نظر شهید حججی درباره مرگ و زندگی

نظر شهید حججی درباره مرگ و زندگی
نظر شهید حججی درباره مرگ و زندگی

 

زندگي و مرگ از ديدگاه شهيد آويني

نفس های انسان گام هایی است که به سوی مرگ برمی دارد. حضرت علی (ع) سخنانی از این دست که مالامال از مرگ آگاهی باشد بسیار دارند.

مرگ آگاهی کیفیت حضور مردان خدا را در دنیا بیان می دارد. تا آنجا که هر که مقرب تر است مرگ آگاه تر است. و بر این قیاس باید چنین گفت که حضور علی علیه السلام در عالم ،عین مر گ آگاهی است. مرگ آگاهی یعنی که انسان همواره نسبت به این معنا که مرگی محتوم را پیش رو دارد آگاه باشد و با این آگاهی زیست کند و هرگز از آن غفلت نیابد.

مردمان این روزگار سخت از مرگ می ترسند و بنابراین شنیدن این سخنان برایشان دشوار است. اما حقیقت آن است که زندگ انسان با مرگ در آمیخته است و بقایش با فنا. پیش از ما میلیاردها نفر بر روی این کره ی خاکی زیسته اند و پس از ما نیز.

نظر شهید حججی درباره مرگ و زندگی

اگر مولا علی علیه السلام می فرماید: « والله ابن ابی طالب با مرگ انسی آن چنان دارد که طفلی به پستان مادرش.» این انس که مولای ما از آن سخن میگوید چیزی فراتر از مرگ آگاهی است؛ طلب مرگ است. طلب مرگ نه همچون پایانی بر زندگی. مرگ پایان زندگی نیست.

مرگ آغاز حیاتی دیگر است؛ حیاتی که دیگر با فنا و مرگ در آمیخته نیست. حیاتی بی مرگ و مطلق. زندگی این عالم در میان دو عدم معنا می گیرد؛ عالم پس از مرگ همان عالم پیش از تولد است و انسان در بین این دو عدم فرصت زیستن دارد. زندگی دنیا با مرگ در آمیخته است؛ روشنایی هایش با تاریکی، شادی هایش با رنج، خنده هایش با گریه، پیروزی هایش با شکست، زیبایی هایش با زشتی، جوانی اش با پیری و بالاخره وجودش با عدم.حقیقت این عالم فنا است و انسان را نه برای فنا، که برای بقا آفریده اند:

« خلقتم للبقا لا للفناء واسمعو دعوة الموت آذانکم قبل ان یدعی بکم»؛ دعوت مرگ را به گوش گیرید، پیش از آنکه مرگ شما را فرا خواند.

و همه ی این سخنان از سر مرگ آکاهی است و راستش، لذت زندگی مرگ اگاهانه را جز اولیای خدا کس نمی داند؛ این لذتی نیست که به هر کس عطا کنند. تنگ نظری است اگر به مقتضای تفکر رایج به این سخن پشت کنیم و بگوییم :

« تا کجا از مرگ می گویید؟ کمی هم در وصف زندگی بسرایید! دل بستن در دنیا دل بستن در فناست و مرگ بر ما سایه افکنده است.»

این علی است که چنین می فرماید. همانکه راه های آسمان را بهتر از راه های زمین میشناسد. سخنان او سروده هایی شاد و مفرح در وصف زندگی است. آن زندگی که با زهر فنا و مرگ در نیامیخته است. منتهی غفلت زدگان بیشتر می پسندند که با غفلت از مرگ، به سراب شادی های آمیخته با غصه دل خوش کنند. بگذار چنین باشد. اما اگر اولیای خدا در جستجوی فنای فی الله هستند، بقای حقیقی را طلب کرده اند. بودنی را که از دسترس مرگ و فنا و رنج و غصه و شکست دور باشد.

به سخن علی علیه السلام گوش بسپاریم:

«دلهاتان را از دنیا بیرون کنید، پیش از آنکه بدن های شما را از آن بیرون ببرند. »

 

شهادت در
نگاه شهیدان



 الهی اگر جز سوختگان را به ضیافت عنداللهی نمی‌خوانی، ما را بسوز آنچنان
که هیچ‌کس را آنگونه نسوخته باشی.

نظر شهید حججی درباره مرگ و زندگی

 شهادت پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل
زمینی به ساحت قدس آن راه یابد. تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه زمان را
در می‌نوردد و زمین را به نور رب‌الارباب اشراق می‌بخشد. 

 شهادت قلبی است که خون حیات را در شریان‌های سپاه حق می‌دواند و آن را
زنده نگه می‌دارد.

 شهادت، جانمایه انقلاب اسلامی است و قوام و حیات نهضت ما در خون شهید
است. 

 شهید منتظر مرگ نمی‌ماند، این اوست که مرگ را برمی‌گزیند. شهید پیش از
آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش می‌میرد و لذت زیستن را
نیز هم او می یابد نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی به خود او وانمی‌گذاردش و خود
را به ریسمان پوسیده غفلت می‌آمیزد.

 شهادت مزد خوبان است.

 خدايا …تو به من پوچي لذات زود گذر را نمودي ناپايداري روزگار را نشان دادي لذت مبارزه را چشاندي ارزش شهادت را آموختي

 خدايا …تو را شکر ميکنم که از پوچي ها و ناپايداريها و خوشيها و قيد و بندها آزادم نمودي و مرا در توفانهاي خطرناک حوادث رها کردي و در غوغاي حيات در مبارزه ي با ظلم و کفر غرقم نمودي و مفهوم واقعي حيات را به من فهماندي.

 فهميدم : سعادت حيات در خوشي و آرامش و آسايش نيست بلکه در درد و رنج و مصيبت و مبارزه با کفر و ظلم و بالاخره شهادت است

 هميشه مي خواستم که شمع باشم ،
بسوزم ، نور بدهم و نمونه اي از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم .
مي خواستم هميشه مظهر فداکاري و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش
بکشم.

 اي حسين عليه السلام، من براي
زنده ماندن تلاش نمي کنم و از مرگ نمي هراسم ، بلکه به شهادت دل بسته ام و از
همه چيز دست شسته ام ، ولي نمي توانم بپذيرم که ارزشهاي الهي و حتي قداست
انقلاب بازيچه دست سياستمداران و تجار ماده پرست شده است.

 قبول شهادت مرا آزاد کرده است، من آزادي خود را به هيچ چيز حتي به حيات خود نمي فروشم.

 خدايا تو را شکر مي کنم که
شيعيان را با اسلحه شهادت مجهز کردي که عليه طاغوتها وستمگران و تجاوزگران قيام
کنند و با خون سرخ خود ، ذلت هزار ساله را از دامن تشيع پاک کنند و ارزش و
اهميت شهادت را در معرکه حيات بفهمند و با ايمان خدايي و اراده آهنين، خود را
از لجنزار اسارت جسدي و روحي نجات بخشند. علي وار زندگي کنند و در راه سرخ حسين
عليه السلام قدم بگذارند و شرف و افتخار راستين تشيع را که قرنها دستخوش چپاول
ستمگران بود دوباره کسب کنند.

 دیگر نمی‌خواهم زنده بمانم، من محتاج نیست شدنم، من محتاج تو هستم، خدایا!
بگو ببارد باران، که کویر شوره‌زار قلبم سالهاست، که سترون مانده است، من دیگر
طاقت دوری از باران را ندارم، خدایا دوست دارم تنهای تنها بیایم ، دوست دارم
گمنام گمنام بیایم، دور از هر هویتی، خدایا! اگر بگوئی لیاقت نداری، خواهم گفت:

«لیاقت کدامیک از الطاف تو را داشته‌ام، خدایا دوست
دارم سوختن را، فنا شدن را ، از همه جا جاری شدن را، به سوی کمال انقطاع روان
شدن را… 

 شهادت شمع است و شهید پروانه‌ای خود از جنس آتش، شهید ذبیح عشق است، شهید
علمدار کاروان نجات است، شهید روح تاریخ حیات است و شهید نبض آفرینش است.


 شهادت، زیباترین، بالنده‌ترین و نغزترین کلام در
تاریخ بشریت است، شهادت بهترین و روشن‌ترین معنی حقیقت توحید است و تاریخ تشیع
خونین‌ترین و گویاترین تابلو نمایانگر شکوه و عظمت شهید است.

