نظر زنان ایران درباره حجاب

نظر زنان ایران درباره حجاب
نظر زنان ایران درباره حجاب

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

پریسا صالحی، انصاف نیوز: زن میانسال که مانتویی بلند پوشیده و با روسری تمام سرش را پوشانده آرام طوری که بقیه صدایش را نشنوند می‌گوید: «حجاب خیلی شل شده، از اول انقلاب تا الان حجاب تو شل‌ترین حالت خودش است. گشت ارشاد و اینا هم خیلی کم شده، فقط برای حفظ ظاهر است.»

منیژه یکی از کسانی بود که در مورد وضعیت کنونی حجاب با آنها صحبت کردم بیشتر  زنان از وضعیت کنونی حجاب ناراحت بودند، بعضی از آنها معتقد بودند که حجاب به قدر کافی درجامعه رعایت نمی‌شود و بعضی دیگر فکر می‌کردند اینکه مجبور به رعایت حجاب هستند نقض آزادی آنها در پوشش است. پخش شدن خبر زنی که در یکی از پارک‌های تهران با دختری درگیر شده بود و موهای او را کشیده بود و اتفاقاتی از این دست، این سوال را در ذهن ایجاد می‌کند که حجاب عرفی در ایران چگونه است و بیشتر مردم چگونه لباس می‎پوشند؟

برای بررسی وضعیت حجاب در تهران در ساعات مختلف روز در شمال، جنوب، مرکز، غرب و شرق تهران نوع حجاب 500 نفر را بررسی کردم، از این بین 104 نفر چادر به سر داشتند که البته بیشتر آنها مربوط به جنوب تهران بودند. 44 نفر چادر به سر داشتند اما آرایش زیادی داشتند و به نوعی می‌توان آنها را نسل جدیدتر زنان با چادر دانست. یک نفر هم روبند بسته بود.

85 نفر مانتو پوشیده بودند و حجاب کامل را رعایت کرده بودند، 85 نفر هم مانتو پوشیده بودند و قسمتی از موهایشان یا دستانشان پیدا بود، 116 نفر مانتوی جلوباز پوشیده بودند و 48 نفر نوع پوششان به نوعی خاص از پوشش که به نام هنری شناخته می‌شوند و در نهایت 17 نفر حجابی کمتر از این میزان داشتند.

به طور خلاصه نتیجه‌ی بررسی حجاب در مناطق مختلف تهران از بین 500 نفر به صورت زیر بود:نظر زنان ایران درباره حجاب

در غرب تهران درحالی که مشغول بررسی نوع حجاب عابران پیاده بودم زنی با روبند از خیابان رد شد، بیشتر حاضران در خیابان نسبت به پوشش او واکنش داشتند، بیشترشان با تعجب نگاهش کردند و زنی زیر لب ناسزایی به او گفت. جلو رفتم تا با او صحبت کنم اما گفت عجله دارد و حاضر به گفت و گو در مورد نوع پوشش خود نشد.

در ایستگاه متروی تجریش کنار زنی که چادر به سر دارد می‌نشینم و بحث حجاب را باز می‌کنم. زن زیر چادر مقنعه‌ی مشکی سر کرده و مانتوی تیره‌ رنگی هم به تن دارد به نظر زنی پنجاه ساله می‌آید، می‌گوید: «وضع خیلی بد شده، یک زمانی خیلی سخت گرفتند و حالا که فضا کمی باز شده، دیگر نمی‌شود فضا را کنترل کرد.» می‌پرسم چادری‌ها زیاد شدند یا نه می‌گوید: «نه جوان‌ها دیگر کمتر از چادر خوششان می‌آید، بی‌بند و باری طرفدار پیدا کرده».

زن جوانی که موهای بلند روشنش را از جلوی شال سبز تابستانی بیرون ریخته معترض می‌شود و می‌گوید: «بی‌بند و باری یعنی چی خانم؟ هرکی شبیه شما نبود بی‌بندوبار است؟» زن چادری رو به دختر جوان می‌گوید که منظورش او نبوده و ادامه می‌دهد: «بعضی دخترها دیگر خیلی ناجور بیرون می‌آیند، هرجور باشد ما مسلمانیم» زن جوان که هنوز عصبانی است ادامه می‌دهد: «مسلمانی به این چیزها نیست خانم، هرکسی حق دارد هرطور می‌خواهد لباس بپوشد، اینهمه سال است ما را با همین حرف‌ها بدبخت کردید».

چند زن با پوشش‌های مختلف این مکالمه را گوش می‌دهند اما واکنش خاصی ندارند، اینطور به نظر می‌آید که اینگونه مشاجره‌ها برایشان به رفتاری عادی تبدیل شده است.

زن جوانی با چادری که جلوی آن را باز گذاشته و روسری رنگی که گره‌ای خاص روی آن زده در یکی از خیابان‌های شرق تهران وارد مغازه‌ای می‌شود منتظر می‌مانم تا بیرون بیاید، بعد از تمام شدن خریدش دعوتش می‌کنم تا کمی در مورد نوع پوشش زنان و وضعیت حجاب با هم صحبت کنیم با کمی مکث می‌پذیرد. چشم‌های آرایش شده و مژه‌ی مصنوعی دارد و رژ قرمز رنگی به لب زده و کفش پاشنه بلندی هم به پا دارد و مدام اصرار دارد کسی او را مجبور به انتخاب حجاب نکرده و همسرش انتخاب را به خود او سپرده است.

می‌پرسم فکر می‌کند وضعیت حجاب در ایران چگونه است؟ می‌گوید: «والا هرکسی خودش می‌داند چطور بپوشد، من خودم سعی می‌کنم آراسته باشم و حجابم را هم رعایت کنم اما شاید کسی نمی‌خواهد حجاب داشته باشد نباید که زورش کرد. خانم هرچقدر سخت بگیرند بدتر می‌شود اصلا آدمیزاد از هرچه منع شود به آن گرایش دارد. به خاطر همین هم الان مردم کمتر از قبل حجاب رو می‌پذیرند» می‌پرسم از بین دوستانش کسانی که نوع پوشش متفاوت‌تری دارند هم دارد؟ می‌گوید: «همه جور آدمی بین دوستانم دارم.»

بیشتر کسانی که در این طیف قرار دارند، کارمندان و کارکنانی هستند که مانتو و شلوار پارچه‌ای یکدستی پوشیده‌اند زنانی هم بودند که می‌گفتند قبل از این چادر به سر داشتند اما تصمیم گرفته‌اند مانتو را جایگزین چادر کنند. یکی از آنها می‌گوید: «حجاب که فقط چادر نیست، ما هرروز اینهمه راه می‌رویم و می‌آییم واقعا با چادر سخت است.»

در این بین زنان جوانی هم دیده می‌شوند که لباس‌های بلند و حجاب کامل دارند اما در رنگ لباس و طرح آن بیشتر شبیه پوشش دانشجویان هنر لباس می‌پوشند، لباس‌هایی با طرح گل و کوله‌پشتی‌هایی با رنگ‌های فانتزی از مشخصه‌های لباس این طیف از زنان جوان است.

زن میانسالی که مانتوی کوتاهی پوشیده و آستین آن را بالا زده و کمی از موهایش پیدا است از خیابان کریمخان می‌گذرد و در ایستگاه اتوبوس می‌ایستد. کنارش می‌ایستم و نظرش را در مورد حجاب در ایران می‌پرسم با حالتی ناراحت می‌گوید: «چه کار حجاب داری خانم؟ حالا همه‌ی مسایل‌مان تمام شده و مانده همین حجاب؟» کمی از وضعیت موافقان و مخالفان حجاب برایش توضیح می‌دهم می‌گوید: «اینها را می‌دانم دخترجان. هر روز بین همین آدم‌ها دارم زندگی می‌کنم. اگر از من می‌پرسی می‌گویم آزاد بگذارند مردم با دامن بیرون بیایند اما خب همه که با من موافق نیستند، الان هم خیلی کاری به کار حجاب ندارند فقط اسمش است که می‌گویند ممنوع است.»

دختر جوان دیگری که مانتوی بلندی دارد و شال سفید رنگی به سر دارد و گوشواره‌های فلزی‌ بلندش از گوشه‌ی شال بیرون زده در ایستگاه متروی صادقیه منتظر مترو است می‌گوید: « یک عده‌ای حجاب را می‌پذیرند و عده‌ای نمی‌پذیرند. نمی‌دانم کسانی که می‌پذیرند واقعا به آن معتقد هستند یا نه. اگر اینطور باشد من درکشان می‎کنم اما کسانی که از روی اجبار خانواده محجبه می‌شوند را نمی‌فهمم.»

‌می‌پرسم اگر حجاب را به صورت یک روند ببینیم الان این روند چگونه است؟ جواب می‌دهد: «خیلی فرق کرده، من خودم را با خواهرم یا مادرم که مقایسه می‌کنم می‌بینم حجاب کمتر شده، اجبار هم کمتر شده، حتی نسبت به همین چندسال پیش دیگر کمتر گشت ارشاد می‌بینم.»

بیشترین تعداد افراد جامعه‌ی آماری پانصد نفره‌ی من مربوط به همین گروه است. این افراد بیشتر مانتوی بلندی می‌پوشند و جلوی آن را باز می‌گذارند و از زیر بلوز یا تی‌شرت طرح‌داری هم می‌پوشند. بیشتر لباس‌های مانتوفروشی‌ها هم از همین دست مانتوها هستند. زنی که حدود چهل سال دارد و مانتوی جلوباز سرمه‌ای رنگی به تن دارد در این مورد می‌گوید: «خب بعضی‌ها نمی‌خواهند حجاب داشته باشند اینطور لباس می‌پوشند، اصلا همین که جلوی مانتوها باز شده نشان می‌دهد حجاب کم شده، شما یادتان نمی‌آید ولی قبلا اینطور نبود. اگر کسی مثل الان لباس می‌پوشید در همین جامعه رفتار بدی با او می‌شد.»

شاید این گروه خاص‌ترین نوع پوشش را در میان زنان تهرانی دارند. نوع لباس پوشیدن آنها تابع هیچگونه قانونی نیست و بیشتر در پوشش خود خلاقیت به خرج می‌دهند، این افراد در محل‌های خاصی از تهران مثل خیابان انقلاب و تئاتر شهر متمرکز هستند. بعضی از آنها موهای کوتاه با رنگ‌های فانتزی مثل آبی یا بنفش دارند، بعضی موهای بلندی که از دو طرف می‌بافند را از شال بیرون می‌گذارند.

لباسهایشان رنگ‌های خاصی دارد و حجابشان از معمول جامعه کمتر است، یکی از آنها می‌گوید: «اینجا حتی دخترهایی هستند که موهایشان را کوتاه می‌کنند، لباس مردانه می‌پوشند و بدون حجاب بیرون می‌آیند.»

زنی که حدود سی سال دارد، کفش پاشنه‌بلندی پوشیده شلوار کوتاه، تنگ و پاره‌ای به تن دارد و مانتوی جلوباز کوتاهی هم پوشیده، موهای بلندش را از دو طرف شانه کرده و جلوی شالش را هم باز گذاشته، زنی چادری از او می‌خواهد به حراست مترو برود و دست او را می‌گیرد و می‌کشد. زن داد می‌زند و می‌گوید: «چه کارم داری؟ من کاری نکردم.» دستش را از زن دیگر می‌کشد و افراد حاضر هم سعی می‌کنند جدایشان کنند. زن درحالی که هنوز عصبانی است از پله‌های مترو پایین می‌رود.

به نظر می‌آید سیر حجاب در ایران روند کاهشی طی می‌کند و سختگیری‌ها نسبت به رعایت پوششی خاص کمتر شده، با این حال نارضایتی‌ها از وضعیت حجاب در ایران همچنان بالا است. عده‌ای این وضع را ناقض قوانین شرعی می‌دانند و عده‌ای فکر می‌کنند باید بیشتر به آزادی پوشش احترام گذاشت.

 

 

نظر زنان ایران درباره حجاب

انتهای پیام

ای کاش چهره ی خانم هایی که حجابشون میتونه با برخورد گشت ارشاد مواجه بشه رو تار تر میکردید، میتونه براشون دردسرساز بشه

حکومت این موضوع را با مسامحه دنبال نمیکنه و ظاهرا هم قصد نداره از تجارب پلیسی شکست خورده در مقولات اجتماعی دست بر داره. تنها تغییر در نوع برخوردها توسط پلیس را شاهد هستیم که فکر میکنه اگر تا الان برخوردهای پلیسی پاسخگو نبوده ایراد از تاکتیک ها بوده و اگر برخوردها مدرن تر و زیرپوستی تر بشه موفقیت آمیز هم خواهد بود!

سلام-من یادم هست در دوره پهلوی با همه تلاشی که کردند فقط در شهرهای بزرگ آنهم در قسمتهائی از بالای شهر ومرکز شهر ومراکز تفریح سالم وناسالم بی حجابی بود اقشار متوسط شهری هم چادری بودند مثلا در محله ما در تبریز که مشابه آن زیاد بود فرد کراواتی وبی حجاب جرات نمی کرد بیاید و لی اکنون در بعد انقلاب در همین آذربایجان ما به روستاهای دور دست محروم هم که می رویم از گروه سنی حدود میانسال به پائین همین مشابه همین عکسهایی که شما منتشر کردید خیلی قابل مشاهده است وقتی میگم خیلی یعنی خیلی من گاها در اطراف وفامیل دور ونزدیک علاقه دارم ببینم مثلا شامل چه گروهای هستند می بینم پوششهای تازه به همه خانواده ها یا نفوذ کرده یا با سرعت در حال نفوذ هست گاهی با خودم فکر می کنم فرزندان این دختران چگونه خواهند پوشید به نظرم من یک راه مقابله اینست که به فرهنگ اصیل مناطق برگردند و از یکسان سازی ساخت وساز و زبانی و ….بکاهند ترویج لباسهای سنتی در هرمنطقه بکنند در بلوچستان و برخی اقوام مانند قسمتهائی از بختیاری و قشقائی و…لباس سنتی رواج دارد اینگونه نهضت تغییر لباس دیده نمی شود باید به دهه های آِنده بیشتر اندیشه کنند

درصد گروه روبنده را اشتباه زدید. می شود دو دهم درصد

ظاهرا بقول خیلی ها نوع حجاب به سلیقه افراد هست در حالیکه باید برای حفظ شان و حریم زن مسلمان اخلاقا و عرفا و شرعا و قانونا رعایت شود آنهم در ایران که این همه خون شهید داده شده که صد البته و قطعا خواسته یا ناخواسته در مسیر توطئه های دشمنان اسلام و ایران و نظام میباشد که با حجابب عتلای جامعه میباشد مصونیت زن و خانواده و جامعه هست و نه محدودیت که متاسفانه حداقل ضرر خیانت و تجاوز و از هم پاشیدن نظام خانواده و جامعه سالم هست .

حکم به شرع حکم به عقل هر چه که عقل و شره به آن حکم کند

متاسفانه جهان به سمت عریانی و برهنگی پیش می رود و کار چندانی نمی شود کرد چرا که ما هم بخشی از جهانیم . چطور می توان از زن و دختری که از ساعت 7و8 صبح تا 7و8 شب بیرون از خانه و در منظر دید مردان متعدد است توقع حجاب داشت ؟! زن میل به خودنمایی دارد و وقتی آنقدر در معرض دید باشد طبیعتا خودش را ول می کند . به نظرم در وضعیت فعلی جامعه ، بی حجاب بودن تعجبی نیست بلکه باید از باحجابانی که در جامعه هم حضور دارند ، تعجب کرد . زن مدرن امروز دیگر کدبانوگری را عیب و عار و کاربانویی را افتخار می داند بنابراین همه این شل حجابی ها طبیعی است . مدرنیته از همه چیز پرده دری کرد و از دنیا تا توانسته راز زدایی کرده و طبیعتا از زنان نیز راز زدایی و پرده برداری کرده است . انسان مدرن دغدغه و شعار ضمنی اش ” پیشرفت و لذت ” است بر خلاف انسان سنتی که دغدغه و شعار تلویحی اش ” قناعت و عبادت ” بود . بنابراین دختران و زنان دیگر تقیدی به حجاب ندارند و می خواهند همپای مردان پیشرفت کنند و تا می توانند لذت ببرند . جامعه ما در حال پوست انداختن است . به نظرم داریم تلاش بیهوده می کنیم و دیر یا زود به این نتیجه می رسیم راهی که غرب رفته تنها راه پیش روی بشر است و راه دیگری وجود ندارد .

