نظر شهیدان در مورد مرگ

نظر شهیدان در مورد مرگ
نظر شهیدان در مورد مرگ

 

شهادت در
نگاه شهیدان



 الهی اگر جز سوختگان را به ضیافت عنداللهی نمی‌خوانی، ما را بسوز آنچنان
که هیچ‌کس را آنگونه نسوخته باشی.نظر شهیدان در مورد مرگ

 شهادت پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل
زمینی به ساحت قدس آن راه یابد. تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه زمان را
در می‌نوردد و زمین را به نور رب‌الارباب اشراق می‌بخشد. 

 شهادت قلبی است که خون حیات را در شریان‌های سپاه حق می‌دواند و آن را
زنده نگه می‌دارد.

 شهادت، جانمایه انقلاب اسلامی است و قوام و حیات نهضت ما در خون شهید
است. 

 شهید منتظر مرگ نمی‌ماند، این اوست که مرگ را برمی‌گزیند. شهید پیش از
آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش می‌میرد و لذت زیستن را
نیز هم او می یابد نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی به خود او وانمی‌گذاردش و خود
را به ریسمان پوسیده غفلت می‌آمیزد.

 شهادت مزد خوبان است.

 خدايا …تو به من پوچي لذات زود گذر را نمودي ناپايداري روزگار را نشان دادي لذت مبارزه را چشاندي ارزش شهادت را آموختي

 خدايا …تو را شکر ميکنم که از پوچي ها و ناپايداريها و خوشيها و قيد و بندها آزادم نمودي و مرا در توفانهاي خطرناک حوادث رها کردي و در غوغاي حيات در مبارزه ي با ظلم و کفر غرقم نمودي و مفهوم واقعي حيات را به من فهماندي.

 فهميدم : سعادت حيات در خوشي و آرامش و آسايش نيست بلکه در درد و رنج و مصيبت و مبارزه با کفر و ظلم و بالاخره شهادت است

 هميشه مي خواستم که شمع باشم ،
بسوزم ، نور بدهم و نمونه اي از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم .
مي خواستم هميشه مظهر فداکاري و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش
بکشم.

 اي حسين عليه السلام، من براي
زنده ماندن تلاش نمي کنم و از مرگ نمي هراسم ، بلکه به شهادت دل بسته ام و از
همه چيز دست شسته ام ، ولي نمي توانم بپذيرم که ارزشهاي الهي و حتي قداست
انقلاب بازيچه دست سياستمداران و تجار ماده پرست شده است.

 قبول شهادت مرا آزاد کرده است، من آزادي خود را به هيچ چيز حتي به حيات خود نمي فروشم.

 خدايا تو را شکر مي کنم که
شيعيان را با اسلحه شهادت مجهز کردي که عليه طاغوتها وستمگران و تجاوزگران قيام
کنند و با خون سرخ خود ، ذلت هزار ساله را از دامن تشيع پاک کنند و ارزش و
اهميت شهادت را در معرکه حيات بفهمند و با ايمان خدايي و اراده آهنين، خود را
از لجنزار اسارت جسدي و روحي نجات بخشند. علي وار زندگي کنند و در راه سرخ حسين
عليه السلام قدم بگذارند و شرف و افتخار راستين تشيع را که قرنها دستخوش چپاول
ستمگران بود دوباره کسب کنند.

 دیگر نمی‌خواهم زنده بمانم، من محتاج نیست شدنم، من محتاج تو هستم، خدایا!
بگو ببارد باران، که کویر شوره‌زار قلبم سالهاست، که سترون مانده است، من دیگر
طاقت دوری از باران را ندارم، خدایا دوست دارم تنهای تنها بیایم ، دوست دارم
گمنام گمنام بیایم، دور از هر هویتی، خدایا! اگر بگوئی لیاقت نداری، خواهم گفت:

«لیاقت کدامیک از الطاف تو را داشته‌ام، خدایا دوست
دارم سوختن را، فنا شدن را ، از همه جا جاری شدن را، به سوی کمال انقطاع روان
شدن را… 

 شهادت شمع است و شهید پروانه‌ای خود از جنس آتش، شهید ذبیح عشق است، شهید
علمدار کاروان نجات است، شهید روح تاریخ حیات است و شهید نبض آفرینش است.


