نظر طالبان در مورد ایران

نظر طالبان در مورد ایران
نظر طالبان در مورد ایران

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

روابط ایران و طالبان افغانستان سابقه طولانی دارد. در زمان حکومت طالبان در افغانستان، ایران اختلاف زیادی با حکومت آنها داشت. بعد از سقوط دولت طالبان، و فرار تعدادی از فرماندهان آن‌ها به ایران، این روابط تغییر شکل داد و جمهوری اسلامی ایران به اعضای فراری طالبان اسکان داد. در سال ۲۰۱۶ مقام‌های امنیتی افغانستان، ایران را متهم به همکاری تنگاتنگ با طالبان کرده و می‌گویند که جمهوری اسلامی ایران علاوه بر استمرار حمایت از این گروه بر دامنه کمک‌هایش نیز افزوده‌است.[۱][۲] سفیر ایران در افغانستان وجود رابطه با طالبان را تأیید کرد[۳] و در عین حال وزارت امور خارجه ایران حضور رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

پس از حادثه یازدهم سپتامبر و حمله به برج‌های دوقلو در نیویورک و از همان نخستین روزهای سقوط طالبان، بخشی از فرماندهان و جنگجویان طالبان که امکان فرار به پاکستان را نداشتند، به ایران گریختند. پیش از این در تمام دوران حکومت طالبان جمهوری اسلامی ایران با این گروه در تضاد بود و انتظار می‌رفت تمام افراد طالبان که به ایران پناه برده بودند توسط ایران به دولت جدید افغانستان تحویل داده شوند. اما چنین امری واقع نشد. براساس گزارش‌های منتشر شده دولت جمهوری اسلامی ایران همان پایگاه نظامی‌ای را که زمانی در اختیار جنگجویان غرب افغانستان برای مبارزه با طالبان قرار داده بود را در اختیار طالبان قرار داد. رسانه‌های افغان بعضاً سلاح‌هایی که از طالبان به غنیمت گرفته شده و ساخت ایران بودند را در برابر دوربین‌ها به نمایش می‌گذاشتند.[۵]

در دوران حکومت طالبان، ایران از همپیمانی گروه‌های مخالف طالبان که با نام ائتلاف شمال شناخته می‌شد حمایت می‌کرد به نحوی که براساس گزارش‌های منتشر شده برخی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار افغان‌ها می‌جنگیدند. هراس دیگر تهران این بود که طالبان با جندالله متحد شود. پس از اشغال کنسولگری ایران در شمال افغانستان و قتل هشت دیپلمات ایرانی توسط طالبان، ایران تا آستانه جنگ با طالبان پیش رفت. به همین دلیل بود که جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۰۱ به صورت ضمنی از اشغال افغانستان به دست ایالات متحده آمریکا و سرنگونی حکومت طالبان پشتیبانی کرد و حتی بعدها پیشنهاد داد که نیروهای امنیتی افغان را آموزش دهد.[۶]

در سال ۲۰۱۰ در جریان انتشار بخشی از سندهای سری ارتش آمریکا دربارهٔ جنگ افغانستان توسط ویکی‌لیکس به نقش تهران در «حمایت‌های پنهان مالی، تسلیحاتی، آموزشی و پناه دادن به شورشیان طالبان در خاک خودش»، به منظور «مبارزه علیه نیروهای ائتلاف در افغانستان» اشاره شده‌است.[۳]
نظر طالبان در مورد ایران

در ژوئن ۲۰۱۵ روزنامه وال‌استریت جورنال به نقل از مقامات غربی و افغان، گزارش کرد که ایران از طالبان افغانستان پشتیبانی مالی و نظامی می‌کند.[۳]

در ۱۳ نوامبر ۲۰۱۶، آصف ننگ والی فراه به رسانه‌ها گفته‌است که خانوادهٔ شماری از فرماندهان طالبان غرب افغانستان در ایران زندگی می‌کنند. او هم‌چنان گفته‌است ایران، طالبان را برای انجام اعمال تخریبی در افغانستان، از نظر مالی و تجهیزات پشتیبانی می‌کند.[۵]

نیروهای بین‌المللی که در افغانستان مستقر هستند بارها حکومت جمهوری اسلامی را به عنوان یکی از کشورهای مهم همسایه جمهوری افغانستان، متهم کرده‌اند که از گروه‌های مسلح مخالف دولت افغانستان حمایت می‌کند. این اتهام اگر چه از طرف مقامات جمهوری اسلامی مردود اعلام شده اما نیروهای بین‌المللی بر این موضوع که ایران سلاح و آموزش برای طالبان تأمین می‌کند، همواره تأکید دارند.[۷]

رابطه بین گروه تندروی طالبان و جمهوری اسلامی ایران پس از حمله ائتلاف بین‌المللی از چند مرحله عبور کرده‌است و ماهیت واقعی آن هنوز به‌طور کامل آشکار نشده‌است. اما انتشار یک خبر در ماه مه ۲۰۱۵ حاکی از دیدار هیئتی به نمایندگی از دفتر سیاسی طالبان افغانستان به ریاست «طیب آغا» رئیس این دفتر با مقامات جمهوری اسلامی بوده‌است. هدف سفر «طیب آغا» به ایران بحث بر سر چند مسئله شامل اوضاع منطقه و پرونده مهاجران افغان در ایران بود.

ملا اختر محمد منصور پس از مرگ ملا محمد عمر، به رهبری طالبان رسید. وی نیز از اعضای این هیئت بود که سه روز را در پایتخت ایران سپری کرد و با بعضی از مقامات مانند محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه و شماری از فرماندهان سپاه پاسداران ایران، دیدار و گفتگو کرد.

نمایند اصلی طالبان برای مذاکره با حکومت ایران «طیب آغا» است. او که زمانی مترجم رده پایین وزارت خارجه افغانستان بود، پس از تبدیل شدن به فرد مورد اعتماد ملا عمر، رهبر طالبان، پله‌های ترقی را به سرعت طی کرد و مسئول دفتر سیاسی طالبان در قطر شد.[۶]

او پیش از این هم در سال ۲۰۱۴، به همراه هیئتی از طالبان، معاون وزارت اقتصاد دوران حکومت طالبان و چند تن دیگر سفری محرمانه به ایران داشت. همچین در سال ۲۰۱۲، هیئتی از طالبان در کنفرانس بیداری اسلامی در تهران، حضور یافته بود.[۸]

وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران حضور رهبر پیشین طالبان ملا اختر محمد منصور در ایران را تکذیب کرد، این در حالی است که برخی سایت‌های داخل ایران نوشتند که ملا منصور یک هفته قبل از کشته شدنش توسط پهپادهای آمریکایی، به مدت دو ماه در ایران اقامت داشته‌است. رهبر سابق طالبان در طی حضور خود در ایران مذاکرات متنوعی با نهادها و دستگاه‌های مختلف انجام داده بود. در دیدارهای ملا منصور با مقامات ایرانی، قاچاق مواد مخدر یکی از موضوعات مورد توافق با تهران بود. بر اساس نظر ایران، ملامحمد اختر منصور یک چهره ضدآمریکایی شناخته شده و معتقد هستند که وی هیچگاه اجازه مذاکره طالبان با آمریکا، متحدان آمریکا و ناتو در افغانستان را نداده‌است.[۸]

در ۲۸ اوت ۲۰۱۶، ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان از قول ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی طالبان اعلام کرد که ملا اختر محمد منصور در داخل ایران بوده و هنگام خروج از کشور کشته شده‌است. همچنین یک مقام ارشد ریاست عمومی امنیت ملی گفت که ملا منصور چندین سفر غیررسمی به ایران داشته‌است. ژنرال دولت وزیری، سخنگوی وزارت دفاع افغانستان، نیز رابطه جمهوری اسلامی با طالبان را تأیید کرد.[۹]

خبر کشته شدن ملا اخترمحمد منصور در۲۱ مه ۲۰۱۶ توسط مقام‌های آمریکایی منتشر و یک روز بعد از سوی اداره امنیت ملی افغانستان تأیید شد. وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) اعلام کرد که ملا منصور در منطقه مرزی میان پاکستان و افغانستان هدف حمله یک هواپیمای بدون سرنشین قرار گرفت. به گفته پنتاگون، بارک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده، شخصاً دستور حمله هوایی به رهبر طالبان را صادر کرده بود. وزارت خارجه پاکستان گفت در موتور منهدم شده رهبر طالبان یک پاسپورت جعلی با عکس او پیدا شده که وجود ویزای ایران در آن را نشان می‌دهد ملا منصور در حال بازگشت از ایران بوده‌است. پس از کشته شدن ملا منصور، ملا هیبت‌الله به عنوان رهبر جدید این گروه برگزیده شد.[۱۰]

براساس گزارش‌های منتشر شده هدف اصلی ایران، در تجهیز طالبان راهی برای کاستن از نفوذ آمریکا است. ایران با پیمان امنیتی امضا شده میان افغانستان و ایالات متحده آمریکا به شدت مخالف است. بر اساس این پیمان، ایالات متحده اجازه دارد تعداد محدودی پایگاه و نیروی نظامی در افغانستان داشته باشد. برخی از این پایگاه‌ها در نزدیکی مرزهای ایران خواهند بود.[۱۱]

پس از حمله آمریکا به افغانستان و متعاقب آن حمله آمریکا به عراق و تصرف آن، نگرانی شدیدی را برای حاکمان ایران به‌دنبال داشت؛ لذا ایران برای ایجاد مانع در مقابل نیروهای آمریکایی در افغانستان از طالبان استفاده کرد[۱۱] همان‌طوری که در عراق نیز از شبه نظامیان وابسته به نیروی قدس استفاده کرد.[۶][۱۲][۱۳]

در رابطه با مذاکرات ایران با طالبان، بسیاری از شهروندان افغانستانی آن را به عنوان اقدام تهران برای تضعیف تلاش‌های آشتی‌جویانه بین دولت افغانستان و طالبان نگاه می‌کنند. به‌خصوص این‌که طالبان از ماه آوریل تا پایان ژوئیه سال ۲۰۱۳ دو بار نمایندگان خود را برای گفتگو با مقامات ایران به این کشور اعزام داشته‌است که به نظر تلاشی برای تقویت موضع طالبان در مقابل دولت افغانستان است.

به گفته مشاور سیاسی ولایت کنر، هدف جمهوری اسلامی ایران از این تلاش‌ها کاملاً روشن است و از طالبان برای بی‌ثباتی اوضاع در افغانستان حمایت می‌کند.

یک عضو سابق در شورای ملی افغانستان به نام «وردک» که یک فعال مدنی نیز هست، می‌گوید رفتار ایران در رابطه با افغانستان غیرقابل پیش‌بینی است. او می‌گوید اگر ایران می‌خواهد نقش کلیدی در گفتگوی آشتی ملی بازی کند باید با دولت افغانستان وارد گفتگو بشود. وی گفت مذاکره جمهوری اسلامی با طالبان نشان می‌دهد که این کشور به دنبال ایجاد مشکل در روند آشتی ملی در افغانستان می‌باشد. کارشناسان سیاسی سفر هیئت طالبان به ایران را به دید ۴یک هشدار به کابل می‌نگرند زیرا مذاکرات جمهوری اسلامی و طالبان زمانی آغاز شد که افغانستان برای آغاز روند آشتی تلاش می‌کرد.[۱۴]

حیات‌الله حیات فرماندار هلمند در فوریه ۲۰۱۷ در گفتگویی با رادیو آزادی، گفت که ایران با شبه‌نظامیان طالبان تماس برقرار کرده و طالبان نیز «موشک‌های ساخت ایران» را به سوی نیروهای امنیتی پرتاب کرده‌است. او در این باره گفت «از جمله ده‌ها موشکی که بر مقر ولایت هلمند پرتاب شده‌اند شماری از آن‌ها منفجر ناشده مانده و به وضوح نشان ساخت ایران روی آن‌ها دیده می‌شود».[۱۵]

به گزارش روزنامه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ قانون‌گذاران افغان بر سر احتمال هماهنگی بین ایران و روسیه برای رساندن سلاح به شورشیان طالبان در استان‌های پرآشوب در جنوب و غرب، دست به تحقیق زده‌اند. گل‌محمد اعظمی، یک سناتور افغان از استان فراه که با ایران هم‌مرز است می‌گوید که وی در رابطه با گزارش‌هایی که نشانگر انتقال تسلیحات از ایران به استان فراه است، بریف شده‌است. مقامات در کابل، هلمند، اُرزِگان و هرات نیز این اتهامات را مطرح کردند. حیات گفت که شکی وجود ندارد که این دو کشور در حال کمک به طالبان هستند.[۱۶]

در ۲۷ دسامبر ۲۰۱۶ مقام‌های ولایت فراه، از فعالیت سپاه پاسداران ایران در صفوف مخالفان مسلح دولت افغانستان در این ولایت خبر دادند. جمیله امینی رئیس شورای ولایتی فراه گفت که سربازان سپاه پاسداران ایران در صفوف گروه طالبان در این ولایت فعالیت دارند. وی گفت که ۲۵ نفر از طالبان که اخیراً در این ولایت کشته شده‌اند، عضو سپاه پاسداران ایران بودند.[۱۷] در همین رابطه در ۲۸ دسامبر ناصر مهری، سخنگوی والی فراه، به بی‌بی‌سی گفت که اجساد شماری از کشته‌شدگان طالبان در درگیری‌های این منطقه، به ایران منتقل شده‌است. وی افزود که «نیروهای استخباراتی افغانستان همچنین به اطلاعاتی دست یافته‌اند که برای این افراد در خاک ایران، مراسم عزاداری نیز برپا شده‌است.» به گفته وی این رویداد، نشان‌دهنده حمایت ایران از طالبان است.[۱۸]

بدنبال اظهار نظر مقام‌های امنیتی افغانستان مبنی بر اینکه حکومت ایران ضمن حمایت نظامی از گروه طالبان همکاری تنگاتنگ با این گروه دارد، محمد رضا بهرامی سفیر ایران در افغانستان در دسامبر ۲۰۱۶ وجود تماس‌هایی میان تهران و گروه طالبان را تأیید کرد و هدف از این تماس‌ها را «کنترل و اشراف اطلاعاتی» خواند. در این اظهارات که در گفتگو با تلویزیون آریانا افغانستان بیان شده وی گفت: «ما با طالبان تماس داریم اما رابطه نداریم. تماس ما با طالبان با هدف کنترل و اشراف اطلاعاتی است».[۳][۱۹][۲۰][۲۱]

در اکتبر ۲۰۱۶ بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در واکنش به گزارش برخی رسانه‌های افغانستان، حضور تعدادی از رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

طبق گزارش منتشر شده در نشریه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ مقامات آمریکایی و افغان گفتند که ایران و روسیه به چالش کشیدن قدرت آمریکا در افغانستان را افزایش و روابط با طالبان را گسترش داده‌اند. ژنرال ارتش آمریکا جان نیکلسون جوان، فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در افغانستان، در شهادت در مقابل مجلس سنا در ماه فوریه ۲۰۱۷ گفت که روسیه «شروع کرده به اینکه علناً طالبان را مشروع کند» و اقدامات اخیر روسیه و ایران در افغانستان «به قصد تضعیف آمریکا و ناتو صورت می‌گیرد». نیکلسون گفت که ایران و روسیه «در مورد تلاش‌ها برای حمایت از شورش طالبان با هم ارتباط برقرار می‌کنند… ما می‌دانیم که دیالوگ وجود دارد. ما می‌دانیم که بین ایران و روسیه یک رابطه در افغانستان وجود دارد» و ایران که یک مرز پرشکاف طولانی با افغانستان دارد «به‌طور مستقیم در حال حمایت از طالبان» در بخش غربی کشور است.[۱۶]

وزارت خزانه‌داری آمریکا روز سه‌شنبه اول آبان ۱۳۹۷ (۲۳ اکتبر ۲۰۱۸) دو عضو نیروی قدس سپاه پاسداران ایران را در لیست تحریم‌های تروریستی خود قرار داد. این دو نفر محمد ابراهیم اوحدی و اسماعیل رضوی نام دارند و گفته شده‌است که از طرف نیروی قدس سپاه پاسداران امکانات مالی و تکنولوژیک در اختیار نیروهای طالبان افغانستان قرار می‌دادند. محمد ابراهیم اوحدی، یک افسر نیروی قدس سپاه پاسداران است که در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۷) طی دیداری در شهر بیرجند با عبدالله صمد فاروقی، معاون حاکم در سایه ولایت هرات و چهره شاخص طالبان، به توافق رسیدند که نیروهای طالبان حملاتی را علیه حکومت افغانستان در استان هرات انجام دهند و پشتیبانی مالی و پول آنرا نیروی قدس تأمین کند. در بیانیه وزرات خزانه‌داری آمریکا گفته شده‌است که آمریکا با همکاری شش کشور عربستان سعودی، بحرین، کویت، عمان، قطر و امارات متحده عربی این تحریم‌ها را علیه ۶ چهره کلیدی طالبان و دو نفر نیروی قدس وضع کرده‌است.[۲۳]

روابط ایران و افغانستان شامل موارد زیر می‌شود: ۳ میلیارد دلار تجارت سالانه، ساخت و تأمین مالی مراکز مذهبی شیعه در افغانستان، حمایت از رسانه‌های افغان و ساختن جاده‌هایی که هرات افغانستان را به مرز ایران وصل می‌کنند. در سال ۲۰۰۶، افغانستان بزرگترین مسجد شیعیان این کشور را با حمایت مالی ایران افتتاح کرد. همچنین در سال ۲۰۱۳، ایران و افغانستان توافق همکاری‌های استراتژیک امضا کردند. هدف ایران از این توافق کاستن از نفوذ آمریکا در افغانستان بود. این پیمان شامل توافقات امنیتی و اقتصادی مهمی مانند افزایش همکاری‌های دوجانبه در زمینه ترانزیت، سرمایه‌گذاری، اقتصاد، تبادلات علمی، رونق گردشگری، مبارزه با تروریسم و قاچاق مواد مخدر، اشتراک اطلاعات امنیتی و انجام تمرینات نظامی مشترک بود. این توافق همچنین خواستار مذاکره سه جانبه با طالبان، بدون مشارکت پاکستان، حامی همیشگی طالبان، شده بود.[۶]

تا سال ۲۰۱۰، جمهوری اسلامی به‌طور صریح مخالفت خود را با مذاکره بین دولت افغانستان و طالبان بیان می‌کرد. در سال ۲۰۱۱، ایران به‌طور غیرقابل پیش‌بینی سیاست سابق خود را کنار گذاشت و از گفتگوهای صلح حمایت کرد. تهران حتی پیشنهاد کرد میزبانی این گفتگوها را بر عهده بگیرد. علت این تغییر سیاست انتصاب برهان الدین ربانی، از شخصیت‌های متنفذ ائتلاف شمال به ریاست شورای عالی صلح افغانستان بود که رئیس‌جمهور سابق حامد کرزای او را به این سمت گمارد. این شورا مسئول مذاکرات با طالبان بود. ربانی اندکی بعد از این انتصاب در هنگام بازگشت از ایران توسط طالبان کشته شد.

