نظر طالبان در مورد ایران چیست

نظر طالبان در مورد ایران چیست
نظر طالبان در مورد ایران چیست

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

روابط ایران و طالبان افغانستان سابقه طولانی دارد. در زمان حکومت طالبان در افغانستان، ایران اختلاف زیادی با حکومت آنها داشت. بعد از سقوط دولت طالبان، و فرار تعدادی از فرماندهان آن‌ها به ایران، این روابط تغییر شکل داد و جمهوری اسلامی ایران به اعضای فراری طالبان اسکان داد. در سال ۲۰۱۶ مقام‌های امنیتی افغانستان، ایران را متهم به همکاری تنگاتنگ با طالبان کرده و می‌گویند که جمهوری اسلامی ایران علاوه بر استمرار حمایت از این گروه بر دامنه کمک‌هایش نیز افزوده‌است.[۱][۲] سفیر ایران در افغانستان وجود رابطه با طالبان را تأیید کرد[۳] و در عین حال وزارت امور خارجه ایران حضور رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

پس از حادثه یازدهم سپتامبر و حمله به برج‌های دوقلو در نیویورک و از همان نخستین روزهای سقوط طالبان، بخشی از فرماندهان و جنگجویان طالبان که امکان فرار به پاکستان را نداشتند، به ایران گریختند. پیش از این در تمام دوران حکومت طالبان جمهوری اسلامی ایران با این گروه در تضاد بود و انتظار می‌رفت تمام افراد طالبان که به ایران پناه برده بودند توسط ایران به دولت جدید افغانستان تحویل داده شوند. اما چنین امری واقع نشد. براساس گزارش‌های منتشر شده دولت جمهوری اسلامی ایران همان پایگاه نظامی‌ای را که زمانی در اختیار جنگجویان غرب افغانستان برای مبارزه با طالبان قرار داده بود را در اختیار طالبان قرار داد. رسانه‌های افغان بعضاً سلاح‌هایی که از طالبان به غنیمت گرفته شده و ساخت ایران بودند را در برابر دوربین‌ها به نمایش می‌گذاشتند.[۵]

در دوران حکومت طالبان، ایران از همپیمانی گروه‌های مخالف طالبان که با نام ائتلاف شمال شناخته می‌شد حمایت می‌کرد به نحوی که براساس گزارش‌های منتشر شده برخی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار افغان‌ها می‌جنگیدند. هراس دیگر تهران این بود که طالبان با جندالله متحد شود. پس از اشغال کنسولگری ایران در شمال افغانستان و قتل هشت دیپلمات ایرانی توسط طالبان، ایران تا آستانه جنگ با طالبان پیش رفت. به همین دلیل بود که جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۰۱ به صورت ضمنی از اشغال افغانستان به دست ایالات متحده آمریکا و سرنگونی حکومت طالبان پشتیبانی کرد و حتی بعدها پیشنهاد داد که نیروهای امنیتی افغان را آموزش دهد.[۶]

در سال ۲۰۱۰ در جریان انتشار بخشی از سندهای سری ارتش آمریکا دربارهٔ جنگ افغانستان توسط ویکی‌لیکس به نقش تهران در «حمایت‌های پنهان مالی، تسلیحاتی، آموزشی و پناه دادن به شورشیان طالبان در خاک خودش»، به منظور «مبارزه علیه نیروهای ائتلاف در افغانستان» اشاره شده‌است.[۳]
نظر طالبان در مورد ایران چیست

در ژوئن ۲۰۱۵ روزنامه وال‌استریت جورنال به نقل از مقامات غربی و افغان، گزارش کرد که ایران از طالبان افغانستان پشتیبانی مالی و نظامی می‌کند.[۳]

در ۱۳ نوامبر ۲۰۱۶، آصف ننگ والی فراه به رسانه‌ها گفته‌است که خانوادهٔ شماری از فرماندهان طالبان غرب افغانستان در ایران زندگی می‌کنند. او هم‌چنان گفته‌است ایران، طالبان را برای انجام اعمال تخریبی در افغانستان، از نظر مالی و تجهیزات پشتیبانی می‌کند.[۵]

نیروهای بین‌المللی که در افغانستان مستقر هستند بارها حکومت جمهوری اسلامی را به عنوان یکی از کشورهای مهم همسایه جمهوری افغانستان، متهم کرده‌اند که از گروه‌های مسلح مخالف دولت افغانستان حمایت می‌کند. این اتهام اگر چه از طرف مقامات جمهوری اسلامی مردود اعلام شده اما نیروهای بین‌المللی بر این موضوع که ایران سلاح و آموزش برای طالبان تأمین می‌کند، همواره تأکید دارند.[۷]

رابطه بین گروه تندروی طالبان و جمهوری اسلامی ایران پس از حمله ائتلاف بین‌المللی از چند مرحله عبور کرده‌است و ماهیت واقعی آن هنوز به‌طور کامل آشکار نشده‌است. اما انتشار یک خبر در ماه مه ۲۰۱۵ حاکی از دیدار هیئتی به نمایندگی از دفتر سیاسی طالبان افغانستان به ریاست «طیب آغا» رئیس این دفتر با مقامات جمهوری اسلامی بوده‌است. هدف سفر «طیب آغا» به ایران بحث بر سر چند مسئله شامل اوضاع منطقه و پرونده مهاجران افغان در ایران بود.

ملا اختر محمد منصور پس از مرگ ملا محمد عمر، به رهبری طالبان رسید. وی نیز از اعضای این هیئت بود که سه روز را در پایتخت ایران سپری کرد و با بعضی از مقامات مانند محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه و شماری از فرماندهان سپاه پاسداران ایران، دیدار و گفتگو کرد.

نمایند اصلی طالبان برای مذاکره با حکومت ایران «طیب آغا» است. او که زمانی مترجم رده پایین وزارت خارجه افغانستان بود، پس از تبدیل شدن به فرد مورد اعتماد ملا عمر، رهبر طالبان، پله‌های ترقی را به سرعت طی کرد و مسئول دفتر سیاسی طالبان در قطر شد.[۶]

او پیش از این هم در سال ۲۰۱۴، به همراه هیئتی از طالبان، معاون وزارت اقتصاد دوران حکومت طالبان و چند تن دیگر سفری محرمانه به ایران داشت. همچین در سال ۲۰۱۲، هیئتی از طالبان در کنفرانس بیداری اسلامی در تهران، حضور یافته بود.[۸]

وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران حضور رهبر پیشین طالبان ملا اختر محمد منصور در ایران را تکذیب کرد، این در حالی است که برخی سایت‌های داخل ایران نوشتند که ملا منصور یک هفته قبل از کشته شدنش توسط پهپادهای آمریکایی، به مدت دو ماه در ایران اقامت داشته‌است. رهبر سابق طالبان در طی حضور خود در ایران مذاکرات متنوعی با نهادها و دستگاه‌های مختلف انجام داده بود. در دیدارهای ملا منصور با مقامات ایرانی، قاچاق مواد مخدر یکی از موضوعات مورد توافق با تهران بود. بر اساس نظر ایران، ملامحمد اختر منصور یک چهره ضدآمریکایی شناخته شده و معتقد هستند که وی هیچگاه اجازه مذاکره طالبان با آمریکا، متحدان آمریکا و ناتو در افغانستان را نداده‌است.[۸]

در ۲۸ اوت ۲۰۱۶، ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان از قول ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی طالبان اعلام کرد که ملا اختر محمد منصور در داخل ایران بوده و هنگام خروج از کشور کشته شده‌است. همچنین یک مقام ارشد ریاست عمومی امنیت ملی گفت که ملا منصور چندین سفر غیررسمی به ایران داشته‌است. ژنرال دولت وزیری، سخنگوی وزارت دفاع افغانستان، نیز رابطه جمهوری اسلامی با طالبان را تأیید کرد.[۹]

خبر کشته شدن ملا اخترمحمد منصور در۲۱ مه ۲۰۱۶ توسط مقام‌های آمریکایی منتشر و یک روز بعد از سوی اداره امنیت ملی افغانستان تأیید شد. وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) اعلام کرد که ملا منصور در منطقه مرزی میان پاکستان و افغانستان هدف حمله یک هواپیمای بدون سرنشین قرار گرفت. به گفته پنتاگون، بارک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده، شخصاً دستور حمله هوایی به رهبر طالبان را صادر کرده بود. وزارت خارجه پاکستان گفت در موتور منهدم شده رهبر طالبان یک پاسپورت جعلی با عکس او پیدا شده که وجود ویزای ایران در آن را نشان می‌دهد ملا منصور در حال بازگشت از ایران بوده‌است. پس از کشته شدن ملا منصور، ملا هیبت‌الله به عنوان رهبر جدید این گروه برگزیده شد.[۱۰]

براساس گزارش‌های منتشر شده هدف اصلی ایران، در تجهیز طالبان راهی برای کاستن از نفوذ آمریکا است. ایران با پیمان امنیتی امضا شده میان افغانستان و ایالات متحده آمریکا به شدت مخالف است. بر اساس این پیمان، ایالات متحده اجازه دارد تعداد محدودی پایگاه و نیروی نظامی در افغانستان داشته باشد. برخی از این پایگاه‌ها در نزدیکی مرزهای ایران خواهند بود.[۱۱]

پس از حمله آمریکا به افغانستان و متعاقب آن حمله آمریکا به عراق و تصرف آن، نگرانی شدیدی را برای حاکمان ایران به‌دنبال داشت؛ لذا ایران برای ایجاد مانع در مقابل نیروهای آمریکایی در افغانستان از طالبان استفاده کرد[۱۱] همان‌طوری که در عراق نیز از شبه نظامیان وابسته به نیروی قدس استفاده کرد.[۶][۱۲][۱۳]

در رابطه با مذاکرات ایران با طالبان، بسیاری از شهروندان افغانستانی آن را به عنوان اقدام تهران برای تضعیف تلاش‌های آشتی‌جویانه بین دولت افغانستان و طالبان نگاه می‌کنند. به‌خصوص این‌که طالبان از ماه آوریل تا پایان ژوئیه سال ۲۰۱۳ دو بار نمایندگان خود را برای گفتگو با مقامات ایران به این کشور اعزام داشته‌است که به نظر تلاشی برای تقویت موضع طالبان در مقابل دولت افغانستان است.

به گفته مشاور سیاسی ولایت کنر، هدف جمهوری اسلامی ایران از این تلاش‌ها کاملاً روشن است و از طالبان برای بی‌ثباتی اوضاع در افغانستان حمایت می‌کند.

یک عضو سابق در شورای ملی افغانستان به نام «وردک» که یک فعال مدنی نیز هست، می‌گوید رفتار ایران در رابطه با افغانستان غیرقابل پیش‌بینی است. او می‌گوید اگر ایران می‌خواهد نقش کلیدی در گفتگوی آشتی ملی بازی کند باید با دولت افغانستان وارد گفتگو بشود. وی گفت مذاکره جمهوری اسلامی با طالبان نشان می‌دهد که این کشور به دنبال ایجاد مشکل در روند آشتی ملی در افغانستان می‌باشد. کارشناسان سیاسی سفر هیئت طالبان به ایران را به دید ۴یک هشدار به کابل می‌نگرند زیرا مذاکرات جمهوری اسلامی و طالبان زمانی آغاز شد که افغانستان برای آغاز روند آشتی تلاش می‌کرد.[۱۴]

حیات‌الله حیات فرماندار هلمند در فوریه ۲۰۱۷ در گفتگویی با رادیو آزادی، گفت که ایران با شبه‌نظامیان طالبان تماس برقرار کرده و طالبان نیز «موشک‌های ساخت ایران» را به سوی نیروهای امنیتی پرتاب کرده‌است. او در این باره گفت «از جمله ده‌ها موشکی که بر مقر ولایت هلمند پرتاب شده‌اند شماری از آن‌ها منفجر ناشده مانده و به وضوح نشان ساخت ایران روی آن‌ها دیده می‌شود».[۱۵]

به گزارش روزنامه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ قانون‌گذاران افغان بر سر احتمال هماهنگی بین ایران و روسیه برای رساندن سلاح به شورشیان طالبان در استان‌های پرآشوب در جنوب و غرب، دست به تحقیق زده‌اند. گل‌محمد اعظمی، یک سناتور افغان از استان فراه که با ایران هم‌مرز است می‌گوید که وی در رابطه با گزارش‌هایی که نشانگر انتقال تسلیحات از ایران به استان فراه است، بریف شده‌است. مقامات در کابل، هلمند، اُرزِگان و هرات نیز این اتهامات را مطرح کردند. حیات گفت که شکی وجود ندارد که این دو کشور در حال کمک به طالبان هستند.[۱۶]

در ۲۷ دسامبر ۲۰۱۶ مقام‌های ولایت فراه، از فعالیت سپاه پاسداران ایران در صفوف مخالفان مسلح دولت افغانستان در این ولایت خبر دادند. جمیله امینی رئیس شورای ولایتی فراه گفت که سربازان سپاه پاسداران ایران در صفوف گروه طالبان در این ولایت فعالیت دارند. وی گفت که ۲۵ نفر از طالبان که اخیراً در این ولایت کشته شده‌اند، عضو سپاه پاسداران ایران بودند.[۱۷] در همین رابطه در ۲۸ دسامبر ناصر مهری، سخنگوی والی فراه، به بی‌بی‌سی گفت که اجساد شماری از کشته‌شدگان طالبان در درگیری‌های این منطقه، به ایران منتقل شده‌است. وی افزود که «نیروهای استخباراتی افغانستان همچنین به اطلاعاتی دست یافته‌اند که برای این افراد در خاک ایران، مراسم عزاداری نیز برپا شده‌است.» به گفته وی این رویداد، نشان‌دهنده حمایت ایران از طالبان است.[۱۸]

بدنبال اظهار نظر مقام‌های امنیتی افغانستان مبنی بر اینکه حکومت ایران ضمن حمایت نظامی از گروه طالبان همکاری تنگاتنگ با این گروه دارد، محمد رضا بهرامی سفیر ایران در افغانستان در دسامبر ۲۰۱۶ وجود تماس‌هایی میان تهران و گروه طالبان را تأیید کرد و هدف از این تماس‌ها را «کنترل و اشراف اطلاعاتی» خواند. در این اظهارات که در گفتگو با تلویزیون آریانا افغانستان بیان شده وی گفت: «ما با طالبان تماس داریم اما رابطه نداریم. تماس ما با طالبان با هدف کنترل و اشراف اطلاعاتی است».[۳][۱۹][۲۰][۲۱]

در اکتبر ۲۰۱۶ بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در واکنش به گزارش برخی رسانه‌های افغانستان، حضور تعدادی از رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

طبق گزارش منتشر شده در نشریه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ مقامات آمریکایی و افغان گفتند که ایران و روسیه به چالش کشیدن قدرت آمریکا در افغانستان را افزایش و روابط با طالبان را گسترش داده‌اند. ژنرال ارتش آمریکا جان نیکلسون جوان، فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در افغانستان، در شهادت در مقابل مجلس سنا در ماه فوریه ۲۰۱۷ گفت که روسیه «شروع کرده به اینکه علناً طالبان را مشروع کند» و اقدامات اخیر روسیه و ایران در افغانستان «به قصد تضعیف آمریکا و ناتو صورت می‌گیرد». نیکلسون گفت که ایران و روسیه «در مورد تلاش‌ها برای حمایت از شورش طالبان با هم ارتباط برقرار می‌کنند… ما می‌دانیم که دیالوگ وجود دارد. ما می‌دانیم که بین ایران و روسیه یک رابطه در افغانستان وجود دارد» و ایران که یک مرز پرشکاف طولانی با افغانستان دارد «به‌طور مستقیم در حال حمایت از طالبان» در بخش غربی کشور است.[۱۶]

وزارت خزانه‌داری آمریکا روز سه‌شنبه اول آبان ۱۳۹۷ (۲۳ اکتبر ۲۰۱۸) دو عضو نیروی قدس سپاه پاسداران ایران را در لیست تحریم‌های تروریستی خود قرار داد. این دو نفر محمد ابراهیم اوحدی و اسماعیل رضوی نام دارند و گفته شده‌است که از طرف نیروی قدس سپاه پاسداران امکانات مالی و تکنولوژیک در اختیار نیروهای طالبان افغانستان قرار می‌دادند. محمد ابراهیم اوحدی، یک افسر نیروی قدس سپاه پاسداران است که در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۷) طی دیداری در شهر بیرجند با عبدالله صمد فاروقی، معاون حاکم در سایه ولایت هرات و چهره شاخص طالبان، به توافق رسیدند که نیروهای طالبان حملاتی را علیه حکومت افغانستان در استان هرات انجام دهند و پشتیبانی مالی و پول آنرا نیروی قدس تأمین کند. در بیانیه وزرات خزانه‌داری آمریکا گفته شده‌است که آمریکا با همکاری شش کشور عربستان سعودی، بحرین، کویت، عمان، قطر و امارات متحده عربی این تحریم‌ها را علیه ۶ چهره کلیدی طالبان و دو نفر نیروی قدس وضع کرده‌است.[۲۳]

روابط ایران و افغانستان شامل موارد زیر می‌شود: ۳ میلیارد دلار تجارت سالانه، ساخت و تأمین مالی مراکز مذهبی شیعه در افغانستان، حمایت از رسانه‌های افغان و ساختن جاده‌هایی که هرات افغانستان را به مرز ایران وصل می‌کنند. در سال ۲۰۰۶، افغانستان بزرگترین مسجد شیعیان این کشور را با حمایت مالی ایران افتتاح کرد. همچنین در سال ۲۰۱۳، ایران و افغانستان توافق همکاری‌های استراتژیک امضا کردند. هدف ایران از این توافق کاستن از نفوذ آمریکا در افغانستان بود. این پیمان شامل توافقات امنیتی و اقتصادی مهمی مانند افزایش همکاری‌های دوجانبه در زمینه ترانزیت، سرمایه‌گذاری، اقتصاد، تبادلات علمی، رونق گردشگری، مبارزه با تروریسم و قاچاق مواد مخدر، اشتراک اطلاعات امنیتی و انجام تمرینات نظامی مشترک بود. این توافق همچنین خواستار مذاکره سه جانبه با طالبان، بدون مشارکت پاکستان، حامی همیشگی طالبان، شده بود.[۶]

تا سال ۲۰۱۰، جمهوری اسلامی به‌طور صریح مخالفت خود را با مذاکره بین دولت افغانستان و طالبان بیان می‌کرد. در سال ۲۰۱۱، ایران به‌طور غیرقابل پیش‌بینی سیاست سابق خود را کنار گذاشت و از گفتگوهای صلح حمایت کرد. تهران حتی پیشنهاد کرد میزبانی این گفتگوها را بر عهده بگیرد. علت این تغییر سیاست انتصاب برهان الدین ربانی، از شخصیت‌های متنفذ ائتلاف شمال به ریاست شورای عالی صلح افغانستان بود که رئیس‌جمهور سابق حامد کرزای او را به این سمت گمارد. این شورا مسئول مذاکرات با طالبان بود. ربانی اندکی بعد از این انتصاب در هنگام بازگشت از ایران توسط طالبان کشته شد.