 شهادت در یک کلمه به زیارت خدارفتن و به حق پیوستن است.

 ای عزیزان! شهید کسی است که در میدان جنگ و در خدمت امام یا نائب او کشته
شود و هرکس در زمان امام زمان (عج) در حفظ اسلام کشته شود، یقیناً به او ملحق
خواهد شد، شهادت عبارت است از نبوغ درخشان حیات در کمال هشیاری و آزادی.

 شهادت پایان مرگ و مردگی‌هاست. ما با خون خود به این مردگی‌ها پایان خواهیم
داد و ضامن ضربان مداوم رگ‌های امت اسلامی خواهیم شد، اسلام نیازمند به شهداست
و انسانیت نیازمند به تزریق خون، ما با شهادت خود همه این نیازها را برآورده
خواهیم ساخت.

 

 شهادت در راه آرمان الهی «معشوق» ماست، آیا شنیده‌ای عاشقی را از معشوق
بترسانند.

 

 انقلاب اسلامی ما در تداوم پیروزیش حالا حالاها خون و شهادت می‌طلبد.

 شهادت سرآغاز هر زندگیست              نترسم ز
مرگی كه خود زندگیست

 شهادت حد نهایی تکامل انسان و قله رفیع انسانیت است، شهادت، مرگ سعادت‌آمیزی
است که آغاز دیدن و زندگی پر ثمر نوین را بشارت می‌دهد، شهادت یک تولدی است
برای زندگی جاوید.

 

 شهادت بهترین معراج عشق است.

 

 شهادت آیت است، شهادت نعمت است، شهادت مقدمه فتح در این دنیا و خود فتحی
بزرگتر در آخرت است، شهادت خشنودکننده خداست.

 شهادت فانی شدن نیست بلکه به خدا رسیدن است، و زندگی جاوید است، شهادت موت
نیست بلکه حیات است.

 شهادت نعمتی بزرگ و دری است از درهای بهشت، شهادت نعمتی است، که مردان الهی
به آن دست می‌یابند. شهادت به خدا رسیدن است و فانی شدن نیست، بلکه زندگانی
جاوید است.


 شهادت در اسلام،‌ مرگی نیست که دشمن بر مجاهد تحمیل کند، بلکه انتخابی است
که وی با تمام آگاهی و شعور و شناختنش به آن می‌رسد.

 کمال انسان شهادت است.

 شهادت یک انتخاب است، انتخابی آگاهانه و مشتاقانه حرکت عاشق به سوی معشوق
که نصیب هرکسی نمی‌شود.

 

 احساس می‌کنم انشاالله شاهد زیبایی شهادت باشم و آن را تنگ در آغوش بکشم، و
این بزرگترین آرزوی من است این راه انتخابی آگاهانه است و انسان را به سوی
معشوق ازلی راهنمایی می‌کند.

رویداد‌های مهم این روز در تقویم شمسی (۷ بهمن) • ولادت شهید خسرو خالدیان (استان کردستان، شهرستان قروه) (۱۳۴۱ ه. ش) • ولادت شهید سعید نظری (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۴۴ ه. ش) • ولادت شهید مدافع حرم سیدجلال حبیب‌الله‌پور (استان مازندران، شهرستان بابلسر) (۱۳۴۶ ه. ش) • شهادت شهیده اقدس احمد‌وند (استان همدان، شهرستان ملایر) (۱۳۵۷ ه. ش) • شهادت شهیده فرحناز معصومی (استان گیلان، شهرستان منجیل) (۱۳۵۷ ه. ش) • شهادت شهید علی سندروس (استان خراسان جنوبی، شهرستان بیرجند) (۱۳۵۷ ه. ش) • شهادت شهید براتعلی وحدانی (استان خراسان شمالی، شهرستان بجنورد) (۱۳۵۸ ه. ش) • شهادت شهید فضل‌الله وکیلی بالادزائی (استان مازندران، شهرستان ساری) (۱۳۶۲ ه. ش) • شهادت شهید عباس علیان (استان تهران، شهرستان ری) (۱۳۶۲ ه. ش) • شهادت شهید لطف‌الله هاشم زاده آهنگری (استان مازندران، شهرستان آمل) (۱۳۶۳ ه. ش) • شهادت شهید مهدی قورچیان (استان قزوین، شهرستان آبیک) (۱۳۶۳ ه. ش) • شهادت شهید محمدرضا بیناییان (استان سمنان، شهرستان دامغان، روستای کلاته) (۱۳۶۴ ه. ش) • شهادت شهید الله یار ابراهیمی (استان همدان، شهرستان نهاوند) (۱۳۶۴ ه. ش) • ولادت شهید مدافع حرم علی بیات (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید مرتضی جاویدی (استان فارس، شهرستان فسا) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید سیدعلی‌اصغر حسینی (استان مرکزی، شهرستان اراک، روستای محمد آباد) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید علی علیزاده (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید ابراهیم فیاضی (استان مازندران، شهرستان نور) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید محمود ظفری (استان مازندران، شهرستان نور) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید کیامرث احسانی افراکتی (استان مازندران، شهرستان قائمشهر) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید محمدرضا یوسفی خورشیدی (استان مازندران، شهرستان گلوگاه) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید عبدالحمید هدایتی جلودار (استان مازندران، شهرستان سوادکوه شمالی) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید عبدالحمید اعتصامی فرد (استان فارس، شهرستان فسا) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید سیدعبدالحسین موسوى‌پور (استان هرمزگان، شهرستان میناب) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید احمدعلی نوذریان (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید نعمت‌الله منصوری نوش آبادی (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید حسین دریابار (استان فارس، شهرستان آباده، روستای عباس‌آباد) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید حسین جوان نامی (استان خراسان رضوی، شهرستان مشهد) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید امیرهوشنگ کوکب کاه باریان (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید محمدصادق یوسفی (استان البرز، شهرستان کرج) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید حسین علی حشمتی (استان کرمانشاه، شهرستان سنقر) (۱۳۶۶ ه. ش) • شهادت شهید اصلان لطفی آذر (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۶ ه. ش) • ولادت شهید مدافع حرم محسن قوطاسلو (۱۳۶۹ ه. ش) • شهادت خلبان شهید محمداسماعیل امینی (استان فارس، شهرستان فسا) (۱۳۷۷ ه. ش) • شهادت خلبان شهید خیرالله نهاوندی‌زاده (استان همدان، شهرستان نهاوند) (۱۳۷۷ ه. ش) • شهادت شهید رحمان فتح‌اللهی (استان لرستان، شهرستان الشتر) (۱۳۹۳ ه. ش) • شهادت شهید مدافع حرم محمد فواد وحدت (لشکر فاطمیون) (۱۳۹۳ ه. ش) • شهادت شهید مدافع حرم خدابخش خاوری (لشکر فاطمیون) (۱۳۹۴ ه. ش) • شهادت شهید مدافع حرم محمدیاسین ناصری (لشکر فاطمیون) (۱۳۹۶ ه. ش)

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، شهادتش مثل موج بود، موجی خروشان که همه را تکان داد، مثل یک تلنگر بزرگ، مثل یک حجت که خداوند آن را در مقابل همگان قرار داد. مقام معظم رهبری بعد از شهادن شهید حججی از این عبارت که «خداوند او (شهید حججی) را همچون حجتی در مقابل چشم همگان قرار داد» استفاده کرد. شهادت محسن حججی باعث شد تا خون تازه‌ای در رگ‌های مردمی که قرن‌هاست با مفهوم حماسه و شهادت خو گرفته‌ بودند بدمد. در ادامه روایت‌هایی از این شهید را می‌خوانید.

در چه عالمی سیر می‌کنی؟

قرار بود شصت روز سوریه بمانیم. 15 روز که گذشت گفتند بار و بندیل را جمع کنید که باید برگردید ایران. محسن شوکه شده بود. قبول نمی‌کرد. زیر بار نمی‌رفت. می‌گفت: «هر جور هست من باید بمونم.» سردار امینی می‌گفت: «فایده نداره. همه باید برگردند. محسن اما کوتاه بیا نبود. با گریه التماس می‌کرد که «جان هر کسی دوست دارید بگذارید من بمانم. نذر کرده‌ام تا اربعین امام حسین اینجا باشم.» اما هیچ فایده ای نداشت. همه‌مان را به اجبار فرستادند دمشق. در مسیر محسن یکسره داشت گریه می‌کرد. می‌گفت: «دوستامون اینجا شهید شدن و پرپر شدن، ولی ما داریم صحیح و سالم بر می‌گردیم عقب.» بدجور احساس کنفی و شکست می‌کرد در برابر دوستان شهیدش. تعجب می‌کردیم از حال و احوالاتش. با خودمان می‌گفتیم این بچه در چه عالمی سیر می‌کند.

