نظر تسلا در مورد خدا

نظر تسلا در مورد خدا
نظر تسلا در مورد خدا

هرچیزی که به‌ آن نیاز دارید در ویکی‌ پدیا وجود دارد.

تسلا در مورد این فرضیه که امواج رادیویی با فرکانس بالا به آب نفوذ می‌کنند در اشتباه بود. البته بعدها هیچ توضیحی از این نظریه در نوشته‌هایش پیدا نشد.درگذشت: ۷ ژانویهٔ ۱۹۴۳ (۸۶ سال), نیویورک سیتی، نیویورکشهروندی: اتریشی (۱۸۵۶–۱۸۹۱), آمریکایی (۱۸۹۱–۱۹۴۳)زادروز: ۱۰ ژوئیه ۱۸۵۶, سمیلجان، امپراتوری اتریش (کرواسی امروزی)نام بومی: Никола Тесла

سخن مدیر سایت با شما: در این مطلب چیز هایی از ادیسون و نیکولا تسلا گفته میشود که عقاید شمارا به کلی تغییر میدهد در مورد این دو. طبق نظریات گفته شده انیشتین در مقابل نیکولا تسلا مانند شاگرد در مقابل استاد بوده اما به این

نظر تسلا در مورد خدا

در مقاله « ۱۰اختراع نیکولا تسلا که جهان را تکان داد »مطالبی در مورد نیکولا تسلا خواندید و حالا یازده نکته درباره این دانشمند بزرگ را با هم مرور می‌کنیم:

در ادامه ۱۰ مورد از نظریه‌‌ها و اختراعات مشهور تسلا را بررسی می‌کنیم. [ ۱ ] ۱۰- مهار کردن امواج کیهانی

برخی نظریه پردازان معتقدند در پروژه‌هایی مانند هارپ از دستگاه نوسان ساز «تسلا» استفاده شده است. ادعایی که همچون مورد اول هنوز به اثبات نرسیده است.

«خدا مرده‌است» (آلمانی: “Gott ist tot” راهنما · اطلاعات ؛ همچنین شناخته‌شده به مرگ خداوند) جمله مشهور و به شدت نقل قول شده و گاهی بد تفسیر شده فیلسوف آلمانی، فریدریش نیچه است. این جمله اولین بار در کتاب دانش شادان وی در بخش ۱۰۸

خیلی شنیده شده که گفته اند استیون هاوکینگ دانشمند مشهور فیزیک که در روز ۱۴ مارچ ۲۰۱۸ از دنیا رفت؛ به خداوند اعتقادی ندارد! حال میخوایم بدانیم که نظریه استیون هاوکینگ درباره خدا چه بوده و بر اساس تحقیقات علمی و فیزیک به

پرسش 1: سوالهايي مهم در مورد خدا که ذهنم رو مشغول کرده شرح : سلام من چند وقت پيش داشتم دوستام در مورد خدا صحبت مي کردم که نه به دين اعتقاد دارند و نه به حرف پيامبر و

در مقایسه سه گروه مشخص شد که تصور مهربانانه از خدا در گروه فرزندپروری مستبدانه از دو گروه دیگر پایین تر است. نتیجه­ گیری: در نهایت، ارتباطی بین مفهوم میهن و شیوه های فرزندپروری وجود نداشت.

نیکولا تسلا و اعداد مرموز 3، 6 و 9 دارای اسراری در پشت پرده هستند. به راستی که آیا اعداد مرموز 3، 6 و 9 کلید دست‌یابی به انرژی آزاد هستند؟

آیا آلبرت انیشتین به خدا اعتقاد داشت ؟ جالب است که نظریه آلبرت انیشتین را در مورد خدا بدانید و این دانشمند بزرگ که توانست زندگی بشر را به سمت و سویی متفاوت هدایت کند، خدا را پذیرفته بود یا خیر ؟

با اینکه در سال ۲۰۱۹ نیکلا تسلا تقریبا بیش از هر زمان دیگری مورد تحسین دانشمندان و علاقه‌مندان به دنیای علم و تکنولوژی قرار گرفت، این مخترع در زمان زندگی‌اش به خاطر تحقیقاتی در رابطه با موجودات فضایی و ایده‌های

وی در نظریه جدید خود از آنچه در علم فیزیک با نام «نیمه نخستین برای رد خدا داشت نه کس دیگه ای، صحبت های شخصیت های بزرگ علمی در مورد منشا این دنیا و خدا بیشتر فلسفی هست تا علمی.

۱۰- مهار کردن امواج کیهانی۹- الکترودینامیک‌های القائی۸- آتش سرد۷- تسلاسکوپ۶- اشعه‌های مرگبار تسلا۵- کنترل آب و هوا۴- اسلحه‌ی اشعه‌ی ایکس۳- متناوب کردن جریان۲- روشن کردن کره‌ی زمین۱- اوسیلاتور تسلایکی از تخیلات عجیب تسلا، مهار انرژی آزاد بود. انرژی آزاد می‌تواند بصورت اتمی، انرژی تابشی یا استاتیکی باشد، که گرفتن انرژی آن مانند گرفتن انرژی بسیار کم از منبع بی‌کران انرژی است. ایده‌ی مهار انرژی آزاد توسط بسیاری از دانشمندان در گروه شبه‌علم قرار می‌گیرد، چرا که غیر‌عملی و غیرقابل توسعه در ابعاد بزرگ‌تر است. تسلا عقیده داشت اگر بتواند ماشینی مناسب برای مهار این انرژی بسازد، می‌تواند مشکلات انرژی در دنیای کنونی را برطرف کند. او معتقد بود که اجزا بسیار کوچک با شارژ الکتریکی کم، به صورت روزانه با سرعتی بالاتر از سرعت نور، بصورت باران بر روی زمین می‌بارند. او تصور می‌کرد ماشینی ساخته است که می‌تواند این اجزا را گرفته و آن‌ها را به انرژی قابل استفاده تبدیل کند. او حتی پتنتی برای این دستگاه به نام خود ثبت … zoomit.ir

برچسب: نظریه تسلا در مورد خدا نظریه سوشیونومیکس او نظریه جدیدی دارد در امور مالی که باعث تقویت بیشتر مدل الیوت شد قیمت گذاری مالی جامعه شناسی یک زمینه است مطالعات نشان می دهد که خلق و […]

حتی در کتاب دیگرش اعلام کرده بود که: کشف سال 1992 در مورد سیاره‌ای که به دور ستاره‌ای دیگر غیر از خورشید می‌گردد، به بازسازی نظریه اسحاق نیوتن پدر علم فیزیک کمک می‌کند که بیان کرده بود: کائنات حاصل بی‌نظمی نبوده و توسط

طبق نظریه داروین گونه هایی که در طبیعت موفق تر عمل کرده اند، صفات خودشون رو بهتر میتونن منتقل کنن به نسل های بعد از خودشون. این نظریه در مورد همه موجودات ساکن زمین صادق هست .

نیچه در مورد اخلاقیات بیانیه های زیادی داشته است. که در این مقاله ی خلاصه نظریات نیچه آن ها را بررسی میکنیم. به نظر نیچه بزرگ ترین بحران ارزشی جامعه ی مدرن تعین خیر و شر بوده است.

دانلود فیلم سینمایی تسلا 2020 ، روایتی است از نیکولا تسلا و تعامل او با توماس ادیسون و دختر جی پی. مورگان، و پیشرفت‌های او در انتقال برق و نور استدرگیری‌های او و ادیسون در دوره همکاری‌شان مسئله‌ای نیست که بر همه پوشیده

نظریه داروین در مورد خدا. admin. 6 أغسطس، 2020. 1 min read. آیا خداباوری محصول تکامل زیستی ماست؟ – BBC News فارسی – BBC.com . Jul 19, 2018 .

نظر تسلا در مورد خدا

مطالب پیشنهادی :

هر ایرانی، یک «صف»؛ مردمانِ همیشه معطل

مد و پوشاک زنان قجری؛ کمی عجیب، اما منطقی

بدون سانسور با جماعت کافه‌نشین در ایران

اشرف، زنی از سلاخ‌خانه شماره ۲۸

چگونه کلاه بگذاریم؟ چگونه کلاه برداریم؟

سمنوی عمه لیلا، برندی که جهانی شد

جدیدترین مطالب سایت

علت و راه های درمان تیک عصبی

راه های کاربردی برای تقویت بهره ی هوشی

داشتن انگیزه در کار و زندگی

راه های تقویت اعتماد به نفس

چگونه در روزهای سخت قوی تر زندگی کنیم؟

چگونه با دیگران مودبانه صحبت کنیم؟

روش های ساده برای کاهش استرس

افسردگی چیست و چه علائمی دارد؟

ویکی‌ پدیا ، دانشنامه آزاد © 2022. تمامی حقوق محفوظ است

نیکولا تسلا نابغه‌ای که اختراعات فراوانی داشت و حتی برخی از ایده‌های وی تا امروز عجیب به نظر می‌رسد. ازدواج، سخنان، سبک زندگی و قانون تسلا مورد…

تمامی حقوق این سایت برای خبرگزاری ایمنا محفوظ است

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

فهرست دانشمندان خداناباور به معرفی دانشمندان و پژوهشگران برجسته در حوزه علم و تکنولوژی می‌پردازد که به وجود خدا اعتقاد ندارند و این موضوع را به‌صورت علنی اعلام کرده‌اند. خداناباوری به‌معنای عدم باور به وجود خدا است.[۱][۲] تخمین زده می‌شود که بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ و از میان ۶۵۴ برنده جایزه نوبل، در مجموع، حدود ۱۰٫۵٪ از برندگان خداناباور، ندانم‌گرا یا آزاداندیش بوده‌اند.[۳]
مطابق یک بررسی در سال ۱۹۱۴، از میان ۱۰۰۰ دانشمند عضو آکادمی ملی علوم آمریکا که به‌طور تصادفی انتخاب شده بودند، ۵۸٪ خداناباور بوده یا در وجود خدا شک داشته‌اند و زمانی که این بررسی محدود به ۴۰۰ دانشمند برجسته شد، این آمار به حدود ۷۰٪ افزایش یافت.[۴] تکرار همین بررسی در ۲۰ سال بعد، نشان داد که دو عدد به‌دست آمده رشد داشته و به‌ترتیب به ۶۷٪ و ۸۵٪ رسیده‌اند.[۴] انجام‌دهندگان این تحقیق علت درصد بالاتر در میان دانشمندان برجسته‌تر را نتیجه دانش بالاتر، درک و تجربه‌گرایی دانستند.[۴] همین شیوه انتخاب و پرسش در سال ۱۹۹۶ توسط گروه دیگری به انجام رسید و اعداد تقریباً مشابهی به‌دست آمد به‌طوری که از میان ۱۰۰۰ دانشمند عضو آکادمی ملی علوم آمریکا که به‌طور تصادفی انتخاب شده بودند، ۶۰٫۷٪ از این دانشمندان خداناباور بوده یا در وجود خدا شک داشته‌اند.[۴] این بررسی نشان داد که دانشمندان زیست‌شناسی عضو آکادمی ملی علوم ۶۵٫۲٪ خداناباور و ۶۹٪ نامعتقد به جاودانگی[a] (پس از مرگ) هستند. مطابق همین این آمار، میزان خداناباوری برای فیزیک‌دانهای عضو آکادمی ملی علوم برابر ۷۹٪ و میزان ناباوری به جاودانگی برابر با ۷۶٫۳٪ بوده‌است. درصد بالایی از زیست‌شناسان و فیزیک‌دانان باقی مانده در آمار اعلام شده نیز ندانم‌گرا بوده‌اند و تنها درصد کمی به وجود خدا باور داشته‌اند.[۴]

مطابق نظرسنجی مؤسسه پیو که در سال ۲۰۰۹ روی ۲۵۰۰ نفر از دانشمندان عضو انجمن پیشبرد علوم آمریکا انجام شد، ۵۱٪ به نوعی الوهیت یا قدرت بالاتر،[b] ۳۳٪ به خدا[c] و ۱۸٪ به یک روح جهانی یا قدرت بالاتر،[d] اعتقاد داشتند، در حالی‌که ۴۱٪ به وجود خدا یا قدرت بالاتر[e] اعتقاد نداشتند.[۵]

از میان برندگان جایزه نوبل، تنها چهار نفر موفق به کسب دو جایزه نوبل شده‌اند که عبارت‌اند از ماری کوری (فیزیک ۱۹۰۳ و شیمی ۱۹۱۱)، لینوس پاولینگ (شیمی ۱۹۵۴ و صلح ۱۹۶۲)، جان باردین (فیزیک ۱۹۵۶ و ۱۹۷۲) و فردریک سنگر (شیمی ۱۹۵۸ و ۱۹۸۰) که هیچ‌کدام یک از آنها خداباور نبودند. لینوس پاولینگ خداناباور و جان باردین، ماری کوری و فردریک سنگر ندانم‌گرا بودند.[۶][۷][۸][۹][۱۰]

اختراع هندسه ترسیمی[i]

نظر تسلا در مورد خدا



National socialism and the death of German mathematicsDownloads-icon


the originalDownloads-icon


“The Life and Work of A. A. Markov”Downloads-icon


Parapsychology: A Concise HistoryDownloads-icon


“Conversation of Eugene Dynkin with Sergei Kuznetsov”Downloads-icon


“Leaves from an unwritten diary: S. Chandrasekhar, Reminiscences and Reflections”Downloads-icon


“The Big Bang Is Bunk”Downloads-icon


“Dennis William sciama”Downloads-icon


“Sheldon Glashow, Nobel Prize in physics for the electroweak theory”Downloads-icon


“Freethought Radio podcast (mp3)”Downloads-icon


“MI_August_04_Vol4_No4 copy.indd”Downloads-icon


https://www.ascb.org/wp-content/uploads/2009/04/brigid_hogan.pdfDownloads-icon


“Oliver Smithies Interview: Session 1”Downloads-icon


the originalDownloads-icon

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

فهرست دانشمندان خداناباور به معرفی دانشمندان و پژوهشگران برجسته در حوزه علم و تکنولوژی می‌پردازد که به وجود خدا اعتقاد ندارند و این موضوع را به‌صورت علنی اعلام کرده‌اند. خداناباوری به‌معنای عدم باور به وجود خدا است.[۱][۲] تخمین زده می‌شود که بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ و از میان ۶۵۴ برنده جایزه نوبل، در مجموع، حدود ۱۰٫۵٪ از برندگان خداناباور، ندانم‌گرا یا آزاداندیش بوده‌اند.[۳]
مطابق یک بررسی در سال ۱۹۱۴، از میان ۱۰۰۰ دانشمند عضو آکادمی ملی علوم آمریکا که به‌طور تصادفی انتخاب شده بودند، ۵۸٪ خداناباور بوده یا در وجود خدا شک داشته‌اند و زمانی که این بررسی محدود به ۴۰۰ دانشمند برجسته شد، این آمار به حدود ۷۰٪ افزایش یافت.[۴] تکرار همین بررسی در ۲۰ سال بعد، نشان داد که دو عدد به‌دست آمده رشد داشته و به‌ترتیب به ۶۷٪ و ۸۵٪ رسیده‌اند.[۴] انجام‌دهندگان این تحقیق علت درصد بالاتر در میان دانشمندان برجسته‌تر را نتیجه دانش بالاتر، درک و تجربه‌گرایی دانستند.[۴] همین شیوه انتخاب و پرسش در سال ۱۹۹۶ توسط گروه دیگری به انجام رسید و اعداد تقریباً مشابهی به‌دست آمد به‌طوری که از میان ۱۰۰۰ دانشمند عضو آکادمی ملی علوم آمریکا که به‌طور تصادفی انتخاب شده بودند، ۶۰٫۷٪ از این دانشمندان خداناباور بوده یا در وجود خدا شک داشته‌اند.[۴] این بررسی نشان داد که دانشمندان زیست‌شناسی عضو آکادمی ملی علوم ۶۵٫۲٪ خداناباور و ۶۹٪ نامعتقد به جاودانگی[a] (پس از مرگ) هستند. مطابق همین این آمار، میزان خداناباوری برای فیزیک‌دانهای عضو آکادمی ملی علوم برابر ۷۹٪ و میزان ناباوری به جاودانگی برابر با ۷۶٫۳٪ بوده‌است. درصد بالایی از زیست‌شناسان و فیزیک‌دانان باقی مانده در آمار اعلام شده نیز ندانم‌گرا بوده‌اند و تنها درصد کمی به وجود خدا باور داشته‌اند.[۴]

مطابق نظرسنجی مؤسسه پیو که در سال ۲۰۰۹ روی ۲۵۰۰ نفر از دانشمندان عضو انجمن پیشبرد علوم آمریکا انجام شد، ۵۱٪ به نوعی الوهیت یا قدرت بالاتر،[b] ۳۳٪ به خدا[c] و ۱۸٪ به یک روح جهانی یا قدرت بالاتر،[d] اعتقاد داشتند، در حالی‌که ۴۱٪ به وجود خدا یا قدرت بالاتر[e] اعتقاد نداشتند.[۵]

از میان برندگان جایزه نوبل، تنها چهار نفر موفق به کسب دو جایزه نوبل شده‌اند که عبارت‌اند از ماری کوری (فیزیک ۱۹۰۳ و شیمی ۱۹۱۱)، لینوس پاولینگ (شیمی ۱۹۵۴ و صلح ۱۹۶۲)، جان باردین (فیزیک ۱۹۵۶ و ۱۹۷۲) و فردریک سنگر (شیمی ۱۹۵۸ و ۱۹۸۰) که هیچ‌کدام یک از آنها خداباور نبودند. لینوس پاولینگ خداناباور و جان باردین، ماری کوری و فردریک سنگر ندانم‌گرا بودند.[۶][۷][۸][۹][۱۰]

اختراع هندسه ترسیمی[i]