از طرف دیگر، ایران با هر گونه مذاکره مستقیم میان طالبان و ایالات متحده آمریکا مخالف است. در سال ۲۰۱۳، بعد از آنکه طالبان دفتر سیاسی خود را در قطر باز کرد، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی بیانیه‌ای صادر کرد و گفت که «مذاکرات تحمیلی … با محوریت بیگانگان و بدون لحاظ منافع و مصالح ملی افغانستان و خواست و حضور نمایندگان مردم این کشور راه به جایی نخواهد برد.»[۶]

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

روابط ایران و طالبان افغانستان سابقه طولانی دارد. در زمان حکومت طالبان در افغانستان، ایران اختلاف زیادی با حکومت آنها داشت. بعد از سقوط دولت طالبان، و فرار تعدادی از فرماندهان آن‌ها به ایران، این روابط تغییر شکل داد و جمهوری اسلامی ایران به اعضای فراری طالبان اسکان داد. در سال ۲۰۱۶ مقام‌های امنیتی افغانستان، ایران را متهم به همکاری تنگاتنگ با طالبان کرده و می‌گویند که جمهوری اسلامی ایران علاوه بر استمرار حمایت از این گروه بر دامنه کمک‌هایش نیز افزوده‌است.[۱][۲] سفیر ایران در افغانستان وجود رابطه با طالبان را تأیید کرد[۳] و در عین حال وزارت امور خارجه ایران حضور رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

پس از حادثه یازدهم سپتامبر و حمله به برج‌های دوقلو در نیویورک و از همان نخستین روزهای سقوط طالبان، بخشی از فرماندهان و جنگجویان طالبان که امکان فرار به پاکستان را نداشتند، به ایران گریختند. پیش از این در تمام دوران حکومت طالبان جمهوری اسلامی ایران با این گروه در تضاد بود و انتظار می‌رفت تمام افراد طالبان که به ایران پناه برده بودند توسط ایران به دولت جدید افغانستان تحویل داده شوند. اما چنین امری واقع نشد. براساس گزارش‌های منتشر شده دولت جمهوری اسلامی ایران همان پایگاه نظامی‌ای را که زمانی در اختیار جنگجویان غرب افغانستان برای مبارزه با طالبان قرار داده بود را در اختیار طالبان قرار داد. رسانه‌های افغان بعضاً سلاح‌هایی که از طالبان به غنیمت گرفته شده و ساخت ایران بودند را در برابر دوربین‌ها به نمایش می‌گذاشتند.[۵]

در دوران حکومت طالبان، ایران از همپیمانی گروه‌های مخالف طالبان که با نام ائتلاف شمال شناخته می‌شد حمایت می‌کرد به نحوی که براساس گزارش‌های منتشر شده برخی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار افغان‌ها می‌جنگیدند. هراس دیگر تهران این بود که طالبان با جندالله متحد شود. پس از اشغال کنسولگری ایران در شمال افغانستان و قتل هشت دیپلمات ایرانی توسط طالبان، ایران تا آستانه جنگ با طالبان پیش رفت. به همین دلیل بود که جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۰۱ به صورت ضمنی از اشغال افغانستان به دست ایالات متحده آمریکا و سرنگونی حکومت طالبان پشتیبانی کرد و حتی بعدها پیشنهاد داد که نیروهای امنیتی افغان را آموزش دهد.[۶]

در سال ۲۰۱۰ در جریان انتشار بخشی از سندهای سری ارتش آمریکا دربارهٔ جنگ افغانستان توسط ویکی‌لیکس به نقش تهران در «حمایت‌های پنهان مالی، تسلیحاتی، آموزشی و پناه دادن به شورشیان طالبان در خاک خودش»، به منظور «مبارزه علیه نیروهای ائتلاف در افغانستان» اشاره شده‌است.[۳]
نظر طالبان در مورد ایران چیست

در ژوئن ۲۰۱۵ روزنامه وال‌استریت جورنال به نقل از مقامات غربی و افغان، گزارش کرد که ایران از طالبان افغانستان پشتیبانی مالی و نظامی می‌کند.[۳]

در ۱۳ نوامبر ۲۰۱۶، آصف ننگ والی فراه به رسانه‌ها گفته‌است که خانوادهٔ شماری از فرماندهان طالبان غرب افغانستان در ایران زندگی می‌کنند. او هم‌چنان گفته‌است ایران، طالبان را برای انجام اعمال تخریبی در افغانستان، از نظر مالی و تجهیزات پشتیبانی می‌کند.[۵]

نیروهای بین‌المللی که در افغانستان مستقر هستند بارها حکومت جمهوری اسلامی را به عنوان یکی از کشورهای مهم همسایه جمهوری افغانستان، متهم کرده‌اند که از گروه‌های مسلح مخالف دولت افغانستان حمایت می‌کند. این اتهام اگر چه از طرف مقامات جمهوری اسلامی مردود اعلام شده اما نیروهای بین‌المللی بر این موضوع که ایران سلاح و آموزش برای طالبان تأمین می‌کند، همواره تأکید دارند.[۷]

رابطه بین گروه تندروی طالبان و جمهوری اسلامی ایران پس از حمله ائتلاف بین‌المللی از چند مرحله عبور کرده‌است و ماهیت واقعی آن هنوز به‌طور کامل آشکار نشده‌است. اما انتشار یک خبر در ماه مه ۲۰۱۵ حاکی از دیدار هیئتی به نمایندگی از دفتر سیاسی طالبان افغانستان به ریاست «طیب آغا» رئیس این دفتر با مقامات جمهوری اسلامی بوده‌است. هدف سفر «طیب آغا» به ایران بحث بر سر چند مسئله شامل اوضاع منطقه و پرونده مهاجران افغان در ایران بود.

ملا اختر محمد منصور پس از مرگ ملا محمد عمر، به رهبری طالبان رسید. وی نیز از اعضای این هیئت بود که سه روز را در پایتخت ایران سپری کرد و با بعضی از مقامات مانند محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه و شماری از فرماندهان سپاه پاسداران ایران، دیدار و گفتگو کرد.

نمایند اصلی طالبان برای مذاکره با حکومت ایران «طیب آغا» است. او که زمانی مترجم رده پایین وزارت خارجه افغانستان بود، پس از تبدیل شدن به فرد مورد اعتماد ملا عمر، رهبر طالبان، پله‌های ترقی را به سرعت طی کرد و مسئول دفتر سیاسی طالبان در قطر شد.[۶]

او پیش از این هم در سال ۲۰۱۴، به همراه هیئتی از طالبان، معاون وزارت اقتصاد دوران حکومت طالبان و چند تن دیگر سفری محرمانه به ایران داشت. همچین در سال ۲۰۱۲، هیئتی از طالبان در کنفرانس بیداری اسلامی در تهران، حضور یافته بود.[۸]

وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران حضور رهبر پیشین طالبان ملا اختر محمد منصور در ایران را تکذیب کرد، این در حالی است که برخی سایت‌های داخل ایران نوشتند که ملا منصور یک هفته قبل از کشته شدنش توسط پهپادهای آمریکایی، به مدت دو ماه در ایران اقامت داشته‌است. رهبر سابق طالبان در طی حضور خود در ایران مذاکرات متنوعی با نهادها و دستگاه‌های مختلف انجام داده بود. در دیدارهای ملا منصور با مقامات ایرانی، قاچاق مواد مخدر یکی از موضوعات مورد توافق با تهران بود. بر اساس نظر ایران، ملامحمد اختر منصور یک چهره ضدآمریکایی شناخته شده و معتقد هستند که وی هیچگاه اجازه مذاکره طالبان با آمریکا، متحدان آمریکا و ناتو در افغانستان را نداده‌است.[۸]

در ۲۸ اوت ۲۰۱۶، ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان از قول ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی طالبان اعلام کرد که ملا اختر محمد منصور در داخل ایران بوده و هنگام خروج از کشور کشته شده‌است. همچنین یک مقام ارشد ریاست عمومی امنیت ملی گفت که ملا منصور چندین سفر غیررسمی به ایران داشته‌است. ژنرال دولت وزیری، سخنگوی وزارت دفاع افغانستان، نیز رابطه جمهوری اسلامی با طالبان را تأیید کرد.[۹]

خبر کشته شدن ملا اخترمحمد منصور در۲۱ مه ۲۰۱۶ توسط مقام‌های آمریکایی منتشر و یک روز بعد از سوی اداره امنیت ملی افغانستان تأیید شد. وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) اعلام کرد که ملا منصور در منطقه مرزی میان پاکستان و افغانستان هدف حمله یک هواپیمای بدون سرنشین قرار گرفت. به گفته پنتاگون، بارک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده، شخصاً دستور حمله هوایی به رهبر طالبان را صادر کرده بود. وزارت خارجه پاکستان گفت در موتور منهدم شده رهبر طالبان یک پاسپورت جعلی با عکس او پیدا شده که وجود ویزای ایران در آن را نشان می‌دهد ملا منصور در حال بازگشت از ایران بوده‌است. پس از کشته شدن ملا منصور، ملا هیبت‌الله به عنوان رهبر جدید این گروه برگزیده شد.[۱۰]

براساس گزارش‌های منتشر شده هدف اصلی ایران، در تجهیز طالبان راهی برای کاستن از نفوذ آمریکا است. ایران با پیمان امنیتی امضا شده میان افغانستان و ایالات متحده آمریکا به شدت مخالف است. بر اساس این پیمان، ایالات متحده اجازه دارد تعداد محدودی پایگاه و نیروی نظامی در افغانستان داشته باشد. برخی از این پایگاه‌ها در نزدیکی مرزهای ایران خواهند بود.[۱۱]

پس از حمله آمریکا به افغانستان و متعاقب آن حمله آمریکا به عراق و تصرف آن، نگرانی شدیدی را برای حاکمان ایران به‌دنبال داشت؛ لذا ایران برای ایجاد مانع در مقابل نیروهای آمریکایی در افغانستان از طالبان استفاده کرد[۱۱] همان‌طوری که در عراق نیز از شبه نظامیان وابسته به نیروی قدس استفاده کرد.[۶][۱۲][۱۳]

در رابطه با مذاکرات ایران با طالبان، بسیاری از شهروندان افغانستانی آن را به عنوان اقدام تهران برای تضعیف تلاش‌های آشتی‌جویانه بین دولت افغانستان و طالبان نگاه می‌کنند. به‌خصوص این‌که طالبان از ماه آوریل تا پایان ژوئیه سال ۲۰۱۳ دو بار نمایندگان خود را برای گفتگو با مقامات ایران به این کشور اعزام داشته‌است که به نظر تلاشی برای تقویت موضع طالبان در مقابل دولت افغانستان است.

به گفته مشاور سیاسی ولایت کنر، هدف جمهوری اسلامی ایران از این تلاش‌ها کاملاً روشن است و از طالبان برای بی‌ثباتی اوضاع در افغانستان حمایت می‌کند.

یک عضو سابق در شورای ملی افغانستان به نام «وردک» که یک فعال مدنی نیز هست، می‌گوید رفتار ایران در رابطه با افغانستان غیرقابل پیش‌بینی است. او می‌گوید اگر ایران می‌خواهد نقش کلیدی در گفتگوی آشتی ملی بازی کند باید با دولت افغانستان وارد گفتگو بشود. وی گفت مذاکره جمهوری اسلامی با طالبان نشان می‌دهد که این کشور به دنبال ایجاد مشکل در روند آشتی ملی در افغانستان می‌باشد. کارشناسان سیاسی سفر هیئت طالبان به ایران را به دید ۴یک هشدار به کابل می‌نگرند زیرا مذاکرات جمهوری اسلامی و طالبان زمانی آغاز شد که افغانستان برای آغاز روند آشتی تلاش می‌کرد.[۱۴]

حیات‌الله حیات فرماندار هلمند در فوریه ۲۰۱۷ در گفتگویی با رادیو آزادی، گفت که ایران با شبه‌نظامیان طالبان تماس برقرار کرده و طالبان نیز «موشک‌های ساخت ایران» را به سوی نیروهای امنیتی پرتاب کرده‌است. او در این باره گفت «از جمله ده‌ها موشکی که بر مقر ولایت هلمند پرتاب شده‌اند شماری از آن‌ها منفجر ناشده مانده و به وضوح نشان ساخت ایران روی آن‌ها دیده می‌شود».[۱۵]

به گزارش روزنامه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ قانون‌گذاران افغان بر سر احتمال هماهنگی بین ایران و روسیه برای رساندن سلاح به شورشیان طالبان در استان‌های پرآشوب در جنوب و غرب، دست به تحقیق زده‌اند. گل‌محمد اعظمی، یک سناتور افغان از استان فراه که با ایران هم‌مرز است می‌گوید که وی در رابطه با گزارش‌هایی که نشانگر انتقال تسلیحات از ایران به استان فراه است، بریف شده‌است. مقامات در کابل، هلمند، اُرزِگان و هرات نیز این اتهامات را مطرح کردند. حیات گفت که شکی وجود ندارد که این دو کشور در حال کمک به طالبان هستند.[۱۶]

در ۲۷ دسامبر ۲۰۱۶ مقام‌های ولایت فراه، از فعالیت سپاه پاسداران ایران در صفوف مخالفان مسلح دولت افغانستان در این ولایت خبر دادند. جمیله امینی رئیس شورای ولایتی فراه گفت که سربازان سپاه پاسداران ایران در صفوف گروه طالبان در این ولایت فعالیت دارند. وی گفت که ۲۵ نفر از طالبان که اخیراً در این ولایت کشته شده‌اند، عضو سپاه پاسداران ایران بودند.[۱۷] در همین رابطه در ۲۸ دسامبر ناصر مهری، سخنگوی والی فراه، به بی‌بی‌سی گفت که اجساد شماری از کشته‌شدگان طالبان در درگیری‌های این منطقه، به ایران منتقل شده‌است. وی افزود که «نیروهای استخباراتی افغانستان همچنین به اطلاعاتی دست یافته‌اند که برای این افراد در خاک ایران، مراسم عزاداری نیز برپا شده‌است.» به گفته وی این رویداد، نشان‌دهنده حمایت ایران از طالبان است.[۱۸]

بدنبال اظهار نظر مقام‌های امنیتی افغانستان مبنی بر اینکه حکومت ایران ضمن حمایت نظامی از گروه طالبان همکاری تنگاتنگ با این گروه دارد، محمد رضا بهرامی سفیر ایران در افغانستان در دسامبر ۲۰۱۶ وجود تماس‌هایی میان تهران و گروه طالبان را تأیید کرد و هدف از این تماس‌ها را «کنترل و اشراف اطلاعاتی» خواند. در این اظهارات که در گفتگو با تلویزیون آریانا افغانستان بیان شده وی گفت: «ما با طالبان تماس داریم اما رابطه نداریم. تماس ما با طالبان با هدف کنترل و اشراف اطلاعاتی است».[۳][۱۹][۲۰][۲۱]

در اکتبر ۲۰۱۶ بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در واکنش به گزارش برخی رسانه‌های افغانستان، حضور تعدادی از رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

طبق گزارش منتشر شده در نشریه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ مقامات آمریکایی و افغان گفتند که ایران و روسیه به چالش کشیدن قدرت آمریکا در افغانستان را افزایش و روابط با طالبان را گسترش داده‌اند. ژنرال ارتش آمریکا جان نیکلسون جوان، فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در افغانستان، در شهادت در مقابل مجلس سنا در ماه فوریه ۲۰۱۷ گفت که روسیه «شروع کرده به اینکه علناً طالبان را مشروع کند» و اقدامات اخیر روسیه و ایران در افغانستان «به قصد تضعیف آمریکا و ناتو صورت می‌گیرد». نیکلسون گفت که ایران و روسیه «در مورد تلاش‌ها برای حمایت از شورش طالبان با هم ارتباط برقرار می‌کنند… ما می‌دانیم که دیالوگ وجود دارد. ما می‌دانیم که بین ایران و روسیه یک رابطه در افغانستان وجود دارد» و ایران که یک مرز پرشکاف طولانی با افغانستان دارد «به‌طور مستقیم در حال حمایت از طالبان» در بخش غربی کشور است.[۱۶]

وزارت خزانه‌داری آمریکا روز سه‌شنبه اول آبان ۱۳۹۷ (۲۳ اکتبر ۲۰۱۸) دو عضو نیروی قدس سپاه پاسداران ایران را در لیست تحریم‌های تروریستی خود قرار داد. این دو نفر محمد ابراهیم اوحدی و اسماعیل رضوی نام دارند و گفته شده‌است که از طرف نیروی قدس سپاه پاسداران امکانات مالی و تکنولوژیک در اختیار نیروهای طالبان افغانستان قرار می‌دادند. محمد ابراهیم اوحدی، یک افسر نیروی قدس سپاه پاسداران است که در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۷) طی دیداری در شهر بیرجند با عبدالله صمد فاروقی، معاون حاکم در سایه ولایت هرات و چهره شاخص طالبان، به توافق رسیدند که نیروهای طالبان حملاتی را علیه حکومت افغانستان در استان هرات انجام دهند و پشتیبانی مالی و پول آنرا نیروی قدس تأمین کند. در بیانیه وزرات خزانه‌داری آمریکا گفته شده‌است که آمریکا با همکاری شش کشور عربستان سعودی، بحرین، کویت، عمان، قطر و امارات متحده عربی این تحریم‌ها را علیه ۶ چهره کلیدی طالبان و دو نفر نیروی قدس وضع کرده‌است.[۲۳]

روابط ایران و افغانستان شامل موارد زیر می‌شود: ۳ میلیارد دلار تجارت سالانه، ساخت و تأمین مالی مراکز مذهبی شیعه در افغانستان، حمایت از رسانه‌های افغان و ساختن جاده‌هایی که هرات افغانستان را به مرز ایران وصل می‌کنند. در سال ۲۰۰۶، افغانستان بزرگترین مسجد شیعیان این کشور را با حمایت مالی ایران افتتاح کرد. همچنین در سال ۲۰۱۳، ایران و افغانستان توافق همکاری‌های استراتژیک امضا کردند. هدف ایران از این توافق کاستن از نفوذ آمریکا در افغانستان بود. این پیمان شامل توافقات امنیتی و اقتصادی مهمی مانند افزایش همکاری‌های دوجانبه در زمینه ترانزیت، سرمایه‌گذاری، اقتصاد، تبادلات علمی، رونق گردشگری، مبارزه با تروریسم و قاچاق مواد مخدر، اشتراک اطلاعات امنیتی و انجام تمرینات نظامی مشترک بود. این توافق همچنین خواستار مذاکره سه جانبه با طالبان، بدون مشارکت پاکستان، حامی همیشگی طالبان، شده بود.[۶]

تا سال ۲۰۱۰، جمهوری اسلامی به‌طور صریح مخالفت خود را با مذاکره بین دولت افغانستان و طالبان بیان می‌کرد. در سال ۲۰۱۱، ایران به‌طور غیرقابل پیش‌بینی سیاست سابق خود را کنار گذاشت و از گفتگوهای صلح حمایت کرد. تهران حتی پیشنهاد کرد میزبانی این گفتگوها را بر عهده بگیرد. علت این تغییر سیاست انتصاب برهان الدین ربانی، از شخصیت‌های متنفذ ائتلاف شمال به ریاست شورای عالی صلح افغانستان بود که رئیس‌جمهور سابق حامد کرزای او را به این سمت گمارد. این شورا مسئول مذاکرات با طالبان بود. ربانی اندکی بعد از این انتصاب در هنگام بازگشت از ایران توسط طالبان کشته شد.

از طرف دیگر، ایران با هر گونه مذاکره مستقیم میان طالبان و ایالات متحده آمریکا مخالف است. در سال ۲۰۱۳، بعد از آنکه طالبان دفتر سیاسی خود را در قطر باز کرد، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی بیانیه‌ای صادر کرد و گفت که «مذاکرات تحمیلی … با محوریت بیگانگان و بدون لحاظ منافع و مصالح ملی افغانستان و خواست و حضور نمایندگان مردم این کشور راه به جایی نخواهد برد.»[۶]

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

روابط ایران و طالبان افغانستان سابقه طولانی دارد. در زمان حکومت طالبان در افغانستان، ایران اختلاف زیادی با حکومت آنها داشت. بعد از سقوط دولت طالبان، و فرار تعدادی از فرماندهان آن‌ها به ایران، این روابط تغییر شکل داد و جمهوری اسلامی ایران به اعضای فراری طالبان اسکان داد. در سال ۲۰۱۶ مقام‌های امنیتی افغانستان، ایران را متهم به همکاری تنگاتنگ با طالبان کرده و می‌گویند که جمهوری اسلامی ایران علاوه بر استمرار حمایت از این گروه بر دامنه کمک‌هایش نیز افزوده‌است.[۱][۲] سفیر ایران در افغانستان وجود رابطه با طالبان را تأیید کرد[۳] و در عین حال وزارت امور خارجه ایران حضور رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

پس از حادثه یازدهم سپتامبر و حمله به برج‌های دوقلو در نیویورک و از همان نخستین روزهای سقوط طالبان، بخشی از فرماندهان و جنگجویان طالبان که امکان فرار به پاکستان را نداشتند، به ایران گریختند. پیش از این در تمام دوران حکومت طالبان جمهوری اسلامی ایران با این گروه در تضاد بود و انتظار می‌رفت تمام افراد طالبان که به ایران پناه برده بودند توسط ایران به دولت جدید افغانستان تحویل داده شوند. اما چنین امری واقع نشد. براساس گزارش‌های منتشر شده دولت جمهوری اسلامی ایران همان پایگاه نظامی‌ای را که زمانی در اختیار جنگجویان غرب افغانستان برای مبارزه با طالبان قرار داده بود را در اختیار طالبان قرار داد. رسانه‌های افغان بعضاً سلاح‌هایی که از طالبان به غنیمت گرفته شده و ساخت ایران بودند را در برابر دوربین‌ها به نمایش می‌گذاشتند.[۵]

در دوران حکومت طالبان، ایران از همپیمانی گروه‌های مخالف طالبان که با نام ائتلاف شمال شناخته می‌شد حمایت می‌کرد به نحوی که براساس گزارش‌های منتشر شده برخی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار افغان‌ها می‌جنگیدند. هراس دیگر تهران این بود که طالبان با جندالله متحد شود. پس از اشغال کنسولگری ایران در شمال افغانستان و قتل هشت دیپلمات ایرانی توسط طالبان، ایران تا آستانه جنگ با طالبان پیش رفت. به همین دلیل بود که جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۰۱ به صورت ضمنی از اشغال افغانستان به دست ایالات متحده آمریکا و سرنگونی حکومت طالبان پشتیبانی کرد و حتی بعدها پیشنهاد داد که نیروهای امنیتی افغان را آموزش دهد.[۶]

در سال ۲۰۱۰ در جریان انتشار بخشی از سندهای سری ارتش آمریکا دربارهٔ جنگ افغانستان توسط ویکی‌لیکس به نقش تهران در «حمایت‌های پنهان مالی، تسلیحاتی، آموزشی و پناه دادن به شورشیان طالبان در خاک خودش»، به منظور «مبارزه علیه نیروهای ائتلاف در افغانستان» اشاره شده‌است.[۳]
نظر طالبان در مورد ایران چیست

در ژوئن ۲۰۱۵ روزنامه وال‌استریت جورنال به نقل از مقامات غربی و افغان، گزارش کرد که ایران از طالبان افغانستان پشتیبانی مالی و نظامی می‌کند.[۳]

در ۱۳ نوامبر ۲۰۱۶، آصف ننگ والی فراه به رسانه‌ها گفته‌است که خانوادهٔ شماری از فرماندهان طالبان غرب افغانستان در ایران زندگی می‌کنند. او هم‌چنان گفته‌است ایران، طالبان را برای انجام اعمال تخریبی در افغانستان، از نظر مالی و تجهیزات پشتیبانی می‌کند.[۵]

نیروهای بین‌المللی که در افغانستان مستقر هستند بارها حکومت جمهوری اسلامی را به عنوان یکی از کشورهای مهم همسایه جمهوری افغانستان، متهم کرده‌اند که از گروه‌های مسلح مخالف دولت افغانستان حمایت می‌کند. این اتهام اگر چه از طرف مقامات جمهوری اسلامی مردود اعلام شده اما نیروهای بین‌المللی بر این موضوع که ایران سلاح و آموزش برای طالبان تأمین می‌کند، همواره تأکید دارند.[۷]

رابطه بین گروه تندروی طالبان و جمهوری اسلامی ایران پس از حمله ائتلاف بین‌المللی از چند مرحله عبور کرده‌است و ماهیت واقعی آن هنوز به‌طور کامل آشکار نشده‌است. اما انتشار یک خبر در ماه مه ۲۰۱۵ حاکی از دیدار هیئتی به نمایندگی از دفتر سیاسی طالبان افغانستان به ریاست «طیب آغا» رئیس این دفتر با مقامات جمهوری اسلامی بوده‌است. هدف سفر «طیب آغا» به ایران بحث بر سر چند مسئله شامل اوضاع منطقه و پرونده مهاجران افغان در ایران بود.

