نظر شهید چمران در مورد انتخابات

نظر شهید چمران در مورد انتخابات
نظر شهید چمران در مورد انتخابات

مهدی چمران رئیس سابق شورای شهر تهران گفت: برنامه ای ندارم که بیایم تا فضا به جوانترها سپرده شود اما به دلایلی که یکی از آنها داشتن تجربه و تخصص در زمینه مدیریت شهری بوده، دوستان ما این دعوت و تکلیف را می کنند.

به گزارش مشرق؛ مهدی چمران، رئیس سابق شورای شهر تهران در جمع خبرنگاران درباره انتخابات شوراها اظهار کرد: برنامه ریزی منسجم و پیچیده ای برای شوراهای سراسر کشور پیش بینی کرده ایم که در بسیاری از نقاط نیمی از مسیر طی شده است اما برای تهران هنوز آغاز نشده است چرا که تهران بزرگ است و این فرایند طول می کشد و شرایط مقداری سخت تر است.‌

وی با اشاره به فعالیت شورای مرکزی ائتلاف برای ریاست جمهوری خاطرنشان کرد:  این شورا عده‌ای را انتخاب می‌کند تا فعالیت در شوراها تخصصی باشد و از حالت سیاسی جدا شود.

چمران با بیان اینکه شوراها نباید سیاسی باشند افزود: البته داشتن دیدگاه سیاسی و انقلابی ضروری است، اما باید از حالت سیاسی خارج و تخصصی شود.

رئیس سابق شورای شهر تهران درباره ائتلاف در تهران گفت: هنوز برای تهران تصمیم‌گیری نشده است و براساس برنامه‌ریزی‌ها برای تهران احتمالا 9 نفر انتخاب می‌شوند که آنها مسائل شورای شهر تهران را برنامه‌ریزی کنند. این 9 نفر از حدود 15 متخصص در رشته‌های مختلف شهری از مدیریت شهری گرفته تا اقتصاد شهری، حقوق، حمل و نقل و ترافیک، عمران، معماری، شهرسازی، پزشکی و سلامت شهری و نظایر آنها  دعوت می کنند و این مجموعه 9 نفره و 15 نفره برای افراد تصمیم می گیرند.نظر شهید چمران در مورد انتخابات

وی ادامه داد: از افراد نام نویسی می شود و آنهایی که همسو، همفکر و همکار هستند را به مجمع مجازی چندهزار نفری که در تهران شکل می گیرد معرفی می کنیم. این مجمع سه برابر ظرفیتی که در تهران نیاز است (63 نفر) را معرفی و این گروه براساس تخصص ها این افراد را گزینش و معرفی می کنند.

وی در پاسخ به این سوال که آیا شما در این دوره ثبت نام می کنید یا خیر گفت: بستگی به تشخیص مردم دارد، خودم برنامه ای ندارم که بیایم تا فضا به جوانترها سپرده شود اما به دلایلی که یکی از آنها داشتن تجربه و تخصص در زمینه مدیریت شهری بوده، دوستان ما این دعوت و تکلیف را می کنند. اگر دوستان و مردم ضروری می دانند ما در خدمتیم. ثبت نام نکرده ام و باید تصمیم بگیرم و با تعدادی از دوستان و مردم مشورت می کنم. عموما افرادی که می شناسند می گویند شرکت کن.

چمران همچنین در پاسخ به این سوال که آیا در رایزنی ائتلاف 15 نفره گزینه شهردار هم مشخص شده است یا خیر تصریح کرد : درباره مصداق شهردار صحبت نکرده ایم اما برای شهردار مشخصه هایی را تهیه کرده ایم‌ که آنها را اعلام می کنیم اما روی گزینه مشخصی تمرکز نکرده ایم. برخی گفته اند فلانی دوست دارد شهردار شود.گزینه هایی هستند که توانمندی های خوبی دارند اما باید فکر و مشورت کرد و جمعی تصمیم گرفت.

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبري-تحليلي مشرق نيوز مي باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

مهندس مهدی چمران: شهید دکتر چمران در پاسخ به یکی از اعضای نهضت آزادی مبنی بر اینکه چرا احترام ویژه‌ای برای امام قائل هستید؟ گفت: اگر امام نبود شما پنجاه سال دیگر هم در زندان می‌ماندید و می‌پوسیدید.

به گزارش مشرق، حضرت امام خمینی (ره) صبح روز ۱۲ بهمن‌ماه ۱۳۵۷ وارد فرودگاه مهرآباد تهران شدند. طبق برنامه عده‌ای از شاگردان برجسته امام مانند شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید باهنر و شخصیت‌های مختلف به سالن فرودگاه مهرآباد رفتند. حضرت امام مطابق برنامه در سالن فرودگاه سخنرانی کردند و براساس برنامه‌ریزی انجام شده قرار بود به طرف بهشت زهرا حرکت کنند، بخشی از مسیر را با خودرو طی کردند اما به دلیل ازدحام جمعیت امکان ادامه مسیر نبود و در نهایت امام با بالگرد به سمت بهشت زهرا راهی شدند.

ورود امام به کشور و فرار شاه زمینه اضمحلال ارتش شاهنشاهی و اداره کشور به دست مردم را فراهم کرد. یکی از کسانی که در کمیته استقبال حضور داشت، مهندس مهدی چمران بود که دقایقی با وی به گفت‌وگو نشستیم.

البته نمی‌شود با مهندس مهدی چمران به گفت‌وگو نشست و از برادرش شهید مصطفی چمران نپرسید زیرا اعضای نهضت آزادی همیشه درپی آن هستند که از محبوبیت شهید برای خود وجهه درست کنند. از این رو هم درباره وقایع روز ۱۲ بهمن‌ماه و هم درباره شهید چمران و ادعای اعضای نهضت آزادی با مهندس مهدی چمران گفت‌وگو کردیم که در ادامه تقدیم می‌شود.

  در آغاز مصاحبه از خانواده‌ای که در آن انسانی چون شهید چمران تربیت شده بگویید؟نظر شهید چمران در مورد انتخابات

پدرم مغازه‌ای در پامنار تهران داشت که پاتوق سیاسیون جبهه ملی بود. بیشتر وقت پدرم با دوستانش صرف مطالعه روزنامه و بحث و تبادل نطر در مورد مسایل سیاسی می‌شد. منزل ما سه‌راه سیروس بود، سه برادر دیگرم مصطفی و مرتضی و عباس همگی فعال سیاسی بودند به همین دلیل همیشه بحث‌های سیاسی در خانه ما جریان داشت. البته مصطفی بیشتر از همه سیاسی بود. بیشتر از همه بحث می‌کرد  حتی سر سفره شام و ناهار و زمان‌های دیگر مشغول بحث‌ سیاسی بود.

 چه زمانی وارد مسایل سیاسی شدید؟

من دانش‌آموز بودم که بحث ملی شدن صنعت نفت مطرح شد، در تظاهرات‌ها شرکت کردم و فعالیت من بیشتر تبلیغاتی بود. دبستانم در همان خیابان پامنار بود. در واقع هفت، هشت ساله بودم که کارهای سیاسی می‌کردم و شعار صنعت نفت باید ملی شود سر می‌دادم.

  اولین دیدار شما با حضرت امام کی بود؟ چگونه با نهضت حضرت امام خمینی (ره) آشنا شدید؟

نخستین دیدار من با حضرت امام بر می‌گردد به دوم فروردین سال ۱۳۴۱ که اتفاقاً مصادف با  روز شهادت امام جعفر صادق (ع) بود، برای زیارت به قم رفتم و برای نخستین‌بار خدمت امام رسیدم. در روز قیام من مشغول کارهای دانشگاه در خیابان مصطفی خمینی بودم  که صدای تیراندازی را شنیدم و به  تظاهرات پیوستم. از نزدیک شاهد شهادت یاران بودم و به سمت خانه رفتم، دیدم در خانه ما باز است و مجروحان را به خانه ما منتقل می‌کردند. بعد از قیام در سخنرانی‌های بزرگان انقلاب اسلامی نظیر استاد مطهری و شهید بهشتی شرکت می‌کردم و با بزرگان انقلاب در ارتباط بودم و در تظاهرات شرکت می‌کردم تا اینکه انقلاب به پیروزی رسید.

 شما عضو کمیته استقبال از امام بودید بهترین خاطره‌ای که از ورود امام دارید چیست؟

بنده به سفارش آقای طالقانی به عضویت کمیته استقبال از حضرت امام پیوستم. بهترین خاطره‌ام از روز ورود حضرت امام در فرودگاه مهرآباد این است که در فرودگاه کمیته‌های مشخص تشکیل‌ شده و هرکدام فعالیت مجزایی داشتند. من عضو کمیته تبلیغات و امور فرهنگی و نظامی بودم. یکی از اولین اقدامات ما در کمیته‌ نظامی برای حفاظت امام از فرودگاه تا میدان آزادی و ترسیم نقشه مسیر بود و بعد نقشه‌ها را  در اختیار محلات گذاشتیم تا نیروها امنیت را حفظ کنند. نقشه‌ها تا میدان آزادی به خوبی اجرا می‌شد اما در میدان مردم از نرده‌ها رد شدند و خود را به اتومبیل امام رساندند.

مقرر شد بعد از ورود حضرت امام تلاوت قرآن را آغاز کنیم قاری نیز یک نوجوان اصفهانی بود و گروه سرود هم مقرر شد قطعه خمینی ای امام را اجرا کنند و با سخنرانی امام مراسم فرودگاه پایان یابد. اما برنامه‌ها به دلیل قطع برق فرودگاه لغو شد و همه حاضران گرد شمع امام جمع شوند و من مجبور شدم بعد از آنکه امام از درب غربی فرودگاه وارد سالن شد با فریاد بلند الله اکبر خبر ورود امام را اعلام کنم و قاری نوجوان را به دوش بگیرم و نزدیک امام ببرم تا با میکروفون که به برق اضطراری وصل شد تلاوت کند. آقای ناطق نوری مسئول میکروفن بود، میکروفن روشن شد و قاری نوجوان آیه جاءالحق را خواند و اشک‌های امام جاری شد، امام صحبت مختصری کردند و من قرار بود خبرنگاران ایرانی را به بهشت زهرا ببرم اما از شدت شور و شوق مردم برنامه‌ها به هم خورد و من نتوانستم به بهشت زهرا بروم.

 عظمت شهید دکتر مصطفی چمران باعث شد که نظرات متناقض درباره او وجود داشته باشد از طرفی نهضت آزادی‌ها براین باورند شهید چمران تا پایان مجاهدت عضو نهضت بود اما شما و یاران امام او را مقلد امام می‌دانید. آیا شهید چمران سهمی در ایجاد نهضت آزادی داشت؟

دکتر چمران در زمان تشکیل نهضت آزادی در ایران نبود. نهضت آزادی را افرادی تشکیل دادند که سابقه عضویت در جبهه ملی را داشته و بعداً به علت تمایلات مذهبی از جبهه جدا شدند. من در جلسه‌ای که نهضت آزادی تأسیس شد حضور داشتم. این جلسه در مدرسه‌ای در خیابان فلسطین نزدیک میدان پاستور تشکیل شد. مذهبی‌ها و متدینین از تشکیل گروه مذهبی مسلمان رضایت داشته و حمایت می‌کردند.

  ابراهیم یزدی معتقد است شهید چمران با پرچم نهضت آزادی به مصر رفت؟

اولاً دکتر چمران از اروپا به الجزایر رفت. در الجزایر«معتمر اسلامی» آقای طالقانی و دکتر چمران را به جمال عبدالناصر معرفی کرد و دکتر با جمال عبدالناصر صحبت کرد و قرار شد به مصر برود. او تنها به مصر رفت. آقای ابراهیم یزدی و مهندس توسلی هم دوسالی که دکتر در شرایط سخت در مصر بودند یک هفته به آنجا رفتند و برگشتند. همزمان با حضور شهید چمران، مصر در جنگ ۶ روزه از اسرائیل شکست خورد. جمال عبدالناصر سکته کرد و درگذشت. با مرگ جمال عبدالناصر دکتر چمران مصر را ترک کرد. دوباره به آمریکا رفت و از آمریکا به لبنان رفت.

من از سؤالم از اعضای نهضت آزادی که مدعی‌اند شهید چمران عضو نهضت آزادی خارج از کشور بود این است که چمران در کجای جهان با آرم نهضت آزادی فعالیت ‌کرد. زمانی که دکتر چمران در لبنان زندگی می‌کرد لبنان در حال جنگ با اسرائیل بود در شرایط جنگی لبنان شهید چمران چه فعالیت حزبی برای نهضت آزادی انجام می‌داد؟

دکتر چمران با اعضای نهضت آزادی از جمله مهندس بازرگان، ابراهیم یزدی، صادق قطب‌زاده و محمد نخشب دوست بود و همکاری می‌کرد. اما وقتی این آقایان وارد ایران شدند و پست گرفتند راه دیگری در پیش گرفتند.کسانی که اصرار دارند شهید چمران عضو نهضت آزادی بود زمانی که وی از آمریکا به ایران آمد چگونه از دکتر استقبال کردند؟ اصلاً از ایشان استقبال کردند؟

 نوع احترامی که دکتر به مهندس بازرگان و امام داشت چه تفاوت‌هایی داشت؟

مهندس بازرگان استاد دکتر چمران بود و دکتر احترام خاصی برای او قائل بود، اما این احترام تا جایی بود که در دیدگاه‌های سیاسی و مذهبی با هم اختلاف نظر پیدا نکنند.

برای اینکه مصداقی‌تر بگویم که نوع احترام دکتر نسبت به مهندس بازرگان و امام چه تفاوت‌هایی داشت بگذارید خاطره‌ای برای شما نقل کنم. روزی به همراه دکتر خانه یکی از اعضای متمول نهضت آزادی در تجریش مهمان بودیم صاحب خانه از دکتر چمران پرسید شما چرا اینهمه از امام تجلیل می‌کنید و احترام می‌گذارید؟ دکتر چمران در پاسخ گفت: اگر امام نبود شما پنجاه سال دیگر هم در زندان می‌ماندید و می‌پوسیدید و هیچ‌کار دیگری هم نمی‌توانستید انجام دهید. هیچ حزب سیاسی در کشور قادر نبود رژیم شاه را ساقط کند. استدلال دکتر چمران هم این بود امام سازمان نانوشته‌ای از روحانیت و متدینین در کل کشور دارد و با کمک آنها انقلاب را به پیروزی رساند، بنابراین برای رسیدن به اهداف انقلاب باید با امام همکاری کرد.

رهبر انقلاب خاطره‌ای از دکتر چمران نقل می‌کنند که نشان دهنده نوع ارادت شهید به امام است. بعد از ختم قائله کردستان دکتر چمران به همراه مهندس بازرگان خدمت امام رسیدند که رهبر انقلاب نیز حضور داشتند. دکتر چمران در آن دیدار به امام گفت: وقتی ساعت دو پیام شما پخش شد، قبل از آن که هنوز هیچ خبری از حرکت مردم به آنجا برسد، احساس کردیم که محاصره باز شد. ضد انقلاب روحیه‌ خودش را از دست داد و ما نشاط پیدا کردیم و حمله کردیم و حلقه‌ محاصره را شکستیم و توانستیم بیاییم بیرون. مهندس بازرگان خشمگین شد و به شهید چمران توپید که ما این همه کار کردیم، این همه تلاش کردیم، تو چرا همه‌ این را به امام منصوب میکنی؟! یعنی چمران هیچ ملاحظه نمی‌کرد اما در عین حال منصف بود. با اینکه می‌دانست حرفش گله‌مندی ایجاد می‌کند باز هم آن را بیان می‌کرد.

رفاقت آنها سر جای خود بود حتی زمانی که دولت موقت خدمت امام رفتند و استعفا دادند دکتر نرفت و می‌گفت: من از استعفای دولت موقت راضی نیستم به همین دلیل تنها معاون نخست وزیر دولت موقت که بعد از استعفا در سمت خود باقی ماند دکتر چمران بود و بعدش به فرمان امام وزیر دفاع شد. این نشان دهنده روحیه مستقل شهید چمران است که حزبی نبود.

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبري-تحليلي مشرق نيوز مي باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

ارومیه- ایرنا- همرزم شهید چمران و رزمنده دوران دفاع مقدس گفت: مشارکت پرشور اقشار مختلف مردم در انتخابات ۲۸ خردادماه جاری، جواب صریح به دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی و انقلاب است که با قدرت اتفاق خواهد افتاد.

“نصرالله اسداللهی” روز پنجشنبه در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود: حضور پرشور مردم در پای صندوق های رای، مشروعیت نظام را تایید کرده و موجب ارتقای جایگاه بین المللی کشور می شود.

وی اظهار داشت: برخی با بزرگنمایی مشکلات موجود، مردم را عصبانی کرده و سعی می کنند به این طریق آنها را از رای دادن و شرکت در انتخابات منصرف کنند.

همرزم شهید چمران در دوران دفاع مقدس ادامه داد: در شرایط کنونی که دشمنان داخلی و خارجی سعی در دلسرد کردن مردم از انتخابات دارند، باید با امید دادن به ملت و تبیین نتایج انتخاب آگاهانه و اصلح، زمینه مشارکت آنان را در انتخابات بیشتر کنیم.

اسداللهی تاکید کرد: همه ما سعی کرده مردم را به پای صندوق های رای دعوت کنیم و علاوه بر آن باید از ظرفیت هیات ها، پایگاه ها و مساجد برای تشویق مردم برای حضور در انتخابات استفاده شود.نظر شهید چمران در مورد انتخابات

سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و ششمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا به طور همزمان در روز ۲۸ خرداد ماه جاری برگزار خواهد شد.

همدان – ایرنا – رییس ستاد انتخابات استان همدان بر تلاش جدی و هدفمند مسوولان برای بهره گیری…

بیرجند – ایرنا – فرمانده سابق سپاه استان‌های قم و خراسان رضوی گفت: حضور و مشارکت گسترده مردم…

یزد- ایرنا- جانشین نماینده ولی‌فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: مشارکت گسترده آحاد…

بجنورد- ایرنا- نماینده ولی فقیه در خراسان شمالی و امام جمعه بجنورد گفت: انتخابات ۲۸ خردادماه…

همدان- ایرنا- مدیرکل امور اجتماعی استانداری همدان گفت: جوانان به ویژه چهره‌های شاخص و قهرمانان…

تهران- ایرنا- مردم تهران پس از پیروزی تیم ملی فوتبال ایران در برابر…

مشهد- ایرنا- رییس قوه قضائیه گفت: در شرایط کنونی به آرامش، امنیت و…

مشهد- ایرنا- رییس پلیس آگاهی فرماندهی انتظامی کشور گفت: ۸۶ درصد قتل‌ها…

مشهد- ایرنا- رییس دیوان عالی کشور گفت: ماهانه نزدیک به هفت هزار پرونده…

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است

به مناسبت ۳۱ خرداد، سی و نهمین سالروز شهادت دکتر چمران نماهنگ “مرد خدا” را مشاهده می کنید.


نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

ما را دنبال کنید.

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید


مصطفی چمران ساوه‌ای (۱۰ مهر ۱۳۱۱ – ۳۱ خرداد ۱۳۶۰)[۲][۳] معروف به دکتر چمران، فیزیک‌دان، سیاستمدار (عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران)،[۴] وزیر دفاع ایران در دولت مهدی بازرگان و دولت موقت شورای انقلاب از همراهان موسی صدر در تشکیل جنبش امل (لبنان)، نماینده دوره اول مجلس شورای اسلامی، از فرماندهان ایران در جنگ ایران و عراق و بنیان‌گذار ستاد جنگ‌های نامنظم در جریان جنگ ایران و عراق بود.[۵]

وی در دانشگاه تهران، تحصیلات خود را در رشته الکترومکانیک به پایان برد. سپس برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و درجه دکتری در فیزیک پلاسما کسب کرد. پس از گذراندن آموزش‌های نظامی در مصر، به لبنان رفت و به همراه موسی صدر، در تشکیل جنبش امل نقش مؤثری داشت و از فرماندهان آن بود.[۶] چمران در زمان تحصیل در دانشگاه تهران، در درس ترمودینامیک، شاگرد مهدی بازرگان بود. آشنایی او با بازرگان، عامل مهمی در ورود او به عرصه سیاست به‌شمار می‌رود. وی در دوران پس از کودتای ۲۸ مرداد در سازمان نهضت مقاومت ملی که زیر نظر افرادی چون مهدی بازرگان، سید رضا زنجانی و سید محمود طالقانی اداره می‌شد، فعالیت می‌کرد. در زمان تحصیل در خارج از ایران، او به همراه ابراهیم یزدی، علی شریعتی و صادق قطب‌زاده، شاخه خارج از کشوری نهضت آزادی ایران و همچنین انجمن اسلامی دانشجویان ایران در آمریکا را تأسیس کرد. پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران، او به ایران بازگشت و در دولت بازرگان، مدتی وزارت دفاع را برعهده داشت. او به عنوان یکی از اعضای نهضت آزادی، در دوره نخست مجلس شورای اسلامی از سوی مردم تهران به نمایندگی انتخاب شد.[۷]

در جریان جنگ ایران و عراق، وی یکی از فرماندهان ایران بود. چمران با شروع جنگ، به اهواز رفت و ستاد جنگ‌های نامنظم را بنیان‌گذاری کرد. از دیگر کارهای مهم وی ایجاد هماهنگی بین نیروهای ارتش، سپاه و نیروهای داوطلب مردمی بود که در منطقه حضور داشتند. مصطفی چمران در ۳۱ خرداد ماه ۱۳۶۰ در مسیر دهلاویه-سوسنگرد بر اثر اصابت ترکش خمپاره به پشت سرش در ۴۹ سالگی کشته شد.[۸][۹][۱۰][۱۱]
نظر شهید چمران در مورد انتخابات

مصطفی چمران در سال ۱۳۱۱ خورشیدی در خیابان پانزده خرداد تهران، بازار آهنگرها، محله سرپولک به دنیا آمد. او فرزند حسن چمران ساوه‌ای بود که از روستای چمران ساوه به تهران مهاجرت کرد.