نظر تسلا در مورد خدا



National socialism and the death of German mathematicsDownloads-icon


the originalDownloads-icon


“The Life and Work of A. A. Markov”Downloads-icon


Parapsychology: A Concise HistoryDownloads-icon


“Conversation of Eugene Dynkin with Sergei Kuznetsov”Downloads-icon


“Leaves from an unwritten diary: S. Chandrasekhar, Reminiscences and Reflections”Downloads-icon


“The Big Bang Is Bunk”Downloads-icon


“Dennis William sciama”Downloads-icon


“Sheldon Glashow, Nobel Prize in physics for the electroweak theory”Downloads-icon


“Freethought Radio podcast (mp3)”Downloads-icon


“MI_August_04_Vol4_No4 copy.indd”Downloads-icon


https://www.ascb.org/wp-content/uploads/2009/04/brigid_hogan.pdfDownloads-icon


“Oliver Smithies Interview: Session 1”Downloads-icon


the originalDownloads-icon

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

فهرست دانشمندان خداناباور به معرفی دانشمندان و پژوهشگران برجسته در حوزه علم و تکنولوژی می‌پردازد که به وجود خدا اعتقاد ندارند و این موضوع را به‌صورت علنی اعلام کرده‌اند. خداناباوری به‌معنای عدم باور به وجود خدا است.[۱][۲] تخمین زده می‌شود که بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ و از میان ۶۵۴ برنده جایزه نوبل، در مجموع، حدود ۱۰٫۵٪ از برندگان خداناباور، ندانم‌گرا یا آزاداندیش بوده‌اند.[۳]
مطابق یک بررسی در سال ۱۹۱۴، از میان ۱۰۰۰ دانشمند عضو آکادمی ملی علوم آمریکا که به‌طور تصادفی انتخاب شده بودند، ۵۸٪ خداناباور بوده یا در وجود خدا شک داشته‌اند و زمانی که این بررسی محدود به ۴۰۰ دانشمند برجسته شد، این آمار به حدود ۷۰٪ افزایش یافت.[۴] تکرار همین بررسی در ۲۰ سال بعد، نشان داد که دو عدد به‌دست آمده رشد داشته و به‌ترتیب به ۶۷٪ و ۸۵٪ رسیده‌اند.[۴] انجام‌دهندگان این تحقیق علت درصد بالاتر در میان دانشمندان برجسته‌تر را نتیجه دانش بالاتر، درک و تجربه‌گرایی دانستند.[۴] همین شیوه انتخاب و پرسش در سال ۱۹۹۶ توسط گروه دیگری به انجام رسید و اعداد تقریباً مشابهی به‌دست آمد به‌طوری که از میان ۱۰۰۰ دانشمند عضو آکادمی ملی علوم آمریکا که به‌طور تصادفی انتخاب شده بودند، ۶۰٫۷٪ از این دانشمندان خداناباور بوده یا در وجود خدا شک داشته‌اند.[۴] این بررسی نشان داد که دانشمندان زیست‌شناسی عضو آکادمی ملی علوم ۶۵٫۲٪ خداناباور و ۶۹٪ نامعتقد به جاودانگی[a] (پس از مرگ) هستند. مطابق همین این آمار، میزان خداناباوری برای فیزیک‌دانهای عضو آکادمی ملی علوم برابر ۷۹٪ و میزان ناباوری به جاودانگی برابر با ۷۶٫۳٪ بوده‌است. درصد بالایی از زیست‌شناسان و فیزیک‌دانان باقی مانده در آمار اعلام شده نیز ندانم‌گرا بوده‌اند و تنها درصد کمی به وجود خدا باور داشته‌اند.[۴]

مطابق نظرسنجی مؤسسه پیو که در سال ۲۰۰۹ روی ۲۵۰۰ نفر از دانشمندان عضو انجمن پیشبرد علوم آمریکا انجام شد، ۵۱٪ به نوعی الوهیت یا قدرت بالاتر،[b] ۳۳٪ به خدا[c] و ۱۸٪ به یک روح جهانی یا قدرت بالاتر،[d] اعتقاد داشتند، در حالی‌که ۴۱٪ به وجود خدا یا قدرت بالاتر[e] اعتقاد نداشتند.[۵]

از میان برندگان جایزه نوبل، تنها چهار نفر موفق به کسب دو جایزه نوبل شده‌اند که عبارت‌اند از ماری کوری (فیزیک ۱۹۰۳ و شیمی ۱۹۱۱)، لینوس پاولینگ (شیمی ۱۹۵۴ و صلح ۱۹۶۲)، جان باردین (فیزیک ۱۹۵۶ و ۱۹۷۲) و فردریک سنگر (شیمی ۱۹۵۸ و ۱۹۸۰) که هیچ‌کدام یک از آنها خداباور نبودند. لینوس پاولینگ خداناباور و جان باردین، ماری کوری و فردریک سنگر ندانم‌گرا بودند.[۶][۷][۸][۹][۱۰]

اختراع هندسه ترسیمی[i]

نظر تسلا در مورد خدا



National socialism and the death of German mathematicsDownloads-icon


the originalDownloads-icon


“The Life and Work of A. A. Markov”Downloads-icon


Parapsychology: A Concise HistoryDownloads-icon


“Conversation of Eugene Dynkin with Sergei Kuznetsov”Downloads-icon


“Leaves from an unwritten diary: S. Chandrasekhar, Reminiscences and Reflections”Downloads-icon


“The Big Bang Is Bunk”Downloads-icon


“Dennis William sciama”Downloads-icon


“Sheldon Glashow, Nobel Prize in physics for the electroweak theory”Downloads-icon


“Freethought Radio podcast (mp3)”Downloads-icon


“MI_August_04_Vol4_No4 copy.indd”Downloads-icon


https://www.ascb.org/wp-content/uploads/2009/04/brigid_hogan.pdfDownloads-icon


“Oliver Smithies Interview: Session 1”Downloads-icon


the originalDownloads-icon

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

فهرست دانشمندان خداناباور به معرفی دانشمندان و پژوهشگران برجسته در حوزه علم و تکنولوژی می‌پردازد که به وجود خدا اعتقاد ندارند و این موضوع را به‌صورت علنی اعلام کرده‌اند. خداناباوری به‌معنای عدم باور به وجود خدا است.[۱][۲] تخمین زده می‌شود که بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ و از میان ۶۵۴ برنده جایزه نوبل، در مجموع، حدود ۱۰٫۵٪ از برندگان خداناباور، ندانم‌گرا یا آزاداندیش بوده‌اند.[۳]
مطابق یک بررسی در سال ۱۹۱۴، از میان ۱۰۰۰ دانشمند عضو آکادمی ملی علوم آمریکا که به‌طور تصادفی انتخاب شده بودند، ۵۸٪ خداناباور بوده یا در وجود خدا شک داشته‌اند و زمانی که این بررسی محدود به ۴۰۰ دانشمند برجسته شد، این آمار به حدود ۷۰٪ افزایش یافت.[۴] تکرار همین بررسی در ۲۰ سال بعد، نشان داد که دو عدد به‌دست آمده رشد داشته و به‌ترتیب به ۶۷٪ و ۸۵٪ رسیده‌اند.[۴] انجام‌دهندگان این تحقیق علت درصد بالاتر در میان دانشمندان برجسته‌تر را نتیجه دانش بالاتر، درک و تجربه‌گرایی دانستند.[۴] همین شیوه انتخاب و پرسش در سال ۱۹۹۶ توسط گروه دیگری به انجام رسید و اعداد تقریباً مشابهی به‌دست آمد به‌طوری که از میان ۱۰۰۰ دانشمند عضو آکادمی ملی علوم آمریکا که به‌طور تصادفی انتخاب شده بودند، ۶۰٫۷٪ از این دانشمندان خداناباور بوده یا در وجود خدا شک داشته‌اند.[۴] این بررسی نشان داد که دانشمندان زیست‌شناسی عضو آکادمی ملی علوم ۶۵٫۲٪ خداناباور و ۶۹٪ نامعتقد به جاودانگی[a] (پس از مرگ) هستند. مطابق همین این آمار، میزان خداناباوری برای فیزیک‌دانهای عضو آکادمی ملی علوم برابر ۷۹٪ و میزان ناباوری به جاودانگی برابر با ۷۶٫۳٪ بوده‌است. درصد بالایی از زیست‌شناسان و فیزیک‌دانان باقی مانده در آمار اعلام شده نیز ندانم‌گرا بوده‌اند و تنها درصد کمی به وجود خدا باور داشته‌اند.[۴]

مطابق نظرسنجی مؤسسه پیو که در سال ۲۰۰۹ روی ۲۵۰۰ نفر از دانشمندان عضو انجمن پیشبرد علوم آمریکا انجام شد، ۵۱٪ به نوعی الوهیت یا قدرت بالاتر،[b] ۳۳٪ به خدا[c] و ۱۸٪ به یک روح جهانی یا قدرت بالاتر،[d] اعتقاد داشتند، در حالی‌که ۴۱٪ به وجود خدا یا قدرت بالاتر[e] اعتقاد نداشتند.[۵]

از میان برندگان جایزه نوبل، تنها چهار نفر موفق به کسب دو جایزه نوبل شده‌اند که عبارت‌اند از ماری کوری (فیزیک ۱۹۰۳ و شیمی ۱۹۱۱)، لینوس پاولینگ (شیمی ۱۹۵۴ و صلح ۱۹۶۲)، جان باردین (فیزیک ۱۹۵۶ و ۱۹۷۲) و فردریک سنگر (شیمی ۱۹۵۸ و ۱۹۸۰) که هیچ‌کدام یک از آنها خداباور نبودند. لینوس پاولینگ خداناباور و جان باردین، ماری کوری و فردریک سنگر ندانم‌گرا بودند.[۶][۷][۸][۹][۱۰]

اختراع هندسه ترسیمی[i]

نظر تسلا در مورد خدا



National socialism and the death of German mathematicsDownloads-icon


the originalDownloads-icon


“The Life and Work of A. A. Markov”Downloads-icon


Parapsychology: A Concise HistoryDownloads-icon


“Conversation of Eugene Dynkin with Sergei Kuznetsov”Downloads-icon


“Leaves from an unwritten diary: S. Chandrasekhar, Reminiscences and Reflections”Downloads-icon


“The Big Bang Is Bunk”Downloads-icon


“Dennis William sciama”Downloads-icon


“Sheldon Glashow, Nobel Prize in physics for the electroweak theory”Downloads-icon


“Freethought Radio podcast (mp3)”Downloads-icon


“MI_August_04_Vol4_No4 copy.indd”Downloads-icon


https://www.ascb.org/wp-content/uploads/2009/04/brigid_hogan.pdfDownloads-icon


“Oliver Smithies Interview: Session 1”Downloads-icon


the originalDownloads-icon

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

فهرست دانشمندان خداناباور به معرفی دانشمندان و پژوهشگران برجسته در حوزه علم و تکنولوژی می‌پردازد که به وجود خدا اعتقاد ندارند و این موضوع را به‌صورت علنی اعلام کرده‌اند. خداناباوری به‌معنای عدم باور به وجود خدا است.[۱][۲] تخمین زده می‌شود که بین سالهای ۱۹۰۰ تا ۲۰۰۰ و از میان ۶۵۴ برنده جایزه نوبل، در مجموع، حدود ۱۰٫۵٪ از برندگان خداناباور، ندانم‌گرا یا آزاداندیش بوده‌اند.[۳]
مطابق یک بررسی در سال ۱۹۱۴، از میان ۱۰۰۰ دانشمند عضو آکادمی ملی علوم آمریکا که به‌طور تصادفی انتخاب شده بودند، ۵۸٪ خداناباور بوده یا در وجود خدا شک داشته‌اند و زمانی که این بررسی محدود به ۴۰۰ دانشمند برجسته شد، این آمار به حدود ۷۰٪ افزایش یافت.[۴] تکرار همین بررسی در ۲۰ سال بعد، نشان داد که دو عدد به‌دست آمده رشد داشته و به‌ترتیب به ۶۷٪ و ۸۵٪ رسیده‌اند.[۴] انجام‌دهندگان این تحقیق علت درصد بالاتر در میان دانشمندان برجسته‌تر را نتیجه دانش بالاتر، درک و تجربه‌گرایی دانستند.[۴] همین شیوه انتخاب و پرسش در سال ۱۹۹۶ توسط گروه دیگری به انجام رسید و اعداد تقریباً مشابهی به‌دست آمد به‌طوری که از میان ۱۰۰۰ دانشمند عضو آکادمی ملی علوم آمریکا که به‌طور تصادفی انتخاب شده بودند، ۶۰٫۷٪ از این دانشمندان خداناباور بوده یا در وجود خدا شک داشته‌اند.[۴] این بررسی نشان داد که دانشمندان زیست‌شناسی عضو آکادمی ملی علوم ۶۵٫۲٪ خداناباور و ۶۹٪ نامعتقد به جاودانگی[a] (پس از مرگ) هستند. مطابق همین این آمار، میزان خداناباوری برای فیزیک‌دانهای عضو آکادمی ملی علوم برابر ۷۹٪ و میزان ناباوری به جاودانگی برابر با ۷۶٫۳٪ بوده‌است. درصد بالایی از زیست‌شناسان و فیزیک‌دانان باقی مانده در آمار اعلام شده نیز ندانم‌گرا بوده‌اند و تنها درصد کمی به وجود خدا باور داشته‌اند.[۴]

مطابق نظرسنجی مؤسسه پیو که در سال ۲۰۰۹ روی ۲۵۰۰ نفر از دانشمندان عضو انجمن پیشبرد علوم آمریکا انجام شد، ۵۱٪ به نوعی الوهیت یا قدرت بالاتر،[b] ۳۳٪ به خدا[c] و ۱۸٪ به یک روح جهانی یا قدرت بالاتر،[d] اعتقاد داشتند، در حالی‌که ۴۱٪ به وجود خدا یا قدرت بالاتر[e] اعتقاد نداشتند.[۵]

از میان برندگان جایزه نوبل، تنها چهار نفر موفق به کسب دو جایزه نوبل شده‌اند که عبارت‌اند از ماری کوری (فیزیک ۱۹۰۳ و شیمی ۱۹۱۱)، لینوس پاولینگ (شیمی ۱۹۵۴ و صلح ۱۹۶۲)، جان باردین (فیزیک ۱۹۵۶ و ۱۹۷۲) و فردریک سنگر (شیمی ۱۹۵۸ و ۱۹۸۰) که هیچ‌کدام یک از آنها خداباور نبودند. لینوس پاولینگ خداناباور و جان باردین، ماری کوری و فردریک سنگر ندانم‌گرا بودند.[۶][۷][۸][۹][۱۰]

اختراع هندسه ترسیمی[i]

نظر تسلا در مورد خدا



National socialism and the death of German mathematicsDownloads-icon


the originalDownloads-icon


“The Life and Work of A. A. Markov”Downloads-icon


Parapsychology: A Concise HistoryDownloads-icon


“Conversation of Eugene Dynkin with Sergei Kuznetsov”Downloads-icon


“Leaves from an unwritten diary: S. Chandrasekhar, Reminiscences and Reflections”Downloads-icon


“The Big Bang Is Bunk”Downloads-icon


“Dennis William sciama”Downloads-icon


“Sheldon Glashow, Nobel Prize in physics for the electroweak theory”Downloads-icon


“Freethought Radio podcast (mp3)”Downloads-icon


“MI_August_04_Vol4_No4 copy.indd”Downloads-icon


https://www.ascb.org/wp-content/uploads/2009/04/brigid_hogan.pdfDownloads-icon


“Oliver Smithies Interview: Session 1”Downloads-icon


the originalDownloads-icon

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

کل یا بخشی از این مقاله به زبانی به‌جز زبان فارسی نوشته شده‌است. اگر مقصود ارائهٔ مقاله برای مخاطبان آن زبان است، باید در نسخه‌ای از ویکی‌پدیا به همان زبان نوشته شود (فهرست ویکی‌پدیاها را ببینید). در غیر این صورت، خواهشمند است ترجمهٔ این مقاله را با توجه به متن اصلی و با رعایت سیاست ویرایش، دستور خط فارسی و برابر سازی به زبان فارسی بهبود دهید و سپس این الگو را از بالای صفحه بردارید. همچنین برای بحث‌های مرتبط، مدخل این مقاله در فهرست صفحه‌های نیازمند ترجمه به فارسی را ببینید. اگر این مقاله به زبان فارسی بازنویسی نشود، تا دو هفتهٔ دیگر نامزد حذف می‌شود و/یا به نسخهٔ زبانی مرتبط ویکی‌پدیا منتقل خواهد شد.

اگر شما اخیراً این مقاله را به‌عنوان صفحهٔ نیازمند ترجمه برچسب زده‌اید، لطفاً عبارت{{جا:نیاز به ترجمه |صفحه=نیکولا تسلا |زبان=نامشخص |نظر= }} ~~~~را به پایین این بخش از فهرست صفحه‌های نیازمند ترجمه به فارسی بیفزایید. لطفاً

Nikola Tesla

نیکولا تسلا (به انگلیسی: Nikola Tesla) (‎/ˈtɛslə/‎; سیریلیک صربی: Никола Тесла;[۱] تلفظ [nǐkola têsla];[الف]
زاده ۱۰ ژوئیه ۱۸۵۶ – درگذشته ۷ ژانویه ۱۹۴۳)، مخترع، مهندس برق، مهندس مکانیک، فیزیک دان و آینده‌پژوه صرب‌تبار آمریکایی[۳][۴][۵] بود. وی بیشتر برای نقشش در طراحی سیستم نوین برق‌رسانی بر اساس جریان متناوب شناخته می‌شود.[۶]

نظر تسلا در مورد خدا

تسلا بدون دریافت مدرک تحصیلی در رشتهٔ مهندسی و فیزیک تحصیل کرد. او پیش از مهاجرت به آمریکا، در مخابرات راه دور و مهندسی برق تجربه داشت. وی در سال ۱۸۸۴ به ایالات متحده آمریکا مهاجرت کرده و شهروند آمریکا شد. او مدت کوتاهی در نیویورک در شرکت توماس ادیسون مشغول به کار شد. پس از مدتی کوتاه با کمک حامیان مالی، فعالیت مستقل خود را آغاز و با احداث آزمایشگاه‌ها و کارخانه‌هایی، محصولات الکتریکی تولید کرد. جرج وستینگهاوس، که نیکولا تسلا برای مدت کوتاهی مشاورش بود، حق امتیاز موتور القایی و ترانسفورماتور را که از اختراعات ثبت‌شدهٔ تسلا بودند، خرید. فعالیت‌های تسلا در سال‌های آغازین بهره‌گیری از انرژی الکتریکی، به واردشدن او در اختلاف بر سر انتخاب جریان متناوب یا مستقیم به عنوان استاندارد انتقال توان الکتریکی انجامید. از این اختلاف به نام جنگ جریان‌ها یاد می‌شود. جریان متناوب تسلا، جریان مستقیم ادیسون را شکست داد و دلیل آن هم ترانسفورماتورها (مبدل‌های ولتاژ) بودند؛ جریان متناوب، امکان تبدیل ولتاژهای مختلف به هم را فراهم می‌کند و این، برگ برندهٔ جریان متناوب بود.