ملا اختر محمد منصور پس از مرگ ملا محمد عمر، به رهبری طالبان رسید. وی نیز از اعضای این هیئت بود که سه روز را در پایتخت ایران سپری کرد و با بعضی از مقامات مانند محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه و شماری از فرماندهان سپاه پاسداران ایران، دیدار و گفتگو کرد.

نمایند اصلی طالبان برای مذاکره با حکومت ایران «طیب آغا» است. او که زمانی مترجم رده پایین وزارت خارجه افغانستان بود، پس از تبدیل شدن به فرد مورد اعتماد ملا عمر، رهبر طالبان، پله‌های ترقی را به سرعت طی کرد و مسئول دفتر سیاسی طالبان در قطر شد.[۶]

او پیش از این هم در سال ۲۰۱۴، به همراه هیئتی از طالبان، معاون وزارت اقتصاد دوران حکومت طالبان و چند تن دیگر سفری محرمانه به ایران داشت. همچین در سال ۲۰۱۲، هیئتی از طالبان در کنفرانس بیداری اسلامی در تهران، حضور یافته بود.[۸]

وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران حضور رهبر پیشین طالبان ملا اختر محمد منصور در ایران را تکذیب کرد، این در حالی است که برخی سایت‌های داخل ایران نوشتند که ملا منصور یک هفته قبل از کشته شدنش توسط پهپادهای آمریکایی، به مدت دو ماه در ایران اقامت داشته‌است. رهبر سابق طالبان در طی حضور خود در ایران مذاکرات متنوعی با نهادها و دستگاه‌های مختلف انجام داده بود. در دیدارهای ملا منصور با مقامات ایرانی، قاچاق مواد مخدر یکی از موضوعات مورد توافق با تهران بود. بر اساس نظر ایران، ملامحمد اختر منصور یک چهره ضدآمریکایی شناخته شده و معتقد هستند که وی هیچگاه اجازه مذاکره طالبان با آمریکا، متحدان آمریکا و ناتو در افغانستان را نداده‌است.[۸]

در ۲۸ اوت ۲۰۱۶، ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان از قول ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی طالبان اعلام کرد که ملا اختر محمد منصور در داخل ایران بوده و هنگام خروج از کشور کشته شده‌است. همچنین یک مقام ارشد ریاست عمومی امنیت ملی گفت که ملا منصور چندین سفر غیررسمی به ایران داشته‌است. ژنرال دولت وزیری، سخنگوی وزارت دفاع افغانستان، نیز رابطه جمهوری اسلامی با طالبان را تأیید کرد.[۹]

خبر کشته شدن ملا اخترمحمد منصور در۲۱ مه ۲۰۱۶ توسط مقام‌های آمریکایی منتشر و یک روز بعد از سوی اداره امنیت ملی افغانستان تأیید شد. وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) اعلام کرد که ملا منصور در منطقه مرزی میان پاکستان و افغانستان هدف حمله یک هواپیمای بدون سرنشین قرار گرفت. به گفته پنتاگون، بارک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده، شخصاً دستور حمله هوایی به رهبر طالبان را صادر کرده بود. وزارت خارجه پاکستان گفت در موتور منهدم شده رهبر طالبان یک پاسپورت جعلی با عکس او پیدا شده که وجود ویزای ایران در آن را نشان می‌دهد ملا منصور در حال بازگشت از ایران بوده‌است. پس از کشته شدن ملا منصور، ملا هیبت‌الله به عنوان رهبر جدید این گروه برگزیده شد.[۱۰]

براساس گزارش‌های منتشر شده هدف اصلی ایران، در تجهیز طالبان راهی برای کاستن از نفوذ آمریکا است. ایران با پیمان امنیتی امضا شده میان افغانستان و ایالات متحده آمریکا به شدت مخالف است. بر اساس این پیمان، ایالات متحده اجازه دارد تعداد محدودی پایگاه و نیروی نظامی در افغانستان داشته باشد. برخی از این پایگاه‌ها در نزدیکی مرزهای ایران خواهند بود.[۱۱]

پس از حمله آمریکا به افغانستان و متعاقب آن حمله آمریکا به عراق و تصرف آن، نگرانی شدیدی را برای حاکمان ایران به‌دنبال داشت؛ لذا ایران برای ایجاد مانع در مقابل نیروهای آمریکایی در افغانستان از طالبان استفاده کرد[۱۱] همان‌طوری که در عراق نیز از شبه نظامیان وابسته به نیروی قدس استفاده کرد.[۶][۱۲][۱۳]

در رابطه با مذاکرات ایران با طالبان، بسیاری از شهروندان افغانستانی آن را به عنوان اقدام تهران برای تضعیف تلاش‌های آشتی‌جویانه بین دولت افغانستان و طالبان نگاه می‌کنند. به‌خصوص این‌که طالبان از ماه آوریل تا پایان ژوئیه سال ۲۰۱۳ دو بار نمایندگان خود را برای گفتگو با مقامات ایران به این کشور اعزام داشته‌است که به نظر تلاشی برای تقویت موضع طالبان در مقابل دولت افغانستان است.

به گفته مشاور سیاسی ولایت کنر، هدف جمهوری اسلامی ایران از این تلاش‌ها کاملاً روشن است و از طالبان برای بی‌ثباتی اوضاع در افغانستان حمایت می‌کند.

یک عضو سابق در شورای ملی افغانستان به نام «وردک» که یک فعال مدنی نیز هست، می‌گوید رفتار ایران در رابطه با افغانستان غیرقابل پیش‌بینی است. او می‌گوید اگر ایران می‌خواهد نقش کلیدی در گفتگوی آشتی ملی بازی کند باید با دولت افغانستان وارد گفتگو بشود. وی گفت مذاکره جمهوری اسلامی با طالبان نشان می‌دهد که این کشور به دنبال ایجاد مشکل در روند آشتی ملی در افغانستان می‌باشد. کارشناسان سیاسی سفر هیئت طالبان به ایران را به دید ۴یک هشدار به کابل می‌نگرند زیرا مذاکرات جمهوری اسلامی و طالبان زمانی آغاز شد که افغانستان برای آغاز روند آشتی تلاش می‌کرد.[۱۴]

حیات‌الله حیات فرماندار هلمند در فوریه ۲۰۱۷ در گفتگویی با رادیو آزادی، گفت که ایران با شبه‌نظامیان طالبان تماس برقرار کرده و طالبان نیز «موشک‌های ساخت ایران» را به سوی نیروهای امنیتی پرتاب کرده‌است. او در این باره گفت «از جمله ده‌ها موشکی که بر مقر ولایت هلمند پرتاب شده‌اند شماری از آن‌ها منفجر ناشده مانده و به وضوح نشان ساخت ایران روی آن‌ها دیده می‌شود».[۱۵]

به گزارش روزنامه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ قانون‌گذاران افغان بر سر احتمال هماهنگی بین ایران و روسیه برای رساندن سلاح به شورشیان طالبان در استان‌های پرآشوب در جنوب و غرب، دست به تحقیق زده‌اند. گل‌محمد اعظمی، یک سناتور افغان از استان فراه که با ایران هم‌مرز است می‌گوید که وی در رابطه با گزارش‌هایی که نشانگر انتقال تسلیحات از ایران به استان فراه است، بریف شده‌است. مقامات در کابل، هلمند، اُرزِگان و هرات نیز این اتهامات را مطرح کردند. حیات گفت که شکی وجود ندارد که این دو کشور در حال کمک به طالبان هستند.[۱۶]

در ۲۷ دسامبر ۲۰۱۶ مقام‌های ولایت فراه، از فعالیت سپاه پاسداران ایران در صفوف مخالفان مسلح دولت افغانستان در این ولایت خبر دادند. جمیله امینی رئیس شورای ولایتی فراه گفت که سربازان سپاه پاسداران ایران در صفوف گروه طالبان در این ولایت فعالیت دارند. وی گفت که ۲۵ نفر از طالبان که اخیراً در این ولایت کشته شده‌اند، عضو سپاه پاسداران ایران بودند.[۱۷] در همین رابطه در ۲۸ دسامبر ناصر مهری، سخنگوی والی فراه، به بی‌بی‌سی گفت که اجساد شماری از کشته‌شدگان طالبان در درگیری‌های این منطقه، به ایران منتقل شده‌است. وی افزود که «نیروهای استخباراتی افغانستان همچنین به اطلاعاتی دست یافته‌اند که برای این افراد در خاک ایران، مراسم عزاداری نیز برپا شده‌است.» به گفته وی این رویداد، نشان‌دهنده حمایت ایران از طالبان است.[۱۸]

بدنبال اظهار نظر مقام‌های امنیتی افغانستان مبنی بر اینکه حکومت ایران ضمن حمایت نظامی از گروه طالبان همکاری تنگاتنگ با این گروه دارد، محمد رضا بهرامی سفیر ایران در افغانستان در دسامبر ۲۰۱۶ وجود تماس‌هایی میان تهران و گروه طالبان را تأیید کرد و هدف از این تماس‌ها را «کنترل و اشراف اطلاعاتی» خواند. در این اظهارات که در گفتگو با تلویزیون آریانا افغانستان بیان شده وی گفت: «ما با طالبان تماس داریم اما رابطه نداریم. تماس ما با طالبان با هدف کنترل و اشراف اطلاعاتی است».[۳][۱۹][۲۰][۲۱]

در اکتبر ۲۰۱۶ بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در واکنش به گزارش برخی رسانه‌های افغانستان، حضور تعدادی از رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

طبق گزارش منتشر شده در نشریه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ مقامات آمریکایی و افغان گفتند که ایران و روسیه به چالش کشیدن قدرت آمریکا در افغانستان را افزایش و روابط با طالبان را گسترش داده‌اند. ژنرال ارتش آمریکا جان نیکلسون جوان، فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در افغانستان، در شهادت در مقابل مجلس سنا در ماه فوریه ۲۰۱۷ گفت که روسیه «شروع کرده به اینکه علناً طالبان را مشروع کند» و اقدامات اخیر روسیه و ایران در افغانستان «به قصد تضعیف آمریکا و ناتو صورت می‌گیرد». نیکلسون گفت که ایران و روسیه «در مورد تلاش‌ها برای حمایت از شورش طالبان با هم ارتباط برقرار می‌کنند… ما می‌دانیم که دیالوگ وجود دارد. ما می‌دانیم که بین ایران و روسیه یک رابطه در افغانستان وجود دارد» و ایران که یک مرز پرشکاف طولانی با افغانستان دارد «به‌طور مستقیم در حال حمایت از طالبان» در بخش غربی کشور است.[۱۶]

وزارت خزانه‌داری آمریکا روز سه‌شنبه اول آبان ۱۳۹۷ (۲۳ اکتبر ۲۰۱۸) دو عضو نیروی قدس سپاه پاسداران ایران را در لیست تحریم‌های تروریستی خود قرار داد. این دو نفر محمد ابراهیم اوحدی و اسماعیل رضوی نام دارند و گفته شده‌است که از طرف نیروی قدس سپاه پاسداران امکانات مالی و تکنولوژیک در اختیار نیروهای طالبان افغانستان قرار می‌دادند. محمد ابراهیم اوحدی، یک افسر نیروی قدس سپاه پاسداران است که در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۷) طی دیداری در شهر بیرجند با عبدالله صمد فاروقی، معاون حاکم در سایه ولایت هرات و چهره شاخص طالبان، به توافق رسیدند که نیروهای طالبان حملاتی را علیه حکومت افغانستان در استان هرات انجام دهند و پشتیبانی مالی و پول آنرا نیروی قدس تأمین کند. در بیانیه وزرات خزانه‌داری آمریکا گفته شده‌است که آمریکا با همکاری شش کشور عربستان سعودی، بحرین، کویت، عمان، قطر و امارات متحده عربی این تحریم‌ها را علیه ۶ چهره کلیدی طالبان و دو نفر نیروی قدس وضع کرده‌است.[۲۳]

روابط ایران و افغانستان شامل موارد زیر می‌شود: ۳ میلیارد دلار تجارت سالانه، ساخت و تأمین مالی مراکز مذهبی شیعه در افغانستان، حمایت از رسانه‌های افغان و ساختن جاده‌هایی که هرات افغانستان را به مرز ایران وصل می‌کنند. در سال ۲۰۰۶، افغانستان بزرگترین مسجد شیعیان این کشور را با حمایت مالی ایران افتتاح کرد. همچنین در سال ۲۰۱۳، ایران و افغانستان توافق همکاری‌های استراتژیک امضا کردند. هدف ایران از این توافق کاستن از نفوذ آمریکا در افغانستان بود. این پیمان شامل توافقات امنیتی و اقتصادی مهمی مانند افزایش همکاری‌های دوجانبه در زمینه ترانزیت، سرمایه‌گذاری، اقتصاد، تبادلات علمی، رونق گردشگری، مبارزه با تروریسم و قاچاق مواد مخدر، اشتراک اطلاعات امنیتی و انجام تمرینات نظامی مشترک بود. این توافق همچنین خواستار مذاکره سه جانبه با طالبان، بدون مشارکت پاکستان، حامی همیشگی طالبان، شده بود.[۶]

تا سال ۲۰۱۰، جمهوری اسلامی به‌طور صریح مخالفت خود را با مذاکره بین دولت افغانستان و طالبان بیان می‌کرد. در سال ۲۰۱۱، ایران به‌طور غیرقابل پیش‌بینی سیاست سابق خود را کنار گذاشت و از گفتگوهای صلح حمایت کرد. تهران حتی پیشنهاد کرد میزبانی این گفتگوها را بر عهده بگیرد. علت این تغییر سیاست انتصاب برهان الدین ربانی، از شخصیت‌های متنفذ ائتلاف شمال به ریاست شورای عالی صلح افغانستان بود که رئیس‌جمهور سابق حامد کرزای او را به این سمت گمارد. این شورا مسئول مذاکرات با طالبان بود. ربانی اندکی بعد از این انتصاب در هنگام بازگشت از ایران توسط طالبان کشته شد.

از طرف دیگر، ایران با هر گونه مذاکره مستقیم میان طالبان و ایالات متحده آمریکا مخالف است. در سال ۲۰۱۳، بعد از آنکه طالبان دفتر سیاسی خود را در قطر باز کرد، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی بیانیه‌ای صادر کرد و گفت که «مذاکرات تحمیلی … با محوریت بیگانگان و بدون لحاظ منافع و مصالح ملی افغانستان و خواست و حضور نمایندگان مردم این کشور راه به جایی نخواهد برد.»[۶]

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

روابط ایران و طالبان افغانستان سابقه طولانی دارد. در زمان حکومت طالبان در افغانستان، ایران اختلاف زیادی با حکومت آنها داشت. بعد از سقوط دولت طالبان، و فرار تعدادی از فرماندهان آن‌ها به ایران، این روابط تغییر شکل داد و جمهوری اسلامی ایران به اعضای فراری طالبان اسکان داد. در سال ۲۰۱۶ مقام‌های امنیتی افغانستان، ایران را متهم به همکاری تنگاتنگ با طالبان کرده و می‌گویند که جمهوری اسلامی ایران علاوه بر استمرار حمایت از این گروه بر دامنه کمک‌هایش نیز افزوده‌است.[۱][۲] سفیر ایران در افغانستان وجود رابطه با طالبان را تأیید کرد[۳] و در عین حال وزارت امور خارجه ایران حضور رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

پس از حادثه یازدهم سپتامبر و حمله به برج‌های دوقلو در نیویورک و از همان نخستین روزهای سقوط طالبان، بخشی از فرماندهان و جنگجویان طالبان که امکان فرار به پاکستان را نداشتند، به ایران گریختند. پیش از این در تمام دوران حکومت طالبان جمهوری اسلامی ایران با این گروه در تضاد بود و انتظار می‌رفت تمام افراد طالبان که به ایران پناه برده بودند توسط ایران به دولت جدید افغانستان تحویل داده شوند. اما چنین امری واقع نشد. براساس گزارش‌های منتشر شده دولت جمهوری اسلامی ایران همان پایگاه نظامی‌ای را که زمانی در اختیار جنگجویان غرب افغانستان برای مبارزه با طالبان قرار داده بود را در اختیار طالبان قرار داد. رسانه‌های افغان بعضاً سلاح‌هایی که از طالبان به غنیمت گرفته شده و ساخت ایران بودند را در برابر دوربین‌ها به نمایش می‌گذاشتند.[۵]

در دوران حکومت طالبان، ایران از همپیمانی گروه‌های مخالف طالبان که با نام ائتلاف شمال شناخته می‌شد حمایت می‌کرد به نحوی که براساس گزارش‌های منتشر شده برخی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کنار افغان‌ها می‌جنگیدند. هراس دیگر تهران این بود که طالبان با جندالله متحد شود. پس از اشغال کنسولگری ایران در شمال افغانستان و قتل هشت دیپلمات ایرانی توسط طالبان، ایران تا آستانه جنگ با طالبان پیش رفت. به همین دلیل بود که جمهوری اسلامی ایران در سال ۲۰۰۱ به صورت ضمنی از اشغال افغانستان به دست ایالات متحده آمریکا و سرنگونی حکومت طالبان پشتیبانی کرد و حتی بعدها پیشنهاد داد که نیروهای امنیتی افغان را آموزش دهد.[۶]

در سال ۲۰۱۰ در جریان انتشار بخشی از سندهای سری ارتش آمریکا دربارهٔ جنگ افغانستان توسط ویکی‌لیکس به نقش تهران در «حمایت‌های پنهان مالی، تسلیحاتی، آموزشی و پناه دادن به شورشیان طالبان در خاک خودش»، به منظور «مبارزه علیه نیروهای ائتلاف در افغانستان» اشاره شده‌است.[۳]
نظر طالبان در مورد ایران چیست

در ژوئن ۲۰۱۵ روزنامه وال‌استریت جورنال به نقل از مقامات غربی و افغان، گزارش کرد که ایران از طالبان افغانستان پشتیبانی مالی و نظامی می‌کند.[۳]

در ۱۳ نوامبر ۲۰۱۶، آصف ننگ والی فراه به رسانه‌ها گفته‌است که خانوادهٔ شماری از فرماندهان طالبان غرب افغانستان در ایران زندگی می‌کنند. او هم‌چنان گفته‌است ایران، طالبان را برای انجام اعمال تخریبی در افغانستان، از نظر مالی و تجهیزات پشتیبانی می‌کند.[۵]

نیروهای بین‌المللی که در افغانستان مستقر هستند بارها حکومت جمهوری اسلامی را به عنوان یکی از کشورهای مهم همسایه جمهوری افغانستان، متهم کرده‌اند که از گروه‌های مسلح مخالف دولت افغانستان حمایت می‌کند. این اتهام اگر چه از طرف مقامات جمهوری اسلامی مردود اعلام شده اما نیروهای بین‌المللی بر این موضوع که ایران سلاح و آموزش برای طالبان تأمین می‌کند، همواره تأکید دارند.[۷]

رابطه بین گروه تندروی طالبان و جمهوری اسلامی ایران پس از حمله ائتلاف بین‌المللی از چند مرحله عبور کرده‌است و ماهیت واقعی آن هنوز به‌طور کامل آشکار نشده‌است. اما انتشار یک خبر در ماه مه ۲۰۱۵ حاکی از دیدار هیئتی به نمایندگی از دفتر سیاسی طالبان افغانستان به ریاست «طیب آغا» رئیس این دفتر با مقامات جمهوری اسلامی بوده‌است. هدف سفر «طیب آغا» به ایران بحث بر سر چند مسئله شامل اوضاع منطقه و پرونده مهاجران افغان در ایران بود.