من نه یه انسان عادی ام و صد در صد شعارم لذت و پیشرفته
یه بار فرصت زندگی دارم معلومه که ازش به بهترین نحو استفاده میکنم و حتی سختی های توشم زمینه ساز لذت های ایندم میبینم
قناعت و عبادت شعار ادمای ضعیف و بدون هیچ خلاقیت و استعداد هستش

با جمله آخرت فهمیدم یک انسان پلید هستی که اگر به قدرت برسی هرکی رو دلت بخواد می کشی. تو هم مثل بقیه احمقی بیش نیستی.

باهات موافقم و به نظرم عبادت همون انسانیت و شکرگزاریه که هر کس میتونه اونطور که راحته انجامش بده ولی ما 400 ساله گیر کردیم روی 17 رکت نماز و تار مویی که قراره تو جهنم ازش آویزون بشیم . زمان همه چیز رو تغییر میده اصن باید بده 400 سال پیش همه چیز فرق داشت از ارزش ها گرفته تا سبک زندگی و … قبلا خوشبختی شامل داشتن فرزند صالح میشد و تمام ولی الان تعریفش فرق کرده و شده رسیدن به آرزو ها و پیشرفت کردن و من تعجبم از اینه که چطور احکام دین ما از 400 سال پیش تغییر نکردن!

قناعت و عبادت شعار انسان هایی هست که با واقعیت زندگی میکنن و به آخرت ایمان دارند. آدم هایی مثل تو با جذابیت های دروغین زندگی میکنند.

چه اشکالی داره هم پیشرفت باشه هم عبادت ، هم حجاب ، هم ….وووو

نظر شخصی فرد خیلی مهمه ، شاید یه آدم مذهبی دوس داره چادر سر کنه ولی هیچوقت ، هیچوقت حق نداره به کسی مثل خودش پوشش نداره توهین یا تذکر بده چون شاید یه فردی که مذهبی نباشه دوس نداره روسری سر کنه که واقعا اجبار کردن چیز بیهوده ای هستش . آیا این همه دختر خانمایی که گشت ارشاد به زور کتک سوار ماشین میکردن هیچ تغییری در حجاب داشت ؟؟؟ مردم با دیدن این صحنه ها بیشتر از حجاب متنفر میشن ، پس بیاید حجابو اختیاری کنیم و براش سطح تعیین کنیم برای مثال خانم ها خودشون اختیار دارن شال بزارن یا نه ، مانتوشون باز باشه یا یا بسته ، کوتاه یا بلند ، ولی تعریف کنیم که از پیراهن یقه بسته استفاده شود و گلو مشخص نباشد ، شلوار های بلند بپوشن ولی استفاده از شال و روسری رو اختیاری کنید به خدا تو جامعه امروزی کسی نمیخواد موی زنان رو انکار کنه و کسی هم تحریک نمیشه چون همه مو دارن ، اگه خدا میخواست که مو پوشونده بشه اصلا چرا مورو آفرید ؟؟؟! جامعه داره از اون طرز فکر قدیمی و سنتی تغییر میکنه سلایق و عقاید فرق داره نمیشه به زور گفت تو باید موهاتو بکنی اون زیر .!

حجاب اختیاری مثل این میمونه که بگیم قاچاق آزاد بشه

این فقط اوضاع رو بدتر میکنه
چرا نمیگید کارفرهنگی بیشتر در این زمینه انجام بدیم؟
تذکر وظیفه همه ما هست اما به روش درست
الان سخت‌گیری درمورد حجاب کمتر شده، اوضاع بهتره بنظرتون؟

حجاب یک مسئله ی شخصی نیست، یک امر اجتماعی است، زن بد حجاب، باعث از هم پاشیدن خانواده ها و خیلی مسائل دیگه میشه.حجاب که رعایت نشه، فساد اخلاقی در
جامعه زیاد میشه، بیشتر زنان و دخترانی که مورد تعرض جنسی قرار می گیرند، زنان و دخترانی هستند، که حجاب را رعایت نمی کنند. حجاب به زن امنیت می دهد.

اونا خودشون مشکل دارن ک به دیگران تعرض می کنن برات و برای همچین کسانی مثل تو متاسفم مایه ننگ جامعه هستین یک روان شناس گفت کسانی ک تقصیر کار خود دختره می دونن خودشون تجاوز گرم اون ها تعرض کردن وقتی مثل یک آلت جنسی همیشه در حال تحریک هستن هرجا میرم زنشونو ببرن و نمیتونم خودشونو کنترل کنن اصن نیان بیرون چرا ما نیایم ؟؟؟!!اونا نیان و واقعا واقعا …

من یه مردم و شدیدا اذیت میشم.
کی میگه تحریک نمیشن؟

بدرک ک تحریک میشین خودتون تو خونه زندانی کنین وقتی رو خودتون کنترل ندارین

دقیقا ببخشید من دستم خورد رای منفی دادم

امید وارم که همین روز هاست امام زمان می آید و این انقلاب پرچم رو به صاحب الامر می دهد

قطعا فرهنگ سازی راه موثرتری برای چنین مسائلی است هرچند برخوردهای قانونی هم
لازم است اگر برای بانوان محترم روشن شود که حجاب نه یک محدودیت بلکه وسیله ای
برای حفظ شآن و کرامت آنها در برابر اشخاص هوسران است با رضای خاطر و بدون
اجبار این دستور الهی را می پذیرند

بشین تابرات بپذیرن

عزیز تو کاری به شان و کرامت بقیه نداشته باش
نسلتون به زودی منقرض میشه از دستتون راحت میشیم
خیلی مننظر اون روزم و مطمعنم نزدیکه

بسم الله القاصم الجبارین
-وَنُريدُ أَن نَمُنَّ عَلَى الَّذينَ استُضعِفوا فِي الأَرضِ وَنَجعَلَهُم أَئِمَّةً وَنَجعَلَهُمُ الوارِثينَ سوره مبارکه القصص آیه ۵
-وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا الإسراء۸۱
-وَمَن يَتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسولَهُ وَالَّذينَ آمَنوا فَإِنَّ حِزبَ اللَّهِ هُمُ الغالِبونَ سوره مبارکه المائدة آیه ۵۶

دستور الهی تبعیض نیست

حجاب يه مسله شخصي كه به خود بانوان مربوطه برادر من حجاب يك چيز شخصيه امروزه تنها كشور مسلمان كه حجاب اجباريه ايرانه در قران هم ميگن هيچ اجباري در دين نيس چرا ما اجبار كنيم تو جامعه مردسالار اين البته چيز عجيبي نيس رفتي نويسنده چرا به فقر ٩٠دريدي مردم توجه نميشه چرا به كولبر توجه نميشه چرا به كودك كار. نخبه هاي كه فرار كردن قيمت عجيب خانه و خودرو چرا به قيمت ١٠٠مليوني پرايد كه خودش ماشين كشتاره توجه نميشه برادر مسلمون خواهر مسلمان كشور لبه پرتگاه اول بايد كشور و ٩٠مليون ادمشو كه توش زندگي ميكن نجات داد واقعا ما ايرانيان مردمان عجيبي هستيم
ياعلي مدد

حجاب یه مسئله عمومیه چون ذوی زندگی همه تاثیر منفی داره.. اگر حجاب هیچ اهمیت نداره، شما میتونید قبول کنید خانمتون با چادر توی خونه بگردن؟

فقر و.. سرجای خودش یکی از مشکلات جدی کشور هم همین حجاب هست، نباید حل بشه بنظرتون؟

هم به حجاب باید رسیدگی بشه هم به سایر موارد
در ضمن برای چی فکر میکنید شخصی؟ حجاب یه مسیله عمومه و به همه ربط داره زیان بی حجاب که فقط به خود شخص نمیرسه.

سلام مثل اینه که توجایی که بحث در مورد درگیری مدافعان حرم با داعش هست، یا درگیری بچه های اطلاعات با تروریست ها است، بیای مسئله بیکاری جوانان را مطرح کنی؟ هر چیزی جایگاه خودش را دارد!
الان در دولت آقای روحانی که به حجاب اهمیت نمی دادند، مشکلات نخبگان، کولبران و ….. حل شد؟

جهان اخر زمان و کتاب جاهلیت مدرن رو اگر مطالعه کنید ،،خواهید دید که ما در آخر بشریت هستیم و تمام علائم که نوشته شده و نقل شده انجام شده آخرین موردی که باید اجرا بشه و در سال 1400هم خواهد شد ،،یا بهتر بگم شروع خواهد شد فقط عریان شدن است که کم کم آن هم اجرا میشه و باید بشه مانند قوم لوط ،،،ودر این حین گلچین و رفتن افراد پاک دامن و بعد عذاب برای زمینیان،،،روزی زنا و نامحرم ترس داشت ،نامش را عوض کردن شد دوست دختر و دوست پسر،روزی گناهکار را میشد از پاکدامن تشخیص داد ولی الان دیگه نمیشود،،،روزی چادری قابل ستایش بود نماد دین بود ولی الان قابل اعتماد نیست،،،محجبه است ولی با دوست پسرش میرود قطعه شهدا و رنگ رفته نوشته شهدای گمنام رو رنگ میزنه،،،ریشه یابی میکنی میبینی دیندارمان دین دار نیست،،،بی دینمان هم انسان نیست،،،

سلام
هیچ وقت کلی صحبت نکنید و یک مسئله را به همه بسط ندهید!

به نظر من همه چی از خانواده شروع میشود واگر بخواهیم چیزی در جامعه فرهنگ سازی کنیم باید از این نهاد کوچک غافل نشویم ضمنا خواهر و برادر کوچک تر از خودتون رو امر به معروف ونهی ازمنکر کنید غیرتی بشید دختر پسر هم نداره اگه خواهر تون بدحجاب ه احادیث و معنویات رو بهشون گوشزد کنید از عواقب بی حجابی بهشون بگید خدا آخر عاقبتمون رو به خیر کنه

مطمئن باش اون روز رو نمی بینی.

میبینیم

انشالاه امام زمان ظهور می کند و همه اینا درست می شود . ولی حجاب یک مسئله عمومی می باشد . چنان که رعایت نشود مطمئن باشید اون دنیا تک تک کسانی که به دلیل حجاب شما سر به پایین انداختند یا گناه کردند در همه ان ها شرکید روز قیامت باید جواب اون همه ادم رو بدید اون دنیا طبق قران : خانواده از هم فرار می کنند و طبق قران باید حجاب رعایت بشه

بنظرم در جامعه ایران چادر برای خانمها پوشش بسیار ارزشمندی هست دلایلش هم بسیاره ولی نظر من فقط نظره شخصی من است البته فرد نباید به فکر و نظر دیگران اهمیت دهد که چی در مورد لباسش میگن باید پوششی که خودش دوستداره و میدونه درسته رو بپوشه نباید طوری باشه که بخاطر لباس حالت ناراحتی ذهنی برایش بوجود. بیاد یکی دوستداره چادری بشه اعتقاد دار ه و یکی نه چون اگر استرسی رفتار کنه در بلند مدت آسیب روانی برایش ایجاد میشه این آسیب خطرناکتره پس در مورد لباس تحقیق کن و آنچه که میدونی درسته رو بپوش اینطوری عرف جامعه هم ایجاد میشه همینطوری چشم بسته لباسی رو نپوشیم مد یا قیمت کم دلیل بر استفاده از اون لباس نیست هر لباسی میتونه نشون دهنده شخصیت و نگرش فرد باشه حتی لباسهایی ممکنه ربطی به فرهنگ ما نداشته باشن ندونسته اونها رو بپوشیم که اصلا جالب نیست باید به لباسی که میپوشیم خیلی اهمیت بدهیم

اول باید بگم درصد بندی که شما انجام دادین با یک نگاه میشه گفت غلطه چون همین جوری شما به دور و بر خودت نگاه کنید متوجه میشین که اکثریت دوست دارند حجاب آزاد و انتخابی باشد. من به شخصه در طی ده سال اخیر کسانی را که از چادر به انتخاب بی حجابی رسیدند از نزدیک دیدم چه در محل کار، درس، فامیل و… دوم اینکه چرا رکن اصلی کشور ما باید حجاب زنان باشد و هر وقت اعتراضی هم بشه بگن شهید دادیم، عزیزان جنگ بین عراق و ایران سر حجاب بود آیا؟؟ یا در ارتباط با مدافعین حرم آیا داعش سر زنان بی حجاب را نمی برید ؟؟؟ شهید شدن در مبارزه با این گروه‌های تروریستی چه ربطی به حجاب دارد؟؟ اینا که تو این زمینه از ما سخت گیر ترن!!! من فکر میکنم حجاب یک ابزار برای سرگرم کردن و درگیر کردن احساسات مردم و احساس گناه دادن به مردم برای جلوگیری از اعتراض در برابر بی عدالتی و…

بدرک ک تحریک میشین خودتون تو خونه زندانی کنین وقتی رو خودتون کنترل ندارین

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

نام *

ایمیل *

وب‌ سایت

ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

امسال هم درحالی 21 تیرماه، روز عفاف و حجاب به پایان رسید که هنوز هم بین اقشار مختلف جامعه بین مرز پوشش، حد دخالت قانون در پوشش شرعی و عرفی، اولویت داشتن پوشش زن یا نگاه مرد و تعریف حجاب و عفاف برای مرد اختلاف نظر وجود دارد.

گروه خانواده؛ نعیمه موحد: «حجاب» از آن دست مقولاتی است که در کشور ما حتی تعریف آن هم به راه اشتباهی رفته است. اختصاص یافتن واژه «حجاب» به سبک خاصی از پوشش یا تعریف آن فقط برای زنان باعث شده تا یک روز از سال به نام روز «حجاب و عفاف» بحثها دوباره پیرامون این چالش چهل ساله رنگ تازه‌ای بگیرد و واژه «عفاف» یادآوری کند که حجاب معنای بسیار گسترده‌تری در یک جامعه اسلامی دارد.

روز 21 تیرماه هرسال از این جهت روز «حجاب و عفاف» نامگذاری شده است که مصادف است با سالروز قیام مردم مشهد علیه کشف حجاب در دوران رضاشاه پهلوی. در سال 1314 در پی اقدامات اطلاحی رضاشاه بر روی سبک پوشش مردم، دستور استفاده مردان از کلاه‌شاپو و کشف حجاب زنان در مشهد صادر شد. با شنیدن این خبر جمعی از روحانیون شهرهای مختلف در تهران تحصن کردند. محل تحصن این روحانیون به سرپرستی آیت‌الله قمی در شهرری بود. وقتی اخبار محاصره محل اقامت آنها به مشهد رسید، مردم مشهد در حرم امام رضا(ع) و اطراف مسجد گوهرشاد تجمع و به این وضعیت اعتراض کردند.

روز 21تیرماه نیروهای حکومتی به مردم معترض به کشف حجاب در مسجد گوهرشاد حمله کردند. در تاریخ آمده که در این حمله و کشتار 2000 زائر امام رضا(ع) به خاک و خون کشیده شدند.

