نظر شهدا درباره زندگی و مرگ

نظر شهدا درباره زندگی و مرگ
نظر شهدا درباره زندگی و مرگ

 

زندگي و مرگ از ديدگاه شهيد آويني

نفس های انسان گام هایی است که به سوی مرگ برمی دارد. حضرت علی (ع) سخنانی از این دست که مالامال از مرگ آگاهی باشد بسیار دارند.

مرگ آگاهی کیفیت حضور مردان خدا را در دنیا بیان می دارد. تا آنجا که هر که مقرب تر است مرگ آگاه تر است. و بر این قیاس باید چنین گفت که حضور علی علیه السلام در عالم ،عین مر گ آگاهی است. مرگ آگاهی یعنی که انسان همواره نسبت به این معنا که مرگی محتوم را پیش رو دارد آگاه باشد و با این آگاهی زیست کند و هرگز از آن غفلت نیابد.

مردمان این روزگار سخت از مرگ می ترسند و بنابراین شنیدن این سخنان برایشان دشوار است. اما حقیقت آن است که زندگ انسان با مرگ در آمیخته است و بقایش با فنا. پیش از ما میلیاردها نفر بر روی این کره ی خاکی زیسته اند و پس از ما نیز. نظر شهدا درباره زندگی و مرگ

اگر مولا علی علیه السلام می فرماید: « والله ابن ابی طالب با مرگ انسی آن چنان دارد که طفلی به پستان مادرش.» این انس که مولای ما از آن سخن میگوید چیزی فراتر از مرگ آگاهی است؛ طلب مرگ است. طلب مرگ نه همچون پایانی بر زندگی. مرگ پایان زندگی نیست.

مرگ آغاز حیاتی دیگر است؛ حیاتی که دیگر با فنا و مرگ در آمیخته نیست. حیاتی بی مرگ و مطلق. زندگی این عالم در میان دو عدم معنا می گیرد؛ عالم پس از مرگ همان عالم پیش از تولد است و انسان در بین این دو عدم فرصت زیستن دارد. زندگی دنیا با مرگ در آمیخته است؛ روشنایی هایش با تاریکی، شادی هایش با رنج، خنده هایش با گریه، پیروزی هایش با شکست، زیبایی هایش با زشتی، جوانی اش با پیری و بالاخره وجودش با عدم.حقیقت این عالم فنا است و انسان را نه برای فنا، که برای بقا آفریده اند:

« خلقتم للبقا لا للفناء واسمعو دعوة الموت آذانکم قبل ان یدعی بکم»؛ دعوت مرگ را به گوش گیرید، پیش از آنکه مرگ شما را فرا خواند.

و همه ی این سخنان از سر مرگ آکاهی است و راستش، لذت زندگی مرگ اگاهانه را جز اولیای خدا کس نمی داند؛ این لذتی نیست که به هر کس عطا کنند. تنگ نظری است اگر به مقتضای تفکر رایج به این سخن پشت کنیم و بگوییم :

« تا کجا از مرگ می گویید؟ کمی هم در وصف زندگی بسرایید! دل بستن در دنیا دل بستن در فناست و مرگ بر ما سایه افکنده است.»

این علی است که چنین می فرماید. همانکه راه های آسمان را بهتر از راه های زمین میشناسد. سخنان او سروده هایی شاد و مفرح در وصف زندگی است. آن زندگی که با زهر فنا و مرگ در نیامیخته است. منتهی غفلت زدگان بیشتر می پسندند که با غفلت از مرگ، به سراب شادی های آمیخته با غصه دل خوش کنند. بگذار چنین باشد. اما اگر اولیای خدا در جستجوی فنای فی الله هستند، بقای حقیقی را طلب کرده اند. بودنی را که از دسترس مرگ و فنا و رنج و غصه و شکست دور باشد.

به سخن علی علیه السلام گوش بسپاریم:

«دلهاتان را از دنیا بیرون کنید، پیش از آنکه بدن های شما را از آن بیرون ببرند. »

 

شهادت در
نگاه شهیدان



 الهی اگر جز سوختگان را به ضیافت عنداللهی نمی‌خوانی، ما را بسوز آنچنان
که هیچ‌کس را آنگونه نسوخته باشی.نظر شهدا درباره زندگی و مرگ

 شهادت پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل
زمینی به ساحت قدس آن راه یابد. تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه زمان را
در می‌نوردد و زمین را به نور رب‌الارباب اشراق می‌بخشد. 

 شهادت قلبی است که خون حیات را در شریان‌های سپاه حق می‌دواند و آن را
زنده نگه می‌دارد.

 شهادت، جانمایه انقلاب اسلامی است و قوام و حیات نهضت ما در خون شهید
است. 

 شهید منتظر مرگ نمی‌ماند، این اوست که مرگ را برمی‌گزیند. شهید پیش از
آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش می‌میرد و لذت زیستن را
نیز هم او می یابد نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی به خود او وانمی‌گذاردش و خود
را به ریسمان پوسیده غفلت می‌آمیزد.

 شهادت مزد خوبان است.

 خدايا …تو به من پوچي لذات زود گذر را نمودي ناپايداري روزگار را نشان دادي لذت مبارزه را چشاندي ارزش شهادت را آموختي

 خدايا …تو را شکر ميکنم که از پوچي ها و ناپايداريها و خوشيها و قيد و بندها آزادم نمودي و مرا در توفانهاي خطرناک حوادث رها کردي و در غوغاي حيات در مبارزه ي با ظلم و کفر غرقم نمودي و مفهوم واقعي حيات را به من فهماندي.

 فهميدم : سعادت حيات در خوشي و آرامش و آسايش نيست بلکه در درد و رنج و مصيبت و مبارزه با کفر و ظلم و بالاخره شهادت است

 هميشه مي خواستم که شمع باشم ،
بسوزم ، نور بدهم و نمونه اي از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم .
مي خواستم هميشه مظهر فداکاري و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش
بکشم.

 اي حسين عليه السلام، من براي
زنده ماندن تلاش نمي کنم و از مرگ نمي هراسم ، بلکه به شهادت دل بسته ام و از
همه چيز دست شسته ام ، ولي نمي توانم بپذيرم که ارزشهاي الهي و حتي قداست
انقلاب بازيچه دست سياستمداران و تجار ماده پرست شده است.

 قبول شهادت مرا آزاد کرده است، من آزادي خود را به هيچ چيز حتي به حيات خود نمي فروشم.

 خدايا تو را شکر مي کنم که
شيعيان را با اسلحه شهادت مجهز کردي که عليه طاغوتها وستمگران و تجاوزگران قيام
کنند و با خون سرخ خود ، ذلت هزار ساله را از دامن تشيع پاک کنند و ارزش و
اهميت شهادت را در معرکه حيات بفهمند و با ايمان خدايي و اراده آهنين، خود را
از لجنزار اسارت جسدي و روحي نجات بخشند. علي وار زندگي کنند و در راه سرخ حسين
عليه السلام قدم بگذارند و شرف و افتخار راستين تشيع را که قرنها دستخوش چپاول
ستمگران بود دوباره کسب کنند.

 دیگر نمی‌خواهم زنده بمانم، من محتاج نیست شدنم، من محتاج تو هستم، خدایا!
بگو ببارد باران، که کویر شوره‌زار قلبم سالهاست، که سترون مانده است، من دیگر
طاقت دوری از باران را ندارم، خدایا دوست دارم تنهای تنها بیایم ، دوست دارم
گمنام گمنام بیایم، دور از هر هویتی، خدایا! اگر بگوئی لیاقت نداری، خواهم گفت:

«لیاقت کدامیک از الطاف تو را داشته‌ام، خدایا دوست
دارم سوختن را، فنا شدن را ، از همه جا جاری شدن را، به سوی کمال انقطاع روان
شدن را… 

 شهادت شمع است و شهید پروانه‌ای خود از جنس آتش، شهید ذبیح عشق است، شهید
علمدار کاروان نجات است، شهید روح تاریخ حیات است و شهید نبض آفرینش است.


 شهادت، زیباترین، بالنده‌ترین و نغزترین کلام در
تاریخ بشریت است، شهادت بهترین و روشن‌ترین معنی حقیقت توحید است و تاریخ تشیع
خونین‌ترین و گویاترین تابلو نمایانگر شکوه و عظمت شهید است.