وی تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه انتصاریه، نزدیک پامنار، گذراند و دوران متوسطه را در دارالفنون و البرز طی کرد. به سال ۱۳۳۲ با رتبه ۱۵ در رشته الکترومکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران پذیرفته شد. او در تمام دوران تحصیل جزو شاگردان ممتاز بود. سپس با دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه تگزاس ای اند ام آمریکا[۱۲] رفت و درجه کارشناسی ارشد را در رشته مهندسی برق کسب نمود.[۱۳]
سپس برای اخذ درجه دکتری در رشته پلاسما فیزیک به دانشگاه برکلی ایالت کالیفرنیا رفت[۱۴]
و در آنجا نیز درخشید به گونه‌ای که پایان‌نامه او مرجع ۲ مقاله علمی در زمینه پلاسما فیزیک شد.[۱۵] وی در دهه ۶۰ میلادی در آزمایشگاه‌های بل و هم چنین آزمایشگاه پیشرانه جت ناسا استخدام شد.[۱۶][۱۷]

او در کنار زبان فارسی به زبان‌های عربی، ترکی، فرانسوی، انگلیسی و آلمانی مسلط بود و در کنار دانش، به هنر نیز توجه داشت.[۱۸][۱۹]

مصطفی چمران دو بار ازدواج کرد، بار اول در سال ۱۳۴۰ با یک زن مسلمان آمریکایی به نام تامسن هیمن[۲۰] که نام خود را پس از ازدواج به پروانه تغییر داد و ثمره این ازدواج، یک دختر به نام روشن و سه پسر به نام‌های رحیم، علی و جمال بود؛ جمال در کودکی در استخر خانه پدر همسر چمران غرق شد. نوشته‌های ابوجمال در سوگ فرزند، نمونه‌ای نادر از نثر حزین چمران است.

نمونه‌ای از نوشته‌های چمران در باب فرزند خود:

«ای فرزندم! در این دنیا نتوانستم به تو کمکی کنم…

اما آن‌جا در آسمان‌ها، لحظه‌ای از تو جدا نخواهم شد…

و دیگر قدرتی نیست که همبستگی ما را از هم بگسلد…

بُنَیَّ …!

مَعَک، مَعَک، لا أفارقک …!

فرزندم با تو خواهم بود از تو جدا نمی‌شوم!»[۲۰]

سه فرزند دیگر هر کدام در شهری در کناره غربی آمریکا زندگی می‌کنند. همسر آمریکایی وی پس از مهاجرت به لبنان و مدتی زندگی کردن در آنجا، به دلیل شرایط سخت و محرومیت شدید، تصمیم به بازگشت به آمریکا گرفت و از همسر خود جدا شد و در سال ۲۰۰۹ در آمریکا درگذشت.[۲۰][۲۱]

در ادامه حضور مصطفی چمران در لبنان نقاشی شمع او، آغاز آشنایی او با غاده جابر شد که در نهایت به ازدواج او با همسر لبنانی‌اش انجامید. واسطه این آشنائی و ازدواج، شخص موسی صدر و یک روحانی ایرانی به نام سید غروی بوده‌است.[۲۲] عباس چمران، برادر او آخرین رئیس دانشکده مهندسی برق دانشگاه صنعتی شریف قبل از انقلاب بود که پس از مرگ او درگذشت[۲۳] و مهدی چمران برادر دیگر او سابقه ریاست شورای شهر تهران را دارد.[۲۴]

مصطفی چمران از سن پانزده سالگی در جلسه‌های تفسیر قرآن سید محمود علایی طالقانی حاضر می‌شد؛ وی همچنین در درس‌های فلسفه و منطق مرتضی مطهری و در دیگر جلسات نیز حضور پیدا می‌کرد.[۱۹] وی از نخستین اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سیاسی دوران مصدق، از دوره چهاردهم مجلس شورای ملی تا ملی شدن صنعت نفت شرکت فعال داشت. وی در روز ۱۶ آذر ۱۳۳۲ در حمله گارد به دانشکده فنی دانشگاه تهران جزو معترضان به حضور نیکسون، معاون رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا، بود. چمران از مسوولان نهضت مقاومت ملی و عضو جبهه ملی ایران در دانشگاه تهران به‌شمار می‌آمد. او پس از حضور در آمریکا به همراه تنی چند از هم فکرانش شاخه نهضت آزادی ایران در خارج از کشور را تأسیس کرد. وی با همکاری ابراهیم یزدی برای اولین بار انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا را پایه‌ریزی کرد و از مؤسسین انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در کالیفرنیا بود. به دلیل این فعالیت‌ها، بورس تحصیلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژیم شاه قطع شد و از آن پس تا پایان دوره دکتری در دانشگاه برکلی به عنوان پژوهش‌یار ای آی مشغول به کار شد.[۲۵][۲۶]

چمران با بورس شاگرد اولی در دانشگاه تهران برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت و در دوره‌های کارشناسی ارشد (الکترونیک) در دانشگاه تگزاس اِی اَند اِم[۲۷] و دکتری (رشته فیزیک پلاسما و الکترونیک) در دانشگاه برکلی تحصیل نمود.[۲۸]

رسالهٔ دکتری چمران در دانشگاه برکلی در کتاب باریکه الکترونی در مگنترون با کاتد سرد توسط رضا امراللهی در سال ۱۳۸۸ ترجمه و توسط دانشگاه امیرکبیر منتشر شده‌است.[۲۹]

در سال ۱۹۶۲ پس از فارغ‌التحصیل شدن با خانواده خود به نیوجرسی منتقل شد و ضمن عضویت در شورای مرکزی جبهه ملی به عنوان عضو هیئت اجرایی و مسئول مالی به فعالیت پرداخت. تدارک اعتراضات و بسیج دانشجویان در جلوی سازمان ملل در نیویورک، جلوی کاخ سفید در واشینگتن و همچنین سفارت ایران در شهر واشینگتن و سایر کنسولگری‌ها در شهرهای شیکاگو، نیویورک، سانفرانسیسکو در جهت اعتراض به وضعیت سیاسی ـ اجتماعی ایران بخش عمده‌ای از تلاش و فعالیت‌های او در این سال‌ها است.[۳۰]

ماجرای بست نشستن در عبادتگاه سازمان ملل بدین قرار است: در سازمان ملل، محلی به عنوان معبد طراحی گردیده که نه مسجد است نه کلیسا؛ صرفاً عبادتگاه است. اتاقی است بزرگ و ساده که به صورت یک اتاق آرام و فضایی روحانی طراحی شده و بعضی از بازدیدکنندگان لحظاتی در این محل توقف کرده و با خود خلوت و به نیایش درونی می‌پردازند. دوازده نفر از ایرانیان طبق قرار قبلی در این محل حاضر شده و به اصطلاح بست می‌نشینند. پس از چند دقیقه توجه مأمورین به این افراد که بیش از حد معمول در محل عبادتگاه توقف کرده‌اند جلب می‌شود. مأمورین خواستار خروج ایشان از عبادتگاه می‌شوند. جمع متحصن خواستار ملاقات با دبیرکل سازمان ملل می‌شوند که با مخالفت مأمورین روبه‌رو می‌شوند. از طرفی دیگر، عده‌ای از اعضاء جبهه ملی و دانشجویان هم در خارج از ساختمان تجمع کرده و پلاکاردها و بیانیه‌هایی به زبان انگلیسی در اعتراض به شاه و هیئت حاکمه ایران بین توریست‌ها و مردم توزیع می‌کنند. خبر تحصن ایرانیان در محل سازمان ملل خبرنگاران را به آنجا می‌کشاند. مأمورین که از خروج متحصنین ناامید می‌شوند گارد مخصوص را آورده و دست و پای آن‌ها را گرفته، کشان کشان از سازمان ملل بیرون می‌برند و خبرنگاران خارجی و تلویزیون‌های سراسری آمریکا از این صحنه فیلم‌برداری می‌کنند.[۳۰][۳۱]

چمران در یکی از موسسات پژوهشی بزرگ آمریکایی به نام بل استخدام و تا سال ۱۹۶۷ که به همراه دوستانش به خاورمیانه رفت، در این شرکت فعالیت داشت.[۳۲] چمران در آمریکا در واقع مسئول هماهنگ‌کننده گروه‌های حامی ملت فلسطین بود. پس از جنگ اعراب و اسراییل و شکست سنگین کشورهای عرب، به دلیل ایجاد فضای منفی گسترده علیه مسلمانان چمران تصمیم می‌گیرد از آمریکا خارج شود، به خاورمیانه سفر کند و در تحولات جهان اسلام و مبارزه در برابر دشمنان مستقیماً شرکت نماید.

چمران پس از اتمام تحصیلات و پس از تظاهرات پانزده خرداد توسط خسرو قشقایی[۳۳] به همراه ابراهیم یزدی، رهسپار مصر شد و به تأسیس اولین پایگاه آموزش جنگ‌های مسلحانه پرداخت. او به مدت دو سال، در زمان جمال عبدالناصر، رئیس‌جمهور مصر، سخت‌ترین دوره‌های چریکی و پارتیزانی را آموخت و به عنوان بهترین شاگرد این دوره شناخته شد.[۳۴][۳۵]

در مصر با مشاهده جریان ناسیونالیسم عربی به جمال عبدالناصر اعتراض کرد و جمال ضمن پذیرش این اعتراض گفت که جریان ناسیونالیسم عربی آن قدر قوی است که نمی‌توان به‌راحتی با آن مقابله کرد و به دنبال آن به چمران و یارانش اجازه داد که در آن کشور نظرات خود را بیان کنند.[۳۶]

عادل عون –معروف به ابو یاسر–که از مبارزین قدیمی لبنان می‌باشد و از جمله دوستان مصطفی چمران در مصر و همچنین همرزم وی در لبنان بوده‌است، اینگونه بیان می‌کند که: دربارهٔ دلیل ترک آمریکا و آمدن چمران به مصر از او سؤال کردم، که او سبب این کار را قصد نداشتن شرکت در پیشرفت صنایع نظامی آمریکا دانست و با هدف مساعدت به برادران مسلمان در این دوره نظامی حضور پیدا کرده‌است.[۳۷] عادل در ادامه اظهار می‌دارد: اینطور به نظر می‌رسد که چمران جزو پنج متفکر مسلمانی بوده‌است که در طرح گسترش و پیشرفت سلاح‌های آمریکایی می‌بایست حضور پیدا می‌نمود. چمران همچنین اشاره داشت به اینکه بنده از آتش فرار کرده‌ام، و گویا وی برای مدت دو سال از مرکز علمی که در آن بود مرخصی گرفته بود که بتواند به گروه‌های مبارز ملحق شود.[۱۹]

در سال ۱۳۵۰ موسی صدر، رهبر شیعیان لبنان، در سفری به تهران ضمن ملاقات با مهدی بازرگان و گزارش خدمات در لبنان، از تشکیل یک مدرسه در شهر صور خبر می‌دهد و از ایشان معرفی یک مهندس مجرب جهت اداره مدرسه را خواستار می‌شود. مهندس بازرگان، چمران را معرفی می‌نماید. پس از تماس موسی صدر با چمران، این امر مورد قبول او قرار گرفته و وی دوباره همه چیز را رها کرده و به سوی لبنان رهسپار می‌گردد.[۳۸]

چمران در لبنان، در کنار موسی صدر، به فعالیت‌های فرهنگی و چریکی می‌پردازد. او به مدت هشت سال مدیریت مدرسه صنعتی جبل عامل را به عهده می‌گیرد. محمد نصرالله عضو هیئت رئیسه جنبش اَمل آن زمان و رهبر کنونی حزب ا… که در سن ۱۸ سالگی حکم فرماندهی منطقه خود را در نبطیه از چمران دریافت کرده در بارهٔ حضور مصطفی چمران در لبنان می‌گوید: مصطفی چمران بر حسب خواست موسی صدر از مصر به لبنان آمد. همسر ایشان به همراه سه پسر و یک دختر نیز به لبنان آمدند. اما به دلیل عدم وجود مدرسه برای آنان، خانواده چمران نتوانست در لبنان زندگی کند. او از همسرش جدا شد و خانواده‌اش را رها کرد تا با خانواده فقرا زندگی کند. خودش می‌گفت من خاک کفش‌های فقرا هستم. چمران در دل شیعیان لبنان جاودان است. موسی صدر وصیت کرد که همواره حرف مصطفی چمران اجرا شود.[۳۹] چمران نیز عشق و ارادت زیادی به موسی صدر داشت و از یادداشت‌هایش این امر کاملاً هویداست.

تأسیس پایگاه چریکی مستقل برای تعلیم مبارزان ایرانی در لبنان، از دیگر اهداف چمران بوده‌است.[۴۰] چمران در لبنان به موسی صدر کمک کرد تا سازمان امل، به عنوان شاخه نظامی، «حرکةالمحرومین» را پایه‌گذاری کند.[۴۱] چمران از سال ۱۹۷۱ که به جنوب لبنان می‌آید، کلاس‌هایی برای درس‌های ایدئولوژیک اسلامی به سبک انجمن‌های اسلامی دانشجویان به راه می‌اندازد. از هر دهی یک یا دو نفر از معلمین مسلمان را انتخاب کرد که در کل حدود ۱۵۰ نفر می‌شدند؛ هفته‌ای یک بار به مدرسه می‌آمدند و جلساتی اسلامی برپا می‌شد که موسی صدر، مهدی شمس الدین، محمدحسین فضل‌الله و رجال دیگر سخنرانی می‌کردند و بعد خودش وارد بحث می‌شد و یک سلسله دروس ایدئولوژیک را بیان می‌کرد. همین افراد بودند که اولین هسته‌های سازمان «حرکت المحرومین» در جنوب را تشکیل دادند. او در بیروت نیز نظیر این اقدام را انجام داد.[۴۲]:184

هنگامی که منطقه شیعه‌نشین نبعه توسط فالانژها محاصره شده بود، چمران در مأموریتی خطرناک، سوار بر زره‌پوشی از ارتش لبنان، خود را به داخل منطقه محاصره شده می‌رساند. در میان راه فالانژیست‌ها زره‌پوش را متوقف می‌کنند و می‌خواهند در آن را باز کنند که چمران از داخل دستگیره در را محکم می‌گیرد و آن‌ها فکر می‌کنند در قفل است و وقتی از شیشه کوچک به داخل نگاه می‌کنند او خود را پنهان می‌کند؛ آن‌ها نیز با تصور اینکه کسی داخل نیست منصرف می‌شوند. چمران پس از سه روز ماندن در نبعه تصمیم به مراجعت می‌گیرد.[۴۳] برای بازگشت زره‌پوشی نبود؛ لذا با ارمنی‌ها تماس می‌گیرد؛ ارمنی‌ها در قبال گرفتن پول، شیعیان را به بیروت می‌رساندند لیکن اکثریت آن‌ها در میان راه به اسارت می‌افتادند و کشته می‌شدند. چمران با اتومبیل، همراه سه نفر ارمنی، وارد منطقه فالانژیست‌ها می‌شود و در پست ایست و بازرسی فالانژها با استفاده از گذرنامه یک شخص فرانسوی که شباهتی به چمران داشته، شروع به صحبت به زبان فرانسه با مأمورین می‌کند و بدین ترتیب از محاصره آن‌ها خارج می‌شود. او گزارشی از وضعیت وخیم شیعیان جنگ زده نبعه به موسی صدر می‌دهد. موسی صدر با دوستی در فرانسه تماس گرفته و تقاضای کمک می‌نماید؛ او نیز با سازمان پزشکان بدون مرز تماس برقرار می‌کند و اکیپی متشکل از چهار پزشک فرانسوی به همراه سه پرستار عازم نبعه می‌شوند. چمران دوباره همراه با اکیپ فرانسوی عازم نبعه می‌شود که در میان راه اتومبیل آن‌ها را به رگبار می‌بندند و سوراخ سوراخ می‌کنند.[۴۴]

چمران نسبت به گروه‌های سیاسی لبنان شناخت زیادی داشت، وی آزردگی خاطر خویش را از باران تهمت‌هایی که گروه‌های مختلف سیاسی به او می‌زدند کتمان نمی‌کند. از جمله اتهامات که به چمران زده بودند، تسلیم نمودن اردوگاه بزرگ فلسطینی تل زعتر به کتائب (فالانژها) بوده‌است. چمران با رهبران فلسطینی و در رأس آنها، یاسر عرفات نیز تماس و همکاری نزدیک داشته‌است به‌طوری‌که یاسر عرفات و ابوجهاد می‌آمدند و از او مشورت می‌گرفتند. با بروز درگیری‌ها، موسی صدر جوانان امل را به تل زعتر فرستاد. مناقشه اصلی دربارهٔ نقش چمران در ماجرای تل زعتر اینجا اتفاق می‌اُفتد. برخی اعتقاد دارند که این نیروهای امل بودند که تل زعتر را به فالانژها واگذار کردند و با عدم حمایت از فلسطینیان حاضر در آن منطقه باعث شدند فالانژها به داخل اردوگاه رفته ساکنین را قتل‌عام کنند اما حامیان موسی صدر معتقدند اداره تل زعتر از همان ابتدا بر عهده خود فلسطینیان بوده و حتی فلسطینی‌های حاضر در اردوگاه به مناطق مرفه این اردوگاه می‌آیند و از حملات بی‌امان فالانژها در امان می‌مانند.[۴۵]
در بحبوحه پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، چمران در نظر داشت که پانصد رزمنده از سازمان «امل» را تجهیز نموده و خود را به وسط معرکه نبرد در ایران برساند. دولت سوریه نیز دادن امکانات و هواپیما برای انتقال رزمندگان را تقبل نموده بود تا در هر جا که سازمان امل می‌خواهد رزمندگانش را پیاده کند. اما نبرد در تهران ۲۴ ساعت بیشتر طول نکشید و طرح به مرحله اجرا در نیامد.[۴۶]

با پیروزی انقلاب ۱۳۵۷، در سی ام بهمن همین سال چمران همراه با یک گروه ۹۲ نفره از لبنان به ایران آمد و با آنکه قصد ماندن در ایران را نداشت، به توصیه سید روح‌الله خمینی در وطنش ماندگار شد. در اوایل پیروزی انقلاب، به تربیت اولین گروه از پاسداران انقلاب اسلامی در سعدآباد پرداخت.[۴۷][۴۸]

در ناآرامی‌های کردستان برای مقابله با جدائی طلبانی که با دولت مرکزی می‌جنگیدند همراه با ولی‌الله فلاحی، به آن منطقه رفت. گردنه قلعه‌حصار، بین راه ارومیه و سرو، به دست شورشیان افتاده بود و نیروهای ژاندارمری و داوطلب محلی پس از دادن تلفات زیاد عقب‌نشینی کرده بودند؛ وی در اولین حرکت نظامی خود به همراه فلاحی، فرمانده نیروی زمینی ارتش، در حالی که آر پی جی به دست گرفته بود و پیشاپیش نیروهای نظامی حرکت می‌کرد و راه را برای عبور تانکها باز می‌نمود گردنه مزبور را پاکسازی کرد.[۴۹]

در ناآرامی‌های مریوان از طرف دولت موقت به مأموریت رفت و مدت ده روز در آن جا ماند و پس از برگزاری جلسات متعدد برای بازگشت امنیت به منطقه و حاکمیت دولت مرکزی با بزرگان شهر به توافق رسید.
چمران که سخنگو و نماینده جناح تندرو شورای انقلاب و دولت موقت بود توانست با موافقت خمینی ارتش و سپاه پاسداران را به کارزار کردستان بکشاند.[۵۰]
در درگیری‌های کردستان، گروهی از تکاوران ارتش او را همراهی می‌کردند. آن‌ها از تاکتیک ویژه‌ای سود می‌جستند و به جای آن که با پیش قراولان دشمن مواجه شوند، با هلیکوپتر در قلب پایگاه‌های دشمن فرود می‌آمدند و آن‌ها را تار و مار می‌کردند. اوج شهرت چمران در واقعه خونین پاوه بود که همراه با تیمسار ولی‌الله فلاحی، در زیر باران گلوله، خود را به محاصره افکند. شهر پاوه به دست شورشیان افتاده بود و تنها خانه پاسداران و پاسگاه ژاندارمری مقاومت می‌کردند. در این حادثه، با پخش پیام روح‌الله خمینی از رسانه‌ها که ارتش و پاسداران را به پاوه فراخوانده بود، فرمانده گروهان پیاده مکانیزه در تیپ ۲ لشکر ۸۱ کرمانشاه ارتش، سرگرد خسرو درخشنده شهر را از وجود ضدانقلاب پاکسازی نمود. از حوادثی که در پاوه اتفاق افتاد قتل‌عام مجروحین توسط مخالفین در بیمارستان، سقوط هواپیمای فانتوم و اصابت هلیکوپتر ۲۱۴ حامل قربانیان و مجروحین به کوه بود که چمران از آن با تلخی فراوان و یک حادثه «دیوانه‌کننده» یاد می‌کند.[۵۱]

چمران پس از حوادث کردستان به تهران احضار شد و از سوی روح‌الله خمینی به سمت وزارت دفاع منصوب شد.[۵۲] او در سمت وزیر دفاع بیش از ۱۲۰۰۰ نفر را از ارتش پاکسازی کرد.[۵۳] وی پس از استعفای دولت موقت، به کار خود در وزارت دفاع ادامه داد.[۵۴] در ۲۰ اردیبهشت ۱۳۵۹ چمران از سوی آیت‌الله خمینی به سمت مشاور شورای عالی دفاع ملی منصوب شد.[۵۵]

چمران در انتخابات اولین دوره مجلس شورای اسلامی از تهران به نمایندگی انتخاب شد.[۵۶]

با آغاز جنگ ایران و عراق به جبهه جنگ عزیمت نمود و ستاد جنگ‌های نامنظم را بنیان نهاد. ایجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگ‌های نامنظم یکی از این برنامه‌ها بود که به کمک آن، جاده‌های نظامی به‌سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‌های آب در کنار رود کارون و احداث یک کانال به طول حدود بیست کیلومتر و عرض یک متر در مدتی حدود یک ماه، آب کارون را به طرف تانک‌های عراقی روانه ساخت، به‌طوری‌که آن‌ها مجبور شدند چند کیلومتر عقب‌نشینی کنند و سدی بزرگ مقابل خود بسازند.[۵۷]

پس از یأس عراقیها از تسخیر اهواز، ارتش این کشور برای دومین بار به سوسنگرد حمله کرد و سه روز تانک‌های عراقی شهر را در محاصره گرفتند؛ روز سوم تعدادی از آنان توانستند به داخل شهر راه یابند.

چمران که از محاصره تعدادی از یاران و رزمندگان ایرانی در آن شهر سخت برآشفته بود، با فشار و تلاش فراوان خود و سید علی خامنه ای، ارتش را آماده ساخت که برای نخستین بار دست به یک حمله خطرناک و نابرابر بزنند و خود نیز نیروهای مردمی و سپاه پاسداران را در کنار ارتش سازماندهی کرد تا با نظمی نو و شیوه‌ای جدید از جانب جاده اهواز – سوسنگرد به دشمن یورش ببرند.
نظر شهید چمران در مورد انتخابات

چمران در نبردی که برای آزادسازی سوسنگرد درگرفته بود، به هدف منحرف کردن دشمن از آسیب رسانی به رزمندگان همراهش، به همراه دو تن از همراهانش به درگیری با چند تانک و نفربر پرداخت که ماحصل آن فرار نیروهای عراقی از صحنه نبرد بود[۵۸] در حالی که او تنها از ناحیه ران مجروح گردید و نیروهای او توانستند خود را به سوسنگرد برسانند؛ او با کامیون هیفائی که از دشمن به غنیمت گرفته بود خود را به بیمارستان رساند و بستری شد؛ اما بیش از یک شب در بیمارستان نماند و پس از آن به مقر ستاد جنگ‌های نامنظم رفت.