 شهادت، زیباترین، بالنده‌ترین و نغزترین کلام در
تاریخ بشریت است، شهادت بهترین و روشن‌ترین معنی حقیقت توحید است و تاریخ تشیع
خونین‌ترین و گویاترین تابلو نمایانگر شکوه و عظمت شهید است.

 شهادت در یک کلمه به زیارت خدارفتن و به حق پیوستن است.

 ای عزیزان! شهید کسی است که در میدان جنگ و در خدمت امام یا نائب او کشته
شود و هرکس در زمان امام زمان (عج) در حفظ اسلام کشته شود، یقیناً به او ملحق
خواهد شد، شهادت عبارت است از نبوغ درخشان حیات در کمال هشیاری و آزادی.

 شهادت پایان مرگ و مردگی‌هاست. ما با خون خود به این مردگی‌ها پایان خواهیم
داد و ضامن ضربان مداوم رگ‌های امت اسلامی خواهیم شد، اسلام نیازمند به شهداست
و انسانیت نیازمند به تزریق خون، ما با شهادت خود همه این نیازها را برآورده
خواهیم ساخت.

 

 شهادت در راه آرمان الهی «معشوق» ماست، آیا شنیده‌ای عاشقی را از معشوق
بترسانند.

 

 انقلاب اسلامی ما در تداوم پیروزیش حالا حالاها خون و شهادت می‌طلبد.

 شهادت سرآغاز هر زندگیست              نترسم ز
مرگی كه خود زندگیست

 شهادت حد نهایی تکامل انسان و قله رفیع انسانیت است، شهادت، مرگ سعادت‌آمیزی
است که آغاز دیدن و زندگی پر ثمر نوین را بشارت می‌دهد، شهادت یک تولدی است
برای زندگی جاوید.

 

 شهادت بهترین معراج عشق است.

 

 شهادت آیت است، شهادت نعمت است، شهادت مقدمه فتح در این دنیا و خود فتحی
بزرگتر در آخرت است، شهادت خشنودکننده خداست.

 شهادت فانی شدن نیست بلکه به خدا رسیدن است، و زندگی جاوید است، شهادت موت
نیست بلکه حیات است.

 شهادت نعمتی بزرگ و دری است از درهای بهشت، شهادت نعمتی است، که مردان الهی
به آن دست می‌یابند. شهادت به خدا رسیدن است و فانی شدن نیست، بلکه زندگانی
جاوید است.


 شهادت در اسلام،‌ مرگی نیست که دشمن بر مجاهد تحمیل کند، بلکه انتخابی است
که وی با تمام آگاهی و شعور و شناختنش به آن می‌رسد.

 کمال انسان شهادت است.

 شهادت یک انتخاب است، انتخابی آگاهانه و مشتاقانه حرکت عاشق به سوی معشوق
که نصیب هرکسی نمی‌شود.

 

 احساس می‌کنم انشاالله شاهد زیبایی شهادت باشم و آن را تنگ در آغوش بکشم، و
این بزرگترین آرزوی من است این راه انتخابی آگاهانه است و انسان را به سوی
معشوق ازلی راهنمایی می‌کند.

 

زندگي و مرگ از ديدگاه شهيد آويني

نفس های انسان گام هایی است که به سوی مرگ برمی دارد. حضرت علی (ع) سخنانی از این دست که مالامال از مرگ آگاهی باشد بسیار دارند.

مرگ آگاهی کیفیت حضور مردان خدا را در دنیا بیان می دارد. تا آنجا که هر که مقرب تر است مرگ آگاه تر است. و بر این قیاس باید چنین گفت که حضور علی علیه السلام در عالم ،عین مر گ آگاهی است. مرگ آگاهی یعنی که انسان همواره نسبت به این معنا که مرگی محتوم را پیش رو دارد آگاه باشد و با این آگاهی زیست کند و هرگز از آن غفلت نیابد.

