد داره که نگفتین.

فقط همین رو میتونم بگم
نظرتون کاملا به دور از انصاف و همراه با نفرت فراوان از سازمان اوجه…
قطعا و منطقا فیلم رو نقد نکردین!!! کوبیدینش!!!همین
درود بر سازمان اوج و حامد عنقا

نقد کردن یعنی هم نقاط ضعف رو بگی هم نقاط قوت رو بگی . نمی دونم چرا هر فیلم یا سریالی که ساخته می شه منتقدین فقط نکات منفی رو میگن . برین نظر مخاطبا رو هم بپرسید . آقا شما اگه بلدی و ادعات میشه خودت برو یه فیلم نامه خوب بنویس ، ی فیلم خوب بساز ، همه منتقدین نشستن رو صندلی و فقط حرف میزنن و عیب میگیرن .
(( سعدیا گرچه سخندان و مصالح گویی / به عمل کار برآید به سخندانی نیست! ))

سلام ، قشنگ تابلو و مبرهنه که این فیلم با رضایت و صلاحدید همین طبقه ساخته شده که مثلا بگن در ایران هم روشنفکری وجود داره و انتقاد آزاده ولی خودتونید ، به همین دلیل هم که ساختش با برنامه ریزی قبلی و فقط سرگرم کردن مردم هست اصلا انرژی و جذابیتی نداره ، یادتون هم باشه استقبال از این فیلم به نسبت خرجی که کردن فوقالعاده پایینه چراکه تا الان برای نگاه کردن هیچ سریال خانگی جایزه سکه طلا نذاشته بودند ، ببین اوضاشون چه جوری که شور میگیرن که چه جوری مخاطب برای این سریال جذب کنن ، حیف یک ریال که برای دیدن این سریال خرج بشه ، سکه طلاتون هم مال خودتون

الکس:سازنده اسکورت سرویس ایرانی
همون پسره که چند سال پیش گرفتنش که دخترای ایرانی رو قاچاق می کرده دست راست الکس اسمش مانلی بوده و تو این فیلم مانلی رو یه شخصیت ساده نشون میدن .مانلی واقعی ام‌تو اعترافاتش گفته بود من اولین روزا گول ماشین و خونه لباسارو خوردم بعد درگیرش شدم‌ تو یه سکانس از سریالم نیما به مانلی میگه اگه خیلی خوب تلاش کنی ماشین و لباسی که داری هم به نام خودت میشه .تو اعترافات الکس اومده با یکی از وزیرا در ارتباط بوده که اسمش رو دُکی آوردن ‌.تو فیلم هم اسم الکس هست هم مانلی هم دُکی واضح تر از این که این فیلم پروپاگاندای سازمان قضایی ایرانه؟

واقعا عالیه این سریال
و خیلی جذاب
دمتون گرم اقای عنقا‌و‌توفبقی

من چند سالی هست فیلم ایرانی نمی بینم
به نظرم فیلم های هندی بهتر از این
چیه واقعا حیف اون سرمایه ای که پای این فیلم خرج شده

من چند سالی هست فیلم ایرانی نمی‌بینم
به نظرم فیلم های هندی از این بهتره
فقط اسم فیلم قشنگه

زورتون گرفته همچین فیلمی ساختن

سازمان اوج رو نقد کردید یا فیلم رو،؟
نقد با این قدر بی انصافی ندیده بودم

من نمی‌دونم شما کی هستی این نقد و نوشتی ولی دمت بسیار گرم همش حرفهای خودم بود این سریال از روزی جو زدگی ساخته شده و پر از کلیشه های مذهبی هست… این سازنده و نویسنده و تمام عوامل سازنده و دست اند کاران باید شرمنده باشن که هزینه مردم صرف ساخت همچین چیز مزخرف و مسخره ای شده…تاسف…

من به شخصه بعد تهیه رایگان قسمت اول رفتم بقیه قسمت های فیلم آقا زاده رو خریدم تا به این جریان فیلمسازی کمک کنم. من یک معلم ساده در روستاهای لرستان هستم و خوشحالم که بالاخره یه فیلم به نفع قشر مستضعفین جامعه داره ساخته میشه. چرا اینقدر بدبینانه نقد کردین؟؟ حتما باید مثل فیلم دل باشه که همش زرق و برقه و هر قسمتش کلا ۱۷ دقیقه پخش میکنه؟؟
اینکه یه فیلم ارزش ها رو ترویج میده شما باید بکوبیش؟؟
واقعا متاسفم برتون و برای حامد عنقای عزیز ارزوی پیروزی دارم

چرا باید دخترا رو اینقدر خرد کنید و دخترا اینقدر کم فهم و بی ارزش نیستن که به خاطر یه نفر دیگه اعتقاداتشون رو عوض کنن حالا به فرضم بکنن چرا باید دختری که تازه عقد کرده اینقدر تحقیر بشه و شوهرش شب اول پیشش نخوابه این نهایت تحقیره . بلد نیستید فیلمنامه بنویسید بدید چند نفر که میدونند توی جامعه ما چه میگذره داستان بنویسنند . حیف این همه پول که فقط صرف تحقیر کردن و بد جلوه دادن دخترا میشه تا آقازاده ها . اگه یکم آقای عنقا سریال خارجی ببینند بد نیستا . خط فکریشون به جای فحش دادن و بد بیراه گفتن بهم توی سریال و بی ادبی کردن و بی ارزش کردن دخترا میتونست خیلی بهتر باشه .

واقعا خجالت آوره . آقای عنقا یه آدم زن ستیز هستن که توی سریالاشون مثل پدر دختره همیشه آدم بده و پسره آدم خوبه . خسته نشدید آقای عنقا با این فیلمنامه هایی که فقط خودتون خوشتون میاد .