هرسال 21تیرماه که در میانه آن هفته عفاف و حجاب نیز قرار دارد چالش‌ها و نظرات متفاوت  صاحب‌نظران راجع به موضوع حجاب به بحث روز جامعه تبدیل می‌شود. به همین مناسبت« خبرگزاری فارس» یکی از نظرسنجی‌های جدید در رابطه با نگاه مردم به مقوله حجاب و استنباطی که از آن در کف جامعه وجود دارد را بررسی کرده است.نظر زنان ایران درباره حجاب

 

دو رویکرد کلی به حجاب و نگاه سوم

در این نظر سنجی که در ادامه آن را می‌بینید و مبنای گزارش ما قرار دارد، دو رویکرد کلی درباره حجاب در جامعه وجود دارد. یکی می‌گوید افراد حتما باید در اماکن عمومی حجاب داشته باشند چون مردان قدرت کنترل نگاه خود را ندارند و این وضعیت به کانون خانواده‌ها آسیب می‌زند.

دسته دوم اما معتقدند هرکس باید بتواند برای نوع پوشش خود در سطح جامعه تصمیم بگیرد و کسانی که توانایی کنترل نگاه و غریزه خود را ندارند، باید این توانایی را در خود حاصل کنند چون دیگران مسئول عدم کنترل آنان نیستند.

البته دسته سومی هم وجود دارند که نوع نگاه آنان به مسئله حجاب کمتر دیده و شنیده می‌شود. دسته‌ای از زنان و مردان که نفع  حجاب و عفاف را اول از همه برای خود می‌دانند. آنها معتقدند با داشتن پوشش مناسب خودشان را از نگاه و دست‌درازی کسانی که خود را ملزم به کنترل نفس نمی‌دانند دور می‌کنند و به این ترتیب سطح ارزشی خود را در جامعه بالاتر می‌برند.

فارغ از این دو نگاه غالب و نگاه سوم، نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشگاه تهران در آبان گذشته می‌گوید 77درصد مردم ایران معتقد هستند اگر پوشش مناسب و حجاب در جامعه رعایت نشود، این موضوع باعث اختلاف میان همسران و خانواده‌ها شده و در نهایت ضرر آن به نهاد خانواده می‌رسد.

 

افکارسنجی پوشش چه می‌گوید؟

74درصد مردان و 79درصد زنان این جامعه آماری جزء دسته‌ای هستند که حجاب را برای حفظ کانون خانواده ضروری می‌دانند. نکته جالب دیگر درباره این نظرسنجی این است که از این دسته 68درصد تحصیلات دانشگاهی دارند.

گروه دوم که 20درصد جامعه آماری مورد پژوهش را تشکیل می‌دهد شامل 22درصد از مردان و 19درصد از زنان هستند که نسبت این دوجنس هم مانند دسته اول تقریبا به هم نزدیک است. 28درصد از این گروه هم دارای تحصیلات دانشگاهی هستند.

به نظر می‌رسد از نظر جنسیت و همچنین تحصیلات تفاوت زیادی بین این دو دسته با اختلاف نظر زیاد وجود نداشته باشد. جز اینکه از جامعه آماری مورد بررسی تعداد بیشتری به رابطه حجاب و حفظ خانواده‌ها از تزلزل معتقد هستند.

 

بدحجاب عرفی و خیلی بدحجاب!

از آن طرف آمار دیگری از طرف مرکز پژوهش‌های مجلس وجود دارد که وضعیت کلی حجاب در جامعه را نشان می‌دهد. این آمار که طیف کمتری ارائه داده و فقط به درصدها بسنده کرده است عنوان می‌کند که  زنان بدحجاب 64درصد جامعه و زنان باحجاب 35درصد افراد جامعه را تشکیل می‌دهند. در ادامه این نظرسنجی کمی جامعه آماری را کوچکتر کرده و از حیث پوشش 11درصد را خیلی بدحجاب و 89درصد را بدحجاب عرفی عنوان کرده است.

در نگاه اول به نظر می‌رسد که این دو نظرسنجی با هم مغایرت دارند اما نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشگاه تهران به لفظ «پوشش» در کنار «حجاب» اشاره شده است. درحالی که آمار مرکز پژوهش‌ها صرفا «حجاب» را بررسی کرده است.

 

در هرجامعه‌ای افراد حدی از پوشش را برای مصون ماندن خود و مصون ماندن دیگران از لغزش و آسیب پذیرفته و قبول دارند. در ایران که حجاب و پوشش جزء قوانین لازم‌الاجراست بدیهی است که در گذر زمان اعتقاد به این پوشش و تاثیر مثبت آن بیشتر شده است و جامعه با این گذاره به صورت فرهنگی خو گرفته است.

آمار مرکز پژوهش‌ها از صفاتی چون « خیلی بدحجاب» و یا «بدحجاب عرفی» استفاده کرده است که تعریف دقیق آن مشخص نیست. در بخشی از کشور و حتی در یک شهر ممکن است یک نوع پوشش از نظر عرف غالب خیلی بدحجاب و از نظر بخشی دیگر بدحجاب عرفی تلقی بشود.

از طرف دیگر نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشگاه تهران با لحاظ کردن لفظ «پوشش» جامعه‌آماری و نظراتی که طیف آمار را در برمی‌گیرد گسترده‌تر و بامعنی‌تر کرده است. به این صورت که ممکن است کسی در تعریف عرف غالب، بدحجاب عرفی به حساب بیاید اما همان شخص هم به حداقلی از پوشش که می‌تواند پوشش سر، بدن یا نوع خاصی از لباس با ویژگی پوششی خاصی باشد، قائل است.

از آن طرف این نظرسنجی نکته دیگری را هم نشان می‌دهد. اینکه ممکن است فرد حتی بدحجاب باشد و حتی اعتقادی هم به حجاب از نظر شرعی و قانونی نداشته باشد اما باز هم پذیرفته است که داشتن حجاب می‌تواند خانواده‌ها را از فروپاشی حفظ کند!

 

****

امسال هم درحالی 21تیرماه، روز عفاف و حجاب به پایان رسید و هفته حجاب و عفاف نیز به زودی به پایان خواهد رسید که هنوز هم بین اقشار مختلف جامعه ایرانی بین مرز پوشش، حد دخالت قانون در پوشش شرعی و عرفی، اولویت داشتن پوشش زن  یا نگاه مرد، تعریف حجاب و عفاف برای مرد اختلافات نظر وجود دارد.

اما به نظر می‌رسد آنچه جامعه ایرانی هنوز به شدت به آن پایبند است و اعتقاد دارد، خانواده است. و برای حفظ این خانواده یکی از مواردی که آن را حتی به صورت ناخودآگاه پذیرفته است، پوشش و داشتن حجابی است که زن و مرد را در کانون خانواده و محارم خود حفظ و در اجتماع مصون بدارد.

 

 

انتهای پیام/

 

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

حجاب اجباری در ایران از سال۱۳۶۲ و توسط مجلس شورای اسلامی با تصویب قانون مجازات اسلامی، برای عدم رعایت حجاب در معابر عمومی و تعیین مجازات عملی شد.[۱] برخی با ضرورت بحث حجاب مخالفند، زیرا، آن را مسئله‌ای فردی می‌دانند نه جمعی. آنان می‌گویند در ابتدای انقلاب ایران نیز مسئله اجباری کردن حجاب محل اختلاف میان علما گردید.[۲][۳] از نظر مخالفان، اجبار حجاب نه تنها وجه شرعی ندارد و در قرآن هم اشاره روشنی به آن نشده، بلکه اخلاقی هم نیست.[۴][۵][۶][۷]

روز پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۸ دادستان جمهوری اسلامی، محمد جعفر منتظری خط قرمز نظام را بی‌حجابی و بدحجابی اعلام کرد و گفت، در مقابله با آن تمام تلاش خود را خواهد کرد.[۸]

پس از دست رفتن سرزمین‌های تحت کنترل طالبان و داعش که در آنها حجاب اجباری با قوانین مشخصی اجرا می‌شد،[۹][۱۰][۱۱] و همچین پس از اینکه در تاریخ دوم مهر ماه سال ۱۳۹۸، عربستان سعودی قانون حجاب اجباری را لغو و آزادی عمل زنان در پوشش را به رسمیت شناخت،[۱۲] جمهوری اسلامی ایران به تنها کشوری بدل شد که هنوز قوانین حجاب اجباری اجرا می‌کند[۱۳] که مجازات تخطی از آن نیز تا ۷۲ ضربه شلاق و حبس می‌باشد.[۱۴]

بر اساسِ آماری که توسط مؤسسه گَمان در سال ۲۰۲۰ منتشر شده‌است، ۷۲٪ مردم ایران مخالف حجاب اجباری هستند. در مقابل، ۱۵٪ موافق حجاب اجباری هستند. ۵۸٪ اعتقادی به حجاب ندارند، در حالیکه، ۲۶٫۶٪ به حجاب معتقد هستند. در این نظرسنجی بیش از ۵۰ هزار پاسخ‌دهنده شرکت کردند و حدود ۹۰٪ پاسخ‌دهندگان ساکن ایران بوده‌اند. یافته‌های این گزارش، دیدگاه افراد باسواد بالای ۱۹ سال ساکن ایران (برابر با ۸۵٪ افراد بزرگسال در ایران) را بازتاب می‌دهد و با سطح اطمینان ۹۵٪ و حاشیه خطای ۵٪ قابل تعمیم به این جمعیت است.[۱۵] در شهریور ۱۳۹۹ نیز، مهدی نصیری، مدیرمسئول سابق روزنامه کیهان در شبکه چهار تلویزیون جمهوری اسلامی اعلام کرد که «بر اساس پیمایشی که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی انجام داده، ۷۰ درصد جامعه ایران با الزام حجاب مخالفند.» وی همچنین افزود که سالانه حدود ۵ درصد از شمار کسانی که ملتزم به حجاب هستند کاسته می‌شود و نتایج آخرین نظرسنجی که وزارت ارشاد انجام داده نشان می‌دهد حتی در شهرهای مذهبی مانند قم نیز اکثریت مردم با حجاب اجباری مخالفند. نصیری همچنین اعلام کرد که مقام‌های نظام جمهوری اسلامی به دلیل اینکه نتایج نظرسنجی‌ها در مورد حجاب را مطلوب نمی‌دانند، جلوی انتشار آن را گرفته‌اند.[۱۶]
نظر زنان ایران درباره حجاب

تا سال ۶۲ قانونی در زمینه لزوم رعایت حجاب اسلامی وجود نداشت. اولین قانونی که در خصوص پوشش زنان به تصویب رسید، ماده ۱۰۲ قانون تعزیرات بود که بعدها به صورت تبصره‌ای به ماده ۱۴۱ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۷۵ الحاق شد.

به موجب ماده ۱۴۱ قانون مجازات اسلامی، «هر کس عملاً در انظار، اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی کند علاوه بر کیفر عمل به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا ۷۴ ضربه شلاق جریمه می‌شود و اگر مرتکب عملی شود که نفس آن عمل دارای کیفر نباشد ولی عفت عمومی را جریحه‌دار کند فقط به حبس از ۱۰ روز تا دو ماه یا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شود.» و در تبصره آمده‌است: «زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ۱۰ روز تا دوماه یا از ۵۰ هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.»[۱۷] بعد از این احکام و بخشنامه هاست که موجی از فضای رسانه‌ای برای تببین و تبلیغ حجاب شروع به فعالیت و فرهنگ سازی می‌کنند.

در شانزدهم اسفند ۱۳۵۷ سید روح‌الله خمینی در جمع طلاب قم اعلام کرد: «زنان اسلامی باید با حجاب اسلامی بیرون بیایند. نه این‌که خودشان را بزک کنند. زن‌ها هنوز در ادارات با وضع پیشین کار می‌کنند. زن‌ها باید وضع خودشان را عوض کنند … به من گزارش داده‌اند که در وزارتخانه‌های ما زن‌ها لخت هستند و این خلاف شرع است. زن‌ها می‌توانند در کارهای اجتماعی شرکت کنند ولی با حجاب اسلامی.»[۱۸]

سخنان سید روح‌الله خمینی دربارهٔ حجاب به‌سرعت با تظاهرات اعتراض‌آمیز جمعی از زنان در مناطق شمال، مرکز و غرب تهران مواجه شد، به‌طوری که عکس این تظاهرات در کنار تیتر یک روزنامه‌های ۱۷ اسفند قرار گرفت. «خواست امام این است که حجاب اسلامی در مملکت باید رعایت شود.» شعار زنان معترض این بود که حجاب، پاکی نمی‌آورد و حجاب هر کس در نهاد اوست. سخنران مراسم نیز معتقد بود از آن‌جا که زنان و مردان هر دو برای پیروزی این انقلاب تلاش کرده‌اند، پس هر دو باید آزاد باشند. این مخالفت‌ها در روزهای بعد نیز ادامه پیدا کرد. دختران و زنان در بعضی مدارس تهران تظاهرات کردند. کارکنان زن هواپیمایی ملی ایران به این فرمان معترض بودند. جمعی از زنان کارمند در تهران و برخی شهرهای بزرگ نیز به این اعتراضات پیوستند. البته این حرکت‌های معترضانه از سوی جمعی از موافقان فرمان امام نیز بی پاسخ نماند و درگیری‌های لفظی در برخی مواقع بین دو گروه شدت می‌گرفت و گاه تندروی‌هایی نیز از سوی نیروهای انقلابی گزارش می‌شد. شعار «یا روسری، یا توسری» در همین مقطع زمانی مطرح شده بود و در روزنامه‌ها نیز بازتاب داشت.[۱۹]

محمدحسین صفار هرندی در مورد تندروهای آن سال‌ها نقل می‌کند:

—صفار هرندی، [۲۰]

در همین رابطه حسن روحانی که خودش از اولین مروجان حجاب اجباری بوده‌است در خاطرات خود می‌نویسد:

—حسن روحانی، خاطرات حسن روحانی، جلد اول، صفحه ۵۷۱–۵۷۳[۲۱][۲۲]

تظاهرات زنان در روز ۸ مارس (برابر با ۱۷ اسفند) سال ۱۳۵۷ و پنج روزِ پس از آن، از مهم‌ترین روزهای تاریخ جنبش زنان در ایران و حوادث سرنوشت‌ساز انقلاب ۱۳۵۷ ایران بود. ۸ مارس روز بزرگداشت روز جهانی زنان است.

دو هفته پس از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ دفتر خمینی تصمیم به لغو قانون حمایت خانواده و اجباری شدن حجاب اسلامی گرفت. همچنین یک روز پیش از برگزاری مراسم بزرگداشت روز جهانی زنان، سید روح‌الله خمینی در سخنرانی مدرسهٔ رفاه اعلام کرد زنان کارمند اداره‌های دولتی باید حجاب اسلامی را برای حفظ آبرویشان رعایت کنند. روز بعد زنان کارمند بدون حجاب اجازهٔ ورود به محل کارشان را نیافتند. تعداد زیادی از زنان کارمند از رفتن به سر کار سر باز زدند و زنانی که کارمند وزارت امور خارجه بودند، بیرون وزارتخانه دست به تظاهرات زدند. حدود ۵٬۰۰۰ تا ۸٬۰۰۰ زن در دانشگاه تهران تجمع کرده و شعار دادند. همچنین تعداد زیادی از دانش آموزان مدرسه‌های دخترانه به تظاهرات زنان در تهران پیوستند.[۲۳][۲۴] به نوشتهٔ روزنامه کیهان چاپ ۱۷ اسفند، «گروه‌ها و دسته‌های مختلف زنان از صبح امروز در خیابان‌های شمالی و مرکزی تهران به مناسبت روز جهانی زن و به خاطر ابراز نظریات خود دربارهٔ حجاب زنان دست به راهپیمایی زدند. در راهپیمایی‌های امروز زنان، تعداد زیادی از دانش آموزان مدارس دخترانه نیز شرکت داشتند. آنها ضمناً علیه کسانی که به زنان بی‌حجاب در روزهای اخیر حمله کرده‌اند، شعار می‌دادند … راهپیمایی امروز در حالی انجام شد که ریزش برف بی‌وقفه از نخستین ساعات بامداد آغاز شده‌است.»[۲۴]

به گواه اسناد و مدارک و مقالات منتشرشده در روزنامه‌های سال ۱۳۵۷ اولین جرقه‌های حجاب اجباری در اسفند سال ۱۳۵۷ یعنی کمتر از یک ماه پس از پیروزی انقلاب زده شد. یک روز پیش از هشتم مارس، روز جهانی زن، در حالی که گروه‌های مختلف سیاسی در تدارک برگزاری اولین مراسم روز جهانی زن در ایران بودند، روزنامه کیهان با این تیتر منتشر شد: «زنان باید با حجاب به ادارات بروند».