مردمان این روزگار سخت از مرگ می ترسند و بنابراین شنیدن این سخنان برایشان دشوار است. اما حقیقت آن است که زندگ انسان با مرگ در آمیخته است و بقایش با فنا. پیش از ما میلیاردها نفر بر روی این کره ی خاکی زیسته اند و پس از ما نیز. نظر شهیدان در مورد مرگ

اگر مولا علی علیه السلام می فرماید: « والله ابن ابی طالب با مرگ انسی آن چنان دارد که طفلی به پستان مادرش.» این انس که مولای ما از آن سخن میگوید چیزی فراتر از مرگ آگاهی است؛ طلب مرگ است. طلب مرگ نه همچون پایانی بر زندگی. مرگ پایان زندگی نیست.

مرگ آغاز حیاتی دیگر است؛ حیاتی که دیگر با فنا و مرگ در آمیخته نیست. حیاتی بی مرگ و مطلق. زندگی این عالم در میان دو عدم معنا می گیرد؛ عالم پس از مرگ همان عالم پیش از تولد است و انسان در بین این دو عدم فرصت زیستن دارد. زندگی دنیا با مرگ در آمیخته است؛ روشنایی هایش با تاریکی، شادی هایش با رنج، خنده هایش با گریه، پیروزی هایش با شکست، زیبایی هایش با زشتی، جوانی اش با پیری و بالاخره وجودش با عدم.حقیقت این عالم فنا است و انسان را نه برای فنا، که برای بقا آفریده اند:

« خلقتم للبقا لا للفناء واسمعو دعوة الموت آذانکم قبل ان یدعی بکم»؛ دعوت مرگ را به گوش گیرید، پیش از آنکه مرگ شما را فرا خواند.

و همه ی این سخنان از سر مرگ آکاهی است و راستش، لذت زندگی مرگ اگاهانه را جز اولیای خدا کس نمی داند؛ این لذتی نیست که به هر کس عطا کنند. تنگ نظری است اگر به مقتضای تفکر رایج به این سخن پشت کنیم و بگوییم :

« تا کجا از مرگ می گویید؟ کمی هم در وصف زندگی بسرایید! دل بستن در دنیا دل بستن در فناست و مرگ بر ما سایه افکنده است.»

این علی است که چنین می فرماید. همانکه راه های آسمان را بهتر از راه های زمین میشناسد. سخنان او سروده هایی شاد و مفرح در وصف زندگی است. آن زندگی که با زهر فنا و مرگ در نیامیخته است. منتهی غفلت زدگان بیشتر می پسندند که با غفلت از مرگ، به سراب شادی های آمیخته با غصه دل خوش کنند. بگذار چنین باشد. اما اگر اولیای خدا در جستجوی فنای فی الله هستند، بقای حقیقی را طلب کرده اند. بودنی را که از دسترس مرگ و فنا و رنج و غصه و شکست دور باشد.

به سخن علی علیه السلام گوش بسپاریم:

«دلهاتان را از دنیا بیرون کنید، پیش از آنکه بدن های شما را از آن بیرون ببرند. »

به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید غلامرضا هادیلو دوازدهم آذر ١٣۴٠ ‏، در شهرستان تهران به
دنیا آمد. پدرش محمدرضا و مادرش اقدس نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند.
در و پنجره ساز بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. دوازدهم فروردین ۱۳۶۳‏، در مریوان توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد.
مزار او در شهرستان خرمدره واقع است.

وصيت نامه غلامرضا هاديلو

بسم الله الرحمن الرحيم

نظر شهیدان در مورد مرگ

قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ
مُلَاقِيكُمْ ۖ ثُمَّ
تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ
تَعْمَلُونَ

(قرآن كريم سوره جمعه)

پس ازسلام بساحت مقدس حضرت ولي عصر(عج) اروحنا الفدا و درود بر
رهبر كبير مان و نائب بر حق مهدي حسين گونه دوران، ادامه دهنده راه پيامبران و ائمه
هدي(ع) خميني كبير و درود بر روان پاك شهداي صدر اسلام تا شهداي انقلاب مقدسمان و از
شهيدان ما تا آخرين شهيد تاريخ آناني كه با نثار بهترين سرمايه خويش در راه معشوق درس
چگونه مردن و ايثاروفداكاري را به ما آموختند و اسلام را با خون خويش آبياري كرده و
تحويل ما دادند.