از طرف دیگر، ایران با هر گونه مذاکره مستقیم میان طالبان و ایالات متحده آمریکا مخالف است. در سال ۲۰۱۳، بعد از آنکه طالبان دفتر سیاسی خود را در قطر باز کرد، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی بیانیه‌ای صادر کرد و گفت که «مذاکرات تحمیلی … با محوریت بیگانگان و بدون لحاظ منافع و مصالح ملی افغانستان و خواست و حضور نمایندگان مردم این کشور راه به جایی نخواهد برد.»[۶]

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

روابط ایران و طالبان افغانستان سابقه طولانی دارد. در زمان حکومت طالبان در افغانستان، ایران اختلاف زیادی با حکومت آنها داشت. بعد از سقوط دولت طالبان، و فرار تعدادی از فرماندهان آن‌ها به ایران، این روابط تغییر شکل داد و جمهوری اسلامی ایران به اعضای فراری طالبان اسکان داد. در سال ۲۰۱۶ مقام‌های امنیتی افغانستان، ایران را متهم به همکاری تنگاتنگ با طالبان کرده و می‌گویند که جمهوری اسلامی ایران علاوه بر استمرار حمایت از این گروه بر دامنه کمک‌هایش نیز افزوده‌است.[۱][۲] سفیر ایران در افغانستان وجود رابطه با طالبان را تأیید کرد[۳] و در عین حال وزارت امور خارجه ایران حضور رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

پس از حادثه یازدهم سپتامبر و حمله به برج‌های دوقلو در نیویورک و از همان نخستین روزهای سقوط طالبان، بخشی از فرماندهان و جنگجویان طالبان که امکان فرار به پاکستان را نداشتند، به ایران گریختند. پیش از این در تمام دوران حکومت طالبان جمهوری اسلامی ایران با این گروه در تضاد بود و انتظار می‌رفت تمام افراد طالبان که به ایران پناه برده بودند توسط ایران به دولت جدید افغانستان تحویل داده شوند. اما چنین امری واقع نشد. براساس گزارش‌های منتشر شده دولت جمهوری اسلامی ایران همان پایگاه نظامی‌ای را که زمانی در اختیار جنگجویان غرب افغانستان برای مبارزه با طالبان قرار داده بود را در اختیار طالبان قرار داد. رسانه‌های افغان بعضاً سلاح‌هایی که از طالبان به غنیمت گرفته شده و ساخت ایران بودند را در برابر دوربین‌ها به نمایش می‌گذاشتند.[۵]

در دوران حکومت طالبان، ایران از همپیمانی گروه‌های مخالف طالبان که با نام ائتلاف شمال شناخته می‌شد حمایت می‌کرد به نحوی که براساس گزارش‌های منتشر شده برخی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار افغان‌ها می‌جنگیدند. هراس دیگر تهران این بود که طالبان با جندالله متحد شود. پس از اشغال کنسولگری ایران در شمال افغانستان و قتل هشت دیپلمات ایرانی توسط طالبان، ایران تا آستانه جنگ با طالبان پیش رفت. به همین دلیل بود که جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۰۱ به صورت ضمنی از اشغال افغانستان به دست ایالات متحده آمریکا و سرنگونی حکومت طالبان پشتیبانی کرد و حتی بعدها پیشنهاد داد که نیروهای امنیتی افغان را آموزش دهد.[۶]

در سال ۲۰۱۰ در جریان انتشار بخشی از سندهای سری ارتش آمریکا دربارهٔ جنگ افغانستان توسط ویکی‌لیکس به نقش تهران در «حمایت‌های پنهان مالی، تسلیحاتی، آموزشی و پناه دادن به شورشیان طالبان در خاک خودش»، به منظور «مبارزه علیه نیروهای ائتلاف در افغانستان» اشاره شده‌است.[۳]
نظر طالبان در مورد ایران

در ژوئن ۲۰۱۵ روزنامه وال‌استریت جورنال به نقل از مقامات غربی و افغان، گزارش کرد که ایران از طالبان افغانستان پشتیبانی مالی و نظامی می‌کند.[۳]

در ۱۳ نوامبر ۲۰۱۶، آصف ننگ والی فراه به رسانه‌ها گفته‌است که خانوادهٔ شماری از فرماندهان طالبان غرب افغانستان در ایران زندگی می‌کنند. او هم‌چنان گفته‌است ایران، طالبان را برای انجام اعمال تخریبی در افغانستان، از نظر مالی و تجهیزات پشتیبانی می‌کند.[۵]

نیروهای بین‌المللی که در افغانستان مستقر هستند بارها حکومت جمهوری اسلامی را به عنوان یکی از کشورهای مهم همسایه جمهوری افغانستان، متهم کرده‌اند که از گروه‌های مسلح مخالف دولت افغانستان حمایت می‌کند. این اتهام اگر چه از طرف مقامات جمهوری اسلامی مردود اعلام شده اما نیروهای بین‌المللی بر این موضوع که ایران سلاح و آموزش برای طالبان تأمین می‌کند، همواره تأکید دارند.[۷]

رابطه بین گروه تندروی طالبان و جمهوری اسلامی ایران پس از حمله ائتلاف بین‌المللی از چند مرحله عبور کرده‌است و ماهیت واقعی آن هنوز به‌طور کامل آشکار نشده‌است. اما انتشار یک خبر در ماه مه ۲۰۱۵ حاکی از دیدار هیئتی به نمایندگی از دفتر سیاسی طالبان افغانستان به ریاست «طیب آغا» رئیس این دفتر با مقامات جمهوری اسلامی بوده‌است. هدف سفر «طیب آغا» به ایران بحث بر سر چند مسئله شامل اوضاع منطقه و پرونده مهاجران افغان در ایران بود.

ملا اختر محمد منصور پس از مرگ ملا محمد عمر، به رهبری طالبان رسید. وی نیز از اعضای این هیئت بود که سه روز را در پایتخت ایران سپری کرد و با بعضی از مقامات مانند محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه و شماری از فرماندهان سپاه پاسداران ایران، دیدار و گفتگو کرد.

نمایند اصلی طالبان برای مذاکره با حکومت ایران «طیب آغا» است. او که زمانی مترجم رده پایین وزارت خارجه افغانستان بود، پس از تبدیل شدن به فرد مورد اعتماد ملا عمر، رهبر طالبان، پله‌های ترقی را به سرعت طی کرد و مسئول دفتر سیاسی طالبان در قطر شد.[۶]

او پیش از این هم در سال ۲۰۱۴، به همراه هیئتی از طالبان، معاون وزارت اقتصاد دوران حکومت طالبان و چند تن دیگر سفری محرمانه به ایران داشت. همچین در سال ۲۰۱۲، هیئتی از طالبان در کنفرانس بیداری اسلامی در تهران، حضور یافته بود.[۸]

وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران حضور رهبر پیشین طالبان ملا اختر محمد منصور در ایران را تکذیب کرد، این در حالی است که برخی سایت‌های داخل ایران نوشتند که ملا منصور یک هفته قبل از کشته شدنش توسط پهپادهای آمریکایی، به مدت دو ماه در ایران اقامت داشته‌است. رهبر سابق طالبان در طی حضور خود در ایران مذاکرات متنوعی با نهادها و دستگاه‌های مختلف انجام داده بود. در دیدارهای ملا منصور با مقامات ایرانی، قاچاق مواد مخدر یکی از موضوعات مورد توافق با تهران بود. بر اساس نظر ایران، ملامحمد اختر منصور یک چهره ضدآمریکایی شناخته شده و معتقد هستند که وی هیچگاه اجازه مذاکره طالبان با آمریکا، متحدان آمریکا و ناتو در افغانستان را نداده‌است.[۸]

در ۲۸ اوت ۲۰۱۶، ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان از قول ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی طالبان اعلام کرد که ملا اختر محمد منصور در داخل ایران بوده و هنگام خروج از کشور کشته شده‌است. همچنین یک مقام ارشد ریاست عمومی امنیت ملی گفت که ملا منصور چندین سفر غیررسمی به ایران داشته‌است. ژنرال دولت وزیری، سخنگوی وزارت دفاع افغانستان، نیز رابطه جمهوری اسلامی با طالبان را تأیید کرد.[۹]

خبر کشته شدن ملا اخترمحمد منصور در۲۱ مه ۲۰۱۶ توسط مقام‌های آمریکایی منتشر و یک روز بعد از سوی اداره امنیت ملی افغانستان تأیید شد. وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) اعلام کرد که ملا منصور در منطقه مرزی میان پاکستان و افغانستان هدف حمله یک هواپیمای بدون سرنشین قرار گرفت. به گفته پنتاگون، بارک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده، شخصاً دستور حمله هوایی به رهبر طالبان را صادر کرده بود. وزارت خارجه پاکستان گفت در موتور منهدم شده رهبر طالبان یک پاسپورت جعلی با عکس او پیدا شده که وجود ویزای ایران در آن را نشان می‌دهد ملا منصور در حال بازگشت از ایران بوده‌است. پس از کشته شدن ملا منصور، ملا هیبت‌الله به عنوان رهبر جدید این گروه برگزیده شد.[۱۰]

براساس گزارش‌های منتشر شده هدف اصلی ایران، در تجهیز طالبان راهی برای کاستن از نفوذ آمریکا است. ایران با پیمان امنیتی امضا شده میان افغانستان و ایالات متحده آمریکا به شدت مخالف است. بر اساس این پیمان، ایالات متحده اجازه دارد تعداد محدودی پایگاه و نیروی نظامی در افغانستان داشته باشد. برخی از این پایگاه‌ها در نزدیکی مرزهای ایران خواهند بود.[۱۱]

پس از حمله آمریکا به افغانستان و متعاقب آن حمله آمریکا به عراق و تصرف آن، نگرانی شدیدی را برای حاکمان ایران به‌دنبال داشت؛ لذا ایران برای ایجاد مانع در مقابل نیروهای آمریکایی در افغانستان از طالبان استفاده کرد[۱۱] همان‌طوری که در عراق نیز از شبه نظامیان وابسته به نیروی قدس استفاده کرد.[۶][۱۲][۱۳]

در رابطه با مذاکرات ایران با طالبان، بسیاری از شهروندان افغانستانی آن را به عنوان اقدام تهران برای تضعیف تلاش‌های آشتی‌جویانه بین دولت افغانستان و طالبان نگاه می‌کنند. به‌خصوص این‌که طالبان از ماه آوریل تا پایان ژوئیه سال ۲۰۱۳ دو بار نمایندگان خود را برای گفتگو با مقامات ایران به این کشور اعزام داشته‌است که به نظر تلاشی برای تقویت موضع طالبان در مقابل دولت افغانستان است.

به گفته مشاور سیاسی ولایت کنر، هدف جمهوری اسلامی ایران از این تلاش‌ها کاملاً روشن است و از طالبان برای بی‌ثباتی اوضاع در افغانستان حمایت می‌کند.

یک عضو سابق در شورای ملی افغانستان به نام «وردک» که یک فعال مدنی نیز هست، می‌گوید رفتار ایران در رابطه با افغانستان غیرقابل پیش‌بینی است. او می‌گوید اگر ایران می‌خواهد نقش کلیدی در گفتگوی آشتی ملی بازی کند باید با دولت افغانستان وارد گفتگو بشود. وی گفت مذاکره جمهوری اسلامی با طالبان نشان می‌دهد که این کشور به دنبال ایجاد مشکل در روند آشتی ملی در افغانستان می‌باشد. کارشناسان سیاسی سفر هیئت طالبان به ایران را به دید ۴یک هشدار به کابل می‌نگرند زیرا مذاکرات جمهوری اسلامی و طالبان زمانی آغاز شد که افغانستان برای آغاز روند آشتی تلاش می‌کرد.[۱۴]

حیات‌الله حیات فرماندار هلمند در فوریه ۲۰۱۷ در گفتگویی با رادیو آزادی، گفت که ایران با شبه‌نظامیان طالبان تماس برقرار کرده و طالبان نیز «موشک‌های ساخت ایران» را به سوی نیروهای امنیتی پرتاب کرده‌است. او در این باره گفت «از جمله ده‌ها موشکی که بر مقر ولایت هلمند پرتاب شده‌اند شماری از آن‌ها منفجر ناشده مانده و به وضوح نشان ساخت ایران روی آن‌ها دیده می‌شود».[۱۵]

به گزارش روزنامه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ قانون‌گذاران افغان بر سر احتمال هماهنگی بین ایران و روسیه برای رساندن سلاح به شورشیان طالبان در استان‌های پرآشوب در جنوب و غرب، دست به تحقیق زده‌اند. گل‌محمد اعظمی، یک سناتور افغان از استان فراه که با ایران هم‌مرز است می‌گوید که وی در رابطه با گزارش‌هایی که نشانگر انتقال تسلیحات از ایران به استان فراه است، بریف شده‌است. مقامات در کابل، هلمند، اُرزِگان و هرات نیز این اتهامات را مطرح کردند. حیات گفت که شکی وجود ندارد که این دو کشور در حال کمک به طالبان هستند.[۱۶]

در ۲۷ دسامبر ۲۰۱۶ مقام‌های ولایت فراه، از فعالیت سپاه پاسداران ایران در صفوف مخالفان مسلح دولت افغانستان در این ولایت خبر دادند. جمیله امینی رئیس شورای ولایتی فراه گفت که سربازان سپاه پاسداران ایران در صفوف گروه طالبان در این ولایت فعالیت دارند. وی گفت که ۲۵ نفر از طالبان که اخیراً در این ولایت کشته شده‌اند، عضو سپاه پاسداران ایران بودند.[۱۷] در همین رابطه در ۲۸ دسامبر ناصر مهری، سخنگوی والی فراه، به بی‌بی‌سی گفت که اجساد شماری از کشته‌شدگان طالبان در درگیری‌های این منطقه، به ایران منتقل شده‌است. وی افزود که «نیروهای استخباراتی افغانستان همچنین به اطلاعاتی دست یافته‌اند که برای این افراد در خاک ایران، مراسم عزاداری نیز برپا شده‌است.» به گفته وی این رویداد، نشان‌دهنده حمایت ایران از طالبان است.[۱۸]

بدنبال اظهار نظر مقام‌های امنیتی افغانستان مبنی بر اینکه حکومت ایران ضمن حمایت نظامی از گروه طالبان همکاری تنگاتنگ با این گروه دارد، محمد رضا بهرامی سفیر ایران در افغانستان در دسامبر ۲۰۱۶ وجود تماس‌هایی میان تهران و گروه طالبان را تأیید کرد و هدف از این تماس‌ها را «کنترل و اشراف اطلاعاتی» خواند. در این اظهارات که در گفتگو با تلویزیون آریانا افغانستان بیان شده وی گفت: «ما با طالبان تماس داریم اما رابطه نداریم. تماس ما با طالبان با هدف کنترل و اشراف اطلاعاتی است».[۳][۱۹][۲۰][۲۱]

در اکتبر ۲۰۱۶ بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در واکنش به گزارش برخی رسانه‌های افغانستان، حضور تعدادی از رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

طبق گزارش منتشر شده در نشریه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ مقامات آمریکایی و افغان گفتند که ایران و روسیه به چالش کشیدن قدرت آمریکا در افغانستان را افزایش و روابط با طالبان را گسترش داده‌اند. ژنرال ارتش آمریکا جان نیکلسون جوان، فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در افغانستان، در شهادت در مقابل مجلس سنا در ماه فوریه ۲۰۱۷ گفت که روسیه «شروع کرده به اینکه علناً طالبان را مشروع کند» و اقدامات اخیر روسیه و ایران در افغانستان «به قصد تضعیف آمریکا و ناتو صورت می‌گیرد». نیکلسون گفت که ایران و روسیه «در مورد تلاش‌ها برای حمایت از شورش طالبان با هم ارتباط برقرار می‌کنند… ما می‌دانیم که دیالوگ وجود دارد. ما می‌دانیم که بین ایران و روسیه یک رابطه در افغانستان وجود دارد» و ایران که یک مرز پرشکاف طولانی با افغانستان دارد «به‌طور مستقیم در حال حمایت از طالبان» در بخش غربی کشور است.[۱۶]

وزارت خزانه‌داری آمریکا روز سه‌شنبه اول آبان ۱۳۹۷ (۲۳ اکتبر ۲۰۱۸) دو عضو نیروی قدس سپاه پاسداران ایران را در لیست تحریم‌های تروریستی خود قرار داد. این دو نفر محمد ابراهیم اوحدی و اسماعیل رضوی نام دارند و گفته شده‌است که از طرف نیروی قدس سپاه پاسداران امکانات مالی و تکنولوژیک در اختیار نیروهای طالبان افغانستان قرار می‌دادند. محمد ابراهیم اوحدی، یک افسر نیروی قدس سپاه پاسداران است که در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۷) طی دیداری در شهر بیرجند با عبدالله صمد فاروقی، معاون حاکم در سایه ولایت هرات و چهره شاخص طالبان، به توافق رسیدند که نیروهای طالبان حملاتی را علیه حکومت افغانستان در استان هرات انجام دهند و پشتیبانی مالی و پول آنرا نیروی قدس تأمین کند. در بیانیه وزرات خزانه‌داری آمریکا گفته شده‌است که آمریکا با همکاری شش کشور عربستان سعودی، بحرین، کویت، عمان، قطر و امارات متحده عربی این تحریم‌ها را علیه ۶ چهره کلیدی طالبان و دو نفر نیروی قدس وضع کرده‌است.[۲۳]

روابط ایران و افغانستان شامل موارد زیر می‌شود: ۳ میلیارد دلار تجارت سالانه، ساخت و تأمین مالی مراکز مذهبی شیعه در افغانستان، حمایت از رسانه‌های افغان و ساختن جاده‌هایی که هرات افغانستان را به مرز ایران وصل می‌کنند. در سال ۲۰۰۶، افغانستان بزرگترین مسجد شیعیان این کشور را با حمایت مالی ایران افتتاح کرد. همچنین در سال ۲۰۱۳، ایران و افغانستان توافق همکاری‌های استراتژیک امضا کردند. هدف ایران از این توافق کاستن از نفوذ آمریکا در افغانستان بود. این پیمان شامل توافقات امنیتی و اقتصادی مهمی مانند افزایش همکاری‌های دوجانبه در زمینه ترانزیت، سرمایه‌گذاری، اقتصاد، تبادلات علمی، رونق گردشگری، مبارزه با تروریسم و قاچاق مواد مخدر، اشتراک اطلاعات امنیتی و انجام تمرینات نظامی مشترک بود. این توافق همچنین خواستار مذاکره سه جانبه با طالبان، بدون مشارکت پاکستان، حامی همیشگی طالبان، شده بود.[۶]

تا سال ۲۰۱۰، جمهوری اسلامی به‌طور صریح مخالفت خود را با مذاکره بین دولت افغانستان و طالبان بیان می‌کرد. در سال ۲۰۱۱، ایران به‌طور غیرقابل پیش‌بینی سیاست سابق خود را کنار گذاشت و از گفتگوهای صلح حمایت کرد. تهران حتی پیشنهاد کرد میزبانی این گفتگوها را بر عهده بگیرد. علت این تغییر سیاست انتصاب برهان الدین ربانی، از شخصیت‌های متنفذ ائتلاف شمال به ریاست شورای عالی صلح افغانستان بود که رئیس‌جمهور سابق حامد کرزای او را به این سمت گمارد. این شورا مسئول مذاکرات با طالبان بود. ربانی اندکی بعد از این انتصاب در هنگام بازگشت از ایران توسط طالبان کشته شد.