 شهادت در یک کلمه به زیارت خدارفتن و به حق پیوستن است.

 ای عزیزان! شهید کسی است که در میدان جنگ و در خدمت امام یا نائب او کشته
شود و هرکس در زمان امام زمان (عج) در حفظ اسلام کشته شود، یقیناً به او ملحق
خواهد شد، شهادت عبارت است از نبوغ درخشان حیات در کمال هشیاری و آزادی.

 شهادت پایان مرگ و مردگی‌هاست. ما با خون خود به این مردگی‌ها پایان خواهیم
داد و ضامن ضربان مداوم رگ‌های امت اسلامی خواهیم شد، اسلام نیازمند به شهداست
و انسانیت نیازمند به تزریق خون، ما با شهادت خود همه این نیازها را برآورده
خواهیم ساخت.

 

 شهادت در راه آرمان الهی «معشوق» ماست، آیا شنیده‌ای عاشقی را از معشوق
بترسانند.

 

 انقلاب اسلامی ما در تداوم پیروزیش حالا حالاها خون و شهادت می‌طلبد.

 شهادت سرآغاز هر زندگیست              نترسم ز
مرگی كه خود زندگیست

 شهادت حد نهایی تکامل انسان و قله رفیع انسانیت است، شهادت، مرگ سعادت‌آمیزی
است که آغاز دیدن و زندگی پر ثمر نوین را بشارت می‌دهد، شهادت یک تولدی است
برای زندگی جاوید.

 

 شهادت بهترین معراج عشق است.

 

 شهادت آیت است، شهادت نعمت است، شهادت مقدمه فتح در این دنیا و خود فتحی
بزرگتر در آخرت است، شهادت خشنودکننده خداست.

 شهادت فانی شدن نیست بلکه به خدا رسیدن است، و زندگی جاوید است، شهادت موت
نیست بلکه حیات است.

 شهادت نعمتی بزرگ و دری است از درهای بهشت، شهادت نعمتی است، که مردان الهی
به آن دست می‌یابند. شهادت به خدا رسیدن است و فانی شدن نیست، بلکه زندگانی
جاوید است.


 شهادت در اسلام،‌ مرگی نیست که دشمن بر مجاهد تحمیل کند، بلکه انتخابی است
که وی با تمام آگاهی و شعور و شناختنش به آن می‌رسد.

 کمال انسان شهادت است.

 شهادت یک انتخاب است، انتخابی آگاهانه و مشتاقانه حرکت عاشق به سوی معشوق
که نصیب هرکسی نمی‌شود.

 

 احساس می‌کنم انشاالله شاهد زیبایی شهادت باشم و آن را تنگ در آغوش بکشم، و
این بزرگترین آرزوی من است این راه انتخابی آگاهانه است و انسان را به سوی
معشوق ازلی راهنمایی می‌کند.

در دست نوشته­اي به نام «انسان آزاده» که شهيد چمران درباره
محافظ شجاع و فداکار خود شهيد اکبر چهره قانونی نگاشته است با نوع نگاه
ايشان به مقوله مرگ و زندگي آشنا مي­شويم.

«در دنيا آدم­هايي هستند که به ظاهر زنده­اند، نفس مي­کشند،
راه مي روند، حرف مي­زنند، زندگي مي­کنند، اما در حقيقت اسير دنيا، برده
زندگي و ذليل حوادث هستند، از خود اراده و اختياري ندارند، آلت بلا اراده
عوامل طبيعت­اند، در مقابل مرگ وحشت زده و زبونند، براي آنکه زندگي کنند

اينان براي آنکه نميرند، آنقدر خود را کوچک مي­کنند که گويا
مرده­اند، هميشه تسليم قيود ذلت بارو شرايط ننگين هستند که زندگي براي آنها
تحميل مي­کند. آنها شرف و حيثيت خود را مي­دهند، شخصيت و ارزش انساني خود
را فدا مي­کنند، روح خود را از دست مي­دهند، حيات حقيقي خود را نابود
مي­کنند، تا زندگي مادی جسد را تامين نمي­نمايند.» 

وي سپس درباره صفات انسان­هاي آزاده مي­نگارد: «… اما
انسان­هاي آزاده، ممکن است کوتاه زندگي کنند ولي تا آنجا که زنده هستند به
راستي زندگي مي­کنند و با اختيار خود نفس مي­کشند، سرور و آقاي حيات خود
هستند، از کسي و چيزي نمي­ترسند، محکوم اراده ديگري نيستند، ديگران تسليم
او هستند، محيط تحت تأثير اراده او قرار مي­گيرد، خواسته او در همه جا جاري
مي­شود، تا زنده است به راستي زندگي مي­کند، از مرگ نمي­ترسد، هيچ چيزي
آزادي او را محدود نمي­کند، هيچ عاملي حتي مرگ او را ذليل و زبون نمي­نمايد
و هنگامي که مرگ فرا رسيد، با کمال افتخار و شرف آن را مي­پذيرد و زندگي
پر ثمر ديگري را شروع مي­کند. رمز قدرت و شخصيت او در همين جاست که اسير
زندگي نيست، به خاطر زندگی حاضر نيست که شخصيت انساني خود را از دست بدهد و
از نظر روحي بميرد.»

شهيد چمران سپس شرط داشتن زندگي حقيقي را چنين بيان مي­کند:
«انساني مي­تواند زندگي حقيقي داشته باشد که اسير و برده زندگي نگردد، هيچ
چيز حتي خود زندگي، او را به قيد و بند اسارت و ذلت نکشاند، آزاد و مختار
باشد و تا وقتي زنده است با افتخار و شرف زندگي کند و هنگامي که مرگ فرا
رسيد، آن را با آغوش باز بپذيرد که خود مبدأ حيات اخروي و تکامل بزرگتر و
مهمتري است… اين انسان چون از مرگ نمي ترسد قدرتمند است و ديگران در
مقابل اراده او تعظيم مي­کنند.» نظر شهدا درباره زندگی و مرگ

منبع : وبلاگ نهضت انتظار

به گزارش نوید شاهد از زنجان، شهید غلامرضا هادیلو دوازدهم آذر ١٣۴٠ ‏، در شهرستان تهران به
دنیا آمد. پدرش محمدرضا و مادرش اقدس نام داشت. تا پایان دوره راهنمایی درس خواند.
در و پنجره ساز بود. به عنوان سرباز ارتش در جبهه حضور یافت. دوازدهم فروردین ۱۳۶۳‏، در مریوان توسط نیروهای عراقی بر اثر اصابت ترکش به سر، شهید شد.
مزار او در شهرستان خرمدره واقع است.

وصيت نامه غلامرضا هاديلو

بسم الله الرحمن الرحيم

نظر شهدا درباره زندگی و مرگ

قُلْ إِنَّ الْمَوْتَ الَّذِي تَفِرُّونَ مِنْهُ فَإِنَّهُ
مُلَاقِيكُمْ ۖ ثُمَّ
تُرَدُّونَ إِلَىٰ عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ
تَعْمَلُونَ

(قرآن كريم سوره جمعه)

پس ازسلام بساحت مقدس حضرت ولي عصر(عج) اروحنا الفدا و درود بر
رهبر كبير مان و نائب بر حق مهدي حسين گونه دوران، ادامه دهنده راه پيامبران و ائمه
هدي(ع) خميني كبير و درود بر روان پاك شهداي صدر اسلام تا شهداي انقلاب مقدسمان و از
شهيدان ما تا آخرين شهيد تاريخ آناني كه با نثار بهترين سرمايه خويش در راه معشوق درس
چگونه مردن و ايثاروفداكاري را به ما آموختند و اسلام را با خون خويش آبياري كرده و
تحويل ما دادند.

ما نيز بايد اين امانت بزرگ را با نثار جان خويش حفظ نموده و
به آيندگان بسپاريم. سلام بر خانواده هاي شهدا آنانكه در راه خدا فرزند خويش را فدا
نمودند وسلام بر همه آنان كه درهر سنگري در راه حفظ خون شهدا كوشش مي كنند.

چون بقول قرآن مرگ چيزي است كه همه بايد طعم آنرا به چشند و همه
انسانها بايد بميرند.