در صفحه اول این روزنامه به نقل از روح‌الله خمینی نوشته‌شده بود: «در وزارتخانه اسلامی نباید معصیت بشود. در وزارتخانه‌های اسلامی نباید زن‌های لخت بیایند. زن‌ها بروند اما باحجاب باشند. مانعی ندارد بروند کار کنند لیکن با حجاب شرعی باشند.»[۲۵]

البته شب پیش از آن نیز شبکهٔ تلویزیون که ریاست آن را صادق قطب‌زاده بر عهده داشت اعلام کرده بود که روز هشت مارس یک سنت غربی است و به زودی روز زن اسلامی اعلام می‌شود.

این‌گونه بود که تظاهرات روز جهانی زن به یک تظاهرات ضد حجاب اجباری بدل شد. گروه‌های مختلف زنان از دانش‌آموز و دانشجو گرفته تا کارمند و فعال سیاسی و اجتماعی در این تظاهرات شرکت کردند. روزنامه کیهان در بخشی از گزارش مفصل خود دربارهٔ تظاهرات زنان می‌نویسد: «۱۵هزار زن که در دانشکده فنی دانشگاه تهران جلسه سخنرانی داشتند به دنبال یک رأی‌گیری تصمیم گرفتند دست به راهپیمایی بزنند. آنها در حالی که گروهی از مردان همراهشان بودند به طرف نخست‌وزیری حرکت کردند. زنها شعار می‌دادند: «ما با استبداد مخالفیم»، «چادر اجباری نمی‌خواهیم». پیش از ظهر آنروز خبرنگار کیهان از دانشگاه تهران گزارش داد که یک گروه از مردان تندرو با شعار «مرگ بر ارثیه رضا کچل» وارد دانشگاه تهران شدند و به نفع چادر و حجاب دست به تظاهرات زدند».[۲۶]

روز شنبه ۱۹ اسفند تجمعی از زنان معترض در مقابل دادگستری تهران تشکیل شد، اما این بار، موافقان فرمان سید روح‌الله خمینی که طی روزهای گذشته به‌طور پراکنده علیه معترضان شعار می‌دادند، حضور پررنگ‌تری داشتند؛ به طوری که نیروهای کمیته‌های انقلاب دستور داشتند از زنان معترض در مقابل مردم خشمگینی که خواستار رعایت حجاب در جامعه بودند، مراقبت کنند. دفتر رهبر انقلاب اطلاعیه‌ای صادر کرد که با مزاحمین بانوان به شدت برخورد خواهد شد.[۲۷]

در تجمع زنان مقابل کاخ دادگستری، هما ناطق تاریخ‌شناس معاصر به سخنرانی پرداخت و گفت ما مخالف حجاب نیستیم بلکه مخالف تحمیل آن هستیم. در همین روز کیهان با شهاب‌الدین اشراقی، داماد سید روح‌الله خمینی مصاحبه‌ای انجام داده بود. وی در این مصاحبه گفته بود:

باید حجاب رعایت شود و قوانین اسلامی مو به مو اجرا گردد و در همه مؤسسات و دانشگاه‌ها به این موضوع توجه شود. اما باید در نظر داشت که حجاب به معنای چادر نیست. همین قدر که موها و اندام خانم‌ها پوشانده شود و لباس آبرومند باشد، حالا به هر شکلی مهم نیست. چادر چیز متعارفی است و بسیار خوب است. اما به خاطر طرز کار و نوع کار خانم‌ها شاید گاهی پوشاندن بدن و مو به طریق دیگر هم حجاب باشد، حرفی نیست. باید طبق نظر مبارک امام حجاب اسلامی در سطح کشور توسط خانم‌ها با اشتیاق اجرا شود … در مورد اقلیت‌های مذهبی همیشه نظر مبارک امام این بوده که آنها از هر حیث مورد احترام و حمایت باشند. اما اگر خانم‌های اقلیت‌های مذهبی هم رعایت حجاب اسلامی را بکنند چه بهتر.

گروه‌های مختلف زنان در روزهای بعد در مناطق مختلف تهران به صورت خودجوش دست به تظاهرات زدند. حدود ۱۵ هزار زن نیز به گزارش روزنامه کیهان، مقابل دفتر مهدی بازرگان، نخست‌وزیر دولت موقت دست به اجتماع زدند.[۲۹]

غیر از تهران در چندین شهر دیگر از جمله سنندج، اصفهان، ارومیه، کرمانشاه و بندرعباس نیز گزارش‌هایی از تظاهرات زنان در اعتراض به حجاب اجباری منتشر می‌شد.[نیازمند منبع]

در مقابل زنان معترض عده‌ای نیز بودند که به مخالفت با زنان و حمایت از حجاب اجباری به زنان حمله کردند. به گزارش روزنامه کیهان برخی از این افراد گلوله‌های برفی را که داخل آن سنگ گذاشته بودند به طرف زنان تظاهرکننده پرتاب می‌کردند.[نیازمند منبع]

در برخی از ادارات و شرکت‌ها نیز زنان در اعتراض به اجباری شدن حجاب دست از کار کشیدند. زنان کارمند بیمارستان‌های به‌آور و هزار تختخوابی، مخابرات ۱۱۸ و ۱۲۴ و نیز کارکنان زن قسمت فروش هواپیمایی ملی ایران از جمله این زنان بودند.[نیازمند منبع]

در روز بیستم اسفندماه روزنامه کیهان گزارش مفصلی از راهپیمایی پنج هزار نفر از معلمان، دانش‌آموزان دختر، کارمندان وزارت خارجه و برخی هنرپیشگان تئاتر در مخالفت با حجاب اجباری منتشر کرد.[۳۰]

زنان باحجاب و بی‌حجاب یک ماه بعد از این تنش‌ها، در همه‌پرسی جمهوری اسلامی به پای صندوق‌های رأی رفتند. اما درست در نخستین‌ماه استقرار جمهوری اسلامی، سید روح‌الله خمینی در پیامی روز ۸ مارس را به عنوان روز زن بی‌اعتبار اعلام کرد و روز تولد دختر پیامبر اسلام، روز زن نام گرفت.

با گسترش اعتراضات زنان روحانیون وارد عمل شدند و هرگونه اجبار و خشونت را در امر حجاب غیرمجاز دانستند که از جمله آن‌ها می‌توان از سید محمود طالقانی و فضل‌الله محلاتی نام برد. دادستان تهران نیز در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که هرکس مزاحم بانوان شود به شدت مجازات خواهدشد.

روزنامه اطلاعات در تاریخ ۲۰ اسفند مصاحبه مفصلی با سید محمود طالقانی در مورد مسئله حجاب انجام داد.

«در مورد حجاب، اجبار در کار نیست» در بیستم اسفند مصاحبه با سید محمود طالقانی دربارهٔ حجاب زنان، تیتر یک روزنامه‌ها شد:

«… ساخته من و فقیه و دیگران نیست؛ این نص صریح قرآن است. آن قدری که قرآن مجید بیان کرده، نه ما می‌توانیم از حدود آن خارج شویم و نه زنانی که معتقد به این کتاب بزرگ آسمانی هستند. ایشان دربارهٔ حجاب زنان در ادارات گفت: اسلام، قرآن و دین می‌خواهند شخصیت زن حفظ شود؛ این حرکت انقلابی است. کی در این راهپیمایی‌ها، خانم‌ها، خواهران و دختران ما را مجبور کرد که با حجاب یا بی حجاب بیایند؟ خودشان با احساس مسئولیت اسلامی که این لباس یکی از شعارهای اسلامی و ایرانی است، اصالت خودشان را نشان دادند … هو و جنجال راه نیندازند. همان‌طور که بارها گفتیم، همه حقوق زنان در اسلام در محیط جمهوری اسلامی محفوظ خواهد ماند و از آن‌ها خواهش می‌کنیم که با لباس ساده با وقار، روسری هم روی سرشان بیندازند به جایی برنمی‌خورد. اگر آن‌هایی هم که می‌خواهند موی‌شان خراب نشود، اگر روی مویشان روسری بیندازند، بهتر است و بیشتر محفوظ می‌ماند… چه جنگ‌ها، چه قتل‌ها، چه فجایع که تا یک سال قبل دائماً هر روز یک قسمت از اخبار روزنامه‌ها همین فجایع بود. منشأ این‌ها کی بود؟ منشأ این‌ها از کجا بود؟ غیر از همین تحریکات بی‌جا بود؟… خطری که حس می‌کنیم این است که زن‌ها دوباره به ابتذال برگردند. حجاب حکم ضروری دین است. منظور امام و علما این نیست که زن خانه‌نشین باشد. اجباری حتی برای زن‌های مسلمان هم نیست. چه اجباری؟ حضرت آیت‌الله خمینی نصیحتی کردند مانند پدری که به فرزندش نصیحت می‌کند، راهنمایی‌اش می‌کند که شما این‌جور باشید به این سبک باشید…»
«یک جوانی که وسیله زن گرفتن ندارد، وسیله کار ندارد، زندگی‌اش سرو سامان ندارد، وقتی این زن را با این صورت می‌بیند که گاهی یک پیرزن پنجاه شصت ساله خودش را مثل یک دختر ۱۴ ساله نمایش می‌دهد، توی خیابان یا سر کوچه، این بیچاره اذیتش می‌کند، ناراحتش می‌کند و این یک جور آزار جوان‌ها است و امیدواریم که بعد از این جوان‌های ما هم سر و سامان پیدا کنند… اجباری حتی برای زن‌های مسلمان هم نیست. چه اجباری؟ حضرت آیت‌الله خمینی نصیحتی کردند مانند پدری که به فرزندش نصیحت می‌کند راهنمائیش می‌کند که شما اینجور باشید به این سبک باشید».

سید محمود طالقانی، پس از مصاحبه رهبر انقلاب در مورد لزوم رعایت حجاب در ادارات، به موضع‌گیری در این مورد پرداخت. سخنان وی آن‌چنان‌که در روزنامه اطلاعات، مورخ ۲۰ اسفند ۱۳۵۷ آمده‌است بدین قرار است: «حتی برای زن‌های مسلمان هم در حجاب اجباری نیست چه برسد به اقلیت‌های مذهبی… ما نمی‌گوییم زن‌ها به ادارات نروند و هیچ‌کس هم نمی‌گوید… زنان عضو فعال اجتماع ما هستند… اسلام و قرآن و مراجع دین می‌خواهند شخصیت زن حفظ شود. هیچ اجباری هم در کار نیست. مگر در دهات ما از صدر اسلام تا کنون زنان ما چگونه زندگی می‌کردند؟ مگر چادر می‌پوشیدند؟… کی در این راهپیمایی‌ها زنان ما را مجبور کرده که با حجاب یا بی‌حجاب بیایند؟ این‌ها خودشان احساس مسئولیت کردند، اما، حالا این که روسری سر کنند یا نکنند باز هم هیچ‌کس در آن اجباری نکرده‌است» ما اسلام قران و مراجع دینی می‌خواهند زنان ما شخصیتشان حفظ بشود اصل مسئله این است. هیچ اجباری هم در کار نیست و مسئله چادر هم نیست.[۳۲]

توضیحات طالقانی در رادیو و تلویزیون و مصاحبه با روزنامه کیهان هم به کاهش نگرانی‌ها و التهابات کمک کرد. دولت موقت هم وعده داد که با تندروی‌ها مقابله کند و به این ترتیب راهپیمایی‌های سراسری مخالفان حجاب اجباری خاتمه پیدا کرد.

سید محمود طالقانی گفتگوی رادیو تلویزیونی خود گفته بود: “حجاب اسلامی یعنی حجاب وقار، حجاب شخصیت، ساخته من و فقیه و این‌ها هم نیست، نص صریح قرآن است… ما، اسلام، قرآن و مراجع دینی می‌خواهند زنان ما شخصیتشان حفظ بشود. اصل مسئله این است که هیچ اجباری هم در کار نیست و مسئله چادر هم نیست.” “[۳۳][۳۴]

سید روح‌الله خمینی نیز روز ۲۱ اسفند ۱۳۵۷، موضع‌گیری سیدمحمود طالقانی در مورد حجاب را تأیید کرد و تظاهرات زنان معترض بعد از آن متوقف شد و اعلام کرد که به خواسته خود یعنی غیر اجباری بودن حجاب رسیده‌است.
از سخنان سید روح‌الله خمینی و سید محمود طالقانی و سایر موضع‌گیری‌های موافقان حجاب در آن مقطع زمانی چنین برمی‌آید که علماء و اکثریت مردم حاضر نیستند نحوه پوششی که پیش از پیروزی انقلاب رایج بود را بیش از این تحمل کنند، اما کاملاً امیدوارند که توصیه به حجاب در آن شرایط ویژه انقلابی مؤثر باشد. در سال۵۷ تا ۶۳ حجاب نه تنها با نگاه دینی که با نگاه انقلابی حتی برای مارکسیست‌ها نیز یک ارزش و نماد مبارزه با امپریالیسم محسوب می‌شد و همین موقعیت بود که زنان بی‌حجاب را در اقلیت عددی و فکری قرار می‌داد؛ بنابراین امید آن بود که فرهنگ برهنگی گذشته تکرار نشود و این زنان نیز با رغبت، حجاب اسلامی را بپذیرند.[۳۵]

خمینی که در سال ۵۷ بعد از اظهارنظر رسمی‌اش در مورد حجاب تا تیرماه ۱۳۵۸در این مورد صحبتی نکرد.[۳۶] در تیرماه ۱۳۵۹ طی یک سخنرانی، شدیداً از دولت انتقاد کرد که چرا هنوز نشانه‌های شاهنشاهی را در ادارات دولتی از بین نبرده‌است. وی به دولت بنی‌صدر ۱۰ روز فرصت داد تا ادارات را اسلامی‌کند.[۳۷] البته سید روح‌الله خمینی در روز ۱۳ تیر همان سال طی پیامی خواستار عدم تعرض به زنان بی حجاب شد.[۳۸]

با گذشت التهابات روزهای اول و استقرار و تحکیم پایه‌های حاکمیت جدید، دستوری که قرار بود در نخستین روزها اجرایی شود، با کمی تأخیر در ۱۶ تیر ماه ۱۳۵۹، از سوی شورای انقلاب به ریاست ابوالحسن بنی صدر تصویب و از سوی اکبر هاشمی رفسنجانی ابلاغ شد: «خانم‌ها بدون پوشش اسلامی حق ورود به ادارات را ندارند.»