ملا اختر محمد منصور پس از مرگ ملا محمد عمر، به رهبری طالبان رسید. وی نیز از اعضای این هیئت بود که سه روز را در پایتخت ایران سپری کرد و با بعضی از مقامات مانند محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه و شماری از فرماندهان سپاه پاسداران ایران، دیدار و گفتگو کرد.

نمایند اصلی طالبان برای مذاکره با حکومت ایران «طیب آغا» است. او که زمانی مترجم رده پایین وزارت خارجه افغانستان بود، پس از تبدیل شدن به فرد مورد اعتماد ملا عمر، رهبر طالبان، پله‌های ترقی را به سرعت طی کرد و مسئول دفتر سیاسی طالبان در قطر شد.[۶]

او پیش از این هم در سال ۲۰۱۴، به همراه هیئتی از طالبان، معاون وزارت اقتصاد دوران حکومت طالبان و چند تن دیگر سفری محرمانه به ایران داشت. همچین در سال ۲۰۱۲، هیئتی از طالبان در کنفرانس بیداری اسلامی در تهران، حضور یافته بود.[۸]

وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران حضور رهبر پیشین طالبان ملا اختر محمد منصور در ایران را تکذیب کرد، این در حالی است که برخی سایت‌های داخل ایران نوشتند که ملا منصور یک هفته قبل از کشته شدنش توسط پهپادهای آمریکایی، به مدت دو ماه در ایران اقامت داشته‌است. رهبر سابق طالبان در طی حضور خود در ایران مذاکرات متنوعی با نهادها و دستگاه‌های مختلف انجام داده بود. در دیدارهای ملا منصور با مقامات ایرانی، قاچاق مواد مخدر یکی از موضوعات مورد توافق با تهران بود. بر اساس نظر ایران، ملامحمد اختر منصور یک چهره ضدآمریکایی شناخته شده و معتقد هستند که وی هیچگاه اجازه مذاکره طالبان با آمریکا، متحدان آمریکا و ناتو در افغانستان را نداده‌است.[۸]

در ۲۸ اوت ۲۰۱۶، ریاست عمومی امنیت ملی افغانستان از قول ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی طالبان اعلام کرد که ملا اختر محمد منصور در داخل ایران بوده و هنگام خروج از کشور کشته شده‌است. همچنین یک مقام ارشد ریاست عمومی امنیت ملی گفت که ملا منصور چندین سفر غیررسمی به ایران داشته‌است. ژنرال دولت وزیری، سخنگوی وزارت دفاع افغانستان، نیز رابطه جمهوری اسلامی با طالبان را تأیید کرد.[۹]

خبر کشته شدن ملا اخترمحمد منصور در۲۱ مه ۲۰۱۶ توسط مقام‌های آمریکایی منتشر و یک روز بعد از سوی اداره امنیت ملی افغانستان تأیید شد. وزارت دفاع آمریکا (پنتاگون) اعلام کرد که ملا منصور در منطقه مرزی میان پاکستان و افغانستان هدف حمله یک هواپیمای بدون سرنشین قرار گرفت. به گفته پنتاگون، بارک اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده، شخصاً دستور حمله هوایی به رهبر طالبان را صادر کرده بود. وزارت خارجه پاکستان گفت در موتور منهدم شده رهبر طالبان یک پاسپورت جعلی با عکس او پیدا شده که وجود ویزای ایران در آن را نشان می‌دهد ملا منصور در حال بازگشت از ایران بوده‌است. پس از کشته شدن ملا منصور، ملا هیبت‌الله به عنوان رهبر جدید این گروه برگزیده شد.[۱۰]

براساس گزارش‌های منتشر شده هدف اصلی ایران، در تجهیز طالبان راهی برای کاستن از نفوذ آمریکا است. ایران با پیمان امنیتی امضا شده میان افغانستان و ایالات متحده آمریکا به شدت مخالف است. بر اساس این پیمان، ایالات متحده اجازه دارد تعداد محدودی پایگاه و نیروی نظامی در افغانستان داشته باشد. برخی از این پایگاه‌ها در نزدیکی مرزهای ایران خواهند بود.[۱۱]

پس از حمله آمریکا به افغانستان و متعاقب آن حمله آمریکا به عراق و تصرف آن، نگرانی شدیدی را برای حاکمان ایران به‌دنبال داشت؛ لذا ایران برای ایجاد مانع در مقابل نیروهای آمریکایی در افغانستان از طالبان استفاده کرد[۱۱] همان‌طوری که در عراق نیز از شبه نظامیان وابسته به نیروی قدس استفاده کرد.[۶][۱۲][۱۳]

در رابطه با مذاکرات ایران با طالبان، بسیاری از شهروندان افغانستانی آن را به عنوان اقدام تهران برای تضعیف تلاش‌های آشتی‌جویانه بین دولت افغانستان و طالبان نگاه می‌کنند. به‌خصوص این‌که طالبان از ماه آوریل تا پایان ژوئیه سال ۲۰۱۳ دو بار نمایندگان خود را برای گفتگو با مقامات ایران به این کشور اعزام داشته‌است که به نظر تلاشی برای تقویت موضع طالبان در مقابل دولت افغانستان است.

به گفته مشاور سیاسی ولایت کنر، هدف جمهوری اسلامی ایران از این تلاش‌ها کاملاً روشن است و از طالبان برای بی‌ثباتی اوضاع در افغانستان حمایت می‌کند.

یک عضو سابق در شورای ملی افغانستان به نام «وردک» که یک فعال مدنی نیز هست، می‌گوید رفتار ایران در رابطه با افغانستان غیرقابل پیش‌بینی است. او می‌گوید اگر ایران می‌خواهد نقش کلیدی در گفتگوی آشتی ملی بازی کند باید با دولت افغانستان وارد گفتگو بشود. وی گفت مذاکره جمهوری اسلامی با طالبان نشان می‌دهد که این کشور به دنبال ایجاد مشکل در روند آشتی ملی در افغانستان می‌باشد. کارشناسان سیاسی سفر هیئت طالبان به ایران را به دید ۴یک هشدار به کابل می‌نگرند زیرا مذاکرات جمهوری اسلامی و طالبان زمانی آغاز شد که افغانستان برای آغاز روند آشتی تلاش می‌کرد.[۱۴]

حیات‌الله حیات فرماندار هلمند در فوریه ۲۰۱۷ در گفتگویی با رادیو آزادی، گفت که ایران با شبه‌نظامیان طالبان تماس برقرار کرده و طالبان نیز «موشک‌های ساخت ایران» را به سوی نیروهای امنیتی پرتاب کرده‌است. او در این باره گفت «از جمله ده‌ها موشکی که بر مقر ولایت هلمند پرتاب شده‌اند شماری از آن‌ها منفجر ناشده مانده و به وضوح نشان ساخت ایران روی آن‌ها دیده می‌شود».[۱۵]

به گزارش روزنامه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ قانون‌گذاران افغان بر سر احتمال هماهنگی بین ایران و روسیه برای رساندن سلاح به شورشیان طالبان در استان‌های پرآشوب در جنوب و غرب، دست به تحقیق زده‌اند. گل‌محمد اعظمی، یک سناتور افغان از استان فراه که با ایران هم‌مرز است می‌گوید که وی در رابطه با گزارش‌هایی که نشانگر انتقال تسلیحات از ایران به استان فراه است، بریف شده‌است. مقامات در کابل، هلمند، اُرزِگان و هرات نیز این اتهامات را مطرح کردند. حیات گفت که شکی وجود ندارد که این دو کشور در حال کمک به طالبان هستند.[۱۶]

در ۲۷ دسامبر ۲۰۱۶ مقام‌های ولایت فراه، از فعالیت سپاه پاسداران ایران در صفوف مخالفان مسلح دولت افغانستان در این ولایت خبر دادند. جمیله امینی رئیس شورای ولایتی فراه گفت که سربازان سپاه پاسداران ایران در صفوف گروه طالبان در این ولایت فعالیت دارند. وی گفت که ۲۵ نفر از طالبان که اخیراً در این ولایت کشته شده‌اند، عضو سپاه پاسداران ایران بودند.[۱۷] در همین رابطه در ۲۸ دسامبر ناصر مهری، سخنگوی والی فراه، به بی‌بی‌سی گفت که اجساد شماری از کشته‌شدگان طالبان در درگیری‌های این منطقه، به ایران منتقل شده‌است. وی افزود که «نیروهای استخباراتی افغانستان همچنین به اطلاعاتی دست یافته‌اند که برای این افراد در خاک ایران، مراسم عزاداری نیز برپا شده‌است.» به گفته وی این رویداد، نشان‌دهنده حمایت ایران از طالبان است.[۱۸]

بدنبال اظهار نظر مقام‌های امنیتی افغانستان مبنی بر اینکه حکومت ایران ضمن حمایت نظامی از گروه طالبان همکاری تنگاتنگ با این گروه دارد، محمد رضا بهرامی سفیر ایران در افغانستان در دسامبر ۲۰۱۶ وجود تماس‌هایی میان تهران و گروه طالبان را تأیید کرد و هدف از این تماس‌ها را «کنترل و اشراف اطلاعاتی» خواند. در این اظهارات که در گفتگو با تلویزیون آریانا افغانستان بیان شده وی گفت: «ما با طالبان تماس داریم اما رابطه نداریم. تماس ما با طالبان با هدف کنترل و اشراف اطلاعاتی است».[۳][۱۹][۲۰][۲۱]

در اکتبر ۲۰۱۶ بهرام قاسمی سخنگوی وزارت امور خارجه ایران در واکنش به گزارش برخی رسانه‌های افغانستان، حضور تعدادی از رهبران طالبان در ایران را تکذیب کرد.[۴]

طبق گزارش منتشر شده در نشریه واشینگتن پست در آوریل ۲۰۱۷ مقامات آمریکایی و افغان گفتند که ایران و روسیه به چالش کشیدن قدرت آمریکا در افغانستان را افزایش و روابط با طالبان را گسترش داده‌اند. ژنرال ارتش آمریکا جان نیکلسون جوان، فرمانده ارشد نیروهای آمریکایی در افغانستان، در شهادت در مقابل مجلس سنا در ماه فوریه ۲۰۱۷ گفت که روسیه «شروع کرده به اینکه علناً طالبان را مشروع کند» و اقدامات اخیر روسیه و ایران در افغانستان «به قصد تضعیف آمریکا و ناتو صورت می‌گیرد». نیکلسون گفت که ایران و روسیه «در مورد تلاش‌ها برای حمایت از شورش طالبان با هم ارتباط برقرار می‌کنند… ما می‌دانیم که دیالوگ وجود دارد. ما می‌دانیم که بین ایران و روسیه یک رابطه در افغانستان وجود دارد» و ایران که یک مرز پرشکاف طولانی با افغانستان دارد «به‌طور مستقیم در حال حمایت از طالبان» در بخش غربی کشور است.[۱۶]

وزارت خزانه‌داری آمریکا روز سه‌شنبه اول آبان ۱۳۹۷ (۲۳ اکتبر ۲۰۱۸) دو عضو نیروی قدس سپاه پاسداران ایران را در لیست تحریم‌های تروریستی خود قرار داد. این دو نفر محمد ابراهیم اوحدی و اسماعیل رضوی نام دارند و گفته شده‌است که از طرف نیروی قدس سپاه پاسداران امکانات مالی و تکنولوژیک در اختیار نیروهای طالبان افغانستان قرار می‌دادند. محمد ابراهیم اوحدی، یک افسر نیروی قدس سپاه پاسداران است که در سال ۱۳۹۶ (۲۰۱۷) طی دیداری در شهر بیرجند با عبدالله صمد فاروقی، معاون حاکم در سایه ولایت هرات و چهره شاخص طالبان، به توافق رسیدند که نیروهای طالبان حملاتی را علیه حکومت افغانستان در استان هرات انجام دهند و پشتیبانی مالی و پول آنرا نیروی قدس تأمین کند. در بیانیه وزرات خزانه‌داری آمریکا گفته شده‌است که آمریکا با همکاری شش کشور عربستان سعودی، بحرین، کویت، عمان، قطر و امارات متحده عربی این تحریم‌ها را علیه ۶ چهره کلیدی طالبان و دو نفر نیروی قدس وضع کرده‌است.[۲۳]

روابط ایران و افغانستان شامل موارد زیر می‌شود: ۳ میلیارد دلار تجارت سالانه، ساخت و تأمین مالی مراکز مذهبی شیعه در افغانستان، حمایت از رسانه‌های افغان و ساختن جاده‌هایی که هرات افغانستان را به مرز ایران وصل می‌کنند. در سال ۲۰۰۶، افغانستان بزرگترین مسجد شیعیان این کشور را با حمایت مالی ایران افتتاح کرد. همچنین در سال ۲۰۱۳، ایران و افغانستان توافق همکاری‌های استراتژیک امضا کردند. هدف ایران از این توافق کاستن از نفوذ آمریکا در افغانستان بود. این پیمان شامل توافقات امنیتی و اقتصادی مهمی مانند افزایش همکاری‌های دوجانبه در زمینه ترانزیت، سرمایه‌گذاری، اقتصاد، تبادلات علمی، رونق گردشگری، مبارزه با تروریسم و قاچاق مواد مخدر، اشتراک اطلاعات امنیتی و انجام تمرینات نظامی مشترک بود. این توافق همچنین خواستار مذاکره سه جانبه با طالبان، بدون مشارکت پاکستان، حامی همیشگی طالبان، شده بود.[۶]

تا سال ۲۰۱۰، جمهوری اسلامی به‌طور صریح مخالفت خود را با مذاکره بین دولت افغانستان و طالبان بیان می‌کرد. در سال ۲۰۱۱، ایران به‌طور غیرقابل پیش‌بینی سیاست سابق خود را کنار گذاشت و از گفتگوهای صلح حمایت کرد. تهران حتی پیشنهاد کرد میزبانی این گفتگوها را بر عهده بگیرد. علت این تغییر سیاست انتصاب برهان الدین ربانی، از شخصیت‌های متنفذ ائتلاف شمال به ریاست شورای عالی صلح افغانستان بود که رئیس‌جمهور سابق حامد کرزای او را به این سمت گمارد. این شورا مسئول مذاکرات با طالبان بود. ربانی اندکی بعد از این انتصاب در هنگام بازگشت از ایران توسط طالبان کشته شد.

از طرف دیگر، ایران با هر گونه مذاکره مستقیم میان طالبان و ایالات متحده آمریکا مخالف است. در سال ۲۰۱۳، بعد از آنکه طالبان دفتر سیاسی خود را در قطر باز کرد، وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی بیانیه‌ای صادر کرد و گفت که «مذاکرات تحمیلی … با محوریت بیگانگان و بدون لحاظ منافع و مصالح ملی افغانستان و خواست و حضور نمایندگان مردم این کشور راه به جایی نخواهد برد.»[۶]

منبع تصویر، Getty Images

محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران بهمن سال پیش در تهران میزبان ملا عبدالغنی برادر، معاون سیاسی گروه طالبان و رئیس دفتر این گروه در قطر بود

هم‌زمان با اوج‌گیری نظامی نیروهای طالبان در افغانستان، نقش ایران که گذشته پرحادثه‌ای با این گروه داشته، اهمیت بیشتری به خود گرفته است.

ایران در حال حاضر خود را مدافع اقلیت شیعه در افغانستان معرفی می‌کند، ولی در گذشته روابط فرهنگی و تاریخی متغیری با این کشور داشته است. ایران در عین حال میزبان میلیون‌ها پناهنده افغان است، و شماری از شیعیان هزاره این کشور را در قالب لشکر فاطمیون به جنگ داخلی سوریه فرستاده است.

دشمنی تاریخی طالبان با شیعیان و حامی آن‌ها یعنی ایران بر روابط دو طرف سایه افکنده است. اما روابطشان همچنان بر پایه عمل‌گرایی و واقع‌بینی استوار است و ابعادش را منافع مادی و امنیتی در مناطق مرزی تعیین می‌کند.نظر طالبان در مورد ایران چیست

در اوت ۱۹۹۸، صدها جنگجوی طالبان توسط نیروهای ائتلاف شمال (جبهه متحد ضد طالبان) که از طرف ایران حمایت می‌شدند، در مزارشریف کشته شدند. طالبان نیز به رسم انتقام این شهر را تسخیر کرد و هزاران شهروند مزار شریف را که بیشترشان هزاره بودند، در کنار ۱۱ شهروند ایرانی کشت.

منبع تصویر، Getty Images

ایران هم که به نظر می‌رسید عزم جنگ دارد، نیرویی متشکل از ۷۰٫۰۰۰ سرباز را در مرز مستقر کرد. طالبان در ادامه دریچه‌های سد کجکی روی رود هیرمند را بست و میزان آب ورودی به ایران را در دوره خشکسالی به شدت کاهش داد. خشکسالی و قطع آب توسط طالبان باعث ویرانی زیست‌بوم دریاچه هامون شد.

ایران هنگام حمله آمریکا به افغانستان به نیروهای آمریکایی کمک نظامی و اطلاعاتی کرد، و در کنفرانسی که در سال ۲۰۰۲ برای بازسازی افغانستان در شهر بن در آلمان برگزار شد، حضوری فعال داشت. در اکتبر ۲۰۰۲، یعنی یک سال بعد از سقوط حکومت طالبان، دریچه‌های سد کجکی یک بار دیگر به سوی ایران باز شد.

اما جوانه همکاری ایران و آمریکا علیه طالبان بعد از این که ایالات متحده این کشور را به عنوان یکی از اعضای محور شرارت معرفی کرد، خشکید.

منبع تصویر، Getty Images

با شدت گرفتن نبردها بسیاری مجبور به ترک خانه‌هایشان شده‌اند

مرز پرمنفذ ایران با افغانستان به نوعی تعریف‌کننده روابط این کشور با طالبان بوده است. منافذ این مرز محلی است برای عبور مهاجر، مواد مخدر، گروه‌های مسلح و آب. دو رود مهم از افغانستان وارد ایران می‌شوند – هلمند و هریرود. صدمه اصلی اختلال در جریان آب بیش از همه متوجه ساکنان پایین‌دست این رودخانه‌ها در ایران می‌شود.

در پی سقوط طالبان، تلاش‌های دولت جدید افغانستان برای توسعه زیرساخت‌های آبی این کشور به تهدیدی جدید برای ایران تبدیل شد. سد کمال خان یکی از این پروژه‌ها است که روی رود هلمند ساخته شده است و در ماه مارس در میان نگرانی گسترده فعالان و مقامات ایرانی افتتاح شد.

مقامات افغان و آمریکایی بارها ایران، مخصوص سپاه پاسداران، را به حمایت مالی و تسلیحاتی از طالبان متهم کرده‌اند. دستاورد ایران از این حمایت‌ها اختلال در اجرای پروژه‌هایی است که تسلط افغانستان بر میزان آب ورودی به ایران را افزایش می‌دهند.

آیا ایران از طالبان در افغانستان پشتیبانی می‌کند؟‏

همکاری امنیتی ایران و طالبان در عین حال از دشمنی مشترک آن‌ها با نیروهای ائتلاف نیز نشأت می‌گیرد، و ایالات متحده و بریتانیا این کشور را به حمایت تسلیحاتی از این گروه متهم کرده‌اند.

در پی ظهور داعش در افغانستان در سال ۲۰۱۵، ایران همکاری خود با طالبان را به منظور محافظت از مرزهایش افزایش داد. بخش‌های از نواحی مرزی دو کشور در اختیار این گروه است. این همکاری پنهانی در عین حال به گسترش روابط دیپلماتیک نیز منجر شد.

حد و حدود روابط طالبان با ایران هنگامی مشخص شد که ملا اختر منصور، رهبر این گروه، هنگامی که در ماه مه ۲۰۱۶ از ایران به پاکستان بازمی‌گشت، در حمله پهپادی ایالات متحده کشته شد.

ایران نخستین بار در اواخر ۲۰۱۸ اذعان کرد که میزبان فرستادگان طالبان بوده است. به گفته این کشور دولت افغانستان در جریان این دیدارها بوده است و هدف مذاکرات را “حل و فصل مشکلات امنیتی در افغانستان” اعلام کرد.