بنده خواستم چند كلمه اي به عنوان وصيت بنويسم:

پيامي و سخني با خانواده:

پدر جان از شما مي خواهم كه مرا ببخشي زيرا من فرزند شايسته اي
براي شما نبودم و از اينكه بعضي مواقع از دستورات شما سرباز زدم و يا حقي از شما را
ضايع كردم معذرت مي خواهم اميدوارم كه حلالم كنيد و از من راضي باشي.

مادر جان تو مرا با هزاران
اميد و آرزو بزرگ كردي و دلخوشيت اين بود كه من فرزند خوبي برايت باشم وليكن من فرزند
خوبي براي شما نبودم. مادر از اينكه شما را گاه و بي گاه ناراحت كردم مرا ببخش و حلالم
كن زيرا اگر شما از من راضي نباشي خدا هم از من راضي نخواهد بود.

سخني كه با شما خانواده ام دارم اول اين است كه از كليه اشتباهاتم
و خطاهايم بگذاريد و حلالم كنيد از اينكه زحماتي زيادي برايم كشيديد.

بعد بدانيد كه مرگ همه جا بدنبال انسان است نگوئيد كه من به جبهه
رفتم كشته شدم اگر مي ماند سالم بود نه خير طبق گفته قرآن وقتي اجل انسان برسد نه يك
لحظه زودتر و نه يك لحظه ديرتر پس انسان هر كجا كه باشد و هركه كه باشد مي ميرد چه
بهتر كه در راه دين و ميهن كشته شود.

در مرگم ناراحت نباشيد و لباس سياه نپوشيد زيرا مرگ نيستي نيست
بلكه پلي است كه انسان بوسيله آن از دار فاني به دار بقا و پيش خدا مي رود؛ راهي كه
همه بايد بروند ديگر ناراحتي ندارد اصلا ماندن امثال من در دنيا جز اين كه گناه كند
و كارنامه اعمالش را سياه تر بكند كه نيست پس چه بهتر كه زود تر بميرد – فقط بعد از
مردن من برايم دعا كنيد شايد با دعاي شما خدا از گناهانم بگذرد و از من راضي باشد و
از عذاب دردناك الهي بر كنار باشم.

بدانيد كه راه حق همان راهي است كه رهبري آن هم اكنون به عهده
پير جماران مي باشد پس سعي كنيد دست از او بر نداريد و به هر نحو ممكن به او كمك كنيد
زيرا اگر او را كمك كنيد حسين بن علي را كمك كرده ايد و همچنين جبهه را فراموش نكنيد
و هر كمكي كه مي توانيد به جبهه بكنيد و مراسم مذهبي بخصوصا نماز جماعت را فراموش نكنيد.

برادرانم- سخنم به شما اين است كه سعي كنيد مثل امثال من نباشيد
كه زندگيشان به جز مصرف ثمري ندارند آنهايي كه مردنشان بهتر از ماندنشان مي باشد زيرا
لااقل از مصرف كم مي شود.

منبع: اداره امور فرهنگی، تبلیغات، هنری و اسناد بنیاد شهید
و امور ایثارگران استان زنجان

مرگ پایان زندگی نیست، آغاز حیاتی دیگر است که با فنا و مرگ در آمیخته نیست…

تبیان، دستیار هوشمند زندگی

پل های ارتباطی

بلوار کشاورز،خیابان نادری،نبش حجت دوست،پلاک 12 نظر شهدا درباره زندگی و مرگ

[email protected]

02181200000

دسترسی سریع

محصولات و خدمات

اشتراک در خبرنامه

کلیه حقوق این سایت مربوط به موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان می‌باشد.

مرگ پایان زندگی نیست، آغاز حیاتی دیگر است که با فنا و مرگ در آمیخته نیست…

تبیان، دستیار هوشمند زندگی

پل های ارتباطی

بلوار کشاورز،خیابان نادری،نبش حجت دوست،پلاک 12 نظر شهدا درباره زندگی و مرگ

[email protected]

02181200000

دسترسی سریع

محصولات و خدمات

اشتراک در خبرنامه

کلیه حقوق این سایت مربوط به موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان می‌باشد.

 برای دانلود فلش پلیر به پیوند های روزانه مراجعه کنید.

نظر شهدا درباره زندگی و مرگ

پیشنهاد می شود برای استفاده بهتر از مطالب وبلاگ از مرورگر

فایر فاکس(دانلود) استفاده کنید .

دوستان نظر یادتون نره !

محل تولد: كنگاور                   عملیات :مرصاد

ای
امت مسلمان مبادا همچون كوفيان امام را تنها بگذاريد و مبادا همچون
مسلمانان بعد از پيامبر كه امير المؤمنين را رها كردند نايب امام را رها
كنيد  .

شادی روح شهدا صلوات

رهسپاریم با ولایت تا شهادت

لبیک یا خامنه ای

جملات زیبا در مورد شهادت

* شهادت برای ما فیض عظیمی است


* این حس شهادت خواهی [و] فداکاری بود که یک ملتی ،که هیچ نداشت، بر طاغوت غلبه پیدا کرد.

* یک ملتی که زن و مردش برای جان فشانی حاضرند ،و طلب شهادت می کنند، هیچ قدرتی با آن نمی تواند مقابله کند .

* خون شهیدان ما امتداد خون پاک شهیدان کربلاست.

* ملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است.

* یک همچو ملتی که آرزوی شهادت می کند، این ملت دیگر خوف ندارد.                 

* ملت ما خون داده است تا جمهوری اسلامی وجود پیدا کند.

* ملت ما عاشق شهادت بود، با عشق به شهادت پیش رفت این نهضت.

* ما از خدا هستیم همه ،همۀ عالم از خداست، جلوۀ خداست؛ و
همه عالم به سوی او بر خواهد گشت.پس چه  بهتر که برگشتش اختیاری باشد و
انتخابی، و انسان انتخاب کند شهادت را در راه خدا ،و انسان اختیار کند  موت
را برای خدا، و شهادت را برای اسلام .

* در بستر مردن، مردن است و چیزی نیست، لکن در راه خدا رفتن شهادت است و سرفرازی و تحصیل شرافت برای انسان و برای انسان ها.

…………….

شبی همسرم، محمدرضا را در خواب می‌بیند که با دوستانش به خانه آمده‌اند، موقع رفتن، دوستان به او می‌گویند برو پدرت را بیدار کن تا تو را ببیند اما محمدرضا می‌گوید نه؛ برای او اثری از خود می‌گذارم که متوجه حضورم بشود به گزارش سایت ساجد ، میهمان صاحب خانه شهدای کوچه “شهدای خانه‌عنقا” بودیم. محله امام زاده معصوم(ع)، خیابان قزوین، بعد از دوراهی تپان، کوچه “شهدای خانه‌عنقا”. یک پسر خانواده در ایام انقلاب شهید شده، یکی دیگر در عملیات خیبر. فرزند ارشد نیز چند سال قبل حین مأموریت سپاه به رحمت خدا رفت.پدر که باتری‌سازی داشته چند سال قبل به رحمت خدا رفته و مادر تنها زندگی می‌کند. روزی که با ایشان قرار دیدار داشتیم، جراحی کوچکی در دست چپش انجام داده بود و گویا ساعتی قبل از بیمارستان مرخص شده بود. از آنجا که نگران برنامه استراحت بعد از عملش بودیم، تمایل خود را برای لغو برنامه مصاحبه اعلام کردیم، اما ایشان نپذیرفتند و با روی باز پذیرای ما شدند.”ماه‌منظر عیوض محمدی” مادر شهیدان «حسین، محمد رضا و علی خانه‌عنقا»، کامل زنی سپید موی و دریا دل است که دقایقی پای خاطرات زندگی‌اش نشستیم. سن و سال او، مشکلات زندگی، مدت زمان طولانی از شهادت پسرها و … یادآوری خاطرات را برایش مشکل کرده. بیان بسیاری از خاطرات را باید به او یادآوری کنند. یکی از پسرانش آمده بود که کمک حالش باشد “حسن خانه‌عنقا” برادر شهدا. البته اکنون تنها 2 پسر از 5 پسر برایش مانده! ورقی از گنجینه خاطرات این مادر سرافراز را تقدیمتان می‌داریم.

زندگی نامه و وصیت نامه شهید چمران

“… به خاطر عشق است که فداکاری می کنم. به خاطر عشق است که به دنیا با بی اعتنائی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم. به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می بینم و زیبائی را می پرستم. به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم، او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می کنم.