گریه برای سوریه

نظر شهید حججی درباره مرگ و زندگی

قرار بود چند نفری را از طرف لشکر اعزام کنیم سوریه. ساعت 11 و نیم شب بود که آمدم خانه‌مان. رفتم دم در. گفتم: «خیر باشه آقا محسن.» گفت: «آقای رشیدزاده. شما فرمانده لشکر هستید. اومدم از شما خواهش کنم بگذارید برم.» گفتم: «کجا؟» گفت: «سوریه». عصبانی شدم! صدایم را آوردم بالا و گفتم: «این موقع شب وقت گیر آوردی؟! امروز که پادگان بودم. چرا آنجا نگفتی؟» گفت: «پیش بقیه نمی‌شد. آمده‌ام دم خانه‌تان که التماس کنم.» گفتم: «تو یک بار رفتی محسن. نوبت بقیه‌ست». گفت: «حاجی قسمت میدم.» گفتم: «لازم نکرده قسمم بدی. این بحث رو تموم کن برو به کارت برس.» مثل بچه کوچک زد زیر گریه. بازهم شروع کرد به التماس. کم مانده بود دیگر به دست و پایم بیفتد. دلم به حالش سوخت. کمی نرم شدم. گفتم: «مطمئن باش اگر قسمتت نباشه من هم نمی‌تونم درستش کنم. اگه قسمتت باشه نه من و نه هیچ کس دیگه نمی‌تونه مانع بشه.» این را که گفتم کمی آرام شد. اشک‌هایش را پاک کرد و رفت. به رفتنش نگاه کردم. با خودم گفتم: «یعنی این بچه چی دیده از سوریه؟»

مرگ چون بوییدن گل

یکبار که در خط بودیم گفتم: «محسن هر بلایی اینجا سرمون بیاد، بیاد. ولی خیلی ترسناکه که بخواهیم اسیر بشیم، بعدش شهید بشیم.» نگاهم کرد. یک حدیث از پیامبر را برایم خواند: «مرگ برای مومن مثل بوییدن یک دسته گل خوشبو است.» خندید و گفت: «یعنی انقدر راحت و آرام» بعد دوباره نگاهی به من کرد و گفت: «مطمئن باش اسارت همین است. راحت و آرام.»

جای خالی عکس محسن بین شهدا

عکس شهدای مدافع حرم نجف آباد را زده بود گوشه‌ای از چادر. پشت سر هم. بین آن عکس‌ها یک جالی خالی گذاشته بود. بچه‌های حیدریون که می‌رفتند داخل چادر، محسن آن جای خالی را نشان می‌داد و با عربی دست و پا شکسته به آن‌ها می‌گفت: «اینجا جای منه، دعا کنید، دعا کنید هرچه زودتر پر بشه» بچه‌های حیدریون نگاهش می‌کردند و می‌گفتند: «این دارد چه می‌گوید؟»

کینه داعشی‌ها از انگشتری نام حضرت زهرا (س)

حضرت زهرا (س) را خیلی دوست داشت. انگشتری داشت که روی نگینش نوشته بود: «یا فاطمه الزهرا» موقعی که می‌خواست برود سوریه، بهش گفتم: «مامان این رو دستت نکن. این داعشی‌ها کینه زیادی از حضرت زهرا (س) دارند. اگر دستشون بیفتی تمام عقده‌هاشون رو سرت خالی می‌کنن.» این را گفتم انگار مصمم‌تر شد. گفت: «حالا که اینجوریه پس حتما می‌پوشم. می‌خوام حرص‌شان را دربیاورم.» محسن را که شهید کردند و عکس‌های سرش را منتشر کردند، انگشتری دستش نبود! داعشی‌ها آن را درآورده بودند. نمی‌دانم وقتی نگین «یا فاطمه الزهرا» را دیده بودند چه آتشی گرفته بودند و چه آتش کینه‌ای را بر سر محسن خالی کرده بودند.

انتهای پیام/ 141

در دست نوشته­اي به نام «انسان آزاده» که شهيد چمران درباره
محافظ شجاع و فداکار خود شهيد اکبر چهره قانونی نگاشته است با نوع نگاه
ايشان به مقوله مرگ و زندگي آشنا مي­شويم.

«در دنيا آدم­هايي هستند که به ظاهر زنده­اند، نفس مي­کشند،
راه مي روند، حرف مي­زنند، زندگي مي­کنند، اما در حقيقت اسير دنيا، برده
زندگي و ذليل حوادث هستند، از خود اراده و اختياري ندارند، آلت بلا اراده
عوامل طبيعت­اند، در مقابل مرگ وحشت زده و زبونند، براي آنکه زندگي کنند

اينان براي آنکه نميرند، آنقدر خود را کوچک مي­کنند که گويا
مرده­اند، هميشه تسليم قيود ذلت بارو شرايط ننگين هستند که زندگي براي آنها
تحميل مي­کند. آنها شرف و حيثيت خود را مي­دهند، شخصيت و ارزش انساني خود
را فدا مي­کنند، روح خود را از دست مي­دهند، حيات حقيقي خود را نابود
مي­کنند، تا زندگي مادی جسد را تامين نمي­نمايند.» 

وي سپس درباره صفات انسان­هاي آزاده مي­نگارد: «… اما
انسان­هاي آزاده، ممکن است کوتاه زندگي کنند ولي تا آنجا که زنده هستند به
راستي زندگي مي­کنند و با اختيار خود نفس مي­کشند، سرور و آقاي حيات خود
هستند، از کسي و چيزي نمي­ترسند، محکوم اراده ديگري نيستند، ديگران تسليم
او هستند، محيط تحت تأثير اراده او قرار مي­گيرد، خواسته او در همه جا جاري
مي­شود، تا زنده است به راستي زندگي مي­کند، از مرگ نمي­ترسد، هيچ چيزي
آزادي او را محدود نمي­کند، هيچ عاملي حتي مرگ او را ذليل و زبون نمي­نمايد
و هنگامي که مرگ فرا رسيد، با کمال افتخار و شرف آن را مي­پذيرد و زندگي
پر ثمر ديگري را شروع مي­کند. رمز قدرت و شخصيت او در همين جاست که اسير
زندگي نيست، به خاطر زندگی حاضر نيست که شخصيت انساني خود را از دست بدهد و
از نظر روحي بميرد.»

شهيد چمران سپس شرط داشتن زندگي حقيقي را چنين بيان مي­کند:
«انساني مي­تواند زندگي حقيقي داشته باشد که اسير و برده زندگي نگردد، هيچ
چيز حتي خود زندگي، او را به قيد و بند اسارت و ذلت نکشاند، آزاد و مختار
باشد و تا وقتي زنده است با افتخار و شرف زندگي کند و هنگامي که مرگ فرا
رسيد، آن را با آغوش باز بپذيرد که خود مبدأ حيات اخروي و تکامل بزرگتر و
مهمتري است… اين انسان چون از مرگ نمي ترسد قدرتمند است و ديگران در
مقابل اراده او تعظيم مي­کنند.»

نظر شهید حججی درباره مرگ و زندگی

منبع : وبلاگ نهضت انتظار

به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید غلامرضا هادیلو دوازدهم آذر ١٣۴٠ ‏، در شهرستان تهران به
دنیا آمد. پدرش محمدرضا و مادرش اقدس نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند.
در و پنجره ساز بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. دوازدهم فروردین ۱۳۶۳‏، در مریوان توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد.
مزار او در شهرستان خرمدره واقع است.