چمران دوباره در تاریخ ۳۱ خرداد ۱۳۶۰ که برای سرکشی، معرفی و توجیه فرمانده جدید محور به جای «ایرج رستمی» به منطقه جنگی دهلاویه رفته بود، در خط مقدم نبرد، بر اثر اصابت ترکش خمپاره ۶۰ دشمن از ناحیه پشت سر زخمی شد؛ مورد اصابت قرار گرفتن این فرمانده از پشت سر، از آن زمان تاکنون منشأ گمانه زنی‌های بسیار در مورد احتمال مرگ او بر اثر شلیک آتش خودی بوده‌است، هرچند برخی از همرزمان وی، چنین احتمالی را دور از ذهن دانسته‌اند.[۵۹] کمک‌های اوّلیه بر روی او در بیمارستان سوسنگرد انجام گرفت و آمبولانس به اهواز شتافت ولی پیکر بی‌جان او به اهواز رسید.[۶۰] و در همان تاریخ درگذشت[۶۱] آرامگاهش در بهشت زهرا قرار دارد و آدرس قبر او قطعهٔ ۲۴ ردیف: ۷۱ شماره: ۲۵ و تاریخ دفنش ۱۳۶۰/۴/۲ است.[۶۲]

سید روح‌الله خمینی رهبر جمهوری اسلامی ایران او را سردار اسلام و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی نامید.[۶۳] بعد از مرگ، نام چمران به عنوان یک قهرمان بر روی بسیاری از خیابان‌ها و ساختمان‌ها در ایران و لبنان از جمله بزرگراه چمران در تهران گذاشته شد.[۶۴]

سال ۱۳۹۱ محسن علوی پور کتاب زندگی‌نامه چمران را منتشر کرد.[۶۵] نیک رابینسون در سال ۲۰۱۳ زندگی‌نامه انگلیسی چمران را در انگلستان منتشر کرد.[۶۶]

ابراهیم حاتمی کیا، کارگردان ایرانی، فیلمی را به نام چِ دربارهٔ مصطفی چمران ساخت که پیشنهاد آن را مهدی چمران ۱۵ سال پیش به وی داده بود. این فیلم به مقطعی از زندگی چمران یعنی دو روز و دو شب حضورش در پاوه در سال ۱۳۵۸ می‌پردازد. در این فیلم فریبرز عرب نیا نقش چمران و سعید راد نقش تیمسار فلاحی را بر عهده دارند. در مجموعه تلویزیونی سیمرغ نیز که سرگذشت دو تن از خلبانان هوانیروز یعنی احمد کشوری و علی‌اکبر شیرودی را به تصویر می‌کشد، به نقش چمران در واقعه پاوه اشاره شده‌است.[۶۷] در قتلگاه او در دهلاویه نیز بنای یادبودی ساخته‌اند.

چمران شخصیتی عارفانه داشت و به اشعار مولوی علاقه داشت.[۶۸]:191
آثار هنری زیادی را بر جای گذاشت که از جمله آن‌ها می‌توان به تابلوهای نقاشی، مجسمه‌ها و عکس‌ها اشاره کرد. نقاشی در میان علاقه‌مندی‌های بارز هنری چمران بود که در این زمینه چندین اثر رنگ روغن از وی به جا مانده‌است.[۶۹]

۱ در سال ۱۳۵۷، وزارت اطلاعات و جهانگردی و تا ۷ خرداد ۱۳۵۸ وزارت اطلاعات، تبلیغات و خیرات نام داشت.
۲ ۱۷ اسفند ۱۳۵۷ بخش زیادی از وزارت فرهنگ و هنر درون وزارت علوم و آموزش عالی ادغام شده و مابقی به وزارت اطلاعات و جهانگردی منتقل شد.
۳ ۸ مهر ۱۳۵۸ وزارت نفت تأسیس شد.
۴ معاونت امور انقلاب، به وزارت مشاور در امور اجرایی تبدیل شد.
۵ وزارت مشاور طرح‌های انقلاب، به وزارت مشاور تعلیمات و تحقیقات تبدیل شد.

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

مهدی چمران (زادهٔ ۱۳۲۰ در تهران)، سیاستمدار اصولگرای ایرانی و رئیس شورای شهر
تهران در دوره ششم است. او در دوره دوم و سوم و سه سال از دوره چهارم شورای اسلامی شهر تهران، ریاست شورا را عهده‌دار بود. مهدی چمران فارغ‌التحصیل مقطع کارشناسی ارشد معماری از دانشگاه تهران است. او برادر کوچکتر مصطفی چمران می‌باشد.

مهدی چمران، عضو کمیته استقبال از خمینی و جانشین فرمانده ستاد جنگ‌های نامنظم (مصطفی چمران) بوده‌است. وی همچنین در مقاطعی، ریاست دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس را بر عهده داشته است.
مهدی چمران، معاون فرهنگی ستاد فرماندهی کل قوا و مشاور تحقیقات علمی رئیس ستاد فرماندهی کل قوا نیز بوده‌است.
ریاست دوره دوم و سوم و چهارم شورای اسلامی شهر تهران نیز از جمله مسئولیت‌های اجرایی اوست.

وی که از چهره‌های شاخص جریان اصولگرایی است، با پیروزی قاطع گروه آبادگران در دومین دورهٔ شورای شهر تهران به رهبری وی، به عنوان ریاست این شورا انتخاب شد. وی در دورهٔ بعد نیز این جایگاه را حفظ کرد. اما در چهارمین دوره شورای اسلامی شهر تهران، در رقابت با احمد مسجد جامعی، از چهره‌های شاخص اصلاح طلب شورای شهر مغلوب گردید و ریاست شورا را به وی واگذار کرد. در سال دوم شورای چهارم شهر تهران و در ۱۱ شهریور ۱۳۹۳ وی توانست با پیروزی بر احمد مسجدجامعی بار دیگر پس از دوره‌های دوم و سوم، کرسی ریاست شورای چهارم را نیز، در سال دوم آن به دست‌بیاورد، او با ۱۸ رأی، احمدمسجدجامعی را که ۱۳ رای آورد، شکست داد.[۲] و در سومین سال شورای شهر چهارم نیز جایگاه خود را به عنوان رئیس شورای اسلامی شهر تهران حفظ کرد.[۳] وی سابقه ۹ سال ریاست شورای عالی استانها را نیز در کارنامه خود دارد.[۴] از او در جنجال خانه‌های نجومی نام برده شده‌است.

روال مورد علاقه مهدی چمران، رئیس شورای پایتخت این بود که تصمیم‌گیری دربارهٔ موضوعات حساس و مهم شهر تهران را از دستور جلسات علنی خارج کرده و پشت درهای بسته ببرد.[۵]
نظر شهید چمران در مورد انتخابات

سال ۱۳۹۶ در انتخابات شورای شهر تهران در لیست خدمت قرار داشت و نفر ۲۲ این انتخابات شد و با توجه به رای کامل بیست و یک نفر لیست امید عملاً وی از راهیابی به شورای شهر تهران بازماند.

در شهریور ۱۳۹۵ مهدی چمران به همراه قالیباف متهم شده‌اند که املاک شهرداری را با تخفیف بالا به بعضی از مدیران شهری داده‌اند. اعمال تخفیف‌های ۵۰ درصد قیمت‌های کارشناسی و ارزیابی غیرواقعی املاک یا چند تعاونی به افرادی خارج از شهرداری با قیمت میانگین هر مترمربع دومیلیون تومان، تضییع اموال عمومی شهرداری تهران تا بیش از دوهزار و ۲۰۰ میلیارد تومان بوده‌است و بعد از آن سایت معماری نیوز متن نامه سازمان بازرسی کل کشور را منتشر ساخت که در آن نام و جزئیات میزان تخفیف ارائه شده به ده‌ها نفر و چندین تعاونی توسط شهرداری افشا شد. در نتیجه این گزارش سردبیر سایت معماری نیوز زندانی شد.[۶][۷]

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

ستاد جنگ‌های نامنظم سازمان نظامی چریکی در ایران بود، که پس از وقوع انقلاب ۱۳۵۷ توسط مصطفی چمران تاسیس شد. ستاد مرکزی این سازمان در سالهای نخست جنگ ایران و عراق، در اهواز مستقر بود و مسئولیت طراحی و اجرای عملیات‌های محدود علیه نیروهای ارتش عراق را برعهده داشت. فرماندهی ستاد جنگ‌های نامنظم از ابتدای تاسیس، با مصطفی چمران؛ وزیر دفاع وقت بود.[۴]

پس از درگذشت چمران در بهار ۱۳۶۰ ستاد جنگ‌های نامنظم نیز منحل گردید، گرچه ۳ سال بعد، قرارگاه جدیدی با نام قرارگاه رمضان در کرمانشاه، برای انجام جنگ‌های نامنظم برپا شد، که هدف عمده آن نفوذ در خاک عراق و انجام عملیات‌های نامنظم در کردستان عراق بود. اوج فعالیت‌های ستاد جنگ‌های نامنظم به سال نخست جنگ ایران و عراق بازمی‌گردد، که بیش از ۳ هزار نفر در آن عضویت داشتند. شمار زیادی از اعضای این سازمان، پس از انحلال آن، به سپاه پاسداران یا بسیج پیوستند.

این یک مقالهٔ خرد است. می‌توانید با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

فیزیک پلاسما از شاخه‌های فیزیک است که به بررسی یکی از اشکال وجود ماده یعنی پلاسما می‌پردازد. در فیزیک پلاسما دربارهٔ سیستم‌هایی بحث می‌کنیم که از ذرّات باردار مثبت و منفی تشکیل شده‌اند و می‌توانند آزادانه حرکت کنند.

ذرّات باردار در یک پلاسما نه تنها با میدان الکترومغناطیسی موضعی برهم‌کنش می‌کنند بلکه حرکت این بارها می‌تواند میدان‌های الکتریکی و مغناطیسی ایجاد کند. از آنجا که بخش بزرگی از جرم قابل مشاهدهٔ عالم، ستارگان با دماهای بسیار زیاد هستند، امکان وجود ماده به صورت‌های جامد و مایع در این اجرام منتفی است. از سوی دیگر گاز نیز، به دلیل این حرارت بسیار زیاد، تبدیل به یک توده یونیزه شده و به صورت مخلوطی از یون‌های مثبت (هسته اتم‌ها) یون‌های منفی (الکترون‌ها) و ذرات خنثی در می‌آید.

در این توده، به دلیل وجود نیروهای الکتریکی که بسیار قوی تر از نیروی گرانشی است ذرات بر روی هم تأثیر زیادی می‌گذارند. به‌طوری‌که حرکت بخشی از این توده، باعث تغییر در وضعیت حرکت و انرژیِ بخش‌های دیگر می‌شود که به این پدیده، اثر جمعی گفته شده، و هر گاه گاز به شدت یونیزه شده دارای این خاصیت باشد، پلاسما نامیده می‌شود و این بدین معنی است که بخش غالب ماده قابل مشاهده جهان، پلاسما است.

جالب این است که پلاسما ممکن است در عین حال دارای چندین دماباشد که این حالت با توجه به اینکه میزان برخوردبین خود یونها یا خود الکترونها از
میزان برخوردهای بین یک یون و یک الکترون بیشتراست می‌تواند پیش بیاید.
نظر شهید چمران در مورد انتخابات

چند مورد از پلاسما که ما روزانه باآن سروکار داریم عبارت است از:
جرقه رعدوبرق، تابش ملایم شفق قطبی، گاز هادی داخل یک لامپ فلورسنت، چراغ نئون و یونش مختصری که در گازهای خروجی موشک دیده می‌شود.

پلاسما، امروزه نقش مهمی در توسعهٔ منابع انرژی، از راه همجوشی هسته‌ای یافته‌است.

این یک مقالهٔ خرد است. می‌توانید با گسترش آن به ویکی‌پدیا کمک کنید.

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

مجموعاً ۱٬۲۳۲ جریب فرنگی (۴۹۹ هکتار) هسته دانشکده ۱۷۸ جریب فرنگی (۷۲ هکتار)[۶]

دانشگاه کالیفرنیا، بِرْکْلی مشهور به دانشگاه بِرْکْلی (به انگلیسی: University of California, Berkeley)[۹] یک دانشگاه دولتی تحقیقاتی در شهر برکلی در سیستم دانشگاه‌های کالیفرنیا است. برکلی در سال ۱۸۶۸ پس از ادغام دو دانشگاه قدیمی تأسیس شده‌است.[۱۰] برکلی از اعضای انجمن دانشگاه‌های آمریکایی است و در طی سال‌ها هزینه‌هایی به فعالیت‌های پژوهشی و عملی مختلف اختصاص داده‌است.[۱۱] بر اساس رتبه‌بندی یو اس نیوز در سال ۲۰۲۰ این دانشگاه دومین دانشگاه برتر دولتی و بیست و دومین دانشگاه برتر آمریکا می باشد.[۱۲] در حال حاضر دانشجویان برکلی اکثراً لیبرال اند و محافظه‌کاران در اقلیت می‌باشند.[۱۳][۱۴]

در سال ۱۸۶۶، دانشگاه خصوصی کالیفرنیا زمینی که اکنون محوطهٔ دانشگاه برکلی است را خریداری کرد. به خاطر نبود منبع مالی کافی، دانشگاهی دیگر که در زمینهٔ کشاورزی، معدن و هنر مکانیکی فعال بود به دانشگاه خصوصی کالیفرنیا پیوست و اولین دانشگاه دولتی ایالت کالیفرنیا، دانشگاه کالیفرنیا برکلی، به وجود آمد.
۱۰ استاد و ۴۰ دانشجو اعضای این دانشگاه در اولین روز بازگشایی آن در سال ۱۸۶۹ بودند.[۱۰] هنری دورنت، مدیر سابق دانشگاه خصوصی کالیفرنیا، به عنوان اولین مدیر دانشگاه برکلی مدیریت را در دست گرفت.[۱][۲]

در سال ۱۸۹۱ فیبی هیرست اعطای بسیاری به برکلی کرد. ایجاد برنامه‌های جدید، ساختن ساختمان‌های جدید و اسپانسری از جمله کارهای فیبی هیرست برای برکلی بود. علاوه بر آن، فیبی هیرست اولین زن عضو شورای دانشگاه بود، که از سال ۱۸۹۷ تا لحظه مرگش به خدمت پرداخت. در سال ۱۹۰۵ زمینی جدید نزدیک شهر ساکرامنتو خریداری شد و نهایتاً دانشگاه دیویس به وجود آمد.[۱۵] در دههٔ ۱۹۲۰ تعداد ساختمان‌ها به‌طور قابل ملاحظه‌ای افزایش یافت. از میان آن بناها، جان گولن هوارد، معمار نامدار آمریکایی، دوازده بنا مرتبط با دانشگاه را معماری کرد.[۱۶]
رابرت گوردون مدیریت دانشگاه را از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۸ در دست گرفت.[۱۷]
نظر شهید چمران در مورد انتخابات

برکلی که قبل از آن نامش در میان دانشگاه‌های دیگر آمریکا به چشم نمی‌آمد در دههٔ ۱۹۶۰ شهرت پیدا کرد.[۱۸][۱۹][۲۰][۲۱] علت اصلی این شهرت راهپیمایی برای آزادی بیان در سال ۱۹۶۴ و مخالفت با جنگ در ویتنام[۲۰][۲۱]
از جمله امرهایی بود که برکلی را به شهرت رساند.[۲۲][۲۳][۲۴][۲۵] در سال ۱۹۶۹، طی تظاهرات بر زد جنگ ویتنام، پلیس ملی آمریکا با عده‌ای از دانشجویان در گیر شد. پس از این تظاهرات رونالد ریگان، فرماندار وقت کالیفرنیا (که چند سال بعد نیز رئیس‌جمهور شد) واکنش بسیار تندی به تظاهرات دانشجویان نشان داد و برکلی را محلی برای «کمونیست دوستان، آشوب گران، و منحرفان» خطاب کرد.[۲۰][۲۶][۲۷] در حال حاضر دانشجویان برکلی کمتر سیاسی هستند و اعضای محافظه کار بیشتری را، نسبت به قبل، در خود جای می‌دهد.[۲۸][۲۹] با این حال، در حال حاضر تعداد دانشجویان دموکرات (لیبرال) ۹ برابر دانشجویان حزب جمهوری‌خواه ایالات متحده آمریکا (محافظه کار) است.[۳۰]

در ۱۷ سپتامبر ۱۹۲۳ آتش‌سوزی عظیمی در شهر برکلی رخ داد که در پی آن ۶۴۰ سازه، از جمله ۵۸۴ خانه که نزدیکی شمال محوطهٔ دانشگاه بود، در آتش سوخت. با این حال دانشگاه صدمهٔ خاصی ندید چون هنگامی که آتش به دانشگاه نزدیک می‌شد، مسیر باد عوض شده و دانشگاه برکلی از سوختن در امان ماند.[۳۱]

با این که برکلی دانشگاهی دولتی است،[۳۲] منابع مالی آن اکثراً خصوصی است. قسمتی از منابع مالی آن از دولت تامین می‌شود. از منابع مالی خصوصی برکلی می‌توان به بی‌پی، شرکت نفت و گاز بریتانیایی، اشاره کرد. بی‌پی مبلغ مشخصی را برای بهبود و توسعه زیست‌سوخت به برکلی اهدا کرده بود.[۳۳] شرکت هیولت و شرکت داو کمیکال نیز مقداری هزینه در مورد تحقیق پیرامون پایایی به برکلی اهدا کرده بودند.[۳۴][۳۵][۳۶][۳۷][۳۸]

دانشگاه کالیفرنیا برکلی به نام‌های کالیفرنیا یا کَل با مخفف UCB نامبرده می‌شود. تیم‌های ورزشی این دانشگاه به خرس‌های طلایی کالیفرنیا ملقب هستند. وب سایت دانشگاه نیز berkeley.edu است.[۳۹]

دانشگاه برکلی به‌افتخار جرج برکلی نامگذاری گردیده‌است.[۴۰]

برکلی بیشتر دارای رشته‌های مختلفی در مقطع لیسانس بوده و در مقطع دکترا کمی محدودتر است.[۴۱] برنامهٔ دانشگاه به صورت نیم سال تحصیلی (به انگلیسی: semester) تعریف شده‌است.[۴۲] در مجموع برکلی دارای صد و شش رشته در مقطع لیسانس، هشتاد و هشت رشته در مقطع فوق لیسانس و نود و هفت رشته در مقطع دکترا است.[۴۳] در سال تحصیلی ۱۴–۲۰۱۳ دانشگاه ۷۵۶۵ لیسانسه و ۹۳۰ مدرک دکترا صادر کرد.[۴۴]
مهم‌ترین دانشکده‌های دانشگاه عبارتند از:

قابل ذکر است که برکلی منحصراً دارای دانشکدهٔ پزشکی نیست ولی همراه با دانشگاه کالیفرنیا، سانفرانسیسکو، به صورت مشترک، برنامه‌ای پزشکی را، نزدیک محل خود دانشگاه برکلی، اداره می‌کند.

محبوب‌ترین رشته‌ها در مقطع کارشناسی در دانشگاه برکلی مهندسی برق، کامپیوتر، علوم سیاسی، زیست ملکولی، علوم طبیعی و اقتصاد است.[۴۵] نمرات درسی در دانشگاه برکلی به صورت ۵ حرف (A, B, C, D, F) بوده و دانشجویان ملزم به دادن امتحان میان ترم هستند.[۴۶][۴۷][۴۸] قوانین کسب جوایز علمی در دانشگاه‌ها، بسته به قوانین هر دانشکده دارد و این جوایز معمولاً به دانشجویان ممتاز هر ساله اهدا می‌شود.[۴۹]

در برکلی، راهیابی از مقطع کارشناسی به کارشناسی ارشد غیرمتمرکز است و متقاضیان مستقیم به دانشکدهٔ مورد نظر خود ثبت نام می‌کنند.[۵۰] این دانشگاه در سال ۲۰۱۲، ۸۸۷ مدرک دکترا و ۲۵۰۶ مدرک فوق لیسانس صادر کرد. اکثراً دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد توسط کمک هزینه‌های تحصیلی، همکاری آموزشی و پژوهشی پشتیبانی می‌شوند. در سال ۲۰۱۰، شورای ملی پژوهش ایالات متحده آمریکا، دانشگاه برکلی را در رتبهٔ اول بر اساس بیشترین تعداد برنامه در مقطع دکترا که به عنوان بهترین در آمریکا انتخاب شدند قرار داد. برنامه‌های دکترا دانشگاه برکلی که رتبهٔ اول را دریافتند عبارت بودند از: کشاورزی و منابع اقتصاد، فیزیک نجومی، شیمی، مهندسی عمران و محیط زیست، علوم کامپیوتر، انگلیسی، اپیدمیولوژی، جغرافیا، زبان آلمانی، ریاضیات، مهندسی مکانیک، بیوشیمی و بیولوژی مولکولی، ژنتیک، ژنومیکس، و توسعه، فیزیک، زیست‌شناسی گیاهی، و علوم سیاسی.[۵۱][۵۲]

برکلی دانشگاهی تحقیقاتی و پژوهشی است.[۵۳] ۱۶۲۰ استاد به‌طور تمام‌وقت و ۵۰۰ استاد به صورت نیمه‌وقت در ۱۳۰ دانشکده و ۸۰ گروه و دانشکده بین رشته‌ای در حال فعالیت هستند.[۵۴] ۲۳۵ از استادان برکلی عضو فرهنگستان هنر و علوم آمریکا، ۷۷ عضو برنامه فولبرایت، ۱۳۹ عضو کمک‌هزینه گوگنهایم، ۷۳ عضو آکادمی ملی مهندسی، ۱۴۹ عضو آکادمی ملی علوم،[۵۵] ۴ برنده جایزه پولیتزر، ۱۲۵ عضو برنامه اسلون، ۷ برنده جایزه ولف، و ۱ برنده جایزه معماری پریتزکر در برکلی تدریس داده‌اند.[۵۴][۵۶][۵۷][۵۸]

دانشگاه برکلی یکی از ۱۱ دانشگاه سیستم دانشگاه کالیفرنیا است. این یازده دانشگاه در مجموع دارای ۳۲ کتاب‌خانه هستند. در سال ۲۰۰۶ سیستم کتاب خانهٔ کالیفرنیا دارای ۱۱ میلیون کتاب و ۷۰٬۰۰۰ گروه کتاب (عناوین) بود.[۵۹][۶۰] کتاب خانهٔ بنکرافت، یکی از کتاب‌خانه‌های دانشگاه برکلی، که کتاب خانهٔ مرکزی برکلی به حساب می‌آید، دارای کتاب‌هایی در مورد تاریخ جهان غرب و آمریکای شمالی و همچنین تاریخ کالیفرنیا، مکزیک و آمریکای مرکزی است.