عشق هدف حیات و محرک زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام.نظر شهدا درباره زندگی و مرگ

عشق است که روح مرا به تموج وا می دارد، قلب مرا به جوش می آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می کند، مرا از خودخواهی و خودبینی می رهاند، دنیای دیگری حس می کنم، در عالم وجود محو می شوم، احساسی لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبابین پیدا می کنم. لرزش یک برگ، نور یک ستاره دور، موریانه کوچک، نسیم ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم به دنیای دیگری می برند … اینها همه و همه از تجلیات عشق است.

برای مرگ آماده شده ام و این امری است طبیعی، که مدتهاست با آن آشنام. ولی برای اولین بار وصیت می کنم. خوشحالم که در چنین راهی به شهادت می رسم. خوشحالم که از عالم و ما فیها بریده ام. همه چیز را ترک گفته ام. علائق را زیر پا گذاشته ام. قید و بندها را پاره کرده ام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم …

شهادت چمران

سخنش تمام شده، با همه رزمندگان خداحافظی و دیده بوسی کرد، به همه سنگرها سرکشی نمود و در خط مقدم، در نزدیک ترین نقطه به دشمن پشت خاکریزی ایستاده بود و به رزمندگان تأکید کرد که از این نقطه که او هست دیگر کسی جلوتر نرود. چون در همان جا دشمن به خوبی با چشم غیر مسلح دیده می شده و مطمئناً دشمن هم آن ها را می دید.

……………….

گزیده ای از وصیت نامه ی سردار رشید اسلام شهید حاج
احمد آجرلو

در پی مأموریت مشترک دو هفته‌ای توسط هیئت‌های ایرانی و عراقی در فاو، جنوب
عراق، پیکرهای ۲۱ شهید والامقام به کشورمان بازگردانده می شود.به
گزارش مهر، دفتر کمیته بین المللی صلیب سرخ در ژنو اعلام کرد بقایای
پیکرهای ۱۷۸ سرباز ایرانی و عراقی که طی جنگ بین سالهای ۱۳۶۷-۱۳۵۹ بین دو
کشور کشته شدند، کشف شد.این مأموریت که از ۲۷ ژانویه تا ۱۴ فوریه
(۷/۱۱ تا ۲۵/۱۱/۹۰) انجام شد، دومین مأموریت از نوع خود طی کمتر از سه ماه
بود که در خاک عراق و تحت نظارت کمیته‌ بین‌المللی صلیب سرخ انجام شد.”دیکا
دولیچ” یکی از نمایندگان دفتر صلیب سرخ درعراق در این رابطه گفت : مقامات
عراقی شامل مسئولین وزارت حقوق بشر این کشور و مقامات ایرانی، در همکاری
نزدیک با هم مکان این بقایای انسانی را کشف و آنها را بازیابی کردند. زمانی
که این بقایا شناسایی شوند، خانواده‌ها از سرنوشت بستگان مفقودشان مطلع و
قادر خواهند بود برای آنها سوگواری کنند. …………….

شهيد غلامرضا صادق‌زاده

كاش در خور لياقت چنين مركي را
مي‌ديدم و مي‌دانستم كه در راه خدا شهيد خواهم شد….. توصيه اول و بزرگ من
اين است كه امت اسلامي ما به هيچ وجه دست از اسلام و قرآن و امامان و
ولايت فقيه برندارند كه همانا عذاب عظيم خداوندي بر انان واجب خواهد شد.

روحانيت پيرو ولايت فقيه را ارج گذاريد كه در صورت تضعيف اين پيروان و
مروجان اسلام ضربه‌اي به اسلام خواهد خورد كه جبران آن بسيار سخت خواهد بود.

سعي‌تان اين باشد كه انقلاب اسلاميمان را ياري كنيد و به شعارهاي ميليوني
خود جامه عمل بپوشانيد.

پدرو مادر عزيز! اميدوارم در رفتن من نمونه كامل يك
مسلمان معتقد به الله باشيد كه هيچ‌گاه در اعاده امانت از خود بي‌تابي
نشان نمي دهند.

همسرم نيز بداند و مي داند كه وظيفه سنگين زينب‌گونه بر دوش
اوست كه اراه‌اي چون كوه مي‌خواهد و عزمي پولادين تا ادامه راه ناتمام،
ولي روشن مرا با دليلي امام و همراهي از شهيدان زنده انقلاب خداوندا تمامي
گناهان مرا كه خوب برآمدن واقفي و واقفم ببخش و از تو طلب مغفرت مي كنم
اميدوارم تا لحظه آخري كه در اين دار فاني خواهم بود، دو جبهه حق و باطل را
به خوبي تفكيك نمايم و ذره‌اي در ايمانم خلل وار نيايد، بيش از اين در اين
مقال و اين دهن كور نگنجد.

شادی روحش صلوات

وصیتنامه شهید عبدالحسین کردی

گمان مکنید که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه آنان زنده اند و در نزد خدای خود روزی دارند.

پروردگارا: تو می دانی به یگانگی و
وحدانیت اعتقاد دارم و تنها تو را می ستاییم و از تو یاری می جوییم. وتنها
به تو پناه می بریم از شر هر شیطانی. و شهادت می دهیم که دین اسلام بر حق
است و شهادت می دهم که محمد (ص) بنده و فرستاده توست و شهادت می دهم که علی
با یازده فرزندش امام و پیشوایان ما هستند و مسلک و مرام آنان را الگو در
دنیای خود قرار می دهیم. تا آخرتمان در کنارشان باشیم .الهم رزقنی
توفیق شفاعه محمد (ص) و آل محمد خدایا من بنده ضعیف و نا توان توام و هرگز
حقوق بندگی ام را رعایت نکردم. تو بزرگواری کردی ، من سرکشی، تو مهربانی
کردی، من مغرور شدم . تو عنایت کردی ، من اعتنا نکردم. تو وفا کردی من جفا
کردم . تو نعمت دادی من کفران کردم و غافل بودم . حال از تو می خواهم باری
دیگر دست بنده ات را بگیری و از او راضی شوی و جزء بندگان خودت قرار دهی،
که بنده تو بودن را می خواهم . عیبهایم را بپوشانی و رسوایم نکنی زیرا تو
ستارالعیوبی  به من رحم کن زیرا که تو ارحم الراحمینی گناهانم را نادیده
بگیر که غفار الذنوبی و به فریادم رس زیرا که تو غیاث المستغیثینی  و در
دلم نور خدا را برافشانی زیرا که تو نورالمستوحشینی .خدایا از تو می
خواهم که با غفرانت با من رفتار کنی نه با عدلت که طاقت عذابت را ندارم
خدایا اگر مرا به خاطر نافرمانیهایم سرزنش کنی هر چند که خود را مستحق مذمت
می بینم از تو می خواهم بپوشانی آنچه بر من گذشت و مرا مورد عفو خد قرار
دهی من که شرمنده ام در حضور تو و شرمندگیم اجازه سخن گفتن را نمی دهد پس
تو خود دستم را بگیر . حال که توفیق حضور در جبهه ها را به من دادی مرا
خالص گردان و دست رضایتت را به سوی من دراز کن از تو می خواهم مرا نجات دهی
و تنها هستیم را که آن هم از آن توست در راهت فدا کنم وبه آن مبنا و منشاٌ
و صیانت برسم زیرا که جز تو خدایی ندارم .

………………..

خبرگزاری
فارس: «لیلای» عزیزم! اکنون که این وصیت نامه را می نویسم با سرعت زیادی
کوله بار به دوش برای ماموریت عازم خط مقدم هستم. همین قدر که می دانم
وظیفه است، شکسته و بسته می نویسم. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، آنچه می خوانید وصیت نامه ایست عاشقانه و عرفانی از رزمنده شهید «علی اکبر انگورج تقوی» که هنگام اعزام به جبهه ها خطاب به مردم، پدر و مادر، همسر، خواهر و فرزند شیرخواره اش به رشته تحریر درآورده است:

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحيم

الله اكبر

اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهد ان علياً ولي الله

اعوذ بالله من الشيطان رجيم صدق الله العلي العظيم السلام عليكم و رحمه الله و بركاته

بسم الله الرحمن الرحيم

خداوندا فقط مي خواهم شهيد شوم

شهيد
در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت
مي خواهم كه از همه چيز خبري هست الا شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و
همه كس هستي و قادر توانايي، اي خداوند كريم و رحيم و بخشنده، تو كرمي كن،
لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعي
تويي و عشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق.