از طرف دیگر، ایران با هر گونه مذاکره مستقیم میان طالبان و ایالات متحده آمریکا مخالف است. در سال ۲۰۱۳، بعد از آنکه طالبان دفتر سیاسی خود را در قطر باز کرد، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی بیانیه‌ای صادر کرد و گفت که «مذاکرات تحمیلی … با محوریت بیگانگان و بدون لحاظ منافع و مصالح ملی افغانستان و خواست و حضور نمایندگان مردم این کشور راه به جایی نخواهد برد.»[۶]

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

روابط ایران و طالبان افغانستان سابقه طولانی دارد. در زمان حکومت طالبان در افغانستان، ایران اختلاف زیادی با حکومت آنها داشت. بعد از سقوط دولت طالبان، و فرار تعدادی از فرماندهان آن‌ها به ایران، این روابط تغییر شکل داد و جمهوری اسلامی ایران به اعضای فراری طالبان اسکان داد. در سال ۲۰۱۶ مقام‌های امنیتی افغانستان، ایران را متهم به همکاری تنگاتنگ با طالبان کرده و می‌گویند که جمهوری اسلامی ایران علاوه بر استمرار حمایت از این گروه بر دامنه کمک‌هایش نیز افزوده‌است.[۱][۲] سفیر ایران در افغانستان وجود رابطه با طالبان را تأیید کرد[۳] و در عین حال وزارت امور خارجه ایران حضور رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

پس از حادثه یازدهم سپتامبر و حمله به برج‌های دوقلو در نیویورک و از همان نخستین روزهای سقوط طالبان، بخشی از فرماندهان و جنگجویان طالبان که امکان فرار به پاکستان را نداشتند، به ایران گریختند. پیش از این در تمام دوران حکومت طالبان جمهوری اسلامی ایران با این گروه در تضاد بود و انتظار می‌رفت تمام افراد طالبان که به ایران پناه برده بودند توسط ایران به دولت جدید افغانستان تحویل داده شوند. اما چنین امری واقع نشد. براساس گزارش‌های منتشر شده دولت جمهوری اسلامی ایران همان پایگاه نظامی‌ای را که زمانی در اختیار جنگجویان غرب افغانستان برای مبارزه با طالبان قرار داده بود را در اختیار طالبان قرار داد. رسانه‌های افغان بعضاً سلاح‌هایی که از طالبان به غنیمت گرفته شده و ساخت ایران بودند را در برابر دوربین‌ها به نمایش می‌گذاشتند.[۵]

در دوران حکومت طالبان، ایران از همپیمانی گروه‌های مخالف طالبان که با نام ائتلاف شمال شناخته می‌شد حمایت می‌کرد به نحوی که براساس گزارش‌های منتشر شده برخی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار افغان‌ها می‌جنگیدند. هراس دیگر تهران این بود که طالبان با جندالله متحد شود. پس از اشغال کنسولگری ایران در شمال افغانستان و قتل هشت دیپلمات ایرانی توسط طالبان، ایران تا آستانه جنگ با طالبان پیش رفت. به همین دلیل بود که جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۰۱ به صورت ضمنی از اشغال افغانستان به دست ایالات متحده آمریکا و سرنگونی حکومت طالبان پشتیبانی کرد و حتی بعدها پیشنهاد داد که نیروهای امنیتی افغان را آموزش دهد.[۶]

در سال ۲۰۱۰ در جریان انتشار بخشی از سندهای سری ارتش آمریکا دربارهٔ جنگ افغانستان توسط ویکی‌لیکس به نقش تهران در «حمایت‌های پنهان مالی، تسلیحاتی، آموزشی و پناه دادن به شورشیان طالبان در خاک خودش»، به منظور «مبارزه علیه نیروهای ائتلاف در افغانستان» اشاره شده‌است.[۳]
نظر طالبان در مورد ایران

در ژوئن ۲۰۱۵ روزنامه وال‌استریت جورنال به نقل از مقامات غربی و افغان، گزارش کرد که ایران از طالبان افغانستان پشتیبانی مالی و نظامی می‌کند.[۳]

در ۱۳ نوامبر ۲۰۱۶، آصف ننگ والی فراه به رسانه‌ها گفته‌است که خانوادهٔ شماری از فرماندهان طالبان غرب افغانستان در ایران زندگی می‌کنند. او هم‌چنان گفته‌است ایران، طالبان را برای انجام اعمال تخریبی در افغانستان، از نظر مالی و تجهیزات پشتیبانی می‌کند.[۵]

نیروهای بین‌المللی که در افغانستان مستقر هستند بارها حکومت جمهوری اسلامی را به عنوان یکی از کشورهای مهم همسایه جمهوری افغانستان، متهم کرده‌اند که از گروه‌های مسلح مخالف دولت افغانستان حمایت می‌کند. این اتهام اگر چه از طرف مقامات جمهوری اسلامی مردود اعلام شده اما نیروهای بین‌المللی بر این موضوع که ایران سلاح و آموزش برای طالبان تأمین می‌کند، همواره تأکید دارند.[۷]

رابطه بین گروه تندروی طالبان و جمهوری اسلامی ایران پس از حمله ائتلاف بین‌المللی از چند مرحله عبور کرده‌است و ماهیت واقعی آن هنوز به‌طور کامل آشکار نشده‌است. اما انتشار یک خبر در ماه مه ۲۰۱۵ حاکی از دیدار هیئتی به نمایندگی از دفتر سیاسی طالبان افغانستان به ریاست «طیب آغا» رئیس این دفتر با مقامات جمهوری اسلامی بوده‌است. هدف سفر «طیب آغا» به ایران بحث بر سر چند مسئله شامل اوضاع منطقه و پرونده مهاجران افغان در ایران بود.

ملا اختر محمد منصور پس از مرگ ملا محمد عمر، به رهبری طالبان رسید. وی نیز از اعضای این هیئت بود که سه روز را در پایتخت ایران سپری کرد و با بعضی از مقامات مانند محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه و شماری از فرماندهان سپاه پاسداران ایران، دیدار و گفتگو کرد.

نمایند اصلی طالبان برای مذاکره با حکومت ایران «طیب آغا» است. او که زمانی مترجم رده پایین وزارت خارجه افغانستان بود، پس از تبدیل شدن به فرد مورد اعتماد ملا عمر، رهبر طالبان، پله‌های ترقی را به سرعت طی کرد و مسئول دفتر سیاسی طالبان در قطر شد.[۶]

او پیش از این هم در سال ۲۰۱۴، به همراه هیئتی از طالبان، معاون وزارت اقتصاد دوران حکومت طالبان و چند تن دیگر سفری محرمانه به ایران داشت. همچین در سال ۲۰۱۲، هیئتی از طالبان در کنفرانس بیداری اسلامی در تهران، حضور یافته بود.[۸]

وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران حضور رهبر پیشین طالبان ملا اختر محمد منصور در ایران را تکذیب کرد، این در حالی است که برخی سایت‌های داخل ایران نوشتند که ملا منصور یک هفته قبل از کشته شدنش توسط پهپادهای آمریکایی، به مدت دو ماه در ایران اقامت داشته‌است. رهبر سابق طالبان در طی حضور خود در ایران مذاکرات متنوعی با نهادها و دستگاه‌های مختلف انجام داده بود. در دیدارهای ملا منصور با مقامات ایرانی، قاچاق مواد مخدر یکی از موضوعات مورد توافق با تهران بود. بر اساس نظر ایران، ملامحمد اختر منصور یک چهره ضدآمریکایی شناخته شده و معتقد هستند که وی هیچگاه اجازه مذاکره طالبان با آمریکا، متحدان آمریکا و ناتو در افغانستان را نداده‌است.[۸]

در ۲۸ اوت ۲۰۱۶، ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان از قول ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی طالبان اعلام کرد که ملا اختر محمد منصور در داخل ایران بوده و هنگام خروج از کشور کشته شده‌است. همچنین یک مقام ارشد ریاست عمومی امنیت ملی گفت که ملا منصور چندین سفر غیررسمی به ایران داشته‌است. ژنرال دولت وزیری، سخنگوی وزارت دفاع افغانستان، نیز رابطه جمهوری اسلامی با طالبان را تأیید کرد.[۹]

خبر کشته شدن ملا اخترمحمد منصور در۲۱ مه ۲۰۱۶ توسط مقام‌های آمریکایی منتشر و یک روز بعد از سوی اداره امنیت ملی افغانستان تأیید شد. وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) اعلام کرد که ملا منصور در منطقه مرزی میان پاکستان و افغانستان هدف حمله یک هواپیمای بدون سرنشین قرار گرفت. به گفته پنتاگون، بارک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده، شخصاً دستور حمله هوایی به رهبر طالبان را صادر کرده بود. وزارت خارجه پاکستان گفت در موتور منهدم شده رهبر طالبان یک پاسپورت جعلی با عکس او پیدا شده که وجود ویزای ایران در آن را نشان می‌دهد ملا منصور در حال بازگشت از ایران بوده‌است. پس از کشته شدن ملا منصور، ملا هیبت‌الله به عنوان رهبر جدید این گروه برگزیده شد.[۱۰]

براساس گزارش‌های منتشر شده هدف اصلی ایران، در تجهیز طالبان راهی برای کاستن از نفوذ آمریکا است. ایران با پیمان امنیتی امضا شده میان افغانستان و ایالات متحده آمریکا به شدت مخالف است. بر اساس این پیمان، ایالات متحده اجازه دارد تعداد محدودی پایگاه و نیروی نظامی در افغانستان داشته باشد. برخی از این پایگاه‌ها در نزدیکی مرزهای ایران خواهند بود.[۱۱]

پس از حمله آمریکا به افغانستان و متعاقب آن حمله آمریکا به عراق و تصرف آن، نگرانی شدیدی را برای حاکمان ایران به‌دنبال داشت؛ لذا ایران برای ایجاد مانع در مقابل نیروهای آمریکایی در افغانستان از طالبان استفاده کرد[۱۱] همان‌طوری که در عراق نیز از شبه نظامیان وابسته به نیروی قدس استفاده کرد.[۶][۱۲][۱۳]

در رابطه با مذاکرات ایران با طالبان، بسیاری از شهروندان افغانستانی آن را به عنوان اقدام تهران برای تضعیف تلاش‌های آشتی‌جویانه بین دولت افغانستان و طالبان نگاه می‌کنند. به‌خصوص این‌که طالبان از ماه آوریل تا پایان ژوئیه سال ۲۰۱۳ دو بار نمایندگان خود را برای گفتگو با مقامات ایران به این کشور اعزام داشته‌است که به نظر تلاشی برای تقویت موضع طالبان در مقابل دولت افغانستان است.

به گفته مشاور سیاسی ولایت کنر، هدف جمهوری اسلامی ایران از این تلاش‌ها کاملاً روشن است و از طالبان برای بی‌ثباتی اوضاع در افغانستان حمایت می‌کند.

یک عضو سابق در شورای ملی افغانستان به نام «وردک» که یک فعال مدنی نیز هست، می‌گوید رفتار ایران در رابطه با افغانستان غیرقابل پیش‌بینی است. او می‌گوید اگر ایران می‌خواهد نقش کلیدی در گفتگوی آشتی ملی بازی کند باید با دولت افغانستان وارد گفتگو بشود. وی گفت مذاکره جمهوری اسلامی با طالبان نشان می‌دهد که این کشور به دنبال ایجاد مشکل در روند آشتی ملی در افغانستان می‌باشد. کارشناسان سیاسی سفر هیئت طالبان به ایران را به دید ۴یک هشدار به کابل می‌نگرند زیرا مذاکرات جمهوری اسلامی و طالبان زمانی آغاز شد که افغانستان برای آغاز روند آشتی تلاش می‌کرد.[۱۴]

حیات‌الله حیات فرماندار هلمند در فوریه ۲۰۱۷ در گفتگویی با رادیو آزادی، گفت که ایران با شبه‌نظامیان طالبان تماس برقرار کرده و طالبان نیز «موشک‌های ساخت ایران» را به سوی نیروهای امنیتی پرتاب کرده‌است. او در این باره گفت «از جمله ده‌ها موشکی که بر مقر ولایت هلمند پرتاب شده‌اند شماری از آن‌ها منفجر ناشده مانده و به وضوح نشان ساخت ایران روی آن‌ها دیده می‌شود».[۱۵]

به گزارش روزنامه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ قانون‌گذاران افغان بر سر احتمال هماهنگی بین ایران و روسیه برای رساندن سلاح به شورشیان طالبان در استان‌های پرآشوب در جنوب و غرب، دست به تحقیق زده‌اند. گل‌محمد اعظمی، یک سناتور افغان از استان فراه که با ایران هم‌مرز است می‌گوید که وی در رابطه با گزارش‌هایی که نشانگر انتقال تسلیحات از ایران به استان فراه است، بریف شده‌است. مقامات در کابل، هلمند، اُرزِگان و هرات نیز این اتهامات را مطرح کردند. حیات گفت که شکی وجود ندارد که این دو کشور در حال کمک به طالبان هستند.[۱۶]

در ۲۷ دسامبر ۲۰۱۶ مقام‌های ولایت فراه، از فعالیت سپاه پاسداران ایران در صفوف مخالفان مسلح دولت افغانستان در این ولایت خبر دادند. جمیله امینی رئیس شورای ولایتی فراه گفت که سربازان سپاه پاسداران ایران در صفوف گروه طالبان در این ولایت فعالیت دارند. وی گفت که ۲۵ نفر از طالبان که اخیراً در این ولایت کشته شده‌اند، عضو سپاه پاسداران ایران بودند.[۱۷] در همین رابطه در ۲۸ دسامبر ناصر مهری، سخنگوی والی فراه، به بی‌بی‌سی گفت که اجساد شماری از کشته‌شدگان طالبان در درگیری‌های این منطقه، به ایران منتقل شده‌است. وی افزود که «نیروهای استخباراتی افغانستان همچنین به اطلاعاتی دست یافته‌اند که برای این افراد در خاک ایران، مراسم عزاداری نیز برپا شده‌است.» به گفته وی این رویداد، نشان‌دهنده حمایت ایران از طالبان است.[۱۸]

بدنبال اظهار نظر مقام‌های امنیتی افغانستان مبنی بر اینکه حکومت ایران ضمن حمایت نظامی از گروه طالبان همکاری تنگاتنگ با این گروه دارد، محمد رضا بهرامی سفیر ایران در افغانستان در دسامبر ۲۰۱۶ وجود تماس‌هایی میان تهران و گروه طالبان را تأیید کرد و هدف از این تماس‌ها را «کنترل و اشراف اطلاعاتی» خواند. در این اظهارات که در گفتگو با تلویزیون آریانا افغانستان بیان شده وی گفت: «ما با طالبان تماس داریم اما رابطه نداریم. تماس ما با طالبان با هدف کنترل و اشراف اطلاعاتی است».[۳][۱۹][۲۰][۲۱]

در اکتبر ۲۰۱۶ بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در واکنش به گزارش برخی رسانه‌های افغانستان، حضور تعدادی از رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

طبق گزارش منتشر شده در نشریه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ مقامات آمریکایی و افغان گفتند که ایران و روسیه به چالش کشیدن قدرت آمریکا در افغانستان را افزایش و روابط با طالبان را گسترش داده‌اند. ژنرال ارتش آمریکا جان نیکلسون جوان، فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در افغانستان، در شهادت در مقابل مجلس سنا در ماه فوریه ۲۰۱۷ گفت که روسیه «شروع کرده به اینکه علناً طالبان را مشروع کند» و اقدامات اخیر روسیه و ایران در افغانستان «به قصد تضعیف آمریکا و ناتو صورت می‌گیرد». نیکلسون گفت که ایران و روسیه «در مورد تلاش‌ها برای حمایت از شورش طالبان با هم ارتباط برقرار می‌کنند… ما می‌دانیم که دیالوگ وجود دارد. ما می‌دانیم که بین ایران و روسیه یک رابطه در افغانستان وجود دارد» و ایران که یک مرز پرشکاف طولانی با افغانستان دارد «به‌طور مستقیم در حال حمایت از طالبان» در بخش غربی کشور است.[۱۶]

وزارت خزانه‌داری آمریکا روز سه‌شنبه اول آبان ۱۳۹۷ (۲۳ اکتبر ۲۰۱۸) دو عضو نیروی قدس سپاه پاسداران ایران را در لیست تحریم‌های تروریستی خود قرار داد. این دو نفر محمد ابراهیم اوحدی و اسماعیل رضوی نام دارند و گفته شده‌است که از طرف نیروی قدس سپاه پاسداران امکانات مالی و تکنولوژیک در اختیار نیروهای طالبان افغانستان قرار می‌دادند. محمد ابراهیم اوحدی، یک افسر نیروی قدس سپاه پاسداران است که در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۷) طی دیداری در شهر بیرجند با عبدالله صمد فاروقی، معاون حاکم در سایه ولایت هرات و چهره شاخص طالبان، به توافق رسیدند که نیروهای طالبان حملاتی را علیه حکومت افغانستان در استان هرات انجام دهند و پشتیبانی مالی و پول آنرا نیروی قدس تأمین کند. در بیانیه وزرات خزانه‌داری آمریکا گفته شده‌است که آمریکا با همکاری شش کشور عربستان سعودی، بحرین، کویت، عمان، قطر و امارات متحده عربی این تحریم‌ها را علیه ۶ چهره کلیدی طالبان و دو نفر نیروی قدس وضع کرده‌است.[۲۳]

روابط ایران و افغانستان شامل موارد زیر می‌شود: ۳ میلیارد دلار تجارت سالانه، ساخت و تأمین مالی مراکز مذهبی شیعه در افغانستان، حمایت از رسانه‌های افغان و ساختن جاده‌هایی که هرات افغانستان را به مرز ایران وصل می‌کنند. در سال ۲۰۰۶، افغانستان بزرگترین مسجد شیعیان این کشور را با حمایت مالی ایران افتتاح کرد. همچنین در سال ۲۰۱۳، ایران و افغانستان توافق همکاری‌های استراتژیک امضا کردند. هدف ایران از این توافق کاستن از نفوذ آمریکا در افغانستان بود. این پیمان شامل توافقات امنیتی و اقتصادی مهمی مانند افزایش همکاری‌های دوجانبه در زمینه ترانزیت، سرمایه‌گذاری، اقتصاد، تبادلات علمی، رونق گردشگری، مبارزه با تروریسم و قاچاق مواد مخدر، اشتراک اطلاعات امنیتی و انجام تمرینات نظامی مشترک بود. این توافق همچنین خواستار مذاکره سه جانبه با طالبان، بدون مشارکت پاکستان، حامی همیشگی طالبان، شده بود.[۶]

تا سال ۲۰۱۰، جمهوری اسلامی به‌طور صریح مخالفت خود را با مذاکره بین دولت افغانستان و طالبان بیان می‌کرد. در سال ۲۰۱۱، ایران به‌طور غیرقابل پیش‌بینی سیاست سابق خود را کنار گذاشت و از گفتگوهای صلح حمایت کرد. تهران حتی پیشنهاد کرد میزبانی این گفتگوها را بر عهده بگیرد. علت این تغییر سیاست انتصاب برهان الدین ربانی، از شخصیت‌های متنفذ ائتلاف شمال به ریاست شورای عالی صلح افغانستان بود که رئیس‌جمهور سابق حامد کرزای او را به این سمت گمارد. این شورا مسئول مذاکرات با طالبان بود. ربانی اندکی بعد از این انتصاب در هنگام بازگشت از ایران توسط طالبان کشته شد.