یواس نیوز اند ورلد ریپورت در رتبه‌بندی خود برکلی را در مقام بیست و دوم دانشگاه‌های آمریکا قرار داده‌است.[۶۱] رتبه‌بندی کیو اس برکلی را در ردهٔ ۲۸ ام جهان و چهاردهم آمریکا قرار داد.[۶۲] رتبه‌بندی فوربز و Niche نیز هر کدام در سال ۲۰۱۷ برکلی را در ردهٔ چهارم آمریکا قرار دادند.[۶۳] همچنین در رتبه‌بندی مؤسسه تایمز در سال ۲۰۲۰ این دانشگاه رتبه سیزدهم را در بین دانشگاه‌های جهان از آن خود کرده‌است.[۶۴]

پردیس دانشگاهی برکلی نزدیک به ۵۰۰ هکتار و قسمت مرکزی آن به ۷۲ هکتار می‌رسد. آزمایشگاه ملی لارنس برکلی نیز ۸۱ هکتار از محوطهٔ دانشگاه را می‌گیرد. تالار علوم لارنس و چندین پایگاه آزمایشی دیگر (به خصوص در زمینهٔ علوم فضایی، ریاضیات، منطقهٔ محیط زیستی حفاظت شده، باغ گیاه‌شناسی دانشگاه و مرکز تفریح استرابری کنیون نیز هر کدام مساحتی را اشغال می‌کنند. قسمت شرقی پردیس دانشگاهی برکلی نیز به شهر اوکلند مرتبط می‌شود.[۷۳]

شهر اوکلند شامل چندین موزه، از جملهٔ موزهٔ دیرین‌شناسی دانشگاه کالیفرنیا، موزه هنر دانشگاه برکلی و آرشیو فیلم و اقیانوس آرام، و تالار علوم لارنس می‌شود. موزهٔ دیرین‌شناسی اوکلند دارای فسیل‌های مختلفی از دایناسورها شامل استخوان‌های تیرانوسوروس (انگلیسی: Tyrannosaurus rex) است.[۷۴]

واقعه‌ای که پردیس دانشگاهی و محوطهٔ این دانشگاه را تاریخی کرد در واقع نتیجهٔ «مسابقه بین‌المللی برای طرح معماری ماه هرست برای دانشگاه کالیفرنیا»، ایجاد شده توسط ویلیام راندلف در سال ۱۸۹۹، در شهری در بلژیک در آنتورپ است. در نهایت جان گولن هوارد به عنوان برندهٔ مسابقه انتخاب شد.[۷۵] هوارد دوازه بنای دانشگاه را معماری کرد و در دههٔ ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ گسترش یافتند. بسیاری از طرح‌های هوارد به عنوان نشان تاریخی شناخته شده‌اند.[۷۶]

تالار جنوبی (South Hall) قدیمی‌ترین سازهٔ این دانشگاه است که در سال ۱۸۷۳ ساخته شد. این بنا و یک بنای دیگر (که توسط فردریک اولمستد طراحی شد) تنها دو بنایی بودند که قبل از بناهای جان گولن هاوارد در پردیس دانشگاهی قرار داشتند. از معماران معروف دیگر که در طراحی بناهای برکلی نقش داشتند می‌توان برنارد میبک را نام برد. او دانش‌آموختهٔ مدرسه هنرهای عالی بوزار در فرانسه بود، و مدرس دانشگاه برکلی گردید، و در همان ایالت روزهای خود را سپری کرد. از دیگر معماران می‌توان جولیا مورگان، چارلز ویلارد مور و جوزف اشریک را نام برد.[۷۷] از طریق ادارهٔ توسعه پایدار و انرژی، دانشگاه برکلی اقدام به کارهای اجرای طرح‌های پایداری در محوطه دانشگاه کرده‌است.[۷۸][۷۹] چندین سازهٔ برکلی چندین بار بازسازی شده و ضایعات از پروژه‌های ساختمانی هر بار کاهش می‌یابد.[۸۰] پروژه‌های حفاظت از آب در چندین قسمت پردیس دانشگاهی قرار گرفته و دانشگاه روش‌ها و تکنیک‌های مختلفی را برای مدیریت آب‌های ناشی از بارندگی یا طوفان در نظر گرفته‌است. سوخت سیستم‌های تهویه‌ای، گرمایی، سرمایی و غیره دانشگاه برکلی از گاز طبیعی می‌آیند.[۸۱]

دانشگاه کالیفرنیا توسط تیمی بیست و شش نفره اداره (مدیریت) می‌شود.[۸۲][۸۳][۸۴] دانشگاه برکلی دارای ۲۴٬۷۰۰ کارمند است که بسیاری از آنان زیر نظر انجمن پرستاران کالیفرنیا (CNA) و شرکت‌های مشابه هستند.[۸۵]

دانشگاه برکلی از منابع متنوعی، به خصوص فدرال و ایالتی، کمک مالی دریافت می‌کند. منابع خصوصی نیز بسیاری از منابع مالی برکلی را تشکیل می‌دهند. در سال‌های اخیر منبع مالی ایالتی نقش بسیار مهمی را در تأمین سرمایه دانشگاه داشت. در سال ۱۹۸۷ ایالت کالیفرنیا پنجاه و چهار درصد از منابع مالی برکلی را تأمین کرد.[۸۶] اما در سال‌های اخیر به دلیل بحران مالی به وجود آمده در کالیفرنیا (در سال ۲۰۰۸–۱۱) منبع مالی ایالتی کاهش یافته‌است. به عنوان مثال در سال ۲۰۱۱، کمک مالی از ایالت نسبت به سال ۲۰۱۰ کمتر بود.[۸۷] در سال ۲۰۱۳ تنها ۱۲ درصد از سرمایهٔ برکلی توسط ایالت تهیه شد.[۸۸]

برکلی در سال ۲۰۱۲، چندین میلیون دلار برای بازسازی ورزشگاه فوتبال آمریکایی اش که بر اثر زلزله آسیب دیده بود، قرض گرفت. مقداری از آن پول خرج بازسازی شده و بقیه را نیز خرج ساختن مرکز ورزشی جدید کرد.[۸۹]

دانشجویان و دانشجویان قبولی در برکلی ممکن است واجد شرایط کمک مالی‌های مختلف خصوصی و دولتی شوند. بیشتر کمک‌های مالی توسط دفتر کمک‌های مالی و بورس‌های تحصیلی دانشگاه برکلی تأمین می‌شود. بعضی از دانشکده‌های مهم برکلی (مثل دانشکده حقوق) کمک مالی جداگانه (مختص به خود) را دارند.[۹۰]

سالانه ده‌ها هزار دانش آموز به این دانشگاه درخواست تحصیلی می‌فرستند. این دانشگاه اولویت و سهمیهٔ بسیار بیشتری به دانش آموزانی که ساکن کالیفرنیا بوده و از درون کالیفرنیا درخواست می‌کنند می‌دهد. سیستم دانشگاه کالیفرنیا طبق قوانینی که وضع کرده‌است، به دانش آموزانی که از داخل ایالت کالیفرنیا به این دانشگاه تقاضا می‌کنند شانس بسیار بالاتری برای قبولی نسبت به دانش آموزانی که از خارج ایالت کالیفرنیا درخواست می‌کنند می‌دهد.[۹۹] قابل ذکر است که بر اساس آماری که سالیانه از این دانشگاه منتشر می‌شود، میانگین نمرات دانش آموزان متقاضی خارج از کالیفرنیا بسیار بالاتر از متقاضیان درون ایالتی است، با این حال شانس قبولی بسیار پایین‌تری نسبت به دانش آموزان درون ایالتی دارند.[۱۰۰]

قبول شدگان ۲۰۱۵ برای سال اول لیسانس، دارای معدل ۴٫۴۱ (weighted) و ۳٫۸۷ (unweighted) بودند.[۱۱۰][۱۱۱] محدودهٔ نمرهٔ ای سی تی قبولیان نیز ۳۱–۳۳ است.[۱۰۵][۱۱۲][۱۱۳] یک سوم قبول شدگان نیز در سال ۲۰۱۵ کمک هزینهٔ مالی پل (Pell Grant) دریافت کردند.[۱۱۴]

شانس‌بیار دانشگاه خرس اوسکی نام دارد. خرس اوسکی اولین بار در سال ۱۹۴۱ به عنوان شانس‌بیار دانشگاه انتخاب شد.[۱۱۵] پیش از آن (در سال ۱۹۴۰) از توله خرس‌های واقعی به عنوان شانس بیار دانشگاه در استادیوم‌ها و بازی‌های ورزشی (در بیرون از زمین بازی) استفاده می‌شد. اما بعداً لباس خرس اوسکی جای توله خرس‌ها را گرفت. تماشاگران و هوادارانِ برکلی برای تشویق در بازی‌های ورزشی این ترانه (شعار) را می‌سرایند که به ترانهٔ فریاد خرس اوسکی معروف است:

گروه‌بند (موسیقی) برکلی (Cal Band) نیز اولین بار در سال ۱۸۹۱ تشکیل شد و در هر مسابقهٔ فوتبال آمریکایی که دانشگاه برکلی به عنوان میزبان و مهمان بازی کند، حضور فعال دارد. زیرمجموعهٔ گروه موسیقی کل بند به نام Straw Hat Band نیز در بازی‌های بسکتبال، والیبال و رویدادهای اجتماعی دیگر فعالیت می‌کند.[۱۱۶]

اکثر دانشجویان برکلی در خوابگاه‌ها و مسکن‌های برکلی ساکن هستند. ساختمان‌های خوابگاهی مختلفی در برکلی وجود دارد و ۲۰ خانه متعلق به دانشجویان تعاون برکلی است.

برکلی دارای دوازده سالن محل اقامت مختلف است. خوابگاه‌های مخصوص دورهٔ کارشناسی خارج از دانشگاه در مجاورت شهر برکلی قرار دارد. واحدهای ۱، ۲ و ۳ در قسمت جنوبی پردیس دانشگاهی قرار دارد. واحد ۱ و ۲ دارای سالن غذا خوری مشترک هستند. واحد سه قدیمی‌ترین واحد و دارای سالن غذا خوری جداگانه است. در قسمت جنوبی تر پردیس دانشگاهی، خوابگاه‌ها اکثراً مربوط به ورزشکاران دانشگاه می‌شود.[۱۱۷]

نمایی از خوابگاه‌ها و مسکن‌های دانشجویی برکلی:

مسکنی در برکلی

مسکنی ایالتی

خرس‌های طلایی کالیفرنیا (انگلیسی: California Golden Bears) تیم‌های ورزشی است که نشان دهنده دانشگاه کالیفرنیا، برکلی است.[۱۱۸][۱۱۹] برکلی دارای ۳۰ تیم ورزشی است و در لیگ انجمن ملی ورزش دانشگاهی با دانشگاه‌های دیگر در منطقهٔ غرب آمریکا به رقابت می‌پردازد.[۱۱۸][۱۲۰] برکلی همچنین جزو لیگ پک ۱۲ که شامل دوازده دانشگاه محلی دیگر (دانشگاه آریزونا، دانشگاه ایالتی آریزونا، یوسی ال ای، دانشگاه کلرادو، دانشگاه اورگان، دانشگاه ایالتی اورگان، دانشگاه کالیفرنیا جنوبی، استنفورد، دانشگاه یوتا، دانشگاه واشینگتن و دانشگاه ایالتی واشینگتن) می‌شود به رقابت می‌پردازد. این رقابت‌های ورزشی هر ساله در ده‌ها رشتهٔ مختلف ورزشی برگزار می‌شود.[۱۲۱][۱۲۲][۱۲۳] در رشتهٔ راگبی دانشگاه برکلی در سال ۲۰۱۴ ردهٔ دوازدهم را به دست آورد.

در سال ۲۰۱۴ برکلی شرایط سخت تری را برای قبول کردن ورزشکاران در دانشگاه به وجود آورد. برای سال ۲۰۱۷ اکثر از ورزشکاران ملزم به داشتن معدل ۳٫۰۰ به بالا هستند. پس از آن، متقاضیانی که به قصد سمت ورزشکاری در برکلی تقاضا می‌دهند، جداگانه توسط مربیان و کارشناسان برکلی بررسی شده و عده‌ای محدود به دانشگاه راه می‌یابند. تیم‌های ورزشی دانشگاه عبارتند از:

مردان

زنان

نظر شهید چمران در مورد انتخابات

برکلی قهرمانی‌های مختلفی را در سطح ملی در ورزش‌های متنوع کسب کرده‌است: بیسبال مردان (۲)، بسکتبال مردان (۲)، روئینگ مردان (۱۵)، روئینگ زنان (۳)، فوتبال (۵)، گلف مردان (۱)، ژیمناستیک مردان (۴)، لاکراس مردان (۱)، راگبی مردان (۲۶)، سافتبال (۱)، شنا و غواصی مردان (۴)، شنا و غواصی (۳) زنان، تنیس مردان (۱)، آهنگ و میدانی مردان (۱)، و مردان واترپلو (۱۳).

از بزرگترین شرکت‌های تأسیس شده که حداقل یکی از فارغ التحصیلان برکلی در آن کار کرده‌اند به: اپل،[۱۲۴] اینتل،[۱۲۵] ال اس آی،[۱۲۶] گپ اینکورپوریتد،[۱۲۷] مای‌اسپیس،[۱۲۸] پاوربار،[۱۲۹] برکلی سیستم،[۱۳۰] بی بی ان تکنولوژی،[۱۳۱] چز پینسی،[۱۳۲] گوگل ویس، اچ‌تی‌سی،[۱۳۳] اچ‌تی‌سی،[۱۳۴] وی آی ای تکنولوژی، مارول تکنولوژی گروپ،[۱۳۴][۱۳۵] مووی آن دات اورگ، اپسور،[۱۳۶] رداکتین،[۱۳۷] ریمون،[۱۳۸] سن‌دیسک،[۱۳۹] سان مایکروسیستمز،[۱۴۰] لرنینگ کمپانی[۱۴۱] و غیره اشاره کرد.

[۱۴۲] همچنین افرادی دیگر که فارغ‌التحصیل برکلی بودند نظیر باتلر لامپسن، چارلز ثاکر[۱۴۳] و پیتر دویچ[۱۴۴][۱۴۵][۱۴۶] نیز با کن تامسون در پروژهٔ جنی همکاری کردند. کن تامسون همچنین مخترع زبان برنامه‌نویسی بی است، زبانی که جد زبان سی به حساب می‌آید. او همین‌طور یکی از خالقان و توسعه‌دهندگان اولیه سیستم‌عامل پلان ۹ از آزمایشگاه‌های بل بود.[۱۴۷]

تاکنون بیست و پنج نفر از فارغ التحصیلان برکلی موفق به کسب جایزه امی شده‌اند. جان الس (لیسانس ۱۹۶۸) برای فیلمبرداری؛ اندرو اشنایدر (لیسانس ۱۹۷۳) برای فیلمنامه؛ لیندا شاخت (لیسانس ۱۹۶۶، فوق لیسانس ۱۹۸۱)[۱۴۸][۱۴۹] و کریستین چن (فوق لیسانس ۱۹۹۰) برای روزنامه‌نگاری؛[۱۵۰][۱۵۱] کتی بیکر (لیسانس ۱۹۷۷)،[۱۵۲] لروی سیورس و الیزابت لمی نمونه‌ای از افرادی دیگر فارغ‌التحصیل برکلی هستند که موفق به کسب این جایزه شده‌اند.[۱۵۳][۱۵۴][۱۵۵]
جایزه تورینگ، «جایزه نوبل کامپیوتر»، تاکنون به ۱۱ نفر از فارغ التحصیلان برکلی و ۱۰ هیئت علمی تمام وقت (مانند دینا اسکات) داده شده‌است.[۱۵۶]

تعدادی از افراد مشهور فارغ‌التحصیل شده:

ذوالفقار علی بوتو، لیسانسه ۱۹۵۰,[۱۵۷] نهمین نخست وزیر پاکستان

ارل وارن، لیسانسه ۱۹۱۲، چهاردهمین قاضی ارشد ایالات متحده آمریکا

استیون چو، دکترا ۱۹۷۶, برنده جایزه نوبل وزیر پیشین وزیر انرژی ایالات متحده آمریکا

جنیفر گرنهولم، لیسانسه ۱۹۸۴, نخستین زن فرماندار میشیگان

رابرت رایش، استاد سیاست عمومی، بیست و دومین وزیر کار ایالات متحده آمریکا

کریستینا رومر، استاد علم اقتصاد، بیست و پنجمین شورای مشاوران اقتصادی

گوردون مور، لیسانسه ۱۹۵۰, بنیان‌گذار نیمه‌رسانا کمپانی اینتل

اریک اشمیت، لیسانس ۱۹۷۹, دکترا ۱۹۸۲, رئیس اجرایی گوگل

جری براون، لیسانسه ۱۹۶۱, فرماندار کالیفرنیا، دادستان کل پیشین کالیفرنیا

گریگوری پک، لیسانسه ۱۹۳۹, هنرپیشه برنده جایزه اسکار

ناتالی کاگلن، لیسانسه ۲۰۰۵, شناگر برنده چندین مدال طلای المپیک

مصطفی چمران، دکترا ۱۹۶۳, معاون رئیس‌جمهور و وزیر دفاع ایران

هوکون، ولیعهد نروژ، لیسانسه ۱۹۹۹[۱۵۸]

رابرت مک‌نامارا، لیسانسه ۱۹۳۷, رئیس بانک جهانی (۱۹۶۸–۱۹۸۱), وزیر دفاع ایالات متحده آمریکا (۱۹۶۱–۱۹۶۸), رئیس فورد (۱۹۶۰)



“U.S. and Canadian Institutions Listed by Fiscal Year (FY) 2016 Endowment Market Value”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


University of California Annual Financial Report 11/12Downloads-icon


“Editorial Style Guide”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


“Degrees Offered at the University of California, Berkeley”Downloads-icon


“Politics and Professional Advancement Among College Faculty”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


“The UNIX Time-Sharing System”Downloads-icon


“UC Berkeley: 2010-2011 Financial Report”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


“University of California FRESHMAN ADMISSION RATES by Campus and Residency”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


«نسخه آرشیو شده»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon


«نسخه آرشیو شده»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon


«نسخه آرشیو شده»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon


«نسخه آرشیو شده»Downloads-icon


اصلیDownloads-icon


“University of California, Berkeley Common Data Set 2015-2016, Part C”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


“University of California, Berkeley Common Data Set 2014-2015, Part C”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


“University of California, Berkeley Common Data Set 2013–2014, Part C”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


“University of California, Berkeley Common Data Set 2012–2013, Part C”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


“University of California, Berkeley Common Data Set 2011–2012, Part C”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


“Director’s Cup results 07–08”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


“Contributors (1970)”Downloads-icon


“Effect of Conductance Variability on Resistor-Logic Demultiplexers for Nanoelectronics”Downloads-icon

سخن گفتن از شهيدی با ابعاد گوناگون، ‌از اسوه ‏ای كه جمع اضداد بود، از آهن و اشك، ‌از شير بيشه نبرد و عارف شب‏ های قيرگون، از پدر يتيمان و دشمن سرسخت كافران بسيار سخت بلكه محال است. سخن گفتن از شهيد دكتر مصطفي چمران، اين مرد عمل و نه مرد سخن، اين نمونه كامل هجرت، جهاد و شهادت، اين شاگرد مكتب علي(ع)، اين مالك‏ اشتر جنوب لبنان و حمزه كربلای خوزستان سخت و دشوار است. چرا كه حتی نمی ‏توان يكي از ابعاد وجودی او را آن گونه كه هست، توصيف كرد و نبايست انتظار داشت كه بتوانيم تصوير كاملی در اين مختصر از او ترسيم نمايیم، كه مردان و رهروان راه علی(ع) و حسين(ع) را با اين كلمات مادی و معيارهای خاكی نمي ‏شود توصيف نمود و سنجيد.اين مروری است سريع بر حيات كوتاه اما پرحادثه و سراسر تلاش، ايثار، عشق و فداكاری شهيد دكتر مصطفی چمران.تولد:​​​​​​​دكتر مصطفی چمران در سال 1311 در تهران، خيابان پانزده خرداد، بازار آهنگرها، سرپولك متولد شد.​​​​​​​

تحصیلاتوی تحصيلات خود را در مدرسه انتصاريه، نزديك پامنار، آغاز كرد و در دارالفنون و البرز دوران متوسطه را گذراند؛ در دانشكده فنی دانشگاه تهران ادامه تحصيل داد و در سال 1336 در رشته الكترومكانيك فارغ‏ التحصيل شد و يك ‏سال به تدريس در دانشكده فنی پرداخت. وی در همه دوران تحصيل شاگرد اول بود. در سال 1337 پس از یک سال تدریس در دانشگاه تهران با استفاده از بورس تحصيلي شاگردان ممتاز به امريكا اعزام شد و پس از تحقيقات‏ علمی در جمع معروف ‏ترين دانشمندان جهان در دانشگاه كاليفرنيا و معتبرترين دانشگاه امريكا –بركلی- با ممتازترين درجه علمی موفق به اخذ دكترای الكترونيك و فيزيك پلاسما گرديد.