۹درمورد بازی نیکی کریمی موافقم اما امیر اقایی مثل همیشه عالی بازی کرده:)

سلام
عذر میخوام کسی مدل بنز تینا داخل فیلم رو میدونه؟
ممنون میشم اگه بگید

سریال عالی هست و ادم میل به تماشای این سریال دارد
ولی اقای امین تارخ فقط داره حرص (*se) نکردن پسر و عروسش را میخوره جز این کاری دیگه ای در صحنه نمیکنه

یادداشت شما در مورد سازمان اوج هست نه سریال آقازاده بهتر بود عنوان مطلب نگاهی به موسسه اوج باشه نه سریال آقازاده زاده
یادداشتی پر از حس نفرت نسبت به سازمان اوج بدون ذره ای انصاف و بیان حقیقت

حکیمی می گفت که نگاه نکن کی میگه، ببین چی میگه
من فکر مینکم شما بیشتر از اینکه به محتوا نگاه کنید به عامل نگاه می کنید که البته در اینصورت نقدتون اینطور میشه که در جای خود محترمه

مثلاً منتقد بسیار خفنی هستین شما؟
اتفاقا ما مردم خوشمون اومد درست مثل قوه قضائیه، شبکه خانگی هم درباره سریالهاش داره پوست اندازی می‌کنه
ما که دوست داشتیم
شما مشکلت رو با اوج یجور دیگه حل کن

بیزحمت تیتر نقدتون رو عوض کنید.متنی که من از شما خوندم بیشتر نقد سازمان بود تا نقد فیلم.
برای نقادهایی مثل شما که حرفه ای عمل نمیکنن و با تیترشون سعی میکنن ملت رو مجبور به خوندن نقدشون بکنن و از نقد فیلم و سریال دور میشن متنفرم.جامعه هنری که نقادش این چنین نقد کند بهتر از این نخواهد شد.

ادمین می‌خواهد به زور فریاد بزند که من منتقد خفن و هیجان انگیزی هستم و مرا دریابید،

به نظرم همه انتقادایی که نوشته شده غیر واقعی و مقرضانس. هر چی نباشه از دل و مانکن خیلی خیلی بهتره. شمام به جای اینکه موش بدوونی دو سه تام صفحه در مورد کارای آقا زاده ها بنویس اگه طرف نمیگیری یا با اوج الکی مخالفت نمیکنی.
تو کلمه کلمه این متن میشه فهمیدم با چه حرصی نوشته بودی:)
مهم اینه که تو همین دو قسمت اکثریت مردم راضی بودن

ادمین عزیز به نظرمیرسه شما به جای نقد فیلم از ابتدا این مطلب برای نقد غیر منصفانه سازمان اوج نوشتی در مطلبی که نوشتی همه را به اوج نسبت دادی حضرت عالی اگر کارهایی که نویسندش حامد عنقا باشه راببینی دیگه نمیای خط سیر فیلم را به اوج نسبت بدی این تکنیک حامد عنقا هست و در بقیه کار های ایشون هم میتوان اثرش را مشاهده کرد
بعد هم تازه یک قسمت از فیلم رفته شما چطور میتونی یک سریال را بعد از گذشت یک قسمت به این شکل نقد کنی

ببخشید ادمین.اینکه اوج داره از خط قرمز میگذره و حرفهای اصلی رو میزنه بده؟پشت خط قرمز میموند و تیکه مینداخت خوب بود؟؟؟؟

والا زشته به خدا تازه دو قسمت اومده. سریال دل رو با اون همه کشی که داشت و همش راه پله و قدم زدن بود، اینقدر صبر به خرج دادین، بعد این یکی رو همین قسمت اول شستین از بند آویزان کردین. یکم صبر میکردی بعد حرصتونو خالی میکردین. کلا با هر فیلمی که نقش اولش مسجدی باشه همین برخورد میشه. حالا شما فرض کنید اصلا این اسپین آف سریال پدره!مشکلیه؟

خط اصلی فیلم واضح شد

از وقتی که پراید وارد صحنه شد
زشته بخدا این همه ریاکاری از اوج و سوق دادن ادممای معمولی و کوته فکر به سمت افکار خودشون زشته بخدا

شما با سازمان اوج لجی! خیلی واضح و تابلوئه!

ایول. الان کل بچه های اوج بسیج شدن این زیر کامنت بزارن. دمتون گرم با این همه فعالیتتون. ???

تابوله تا کجات سوخته تهش رو در بیارن همین سایت هم وصله به دکون دستگاه امثال روحانی و آشنا وقتی میسوزین آب بریزین رو اونجا که میسوزه ،اوج درست فیلم میسازه چون هیچ وکیل و وزیر و نفوذی مثل امثال شما نمیتونه بودجش رو قطع کنه لاغر اگر هم میخواستی مردم نفهمن دارین آتیش میگیرین میذاشتین یه فصل ازش تموم میشد بعد به اندازه یه دنیا نقد چرت میکردیش،عزیز دل دیگه گذشت اون زمون که مردم با این چیزا گول بخورن،تو و امثال تو باعث عقب ماندگی این مملکتین نه اوج و رسانه های مثل اوج.هر جا که دست شما جماعت خائن و نفوذی مثل گاندو و آقازاده رو بشه بدترین رو زمینه درک میکنم آب بریزی اونجا خوب میشی.

تحلیل تون ناشی از بدبینی زیاده و مزخرف محضه!

کلاً یه قسمت پخش شده و بعد شما اینجوری مقابلش جبهه می گیرید مثلاً همین که میگید ضعف در شخصیت پردازی!!!اما بنظرم باید منتظر بود…..البته با اون قسمت جوزدگیتون موافقم،به هر صورت ما هم که نفهمیدیم می خواهید یه جریان خاص رو له کنی!!!!!!!!!!