از طرف دیگر، ایران با هر گونه مذاکره مستقیم میان طالبان و ایالات متحده آمریکا مخالف است. در سال ۲۰۱۳، بعد از آنکه طالبان دفتر سیاسی خود را در قطر باز کرد، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی بیانیه‌ای صادر کرد و گفت که «مذاکرات تحمیلی … با محوریت بیگانگان و بدون لحاظ منافع و مصالح ملی افغانستان و خواست و حضور نمایندگان مردم این کشور راه به جایی نخواهد برد.»[۶]

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

روابط ایران و طالبان افغانستان سابقه طولانی دارد. در زمان حکومت طالبان در افغانستان، ایران اختلاف زیادی با حکومت آنها داشت. بعد از سقوط دولت طالبان، و فرار تعدادی از فرماندهان آن‌ها به ایران، این روابط تغییر شکل داد و جمهوری اسلامی ایران به اعضای فراری طالبان اسکان داد. در سال ۲۰۱۶ مقام‌های امنیتی افغانستان، ایران را متهم به همکاری تنگاتنگ با طالبان کرده و می‌گویند که جمهوری اسلامی ایران علاوه بر استمرار حمایت از این گروه بر دامنه کمک‌هایش نیز افزوده‌است.[۱][۲] سفیر ایران در افغانستان وجود رابطه با طالبان را تأیید کرد[۳] و در عین حال وزارت امور خارجه ایران حضور رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

پس از حادثه یازدهم سپتامبر و حمله به برج‌های دوقلو در نیویورک و از همان نخستین روزهای سقوط طالبان، بخشی از فرماندهان و جنگجویان طالبان که امکان فرار به پاکستان را نداشتند، به ایران گریختند. پیش از این در تمام دوران حکومت طالبان جمهوری اسلامی ایران با این گروه در تضاد بود و انتظار می‌رفت تمام افراد طالبان که به ایران پناه برده بودند توسط ایران به دولت جدید افغانستان تحویل داده شوند. اما چنین امری واقع نشد. براساس گزارش‌های منتشر شده دولت جمهوری اسلامی ایران همان پایگاه نظامی‌ای را که زمانی در اختیار جنگجویان غرب افغانستان برای مبارزه با طالبان قرار داده بود را در اختیار طالبان قرار داد. رسانه‌های افغان بعضاً سلاح‌هایی که از طالبان به غنیمت گرفته شده و ساخت ایران بودند را در برابر دوربین‌ها به نمایش می‌گذاشتند.[۵]

در دوران حکومت طالبان، ایران از همپیمانی گروه‌های مخالف طالبان که با نام ائتلاف شمال شناخته می‌شد حمایت می‌کرد به نحوی که براساس گزارش‌های منتشر شده برخی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار افغان‌ها می‌جنگیدند. هراس دیگر تهران این بود که طالبان با جندالله متحد شود. پس از اشغال کنسولگری ایران در شمال افغانستان و قتل هشت دیپلمات ایرانی توسط طالبان، ایران تا آستانه جنگ با طالبان پیش رفت. به همین دلیل بود که جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۰۱ به صورت ضمنی از اشغال افغانستان به دست ایالات متحده آمریکا و سرنگونی حکومت طالبان پشتیبانی کرد و حتی بعدها پیشنهاد داد که نیروهای امنیتی افغان را آموزش دهد.[۶]

در سال ۲۰۱۰ در جریان انتشار بخشی از سندهای سری ارتش آمریکا دربارهٔ جنگ افغانستان توسط ویکی‌لیکس به نقش تهران در «حمایت‌های پنهان مالی، تسلیحاتی، آموزشی و پناه دادن به شورشیان طالبان در خاک خودش»، به منظور «مبارزه علیه نیروهای ائتلاف در افغانستان» اشاره شده‌است.[۳]
نظر طالبان در مورد ایران

در ژوئن ۲۰۱۵ روزنامه وال‌استریت جورنال به نقل از مقامات غربی و افغان، گزارش کرد که ایران از طالبان افغانستان پشتیبانی مالی و نظامی می‌کند.[۳]

در ۱۳ نوامبر ۲۰۱۶، آصف ننگ والی فراه به رسانه‌ها گفته‌است که خانوادهٔ شماری از فرماندهان طالبان غرب افغانستان در ایران زندگی می‌کنند. او هم‌چنان گفته‌است ایران، طالبان را برای انجام اعمال تخریبی در افغانستان، از نظر مالی و تجهیزات پشتیبانی می‌کند.[۵]

نیروهای بین‌المللی که در افغانستان مستقر هستند بارها حکومت جمهوری اسلامی را به عنوان یکی از کشورهای مهم همسایه جمهوری افغانستان، متهم کرده‌اند که از گروه‌های مسلح مخالف دولت افغانستان حمایت می‌کند. این اتهام اگر چه از طرف مقامات جمهوری اسلامی مردود اعلام شده اما نیروهای بین‌المللی بر این موضوع که ایران سلاح و آموزش برای طالبان تأمین می‌کند، همواره تأکید دارند.[۷]

رابطه بین گروه تندروی طالبان و جمهوری اسلامی ایران پس از حمله ائتلاف بین‌المللی از چند مرحله عبور کرده‌است و ماهیت واقعی آن هنوز به‌طور کامل آشکار نشده‌است. اما انتشار یک خبر در ماه مه ۲۰۱۵ حاکی از دیدار هیئتی به نمایندگی از دفتر سیاسی طالبان افغانستان به ریاست «طیب آغا» رئیس این دفتر با مقامات جمهوری اسلامی بوده‌است. هدف سفر «طیب آغا» به ایران بحث بر سر چند مسئله شامل اوضاع منطقه و پرونده مهاجران افغان در ایران بود.

ملا اختر محمد منصور پس از مرگ ملا محمد عمر، به رهبری طالبان رسید. وی نیز از اعضای این هیئت بود که سه روز را در پایتخت ایران سپری کرد و با بعضی از مقامات مانند محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه و شماری از فرماندهان سپاه پاسداران ایران، دیدار و گفتگو کرد.

نمایند اصلی طالبان برای مذاکره با حکومت ایران «طیب آغا» است. او که زمانی مترجم رده پایین وزارت خارجه افغانستان بود، پس از تبدیل شدن به فرد مورد اعتماد ملا عمر، رهبر طالبان، پله‌های ترقی را به سرعت طی کرد و مسئول دفتر سیاسی طالبان در قطر شد.[۶]

او پیش از این هم در سال ۲۰۱۴، به همراه هیئتی از طالبان، معاون وزارت اقتصاد دوران حکومت طالبان و چند تن دیگر سفری محرمانه به ایران داشت. همچین در سال ۲۰۱۲، هیئتی از طالبان در کنفرانس بیداری اسلامی در تهران، حضور یافته بود.[۸]

وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران حضور رهبر پیشین طالبان ملا اختر محمد منصور در ایران را تکذیب کرد، این در حالی است که برخی سایت‌های داخل ایران نوشتند که ملا منصور یک هفته قبل از کشته شدنش توسط پهپادهای آمریکایی، به مدت دو ماه در ایران اقامت داشته‌است. رهبر سابق طالبان در طی حضور خود در ایران مذاکرات متنوعی با نهادها و دستگاه‌های مختلف انجام داده بود. در دیدارهای ملا منصور با مقامات ایرانی، قاچاق مواد مخدر یکی از موضوعات مورد توافق با تهران بود. بر اساس نظر ایران، ملامحمد اختر منصور یک چهره ضدآمریکایی شناخته شده و معتقد هستند که وی هیچگاه اجازه مذاکره طالبان با آمریکا، متحدان آمریکا و ناتو در افغانستان را نداده‌است.[۸]

در ۲۸ اوت ۲۰۱۶، ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان از قول ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی طالبان اعلام کرد که ملا اختر محمد منصور در داخل ایران بوده و هنگام خروج از کشور کشته شده‌است. همچنین یک مقام ارشد ریاست عمومی امنیت ملی گفت که ملا منصور چندین سفر غیررسمی به ایران داشته‌است. ژنرال دولت وزیری، سخنگوی وزارت دفاع افغانستان، نیز رابطه جمهوری اسلامی با طالبان را تأیید کرد.[۹]

خبر کشته شدن ملا اخترمحمد منصور در۲۱ مه ۲۰۱۶ توسط مقام‌های آمریکایی منتشر و یک روز بعد از سوی اداره امنیت ملی افغانستان تأیید شد. وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) اعلام کرد که ملا منصور در منطقه مرزی میان پاکستان و افغانستان هدف حمله یک هواپیمای بدون سرنشین قرار گرفت. به گفته پنتاگون، بارک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده، شخصاً دستور حمله هوایی به رهبر طالبان را صادر کرده بود. وزارت خارجه پاکستان گفت در موتور منهدم شده رهبر طالبان یک پاسپورت جعلی با عکس او پیدا شده که وجود ویزای ایران در آن را نشان می‌دهد ملا منصور در حال بازگشت از ایران بوده‌است. پس از کشته شدن ملا منصور، ملا هیبت‌الله به عنوان رهبر جدید این گروه برگزیده شد.[۱۰]

براساس گزارش‌های منتشر شده هدف اصلی ایران، در تجهیز طالبان راهی برای کاستن از نفوذ آمریکا است. ایران با پیمان امنیتی امضا شده میان افغانستان و ایالات متحده آمریکا به شدت مخالف است. بر اساس این پیمان، ایالات متحده اجازه دارد تعداد محدودی پایگاه و نیروی نظامی در افغانستان داشته باشد. برخی از این پایگاه‌ها در نزدیکی مرزهای ایران خواهند بود.[۱۱]

پس از حمله آمریکا به افغانستان و متعاقب آن حمله آمریکا به عراق و تصرف آن، نگرانی شدیدی را برای حاکمان ایران به‌دنبال داشت؛ لذا ایران برای ایجاد مانع در مقابل نیروهای آمریکایی در افغانستان از طالبان استفاده کرد[۱۱] همان‌طوری که در عراق نیز از شبه نظامیان وابسته به نیروی قدس استفاده کرد.[۶][۱۲][۱۳]

در رابطه با مذاکرات ایران با طالبان، بسیاری از شهروندان افغانستانی آن را به عنوان اقدام تهران برای تضعیف تلاش‌های آشتی‌جویانه بین دولت افغانستان و طالبان نگاه می‌کنند. به‌خصوص این‌که طالبان از ماه آوریل تا پایان ژوئیه سال ۲۰۱۳ دو بار نمایندگان خود را برای گفتگو با مقامات ایران به این کشور اعزام داشته‌است که به نظر تلاشی برای تقویت موضع طالبان در مقابل دولت افغانستان است.

به گفته مشاور سیاسی ولایت کنر، هدف جمهوری اسلامی ایران از این تلاش‌ها کاملاً روشن است و از طالبان برای بی‌ثباتی اوضاع در افغانستان حمایت می‌کند.

یک عضو سابق در شورای ملی افغانستان به نام «وردک» که یک فعال مدنی نیز هست، می‌گوید رفتار ایران در رابطه با افغانستان غیرقابل پیش‌بینی است. او می‌گوید اگر ایران می‌خواهد نقش کلیدی در گفتگوی آشتی ملی بازی کند باید با دولت افغانستان وارد گفتگو بشود. وی گفت مذاکره جمهوری اسلامی با طالبان نشان می‌دهد که این کشور به دنبال ایجاد مشکل در روند آشتی ملی در افغانستان می‌باشد. کارشناسان سیاسی سفر هیئت طالبان به ایران را به دید ۴یک هشدار به کابل می‌نگرند زیرا مذاکرات جمهوری اسلامی و طالبان زمانی آغاز شد که افغانستان برای آغاز روند آشتی تلاش می‌کرد.[۱۴]

حیات‌الله حیات فرماندار هلمند در فوریه ۲۰۱۷ در گفتگویی با رادیو آزادی، گفت که ایران با شبه‌نظامیان طالبان تماس برقرار کرده و طالبان نیز «موشک‌های ساخت ایران» را به سوی نیروهای امنیتی پرتاب کرده‌است. او در این باره گفت «از جمله ده‌ها موشکی که بر مقر ولایت هلمند پرتاب شده‌اند شماری از آن‌ها منفجر ناشده مانده و به وضوح نشان ساخت ایران روی آن‌ها دیده می‌شود».[۱۵]

به گزارش روزنامه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ قانون‌گذاران افغان بر سر احتمال هماهنگی بین ایران و روسیه برای رساندن سلاح به شورشیان طالبان در استان‌های پرآشوب در جنوب و غرب، دست به تحقیق زده‌اند. گل‌محمد اعظمی، یک سناتور افغان از استان فراه که با ایران هم‌مرز است می‌گوید که وی در رابطه با گزارش‌هایی که نشانگر انتقال تسلیحات از ایران به استان فراه است، بریف شده‌است. مقامات در کابل، هلمند، اُرزِگان و هرات نیز این اتهامات را مطرح کردند. حیات گفت که شکی وجود ندارد که این دو کشور در حال کمک به طالبان هستند.[۱۶]

در ۲۷ دسامبر ۲۰۱۶ مقام‌های ولایت فراه، از فعالیت سپاه پاسداران ایران در صفوف مخالفان مسلح دولت افغانستان در این ولایت خبر دادند. جمیله امینی رئیس شورای ولایتی فراه گفت که سربازان سپاه پاسداران ایران در صفوف گروه طالبان در این ولایت فعالیت دارند. وی گفت که ۲۵ نفر از طالبان که اخیراً در این ولایت کشته شده‌اند، عضو سپاه پاسداران ایران بودند.[۱۷] در همین رابطه در ۲۸ دسامبر ناصر مهری، سخنگوی والی فراه، به بی‌بی‌سی گفت که اجساد شماری از کشته‌شدگان طالبان در درگیری‌های این منطقه، به ایران منتقل شده‌است. وی افزود که «نیروهای استخباراتی افغانستان همچنین به اطلاعاتی دست یافته‌اند که برای این افراد در خاک ایران، مراسم عزاداری نیز برپا شده‌است.» به گفته وی این رویداد، نشان‌دهنده حمایت ایران از طالبان است.[۱۸]

بدنبال اظهار نظر مقام‌های امنیتی افغانستان مبنی بر اینکه حکومت ایران ضمن حمایت نظامی از گروه طالبان همکاری تنگاتنگ با این گروه دارد، محمد رضا بهرامی سفیر ایران در افغانستان در دسامبر ۲۰۱۶ وجود تماس‌هایی میان تهران و گروه طالبان را تأیید کرد و هدف از این تماس‌ها را «کنترل و اشراف اطلاعاتی» خواند. در این اظهارات که در گفتگو با تلویزیون آریانا افغانستان بیان شده وی گفت: «ما با طالبان تماس داریم اما رابطه نداریم. تماس ما با طالبان با هدف کنترل و اشراف اطلاعاتی است».[۳][۱۹][۲۰][۲۱]

در اکتبر ۲۰۱۶ بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در واکنش به گزارش برخی رسانه‌های افغانستان، حضور تعدادی از رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

طبق گزارش منتشر شده در نشریه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ مقامات آمریکایی و افغان گفتند که ایران و روسیه به چالش کشیدن قدرت آمریکا در افغانستان را افزایش و روابط با طالبان را گسترش داده‌اند. ژنرال ارتش آمریکا جان نیکلسون جوان، فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در افغانستان، در شهادت در مقابل مجلس سنا در ماه فوریه ۲۰۱۷ گفت که روسیه «شروع کرده به اینکه علناً طالبان را مشروع کند» و اقدامات اخیر روسیه و ایران در افغانستان «به قصد تضعیف آمریکا و ناتو صورت می‌گیرد». نیکلسون گفت که ایران و روسیه «در مورد تلاش‌ها برای حمایت از شورش طالبان با هم ارتباط برقرار می‌کنند… ما می‌دانیم که دیالوگ وجود دارد. ما می‌دانیم که بین ایران و روسیه یک رابطه در افغانستان وجود دارد» و ایران که یک مرز پرشکاف طولانی با افغانستان دارد «به‌طور مستقیم در حال حمایت از طالبان» در بخش غربی کشور است.[۱۶]

وزارت خزانه‌داری آمریکا روز سه‌شنبه اول آبان ۱۳۹۷ (۲۳ اکتبر ۲۰۱۸) دو عضو نیروی قدس سپاه پاسداران ایران را در لیست تحریم‌های تروریستی خود قرار داد. این دو نفر محمد ابراهیم اوحدی و اسماعیل رضوی نام دارند و گفته شده‌است که از طرف نیروی قدس سپاه پاسداران امکانات مالی و تکنولوژیک در اختیار نیروهای طالبان افغانستان قرار می‌دادند. محمد ابراهیم اوحدی، یک افسر نیروی قدس سپاه پاسداران است که در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۷) طی دیداری در شهر بیرجند با عبدالله صمد فاروقی، معاون حاکم در سایه ولایت هرات و چهره شاخص طالبان، به توافق رسیدند که نیروهای طالبان حملاتی را علیه حکومت افغانستان در استان هرات انجام دهند و پشتیبانی مالی و پول آنرا نیروی قدس تأمین کند. در بیانیه وزرات خزانه‌داری آمریکا گفته شده‌است که آمریکا با همکاری شش کشور عربستان سعودی، بحرین، کویت، عمان، قطر و امارات متحده عربی این تحریم‌ها را علیه ۶ چهره کلیدی طالبان و دو نفر نیروی قدس وضع کرده‌است.[۲۳]

روابط ایران و افغانستان شامل موارد زیر می‌شود: ۳ میلیارد دلار تجارت سالانه، ساخت و تأمین مالی مراکز مذهبی شیعه در افغانستان، حمایت از رسانه‌های افغان و ساختن جاده‌هایی که هرات افغانستان را به مرز ایران وصل می‌کنند. در سال ۲۰۰۶، افغانستان بزرگترین مسجد شیعیان این کشور را با حمایت مالی ایران افتتاح کرد. همچنین در سال ۲۰۱۳، ایران و افغانستان توافق همکاری‌های استراتژیک امضا کردند. هدف ایران از این توافق کاستن از نفوذ آمریکا در افغانستان بود. این پیمان شامل توافقات امنیتی و اقتصادی مهمی مانند افزایش همکاری‌های دوجانبه در زمینه ترانزیت، سرمایه‌گذاری، اقتصاد، تبادلات علمی، رونق گردشگری، مبارزه با تروریسم و قاچاق مواد مخدر، اشتراک اطلاعات امنیتی و انجام تمرینات نظامی مشترک بود. این توافق همچنین خواستار مذاکره سه جانبه با طالبان، بدون مشارکت پاکستان، حامی همیشگی طالبان، شده بود.[۶]

تا سال ۲۰۱۰، جمهوری اسلامی به‌طور صریح مخالفت خود را با مذاکره بین دولت افغانستان و طالبان بیان می‌کرد. در سال ۲۰۱۱، ایران به‌طور غیرقابل پیش‌بینی سیاست سابق خود را کنار گذاشت و از گفتگوهای صلح حمایت کرد. تهران حتی پیشنهاد کرد میزبانی این گفتگوها را بر عهده بگیرد. علت این تغییر سیاست انتصاب برهان الدین ربانی، از شخصیت‌های متنفذ ائتلاف شمال به ریاست شورای عالی صلح افغانستان بود که رئیس‌جمهور سابق حامد کرزای او را به این سمت گمارد. این شورا مسئول مذاکرات با طالبان بود. ربانی اندکی بعد از این انتصاب در هنگام بازگشت از ایران توسط طالبان کشته شد.

از طرف دیگر، ایران با هر گونه مذاکره مستقیم میان طالبان و ایالات متحده آمریکا مخالف است. در سال ۲۰۱۳، بعد از آنکه طالبان دفتر سیاسی خود را در قطر باز کرد، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی بیانیه‌ای صادر کرد و گفت که «مذاکرات تحمیلی … با محوریت بیگانگان و بدون لحاظ منافع و مصالح ملی افغانستان و خواست و حضور نمایندگان مردم این کشور راه به جایی نخواهد برد.»[۶]

منبع تصویر، Getty Images

محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران بهمن سال پیش در تهران میزبان ملا عبدالغنی برادر، معاون سیاسی گروه طالبان و رئیس دفتر این گروه در قطر بود

هم‌زمان با اوج‌گیری نظامی نیروهای طالبان در افغانستان، نقش ایران که گذشته پرحادثه‌ای با این گروه داشته، اهمیت بیشتری به خود گرفته است.