فعـاليت‏های اجتماعیاز 15سالگي در درس تفسير قرآن مرحوم آيت ‏الله طالقانی، در مسجد هدايت، و درس فلسفه و منطق استاد شهيد مرتضی مطهری و بعضی از اساتيد ديگر شركت مي ‏كرد و از اولين اعضاء انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه تهران بود. در مبارزات سياسي دوران دكتر مصدق از مجلس چهاردهم تا ملي شدن صنعت ‏نفت شركت داشت و از عناصر پرتلاش در پاسداری از نهضت ‏ملي ايران در كشمكش ‏های مرگ و حيات اين دوره بود. بعد از كودتای ننگين 28 مرداد و سقوط حكومت دكتر مصدق،‌ به نهضت مقاومت ملی ايران پيوست و سخت ‏ترين مبارزه ‏ها و مسئوليت ‏هاي او عليه استبداد و استعمار شروع شد و تا زمان مهاجرت از ايران، بدون خستگی و با همه قدرت خود، عليه نظام طاغوتي شاه جنگيد و خطرناك ‏ترين مأموريت ‏ها را در سخت ‏‏ترين شرايط با پيروزی به انجام رسانيد. در امريكا، با همكاری بعضی از دوستانش، براي اولين ‏بار انجمن اسلامی دانشجويان امريكا را پايه‏ ريزي كرد و از مؤسسين انجمن دانشجويان ايراني در كاليفرنيا و از فعالين انجمن دانشجويان ايرانی در امريكا به شمار مي‏رفت كه به دليل اين فعاليت‏ ها، بورس تحصيلی شاگرد ممتازی وی از سوی رژيم شاه قطع مي ‏شود. پس از قيام خونين 15 خرداد سال 1342 و سركوب ظاهري مبارزات مردم مسلمان به رهبري امام‏ خمينی(ره) دست به اقدامي جسورانه و سرنوشت‏ ساز مي‏زند و همه پل‏ ها را پشت‏ سر خود خراب مي‏ كند و به همراه بعضی از دوستان مؤمن و هم ‏فكر، رهسپار مصر می ‏شود و مدت دو سال، در زمان عبدالناصر،‌ سخت ترين دوره ‏های چريكی و جنگ ‏های پارتيزانی را مي ‏آموزد و به عنوان بهترين شاگرد اين دوره شناخته مي‏شود و فوراً مسئوليت تعليم چريكي مبارزان ايرانی به عهده او گذارده می ‏شود. به علت برخورداری از بينش عميق مذهبی، از ملي‏ گرايي وراي اسلام گريزان بود و وقتي در مصر مشاهده كرد كه جريان ناسيوناليسم عربی باعث تفرقه مسلمين مي‏ شود، به جمال عبدالناصر اعتراض كرد و ناصر ضمن پذيرش اين اعتراض گفت كه جريان ناسيوناليسم عربی آن قدر قوي است كه نمی توان به راحتی با آن مقابله كرد و با تأسف تأكيد می‏ كند كه ما هنوز نمي ‏دانيم كه بيشتر اين تحريكات از ناحيه دشمن و برای ايجاد تفرقه در بين مسلمانان است. به دنبال آن، به چمران و يارانش اجازه می‏ دهد كه در مصر نظرات خود را بيان كنند.

در لبنـانبعد از وفات عبدالناصر، ايجاد پايگاه چريكی مستقل، براي تعليم مبارزان ايراني، ضرورت پيدا می‏ كند و لذا دكتر چمران رهسپار لبنان مي ‏شود تا چنين پايگاهی را تأسيس كند. او به كمك امام موسی ‏صدر، رهبر شيعيان لبنان، حركت محرومين و سپس جناح نظامي آن، سازمان «امل» را براساس اصول و مبانی اسلامي پی ‏ريزی نموده كه در ميان توطئه‏ ها و دشمنی ‏های چپ و راست، با تكيه بر ايمان به خدا و با اسلحه شهادت، خط راستين اسلام انقلابي را پياده می‏ كند و علي ‏گونه در معركه‏ هاي مرگ و حيات به آغوش گرداب خطر فرو مي‏ رود و در طوفان‏ هاي سهمناك سرنوشت، حسين ‏وار به استقبال شهادت مي‏تازد و پرچم خونين تشيع را در برابر جبارترين ستم‏گران روزگار، صهيونيزم اشغال ‏گر و هم‏ دستان خونخوار آنها، راست ‏گرايان (فالانژ)، به اهتزاز در می ‏آورد و از قلب بيروت سوخته و خراب تا قله‏ های بلند كوه ‏های جبل‏ عامل و در مرزهاي فلسطين اشغال شده از خود قهرمانی‏ ها به يادگار گذاشته؛ در قلب محرومين و مستضعفين شيعه جاي گرفته و شرح اين مبارزات افتخارآميز با قلمی سرخ و به شهادت خون پاك شهدای لبنان، بر كف خيابان ‏هاي داغ و بر دامنه كوه ‏های مرزی اسرائيل براي ابد ثبت گرديده است.

پس از پيروزی انقلاب اسلامی ايران :دكتر چمران با پيروزی شكوهمند انقلاب اسلامی ايران، بعد از 23 سال هجرت، به وطن باز می‏ گردد. همه تجربيات انقلابی و علمی خود را در خدمت انقلاب می‏ گذارد؛ خاموش و آرام ولی فعالانه و قاطعانه به سازندگی می پردازد و همه تلاش خود را صرف تربيت اولين گروه‏ های پاسداران انقلاب در سعدآباد می ‏كند. سپس در شغل معاونت نخست ‏وزير در امور انقلاب شب و روز خود را به خطر مي‏ اندازد تا سريع‏ تر و قاطعانه ‏تر مسئله كردستان را فيصله دهد تا اينكه بالاخره در قضيه فراموش ناشدنی «پاوه» قدرت ايمان و اراده آهينن و شجاعت و فداكاری او بر همگان ثابت می ‏گردد.نظر شهید چمران در مورد انتخابات

در كردستـان :در آن شب مخوف پاوه، همه اميد ها قطع شده بود و فقط چند پاسدار مجروح، خسته و دل ‏شكسته در ميان هزاران دشمن مسلح به محاصره افتاده بودند. اكثريت پاسداران قتل ‏عام شده بودند و همه شهر و تمام پستی و بلندی‏ ها به دست دشمن افتاده بود و موج نيرو های خونخوار دشمن لحظه به ‏لحظه نزديك ‏تر مي ‏شد. باران گلوله مي ‏باريد و مي ‏رفت تا آخرين نقطه مقاومت نيز در خون پاسداران غرق گردد. ولي دكتر چمران با شهامت و شجاعت و ايثارگری فراوان توانست اين شب هولناك را با پيروزی به صبح اميد متصل كند و جان پاسداران باقي‏ مانده را نجات دهد و شهر مصيبت‏ زده را از سقوط حتمی برهاند. آنگاه فرمان انقلابی امام‏ خمينی (ره) صادر شد. فرماندهي كل قوا را به دست گرفت و به ارتش فرمان داد تا در 24 ساعت خود را به پاوه برساند و فرماندهي منطقه نيز به عهده دكتر چمران واگذار شد. رزمندگان از جان گذشته انقلاب، اعم از سرباز و پاسدار به حركت درآمدند و همه تجارب انقلابی، ايمان، فداكاری، شجاعت،‌ قدرت رهبری و برنامه ‏ريزی دكتر چمران در اختيار نيروهاي انقلاب قرار گرفت و عالی ‏ترين مظاهر انقلابی و شكوهمند ترين قهرماني‏ ها به وقوع پيوست و در عرض 15 روز شهرها و راه ‏ها و مواضع استراتژيك كردستان به تصرف نيروهای انقلاب اسلامی در آمد و كردستان از خطر حتمی نجات يافت و مردم مسلمان كرد با شادی و شعف به استقبال اين پيروزی رفتند.

مجلـس :دكتر مصطفي چمران در اولين دور انتخابات مجلس شوراي اسلامی، از سوی مردم تهران به نمايندگی انتخاب شد و تصميم داشت در تدوين قوانين و نظام جديد انقلابی، به خصوص در ارتش،‌ حداكثر سعی و تلاش خود را بكند تا ساختار گذشته ‌ارتش به نظامی انقلابی و شايسته ارتش اسلامی تبديل شود. در يكي از نيايش‏ هاي خود بعد از انتخاب نمايندگي مردم در مجلس شوراي اسلامی، اينسان خدا را شكر مي‏ گويد: «خدايا، مردم آنقدر به من محبت كرده‏ اند و آنچنان مرا از باران لطف و محبت خود سرشار كرده ‏اند كه به راستي خجلم و آنقدر خود را كوچك مي ‏بينم كه نمي ‏توانم از عهده آن به درآيم. خدايا، تو به من فرصت ده، توانايي ده تا بتوانم از عهده برآيم و شايسته اين همه مهر و محبت باشم.»وی سپس به نمايندگی رهبر كبير انقلاب اسلامی در شورای عالی دفاع منصوب شد و مأموريت يافت تا بطور مرتب گزارش كار ارتش را ارائه كند.

وزارت دفـاع :دكتر چمران بعد از اين پيروزی بي ‏نظير به تهران احضار شد و از طرف رهبر انقلاب،امام‏ خمينی (ره) به وزارت دفاع منصوب گرديد.در پست جديد، براي تغيير و تحول ارتش از يك نظام طاغوتی، به يك سلسله برنامه‏ های وسيع بنيادی دست زد كه پاك ‏سازی ارتش و پياده كردن برنامه‏ های اصلاحی از اين قبيل است تا به ياری خدا و پشتيبانی ملت، ارتشی به وجود آيد كه پاسدار انقلاب و امنيت استقلال كشور باشد و رسالت مقدس اسلامی ما را به سرمنزل مقصود برساند.

در خوزستـان :پس از آغاز جنگ در سال 1359، گروهی از رزمندگان داوطلب، به گِرد او جمع شدند و او با تربيت و سازماندهي آنان، ستاد جنگ ‏هاي نامنظم را در اهواز تشكيل داد. اين گروه كم‏ كم قوت گرفت و منسجم شد و خدمات زيادي انجام داد. تنها كسانی كه از نزديك شاهد ماجراهاي تلخ و شيرين،‌ پيروزی ‏ها و شكست ‏ها، شهامت‏ ها و شهادت‏ ها و ايثارگري ‏هاي آنان بودند، به گوشه‏ایی از اين خدمات كه دكتر چمران شخصاً مايل به تبليغ و بازگويي آنها نبود، آگاهي دارند.ايجاد واحد مهندسی فعال برای ستاد جنگ ‏های نامنظم يكی از اين برنامه‏ ها بود كه به كمك آن، جاده‏ های نظامی به سرعت در نقاط مختلف ساخته شد و با نصب پمپ‏ های آب در كنار رود كارون و احداث يك كانال به طول حدود بيست كيلومتر و عرض يك متر در مدتی حدود يك ‏ماه، آب كارون را به طرف تانك ‏های دشمن روانه ساخت، به طوري كه آنها مجبور شدند چند كيلومتر عقب ‏نشينی كنند و سدی عظيم مقابل خود بسازند و با اين عمل فكر تسخير اهواز را براي هميشه از سر به دور دارند.يكی از كارهای مهم و اساسی او از همان روزهاي اول، ايجاد هماهنگی بين ارتش، سپاه و نيروهای داوطلب مردمی بود كه در منطقه حضور داشتند. بازده اين حركت و شيوه جنگ مردمي و هماهنگی كامل بين نيروهای موجود، تاكتيك تقريباً جديد جنگی بود؛ چيزی كه ابرقدرت ‏ها قبلاً فكر آن را نكرده بودند. متأسفانه اين هماهنگي در خرمشهر بوجود نيامد و نيروهای مردمی تنها ماندند. او تصميم داشت به خرمشهر نيز برود، ولي به علت عدم وجود فرماندهی مشخص در آنجا و خطر سقوط جدي اهواز، موفق نشد ولی چندين‏ بار نيروهايی بين دويست تا يك ‏هزار نفر را سازماندهی كرده و به خرمشهر فرستاد و آنان به كمك ديگر برادران مقاوم خود توانستند در جنگی نابرابر مقابل حملات پياپی دشمن تا مدت ‏ها مقاومت كنند.

محرم ماه شهادت و پيروزی سوسنگرد :پس از يأس دشمن از تسخير اهواز، صدام سخت به فتح سوسنگرد دل‏ بسته بود تا رويای قادسيه را تكميل كند و براي دومين ‏بار به آن شهر مظلوم حمله كرد و سه روز تانك‏هاي او شهر را در محاصره گرفتند و روز سوم تعدادي از آنان توانستند به داخل شهر راه يابند. دكتر چمران كه از محاصره تعدادی از ياران و رزمندگان شجاع خود در آن شهر سخت برآشفته بود، ‌با فشار و تلاش فراوان خود و آيت ‏الله خامنه ‏ای، ارتش را آماده ساخت كه براي اولين ‏بار دست به يك حمله خطرناك و حماسه‏‏ آفرين نابرابر بزند و خود نيز نيروهای مردمی و سپاه پاسداران را در كنار ارتش سازماندهی كرد و با نظمی نو و شيوه‏ای جديد از جانب جاده اهواز- سوسنگرد به دشمن يورش بردند.شهيد چمران پيشاپيش يارانش، به شوق كمك و ديدار برادران محاصره شده در سوسنگرد، به سوي اين شهر مي‏ شتافت كه در محاصره تانك‏ هاي دشمن قرار گرفت. او ساير رزمندگان را به سوي ديگري فرستاد تا نجات يابند و خود را به حلقه‌ محاصره دشمن انداخت؛ چون آنجا خطر بيشتر بود و او هميشه به دامان خطر فرو مي‏ رفت. در اين هنگام بود كه نبرد سختي درگرفت؛ نيروهاي كماندوي دشمن از پشت تانك‏ ها به او حمله كردند و او همچون شيری در ميدان، در مصاف با دشمن متجاوز از نقطه ‏اي به نقطه ‏اي ديگر و از سنگری به سنگری ديگر مي‏ رفت. كماندوهای دشمن او را زير رگبار گلوله خود گرفته بودند، تانك ‏ها به سوي او تيراندازي مي‏ كردند و او شجاعانه بدون هراس از انبوه دشمن و آتش شديد آنها سريع، چابك، بر افروخته و شادان از شوق شهادت در ركاب حسين(ع) و در راه حسين(ع). در روز قبل از تاسوعا، به آتش آنها پاسخ گفته و هر لحظه سنگر خود را تغيير مي ‏داد. در همين اثناء، هم ‏رزم با وفايش به شهادت رسيد و او يك ‏تنه به نبرد حسين‏ گونه خود ادامه مي ‏داد و به سوي دشمن حمله مي ‏برد. هرچه تنور جنگ گرم‏ تر می شد و آتش حمله بيشتر زبانه ميی كشيد، چهره ملكوتی او، اين مرد راستين خدا و سرباز حسين(ع)، گلگون تر و شوق به شهادتش افزون ‏تر مي ‏شد تا آنكه در حين «رقص چنين ميانه ميدان» از دو قسمت پاي چپ زخمي شد. خون گرم او با خاك كربلاي خوزستان درهم آميخت و نقشی زيبا از شجاعت و عشق به شهادت و تلاش خالصانه در راه خدا آفريد و هنوز هم گرمي قطرات خون او گرمي ‏بخش رزمندگان باوفای اسلام و سرخي خونش الهام‏ بخش پيروزی نهايي و بزرگ آنان است. با پاي زخمي بر يك كاميون عراقي حمله برد. سربازان صدام از يورش اين شير ميدان گريخته و او به كمك جوان چابك ديگري كه خود را به مهلكه رسانده بود، به داخل كاميون نشست و با لباني متبسم، ديگران را نويد پيروزي مي ‏داد. خبر زخمي شدن سردار پرافتخار اسلام، در نزديكی دروازه سوسنگرد، شور و هيجانی آميخته با خشم و اراده و شجاعت در ياران او و ساير رزمندگان افكند كه بي‏ محابا به پيش تاختند و شهر قهرمان و مظلوم سوسنگرد و جان چند صد تن رزمنده مؤمن را از چنگال صداميان نجات بخشيدند. دكتر چمران با همان كاميوني كه خود را به بيمارستانی در اهواز رسانيد و بستری شد، اما بيش از يك شب در بيمارستان نماند و بعد از آن به مقر ستاد جنگ ‏هاي نامنظم و دوباره با پاي زخمی و دردمند به ارشاد ياران وفادار خود پرداخت. جالب اينجا بود كه در همان شبی كه در بيمارستان بستری بود، جلسه مشورتی فرماندهان نظامی (تيمسار شهيدفلاحی، فرمانده لشگر 92 ، شهيد كلاهدوز، مسئولين سپاه و سرهنگ محمد سليمی كه رئيس ستاد او بود)، استاندار خوزستان و نماينده امام در سپاه پاسداران (شهيدمحلاتی) در كنار تخت او در بيمارستان تشكيل شد و در همان حال و همان شب، پيشنهاد حمله به ارتفاعات الله‏ اكبر را مطرح كرد.

آغاز حركت مجدد :به رغم اصرار و پيشنهاد مسئولين و دوستانش، حاضر به ترك اهواز و ستاد جنگ ‏های نامنظم و حركت به تهران برای معالجه نشد و تمام مدت را در همان ستاد گذراند، در حالي كه در كنار بسترش و در مقابلش نقشه ‏هاي نظامي منطقه، مقدار پيشروی دشمن و حركت نيرو هاي خودي نصب شده بود و او كه قدرت و ياراي به جبهه رفتن نداشت، دائماً به آنها مي ‏نگريست و مرتب طرح‏ های جالب و پيشنهادات سازنده در زمينه‏هاي مختلف نظامي، مهندسي و حتی فرهنگی ارائه مي ‏داد. كم‏ كم زخم‏ هاي پاي او التيام مي‏ يافت و او ديگر نمي ‏توانست سكون را تحمل كند و با چوب زيربغل به پا خاست و باز هم آمادة رفتن به جبهه شد. به دنبال نبرد بيست و هشتم صفر (پانزدهم دي‏ماه 59) كه منجر به شكست قسمتي از نيروهاي ما شد و فاجعه هويزه به بار آمد، ديگر تاب نشستن نياورد، تعدادي از رزمندگان شجاع و جان بر كف را از جبهه فرسيه انتخاب كرد و با چند هليكوپتر كه خود فرماندهي آنها را بر عهده داشت، با همان چوب زيربغل دست به عملي بي ‏سابقه و انتحاري زد. او در حالي كه از درد جنگ به خود مي ‏پيچيد و از ناراحتی می‏ خروشيد، آماده حمله به نيروهاي پشت جبهه و تداركاتي دشمن در جاده جفير به طلايیه شد كه به خاطر آتش شديد دشمن، هليكوپترها نتوانستند از سد آتش آنها از منطقه هويزه بگذرند و حملة هوايی دشمن هليكوپترها را مجبور به بازگشت ساخت كه وی از اين بازگشت سخت ناراحت و عصبانی بود.

ديدار با امام امت :​​​​​​​پس از زخمی شدن، ‌اولين ‏بار، براي ديدار با امام امت و عرض گزارش عازم تهران شد. به حضور امام رسيد و حوادثی را كه اتفاق افتاده بود و شرح مختصر عمليات و پيشنهادات خود را ارائه داد. امام امت(ره) پدرانه و با ملاطفت خاصی به سخنانش گوش می ‏داد، او و همه رزمندگان را دعا می ‏كرد و رهنمودهای لازم را ارائه می ‏داد.

او از سكون و عدم تحركی كه در جبهه ‏ها وجود داشت دائماً رنج مي ‏برد و تلاش می ‏كرد كه با ارائه پيشنهادات و برنامه‏ هاي ابتكاري حركتي بوجود آورد و اغلب اين حركت ‏ها را توسط رزمندگان شجاع و جان‏ بركف ستاد نيز عملی می‏ ساخت. او اصرار داشت كه هرچه زودتر به تپه ‏هاي الله ‏اكبر و سپس به بستان حمله شود و خود را به تنگ چزابه كه نزديكی مرز است، رسانده تا ارتباط شمالی و جنوبی نيروهای عراقی و مرز پيوسته آنان قطع شود. بالاخره در سي ‏و يكم ارديبهشت ماه سال شصت، با يك حملة‌ هماهنگ و برق ‏آسا، ارتفاعات الله‏ اكبر فتح شد كه پس از پيروزی سوسنگرد بزرگترين پيروزی تا آن زمان بود. شهيد چمران به همراه رزمندگان شجاع اسلام در زمره اولين كساني بود كه پاي به ارتفاعات الله ‏اكبر گذاشت؛ در حالی كه دشمن زبون هنوز در نقاطی مقاومت مي‏كرد. او و فرمانده شجاعش ايرج رستمی، دو روز بعد، با تعدادي از جان بركفان و ياران خود توانستند با فداكاری و قدرت تمام تپه ‏های شحيطيه (شاهسوند) را به تصرف درآوردند، درحالي كه ديگران در هاله ‏ای از ناباوری به اين اقدام جسورانه مي ‏نگريستند. پس از پيروزی ارتفاعات الله ‏اكبر، اصرار داشت نيروهای ما هرچه زودتر، قبل از اينكه دشمن بتواند استحكاماتی براي خود ايجاد كند، به سوي بستان سرازير شوند كه اين كار عملی نشد و شهيد چمران خود طرح تسخير دهلاويه را با ايثار و گذشت و فداكاري جان بر كف ستاد جنگ‏های نامنظم و به فرماندهی ايرج رستمي عملي ساخت. فتح دهلاويه، در نوع خود عملي جسورانه و خطرناك و غرورآفرين بود. نيروهاي مؤمن ستاد پلی بر روی رودخانه كرخه زدند، پلی ابتكاری و چريكي كه خود ساخته بودند. از رودخانه عبور كردند و به قلب دشمن تاختند و دهلاويه را به ياري خداي برگ فتح كردند. اين اولين پيروزي پس از عزل بني ‏صدر از فرماندهي كل قوا بود كه به عنوان طليعه پيروزي‏ هاي ديگر به حساب آمد. در سيی ام خرداد ماه سال شصت، يعني يك ‏ماه پس از پيروزی ارتفاعات الله ‏اكبر، در جلسه فوق ‏العاده شورای عالي دفاع در اهواز با حضور مرحوم آيت‏ الله اشراقی شركت و از عدم تحرك و سكون نيروها انتقاد كرد و پيشنهادات نظامي خود، از جمله حمله به بستان را ارائه داد. اين آخرين جلسه شورای عالی دفاع بود كه شهيد چمران در آن شركت داشت و فردای آن روز، روز غم‏ انگيز و بسيار سخت و هولناكی بود.