در تلاش برای ایجاد اختراعاتی که بتوان از آن برای ثبت اختراع استفاده و به بازار عرضه کند، تسلا طیف وسیعی از آزمایش‌ها را با نوسانگرهای مکانیکی / ژنراتورها، لامپ‌های تخلیه الکتریکی انجام داد. حتی تسلا تصویربرداری اولیه با اشعه ایکس را انجام داد. او همچنین یک قایق با کنترل از راه دور ساخت. تسلا به عنوان یک مخترع مشهور شد و دستاوردهایش را در آزمایشگاه خود به افراد مشهور و مراجع ثروتمند نشان داد و ایده‌ها و اختراعات او نقل محافل شد. در طول دهه ۱۸۹۰، تسلا ایده‌های خود را برای روشنایی بی‌سیم و توزیع برق بی‌سیم در سراسر جهان، طی آزمایش‌های ولتاژ و فرکانس بالا در نیویورک و کلرادو اسپرینگز دنبال کرد. در سال ۱۸۹۳، دربارهٔ احتمال ارتباط بی‌سیم با دستگاه‌های خود اظهاراتی را بیان کرد. تسلا سعی کرد تا این ایده‌ها را در پروژه ناتمام خود به نام برج واردن کلیف، برای ارتباط بی‌سیم بین‌قاره ای و فرستنده برق بکار گیرد، اما قبل از این که بتواند آن را تکمیل کند، به علت ته کشیدن بودجه پروژه را رها کرد. پس از پروژه برج واردن‌کلیف، تسلا در دهه‌های ۱۹۱۰ و ۱۹۲۰ مجموعه‌ای از اختراعات مختلف را با موفقیت آزمایش کرد. تسلا پس از این که بیشتر ثروت خود برای تحقیقات، آزمایش‌ها و اختراعاتش صرف کرد، در فقر و انزوا در هتل‌های ارزان‌قیمت نیویورک زندگی می‌کرد و قادر به پرداختن صورت حساب‌های خود نبود. نیکولا تسلا در ژانویه سال ۱۹۴۳ در نیویورک درگذشت و با مرگش کارهای او به مرور به دست فراموشی سپرده شد. پس از مرگ تسلا نه تنها نام او بلکه اختراعات، طرح‌ها و ایده‌های او رو به فراموشی بود تا این که در سال ۱۹۶۰ در کنفرانس عمومی اوزان و مقیاس‌ها به پاس خدماتش، یکای چگالی شار مغناطیسی در سیستم SI، به نام تسلا نامگذاری شد.

برخی تسلا را مخترع رادیو[۷] و نیز «مخترع قرن بیستم»[۸] شمرده‌اند.

نیکولا تسلا در دهم ژوئیه ۱۸۵۶ در روستای سمیلجان، امپراتوری اتریش (کرواسی کنونی) زاده شد. پدر او، میلوتین تسلا[a] کشیش ارتدکس بود. مادر تسلا، دوکا تسلا (نام خانوادگی اصلیش Mandić) (۱۸۲۲–۱۸۹۲) که پدر او نیز کشیش ارتدوکس بود، در ساخت لوازم خانگی، تجهیزات مکانیکی و به خاطر سپردن اشعار حماسی صربی استعداد داشت و مخترع خوبی بود. نیکولا مدرک دانشگاهی نگرفت، اما فیزیک می‌دانست. تسلا حافظه و توانایی‌های خلاقانه خود را مدیون صفات ژنتیکی خود و رفتارهای مادرش می‌دانست. اجداد تسلا از غرب صربستان، در نزدیکی مونته‌نگرو آمده بودند.

نیکولا چهارمین از پنج فرزند بود. او دارای سه خواهر به نام‌های میلکا، آنجلینا و ماریکا و یک برادر بزرگتر به نام دن بود که وقتی که نیکولا پنج سال داشت در سانحه سوارکاری کشته شد.[۹] در سال ۱۸۶۱، تسلا تحصیل در دبستان سمیلجان را شروع کرد و در آنجا به تحصیل آلمانی، ریاضی و دینی پرداخت.[۱۰] در سال ۱۸۶۲، خانواده تسلا به نزدیکی گسپیچ[b] نقل مکان کردند، جایی که پدر تسلا به عنوان کشیش مشغول به کار بود. نیکولا دورهٔ دبستان را به پایان رساند[۱۰] و پس از آن در سال ۱۸۷۰ برای تحصیل در دبیرستان به کارلواتس نقل مکان کرد.[۱۱]

بعدها تسلا نوشت که او توسط استاد فیزیک خود به الکتریسته و برق علاقه‌مند شده‌است.[ب] تسلا متذکر شد که ماهیت و شگفتی‌های مربوط به این «پدیده مرموز» باعث شده تا بخواهد «این نیروی شگفت‌انگیز را بیشتر بشناسد».[۱۲] تسلا می‌توانست محاسبات انتگرالی را در ذهن خود انجام دهد و همین امر باعث شده بود تا معلمان او به این باور برسند که او تقلب می‌کند.[۱۳] نیکولا دوره چهار ساله را در سه سال به پایان رساند و در سال ۱۸۷۳ فارغ‌التحصیل شد.[۱۴]

در سال ۱۸۷۳ تسلا به سمیلجان بازگشت. مدت کوتاهی پس از رسیدن به وبا مبتلا شد و نه ماه در بستری بود و چندین بار تا پای مرگ رفت. پدر تسلا که در ابتدا از او خواسته بود که کشیش شود،[۱۵] در دوران مریضی نیکولا قول داد در صورت بهبودی بیماری، او را به بهترین دانشکده مهندسی بفرستد.[۱۰][۱۱]
در سال ۱۸۷۴، تسلا در جنوب شرقی منطقه لیکا به تومینگاج،[c] در نزدیکی گراچتس،[d] از خدمت سربازی در ارتش اتریش-مجارستان فرار کرد؛ و در آنجا به کاوش و اکتشاف کوهستان پرداخت. تسلا می‌گفت که این تماس با طبیعت، او را از نظر جسمی و روحی نیز قوی‌تر کرده‌است.[۱۰]

وی در حالی که در تومینگاج بود، کتاب‌های زیادی خواند و بعداً گفت که آثار مارک تواین به او کمک کرده‌است تا به‌طور معجزه‌آسایی از بیماری قبلی خود بهبود یابد.[۱۱]

در سال ۱۸۷۵، تسلا با بورسیه در دانشگاه صنعتی گراتس اتریش ثبت نام کرد. تسلا در طول سال اول حتی در یک کلاس درسی خود غیبت نکرد، بالاترین نمرات ممکن را بدست آورد و با نمره ۹ از ۱۰ در امتحان قبول شد[۱۰][۱۱] (تقریباً دو برابر بیشتر از حد لازم برای قبولی)[۱۶])، نیکولا یک باشگاه فرهنگی صربستانی را راه اندازی کرد.[۱۰] نیکولا تسلا تقدیرنامه ای از طرف معاون دانشکده فنی خطاب به پدرش دریافت کرد که اظهار شده بود: «پسر شما ستاره درجه یک است.»[۱۶] در سال دوم، تسلا با استاد پوچل بر سر ماشین گرام (یک مولد الکتریکی است که جریان مستقیم تولید می‌کند) به مجادله برخاست، زیرا از نظر تسلا کموتاتور (جابه‌جاگر که جهت جریان را در موتور الکتریکی جریان مستقیم عوض می‌کند) لازم نبود.

تسلا ادعا می‌کرد که بدون تعطیلی یکشنبه یا تعطیلات رسمی، از ۳ صبح تا ۱۱ شب کار می‌کرده‌است.[۱۱] پس از مرگ پدر وی در سال ۱۸۷۹، [۱۷] در پایان سال دوم تحصیل، تسلا بورسیه تحصیلی خود را از دست داد و به قمار معتاد شد.[۱۰][۱۱] در طول سال سوم، تسلا کمک هزینه و شهریه خود را در قمار باخت.

در دسامبر سال ۱۸۷۸، تسلا گراتس را ترک و تمام روابط خود با خانواده اش را قطع کرد تا واقعیت ترک تحصیل را مخفی کند.[۱۷] دوستانش فکر می‌کردند او در رودخانه ماریبور در نزدیکی ماریبور، که تسلا در آن‌جا به عنوان طرح فنی با مزد ۶۰ فلورین در ماه کار می‌کرد، غرق شده‌است. او اوقات فراغت خود را صرف ورق‌بازی و قمار در خیابان‌ها می‌کرد.[۱۷]

در مارس ۱۸۷۹، پدر تسلا به ماریبور رفت تا با التماس پسرش را به خانه برگرداند، اما او امتناع ورزید. در همان زمان، نیکولا دچار نوعی شوک عصبی شد. در ۲۴ مارس ۱۸۷۹، به دلیل نداشتن اجازه اقامت تحت مراقبت پلیس به گسپیچ بازگردانده شد.
در ۱۷ آوریل ۱۸۷۹، میلوتین تسلا پدر نیکولا در ۶۰ سالگی پس از دوره بیماری نامشخص درگذشت. برخی منابع می‌گویند که وی بر اثر سکته مغزی درگذشت. در طی آن سال، تسلا کلاس بزرگی از دانش آموزان را در مدرسه قدیمی خود در گسپیچ آموزش داد.
در ژانویه سال ۱۸۸۰، دو عموی تسلا پول کافی برای کمک به وی برای انتقال از گسپیچ به پراگ محل تحصیل نیکولا جمع کردند. او خیلی دیر به ثبت نام در دانشگاه کارل رسید. او هرگز زبان لاتین را که به عنوان درسی اجباری و ضروری در چک نیاموخته بود و در چک بی‌سواد به حساب می‌آمد. با این حال، تسلا در جلسات سخنرانی در زمینه فلسفه در دانشگاه به صورت مستمع آزاد شرکت کرد، اما برای دوره‌ها نمره‌ای دریافت نکرد.

در سال ۱۸۸۱، تسلا به بوداپست، مجارستان نقل مکان کرد تا زیر نظر تیوادار پوسکاس[e] در شرکت تلگراف و تلفن بوداپست کار کند. به محض ورود، تسلا فهمید که این شرکت در حال ساخت است و هنوز فعال نیست، بنابراین به جای آن به عنوان نقشه‌کش در دفتر مرکزی تلگراف کار کرد. طی چند ماه، مرکز تلفنی بوداپست به بهره‌برداری رسید و تسلا در سمت مدیر برق مشغول به کار شد. تسلا در حین کار، تجهیزات و امکانات بسیاری را در ایستگاه مرکزی ایجاد کرد و مدعی بود که یک سیستم تکرارگر[f] یا تقویت کننده[g] تلفن را تکمیل کرده‌است که هیچگاه ثبت اختراع و معرفی نشده‌است.

در سال ۱۸۸۲، Tivadar Puskás تسلا را برای شغل دیگری در پاریس با شرکت Continental Edison انتخاب کرد.[۱۸] تسلا کار خود را روی چیزی که در آن زمان صنعتی کاملاً نو بود، آغاز کرد و به نصب و راه‌اندازی سیستم روشنایی معابر شهری با استفاده از لامپ رشته‌ای پرداخت. این شرکت دارای چندین بخش فرعی بود و تسلا در Société Electrique Edison، در حومه پاریس که مسئولیت نصب سیستم روشنایی اش را بر عهده داشت، کار می‌کرد. او در آنجا تجربه عملی زیادی در مهندسی برق به دست آورد. مدیریت متوجه دانش پیشرفته تسلا در زمینه مهندسی و فیزیک شد و به زودی وی را به طراحی و ساخت نمونه‌های پیشرفته مولد دینامو و الکتروموتور تبدیل کرد. آنها همچنین وی را برای رفع مشکلات مهندسی در سایر تأسیسات ادیسون که در فرانسه و آلمان ساخته می‌شوند، اعزام کردند.[۱۹]

در سال ۱۸۸۴، چارلز بچلر (Charls Batchelor) مدیر ادیسون، که نظارت بر کارهای نصب روشنایی پاریس را بر عهده داشت، برای مدیریت مجدد بخش تولیدی کارخانه ادیسون ماشین ورکز واقع در شهر نیویورک، دوباره به ایالات متحده بازگشت و از تسلا خواست که او نیز به آمریکا بیاید.[۲۱] در ژوئن ۱۸۸۴، تسلا به ایالات متحده مهاجرت کرد..[۲۲] وی تقریباً بلافاصله کار خود را در کارخانه ماشین ورکز در جنوب شرق منهتن، یک کارگاه پرجمعیت با چند صد پرسنل تراشکار، کارگر، مدیر و ۲۰ «مهندس میدانی» شروع کرد و در تلاش برای ساختن سیستم بزرگی در آن شهر بود.[۲۳] همانند پاریس، تسلا مشغول کار در قسمت عیب‌یابی و بهبود ژنراتورها بود. مورخ دابلیو برنارد کارلسون می‌گوید تسلا ممکن است تنها یک یا دو بار با بنیانگذار شرکت توماس ادیسون ملاقات کرده باشد. یکی از این ملاقات‌های معدود در زندگی‌نامه نویسی تسلا ذکر شده بود که پس از بیدار ماندن تمام شب برای تعمیر دینام آسیب دیده در کشتی اقیانوس‌پیمای اس‌اس اورگن، به سمت بچلر و ادیسون دویده و گفت بود که تمام شب مثل یک پاریسی بیدار بوده و دینام را تعمیر کرده‌است. ادیسون پس از شنیدن این جمله رو به بچلر کرده و گفته بود: «این یک آدم خیلی خوبی است». یکی از پروژه‌هایی که به تسلا داده شد اجرای سیستم روشنایی معابر شهری با استفاده از لامپ قوسی بود. روشنایی قوسی محبوب‌ترین نوع روشنایی معابر مسکونی بود اما به ولتاژ بالایی نیاز داشت و با سیستم لامپ کم ولتاژ ادیسون ناسازگار بود و باعث شد این شرکت قراردادهایی را در شهرهایی که خواهان روشنایی معابر شهری بودند از دست بدهد. طرح‌های تسلا احتمالاً به دلیل پیشرفت‌های فنی در روشنایی لامپ‌های رشته‌ای یا به دلیل توافق نصب که ادیسون با یک شرکت روشنایی قوس الکتریکی انجام داد، هرگز به مرحله اجرا نرسیدند.
تسلا هنگام ترک کار، در مجموع شش ماه در ماشین ورکز کار کرده بود. مشخص نیست چه رویدادی باعث ترک وی شد. ممکن است قضیه بیش از پاداش طراحی مجدد ژنراتورها یا برای سیستم روشنایی قوسی که دریافت نکرده‌است باشد. در ادامه تسلا ایدهٔ جریان متناوب خود را با ادیسون مطرح کرد، ولی با مخالفت ادیسون روبرو شد. ادیسون به او پیشنهاد مبلغی برای پاداش اصلاح طرح جریان مستقیم داده بود ولی زمانی که تسلا اصلاحات را به ادیسون نشان داد و پاداش خواست، ادیسون زیر حرفش زده و گفته بود «تسلا، شما شوخی‌های آمریکایی ما را متوجه نمی‌شوید». بنابراین او بدون دریافت هیچ‌یک از پاداش‌های وعده داده شده، شرکت ادیسون را ترک کرد.[۲۴]
گفته شده که دلیل این که هیچ‌کدام از این دو، جایزه نوبل فیزیک نگرفتند این بود که آنها همه چیز را زیر سلطهٔ خود می‌خواستند؛[۲۵]
ادیسون حاضر نبود به نظر تسلا دربارهٔ جریان متناوب توجهی کند، و جریان مستقیم را برتر از جریان متناوب می‌دانست. ادیسون در اواخر عمر خود از این تصمیم خود پشیمان شد.[۲۶] تسلا در حالی برق متناوب چند فازهٔ خود را تکمیل کرد که برای ادیسون کار می‌کرد.[۲۷] وی در سال ۱۸۸۸ طرحی نوین از موتور القایی را برای مؤسسه مهندسان برق و الکترونیک (به انگلیسی: IEEE) معرفی کرد.[۲۸]

پس از ترک شرکت ادیسون، تسلا سریعاً کار بر روی ثبت اختراع یک لامپ قوس الکتریکی را شروع کرد که احتمالاً همان روشی بود که در شرکت ادیسون ابداع کرده بود. در مارس ۱۸۸۵، وی با وکیل حق ثبت اختراع لموئل دابلیو سرل، همان وکیل ادیسون، برای دریافت کمک در ارائه ثبت اختراعات شروع به همکاری کرد. سرل، تسلا را به دو بازرگان به نام‌های رابرت و بنیامین ویل معرفی کرد که موافقت خود را برای تأمین مالی شرکت تولیدی و ادوات روشنایی قوسی به نام تسلا، یعنی «کارخانهٔ تولیدی و روشنایی برق تسلا»(Tesla Electric Light and Manufacturing) تأمین کردند. تسلا بقیه وقت خود تا پایان سال را صرف به دست آوردن حق ثبت اولین اختراع به نام خودش در ایالات متحده که یک ژنراتور بهبود یافته DC و ساخت و نصب سیستم‌های مرتبط بود، در راوی، نیوجرسی کرد. سیستم جدید تسلا و ویژگی‌های پیشرفته آن در مطبوعات فنی بسیار مورد توجه و نقدهای مثبت قرار گرفت.