ایران در حال حاضر خود را مدافع اقلیت شیعه در افغانستان معرفی می‌کند، ولی در گذشته روابط فرهنگی و تاریخی متغیری با این کشور داشته است. ایران در عین حال میزبان میلیون‌ها پناهنده افغان است، و شماری از شیعیان هزاره این کشور را در قالب لشکر فاطمیون به جنگ داخلی سوریه فرستاده است.

دشمنی تاریخی طالبان با شیعیان و حامی آن‌ها یعنی ایران بر روابط دو طرف سایه افکنده است. اما روابطشان همچنان بر پایه عمل‌گرایی و واقع‌بینی استوار است و ابعادش را منافع مادی و امنیتی در مناطق مرزی تعیین می‌کند.نظر طالبان در مورد ایران

در اوت ۱۹۹۸، صدها جنگجوی طالبان توسط نیروهای ائتلاف شمال (جبهه متحد ضد طالبان) که از طرف ایران حمایت می‌شدند، در مزارشریف کشته شدند. طالبان نیز به رسم انتقام این شهر را تسخیر کرد و هزاران شهروند مزار شریف را که بیشترشان هزاره بودند، در کنار ۱۱ شهروند ایرانی کشت.

منبع تصویر، Getty Images

ایران هم که به نظر می‌رسید عزم جنگ دارد، نیرویی متشکل از ۷۰٫۰۰۰ سرباز را در مرز مستقر کرد. طالبان در ادامه دریچه‌های سد کجکی روی رود هیرمند را بست و میزان آب ورودی به ایران را در دوره خشکسالی به شدت کاهش داد. خشکسالی و قطع آب توسط طالبان باعث ویرانی زیست‌بوم دریاچه هامون شد.

ایران هنگام حمله آمریکا به افغانستان به نیروهای آمریکایی کمک نظامی و اطلاعاتی کرد، و در کنفرانسی که در سال ۲۰۰۲ برای بازسازی افغانستان در شهر بن در آلمان برگزار شد، حضوری فعال داشت. در اکتبر ۲۰۰۲، یعنی یک سال بعد از سقوط حکومت طالبان، دریچه‌های سد کجکی یک بار دیگر به سوی ایران باز شد.

اما جوانه همکاری ایران و آمریکا علیه طالبان بعد از این که ایالات متحده این کشور را به عنوان یکی از اعضای محور شرارت معرفی کرد، خشکید.

منبع تصویر، Getty Images

با شدت گرفتن نبردها بسیاری مجبور به ترک خانه‌هایشان شده‌اند

مرز پرمنفذ ایران با افغانستان به نوعی تعریف‌کننده روابط این کشور با طالبان بوده است. منافذ این مرز محلی است برای عبور مهاجر، مواد مخدر، گروه‌های مسلح و آب. دو رود مهم از افغانستان وارد ایران می‌شوند – هلمند و هریرود. صدمه اصلی اختلال در جریان آب بیش از همه متوجه ساکنان پایین‌دست این رودخانه‌ها در ایران می‌شود.

در پی سقوط طالبان، تلاش‌های دولت جدید افغانستان برای توسعه زیرساخت‌های آبی این کشور به تهدیدی جدید برای ایران تبدیل شد. سد کمال خان یکی از این پروژه‌ها است که روی رود هلمند ساخته شده است و در ماه مارس در میان نگرانی گسترده فعالان و مقامات ایرانی افتتاح شد.

مقامات افغان و آمریکایی بارها ایران، مخصوص سپاه پاسداران، را به حمایت مالی و تسلیحاتی از طالبان متهم کرده‌اند. دستاورد ایران از این حمایت‌ها اختلال در اجرای پروژه‌هایی است که تسلط افغانستان بر میزان آب ورودی به ایران را افزایش می‌دهند.

آیا ایران از طالبان در افغانستان پشتیبانی می‌کند؟‏

همکاری امنیتی ایران و طالبان در عین حال از دشمنی مشترک آن‌ها با نیروهای ائتلاف نیز نشأت می‌گیرد، و ایالات متحده و بریتانیا این کشور را به حمایت تسلیحاتی از این گروه متهم کرده‌اند.

در پی ظهور داعش در افغانستان در سال ۲۰۱۵، ایران همکاری خود با طالبان را به منظور محافظت از مرزهایش افزایش داد. بخش‌های از نواحی مرزی دو کشور در اختیار این گروه است. این همکاری پنهانی در عین حال به گسترش روابط دیپلماتیک نیز منجر شد.

حد و حدود روابط طالبان با ایران هنگامی مشخص شد که ملا اختر منصور، رهبر این گروه، هنگامی که در ماه مه ۲۰۱۶ از ایران به پاکستان بازمی‌گشت، در حمله پهپادی ایالات متحده کشته شد.

ایران نخستین بار در اواخر ۲۰۱۸ اذعان کرد که میزبان فرستادگان طالبان بوده است. به گفته این کشور دولت افغانستان در جریان این دیدارها بوده است و هدف مذاکرات را “حل و فصل مشکلات امنیتی در افغانستان” اعلام کرد.

در پی توافق سال ۲۰۲۰ میان طالبان و ایالات متحده برای خروج نیروهای این کشور از افغانستان، ایران از واشنگتن به خاطر بها ندادن به مذاکرات بین دولت افغانستان و طالبان انتقاد کرد. اما محمد جواد ظریف، وزیر خارجه این کشور، در سخنانی عمومی اعلام کرد که “طالبان قطعا بخشی از آینده افغانستان است، ولی نه همه آن.”

بیشتر رسانه‌های داخلی ایران از اوج‌گیری مجدد نظامی طالبان، و شبح بازگشت این گروه به قدرت، ابراز نگرانی کرده‌اند.

پادکست چشم‌انداز بامدادی رادیو بی‌بی‌سی

برنامه ها

پایان پادکست

موضع عمومی دیپلمات‌های ایرانی به تأکید بر کاهش درگیری‌ها و بازگشت به دیپلماسی در افغانستان، و البته مقصر دانستن سیاست‌های آمریکا، محدود بوده است.

اما برخی از رسانه‌های تندرو و وابسته به سپاه حرف دیگری می‌زنند. خبرگزاری تسنیم نه تنها به منش اعتدالی طالبان اشاره کرده است، بلکه مطالبی نیز از مقامات ارشد این گروه در مذمت فرقه‌گرایی در افغانستان منتشر کرده است.

برای نمونه، ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، به این خبرگزاری گفت است “ما به برادران شیعه خود تعهد می‌دهیم که هیچ‌گونه تبعیضی علیه آن‌ها اعمال نخواهد شد، و ما اجازه چنین کاری را نخواهیم داد.”

این منابع به نوعی چهره عمومی روابط بلندمدت میان ارگان‌های امنیتی ایران و طالبان محسوب می‌شوند.

طالبان نیز لحن آشتی‌جویانه‌ای در قبال بخش بزرگ‌تری از رسانه‌های ایران اتخاذ کرده‌اند. آقای مجاهد در مصاحبه اخیر خود با خبرگزاری ایلنا گفت جنگ داخلی و نداشتن تجربه باعث شد که این گروه نتواند در دوره حکومت خود بر افغانستان روابط خوبی با ایران ایجاد کند. به گفته او طالبان دارد “رفتار خود را عوض می‌کند” و حالا فرق زیادی با حضیض روابط ایران و طالبان در سال ۲۰۰۰ دارد.

با این که ترسیم کلیات روابط ایران و طالبان به خاطر شالوده متغیر منافع دو طرف کار راحتی نیست، مشخص است هر دو دارند برای بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان که امری بسیار محتمل است، آماده می‌شوند.

ببینید: شلیک به امید؛ حملات هدفمند در افغانستان

شلیک به امید؛ حملات هدفمند در افغانستان

© 2022 بی بی سی. بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست. سیاست ما درباره لینک دادن به سایت های دیگر.

ما برای بهبود خدمات خود از کوکی‌ها استفاده می‌کنیم. جزئیات بیشتر را در صفحه “حفظ حریم خصوصی کاربران” در وبسایت دویچه وله بخوانید.

دولت طالبان اعلام کرده که در کنفرانس منطقه‌ای ایران در مورد افغانستان شرکت نمی‌کند. به باور علی افشاری، تحلیلگر سیاسی، طالبان نسبت به تکرار تجربه عراق و تمایل جمهوری‌اسلامی به گسترش نفوذ منطقه‌ای حساس است.

ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی طالبان روز یکشنبه دوم آبان در مصاحبه با خبرگزاری «آریانا نیوز» افغانستان اظهار داشت که هیچ فردی از طرف طالبان در اجلاس تهران شرکت نخواهد کرد. مقامات وزارت خارجه موضعگیری رسمی نداشتند، اما خبرگزاری فارس اعلام کرده که از طالبان برای این نشست دعوت نشده‌است!نظر طالبان در مورد ایران

طبق اعلام رسمی قرار است وزرای خارجه کشورهای تاجیکستان، پاکستان، ترکمنستان و ازبکستان و احتمالا نمایندگانی از چین و روسیه در این نشست شرکت کنند که در روز پنجم آبان برگزار می‌شود.

اگر ادعای خبرگزاری فارس درست باشد، آن وقت عدم دعوت از طالبان می‌تواند به معنای جهت‌گیری علیه اقدام طالبان در تشکیل «امارت اسلامی افغانستان» باشد. اگرچه ذبیح‌الله مجاهد اعلام کرده که برگزاری این نشست اقدام خوبی است اما نمی‌تواند این واقعیت را بپوشاند که اختلاف بین دو طرف خیلی زود آشکار شده‌است؛ بخصوص که تصمیم طالبان به یکباره گرفته نشد بلکه بعد از اعلام اولیه بررسی اتخاذ شد.

از سوی دیگر در نبود طالبان که ابزار قدرت را در افغانستان در دست دارد تضمین توافقات نشست تهران و فایده‌مندی آن در هاله‌ای از ابهام قرار می‌گیرد. برگزاری این نشست یک هفته بعد از اجلاس مسکو که نمایندگان جمهوری‌اسلامی هم در آن شرکت داشتند دیگر عاملی است که اثرگذاری نشست تهران را زیر سئوال می‌برد.

توئیت رسول موسوی، مدیرکل آسیای غربی وزارت خارجه ایران که از «ضعف مدیریت» و «عدم تلاش برای رسیدن به اجماع» در نشست مسکو انتقاد کرده بود، نمایانگر ناخرسندی ایران از تحرکات روسیه در خصوص افغانستان بعد از قدرت گرفتن دوباره طالبان درحکمرانی این کشور است.

ظاهرا مقامات جمهوری‌اسلامی از اقدامات روسیه که عملا به سمت عادی سازی طالبان حرکت کرده و آنها را تحت عنوان «دولت موقت» پذیرفته است، ناراضی هستند و انتظار دارند که روسیه ملاحظات آنها را به صورت شروطی در نظر بگیرد.

البته روسیه دولت طالبان را هنوز به رسمیت نشناخته است اما مشابه اتحادیه اروپا، چین و ترکیه به صورت دو فاکتو موجودیت و فرادستی آنها در افغانستان را به عنوان یک واقعیت گریزناپذیر پذیرفته است. دیگر کشورهای جهان نیز که طالبان را به رسمیت نشناخته‌اند کمابیش همین وضعیت را دارند.

به نظر می‌رسد مشکل اصلی جمهوری‌اسلامی ایران، بی‌اعتنایی روسیه به انتظارات مورد نظر است. روسیه در جنگ دوم قره‌باغ نیز عملا سیاست متفاوتی با تهران را انتخاب کرد و در نهایت میانجیگری روسیه شرایط را به ضرر ایران در معادلات ژئوپلتیک و جغرافیایی-اقتصادی منطقه قفقاز جنوبی تغییر داد. البته بستر این اتفاق سیاست‌های غلط گذشته و حال حکومت ایران بود.

بنابراین در این وضعیت شکاف بین دولت‌های ایران و روسیه با توجه به راهبرد خصومت با آمریکا ظرفیت چندانی برای موفقیت جمهوری‌اسلامی در اثرگذاری بر معادلات جدید قدرت در افغانستان ایجاد نمی‌کند.

تاجیکستان و ازبکستان به دلیل نگرانی از بازگشت طالبان به حکومت افغانستان دغدغه‌های مشترکی با ایران دارند و سعی می‌کنند در سطح مراوادات منطقه‌ای اقدامات مشترک برای مهار و مدیریت مشکلات انجام دهند اما بعید است آنها به توافقی با تهران برسند که مورد نظر دولت روسیه نباشد.

بدترشدن شرایط زیست شیعیان افغان که در انفجار دو مسجد آنها توسط داعش بروز کرد، باعث شد تا خشنودی اولیه مقامات جمهوری‌اسلامی از خروج آمریکا از افغانستان زود رنگ ببازد. از ابتدا هم معلوم بود که تنش بین طالبان و جمهوری‌اسلامی در میان مدت اجتناب‌ناپذیر است.

حکومت ایران در شرایط کنونی به دنبال پیدا کردن سهم و جایگاهی در نظام سیاسی جدید افغانستان است و نیروهای شیعه متحد اصلی آن هستند. اما طالبان ضمن تاکید ظاهری بر تشکیل دولت فراگیر پذیرای مداخله کشورهای خارجی در تعیین افراد دولت و یا سهم‌خواهی نیست. علاوه بر آن طالبان با جمهوری‌اسلامی ایران تفاوت‌های عمده‌ای دارد که اجازه روابط عادی را نمی‌دهد.

طالبان حداکثر خواهان تنش‌زدایی، امنیت مرزها و برقراری روابط تجاری است. طالبان در تهیه نیازهای معیشتی و امکانات اولیه مردم افغانستان در تنگنا است و در این چارچوب به رابطه عاری از درگیری با تهران می‌اندیشد اما در عین حال رقابت راهبردی و تمایز با حکومت شیعه‌گرای ایران را نیز نمی‌خواهد کنار بگذارد.

ابراز تمایل رئیس اتاق تجارت و سرمایه‌گذاری طالبان به خرید نفت از ایران در این چارچوب قابل درک است. ولی طالبان این مساله را می‌خواهد به گونه‌ای مدیریت کند که ابزار نفوذ جمهوری‌اسلامی در افغانستان بعد از خروج آمریکا نشود.

طالبان نسبت به تکرار تجربه عراق و تمایل جمهوری‌اسلامی به گسترش نفوذ منطقه‌ای و پر کردن خلاء قدرت‌های بزرگ حساس است؛ بویژه که ایران یک گروه شبه نظامی از افغان‌های شیعه تشکیل داده است.

از زاویه‌ای دیگر پذیرای رهبری و هژمونی جمهوری‌اسلامی ایران در جریان بنیادگرایی اسلامی نیز نیست.  بنابراین پیام اصلی عدم حضور طالبان در نشست تهران را می‌توان اینگونه تفسیر کرد که خواهان دادن سهم ویژه و مورد انتظار جمهوری‌اسلامی ایران در افغانستان نیست. طالبان بر روی روابط خوب با پاکستان، ترکیه و قطر و سپس روسیه  و چین حساب کرده است.

مرز طولانی با افغانستان و ارتباط با سران منتقد و مخالف طالبان اهرم‌های فشار جمهوری‌اسلامی هستند اما استفاده از این اهرم‌های فشار واکنش طالبان را در بر خواهد داشت که امکان ایجاد ناامنی و اختلال بخصوص در زمینه قاچاق مواد مخدر و تشدید تنش آبی را دارد. ازاینرو مقامات حکومت ایران در وضعیتی چالشی قرار دارند و اختلافاتی که در نحوه مواجهه با شرایط جدید افغانستان در درون بلوک قدرت وجود دارد، تصمیم‌گیری را دشوار کرده‌ است.

اظهار نظر خامنه‌ای در خصوص تکرار ادعای بلااستناد انتساب داعش به آمریکا به صورت تلویحی هشداری به طالبان نیز بود که اگر ملاحظات حکومت ایران را در نظر نگیرد چه بسا این اتهام بار دیگر متوجه خود آنها نیز بشود و طالبان در دستگاه رسمی جمهوری‌اسلامی به آلت دست بودن آمریکا متهم شود.

بررسی همه جانبه عوامل دخیل ومتغیرهای اثرگذار، در نهایت جمهوری‌اسلامی را به سمتی می‌برد که ضمن خودداری از درگیری با طالبان به تدریج به سمت تقویت مخالفان این گروه اسلام‌گرای سلفی جهادی حرکت کند.

مطالب منتشر شده در صفحه “دیدگاه” الزاما بازتاب‌دهنده نظر دویچه‌وله فارسی نیست.

 

متون درسی در نظام جمهوری اسلامی تا چه اندازه با واقعیت‌در انطباق است؟ آیا می‌توان از علم و دانش چیزی در این متون یافت؟ این نوشته نگاهی دارد به تحریف‌های موجود در کتاب‌های درسی.

اتحادیه کانون‌های وکلای دادگستری اعلام کرده که آیین‌نامه اجرایی لایحه استقلال کانون وکلا به دلیل مغایرت با قانون غیرقابل اجرا است. ایرج مصداقی، تحلیلگر امور سیاسی، به اهداف این آیین‌نامه و چگونگی تصویب آن پرداخته است.

در سال گذشته میلادی تولید ناخالص ملی ترکیه و عربستان سه برابر ایران و تولید داخلی اسرائیل و امارات دو برابر ایران بوده است. مطلبی از دالغا خاتین اغلو درباره سقوط آزاد اقتصاد ایران.

© 2022 Deutsche Welle |
حریم خصوصی کاربران |
توضیح دسترسی‌پذیری |
شناسنامه |
تماس
| نسخه موبایل

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

نسخه چاپی

یادداشتی از بابک تقوایی: بیش از سه سال است که رژیم جمهوری اسلامی و طالبان رابطه‌ای به‌ظاهر دوستانه برقرار کرده‌اند؛ رابطه‌ای که به سفر ملا عبدالغنی برادر، یکی از بنیانگذاران طالبان، از دوحه به تهران و ملاقات او با سران حکومتی در ایران در بهمن ۱۳۹۹ منتهی شد.

مقامات افغانستان این رویداد را مصداق بارز همکاری سیاسی این گروه افراط‌گرای اسلامی با رژیم جمهوری اسلامی ایران توصیف کردند و گواهی بر ادعایشان مبنی بر حمایت تسلیحاتی سپاه پاسداران از این گروه افراط‌گرا؛ ادعایی که البته تا به امروز نتوانسته‌اند آن را اثبات کنند.

برخلاف آن‌‌چه به نظر می‌رسد، رابطهٔ سیاسی جمهوری اسلامی ایران و طالبان می‌تواند همچون رابطهٔ سپاه قدس و گروه‌های افراط‌گرای وابسته به القاعده و نزدیک به طالبان در منطقهٔ اورامانات و کردستان ایران و عراق باشد؛ رابطه‌ای که در سال ۱۳۸۰ آغاز شد و در نهایت در سال ۱۳۸۸ به‌تدریج به یک تقابل نظامی بین ارگان‌های امنیتی و اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی و این گروه‌های افراطی سلفی تبدیل شد و نهایتاً به بازداشت و اعدام صدها عضو گروه‌های وابسته به القاعده در استان‌های کردستان و آذربایجان غربی در سال‌های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۴ انجامید.