به سوی قربانگاه :در سحرگاه سی‏ و يكم خردادماه شصت، ايرج رستمی فرمانده منطقه دهلاويه به شهادت رسيد و شهيد دكتر چمران به شدت از اين حادثه افسرده و ناراحت بود. غمي مرموز همه رزمندگان ستاد، بخصوص رزمندگان و دوستان رستمي را فرا گرفته بود. دسته ‏اي از دوستان صميمي او مي‏ گريستند و گروهی ديگر مبهوت فقط به هم مي‏ نگريستند. از در و ديوار، ‌از جبهه و شهر، بوی مرگ و نسيم شهادت مي‏ وزيد و گويی همه در سكوتی مرگبار منتظر حادثه ‏ای بزرگ و زلزله ‏ای وحشتناك بودند. شهيد چمران، يكي ديگر از فرماندهانش را احضار كرد و خود او را به جبهه برد تا در دهلاويه به جای رستمی معرفي كند و در لحظه حركت وی، يكی از رزمندگان با سادگی و زيبايی گفت: «همانند روز عاشورا كه يكايك ياران حسين(ع) به شهادت رسيدند، عباس علمدار او (رستمی) هم به شهادت رسيد و اينك خود او همانند ظهر عاشورای حسين(ع) آماده حركت به جبهه است» همه‌ اطرافيانش هنگام خروج از ستاد با او وداع می ‏كردند و با نگاه ‏هاي اندوه‏ بار تا آنجا كه چشم مي‏ديد و گوش مي‎‏شنيد، او و همراهانش را دنبال مي‏كردند و غمي مرموز و تلخ بر دلشان سنگينی می‏ كرد. دكتر چمران، شب قبل در آخرين جلسه مشورتی ستاد، يارانش را با وصايای بی ‏سابقه‏ ای نصيحت كرده بود و خدا مي‏ داند كه در پس چهره ساكت و آرام ملكوتی او چه غوغا و چه شور و هيجاني از شوق رهايي، رستن از غم و رنج‏ها، شنيدن دروغ و تهمت‏ ها و دم ‏برنياوردن ‏ها و از شوق شهادت برپا بود. چه بسيار ياران باوفاي او به شهادت رسده بودند و اينك او خود به قربانگاه مي‏رفت. سال ‏ها ياران و تربيت ‏شدگان عزيزش در مقابل چشمانش و در كنارش شهيد شدند و او آنها را بر دوش گرفت و خود در اشتياق شهادت سوخت، ولي خداي بزرگ او را در اين آزمايش ‏هاي سخت محك مي‏ زد و مي ‏آزمود، او را هر چه بيشتر می ‏گداخت و روحش را صيقل مي ‏داد تا قربانی عالي تری از خاكيان را به ملائك معرفی نمايد و بگويد: اني اعلم مالاتعلمون. «من چيزهايی مي ‏دانم كه شما نميی دانيد» به طرف سوسنگرد به راه افتاد و در بين راه مرحوم آيت ‏الله اشراقی و شهيد تيمسار فلاحی را ملاقات كرد. براي آخرين ‏بار يكديگر را بوسيدند و بازهم به حركت ادامه داد تا به قربانگاه رسيد. همه رزمندگان را در كانالی پشت دهلاويه جمع كرد، شهادت ايرج رستمی را به آنها تبريك و تسليت گفت و با صدايی محزون و گرفته از غم فقدان رستمی، ولی نگاهی عميق و پرنور و چهره‏اي نوراني و دلي مالامال از عشق به شهادت و شوق ديدار پروردگار، گفت: «خدا رستمی را دوست داشت و برد و اگر ما را هم دوست داشته باشد، می ‏برد» خداوند ثابت كرد كه او را دوست می ‏دارد و چه زود او را به سوی خود فراخواند.

شهـادت :سخنش تمام شد، با همه رزمندگان خداحافظی و ديده‏ بوسی كرد، به همه سنگرها سركشی نمود و در خط مقدم، در نزديك ‏ترين نقطه به دشمن، پشت خاكريزي ايستاد و به رزمندگان تأكيد كرد كه از اين نقطه كه او هست، ديگر كسي جلوتر نرود، چون دشمن به خوبي با چشم غيرمسلح ديده مي‏شد و مطمئناً دشمن هم آنها را ديده بود. آتش خمپاره كه از اولين ساعات بامداد شروع شده بود و علاوه بر رستمی قربانی‏ هاي ديگري نيز گرفته بود، باريدن گرفت و دكتر چمران دستور داد رزمندگان به سرعت از كنارش متفرق شوند واز هم فاصله بگيرند. يارانش از او فاصله گرفتند و هر يك در گودالی مات و مبهوت در انتظار حادثه ‏ای جانكاه بودند كه خمپاره ‏ها در اطراف او به زمين خورد و با اصابت يكی از خمپاره ‏های صداميان، يكی از نمونه ‏های كامل انسانی كه مايه‌ مباهات خداوند است، يكی از شاگردان متواضع علی(ع) و حسين(ع)، يكي از عارفان سالك راه حق و حقيقت و يكي از ارزشمندترين انسان ‏های علی‏ گونه و يكي از ياران با وفای امام خمينی(ره) از ديار ما رخت بربست و به ملكوت اعلي پيوست. تركش خمپاره دشمن به پشت سر دكتر چمران اصابت كرد و تركش ‏های ديگر صورت و سينه دو يارش را كه در كنارش ايستاده بودند، شكافت و فرياد و شيون رزمندگان و دوستان و برادران باوفايش به آسمان برخاست. او را به سرعت به آمبولانس رساندند. خون از سرش جاري بود و چهره ملكوتی و متبسم و در عين‏حال متين و محكم و موقر آغشته به خاك و خونش، با آنكه عميقاً سخن‏ها داشت، ولی ظاهراً ديگر با كسی سخن نگفت و به كسي نگان نكرد. شايد در آن اوقات، همانطوري كه خود آرزو كرده بود، حسين(ع) بر بالينش بود و او از عشق ديدار حسين(ع) و رستن از اين دنيای پر از درد و پيوستن به روح، به زيبايي، به ملكوت اعلي و به ديار مصفاي شهيدان، فرصت نگاهي و سخني با ما خاكيان را نداشت. در بيمارستان سوسنگرد كه بعداً به نام شهيد دكترچمران ناميده شد، كمك‏ هاي اوليه انجام شد و آمبولانس به طرف اهواز شتافت، ولي افسوس كه فقط جسم بي ‏جانش به اهواز رسيد و روح او سبكبال و با كفني خونين كه لباس رزم او بود، به ديار ملكوتيان و به نزد خداي خويش پرواز كرد و نداي پروردگار را لبيك گفت كه: «ارجعي الي ربك راضيه مرضيه» از شهادت انسان ‏ساز سردار پرافتخار اسلام، اين فرزند هجرت و جهاد و شهادت و اسوه حركت و مقاومت، نه تنها مردم اهواز و خوزستان بلكه امت مسلمان ايران و شيعيان محروم لبنان به پا خاستند و حتي ملل مستضعف و رنج دیده دنيا غرق در حسرت و ماتم گرديدند. امواج خروشان مردم حق‏ شناس ما، خشمگين از اين جنايت صدام و اندوهبار و اشك‏ آلود،‌ پيكر پاك او را در اهواز و تهران تشييع كردند كه «انالله و انّا اليه راجعون» بلي، اين ‏چنين زندگي سراسر تلاش و مبارزه خالصانه و عارفانه در راه خداي او آغاز گشت و اين‏چنين در كربلای خوزستان در جهاد و نبرد روياروی عليه باطل، حسين‏ گونه به خاك شهادت افتاد و به ملكوت اعلي عروج كرد و به آرزوي ديرين خود كه قرباني شدن عاشقانه در راه خدا بود، نايل گشت. خدايش رحمت كند و او را با حسين(ع) و شهداي كربلا محشور گرداند.

                                                                                                    والسلام علی من‏ اتبع‏ الهدی ​​​​​​​                                                                                                            مهدی چمران                                                                                

این کتاب حاصل یک دوره سخنرانی علمی و عرفانی در کانون توحید در ایام ماه مبارک رمضان سال 1359 می باشد.به طور خلاصه کتاب شامل بحث هایی در خصوص « خدا و روح و عالم غیب» و همچنین« بررسی مکاتب بشری و الهی » و در نهایت معرفی مکتب اسلام است.

آنچه در این مجموعه تحت عنوان نیایشها به دست شما سپرده می شود از همان روح لطیف شهید چمران سرچشمه می گیرد که نمی توان آنرا توصیف نمود و هرکس به قدر خلوص و عرفان خود بهره ای بر خواهد گرفت.تفاوت فراوان مناجات او با بسیاری از دیگر از مناجات های بشری،عجین بودن آن ها با زندگی و حیات روزمره اوست که صرفاً روحانی و سوای این دنیای خاکی نیست. این راز و نیاز ها بازگو کننده حالات مبارزاتی او از آمریکا تا آخرین لحظات زندگی آن شهید بزرگوار میباشد

مجموعه حاضر در برگیرنده یادداشت های شهید چمران در خصوص حماسه آزادسازی سوسنگرد در تاریخ 26 آبان 1360 می باشد. امید است که این کتاب گوشه ای از جزییات و ناگفته های دلاورمردان دفاع مقدس و شهادت طلبی دکتر چمران را روشن سازد.

این کتاب حاصل یک دوره سخنرانی علمی و عرفانی در کانون توحید در ایام ماه مبارک رمضان سال 1359 می باشد.به طور خلاصه کتاب شامل بحث هایی در خصوص « خدا و روح و عالم غیب» و همچنین« بررسی مکاتب بشری و الهی » و در نهایت معرفی مکتب اسلام است.​​​​​​​

خلاصه ای از زندگی شهید چمران در مجموعه ای 15 صفحه ای

این کتاب شامل متن دو سخنرانی : تاثیر پیروزی انقلاب اسلامی ایران بر منطقه و کشورهای جهان، و انقلاب اسلامی در راه تحقق ظهور حضرت مهدی (عج) ؛ می باشد. همچنین تعدادی از نیایش های شهید بزرگوار نیز در این کتاب قرار داده شده است.

کتاب حاضر شامل دست نگاشته های شهید دکتر مصطفی چمران درباره ی حضرت علی(ع) و راز و نیازهای او به همراه سه سخنرانی می باشد و سعی شده است تا در این کتاب از نگاهی دیگر به امام علی(ع) نگریسته شود،و آن نگاه شهیدی می باشد که از عاشقان دل سوخته ی علی است که همه ی عمر نام علی و یاد علی، روحیه بخش دردها و تنهایی او بوده است.

کتاب حاضر گزیده ای از دست نوشته ها و سخنرانی های شهید چمران و حاصل مطالعه و بررسی کلید نوشته ها و سخنرانی های او (در لبنان،اروپا و ایران) درباره ی لبنان است،که بر اساس حوادث تاریخ منسجم و تدوین شده است.این مجموعه ارائه دهنده ی تاریخ و تحلیل واقعی جهت شناخت توده ی محروم ملت لبنان و نه چندان کامل وجامع از خدمات،شهید چمران است.

آنچه در این مجموعه گردآوری شده عموماًاز دست نگاشته های شهید چمران در دوران بستری پس از واقعه ی سوسنگرد و زخمی شدن اوست که فرصت بیشتری برای نگارش به دست آورده بود؛گرچه ممکن است از سایر دست نگاشته ها نیز استفاده شده باشد.بخش اعظم نگاشته ها در مورد انقلاب اسلامی و چگونگی انقلابی بودن و بخش مهم دیگری پیرامون موضوع جنگ تحمیلی است.نوشته های زیادی هم مباحث عرفانی،فلسفی،سیاسی و هنری و تعدادی از دست نگاشته ها در ارتباط با شهدای بزرگوار است.در این کتاب از هر دری سخن گفته شده و مجموعه ای گیرا جذاب و آموزنده و عبرت انگیز فراروی خواننده قرار می دهد.​​​​​​​​​​​​​​

دکتر مصطفی چمران پس از اعزام به آمریکا جهت ادامه تحصیل در آمریکا به طور منظم در جلسات هفتگی انجمن اسلامی دانشجویان شرکت و سخرانی می نمود. یکی از فعالیت های هفتگی انجمن خواندن دعای کمیل بود. از آن جا که بسیاری از دانشجویان به زبان عربی تسلط نداشتند، او دست به ترجمه دعا و همچنین نگارش مقدمه ای  با دست خط خویش زد که در کتاب حاضر عیناً به چاپ رسیده است.

همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی ماجراهای کردستان آغاز شد تا با ایجاد درگیری های داخلی کشور را از درون متلاشی سازد که در این بین حادثه پاوه از اهمیتی خاص برخوردار است. در این کتاب مجموعه یادداشت و سخنرانی های شهید در مورد قضایای کردستان و چگونگی  ایجاد این مشکل ، توضیح وقایع و مبارزات به جهت حل مشکلات، جمع آوری شده است.

کتاب حاضر در واقع مجموعه ی  تاریخ دار از دست نگاشته های شهید چمران، بدون در نظر گرفتن موضوعی خاص می باشد که فقط بر طبق زمان نگارش آن ها دسته بندی شده است. آنچه در این نوشته ها نمایان است حرکت شهید چمران در طول زندگی خویش ( آمریکا، لبنان و ایران) در مسیر الهی و نشان دهنده حالات عرفانی و عاشقانه اوست.

این مجموعه زیبا بازگو کننده بسیاری از حالات شهید دکتر مصطفی چمران در در لحظات مختلف زندگی ایشان می باشد که می تواند به ویژه برای ره پویان عرفان ،راهنمایی ارزنده و سازنده باشد.عارفانه،نامی که برای مجموعه دست نگاشته ها گذاشته شده است،گویای آن نیست که همه این مجموعه، مباحثی عرفانی است،بلکه بازگوکننده ی روحیه و حالات عارفانه و عاشقانه،خلوص و عرفان عملی شهید دکتر مصطفی چمران است.

سخنرانی امام در جمع مردم 1 تیرماه 60

پیام امام خمینی (ره ) به مناسبت شهادت دکتر چمرانبسم الله الرحمن الرحیم‌إنا للَّه و إنا إلیه راجعون‌شهادت انسان‌ساز سردار پر افتخار اسلام و مجاهد بیدار و متعهد راه تعالی و پیوستن به ملا اعلی‌، دکتر مصطفی چمران را به پیشگاه ولی عصر- ارواحنا فداه- تسلیت و تبریک عرض می‌کنم.تسلیت از آن رو که ملت شهیدپرور ما سربازی را از دست داد که در جبهه‌های نبرد با باطل، چه در لبنان و چه در ایران حماسه می‌آفرید و سرلوحه مرام او اسلام عزیز و پیروزی حق بر باطل بود. او جنگجویی پرهیزکار و معلمی متعهد بود که کشور اسلامی ما به او و امثال او احتیاج مبرم داشت. و تبریک از آن رو که اسلام بزرگ چنین فرزندانی تقدیم ملتها و توده‌های مستضعف می‌کند و سردارانی همچون او در دامن تربیت خود پرورش می‌دهد. مگر چنین نیست که زندگی عقیده و جهاد در راه آن است.چمران عزیز با عقیده پاک خالص غیر وابسته به دستجات و گروههای سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی، جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و با آن ختم کرد.او در حیات با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد. او با سرافرازی زیست و با سرافرازی شهید شد و به حق رسید.هنر آن است که بی‌هیاهوهای سیاسی و خودنماییهای شیطانی برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی‌، و این هنر مردان خداست.او در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر. و اما، ما می‌توانیم چنین هنری داشته باشیم؟ با خداست که دستمان را بگیرد و از ظلمات جهالت و نفسانیت برهاند. من این ضایعه را به ملت شریف ایران و لبنان، بلکه به ملتهای مسلمان و قوای مسلح و رزمندگان در راه حق و به خاندان این مجاهد عزیز تسلیت عرض می‌کنم و از خداوند تعالی رحمت برای او و صبر و اجر برای بازماندگان محترمش خواهانم.روح الله الموسوی الخمینی‌امام خمینی (ره)؛ 01 تیر 1360 منبع : http://emam.com/-/QSrxnW​​​​​​​

اولاً این شهید یک دانشمند بود؛ یک فرد برجسته و بسیار خوش‌استعداد بود. خود ایشان برای من تعریف میکرد که در آن دانشگاهی که در کشور ایالات متحده‌ی آمریکا مشغول درسهای سطوح عالی بوده – آنطور که به ذهنم هست ایشان یکی از دو نفرِ برترینِ آن دانشگاه و آن بخش و آن رشته محسوب میشده – تعریف میکرد برخورد اساتید را با خودش و پیشرفتش در کارهای علمی را. یک دانشمند تمام‌عیار بود. آن وقت سطح ایمان عاشقانه‌ی این دانشمند آنچنان بود که نام و نان و مقام و عنوان و آینده‌ی دنیائىِ به ظاهر عاقلانه را رها کرد و رفت در کنار جناب امام موسای صدر در لبنان و مشغول فعالیتهای جهادی شد؛ آن هم در برهه‌ای که لبنان یکی از تلخترین و خطرناکترین دورانهای حیات خودش را میگذرانید. ما اینجا در سال 57 میشنیدیم خبرهای لبنان را. خیابانهای بیروت سنگربندی شده بود، تحریک صهیونیستها بود، یک عده هم از داخل لبنان کمک میکردند، یک وضعیت عجیب و گریه‌آوری در آنجا حاکم بود، و صحنه هم بسیار شلوغ و مخلوط بود.همان وقت یک نواری از مرحوم چمران در مشهد دست ما رسید که این اولین رابطه و واسطه‌ی آشنائی ما با مرحوم چمران بود. دو ساعت سخنرانی در این نوار بود که توضیح داده بود صحنه‌ی لبنان را که لبنان چه خبر است. برای ما خیلی جالب بود؛ با بینش روشن، نگاه سیاسىِ کاملاً شفاف و فهم عرصه – که توی آن صحنه‌ی شلوغ چه خبر است، کی با کی طرف است، کیها انگیزه دارند که این کشتار درونی در بیروت ادامه داشته باشد – اینها را در ظرف دو ساعت در یک نواری ایشان پر کرده بود و فرستاده بود، که دست ما هم رسید. رفت آنجا و تفنگ دستش گرفت. بعد معلوم شد که نگاه سیاسی و فهم سیاسی و آن چراغ مه‌شکنِ دوران فتنه را هم دارد. فتنه مثل یک مه غلیظ، فضا را نامشخص میکند؛ چراغ مه‌شکن لازم است که همان بصیرت است. آنجا جنگید؛ بعد که انقلاب پیروز شد، خودش را رساند اینجا. از اول انقلاب هم در عرصه‌های حساس حضور داشت. رفت کردستان و در جنگهایی که در آنجا بود حضور فعال داشت؛بعد آمد تهران و وزیر دفاع شد؛ بعد که جنگ شروع شد، وزارت و بقیه‌ی مناصب دولتی و مقامات را کنار گذاشت و آمد اهواز،جنگید و ایستاد تا در 31 خرداد سال 60 به شهادت رسید. یعنی برای او مقام ارزش نداشت، دنیا ارزش نداشت،جلوه‌های زندگی ارزش نداشت.اینجور هم نبود که یک آدم خشکی باشد که لذات زندگی را نفهمد؛ بعکس، بسیار لطیف بود، خوش‌ذوق بود،عکاس درجه‌ی یک بود – خودش به من میگفت من هزارها عکس گرفته‌ام، اما خودم توی این عکسها نیستم؛چون همیشه من عکاس بوده‌ام – هنرمند بود. دل باصفائی داشت؛ عرفان نظری نخوانده بود؛ شاید در هیچ مسلک توحیدی و سلوک عملی هم پیش کسی آموزش ندیده بود، اما دل، دل خداجو بود؛ دل باصفا، خداجو، اهل مناجات، اهل معنا.انسان باانصافی بود. لابد قضیه‌ی پاوه را شماها میدانید که در پاوه بر روی بلندیها، بعد از چند روز جنگیدن، مرحوم چمران با چند نفرِ معدودِ همراهش، محاصره شده بودند؛ ضد انقلاب اینها را از اطراف محاصره کرده بود و نزدیک بود به اینها برسند که امام اینجا از قضیه مطلع شدند، و یک پیام رادیوئی از امام پخش شد که همه بروند طرف پاوه؛ دوی بعدازظهر این پیام پخش شد؛ ساعت چهار بعدازظهر من توی این خیابانهای تهران شاهد بودم که همین طور کامیون و وانت و اینها بودند که از مردم عادی و نظامی و غیر نظامی از تهران و همین طور از همه‌ی شهرستانهای دیگر، راه افتادند بروند طرف پاوه. بعد از قضیه‌ی پاوه که مرحوم شهید چمران آمده بود تهران، توی جلسه‌ای که ما بودیم به نخست‌وزیرِ وقت گزارش میداد که بین اینها هم از قدیم یک رابطه‌ی عاطفیای وجود داشت. مرحوم چمران توی آن جلسه اینجوری گفت: وقتی ساعت دو پیام امام پخش شد، به مجرد پخش پیام امام و قبل از آنی که هنوز هیچ خبری از حرکت مردم به آنجا برسد، ما احساس کردیم که کأنه محاصره باز شد. میگفت: حضور امام و تصمیم امام و پیام امام آنقدر مؤثر بود که به صورت برق‌آسا و به مجرد اینکه پیام امام رسید، کأنه برای ما همه‌ی آن فشارها به پایان رسید؛ ضد انقلاب روحیه‌ی خودش را از دست داد و ما نشاط پیدا کردیم و حمله کردیم و حلقه‌ی محاصره را شکستیم و توانستیم بیاییم بیرون. آنجا نخست‌وزیر وقت خشمگین شد و به مرحوم چمران توپید که ما این همه کار کردیم، این همه تلاش کردیم، تو چرا همه‌ی این را به امام مستند میکنی؟! یعنی هیچ ملاحظه نمیکرد؛ منصف بود. بااینکه میدانست که این حرف گله‌مندی ایجاد خواهد کرد، اما گفت.حضور برای او یک امر دائمی بود. ما از اینجا با هم رفتیم اهواز؛ اولِ رفتن ما به جبهه، به اتفاق رفتیم. توی تاریکی شب وارد اهواز شدیم. همه جا خاموش بود. دشمن در حدود یازده دوازده کیلومتری شهر اهواز مستقر بود. ایشان شصت هفتاد نفر هم همراه داشت که با خودش از تهران جمع کرده بود و آورده بود؛ اما من تنها بودم؛ همه با یک هواپیمای سی – 130 رفته بودیم آنجا. به مجردی که رسیدیم و یک گزارش نظامی کوتاهی به ما دادند، ایشان گفت که همه آماده بشوید، لباس بپوشید تا برویم جبهه. ساعت شاید حدود نه و ده شب بود. همان جا بدون فوت وقت، برای کسانی که همراه ایشان بودند و لباس نظامی نداشتند، لباس سربازی آوردند و همان جا کوت کردند؛ همه پوشیدند و رفتند. البته من به ایشان گفتم که من هم میشود بیایم؟ چون فکر نمیکردم بتوانم توی عرصه‌ی نبرد نظامی شرکت کنم. ایشان تشویق کرد و گفت بله، بله، شما هم میشود بیائید. که من هم همان جا لباسم را کندم و یک لباس نظامی پوشیدم و – البته کلاشینکف داشتم که برداشتم – و با اینها رفتیم. یعنی از همان ساعت اول شروع کرد؛ هیچ نمیگذاشت وقت فوت بشود. ببینید، حضور این است. یکی از خصوصیات خصلت بسیجی و جریان بسیجی، حضور است؛ غایب نبودن در آنجایی که باید در آنجا حاضر باشیم. این یکی از اوّلیترین خصوصیات بسیجی است.در روز فتح سوسنگرد – چون میدانید سوسنگرد اشغال شده بود؛ بار اول فتح شد، دوباره اشغال شد؛ باز دفعه‌ی دوم حرکت شد و فتح شد – تلاش زیادی شد برای اینکه نیروهای ما – نیروهای ارتش، که آن وقت در اختیار بعضی دیگر بودند – بیایند و این حمله را سازماندهی کنند و قبول کنند که وارد این حمله بشوند. شبی که قرار بود فردای آن، این حمله از اهواز به سمت سوسنگرد انجام بگیرد، ساعت حدود یک بعد از نصف شب بود که خبر آوردند یکی از یگانهائی که قرار بوده توی این حمله سهیم باشد را خارج کرده‌اند. خب، این معنایش این بود که حمله یا انجام نگیرد یا بکلی ناموفق بشود. بنده یک یادداشتی نوشتم به فرمانده‌ی لشکری که در اهواز بود و مرحوم چمران هم زیرش نوشت – که اخیراً همان فرمانده‌ی محترم آمده بودند و عین آن نوشته‌ی ما را قاب کرده بودند و دادند به من؛ یادگار قریب سی ساله؛ الان آن کاغذ در اختیار ماست – و تا ساعت یک و خرده‌ای بعد از نصف شب ما با هم بودیم و تلاش میشد که این حمله، فردا حتماً انجام بگیرد. بعد من رفتم خوابیدم و از هم جدا شدیم.صبح زود ما پا شدیم. نیروهای نظامی – نیروهای ارتش – که حرکت کردند، ما هم با چند نفری که همراه من بودند، دنبال اینها حرکت کردیم. وقتی به منطقه رسیدیم، من پرسیدم چمران کجاست؟ گفتند: چمران صبح زود آمده و جلو است. یعنی قبل از آنی که نیروهای نظامىِ منظم و مدون – که برنامه ریخته شده بود که اینها در کجا قرار بگیرند و آرایش نظامیشان چگونه باشد – حرکت بکنند و راه بیفتند، چمران جلوتر حرکت کرده بود و با مجموعه‌ی خودش چندین کیلومتر جلو رفته بودند. بعد هم الحمدللَّه این کار بزرگ انجام گرفت، و چمران هم مجروح شد. خدا این شهید عزیز را رحمت کند. اینجوری بود چمران. دنیا و مقام برایش مهم نبود؛ نان و نام برایش مهم نبود؛ به نام کی تمام بشود، برایش اهمیتی نداشت. باانصاف بود، بیرودربایستی بود، شجاع بود، سرسخت بود. در عین لطافت و رقت و نازکمزاجی شاعرانه و عارفانه، در مقام جنگ یک سرباز سختکوش بود.من خودم میدیدم شلیک آر.پی.جی را که نیروهای ما بلد نبودند، به آنها تعلیم میداد؛ چون آر.پی.جی جزو سلاحهای سازمانی ما نبود؛ نه داشتیم، نه بلد بودیم. او در لبنان یاد گرفته بود و به همان لهجه‌ی عربی آر.بی.جی هم میگفت؛ ماها میگفتیم آر.پی.جی، او میگفت آر.بی.جی. او از آنجا بلد بود؛ یک مقدار هم از یک راه‌هائی گیر آورده بود؛ تعلیم میداد که اینجوری آر.پی.جی را بایستی شلیک کنید. یعنی در میدان عملیات و در میدان عمل یک مرد عملی به طور کامل. حالا ببینید دانشمند فیزیک پلاسماىِ در درجه‌ی عالی، در کنار شخصیت یک گروهبانِ تعلیم دهنده‌ی عملیات نظامی، آن هم با آن احساسات رقیق، آن هم با آن ایمان قوی و با آن سرسختی، چه ترکیبی میشود. دانشمند بسیجی این است؛ استاد بسیجی یک چنین نمونه‌ای است. این نمونه‌ی کاملش است که ما از نزدیک مشاهده کردیم. در وجود یک چنین آدمی، دیگر تضاد بین سنت و مدرنیته حرف مفت است؛ تضاد بین ایمان و علم خنده‌آور است. این تضادهای قلابی و تضادهای دروغین – که به عنوان نظریه مطرح میشود و عده‌ای برای اینکه امتداد عملی آن برایشان مهم است دنبال میکنند – اینها دیگر در وجود یک همچنین آدمی بیمعنا است. هم علم هست، هم ایمان؛ هم سنت هست، هم تجدد؛ هم نظر هست، هم عمل؛ هم عشق هست، هم عقل. اینکه گفتند:با عقل آب عشق به یک جو نمیرودبیچاره من که ساخته از آب و آتشم‌نه، او آب و آتش را با هم داشت. آن عقل معنوىِ ایمانی، با عشق هیچ منافاتی ندارد؛ بلکه خود پشتیبان آن عشق مقدس و پاکیزه است.خب، حالا توقعی که ما داریم و این توقع، توقع زیادی هم نیست، یعنی آن زمینه‌ای که انسان مشاهده میکند – این روحیه های پرنشاط شما، این دلهای پاک و صاف، این ذهنهای روشن، این جوّال بودن فکرهای شما که انسان در عرصه‌های مختلف از نزدیک شاهد است – این امید را و این توقع را به انسان میبخشد، این است که فرآورده‌ی دانشگاه جمهوری اسلامی – نه به نحو استثنا بلکه به نحو قاعده – چمران‌ها باشند؛ نه اینکه چمران‌ها یک استثنا باشند. این امید، امید بیجائی نیست.بیانات در دیدار اعضای بسیجی هیئت علمی دانشگاه‌ها – ۱۳۸۹/۰۴/۰۲