به دنبال این مصوبه علی قدوسی، دادستان کل انقلاب هشدار داد که از ۸ صبح ۱۷ تیرماه با کسانی که پوشش اسلامی را رعایت نکنند، به شدت برخورد می‌شود و حقوق و مزایای کارمندان زنی که بی‌حجاب در محل کار حاضر شوند، قطع خواهد شد. او وعده داد که به زودی لباس کار اسلامی بانوان ارائه و برای همه زنان کارمند اجباری خواهد شد. بار دیگر راهپیمایی‌های اعتراض‌آمیزی شکل گرفت که با خشونت برهم خورده شد و تعداد بسیاری از معترضان دستگیر شدند. روند حذف زنان بدون پوشش اسلامی از همه مراکز و مجامع عمومی در دستور کار قرار گرفت و کمیته‌ها و حامیان تندروی حاکمیت در خیابان‌ها به برخورد با بدحجابان پرداختند. بعد از این سخنان از صبح شنبه ۱۴ تیرماه ۱۳۵۹ ورود زنان بی‌حجاب به ادارات دولتی ممنوع شد. البته هنوز لباس فرم یا آنچه که بعدها به نام مانتو مشهور شد، رسمیت نداشت بلکه زنان موظف بودند لباس آستین‌بلند و پوشیده بپوشند و روسری نیز سر کنند.[۳۹]

اما این بار بر خلاف سال ۵۷ اعتراض گسترده و شدیدی علیه این سخنان صورت نگرفت. شاید یکی از عمده دلایل این سکوت را بتوان مربوط به فضای سیاسی آن زمان دانست. ناآرامی‌های کردستان و ترکمن صحرا و نیز شروع درگیری بین نیروهای چپ و حزب‌اللهی‌ها در تهران و چند شهر دیگر، مجال پرداختن به موضوع حجاب را از مردم گرفته بود. ضمن آنکه بسیاری از نیروهای روشنفکر در آن زمان یا کشته شده یا در زندان بودند، برخی نیز ایران را ترک کرده بودند. در ادامه این روندها بود که مجلس در یازدهم آبان ۶۲ دست به تصویب قانونی در مورد ضرورت حفظ حجاب زد؛ تاریخی که مبدأ جنجال حجاب در جمهوری اسلامی نبود.
نظر زنان ایران درباره حجاب

روند اجباری شدن حجاب تا سال ۱۳۶۰ ادامه داشت. در ماه رمضان آن سال محمد تقی سجادی نماینده دادستان انقلاب در دادگاه مبارزه با منکرات، مقررات مربوط به ماه رمضان را اعلام کرد.

طبق این قانون، اماکن عمومی موظف شدند تابلویی در معرض دید مشتریان خود قرار دهند با این جمله: «به دستور دادگاه مبارزه با منکرات از پذیرفتن میهمانان و مشتریانی که رعایت ظواهر اسلامی را نمی‌کنند معذوریم». این اطلاعیه در حالی صادر شد که اعظم طالقانی نماینده مجلس شورای اسلامی دوماه پیش از این تاریخ، تصویب هرگونه لایحه‌ای مربوط به اجباری شدن حجاب در مجلس را تکذیب کرده بود.

در دوران نخست‌وزیری محمدعلی رجائی دولت وقت بخشنامه ای را به وزارت خانه‌ها ابلاغ کرد که در آن با نقاشی تصویر دو زن محجبه حجاب مورد نظر برای حضور در ادارات به تصویر کشیده شده بود. مطابق با این بخشنامه حجاب به صورت زیر تعریف می‌گردید:

در تکمیل بخشنامه فوق حسین نمازی وزیر اقتصاد و دارای از سال ۱۳۵۹تا ۱۳۶۴ در بخشنامه ای به‌صورت دقیق تر موارد رعایت حجاب را چنین ابلاغ می‌کند:

الف- در طرف آقایان همکار خواسته می‌شود که از پوشیدن لباسهای نامناسب و بازگذاشتن دکمه‌های پیراهن و آویز کردن زینت آلات طلائی (که شرعاً حرام و عرفا نامتناسب با رفتار موقرانه می‌باشد) اکیدا در محیط اداری خوداری نمایند. (لباس نامناسب پوشیدن شلوارهای نامناسب و بلوزهای آستین کوتاه و یقه باز است).

ب- همکاران گرانمایه از بانوان محترم باید موارد زیر را در پوشش لباس رعایت فرمایند.

پوشیدن مانتوی بلند (روپوش) با آستینهای بلند که تا مچ دست را به‌خوبی بپوشاند و تا زیر زانوان را دربرگیرد.

استفاده از روسری که به‌خوبی در زیر گلو گره خورده و موهای سر را کاملاً بپوشاند

پوشش پا بوسیله جورابهای ساده و ضخیم یا شلوار

(فرم پیوست … مشخصات مذکور می‌باشد)

لباس یاد شده باید در رنگهای ساده باشد

عدم آرایش و رعایت سادگی به‌طور جدی تا موجبات همدلی و یکنواختی در محیط کار فراهم گردد.[۴۱]

به واقع نیز هیچ قانونی در این زمینه تا سال ۱۳۶۳ در مجلس به تصویب نرسید. در آن سال با تصویب قانون مجازات اسلامی در مجلس، حکم ۷۴ ضربه شلاق برای عدم رعایت حجاب تعیین شد. این حکم تا کنون پابرجا بوده و در تکمیل آن مواردی مانند مبارزه با بدحجابی، گشت ارشاد و مشابه آن اجرا شده‌است.[۴۲]

«هر کس علناً در انظار و اماکن عمومی و معابر تظاهر به عمل حرامی نماید، علاوه بر کیفر عمل تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد و درصورتی که مرتکب عملی شود که نفس عمل دارای کیفر نمی‌باشد ولی عفت عمومی راجریحه دار نماید، فقط تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌گردد.

[۴۳]

قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ عفاف و حجاب در ۱۳ دی ۱۳۸۴ در دولت محمود احمدی‌نژاد به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید.[۴۴]

اعتراض به حجاب اجباری زمانی آغاز شد که ویدا موحد در دی ماه سال ۹۶ با نام رسانه ای دختر خیابان انقلاب به نشانه اعتراض در تقاطع خیابان وصال شیرازی و انقلاب اقدام به آویزان کردن روسری خود به چوب کرد و تصویر آن تبدیل به یکی از تیترهای مهم مطبوعات و جراید دنیا شد.[۴۵] ویدا موحد زن ۳۱ ساله‌ای است که اوایل دی‌ماه ۹۶ و چند روز پیش از آغاز موج اعتراضات در ده‌ها شهر ایران، در تقاطع خیابان انقلاب و وصال شیرازی، در اعتراض به حجاب اجباری بی‌حجاب و در حالی که یک روسری سفیدرنگ را بر سر چوب کرده بود بر سکویی ایستاد و آن را در سکوت کامل تکان داد. موحد اندکی بعد دستگیر می‌شود و تا کنون خبری سرنوشت او در دسترس نیست.[۴۶] اعتراض نمادین زنان و دختران به حجاب اجباری در تهران روز سه شنبه ۱۰ بهمن نیز ادامه یافت و دامنه گسترده‌تری پیدا کرد. کاربران فضای مجازی روز سه شنبه ۱۰ بهمن تصاویر زنان و دخترانی را منتشر کردند که کنار خیابان‌های اصلی تهران روی بلندی ایستاده‌اند، روسری خود را از سر برداشته، به سر چوب زدند.[۴۷]

در حالیکه اعتراض نمادین به حجاب اجباری وارد سومین روز خود شده بود، مقام‌های قضایی ایران در نخستین واکنش‌ها نسبت به این اقدام شهروندان، آن را جرم خواندند. در واکنش به این اقدام، دادستان کل روز چهارشنبه ۱۱ بهمن در جمع خبرنگاران آن را «امری جزئی و غیرقابل توجه» و «از روی تحریک احساسات» خواند اما در ادامه گفت که اگر کسی با بی‌حجابی در خیابان حرکت کند به موجب قانون مرتکب جرم شده و می‌تواند تحت تعقیب قرار گیرد.[۴۸]

در آن ایام جمعی از زنان با لباس‌های سیاه در مقابل دفتر نخست‌وزیری تجمع می‌کنند و صدور این بخشنامه‌ها اعتراض و خواهان آزادی حق انتخاب در پوشش خود می‌شوند. جمعهٔ آن هفته پاسخ سید علی خامنه‌ای به عنوان امام جمعه تهران به آن‌ها چنین است: عده‌ای از خانم‌های سیاهپوشی که ما نمی‌خواهیم به آن‌ها زن‌های هرزه بگوئیم ولی به آن‌ها می‌گوئیم که شما دروغگو و ضدانقلاب هستید چون لباس سیاه علامت عزاداری آزادی را نشان می‌دهد می‌خواهید بگوئید در این مملکت آزادی نیست … فردای آن روز تجمع موافقان و مخالفان حجاب شکلی دیگر به خود می‌گیرد و با برخوردهای شدید و این بار دستگیری عده‌ای با عنوان محرکان تجمع که وابسته به رژیم سابق بودند، تجمع زنان سیاه پوش تعطیل می‌شود و موج این برخورد حتی به جایی می‌کشد که زنان سیاه پوش در ادارات اخراج شدند.[۵۱][۵۲]

عبدالرحیم ربانی شیرازی، نمایندهٔ سید روح‌الله خمینی رهبر انقلاب در جنوب کشور در شیراز، واکنش روزنامه‌ها به مسئله حجاب را یک بازی با انگیزه‌های سیاسی می‌خواند و می‌گوید: ما به زن از دیدگاه انسانی سازنده می‌نگریم. می‌خواهیم خانم‌ها کنار سایر مردم در کارها دخالت کنند. حجاب پوششی است که باید رعایت بشود، زن‌ها نباید نیمه‌سکسی بیرون بیایند و ظاهری فریبنده داشته باشند. مفهوم حجاب، چادر نیست. لباس آبرومندی که جلب توجه نکند و موهای زنان را بپوشاند، کافی است.[۵۸]

شهاب الدین اشراقی، داماد روح‌الله خمینی (هفدهم اسفند) در مصاحبه‌ای با رادیوی انقلاب اسلامی، مواضع رهبر انقلاب را تشریح کرد.
«من فکر می‌کنم این کار صحیح نباشد که عده‌ای بخواهند با تندروی و شدت عمل جلوی خانم‌ها را بگیرند. باید حجاب رعایت شود و قوانین اسلامی مو به مو اجرا گردند و در همه مؤسسات و ادارات و مدارس و دانشگاه‌ها به این موضوع توجه شود. اما حجاب، باید در نظر داشت که به معنی چادر نیست. همان‌قدر که موها و اندام خانم‌ها پوشانده شود و لباس آبرومند باشد، حالا به هر شکلی، مهم نیست. چادر چیز متعارفی است و بسیار خوب است، اما به‌خاطر طرز کار و نوع کار خانم‌ها شاید گاهی پوشاندن بدن و مو به طریق دیگر هم حجاب باشد، حرفی نیست. باید طبق نظر مبارک امام حجاب اسلامی در سطح کشور توسط خانم‌ها با اشتیاق اجرا شود… در مورد اقلیت‌های مذهبی همیشه نظر مبارک امام این بوده که آن‌ها از هر حیث مورد احترام و حمایت باشند. اما اگر خانم‌های اقلیت‌های مذهبی هم رعایت حجاب اسلامی را بکنند چه بهتر.»[۵۹]

شهاب الدین اشراقی، در گفتگو با روزنامه اطلاعات نیز گفته بود: «امیدوارم که این حرف درست نباشد که مردم بخواهند با شدت عمل نهی از منکر کنند.» اما در عین حال بر «خواست امام» در مورد رواج حجاب اسلامی و اجرای «مو به مو» قوانین اسلامی تأکید کرده بود: «آنچه خواست امام است این است، خلاصه باید حجاب اسلامی رواج پیدا کند و مملکت، مملکت اسلامی است و ما جمهوری اسلامی را داریم پایه‌گذاری می‌کنیم. باید قوانین اسلامی مو به مو به قدر امکان اجرا بشود. البته در سطح مقداری از وزارت‌خانه‌ها، ادارات، حتی دانشگاه‌ها، مدارس، دبیرستان‌ها بایستی توجیه بشود که خانم‌ها رعایت حجاب اسلامی را بکنند و معنای حجاب اسلامی هم چادر نیست. چادر یکی از مصارفش این است که البته بهتر خانم‌ها را می‌پوشاند، اما به صورت‌های دیگر هم می‌توانند خانم‌ها همان‌قدری که مو را بپوشانند، مواضع زینت را هم بپوشانند، چون حجاب یکی از ضروریات دین اسلام است. چون به هر شکلی و به هر نحوی که مواضع زینت و مو و گردن که لباس آبرومندی بپوشند به هر شکلی که می‌خواهد باشد و لازم نیست که حتماً چادر باشد.»[۶۰]
در این مواضع نیز ضمن رد تندروی‌ها بر لزوم رعایت حجاب تأکید شد، اما تلاش شد تا رنگ و بوی اجبار از این فرمان برداشته شود.

مهدی بازرگان، نخست‌وزیر دولت موقت، در مراسم ترحیم سید محمود طالقانی، گریزی به موضوع حجاب اجباری و نظر طالقانی در این مورد زد؛ او گفت: «آن چادر و آن روسری که به ضرب و زور و با تهدید، بر سر خانم‌ها آورده بشود، از صد تا بی‌حجابی بدتر است؛ طالقانی هم طرفدار این نوع دین بود، که بنابر آیه لا إکراهَ فی الدّین، دین با تعصب و تحمیل نباید باشد.»[۶۱]

در این میان ابراهیم یزدی در سرمقالهٔ روزنامه کیهان بی‌حجابی را نوعی غربزدگی می‌داند. او که در آن زمان مسئولیت روزنامه را نیز بر عهده داشت از صدور بخشنامهٔ حجاب اجباری دو هفته پس از فرمان سید روح‌الله خمینی سخن می‌گوید.[۶۲]

در این میان اظهارات ناصر میناچی از مؤسسان حسینهٔ ارشاد نکات جالبی را همراه داشت: مگر ما به خانم‌ها چه گفته‌ایم؟ در بخشنامه‌ها می‌گوئیم پوشش را در این شرایط یک مقدار سالمتر و معقولتر کنید ما که نگفته‌ایم چادر و چاقچور کنید صحبت این حرف‌ها نبوده که بعضی‌ها عنوان می‌کنند.[۶۳][۶۴]

محمدرضا نعمت‌زاده وزیر صنایع در دولت محمدعلی رجایی می‌گوید: اینکه اعلامیه بدهیم که اگر تا فلان تاریخ اگر پوشش اسلامی نداشتند خانم‌ها فلان می‌شوند این را من یک حرکت غیراسلامی می‌دانم و قطعاً می‌دانم اگر ما آموزش کافی و آگاهی کافی به خانم‌ها بدهیم به راحتی می‌توانیم بگوئیم ۹۰ درصد این‌ها گرایش پیدا می‌کنند.[۶۵]

روزنامه کیهان در کنار چاپ گزارش‌های مفصل از راهپیمایی‌های زنان، یادداشتی از سیمین دانشور، نویسنده و همسر جلال آل‌احمد منتشر کرد. خانم دانشور در این مقاله حجاب را مسئله‌ای فرعی دانسته و از هر دو گروه طرفداران و مخالفان حجاب خواسته بود که بهانه به دست ضدانقلاب ندهند و به مسائل مهم‌تر بپردازند.[۶۶]

سیمین دانشور نوشت: «ما هر وقت توانستیم این خانهٔ ویران را آباد کنیم، اقتصادش را سر و سامان دهیم، کشاورزیش را به جایی برسانیم، حکومت عدل و آزادی را برقرار سازیم، هر وقت تمامی مردم این سرزمین سیر و پوشیده و دارای سقفی امن بر بالای سرشان شدند و از آموزش و پرورش و بهداشت همگانی بهره‌مند گردیدند، می‌توانیم به سراغ مسائل فرعی و فقهی برویم، می‌توانیم سر فرصت و با خیال آسوده و در خانه‌ای از پای بست محکم بنشینیم و به سر و وضع زنان بپردازیم».[۶۷]

زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی در مصاحبه ای که با روزنامه انقلاب اسلامی، در تاریخ ۲۸ تیر ۱۳۵۹ داشت، دربارهٔ آثار حجاب اجباری گفت:[۶۸]

شما بیایید مسئله عفت عمومی را از مردم بخواهید؛ این حق طبیعی ماست یعنی هر کشوری که انقلاب می‌کند و انقلابش حق‌طلبانه آزادیبخش است دنبال مسئله عفت عمومی هست یعنی یک حدی را برای پوشش تعیین می‌کند؛ مثلاً ما در الجزایر می‌بینیم با اینکه زیاد مبادی آداب نبودند به اصول مکتبی اسلامی بعد از انقلاب پوشش برایشان مطرح بود. در کوبا و ویتنام هم همین‌طور است. ما عفت عمومی را باید می‌خواستیم آنهم در سطح کشور نه در سطح ادارات بدین ترتیب که زنان پوشیده باشند. لباس بلند با آستین بلند بدون آرایش، ما این را می‌خواستیم و برای عدم رعایت آن مجازات قائل می‌شدیم نه مجازات شلاقی، بلکه مجازات تربیتی، اما از سویی انقلاب ما یک انقلاب مکتبی است و به همین علت حجاب برایمان یک اصل و یک هدف است و برای اینکار باید راهنمایی و ارشادی ترتیب می‌دادیم و بعد از اینکه ارشاد انجام گرفت یک روز را به‌نام روز خودآیی اعلام بکنند و در این روز زنان کاملاً به پوشش اسلامی ملبس بشوند بعد بتدریج این روز را افزایش بدهند؛ یعنی زنان ما را آماده کنند، زن خودش را در این پوشش تجربه کند، چون زنان ما زنان شریفی هستند ولی نمی‌توانند این را قبول کنند چون اینجوری تربیت شده‌اند. ما که نمی‌توانیم مسئله تربیتی را دوروزه حل کنیم. بعد بتدریج می‌توانیم این روزهای خودآیی را افزایش بدیهم تا سراسر هفته بشود روزهای خودآیی؛ و با چنین استدلالی در بخش دیگری از مقاله می‌گوید “کاری که با اجبار انجام شود عمر زیادی نخواهد داشت و زور هیچ‌وقت پیروز نخواهد شد. به همین دلیل هم شاه پیروز نشد و زورگرایی هم پیروز نخواهد شد.”