چه جوریه که بقیه فیلمسازها مخصوصا شبکه ی خانگی نتونستن به این موضوعات اشاره کنن ولی این سریال که حمایت اوج روداشته بااین صراحت این موضوعات بیان شده موضوع اصلی این که چرا سرمایه بایددست یک سازمان باشه مثل اوج!
خواهش میکنم بدون تعصب نظربدین

این نقد فیلم نبود

یک دیدگاه مغرضانه علیه اوج بود

مشکل نویسنده با اوج را به خوبی می شه حس کرد
خیلی دوست داشتم یک نقد منصفانه از فیلم بخونم
ولی حیف که وقتم از دست رفت

الان سریال رو نقد کردی یا سازمان اوج رو؟اولا که کلا یه قسمت سریال اومده بیرون…واسه نقدِ درستِ یه سریال حداقل باید چهارپنج قسمت بیاد بیرون همه شخصیتا تو فیلم ظاهر بشن خط اصلی داستان معلوم بشه بعد نقدش کرد نه تا یه قسمت اومد سریع بیاین قضاوت کنید…من اون تیکه که در حد چند ثانیه قیافه بازیگرا رو نشون میده و میگین شبیه انیمه شده کاملا قبول دارم این مسئله تو ذوق خودمم زد اما جز این مورد سریال فعلا شروع خوبی داشته بازیگرا هم فعلا شخصیتایی که دیدیم درست انتخاب شدن…نه اومدن چندتا بازیگر چهل پنجاه ساله رو جای دخترپسر جوون جا بزنن نه بازی های مصنوعی دارن و اگه بنا به پر زرقوبرق بودن باشه سریال هایی مثل دل مانکن هم گناه پر زرق تر و تجملاتی ترن…و اگه بنا به رد کردن حدحدود ها و خط قرمزها باشه سریال ممنوعه خودش افتضاح ترین بود…از همه ی خط قرمزها گذشته بود روابط بی پایه و نامشروع،آدمای الکی خوش،عشقای آتشین و نژادپرستی و اغراق و هزار مشکلِ دیگه…
در موردِ سرمایه گذاری هم همچین میگین انگار سازمان القاعده اومده رو فیلم سرمایه گذاری کرده…نویسنده این مطلب ظاهراً کینه و خصومت شخصی با موسسه داره

آموزش خرید و اسمبل سیستم مناسب گیم با بودجه بالا

وقتی به هیچ چیزی از منبع اقتباس وفادار نیستید اما باز هم یک فیلم خوب می‌سازید

فیلیموشات | فرصت تأمل درباره فیلم‌ها و سریال‌ها – فرصت تأمل، نقد و بررسی فیلم‌ها و سریال‌ها

چند هفته‌ای است که پخش سریال «آقازاده» شروع شده است؛ سریالی که خیلی از مسائل بحث‌برانگیز روز را برای اولین با شفافیت و صراحت مطرح می‌کند.

چند هفته‌ای است که پخش «آقازاده» شروع و سریال هنوز به نیمه نرسیده با واکنش‌های متفاوت و حاشیه متنی و فرامتنی در فضای رسانه‌ای مواجه شده است. سریالی که خیلی از مسائل بحث‌برانگیز روز برای اولین در آن با شفافیت و صراحت مورد اشاره قرار می‌گیرند. در ادامه با فیلیمو شات همراه باشید تا نگاهی دقیق‌تر داشته باشیم به «آقازاده».

در ادامه خواهید خواند:

حتی پیش از انتشارِ قسمت اول و با مشخص شدنِ عنوان سریال، تهیه‌کننده ‌و سازمان تولید‌کننده‌ آن، بیننده‌ها در انتظار دیدن سریالی ملتهب بودند که دست روی موضوع و مطرح کردن مسائلی می‌گذارد که پرداختن به آن‌ها امر مرسومی در سریال‌های تلویزیونی و حتی شبکه‌ نمایش خانگی نیست. «آقازاده» روی موضوعی دست می‌گذارد که پیش از این فقط در آثار دفاع مقدس به شکل ضمنی مطرح می‌شد؛ اینکه فرزندان بزرگان انقلاب و سرداران جنگ با میراث پدران خود چه می‌کنند و واکنش این بزرگان به رفتارِ فرزندانشان چه خواهد بود. از اشاره‌هایی گذرا در «موج مرده» (۱۳۷۹) و «نسل سوخته» (۱۳۷۸) تا اشاره‌هایی مستقیم در «قارچ سمی» (۱۳۸۰) و «دیوانه از قفس پرید» (۱۳۸۱)، موضوع فساد یا اشاره به انحراف‌های مالی و اخلاقی در میانِ کسانی که خود ایجادکنندگان سیستم جدید بوده‌اند، مسئله‌ای بوده که در هنگام پرداخت به اشکال مختلف با پرده پوشی همراه شده است. فیلم‌های نظیر «روز بلوا» (۱۳۹۸) کوشیده‌اند صورت مسئله را به شکلی روشن‌تر مطرح کنند اما «آقازاده» پرده‌‌پوشی را کنار گذاشته تا مواجهه‌ای مستقیم با موضوعی داشته باشد که بسیاری به آن نزدیک شده‌اند اما جسارت یا اجازه‌ پرداختن به جزئیاتش را نداشته‌اند.نظر فراستی درباره سریال آقازاده

نکته اینجاست که «آقازاده» این کار را در قالب سریالی سفارشی/شعاری ارائه نمی‌دهد که مناسب پخش در ایام ماه مبارک رمضان از تلویزیون باشد. «آقازاده»، زیرکانه موضوع فساد مالی را به مسائلی نظیر ناموس، پاکی و عفت پیوند می‌دهد تا پیشروی داستان در ظاهر نمایش وجود فساد و عزم راسخ برای از بین بردن آن باشد اما در باطنِ امر، شاهد بازپس‌گیری پاکدامنی‌ای باشیم که به دست مفسدان لکه‌دار شده. بدین ترتیب «آقازاده» همان قدر که در انتخاب موضوع و داستان ملتهب است و در اجرا از سریال‌های روز دنیا تأثیر گرفته، همزمان به ریشه‌ها توجه دارد؛ تا با گره زدن خطوط داستانی با عقاید عمومی، بیننده‌ را در مسیری هدایت کند که خود را به جای شخصیت‌ها بگذارد؛ چرا که شاید بسیاری مشکلی با کسب موفقیت به هر طریقی نداشته باشند اما پاک‌دامنی و عفت موضوعاتی هستند که نادیده گرفته نمی‌شوند.