با خروج نیروهای نظامی ایالات متحده آمریکا و متحدان اروپایی‌اش از افغانستان، طالبان بار دیگر مجال یافته تا ضمن بهره‌گیری از خلأ امنیتی پدیدآمدهٔ حاصل از آن و همچنین ضعف نیروهای اردوی ملی افغانستان به اشغال میزان قابل‌توجهی از ولایات و سرحدات افغانستان رو بیاورد تا جایی که اکنون بسیاری از مناطق هم‌مرز با ایران در ولایت فراه را به کنترل خود درآورده است.نظر طالبان در مورد ایران

مقامات رژیم جمهوری اسلامی هنوز بر اهمیت خروج نیروهای نظامی خارجی از افغانستان پافشاری می‌کنند و حتی برخی از شخصیت‌های محافظه‌کار و تندرو و برخی از رسانه‌های حکومتی چون خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران و یا روزنامه‌ی کیهان که رئیس آن منصوب علی خامنه‌ای است، سعی در صلح‌طلب نشان دادن طالبان به مردم و به‌خصوص هواداران جمهوری اسلامی دارند، اما برخلاف آن‌چه انتظار می‌رفت، نیروهای مسلح ایران اعم از نیروی زمینی ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روزهای گذشته در آماده‌باش کامل جهت مقابله با خطر ورود نیروهای طالبان از خاک افغانستان به ایران قرار گرفته‌اند.

اعزام نیروهای نظامی ایران به مناطق مرزی استان خراسان جنوبی و مناطق هم‌مرز با ولایت فراه افغانستان نشانهٔ عدم اطمینان کامل رژیم جمهوری اسلامی به طالبان و شکننده بودن رابطهٔ بین آن‌هاست؛ رابطه‌ای که احتمال دارد در آینده‌ای نزدیک به یک رقابت جهت تسلط دو طرف بر بسیاری از مناطق افغانستان تبدیل شود؛ رقابتی که می‌تواند به یک جنگ خونین بین پیکارجویان طالبان و نیروهای نیابتی سپاه قدس چون لشکر فاطمیون در مناطقی چون ولایت هرات بینجامد.

به دنبال کشتار دیپلمات‌های ایرانی توسط گروه طالبان در سال ۱۳۷۷(پس از بهبود روابط سیاسی رژیم تهران و طالبان، این گروه این مسئله را رد کرد)، نیروهای مسلح ایران برای یک جنگ تمام‌عیار و لشکرکشی به افغانستان آماده شد، اما به‌دستور علی خامنه‌ای، رهبر کل قوای رژیم جمهوری اسلامی، این جنگ هرگز آغاز نشد.

با وجود این، نیروهای مسلح ایران توان رزمی خود را در شمال شرق کشور جهت رویارویی با طالبان افزایش دادند؛ مسئله‌ای که به تشکیل پایگاه پنجم رزمی هوانیروز ارتش مجهز به ۲۱ فروند هلیکوپتر هجومی، رزمی و شناسایی و همچنین پایگاه چهاردهم شکاری نیروی هوایی ارتش در فرودگاه بین‌المللی ارتش مجهز به دو اسکادران شکاری جنگنده‌های اف-5ئی و اف و میراژ اف.1 ئی کیو و بی کیو (Mirage F.1EQ/BQ) گردید.

از سوی دیگر، سپاه قدس کمک‌های نظامی و تسلیحاتی‌اش به نیروهای ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود را افزایش داد.

در پی آغاز حمله نیروهای نظامی به رهبری آمریکا به طالبان در سال ۱۳۸۰، رژیم جمهوری اسلامی نیز به‌طور غیرعلنی و غیرمستقیم به این ائتلاف پیوست و حتی در جریان قیام هرات در ۲۱ آبان ۱۳۸۰ برابر با ۱۲ نوامبر ۲۰۰۱، واحدهایی از سپاه قدس به طور همزمان با نیروهای ویژه آمریکایی در شهر هرات حضور یافتند و به‌همراه نیروهای ائتلاف شمال علیه طالبان به پشتیبانی نظامی از مردم محلی جهت به کنترل گرفتن این شهر پرداختند.

حتی پس از تهدید ایالات متحده آمریکا مبنی بر حمله نظامی به ایران به‌دنبال افشای برنامهٔ جنجال‌برانگیز و نظامی هسته‌ای‌اش، با وجود اتخاذ سیاست مدارا و غیرخصمانه از سوی رژیم جمهوری اسلامی در قبال گروه تروریستی القاعده، دشمنی با طالبان که مهم‌ترین متحد القاعده در افغانستان بود ادامه یافت.

در ۱۵ خرداد ۱۳۹۶ برابر با ۵ ژوئن ۲۰۱۷، روابط دیپلماتیک عربستان سعودی، امارات متحده عربی و متحدین آن‌ها در منطقهٔ خاورمیانه با قطر قطع شد که دلیل آن حمایت دولت این کشور و سازمان اطلاعاتی آن از پیکارجویان مسلح و گروه‌های تروریستی وابسته به جریان افراط‌گرای اخوان المسلمین و ایجاد بحران‌های داخلی و امنیتی برای آن‌ها به‌خصوص در کشورهای لیبی و مصر بود. در نتیجهٔ آن، تحریم‌هایی از سوی همسایگان عرب قطر علیه این کشور وضع شد و رژیم جمهوری اسلامی را به یک متحد ناخواستهٔ این کشور در منطقهٔ خاورمیانه تبدیل کرد؛ متحدی که نیروهای نیابتی وابسته به سپاه قدس آن پیشتر در سوریه با گروه‌های پیکارجوی مسلح تحت حمایت قطر در نبرد بودند.

دولت قطر به‌عنوان مهم‌ترین حامی سیاسی گروه افراط‌گرای طالبان از فرصت فراهم‌شده جهت بهبود روابط دفتر سیاسی طالبان و رژیم جمهوری اسلامی در سال ۱۳۹۷ استفاده کرد. در ابتدا مذاکراتی مخفی بین برخی مقامات وزارت خارجه رژیم جمهوری اسلامی صورت گرفت و سرانجام در دی ماه سال ۱۳۹۷، یک هیئت رسمی از طالبان به تهران سفر کرد و با برخی مقامات وزارت خارجه جمهوری اسلامی مذاکره کردند.

پیش از آن، این هیئت با گروهی از مذاکره‌کنندگان عربستانی، اماراتی و آمریکایی دربارهٔ آن‌چه برنامهٔ صلح افغانستان نامیده می‌شد، در ابوظبی مذاکره کرده بودند.

در سال ۱۳۹۹ روابط دفتر سیاسی طالبان و وزارت خارجه رژیم جمهوری اسلامی به بالاترین سطح خود رسید و ملا عبدالغنی برادر، یکی از بنیانگذاران طالبان در بهمن ماه آن سال به دعوت وزارت خارجه این رژیم به تهران سفر کرد و با محمدجواد ظریف و همچنین نمایندهٔ ویژهٔ ایران در امور افغانستان دیدار و در خصوص روند صلح در این کشور مذاکره کردند؛ دیداری که موجب رنجش دولت افغانستان از رژیم جمهوری اسلامی شد. خبر این مذاکرات را سخنگوی وزارت امور خارجه رژیم تهران در تاریخ ۷ بهمن ۱۳۹۹ رسانه‌ای کرد.

پس از تسلط طالبان بر چند پست مرزی در غرب ولایت فراه در ۳۱ خرداد ۱۴۰۰، اعزام نیروهای واکنش سریع و زرهی ارتش و سپاه پاسداران از شهرهای تهران، نیشابور، زاهدان، تربت جام و شاهرود به بیرجند، بدون اطلاع‌رسانی عمومی در رسانه‌های حکومتی، از دوم تیر ۱۴۰۰ آغاز شد؛ نیروهایی که پس از آن در مناطق مرزی مستقر شدند تا در راستای مقابله با خطر نفوذ نیروهای طالبان به استان خراسان جنوبی به نیروهای مرزبانی یاری برسانند.

اعزام این نیروها نشان‌دهندهٔ آن بود که برخلاف آن‌چه مقامات رژیم جمهوری اسلامی در ماه‌های گذشته ابراز کرده‌اند، از حملات طالبان به مناطق مرزی ایران واهمه دارند. نگرانی‌های امنیتی در مورد افزایش قدرت طالبان در افغانستان موجب تعطیلی کنسولگری ایران در مزار شریف در هفتهٔ گذشته نیز شد تا از تکرار فاجعه‌ای مشابهِ قتل دیپلمات‌های ایرانی در این محل به دست طالبان در ۱۷ مرداد ۱۳۷۷ جلوگیری شود.

بر اساس تصاویر و فیلم‌های منتشرشده در فضای مجازی و همچنین اطلاعاتی که نگارنده از منابع نظامی در نیروی هوایی ارتش به دست آورده است، از دوم تا ۱۲ تیرماه، تیپ ۳۸ زرهی تربت‌ جام و تیپ ۱۵۸ تکاور واکنش سریع شاهرود از نیروی زمینی ارتش به همراه پایگاه پنجم رزمی هوانیروز (هواپیمایی نیروی زمینی) ارتش در مشهد، نیروهایشان شامل تانک‌های اصلی میدان نبرد تی-72اس1 و نفربرهای زرهی بی اِم پی-1، خودروهای سبک مسلح به تیربار، راکت‌انداز و اقلام دیگر نظامی را در کنار شماری از هلیکوپترهای هجومی بل 214آ اصفهان (Bell 214A Isfahan) و تهاجمی بل‌ای اِچ-1جِی اینترنشنال کبرا (Bell AH-1J International Cobra) به بیرجند اعزام کرده‌اند.

همچنین نیروی هوایی ارتش تا به امروز چهار فروند جنگنده اف-5ئی و اف خود را از پایگاه مقدم هوایی شهید حبیبی مشهد به پایگاه دوازدهم شکاری واقع در روستای خور در غرب بیرجند منتقل کرده است

از سوی دیگر، نیروی زمینی سپاه نیز از دوم تیرماه شماری از نیروها و تجهیزات زرهی‌اش را به بیرجند منتقل کرده است که شامل نفربرهای زرهی بی ام پی-2 و تانک‌های اصلی میدان نبرد تی-72اِم1 از گردان‌های نور و نازعات تیپ ۲۱ مستقل زرهی امام رضا مستقر در شهر نیشابور است.

همچنین یک فیلم منتشرشده در فضای مجازی در تاریخ هشتم تیر، اعزام گروهی از خودروهای حامل مراکز کنترل و هدایت پهپادهای شناسایی نیروی هوافضای سپاه از شهر تهران به سمت استان خراسان جنوبی را نشان می‌داد. قصد نیروی زمینی سپاه از پهپادهای شناسایی چون مهاجر ۴ و پهپادهای رزمی/شناسایی چون مهاجر ۶ مراقبت از مرزها و پشتیبانی از یگان‌های زرهی و پیاده‌اش در مناطق مرزی است.

گروه افراط‌گرای طالبان همچون بسیاری از گروه‌ها و سازمان‌های تروریستی اسلام‌گرا فاقد انسجام سیاسی است و حتی در برخی موارد سیاست و عملکرد اتخاذشده توسط پیکارجویان آن مستقر در خاک افغانستان با عملکرد رهبران سیاسی آن مستقر در دوحه، پایتخت قطر، در مغایرت کامل قرار داشته است؛ امری که این گروه را غیر قابل ‌اعتماد و در بسیاری از موارد غیر قابل‌ پیش‌بینی می‌کند.

در حال حاضر، این گروه تروریستی از به کار بردن خشونت در قبال نیروهای تسلیم‌شدهٔ ارتش ملی افغانستان خودداری می‌کند و سعی در نمایش چهره‌ای به‌ظاهر سازشکار از خود دارد، اما به نظر نمی‌رسد پس از خروج کامل نیروهای آمریکایی و متحدان‌شان از افغانستان، پیکارجویان طالبان این رویه را ادامه دهند.

پیش‌بینی می‌شود که پس از خروج کامل نیروهای نظامی خارجی از افغانستان، طالبان دست به اتخاذ سیاست‌هایی به‌شدت تهاجمی علیه دولت مرکزی و نیروهای مسلح افغانستان بزند و با استفاده از حملات تروریستی و همچنین شکنجه و اعدام اسرا و روا داشتن قوانین سخت شریعت اسلامی در مناطق تحت سلطه‌اش، جهت حمله و تسلط بر شهرهایی چون کابل و هرات با استفاده از تجهیزات نظامی به‌غنیمت گرفته‌شده از ارتش افغانستان آماده شود.

در چنین شرایطی احتمال مداخلهٔ نظامی کشورهای خارجی ازجمله ایران دور از انتظار نخواهد بود. این احتمال وجود دارد که نیروهای مسلح ایران با ایجاد منطقه‌ای حائل در مناطق مرزی غرب افغانستان و همچنین نیروهای نیابتی سپاه قدس چون لشکر فاطمیون و زینبیون با تسلط بر هرات برای این منظور مورد استفاده رژیم تهران قرار بگیرند.

© ۲۰۲۲ تمام حقوق این وب‌سایت، بر اساس مقررات کپی‌رایت، برای رادیو فردا محفوظ است.

هدف بخش

«سایت‌خوان دنیای اقتصاد»

گسترش اطلاع‌رسانی است و انتشار این مطلب به معنی تأیید محتوای آن نیست.

با ادامه روند خروج نیروهای خارجی از افغانستان، طالبان ادعا می‌کند توانسته است ۱۴۳ ولسوالی دیگر را در دست بگیرد. کاربران افغان در شبکه‌های اجتماعی -که البته نمی‌توان گفت همه‌ی افکار عمومی مردم افغانستان را نمایندگی می‌کنند- نگرانی خود را نسبت به پیشروی طالبان مطرح کرده‌اند و برخی از کارشناس‌ها می‌گویند احتمال موج مهاجرت افغان‌ها به کشورهای همسایه افزایش خواهد یافت.

عکس‌هایی پخش شده در شبکه‌های مجازی نشان داده است که طالبان در بروشورهایی خروج زنان بدون محارم و چادر از خانه را ممنوع اعلام کرده‌اند؛ همچنین ویدئویی از تنبیه بدنی زنی افغان رسانه‌ای شده‌ که در توضیح آن آمده که این تنبیه از سوی طالب‌ها و بدلیل خروج بدون شرایط ذکر شده از خانه بوده است؛ البته سخنگوی طالبان در گفت‌وگوی خود با انصاف نیوز صحت این ممنوعیت را رد کرده و آن را خنده‌دار خواند.

پیشروی‌های طالبان در خاک افغانستان -با پیشینه‌ای که در ذهن مردم به جا مانده است- بیش از همه موجب نگرانی بخش قابل توجهی از زنان افغانستان شده است. البته طالبان در میان گروه‌های مختلف مردم طرفدارانی هم دارد. حتی پیشروی اخیر این گروه در مناطق مختلف افغانستان بدون درگیری صورت گرفته است، یا بدلیل پذیرش آنها از سوی مردم و یا ترس آنها از طالب‌ها. در طی سال‌های اخیر بارها طالبان ندای اصلاح سر داده است اما هنوز اطمینانی از اصلاح آنها حاصل نشده است.

متن کامل گفت‌وگو با ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان را در ادامه بخوانید:نظر طالبان در مورد ایران

انصاف نیوز: آیا شما به برقراری سیستم دموکراسی معتقد هستید و یا با سیستم رأی‌گیری برای تعیین دولت مخالف هستید؟

ذبیح‌الله مجاهد: این مسئله به تمام مردم ما مربوط است. در آینده باید تمام جهت‌ها بنشینند و با هم تعامل کنند. هر راهی را مردم افغانستان انتخاب کردند، همان را می‌رویم. اما ما قائل به این هستیم که از طریق شورای اسلامی با اتکا به قوانین اسلامی در این مورد گامی برداشته شود که افغان‌ها در این مورد تصمیم خواهند گرفت. زمانی که مذاکرات بین الافغانی برگزار شود، در آن زمان مردم افغانستان و جهت‌های مختلف تصمیم می‌گیرند. بعد برای آینده‌ی افغانستان توافقی صورت گیرد.

در آینده روابط طالبان با ایران به چه صورت خواهد بود؟ چون به خاطر پیشینه‌ی طالبان اطمینان به آن کم است، چه تضمینی برای بهبود رابطه با ایران وجود دارد؟

بدون شک می‌خواهیم با جمهوری اسلامی ایران رابطه‌ای برادرانه و قوی داشته باشیم. ایران همسایه‌ی ما است و ارزش‎‌های مشترک با یکدیگر داریم. از این نظر باید رابطه‌ای حسنه‌ای با ایران و بر پایه‌ی اعتماد داشته باشیم. برای یک فضای پر اعتماد تلاش خود را خواهیم کرد اما اینکه طرف ایرانی به ما اعتماد کند به خودش ربط دارد، چون ما به آنها در این‌باره گفته‌ایم. در اسلام قلعه به مرز ایران نزدیک شده‌ایم و با سربازان ایرانی رابطه‌ی دوستانه داشتیم. هیئت ما هم برای گفت‌وگو در تهران است و این یک زمینه‌سازی به حساب می‌آید که به آنها یقین بدهیم ما دوست آنها هستیم.

ایران با حاکمیت مطلق طالبان در افغانستان مخالف است و می‌گوید طالبان باید در کنار دیگران سهمی از قدرت داشته باشد، نظر شما چیست؟

افغانستان و جمهوری اسلامی ایران دو کشور جدا هستند. از جمهوری اسلامی ایران می‌خواهیم به مسائل داخلی کشور ما کاری نداشته باشد. ما به خودمان این حق را نمی‌دهیم که به جمهوری اسلامی بگوییم چه کسی قدرت داشته باشد و چه کسی نداشته باشد. چون این به ملت ایران مربوط است. مردم ایران از خود رأی و نظر دارند. البته از طرف خودمان این اطمینان را می‌دهیم که حقوق اتباع ما محفوظ خواهد بود. حکومتی می‌سازیم که شامل تمام افغان‌ها باشد. جامعه‌ی ما نیاز دارد، تمام جهت‌ها را در نظام آینده داشته باشد. تشکیل یک نظام مربوط به همه‌ی افغان‌ها است و باید نماینده‌های خود را داشته باشند.

تکلیف افغانستانی‌هایی که طالب نیستند یعنی حتی پشتون‌هایی که طالب نیستند، چه می‌شود؟

ضرورتی ندارد که طالب باشند یا نه. تمام مردم این سرزمین باید در ساختن این نظام سهم خود را داشته باشند. بین طالب و غیر طالب فرقی قائل نیستیم.

آیا بخشی از طالبان را داعشی‌ها تشکیل داده‌اند؟ در آینده رابطه‌ی شما با داعش چگونه تعریف می‌شود؟

من این مسئله را تکذیب می‌کنم. طالبان با داعشی‌ها جنگیده است. داعشی‌ها ما را مرتد می‎‌خوانند، چطور می‌تواند برخی از اعضای ما داعشی باشد یا با آنها همکاری کنیم. چندین بار با داعش برخورد خیلی سختی داشتیم. با آنها جنگیده‌ایم و شکست داده‌ایم. باورها و افکار داعش نظر ما نیست. داعش برای مردم ما تهدید است، آنها فکر جاهلانه‌ای دارند و با آنها مقابله خواهیم کرد تا آنها از سرزمین ما گم باشند.

 موضع طالبان در برابر آمریکا چیست؟ آیا شما یک نیروی ضد آمریکایی تعریف می‌شوید؟

تا زمانی که آمریکا در افغانستان یورش داشته باشد، ما نیروی ضد آمریکایی هستیم. اگر آمریکا به خانه‌ی خود بازگردد و ملت ما را رها کند، ما نمی‌خواهیم دشمنی عمیق و دراز مدتی داشته باشیم. چون کشور ما به روابط حسنه با تمام کشورها نیاز دارد. آمریکا نیز یکی از کشورهای مهم دنیا است. ما خواهان رابطه‌ی خوب با آنها هستیم که مداخله در کشور ما پنداشته نشود و اشغال آنها به پایان برسد. نظامیان آنها به خوانده برگردند و کشور ما را رها کنند.