چمران در میان کمونیست ها نماز می خواند تا دیگران هم جرات کنند نماز بخوانند       در آن زمان بعد از ملی شدن صعنت نفت و حکومت دکتر مصدق فضای دانشگاه از لحاظ فکری در دست چپ ها بود.در آن سال ها هرکس می خواست بگوید روشن فکرم، ادعای کمونیستی و مارکسیستی بودن می کرد، کمونیست ها هم بعد از کودتای 28 مرداد تشکیلات زیر زمینی خود را داشتند و در دانشگاه ها فعال بودند. در آن شرایط بعضی از دانشگاه ها نمازخانه ای دایر کردند و دانشکده فنی هم جز اولین دانشگاه ها بود که نمازخانه تشکیل داد اما تعداد اندکی برای نماز آنجا می رفتند. شهید چمران، به طور مداوم آنجا نماز می خواند چون می خواست تا نمازخوان های دیگر هم جرات کنند و به مسجد بیایند.      خود شهید هم در دست نوشته هایش به این نمازخواندن اشاره می کند و می گوید« از این که راز و نیاز خود را با خدای خویش فاش کنم احساس گناه می کنم. چون رنگی از غرور و خودخواهی بر من زده و صدق و اخلاصم کاسته شده است. این را تحمل می کنم شاید دل درمند دیگری با این راز و نیاز هماهنگ شود و در این دنیا غریب نمانم این نشان دهنده ی نیروسازی و کادرسازی شهید چمران است وگرنه نمی خواست خودنمایی کند. شهید چمران انجمن دانشجویان ایران در آمریکا را از کنترل سفارت درآورد و آن را  اسلامی کرد      مصطفی شاگرد ممتاز، در مبارزات پیشتاز، در علوم وهنر صاحب نظر ، در مذهب خالص و در مدیریت منحصر به فرد بود. وقتی به آمریکا رفت، یک انجمن دانشجویان ایران بود که توسط سفارت ایران و ساواک هدایت می شد اما با حضور و انتخاب شدنش به عنوان رئیس این انجمن آن را از دست سفارت ایران و اردشیر زاهدی درآورد. شهید مصطفی چمران این انجمن دانشجویی را تبدیل به انجمن اسلامی دانشجویان کرد و بعدها انجمن دانشجویان مسلمانان جهان هم را تشکیل داد.در آن سال ها هفته ای یک سخنرانی مذهبی و دعوت به اسلام را در قلب آمریکا انجام می داد. شهید چمران آنقدر مخفیانه عمل می کرد که ساواک دوسال او را گم کرده بود​​​​​​​    دوسالی که در مصر بود سازمان سیا ، FBI ، ساواک و سفارت ایران، هیچکدام نفهمیدند و نتوانستند او را پیدا کنند.در کتابی هم که وزارت اطلاعات از اسناد آن زمان منتشر کرد، این دوسال خالی است.      در مصر آموزش های جنگ چریکی می دید و بعد از آن که سادات بر سر قدرت آمد با افکار او نتوانست کنار بیاید و مدتی به ایران آمد. بعدا با دعوت امام موسی صدر به لبنان رفت و در آن جا می خواست تشکیلاتی علیه شاه سازماندهی کند اما وقتی وضعیت شیعیان لبنان را دید نظرش عوض شد و تشکیلاتی برای آن ها درست کرد.    وقتی سال 52 به طور مخفیانه به دیدن او در لبنان رفتم، در سفری که از محل اقامتش به بیروت داشتیم، نهار نمی توانستیم بخوریم چون یک رستوران که مشروب در آن نباشد پیدا نمی شد.لبنان در شرایطی بود که عروس خاورمیانه بود و دنیای کاباره ها در آن جا قرار داشت. دکترای الکترونیک و اولین دانشمند هسته ای ایران در اولین حضورش در لبنان از حسین(ع) سخن می گوید و شیعیان لبنان را بشارت می دهد که پیروزی نزدیک است؛ هرکسی به راه حسین (ع) معتقد است می تواند وی را دنبال کند تا حتی با مشت در مقابل تانک های اسرائیلی بایستند.     وقتی اسرائیل به لبنان حمله کرد این شهید چمران بود که در محروم ترین مناطق که یتیمان شیعه بودند، حلقه های مقاومت تشکیل داد؛ درآن زمان ارتش لبنان با اسرائیل مشکلی نداشت، یاسرعرفات هم هیچ گاه جنگ درستی با اسرائیل نکرد و در نهایت در آغوش دشمن هم قرار گرفت. شهید چمران با حدود 45 نفر و کمبود مهمات که جز کلاشینکف و آرپی چی نداشتند طی یک طراحی دقیق تانک های اسرائیلی را نابود کردند.  خاطره سید حسن نصرالله در 18 سالگی؛ چمران به من گفت از جوانان شجاع خوشم می آید     در زمان حمله اسرائیل دکتر چمران برای هر روستا یک فرمانده نظامی تعیین و جوانان آن جا را مسلح می کرد تا در مقابل اسرائیل مقاومت کنند.اسرائیلی ها این چیزها را مطرح نکردند چون از ضعفشان می ترسیدند و فلسطینی ها نیز که ادعای مبارزه داشتند این کار را نکردند اما شهید چمران به سید حسن نصرالله 18 ساله حکم فرماندهی روستای بازوریه را می دهد.    خود سید حسن نصرالله تعریف کرد که من به دکتر چمران گفتم که جوان هستم، اما او دستش را بر پشت من زد و گفت من از جوانان شجاع خوشم می آید. شهید چمران قذافی و صدام را از یک جنس و نوکر آمریکا می دانست     دکتر چمران در اولین سخنرانی اش علیه قذافی کثیف حرف زد و گفت صدام و قذافی از یک جنس اند و هردو نوکر آمریکا، اما هیچ کس حرفش را گوش نمی داد.امام به شهید چمران گفت اگر انقلاب اسلامی استوار شود مشکل لبنان هم حل می شود     شهید چمران با توجه به غیبت امام موسی صدر، نگران شیعیان لبنان بود برای همین در دیداری که با امام داشت از وی خواست که از ایران برود. امام به او گفت اگر پیروزی نهایی را به دست بیاوریم و انقلاب اسلامی پا بگیرد، مسئله لبنان هم حل می شود و دیدیم که امروز واقعا مسئله لبنان حل شده است؛ برای همین دکتر چمران دیگر به لبنان نرفت و به دستور امام سپاه را تشکیل داد.​​​​​​​

     هم اکنون خانه موزه دکتر چمران به عنوان خانه پدری و محل پرورش آن شهید بزرگوار توسط شهرداری تهران باز سازی شده و چند سالی است در راستای توسعه فرهنگ ایثار و شهادت فعالیت می کند.      منزل پدری شهید چمران از حدود سال 1330 محل سکونت خانواده ی پدری اش بوده. این بنا با مساحتی بالغ بر 244 متر به عنوان نمونه ای از معماری اواخر دوره قاجار واقع در محله چاله میدان پس از خریداری شرکت توسعه فضاها ی فرهنگی شهر تهران از ورثه مرحوم حسن چمران (پدر دکتر چمران) به خانه موزه تبدیل شد.    در این مکان مقداری از وسایل شخصی شهید به همراه تصاویرش و آثار او به نمایش گذاشته شده است.​​​​​​​

تاریخچه بنیاد شهید چمران      بعد از شهادت دکتر مصطفی چمران در 31 خرداد سال 60، به گنجینه ای از آثار شهید دست یافتیم که بسیار ارزشمند بود. این آثار مجموعه ای از دست نگاشته ها، سخنرانی های ضبط شده ، پیش نویس سخنرانی ها، تحلیلی های سیاسی و نظامی و اخلاقی ، آثار هنری (مجموعه ای از اسلایدها، عکس ها، نقاشی ها و کروکی های طراحی، خطاطی و مجلات هنری) کتب و جزوه هایی از دهه 1320 به بعد و آثار علمی دانشگاهی را تشکیل می داد که بسیاری از زوایای پنهان و ناشناخته دکتر چمران را بازگو می کرد و شایسته آن بود که گردآوری و موضوع بندی کلی و مورد نگهداری حفاظت صورت پذیرد.       به این مجموعه آثار ، تصاویر و فیلم هایی که هنرمندان دیگری ثبت و ضبط کرده بودند و و نگاشته هایی را که دیگران درباره او نوشته بودند از منابع گوناگون گردآوری و افزوده شد و همه دوستدارانش تاکید بر حفظ و بسط و گسترش و تحلیل این آثار داشتند.    بنابرین در همان سال 1360 تصمیم بر ایجاد جایگاهی برای گردآوری همه آثار و ساماندهی ، موضوع بندی و چاپ و نشر آن ها اتخاذ گردید و «بنیاد شهید چمران» برای تحقق بخشیدن به این اهداف تاسیس گردید.    تا کنون تقریبا همه آثاری که موجود بود گردآوری و موضوع بندی شده است و کتب بسیاری حتی به زبان های عربی و انگلیسی به چاپ رسید که بعضی از آن ها از یکصد بار چاپ هم فراتر رفته اند. همچنین تعدادی از سخنرانی ها و تصاویر او نیز در اختیار عموم قرار گرفته است.    «بنیاد شهید چمران» تنها به این امور فرهنگی اکتفا نکرده و بعد از شهادت دکتر چمران، طرح های نیمه کاره علمی نظامی او را پیگیری و ادامه داد تا به تولید نمونه آن ها دست یافت از جمله: زیردریایی کوچک چریکی و سپس نوع پیشرفته تر آن که در خلیج فارس به آزمایش درآمد، خودروی نیمه شنی دار، خودروی شنی دار زرهی، خودروی مخصوص نقاط صعب العبور، پل چریکی(که به سافت پل مجنون انجامید) و طرح های دیگری که متاسفانه ادامه نیافت.     این بنیاد هم اکنون راه فرهنگی خود را می پیماید و با همکاری دوستان و علاقمندان به فرهنگ والای جهاد و ایثار و شهادت می تواند به جایگاهی بالاتر ارتقا یابد.

​​​​​​​​​​​​​​

آدرس:تهران، خیابان وصال شیرازی، پلاک 57،زنگ ۱​​​​​​تلفن: 02166461829​​​​​​​

پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی – سید محمدجواد قربی؛ شهید دکتر
مصطفی چمران از شخصیت‌های تاثیرگذار در روند انقلاب اسلامی است که عموماً به بعد
نظامی شخصیت وی توجه شده است. با این‌حال، عملکرد  او چند وجهی بوده و علاوه بر فعالیت در میادین
جهاد و دفاع، در حوزه‌های سیاسی، علمی و اجتماعی نیز شاهد ایفای نقش دکتر چمران
هستیم. در این نوشتار کوتاه تلاش می‌شود، منش سیاسی و اجتماعی شهید چمران مورد
بررسی قرار گیرد.

 

 

1.    
روحیه
ایثار و از خودگذشتگی

نظر شهید چمران در مورد انتخابات

یکی از ویژگی‌های بارز شهید چمران در فعالیت‌های سیاسی و
اجتماعی روحیه ایثار بود و این روحیه حتی در عرصه جهاد و دفاع مقدس نیز خود را به
خوبی نشان می‌داد. او همواره خود را وقف آرمان‌ها و ارزش‌های والای دینی و فرهنگی
می‌کرد که برآمده از اسلام بود.[1] جهاد و ایثار او نه برای
هیاهوهای سیاسی و خودنمایی، بلکه در راستای رضای الهی و اهداف مقدس بود. در دست
نوشته‌های شهید چمران همواره از عشق به شهادت سخن به میان آمده و او همیشه در
میادین جنگ و دفاع از مرزهای اسلامی همواره با ایثار و از خودگذشتگی تلاش داشت به
حفاظت از اسلام بپردازد.

 

 

2.    
توجه به
آرمان‌های انقلاب اسلامی

مصطفی چمران همواره در مصاحبه‌ها، تقریرات و بیانات خود به آرمان‌های
انقلاب توجه می‌کرد و بررسی نوشته‌ها و مصاحبه‌های وی نشان می‌دهد که او ارکان انقلاب
اسلامی را ذیل دین و معنویت، رهبری و مردم می‌دانست و با توجه به این ارکان تاکید
داشت که اهداف انقلاب اسلامی شامل عدالت اجتماعی، فقرزدایی، استقلال، آزادی، و تحول
روحی و معنوی می‌باشد.

آسیب ‌شناسی انقلاب نیز همواره مدنظر وی بود. آسیب‌های انقلاب
از دیدگاه شهید چمران به دو دسته خارجی و داخلی تقسیم می‌شود. وی درباره آسیب‌های خارجی
به عناصری نظیر ابرقدرت‌ها، صهیونیست‌ها و قدرت‌های پوشالی وابسته به ابرقدرت‌ها اشاره
می‌کند و آسیب‌های داخلی را چنین برمی‌شمارد؛ گروهک‌ها، فرصت‌طلبان، منفعت‌پرست‌ها،
مصلحت‌اندیشان، طاغوت و هواهای نفسانی، تفرقه، جناح‌بازی و سیاست بازی.[2]

 

 

3.    
خدمت
صادقانه

دکتر چمران، سال‌هاي زيادي از عمر خود را به تعليم و تعلم تفکر
جهادي با اعتقاد به تغيير جامعه پرداخت.[3] چمران را به علت تلاش‌هایی که
برای استحکام، مانایی و استقرار نظام جمهوری اسلامی انجام داده است، «خادم انقلاب»
لقب داده‌اند.[4] او در خدمت به جامعه، صرفاً به رضای الهی توجه داشت و با پارسایی و زهد به فعالیت‌های
خیرخواهانه می‌پرداخت.[5] در خاطرات مختلف نقل شده است
که چمران با محرومان همدردی داشت و همواره با امر به معروف و نهی از منکر سعی می‌کرد
از حقوق افراد بی‌بضاعت دفاع نمایند و حامی مستضعفین و محرومان جامعه باشد.[6]  حاج حسين خليل-معاون سياسي دبير کل حزب الله لبنان-
در خصوص روحیه خدمت در شهید چمران اشاره می‌کند؛ «او با پشتکار و به نحوي خستگي ناپذير،
به اين راه و خط خدمت مي‌کرد. داراي شخصيت علمي و با ايمان و بسيار بسيار به فقيران
و تهي دستان نزديک بود و نسبت به کوچک و بزرگ اهتمام داشت.»[7]

 

 

4.    
توجه به
تشکیلات

شهید چمران مخالف انفراد و تک‌روی در فعالیت‌های نظامی و
سیاسی بود و همواره بر کار تشکیلاتی و لزوم توجه به انضباط گروهی تاکید می‌کرد. او
همواره به اصول احترام می‌گذاشت و هیچگونه سازشی نسبت به افرادی که در تشکیلات
نسبت به اصول اسلام بی‌توجه بودند نداشت. وی در فعالیت سیاسی نیز بی‌باک و شجاع
بود. به دلیل همین روحیه تشکیلاتی بود که او علاوه بر ایران، در آمریکا، مصر و
لبنان مترصد کادرسازی و ایجاد تشکیلات منظم و ساختاری علیه استکبار و استعمار بود
که بتوانند اهداف خود را پیگیری نماید. به عنوان نمونه، چمران ساختارها و تشکیلاتی
نظیر حرکت المحرومین، کمک به شکل‌گیری ساختار نظامی لبنان و…. را پیگیری نمود. [8]

 

 

5.    
توجه به
مضامین اخلاقی در مناسبات اجتماعی و سیاسی

اخلاق و معنویت در زندگانی و شخصیت علمی و اجتماعی مصطفی چمران
نهادینه شده بود و نمونه‌های فراوانی از برخوردهای اخلاقی وی در جبهه‌های جنگ، در محیط
خانواده و در عرصه‌های سیاسی و اجتماعی وجود دارد که نشان دهنده پیوند اخلاق با
سیره عملی وی می‌باشد. او در فعالیت‌های اجتماعی خود به تسلیم و رضا در برابر خواست
و اراده خداوند، شکر نعمت، عدل، حق‌طلبی، نکوهش ظلم و ستم، زهد، فروتنی، آزادگی، عدم
دلبستگی به دنیا، صبوری، قناعت، انفاق، بخشش، پندپذیری، امر به معروف و نهی از منکر،
عفو و گذشت و نکوهش نفاق توجه داشت.[9]

 

 

6.    
تبعیت از
ولی فقیه

شهید چمران به خصوص بعد از پیروزی انقلاب اسلامی برای
جلوگیری از بروز انحرافات و بی عدالتی‌ها و بی‌تقوایی‌ها در تقابل‌های سیاسی معطوف
به قدرت، تلاش خود را الگوسازی مبتنی بر اطاعت از ولایت و رهبری امام خمینی(ره) می‌دانست
و او در این هدف موفق بود. در این مسیر، آگاهی و بینش شهید چمران باعث گردید تا از
مرز خودبینی و خودخواهی‌ها گذر کند و با تبعیت از رهبر انقلاب در حوزه‌های دفاع و
مبارزه، به تعالی دست یابد. او از ته دل فریاد می‌زد: «من نمی‌گویم ولی فقیه معصوم
است ولی ملتی که به امر خدا به امر ولی فقیه اعتماد می‌کنند، خدا اجازه اشتباه به آن
رهبر را نمی‌دهد و به نوعی به او معصومیت می‌بخشد.»[10]

نظر شهید چمران در مورد انتخابات

 

 

7.    
مبارزه
مستمر با ظلم و استبداد

یکی از خصوصیات
شهید چمران، مبارزه با ظلم، استبداد و جنایت‌های ضدبشری است. او در طول حیات خود
همواره با ظلم و استبداد خارجی و داخلی مبارزه کرد و این امر نه تنها به ایران
منحصر نبود بلکه در لبنان و مصر هم چنین روحیه‌ای داشت. مهدي اميرکمالي-اولين کاردار
سفارت جمهوري اسلامي ايران در لبنان- در این خصوص اشاره می‌کند؛ «دکتر چمران به خاطر
حساسيت‌هاي ويژه‌اي که از دوران کودکي و نوجواني نسبت به مسائل انساني داشت و به منظور
مبارزه با ظلم و استبداد در ايران، امريکا و سپس مصر و لبنان با هدف پيوستن به جريان
عدالت‌خواهي هجرت مي‌کند. از همه تعلقات و وابستگي ها و موقعيت‌ها مي‌گذرد و از بهترين
و پيشرفته‌ترين نقطه جهان به يکي از فراموش شده‌ترين مناطق جغرافيايي آن زمان يعني
جنوب لبنان پا مي‌گذارد و به ميان محرومين مي‌آيد و در کنار ملتي مظلوم و تحقير شده
که جز خدا هيچ کسي را ندارند مهمترين استراتژي اجتماعي، سياسي، فرهنگي و نظامي را پايه
گذاري مي‌کند.»[11]

امام خمینی(ره) در
این زمینه می‌فرمایند: «ملت شهید‌پرور ما سربازی را (شهید چمران ) از دست داد كه در
جبهه‌های نبرد با باطل چه در لبنان و چه در ایران حماسه آفرید و سرلوحه مرام او اسلام
عزیز و پیروزی حق بر باطل بود.»[12]

 

نظر شهید چمران در مورد انتخابات

تاریخ ایرانی: ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران در بخش چهارم و پایانی گفت‌وگوی تفصیلی خود با «تاریخ ایرانی»، ماجرای آخرین دیدارش با امام خمینی را شرح داده که طی آن نظرش را درباره ورود نیروهای ایرانی به خاک عراق و تصرف بصره به رهبر انقلاب گفته بود. یزدی به اظهاراتی که درباره جدایی مصطفی چمران از نهضت آزادی می‌شود نیز پاسخ داده و برای اولین بار گفته که آیت‌الله طالقانی پس از آزادی از زندان در آبان ۵۷، عضویتش را در نهضت ادامه نداد.