سرمایه‌گذاران علاقه کمی به ایده‌های تسلا برای انواع جدید موتورهای جریان متناوب و تجهیزات انتقال برق نشان دادند. پس از بهره‌برداری از این تجهیزات در سال ۱۸۸۶، آنها تسلا و شرکتش را رها کردند. تسلا حتی کنترل اختراعات ثبت شده خود را از دست داد، زیرا او در ازای سهام آنها را به شرکت اختصاص داده بود. او مجبور بود برای امرار معاش، کارهای تعمیرات برقی و کار یدی را به عهده گیرد. بعدها، تسلا از آن مقطع از سال ۱۸۸۶ به عنوان روزهای دشوار یاد کرد و نوشت: «تحصیلات عالی من در شاخه‌های مختلف علمی، مکانیک و ادبیات به نظرم بسیار بیهوده می‌آمد».

در اواخر سال ۱۸۸۶، تسلا با آلفرد اس براون، سرپرست وسترن یونیون و چارلز اف پک وکیل در نیویورک ملاقات کرد. این دو نفر در راه‌اندازی شرکت‌ها و ترویج نوآوری‌ها و اختراعات ثبت شده برای کسب درآمد اقتصادی تجربهٔ خوبی داشتند. آنها بر اساس ایده‌های جدید تسلا برای تجهیزات الکتریکی، از جمله نوعی ایده موتور حرارتی-مغناطیسی، موافقت کردند که در ازای دریافت امتیاز ثبت اختراع تسلا، او را از نظر مالی پشتیبانی کنند. آنها با هم در آوریل ۱۸۸۷ شرکت تسلاالکتریک را تشکیل دادند، با این توافق که سود حاصل از اختراعات ثبت شده ⅓ به تسلا، ⅓ به پک و براون و ⅓ برای تأمین بودجه در نظر گرفته شود. آنها آزمایشگاهی را برای تسلا در خیابان ۸۹ لیبریتی در منهتن ایجاد کردند، که وی در زمینه بهبود و ابداع انواع جدید موتورهای برقی، ژنراتورها و سایر وسایل کار کرد.

در سال ۱۸۸۷، تسلا نوعی موتور القایی برای کار با جریان متناوب (AC) ابداع کرد، سیستمی که به دلیل مزیت امکان انتقال به نقاط دور با استفاده از ولتاژ بالا به سرعت در اروپا و آمریکا به عنوان سیستم غالب انتقال و توزیع انرژی الکتریکی در حال گسترش بود. در این موتور از جریان چند فازی (اصولی که تسلا ادعا کرده در سال ۱۸۸۲ به کار گرفته‌است) که میدان مغناطیسیی دواری تولید می‌کرد برای چرخش موتور استفاده می‌کرد. در این موتور الکتریکی نوآورانه سیستم استارت سرخود غیر تماسی و القاییِ ساده‌ای به کار رفته بود که آن را از کموتاتور بی‌نیاز می‌کرد؛ بنابراین، حذف ذغال و کموتاتور باعث افزایش عمر عملیاتی و کاهش هزینه‌های نگه‌داری موتور الکتریکی شد.

پک و براون، علاوه بر ثبت اختراع موتور، به تبلیغ عمومی موتور کمک کردند. وی با انتشار اطلاعیه مطبوعاتی به نشریات فنی مقالات برای کار همزمان با حق ثبت اختراع، با آزمایش مستقل شروع کرد تا تأیید کند که پیشرفت عملکردی وجود داشته‌است. فیزیکدان ویلیام آرنلد آنتونی، که موتور را آزمایش می‌کرد، و توماس کاممرفورد مارتین، سردبیر مجله برق جهانی، از تسلا خواستند که موتور AC را در ۱۶ مه ۱۸۸۸ در انستیتوی مهندسان برق آمریکا نشان دهد. مهندسان شاغل در شرکت تولیدی و برق وستینگهاوس به جورج وستینگهاوس اطلاع دادند که تسلا دارای یک موتور AC کارآمد و یک سیستم برق مرتبط است. او برای سیستم جایگزین موجود که در حال حاضر در حال بازاریابی بود، به وستینگهاوس نیاز داشت. وستینگهاوس سعی کرد برای یک موتور القایی مبتنی بر میدان مغناطیسی کم‌تحرک، که توسط فیزیکدان ایتالیایی گالیله فراری در سال ۱۸۸۵ تولید شده و در مارس ۱۸۸۸ بر روی کاغذ ارائه شده‌است، حق ثبت اختراع به دست آورد، اما احتمالاً تصمیم گرفت ثبت اختراع تسلا بازار را کنترل کند.

در ژوئیه سال ۱۸۸۸، براون و پک با جورج وستینگهاوس برای طرح‌های القایی چندتایی موتور و ترانسفورماتور تسلا به مبلغ ۶۰٬۰۰۰ دلار به صورت نقدی و بورس و ۲٫۵ اسب بخار برای هر اسب بخار AC تولید شده توسط هر موتور به توافق‌نامه مجوز رسیدند. جورج وستینگهاوس همچنین نیکولا تسلا را با مبلغ ۲٬۰۰۰ دلار در ماه استخدام کرد (اکنون ۵۶۹۰۰ دلار) است تا به عنوان مشاور در آزمایشگاه‌های پیتسبورگ شرکت وسترن الکتریک و تولید وستینگهاوس مشاور شود.

نیکولا تسلا در طول سال در پیتسبورگ کار کرد و به ایجاد یک سیستم جایگزین موجود برای تأمین برق تراموای شهر کمک کرد. مواقعی وجود داشت که وی از بحث و گفتگو با سایر مهندسان وستینگهاوس مبنی بر چگونگی به‌کارگیری قدرت AC بسیار ناامید شد. در آن میان، آنها روی یک سیستم AC شصت دور در دقیقه که تسلا پیشنهاد کرده بود مستقر شدند (برای فرکانس عملکرد موتور تسلا)، اما خیلی زود دریافتند که موتور القایی تسلا برای تراموا کار نمی‌کند زیرا فقط می‌تواند با سرعت ثابت کار کند. در عوض، آنها از یک موتور کششی جریان مستقیم استفاده کردند.

نمایش نیکولا تسلا از موتور القایی خود و مجوزهای بعدی جورج وستینگهاوس از حق ثبت اختراع، هر دو در سال ۱۸۸۸، در زمان رقابت شدید بین شرکتهای برقی اتفاق افتاد.[۲۹][۳۰] سه شرکت بزرگ وستینگهاوس، ادیسون و تامسون-هیوستون، در حالی که از نظر مالی همدیگر را زیرپا می‌گذاشتند، تلاش می‌کردند در تجارتی سرمایه محور رشد کنند. حتی یک جنگ روانی و تبلیغاتی به نام «جنگ جریانها» با تلاش ادیسون الکتریک در جریان بود و تلاش می‌کرد ادعا کند سیستم جریان مستقیم آنها از سیستم فعلی متناوب وستینگهاوس بهتر و ایمن تر است.[۳۱][۳۲] رقابت در این بازار به این معنی بود که وستینگهاوس منابع مالی و مهندسی برای توسعه سریع موتور تسلا و سیستم پلی فاز مرتبط با آن را ندارد.[۳۳]

دو سال پس از آنکه تسلا قرارداد خود را امضا کرد، شرکت وستینگهاوس الکترونیک دچار مشکل شد. فروپاشی بانک برینگ در لندن باعث شد سرمایه گذاران پس از آغاز هراس مالی ۱۸۹۰ از وام شرکت وستینگهاوس الکترونیک خارج شوند.[۳۴] کمبود ناگهانی پول، شرکت را مجبور به پرداخت مجدد بدهی‌های خود کرد. وام دهندگان جدید از وستینگهاوس خواستند آنچه که به نظر می‌رسد هزینه‌های بیش از حد برای به دست آوردن تحقیقات و اختراعات ثبت شده توسط شرکت‌های دیگر، از جمله حق چاپ در هر پروانه موتور در قرارداد تسلا را کاهش دهد.[۳۵][۳۶] در این مرحله، موتور القایی تسلا که در مرحله توسعه قرار داشت، شکست خورد.[۳۳][۳۴] وستینگهاوس سالانه ۱۵۰۰۰ دلار حق‌الوکاله می‌پرداخت، اگرچه تعداد کمی از نمونه‌های کار موتور و تعداد کمتری از سیستم‌های قدرت چند فاز مورد نیاز برای اجرای این موتور وجود داشت.[۳۷] در آغاز سال ۱۸۹۱، جورج وستینگهاوس سختی مشکلات مالی خود را برای تسلا توضیح داد. او گفت که اگر او به خواسته‌های وام دهندگان خود عمل نمی‌کرد، دیگر نمی‌توانست شرکت وستینگهاوس الکتریک را کنترل کند و تسلا دیگر برای جمع‌آوری حق‌الزحمه‌های آینده دیگر مجبور بود با «بانکداران» معامله کند.[۳۸] به نظر می‌رسید مزایای داشتن وستینگهاوس برای تسلا روشن است که این موتور همچنان به پیروزی در مسابقات قهرمانی خود ادامه می‌دهد، و او موافقت کرد که شرکت را از حق امتیاز از قرارداد جدا کند.[۳۹][۴۰] شش سال بعد، وستینگهاوس حق ثبت اختراع تسلا را با پرداخت مبلغ ۲۱۶۰۰۰ دلار به عنوان بخشی از توافقنامه اشتراک حق ثبت اختراع، که با جنرال الکتریک امضا شده‌بود (شرکتی که در سال ۱۸۹۲ با ادیسون و تامسون-هوستون ادغام شده بود) خریداری کرد.[۴۱][۴۲][۴۳]

پولی که تسلا از صدور مجوز برای حق ثبت اختراع AC خود بدست آورد، وی را به‌طور مستقل ثروتمند کرد و به او زمان و بودجه برای پیگیری منافع خودش داد. در سال ۱۸۸۹، تسلا از فروشگاه اجاره ای پک و براون در خیابان لیبرتی نقل مکان کرد و ۱۲ سال دیگر در یک سری کارگاه‌ها و آزمایشگاه‌ها در منهتن کار کرد. اینها شامل یک آزمایشگاه در خیابان ۱۷۵ گراند (۱۸۸۹–۱۸۸۹)، طبقه چهارم خیابان ۳۳–۳۵ خیابان جنوبی (۱۸۹۲–۱۸۹۲)، و طبقه‌های ششم و هفتم خیابان ۴۶ و ۴۸ خیابان هیوستون شرقی (۱۹۰۳–۱۹۵۲). تسلا و کارمندان استخدامیش برخی از مهمترین کارهای وی را در این کارگاه‌ها انجام دادند.

در تابستان سال ۱۸۸۹، تسلا به نمایشگاه جهانی پاریس سفر کرد و آزمایشهای هاینریش هرتز بین سالهای ۱۸۸۶–۱۸۸۶، که وجود پرتوهای الکترومغناطیسی، مثل امواج رادیویی را ثابت می‌کرد مطلع شد[۴۴]. تسلا این اکتشاف جدید را «طراوت آور» یافت و تصمیم گرفت تا آن را کامل تر کند. با تکرار این آزمایش‌ها و گسترش آنها، تسلا سعی کرد سیم پیچ رومکروف را با یک آلترناتور پر سرعت که او به عنوان بخشی از یک سیستم روشنایی قوسی پیشرفته توسعه داده بود، نیرو ببخشد. اما او دریافت که جریان فرکانس بالا هسته آهن را بیش از حد گرم می‌کند و عایق بین سیم پیچ‌های اولیه و فرعی در سیم پیچ را ذوب می‌کند. تسلا این مشکل را با سیم پیچ تسلا با شکاف هوا به جای مواد عایق بین سیم پیچ‌های اولیه و فرعی و یک هسته آهنی که می‌تواند به موقعیت‌های مختلف داخل یا خارج از سیم پیچ منتقل شود، حل کرد.[۴۵] همچنین، کویل تسلا توسط نیکولا تسلا در سال ۱۸۹۱ اختراع شد.

در ۳۰ ژوئیه ۱۸۹۱، در سن ۳۵ سالگی، تسلا به تابعیت ایالات متحده درآمد.[۴۶][۴۷] در همان سال، کوئل تسلای خود را ثبت کرد.[۴۸]

پس از سال ۱۸۹۰، تسلا سعی کرد با استفاده از ولتاژهای بالای جریان AC تولید شده توسط سیم پیچ تسلا، نیرو را توسط کلاچ القایی و خازن منتقل کند.[۴۹] وی در صدد ایجاد یک سیستم روشنایی بی‌سیم بر اساس اتصال القایی و خازنی در میدان نزدیک بود و با روشن کردن لوله‌های Geissler و لامپ‌های رشته‌ای از یک مرحله را ارائه داد.[۵۰] وی بخش اعظم آن دهه را صرف کار روی تغییرات این لامپ جدید با کمک سرمایه گذاران مختلف کرد، اما نتوانست هیچ‌یک از این ابتکارات و طرح‌ها رو به مرحله یک محصول تجاری برساند.[۵۱]

در سال ۱۸۹۳، در سنت لوئیس، میسوری، انستیتو فرانکلین فیلادلفیا، پنسیلوانیا و انجمن ملی نور الکتریکی، تسلا به مخاطبان خود گفت که «اطمینان دارد که می‌تواند بدون استفاده از سیم، سیگنال‌های قابل فهم بفرستد یا انرژی را از هر فاصله ای منتقل کند.»[۵۲][۵۳]

بین سالهای ۱۸۹۲–۱۸۹۴، تسلا بعنوان نایب رئیس مؤسسه مهندسان برق آمریکا خدمت کرد، که امروز مؤسسه پیشگام IEEE (همراه با انستیتوی مهندسان رادیو) نامیده می‌شود.[۵۴]

با آغاز سال ۱۸۹۳، مهندس شرکت وستینگهاوس چارلز اف. اسکات (Charles F. Scott) و سپس بنیامین جی لام (Benjamin G. Lamme) پروژه ای براساس نسخهٔ بهینه شدهٔ موتور القایی تسلا ساخته بودند. لام با توسع دادن مبدل دوار راهی برای ساخت سیستم چند فازی که نیاز بود با سیستمهای تک فاز AC و DC قدیمی تر سازگار باشد پیدا کرد.[۵۵] شرکت وستینگهاوس اکنون راهی برای فراهم کردن برق کلیه مشتریان بالقوه داشت و شروع به مارک گذاری سیستم AC چند فاز خود به عنوان «سیستم پلی فاز تسلا» کرد. از نظر آنها حق ثبت اختراع تسلا باعث برتری خودشان نسبت به دیگر سیستمهای AC شد.[۵۶]

وستینگهاوس الکتریک از تسلا خواست تا در نمایشگاه جهانی کلمبیا ۱۸۹۳ در شیکاگو شرکت کند که در آنجا، شرکت آن‌ها فضای بزرگی در «ساختمان برق» مختص نمایشگاه‌های برقی در اختیار داشت. وستینگهاوس الکتریک در مناقصه برای روشن کردن نمایشگاه با جریان متناوب پیروز شد و این یک رویداد مهم در تاریخ برق AC بود، زیرا این شرکت ایمنی، قابلیت اطمینان و کارایی سیستم فعلی متناوب را که به صورت چند فاز بود را به عموم مردم آمریکا نشان داد.[۵۷][۵۸][۵۹]

فضای نمایشگاهی ویژه ای برای نمایش اشکال و مدلهای مختلف موتور القایی تسلا ایجاد شده بود. سازوکار میدان مغناطیسی در حال چرخشی که آنها را به حرکت درمی‌آورد، به وسیلهٔ نمایش‌هایی از جمله تخم مرغ کلمبوس توضیح داده می‌شد در این نمایش از سیم پیچ دو فاز موجود در موتور القایی برای چرخاندن یک تخم مرغ مسی استفاده می‌شد و تخم مرغ به دور خودش می‌چرخید و در آخر به حالت ایستاده درمی‌آورد.[۶۰]

در طول شش ماه حضور خود در نمایشگاه در یک کنگره بین‌المللی برق او یک هفته را به بازدید از نمایشگاه اختصاص داد و یک سری نمایش را در نمایشگاه وستینگهاوس قرار داد.[۶۱][۶۲] یک اتاق تاریک ویژه تنظیم شده بود که تسلا سیستم روشنایی بی‌سیم خود را با استفاده از نمایشی که قبلاً در سراسر آمریکا و اروپا انجام داده بود نشان می‌داد.[۶۳]

تسلا با تلاش برای یافتن راهی بهتر برای تولید جریان متناوب، ژنراتور برقی متقابل با بخار تولید کرد. آن را در سال ۱۸۹۳ ثبت اختراع کرد و در نمایشگاه جهانی کلمبیا شیکاگو آن سال معرفی کرد.[۶۴]بخار به نوسانگر نیرو وارد می‌کرد و پیستونی را که متصل به آرمیچر بود را با سرعت بالا و پایین می‌برد و وقتی آرمیچر با سرعت بالا و پایین می‌رفت میدان مغناطیسی متناوب ایجاد می‌کرد. با این کار جریان الکتریکی متناوب در سیم پیچ مجاور القا می‌شود. این کار با قطعات پیچیده موتور/ژنراتور بخار از بین رفت، اما هرگز به عنوان یک راه حل مهندسی امکان‌پذیر برای تولید برق مورد استفاده قرار نگرفت.[۶۵][۶۶]

نظر تسلا در مورد خدا

در سال ۱۸۹۳، ادوارد دین آدامز که سرپرستی شرکت تولیدی و نیروگاه برق آبی آبشار نیاگارا را بر عهده داشت، به دنبال ایدهٔ تسلا در مورد بهترین سیستم انتقال انرژی ای که از آبشارها تولید می‌شود بود. در طی چندین سال، یک سری پیشنهاد و رقابت‌های باز در مورد چگونگی استفادهٔ بهینه از انرژی تولید شده از آبشار وجود داشته‌است. در بین سیستم‌هایی که چندین شرکت آمریکایی و اروپایی پیشنهاد کرده بودند، سیستم دو فاز و سه فاز AC و DC ولتاژ بالا و هوای فشرده شده بود. آدامز از تسلا خواست تا در مورد وضعیت موجود همه سیستم‌های رقیب اطلاعاتی کسب کند. تسلا به آدامز توصیه کرد که یک سیستم دو فاز می‌تواند قابل اطمینان‌ترین باشد و یک سیستم وستینگهاوس برای لامپ‌های رشته‌ای با استفاده از جریان متناوب دو فاز وجود دارد. این شرکت بر اساس توصیه‌های تسلا و نمایش‌ها ی وستینگهاوس در نمایشگاه کلمبیا مبنی بر ساختن یک سیستم AC کامل، قراردادی به وستینگهاوس الکتریک اعطا کرد. در همین زمان، قرارداد دیگری به جنرال الکتریک داده شد تا سیستم توزیع AC را بسازد.[۶۷]

در سال ۱۸۹۵، ادوارد دین آدامز، هنگام بازدید از آزمایشگاه تسلا تحت تأثیر آنچه دید، قرار گرفت و متقاعد شد تا در یافتن شریک برای نیکولا تسلا، تأمین اعتبار، توسعه و بازاریابی انواع اختراعات و اختراعات قبلی تسلا و همچنین موارد جدید، به او کمک کند. آلفرد براون وارد این قرارداد شد و حق امتیاز اختراعاتی که در پک و براون توسعه یافته بودند را به همراه آورد. این گود با ویلیام بیرچ رانکین و چارلز اف. کوانی پر شد [۶۸] و سرمایه گذاران معدودی پیدا کرد. اواسط دهه ۱۸۹۰ از نظر مالی زمان سختی بود و هیچ‌گاه اختراعات ثبت شده برای روشنایی بی‌سیم هرگز به بازار عرضه نشد. این شرکت برای چندین دهه حق ثبت اختراعات تسلا را به عهده داشت.