وصيت نامه غلامرضا هاديلو

بسم الله الرحمن الرحيم

نظر شهید حججی درباره مرگ و زندگی

قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ
مُلَاقِيكُمْ ۖ ثُمَّ
تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ
تَعْمَلُونَ

(قرآن كريم سوره جمعه)

پس ازسلام بساحت مقدس حضرت ولي عصر(عج) اروحنا الفدا و درود بر
رهبر كبير مان و نائب بر حق مهدي حسين گونه دوران، ادامه دهنده راه پيامبران و ائمه
هدي(ع) خميني كبير و درود بر روان پاك شهداي صدر اسلام تا شهداي انقلاب مقدسمان و از
شهيدان ما تا آخرين شهيد تاريخ آناني كه با نثار بهترين سرمايه خويش در راه معشوق درس
چگونه مردن و ايثاروفداكاري را به ما آموختند و اسلام را با خون خويش آبياري كرده و
تحويل ما دادند.

ما نيز بايد اين امانت بزرگ را با نثار جان خويش حفظ نموده و
به آيندگان بسپاريم. سلام بر خانواده هاي شهدا آنانكه در راه خدا فرزند خويش را فدا
نمودند وسلام بر همه آنان كه درهر سنگري در راه حفظ خون شهدا كوشش مي كنند.

چون بقول قرآن مرگ چيزي است كه همه بايد طعم آنرا به چشند و همه
انسانها بايد بميرند.

بنده خواستم چند كلمه اي به عنوان وصيت بنويسم:

پيامي و سخني با خانواده:

پدر جان از شما مي خواهم كه مرا ببخشي زيرا من فرزند شايسته اي
براي شما نبودم و از اينكه بعضي مواقع از دستورات شما سرباز زدم و يا حقي از شما را
ضايع كردم معذرت مي خواهم اميدوارم كه حلالم كنيد و از من راضي باشي.

مادر جان تو مرا با هزاران
اميد و آرزو بزرگ كردي و دلخوشيت اين بود كه من فرزند خوبي برايت باشم وليكن من فرزند
خوبي براي شما نبودم. مادر از اينكه شما را گاه و بي گاه ناراحت كردم مرا ببخش و حلالم
كن زيرا اگر شما از من راضي نباشي خدا هم از من راضي نخواهد بود.

سخني كه با شما خانواده ام دارم اول اين است كه از كليه اشتباهاتم
و خطاهايم بگذاريد و حلالم كنيد از اينكه زحماتي زيادي برايم كشيديد.

بعد بدانيد كه مرگ همه جا بدنبال انسان است نگوئيد كه من به جبهه
رفتم كشته شدم اگر مي ماند سالم بود نه خير طبق گفته قرآن وقتي اجل انسان برسد نه يك
لحظه زودتر و نه يك لحظه ديرتر پس انسان هر كجا كه باشد و هركه كه باشد مي ميرد چه
بهتر كه در راه دين و ميهن كشته شود.

در مرگم ناراحت نباشيد و لباس سياه نپوشيد زيرا مرگ نيستي نيست
بلكه پلي است كه انسان بوسيله آن از دار فاني به دار بقا و پيش خدا مي رود؛ راهي كه
همه بايد بروند ديگر ناراحتي ندارد اصلا ماندن امثال من در دنيا جز اين كه گناه كند
و كارنامه اعمالش را سياه تر بكند كه نيست پس چه بهتر كه زود تر بميرد – فقط بعد از
مردن من برايم دعا كنيد شايد با دعاي شما خدا از گناهانم بگذرد و از من راضي باشد و
از عذاب دردناك الهي بر كنار باشم.

بدانيد كه راه حق همان راهي است كه رهبري آن هم اكنون به عهده
پير جماران مي باشد پس سعي كنيد دست از او بر نداريد و به هر نحو ممكن به او كمك كنيد
زيرا اگر او را كمك كنيد حسين بن علي را كمك كرده ايد و همچنين جبهه را فراموش نكنيد
و هر كمكي كه مي توانيد به جبهه بكنيد و مراسم مذهبي بخصوصا نماز جماعت را فراموش نكنيد.

برادرانم- سخنم به شما اين است كه سعي كنيد مثل امثال من نباشيد
كه زندگيشان به جز مصرف ثمري ندارند آنهايي كه مردنشان بهتر از ماندنشان مي باشد زيرا
لااقل از مصرف كم مي شود.

منبع: اداره امور فرهنگی، تبلیغات، هنری و اسناد بنیاد شهید
و امور ایثارگران استان زنجان

چند ساعتی بیشتر به رفتن نمانده است، هرچه به زمان رفتن نزدیک تر می شوم قلبم بی تاب تر می شود…

قسمت اول وصيت نامه شهيد محسن حججى

برای بانوی صبر السلام ای بانوی سلطان عشق السلام ای بانوی صبر دمشق زیبنبِ دنیا و عقبیِ علی شرح مدح لافتی الا علی در مسیر شام غوغا کرده ایی شهر را آشوب برپا کرده ایی خطبه خواندی از غریبی حسین زنده کردی کربلا در عالمیین گر نبودی کربلایی هم نبود گریه و شور و نوایی هم نبود رنج هایی ست فراوان دیده ایی خیمه ها، غارت، سواران دیده ایی دیده بودی، حلق و چشم و حرمله گریه کردی پا به پای قافله   بسم الله النور… صَلی الله علیک یا اُماه یا فاطمه الزهرا”سلام علیک” وَلاتَحسَبن الذینَ قُتلوا في سَبیل الله اَمواتا، بَل احیاء عند رَبِهم یُرَزقون هرگز نمیمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است بر جدیده عالم دوام ما… چند ساعتی بیشتر به رفتن نمانده است، هرچه به زمان رفتن نزدیک تر می شوم قلبم بی تاب تر می شود… نمی دانم چه بنویسم و چگونه حس و حالم را بیان کنم… نمی دانم چگونه خوشحالی ام را بیان کنم و چگونه و با چه زبانی شکر خدای منان را به جای بیاورم… به حسب وظیفه چند خطی را به عنوان وصیت با زبان قلم می نویسم… نمیدانم چه شد که سرنوشت مرا به این راه پر عشق رساند… نمی دانم چه چیزهایی عامل آن شد… بدون شک شیر حلال مادرم، لقمه حلال پدرم و انتخاب همسرم و خیلی چیزهای دیگر در آن اثر داشته است…

قسمت دوم وصيت نامه #شهيد_محسن_حججى عمریست شب و روزم را به عشق شهادت گذرانده ام… و همیشه اعتقادم این بوده و هست که با شهادت به بالاترین درجه ی بندگی میرسم… خیلی تلاش کردم که خودم را به این مقام برسانم اما نمی دانم که چقدر توانسته ام موفق باشم… چشم امیدم فقط به کرم خدا و اهل بیت است و بس امید دارم این رو سیاه پرگناه را هم قبول کنند و به این بنده ی بدِ پرخطا نظری از سر رحمت بنمایند… که اگر این چنین شد؛ الحمدالله رب العالمین… اگر روزی خبر شهادت این بنده حقیر سرا پا تقصیر را شنیدید؛ علت آن را جز کریمی و رحیمی خدا ندانید… اوست که رو سیاهی چون مرا هم می بخشد و مرا یاری می کند…

نظر شهید حججی درباره مرگ و زندگی

همسر عزیزم زهرا جانم اگر روزی خبر شهادتم را شنیدی بدان به آرزویم که هدف اصلی ام از ازدواج با شما بود رسیدم و به خود افتخار کن که شوهرت فدای حضرت زینب شد… مبادا بی تابی کنی، مبادا شیون کنی، صبور باش و هر آن خودت را در محضر حضرت زینب بدان… حضرت زینب بیش از تو مصیبت دید.