پربیننده‌ترین سریال های شبکه نمایش خانگی

قسمت اول «آقازاده» در کنار قسمت اول سریال‌هایی نظیر «شهرزاد» (فصل اول) و «پایتخت» (فصل دوم) یکی از بهترین قسمت‌های اول سریال‌های ایرانی در ده سال اخیر بوده است. تمام آن چیزی که از اپیزود اول یک سریال انتظار می‌رود در این قسمت جمع شده‌. قسمت اولِ «آقازاده»، به شکلی هوشمندانه خلاصه‌ای از آن چیزی‌ است که قرار است در تمام طول سریال ببینیم و به شکل خوشایندی نشان می‌دهد کلیت سریال پیش از ساخته شدن روی کاغذ شکل گرفته و به‌درستی کارگردانی شده: طرح کلی داستان، شکل روایت آن، شخصیت‌ها، خط مشی آن‌ها، گرافیک تصویر و از همه مهم‌تر، لحن سریال.

درباره قسمت اول سریال «آقازاده» در فیلیمو شات بخوانید؛ بازی شطرنج و یک مافیای اقتصادی

قسمت اول «آقازاده» با معرفی اجمالیِ راضیه/مانلی (با بازیِ پردیس پورعابدینی) و سرنوشتی که در انتظار اوست شروع می‌شود. پس از آن، رفته‌رفته فساد پیرامونِ نیما (با بازیِ امیر آقایی) به تصویر کشیده می‌شود و مشخص می‌شود قرار گرفتنِ راضیه در برابر او به دلیل علاقه‌مند شدن به حامد (با بازیِ سینا مهراد) است. به بیان دیگر، طرح کلی سریال «رویارویی نیما و حامد» خواهد بود و داستان با قرار دادن راضیه میان آن‌ها پیش می‌رود. تقابلی که باعث افشا شدن فسادهای مالی/ اخلاقی و زدوبندهای سیاسی می‌شود.

طبق آنچه در قسمت اول می‌بینیم، «آقازاده» قرار است این داستان را از طریق رفت و برگشت‌های زمانی میان حال و گذشته‌ شخصیت‌ها روایت کند. زمان حال، از روزی در نظر گرفته شده که نیما برای شرکت در حراج آثار هنری به تهران بازمی‌گردد و همان روز، توسط حامد دستگیر می‌شود. هر یک از این دو برای رسیدن به این روز به‌خصوص گذشته‌ای را از سر گذرانده‌اند؛ گذشته‌ای که در آن نیما، راضیه را به تهران آورده تا به مانلی تبدیل کند (طعمه‌ای برای به دام انداختن سیاستمداران) و تعلیم داده تا به زندگی خصوصیِ حامد نفوذ کند. در نتیجه، آینده‌ مبهمی که در ابتدای قسمت اول می‌بینیم قرار است از اتصال میان این گذشته‌ تاریک و زمان حالی که سریال در حال تعریف کردن آن است حاصل شود.

بدین ترتیب، در همان قسمت اول علاوه بر اینکه با شخصیت‌های اصلی آشنا می‌شویم، شمایی از کلیت داستان در برابر بیننده ترسیم می‌شود تا برای ادامه دادن سریال تصمیم بگیرد. از همین قسمت اول به خوبی مشخص است که حامد، به‌عنوان کسی که قرار است در برابرِ نیما بایستند، خصوصیاتی دارد که به طور کامل در تضاد با منافع و جهان‌بینیِ نیما هستند. این ویژگی‌های اخلاقی و رفتاری آنقدر قوی هستند که باعث تحولِ مانلی و بازگشت دوباره‌اش به قالبِ راضیه خواهند شد.

اما سازندگان «آقازاده» به افشای این طرح داستانی در قسمت اول اکتفا نکرده‌اند و از همین قسمت با استفاده از گرافیک تصویر، کدهایی بصری برای درک بهتر زمان روایی، ویژگی‌های شخصیت‌ها و درونیات آن‌ها در سریال قرار داده‌اند. این کُدها قراردادهایی هستند که به بیننده کمک می‌کنند رفت و برگشت‌های زمانی و تفاوت میان شخصیت‌ها را تشخیص دهد. مثلاً با معرفی هر شخصیت جدید، شاهد مجموعه‌ای از تصاویر هستیم که ویژگی‌های او را در قالب فیگورها و ارجاعات داستان به نمایش می‌گذارد. یا برای بازگشت به زمان حال حتماً بافت بصری تصویر برای چند لحظه تغییر می‌کند (در قسمت اول، این تغییر همراه با میان‌نویس است که در قسمت‌های بعدی حذف می‌شود).

«آقازاده» جبهه‌بندی مشخص و قاطعی دارد. آدم‌ خوب‌های داستان و آدم بدها را حتی از روی ظاهرشان هم می‌توان تشخیص داد. به شکلی که نیازی نیست آن‌ها را به دقت بشناسیم یا با گذشته‌ آن‌ها به‌طور کامل آشنا شویم. با وجود این استراتژی که در سریال‌ها ایرانی رواج دارد و بیننده نیز به آن عادت کرده، «آقازاده» به شکل مکرر به گذشته‌ شخصیت‌ها رجوع می‌کند تا به جزئیات رفتاری آن‌ها بپردازد. حاصل این ارجاعات مکرر، شکل‌گیریِ پیش‌داستان‌هایی‌ است که به بیننده کمک می‌کند تصویری روشن‌تر از کلیت داستان داشته باشد؛ به‌عنوان مثال، شخصیت مانلی ابتدا در میانه‌ قسمت اول به‌عنوان شخصیتی فرعی معرفی می‌شود اما در قسمت‌های بعد شاهد جزئیات تبدیل شدنِ راضیه به مانلی هستیم؛ همچنین حواشی‌ای که این فرآیند در پی داشته و شخصیت‌هایی فرعی که از طریق این پروسه وارد خط داستانی می‌شوند را می‌بینیم: از دوست راضیه، نوذر (با بازیِ روزبه معینی) بگیرید تا دخترِ معتاد، سحر (با بازیِ سامیه لک). درواقع شاهد معرفی آدم‌هایی هستیم که باعث می‌شوند راضیه با نیما و آدم‌های پیرامونش آشنا شود و پیش از تبدیل شدن به مانلی، با عاقبت خود آشنا گردد. این شکل از روایت، طی چند قسمت بیننده را آماده می‌کند تا منتظر پیش‌داستان‌هایی باشد که با حضور هر شخصیت تازه در خط داستانی در حال شکل‌گیری و گسترش هستند.