ما نيز بايد اين امانت بزرگ را با نثار جان خويش حفظ نموده و
به آيندگان بسپاريم. سلام بر خانواده هاي شهدا آنانكه در راه خدا فرزند خويش را فدا
نمودند وسلام بر همه آنان كه درهر سنگري در راه حفظ خون شهدا كوشش مي كنند.

چون بقول قرآن مرگ چيزي است كه همه بايد طعم آنرا به چشند و همه
انسانها بايد بميرند.

بنده خواستم چند كلمه اي به عنوان وصيت بنويسم:

پيامي و سخني با خانواده:

پدر جان از شما مي خواهم كه مرا ببخشي زيرا من فرزند شايسته اي
براي شما نبودم و از اينكه بعضي مواقع از دستورات شما سرباز زدم و يا حقي از شما را
ضايع كردم معذرت مي خواهم اميدوارم كه حلالم كنيد و از من راضي باشي.

مادر جان تو مرا با هزاران
اميد و آرزو بزرگ كردي و دلخوشيت اين بود كه من فرزند خوبي برايت باشم وليكن من فرزند
خوبي براي شما نبودم. مادر از اينكه شما را گاه و بي گاه ناراحت كردم مرا ببخش و حلالم
كن زيرا اگر شما از من راضي نباشي خدا هم از من راضي نخواهد بود.

سخني كه با شما خانواده ام دارم اول اين است كه از كليه اشتباهاتم
و خطاهايم بگذاريد و حلالم كنيد از اينكه زحماتي زيادي برايم كشيديد.

بعد بدانيد كه مرگ همه جا بدنبال انسان است نگوئيد كه من به جبهه
رفتم كشته شدم اگر مي ماند سالم بود نه خير طبق گفته قرآن وقتي اجل انسان برسد نه يك
لحظه زودتر و نه يك لحظه ديرتر پس انسان هر كجا كه باشد و هركه كه باشد مي ميرد چه
بهتر كه در راه دين و ميهن كشته شود.

در مرگم ناراحت نباشيد و لباس سياه نپوشيد زيرا مرگ نيستي نيست
بلكه پلي است كه انسان بوسيله آن از دار فاني به دار بقا و پيش خدا مي رود؛ راهي كه
همه بايد بروند ديگر ناراحتي ندارد اصلا ماندن امثال من در دنيا جز اين كه گناه كند
و كارنامه اعمالش را سياه تر بكند كه نيست پس چه بهتر كه زود تر بميرد – فقط بعد از
مردن من برايم دعا كنيد شايد با دعاي شما خدا از گناهانم بگذرد و از من راضي باشد و
از عذاب دردناك الهي بر كنار باشم.

بدانيد كه راه حق همان راهي است كه رهبري آن هم اكنون به عهده
پير جماران مي باشد پس سعي كنيد دست از او بر نداريد و به هر نحو ممكن به او كمك كنيد
زيرا اگر او را كمك كنيد حسين بن علي را كمك كرده ايد و همچنين جبهه را فراموش نكنيد
و هر كمكي كه مي توانيد به جبهه بكنيد و مراسم مذهبي بخصوصا نماز جماعت را فراموش نكنيد.

برادرانم- سخنم به شما اين است كه سعي كنيد مثل امثال من نباشيد
كه زندگيشان به جز مصرف ثمري ندارند آنهايي كه مردنشان بهتر از ماندنشان مي باشد زيرا
لااقل از مصرف كم مي شود.

منبع: اداره امور فرهنگی، تبلیغات، هنری و اسناد بنیاد شهید
و امور ایثارگران استان زنجان

مرگ پایان زندگی نیست، آغاز حیاتی دیگر است که با فنا و مرگ در آمیخته نیست…

تبیان، دستیار هوشمند زندگی

پل های ارتباطی

بلوار کشاورز،خیابان نادری،نبش حجت دوست،پلاک 12 نظر شهیدان در مورد مرگ

[email protected]

02181200000

دسترسی سریع

محصولات و خدمات

اشتراک در خبرنامه

کلیه حقوق این سایت مربوط به موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان می‌باشد.

مرگ پایان زندگی نیست، آغاز حیاتی دیگر است که با فنا و مرگ در آمیخته نیست…

تبیان، دستیار هوشمند زندگی

پل های ارتباطی

بلوار کشاورز،خیابان نادری،نبش حجت دوست،پلاک 12 نظر شهیدان در مورد مرگ

[email protected]

02181200000

دسترسی سریع

محصولات و خدمات

اشتراک در خبرنامه

کلیه حقوق این سایت مربوط به موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان می‌باشد.