پدر عزیزم همیشه و در همه حال الگوى زندگی و مردانگی ام تو بوده و هستی، اگر روزی خبر شهادتم را دیدی، زمانی را در مقابل خود فرض کن که حسین بن علی در کنار جگر گوشه اش علی اکبر حاضر شد… داغ تو بیشتر از داغ اباعبدالله نیست… پس صبور باش پدرم، می دانم سخت است اما می شود…

مادر عزیزم ام البنین علیهاالسلام 4جوان خود را فدای حسین و زینب کرد و خم به ابرو نیاورد. حتی زمانی که خبر شهادت پسرانش را به آن دادند باز از حسین سراغ گرفت؛ پس اگر روزی خبر شهادتم را شنیدی، همچون ام البنین صبورانه و با افتخار فریاد بزن که مرا فدای حسین و حضرت زینب کرده ای و مبادا با بی تابی خود دل دشمن را شاد کنید…

قسمت سوم وصيت نامه #شهيد_محسن_حججى

برادر عزیزم اگر روزی مرا در لباس شهادت دیدی آن لحظه ایی را به یاد بیاور که اباعبدالله بر بالین عباس ابن علی حاضر شد و داغ برادر کمرش را خم کرد… مبادا ناسپاسی کنی، مبادا به هدیه ایی که تقدیم اسلام کرده اید شک بیاورید…

خواهران خوبم لحظه ی وداع با شما و مادرم و پدرم مرا به یاد آن لحظه ایی انداخت که اهل حرم حضرت علی اکبر را راهی میدان جنگ می کردند؛ پس اگر من هم رو سفید شدم غم و غصه و اشک و ناله خود را فدای علی اکبر کنید و مبادا داغ خود را از داغ دل اهل حرم بیشتر بدانید…

پسر عزیزم، علی جان… ببخشید اگر قد کشیدنت را ندیدم و مرد شدنت را نظاره نکردم… سعی کن راه مرا ادامه بدهی… سعی کن کاری کنی که سرانجام آن به شهادت ختم شود…

پدر و مادر همسر عزیزم… همیشه شما را همچون پدر و مادر واقعی خودم می دانستم و خوشحال ام که سرنوشتم با حضور در خانواده شما رقم خورد… به شما هم جز صبر و تحمل چیز دیگری سفارش نمی کنم، همیشه یاد داشته باشید علی اکبر حسین هم تازه داماد کربلا بود… از همه میخوام این رو سیاه را حلال کنید، اگر حقی از کسی ضایع کردم، اگر غیبتی پشت سر کسی کردم، اگر دلی را رنجاندم، اگر گناهی از من سر زد؛ حلالم_کنید… اگر شهید شدم تا جایی که اجازه داشته باشم؛ شفیعتان خواهم بود.

قسمت چهارم وصيت نامه #شهيد_محسن_حججى

اما چند وصیت کلی: از ولایت فقیه غافل نشوید و بدانید من به یقین رسیدم که امام خامنه‌ای نائب بر حق امام زمان است. از همه ی خواهران عزیزم و از همه ی زنان امت رسول الله می خواهم روز به روز حجاب خود را تقویت کنید، مبادا تار مویی از شما نظر نامحرمی را به خود جلب کند؛ مبادا رنگ و لعابی بر صورتتان باعث جلب توجه شود؛ مبادا چادر را کنار بگذارید… همیشه الگوی خود را حضرت زهرا  و زنان اهل بیت قرار دهید؛ همیشه این بیت شعر را به یاد بیاورید: آن زمانی که حضرت رقیه سلام الله خطاب به پدرش فرمودند: غصه ی حجاب من را نخوری بابا جان چادرم سوخته اما به سرم هست هنوز… از همه ی مردان امت رسول الله می خواهم فریب فرهنگ و مدهای غربی را نخورید؛ همواره علی ابن ابی طالب امیرالمومنین را الگو و پیشوای خود قرار دهید و از شهداء درس بگیرید… خودتان را برای ظهور امام زمان روحی لک الفدا و جنگ با کفار به خصوص اسرائیل آماده کنید که آن روز خیلی نزدیک است. همیشه برای خدا بنده باشید که اگر این چنین شد بدانید عاقبت همه ی شما به خیر ختم می شود… ▪️مقداری حق الناس به گردن دارم که عاجزانه می خواهم برایم ادا کنید… – یک میلیون تومان به مادر بزرگ پدری بدهکارم – مقداری بدهی به برادر محسن همتی ها بابت محصولات فرهنگی و کار های دیگر بدهکارم – 32هزارتومان به اضافه مقداری سربند به پایگاه شهدای بنیاد امیرآباد بدهکارم – اگر برایتان مقدور بود به مقدار یک ماه نماز و روزه برایم ادا کنید که اگر خدایی ناکرده گهگاهی از روی خطا نمازی قضا کردم و یا روزه ایی از دست دادم جبران شود… الهم عجل لولیک الفرج اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِينَ عَنْهُ وَ السَّابِقِينَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْه‏  

آمین ١٣٩٦/٤/٢٧ محسن حججی

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.

ما را دنبال کنید.

تهران – ايرنا – حجت الاسلام «عليرضا پناهيان» روز پنجشنبه در مراسم بزرگداشت شهيد مدافع حرم «محسن حججي» در تهران گفت: مرگ و زندگي اين شهيد بزرگوار چراغ راه و هدايتگر مومنان است.

تهران-ایرنا- کاشی های نقش برجسته دست ساز و ظروف سفالینی که زیبایی…

تهران- ایرنا- معاون پرستاری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با بیان…

تهران – ایرنا- در طول ۲۴ ساعت گذشته، ۳۰ بیمار کووید۱۹ جان خود را از…

تهران- ایرنا- رئیس قوه قضاییه با صدور پیامی رحلت آیت الله حاج شیخ…

نظر شهید حججی درباره مرگ و زندگی

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است

به گزارش گروه سیاسی خبرگزرای دانشجو،«به چشم‌های شوهر من نگاه کنید، اصلاً ترس در این چشم‌ها نیست، همه‌اش شجاعت است، دلیری است، محسن توی این عکس مثل کوه با صلابت است.» این جملات توصیف زهرا عباسی است از یکی از جاودانه‌ترین عکس‌های معاصر ایران؛ تصویری که جوانی 26 ساله را با موهایی پریشان اما با چهره‌ای باصلابت نشان می‌دهد که یک داعشی نگران او را به اسارت گرفته و به قتلگاه می‌برد.

خیمه‌ای نیم‌سوخته، دود غلیظ در هوا و آسمانی مایل به رنگ غروب؛ همگی دست به دست هم دادند تا عکسی متفاوت از جنگ مدافعان حرم با تروریست‌ها به دنیا مخابره شود، مشخص نیست عکاس که بوده اما قطعاً انتشار این تصاویر به سود او و همفکرانش نشد و همین تصویر بود که بارها دست به دست چرخید تا دل‌های ایرانیان را به سوی جوان نجف‌آبادی سوق دهد.

21 تیر 70؛ محسن در نجف‌آباد به دنیا آمد خانواده‌ای که حجت‌الاسلام مصطفی حسناتی این طور توصیف می‌کند: رشد این شهید در خانواده‌ای علمی بوده و خاندان حججی معروف هستند، آیت‌الله حججی در زمان رضاخان بیشترین خدمت را به منطقه اصفهان داشت، زمانی که حجاب از سر زنان و عمامه از سر علما بر می‌داشتند این عالم ربانی در گوشه و کنار دست افراد مستعد را می‌گرفت و به حوزه می‌برد.

نظر شهید حججی درباره مرگ و زندگی

11 آبان 91؛ در نمایشگاه دفاع مقدسی که در نجف‌آباد برپا شده بود محسن با زهرا عباسی همکار می‌شود و همین آغازی می‌شود برای آشنایی و ازدواج؛ به قول همسر محسن، شهدا واسطه آشنایی این دو بودند، 11 آبان 91 خطبه عقد جاری و محسن در 21 سالگی داماد می‌شود؛ دو سال بعد در مرداد 93 مراسم عروسی برگزار می‌شود.

24 فروردین 95؛ اولین و آخرین فرزند محسن به دنیا می‌آید،اسمش را علی می‌گذارند، محسن در فایل صوتی وصیتش این گونه به تنها بچه‌اش خطاب می‌کند: سلام علی آقا، سلام باباجان، سلام پسر گلم، چند کلمه‌ای هم می‌خواستم با تو حرف بزنم، ببخشید که باباجان در سن کودکی رهایت کردم و رفتم!… اسمت را گذاشتم علی تا مولا و پیشوایت، الگویت علی (ع) شود!… می‌خواهم طوری علی‌وار (ع) زندگی کنی که یکی از سربازان امام زمان (عج) شوی…

27 تیرماه 96؛ محسن برای دومین بار به سوریه اعزام شد، در مأموریت اولش بیشتر در حلب و لاذقیه عملیات داشتند اما این بار قرار بود به نزدیکی مرز با عراق بروند؛ به گفته همسر شهید، این دفعه که می‌خواست برود گفت زهرا دعا کن من دوباره سردار را ببینم، می‌خواهم از او بخواهم کاری بکند که من همانجا در سوریه بمانم و تا تمام نشدن جنگ برنگردم ایران.