از سوی دیگر، شکل روایت داستان به گونه‌ای که گذشته و حال هم‌زمان با هم پیش بروند، باعث شده باز کردن صورت مسئله‌ای که جواب آن برای بیننده‌ مشخص است، شکل جذابی به خود بگیرد. بیننده از ابتدا می‌داند که نیما محکوم به شکست است اما دوست دارند ببیند راهکارِ حامد برای مقابله با رفتار و اعمال چنین آدمی چیست. پس سازندگان بر وجود دو دنیای متفاوت از هم تأکید می‌ورزند که از ابتدا با هم در منافات قرار می‌گیرند و نقطه‌ اتصال آن‌ها راضیه/مانلی است. یک “آقازاده‌ خوبِ” پراید‌سوارِ چشم و گوش بسته که سَر سفره‌ پدر و مادرش در محله‌ای قدیمی بزرگ شده در برابر یک “آقازاده‌ بد” با مجموعه‌ای از فسادهای اخلاقی و مالی که در جایی خارج از شهر زندگی می‌کند و به شکل مشکوکی فرزند ناتنیِ مردی باقدرت و نفوذ (با بازیِ مهدی سلطانی) است. هر یک از این دو قطب داستانی می‌کوشند دیگران را شبیه به هم خود کنند؛ چرا که تنها راهی را که خودشان می‌روند، درست می‌دانند. «آقازاده» به وضوح در جبهه‌ “آقازاده‌ خوب” می‌ایستد، ارزش‌های این جبهه را تبلیغ می‌کند و به تقبیح ضدارزش‌هایش می‌پردازد؛ یعنی همان رفتارهایِ “آقازاده‌ بد”. از این‌رو، استفاده از آیه‌های قرآن در ابتدا و پایان هر قسمت را می‌توان تأکید سازندگان سریال بر آشکار کردن علت انحرافی دانست که ریشه در ترک اخلاق و دینداری دارد ولی الزاماً به جایگاه انسان‌ها در اجتماع و مناسب دولتی مرتبط نیست. به بیان دیگر، به عقیده‌ سازندگانِ «آقازاده» انحراف از جایی شروع می‌شود که انسان از مسیر تعالی خود به‌عنوان یک بنده منحرف می‌شود. اینکه پس از این انحراف و با استفاده از مناسبات و اِعمال قدرت چه نتیجه‌ای حاصل می‌شود، مسئله‌ای‌ست که نباید باعث شود انحراف اولیه به چشم نیاید.

نگاهی به حضور امیر آقایی در قطب منفی سریال «آقازاده»

اینکه فسادی وجود دارد و اراده‌ای برای مقابله با آن، موضوعی نیست که سربسته باقی مانده باشد. کافی‌ است اخبار را دنبال کنید تا هر روز خبری تازه از مفاسدی عظیم به گوشتان بخورد. نکته اینجاست که در اخبار فقط به اصل فساد اشاره می‌شود و درنهایت فردی به عنوان مفسد معرفی می‌گردد اما هیچ وقت سازوکار شکل‌گیری این فساد با جزئیات و به شکلی قابل فهم برای عموم مردم ارائه داده نمی‌شود. سازندگان «آقازاده» با اینکه می‌توانستند فساد و مفسد را مثل اخبار فقط از طریق اشاره و اطلاع به بیننده معرفی کنند، حوصله به خرج می‌دهند تا سازوکار فساد را به نمایش بگذارند: ریشه‌ پول و اعتبار کجاست؛ روابط چگونه شکل می‌گیرد؛ فشارها از جانب چه کسانی اعمال می‌شود؛ سرمایه‌ها چگونه یک شبه چندصدبرابر می‌شود و از همه مهمتر، چطور وقتی همه چیز برملا شده، مفسد به‌راحتی از چنگ قانون می‌گریزد؟ «آقازاده» هر فسادی را که از نیما سرچشمه می‌گیرد، دنبال می‌کند تا به ریشه‌ آن برسد. پس از آن به نمایش روش‌هایی می‌پردازد که نیما از طریق آن‌ها و به‌واسطه‌ آقازاده بودنش ثروت و جایگاهی افسانه‌ای کسب کرده. از سوی دیگر، «آقازاده» به شکل مستقیم به پرونده‌ها، اخبار و شایعاتی اشاره می‌کند که یا هنوز در جریان هستند یا آنقدر قدیمی نیستند که از حافظه‌ بیننده‌ها پاک شده باشند. پس عجیب نیست که رسانه‌ها به دنبال مابه‌ازاءهای واقعی شخصیت‌های سریال بگردند و به‌راحتی بتوانند آن‌ها را به هم ربط بدهند؛ موضوعی که شاید در بلندمدت چندان به نفع «آقازاده» نباشد اما التهاب و جذابیت سریال را دو چندان می‌کند.

«آقازاده» یک سریال گذری نیست و نمی‌توان از طریق دیدنِ خلاصه قسمت‌ها از جزئیات ماجرا سردرآورد. «آقازاده» توجه می‌طلبد و این توجه را گدایی نمی‌کند. شاید از شکل شخصیت‌پردازی یا روحیات قطب خیرِ داستان خوشتان نیاید و موردتأییدتان نباشد اما نمی‌توان منکرِ این حقیقت شد که در مقایسه با سریال‌های تلویزیونی و نمایش خانگی در چند سال اخیر، با سریالی به‌روز مواجه هستیم که بیننده‌اش را دست کم نمی‌گیرد و از طریق شکل روایت و روش‌مندی توزیع جزئیاتِ ماجرا، این دغدغه را نزد بیننده ایجاد می‌کند که پایان کار تقابل میان آقازاده خوب و بد چه خواهد بود؛ آن هم با استفاده از پیش فرض‌هایی که به سازندگان اجازه داده به نمایش چیزهایی بپردازند که شاید نزدیک شدن به آن‌ها هم برای بقیه ممنوعه باشد. با این‌حال، از همان عنوان‌بندی ابتدا و انتهایِ «آقازاده» هم می‌توان فهمید سازندگان اشراف کاملی بر موضوع و شکل پرداخت آن در قالب محصول بصریِ جذاب و سرگرم‌کننده دارند.