در پی توافق سال ۲۰۲۰ میان طالبان و ایالات متحده برای خروج نیروهای این کشور از افغانستان، ایران از واشنگتن به خاطر بها ندادن به مذاکرات بین دولت افغانستان و طالبان انتقاد کرد. اما محمد جواد ظریف، وزیر خارجه این کشور، در سخنانی عمومی اعلام کرد که “طالبان قطعا بخشی از آینده افغانستان است، ولی نه همه آن.”

بیشتر رسانه‌های داخلی ایران از اوج‌گیری مجدد نظامی طالبان، و شبح بازگشت این گروه به قدرت، ابراز نگرانی کرده‌اند.

پادکست چشم‌انداز بامدادی رادیو بی‌بی‌سی

برنامه ها

پایان پادکست

موضع عمومی دیپلمات‌های ایرانی به تأکید بر کاهش درگیری‌ها و بازگشت به دیپلماسی در افغانستان، و البته مقصر دانستن سیاست‌های آمریکا، محدود بوده است.

اما برخی از رسانه‌های تندرو و وابسته به سپاه حرف دیگری می‌زنند. خبرگزاری تسنیم نه تنها به منش اعتدالی طالبان اشاره کرده است، بلکه مطالبی نیز از مقامات ارشد این گروه در مذمت فرقه‌گرایی در افغانستان منتشر کرده است.

برای نمونه، ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، به این خبرگزاری گفت است “ما به برادران شیعه خود تعهد می‌دهیم که هیچ‌گونه تبعیضی علیه آن‌ها اعمال نخواهد شد، و ما اجازه چنین کاری را نخواهیم داد.”

این منابع به نوعی چهره عمومی روابط بلندمدت میان ارگان‌های امنیتی ایران و طالبان محسوب می‌شوند.

طالبان نیز لحن آشتی‌جویانه‌ای در قبال بخش بزرگ‌تری از رسانه‌های ایران اتخاذ کرده‌اند. آقای مجاهد در مصاحبه اخیر خود با خبرگزاری ایلنا گفت جنگ داخلی و نداشتن تجربه باعث شد که این گروه نتواند در دوره حکومت خود بر افغانستان روابط خوبی با ایران ایجاد کند. به گفته او طالبان دارد “رفتار خود را عوض می‌کند” و حالا فرق زیادی با حضیض روابط ایران و طالبان در سال ۲۰۰۰ دارد.

با این که ترسیم کلیات روابط ایران و طالبان به خاطر شالوده متغیر منافع دو طرف کار راحتی نیست، مشخص است هر دو دارند برای بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان که امری بسیار محتمل است، آماده می‌شوند.

ببینید: شلیک به امید؛ حملات هدفمند در افغانستان

شلیک به امید؛ حملات هدفمند در افغانستان

© 2022 بی بی سی. بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست. سیاست ما درباره لینک دادن به سایت های دیگر.

هدف بخش

«سایت‌خوان دنیای اقتصاد»

گسترش اطلاع‌رسانی است و انتشار این مطلب به معنی تأیید محتوای آن نیست.

با ادامه روند خروج نیروهای خارجی از افغانستان، طالبان ادعا می‌کند توانسته است ۱۴۳ ولسوالی دیگر را در دست بگیرد. کاربران افغان در شبکه‌های اجتماعی -که البته نمی‌توان گفت همه‌ی افکار عمومی مردم افغانستان را نمایندگی می‌کنند- نگرانی خود را نسبت به پیشروی طالبان مطرح کرده‌اند و برخی از کارشناس‌ها می‌گویند احتمال موج مهاجرت افغان‌ها به کشورهای همسایه افزایش خواهد یافت.

عکس‌هایی پخش شده در شبکه‌های مجازی نشان داده است که طالبان در بروشورهایی خروج زنان بدون محارم و چادر از خانه را ممنوع اعلام کرده‌اند؛ همچنین ویدئویی از تنبیه بدنی زنی افغان رسانه‌ای شده‌ که در توضیح آن آمده که این تنبیه از سوی طالب‌ها و بدلیل خروج بدون شرایط ذکر شده از خانه بوده است؛ البته سخنگوی طالبان در گفت‌وگوی خود با انصاف نیوز صحت این ممنوعیت را رد کرده و آن را خنده‌دار خواند.

پیشروی‌های طالبان در خاک افغانستان -با پیشینه‌ای که در ذهن مردم به جا مانده است- بیش از همه موجب نگرانی بخش قابل توجهی از زنان افغانستان شده است. البته طالبان در میان گروه‌های مختلف مردم طرفدارانی هم دارد. حتی پیشروی اخیر این گروه در مناطق مختلف افغانستان بدون درگیری صورت گرفته است، یا بدلیل پذیرش آنها از سوی مردم و یا ترس آنها از طالب‌ها. در طی سال‌های اخیر بارها طالبان ندای اصلاح سر داده است اما هنوز اطمینانی از اصلاح آنها حاصل نشده است.

متن کامل گفت‌وگو با ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان را در ادامه بخوانید:نظر طالبان در مورد ایران چیست

انصاف نیوز: آیا شما به برقراری سیستم دموکراسی معتقد هستید و یا با سیستم رأی‌گیری برای تعیین دولت مخالف هستید؟

ذبیح‌الله مجاهد: این مسئله به تمام مردم ما مربوط است. در آینده باید تمام جهت‌ها بنشینند و با هم تعامل کنند. هر راهی را مردم افغانستان انتخاب کردند، همان را می‌رویم. اما ما قائل به این هستیم که از طریق شورای اسلامی با اتکا به قوانین اسلامی در این مورد گامی برداشته شود که افغان‌ها در این مورد تصمیم خواهند گرفت. زمانی که مذاکرات بین الافغانی برگزار شود، در آن زمان مردم افغانستان و جهت‌های مختلف تصمیم می‌گیرند. بعد برای آینده‌ی افغانستان توافقی صورت گیرد.

در آینده روابط طالبان با ایران به چه صورت خواهد بود؟ چون به خاطر پیشینه‌ی طالبان اطمینان به آن کم است، چه تضمینی برای بهبود رابطه با ایران وجود دارد؟

بدون شک می‌خواهیم با جمهوری اسلامی ایران رابطه‌ای برادرانه و قوی داشته باشیم. ایران همسایه‌ی ما است و ارزش‎‌های مشترک با یکدیگر داریم. از این نظر باید رابطه‌ای حسنه‌ای با ایران و بر پایه‌ی اعتماد داشته باشیم. برای یک فضای پر اعتماد تلاش خود را خواهیم کرد اما اینکه طرف ایرانی به ما اعتماد کند به خودش ربط دارد، چون ما به آنها در این‌باره گفته‌ایم. در اسلام قلعه به مرز ایران نزدیک شده‌ایم و با سربازان ایرانی رابطه‌ی دوستانه داشتیم. هیئت ما هم برای گفت‌وگو در تهران است و این یک زمینه‌سازی به حساب می‌آید که به آنها یقین بدهیم ما دوست آنها هستیم.

ایران با حاکمیت مطلق طالبان در افغانستان مخالف است و می‌گوید طالبان باید در کنار دیگران سهمی از قدرت داشته باشد، نظر شما چیست؟

افغانستان و جمهوری اسلامی ایران دو کشور جدا هستند. از جمهوری اسلامی ایران می‌خواهیم به مسائل داخلی کشور ما کاری نداشته باشد. ما به خودمان این حق را نمی‌دهیم که به جمهوری اسلامی بگوییم چه کسی قدرت داشته باشد و چه کسی نداشته باشد. چون این به ملت ایران مربوط است. مردم ایران از خود رأی و نظر دارند. البته از طرف خودمان این اطمینان را می‌دهیم که حقوق اتباع ما محفوظ خواهد بود. حکومتی می‌سازیم که شامل تمام افغان‌ها باشد. جامعه‌ی ما نیاز دارد، تمام جهت‌ها را در نظام آینده داشته باشد. تشکیل یک نظام مربوط به همه‌ی افغان‌ها است و باید نماینده‌های خود را داشته باشند.

تکلیف افغانستانی‌هایی که طالب نیستند یعنی حتی پشتون‌هایی که طالب نیستند، چه می‌شود؟

ضرورتی ندارد که طالب باشند یا نه. تمام مردم این سرزمین باید در ساختن این نظام سهم خود را داشته باشند. بین طالب و غیر طالب فرقی قائل نیستیم.

آیا بخشی از طالبان را داعشی‌ها تشکیل داده‌اند؟ در آینده رابطه‌ی شما با داعش چگونه تعریف می‌شود؟

من این مسئله را تکذیب می‌کنم. طالبان با داعشی‌ها جنگیده است. داعشی‌ها ما را مرتد می‎‌خوانند، چطور می‌تواند برخی از اعضای ما داعشی باشد یا با آنها همکاری کنیم. چندین بار با داعش برخورد خیلی سختی داشتیم. با آنها جنگیده‌ایم و شکست داده‌ایم. باورها و افکار داعش نظر ما نیست. داعش برای مردم ما تهدید است، آنها فکر جاهلانه‌ای دارند و با آنها مقابله خواهیم کرد تا آنها از سرزمین ما گم باشند.

 موضع طالبان در برابر آمریکا چیست؟ آیا شما یک نیروی ضد آمریکایی تعریف می‌شوید؟

تا زمانی که آمریکا در افغانستان یورش داشته باشد، ما نیروی ضد آمریکایی هستیم. اگر آمریکا به خانه‌ی خود بازگردد و ملت ما را رها کند، ما نمی‌خواهیم دشمنی عمیق و دراز مدتی داشته باشیم. چون کشور ما به روابط حسنه با تمام کشورها نیاز دارد. آمریکا نیز یکی از کشورهای مهم دنیا است. ما خواهان رابطه‌ی خوب با آنها هستیم که مداخله در کشور ما پنداشته نشود و اشغال آنها به پایان برسد. نظامیان آنها به خوانده برگردند و کشور ما را رها کنند.

پس از دوران حکومت طالبان آموزش و تعلیم در افغانستان گسترش زیادی داشت، این روند توسعه در آموزش را ادامه خواهید داد؟

تعلیم ضرورت دارد، کشور ما بسیار عقب‌مانده است. تلاش می‌کنیم تا آموزش در کشور گسترش بیشتری داشته باشد، مردان و زنان ما تعلیم ببینند چون این نیازمندی جامعه است.

در افکار عمومی افغانستان این مسئله مطرح می‌شود که طالبان می‌گوید زنان بدون محارم بیرون از خانه نیایند، هر خانه‌ای که سه دختر دارد، یکی از آنها را باید به عقد طالبان در بیاورد، این اخبار چقدر صحت دارد؟

بدون شک این شایعات دروغ و خنده‌دار است، ما به هیچ‌وجه چنین کاری نکرده‌ایم. مردم افغانستان از قبل مسلمان بوده‌اند، زندگی آنها در چارچوب شریعت اسلامی بوده است. اینکه از سه دختر یکی را به عقد ما در بیاورند، نادرست است، این شایعه‌افکنی‌ها به خاطر شکست دشمن است تا اذهان عمومی مغشوش شود.

یعنی الان زنها می‌توانند بدون حجاب و تنها از خانه بیرون بیایند؟

زنان حجاب اسلامی دارند، از گذشته چارچوب اسلامی رعایت می‌شد و محجوب بودند. در گذشته زنان افغان با چادر از خانه بیرون می‌آمدند. این پوشش اسلامی است و باید داشته باشند.

یعنی طالبان دیگر مثل گذشته با زنان برخورد نمی‌کند؟

کوشش می‌کنیم نارساهایی که درباره‌ی زنان در افغانستان وجود دارد را از طریق آموزش و تفهیم حل کنیم اما از فشار استفاده نخواهیم کرد. باید عرصه‌ی کار و تعیلم خانم‌ها بهتر شود و آنها آسان‌تر بتوانند طبق ارزش‌های جامعه‌ی ما زندگی کنند.

اگر طالبان صاحب دولتی شود، آیا وزارت‌خانه‌هایی را به اقوام مختلف مثل هزاره‌ها، تاجیک‌ها، ترک‌ها، شیعه و سنی‌ها داده می‌شود؟ این تکثر وجود خواهد داشت؟

هنوز نظام آینده ساخته نشده است و نمی‌دانم کدام کرسی به چه کسی تعلق می‌گیرد، در افغانستان به تقسیم‌بندی قومی اعتقاد نداریم. همه‌ی مردم افغانستان یک ملت هستند. هرکسی با هر قومی و تفکری برای ما محترم است و در نظام نماینده‌ی خودش را خواهد داشت.

در حال حاضر با ایران چه اختلاف‌هایی دارید و همچنین چه انتظارهایی خواهید داشت؟

الحمدالله با ایران اختلافی نداریم، ایران کشور همسایه و دوست ما است. در ضمن هر مسئله‌ای برای خودش یک راه‌حلی دارد. ما انتظار داریم ایران صادرات خود را به افغانستان افزایش دهد. در ساخت مجدد کشور ما سهیم باشد و در جلوگیری از انتقال مواد مخدر با ما همراه باشد.

برای کشورهایی مثل ایران، چین، روسیه، آمریکا، پاکستان، ترکیه چه نقشی در افغانستان قائل هستید و چه رابطه‌ای را تعریف می‌کنید؟

ما می‌خواهیم با همه‌ی کشورها رابطه‌ی متقابل داشته باشیم و با کشورهای دیگر در صورت به رسمیت شناختن استقلال ما ارتباط برقرار کنیم. اگر کشورهایی که نام بردید استقلال ما را به رسمیت می‌شناسند و تعامل باآنها دیپلماتیک باشد، تلاش می‌کنیم با همه‌ی آنها روابط حسنه برقرار کنیم.

نظر شما نسبت به خروج ناگهانی آمریکا از افغانستان چیست؟

خروج آنها ناگهانی نبود، چون سال قبل با آمریکایی‌ها توافق داشتیم. بر اساس آن توافق‌نامه حتی قبل از این باید از افغانستان خارج می‌شدند. اگر آمریکا زودتر از منطقه برود، به آنجا ثبات و امنیت برمی‌گردد. حضور نیروهای آمریکایی نه تنها برای آمریکا بلکه برای همه‌ی کشورهای منطقه یک تهدید به حساب می‌آید و باید این خطر از بین برود.

با فارسی زبان‎‌های افغانستان چه برخوردی می‌شود؟ چون معمولاً با پشتون‌ها مشکل دارند.

افغان‌ها هیچ مشکلی با هم ندارند، در این سرزمین افغانی و ازبکی زبان داریم. در هر ملتی این تنوع وجود دارد. همه‌ی ما یک ملت و یک مردم هستیم. هیچ تفاوتی میان ما براساس لسان نیست. در میان مجاهدین ما از لسان ازبک و تاجیک حضور دارند، خدمت کرده‌اند و در آزادی کشور خودشان سهم داشته‌اند.

یکی از مسائل ایران و افغانستان بر سر آب است، آیا طالبان به قرارداد میان ایران و افغانستان پایبند خواهد بود؟

وقتی نظام تشکیل شد، درباره‌ی این مسائل می‌توان فکر کرد. آنچه با ایران توافق شده است را ما مدنظر داریم. افغانستان و به ویژه جنوب آن همچون ایران با مشکل خشک‌سالی روبرو است. یکی از تهدیدهایی است که با آن مواجه هستیم.

برخی از مسئولان افغانستان می‌گویند اینکه طالبان به ۸۳ درصد از خاک افغانستان سیطره یافته است، دروغ و تبلیغات است. چه پاسخی دارید؟

این نگاه درست نیست. در طی دو ماه توانستیم ۱۸۴ ولسوالی را در دست بگیریم.

حدوداً سه میلیون مهاجر افغانستانی در ایران وجود دارد که دو میلیون آن شناسایی نشده‌اند. برنامه‌ای برای آنها دارید؟نظر طالبان در مورد ایران چیست

ما سعی می‌کنیم که کاری کنیم آنها به میل خودشان به افغانستان برگردند. کشور ما توسط همین مهاجرین باید آباد شود. جمهوری اسلامی هم سال‌های زیادی از آنها میزبانی کرده‌اند، در همین مدت کم با مهاجران با تسامح و احسان برخورد کنند تا در اینجا خانه و کاشانه برای آنها فراهم شود، اما با اختیار خودشان هر زمانی مفید بود، برگردند.

درباره‌ی وضعیت مهاجران با دولت ایران صحبتی کردید؟

با آنها صحبت کردیم که وضعیت مهاجران به ویژه در ساحت مرزی بهتر شود؛ اما درباره‌ی بازگشت آنها فعلا صحبتی نشده است. چون زمینه مناسب نیست. در ابتدا باید امنیت در کشور تامین شود از حالت جنگی خارج شویم و بعد دوباره آنها به کشور بازگردند.

این احتمال وجود دارد با تامین امنیت در افغانستان اسرائیل بخواهد در منطقه حضور داشته باشد، برخورد شما این مسئله چیست؟

ما به اسرائیل اجازه نخواهیم داد که در افغانستان حضور داشته باشند. اسرائیل یک رژیم غاصب است. حقوق فلسطینی‌ها را غصب کردند. در جهان اسلام بسیار مسئله‌ی حساسی است. اسرائیل را به عنوان نظام و حکومت نمی‌شناسیم.

نظر شما درباره‌ی مقاومت از سوی «احمد مسعود» [فرزند احمد شاه مسعود] در شمال کشور چیست؟ آیا برنامه‌ای برای مذاکره با آنها دارید؟

تلاش می‌کنیم با کسی مخالفت نداشته باشیم و از نزدیک با آنها مذاکره کنیم. بدون شک ملت ما جنگ نمی‌خواهد. امیدوار هستیم دست به اسلحه نبرند. ملت ما جنگ نمی‌خواهد و به زودی در مقابل هرگونه فساد و فتنه را خواهد گرفت.

رسانه‌ها در طی سال‌های اخیر در افغانستان توسعه پیدا کرده‌اند، آیا در دوران طالبان این وضعیت ادامه خواهد داشت؟

فعالیت رسانه را اصلاح خواهیم کرد، چون نیاز دارد. چون زمانی این رسانه‌ها رشد پیدا کردند که افغانستان در اشغال آمریکایی بوده است. باید منافع کشور و ارزش اولیای اسلامی، وحدت مردم و تعصبات را در نظر بگیرد. ما اصلاح خواهیم کرد و دیگر آزادی آنها تامین می‌شود.

 اصلاحی که می‌فرمایید چه معنی دارد، مثلا یک زن هم می‌تواند مجری شود؟

جزییات این مسئله به نظام آینده ربط دارد، باید دید چه قوانینی تصویب می‌شود. این مسئله نیاز به توافق افغان‌ها دارد یک طرفه نمی‌توان برای چیزی تعیین تکلیف کنیم، بهتر است که صبر کنیم تا نظام ایجاد شود و در آن زمان طبق قوانین هرکس فعالیت خواهد داشت.

نظر شخص شما درباره‌ی حضور زنان در رسانه‌ها چیست؟

اگر حضور آنها با شریعت اسلام در تضاد نباشد، ما طرفدار فعالیت آنها هستیم.

حتی شیعه‌ها هم می‌توانند به راحتی دیدگاه خود را در رسانه داشته باشند؟

پیش از این شیعه‌ها هم نظر خود را داشتند. باید اصلاحاتی در رسانه صورت گیرد، چیزی که به وحدت ملت ما صدمه بزند، هیچ‌کس اجازه نمی‌دهد بر خلاف منافع ملی رسانه‌ها عمل کنند. باید چارچوب داشته باشند وگرنه ابراز نظر آنها مشکلی ندارد.

گروه نشریات دنیای اقتصاد

درباره ما

کليه حقوق اين سايت متعلق به روزنامه دنيای اقتصاد بوده و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است

نسخه چاپی

یادداشتی از بابک تقوایی: بیش از سه سال است که رژیم جمهوری اسلامی و طالبان رابطه‌ای به‌ظاهر دوستانه برقرار کرده‌اند؛ رابطه‌ای که به سفر ملا عبدالغنی برادر، یکی از بنیانگذاران طالبان، از دوحه به تهران و ملاقات او با سران حکومتی در ایران در بهمن ۱۳۹۹ منتهی شد.

مقامات افغانستان این رویداد را مصداق بارز همکاری سیاسی این گروه افراط‌گرای اسلامی با رژیم جمهوری اسلامی ایران توصیف کردند و گواهی بر ادعایشان مبنی بر حمایت تسلیحاتی سپاه پاسداران از این گروه افراط‌گرا؛ ادعایی که البته تا به امروز نتوانسته‌اند آن را اثبات کنند.

برخلاف آن‌‌چه به نظر می‌رسد، رابطهٔ سیاسی جمهوری اسلامی ایران و طالبان می‌تواند همچون رابطهٔ سپاه قدس و گروه‌های افراط‌گرای وابسته به القاعده و نزدیک به طالبان در منطقهٔ اورامانات و کردستان ایران و عراق باشد؛ رابطه‌ای که در سال ۱۳۸۰ آغاز شد و در نهایت در سال ۱۳۸۸ به‌تدریج به یک تقابل نظامی بین ارگان‌های امنیتی و اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی و این گروه‌های افراطی سلفی تبدیل شد و نهایتاً به بازداشت و اعدام صدها عضو گروه‌های وابسته به القاعده در استان‌های کردستان و آذربایجان غربی در سال‌های ۱۳۸۹ تا ۱۳۹۴ انجامید.