16 مرداد 96؛ طبق آنچه داعش منتشر کرده، همه چیز از 16 مرداد سال 96 شروع شد، از «التنف»، در عملیاتی در منطقه مرزی بین سوریه و عراق، زمانی که محسن حججی با تنی مجروح در پشت سنگری در کنار اجساد نیمه‌جان تعدادی از هم‌رزمانش آخرین مقاومت‌ها را می‌کند؛ آن زمان هیچ‌کس تصور نمی‌کرد که این جوان ایرانی قرار است چه بر سر داعش بیاورد، شاید اگر داعشی‌ها می‌دانستند که انتقام همین شهید آن‌ها را ظرف 3 ماه ریشه کن خواهد کرد ترجیح می‌دادند با او کاری نداشته باشند.

نمی‌دانستند و فیلم و تصویری که از او منتشر کردند تا به خیال خود خط و نشانی بکشند و نشان دهند اگر دستشان به ایران و ایرانی برسد چه می‌کنند؛ چه نتیجه معکوسی به همراه دارد، تصاویری که با آن ترکیب دود و آتش صحنه کربلا را بر هر مخاطب آشنا با تاریخ تداعی می‌کند؛ اما همه ارتباط محسن با کربلا فقط این عکس نبود، تصاویر بعدی که به صورت محدود انتشار پیدا کرد از پیکر بی‌سر و بی‌جان او بود تا به پیروی از مرادش شهادتی حسینی داشته باشد.

18 مرداد 96؛ محسن به آرزویش رسید، تصاویر و خبر شهادتش در کانال‌های تلگرامی محلی منتشر و بعداً از سوی خبرگزاری‌ها، رسماً اعلام شد، بیش از پیکر بی‌جان محسن آن عکس حماسی بود که توجه‌ها را به خود جلب کرد که چطور می‌توان اسیر بود و با این اقتدار به دریچه دوربین نگاه کرد.

صفحات مختلف عکس را بازنشر کردند، هنرمندان با افکت گذاری و تغییراتی عکس را زیباتر کردند، حسن روح‌الامینی محسن را در آغوش اباعبداله به تصویر کشید، شاعران شعرها سرودند و آهنگ‌های به یاد او ساخته شد؛ رفته رفته اینستاگرام و تلگرام و سایر شبکه‌های اجتماعی پر شدند از همان عکس معروف و طی همان چند روز اول هشتگ محسن حججی به یکی از داغ‌ترین موضوعات فضای مجازی بدل شد.

شخصیت‌های سیاسی همچون قاسم سلیمانی،علی‌اکبر ولایتی، محمدجواد ظریف، امیر حاتمی، محسن رضایی، علی لاریجانی، سید عمار حکیم، حسین امیرعبداللهیان ،سعید جلیلی و اسحاق جهانگیری و نیز تعدادی از هنرمندان و بازیکنان از جمله علیرضا عصار ،مهدی طارمی، پرویز شیخ‌طادی و رسول نجفیان  به اظهارنظر در خصوص محسن حججی پرداخته‌اند. 

19 مرداد 97؛ در بین این واکنش‌ها آنچه بیش از همه در رسانه‌ها انعکاس داشت بیانیه سردار قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس بود که در بیانیه‌ای اعلام کرد: مردم دلاور و امت حزب‌الله خصوصاً خانواده شهید محسن حججی مطمئن باشند که فرزندان دلیر شما انتقام این اقدام ددمنشانه را با تصمیمی قاطعانه که همانا ریشه‌کن کردن شجره خبیثه وهابیت و تروریسم از جهان اسلام است خواهند گرفت… به حلقوم بریده این شهید عزیز راه اباعبدالله (ع) سوگند یاد می‌کنیم که از تعقیب این شجره ملعونه و نابودی این غده خطرناک برآمده در پیکر جهان اسلام تا آخرین نفرشان از پای نخواهیم نشست.

23 مرداد 96؛ مراسم گرامیداشت شهید محسنی حججی در حسینیه امام خمینی نیروی زمینی سپاه برگزار شد، در این مراسم محسن رضایی دبیر تشخیص مصلحت نظام، سردار حسین سلامی، جانشین سپاه پاسداران، علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، صالحی امیری، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، قاضی‌زاده هاشمی، وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، سردار خاکپور، فرمانده نیروی زمینی سپاه، حجت‌الاسلام شیرازی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه قدس و سردار سرلشکر رحیم صفوی، مشاور عالی فرمانده معظم کل قوا حضور داشتند؛ مراسم بزرگداشت محسن حججی در بسیاری از شهرهای ایران از جمله تهران، اصفهان، اردبیل ،رشت ،بیرجند، یزد، مشهد، اهواز، قم، نجف‌آباد، گرمسار، جاسک، دلوار برگزار شد.

7 شهریور 96؛ پیکر شهید مدافع حرم، محسن حججی در جریان مبادله میان نیروهای مقاومت و گروهک تروریستی داعش، تحویل معراج‌الشهدای شهر تدمر سوریه شد؛ بر همین اساس نیروهای حزب‌الله لبنان پیکر این شهید را به همراه شهدای این حزب و اسیر دست داعش بعد از ورود اتوبوس‌ها به تدمر تحویل گرفتند.

3 مهر 96؛ پس از مدت‌ها انتظار پیکر مطهر شهید محسن حججی ساعت 20:30 از طریق پایگاه هوایی قدر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی وارد تهران شد، در این مراسم با نواخته شدن سرود جمهوری اسلامی ایران و مارش نظامی از پیکر شهید حججی استقبال شد، خانواده شهید، آحاد مختلف مردم و جمعی از مسئولان کشوری و لشکری از حاضران در این مراسم بودند.

4 مهر 96؛ نخستین مراسم، وداع با شهید در حرم مطهر رضوی بود که بنا به درخواست مردم مشهد صورت گرفت؛ تولیت آستان قدس رضوی در این مراسم حاضر شد و گفت: دلدادگی او را مشاهده کردید که عشق، انتخاب راه و پیام او برای همگان روشن است، شهید حججی یکی از جلوه‌های عاشورای حسینی است؛ شهید حججی! تو و یارانت بازی دشمن را خوب به هم زدید، تو نماینده همه شهدا هستی و عطر بهشتی شهادت را در بین مردم کشور پراکنده ساختی و دل همه را بردی؛ تو یک طوفان ملی از شور و شعور را با آمدنت در کشور ایجاد کردی؛ تو رمز وحدت همه سلایق شدی.

صبح 5 مهر 96؛ رهبر انقلاب قبل از مراسم تشییع در تهران در جمع اعضای خانواده محسن حججی و در کنار تابوت او حضور پیدا کردند و خطاب به خانواده شهید گفتند: ببینید چه غوغایی در کشور راه افتاده به‌خاطر شهادت این جوان. شهید خیلی هستند؛ همه شهدا هم پیش خدای متعال عزیزند لکن یک خصوصیتی در این جوان وجود داشته -خداوند هیچ‌وقت کارش بدون حکمت نیست- اخلاص این جوان و آن نیّت پاک این جوان و به موقع حرکت کردن این جوان و نیاز جامعه به این‌جور شهادتی، این موجب شده که خدای متعال، نام این جوان شما را، شهید شما را، بلند کرد؛ بلندمرتبه کرد. کمتر شهیدی را ما سراغ داریم که این‌جور خدای متعال او را در چشم همه عزیز کرده باشد. خداوند جوان شما را عزیز کرد. 

پیش از ظهر 5 مهر 96؛ مراسم تشییع در تاریخ 5 مهر 1396 با حضور پرشور مردم تهران برگزار شد و بسیاری از مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی، نظیر علی و صادق لاریجانی، روسای مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه، در این مراسم حضور پیدا کردند.

بعد از ظهر 5 مهر 96؛ ساعت 16:30 میدان امام اصفهان مملو از جمعیتی بود که چشم انتظار بازگشت پیکر محسن بودند، ورود پیکر با ساعتی تأخیر صورت گرفت اما هرچه رفت بر تعداد جمعیت افزود شد، آفتاب که از دیواره‌های میدان امام غروب می‌کرد، خودروی حامل پیکر از دل جمعیت خارج می‌شد تا به سمت پادگان لشکر 8 نجف برود، محسن شب آخر را در کار همکارانش سپری کرد.