در ساعات اولیه صبح روز ۱۳ مارس ۱۸۹۵، ساختمان خیابان پنجم جنوبی که آزمایشگاه تسلا در آن قرار داشت، آتش گرفت. آتش از زیرزمین ساختمان شروع شد و سریع و شدید آزمایشگاه تسلا در طبقه ۴ را دربر گرفت و به طبقه دوم فرو ریخت. این آتش‌سوزی نه تنها پروژه‌های در حال انجام تسلا را به عقب انداخت، بلکه مجموعه ای از یادداشت‌های اولیه و مطالب تحقیق، مدل‌ها و قطعات را از بین برد، از جمله بسیاری از مواردی که در نمایشگاه جهانی کلمبیا ۱۸۹۳ به نمایش گذاشته شده بود. تسلا به نیویورک تایمز گفت: “من بیش از حد ناراحت هستم که صحبت کنم. چه می‌توانم بگویم؟”[۱۰] پس از آتش‌سوزی، تسلا به خیابان ۴۶ و ۴۸ شرقی هوستون نقل مکان کرد و آزمایشگاه خود را در طبقه‌های ۶ و ۷ بازسازی کرد.

از سال ۱۸۹۴، تسلا پس از اینکه در آزمایش‌های قبلی خود متوجه فیلم آسیب دیده شد تحقیق در مورد آنچه که از آن به عنوان انرژی تابشی از انواع «نامرئی» نامیده شده بود، آغاز کرد.[۶۹](بعداً با عنوان «پرتوهای رونتگن» یا «اشعه ایکس» شناخته شد) آزمایش‌های اولیه او با لامپ کروکز، یک لوله تخلیه الکتریکی کاتد سرد بود. ممکن است تسلا سهواً تصویر اشعه ایکس را ضبط کرده باشد، چند هفته قبل از اعلامیهٔ ویلهلم رونتگن در دسامبر ۱۸۹۵ دربارهٔ کشف اشعه ایکس هنگام تلاش برای عکاسی از مارک تواین که به وسیلهٔ لوله گیسلر(Geissler tube). نوع قبلی لوله تخلیه گاز استفاده می‌شود. تنها چیزی که در تصویر ثبت شده بود، پیچ قفل فلزی روی لنز دوربین بود.[۷۰]

در مارس ۱۸۹۶، پس از شنیدن کشف اشعه ایکس توسط رونتگن و تصویربرداری با اشعه ایکس (رادیوگرافی)، تسلا آزمایش‌های خود را در تصویربرداری با اشعه ایکس انجام داد و یک لامپ خلاء تک ترمینال با انرژی بالا طراحی کرد که الکترود هدف ندارد و از خروجی کویل تسلا کار می‌کند (اصطلاح مدرن پدیده تولید شده توسط این دستگاه، bremsstrahlung یا تابش ترمزی است). تسلا در تحقیق خود چندین مجموعه آزمایشگاهی را برای تولید اشعه ایکس ابداع کرد. تسلا اظهار داشت که، با مدارهای خود، «ابزار … شخص را قادر می‌سازد اشعه رونتگن با قدرت بسیار بیشتر از آنچه که قابل دستیابی با دستگاه‌های معمولی است، تولید کند».[۷۲]

تسلا خطرات کار با مدار و دستگاه‌های تولید اشعه ایکس تک گره خود را یادآور شد. وی در یادداشتهای زیادی که دربارهٔ تحقیقات اولیه این پدیده انجام داد، آسیب پوست را به دلایل مختلف نسبت داد. او در اوایل اعتقاد داشت که صدمه به پوست، ناشی از پرتوهای رونتگن نیست بلکه ازون حاصل از تماس با پوست و تا حدی کمتر، توسط اسید نیتروژن ایجاد می‌شود. تسلا به غلط معتقد بود که پرتوهای ایکس مانند مواردی که امواج در پلاسما تولید می‌شوند امواج طولی هستند، این امواج پلاسما می‌توانند در زمینه‌های مغناطیسی بدون نیرو (بدون زور میدان مغناطیسی) رخ دهند.[۷۳][۷۴]

در سال ۱۸۹۸، تسلا قایق را به نمایش گذاشت که از یک کنترل رادیویی با سیستم پایه هم چسبیده استفاده می‌کرد – که او آن را “بدون خزنده” نامید. قایق در طول نمایشگاه برق مادیسون اسکوئر گاردن نیویورک، در معرض دید عموم قرار گرفت. تسلا سعی کرد تا ایده خود را به عنوان نوعی اژدر تحت کنترل رادیویی به ارتش آمریکا بفروشد، اما آنها کمترین علاقه ای نشان ندادند. رادیو کنترل از راه دور تا زمان جنگ جهانی اول و پس از آن، هنگامی که شماری از کشورها از آن در برنامه‌های نظامی استفاده می‌کردند، یک موضوع تازه بود.

از دهه ۱۸۹۰ تا ۱۹۰۶، تسلا بخش زیادی از زمان و ثروت خود را صرف یک سری پروژه‌ها کرد که سعی می‌کرد انتقال قدرت الکتریکی بدون سیم را توسعه دهد. این پروژه‌ها در حقیقت توسعهٔ ایده او برای استفاده از کویل‌ها برای انتقال قدرت بود که قبلاً در لامپ بی‌سیم نشان داده بود. او این را نه تنها راهی برای انتقال مقادیر زیادی از قدرت در سراسر جهان می‌دانست بلکه همچنین، همان‌طور که در سخنرانی‌های قبلی خود اشاره کرده بود، این را راهی برای انتقال ارتباطات در سراسر جهان می‌دانست.

در زمانی که تسلا در حال تدوین ایده‌های خود بود، هیچ راه عملی ای برای انتقال بی‌سیم سیگنال‌های ارتباطی در مسافت‌های طولانی وجود نداشت، چه رسد به مقادیر زیاد قدرت. تسلا در مراحل اولیهٔ مطالعهٔ خود روی موج‌های رادیویی به این نتیجه رسیده بود که بخشی از مطالعات هرتز روی آنها، نادرست بوده‌است.[۷۵][۷۶][۷۷] همچنین، این شیوه جدید از تابش در آن زمان، به عنوان پدیده ای در مسافت‌های کوتاه کاربرد دارد در نظر گرفته می‌شد و به نظر می‌رسید در کمتر از یک مایل از بین برود.[۷۸] تسلا خاطرنشان کرد که، حتی اگر تئوری‌های مربوط به امواج رادیویی نیز صادق باشند، برای اهداف مورد نظر او کاملاً بی فایده است، زیرا این نوع «نور نامرئی» درست مانند هر تشعشع دیگر، از مسافت کاهش می‌یابد و به خطوط مستقیم به فضا می‌رفت و «ناامیدانه گم می‌شد»[۷۹].

در اواسط دهه ۱۸۹۰، تسلا در حال کار بر روی این ایده بود که ممکن است بتواند برق را در مسافت طولانی از طریق زمین یا جو انتقال دهد، و شروع به کار بر روی آزمایش‌هایی کرد تا این ایده را آزمایش کند. از جمله در آزمایشگاه خود واقع در خیابان هوستون شرقی یک مبدل رزونانس بزرگ با تقویت کنندهٔ فرستنده راه اندازی کرد.[۸۰][۸۱][۸۲] به نظر می‌رسد ایدهٔ این کار از این باور که اتمسفر زمین رسانا است می‌آمد (این باور در آن زمان بسیار رایج بود) [۸۳][۸۴] او طرحی برای انتقال و دریافت الکترودهای موجود در هوا، در ارتفاع بالاتر از ۹۱۰۰ متر (۳۰۰۰۰ فوت) پیشنهاد داد که مبتنی بر سیستمی متشکل از بالون‌های شناور در ارتفاع بود، تسلا فکر می‌کرد فشار هوای کم در ارتفاع اجازهٔ ارسال ولتاژ بالا (میلیون‌ها ولت) تا مسافت‌های طولانی را به او خواهد داد.

برای مطالعه بیشتر ماهیت رسانای هوای کم فشار، تسلا در طول سال ۱۸۹۹ یک ایستگاه آزمایشی در ارتفاعات کلرادو اسپرینگز برپا کرد؛ و در آنجا می‌توانست با خیال راحت کویل‌های بزرگتری را نسبت به آزمایشگاهش در نیویورک آزمایش کند و یک شرکت بنام شرکت انرژی ال پاسو راه اندازی کرده بود تا جریان متناوب را به‌صورت رایگان عرضه کند. وی برای تأمین اعتبار آزمایش‌ها خود، کارآفرین بنام آمریکا جان جیکوب آستور چهارم را متقاعد کرد که ۱۰۰٬۰۰۰ دلار (۳٬۰۷۳٬۲۰۰ دلار امروز) سرمایه‌گذاری کند تا به سهامدار اصلی شرکت نیکولا تسلا بدل شود. آستور ابتدا فکر کرد که در سیستم جدید روشنایی بی‌سیم سرمایه‌گذاری کرده‌است؛ ولی، تسلا از این پول برای تأمین اعتبار آزمایش‌های کلرادو اسپرینگز خود استفاده کرد. به محض ورود وی، او به خبرنگاران گفت که قصد دارد آزمایش‌های تلگراف بی‌سیم را انجام دهد و سیگنال‌هایی را از پایکس پیک به پاریس منتقل کند.

در آنجا، تسلا آزمایش‌ها خود را با کویل بزرگ چند مگاولتی انجام داد و توانست رعد و برق مصنوعی چندین میلیون ولتی ایجاد و تخلیه کند که بزرگی آن تا ۴۱ متر (۱۳۵ پا) می‌رسید. در اثر یکی از این آزمایشها، به‌صورت ناخواسته، باعث سوختن یک ژنراتور برق و قطع برق یکی مناطق ال پاسو شد. مشاهداتی که وی در مورد اصوات و انفعالات الکترونیکی رعد و برق انجام داد، باعث شد که او (به اشتباه) نتیجه بگیرد که می‌تواند از کل کره زمین برای هدایت انرژی الکتریکی استفاده کند.

تسلا در مدت زمان حضور در آزمایشگاه، سیگنال‌های غیرمعمول از گیرنده خود مشاهده کرد که گمان می‌برد از سیاره دیگریست. وی در دسامبر ۱۸۹۹ نامه ای به خبرنگار در و به انجمن صلیب سرخ در دسامبر ۱۹۰۰ به آنها اشاره کرد. خبرنگاران از آن به عنوان یک داستان پرهیجان برخورد کرده و به این نتیجه رسیدند که تسلا در حال شنیدن سیگنال‌هایی از مریخ است.

تسلا با سردبیر مجله The Century توافق کرد تا مقاله ای دربارهٔ یافته‌های خود تهیه کند. این مجله عکاسی را به کلرادو فرستاد تا از کارهایی که در آنجا انجام می‌شود عکاسی کند. این مقاله با عنوان «مشکل افزایش انرژی انسانی» در چاپ ژوئن سال ۱۹۰۰ از این مجله منتشر شد. وی برتری سیستم بی‌سیم مورد نظر خود را توضیح داد، اما این مقاله بیشتر یک رساله فلسفی طولانی بود تا یک توصیف علمی قابل فهم از کار او.

تسلا با هدف ترغیب سرمایه‌گذاری، دور جدیدی از برنامه‌های جذب سرمایه را در نیویورک ترتیب داد تا سرمایه گذاران را برای آنچه که فکر می‌کرد می‌تواند یک سیستم مناسب برای انتقال بیسیم باشد، ترغیب کند. او آنها را برای صرف غذا به هتل والدورف-آستوریا (هتلی که در آن زمان در آن زندگی می‌کرد)، رستوران دلمونیکو (Delmonico’s) و کلاب پلیرز (The Players Club) دعوت نمود. در مارس ۱۹۰۱، وی در قبال دریافت ۵۱٪ سهم از حق ثبت اختراعات بی‌سیم تولید شده، مبلغ ۱۵۰٬۰۰۰ دلار (۴٬۶۰۹٬۸۰۰ دلار امروز) از جی‌پی مورگان (J. Pierpont Morgan) دریافت کرد و شروع به برنامه‌ریزی برای ساخت تأسیسات برج Wardenclyffe در شورهام، نیویورک (Shoreham, New York) ۱۰۰ مایلی (۱۶۱ کیلومتر) شرق شهر، در ساحل شمالی لانگ آیلند کرد.

تا ژوئیه سال ۱۹۰۱، تسلا برنامه‌های خود را برای ساخت فرستنده ای قوی تر از سیستم رادیویی راه اندازی شده مارکونی، که تصور می‌کرد نسخه ای از همان بود، گسترش داد. او به مورگان نزدیک شد تا برای ساختن سیستم بزرگتر پول بیشتری بخواهد، اما مورگان از تأمین بودجه بیشتر خودداری کرد. در دسامبر سال ۱۹۰۱، مارکونی نامه S را از انگلستان به نیوفاندلند (Newfoundland) انتقال داد، و در مسابقه تسلا را شکست داد تا اولین کسی باشد که چنین انتقالی را انجام می‌دهد. یک ماه پس از موفقیت مارکونی، تسلا تلاش کرد تا با کنترل «لرزش در سراسر جهان»، مورگان را به برنامه ای حتی بزرگتر برای انتقال پیام و قدرت برگرداند. طی پنج سال آینده، تسلا برای درخواست و تأمین بودجه اضافی برای تکمیل ساخت برج واردن‌کلیف، بیش از ۵۰ نامه به مورگان نوشت. تسلا این پروژه را به مدت ۹ ماه دیگر تا سال ۱۹۰۲ ادامه داد. این برج به ارتفاع کامل ۱۸۷ فوت (۵۷ متر) بنا شده‌است. در ژوئن سال ۱۹۰۲، تسلا آزمایشگاه خود را از خیابان هیوستون به واردن‌کلیف منتقل کرد.

سرمایه گذاران در وال استریت پول خود را وارد سیستم مارکونی می‌کردند و برخی در مطبوعات با طرح ادعای تسلا مخالفت می‌کردند و ادعا می‌کردند که این یک فساد است. این پروژه در سال ۱۹۰۵ و ۱۹۰۶ متوقف شد، مارک شیفر (Marc Seifer) نویسنده کتاب «آگاهی انسان و ذهن» (human consciousness and the mind) زندگینامه نیکولا تسلا، معتقد است مشکلات مالی و وقایع دیگر منجر به فروپاشی عصبی تسلا شده باشد. تسلا برای مخفی نمودن بدهی‌های خود در هتل والدورف-آستوریا، که در نهایت به ۲۰٬۰۰۰ دلار افزایش یافت (۵۱۰۵۰۰ دلار به دلار امروز)، ملک واردن‌کلیف را به رهن گذاشت. وی در سال ۱۹۱۵ اموال را به دلیل سلب مالکیت از دست داد و در سال ۱۹۱۷ این برج توسط مالک جدید تخریب شد.