 

بسم الله الرحمن الرحيم

نمي دانم چه بايد كرد، فقط مي دانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي باشد. واقعاً جايي براي خودم نمي يابم.

هر
موقع آماده مي شوم چند كلمه اي بنويسم، آنقدر حرف دارم كه نمي دانم كدام
را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از سختي زندگي دنيايي، از درد دست
خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار حرف ديگر، كه در يك كلام، اگر
نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد مي كرديم. اگر سخت است، خدا را داريم
اگر در سپاه هستيم. خدا را داريم اگر درد دوري از شهداي عزيز را داريم،
خدا را داريم. اي خداي شهدا، اي خداي حسين(ع)، اي خداي فاطمة زهرا(س)،
بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم كن، اي خدا يا رب العالمين.


زندگی نامه و وصیت نامه شهید باقری

فعالیتهای
دینی و سیاسی اش را از دوره دبیرستان شروع کرد . مسئولین مدرسه برای این
که آتش انقلابی که در سینه حسین روشن شده بود شعله ورتر نشود اقدام به
خاموش کردن این آتش در درون حسین می نمودند و مداوم او را اذیت می کردند
حتی یک بار هم که مادرش به مدرسه رفته بود در حضور او به صورت حسین سیلی
زده بودند تا از کارهایش دست بردارد . اما حسین زینب وار به راه خویش ادامه
می داد .

…………

وصیتنامه شهید علی عباس چاچ

بسم الله الرحمن الرحیمپروردگار خداوند بزرگ ای خدای همه جهان و همه موجودات روی زمین تو ما را به جهاد در راه حق و حقیقت است دعوت نموده ای و ما به دعوت شما لبیک گفته و در راه تو قدم برداشته ایم خدایا ما را در این راه موفق بدار و ما را به راهی که صلاح و خیر خودت در آن باشد راهنمایی کن ای خدای رحمان و رحیم به حق همه پیامبران و امامان و به حق خون شهدا و اشک چشم مادران و تو را به حق بندگان صالح و مقربان درگاهت این بنده ناچیزت را ببخش و بیامرز ای خدای بزرگ از کردارهای زشتم به تو پناه می برم خدایا از گناهان همه ی ما درگذر…………….

بسم‌الله الرحمن الرحیم

الحمد‌الله رب‌العالمین و صلی‌الله علی محمد و آله‌ الطیبین الطاهرین

السلام علیک یا ابا عبدالله، و علی ارواح‌التی حلت بفنائک، علیک منی
سلام‌الله ابدا ما بقیت و بقی‌الیل والنهار ولا جعله‌الله الاخر العهد منی
لزیارتکم، السلام علی‌الحسین و علی علی‌بن الحسین و علی اولاد‌الحسین و
علی‌ اصحاب‌الحسین والذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه‌السلام.

اگر ایران شکست بخورد اسلام شکست خورده است.

بارالها؛ تو را سپاس می‌گویم که پس از 1240 روز انتظار، دیگر بار رخصتم
دادی تا قطره ناقابل وجودم را به دریای عظیم و مواج راهیان کربلا آمیخته و
به سویت ای محبوب دلها پرواز نمایم.

این عزیزی که عمروبن جموح را پذیرفتی، و دعایش را مستجاب و کتابش را به مهر
شهادت زینت‌ بخشیدی، مرا نیز مشمول فیض عظیمت قرار ده (اللهم ارزقنی شهاده
فی سبیلک ولا تردنی الی بیتی ابدا).

خدای من؛ مگر نه اینکه عمرو به عشق یاری پدر فاطمه (س) لباس رزم پوشید، من
نیز به عشق یاری پسر فاطمه (س) لباس پوشیدم؛ اگر عمرو به سرزمین احد شتافت
من نیز به سوی کربلای حسین تو شتابانم و در این راه، اگر قلم تقدیر تو
فرمان شهادتم را به امضاء رسانید، چنان کن که ابتدا مزه فتح را بچشم و
دشمنان تو را به ذلت اسارت و شکست دراندازم و آنگاه، از این محیط
خراب‌آباد، به سوی ملکوت اعلای تو پرواز کنم؛ اما نه به شوق آن عطایا و
مواهب که در گنجینه فردوس برین ذخیره فرموده‌ای و نه به آرامگاه خویش در
جوار مقدس تو، و نه درک کرامت خود در پیشگاه اقدست، و نه به شوق دیدار
فرشتگان سپید ‌پوش و وصل حوران بهشت آرا و نهر‌های سرشار از شیر و شهد و
شراب و درختان سایه گستر و میوه افشان و …، بلکه به عشق دیدن یار و نظاره
یک لحظه لبخند حاکی از رضایت حسین تو، به سوی ملکوت اعلای تو پرواز کنم.

تاریخ تولد : 1347     تاریخ شهادت:1365/6/6            محل شهادت : شلمچه

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

سلام علیکم

به نام ایزد دانا که عالم را آفرید و بر تمام موجودات از بزرگترین تا کوچکترین آنها هستی بخشید

چند سخن با شما سروران عزیز دارم:اول
پدر و مادر مهربانم:ای عزیزانی به خاطر بزرگ نمودن من زحمت های بسیاری را
متحمل شدیداز شهادت من هیچ ناراحت نباشیدبلکه افتخار هم بنماییدواین را
قبول کنید که من امانتی بودم از طرف خداوند متعال پیش شما.مرا حلال
کنیدهرچند نتوانستم فرزند لایقی برای شما باشم وحقیرانه می خواهم که کمتر
بر سر قبر من گریه کنید.

………………..

بسم الله الرحمن الرحیم

انی وجهت وجهی للذی فطر السماوات و الارض حنیفا

و ما انا من المشرکین

همانا که من روی به سوی آفریدگاری برگرداندم که آسمانها و زمین را

یکتاپرست آفریده است و من از شرک ورزندگان نیستم.

 

اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک

اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک

اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی.

 

به نام الله آفریننده تمامی مخلوقات

برحسب نظم و انسجام و ارتباط مشخص

و به نام محمد(ص) آورنده و تکمیل کننده تکمیل ترین

و بنیادی ترین دین در طول تمام تاریخ از آدم تا به آخر یعنی اسلام عزیز

و به نام علی(ع) مظهر جوانمردی و اخلاص و کرم

و نمونه و سنبل دین اسلام

و به نام حسین(ع) سراینده بحق ندای آزادی و آزادمردی

و به نام یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود(ع) روحی له الفداء

و به نام نامی نائب برحقش حسین زمان

دنباله رو واقعی خط خونین شهدای کربلا خمینی روح الله.