6 مهر 96؛ طلوع خورشید پنجشنبه 6 مهر سال 1396 خورشیدی، مردم نجف‌آباد برای وداع با محسن‌شان به میدان آمدند؛ بیش از صدها هزار نفر در مراسم تشییع پیکر مطهر شهید محسن حججی در شهرستان نجف‌آباد حاضر شدند تا به دشمنان نشان دهند پای آرمان‌های خود با انقلاب اسلامی ایستاده‌اند؛ محسن را در یادمانی که ویژه او ساخته بودند به خاک سپردند، یادمانی که پس از گذشت یکسال مانند یک امامزاده رونق دارد.

 

11 مهر 97؛ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار خانواده شهید محسن حججی، این شهید والامقام را نشانه خدا و سخنگوی شهدای مظلوم و سر جدا، خواندند و با اشاره به حضور باشکوه و کم‌سابقه مردم در تشییع آن شهید، خاطرنشان کردند: خداوند به‌ واسطه مجاهدت محسن عزیز، ملت ایران را عزیز و سربلند کرد و او را نماد نسل جوان انقلابی و معجزه جاری انقلاب اسلامی قرار داد.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به فراگیر شدن نام برجسته، ممتاز و درخشان شهید حججی در سراسر کشور در اثر مجاهدت و شهادت مظلومانهٔ او، گفتند: همهٔ شهدای ما مظلوم‌اند و غیر از محسن شما، شهدای دیگری نیز هستند که دشمن، سر از تنشان جدا کرده و همگی در نزد خداوند، عزیز و صاحب درجات هستند اما خدای متعال بر اساس حکمت خود و خصوصیات این جوان، او را نماینده و سخنگوی این شهیدان کرد.

ایشان، حضور کم‌نظیر مردم قدرشناس در تشییع شهید حججی در شهرهای تهران، مشهد، اصفهان و نجف‌آباد را بسیار پرمعنا دانستند و گفتند: خداوند دل‌ها را مجذوب کرد و افراد گوناگونی که زندگی برخی از آنان در ظاهر تناسبی با جهاد و شهادت ندارد، عکس شهید را در دست گرفته و به تشییع او آمدند؛ در چنین شرایطی، مجذوب بودن دل‌های بخش زیادی از جوانان به مفاهیم انقلابی، حیرت‌انگیز است و اگر کمیت و کیفیت جوانان انقلابی از دههٔ 60 بیشتر نباشد، کمتر نیست.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین بر تصویر ماندگار شهید حججی در لحظه اسارت، این جملات را مرقوم کردند: «سلام و درود حق بر این شهید پر افتخار و سرافراز که در حساس‌ترین و خطیرترین لحظهٔ زندگی، نماد حق پیروز و آشکار در برابر باطل رو به زوال شد. سلام خدا بر او که با جهاد مخلصانه و شهادت مظلومانه، خود را و همه ملت خود را عزیز کرد.»

رهبر انقلاب بعد از این دیدار هم به مناسبت‌های مختلف در مورد شهید حججی صحبت کرده و او را از رویش‌های انقلاب اسلامی دانستند، رویش‌هایی که تعدادشان کم نیست و با عزمی بلندتر از نسل اول انقلاب پاسداری از آرمان‌های اسلام و نظام را وظیفه خود می‌دانند و محسن حججی نماینده و سخنگوی این نسل شد، نسلی که آماده است جمهوری اسلامی ایران را همانطور که در منطقه به یک قدرت تبدیل کرده، در حوزه‌های گوناگون در مسیر رشد کشور حرکت دهد.

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

محسن حُجَجی (۲۱ تیر ۱۳۷۰ – ۱۸ مرداد ۱۳۹۶) یک نظامی از نیروهای ایرانی موسوم به مدافع حرم بود که در مرداد ۱۳۹۶ در عملیاتی در گذرگاه مرزی الولید –منطقهٔ مرزیِ بین سوریه و عراق – توسط نیروهای داعش به اسارت درآمد و پس از دو روز به قتل رسید. اسپوتنیک نیوز به نقل از رسانه‌های وابسته به داعش، خبر اسارت او را اعلام کرد.[۴][۵][۶][۷][۸][۹][۱۰][۱۱][۱۲]

داعش چندی پس از انتشار فیلمی که ادعای به اسارت درآوردن محسن حججی را داشت، اعلام کرد که وی را کشته‌اند. او دهمین عضو از «لشکر زرهی ۸ نجف اشرف» بود که طی جنگ در خاک سوریه کشته شد. او پیش از اسارت از ناحیهٔ پهلو زخمی شده بود و طی دو روز اسارت توسط نیروهای داعش در مناطق تحت کنترل آن‌ها چرخانده شده بود.[۱۳][۱۴] در جریان توافق جرود که بین نیروهای حزب‌الله لبنان و داعش انجام شد، در ازاء تحویل پیکر محسن حججی، دو کشته مقاومت لبنان و اسیران آنها، ۳۵۰ تن از نیروهای داعش به همراه خانواده‌هایشان به شرق سوریه منتقل شدند.[۱۵]
پس از مرگ حججی، دولت جمهوری اسلامی با توجه به افزایش تعداد کشته‌های نیروهای وابسته به ایران و نیاز به تبلیغات برای توجیه مداخله در سوریه و پاسخ به افکار عمومی، پروژه قهرمان‌سازی از او را با شبیه‌سازی تاریخی کشته‌شدن او با وقایع کربلا و ساخت مقبره برای او آغاز کرد.[۱۶] اما تلاش حکومت به این موارد محدود نشد و حسین قاسم‌پورمقدم (مدیر گروه ادبیات فارسی دفتر تألیف کتب درسی آموزش و پرورش) در پاسخ به حذف اشعار بزرگان ادب فارسی از کتاب‌های درسی گفت «(در راستای این پروژه) جایی نیاز داشتیم شهید محسن حججی را مطرح کنیم و این بر حافظ و سعدی اولویت داشت.»[۱۷][۱۸]

محسن حججی متولد سال ۱۳۷۰ در نجف‌آباد اصفهان بود.[۱۹][۲۰] محسن حججی دانش‌آموختهٔ مرکز آموزش علمی کاربردی علویجه در رشتهٔ تکنولوژی کنترل ورودی سال ۱۳۸۷ بود.

در تاریخ دوشنبه ۱۶ مرداد ماه سال ۱۳۹۶، حججی در منطقه تنف، در منطقه مرزی سوریه، عراق و اردن اسیر می‌شود.[۲۱] منطبق بر فیلمی که خبرگزاری داعش آن را منتشر کرده‌است، محسن حججی در پشت سنگری است. اجساد نیمه‌جان تعدادی از هم‌رزمانش در اطراف سنگر او افتاده‌است و در واپسین لحظات در برابر حمله غافلگیرانه داعش از خویش دفاع می‌کنند. صدای تیراندازی پراکنده به گوش می‌رسد. کمی بعد یکی از نیروهای داعش، محسن حججی را اسیر می‌کند.[۲۲]

نظر شهید حججی درباره مرگ و زندگی

تصویر مشهوری از محسن حججی که در آن یکی از افراد داعش پشت سر وی ایستاده‌است و با شیئی که چاقو یا سرنیزه به نظر می‌رسد، او را به قتلگاه می‌برد، در شبکه‌های اجتماعی بازنشر شده‌است. زهرا عباسی، همسر او در آن زمان، در مصاحبه‌ای با جام‌جم‌آنلاین گفته‌است:

به چشم‌های شوهر من نگاه کنید، اصلاً ترس در این چشم‌ها نیست، همه‌اش شجاعت است، دلیری است، محسن توی این عکس مثل کوه با صلابت است.[۲۲][۲۳]

هرچند بنا به گفتهٔ بی‌بی‌سی در صحنه‌های فیلمی که منتشر شده، احساس واقعی حججی کمتر قابل حدس است.[۲۲] طبق گفته برخی از وبگاه‌های داخلی، چهرهٔ نیروی داعش در پشت سر حججی، چهرهٔ آرام وی، دود و شعله‌های آتش در پشت زمینه، صحنهٔ نبرد کربلا را در ذهن تداعی می‌کند.[۲۴][۲۵] بنا بر گفته صدای آمریکا، در حالیکه مردم ایران از عملیات‌های نظامی جمهوری اسلامی در خارج از کشور خسته شده‌اند، تصویر حججی حس وطن‌پرستی را در آن‌ها زنده می‌کند.[۲۶]