سریال «آقازاده» نوشته حامد عنقا، به کارگردانی بهرنگ توفیقی و همراه با حضور بازیگرانی چون امیر آقایی، نیکی کریمی، امین حیایی، امین تارخ، لعیا زنگنه، مهدی سلطانی، کامبیز دیرباز، سینا مهراد، سامیه لک، پردیس پورعابدینی و… هر هفته بر روی فیلیمو منتشر می‌شود.

دنیای معصومانه‌‌ کودکان

مروری بر تصویر مسعود کیمیایی در چند مستند سینمایی | شمایلت چه نیکوست

مروری بر کارنامه مجید مجیدی | آن‌سوی ابرها

نقد فیلم خورشید ساخته مجید مجیدی | نوری بتابان!

ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید، خوشحالیم

نام و ایمیل را برای ارسال دیدگاه در آینده ذخیره کن

Δ

متاسفم برای نویسنده متن و کسایی که این سریال را دوست داشتند. با این آیه قرآنی پیامش شما را گول زده تا ایراد هاش را پنهان کنه وقتی شما پیام قشنگی میخوایی بگی ولی بلد نیستی درست اونو بگی به چه دردی میخوره. این سریال اصلا معلوم نیست ژانرش چیه. نه تریلر سیاسی خوبه چون برید نمونه های خارجیش را ببینید و بفهمید به نویسنده متن هم توصیه میکنم. انتقاد هاش هم قشنگ معلومه انتقاد های مسخره ای و اجتماعی هم فیلم نیست. بعد ژانر عاشقانه هم نمی تونن باشه. واقعا دیالوگ ها بده همه انگار همه شخصیت ها معلم ادبیات هستن. فیلمنامه نویس اگه یه کتاب آموزش فیلمنامه نویسی خونده بود و میفهمید دیالوگ هاش کلیشه ای هستند اصلا فیلمنامه نویس نمی شد. آخه مثلا زن و شوهرن باید راحت باشد بعد میان این دیالوگ های به اصطلاح قلمبه سلمبه را میگن. از نظرم سریال بدی بود. نمیشه چون یه آیه قرآنی آورده بگیم سریال خوبیه و دوباره تکرار میکنم شما هر چقدر هم پیام قشنگ باشه وقتی بلد نیستی اونو قشنگ برسونی به چه دردی میخوره.

سلام ….فقط آیه ی پایانی قسمت ۲۸….آمین یارب العالمین

سریال بدک نبود ولی خیلی تاپ هم نبود چون یکم دور از واقعیت بعضی جاهاش بودن. مثلا زن بحری یه دفعه ایی اینقدر دلسوز راضیه میشه و هرچی امیر بحری بهش میگه من کاره ایی نیستم کاره پسرمه, اصلا نمیفهمه و فقط بخاطر اینکه پسرش حالا آبروی راضیه رو با چندتا عکس برده، یه دفعه میاد و اینقدر داد راه می اندازه به قیمتی که زندگی خودشو خراب کنه وبه قیمت کشته شدن خودش میاد بحری رو تحریک می کنه که میره مدارک بحری و پسرشو رو کنه؟! فیلم حتی نشون نمیده چه مدرکی زنه بحری داشته! فیلم که ازون ابتدا نشون میداد که امیربحری سرش تو کاره خودشه و به زنه چیزی نمیگه!!!

بعدشم زنه بحری، مگه این دختر، همونی نبود که به بهانه دوست شدن به راضیه نزدیک شد و می خواست از کاراش سر در بیاره یا مگه فیلم اون اول این دخترو جوری نشون نداد که یه جورایی به راضیه هی نصیحت می کرد و میگفت به نیما یه موقع نگی عاشق شدیااا چون هرکاری از دست اون بر میاد. این که میدونست هرکاری از دست نیما برمیاد، پس چرا یه دفعه زد به سیم آخر!!؟ به نظرمن، نقطه ی ضعف فیلم از اینجا شروع شد.

بعدشم نیما یهویی وقتی میبینه بهرامی رفته طرف اون حسن، یه دفعه جو میگیرتش که همه چیو بگه و دلش برا باباش تنگ میشه یا مثلا یه دفعه ایی مخاطب وسط فیلم می فهمه زنه بحری با تینا خواهر بودن یا مثلا بعدشم که پلیس میاد جست و جو برای مرگ خواهره و اثر انگشت و اینا بعد اصلا چیزی از اثر انگشت تینا پیدا نمیشه!!؟؟؟و این پلیس اصلا نمی فهمه که این دوتا خواهر بودن یا باباش چندتا دختر داره ،چیکار میکنن !؟؟! خب یکم دور از واقعیته این ..

تنها نقطه ی قوت فیلم این بود که میخواست نشون بده توی نظام ایران چقدر از این موارد و فسادها وجود داره و یکی و دوتا هم نیستن و بیشترشون دستشون توی دست همه …