 

***

 

در دو سه سال اخیر مصاحبه‌هایی درباره مخالفت اولیه امام با ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر منتشر شده است که نشان می‌دهد در این باره در ابتدای امر بین نظر نهضت آزادی و رهبری نظام مخالفتی وجود ندارد. یکی گفت‌وگوی تازه منتشر شده با سید احمد خمینی که شرح داده است: «در مقابل مسائل خرمشهر امام معتقد بودند که بهتر است جنگ تمام شود اما بالاخره مسئولان جنگ گفتند که ما باید تا کنار شط‌العرب (اروند رود) برویم تا بتوانیم غرامت خودمان را از عراق بگیریم. امام اصلاً با این کار موافق نبودند و می‌گفتند اگر بناست که شما جنگ را ادامه بدهید بدانید که اگر این جنگ با این وضعی که شما دارید ادامه یابد و شما موفق نشوید دیگر این جنگ تمام شدنی نیست و ما باید این جنگ را تا نقطه‌ای خاص ادامه بدهیم و الان هم که قضیه فتح خرمشهر پیش آمده بهترین موقع برای پایان جنگ است.» علی‌اکبر محتشمی‌پور هم گفته: «بعد از فتح خرمشهر دشمن شکست خورده بود و تنها کسی که مخالف ادامه جنگ بود امام بودند. آقایان نزد امام آمدند و گفتند ما باید یک قسمت از خاک عراق را بگیریم و از موضع قدرت پشت میز مذاکره با عراق بنشینیم تا خسارت بگیریم. حضرت امام گفتند این را بدانید ما وقتی ما داخل عراق برویم معادله تغییر می‌کند و نیروهای عراقی با رویکرد جدیدی وارد می‌شوند. اما سران قوا اصرار داشتند که نیروهای ما با اخلاص جنگ را ادامه خواهند داد. امام گفتند نظر من این است، اما شما بروید با کار‌شناسان صحبت کنید و اگر آن‌ها همین حرف شما را می‌زدند، جنگ را ادامه دهید. پس نظر امام روی کار‌شناسان دانا بود که آن کار‌شناسان سران سه قوه نبودند؛ بلکه کار‌شناسان نظامی ارتش و سپاه بودند.» آقای حسن روحانی هم در گفت‌وگویی که اخیراً از ایشان منتشر شده، تاکید کرده است: «بعد از خرمشهر و مخصوصاً بعد از رمضان و والفجر مقدماتی و والفجر یک تقریباً در ارتش نظر عمده این بود که ادامه جنگ عمدتاً ما را به ثمر نمی‌رساند. البته یک افرادی هم مثل مرحوم صیاد شیرازی بودند که موافق بودند جنگ ادامه پیدا کند؛ کلیت ارتش را من می‌گویم وگرنه یک عده در سپاه موافق بودند، البته بیشتر فرماندهان نظامی سپاه دنبال ادامه جنگ بودند.»

 

آن نوار اظهارات سید احمد خمینی بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ است که متن آن در روزنامه جمهوری اسلامی چاپ شد. البته نامه محرمانه‌ای هم هست که من هنوز ندیده‌ام. شنیدم در رمضان آن سالی که قطعنامه پذیرفته شد، آقای خمینی نامه‌ای نوشته و شدیداً از مسئولانی مثل آقای هاشمی‌ انتقاد کرده است که شما من را گمراه کردید. شما به من گفتید که اگر جنگ ۲۰ سال طول بکشد، ادامه می‌دهیم، ولی بعد آمده‌اید و می‌گویید که نمی‌توانید. شما به من اطلاعات غلط داده‌اید. آن نامه را من ندیده‌ام، اما شنیدم چنین نامه‌ای وجود دارد. غیر از آن ۶۳ سندی که نهضت آزادی منتشر کرده و شامل نامه‌های محرمانه است، نامه‌ای سرگشاده هم نوشتیم که در آن مواضعمان را درباره جنگ بیان کردیم. ما می‌خواستیم برویم و خود آقا را ببینیم. اما هر کاری کردیم، راه ندادند. حتی من یک یادداشت خصوصی هم برای آقای خمینی نوشتم، باز هم احمد آقا ممانعت کرد. در نتیجه ما آن نامه سرگشاده را نوشتیم. بعد از انتشار آن نامه رفتم دیدن آقای منتظری، آنجا بودم که آقای کروبی هم آمد. آقای منتظری به آقای کروبی گفت، چرا نگذاشتند که آقا این‌ها (نهضتی‌ها) را ببینند که این نامه سرگشاده را منتشر کردند. در آن نامه گفتیم که چرا با ادامه جنگ مخالف هستیم. طی این مدت درباره این مواضع سخت‌ترین فشار‌ها را به ما وارد کرده‌اند. در همین رادیو و تلویزیونی که آقای موسوی خوئینی‌ها و محمدعلی هادی مسئولش بودند، حاضر نشدند که سخنرانی من در سازمان ملل را منتشر کنند. حاضر نشدند که متن صحبت‌های من در جنبش غیرمتعهد‌ها را پخش کند. همین روزنامه جمهوری اسلامی که سردبیرش آقای میرحسین موسوی بود، مصاحبه من با خانم باربارا والترز را منتشر کرد که در آن وقتی خبرنگار پرسید آمریکا باید در قبال ایران چه کار کند، من گفته بودم باید دست از این قیمومت بردارد. واژه مصطلح عامیانه برای قیمومت «نگاه برادر بزرگتر» است. گفتم باید این نگاه را کنار بگذارد. آقای میرحسین موسوی هم در مقاله مفصلی با امضای ابوزینب نوشت دکتر یزدی گفته است که آمریکا برادر بزرگتر ماست. بنابراین این‌ها دنبال بهانه می‌گشتند، بالاخره همه‌ حرف‌ها را با صراحت زده‌ایم. همین حرف‌هایی که الان به نقل از امام مطرح می‌شود،‌‌ همان حرف‌هایی است که من در نوروز سال ۶۴ در آخرین دیدارم با آقا مطرح کرده بودم.

 

 

با امام دیدار خصوصی داشتید؟

 

بله. نوروز ۶۳ یا ۶۴ من تهران نبودم، رفته بودم شمال. آمدم گفتند که احمد آقا در به در دنبال من می‌گردد. حتی به مهندس بازرگان زنگ زده بودند که من را پیدا کند. هنگامی که برگشتم احمد آقا به من تلفن زد و گفت که آقا می‌خواهند شما را ببینند، می‌گویند که فلانی چرا با ما قهر کرده است. گفتم نه، من با کسی قهر نکرده‌ام. اگر شما بگذارید ایشان را می‌بینم. وقتی به جماران رفتم، اولین حرفی که احمد آقا قبل از دیدار با امام به من گفت این بود که به آقا نگویید من نمی‌گذاشتم تو بیایی ایشان را ببینی؟! رفتم و آقا خیلی محبت کردند و نشستیم و احمد آقا هم نشست و بعد هم آقا به او گفتند که بیرون برود. ۹۰ دقیقه، دو نفری صحبت کردیم. دو تا موضوع بود، یکی خیلی مختصر راجع به انتخابات و یکی هم طولانی درباره جنگ. در مورد انتخابات پیشنهاد کردم که زندانیان سیاسی را آزاد کنید تا در آستانه انتخابات فضای سیاسی تلطیف شود. ایشان نپذیرفتند و گفتند نمی‌توانیم، این‌ها متنبه نیستند، بیرون می‌آیند و دوباره شلوغ می‌کنند.

 

موضوع دوم راجع به جنگ بود. گفتم این چه سیاستی است که می‌گویند جنگ، جنگ تا پیروزی. اسرائیل که بزرگترین جنگ‌افروز منطقه است به نام حفظ صلح به لبنان حمله می‌کند. ما که صلح می‌خواهیم، چرا این شعار را می‌دهیم؟ ایشان گفتند ما هم صلح می‌خواهیم. اگر بصره را بگیریم، در عراق کودتا می‌شود و صدام را برکنار می‌کنند و بعد ما صلح می‌کنیم. من مفصل برای ایشان توضیح دادم که شما نمی‌توانید بصره را بگیرید، دلایلش را هم شرح دادم و گفتم وقتی شما آن سوی مرز می‌روید، معادله جنگ عوض می‌شود. در ایران ما با ارتش کلاسیک جنگ چریکی می‌کردیم. آن سوی مرز جنگ چریکی با ارتش کلاسیک معنا ندارد. آن زمان هواداران صدام همین بعثی‌ها به صورت نبرد چریکی نیروهای ایرانی را می‌زنند. اگر هم بصره را بگیرید نمی‌توانید نگه دارید. صدام آب و برق و راه انتقال مواد غذایی به بصره را قطع می‌کند. شما هم موظف هستید که برای مردم بصره، آب و غذا تهیه کنید. اگر هم به فرض بصره را گرفتید و نگه‌ داشتید، در بغداد کودتا نمی‌‌شود. اگر هم بشود، صدام را مومیایی می‌کنند و روی صندلی می‌گذارند تا کسی نفهمد که مرده‌ است. با شیوه‌های جنگ چریکی گروه‌های ضربت ایران می‌توانند مثلا تا عمق ۱۰۰ کیلومتر به داخل عراق نفوذ کنند و تاسیسات عراقی را خراب کنند و برگردند، ولی نمی‌توانند بروند و یک جا مستقر شوند، مثل بصره. پرسیدند پس چه باید کرد؟ گفتم، آقا ما چندین بار پیروزی نظامی به دست آورده‌ایم، اما نتوانستیم آن را حفظ کنیم. باید پیروزی نظامی را تبدیل به پیروزی سیاسی کنیم. برای ایشان مثال زدم. گفتم رزمندگان رفتند جاده بغداد – بصره را در کنار رودخانه دجله گرفته‌اند، اما نمی‌توانند آنجا بمانند. برای اینکه ارتش کلاسیک عراق آمد و با تانک‌هایش آن‌ها را محاصره و نابود کرد. به محض اینکه به پیروزی نظامی رسیدید، کشورهایی که می‌گویند دوست ما هستند مثل سوریه و الجزایر، در سازمان ملل پیشنهاد آتش‌بس بدهند. در آن شرایط آتش‌بس فوری تصویب خواهد شد. عراق نمی‌تواند بپذیرد، چون شما رفته‌اید و وارد خاک عراق شده‌اید. اما ایران می‌پذیرد. بنابراین شما پیروزی نظامی را به پیروزی سیاسی تبدیل می‌کنید.

 

آقای خمینی گفت یعنی می‌گویید رئیس‌جمهور ما بنشیند با صدام صحبت کند؟ گفتم اولاً آتش‌بس به معنای مذاکره نیست. آتش‌بس این است که هر کس هر کجا هست، بایستد و توپخانه خاموش شود. بعد آن زمان مذاکره می‌کنند. اول آتش‌بس است، بعد مذاکره. مذاکره ممکن است به صلح بیانجامد یا به نتیجه نرسد. ثانیاً نه مقام رئیس‌جمهور ایران از امام علی(ع) بالا‌تر است و نه صدام از معاویه بد‌تر. پس از آن، گزارش این ملاقات را به دفتر سیاسی نهضت دادم، یک بیانیه هم نوشتم که نهضت منتشر کرد، تحت عنوان «آتش‌بس، مذاکره، صلح» که در آن آمده بود: «مذاکره مستقیم یا غیرمستقیم، میان دو طرف متخاصم ممکن است به نتایجی از قبیل آتش‌بس، عقب‌نشینی نیروهای متجاوز و بازگشت به مرزهای بین‌المللی، ترک تخاصم، تعهدات مرضی‌الطرفین و یا یک صلح همه‌جانبه منجر شود و یا ممکن است به هیچ نتیجه‌ای هم نرسد ولی در هر حال قبول اصل مذاکره به عنوان یک ابزار سیاسی می‌تواند در جهت پیشبرد هدف‌ها مورد استفاده قرار گیرد. در طول دوران مذاکره هماهنگی عملیات رزمی، تبلیغات بین‌المللی حساب شده، دیپلماسی آرام ولی بسیار فعال، از عناصر تعیین‌کننده در موفقیت مذاکرات می‌باشد.» آقای خمینی به من اعتماد زیادی داشت، به حرف‌های من گوش می‌کرد. تجربه‌ام با آقای خمینی این بود که گاهی چیزهایی به ایشان می‌گفتم، ایشان در آن لحظه ممکن بود که با من احتجاج کنند، ولی می‌دیدم که بعداً آقای خمینی‌‌ همان مطلب را می‌رود عنوان یا پیگیری می‌کند. احمد آقا و هاشمی، که دو نفر از نزدیکان امام بودند، نمی‌گذاشتند که من با آقا صحبت کنم. کمااینکه آن صحبتی هم که کردم، تاثیر داشت.

 

 

اظهار نظر دیگری که اغلب مطرح می‌شود درباره ارتباط دکتر چمران با نهضت آزادی است. آقای ولایتی اخیرا گفته: «شهید چمران عضو نهضت آزادی بود اما بعدا از این‌ها جدا شد. شهید چمران جزو حکومتی‌ها بود و وقتی دید این‌ها منتقد حکومت و حضرت امام و نظام شدند، از این‌ها جدا شد و در سمت امام ماند. مثل دکتر شیبانی که قبل از انقلاب، جزو نهضت آزادی بود و بابت همین هم به زندان افتاد، ولی بعد از انقلاب با توجه به رویه نهضت آزادی که مقابل امام ایستاد، از این‌ها جدا شد و الان هم جزو نظام است. نهضت آزادی مقابل نظام است، پس چرا ایشان را مثال نمی‌زنند؟ مرحوم شهید چمران هم همین‌طور.» چمران تا اواخر عمر و حتی وقتی به مناطق جنگی رفت، رابطه‌اش را با نهضت آزادی حفظ کرده بود؟

 

اختلاف عقیده بین گروه‌های سیاسی – اجتماعی امری طبیعی است، اما بی‌انصاف بودن دور از تقواست. افراد باید در حق مخالفان خودشان هم رعایت تقوا را بکنند. چمران عضو شورای مرکزی نهضت آزادی ایران و عضو هیات امنای روزنامه میزان به نام محک بود. چمران تمام صورتجلسات محک را امضا کرده است. ایشان به عنوان عضو شورای عالی دفاع به جبهه رفت. طبق قانون اساسی رهبر باید دو نفر نماینده در شورای عالی دفاع انتخاب کند، ایشان به آقای خامنه‌ای و چمران حکم دادند. چمران هر وقت از جبهه به تهران می‌آمد با ما دیدار می‌کرد. مگر نهضت آزادی شرکت سهامی است که کسی سهامش را بفروشد؟ یا اگر افراد نهضت آزادی را بگیرند و به زندان بیاندازند نهضت تمام می‌شود؟ نهضت آزادی یک فکر است. آیا چمران از لحاظ فکری هم از نهضت بریده بود؟ نه. کسی دیده چمران حرفی خلاف بازرگان و نهضت آزادی بگوید یا انتقاد کند؟ چمران به عنوان نماینده امام در شورای عالی دفاع به جبهه می‌رفت و طبیعی است که در این باره باید به رهبر انقلاب گزارش بدهد. در یادنامه چمران آورده‌ام که چمران در اسفند ۱۳۵۹ به تهران آمد. وقتی همدیگر را دیدیم گله کرد که غرضی به ماشین‌های ما بنزین نمی‌دهد. حاضر نشد به دیدن امام برود و شکایت کند. من رفتم پیش آقای خمینی و گفتم آقا، ما در مجلس گرفتار بازی‌های سیاسی شده‌ایم. چمران به عنوان نماینده شما در جبهه است. برای چه او را اذیت می‌کنند؟ امام گفت که به او بگویید به دیدن من بیاید. پاسخ دادم که چمران گفته است دیگر تهران نخواهد آمد، یا آنجا می‌مانم و کشته می‌شوم یا اگر صدام شکست خورد، از همانجا به لبنان خواهم رفت. آقای خمینی، احمد آقا را صدا کرد و گفت به دکتر مصطفی بگو بیاید، من کارش دارم. در فروردین ۶۰ دکتر چمران به دیدار آقا رفت. آقا استمالت کرد. او هم حرف‌هایش را گفت. چمران به جبهه رفت. اردیبهشت برگشت، خواست که برود و به امام گزارش بدهد، گفتند که آقا وقت ندارد. نگذاشتند. به من زنگ زد، گفت من به جبهه می‌روم، به آن‌ها هم گفته‌ام اگر برگشتم، دوباره می‌آیم آقا را ببینم.‌‌ این آخرین دیدار و تماس ما بود.

 

اما در مورد دکتر شیبانی که گفته‌اند بعد از انقلاب از نهضت آزادی جدا شد، درحالی که شیبانی پیش از انقلاب وقتی از زندان آزاد شد، اعلام کرد که دیگر عضو نهضت نیست. نه اینکه چون روش مهندس بازرگان را نپسندید، جدا شده باشد. مرحوم طالقانی هم وقتی از زندان آزاد شد، به من گفت به دلیل موقعیتم دیگر نمی‌خواهم وابستگی حزبی داشته باشم. خب آقای طالقانی در کنار مهندس بازرگان و نهضت آزادی، طالقانی شد. این درست نیست که افراد از طریق یک جریانی بیایند و قدرت و معروفیتی پیدا کنند و بعد به آن جریان پشت کنند.

 

 

یعنی آقای طالقانی آبان ۵۷ که از زندان آزاد شد، گفت نمی‌خواهد عضو نهضت آزادی باشد؟

 

بله از زندان که آزاد شد، دیگر عضو نهضت آزادی نبود. در یک گفت‌وگوی تلفنی از پاریس ایشان گفت من می‌خواهم فراگروهی عمل کنم. این را از نظر سیاسی یک تفکر غلط می‌دانم. یعنی چه فراگروهی عمل کنیم؟ فعالیت حزبی چه ایرادی دارد؟ این درست نیست که با یک جریانی بالا بیایند و بعد که به آن بالا رسیدند، بگویند ما به راه خود، شما به راه خود. اما ایشان با وجودی که عضویت در نهضت آزادی را ادامه ندادند هرگز سخنی علیه نهضت یا رهبران و فعالان آن در هیچ کجا اظهار نکردند.

کلید واژه ها:
ابراهیم یزدی چمران جنگ تحمیلی نهضت آزادی

در طول تاریخ جمهوری اسلامی ایران، شهدا همواره به عنوان الگوهایی مهم به جامعه معرفی شده اند که با توجه به سخنان و رفتار آنها می توان در اصلاح جامعه عملکردی پویا و مثبت داشت. وصیت‌نامه شهدا یکی از یادگاری هایی است که آنها از خود برای آیندگان باقی گذاشته اند.

به گزارش ایسنا، انتخابات مجموعه عملیاتی برای گزینش فرمانروایان یا تعیین ناظرانی برای مهار کردن قدرت، تدبیر شده است. از این دیدگاه انتخابات به معنی فنون گزینش و شیوه های مختلف تعیین نمایندگان است. ابزاری است که بوسیله آن می توان اراده شهروندان را در شکل گیری نهادهای سیاسی و تعیین متصدیان اعمال اقتدار سیاسی مشارکت داد.

در طول تاریخ جمهوری اسلامی ایران، شهدا همواره به عنوان الگوهایی مهم به جامعه معرفی شده اند که با توجه به سخنان و رفتار آنها می توان در اصلاح جامعه عملکردی پویا و مثبت داشت. وصیت‌نامه شهدا یکی از یادگاری هایی است که آنها از خود برای آیندگان باقی گذاشته اند.

وصیت نامه شهدا حاوی مهم‌ترین درس‌های زندگی برای همه اقشار جامعه به ‌ویژه جوانان است. انتشار این وصیت‌نامه‌ها در فضای مجازی، مدارس و دانشگاه‌ها سبب ترویج فرهنگ جبهه و دفاع مقدس و ایجاد تحول و بهبود مشکلات در حیطه‌های اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی خواهد شد.

با توجه به اینکه در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در کشورمان قرار داریم به مرور چند توصیه از شهدا در این زمینه خواهیم پرداخت.نظر شهید چمران در مورد انتخابات

شهید ملک حسین اسدی یادآور شده است: «با اخلاص در انتخابات شرکت و از خون شهیدان پاسداری کنید.»

در وصیت نامه شهید مهدی جعفری می خوانیم:«از مردم غیور و شجاع می‌خواهم که در مسائل سیاسی و انتخابات وارد شوند و نگذارند ولایت فقیه و روحانیت در خط امام مظلوم واقع شوند.» شهید حسن استرون از مردم درخواست کرده است که مردم کاری کنند نمایندگان صالح، پاک و از خود مردم باشند. همچنین شهید حسن باقری نوشته است که «بدانید هر رأی که شما به صندوق می‌ریزید مشت محکمی است که به دهان ضد انقلاب و دشمنان آمریکایی می‌زنید و یک قدم آنها را وادار به عقب نشینی می‌کنید.» علاوه بر این شهید سیدعلی اعتصامی پیغام دادهاست: «ای امت شهیدپرور حالت انقلابی و مذهبی خودتان را حفظ کنید و در صحنه انتخابات شرکت فعال داشته باشید و صحنه را ترک نکنید که این خواست دشمن است.» انتهای پیامنی نی سایت

نظر شهید چمران در مورد انتخابات
نظر شهید چمران در مورد انتخابات

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.