داعش ضمن توافق آتش‌بسی با ارتش سوریه، ارتش لبنان و حزب‌الله لبنان، جسد محسن حججی را در مقابل اجازهٔ تخلیهٔ امنِ منطقهٔ مرزیِ لبنان و سوریه تحویل داد.
حسن نصرالله، رهبر حزب‌الله لبنان، برای قانع کردن بشار اسد به پذیرش این توافق آتش‌بس، به دمشق سفر کرده بود. به گفتهٔ نصرالله، بشار اسد دربارهٔ آتش‌بس با داعش گفته بود: «این مایهٔ سرافکندگی من می‌شود، اما باشد.»[۲۷]

سپاه پاسداران ایران جنازه محسن حججی را روز ۷ شهریور تحویل گرفت و با انجام آزمایش دی‌ان‌ای، هویت او را تأیید کرد. یک ماه بعد از تأیید هویت، در تاریخ ۳ مهر ۱۳۹۶ هم‌زمان با عزاداری‌های ماه محرّم پیکر وی به ایران بازگشت.[۲۷]

طبق گزارش رسانه‌ها در روز شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۶ محمدرضا حججی، پدر محسن حججی، اعلام کرد باقیماندهٔ بدن فرزندش را که به ایران انتقال یافته، مشاهده نکرده‌است. وی در مصاحبه با خبرگزاری فارس گفت که تنها بخش‌هایی از پا، لگن و دنده‌های فرزندش را لمس کرده و پیش‌تر در تاریخ تحویل جنازه به سوریه رفته ولی در آنجا هم به وی گفته شده که بدن فرزندش کامل نیست و باید کمی صبر کند تا تکمیل شود.[۲۸][۲۹] وی دربارهٔ اینکه پیکر فرزندش چقدر کامل بوده‌است نیز چنین پاسخ داده‌است:

هیچی نبود. فقط از طریق دی‌ان‌ای و چون پاهای شهید بود، از کفش‌هایش… البته آن موقع هم هنوز کامل نبود. دی‌ان‌ای کامل نبود؛ ولی خوب، خیلی شواهد نشان می‌داد که شهید، همان شهید ماست و آقایان هم در سپاه قدس قانع شده بودند که این پیکرِ شهید ماست… از همان اول سعی نکردم دنبال کنم. چون نخواستم بدانم… هم تحملش را نداشتم و هم… حالا ممکن است اینجا احساسات یا عاطفه پدری یا مادری باعث بشود که خدای ناکرده حرفی را آدم به زبان بیاورد که خلاف عقیده و راهی است که شهید ما رفته‌است و این باعث شرمندگی بشود.[۲۸][۲۹]

مراسم تشییع جنازه محسن حججی، در تاریخ ۵ مهر ۱۳۹۶ در پایتخت ایران برگزار گردید. بسیاری از مقام‌های ارشد جمهوری اسلامی، نظیر علی و صادق لاریجانی، روسای مجلس شورای اسلامی و قوه قضاییه، در این مراسم حضور پیدا کردند. علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی نیز قبل از مراسم تشییع جنازه در جمع اعضای خانوادهٔ محسن حججی و در کنار تابوت او حضور پیدا کرد.[۲۹][۳۰][۳۱][۳۲]
همچنین پیکر حججی در تاریخ ۴ مهر در مشهد[۳۳] و حرم علی بن موسی الرضا و در تاریخ ۶ مهر در اصفهان و نجف آباد تشییع و خاکسپاری شد.[۲۷]

برای او آرامگاهی در نجف آباد تدارک دیده شد و امروزه نیز بدل به مکانی برای گرامی‌داشت یاد او شده‌است. آرامگاه حججی که در میان مدفن برخی رزمندگان شهر نجف آباد بنا شده‌است، با تجمع زیاد مردم روبرو بوده‌است.[۳۴]

زهرا عباسی همسر حججی — که یک سال پس از کشته شدن حججی، ازدواج مجدد کرد — در اظهاراتی گفته که ختم هفتاد هزار سوره حمد گرفته که محسن حججی شهید شود. زهرا عباسی همچنین گفته‌است که محسن به خاطر اصرارهای وی وارد سپاه شد.[۳۵][۳۶]

—سید علی خامنه‌ای در دیدار با خانواده او، [۲۷]

مراسم بزرگداشت محسن حججی در بسیاری از شهرهای ایران از جمله تهران، اصفهان، اردبیل، رشت، بیرجند، یزد، مشهد، اهواز، قم، نجف آباد، گرمسار، جاسک، دلوار برگزار گردید.[۷۱][۷۲][۷۳][۷۴]

در ۸ آبان ۱۳۹۶ از تندیس یادبود محسن حججی اثر علی‌اصغر یوزباشی در مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی رونمایی شد.[۸۰][۸۱][۸۲][۸۳]

روزنامه قانون، در مطلبی زیر عنوان «پشت‌صحنه یک شهادت» به بررسی عوامل کشته شدن محسن حججی پرداخته‌است.[۸۴]

یک روز خان طومان و امروز التنف؛ طیفی از بهترین بندگان خدا به دلایل مختلف جان خود را از دست می‌دهند و برخی فقط با تقسیم تقصیر، به بریده‌شدن سر حقانیت نظاره می‌کنند. گردن کلفت جهانی (روسیه) که منافع خود را دنبال می‌کند نیز فقط گاهی اعلام می‌کند که قابل قبول نیست. آری، قابل قبول نیست جوانان ایرانی که برای حفظ امنیت مرزهای کشورش به صدها کیلومتر آن‌طرف‌تر از مرزهای ایران رفته‌اند، با اشتباهات محاسباتی برخی سیاست‌مداران جان خود را از دست بدهند. قابل قبول نیست که روسیه هرجا منافع او حکم می‌کند، با آمریکا باشد و پشت ایران را خالی کند. قابل قبول نیست که مانند عملیات کربلای ۴ عزیزترین مردان خدا با دستان بسته شهید شوند و هزاران غیرقابل قبول دیگر که در این میان دل را می‌آزارد.

—روزنامه «قانون»، [۸۴]

گروهی[چه کسی؟] تبلیغات گسترده در پی اسارت و کشته‌شدن حججی را برای «سرپوش گذاشتن» به ضعفی می‌دانند که مقدمات اسارت و کشته‌شدن او و دیگر نیروهای ایرانی در منطقه را به وجود آورده‌است.
در همین ارتباط متنی از مجتبی لطفی، «فرمانده گروهان ضد زره گردان فاتحین، لشکر کربلا» خطاب به قاسم سلیمانی، فرمانده نیروی قدس سپاه منتشر شده‌است. در این متن به صورت تلویحی به فقدان تدابیر دفاعی از منطقه‌ای اشاره شده که حججی در آن اسیر شده‌است؛ این‌که این منطقه اخیراً از تصرف داعش خارج شده بوده و باید از آن محافظت می‌شده‌است. نویسنده این متن انتقادی همچنین به برخی عملیات نظامی پرتلفات و پُرخسارت در جریان جنگ ایران و عراق اشاره کرده که هنوز هم از دست‌اندرکاران آن‌ها بازخواست نشده‌است.[۸۵]

نکته‌ای برجسته شده که جمهوری اسلامی در توجیه حضور نظامی خود در منطقه بیش از همه به آن تکیه می‌کند: تأمین امنیت داخلی و جلوگیری از گسترش مرزهای افراط‌گرایی؛ وظیفه‌ای که به دست «مدافعان حرم» متحقق می‌شود. سید علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، در سخنان خود پس از حمله به مجلس شورای اسلامی و مقبره روح‌الله خمینی، هم بار دیگر به صراحت از عملیات نیروهای نظامی ایران در منطقه دفاع کرد: «[…] خود این حوادث هم نشان داد که اگر چنانچه جمهوری اسلامی در آن نقطه‌ای که مرکز اصلی این فتنه‌هاست ایستادگی نمی‌کرد، تا حالا ما گرفتاری‌های زیادی از این ناحیه در داخل کشور داشتیم.»[۸۵]

طبق گفته رادیو آزادی اروپا، درحالی‌که سپاه از انتقام صحبت می‌کند، مقامات ارشد جمهوری اسلامی، از کشته شدن حججی برای توجیه سیاست‌های خود استفاده می‌کنند.[۸۶]
نی نی سایت

نظر شهید حججی درباره مرگ و زندگی
نظر شهید حججی درباره مرگ و زندگی

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.