پس از بسته شدن واردن‌کلیف، تسلا به نامه نگاری با مورگان ادامه داد. پس از درگذشت «این مرد بزرگ»، تسلا با جک پسر مورگان مکاتبه کرد، تلاش کرد تا بودجه بیشتری برای این پروژه بدست آورد. در سال ۱۹۰۶، تسلا در خیابان ۱۶۵ برادوی در منهتن دفاتری افتتاح کرد و تلاش کرد تا با توسعه و بازاریابی حق ثبت اختراعات خود، سرمایه‌های بیشتری را جمع کند. وی در ادامه از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۴ دفاتر خود در برج شرکت بیمه عمر متروپولیتن (Metropolitan Life Tower) ادامه داد. سپس چند ماه در ساختمان ساختمان وول‌ورث (Woolworth) نقل مکان کرد ولی به دلیل عدم توانایی پرداخت اجاره بها، از آنجا بیرون رفت. سپس از سال ۱۹۱۵ تا ۱۹۲۵ به محلی اداری واقع در خیابان ۸ غربی ۴۰ نقل مکان کرد. پس از انتقال به خیابان ۸ غربی ۴۰، او به معنای واقعی کلمه ورشکسته شد. بیشتر اختراعات ثبت شده او تمام شده بود و او با اختراعات جدیدی که در تلاش برای توسعه آنها بود با مشکل روبرو بود.[۸۵]

تسلا در سال ۱۹۰۶ و در پنجاهمین سالگرد تولدش، اختراع جدید خود توربین بدون تیغه ای با ۲۰۰ اسب بخار نیرو (۱۵۰ کیلووات) در ۱۶٬۰۰۰ دور در دقیقه را معرفی کرد. در طول سالهای ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۱، در نیروگاه واترساید نیویورک، بسیاری از موتورهای توربین بدون پره او با قدرت‌هایی بین ۱۰۰ تا ۵۰۰۰ اسب بخار مورد آزمایش قرار گرفتند. تسلا بین سالهای ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۲ با شرکتهای مختلفی در میلواکی منجمله شرکت آلیس چالمرز کار کرد. او بیشتر وقت خود را صرف تلاش برای ساخت توربین تسلا با کمک هانس دالسترند، سر مهندس این شرکت کرد، اما مشکلات مهندسی هرگز اجازه تبدیل آن به یک وسیله عملی نداد. تسلا این ایده را به یک شرکت تولید ابزار دقیق واگذار کرد و این ایده بعدها در قالب سرعت سنج اتومبیل‌های لوکس و سایر ابزارها بکار گرفته شد.

هنگامی که جنگ جهانی اول شروع شد، انگلیسی‌ها به منظور کنترل جریان اطلاعات بین دو کشور آمریکا و آلمان، کابل تلگراف کف اقیانوس اطلس[h] را قطع کردند. آنها همچنین تلاش کردند که ارتباطات بی‌سیم آلمان به آمریکا و بالعکس را با علم به اینکه شرکت مارکونی آمریکا از شرکت رادیویی آلمانی تلفن‌کِن[i] بخاطر نقض حق ثبت اختراع شکایت کرده، را خاموش کنند[۸۶]. تلفن‌کن دو فیزیک‌دان به نام‌های جاناتان زنک و کارل فردیناند براون را برای دفاع از خود به همراه آورد و تسلا را به عنوان شاهد به مدت دو سال و به مبلغ ۱۰۰۰ دلار در ماه استخدام کرد. وقتی در سال ۱۹۱۷ ایالات متحده وارد جنگ علیه آلمان شد، این پرونده متوقف شد و بعد از آن پرونده مسکوت شد.[۸۷][۸۸]

در سال ۱۹۱۵، تسلا از شرکت مارکونی به دلیل نقض حق ثبت اختراعات تنظیم بی‌سیم خود شکایت کرد. حق ثبت اختراع اولیه رادیوی مارکونی در سال ۱۸۹۷ در ایالات متحده اعطاء شده بود، اما درخواست حق ثبت اختراع وی در سال ۱۹۰۰ که شامل بهبود انتقال رادیویی بود، قبل از آنکه سرانجام در سال ۱۹۰۴ پذیرفته شود، چندین بار به دلیل نقض حق ثبت اختراعات دیگر، منجمله دو اختراع تنظیم قدرت بی‌سیم تسلا رد شده بود.[۷۶][۸۹][۹۰] پروندهٔ تسلا در سال ۱۹۱۵ به جایی نرسید[۹۱]، اما در پرونده ای مرتبط، شرکت مارکونی از دولت ایالات متحده بخاطر نقض حق ثبت اختراع شکایت کرد. در سال ۱۹۴۳، دیوان عالی ایالات متحده آمریکا حکم به ثبت اختراعات قبلی الیور لوج، جان استون و تسلا نمود.[۹۲] دادگاه اعلام کرد تصمیمش فقط به این دلیل که ادعای مارکونی در مورد بهبودهای ثبت شده خاص مورد سؤال بود، ارتباطی با ادعای مارکونی به عنوان صاحب امتیاز اولین انتقال رادیویی ندارد، این شرکت نتوانست ادعای نقض همان حق ثبت اختراع‌ها را بکند.[۷۶][۹۳]

در ۶ نوامبر ۱۹۱۵، گزارشی از آژانس خبری رویترز لندن خبر از اعطاء جایزه نوبل فیزیک سال ۱۹۱۵ به توماس ادیسون و نیکولا تسلا درج کرد. با این حال، در تاریخ ۱۵ نوامبر، گزارشی از رویترز استکهلم اعلام کرد به دلیل خدمات سر ویلیام هنری براگ و پسرش ویلیام لارنس براگ در “تجزیه و تحلیل ساختار کریستال با استفاده از اشعه X” جایزه نوبل در آن سال به این دو شخص اهدا شده‌است. در آن زمان شایعاتی غیرقابل اثبات وجود داشت که یا تسلا یا ادیسون از دریافت این جایزه امتناع کرده بودند.

ادعاهای دیگری بعدها توسط بیوگرافی نویس تسلا مطرح شده‌است که ادیسون و تسلا دریافت کنندگان اصلی هستند و به دلیل خصومت نسبت به یکدیگر این جوایز اهدا نشده‌است. تسلا و ادیسون هر کدام به دنبال به حداقل رساندن دستاوردهای دیگری و حق برنده شدن در این جایزه بودند؛ حتی در صورت قبول جایزه از طرف یکی از آنها، دیگری حاضر به قبول جایزه نبود. هر دوی این احتمال‌ها رد شد، چون به هیچ وجه امکان نداشت که ادیسون حسود، متکبر و ثروتمند حاضر شود در ازاء امتناع از دریافت جایزه، تسلا جایزه ۲۰٬۰۰۰ دلاری نوبل را دریافت کند.

در سالهای پس از این شایعات، نه تسلا و نه ادیسون این جایزه رادریافت نکردند (گرچه ادیسون در سال ۱۹۱۵ یکی از ۳۸ پیشنهاد ممکن را دریافت کرد و تسلا یکی از ۳۸ پیشنهاد احتمالی را در سال ۱۹۳۷ دریافت کرد).

تسلا در این مدت مدال‌ها و جوایز بی شماری کسب کرد. آنها شامل موارد زیر هستند:

تسلا تلاش کرد تا چندین دستگاه را بر اساس تولید ازون به بازار عرضه کند. او دستگاهی اختراع شده در سال ۱۸۹۶ در شرکت ازون تسلا را که دستگاهی مبتنی بر سیم پیچ تسلا بود و با حباب ازون، از انواع مختلف روغن برای ساخت ژل درمانی استفاده می‌کرد، فروخت. او همچنین سعی کرد تا چند سال بعد به عنوان یک ضد عفونی کننده اتاق برای بیمارستان‌ها، تغییراتی در این زمینه ایجاد کند.

تسلا این تئوری را مطرح کرد که بکار بردن برق در مغز باعث افزایش هوش می‌شود. وی در سال ۱۹۱۲ طرحی را ایجاد کرد که بر مبنای آن دانش آموزان کسل و کند ذهن را با اشباع برق در وجودشان به‌طور غیر ملموس و ناخودآگاه تبدیل به افرادی فعال و باهوش کند. این طرح بر اساس «سیم کشی دیوارهای یک مدرسه» و «اشباع کلاس درس با امواج الکتریکی نامتناهی که در فرکانس بالا ارتعاش می‌کنند»، انجام می‌گرفت. آقای تسلا ادعا می‌کند، مدرسه باید به یک میدان الکترومغناطیسی بهداشتی و تحریک کننده یا «حمام» تبدیل شود. این طرح، حداقل به‌طور موقت، توسط سرپرست مدارس آن زمان شهر نیویورک، ویلیام ا. ماکسول تصویب شد.

قبل از جنگ جهانی اول، تسلا به دنبال سرمایه گذاران خارج از کشور بود. پس از شروع جنگ، تسلا بودجه ای را که از ثبت اختراعات خود در کشورهای اروپایی دریافت می‌کرد از دست داد.

در نسخه ماه اوت مجله (Electric Experimenter) در اوت ۱۹۱۷، تسلا اظهار داشت که می‌توان از برق برای یافتن زیردریایی‌ها با استفاده از بازتاب «پرتو الکتریکی» با «فرکانس بالا» استفاده کرد که این سیگنال در صفحه فلورسنت مشاهده می‌شود (سیستمی که گفته شده‌است که شباهتی سطحی با رادار‌های مدرن دارد). تسلا در مورد این فرضیه که امواج رادیویی با فرکانس بالا به آب نفوذ می‌کنند در اشتباه بود. امیله ژیراردئو (Émile Girardeau)، که به توسعه اولین سیستم راداری فرانسه در دهه ۱۹۳۰ کمک کرده‌است، در سال ۱۹۵۳ خاطرنشان کرد: حدس و گمان‌های عمومی تسلا مبنی بر اینکه به یک سیگنال با فرکانس بالا نیاز دارند صحیح بود. ژیراردئو گفت: «(تسلا) در حال پیشگویی یا رویاپردازی بود، زیرا او هیچ وسیله ای برای اجرایی کردن آن ایده را نداشت، اما باید اضافه کرد که اگر خواب می‌دید، لااقل خواب درست می‌دید».

در سال ۱۹۲۸، تسلا ۱٬۶۵۵٬۱۱۴ مین ثبت اختراع آمریکا را بنام خودش برای ثبت اختراع یک هواپیمای دو باله که قادر به برخاستن به صورت عمودی بود (هواپیمای عمودپرواز) دریافت کرد که هواپیما پس از «کج شدن تدریجی سیستم موتور بالا برنده» در پرواز تا زمان پرواز افقی مانند هواپیمای معمولی عمل می‌کرد. تسلا فکر می‌کرد این هواپیما با قیمت کمتر از ۱۰۰۰ دلار فروخته شود، اگرچه پرواز این هواپیما غیر عملی توصیف شده‌است، اما طرح هواپیمای تسلا شباهت‌های ظاهری غیرقابل انکاری با هواپیمای مدرن وی-۲۲ آسپری (Bell Boeing V-22 Osprey) مورد استفاده ارتش آمریکا دارد. این آخرین اختراع ثبت شده تسلا بود و در این زمان تسلا آخرین دفتر خود را در خیابان ۳۵۰ مدیسون، که دو سال قبل به آنجا منتقل شده بود، را بست.

تسلا از سال ۱۹۰۰ در هتل والدورف آستوریا در شهر نیویورک زندگی می‌کرد که منجر به صورتحساب و بدهی بزرگی شد. وی در سال ۱۹۲۲ به هتل سنت رجیس (St. Regis) نقل مکان کرد و از آن پس الگوی خود را برای انتقال به هتل‌های مختلف در هر چند سال یکبار دنبال کرد و صورتحساب‌های بدون پرداخت پشت سر هم اضافه گردید.

تسلا هر روز برای غذا دادن به کبوتران به پارک می‌رفت. او شروع به غذا دان آنها روی پنجره اتاق هتل خود کرد و از پرندگان زخمی پرستاری می‌کرد تا دوباره سلامتی خود را بدست آورند. تسلا می‌گفت به‌صورت روزانه از یک کبوتر سفید رنگ مصدوم مراقبت کرده‌است. وی بیش از ۲٬۰۰۰ دلار برای مراقبت از پرنده‌ها هزینه کرد. تسلا اظهار داشت:

“من سالهاست که به کبوترها غذا می‌دهم. اما یک پرنده زیبا، به رنگ سفید خالص و نوک‌های خاکستری روشن روی بال‌های آن وجود داشت. او یک کبوتر ماده متفاوت بود. آرزویم این بود که او را صدا بزنم و او به سمت من پرواز کند. من آن کبوتر را دوست داشتم همچون مردی که عاشق زنی است که عاشق مرد محبوب خود است. تا زمانی که او را داشتم، هدفی برای زندگی من وجود داشت.”

صورتحساب‌های پرداخت نشده تسلا و همچنین شکایات مربوط به نگهداری کبوترها منجر به اخراج وی از هتل سنت رجیس در سال ۱۹۲۳ شد. او مجبور شد در سال ۱۹۳۰ از هتل پنسیلوانیا (Pennsylvania) و در سال ۱۹۳۴ از هتل گاورنون کلینتون (Governor Clinton) خارج شود. حتی او مدتی اتاقهایی را در هتل مارجری (Marguery) گرفت.

تسلا در سال ۱۹۳۴ به هتل نیویورکر نقل مکان کرد. در این زمان شرکت وستینگهاوس علاوه بر پرداخت اجاره بها، پرداخت ۱۲۵ دلار در ماه را آغاز کرد. در خصوص نحوه اجرای این موضوع نظرات متفاوتی است. منابع متعددی ادعا می‌کنند که نگرانی شرکت وستینگهاوس دربارهٔ تبلیغات منفی احتمالی ناشی از شرایط زندگی فقیرانه ستاره مخترعان سابق آنها یا احتمالاً هشدارهایی در این خصوص منجر به انجام این کار شده‌است. این پرداخت به دلیل جلوگیری از اطلاق کمک مالی امور خیریه، به عنوان «هزینه مشاوره» در نظر گرفته و پرداخت می‌شد. مارک سیفر، زندگینامه نویس تسلا، پرداخت‌های وستینگهاوس را نوعی «تسویه حساب مشخص» توصیف کرده‌است. در هر صورت، وستینگهاوس برای بقیه عمر از نظر مالی تسلا را تأمین کرد.

در سال ۱۹۳۱، یک روزنامه‌نگار جوان بنام کنت ام سوئزی (Kenneth M. Swezey) با تسلا دوست شد، او جشن تولدی به مناسبت ۷۵ سالگی تسلا ترتیب داد. تسلا نامه‌های تبریک بیش از ۷۰ پیشکسوت علم و مهندسی، از جمله آلبرت انیشتین را دریافت کرد و همچنین عکس وی روی جلد مجله تایم قرار گرفت. عنوان روی جلد با عنوان «همه نیروگاه‌های او در جهان»، به سهم تسلا در تولید برق اشاره کرد. این مهمانی آنقدر خوب پیش رفت که تسلا آن را به یک رویداد سالانه تبدیل کرد، فرصتی که در آن او می‌توانست از غذاهای فراوان موجود غذاهای دستپخت خودش بخورد و بنوشد. او برای دیده شدن اختراعات خود و شنیدن داستانهایی دربارهٔ سوءاستفاده از اختراعات‌های گذشته خود، دیدگاه‌هایش دربارهٔ وقایع جاری و گاهی ادعاهای گیج کننده، مطبوعات را هم دعوت کرد.

در مهمانی سال ۱۹۳۲، تسلا ادعا کرد که موتوری اختراع کرده‌است که با اشعه‌های کیهانی کار می‌کند. در سال ۱۹۳۳ در سن ۷۷ سالگی، تسلا در مراسم تولدش به خبرنگاران گفت که پس از ۳۵ سال کار، در آستانه ثبت شکل جدیدی از تولید انرژی است. او ادعا کرد این تئوری تولید انرژی «به شدت با فیزیک انیشتین مخالف» است و می‌توان با این دستگاه ارزان قیمت ۵۰۰ سال به تولید انرژی پرداخت. وی همچنین به خبرنگاران گفت که در حال کار بر روی راهی برای انتقال طول موج‌های رادیویی شخصی، کار بر روی پیشرفت در متالورژی و ایجاد راهی برای عکسبرداری از شبکیه چشم برای ضبط افکار است (دوربین فکر).

به مناسبت سال ۱۹۳۴، تسلا در جمع خبرنگاران ادعا کرد که ابر سلاحی را طراحی کرده‌است که به همه جنگ پایان می‌دهد. او آن را “teleforce” نامید، که امروزه معمولاً از آن به عنوان پرتو مرگ یاد می‌کردند. تسلا آن از اختراعش به عنوان سلاحی دفاعی یاد کرد که باید در امتداد مرزهای یک کشور نصب شود و در برابر حمله به پیاده‌نظام یا هواپیماهای زمینی مورد استفاده قرار گیرد. تسلا هرگز برنامه‌های مفصلی از نحوه کار این سلاح را در طول زندگی خود فاش نکرد، اما در سال ۱۹۸۴، آن طرح در آرشیو موزه نیکولا تسلا در بلگراد به نمایش گذاشته شدند. در آن زمان تسلا سعی داشت نظر مساعد وزارت جنگ ایالات متحده، انگلستان، اتحاد جماهیر شوروی و یوگسلاوی را در این دستگاه جلب کند.

در سال ۱۹۳۵، تسلا در جشن تولد ۷۹ سالگی خود، موضوعات زیادی را پوشش داد. وی ادعا کرد که در سال ۱۸۹۶ پرتو کیهانی را کشف کرده و روشی را برای تولید جریان مستقیم به روش القاء اختراع کرده و ادعاهای زیادی در مورد اسیلاتور مکانیکی خود داشته‌است. وی در توصیف این دستگاه (که انتظار داشت از طریق آن ظرف دو سال به ۱۰۰ میلیون دلار درآمد دست پیدا کند) به خبرنگاران گفت که نسخه ای از اسیلاتور وی در سال ۱۸۹۸ در آزمایشگاه خیابان شرق هیوستون ۴۶ و خیابان‌های همسایه در منهتن سفلی باعث زمین لرزه شده‌است. وی در ادامه به خبرنگاران گفت که اسیلاتور وی می‌تواند ساختمان امپایر استیت را با ۵ پوند فشار هوا از بین ببرد. وی همچنین تکنیک جدیدی را که با استفاده از اسیلاتورهای خود که “Telegeodynamics” نامیده بود، ارائه داد و از آن برای انتقال ارتعاشات به زمین استفاده کرد که ادعا می‌کرد از هر مسافتی برای ارتباطات یا مکان‌یابی ذخایر معدنی زیرزمینی استفاده می‌شود.