پس از دوران حکومت طالبان آموزش و تعلیم در افغانستان گسترش زیادی داشت، این روند توسعه در آموزش را ادامه خواهید داد؟

تعلیم ضرورت دارد، کشور ما بسیار عقب‌مانده است. تلاش می‌کنیم تا آموزش در کشور گسترش بیشتری داشته باشد، مردان و زنان ما تعلیم ببینند چون این نیازمندی جامعه است.

در افکار عمومی افغانستان این مسئله مطرح می‌شود که طالبان می‌گوید زنان بدون محارم بیرون از خانه نیایند، هر خانه‌ای که سه دختر دارد، یکی از آنها را باید به عقد طالبان در بیاورد، این اخبار چقدر صحت دارد؟

بدون شک این شایعات دروغ و خنده‌دار است، ما به هیچ‌وجه چنین کاری نکرده‌ایم. مردم افغانستان از قبل مسلمان بوده‌اند، زندگی آنها در چارچوب شریعت اسلامی بوده است. اینکه از سه دختر یکی را به عقد ما در بیاورند، نادرست است، این شایعه‌افکنی‌ها به خاطر شکست دشمن است تا اذهان عمومی مغشوش شود.

یعنی الان زنها می‌توانند بدون حجاب و تنها از خانه بیرون بیایند؟

زنان حجاب اسلامی دارند، از گذشته چارچوب اسلامی رعایت می‌شد و محجوب بودند. در گذشته زنان افغان با چادر از خانه بیرون می‌آمدند. این پوشش اسلامی است و باید داشته باشند.

یعنی طالبان دیگر مثل گذشته با زنان برخورد نمی‌کند؟

کوشش می‌کنیم نارساهایی که درباره‌ی زنان در افغانستان وجود دارد را از طریق آموزش و تفهیم حل کنیم اما از فشار استفاده نخواهیم کرد. باید عرصه‌ی کار و تعیلم خانم‌ها بهتر شود و آنها آسان‌تر بتوانند طبق ارزش‌های جامعه‌ی ما زندگی کنند.

اگر طالبان صاحب دولتی شود، آیا وزارت‌خانه‌هایی را به اقوام مختلف مثل هزاره‌ها، تاجیک‌ها، ترک‌ها، شیعه و سنی‌ها داده می‌شود؟ این تکثر وجود خواهد داشت؟

هنوز نظام آینده ساخته نشده است و نمی‌دانم کدام کرسی به چه کسی تعلق می‌گیرد، در افغانستان به تقسیم‌بندی قومی اعتقاد نداریم. همه‌ی مردم افغانستان یک ملت هستند. هرکسی با هر قومی و تفکری برای ما محترم است و در نظام نماینده‌ی خودش را خواهد داشت.

در حال حاضر با ایران چه اختلاف‌هایی دارید و همچنین چه انتظارهایی خواهید داشت؟

الحمدالله با ایران اختلافی نداریم، ایران کشور همسایه و دوست ما است. در ضمن هر مسئله‌ای برای خودش یک راه‌حلی دارد. ما انتظار داریم ایران صادرات خود را به افغانستان افزایش دهد. در ساخت مجدد کشور ما سهیم باشد و در جلوگیری از انتقال مواد مخدر با ما همراه باشد.

برای کشورهایی مثل ایران، چین، روسیه، آمریکا، پاکستان، ترکیه چه نقشی در افغانستان قائل هستید و چه رابطه‌ای را تعریف می‌کنید؟

ما می‌خواهیم با همه‌ی کشورها رابطه‌ی متقابل داشته باشیم و با کشورهای دیگر در صورت به رسمیت شناختن استقلال ما ارتباط برقرار کنیم. اگر کشورهایی که نام بردید استقلال ما را به رسمیت می‌شناسند و تعامل باآنها دیپلماتیک باشد، تلاش می‌کنیم با همه‌ی آنها روابط حسنه برقرار کنیم.

نظر شما نسبت به خروج ناگهانی آمریکا از افغانستان چیست؟

خروج آنها ناگهانی نبود، چون سال قبل با آمریکایی‌ها توافق داشتیم. بر اساس آن توافق‌نامه حتی قبل از این باید از افغانستان خارج می‌شدند. اگر آمریکا زودتر از منطقه برود، به آنجا ثبات و امنیت برمی‌گردد. حضور نیروهای آمریکایی نه تنها برای آمریکا بلکه برای همه‌ی کشورهای منطقه یک تهدید به حساب می‌آید و باید این خطر از بین برود.

با فارسی زبان‎‌های افغانستان چه برخوردی می‌شود؟ چون معمولاً با پشتون‌ها مشکل دارند.

افغان‌ها هیچ مشکلی با هم ندارند، در این سرزمین افغانی و ازبکی زبان داریم. در هر ملتی این تنوع وجود دارد. همه‌ی ما یک ملت و یک مردم هستیم. هیچ تفاوتی میان ما براساس لسان نیست. در میان مجاهدین ما از لسان ازبک و تاجیک حضور دارند، خدمت کرده‌اند و در آزادی کشور خودشان سهم داشته‌اند.

یکی از مسائل ایران و افغانستان بر سر آب است، آیا طالبان به قرارداد میان ایران و افغانستان پایبند خواهد بود؟

وقتی نظام تشکیل شد، درباره‌ی این مسائل می‌توان فکر کرد. آنچه با ایران توافق شده است را ما مدنظر داریم. افغانستان و به ویژه جنوب آن همچون ایران با مشکل خشک‌سالی روبرو است. یکی از تهدیدهایی است که با آن مواجه هستیم.

برخی از مسئولان افغانستان می‌گویند اینکه طالبان به ۸۳ درصد از خاک افغانستان سیطره یافته است، دروغ و تبلیغات است. چه پاسخی دارید؟

این نگاه درست نیست. در طی دو ماه توانستیم ۱۸۴ ولسوالی را در دست بگیریم.

حدوداً سه میلیون مهاجر افغانستانی در ایران وجود دارد که دو میلیون آن شناسایی نشده‌اند. برنامه‌ای برای آنها دارید؟نظر طالبان در مورد ایران

ما سعی می‌کنیم که کاری کنیم آنها به میل خودشان به افغانستان برگردند. کشور ما توسط همین مهاجرین باید آباد شود. جمهوری اسلامی هم سال‌های زیادی از آنها میزبانی کرده‌اند، در همین مدت کم با مهاجران با تسامح و احسان برخورد کنند تا در اینجا خانه و کاشانه برای آنها فراهم شود، اما با اختیار خودشان هر زمانی مفید بود، برگردند.

درباره‌ی وضعیت مهاجران با دولت ایران صحبتی کردید؟

با آنها صحبت کردیم که وضعیت مهاجران به ویژه در ساحت مرزی بهتر شود؛ اما درباره‌ی بازگشت آنها فعلا صحبتی نشده است. چون زمینه مناسب نیست. در ابتدا باید امنیت در کشور تامین شود از حالت جنگی خارج شویم و بعد دوباره آنها به کشور بازگردند.

این احتمال وجود دارد با تامین امنیت در افغانستان اسرائیل بخواهد در منطقه حضور داشته باشد، برخورد شما این مسئله چیست؟

ما به اسرائیل اجازه نخواهیم داد که در افغانستان حضور داشته باشند. اسرائیل یک رژیم غاصب است. حقوق فلسطینی‌ها را غصب کردند. در جهان اسلام بسیار مسئله‌ی حساسی است. اسرائیل را به عنوان نظام و حکومت نمی‌شناسیم.

نظر شما درباره‌ی مقاومت از سوی «احمد مسعود» [فرزند احمد شاه مسعود] در شمال کشور چیست؟ آیا برنامه‌ای برای مذاکره با آنها دارید؟

تلاش می‌کنیم با کسی مخالفت نداشته باشیم و از نزدیک با آنها مذاکره کنیم. بدون شک ملت ما جنگ نمی‌خواهد. امیدوار هستیم دست به اسلحه نبرند. ملت ما جنگ نمی‌خواهد و به زودی در مقابل هرگونه فساد و فتنه را خواهد گرفت.

رسانه‌ها در طی سال‌های اخیر در افغانستان توسعه پیدا کرده‌اند، آیا در دوران طالبان این وضعیت ادامه خواهد داشت؟

فعالیت رسانه را اصلاح خواهیم کرد، چون نیاز دارد. چون زمانی این رسانه‌ها رشد پیدا کردند که افغانستان در اشغال آمریکایی بوده است. باید منافع کشور و ارزش اولیای اسلامی، وحدت مردم و تعصبات را در نظر بگیرد. ما اصلاح خواهیم کرد و دیگر آزادی آنها تامین می‌شود.

 اصلاحی که می‌فرمایید چه معنی دارد، مثلا یک زن هم می‌تواند مجری شود؟

جزییات این مسئله به نظام آینده ربط دارد، باید دید چه قوانینی تصویب می‌شود. این مسئله نیاز به توافق افغان‌ها دارد یک طرفه نمی‌توان برای چیزی تعیین تکلیف کنیم، بهتر است که صبر کنیم تا نظام ایجاد شود و در آن زمان طبق قوانین هرکس فعالیت خواهد داشت.

نظر شخص شما درباره‌ی حضور زنان در رسانه‌ها چیست؟

اگر حضور آنها با شریعت اسلام در تضاد نباشد، ما طرفدار فعالیت آنها هستیم.

حتی شیعه‌ها هم می‌توانند به راحتی دیدگاه خود را در رسانه داشته باشند؟

پیش از این شیعه‌ها هم نظر خود را داشتند. باید اصلاحاتی در رسانه صورت گیرد، چیزی که به وحدت ملت ما صدمه بزند، هیچ‌کس اجازه نمی‌دهد بر خلاف منافع ملی رسانه‌ها عمل کنند. باید چارچوب داشته باشند وگرنه ابراز نظر آنها مشکلی ندارد.

گروه نشریات دنیای اقتصاد

درباره ما

کليه حقوق اين سايت متعلق به روزنامه دنيای اقتصاد بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است

به گزارش اقتصادنیوز به نقل از فارس او به خبرگزاری اسپوتنیک گفت که طالبان به دنبال برگرداندن «اشرف غنی» به افغانستان نیست و فقط می‌خواهد که او اموالی که با خود از افغانستان برده است تا به یکی از شعب بانک‌‌های افغانستان بازگرداند؛ چرا که این اموال برای مردم این کشور است.

مجاهد در بخش دیگری از سخنان خود به تعیین «سهیل شاهین» سخنگوی طالبان به عنوان نماینده افغانستان در سازمان ملل پرداخت و گفت که مقامات سازمان ملل تا این لحظه پاسخی در این باره به درخواست طالبان نداده‌اند.

وزیر اطلاع‌رسانی طالبان همچنین از میانجیگری قطر و کشورهای دیگری که او از آن‌ها با عنوان «دوست» نام برد، استقبال کرد و گفت این کشورها می‌توانند واسطه شوند تا سازمان ملل کرسی افغانستان را به طالبان واگذار کند.

گنجینه میلیون دلاری در دست طالبان/در اکوایران ببینید:

به گفته ذبیح‌الله مجاهد، نماینده طالبان در سازمان ملل تلاش خواهد کرد تا رابطه افغانستان با اتحادیه اروپا و آمریکا و کشورهای اسلامی در منطقه را توسعه دهد و مهم‌ترین برنامه طالبان در سازمان ملل نیز همین موضوع است.نظر طالبان در مورد ایران

وزیر فرهنگ و اطلاع‌رسانی دولت موقت طالبان در خصوص رابطه این گروه با کشورهای دیگر گفت که طالبان تلاش دارد روابط حسنه‌ای با جامعه جهانی برقرار کند و در خصوص رابطه با روسیه نیز گفت که دولت طالبان تمایل دارد هیأتی به مسکو اعزام کند.

او گفت که روسیه و ترکیه و کشورهای دیگر می‌توانند طرح‌های اقتصادی خود را در افغانستان به اجرا در آورند؛ او بخش آموزش و بهداشت را از جمله موضوعات مورد علاقه طالبان برای سرمایه‌گذاری دیگر کشورها عنوان کرد.

ذبیح‌الله مجاهد در خصوص رابطه طالبان با ایران نیز گفت: «در حال حاضر اختلافی با تهران نداریم و تلاش می‌کنیم روابط خود را با ایران توسعه دهیم.»

او در بخش دیگری از سخنان خود بر مخالفت شدید طالبان با حضور هرگونه نیروی خارجی در افغانستان یا برپایی پایگاه نظامی تأکید کرد و افزود: «ما با همه جهان حتی با آمریکایی‌ها تعامل می‌کنیم، اما این روابط باید در چارچوب اصول خودمان باشد.»

وزیر اطلاع‌رسانی طالبان تأکید کرد که این گروه هرگز اجازه نخواهد داد تا از خاک افغانستان علیه کشور دیگری استفاده شود.

از سوی دیگر «امیر خان متقی» وزیر خارجه دولت موقت طالبان نیز از کشورهای جهان خواست تا روابط حسنه‌ای با افغانستان برقرار کنند. او مدعی شد که دولت طالبان خواستار روابط خوب با همه کشورها به خصوص همسایگان افغانستان است.

متقی تأکید کرد که طالبان از کشورهای جهان می‌خواهد تا در امور داخلی افغانستان دخالت نکنند، چرا که سیاست فشار فایده‌ای ندارد و در طول ۲۰ سال گذشته نیز این سیاست در خلال اشغالگری آمریکا بی فایده بود.

در همین حال سرپرست وزیر صنعت و تجارت طالبان نیز دیروز در مراسمی گفت که برای خودکفایی اقتصادی افغانستان سعی خواهد کرد و همچنان روابط اقتصادی خود را در سطح منطقه‌ای و بین المللی گسترش خواهد داد.

نورالدین عزیز، سرپرست وزارت صنعت و تجارت دولت موقت طالبان، در این مورد گفت: ”تلاش ما این است که یک افغانستان خودکفا…داشته باشیم و با کشورهای منطقه و همسایه و آمریکا، انگلیس، امارات متحده عرب و کشورهای دیگر روابط داشته باشیم.»

اقتصادنیوز: در معاملات هفته جاری بازار سهام، اگرچه ناشی از مقاومت حقوقی ها، سناریوی تداوم مسیر صعودی شاخص کل بورس…

آدرس : تهران، خیابان مطهری، بین میرزای شیرازی و
سنایی، پلاک ۳۷۰

به گزارش اقتصادنیوز ؛ کوین لیم، متخصص مسائل خاورمیانه و شمال آفریقا در آی‌اچ‌اس مارکیت و پژوهشگر موسسه خاورمیانه در دانشگاه ملی سنگاپور در مطلبی برای فارن پالیسی با عنوان «دردسر افغانستان برای تهران بزرگتر از چیزی است که نشان می‌دهد» نوشت:

در روزی که طالبان کابل را تصرف کردند ، ابراهیم رئیسی ، رئیس جمهور جدید ایران ، «شکست و عقب نشینی نظامی» ایالات متحده را  خوشایند قلمداد کرد. اگرچه ممکن است ایران از خروج نیروهای آمریکایی از مرزهای شمال شرقی خود خوشحال باشد ، اما امارت اسلامی بازسازی شده افغانستان مجموعه دیگری از چالش ها را ایجاد می کند که تصمیم گیرندگان تهران تمایلی به بحث علنی درباره آن ندارند.

سناریوهای نگران کننده برای تهران عبارتند از: اقدام طالبان علیه ایران یا اقلیت شیعه افغانستان، و همچنین متاستاز شبح جهادگرایی سنی به مرز غربی افغانستان.

ایران و طالبان در اواخر دهه 1990 دشمنان قسم خورده ای بودند. هنگامی که طالبان تحت تسلط پشتون‌ها در آخرین مرحله از جنگ داخلی افغانستان در قدرت بودند، یک درگیری قومی به اندازه یک درگیری مذهبی سرسختانه بود. آنها نه تنها مخالفان بلکه اقلیت ها، مانند هزاره‌های شیعه را در هم شکستند. ایران به ایالات متحده، روسیه و هند در حمایت از ائتلاف شمال علیه طالبان پیوست.نظر طالبان در مورد ایران

در سال 1998 ، پس از ترور چند دیپلمات و یک روزنامه‌نگار ایرانی در مزارشریف، ایران و افغانستان تحت سلطه طالبان، تقریباً وارد جنگ شدند. گفته می‌شود شورای عالی امنیت ملی ایران حتی در آستانه رأی به جنگ بوده است اما بنابر ملاحظاتی، اعلان جنگ لغو شد. هنگامی که ایالات متحده در سال 2001 برای برکناری طالبان و القاعده به افغانستان حمله کرد، ایران به طور ضمنی همکاری کرد و اطلاعاتی را در زمینه جنگ در اختیار ارتش آمریکا قرار داد. تهران همچنین حمایت لازم برای به رسمیت شناخته شدن بین المللی دولت پس از طالبان در کابل کمک کرد.

اما در طول سال‌ها با ظهور دولت اسلامی و نیروهای وابسته به آن در افغانستان (داعش خراسان)، در سال‌های 2014 و 2015 با توجه به میزان تهدید ناشی از این گروه، مناسبات ایران با طالبان که خود را دشمن دولت اسلامی خراسان[شاخه‌ای از داعش] (و نیروهای آمریکایی و وابستگان آن‌ها) می‌دانست، تغییراتی کرد. و همچنین اگرچه طالبان و دولت اسلامی-خراسان هر دو شبه نظامیان سنی جهادی هستند ، اما در اهداف سیاسی و الاهیاتی اختلاف دارند و این شکاف ایدئولوژیک، آنها را به رقبای سرسختی تبدیل می کند. دولت اسلامی خراسان نیز با رویکردهای انعطاف‌ناپذیرتر، از نارضایتی جنگجویان طالبان نسبت به آنچه تساهل رهبران خود می‌پنداشتند- سود برد و ممکن است دوباره این کار را انجام دهد.

تهران که پس از خروج آمریکا به دنبال تنظیم مناسبات با افغانستان بود، میزبان هیاتی از نمایندگان طالبان از دفتر سیاسی موقت این گروه در دوحه به سرپرستی ملا عبدالغنی برادر بود که اکنون معاون اول نخست وزیر افغانستان است. ایران همچنین محل مذاکرات بین طالبان و دولت افغانستان بود. به نظر می رسد رهبران ایران یک جناح عمل گرا که احتمالاً با شاخه سیاسی طالبان مرتبط است را شناسایی کرده است. حتی اگر ایدئولوژی‌های دینی همسو نباشند، ایران الگویی را به فرمانروایان جدید افغانستان برای گذر از جنبش تندرو انقلابی -یا به تعبیر مناسب‌تر، ارتجاعی- به سوی ساختارهای دولتی پایدار ارائه می‌دهد؛ چرا که تداوم طالبان به عنوان یک نیروی ارتجاعی غیرقابل پیش‌بینی با ایدئولوژی ناهمسو، احتمالاً دردسرهای زیادی برای همسایه غربی، ایران خواهد داشت.