احمد قابل نظر فقهی خود را دربارهٔ حجاب بانوان چنین بیان کرده‌است:
عدم وجوب پوشاندن سر و گردنِ زنانِ بردهٔ مسلمان (که مقتضای دلایل نقلی معتبر و گرایشی اجماعی است) نشانگر این امر بسیار مهم است که در مَرآی و منظر بودنِ سر و گردن هر زن مسلمانی، حرام نیست. به عبارت دیگر نه زن بودن و نه مسلمان بودن زن، دلیل وجوب پوشش سر و گردن نیست. چرا که زنان بردهٔ مسلمان، هم زن و هم مسلمان بودند و پوشش سر و گردن (حتی برخی اجزای دیگر بدن بنابر اظهارات صریح برخی فقها) بر آنان واجب نبود. حتی برخی معتقد به کراهت یا حرمت پوشش سر برای زنان بردهٔ مسلمان بوده‌اند. گرچه بسیاری از اختلافات یادشده بین فقها در بحث ستر صلاتی آمده‌است، … اما اختلافات فقها در بحث کمّیت پوشش برای نماز به بحث کمّیت پوشش از نگاه نیز سرایت می‌کند.
هیچ سخن صریحی در مورد «لزوم پوشش سر و گردن» در آیات سورهٔ نور، وجود ندارد؛ بلکه مجاز بودن عدم پوشش قسمت‌هایی از بدن که در عرف زمان نزول وحی، پوشاندن آن رایج نبوده نیز مورد تأیید قرار گرفته‌است. تحقیقات تاریخی نیز عدم رواج پوشش سر و گردن (در همهٔ حالات و همهٔ مکان‌های عمومی) را تأیید می‌کند. نمی‌توان با قاطعیت از آیهٔ سورهٔ احزاب به‌عنوان دلیل بر «وجوب پوشش سر و گردن زن» بهره برد.
منتهای کوشش من دربارهٔ وجود یا عدم وجود اجماع در این مسئله، اثبات «عدم تحقق اجماع بر لزوم پوشش سر و گردن» بوده‌است. گزارش‌هایی که تاکنون در مورد اختلاف نظرهای فقها در خصوص سر و گردن ارائه شد، برخی از مستندات برای اثبات «اختلاف نظر» بود تا معلوم شود که با وجود نظریات مخالف، نباید به ادعای اجماع مشهور فقها اعتماد کرد. به گمان من مقتضای «جمع دلالی» و ضرورت اعمال آن در این مسئله، نتیجه‌ای جز پذیرفتن حکم «استحباب پوشش سر و گردن» را در پی نخواهد داشت.[۶۹][۷۰]

در تمام این چند روز گروه‌های سیاسی از اظهار نظر مستقیم در مورد موضوع حجاب پرهیز می‌کردند یا آن را موضوعی فرعی قلمداد می‌کردند. از جمله اسلام کاظمیه نویسنده منسوب به گرایش چپ که در مقاله‌ای در روزنامه کیهان مورخ ۲۱ اسفند، ضمن انتقاد از عمده کردن مسئله زن و حجاب، آن را امری روشنفکرانه و دور از نیازهای واقعی جامعه آن روز ایران خواند.[۷۱]

هما ناطق نیز در مقاله‌اش دراین باره چنین می‌نویسد: «رفتند گزارش دادند که ما لخت به وزارتخانه‌ها رفته‌ایم. من از شما می‌پرسم در این زمستان سرد چطور یک زن لخت می‌تواند به وزارتخانه‌ها برود. عنوان کردن مسئله زن در این برهه از مبارزه یک مسئله انحرافی است. ما نباید در این شرایط مسئله‌ای به نام مسئله زن داشته باشیم. یک بار چیزی در مورد حجاب گفتند و بعد هم پس گرفتند بنابراین برای این مسئله نباید درگیری ایجاد کنیم باید با مجاهدین همراه باشیم حتی اگر روسری به سر کنیم بشرط آنکه ما بدانیم به نام ما توطئه نمی‌شود و نظام شاهنشاهی برگردانده نمی‌شود».[۷۲]


«IRANIANS’ATTITUDES TOWARD RELIGION:A 2020SURVEY REPORT»Downloads-icon


پیوند برخط نسخه pdfDownloads-icon


بایگانی‌شدهDownloads-icon


«سی و پنج سال در حجاب؛ نقض گسترده حقوق زنان در ایران»Downloads-icon

ما از کوکی‌ها Cookies استفاده می‌کنیم تا پیشکش‌های خود به شما را بهبود ببخشیم. معلومات بیشتر در این رابطه می‌توانید در اعلامیه حفظ داده‌ها بیابید.

زنان در ایران باید در ملای عام و همچنان در اشتهارات حجاب بپوشند. یک کلیپ اخیر اعلان لوازم آرایش توسط یک زن بدون حجاب، منجر به تحریم تولید کننده آن از سوی مقامات ایران شد. چرا چادر تا این حد در ایران نقش اساسی دارد؟

زنان در ایران باید لباس های ساده بپوشند

شهرام کرامی، سارنوال شهر کرمانشاه در غرب ایران، نشان دادن موی زن در اشهارات مُد و فیشن را یک عمل «غیر اخلاقی» می خواند. او به مقامات امنیتی و قضایی کشور دستور داد تا دنبال همه کسانی باشند که در تهیه و پخش این کلیپ ویدیویی اعلان لوازم آرایش سهم داشته اند. رادیو فردا، که در ایالات متحده امریکا به زبان فارسی نشرات دارد، گزارش داده است که در پیوند با این کلیپ تا کنون چهار تن بازداشت شده اند.نظر زنان ایران درباره حجاب

بازداشت ها قاطعیت رژیم ایران را در عملی ساختن مقررات سختگیرانه برای پوشیدن لباس زنان نشان می دهند. از دیدگاه حکومت، رعایت این مقررات مترادف است با مشروعیت ایران. از زمان انقلاب اسلامی در ایران در سال ۱۹۷۹ تا حال نقش زنان در جامعه یک ستون اصلی ایدئولوژی دولت را می سازد.

سال ۱۹۷۹: ملیحه نیکجومند هنرپیشه، در حال مشاجره با دو روحانی که می خواهند پوشیدن چادر را تحمیل کنند

مفکوره خمینی در قبال زنان ایرانی

آیت الله خمینی، رهبر انقلاب ایران روی لباس ساده برای زنان تأکید می کرد. او در فبروری ۱۹۷۹ به یک خبرنگار ایتالیایی گفت: «زنانی که در انقلاب سهم داشتند، زنانی بودند و هستند که لباس های ساده می پوشند.» او در صحبت با این خبرنگار افزود: «این زنان عشوه گر که صورت خود را آرایش می کنند و موها، گردن و بدن خود را در خیابان نمایش می دهند، در برابر شاه مبارزه نکرده اند. آنها هیچ کار خیراندیشانه ای انجام نداده اند. آنها نمی دانند که چگونه بتوانند برای جامعه، و یا در عرصه های سیاسی و شغلی مفید واقع شوند. دلیل آن اینست که با نمایش دادن خود مردم را ناراحت و منحرف می سازند.»

بسیار زود روشن شد که انقلابیون ایران می خواهند یک نظام اجتماعی کاملاً محافظ کار را در این کشور ایجاد کنند. بدین منظور آنها اقدام شاه را برای سپردن مسایل خانودگی به یک محکمه سکولار لغو کرده و در عوض این امر را یک امتیاز ویژه رهبران روحانی اعلام کردند.

حقوق زنان و انقلاب ایران

نگار متحده، دانشمند علوم سیاسی، در صحبتی با دویچه وله گفت: «بسیاری از زنان این را رد کردند. او در آخرین کتابش بر مشاهدات کیت میت، خبرنگار و فمنیست امریکایی اتکاء کرده است که اندکی پس از انقلاب ۱۹۷۹ به ایران سفر کرده بود. در این کتاب با جزئیات توضیح داده شده است که «وکلا، دانشجویان و کارگران زن چگونه گردهم می آمدند تا در مورد حقوق خود حرف بزنند».

متحده در این اثر خود یکی از شعار های اصلی جنبش زنان پس از انقلاب را نقل کرده است: «ما انقلاب نکرده ایم که یک گام به عقب برداریم!»

انقلاب سال ۱۹۷۹ تغییرات گسترده ای را برای زنان در ایران به همراه داشت

با آنهم خمینی و حامیانش به حقوق زنان توجه زیادی نداشتند. از نظر آنها زنان ایرانی باید کاملاً برعکس زنان لیبرال و رها یافته از قیودات درغرب باشند. انقلابیون نه تنها می خواستند ایران را از زیر تأثیر چندین ساله سیاسی و اقتصادی ایالات متحده امریکا بیرون بکشند، بلکه می خواستند فرهنگ اسلامی را در منطقه تقویت کنند.

چادر در ایران به یک نماد شیوه زندگی کاملاً ضد غربی مبدل گردید.حمیده صدقی، دانشمند علوم سیاسی ایالات متحده امریکا در گزارش سال ۲۰۰۷ خود پیرامون زنان و سیاست در ایران نوشت: «انقلاب اسلامی به یک انقلاب متقابل جنسیتی مبدل گردید، به یک مبارزه پیرامون جنسیت زنان.» به این ترتیب «جنسیت» به یک موضوع کاملاً سیاسی و یک مفهوم ضد غربی مبدل شد. یکی از شعار های محافظه کاران در سال ۱۹۷۹ چنین بود: «چادر بپوشید، در غیر آن بر فرق تان می کوبیم.» شعار دیگری چنین بود: «مرگ بر بی حجاب ها!»

خمینی در بهار ۱۹۷۹ در مورد پوشیدن چادر برای زنان تأکید کرد. در سال ۱۹۸۳ پارلمان ایران تصمیم گرفت که زنانی که در ملای عام مو های خود را نپوشانند، با ۷۴ ضربه شلاق مجازات شوند. از سال ۱۹۹۵ به این طرف این امکان نیز وجود دارد که زنان بی حجاب تا ۶۰ روز زندانی گردند.

حجاب اجباری در ایران جزء تلاش ها برای ایجاد یک نظم کاملاً ضد غربی بود. حمیده صدقی می گوید کسانی که از این مقررات سرپیچی می کردند «روسپی های غربی» خوانده می شدند.

زنان ایرانی در صحنه بین المللی ورزش باید چادر بپوشند

با این حال شمار فزاینده ای از زنان و مردان ایرانی این مفکوره تحمیلی از سوی رهبری مذهبی را رد می کنند. نگار متحده می گوید: «زنان با بی توجهی به مقررات وضع شده در قبال لباس، مخالفت خود را نشان می دهند.» به قول وی «آنها نشان می دهند که می خواهند کنترول بالای بدن خود را دوباره بدست خود داشته باشند. آنها می خواهند در مورد نحوه آرایش مو و یا رنگ کردن ناخن های خود، خود شان تصمیم بگیرند.»

نگار متحده می افزاید که زنان ایرانی راه جدیدی را برای اعتراض شان در پیش می گیرند تا رژیم را به اقدام معکوس وادار سازند: «رژیم به نوبه خود به تحریک یک واکنش زنان ایرانی دست می زند. سیاست در مورد بدن زنان در ایران همواره در حال تغییر است.»

کرستین کنیپ / ص.ا.، ن.ف

مریم لی زنی است که به دلیل برداشتن حجاب همواره مورد آزار و اذیت قرار گرفته و حتی مقام های مذهبی از وی تحقیق نموده اند. این فعال مدنی در مالزیا شخصیتی بحث برانگیز است.

جناح حزب بدیل برای آلمان ( ا اف دی) در پارلمان فدرال این کشور خواهان منع چادر یا روسری پوشیدن دختران در مکاتب عمومی و کودکستان ها شده است.

اظهارات و عملکرد یک ملاامام در افغانستان بحث برانگیز شده است. تشکیل اداره امر به معروف، نصب تابلو علیه “بی حجابی” و اظهاراتش در مورد سلب قدرت شیعه ها در افغانستان، باعث شده افغان ها در تقابل فکری قرار گیرند.

© 2022 Deutsche Welle |
حفظ داده ها |
اظهاریه قابلیت دسترسی |
یادداشت حقوقی |
تماس
| نسخه موبایل

نتیجه بررسی‌های صورت گرفته در قالب پیمایش ملی فرهنگ پوشش و حجاب گویای آن است که ۸۸/۹ درصد از زنان پاسخگو گفته‌اند اساساً به حجاب اعتقاد دارند.

به گزارش ایسنا، دفتر برنامه‌ریزی پژوهش‌های کاربردی معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی پژوهشی پیرامون “عفاف و حجاب” را  توسط مهدی فرجی و نفیسه حمیدی انجام  داده است:

 پژوهش «یافته‌های پیمایش ملی فرهنگ پوشش و حجاب» در سال ۱۳۹۵ با هدف فهم روند تغییرات پوشش و حجاب نسبت به سال ۱۳۹۰ توسط دفتر برنامه‌ریزی پژوهش‌های کاربردی صورت گرفته است. هدف اصلی پژوهش عبارت از «بررسی پوشش و حجاب زنان در زندگی روزمره» است.

اهداف جزئی این پژوهش نیز عبارتند از:

-ارائه‌ تصویری از تنوعات پوشش و حجاب زنان در زندگی روزمره،نظر زنان ایران درباره حجاب

-ترسیم نگرش‌های متنوع نسبت به پوشش و حجاب،

-به تصویر کشیدن تیپ‌بندی‌ از اشکال حجاب و پوشش بر حسب محیط‌های اجتماعی مختلف و فضاهای فرهنگی متفاوت،

-مشخص کردن عملکردهای زیبایی‌شناسانه‌ی زنان نسبت به پوشش،

-بررسی وضعیت اعتقاد به حجاب،

-سنجش نگرش به احکام حجاب،

-مطالعه‌ میزان عمل به احکام حجاب و

-بررسی وضعیت اخلاق حجاب.

ذیل عنوان «مدل نظری» عام‌بودگی و خاص‌بودگی پوشش در ایران از خلال دو مفهوم «پوشش» و «حجاب» بررسی شده و تلاش شده است تا با استفاده از دیدگاه‌های دینی موجود در باب حجاب، خاص‌بودگی پوشش در ایران نشان داده‌ شده و ابعادی برای حجاب طراحی شود.