در دست نوشته­اي به نام «انسان آزاده» که شهيد چمران درباره
محافظ شجاع و فداکار خود شهيد اکبر چهره قانونی نگاشته است با نوع نگاه
ايشان به مقوله مرگ و زندگي آشنا مي­شويم.

«در دنيا آدم­هايي هستند که به ظاهر زنده­اند، نفس مي­کشند،
راه مي روند، حرف مي­زنند، زندگي مي­کنند، اما در حقيقت اسير دنيا، برده
زندگي و ذليل حوادث هستند، از خود اراده و اختياري ندارند، آلت بلا اراده
عوامل طبيعت­اند، در مقابل مرگ وحشت زده و زبونند، براي آنکه زندگي کنند

اينان براي آنکه نميرند، آنقدر خود را کوچک مي­کنند که گويا
مرده­اند، هميشه تسليم قيود ذلت بارو شرايط ننگين هستند که زندگي براي آنها
تحميل مي­کند. آنها شرف و حيثيت خود را مي­دهند، شخصيت و ارزش انساني خود
را فدا مي­کنند، روح خود را از دست مي­دهند، حيات حقيقي خود را نابود
مي­کنند، تا زندگي مادی جسد را تامين نمي­نمايند.» 

وي سپس درباره صفات انسان­هاي آزاده مي­نگارد: «… اما
انسان­هاي آزاده، ممکن است کوتاه زندگي کنند ولي تا آنجا که زنده هستند به
راستي زندگي مي­کنند و با اختيار خود نفس مي­کشند، سرور و آقاي حيات خود
هستند، از کسي و چيزي نمي­ترسند، محکوم اراده ديگري نيستند، ديگران تسليم
او هستند، محيط تحت تأثير اراده او قرار مي­گيرد، خواسته او در همه جا جاري
مي­شود، تا زنده است به راستي زندگي مي­کند، از مرگ نمي­ترسد، هيچ چيزي
آزادي او را محدود نمي­کند، هيچ عاملي حتي مرگ او را ذليل و زبون نمي­نمايد
و هنگامي که مرگ فرا رسيد، با کمال افتخار و شرف آن را مي­پذيرد و زندگي
پر ثمر ديگري را شروع مي­کند. رمز قدرت و شخصيت او در همين جاست که اسير
زندگي نيست، به خاطر زندگی حاضر نيست که شخصيت انساني خود را از دست بدهد و
از نظر روحي بميرد.»

شهيد چمران سپس شرط داشتن زندگي حقيقي را چنين بيان مي­کند:
«انساني مي­تواند زندگي حقيقي داشته باشد که اسير و برده زندگي نگردد، هيچ
چيز حتي خود زندگي، او را به قيد و بند اسارت و ذلت نکشاند، آزاد و مختار
باشد و تا وقتي زنده است با افتخار و شرف زندگي کند و هنگامي که مرگ فرا
رسيد، آن را با آغوش باز بپذيرد که خود مبدأ حيات اخروي و تکامل بزرگتر و
مهمتري است… اين انسان چون از مرگ نمي ترسد قدرتمند است و ديگران در
مقابل اراده او تعظيم مي­کنند.» نظر شهیدان در مورد مرگ

منبع : وبلاگ نهضت انتظار

28 فروردين 1400

مرگ پایان زندگی نیست، آغاز حیاتی دیگر است که با فنا و مرگ در آمیخته نیست…

28 فروردين 1400

مرگ پایان زندگی نیست، آغاز حیاتی دیگر است که با فنا و مرگ در آمیخته نیست…

زنده بودن شهدا-تعریف مرگ

۱۳۸۶/۱۱/۳۰


۱۰۵۰۶ بازدید

نقل مطالب در مطبوعات و نشریات با ذکر منبع بلامانع است.
اداره تبلیغ نوین نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