با این حال، در ماه های اخیر ، طالبان نظرات ضد و نقیضی را از نخبگان اصلی ایران برانگیخته اند. احمد نادری ، یکی از نمایندگان ارشد پارلمان ایران ، طالبان را به خاطر کنار گذاشتن وهابیت و تبلیغ کننده اصلی این ایدئولوژی -عربستان سعودی- تمجید کرد. رسانه های محافظه‌کار ایرانی، مانند کیهان و جوان ، سرمقاله‌های مشابهی را در تمجید تحولات احتمالی طالبان منتشر کردند.

اما برخی دیگر از طالبان انتقاد می کنند. آیت الله [لطف‌الله]صافی گلپایگانی ، روحانی بلندپایه شیعه ، نسبت به “اعتماد به شبه نظامیانی که سابقه سوء نیت و کشتار” دارند، هشدار داد. کیهان علی‌رغم تأیید اولیه، هشدار داد که طالبان به دنبال قدرت مطلق و سرکوب خشونت آمیز اقلیت های قومی افغانستان هستند. محمود احمدی نژاد رئیس جمهور سابق ایران مدعی شد که طالبان به دنبال ایجاد خراسان بزرگ ، منطقه تاریخی شامل بخش هایی از افغانستان و آسیای مرکزی و شمال شرقی ایران بوده است.

در آستانه سقوط کابل ، پیام های رسمی تهران نیز بین هشدار و اطمینان‌بخشی تغییر کرد. در 8 ژوئیه ، طالبان کنترل گذرگاه مرزی اسلام قلعه که ایران را به هرات -شهری که به شدت تحت تأثیر ایران در غرب افغانستان است- وصل می کند را به دست گرفت. چند روز بعد ، در دوغارون در طرف ایران ، عبدالرحیم موسوی فرمانده ارتش ایران حاضر شد تا به ایرانیان اطمینان دهد -و شاید به طالبان هشدار دهد- که مرز امن است. در 1 آگوست، سفارت ایران در کابل از همه ایرانیان خواست که افغانستان را ترک کنند.

پس از آنکه طالبان هرات را چند روز بعد تصرف کردند ، یک مقام ارشد وزارت خارجه ایران در توئیتی نوشت که مقامات جدید هرات «متعهد» هستند تا از کارکنان کنسولگری ایران در شهر محافظت کنند، گویا قصد داشت با تصورات ایرانیان مبنی بر اینکه طالبان تهدید بالقوه هستند، مقابله کنند. با این وجود، با شدت گرفتن جنگ ، ایران دیپلمات های خود را از دیگر کنسولگری های خود در افغانستان در مزارشریف، قندهار و جلال آباد به سفارت کابل منتقل کرد.

با شکل گیری دولت طالبان ،  روابط کاری صمیمانه آخرین چیزی که ایران به دنبال آن است. تهران به طور قابل ملاحظه ای ترجیح می دهد که یک دولت مرکزی به اندازه کافی قوی باشد تا جهادگران را مهار کند اما آنقدر ضعیف باشد که از لحاظ سیاسی قابل انعطاف باشد و به تهدید نظامی برای ایران تبدیل نشود.

رهبران ایران می دانند که علیرغم اطمینان‌دهی کنونی رهبران طالبان، شبه نظامیان بنیادگرای سنی همچنان می توانند علیه ایران شیعه و شیعیان افغان دست به کار شوند.

برای جلوگیری از وقوع یک جنگ داخلی دیگر در همسایگی و شاید با امید بیهوده نسبت به محدود کردن رفتار طالبان، ایران همچنان بر نیاز به یک دولت فراگیر افغانستان تأکید می کند. ممکن است خیلی دیر باشد. دولت موقت منصوب در کابل شامل هیچ اقلیت قومی نیست ، فقط پشتون‌های تندرو.

تاکنون ، طالبان تا حد زیادی از آزار و اذیت هزاره‌ها خودداری کرده اند و بر خلاف حکومت طالبان قبل از سال 2001 ، حتی به آنها اجازه داده اند تا مرسم مذهبی شیعیان-عاشورا- را برگزار کنند. اما هنگامی که طالبان بازارک، مرکز دره پنجشیر را که تحت کنترل مخالفان بود، تسخیر کردند، تهران طالبان را متهم کرد که به جای مذاکره، بازارک را به زور گرفته اند و با متهم کردن پاکستان به مداخله خارجی به طالبان هشدار داد. مجاهدان دره پنجشیر، نیروهای شیعه مخالف حکومت قبلی طالبان در دهه ۱۹۹۰ به نوعی متحد ایران محسوب می‌شدند و احمدشاه مسعود رهبر آن‌ها چهره‌ای تحسین‌شده در ایران است.

اما بازگشت طالبان نقطه عطفی در سیاست منطقه، مشابه مداخله ایالات متحده در سال 2001 ، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 و شورش های اعراب در سال 2011 است.

در بدترین حالت ، تجدید جنگ داخلی دوباره مرزهای شرقی ایران را تهدید می کند. جنگ می تواند حتی پناهجویان ، سلاح و مواد مخدر بیشتر را به آنسوی مرز بفرستد ، چه برسد به جهادگران وفادار به شبه نظامیان افراطی سنی با ایدئولوژی های متعصبانه متنوع. با وجود بحران گسترده تر در افغانستان ، هنوز مشخص نیست که آیا طالبان این گروه های جهادی را مورد تنبیه قرار خواهد داد یا حتی می تواند فعالیت های برون مرزی خود را مهار کند یا خیر.

بمب گذاری انتحاری در فرودگاه بین المللی کابل در 26 آگوست توسط دولت اسلامی خراسان ، اگرچه ایران را هدف قرار نداد ، اما با این وجود هشدارهایی را در خود تهران درباره آنچه در زیر نظر طالبان ممکن است رخ دهد ، ایجاد کرده باشد. علاوه بر این، دولت اسلامی خراسان ، که ارتش آمریکا هسته اصلی آن را حدود 2000 جنگنده تخمین می زند ، می تواند به طرز قابل توجهی با طالبان ترکیب شود، و شناسایی را حتی برای خود طالبان به چالش تبدیل کند.

به نظر می رسد که شرط بندی محتاطانه ایران برای همکاری طالبان تا کنون نتیجه داده است. به درخواست طالبان ، ایران تحویل بنزین و گازوئیل به افغانستان را از سر گرفته است. بر اساس گزارش ها ، تجارت ایران با افغانستان – که در حال حاضر جزو پنج بازار اصلی صادرات غیرنفتی ایران است – در هر سه گذرگاه رسمی مرزی به حالت عادی بازگشته است. افزون بر این ، طالبان ایران را در مراسم تحلیف دولت جدید در کنار پاکستان ، چین ، روسیه ، ترکیه و قطر دعوت کرده اند ، اگرچه وزارت امور خارجه ایران حضور در این مراسم را مشروط به اقدامات طالبان دانسته است.

اما در سوی دیگر، ایران از طریق تیپ فاطمیون، یکی از چندین یگان رزمی که توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران تأسیس شده است ، نفوذ خود را در افغانستان حفظ می کند. این تیپ شامل هزاران جنگجوی شیعه است که از بین مهاجران افغان در ایران استخدام شده اند. در 28 ژوئیه ، یک مقام فاطمیون گزارش اعزام مجدد این واحد به افغانستان علیه طالبان را تکذیب کرد و در عوض ایالات متحده و اسرائیل را به تلاش برای ایجاد درگیری متهم کرد.

با این حال، با توجه به ریشه های تیپ فاطمیون و این چشم انداز که اعضای آن اکنون می‌توانند برای مشارکت واقعی در کشور خود وارد عمل شوند، ایران در صورت لزوم می تواند آنها را به راحتی در افغانستان مستقر کند. علاوه بر این ، در حالی که اسماعیل قاآنی فرمانده نیروی قدس هنوز تاحدودی متمرکز بر جبهه غربی ایران است، اما جانشین [شهید] قاسم سلیمانی، تجربه و ارتباطات عمیقی در افغانستان و آسیای میانه دارد و از موقعیت مناسبی برای مقابله با بی ثباتی در شرق ایران برخوردار است.

اما در حال حاضر ، این سناریویی است که ایران می خواهد به هر طریقی از آن اجتناب کند. قاآنی در جلسه غیرعلنی پارلمان ایران اظهار داشت که ایران برای اجتناب از درگیری با “سنی های” افغانستان -اول از همه بخوانید طالبان- تلاش می‌کند.

علاوه بر این ، افغانستان یک مشکل چندجانبه است که نیاز به پاسخ چند جانبه منطقه ای دارد. این توجیه‌کننده پذیرش ایران به عنوان عضو دائم سازمان همکاری شانگهای (SCO) است.

تا پیش از این، به غیر از ترکمنستان بی طرف، ایران تنها همسایه مستقیم افغانستان بدون عضویت کامل در این سازمان بود. اعضای SCO ، از جمله تاجیکستان و به ویژه چین ، قبلاً بر سر عضویت ایران دچار اختلاف نظر شده بودند. دلایل آن، شاید مهمتر از همه ، عدم تمایل گروه برای تلقی آشکار مقابله با غرب بود. (با وجود روسیه و چین به عنوان اعضای موسس سازمان همکاری شانگهای ، این نتیجه گیری به راحتی قابل وصول است.)

اما اکنون، افغانستان پس از خروج، بار دیگر در قلب دستورات سازمان همکاری شانگهای برای مبارزه با «تروریسم ، افراط گرایی و تجزیه طلبی» و نیز ترویج بی‌ثباتی منطقه ای است؛ امری که بدون دخالت ایران دشوارتر خواهد بود. جالب اینکه فقط چهار روز قبل از سقوط کابل ، علی شمخانی ، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با اطمینان در توئیتر خود نوشت که “موانع سیاسی بر سر راه عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای از بین رفته است و عضویت تهران به زودی نهایی می شود.”

بازسازی افغانستان که توسط طالبان اداره می شود، نقطه عطفی در سیاست منطقه است؛ مانند مداخله ایالات متحده در سال 2001 ، فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991 و شورشهای اعراب در سال 2011. وقایع قبلی نیز ایران را وادار کرد که معادله را با تهدیدها و فرصت‌های در حال تحول سریع محاسبه وسیاست‌گذاری کند.

تهران آینده نگری لازم را برای مدیریت مناسبات با طالبان داشته است. با این وجود ، بزرگترین دین سالاری اسلامی جهان اکنون به احتمال زیاد باید خود را در برابر تئوکراسی جدید در شرق محافظت کند. طالبان در سرزمینی با نیمی از جمعیت ایران و یک‌سی‌وچهارم از تولید ناخالص داخلی ایران، چیزی شبیه به تهدید نظامی برای ایران نیست، اما پتانسیل اثبات شده برای گسترش بی ثباتی است.

ایالات متحده ممکن است افغانستان را از دست داده باشد ، اما اینکه آیا این وضعیت به سود ایران است، دست‌کم فعلاً به سختی قابل تشخیص است.

اقتصادنیوز: در معاملات هفته جاری بازار سهام، اگرچه ناشی از مقاومت حقوقی ها، سناریوی تداوم مسیر صعودی شاخص کل بورس…

آدرس : تهران، خیابان مطهری، بین میرزای شیرازی و
سنایی، پلاک ۳۷۰

دیدگاهها

هم‌رسانی این مطلب:

نگارش از: مجید ایزدپناهی، پژوهشگر مسائل سیاست خارجی‌ ایران

خروج زودهنگام نیروهای آمریکایی‌ از افغانستان و سقوط کابل به دست طالبان، بار دیگر شرایط پرآشوب خاورمیانه و معادلات ژئوپولیتیک آن را دستخوش تغییر کرد. آنچه تا حدی شاید دور از انتظار بود، حمایت جمهوری اسلامی ایران از اسلامگرایان طالبان است. تصمیم گیرندگان سیاسی در تهران با استقبال از خروج آمریکا از افغانستان و با تغییر رویکردشان به طالبان و برغم اختلاف‌های مذهبی‌ و ایدئولوژیک، سعی‌ در به تصویر کشیدن چهره‌ای جدید از این نیروی رادیکال سنی مذهب کرده‌ا‌ند.

در دوره اول حکومت طالبان بر افغانستان در دهه ۹۰ میلادی تهران به همراه هند و برخی‌ دولت‌ها به حمایت از ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود برخاست. کشتار شیعیان افغانستان و رفتار طالبان با هزاره‌های این کشور عامل اصلی‌ اختلاف بین جمهوری اسلامی و طالبان بود. اختلاف با طالبان تا جایی‌ پیش رفت که ایران پس از قتل ۱۱ دیپلمات خود در مزار شریف به دست طالبان در سال ۱۹۹۸ میلادی در آستانه یک حمله بزرگ به افغانستان و رویارویی با این گروه افراط‌گرا قرار گرفت.نظر طالبان در مورد ایران

پس از حادثه ۱۱ سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان، دولت خاتمی از اقدام واشنگتن و تشکیل دولت موقت حمایت کرد، اما آنچه که جمهوری اسلامی ایران انتظار آنرا نداشت و تهران را شوکه کرد، قرار دادن نام ایران در کنار عراق و کره شمالی‌ توسط رئیس جمهور بوش در سال ۲۰۰۲ به عنوان بخشی از «محور شرارت» بود. ایران انتظار حضور ناگهانی آمریکا در مرز‌های شرقی‌ و غربی خود را نداشت و با بالا گرفتن تنش‌ها بر سر برنامه هسته‌ای و موشکی ایران، رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به اسرائیل، تنش‌ در خلیج فارس و نیز رفتار منطقه‌ای ایران، مقامات جمهوری اسلامی حضور منطقه‌ای آمریکا را تهدیدی بزرگ تلقی‌ کردند و تهران راه مقابله با دشمن دیرینه خود را در حمایت از گروه‌های آمریکاستیز یافت.

واقعیت‌ها، گزارش‌ها، و حوادث سال‌های اخیر نشانه‌های تغییر روابط جمهوری اسلامی ایران و طالبان را آشکار می‌کنند. در سال‌های اخیر آیت‌الله خامنه‌ای از طالبان هیچ انتقادی نکرده است. دستیار وزارت خارجه گروه طالبان را نیروهای امارات اسلامی نامیده و برخی‌ در تهران طالبان را جنبش اصیلی برخاسته از منطقه خوانده‌ا‌ند. گزارش‌هایی نیز در مورد آموزش و تجهیز طالبان توسط سپاه پاسداران وجود دارد که تهران همواره آن را رد کرده است.

اختر منصور که در سال ۲۰۱۶ در پاکستان در نزدیکی‌ مرز با ایران کشته شد گفته شد که از ایران وارد پاکستان شده بود. در سال ۲۰۱۸، تهران با اطلاع دولت وقت افغانستان میزبان طالبان بود. در ژانویه ۲۰۲۱ نیز یک هیأت طالبان به تهران سفر کرد و محمد جواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی از تشکیل دولت فراگیر اسلامی در افغانستان حمایت کرد. روزنامه کیهان نیز که بارها در مقالات خود از طالبان حمایت کرده است در جدیدترین مقاله خود ادعا کرده که طالبان از رهبر جمهوری اسلامی پیروی می‌کند.

آمریکاستیزی که سنگ بنای جمهوری اسلامی و ایدئولوژی اصلی‌، به ویژه بین هسته سخت قدرت و «نیروی میدان» است جمهوری اسلامی را به طالبان نزدیک کرده است. به دست گرفتن سکان وزارت خارجه جمهوری اسلامی به دست امیر عبداللهیان که یکی‌ از نیروهای سپاه قدس به حساب می‌‌آید و خود را ادامه دهنده راه سردار سلیمانی میداند در واقع تسلط کامل میدان بر دیپلماسی است که در نهایت هدف آن تقویت محور مقاومت در برابر غرب، و به ویژه آمریکا است. در این راستا، جمهوری اسلامی با تاکید بر اینکه طالبان تغییر کرده و همچون سابق عمل نمیکند و با کمک تحریف یا انکار واقعیت ظاهرا سعی‌ بر این دارد که طالبان را بخشی از محور مقاومت قلمداد کند.

با توجه به نیاز طالبان به نیروی انسانی‌ جهت بکارگیری تجهیزات آمریکایی‌ و در صورتی که جمهوری اسلامی ایران و طالبان به همکاری خود ادامه دهند، ممکن است که تهران در قبال کمک به طالبان بخشی از این تجهیزات را جهت مهندسی‌ معکوس به ایران انتقال دهد. این میتواند به تبلیغات آمریکاستیزی حاکمیت در تهران کمک کند.

افغانستان برای امنیت جمهوری اسلامی ایران از اهمیت برخوردار و تهران به دلیل امنیتی نیازمند ثبات در افغانستان تحت سلطه طالبان است. اولین دلیل امنیتی این است که طالبان و تهران هر دو داعش را دشمن خود میدانند. بنابر این احتمال این هست که هر دو برای مقابله با دشمن مشترک همکاری بیشتری داشته باشند. همچنین سیل مهاجران و پناهندگان افغان یکی‌ دیگر از معضلات جمهوری اسلامی به حساب می‌رود که طالبان میتواند جلو آنرا بگیرد.

منافع اقتصادی از دیگر زمینه‌های همکاری بین ایران و طالبان است. ایران بزرگترین صادر کننده به افغانستان به حساب می‌‌آید و به دلیل تحریم‌های بین المللی نیازمند گسترش بازارهای منطقه‌ای است. طالبان هم برای تثبیت قدرت و جلوگیری از هرج و مرج ناشی‌ از فروپاشی اقتصادی به همکاری دیگر کشورها وابسته است. تهران همچنین به پروژه راه آهن چاه‌بهار نیاز دارد. در سال ۲۰۲۱ تهران و کابل قراردادی در زمینه جریان آب از افغانستان به ایران امضا کردند که در صورت بی‌ ثباتی سیاسی در افغانستان، ایران متحمل ضرر‌های فراوان می‌شود.

البته جمهوری اسلامی با دو چالش بزرگ هم رو به رو می‌باشد. اول اینکه، تسلط طالبان بر افغانستان و نزدیکی‌ این گروه به پاکستان، به معنی‌ کوتاه شدن دست هند از افغانستان است. بنا بر این، همکاری جمهوری اسلامی ایران با امارت اسلامی طالبان می‌تواند دهلی‌ نو را بیش از پیش نگران کند. دوم، جمهوری اسلامی خود را رهبر شیعیان جهان میداند. برخورد خشن طالبان با شیعیان و هزاره‌های افغانستان و تضییع حقوق آنان می‌تواند جمهوری اسلامی را با مشکل توجیه رابطه با طالبان به خصوص برای نیروهای وفادار خود رو برو کند.

جمهوری اسلامی علیرغم اختلافات تاریخی‌ و مذهبی‌، به دلیل احساس خطر از حضور آمریکا در همسایگی خود راه همکاری با طالبان را در پیش گرفت. ریاست جمهوری رئیسی و وزیر خارجه شدن یکی‌ از نیروهای اصلی‌ سپاه قدس، به گسترش این روابط کمک می‌کند. توجیه کردن وسیله توسط هدف می‌تواند به معنای آن باشد که جمهوری اسلامی منافع ارتباط با هند و پیوند تاریخی‌-فرهنگی ملت ایران با افغانستان را قربانی آمریکاستیزی خود کند و حملات آتی احتمالی طالبان علیه هزاره‌ها را ندیده بگیرد تا بتواند با تضعیف حضور آمریکا در منطقه از پرستیژ منطقه‌ای خود دفاع کند که از منظر تبلیغاتی به سود هسته سخت قدرت در تهران است، سناریویی که شاید در عراق هم تکرار شود.

هم‌رسانی این مطلب:

نی نی سایت

نظر طالبان در مورد ایران
نظر طالبان در مورد ایران

503 Service Unavailable<br />

503

Service Unavailable

The server is temporarily busy, try again later!

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.