اگرچه نمی‌توان این مفهوم را در چند بعد خلاصه کرد، اما با محدودیت‌ها و اهداف پژوهش حاضر و با توجه به این‌که حجاب علاوه‌بر نمودهای بیرونی آن متکی بر منظری اعتقادی و نگرشی است، سعی شده است اعتقاد به حجاب و به‌تبع آن اعتقاد به احکام آن و هم‌چنین نگرش اخلاقی حاکم بر آن بررسی شود و در کنار این، مناظر اعتقادی و نگرشی، عمل به حجاب نیز مد نظر قرار گیرد.

باید یادآورشد پوشش ابعاد عامی هم دارد که بیش از آن‌که ایدئولوژی یا منظری خاص بر آن اثر داشته باشد، موقعیت‌های اجتماعی بر آن اثر می‌گذارد و به آن معنا می‌دهد. لایه‌های مختلف زندگی روزمره، عرصه‌های معنادار آن و عملکردهای ویژه‌ی افراد در هریک از این عرصه‌ها، نمودها و بازنمایی‌های خاصی از پوشش را به همراه خواهد داشت؛ بر همین اساس در این پژوهش تلاش شده است تا حد امکان عرصه‌ها و فضاهای مختلفی از زندگی روزمره مقوله‌بندی شود که در آن پوشش، اشکال و تنوعات خاصی به خود می‌گیرد.

این اشکال و تنوعات به‌طور مشخص بر مبنای دو مفهوم اجتماعی دیده شده ‌است. موقعیت‌های اجتماعی متفاوت و مناسبات مختلف اجتماعی، نمودهای پوشش را معنادار می‌کنند. در ادامه‌ی این مبحث مدل نظری ارائه شده است.

تکنیک جمع‌آوری اطلاعات در پژوهش حاضر پرسش‌نامه است. این پرسش‌نامه از دو بخش کلی سؤالات زمینه‌ای و بخش سنجش ابعاد پوشش و حجاب تشکیل شده است. در بخش سؤالات زمینه‌ای، سؤالاتی از قبیل سن، تحصیلات، قومیت، درآمد و وضع فعالیت مطرح شده است.

در بخش سؤالات پوشش و حجاب ابعاد مختلفی مد نظر قرار گرفته است: خصوصیات پوشش و حجاب پاسخگویان، پوشش و حجاب در فضاهای اجتماعی، نگرش به پوشش و حجاب، زیبایی‌شناسی پوشش، برای سنجش مقیاس پوشش در زندگی روزمره و ابعاد اعتقاد به حجاب، نگرش به احکام حجاب، عمل به احکام حجاب و اخلاق حجاب برای سنجش مقیاس حجاب مورد استفاده قرار گرفته است.

در پژوهش حاضر برای آزمون پایایی و اعتبار و انتخاب بهترین گویه‌ها شیوه تحلیل گویه به کار رفته است. در این زمینه برای آزمون مربوط به تک بعدی بودن ابعاد از تحلیل عامل و برای آزمون پایایی نیز از روش آلفای کرونباخ استفاده شده است. از بین هشت بعد پوشش و حجاب که در این پیمایش سنجیده‌ شده برای پنج بعد زیبایی‌شناسی پوشش، اعتقاد به حجاب، نگرش به احکام حجاب، عمل به احکام حجاب و اخلاق حجاب مقیاس ساخته شده است. به دلیل محدودیت‌های روشی برای سایر ابعاد مقیاسی ساخته نشده است.

برای دست‌یابی به اهداف این طرح از روش نمونه‌گیری دو مرحله‌ای استفاده شده است. در این روش، ابتدا واحدهای نمونه‌مرحله‌ی اول که به اختصار PSU نامیده می‌شود و معمولاً متشکل از مجموعه‌ای به‌هم پیوسته از واحدهای نمونه‌گیری مرحله‌ی دوم یا همان واحد تحلیل است، به‌صورت احتمالی انتخاب می‌شود و در مرحله‌ دوم نیز در هر یک از واحدهای نمونه‌ی مرحله‌ی اول (PSUها)، واحدهای مرحله‌ی دوم (واحد تحلیل) یا همان زنان واجد شرایط با احتمال معین انتخاب می‌شوند.

در ذیل یافته‌هایی از پژوهش نشان داده می‌شود که بیشترین فراوانی را داشته است:

ویژگی‌های فردی پاسخگویان:

۵۲.۳ درصد از زنان پاسخگو در کل کشور در فاصله‌ سنی ۱۵ تا ۳۴ سال قرار دارند.

۶۴/۶درصد متأهل هستند.

۸۵.۶ درصد تعداد دارای فرزند هستند.

در حدود یک‌چهارم پاسخگویان؛ یعنی ۲۵/۷ درصد دیپلم دارند یا دوره‌ی پیش‌دانشگاهی را نیز گذرانده‌اند.

نزدیک به نیمی از مادران پاسخگویان؛ یعنی ۴۰/۶ درصد بی‌سواد هستند.

۴۰.۶ از پدران پاسخگویان بی‌سواد هستند.

۳۲/۶درصد در خانواده‌های چهار نفره زندگی می‌کردند.

نزدیک به دو سوم از پاسخگویان؛ یعنی ۶۴/۷ درصد خانه‌دار هستند.

هزینه‌ی ماهانه‌ی خانواده‌ی نزدیک به نیمی از زنان؛ یعنی ۴۶.۲ درصد بین ۸۰۱ هزار تومان تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان در ماه است.

۴۹/۷ درصد از زنان پاسخگو در کل کشور به قومیت فارس تعلق دارند.

 ۹۰/۴ درصد از زنان پاسخگو دارای مذهب شیعه‌ دوازده امامی هستند.

۷۴/۸ درصد مرجع تقلید دارند.

 بیش از نیمی از پاسخگویان؛ یعنی ۵۱/۱ درصد عضو شبکه‌های اجتماعی (تلگرام، اینستاگرام، فیس‌بوک و …) هستند.

 ۶۶/۴ درصد از زنان پاسخگو در یک سال گذشته مورد اذیت و مزاحمت مردان قرار نگرفته‌اند.

 آزار و اذیت مردان برای ۱/۹۰ درصد از پاسخ‌گویانی که در یک سال گذشته این اتفاق برایشان افتاده، بیشتر در معابر عمومی؛ یعنی کوچه خیابان رخ داده است.

خصوصیات پوشش و حجاب جمعیت نمونه:

۸۸/۹ درصد از زنان پاسخگو گفته‌اند اساساً به حجاب اعتقاد دارند.

۲۰/۸ درصد از پاسخگویان پوشاندن اعضای بدن در برابر نامحرم را تعریف حجاب دانسته‌اند.نظر زنان ایران درباره حجاب

۴۱/۶ درصد زنان به‌تدریج در سال‌های پس از سن تکلیف حجاب گذاشته‌اند.

۱۷/۸ درصد از پاسخگویان در چند سال اخیر در خانواده‌شان جشن تکلیف گرفته‌اند.

۴۷/۵ درصد از پاسخگویان گفته‌اند چون حجاب واجب است در بیرون از خانه حجاب دارند.

۴۰/۵ درصد از زنان پاسخگو ترجیح می‌دهند اگر دختری داشته باشند، از سن تکلیف حجاب را رعایت کند.

۷۲/۳ درصد از پاسخگویان گفته‌اند اگر حجاب آزاد باشد با حجاب از خانه بیرون می‌آیند.

۵۳ درصد از پاسخگویان بیرون از خانه بیشتر از چادر استفاده می‌کنند و ۴۰/۲ درصد از پاسخگویان در بیشتر مواقع مانتو می‌پوشند.

۷۹/۷ درصد مادران زنان پاسخ‌گو چادری و ۱۲/۹ درصد مانتویی هستند.

دختران بزرگ ۴۷/۹ درصد از زنان پاسخگو بیرون از خانه غالباً چادر و ۴۵ درصد مانتو می‌پوشند.

دختران کوچک ۴۸.۱ درصد از زنان پاسخگو چادر و ۴۳.۸ درصد مانتو را به‌عنوان پوشش بیرون از خانه برای خود انتخاب کرده‌اند.

۴۸/۹ درصد از زنان پاسخگو اگر دختر داشتند ترجیح می‌دادند بیرون از خانه چادر و ۴۵.۴ درصد مانتو بپوشند.

۵۶/۴ درصد از همسران زنان پاسخگو می‌خواهند آن‌ها چادری و ۲۸.۷ درصد مانتویی باشند.

۴۸ درصد از پاسخگویان در بیشتر مواقع چادری و ۳۹.۸ درصد مانتویی هستند. ۱۲.۲ درصد نیز برحسب موقعیت‌های خاص گاهی چادر و گاهی مانتو می‌پوشند.

در حدود پنج سال قبل هم ۵۰.۵ درصد پاسخگویان بیشتر مواقع که بیرون می‌رفتند چادری و ۳۷.۶ درصد مانتویی بوده‌اند. ۱۱.۹درصد نیز برحسب موقعیت‌های خاص گاهی چادر و گاهی مانتو می‌پوشیده‌اند.

استفاده از چادر مشکی و روسری یا شال با ۸۲ درصد و استفاده از چادر مشکی و مقنعه با ۴/۶۹ درصد بیشترین فراوانی را در میان پاسخگویان چادری به خود اختصاص می‌دهد.

۸۱.۹ درصد از زنان پاسخگو زیر چادر از مانتو با روسری یا مقنعه استفاده می‌کنند.

۷۸.۴ درصد از پاسخگویان چادری زیر چادر مانتوی سایز می‌پوشند.

به لحاظ قد مانتو، پوشیدن مانتوهای تا زیر زانو با ۷۱.۸ درصد در زیر چادر عمومیت بیشتری دارد.

۳.۳۰ درصد بلوز و دامن و ۱/۲۱ درصد بلوز و شلوار زیر چادر استفاده می‌کنند.

 ۱/۹۱ درصد از زنان پاسخگوی چادری زیر چادر مانتوهایی با رنگ تیره و ۸۹.۹ درصد مانتوی مشکی رنگ می‌پوشند.

۸۹.۱ درصد از پاسخگویان مانتویی، مانتوی سایز می‌پوشند.

به لحاظ قد مانتو، پوشیدن مانتوهای تا زیر زانو با ۷۸ درصد عمومیت بیشتری دارد.

 ۶/۱۴ درصد بلوز و شلوار و ۱۱ درصد بلوز و دامن هم استفاده می‌کنند.

۷/۹۰ درصد از پاسخگویان مانتویی، مانتوهایی با رنگ تیره و ۸/۸۴ درصد مانتوی مشکی استفاده می‌کنند.

نگرش به پوشش و حجاب:

۲/۵۴ از پاسخگویان هنگام خرید لباس به کیفیت لباس اهمیت بیشتری می‌دهند.

۴۶.۶ درصد از زنان انواع چادرها و ۴۶.۳ درصد انواع ترکیب‌های مانتو را زیباترین پوشش برای زنان در بیرون از خانه می‌دانند.

 در مجموع ۴۶.۴ درصد از زنان پاسخگو مانتو و ۴۴ درصد چادر را راحت‌ترین پوشش برای زنان در بیرون از خانه عنوان کردند.

 ۴۷/۲ درصد گفته‌اند زنان باید در جامعه از انواع چادر و ۴/۳۹ درصد از انواع مانتو استفاده کنند.

۵۸/۲  درصد از زنان پاسخگو معتقدند حداقل پوشش برای با حجاب بودن انواع مانتو و ۲۴ درصد استفاده از چادر دانسته‌اند.

۴۴/۴ درصد گفته‌اند زنان نباید از تونیک و شلوار با شال برای پوشش استفاده کنند.

۷/۶ درصد مخالف استفاده از انواع چادر به‌عنوان پوشش هستند.

۶۰/۹ درصد از پاسخگویان معتقدند وضعیت پوشش و حجاب زنان در جامعه مناسب نیست.

۵۰/۸ درصد از پاسخگویان کاملاً موافق و موافق این هستند که جامعه طوری شده است که زنان هر جور لباس بپوشند باز هم مردها به آن‌ها نگاه می‌کنند.

 نظر ۶۸/۶ درصد از پاسخگویان این است که زنان باید حجاب داشته باشند.

۴۹/۳ درصد از پاسخگویان وجود گشت ارشاد را لازم دانسته‌اند.

هنگام سفر به کشورهای خارجی ۷۵/۳ درصد گفته‌اند فرقی نمی‌کند و باید در همه‌جا حجاب داشت.

۷۳/۶  درصد از پاسخگویان گفته‌اند که در مهمانی‌ها به هنگام احوال‌پرسی با دوستان و آشنایان مرد دست نمی‌دهند.

پوشش و حجاب در فضاهای اجتماعی:
۳۷/۵ درصد از زنان عموماً هنگامی‌که در منزل با همسرشان هستند، تاپ و شلوارک می‌پوشند.

۳۱.۵ درصد از زنان عموماً در حضور همسر و فرزندان خود در خانه بلوز و شلوار می‌پوشند.

۲۹/۱ درصد از زنان عموماً در منزل به همراه پدر و مادر خود یا همسرشان بلوز و شلوار می‌پوشند.

۶۱/۲ درصد از زنان پاسخگو هنگامی‌که درب منزل را برای یک غریبه مانند مأمور آب و برق و … باز می‌کنند از انواع چادر و ۲/۲۶ درصد از انواع مانتو برای پوشش خود بهره می‌برند.

۵۶.۹ درصد از زنان پاسخگو هنگام خریدهای کوچکی که در چندقدمی خانه و در کوچه‌ی محل سکونت خود انجام می‌دهند، از چادر استفاده می‌کنند و ۳۳/۳ درصد یکی از اشکال مانتو را می‌پوشند.

۵۶ درصد با چادر و ۳۵/۴ درصد نیز با پوشیدن مانتو به خرید از سوپر سر خیابان یا خرید از میادین میوه و تره‌بار می‌روند.

۶۰.۸ درصد از پاسخگویان هنگام مهمانی رفتن به منزل اقوام و آشنایان مذهبی خود چادر و ۳۳/۱ درصد مانتو می‌پوشند.

۵۴.۱ درصد از زنان پاسخگو با چادر و ۳۷/۸ درصد با مانتو به منزل اقوام و آشنایان غیر مذهبی یا کمتر مذهبی خود می‌روند.

 هنگام رفتن به مسجد و زیارت اماکن مذهبی ۸۱ درصد از زنان پاسخگو چادر و ۱۵/۴ درصد مانتو می‌پوشند.

۴۶.۷ درصد از زنان پاسخگو هنگام رفتن به عروسی چادر و ۴۲/۳ درصد مانتو می‌پوشند.

۴۴.۴ درصد از زنان پاسخگو با چادر و ۴۳/۹ درصد با مانتو به مسافرت‌های تفریحی می‌روند.

۵۷ درصد از زنان پاسخگو با چادر و۳۸/۶ درصد با مانتو به اداره، مدرسه، دانشگاه یا سایر اماکن دولتی می‌روند.

۵۲.۵ درصد از زنان پاسخگو هنگام رفتن به مراکز  خرید و اماکن تفریحی مثل پارک و سینما از چادر و ۳۹/۹ درصد از مانتو استفاده می‌کنند.

به گزارش شورای عالی انقلاب فرهنگی، این پژوهش در پایگاه معاونت پژوهشی و آموزشی سازمان تبلیغات اسلامی به آدرس(http://pajohe.ir/articles/categories/chekideh_tarh/۱۶۸۶/) قابل دسترسی است.

انتهای پیام

اگه دو کلاس امار پاس میکردین متوجه میشدین این جامعه اماری بررسی شده نمونه جامعه نیست

این شوراها مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی غیر قانونی است و دارند موازی با مجلس برای خودشان قانونگذاری می کنند. مشروح مذاکرات را بدهید به مردم.