تسلا در مراسم بالروم بزرگ هتل نیویورکر (Grand Ballroom of Hotel New Yorker) در سال ۱۹۳۷ نشان شیر سفید را از سفیر چکسلواکی و یک مدال دیگر را از سفیر یوگسلاوی دریافت کرد. تسلا اظهار داشت، در مورد سوالاتی در خصوص پرتو مرگ اظهار داشت، «این یک آزمایش نیست … من آن را ساخته، نشان داده و استفاده کرده‌ام. فقط کمی زمان می‌گذرد تا بتوانم آن را به دنیا عرضه کنم»

تسلا در ۸۱ سالگی و در یکی از نیمه شب‌های پاییز سال ۱۹۳۷، محل اقامت خود هتل نیویورکر را ترک کرد تا پیاده‌روی روزانهٔ خود به کلیسای جامع و کتابخانه و غذا دادن به کبوترها را انجام دهد. چند بلوک دورتر از هتل هنگام عبور از خیابان، تسلا متوجه عبور یک تاکسی از کنار خود و اجتناب از برخورد نشده و به زمین افتاد. کمر او به شدت آسیب دید و در این حادثه سه دنده او شکست. میزان کامل جراحات وی هرگز مشخص نشد. تسلا از مشورت با پزشک یا پذیرفتن پزشک بر بالین خود خودداری کرد، عادتی که تقریباً در تمام طول عمرش ترک نکرد، به همین دلیل هرگز پس از این سانحه به‌طور کامل بهبود نیافت.[۱۶][۹۴]

در ۷ ژانویه ۱۹۴۳ و در سن ۸۶ سالگی، تسلا در تنهایی در اتاق شماره ۳۳۲۷ هتل نیویورکر درگذشت. جسم بی جان او مدتی بعد توسط خدمتکار هتل آلیس موناگان[j] که برای نظافت اتاق و بدون توجه به علامت «مزاحم نشوید» که تسلا دو روز قبل روی دستگیره در خود گذاشته بود، پیدا شد. دستیار پزشکی آقای اچ. دابلیو ومبلی،[k] جسد تسلا را معاینه کرده و علت مرگ او را انسداد شریان اکلیلی قلب[l] ثبت کرد.

دو روز بعد، اداره تحقیقات فدرال دستور به ضبط وسایل تسلا داد.[۱۰] جان جی ترامپ، استاد ام آی تی و مهندس مشهور برق که به عنوان دستیار فنی کمیته تحقیقات دفاع ملی خدمت می‌کرد، برای تجزیه و تحلیل لوازم تسلا که ضبط شده بودند، فرا خوانده شد. پس از تحقیقاتی سه روزه، ترامپ گزارش خود را در خصوص مرگ تسلا را با مضمون عدم وجود هر گونه عمل مشکوک و غیرانسانی، اینگونه بیان کرد کرد:

.mw-parser-output .templatequote{overflow:hidden;margin:1em 0;padding:0 40px}.mw-parser-output .templatequote .templatequotecite{line-height:1.5em;text-align:right;padding-right:1.6em;margin-top:0}

افکار و تلاش‌های تسلا حداقل در ۱۵ سال آخر عمدتاً نشان دهندهٔ شخصیتی خردمند، فلسفی و تا حدودی تبلیغاتی بوده‌است که اغلب با انتقال و تولید برق بی‌سیم مرتبط است. اما اصول یا روشهای جدید، صحیح و روشنی برای دستیابی به این نتایج را شامل نمی‌شود.[۹۵]

در جعبه ای که ادعا می‌شد برای نگهداری بخشی از «پرتو مرگ تسلا» طراحی شده بود، ترامپ یک multidecade resistance box چهل و پنج ساله پیدا کرد.[۹۶]

در ۱۰ ژانویه ۱۹۴۳، فییورلو اچ. لاگواردیا، شهردار شهر نیویورک نطق درگذشت تسلا را که توسط نویسنده اسلوونیایی-آمریکایی لوییز آدامیک نوشته شده بود، به‌صورت زنده و در حالی که قطعات ویولن «آوه ماریا»[m] و «تامو دالکو»[n] در پس زمینه پخش می‌شد خواند.[۱۰] در ۱۲ ژانویه، دو هزار نفر در مراسم خاکسپاری رسمی برای تسلا در کلیسای جامع سنت جان مقدس در منهتن شرکت کردند. بعد از خاکسپاری، جسد تسلا به قبرستان فرنکلیف در آردسلی،[o] نیویورک منتقل شد و بعد از آن تشییع شد. روز بعد، دومین مراسم توسط کشیشان برجسته در کلیسای ترینیتی[p] (کلیسای جامع ارتدکس صرب امروزی سنت ساوا) در شهر نیویورک انجام شد.[۱۰]

در سال ۱۹۵۲، به دنبال فشار برادر زاده تسلا، ساوا کوزانوویچ،[q] کل اموال تسلا داخل ۸۰ صندوق با علامت N.T به بلگراد حمل شد.[۱۰]
در سال ۱۹۵۷، شارلوت موزار،[r] دستیار کوزانوویچ،[s] خاکستر تسلا را از ایالات متحده به بلگراد منتقل کرد.[۱۰] از آنروز خاکستر تسلا در داخل یک کره با روکش طلا روی پایه سنگ مرمری زیبا در موزه نیکولا تسلا نمایش داده می‌شوند.[۹۷]

تسلا حدود ۳۰۰ حق ثبت اختراع در سراسر جهان را برای مجموع اختراعات خود به دست آورد.[۹۸]
برخی از اختراعات ثبت شده تسلا به حساب نمی‌آیند و منابع مختلف، برخی از اختراعات ثبت شده در بایگانی‌های ثبت اختراع را کشف کرده‌اند. حداقل ۲۷۸ حق ثبت اختراع شناخته شده در ۲۶ کشور بنام تسلا صادر شده‌است.[۹۸]
بسیاری از حق ثبت اختراعات تسلا در ایالات متحده، انگلیس و کانادا بود، اما حق ثبت اختراعات دیگری در کشورهای سرتاسر جهان تأیید شده‌است. [۹۹]
بسیاری از اختراعات توسعه یافته توسط تسلا، تحت حفاظت حق ثبت اختراع قرار نگرفته‌اند.

قد تسلا ۶ فوت ۲ اینچ (۱٫۸۸ متر) بود و وزن او بدون تغییر زیادی در سال‌های ۱۸۸۸ تا ۱۹۲۶ حدود ۱۴۲ پوند (۶۴ کیلوگرم) بود. آرتور بریسبین،[t] ویراستار روزنامه ظاهر او را اینگونه توصیف می‌کند: «تقریباً قد بلندترین، تقریباً لاغرترین و جدی‌ترین مردی که به دلمونیکو می‌رود.»[۱۰۰][۱۰۱]
او فردی شیک پوش در نیویورک بود تسلا روی نظافت و لباس پوشیدن خود بسیار حساس بود او در فعالیت‌های روزانهٔ خود بسیار منظم بود. ظاهری که او برای خود ساخته بود به گسترش روابط تجاری او بسیار کمک کرد.[۱۰۲] همچنین او را دارای چشمانی روشن، دستان و انگشتانی بزرگ توصیف کرده‌اند.[۱۰۰]
او از اختلال وسواس فکری-عملی رنج می‌برد، و به کبوترهای پارک مرکزی نیویورک بسیار علاقه داشت؛ او ازدواج نکرد و با مارک تواین دوستی نزدیکی داشت؛ او به گیاه‌خواری نیز علاقه داشت.[۱۰۳]

ظاهراً تسلا از حافظهٔ تصویری[v] برخوردار بود و می‌توانست کتاب‌هایی را که مطالعه می‌کند به‌طور کامل به خاطر بسپارد.[۱۰۴]
او فردی چندزبانه بود و می‌توانست به این هشت زبان صحبت کند :صربی‌کرواتی، چکی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، مجاری، ایتالیایی و لاتین.[۱۰۵]
تسلا در خودزندگی‌نامه اش نقل می‌کند که بیشتر با لحظه به لحظهٔ ایده‌هایش روبه رو شده بود. تسلا در طول زندگی اش مکرراً دچار بیماری می‌شد. او درد عجیبی را متحمل می‌شد که در طی آن جرقه‌های نورانی کور کننده ای را جلوی چشمش می‌دید که اغلب با تصوراتی همراه بود.[۱۰۴] این تصورات بیشتر اوقات به لغت یا ایده ای مربوط می‌شد که باید آن را پیدا می‌کرد و پاسخ به پرسش‌هایی که او به دنبالش بود را فراهم می‌کرد. او می‌توانست تنها با شنیدن یک کلمه آن را با جزئیات تصور کند.[۱۰۴]
تسلا قبل از ساختن یک اختراع آن را با دقت بالا در ذهنش تصور می‌کرد و تمام ابعاد آن را در نظر می‌گرفت؛ که به این روش تفکر دیداری[w] می‌گویند. او معمولاً روی کاغذ طراحی نمی‌کرد و از روی حافظه کار می‌کرد.[۱۰۴]

تسلا هرگز ازدواج نکرد. او گفت: خویشتنداری برای توانایی علمی بسیار مفید است. او یک بار در سالهای اولیه گفته بود که احساس می‌کند هرگز نمی‌تواند به اندازه کافی شایسته یک زن باشد، زیرا زنان را از هر نظر برتر می‌داند. اما در اواخر عمر خود، او به خبرنگاری گفت: «بعضی اوقات احساس می‌کنم برای کارم فداکاری‌های زیادی کرده و ازدواج نکرده‌ام». زنان زیادی بودند که برای عشق تسلا می‌جنگیدند و گاهی دیوانه وار عاشق او می‌شدند. با این حال، تسلا که مؤدب و آرام بود، تصمیم گرفت که هرگز روابط شناخته شده‌ای را دنبال نکرده و درگیر آن نشود.

تسلا خودش را از کارش جدا کرد و تمایل داشت که ارتباط برقرار نکند. اما وقتی او درگیر زندگی اجتماعی بود، بسیاری از مردم دربارهٔ تسلا بسیار مثبت و تحسین‌برانگیز صحبت می‌کردند. رابرت آندروود جانسون (Robert Underwood Johnson) تسلا را مردی «شیرین، دارای خلوص نیت، فروتن، ظرافت، اشرافی و قدرتمند» توصیف کرد. منشی وفادار وی، دوروتی اسکریت نوشت: «او همیشه لبخند به لب داشت، نبوغ و سخاوتش با شخصیت نجیب‌زاده‌ای که در قلب او ریشه داشت، مشخص می‌شد.» جولیان هاتورن (Julian Hawthorne)، دوست تسلا نوشت: «به ندرت می‌توان دانشمند یا مهندسی یافت که فیلسوف، زبان‌شناس، متخصص غذا و نوشیدنی باشد و در کنار همه این‌ها ارزش یک موسیقی زیبا را بداند».

تسلا با فرانسیس ماریون کرافورد (Francis Marion Crawford)، رابرت آندروود جانسون، استنفورد وایت (Stanford White)
، فریتس لونشتاین، جورج شرف و کنت سوئیز دوستان خوبی بود. در سنین میانسالی، تسلا با مارک تواین دوست صمیمی شد. آنها زمان زیادی را با هم در آزمایشگاه تسلا و جاهای دیگر گذراندند. تواین موتور القایی تسلا را به عنوان با ارزش‌ترین حق ثبت اختراع، بعد از اختراع تلفن، تحسین می‌کرد. در اواخر دهه ۱۹۲۰، تسلا با جورج سیلوستر ویرک(George Sylvester Viereck) شاعر، نویسنده، عارف و بعداً مبلغ نازی دوست شد. تسلا گاهگاهی در شامی که ویرک و همسرش میزبانی می‌کرد شرکت می‌کرد.

در یک مهمانی که توسط سارا برنهارد، بازیگر زن در سال ۱۸۹۶ برگزار شد، تسلا با ویوکاناندا (Vivekananda) راهب هندو دیدار کرد و این دو در مورد چگونگی مطابقت ایده‌های مخترع با انرژی با کیهان‌شناسی ویدانته صحبت کردند.

تسلا گاهی اوقات خیلی سخت گیر می‌شد و بعضی اوقات علناً از افراد دارای اضافه وزن ابراز انزجار می‌کرد، بعنوان مثال یکبار منشی اش را به دلیل اضافه وزنش اخراج کرد. او خیلی زود از طرز لباس پوشیدن انتقاد می‌کرد. در چندین مورد، تسلا یکی از زیردستانش را به خانه فرستاد تا لباس‌های خود را عوض کنند.

هنگامی که توماس ادیسون در سال ۱۹۳۱ درگذشت، تسلا در مصاحبه ای با خبرنگار نیویورک تایمز، نظرات منفی زیادی در مورد ادیسون اظهار کرد که در زمان تدفین ادیسون، بازتاب گسترده‌ای یافت:

او هیچ سرگرمی نداشت، هیچ چیزی سرگرمش نمی‌کرد. بدون حتی ساده‌ترین قوانین بهداشتی زندگی می‌کرد … روش کاری او فوق‌العاده بی اثر بود، برای انجام دادن چیزی به‌طور کلی باید یک منطقه بزرگی را اشغال می‌کرد. از ابتدا فعالیت‌های او را بررسی می‌کردم و تقریباً متأسف می‌شدم، زیرا با اعمال برخی نظریه‌ها و محاسبات می‌شد ۹۰ درصد در کارهای او صرفه جویی کرد. با این حال، او کاملاً متکی به غرایز خلاقیت و هوش عملی آمریکایی بود که از کتاب و از ریاضیات می‌آموخت.


هنگامی که ادیسون بسیار پیر و در آستانه مرگ بود، اظهار داشت: با نگاه به گذشته، بزرگترین اشتباه زندگیش احترام نگذاشتن به شخص تسلا و کارهای او است.

تسلا اظهار می‌داشت که هرگز بیش از دو ساعت نخوابیده‌است. با این حال اعتراف کرد که هر از گاهی چرت می‌زد تا انرژی خود را بدست آورد.

در طول سال دوم تحصیل در گراتس، تسلا علاقه زیادی به بیلیارد، شطرنج و ورق بازی پیدا کرد (و در آن بازی‌ها بسیار حرفه ای شد). بعضی اوقات او بیش از ۴۸ ساعت پشت میز بازی بود. تسلا یکبار در آزمایشگاه خود ۸۴ ساعت بدون خواب و استراحت کار کرد. کنت سوئزی، روزنامه‌نگاری که تسلا با او دوست شده بود، تأیید کرد که تسلا به ندرت می‌خوابید. به یاد می‌آورد که یک روز صبح تسلا ساعت سه شب با او تماس گرفت:

… «من مثل یک جنازه در اتاقم خوابیده بودم … ناگهان یک تماس تلفنی مرا بیدار کرد … تسلا با آرامش و پرشور و انرژی صحبت می‌کرد. او در حال حل مسئله ای بود که با نظریه دیگری مقایسه می‌کرد. وقتی احساس کرد که راه حلی پیدا کرده، ناگهان در حین صحبت، تلفن را قطع کرد».

تسلا هر روز از ساعت ۹ صبح تا ۶ بعد از ظهر کار می‌کرد. یا بعدها دقیقاً تا ساعت ۸:۱۰ عصر، که برای شام در رستوران دلمونیکو و بعداً هتل والدورف-آستوریا حضور میافت. تسلا سپس تلفنی دستور شام خود را به خانه‌دار، که ممکن بود تنها کسی باشد که به او خدمت می‌کند، می‌داد: «شام راس ساعت هشت آماده شود». او به تنهایی شام صرف می‌کرد، مگر در موارد نادری که برای انجام تعهدات اجتماعی خود مجبور به برگزاری میهمانی شام برای عده ای خاص می‌شد. تسلا بعدها تا ساعت ۳ صبح کار می‌کرد.

برای ورزش، تسلا روزانه بین ۸ تا ۱۰ مایل (۱۳ تا ۱۶ کیلومتر) پیاده‌روی می‌کرد. او هر شب صد بار دستهای خود را قلاب و دور هر یک از پاهایش حلقه می‌کرد و می‌گفت که این کار سلول‌های مغزی او را تحریک می‌کند.

تسلا در مصاحبه ای با سردبیر روزنامه آرتور بریزبن گفت که به تله پاتی اعتقادی ندارد. در همان مصاحبه، تسلا گفت که او معتقد است که می‌توان تمام قوانین اساسی را به یک قانون کاهش داد. تسلا در سالهای آخر زندگی خود گیاهخوار شد و فقط با شیر، نان، عسل و آب سبزیجات زندگی می‌کرد.

تسلا با این نظریه که اتم‌ها از ذرات کوچکتری (ذرات زیر اتمی) تشکیل می‌شوند مخالف بود و بیان می‌کرد چیزی به نام الکترون که تشکیل دهندهٔ بار الکتریکی است وجود ندارد ..[۱۰۶][۱۰۷] تسلا معتقد بود که اتم‌ها جدایی ناپذیرند و تصور می‌کرد اتم‌ها در هیچ شرایطی تغییر حالت نمی‌دهند. او به مفهوم قرن نوزدهمی اتر که در آن زمان رایج بود اعتقاد داشت.[۱۰۸]
تسلا دشمن شمارهٔ یک نظریه‌هایی بود که بیان می‌کردند تبدیل ماده به انرژی امکان‌پذیر است.[۱۰۹] و همین‌طور منتقد نظریه نسبیت اینشتین بود.