و اما نقطه ی اصلی منفی فیلم که به نظرمن از ارزش واز واقعی بودن فیلم کم کرده بود این که سازنده تلاش داشت که یه جوری به تو ذهن مخاطب فیلم بکنه که فقط اگه به دین و اسلام اعتقاد داشته باشی میتونی راه درستو بری!! مثلا حاج رضا چون به اسلام اعتقاد داره آدم درستی بود و چون حامد پسر این ادم بود و تربیت اسلامی داشت، آدم خوبی بود..فیلم سعی داشت بیشتر رو وجه و وجود امام رضا و اعتقاد تکیه کنه… حتی بعضی جاها ضد اینو نشون میداد که گاهی مخاطب رو به چالش میکشوند که اصلا با عقل جور در نمیومد این ضد و نقیض، برای مثال اون صحنه که نیما میره مشهد برای اینکه راضیه اونجا بوده بعد توی یه مسیری توی ماشین، گنبد امام رضا رو می بینه و یه حالت بغض میگیره. نقطه ی بسیار منفی دیگه اینکه از اولی که بین نیما و حامد دعوا شروع میشه همش حاج رضا به امیربحری میگه که این دسته گل رو از نطفه ی خوب و پاک تو به اینجا رسوندی، این جمله همش چندین بار در قسمت های مختلف توسط حاج رضا به امیربحری گفته میشه، چیزی که ضعف فیلم رو نشون میده. ادم ها مسیول زندگی و انتخاب کردن مسیر زندگی خودشون هستن، شاید در اول رشد پدر و مادر و نوع زندگی روی رفتار و شخصیت بچه تاثیر بزار ولی شخصیت بیشتر انسان ها در جامعه شکل میگیره و تا وقتی ادامه پیدا میکنه که آدم به رشد عقلی کامل برسه و خودش بتونه راهه زندگیشو یا به اصطلاح خوب وبد رو تشخیض بده. اگه اینجوریه پس اگه ادمی قاتل شده باید بریم یقیه ی باباشو بگیریم که چرا این آدم امروز قاتله!!؟ فیلم می خواست تاکید کنه که چون این پسر(نیما) از پدر با ایمان و مادر باایمان به دنیا اومده، باید پس پسر با ایمان میشده و راهه به اصطلاح نماز و روضه و خدا و پیغمبر رو می رفته و چون امروز با ایمان نیس پس مرتب امیر بحری سرزنش باید بشه!! مگر نه اینه که هرکس مسیول کارهای خودشه؟ مخصوصا که نیما بیش از ۴۰ سال سن داشت.. یعنی فیلم مرتب به دنبال این بود که بگه نیما پاکه و فقط بخاطر امیربحری اینجوری شده ..مرتب به دنبال مقصر نشون دادن امیر بحری بود…نظر فراستی درباره سریال آقازاده

در آخر فیلم شهنام میزنه به ماشین از طرفی که حامد نشسته بود, جالبه با این ضربه ی به این محکمی در اخر میبینیم که حامد فقط یه تیکه راست سرش خون ریزی می کنه و می تونه راحت خودش رو از ماشین پیاده کنه و به دست و پاش هیچ آسیبی جدی تقریبا وارد نشده .. اگه ماشینش پیکان قدیم بود شاید باورش برای ما راحتتر بود که اسیب جدی به حامد وارد نشده ولی پراید؟؟؟!!! خودتون دیگه بفهمین ضعفو.. و بعدشم ساعت ۱۱ شب بوده و ولی می بینیم که خیابونها خلوته خلوته و هیچ ماشینی هم رد نمیشه .. خب بازم دور از واقعیته اونم توی تهران و خیابون های تهران… به نظرم فیلم قوی تر تموم میشد اگه با این صحنه حامد هم میمرد، حداقل سیستم فساد سیاسی و اقتصادی دستگاه ایران رو بیشتر می تونست تو ذهنه بیننده تجسم کنه، تحت این پیام که هرکسی که بخواد جلوی قدرت یه سری آدم در نظام رو بگیره و کارشونو مختل کنه سرنوشتی بهتر از مرگ نداره ..

میتونم بگم اولین سریال وطنی ای بود که من بعد از دیدنش شروع کردم به دنبال نقد و تحلیلش رفتن و خیلی تعجب کردم که چرا انقدر راجعبش بد نوشته بودن در اکثر سایت ها . البته سایت شما جانب گیری خاصی نداشت بنظرم . خیلی اثر قوی ای بود . از اون دسته که میخکوبت میکرد و آخرش مغزت سوت میکشید . یه اثر خیلی قوی بود و واقعا لذت بردیم از دیدنش .

نقاط ضعفش کمترازنقاط قوتشه بنابراین خسته نباشن عوامل آن امایکی ازنقدهای اینجانب منزل حاج رضاس که خیلی دیگه درش اغراق شده وامروزه میشه به جرات گفت هیچ مسئولی نداریم که درچنین منزلی که حتی کف حیاطشم آجرای قدیمیه زندگی کنه شایدلاجوردی بودکه بادوچرخه میرفت که اونم دهه ۷۰بودالان دیگه هرگزحتی یکنفر

سلام و خداقوت …نقد بسیار زیبا و جامعی هست . من که از دیدن این سریال تاثیرگذار، فوق العاده لذت می برم، ممنونم از کارگردان کاربلد و تهیه کننده عزیز و همه عوامل ساخت این مجموعه ارزشمند و بازیگران جذابش مخصوصا جناب آقای امیرآقایی که واقعا این نقش را عالی دارن بازی می کنن و سرکار خانم پورعابدینی که نشون دادن از استعداد منحصر بفردی برای دیده شده برخوردارند بقیه که تو کارشون استادن ، برای تک تک اعضا سازنده آرزو موفقیت های روز افزون را دارم .

تازه‌ها


ایده‌ای طلایی، مس بود

درباره فیلمبرداری رستاخیزهای ماتریکس که متفاوت از نسخه‌های قبلی بود
چطور رویکرد بصری ماتریکس تغییر کرد؟

معرفی و نقد فیلم دست خدا ساخته پائولو سونتینو
اسطوره شناسی در ناپل، رویاپردازی با مارادونا

درباره آخرين قسمت سريال جزيره
خداحافظ ارشد، خدانگهدار صحرا

چطور برنامه جوکر توانست به هنرمندان از یاد رفته فرصت درخشیدن بدهد؟
آشنایابی در جوکر

کلکسیون‌ها

معرفی 25 فیلم خنده دار ایرانی در فیلیموشات
بهترین فیلم های کمدی ایرانی

معرفی 46 فیلم برتر ژانر وحشت قرن 21
ترسناک ترین فیلم های جهان

43 فیلم برتر کمدی و طنز خارجی را اینجا مشاهده کنید
بهترین فیلم های کمدی قرن

لیست انیمیشن های برتر جهان در قرن 21 را اینجا ببینید
بهترین انیمیشن های جهان

اینجا پربیننده‌ترین فیلم های ایرانی از نظر کاربران فیلیمو را معرفی می‌کنیم
بهترین فیلم های ایرانی سال ۹۹