با خروج نیروهای نظامی ایالات متحده آمریکا و متحدان اروپایی‌اش از افغانستان، طالبان بار دیگر مجال یافته تا ضمن بهره‌گیری از خلأ امنیتی پدیدآمدهٔ حاصل از آن و همچنین ضعف نیروهای اردوی ملی افغانستان به اشغال میزان قابل‌توجهی از ولایات و سرحدات افغانستان رو بیاورد تا جایی که اکنون بسیاری از مناطق هم‌مرز با ایران در ولایت فراه را به کنترل خود درآورده است.نظر طالبان در مورد ایران چیست

مقامات رژیم جمهوری اسلامی هنوز بر اهمیت خروج نیروهای نظامی خارجی از افغانستان پافشاری می‌کنند و حتی برخی از شخصیت‌های محافظه‌کار و تندرو و برخی از رسانه‌های حکومتی چون خبرگزاری تسنیم وابسته به سپاه پاسداران و یا روزنامه‌ی کیهان که رئیس آن منصوب علی خامنه‌ای است، سعی در صلح‌طلب نشان دادن طالبان به مردم و به‌خصوص هواداران جمهوری اسلامی دارند، اما برخلاف آن‌چه انتظار می‌رفت، نیروهای مسلح ایران اعم از نیروی زمینی ارتش و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روزهای گذشته در آماده‌باش کامل جهت مقابله با خطر ورود نیروهای طالبان از خاک افغانستان به ایران قرار گرفته‌اند.

اعزام نیروهای نظامی ایران به مناطق مرزی استان خراسان جنوبی و مناطق هم‌مرز با ولایت فراه افغانستان نشانهٔ عدم اطمینان کامل رژیم جمهوری اسلامی به طالبان و شکننده بودن رابطهٔ بین آن‌هاست؛ رابطه‌ای که احتمال دارد در آینده‌ای نزدیک به یک رقابت جهت تسلط دو طرف بر بسیاری از مناطق افغانستان تبدیل شود؛ رقابتی که می‌تواند به یک جنگ خونین بین پیکارجویان طالبان و نیروهای نیابتی سپاه قدس چون لشکر فاطمیون در مناطقی چون ولایت هرات بینجامد.

به دنبال کشتار دیپلمات‌های ایرانی توسط گروه طالبان در سال ۱۳۷۷(پس از بهبود روابط سیاسی رژیم تهران و طالبان، این گروه این مسئله را رد کرد)، نیروهای مسلح ایران برای یک جنگ تمام‌عیار و لشکرکشی به افغانستان آماده شد، اما به‌دستور علی خامنه‌ای، رهبر کل قوای رژیم جمهوری اسلامی، این جنگ هرگز آغاز نشد.

با وجود این، نیروهای مسلح ایران توان رزمی خود را در شمال شرق کشور جهت رویارویی با طالبان افزایش دادند؛ مسئله‌ای که به تشکیل پایگاه پنجم رزمی هوانیروز ارتش مجهز به ۲۱ فروند هلیکوپتر هجومی، رزمی و شناسایی و همچنین پایگاه چهاردهم شکاری نیروی هوایی ارتش در فرودگاه بین‌المللی ارتش مجهز به دو اسکادران شکاری جنگنده‌های اف-5ئی و اف و میراژ اف.1 ئی کیو و بی کیو (Mirage F.1EQ/BQ) گردید.

از سوی دیگر، سپاه قدس کمک‌های نظامی و تسلیحاتی‌اش به نیروهای ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود را افزایش داد.

در پی آغاز حمله نیروهای نظامی به رهبری آمریکا به طالبان در سال ۱۳۸۰، رژیم جمهوری اسلامی نیز به‌طور غیرعلنی و غیرمستقیم به این ائتلاف پیوست و حتی در جریان قیام هرات در ۲۱ آبان ۱۳۸۰ برابر با ۱۲ نوامبر ۲۰۰۱، واحدهایی از سپاه قدس به طور همزمان با نیروهای ویژه آمریکایی در شهر هرات حضور یافتند و به‌همراه نیروهای ائتلاف شمال علیه طالبان به پشتیبانی نظامی از مردم محلی جهت به کنترل گرفتن این شهر پرداختند.

حتی پس از تهدید ایالات متحده آمریکا مبنی بر حمله نظامی به ایران به‌دنبال افشای برنامهٔ جنجال‌برانگیز و نظامی هسته‌ای‌اش، با وجود اتخاذ سیاست مدارا و غیرخصمانه از سوی رژیم جمهوری اسلامی در قبال گروه تروریستی القاعده، دشمنی با طالبان که مهم‌ترین متحد القاعده در افغانستان بود ادامه یافت.

در ۱۵ خرداد ۱۳۹۶ برابر با ۵ ژوئن ۲۰۱۷، روابط دیپلماتیک عربستان سعودی، امارات متحده عربی و متحدین آن‌ها در منطقهٔ خاورمیانه با قطر قطع شد که دلیل آن حمایت دولت این کشور و سازمان اطلاعاتی آن از پیکارجویان مسلح و گروه‌های تروریستی وابسته به جریان افراط‌گرای اخوان المسلمین و ایجاد بحران‌های داخلی و امنیتی برای آن‌ها به‌خصوص در کشورهای لیبی و مصر بود. در نتیجهٔ آن، تحریم‌هایی از سوی همسایگان عرب قطر علیه این کشور وضع شد و رژیم جمهوری اسلامی را به یک متحد ناخواستهٔ این کشور در منطقهٔ خاورمیانه تبدیل کرد؛ متحدی که نیروهای نیابتی وابسته به سپاه قدس آن پیشتر در سوریه با گروه‌های پیکارجوی مسلح تحت حمایت قطر در نبرد بودند.

دولت قطر به‌عنوان مهم‌ترین حامی سیاسی گروه افراط‌گرای طالبان از فرصت فراهم‌شده جهت بهبود روابط دفتر سیاسی طالبان و رژیم جمهوری اسلامی در سال ۱۳۹۷ استفاده کرد. در ابتدا مذاکراتی مخفی بین برخی مقامات وزارت خارجه رژیم جمهوری اسلامی صورت گرفت و سرانجام در دی ماه سال ۱۳۹۷، یک هیئت رسمی از طالبان به تهران سفر کرد و با برخی مقامات وزارت خارجه جمهوری اسلامی مذاکره کردند.

پیش از آن، این هیئت با گروهی از مذاکره‌کنندگان عربستانی، اماراتی و آمریکایی دربارهٔ آن‌چه برنامهٔ صلح افغانستان نامیده می‌شد، در ابوظبی مذاکره کرده بودند.

در سال ۱۳۹۹ روابط دفتر سیاسی طالبان و وزارت خارجه رژیم جمهوری اسلامی به بالاترین سطح خود رسید و ملا عبدالغنی برادر، یکی از بنیانگذاران طالبان در بهمن ماه آن سال به دعوت وزارت خارجه این رژیم به تهران سفر کرد و با محمدجواد ظریف و همچنین نمایندهٔ ویژهٔ ایران در امور افغانستان دیدار و در خصوص روند صلح در این کشور مذاکره کردند؛ دیداری که موجب رنجش دولت افغانستان از رژیم جمهوری اسلامی شد. خبر این مذاکرات را سخنگوی وزارت امور خارجه رژیم تهران در تاریخ ۷ بهمن ۱۳۹۹ رسانه‌ای کرد.

پس از تسلط طالبان بر چند پست مرزی در غرب ولایت فراه در ۳۱ خرداد ۱۴۰۰، اعزام نیروهای واکنش سریع و زرهی ارتش و سپاه پاسداران از شهرهای تهران، نیشابور، زاهدان، تربت جام و شاهرود به بیرجند، بدون اطلاع‌رسانی عمومی در رسانه‌های حکومتی، از دوم تیر ۱۴۰۰ آغاز شد؛ نیروهایی که پس از آن در مناطق مرزی مستقر شدند تا در راستای مقابله با خطر نفوذ نیروهای طالبان به استان خراسان جنوبی به نیروهای مرزبانی یاری برسانند.

اعزام این نیروها نشان‌دهندهٔ آن بود که برخلاف آن‌چه مقامات رژیم جمهوری اسلامی در ماه‌های گذشته ابراز کرده‌اند، از حملات طالبان به مناطق مرزی ایران واهمه دارند. نگرانی‌های امنیتی در مورد افزایش قدرت طالبان در افغانستان موجب تعطیلی کنسولگری ایران در مزار شریف در هفتهٔ گذشته نیز شد تا از تکرار فاجعه‌ای مشابهِ قتل دیپلمات‌های ایرانی در این محل به دست طالبان در ۱۷ مرداد ۱۳۷۷ جلوگیری شود.

بر اساس تصاویر و فیلم‌های منتشرشده در فضای مجازی و همچنین اطلاعاتی که نگارنده از منابع نظامی در نیروی هوایی ارتش به دست آورده است، از دوم تا ۱۲ تیرماه، تیپ ۳۸ زرهی تربت‌ جام و تیپ ۱۵۸ تکاور واکنش سریع شاهرود از نیروی زمینی ارتش به همراه پایگاه پنجم رزمی هوانیروز (هواپیمایی نیروی زمینی) ارتش در مشهد، نیروهایشان شامل تانک‌های اصلی میدان نبرد تی-72اس1 و نفربرهای زرهی بی اِم پی-1، خودروهای سبک مسلح به تیربار، راکت‌انداز و اقلام دیگر نظامی را در کنار شماری از هلیکوپترهای هجومی بل 214آ اصفهان (Bell 214A Isfahan) و تهاجمی بل‌ای اِچ-1جِی اینترنشنال کبرا (Bell AH-1J International Cobra) به بیرجند اعزام کرده‌اند.

همچنین نیروی هوایی ارتش تا به امروز چهار فروند جنگنده اف-5ئی و اف خود را از پایگاه مقدم هوایی شهید حبیبی مشهد به پایگاه دوازدهم شکاری واقع در روستای خور در غرب بیرجند منتقل کرده است

از سوی دیگر، نیروی زمینی سپاه نیز از دوم تیرماه شماری از نیروها و تجهیزات زرهی‌اش را به بیرجند منتقل کرده است که شامل نفربرهای زرهی بی ام پی-2 و تانک‌های اصلی میدان نبرد تی-72اِم1 از گردان‌های نور و نازعات تیپ ۲۱ مستقل زرهی امام رضا مستقر در شهر نیشابور است.

همچنین یک فیلم منتشرشده در فضای مجازی در تاریخ هشتم تیر، اعزام گروهی از خودروهای حامل مراکز کنترل و هدایت پهپادهای شناسایی نیروی هوافضای سپاه از شهر تهران به سمت استان خراسان جنوبی را نشان می‌داد. قصد نیروی زمینی سپاه از پهپادهای شناسایی چون مهاجر ۴ و پهپادهای رزمی/شناسایی چون مهاجر ۶ مراقبت از مرزها و پشتیبانی از یگان‌های زرهی و پیاده‌اش در مناطق مرزی است.

گروه افراط‌گرای طالبان همچون بسیاری از گروه‌ها و سازمان‌های تروریستی اسلام‌گرا فاقد انسجام سیاسی است و حتی در برخی موارد سیاست و عملکرد اتخاذشده توسط پیکارجویان آن مستقر در خاک افغانستان با عملکرد رهبران سیاسی آن مستقر در دوحه، پایتخت قطر، در مغایرت کامل قرار داشته است؛ امری که این گروه را غیر قابل ‌اعتماد و در بسیاری از موارد غیر قابل‌ پیش‌بینی می‌کند.

در حال حاضر، این گروه تروریستی از به کار بردن خشونت در قبال نیروهای تسلیم‌شدهٔ ارتش ملی افغانستان خودداری می‌کند و سعی در نمایش چهره‌ای به‌ظاهر سازشکار از خود دارد، اما به نظر نمی‌رسد پس از خروج کامل نیروهای آمریکایی و متحدان‌شان از افغانستان، پیکارجویان طالبان این رویه را ادامه دهند.

پیش‌بینی می‌شود که پس از خروج کامل نیروهای نظامی خارجی از افغانستان، طالبان دست به اتخاذ سیاست‌هایی به‌شدت تهاجمی علیه دولت مرکزی و نیروهای مسلح افغانستان بزند و با استفاده از حملات تروریستی و همچنین شکنجه و اعدام اسرا و روا داشتن قوانین سخت شریعت اسلامی در مناطق تحت سلطه‌اش، جهت حمله و تسلط بر شهرهایی چون کابل و هرات با استفاده از تجهیزات نظامی به‌غنیمت گرفته‌شده از ارتش افغانستان آماده شود.

در چنین شرایطی احتمال مداخلهٔ نظامی کشورهای خارجی ازجمله ایران دور از انتظار نخواهد بود. این احتمال وجود دارد که نیروهای مسلح ایران با ایجاد منطقه‌ای حائل در مناطق مرزی غرب افغانستان و همچنین نیروهای نیابتی سپاه قدس چون لشکر فاطمیون و زینبیون با تسلط بر هرات برای این منظور مورد استفاده رژیم تهران قرار بگیرند.

© ۲۰۲۲ تمام حقوق این وب‌سایت، بر اساس مقررات کپی‌رایت، برای رادیو فردا محفوظ است.

دیدگاهها

هم‌رسانی این مطلب:

نگارش از: مجید ایزدپناهی، پژوهشگر مسائل سیاست خارجی‌ ایران

خروج زودهنگام نیروهای آمریکایی‌ از افغانستان و سقوط کابل به دست طالبان، بار دیگر شرایط پرآشوب خاورمیانه و معادلات ژئوپولیتیک آن را دستخوش تغییر کرد. آنچه تا حدی شاید دور از انتظار بود، حمایت جمهوری اسلامی ایران از اسلامگرایان طالبان است. تصمیم گیرندگان سیاسی در تهران با استقبال از خروج آمریکا از افغانستان و با تغییر رویکردشان به طالبان و برغم اختلاف‌های مذهبی‌ و ایدئولوژیک، سعی‌ در به تصویر کشیدن چهره‌ای جدید از این نیروی رادیکال سنی مذهب کرده‌ا‌ند.

در دوره اول حکومت طالبان بر افغانستان در دهه ۹۰ میلادی تهران به همراه هند و برخی‌ دولت‌ها به حمایت از ائتلاف شمال به رهبری احمد شاه مسعود برخاست. کشتار شیعیان افغانستان و رفتار طالبان با هزاره‌های این کشور عامل اصلی‌ اختلاف بین جمهوری اسلامی و طالبان بود. اختلاف با طالبان تا جایی‌ پیش رفت که ایران پس از قتل ۱۱ دیپلمات خود در مزار شریف به دست طالبان در سال ۱۹۹۸ میلادی در آستانه یک حمله بزرگ به افغانستان و رویارویی با این گروه افراط‌گرا قرار گرفت.نظر طالبان در مورد ایران چیست

پس از حادثه ۱۱ سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان، دولت خاتمی از اقدام واشنگتن و تشکیل دولت موقت حمایت کرد، اما آنچه که جمهوری اسلامی ایران انتظار آنرا نداشت و تهران را شوکه کرد، قرار دادن نام ایران در کنار عراق و کره شمالی‌ توسط رئیس جمهور بوش در سال ۲۰۰۲ به عنوان بخشی از «محور شرارت» بود. ایران انتظار حضور ناگهانی آمریکا در مرز‌های شرقی‌ و غربی خود را نداشت و با بالا گرفتن تنش‌ها بر سر برنامه هسته‌ای و موشکی ایران، رویکرد جمهوری اسلامی نسبت به اسرائیل، تنش‌ در خلیج فارس و نیز رفتار منطقه‌ای ایران، مقامات جمهوری اسلامی حضور منطقه‌ای آمریکا را تهدیدی بزرگ تلقی‌ کردند و تهران راه مقابله با دشمن دیرینه خود را در حمایت از گروه‌های آمریکاستیز یافت.

واقعیت‌ها، گزارش‌ها، و حوادث سال‌های اخیر نشانه‌های تغییر روابط جمهوری اسلامی ایران و طالبان را آشکار می‌کنند. در سال‌های اخیر آیت‌الله خامنه‌ای از طالبان هیچ انتقادی نکرده است. دستیار وزارت خارجه گروه طالبان را نیروهای امارات اسلامی نامیده و برخی‌ در تهران طالبان را جنبش اصیلی برخاسته از منطقه خوانده‌ا‌ند. گزارش‌هایی نیز در مورد آموزش و تجهیز طالبان توسط سپاه پاسداران وجود دارد که تهران همواره آن را رد کرده است.

اختر منصور که در سال ۲۰۱۶ در پاکستان در نزدیکی‌ مرز با ایران کشته شد گفته شد که از ایران وارد پاکستان شده بود. در سال ۲۰۱۸، تهران با اطلاع دولت وقت افغانستان میزبان طالبان بود. در ژانویه ۲۰۲۱ نیز یک هیأت طالبان به تهران سفر کرد و محمد جواد ظریف، وزیر خارجه جمهوری اسلامی از تشکیل دولت فراگیر اسلامی در افغانستان حمایت کرد. روزنامه کیهان نیز که بارها در مقالات خود از طالبان حمایت کرده است در جدیدترین مقاله خود ادعا کرده که طالبان از رهبر جمهوری اسلامی پیروی می‌کند.

آمریکاستیزی که سنگ بنای جمهوری اسلامی و ایدئولوژی اصلی‌، به ویژه بین هسته سخت قدرت و «نیروی میدان» است جمهوری اسلامی را به طالبان نزدیک کرده است. به دست گرفتن سکان وزارت خارجه جمهوری اسلامی به دست امیر عبداللهیان که یکی‌ از نیروهای سپاه قدس به حساب می‌‌آید و خود را ادامه دهنده راه سردار سلیمانی میداند در واقع تسلط کامل میدان بر دیپلماسی است که در نهایت هدف آن تقویت محور مقاومت در برابر غرب، و به ویژه آمریکا است. در این راستا، جمهوری اسلامی با تاکید بر اینکه طالبان تغییر کرده و همچون سابق عمل نمیکند و با کمک تحریف یا انکار واقعیت ظاهرا سعی‌ بر این دارد که طالبان را بخشی از محور مقاومت قلمداد کند.

با توجه به نیاز طالبان به نیروی انسانی‌ جهت بکارگیری تجهیزات آمریکایی‌ و در صورتی که جمهوری اسلامی ایران و طالبان به همکاری خود ادامه دهند، ممکن است که تهران در قبال کمک به طالبان بخشی از این تجهیزات را جهت مهندسی‌ معکوس به ایران انتقال دهد. این میتواند به تبلیغات آمریکاستیزی حاکمیت در تهران کمک کند.

افغانستان برای امنیت جمهوری اسلامی ایران از اهمیت برخوردار و تهران به دلیل امنیتی نیازمند ثبات در افغانستان تحت سلطه طالبان است. اولین دلیل امنیتی این است که طالبان و تهران هر دو داعش را دشمن خود میدانند. بنابر این احتمال این هست که هر دو برای مقابله با دشمن مشترک همکاری بیشتری داشته باشند. همچنین سیل مهاجران و پناهندگان افغان یکی‌ دیگر از معضلات جمهوری اسلامی به حساب می‌رود که طالبان میتواند جلو آنرا بگیرد.

منافع اقتصادی از دیگر زمینه‌های همکاری بین ایران و طالبان است. ایران بزرگترین صادر کننده به افغانستان به حساب می‌‌آید و به دلیل تحریم‌های بین المللی نیازمند گسترش بازارهای منطقه‌ای است. طالبان هم برای تثبیت قدرت و جلوگیری از هرج و مرج ناشی‌ از فروپاشی اقتصادی به همکاری دیگر کشورها وابسته است. تهران همچنین به پروژه راه آهن چاه‌بهار نیاز دارد. در سال ۲۰۲۱ تهران و کابل قراردادی در زمینه جریان آب از افغانستان به ایران امضا کردند که در صورت بی‌ ثباتی سیاسی در افغانستان، ایران متحمل ضرر‌های فراوان می‌شود.

البته جمهوری اسلامی با دو چالش بزرگ هم رو به رو می‌باشد. اول اینکه، تسلط طالبان بر افغانستان و نزدیکی‌ این گروه به پاکستان، به معنی‌ کوتاه شدن دست هند از افغانستان است. بنا بر این، همکاری جمهوری اسلامی ایران با امارت اسلامی طالبان می‌تواند دهلی‌ نو را بیش از پیش نگران کند. دوم، جمهوری اسلامی خود را رهبر شیعیان جهان میداند. برخورد خشن طالبان با شیعیان و هزاره‌های افغانستان و تضییع حقوق آنان می‌تواند جمهوری اسلامی را با مشکل توجیه رابطه با طالبان به خصوص برای نیروهای وفادار خود رو برو کند.