نظر شهیدان در مورد مرگ

در دو جای قرآن کریم این مطلب آمده است که مبادا گمان کنید که آنان که در راه خدا کشته شده اند مرده هستند، خیر، زنده اند. در یک آیه که در سوره بقره است، این طور می فرماید: «و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون» (بقره/155)، به آنها نگویید مرده ها، آنها زنده اند ولی شما مستشعر نیستند، شما درک نمی کنید، شما خیال می کنید مرده اند، واقعا آنها زنده هستند.کسانی که نمی خواستند قبول کنند که انسان در فاصله مردن تا قیامت یک حیاتی دارد و یا به علل دیگری گفته اند شاید مقصود از این زندگی زندگی مجازی است نه زندگی حقیقی، یعنی اینکه قرآن می گوید: ”گمان مبر که شهدا مرده هستند بلکه زنده هستند و شما نمی دانید” مقصود این است که نامشان زنده است، به اصطلاح فلاسفه جدید وجود فی نفسه شان مرده است ولی وجودشان برای مردم، وجودشان در دل مردم زنده است. البته این یک تعبیر مجازی است که در مواردی به کار می رود، مثل اینکه امیرالمؤمنین می فرماید:

«و العلماء باقون ما بقی الدهر؛ مردم دیگر می میرند ولی علماء زنده هستند»، «اعیانهم مفقودة و امثالهم فی القلوب موجودة؛ وجود عینی شان نیست اما مثالها و وجود ذهنی شان در دلها موجود است» (نهج البلاغه، حکمت 147). از این هم تعبیر به حیات می شود. یا حافظ می گوید:

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق *** ثبت است بر جریده عالم دوام ما

و یا سعدی می گوید:

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز *** مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

بعضی گفته اند این آیات این طور است (و مقصود از این زندگی زندگی مجازی است) ولی دیگران جواب داده اند که با «لکن لا تشعرون» جور در نمی آید. اگر مقصود از اینکه اینها زنده هستند یعنی نام نیکشان در میان مردم زنده است، پس مردم هم کاملا می دانند که نام نیکشان زنده است، اما قرآن نوعی زندگی را بیان می کند که به مردم می گوید: «ولی شما نمی فهمید، شما درک نمی کنید»، واقعا زنده اند ولی شما درک نمی کنید.

بعلاوه، آیه دیگری قرینه این آیه هست که دیگر هیچ گونه از این جور احتمالات را نمی شود در آن داد و طبعا مفسر این آیه هم هست و آن این است: «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» نگویید به آنها اموات، آنها زنده اند و در نزد پروردگار مرزوقند، به آنها روزی می رسد، نعمتها به آنها می رسد که استفاده می کنند، «فرحین بما اتاهم الله من فضله» شادمانند به آنچه خداوند از فضل خود به آنها عنایت کرده است، «و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم» (آل عمران/169 و 170) و دائما در صدد و جستجو و طلب بشارتند درباره دوستانشان که هنوز به آنها ملحق نشده اند، یعنی آنها دوستانی دارند که هنوز در این دنیا زنده هستند و منتظرند که کی این بشارت به آنها برسد که فلان دوست شما هم شهید شد و به شما ملحق خواهد شد.

حیات شهدا دلیلی است بر وجود حیات پس از مرگ:

این آیه اگر چه در مورد خصوص شهداست ولی به هر حال صراحتش در مطلب به نظر می رسد انکارناپذیر است که قرآن می خواهد بگوید شهدا بعد از مردن زنده هستند، مستشعرند، شادمانند، مرزوقند و آگاهند، حتی آگاهند از دنیایی که از آن عبور کرده اند. ممکن است کسی راجع به این آیه بگوید شاید فقط شهدا این جورند. البته معلوم است که انسان نمی تواند احتمال بدهد که از نظر قرآن مردم دو صنف اند، غیر شهدا هر که هست همه نیست و نابود و معدوم می شوند تا قیامت، در سکوت مطلق فرو می روند، نه عذابی و نه نعمتی، و فقط شهدا این جور هستند.

اصفهان، قائمیه، نبش کوچه 37

03137800803 – 09131649893 – 09131036850

03137800803

 

 

 

تمامی حقوق اين پایگاه اینترنتی، متعلق به موسسه فرهنگی فلق رايانه اصفهان می باشد.

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنیدنی نی سایت

نظر شهیدان در مورد مرگ
نظر شهیدان در مورد مرگ

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.