در این لحظات حساس که اسلام عزیز از طرف ابرجنایتکاران جهان

در معرض خطر قرار گرفته است

در زمانی که هر روز به بهانه های واهی و پوچ

مظلومین و مستضعفین از طرف ابرقدرتها مورد هجوم قرار میگیرند

و در زمانی که از یکسو روزانه صدها نفر از گرسنگی

در معرض خطر مرگ قرار گرفته و از سوی دیگر

شاهان و ظالمان برای انتخاب غذای مورد علاقه

متوسل به استخاره میشوند

و در زمانی که ظلم و استبداد بیداد میکند و …

وصیت نامه ی شهید علی چیت سازیان

بسم الله الرحمن الرحيم
حمد و سپاس خداوندى را كه در رحمت خود را در اين عصر و زمان بر روى بندگان
خود باز كرده و راه و روش اسلام شناسى را به ما آموخت و ما را از ظلمت و
تاريكى به صبح سفيد و آشنائى و پيروزى بر نفس سركش كشاند و از خواب غفلت به
بيدارى كشيد و از مردن در رختخواب و يا در راه غير خدا به شهادت در راه
خودش كشاند و چنين پدر بزرگوارى را ، الگوى تمام خوبيها ، مرد تقوا و عمل ،
انسان پاك و فرعون كش ، بت شكن زمان ، انسان سخن و عقل ، پير شكست ناپذير و
گوهر جماران را به عنوان رهبر بر بالاى سر ما يتيمان نهاد و درس تقوا و
آزادگى را از زبان حسين (ع) بر ما آموخت و قلب سياه و كدر ما را با گذشت و
جان بازى و ايثار و صبر و استقامت در راه خدا سفيد و پاك گرداند و حال اگر
شب و روز شكرگزارى كنيم قدر اين نعمت خدا را نتوانيم دانست خداوند در اين
مدت انقلاب يك نعمت بزرگى باز به ما بخشانيد و آن هم جنگ با كافران و
خداشناسان روى زمين تا بتوانيم خودمان را در صحنه عمل امتحان كنيم و براى
رسيدن به جهاد مقدس (اصغر) بايد موانع هاى بزرگى را از سر راه برداريم و
آنهم مبارزه با نفس و يا جهاد اكبر است. واقعا كه جبهه دانشگاه الهى است ،
دانشگاهى كه در آن درس تقوا ، درس گذشت، استقامت، فداكارى ، جانبازى ، صبر و
غيره آموخته ميشود ، جبهه جائى است كه انسانهائيكه در آن قدم مى گذارند
بايد از ته قلب بر سرور شهيدان آقا ابا عبدالله لبيك گويند و حسين گونه تا
آخرين لحظه عمر خود باشند ، جبهه جايى است كه انسان يك قدم از ديگران نسبت
به خدا نزديكتر است. خاك جبهه ايران همچون خاك كربلاست چون زمانيكه عزيزان
سر بر زمين مى گذارند و زمين را با خون خود آبيارى ميكنند به عشق رسيدن به
آقا ابا عبدالله (ع) و بياد آن بزرگوار هستند و خداوند در اين راه پاداش
قرار داده است كه بالاترين پاداشش شهادت در راه اوست .

با توجه به اين كه حدودا شش
سال است وارد مبارزات سياسي و نظامي شده‌ام و به همين خاطر نسبت به
خانواده‌ام رسيدگي نكرده‌ام، بخصوص – همسر و فرزندانم و از همين وضع هميشه
احساس ناراحتي مي‌كردم و هيچ وقت هم نتوانستم خود را قانع كنم كه مسئوليت‌
را رها كنم و بدينوسيله از همه آنها معذرت مي‌خواهم و طلب بخشش دارم از حقي
كه به گردن من داشته‌اند و نتوانستم اين حق را ادا كنم ولي اين اطمينان را
به خانواده‌ام مي‌دهم كه هرگز از ذهن من خارج نشده‌اند و فكر نكنند كه
نسبت به آنها بي‌تفاوت بوده‌ام، ولي مسئوليتهاي سنگين‌تر بود.

……………….


وصیت نامه شهید علی خاورزداه

چرا از شهادت می ترسید مگر کودکی سراغ دارید که از پستان مادرش بترسد.امام حسین (ع)………
چون لازم دیدم وصیتنامه ای بنویسم لذا این چند سطر را به همین عنوان می
نویسم . اکنون که با یاد خدا به جبهه آمده ام نه برای انتقام بلکه به منظور
دینم و تداوم انقلابم و امنیت میهنم و خدا را به یاری می طلبم و از او می
خواهم که هدایتم فرماید به آن سو و آن راهی که خود صلاح می داند. آری به
میدانی قدم نهاده ام که نتیجه اش از قبل برایم روشن و با ایمان کامل پیکار
می کنم چون اگر در این میدان کشته شدم به مقامی والا دست یافته و در راه
امام حسین (ع) رفته ام و اگر زنده ماندم شاهد پیروزی بزرگی که همان پیروزی
مسلمین بر کفر است خواهم بود .

……………….

بنده ، بنده ای  از بندگان خدا بودم که شهادت می دهم به خدا، شهادت می
دهم به رسالت پیامبر اکرم ، شهادت می دهم به رسالت همه ائمه معصوم (ع) ،
شهادت می دهم به همه اصول ، مذهب ، شهادت می دهم به این جمهوری اسلامی و به
این امام عزیز

امید وارم مورد قبول ایزد منان واقع گردد.پس شما قبول نمائید این شهادت
را از من و دعا کنید که (خدا) قبول کند.

شادی روحش صلوات


الله اكبر

اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهيد ان علياً ولي الله

خداوندا فقط مي‌خواهم شهيد شوم شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع
شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت مي‌خواهم كه از همه چيز خبري هست الا
شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و همه كس هستي و قادر توانايي، اي
خداوند كريم و رحيم و بخشنده، تو كرمي كن، لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت
قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعي تويي و عشق شهادت بهترين راه
براي دست يافتن به اين عشق.

نمي‌دانم چه بايد كرد، فقط مي‌دانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي‌باشد.
واقعاً جايي براي خودم نمي‌يابم هر موقع آماده مي‌شوم چند كلمه‌اي بنويسم،
آنقدر حرف دارم كه نمي‌دانم كدام را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از
سختي زندگي دنيايي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار
حرف ديگر، كه در يك كلام، اگر نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد
مي‌كرديم. اگر سخت است، خدا را داريم اگر در سپاه هستيم، خدا را داريم اگر
درد دوري از شهداي عزيز را داريم، خدا داريم. اي خداي شهدا، اي خداي حسين،
اي خداي فاطمة زهرا(س)، بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم كن، اي
خدا يا رب العالمين

………………………

از اينكه به لبنان آمدم و پنج يا شش سال با مشكلاتی سخت دست به گريبان بوده
ام، متأسف نيستم. از اينكه آمريكا را ترك گفتم، از اينكه دنيای لذات و
راحت طلبی را پشت سر گذاشتم، از اينكه دنيای علم را فراموش كردم، از اينكه
از همه زيبائيها و خاطره زن عزيز و فرزندان دلبندم گذشته ام، متأسف نيستم …
از آن دنيای مادی و راحت طلبی گذشتم و به دنيای درد، محروميت، رنج، شكست،
اتهام، فقر و تنهايی قدم گذاشتم. با محروميت همنشين شدم. با دردمندان و
شكسته دلان هم آواز گشتم. از دنيای سرمايه داران و ستمگران گذشتم و به عالم
محرومين و مظلومين وارد شدم. با تمام اين احوال متأسف نيستم

…………………

آنهایی که از معلم عزیزی چون حسین (ع) آموخته اند که : (( زندگی در زیر بار ستم موت است .)) پس به سرای دیگر باید رفت . کمال سعادت آن کوشش و شهادت در راه خدا و اسلام است .

شادی روح شهدا صلوات

محل تولد : تویسرکان              محل شهادت : خرمشهر                      تاریخ شهادت : 65/2/27

اصل وصیتم همین شهادتم هست . خدا کند آمرزیده باشم و با خونم از ارزش های والای اسلام حراست کنم . با خونم از ولایت فقیه حمایت کنم . با خونم همیشه از روحانیت همیشه مبارز حمایت کنم . با خونم از قرآن و اهل بیت حمایت کنم ، دنیای پست را بفروشم و به مقدس شهدا بپیوندم . 

شادی روح شهدا صلوات

فقط نگذاريد حرف امام بر زمين بماند، همين. حدود يك ماه روزه قرض دارم، آن را برايم بگيريد و برايم از همگي حلاليت بخواهيد. والسلام.كوچك ترين سرباز امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، احمدرضا احدي».از دانشگاه تا دانشگاه اين
بار در زيباترين لحظات زندگي و لطيف ترين خاطرات عمرت، جايي كه در پس هيچ
گوشه اي از خيالت نمي گنجد، به بهت و حيرت فرو رفته اي و امروز در تفسير
زيباي تقدير و تعبير دلپذير زندگي، چون كودك ماتِ مات ولي مسرور مانده اي
كه:در آن همه جزوه و كتاب گير كردن و با آن همه درس ها و مطالب فشرده كلنجار رفتنو عشقِ اينجا را داشتن و يك باره رها شدن اما نه از درس بلكه از زير بار غصه آن همه رنج هايي كه عذابت مي داداز زير بار فريادهاي اين شوق و خود را يك باره در ميان لطف خدا ديدنو اكنون متحير در تفسير زيباي تقدير كه اگر طالب باشي، و اصلي از لابه لاي همه آلام تا نخل هاي بلند فاواز سطور وامانده كتاب تا بستر عريض ارونداز دانشگاه تا دانشگاه.(5)رهسپاريم با خميني تا شهادت اگر چشم هايم را در قصر شيرين از كاسه به درآوريد اگر سرم را در كردستان از تنم جدا كنيداگر دست هايم را در كرخه تكه تكه كنيدو اگر پاهايم را در خرمشهر و چشم هايم در قصر شيرين؛ سربريده ام در آن كوهستان هاي بلند؛ قطعات انگشتانم و دست هايم در كرخه

……………………

بسم‌الله‌الرحمن الرحيم

درود خداوند متعال بر تو باد اي رهبر عالي قدر و بزرگوار سلام شهيدان
ايران …حسين جان!