جمهوری اسلامی علیرغم اختلافات تاریخی‌ و مذهبی‌، به دلیل احساس خطر از حضور آمریکا در همسایگی خود راه همکاری با طالبان را در پیش گرفت. ریاست جمهوری رئیسی و وزیر خارجه شدن یکی‌ از نیروهای اصلی‌ سپاه قدس، به گسترش این روابط کمک می‌کند. توجیه کردن وسیله توسط هدف می‌تواند به معنای آن باشد که جمهوری اسلامی منافع ارتباط با هند و پیوند تاریخی‌-فرهنگی ملت ایران با افغانستان را قربانی آمریکاستیزی خود کند و حملات آتی احتمالی طالبان علیه هزاره‌ها را ندیده بگیرد تا بتواند با تضعیف حضور آمریکا در منطقه از پرستیژ منطقه‌ای خود دفاع کند که از منظر تبلیغاتی به سود هسته سخت قدرت در تهران است، سناریویی که شاید در عراق هم تکرار شود.

هم‌رسانی این مطلب:

مجاهد تاکید می کند که امارت اسلامی افغانستان طرفدار برقراری رابطه حسنه با کشورهای همسایه از جمله ایران است.

به گزارش منیبان؛ به نقل از صبح شد، احسان گل محمدی، گفتگویی با سخنگوی طالبان انجام داده است که مشروح آن را می خوانید؛

مردم ایران نظرات متفاوتی، در مورد طالبان دارند؛ برخی می گویند اینکه طالبان چه تصمیماتی در افغانستان می گیرد به مردم این کشور ارتباط پیدا می کند و ایران نباید در مورد آن دخالت کند و برخی نیز نظر متفاوتی نسبت به تصمیمات طالبان دارند؛ اما سوال اینجاست که نظر طالبان در مورد مردم ایران و ایران چیست؟

ذبیح‌الله مجاهد سخنگوی رسمی امارت اسلامی افغانستان (طالبان) در پاسخ به این سوال به به پایگاه خبری و تحلیلی صبح‌شد می گوید: باور ما این است که  با ملت ایران به عنوان همسایه دوستی داشته باشیم.

وی افزود: میان ملت ایران و ما مشترکات زیادی وجود دارد، از این رو ما خواهان همکاری همه جانبه با ملت و دولت ایران هستیم.نظر طالبان در مورد ایران چیست

مجاهد تاکید می کند که امارت اسلامی افغانستان  طرفدار برقراری رابطه حسنه با کشورهای همسایه از جمله ایران است.

همچنین، گزارش‌هایی مبنی بر تعرض به جان و مال شیعیان از سوی طالبان مخابره شده است؛ مجاهد سخنگوی طالبان با رد این گزارش ها می گوید: این گزارش ها تماما کذب است و هیچ تعرضی به شیعیان توسط طالبان صورت نگرفته و نخواهد گرفت.

او همچنین ادامه می دهد: در ولایتهای مختلف افغانستان تعداد زیادی از برادران شیعه «برادروار» زندگی می کنند و این گزارش ها دروغی بیش نیست.

مجاهد می افزاید: امارت اسلامی افغانستان بر این باور است، که مسلمانان باهم برادر هستند و باید برای آبادانی کشور باهم همکاری داشته باشند.

او دوباره تاکید کرد« اصلا چنین گزارش هایی در مورد فرقه های دینی دیده نشده که ما قربانی نظری نادرست شویم.»

مجاهد تاکید می کند که روابط مسلمانان در افغانستان استوار و مستحکم است و این رابطه حسنه بنا براعتماد گذاشته شده است.

رییس اسبق کانون صرافان درباره عدد نرخ ارز پس از توافق وین را توضیح داد.


نقل و نشر مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

The online version of the Iranian daily Hamshahri

سخنگوی طالبان گفت: ما هم می‌خواهیم با جمهوری اسلامی ایران روابط خوب و قوی داشته باشیم تا نزدیکی بین دو ملت وجود داشته باشد، باور وجود داشته باشد و منافع مشترک هم داریم؛ تجارت مشترک، مرز مشترک، امنیت مشترک. این را هم دنبال می‌کنیم. مساله به رسمیت‌شناختن هم امید می‌رود حل شود.

 به گزارش همشهری‌آنلاین به نقل از عصر ایران، مرکز کابل به مانند همیشه شلوغ و پرسرو صدا بود. قبل از ظهر و به همراه دوستان افغانستانی به مقابل ساختمان وزارت فرهنگ افغانستان رسیدیم. دوستان افغانستانی می گفتند شلوغی به مانند گذشته است اما از شدت بازرسی ها و محدودیت های امنیتی کم شده است. طالبان، تابلوی وزارتخانه را عوض کرده بودند و “امارت اسلامی” جای “جمهوری اسلامی افغانستان” را گرفته بود؛ طبق معمول هم تابلو به رنگ سیاه و سفید است.

در کنار درب ورودی یا به قول خودشان “دروازه”، دو نیروی طالبان یا همان امارت اسلامی با لباس نظامی و اسلحه به دست ایستاده بودند. نیروهایی که به تازگی لباس فرم نظامی هم به تن کرده اند و به جای سلاح های معمولی کلاشنیکف اینک تجهیزات و سلاح پیشرفته غنیمتی آمریکایی به دست دارند. به همراه دوستان افغانستانی توضیح دادیم که برای کسب مجوز خبرنگاری آمده ایم. اندک تاملی کرد و اجازه ورود دادند. دوست افغانستانی گفت قبلا بیشتر طول می کشید هم هماهنگی ورود و هم بازرسی ها اما الان، هر دو کمتر شده اند.

از دالان طولانی عبور کردیم. دالانی که خیابان را به ورودی وزارتخانه در خیابان پشتی متصل می کرد. دالانی که با قطعات بزرگ بتن ساخته شده تا جلوی حملات و ترورها و انفجارها را بگیرد؛ حملات و انفجارهایی که بخش بزرگی از انها سهم طالبان بود. حالا اما پس از فرار اشرف غنی رییس جمهوری و فروپاشی دولت جمهوریت، نیروهای طالبان (امارت اسلامی) دولت را دست گرفتند. اسلحه به دستان دیروز امروز پشت میز نشین شده اند؛ البته اسلحه فراموش نشده و همچنان می توان آن را دید.نظر طالبان در مورد ایران چیست

آنها ۲۰ سال حکومت های کرزای و اشرف غنی و حضور ارتش امریکا در افغانستان را دوره اشغال و اشغالگری می نامند و دقیقا در همین دوره، تروریست توصیف می شدند. آنها حملات و انفجارها را عملیات ضداشغالگری می نامیدند و طرف مقابل، آن را ترور و آدم کشی.

با عبور از دالان طولانی وارد ساختمان ” فرهنگ” می شویم.  درب اصلی وزارتخانه، بزرگ، سنگین و قطور است. شبیه درب گاو صندوق. در طبقه همکف روی دیوار مراحل دریافت کارت خبرنگاری ثبت شده که مربوط به دوره قبل است.

با آسانسور به طبقه ۲ و اتاق ذبیح الله مجاهد (معاون وزیر فرهنگ و سخنگوی طالبان) می رویم. در آسانسور دو کارمند وزارت فرهنگ بودند. از دولت قبل بودند. قیافه شان شبیه کارمندان وزارت ارشاد خودمان بود انگار همه کارمندان وزارت ارشاد در جهان شبیه هم هستند درباره حقوق معوقه صحبت می کردند. کارکنان وزارتخانه ها چند ماهی است حقوق نگرفته اند.

به اتاق مجاهد رسیدیم. او در چند سال اخیر از طریق اکانت توییتری و انتشار بیانیه ها و فیلم و عکس ها فعالیت های طالبان را اطلاع رسانی می کرد. از فایل های صوتی برای تشویق نیروهای دولتی به تسلیم شدن تا انتشار خبر و فیلم حضور نیروهای طالبان در مقابل فرمانداری ها و استانداری ها که نشانه سقوط کامل شهرستان ها و استان ها بود.

تا قبل از ورود طالبان به کابل و سیطره بر حکومت، هیچ عکس یا مشخصات تایید شده ای از او منتشر نشده بود اما با پیروزی طالبان اولین نشست خبری را برگزار کرد و مشخص شد برخلاف گفته مقامات امریکایی او شخصیت خیالی نیست بلکه واقعیت دارد. شرح عکس: ورودی وزارت فرهنگ و نیروهای نظامی طالبان / امارت اسلامی – کابل – عکس: عصرایران

وارد اتاق می شویم. با استقبال گرم مسوول دفتر مجاهد روبه رو می شویم. اقای “شفیق پدرود” از کارمندان قدیمی وزارت فرهنگ است. خوش سخن و دغدغه مند فرهنگ و ادبیات. خاطره تعریف کرد.

برایمان چای سبز آورند. چای در افغانستان؛ یعنی چای سبز. درباره فرهنگ و شعر و ادبیات ‌و اشتراکات و ارتباطات دو ملت صحبت می کنیم. صبر می کنیم تا حدود ۴۰  دقیقه بعد مجاهد می رسد. با ۲ محافظ اسلحه به دست و یک همراه هم لباس خودش. دو محافظ، اولی جوان تر است با لباس فرم نظامی و دومی که سن بیشتر، قد بلندتر و ریش پرپشت تری داشت با لباس معمولی و کلاه سنتی قرمز رنگ (کلاه قندهاری) به سر اما جلیقه سبز نظامی داشت.

مجاهد با قدی بلند اما درشت هیکل و لباس یک دست سفید و دستار مشکی … یک محافظ دم درب اصلی اتاق می نشیند و دیگری در کنار درب اتاق مجاهد. دستیار مجاهد به سراغمان آمد اسم و مشخصات و نام خبرگزاری را سوال کرد و برگشت.

بعد از حدود یک ساعت وارد اتاق می شوم و قبلش هم محافظان، بازرسی یا به قول خودشان “تلاشی” می کنند. 

به نظر می رسد در اتاق نه چندان بزرگ مجاهد کمتر چیزی تغییر کرده. البته عکس اشرف غنی (رییس جمهور فراری) برداشته شده و پرچم طالبان یا امارت اسلامی جایگزین پرچم حکومت سابق (جمهوری اسلامی) شده اما سایر تابلوها از جمله نقاشی بزرگ با عنوان “یادمان شهدای رسانه افغانستان” به دیوار مانده بود. خبرنگارانی که در انفجارها و حملات در افغانستان کشته شده اند. دستیار مجاهد که جوان تر بود هم آن طرف تر در مقابل لپ تاپ کوچکی نشسته و مشغول است.

شرح عکس: وزارت فرهنگ افغانستان

در ابتدای دیدار مجاهد در گوشی موبایلش تصویری از صفحه اول روزنامه ایرانی “جمهوری اسلامی” نشان می دهد و انتقاد می کند. تیتر این بود: “شیعیان هزاره افغانستان در آستانه نسل کشی توسط تروریست های طالبان”

مجاهد ۴۰ و چند ساله تحصیلکرده علوم دینی در افغانستان و پاکستان است. برخلاف اکثریت نیروهای طالبان فارسی را خوب صحبت می کند و از شرایط ایران مطلع است. آنهایی که تاکنون با مجاهد دیدار و گفتگو داشته اند او را وجه رحمانی طالبان/ امارت اسلامی می دانند.

متن گفتگو به این شرح است:

* قبل از ورود نیروهای طالبان یا امارت اسلامی به کابل و تغییراتی که روی داد ایا شما چنین پیش بینی می کردید؟   – نه خیر. آمدن ما به کابل بسیار غیرمترقبه بود. یعنی ما منتظر چنین چیزی زودتر نبودیم. ما می خواستیم کابل را زمانی داخل شویم که با این جهتی که اینجا بود مفاهمه صورت بگیرد. به خاطر اینکه کابل مثل شهرهای دیگر نیست. ازدحام مردم اینجا زیاد هست. بانک ها و پول زیاد هست، سفارتخانه ها اینجا هست. تراکم مردم هست. دکان ها مارکت ها اموال، همه چیزها ما را وا می داشت که بسیار با احتیاط گام برداریم و غیرمترقبه داخل نشویم. رویدادی که آن روز رخ داد زمانی که نیروهای ما به کمربندی کابل رسیدند در داخل شهر یک هم‌پاشی (فروپاشی) روی داد رئیس کار خود را ترک کرد. نیروی امنیتی کار خود را ترک کرد. ارگ و وزارتخانه ها تخلیه شدند. یک خلاء به وجود امد. افرادی از این خلاء سواستفاده کردند.به شهر کابل و سفارتخانه ها و تجارتخانه ها  یک خطری مواجه شد که ما بسیار نگران شدیم. در نصف روز ما فیصله (تصمیم) خود را تغییر دادیم. زود فیصله دادیم که باید وارد شهر کابل شویم تا امنیت گرفته نشود. از همه مهمتر امنیت است.

به خصوص امنیت بانک ها و تجارتخانه ها و سفارتخانه ها که میهمانان خارجی هستند. به این مورد ما مجبور شدیم که وارد کابل شویم. تشکیلات کامل هم نداشتیم. هیچ آمادگی نداشتیم. آمادگی کامل ذهنی هم نداشتیم. ما می خواستیم روزهایی را برای آمادگی داشته باشیم. به هر حال غیرمنتظره بود. اگر چه غیرمنتظره بود اما آهسته آهسته اوضاع تحت کنترل در می آید. شرح عکس: ورودی ساختمان وزارت فرهنگ افغانستان بعد از سیطره طالبان بر کابل / عکس های اشرف غنی رئیس جمهوری سابق و فراری هنوز بر دیوارهای ساختمان وزارتخانه وجود دارد – عکس: عصرایران

*   ایا خودتان پیش بینی می کردید در این مسوولیت فعلی در وزارت فرهنگ باشید؟   – نه. در امارت اسلامی یک چارچوبی وجود دارد که خود آدم نمی تواند بگوید در این جایگاه باشد یا آن جایگاه. ما نمی توانستیم پیش بینی کنیم که در این مسوولیت باشیم یا در مسوولیت دیگری. بزرگان تصمیم می گیرند و ما اجرا می کنیم برای ما هم مهم نبود که کدام پست باشیم پست چه باشد. خدمت مهم بود در هر بخشی استخدام می شدیم برای ما پذیرفته شدنی بود ولی پیش بینی قبلی نداشتیم.

* شما هم اکنون معاون وزیر فرهنگ هستید. آیا قبل از حوادث اخیر، به وزارت فرهنگ آمده بودید یا مراجعه ای داشتید؟   – نه نیامدم.

* یعنی این اولین ورود شما به ساختمان وزارت فرهنگ بود؟  – بله این اولین ورود من بود.  *شما قبل از این اتفاقات ساکن کابل بودید؟ چون هیچ تصویری از شما قبل از ورود امارت به کابل وجود نداشت؟ حتی ارتش امریکا اعلام کرده بود مجاهد یک شخصیت خیالی است و واقعی نیست.

– این از این جهت بود که از لحاظ امنیتی بسیار محتاط بودم احتیاط می کردم. من این راپورت هایی (گزارش هایی) که می گفتند شخصیت خیالی هستم رد نمی کردم به خاطر اینکه وضعیت امنیتی به نحوی بود که ما استفاده می کردیم. وظیفه من ایجاب می کرد در گردش باشم. خطرات نظامی و امنیتی وجود داشت. ما باید برای حفظ جان و موقعیت خود همیشه در گردش می بودیم در کابل هم امدیم یک مقطع.

*  وضعیت فعلی افغانستان را چگونه می بینید؟ وضعیت اقتصادی کشور دچار آسیب جدی شده است.   – هر زمان کشوری از بحران یا جنگی خارج می شود برای مدت کوتاهی مردم و حکومت و مملکت دچار بعضی مشکلات می شود ولی راه های بیرون رفت از این حالت ان شاالله وجود دارد. امارت اسلامی افغانستان توانسته از لحاظ امنیتی در کشور امنیت خوبی را به میان بیاورد. تلاش می ورزیم مشکلات اقتصادی را هم دغدغه مهمی برای مردم است برایش راه حل پیدا شود و در این راستا هم گام هایی را برداشته ایم تا حدی معاشات (حقوق ماهانه) مامورین (کارمندان دولت) پیدا شده و تا حدی برای تجار و سرمایه گذاران ما هم فرصت های کاری مهیا گردیده. امید است تحرک اقتصادی خوبی هم به میان بیاید و وضعیت اقتصادی هم تحت تحرک باشد.

* یکی از نقاط قوت مجموعه شما همین فعالیت های اطلاع رسانی بود. هر منطقه ای که به تصرف نیروهای شما در می آمد به سرعت فیلم و تصاویری از این اتفاق در اکانت های تویتری شما منتشر می شد. برای انتشار سریع این فیلم و عکس ها آیا سازماندهی وجود داشت؟   – امارت اسلامی افغانستان یک کمیسیون فرهنگی داشت. در این سه سال اواخر من در راس این کمیسیون قرار داشتم. ما وظیفه داشتیم تمام امور رسانه ای را تنظیم کنیم که امور با یک نظم خاص پیش می رفت و هنوز هم دوام دارد. * یعنی در هر مجموعه عملیات مسلحانه، بخش رسانه ای هم داشتید؟ – حتما این ضرورت داشت. * شما از توییتر و واتس اپ آزادانه استفاده کردید و می کنید. الان هم استفاده از آنها در افغانستان آزاد است. آیا این آزادی در آینده هم ادامه پیدا می کند؟   – بله ما مطمئن هستیم. آن زمان که ما آزاد نبودیم کشور ما اشغال بود نیروهای خارجی اینجا بود. در خطر قرار داشتیم الان کشور ما آزاد شد ما مستقل شدیم. *  یعنی شبکه های اجتماعی مثل فیس بوک توییتر تلگرام یوتیوب در افغانستان فیلتر نخواهند شد؟ – فیلتر نیاز است. امارت فیلتر نخواهد کرد. ما چیزی را فیلتر نمی کنیم. * شما در اینده شبکه های اجتماعی از جمله فیس بوک توییتر تلگرام را فیلتر نخواهید کرد؟  – اگر چیزی خلاف منافع کشور ما نشر می شود وزارتخانه های مختلف امنیتی، استخبارات و مخابرات وظیفه دارند فیلتر داشته باشند ولی از خود ما فیلتری نیست. * آیا شما برنامه ای برای فیلتر کردن تعدادی از سایت ها دارید؟  – بله برنامه داریم. *  می توانید جزئیاتی را اعلام کنید؟ ایا مصداقی دارید مثلا کدام سایت ها یا رسانه ها؟  – ما بعد از تحقیق این کار را خواهیم کرد. زمانی که تحقیق می کنیم. رسانه ها در حدی نیستند که ما آنها را فیلتر کنیم. البته تشویش ها وجود دارد. شِکوه ها وجود دارد و ما با ارگان ها و مسوولین آنها مطرح می کنیم ولی شاید نیاز دیده نمی شود که چیزی را فیلتر بکنیم و کنترل صدی فی صدی (صددرصدی) بکنیم چون هم نیازمندی مردم است؛ خبررسانی است و نیاز مردم زیاد است دیگر. چیزی که علیه اسلام یا منافع کشور قرار بگیرد باز او را نیاز است فیلتر بکنیم. * بعد از اتفاقات اخیر و تغییر حکومت تعداد رسانه های افغانستان از جمله شبکه های خصوصی تلویزیونی کاهش یافت خیلی از رسانه ها تعطیل شدند و بسیاری از روزنامه نگاران کشور را ترک کردند. به نظر شما دلیل این موضوع چیست؟ ایا شما قصد دارید تغییری ایجاد کنید تا رسانه ها در افغانستان فعال باشند و بتوانند به کار خود ادامه بدهند؟ – ما اطمینان صد درصدی به مردمی که فرار می کردند دادیم که به کارهای خود دوام بدهند ولی بعضی واهمه ها و پروپاگانداها علیه ما باعث شد برخی کارکنان شبکه ها آنها کار خود را ترک بکنند و روبه فرار بیاورند. همچنین برخی رسانه ها قبلا تمویل (حمایت مالی) می شدند از برخی سفارتخانه ها یا شبکه های اقتصادی که آنها تمویل خود را از دست دادند. برخی از آنها ورشکسته شدند یعنی تمویلشان نیست (حمایت مالی ندارند). اینها از روی مشکلات اقتصادی توقف دارند ولی ما تهدید نکردیم. رسانه ها می توانند باشند. * شما محدودیتی علیه رسانه ها اعمال نکردید؟  – محدودیتی که با کارشان مشکلی مواجه کند اعمال نکردیم ولی محدودیت هایی بوده که قبلا رسانه ها رعایت می کردند ولی ما تکرار کردیم مثلا چیزی را که خلاف اسلام و ارزش های اسلامی باشد. * ایا این موارد به صورت مصداقی اعلام شده است؟ چون ارزش های اسلامی ممکن است یک روحانی، مواردی را به عنوان ارزش اسلامی بیان کند و روحانی دیگری موارد دیگری را اعلام کند و اختلاف به وجود بیاید.  – نه یک چیزهایی که بسیار متفق علیها است ( درباره آنها توافق وجود دارد). مسایل اختلافی در اسلام طبیعی است هست ولی چیزهایی که در کلیات هست و متفق هست و مسلمانان درباره آنها ارزش قائل هستند و رعایت می شود. همچنین منافع اولیای کشور، همبستگی مردم، اتحاد مردم افغانستان، تمامیت ارضی، جلوگیری از خشونت و جنگ، ما نباید ترویج دهیم. هتک حرمت شخصی نشود توهین به اشخاص از طریق رسانه ها نباشد. اکثر رسانه ها را ما باور داریم این چیزها را رعایت می کنند. اما اگر چند فی صد (چند درصد) این مشکلات وجود داشت تلاش کردیم از راه های دیگر به مفاهمه مثبت برسیم. * ایا موسیقی ممنوع است؟ به عنوان مثال پخش موسیقی در شبکه های تلویزیونی در افغانستان؟   – طبعا . چون از لحاظ شریعت اسلامی مشکلات وجود دارد. شرح عکس: دفتر سخنگوی طالبان  – وزارت فرهنگ – کابل * یعنی از لحاظ امارت اسلامی پخش موسیقی یا ویدیوکلیپ از شبکه های تلویزیونی ممنوع است؟   – ما این اصل را قرارداده ایم چیزی که مخالف شریعت اسلامی است نشر نشود. حال در موسیقی ما ترانه داریم که نشر می شود و چیز مثبت این است که به حد حرمت نیست و نشر می شود و به حد فحشا نمی رسد. * تمیز کردن اینها چگونه ممکن است؟ البته خیلی از شبکه های افغانستان همزمان با تغییر حکومت به صورت داوطلبانه پخش موسیقی را متوقف کرده اند.   – رسانه هایی که در افغانستان فعال هستند مردم افغانستان هستند آنها مسلمان هستند. آنها می دانند حکومت که تغییر کرده باید همنوا بسازند با ما. * درباره فعالیت زنان در رسانه ها ایا امارت اسلامی محدودیتی اعمال کرده است؟  – در رسانه های آزاد (خصوصی)، خانم ها کار می کنند و من آنها را می بینم. * در رسانه های دولتی چطور؟  – آنها هنوز چارچوب ها ساخته نشده تا اجازه کار برای خانم ها داده شود. در بخش های دیگر هم این مشکلات را داریم. درصدد هستیم چارچوب معقولی برایشان ساخته شود تا کارشان پیش ببرند؛ اصول شرعی هم بتوانند عملی شوند.