همه آنچه درباره این سریال عاشقانه باید بدانید

پربازدیدها

فهرست 40 تایی فیلم‌های کنجکاوی برانگیز سال که منتظرشان هستیم
بهترین فیلم های ۲۰۲۲

فهرست 30 تایی از مهم‌ترین سریال‌هایی که ما را غافلگیر خواهند کرد
بهترین سریال های خارجی ۲۰۲۲

یک گفت‌وگوی داغ با ستاره سریال جزیره
شادی مختاری از صحرا صراف می‌گوید

در جست‌وجوی خفاشان شب در بین فیلم‌های مهم تاریخ سینما
بهترین فیلم ها درباره قاتل های سریالی

اینجا؛ مهمانی به شرط خنده
در پشت صحنه جوکر چه خبر است؟

چهره‌ها

به بهانه ۷۶ سالگی بزرگ‌ترین فیلمساز زنده دنیا
۱۵ حقیقت سوررئال فیلم‌های دیوید لینچ

مرور کارنامه و نگاه آماری به تعداد مخاطبان آثار سینمایی اکران شده
ترانه علیدوستی؛ تو همون قله مغرور و بلندی…

برای بازیگری که نزدیک به یک دهه است دست به هرچه زده «طلا» شده است
جواد عزتی؛ سلطان گیشه‌ها

به یاد فیلمساز و بازیگر مطرح سینمای جهان
پیتر باگدانوویچ؛ مرد هزار چهره سینما

برای درگذشت یکی از شمایل کلاسیک هالیوود
۵ فیلم برتر سیدنی پواتیه

باشگاه فیلم‌بازها و سریال‌بین‌های حرفه‌ای؛ فیلیموشات جایی است که فرصت بیشتری برای خواندن و تأمل درباره فیلم‌ها و سریال‌ها داریم. قصد داریم منبع خبرها، گفت‌وگوها، گزارش‌ها و نقدهای مربوط به محصول‌های فیلیمو باشیم.

کیهان در گزارشی به ماجرای سریال آقازاده پرداخته و این تجربه جدید سریال سازی موسسه اوج را از زاویه نگاه نویسنده اش ارزیابی کرده است.

به گزارش شمانیوز: کیهان در گزارشی به ماجرای سریال آقازاده پرداخته و این تجربه جدید سریال سازی موسسه اوج را از زاویه نگاه نویسنده اش ارزیابی کرده است. در بخشی از این یادداشت آمده است:«از 10 سال قبل که شبکه نمایش خانگی نیز به یکی از درگاه‌های انتشار سریال تبدیل شد، همواره انتقاداتی نسبت به محتوا و کیفیت این آثار وارد بود. از آنجایی که این سریال‌ها اغلب توسط بخش خصوصی تولید می‌شوند و این بخش، بیش از فرهنگ و هنر، دغدغه بازگشت سرمایه را داشته است، اغلب سریال‌های شبکه نمایش خانگی طوری طراحی و ساخته می‌شده‌اند که با کمترین وقت، زحمت و هزینه، بیشترین بازدهی مالی را در پی داشته باشند. به همین دلیل هم اکثریت قریب به اتفاق سریال‌های این بخش، به‌جای برخورداری از شخصیت هنری و محتوای غنی، با استفاده از دم دستی‌ترین ابزارها و عناصر، در پی جذب مخاطب عام بوده‌اند. در نتیجه، عمده سریال‌های شبکه نمایش خانگی به بازتولید همان پی‌رنگ‌ها و سوژه‌های سطح پایین و نازل سریال‌های مبتذل ماهواره‌ای دچار شدند.

در بخش دیگری از یادداشت کیهان آمده است:«آقازاده» آزمون اول این سازمان اوج برای بهسازی و پالایش سریال‌های شبکه نمایش خانگی است. چند قسمت اول این سریال، امیدوار‌کننده بود. شانس بزرگ سازمان اوج و سازندگان سریال این بود که در اوج انتقادات از سریال‌های شبکه نمایش خانگی، یک انتخاب جدید را پیش روی علاقه‌مندان به این نوع آثار قرار دادند. «آقازاده» تازه زاده شده در شبکه نمایش خانگی، در چند قسمت اولیه‌اش نشان داد؛ اولا در داستانگویی و کیفیت ساختاری، یک سر و گردن از اکثر سریال‌های نمایش خانگی بالاتر است و ثانیا برخلاف خیلی از این آثار که در فضا و دنیایی دور از زندگی و دغدغه‌های عموم مردم می‌گشتند، این سریال به یکی از برخط‌ترین موضوعات با حیات و معاش روزمره شهروندان این کشور مرتبط است. مسئله فساد و رانت خواری زالوصفت‌های زاییده در ساختارهای نامتوازن اقتصادی و راهزنان صاحب قدرت و نفوذ، موضوعی نیست که جامعه هنری به سادگی از کنارش عبور کند. با این حال، کمتر جسارت و انگیزه‌ای در بین فیلمسازها دیده شده که به چنین مسائلی توجه کنند. هم از این رو، ساخت سریال درباره این مسئله سهمگین از سوی سازمان اوج، نشانه مثبتی بود. 

البته در پایان این یادداشت انتقاداتی به قسمت های اخیر این سریال چون همان ماجرای معروف شکلات و آش شده و گفته شده با شل شدن قصه فسادستیز داستان، قصه گویی خسته شده و آب رفته و جاذبه بازار آقازاده را هم ضربه فنی کرده است.

 

نظر فراستی درباره سریال آقازاده

محصولات استیل البرز در البرز مرکزی

لوازم ساختمانی لوکس سازان

تمامی حقوق برای وبسایت خبری

“شما نیوز”

محفوظ است و نقل مطالب تنها با ذکر منبع مجاز است.

سئو

توسط

آژانس دیجیتال مارکتینگ اینتن

نی نی سایت

نظر فراستی درباره سریال آقازاده
نظر فراستی درباره سریال آقازاده

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.