جامعه آماری گزینش شده باعث چنین آمارهایی میشه .60 درصد زنان ایرانی هنگام مهمانی رفتن چادر میپوشن ؟

خب مگه چاره ایی به جز مانتو یا چادر دارند؟؟؟؟؟
اگر انتخاب نوع پوشش آزاد بشه بعد آمار واقعی نمایان میشه

نظرسنجي در مورد قوانين اسلامي درست نيست ما مسلمانيم و حكومت اسلامي ،پس بايد قوانين اسلام اجرا بشه حالا بعضيا موافق باشن يا نباشن

چه منطق زیبایی داری شما به زور و با سرنیزه ؟کجای دین اسلام از اجبار حرف به میان امده؟؟ با زور تا ابد هم نتیجه مطلوب به دست نمیاد باید بر دلها حکومت کرد

هنگام رفتن به مسجد و زیارت اماکن مذهبی ۸۱ درصد از زنان پاسخگو چادر و ۱۵/۴ درصد مانتو می‌پوشند..
مگه بدون چادر هم راه میدن ؟؟؟؟ ما و دوستانمون همیشه میرفتیم کوه تو تهران یه سری هم به امامزاده صالح میزدیم دست کم دو هفته یه بار، اما از وقتی پوشیدن چادر رو اجباری کردن شاید سالی یه بار راهمون رو کج کنیم بریم امازاده ..این خوبه یا قبل ؟ در ضمن اعتقاد به حجاب دلیل بر تحمیل اون به دیگران نیست ….این افراد یه یا دو درصدی هم نیستن دست کم بر اساس عمین پژوهش 20 درصد هستن…

100 درصد این کار و یا آمار و تبلیغاتی هست و با ,واقعیت جامعه وشهرهای بزرگ مطابقت نداره و شهرهای کوچک و روستاها ممکنه نزدیک به گزارش باشند.

عجب. این صنعت آمار سازی هم باید صنعت پر سودی باشه ها. 52 درصد از زنان موقع رفتن به خرید چادر میپوشند. کجا میرن خرید که ما نمیبینیمشون؟

نتیجه این بررسی در تناقض با تحقیقی که چند سال پیش مجلس انجام داده هست.

بنده هروقت سفر خارجه میرم، اندک خانمی میبینم حجابش را حفظ کنه. با امارهای واهی دادند دردی دوا نمیکنه. جامعه ایران دیگه مساٸل مهتری براش پیش امده که حجاب در کنارش گم شده و مهم نیست.

40 درصد بیسواد؟ کجا تشریف بردن برای مصاحبه؟!!

نسخه چاپی

انتشار ویدیویی از برخورد خشن نیروی انتظامی با زنی «بدحجاب» در شبکه‌های اجتماعی و موضع‌گیری دوباره چند امام‌جمعه و نماینده مجلس درباره نوع پوشش زنان در ایران بار دیگر موضوع حجاب اجباری و تعارض میان هنجارهای جمهوری اسلامی و عرف جامعه را پررنگ کرد.

خشونت مأموران و به‌ویژه استفاده ابزار زنده‌گیری حیوانات به‌عنوان ابزار سازمانی در خودرو نیروی انتظامی در ویدئوی یادشده نشان داد که جمهوری اسلامی برای همسان‌سازی سایر نظام‌های هنجاری با هنجارهای خود، به‌ویژه در حوزه حجاب، تا چه اندازه آمرانه و خشن برخورد می‌کند.

استفادۀ حاکمیت از راهبردهای قهرآمیز برای سرکوب هنجارهای مخالف ارزش‌های خود امر بی‌سابقه‌ای نیست؛ پس از استقرار جمهوری اسلامی همواره شکل‌های مختلفی از تنش و تضاد میان نظام ارزشی ناشی از مبانی فقهی حکومت و عرف جامعه به‌ویژه در حوزه‌هایی چون پوشش، سبک زندگی و حضور اجتماعی زنان وجود داشته است.

روحانیت مسلط بر ایران پس از تثبیت جمهوری اسلامی فرصت یافت نظام ارزشی مطلوب خود را بعد از سیاستگذاری و تصویب در حوزه قانونگذاری در جامعه اجرا کند که نتیجه آن تا امروز نادیده گرفتن سایر نظام‌های ارزشی و ایجاد و تشدید تضاد هنجاری به‌ویژه در حوزه مسائل مربوط به زنان بوده است.نظر زنان ایران درباره حجاب

این تضاد از آن رو همواره بروز کرده و ادامه‌دار است که ارزش‌های روحانیت، دست‌کم در چهار محور مهم ازدواج دختران، خانه‌داری، حق طلاق و اشتغال زنان، به‌صورت جدی با باورهای بخش قابل‌توجهی از شهروندان و واقعیت‌های جامعه اختلاف دارد.

علاوه بر این، ایدئولوژی روحانیت حاکم بر ایران در حوزه حق تصدی مناصب حکومتی از سوی زنان نیز با باورهای – به‌جرئت می‌توان گفت – اکثریت جامعه ایران اختلاف دارد.

پس از پایان جنگ ایران و عراق و به‌ویژه بعد از دوم خرداد ۱۳۷۶، زنان در ایران برای کاهش شکل‌های گوناگون تبعیض جنسیتی و تقویت برابری حقوقی با مردان به‌طور گسترده تلاش‌ کرده‌اند، اما جمهوری اسلامی هرگونه همدلی با این تلاش‌ها را به‌مثابه عقب‌نشینی تلقی کرده و ضمن افزایش هزینه‌های کنشگری در این حوزه، طرح‌ها و لوایحی چون افزایش سن ازدواج دختران و مقابله با خشونت خانگی علیه زنان را نیز به بهانه‌های مختلف مسکوت گذاشته و یا آن‌ها را به شروط زیادی مقید کرده است.

در مواردی هم که برخی دولت‌ها و رؤسای جمهوری خواستار معرفی وزیر و استاندار زن بوده‌اند، مراجع تقلید یا با آن مخالفت کرده‌اند و یا به‌دلیل تقابل نظام ارزشی آن‌ها با ورود زنان به این حوزه، نه تنها تلاشی برای مجاب‌سازی مقلدان‌شان نکرده‌اند بلکه نارضایتی خود را در اجتماع مقلدان ابراز و ترویج کرده‌اند.

نتیجۀ این‌همه مقاومتِ حاکمیت در مقابل خواسته‌های زنان تشدید تضادهای هنجاری جامعه ایران و افزایش کاربرد خشونت از سوی طرفی بوده است که از قوه قهریه بهره می‌برد؛ اگرچه طرف مقابل هم به‌تدریج، به‌شیوه‌های مختلف و حتی در مواردی خشونت‌آمیز، به خشونت اولیه پاسخ داده است.

امروزه دیگر نه‌تنها فعالان حقوق زنان بلکه طیف گسترده‌ای از دختران و زنان و مردان ایرانی آشکارا با رویکرد حاکمیت در تقلیل هویت زنانه به خانواده و مادری مخالف‌اند و برابری ارزشی و حقوقی زن و مرد را مطالبه می‌کنند، اما حاکمیت و بازوهای قانون‌گذاری و اجرایی آن گویی در سیاره‌ای دیگر زندگی می‌کنند و بدون توجه به تغییرات هنجارها و باورهای جامعه ایران صرفاً بر ارزش‌های حکومتی پامی‌فشارند.

این پافشاری و نادیده گرفتن تغییرات بنیادین جامعه باعث شده وقتی زنانی که به‌عنوان «آمر به معروف» در «تذکر لسانی» به زنان بدحجاب با لحنی «ظاهراً دوستانه» از اسلام به‌عنوان منبع قوانین جمهوری اسلامی یاد می‌کنند، از سوی طرف‌های مقابل با واکنش‌هایی صریح، غیرمنتظره و بی‌سابقه مواجه شوند و نظام ارزشی حاکمیت و سرچشمه‌های آن با تندترین الفاظ مورد قضاوت قرار گیرد.

فصلنامۀ مطالعات و تحقیقات اجتماعی در ایران در شمارۀ پاییز سال جاری، در تحقیقی، به مصادیق نابرابری زن و مرد در ایران در حوزه حقوق مدنی، سیاسی و اجتماعی اشاره کرده و بر اساس نتایج حاصل از موج دوم و سوم پیمایش ملی سنجش ارزش‌ها و نگرش‌های ایرانیان در سال‌های ۸۲ و ۹۴ آمارهای جالبی حاکی از تضاد میان هنجارهای روحانیت و هنجارهای عرفی منتشر کرده است.

در این پژوهش، مصادیق نابرابری حقوق مدنی در ازدواج زن، ازدواج با غیرمسلمان، شروط بر هم زدن عقد ازدواج و طلاق، کنترل بدن، پوشش و نگاه کردن، کنترل صدا و آوای زن، کنترل اختلاط و تفکیک جنسیتی، حق حضانت و سرپرستی، مالکیت و ارث‌بری زن، اشتغال زن، تصدی نقش‌ها و مناصب دینی، دیه و قصاص و شهادت زن برشمرده شده است.

بر اساس این گزارش، در زمینه ازدواج زودهنگام دختران، در حالی که «سن تجویزی مناسب برای دختران از منظر تمام جریان‌های درون نهاد روحانیت قبل از ۱۵ سالگی است»، در دو پیمایش مذکور تنها ۲.۳ و ۳.۹ درصد افراد جامعه ازدواج زیر سن ۱۶ سال را مناسب می‌دانند.

در زمینه خانه‌داری زنان نیز که از منظر جریان مسلط روحانیت «آراستن خانه و تربیت کودک اساسی‌ترین وظیفۀ زن است»، مطابق گزارش موج دوم و سوم پیمایش ملی ارزش‌ها و نگرش‌ها، به‌ترتیب حدود ۷۲ درصد و ۵۶ درصد کل پاسخگویان و حدود ۸۱ و ۶۳ درصد پاسخگویان زن با این گزاره که «زن‌ها وظیفه‌شان خانه‌داری است و نباید بیرون از خانه کار کنند»، «کاملاً مخالف» یا «مخالف» هستند.

درباره حق طلاق زنان که بر اساس رویکرد مسلط روحانیت و فتواهای قریب به‌اتفاق مراجع و فقهای شیعه «شرعاً اختیار طلاق با شوهر است»، یافته‌های موج دوم پیمایش ملی بیانگر این است که ۶۱ درصد کل پاسخگویان و حدود ۶۸ درصد پاسخگویان زن با داشتن حق طلاق زنان در صورت عدم رضایت از زندگی خانوادگی موافق هستند.

درباره اشتغال زنان نیز «به سبب آن‌که مقدمات آن مستلزم ترک عمل واجب یا انجام فعل حرام است» و فقها در مورد آن با «اما و اگر»های زیادی سخن گفته‌اند، نظرات جامعه با حاکمیت و روحانیت تفاوت چشمگیری دارد.

در موج دوم پیمایش یادشده، میزان موافقت پاسخگویان با تصدی شغل پلیس و مدیر کارخانه از سوی زنان به‌ترتیب ۵۵.۵ و ۶۸.۴ درصد پاسخگویان بوده است. در موج سوم هم میزان موافقت جامعه با تصدی مشاغل پزشک، مهندس، مدیر کارخانه و پلیس توسط زنان به‌ترتیب ۸۰.۳ ،۶۷.۸، ۵۱.۳ و ۵۱ درصد بوده که بیانگر موافقت اکثریت جامعه با تصدی بی‌قیدوشرط این مشاغل توسط زنان است.

در زمینه کنترل بدن و پوشش که در پیوند آشکار با لزوم خانه‌نشینی زنان است، در هر دو موج، حدود ۱۱ درصد جامعه «بدحجابی» زنان را «بدون اشکال دانسته‌اند و اکثریت قابل‌توجهی از جامعه یعنی ۶۷ درصد گفته‌اند با «بدحجابی» زنان «کاری ندارند». درصد کسانی هم که گزینه «تذکر می‌دهم» را انتخاب کرده‌اند، فقط حدود ۱۷ درصد است.

در زمینه کنترل اختلاط و تفکیک جنسیتی، در پاسخ به پرسش «برگزاری مهمانی و جشن‌های مختلط»، حدود ۲۱ درصد جامعۀ مورد پرسش آن را بدون اشکال دانسته‌‌اند و حدود ۶۱ درصد هم گفته‌اند که «مخالفم، ولی کاری ندارم».

نکته جالب‌توجه در واکنش پرسش‌شوندگان به دوستی دختر و پسر و مهمانی‌های مختلط این است که مجموع کسانی که خود را قائل به کنش به این نوع روابط و دورهمی‌ها از قبیل «تذکر تا اطلاع به مراجع ذیصلاح یا برخورد مستقیم» می‌دانند، فقط حدود ۲۰ درصد است.

به طور طبیعی، در جامعه ایران نیز همچون همه جوامع بر سر مقوله‌های مختلف میان گروه‌های سنی، تحصیلی، قومی، جنسیتی، شهری و روستایی، اختلافات هنجاری وجود دارد، اما چون به تعارض عملی نینجامیده، تضاد هنجاری تلقی نمی‌شود. در واقع به‌صراحت می‌توان گفت که در حال حاضر کشمکش‌ اصلی و عینی در جامعۀ ایران تضاد میان نظام ارزشی حاکمیت با سایر بخش‌های جامعه است.

کشمکش‌های فعلی میان حاکمیت مسلط و سایر نظام‌های هنجاری در ایران در سطوح متفاوتی از تنش لفظی‌ـ‌کلامی و عملی‌ـ‌رفتاری در شکل‌های مختلفی چون موضع‌گیری عمومی، امر به معروف، صدور بیانیه، انتشار نامۀ سرگشاده، تهدید به بسیج عمومی اجتماع مقلدان، برخورد فیزیکی و اعلام جهاد خود را نشان می‌دهد.

این کشمکش در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی نیز قابل مشاهده است؛ از یک‌سو در انعکاس نظریات حکومتی درباره حجاب و نقش‌های زنان در تریبون‌ها و رسانه‌های رسمی و از سوی دیگر در انعکاس گستردۀ مواضع مراجع تقلید و فقها در خصوص مسائل زنان در شبکه‌های اجتماعی و موضع‌گیری کاربران علیه آن‌ها.

بررسی شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های رسمی و غیررسمی و نظرات کاربران متعلق به دو سوی مختلفِ این کشمکش این فرضیه را تأیید می‌کند که تفاوت در نظام هنجاری-ارزشی حاکمیت و روحانیت در ایران و دیگر نظام‌های هنجاری عرفی درون جامعه در مسائل مربوط به حوزۀ زنان از جنس تفاوت‌های هنجاری رایج و طبیعی نیست. به نظر می‌رسد این تضاد، به‌سبب ایجاد تعارض عینی و مشهود، تضادی هنجاری است که در صورت ادامه ممکن است جامعه را به صورت چندجانبه به وادی تنش و خشونت بکشاند.

شناسایی، معرفی و حتی تحقیر افرادی که به بهانه امر به معروف پا به وادی دخالت در حوزه خصوصی شهروندان به‌ویژه زنان گذاشته‌اند و ضرب و جرح شماری از آمران به معروف در برخی شهرهای ایران از نمونه‌های افزایش سطح تنش میان طرف‌های درگیر در مقوله حجاب اجباری در ایران است.

به نظر می‌رسد جمهوری اسلامی که نظام ارزشی خود را از طریق وضع قوانین اجباری و قوه قهریه، آموزش و پرورش و رسانه‌ها به نظامی بی‌رقیب تبدیل کرده بود، در زمینه حجاب اجباری و حقوق زنان با چالشی جدی مواجه شده؛ چالشی که در یک سطح ثابت نمی‌ماند و برای هر دو طرف سرنوشت‌ساز است.

دبیر انجمن صنفی کارخانه‌های قند و شکر ایران

«افزایش قیمت شکر برای حفظ سلامت مردم است»

© ۲۰۲۲ تمام حقوق این وب‌سایت، بر اساس مقررات کپی‌رایت، برای رادیو فردا محفوظ است.نی نی سایت

نظر زنان ایران درباره حجاب
نظر زنان ایران درباره حجاب

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.