* یعنی الان خانم‌ها در رسانه‌های دولتی هنوز به کار برنگشته‌اند؟ – بله. * شما چشم‌اندازی که دارید، چقدر این روند زمان می‌برد؟  – ما منتظر هستیم که یک چارچوب اصولی برایشان ساخته شود. امارت برای این مورد کار می کند. * فکر می‌کنید چقدر طول بکشد؟  – نمی‌توانیم تاریخی معین کنیم. * چند سال یا چند ماه؟ – به سال نمی رسد. در چند ماه. شرح عکس: ورودی ساختمان وزارت فرهنگ افغانستان – کابل * هم اکنون این نگرانی وجود دارد درباره تحصیل زنان، هم دبیرستان، هم دانشگاه و هم کار زنان در ادارات دولتی. دختران و زنان چه زمانی می توانند بازگردند؟  – این هم یک مسئله است که خانم‌ها در کدام شرایط می‌توانند کار کنند و در کدام سطوح می‌توانند کار کنند برای حکومت. این یک مسئله‌ای است که کاملا طرف شرعی خودش را دارد و دنبال این هستیم راه‌حل شرعی را برایشان پیدا کنیم و بعد طبق اصول شرع برایشان چارچوب بسازیم، آن‌ها هم فعالیت کنند. * شما بهتر می‌دانید که بیش از 50 کشور اسلامی داریم و در همه کشورهای اسلامی دختران و زنان به مدرسه و دانشگاه می‌روند، زنان به محل کار می‌روند؛ هم ادارات دولتی و هم خصوصی. تنها استثئا در این‌جا الان افغانستان است. – بله ( درباره تحصیل و کار زنان در کشورهای اسلامی) این نیازمندی است. درباره افغانستان این شاید مقطعی باشد. طولانی مدت نیست. راه‌حل باید جور (پیدا) شود. چون هر چیزی نو شده است. باید طرز العملی وجود داشته باشد. * ممکن است در نهایت به نتیجه برسید که کامل منع کنید یا اصل بر بازگشت است؟  – ما یک مجمعی از علمای اسلام را خواسته‌ایم که آن‌ها جمع شوند و راه‌هایی را به ما دهند که مشخص شود؛  هم مااز اعتراض بیرون شویم و هم از مسئولیت اللهی بیرون شویم و هم راه حل معضله های مختلف خانم ها پیدا کنیم. درصدد این هستیم.

* خود شما امیدوارید که این اتفاق بیفتد، یعنی خانم‌ها برگردند به سر کارشان؟ –  امیدواریم، چون علما اکثرا انفرادی قائل به این مسائل هستند. * این‌ها علمایی هستند که در حوزه خود امارت اسلامی هستند یا علمایی که مخالف امارت هم هستند، در این مجموعه حضور دارند؟  – ما الحمدلله در جمع علما مخالف نداریم. * یعنی هیچ کدام از علما موضع مخالف با امارت اسلامی ندارند؟  – علمای اسلامی در کشور ما همه از ما حمایت می کنند. ضرورت نیست عضو ما باشند. عالم باشد و فقیه باشد. * یعنی اگر عالمی مخالف شما باشد بازهم نظر او را می گیرید؟ – بله نظرشان گرفته می شود. * به هر حال، حکومت قبلی افغانستان حکومت کفر نبود، آن‌جا هم “جمهوری اسلامی افغانستان” بود، یعنی تاکید بر کلمه اسلامی هم بود و خانم‌ها هم با حجاب می‌آمدند سر کار. یعنی وضعیتی مثل کشورهای غربی و اروپایی وجود نداشت و جمهوری اسلامی بود. این دغدغه همچنان هست که چه اتفاقی می‌افتد برای زنان در افغانستان؟ – موضوع اصلی این است که اسلام من حیث عنوان مهم نیست، من حیث محتوا و مفهوم مهم است و مفهوم و محتوای اسلام، تطبیق (اجرایی) و عملی شود. اینکه سرِ لوحه (در تابلوها) نوشته می شود می‌بینیم هست در خیلی از کشورهای اسلامی هست ولی عملی باید قوانین طبق شریعت اسلامی دستور داده شود و اجرا شود. مبارزه 20 ساله ما، قربانی‌های 40 ساله مردم افغانستان به خاطر این بود که یک حکومتی واقعی اسلامی ‌بسازیم و طبق دستورات شریعت اسلامی قوانینی داشته باشیم.

این یک آرمان بزرگ مردم افغانستان است که بسیار قربانی داده شده است. استثئاناتی شاید در دیگر دنیا وجود داشته باشد، ولی ربطی به ما ندارد. مردم افغانستان به خاطر اسلام بسیار زیاد قربانی داده که دیگر کشورها نداده‌اند. ما اعتراضی هم نمی‌کنیم علیه کدام کشور، ولی ما استثنائات خودمان را داریم، چون ما بسیار قربانی شدیم در این راه. هدف ما این است که اسلام باید من حیث حرف اول را باشد. بعدا همه چیز باید بر طبق اصول اسلامی و چارچوب های اسلامی ساخته شود.

*  فکر می‌کنید این روند چقدر طول می‌کشد، یعنی چه زمانی زنان و دختران به مدرسه و دانشگاه و محل کار خود برمی‌گردند؟ – در چند ماه این مساله حل می‌شود. امید من این است. * درباره رابطه امارت اسلامی افغانستان و جمهوری اسلامی ایران. شما چه آینده ای می‌بینید؟ پروازها برقرار شده و مرزها فعال هستند و رفت و آمد دو طرف ادامه دارد ولی هنوز جمهوری اسلامی ایران مثل همه کشورهای دنیا، امارت اسلامی افغانستان را به رسمیت نشناخته. تقریبا امارت اسلامی الان تنها کشور و حکومت دنیاست که از طرف هیچ کشوری در دنیا به رسمیت شناخته نشده است؟

–  ما با جمهوری اسلامی ایران روابط حسنه داریم، روابط بسیار خوب داریم از قبل تا حال. هیات‌های جمهوری اسلامی ایران با ما رفت و آمد دارند. * در آن زمان در بحث مبارزه با آمریکا، جمهوری اسلامی از نیروهای امارت اسلامی یا طالبان حمایت می‌کرد؟  – بله. حمایت سیاسی می‌کرد. * حمایت تسلیحاتی؟ – نه. * چون بعضی گزارش‌ها می‌آمد از رسانه‌های آمریکایی که…  – نه هیچ کشور بیرونی هم از لحاظ تسلیحاتی * حتی روسیه؟  – حتی روسیه. چون نمی‌توانستند. روسیه هم حمایت سیاسی کرد، جمهوری اسلامی ایران هم حمایت سیاسی داشت، قطر هم داشت، کشورهای متعدد داشتند. روابطشان با ما بسیار حسنه و خوب است. ما هم می‌خواهیم با جمهوری اسلامی ایران روابط خوب و قوی داشته باشیم تا نزدیکی بین دو ملت وجود داشته باشد، باور وجود داشته باشد و منافع مشترک هم داریم؛ تجارت مشترک، مرز مشترک، امنیت مشترک. این را هم دنبال می‌کنیم. مساله به رسمیت‌شناختن هم امید می‌رود حل شود. *پیش‌بینی شما از آینده چیست؛ هم در مورد به رسمیت‌شناختن امارت اسلامی از طرف کشورهای همسایه و قدرت‌های جهانی؟  – بسیار مهم است. برای ما هم به رسمیت‌شناختن مهم است، چون یک کشوری هستیم که می‌خواهیم با کشورهای دیگر هم زندگی کنیم و روابط دیپلماتیک داشته باشیم. و برای جهان هم مهم است، چون افغانستان 20 سال قبل اگر به رسمیت شناخته می‌شد، جنگ نمی‌شد، چون ما روزنه‌ها و کانال های ارتباطی می‌داشتیم. چیزهایی که مشکل بود، از طریق گفتمان حل می‌شد. اگر دروازه‌ها (درها) را ببندیم، طبعا در بیگانگی به‌سر می‌بریم و اشتباه بسیار خرد هم کلان جلوه داده می‌شود و به خطر و انفجار می‌کشد. بنابراین ما می‌خواهیم با تمام کشورها روابط خوبی داشته باشیم، دنیا هم با ما روابط حسنه داشته باشند و تشویش‌هایی که دارند، از طریق دیپلماتیک با ما شریک بسازند (با ما مطرح کنند)، ما می‌توانیم قناعتشان را فراهم کنیم یا ما قناعت کنیم، یعنی راه‌حل وجود دارد و باید انزوایی قرار نگیرد و رسمیت‌شناختن، حق مردم افغانستان و حق حکومت ما است و انجام شود. شرایطی گذاشته نشود که معقول نیست، پذیرفته‌شدنی نیست، عملی نیست. ما می‌خواهیم هرچه زودتر این جریان، عملی شود که ما به رسمیت شناخته شویم و قابل اعتماد باشیم در دنیا و با دنیا رابطه خوبی داشته باشیم.

* در ایران همیشه در کنار نگرانی عام درباره مردم افغانستان نگرانی خاص هم در مورد حقوق شیعیان، حقوق هزاره‌ها  وجود دارد که در حکومت امارت اسلامی چه اتفاقی می‌افتد؛ خبرهایی درباره تبعیض علیه آن‌ها وجود دارد. درباره اتفاقاتی که علیه این بخش از جامعه افغانستان روی داده. خیلی‌ها می‌گویند امارت اسلامی به لحاظ ترکیبی که دارد، تبعیض را به صورت خودکار و سیستماتیک اعمال می‌کند.

– نه، چنین نیست. در حکومت ما تمام قانون مدنظر گرفته شده. از تمام نخبه‌ها و شخصیت‌های کابینه هستند. هزاره‌ها هم در کابینه‌ها هستند. در رده‌های مختلف هستند، تبعیض قائل نیستیم، چون در اسلام تبعیض جایز نیست، حرام است و ما پایبند اسلام هستیم. افغان‌ها حق دارند، حق زندگی، حق فعالیت اجتماعی، حق تجارت، حق همه انتظاراتی که در یک کشور زندگی می‌کنند را دارند. ما به آن‌ها این حق را می‌دهیم. به یک راستا پروپاگاندایی درست می‌شود و ما هم می‌شنویم، ولی رد می‌کنیم. ما فکر تبعیضی نداریم، تلاش می‌کنیم که همه مسائل حل شود، در افغانستان اگر جنگی شده بعد از 20 سال اشغال، مسائل قومیت بسیار بالا گرفته و امتیازات براین اساس تقسیم می شود که به خیر جامعه ما نبود، جامعه را تشویق می‌کرد که تبعیض بیشتر بسازد، هر کسی برای قوم خود پافشاری کند، امتیازطلبی کند از این آیه که مفید نبود. ما می‌خواهیم افغان باشیم، مسلمان باشیم کافی است. اقوام و مذهب و عقیده و باورهای مختلفی که در افغانستان است، جزو زیبایی‌های این مملکت است. * آیا امارت اسلامی به احزاب اجازه فعالیت آزادانه می‌دهد؟ – طبعا. فعالیت‌هایی شاید در آن‌ها باشد، اجازه فعالیتی باشد که سالم است. * اگر یک حزبی راه‌اندازی شود و اعلام کند ما می‌خواهیم با امارت اسلامی مخالفت کنیم، مخالفت سیاسی، نه مخالف نظامی.  – نه، کشور ما را شما می‌بینید که از مخالفت‌ها بسیار درد و رنج دیده. شما دیدید در زمانی که جهاد بود، باعث دغدغه کشور ما شد، ولی هم در 20 سال تنظیم‌های (گروه ها/ احزاب) مختلف داشتیم کشور به جای اینکه آباد شود، تقسیم شد، نفرت‌ها کاشته شد، دشمنی‌ها بزرگ شد و این چیزها خلاف منافع کشور است. ما کوشش می‌کنیم احزاب فعالیت داشته باشد، ولی فعالیت سالم. تقابل و مخالفت متصور نیست. * یعنی اگر یک حزبی بخواهد اعلام کند مثلا ما می‌خواهیم با امارت اسلامی (دولت طالبان) مخالف کنیم، ولی مخالفت سیاسی، نه مخالف نظامی.  – این مخالفت شاید از نظر اسلام جایز نباشد که از حکومت کسی مخالفت داشته باشد یا اعلام کند. من مخالف سیاسی باشم، سبب تنش می‌شود. * شما منع می‌کنید؟  – طبعا اجازه نیست. خلاف منافع کشور است. شرح عکس: به سمت درب خروج وزارت فرهنگ دولت طالبان – کابل – عکس: عصرایران * اگر روزنامه‌نگاری بخواهد انتقادی کند از نخست وزیر دولت امارت اسلامی (طالبان)، از وزیر، از وزیر خارجه امارت اسلامی چطور؟   – می‌توانند، چون چنین چیزی بیشتر به معنای اصلاح است. هر کسی هم عیبی داشته باشد هم باید پیدا کند. * حتی اگر مثلا علیه نخست وزیر دولت امارت اسلامی باشد؟  – بله، هر کسی. * حتی بالاتر از نخست وزیر ممکن است، یعنی روزنامه‌نگاری مطلبی بنویسد… –  یک چیزی که واقعیت باشد. * اگر از نظر او انتقاد باشد، ولی از نظر شما واقعیت ندارد مثلا.   – از نظر، مهم نیست. مهم این است که واقعیت امر چه چیزی هست. اگر توهین بود اگر تخریب بود اجازه نیست. اگر انتقاد سالم باشد حضرت عمر – رضی الله عنه – در زمان خود می گوید دوست من کسی است که به ما انتقاد کند. امرای ما که از آنها بهتر نیستند. انتقاد پذیر هستند. انتقاد به خاطر اصلاح باشد. * به نظر شما چرا نیروهای دولت اشرف غنی، دولت جمهوری اسلامی افغانستان در مقابل نیروهای طالبان یا امارت اسلامی مقاومت نمی‌کردند؟  – آن‌ها می‌دانستند مقاومتشان جایی را نمی‌گیرد و در منافع آمریکا قرار دارند و نباید دیگر از او حمایت کنند و به ما هم اعتماد کردند. چون ما هم به انها اعتماد دادیم. * یعنی شما قبل از عملیات‌هایتان رایزنی می کردید؟ – تماس‌هایی داشتیم. در سطح ولسوالی ها و ولایات ( شهرستان ها و استان ها) ما تماس گرفتیم با آن‌ها (با فرمانداران و استانداران)، آن‌ها را اعتماد دادیم که شما را نمی‌کُشیم، دشمنی با شما را نمی‌خواهیم، موضع شما خطری برای کشور ماست، برای دین ماست، برای منافع آمریکاست، از این بگذریم. آن‌ها هم به ما ارجاع شدند و به زندگی عادی خود بازگشتند.  

شرح عکس: ورودی ساختمان وزارت فرهنگ افغانستان در حکومت طالبان / امارت اسلامی  – کابلنظر طالبان در مورد ایران چیست

* خبرهای زیادی بود از این‌که نیروهای پلیس و ارتش دولت سابق افغانستان بعد از جنگ و تسلیم شدن، توسط نیروهای امارت اسلامی یا طالبان کشته شدند، شکنجه شدند و آزار دیدند.  – نه، واقعیت ندارد. ما رد می‌کنیم. بعضی مواقع خُرد و ریز در جنگ رخ داد که از امارت اسلامی نبودند، افرادی انتقام‌جویی کردند که ما آن‌ها را دستگیر کردیم، خلاء سلاح کردیم و حالا هم قضایایشان در محکمه است و جنایت انجام شده، ولی امارت اسلامی اصلا اجازه نمی‌دهد. عفو اعلام کردیم و کسی حق ندارد عفو را بشکند. * نیروهای ارتش و پلیس دولت سابق افغانستان که در اثر درگیری ها با طالبان به ایران پناه آوردند. بخشی را ایران دوباره تحویل امارت اسلامی (طالبان) داد. آن‌ها در سلامت هستند یا مجازات شدند؟  – به خانه‌هایشان فرستاده شدند و اطمینان به آن‌ها داده شد. * چه تعدادی بودند؟   – صدها تن بودند. *مجازاتی علیه این‌ها صورت نگرفت؟   – نه. عفو شامل همه شد. * در مصاحبه‌ای که داشتیم، شما گفتید موسیقی حرام است و منع می‌شود در شبکه‌های تلویزیونی. برخی نظرات اسلامی هم در مورد بخشی از هنرها وجود دارد، مثل نقاشی، مجسمه‌سازی، عکاسی، مثل فیلمبرداری. سرنوشت این فعالیت‌ها در دانشگاه ها و به صورت عام چه می شود؟  – چیزهایی که شریعت اسلامی اجازه نمی‌دهد، شاید مشکل داشته باشد. * یعنی منع می‌شود در دانشگاه؟ – شاید، ولی عکاسی که توسط فلش گرفته می‌شود، مشکلی ندارد. * نقاشی؟   – یکی نقاشی زیرو است نقاشی جان دار است، یکی نقاشی درخت است. * مثلا نقاشی انسان؟ مثلا یکی بیاید تصویر شما را بکشد؟  – شاید در یک بخشی مشکلاتی وجود داشته باشد. * یعنی تحصیلش منع می‌شود؟  – شاید. * این موضوع را شما قاطعانه می‌گویید؟  – تا آن‌جا که مربوط به ارگان‌های خود است. * به آن ارگان‌ها یا همان شورای علما که صحبت کردید؟  – این موضوع را ارگان‌های مختلف از محکمه اسلامی یا ارشاد و دعوه که آن‌ها ما برنخوردیم، اگر بربخوریم، باز شاید یک بررسی صورت بگیرد.

شرح عکس: مقر نیروهای امنیتی طالبان در وزارت فرهنگ افغانستان – کابل

شرح عکس زیر” تابلوی اهداف چشم انداز افغانستان که در دولت سابق در وزارت فرهنگ نصب شده بود شرح عکس زیر: دستیار سخنگوی طالبان  – وزارت فرهنگ افغانستان – کابل 

حقوق همشهری‌آنلاین متعلق به موسسه همشهری است

Copyright © 2020 HamshahriOnline, All rights reserved


همشهری محلهDownloads-icon
نی نی سایت

نظر طالبان در مورد ایران چیست
نظر طالبان در مورد ایران چیست

503 Service Unavailable<br />

503

Service Unavailable

The server is temporarily busy, try again later!

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.