جوانان ما در جبهه‌ها به ياد تو سينه‌هاي خود را جلوي
گلوله‌هاي سبك و سنگين قرارمي دهند و جان خود را مي‌دهند پروردگارا من
مي‌دانم تو ما را خلق كردي و تو به ما جان داده‌اي….خداوندا مرا ياري كن
اگر تو ياري نكني ياوري جز تو ندارم و اي مردم مسلمان اين خون پاك شهيدان
است كه پيچ و خم قلاب را صاف و هموار مي‌كند كه شايد با ريخته شدن اين
خونهاي پاك كساني كه در ناداني هستند بهراه الله نماينده شوند.

از شما
مردم مسلمان و دوستان و آشنايان تقاضا مي‌كنم كه با انقلاب به حالت سستي
برخورد نكنيد انقلاب هدف بزرگي را دنبال كرده است و از شما مي‌خواهم كه
جلوگيري از فرزندان خود نكرده و بگذاريد راهي راه مي‌خواهند بروند و اگر
كسي مانع از رفتن فرزندش به جبهه‌هاي جنگ شود به خدا قسم مسئول است

………………..

مامور سرشماری: سلام مادر، از سازمان آمار نفوس و مسکن مزاحم میشم


مادر: سلام بفرمایید


مامور سرشماری: شما چند نفرید؟


مادر: سرش را پایین می اندازد و سکوت می کند!

بعد لحظاتی سر بلند می کند می گوید: آقا میشه خونه ما بمونه برای فردا ؟


مامور سرشماری: چرا مادر؟


مادر: آخه شاید فردا از پسرم خبری برسه


   ……

این تحول و این انقلاب ، انقلاب شهادت ، انسان آلوده و ساقط را یک مرتبه بالا می برد. این خاصیت شهادت است که یک مرتبه از جا کنده می شود .

وقتی که به میدان شهادت آمد … در بیکران وجود این انسان چنان اوج می گیرد که همه ی غرایز را به جای می گذارد ! انسان گرفتار

………………….

محل تولد : نهاوند              محل شهادت : بانه                تاریخ شهادت : 65/10/29

شهادت تنها مزدی است که در مقابل جهاد بندگان به آنها تعلق می یابد . شهادت چیزی است که امام عزیزمان ، پیر جماران در این باره فرموده است :(( در قاموس شهادت واژه ی وحشت معنا ندارد .)) شهادت تنها دریچه ی آزادی من

…………………….

محل تولد : کبودر آهنگ                   محل شهادت : فاو               تاریخ شهادت: 64/12/2

شهید قلب تاریخ است . شهید شمع تاریخ است . شهید با شهادت خود ، راه حق را برای دیگر انسان ها تداوم می بخشد .

درود بر کسانی که راه خود را آزادانه انتخاب می کنند و در راه هدف محکم و پایدار می ایستند و

…………………

از همگی برادران و خواهران واقوام می خواهم که در شهادت من ناراحت نباشند چرا که شهادت یک فیض الهی  است . انسان یک روز متولد می شود و یک روز می میرد ، اما چه زیباست که انسان آنقدر آماده باشد تا خود چگونه مردن را انتخاب کند و به سوی مرگ 

…………………….

وصیت نامه اول

ملیحه جان به خدا قسم مسلمان بودن تنها

…………………

خدایا؛ تو خود می دانی که همواره آماده بوده ام آنچه را که تو خود به من دادی، در
راه عشقی که به راهت دارم، نثار کنم. اگر این نبود، آن هم خواست تو بود.
پروردگارا؛ رفتن در دست تو است، من نمی دانم چه موقع خواهم رفت، ولی می دانم که از
تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسم خورده ات
بجنگم تا به فیض شهادت برسم. از پدر و مادرم که

………………………

شهيد حاج محمد ابراهيم همت در
دومين وصيت نامه بجامانده از خود نوشته است: خويشتن را در قفس محبوس مي
بينم و مي خواهم از قفس به در آيم.سيمهاي خاردار مانعند.من از دنياي ظاهر
فريب ماديات و همه آنچه كه از خدا بازم مي دارد متنفرم.

اولين وصيت نامه شهيد همت:

به تاريخ 19/10/59 شمسي ساعت 10:10 شب چند
سطري وصيت نامه مي نويسم : هر شب ستاره اي را به زمين مي کشند و باز اين
آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان مي داني تو را بسياردوست دارم و مي
داني که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهيدان داشت.مادر، جهل حاکم بر يک
جامعه انسانها را به تباهي مي کشد و حکومت هاي طاغوت

…………………………

عزيزانم‌!
اگر شبانه‌روز شکرگزار خدا باشيم که نعمت اسلام و امام را به بما عنايت
فرموده‌، باز هم کم است‌. آگاه باشيم که صدق نيت و خلوص در عمل‌، تنها
چاره‌ساز ماست‌. …‌بدانيد اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست‌.

……………………..

دوست دارم چون شقایق چهره رنگین سازم از خون

                                                                تا به بزم عشق بازان در شب یلدا بسوزم

شهید همت علی وار زیستن و علی وار به شهادت رسیدن و حسین وار زیستن و حسین وار به شهادت رسیدن را دوست می داشت

باو ینی این همه رو برای استاد بنویسیم؟!!!!

خیلی طولانی بود 😂

ینی استاد خودش ایقدر ارزش داره ک من براش باید این همه رو بنویسم🤣😂

کی حوصله داره متن ب این زیادی رو بنویسه ها

نظر شهدا درباره زندگی و مرگ

جواب پیشنهاد صفحه ۴۷ کتاب دین و زندگی پایه دهم به آثار و زندگی یکی از شهدای دفاع مقدس و یا مدافعان حرم مراجعه کنید و ببینید که آنان درباره زندگی و مرگ چگونه می اندیشیدند انگیزه شهادت طلبی آنها چه بوده است از سایت نکس لود دریافت کنید.

مهدی : وصیت نامه شهید «حاج همت» : هر شب ستاره ای را به زمین می کشند و باز این آسمان غم زده غرق ستاره است، مادر جان می دانی تو را بسیاردوست دارم و می دانی که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهیدان داشت. مادر، جهل حاکم بر یک جامعه انسانها را به تباهی می کشد و حکومت های طاغوت مکمل های این جهل اند و شاید قرنها طول بکشد که انسانی از سلاله پاکان زائیده شود و بتواند رهبری یک جامعه سر در گم و سر در لاک خود فرو برده را در دست گیرد و امام تبلور ادامه دهندگان راه امامت و شهامت و شهادت است. مادرجان، به خاطر داری که من برای یک اطلاعیه امام حاضر بودم بمیرم ؟ کلام او الهام بخش روح پرفتوح اسلام در سینه و وجود گندیده من بوده و هست. اگر من افتخار شهادت داشتم از امام بخواهید برایم دعا کنند تا شاید خدا من روسیاه را در درگاه با عظمتش به عنوان یک شهید بپذیرد ؛ مادر جان من متنفر بودم و هستم از انسانهای سازش کار و بی تفاوت و متاسفانه جوانانی که شناخت کافی از اسلام ندارند و نمی دانند برای چه زندگی می کنند و چه هدفی دارند و اصلا چه می گویند بسیارند. ای کاش به خود می آمدند. از طرف من به جوانان بگوئید چشم شهیدان و تبلور خونشان به شما دوخته است بپاخیزید و اسلام را و خود را دریابید نظیر انقلاب اسلامی ما در هیچ کجا پیدا نمی شود نه شرقی – نه غربی؛ اسلامی که : اسلامی. . . ای کاش ملتهای تحت فشار مثلث زور و زر و تزویر به خود می آمدند و آنها نیز پوزه استکبار را بر خاک می مالیدند. مادر جان، جامعه ما انقلاب کرده و چندین سال طول می کشد تا بتواند کم کم صفات و اخلاق طاغوت را از مغز انسانها بیرون ببرد ولی روشنفکران ما به این انقلاب بسیار لطمه زدند زیرا نه آن را می شناختند و نه باریش زحمت و رنجی متحمل شده اند از هر طرف به این نو نهال آزاده ضربه زدند ولی خداوند، مقتدر است اگر هدایت نشدند مسلما مجازات خواهند شد. پدر و مادر ؛ من زندگی را دوست دارم ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویشتن را گم و فراموش کنم علی وار زیستن و علی وار شهید شدن, حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن را دوست می دارم شهادت در قاموس اسلام کاری ترین ضربات را بر پیکر ظلم، جور، شرک و الحاد می زند و خواهد زد. ببین ما به چه روزی افتاده ایم و استعمار چقدر جامعه ما را به لجنزار کشیده است ولی چاره ای نیست اینها سد راه انقلاب اسلامیند ؛ پس سد راه اسلام باید برداشته شودند تا راه تکامل طی شود مادر جان به خدا قسم اگر گریه کنی و به خاطر من گریه کنی اصلا از تو راضی نخواهم بود. زینب وار زندگی کن و مرا نیز به خدا بسپار ( اللهم ارزقنی توفیق الشهادة فی سبیلک).

جواب کجاست

خیلی طولانی بود 😂

خیلیییی طولانی 😭😭😭

ینی استاد خودش ایقدر ارزش داره ک من براش باید این همه رو بنویسم🤣😂

باو ینی این همه رو برای استاد بنویسیم؟!!!!

باو ینی این همه رو برای استاد بنویسیم؟!!!!

شهید همت علی وار زیستن و علی وار به شهادت رسیدن و حسین وار زیستن و حسین وار به شهادت رسیدن را دوست می داشت

کی حوصله داره متن ب این زیادی رو بنویسه ها

نمی دونم وللللیی این خیلی طولانیه

خیلیی طولانی ارزش نداره

خیلیی طولانی ارزش نداره

اصن جا نمیشه این متن تو کتاب😪😅

خیلی خوبه

زیادع ولش بع من چع کع چیع کرده😂😉

زیادع ولش بع من چع کع چیع کرده😂😉

اون ها فقط تو این دنیا زندگی میکردن ولی زیبا

جم کنین ناموسن

چقد طولانی :/تو کتاب ک جا نمیشه😐

عالی بود

طولانیه، ولی ارزششو داره😊🖐🏻

این مطالب توسط ربات جمع آوری شده است در صورت نارضایتی به ما اطلاع دهید تا محتوای مطلب شما را حذف کنیم.

زنده بودن شهدا-تعریف مرگ

۱۳۸۶/۱۱/۳۰


۱۰۵۰۶ بازدید

نقل مطالب در مطبوعات و نشریات با ذکر منبع بلامانع است.
اداره تبلیغ نوین نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

نظر شهدا درباره زندگی و مرگ

در دو جای قرآن کریم این مطلب آمده است که مبادا گمان کنید که آنان که در راه خدا کشته شده اند مرده هستند، خیر، زنده اند. در یک آیه که در سوره بقره است، این طور می فرماید: «و لا تقولوا لمن یقتل فی سبیل الله اموات بل احیاء و لکن لا تشعرون» (بقره/155)، به آنها نگویید مرده ها، آنها زنده اند ولی شما مستشعر نیستند، شما درک نمی کنید، شما خیال می کنید مرده اند، واقعا آنها زنده هستند.کسانی که نمی خواستند قبول کنند که انسان در فاصله مردن تا قیامت یک حیاتی دارد و یا به علل دیگری گفته اند شاید مقصود از این زندگی زندگی مجازی است نه زندگی حقیقی، یعنی اینکه قرآن می گوید: ”گمان مبر که شهدا مرده هستند بلکه زنده هستند و شما نمی دانید” مقصود این است که نامشان زنده است، به اصطلاح فلاسفه جدید وجود فی نفسه شان مرده است ولی وجودشان برای مردم، وجودشان در دل مردم زنده است. البته این یک تعبیر مجازی است که در مواردی به کار می رود، مثل اینکه امیرالمؤمنین می فرماید:

«و العلماء باقون ما بقی الدهر؛ مردم دیگر می میرند ولی علماء زنده هستند»، «اعیانهم مفقودة و امثالهم فی القلوب موجودة؛ وجود عینی شان نیست اما مثالها و وجود ذهنی شان در دلها موجود است» (نهج البلاغه، حکمت 147). از این هم تعبیر به حیات می شود. یا حافظ می گوید:

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق *** ثبت است بر جریده عالم دوام ما

و یا سعدی می گوید:

سعدیا مرد نکونام نمیرد هرگز *** مرده آن است که نامش به نکویی نبرند

بعضی گفته اند این آیات این طور است (و مقصود از این زندگی زندگی مجازی است) ولی دیگران جواب داده اند که با «لکن لا تشعرون» جور در نمی آید. اگر مقصود از اینکه اینها زنده هستند یعنی نام نیکشان در میان مردم زنده است، پس مردم هم کاملا می دانند که نام نیکشان زنده است، اما قرآن نوعی زندگی را بیان می کند که به مردم می گوید: «ولی شما نمی فهمید، شما درک نمی کنید»، واقعا زنده اند ولی شما درک نمی کنید.

بعلاوه، آیه دیگری قرینه این آیه هست که دیگر هیچ گونه از این جور احتمالات را نمی شود در آن داد و طبعا مفسر این آیه هم هست و آن این است: «و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون» نگویید به آنها اموات، آنها زنده اند و در نزد پروردگار مرزوقند، به آنها روزی می رسد، نعمتها به آنها می رسد که استفاده می کنند، «فرحین بما اتاهم الله من فضله» شادمانند به آنچه خداوند از فضل خود به آنها عنایت کرده است، «و یستبشرون بالذین لم یلحقوا بهم» (آل عمران/169 و 170) و دائما در صدد و جستجو و طلب بشارتند درباره دوستانشان که هنوز به آنها ملحق نشده اند، یعنی آنها دوستانی دارند که هنوز در این دنیا زنده هستند و منتظرند که کی این بشارت به آنها برسد که فلان دوست شما هم شهید شد و به شما ملحق خواهد شد.

حیات شهدا دلیلی است بر وجود حیات پس از مرگ:

این آیه اگر چه در مورد خصوص شهداست ولی به هر حال صراحتش در مطلب به نظر می رسد انکارناپذیر است که قرآن می خواهد بگوید شهدا بعد از مردن زنده هستند، مستشعرند، شادمانند، مرزوقند و آگاهند، حتی آگاهند از دنیایی که از آن عبور کرده اند. ممکن است کسی راجع به این آیه بگوید شاید فقط شهدا این جورند. البته معلوم است که انسان نمی تواند احتمال بدهد که از نظر قرآن مردم دو صنف اند، غیر شهدا هر که هست همه نیست و نابود و معدوم می شوند تا قیامت، در سکوت مطلق فرو می روند، نه عذابی و نه نعمتی، و فقط شهدا این جور هستند.

اصفهان، قائمیه، نبش کوچه 37

03137800803 – 09131649893 – 09131036850

03137800803

 

 

 

تمامی حقوق اين پایگاه اینترنتی، متعلق به موسسه فرهنگی فلق رايانه اصفهان می باشد.

شهرري – ايرنا – بيستم فروردين ماه سالروز شهادت مردي است كه زنده ترين روزهاي زندگي را تقابل با مرگ مي دانست و اعتقاد داشت زندگي تنها در تقابل با مرگ معناي واقعي خود را پيدا خواهد كرد.

تهران- ایرنا- مسعود نقاش‌زاده اعضای هیأت داوران بخش سودای سیمرغ در…

تهران- ایرنا- رئیس دومین نمایشگاه مجازی کتاب تهران از فروش ۴۴۳ هزار…

تهران- ایرنا- ژانر معمایی نوعی از ادبیات با پیرنگ یک جنایت است، ادبیاتی…

تهران- ایرنا- فیلم کوتاه گالو در بخش‌های بهترین فیلم، بهترین فیلمبرداری…
نظر شهدا درباره زندگی و مرگ

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است

نی نی سایت

نظر شهدا درباره زندگی و مرگ
نظر شهدا درباره زندگی و مرگ

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.