تسلا ادعا می‌کرد اصول فیزیکی خود در ارتباط با ماده و انرژی دارد اصولی که در سال ۱۸۹۲ کار روی آن را شروع کرده بود.[۱۶]و در سال ۱۹۳۷ در سن هشتاد سالگی بیان کرد که در نامه ای تئوری دینامیک جاذبه “dynamic theory of gravity” را کامل کرده‌است؛ که به مفاهیم غلط و گمانه زنی‌های باطل مثل فضای خمیده پایان می‌دهد.[۱۱۰] البته بعدها هیچ توضیحی از این نظریه در نوشته‌هایش پیدا نشد.[۱۱۱]

زندگی‌نامه نویسان تسلا به‌طور گسترده دیدگاه فلسفی او را اومانیسم دانسته‌اند.[۱۱۲][۱۱۳][۱۱۴]
تسلا مانند بسیاری از هم عصرانش طرفدار به‌نژادی از نوع زادگیری گزینشی تحمیلی بود.
تسلا این عقیده را بیان کرد حس «ترحم» بشر با «عملکرد ظالمانهٔ طبیعت»[x] تزاحم دارند.
البته منظور تسلا از این حرف «برتری نژادی» یا برتری ذاتی فردی بر فردی دیگر نبود. در مصاحبه ای در سال ۱۹۳۷ او بیان می‌کند:

… احساس ترحم انسان شروع به مداخله در عملکرد ظالمانهٔ طبیعت کرده‌است. دوری از زادگیری افراد نامناسب به وسیلهٔ نابارور سازی و هدایت آگاهانهٔ جفت‌گیری غریزی تنها راهی است که با تصوراتمان از تمدن و نژاد سازگار است…

تمایل معتقدان به به نژادی این است که باید ازدواج را دشوارتر کنیم.
قطعاً نباید به هیچ والد نامناسبی اجازهٔ فرزند آوری داده شود

در قرن آینده دیگر جفت‌گیری شخصی معمولی با شخصی که از لحاظ ژنتیکی حتی نا مناسب تر از مجرمی سابقه دار است دیگر اتفاق نخواهد افتاد.[۱۱۵]

در سال ۱۹۲۶ تسلا دربارهٔ پایین دانستن اجتماعی زنان و مبارزهٔ زنان برای برابری جنسیتی نظر داد و اذعان داشت آیندهٔ انسان توسط زنبورهای ملکه رانده خواهد شد؛ و معتقد بود که زنان جنس غالب خواهند بود.[۱۱۶]

تسلا با چاپ مقاله ای با عنوان «علم و اکتشاف نیروهای بزرگی هستند که منجر به جنگ می‌شوند»[y] پیش‌بینی‌هایی مربوط به مشکلات مربوط به محیط بعد از جنگ جهانی اول کرد. (۲۰ دسامبر 1914)[۱۱۷]
تسلا معتقد بود جامعهٔ ملل چاره ای برای مشکلات زمانه نبوده‌است.[۱۱]

تسلا با عقاید مسیحی ارتودوکس بزرگ شد. اما بعداً خودش را فردی معتقد به عقاید ارتودوکس نمی‌دانست و او می‌گفت: با تعصب مذهبی مخالف بود و همین‌طور می‌گفت: «بودایی گری و مسیحیت بزرگترین ادیان هم از نظر تعداد معتقدان و هم از نظر اهمیت هستند.»[۱۱۸]
او همچنین می‌گفت «از نظر من گیتی تنها ماشین بزرگی است که هرگز تکوین نیافته[z] و هرگز هم پایان نمی‌یابد[aa]» و «چیزی که به آن «روح»[ab] یا «جان»[ac] می‌گوییم. چیزی به جز جمع عملکردهای بدن نیست.
وقتی این عملکرد متوقف می‌شود. «روح» یا «جان» هم متوقف می‌شوند.[۱۱۸]»

تسلا برای مجله‌ها و ژورنال‌ها نیز کتاب‌هایی نوشته‌است.[۱۱۹]
کتاب My Inventions: The Autobiography of Nikola Tesla که بن جانسون آن را ویرایش و ترجمه کرده‌است و کتاب The Fantastic Inventions of Nikola Tesla که دیوید هاچر آن را ویرایش و ترجمه کرده‌است از کتاب‌های اوست؛ و همین‌طور کتاب نامه‌های تسلا نیز موجود است.

همچنین نگاه کنید به: نیکولا تسلا در فرهنگ عامه

میراث تسلا در کتاب‌ها، فیلم‌ها، رادیو، تلویزیون، موسیقی، تئاتر زنده، کمیک و بازی‌های ویدیویی ماندگار است. تأثیر فناوری‌های اختراع شده یا تصورات و ایده‌های ارائه شده تسلا، موضوعی تکراری در چندین نوع داستان علمی تخیلی است.

مقاله اصلی: لیست مواردی که به نام نیکولا تسلا نامگذاری شده‌است

تسلا، یک گروه راک آمریکایی که در اواخر سال ۱۹۸۲ در ساکرامنتوی کالیفرنیا تشکیل شد

تسلا، دهانه ای به عرض ۲۶ کیلومتر در سمت پشت ماه
تسلا ۲۲۴۴، یک سیارک کشف شده در فضا

“من به عنوان فرزند این کشور، وظیفه خود می‌دانم که از هر لحاظ، چه از طریق مشاوره و چه از طریق عمل، به شهر زاگرب کمک کنم” (به کرواتی: “Smatram svojom dužnošću da kao rođeni sin svoje zemlje pomognem graduated Zagrebu u svakom pogledu savjetom i inom”).

بسیاری از آثار تسلا به صورت آزاد و آنلاین از طریق اینترنت در دسترس قرار دارد.[۱۲۰] مانند مقالهٔ “The Problem of Increasing Human Energy” که در سال ۱۹۰۰ نوشته شده‌است.[۱۲۱] و همین‌طور مقالهٔ “Experiments With Alternate Currents Of High Potential And High Frequency” که در کتاب Inventions, Researches and Writings of Nikola Tesla منتشر شده بود.[۱۲۲][۱۲۳]

سکهٔ ۲۰ دیناری صربستانی که در سال ۲۰۰۶ زده شده‌است.

لامپ بیسیم تسلا

نیکولا تسلا در حال آزمایش

چارلز پرتیوس استینمتز

الجزایر •
آنگولا •
بنین •
بوتسوانا •
بورکینافاسو •
بوروندی •
کامرون •
کیپ ورد •
جمهوری آفریقای مرکزی •
چاد •
کومور •
جمهوری دموکراتیک کنگو •
جمهوری کنگو •
ساحل عاج •
جیبوتی •
مصر •
گینه استوایی •
اریتره •
اتیوپی •
گابن •
گامبیا •
غنا •
گینه •
گینه بیسائو •
کنیا •
لسوتو •
لیبریا •
لیبی •
ماداگاسکار •
مالاوی •
مالی •
موریتانی •
موریس •
مراکش •
موزامبیک •
نامیبیا •
نیجر •
نیجریه •
رواندا •
سائوتومه و پرینسیپ •
سنگال •
سیشل •
سیرالئون •
سومالی •
آفریقای جنوبی •
سودان •
سوازیلند •
تانزانیا •
توگو •
تونس •
اوگاندا •
زامبیا •
زیمبابوه

جمهوری دموکراتیک عربی صحرا •
سومالی‌لند

جزایر قناری / سبته / ملیلیه / پلاساس د سبرانیا (اسپانیا) •
مادیرا (پرتغال) •
مایوت / رئونیون (فرانسه) •
سنت هلینا / اسنشن / تریستان (انگلستان) • صحرای غربی

جمهوری آذربایجان • اردن • ارمنستان • ازبکستان • اسرائیل • افغانستان • امارات متحده عربی • اندونزی • ایران • بحرین • برونئی • بنگلادش • بوتان • پاکستان • تاجیکستان • تایلند • ترکمنستان • ترکیه • تیمور شرقی • چین • روسیه • ژاپن • سری‌لانکا • سنگاپور • سوریه • عراق • عربستان سعودی • عمان • فیلیپین • قبرس • قرقیزستان • قزاقستان • قطر • کامبوج • کره جنوبی • کره شمالی • کویت • گرجستان • لائوس • لبنان • مالدیو • مالزی • مصر • مغولستان • میانمار • نپال • ویتنام • هند • یمن

آبخاز • اوستیای جنوبی • تایوان • فلسطین • جمهوری ترک قبرس شمالی • قره‌باغ

جزیره کریسمس • جزایر کوکوس • ماکائو • هنگ کنگ


Downloads-icon


Downloads-icon


“Tesla’s Connection to Columbia University”Downloads-icon


“Nikola Tesla’s Patents”Downloads-icon


the originalDownloads-icon


“Nikola Tesla”Downloads-icon

یکی از بزرگترین و سرشناس ترین دانشمندان حال حاضر دنیا اخیرا اعلام کرده است که شواهدی یافته که نشان میدهد یک نیروی بزرگ همه چیز در دنیای ما را مدیریت میکند.

یکی از بزرگترین و سرشناس ترین دانشمندان حال حاضر دنیا اخیرا اعلام کرده است که شواهدی یافته که نشان میدهد یک نیروی بزرگ همه چیز در دنیای ما را مدیریت میکند.

به گزارش «تابناک» فیزیکدان نظری «میچیو کاکو» میگوید که نظریه ای را ابداع کرده که در نهایت منتهی به اثبات وجود خدا میشود. اطلاعاتی که وی در رابطه با نظریه خود منتشر کرده است که منجر به در گرفتن مباحثات جدی در میان دانشمندان شده است زیرا کاکو یکی از شناخته شده ترین و معتبرترین دانشمندان حال حاضر و یکی از مبدعان و طراحان نظریه String است که در میان دانشمندان از اعتبار بالایی برخوردار است.
یکی از بزرگترین دانشمندان حال حاضر میگوید دلیل قطعی اثبات وجود خدا را یافته است

وی در نظریه جدید خود از آنچه در علم فیزیک با نام «نیمه نخستین – شعاع تاکیونی» شناخته میشود استفاده کرده است. تاکیون یک ذره فرضی است که از اتم کوچکتر بوده و با سرعتی بیشتر از سرعت نور حرکت میکند و بر اساس فرضیات قادر است مواد را در کیهان آزاد سازد یا فضا را در میان ذرات ماده جای دهد و همه چیز را از تاثیرات دنیای اطراف آزاد کند.

نظر تسلا در مورد خدا

کاکو بعد از انجام چندین آزمای به این نتیجه رسیده است که ما در دل یک «ماتریکس» زندگی میکنیم. وی میگوید: من به این نتیجه رسیدم که ما در دنیایی زندگی میکنیم که توسط قوانینی که توسط یک هوش بزرگ ساخته شده مدیریت میشود. باور کنید که هر آنچه که امروز به عنوان شانس و اقبال از آن سخن میگوییم هیچ معنایی ندارد.

وی تاکید کرده است: از نظر من واضح است که ما در طرحی زندگی میکنیم که توسط قواعد از پیش ساخته شده مدیریت میشود و نه توسط شانس و اقبال، بلکه توسط یک هوش متعالی و کیهانی شکل یافته است.

 

خخخخخ…یعنی اقای هوشمند الان کشف کردن که خدا وجود داره!!!؟؟؟؟!!؟

از نظر علمی تا الان اثبات شده بود؟ میشه بگین توسط کی یا کدوم نظریه جناب عالم هوشمند؟

شما بمن بگین کدوم دین یا عقیده از همه مسخره تر هست تا من براتون ده ها فیزیکدان و شیمیدان و پروفسورهای مختلف در رشته های مختلف ردیف کنم که همون دین و عقیده رو دارن! شما میتونید بگید برداشت علم چی هست ولی نه اینکه برداشت فلان عالم چی هست

کسی که چنین ادعایی داره نه میدونه خدا (بمعنای افریدگار) چی هست نه میفهمه اثبات چطوریه چون خدایی که توسط انسان اثبات بشه دیگه خدا نیست بت خودساخته یا توهمه، منظور رد نیست چون قابل رد کردن هم نیست:: اصلا عدم قابل اثبات نفی نیست، برای همین افریدگار یک اعتقاد شخصی غیرقابل اثبات یا رد هست

واقعا با وجود این… ادم به شک میفته ولی وقتی که حرفای دانشمندان هارو خوندم باورم شد که واقعا یه کسی هست که از رگ گردن بهت نزدیک تره

قبل خودن حرف های دانشمندان ها (!) فارسی یاد بگیرید و به منبع مقاله دقت کنید!

من منن را خواندم و دوست دارم بیشتر با این دانشمند بزرگ حرف بزنم و به چالش بکشم بحث را تا کثفیات بیشتری شود من یک معلم ساده از ایران هستم که فقط زبان فارسی بلدم ولی علمم زیاده

استیون هاوکینگ(فکری توانا در مقابل جسمی ناتوان) بعد از اینکه تمام عمرش رو گذاشت تا از هیچ علمی رو به ما معرفی کنه که ما همین الان نمیتونیم درک کنیم کشفیاتش رو چندسال اموزش برای درکش نیازه تا فقط بفهمیم چی گفته گفت من عمرم رو گذاشتم و تونستم به مسایل ساده ای دست پیدا کنم. اما برام جالبه که تو نوشته هامونم دقت نمیکنیم که از چه واژه هایی استفاده میکنیم`علمم زیاده` دقیقا جاییه که انعطاف گرفته میشه و تعصب و افراط اجازه نمیدن انسان خلاف گفته ها و شنیده های خودش رو بپذیره و با عصبانیت ردش میکنهنه من و نه شما علممون زیاد نیستچون اصن این واژه مناسب علم نیستعلم واقعی تواضع رو به جای ایگو به ادم هدیه میکنه

با امار ۳ درصد کتابخوانی… از املاتون مشخص هست ولی ارسطو میگه من فقط میدانم که نمیدانم!

شما چیزی ددر مورد نظریه دانینگ و کروگر میدونید خانم معلم؟ این نظریه کاملا علت ادعای شما و البته باقی دوستانی که اظهار فضل کردند رو توضیح میده. باور بفرمایید تمام علم اون چیزی نیست که توی کتابهای دبستان نوشته شده.

دلیلی ندارد این هوش را به خدا نسبت‌ دهیم

برو باباا…کسی که چیزی بارش نیست میگه علمم زیاد…

اگه به خدا قادر توانا نسبت ندیم به … جناب عالی نسبت بدیم؟

سلام….اولا درست صحبت کنید ایشون یه دانشمندن……ضمنا حق بدین با اتفاقات حال حاضر…که زندگی و روندش یکم رو به عدالت نیست …آدم شک میکنه

منم گاهی با این اتفاقات شک میکنم…اما هر بار میگم شکم معنی نمیده….

نظر تسلا در مورد خدا

وقتی دانشمندان در مورد بحثی صحبت میکنند آخه نمی‌دونم شماها می‌خواین چجوری واسه خودتون موضوع دراز کنید آخه شما علم زیادی دارین یا انیشتین هستید

دانشمندان همیشه مملو از اشتباهات بودن و هستن. این شمایید که چون مقاله با اعتقادتون همسو هست بدون تفکر میپذیرید

این چه حرفی بود دیگه ما دکتر و دانشمند نداریم که اختلالات شخصیتی داشته باشه یا عقاید عجیب و اشتباه؟

من خیلی وقتا ها خاستم وجود خدا رو انکار کنم شاید بدلیل این بوده گناه کردم ولی واقعا انکار کردن وجود خدا ب نظرم غیر ممکنه.انکار وجود خدا برام غیر ممکنه من شاید بخاطر گناهام و کوتاهی از خیلی چیزا مجازات بشم اما واقعا انکار وجودش غیر ممکنه خدا هست هزاران نشانه هزاران دلیل هست برای اثبات وجودش دلیل اینکه انکار بشه نیست منکه تا حالا هیچ دلیل قانع کننده ای برای اینکه خدا وجود نداره ن دیدم ن شنیدم خدا هست وخدا هست خدا هست امکان نداره نباشه هیچ استدلالی نیس وجودش را انکار کنه

هیچ علمی تا به الان وجود خداوند رو اثبات نکرده و نخواهد کرد خدا فقط و فقط یک باور و یک اعتقادهانسان با توجه به هوشی که برخوردار بود تونست نسل خودش رو پرورش بده بعد از ١۴۰۰سال به چنین تکنولژی های برسه ولی هیچ کدوم از موجودات زنده دیگه نتونستن قادر هم نبودن عملکرد انسان رو داشته باشن انسان هم با فجیه ترین حالات ممکن نسل خودش رو منقرض میکرد اگر بهانه خداوند و خدا پرستی و راه راست را پیامبران نیاورده بودن

خدا وجود داره چندین بار من قدرت خدارو دیدمو شنیدم خدا واقعا وجود داره.

به نظر من تنها چیزی که وجودیت خدارو اثبات می کنه اتفاقی به نام مرگه مرگ تنها چیزی هست که جواب این سوالت رو میده اگر بعد فیزیکی بهش نگاه کنیم علم برای این موضوع یه دلیل قانع کننده اورده که انرژی در این دنیا از بین نمیره بلکه از شکلی به شکل دیگه تبدیل میشه و از بعد تجربیش فقط برید کتاب life after life رو بخونید که تجربه های نزدیک به مرگ رو نوشته خیلی ها گفتن این تجربیات توهمه ولی به گفته خود اون افراد چیزهایی رو دیدن و حس کردن که گفتن چیزی فراتر از حس بود می گفتن که تمام اتفاق های اون لحظه رو با تمام وجودشون حس می کردن و … ففط برید بخونید بودن خدا واستون ثابت میشه

ماهم میدونیم دنیارویه قواعدی ساخته شده و یک هوش برتر ساخته شده تازه اینو فهمید ولی هنوز اثبات نکرده خدا هست اگر خداهست شر رو پاک میکنه هزار چهارصد ساله هیچ معجزه ای نیومده فقط تو یه دوره خاص برایه یهودو عرب نادمن چرا واسه ایرانیا نیومد ما میدونیم یک قدرت مطلق هست این قدرت انسان است یا انژی اثبات شده انسان هر زندگی داره از افکار خودش میاد میمونه ساختار جهان که هیچ کس نمیتواند بفهمد هرچیزیم بگن باطل است تمام مذخرفهایه ایانو بزارین کنار همه دروغگو علم باید ثابت کنه بس

دوست عزیز اینکه میکی اینا مزخرفه. و خدا ذات مطلق وقدرت برتره وفقط به خاطر وجود یه نفر نمیاد معجزه بفرسته در ۱۴۰۰ سال پیش که علم نه پیشرفتی داشت وشعور جاهلان بسار کم بود برای فهموندن به کافران نیاز به معجزه بود البته اگر امثال من وشما چشمامونو باز کنیم میبینیم که. خدا هر روز داره برامون معجزه میفرسته ولی به خاطر جهل وخودخواهی وجود خدا رو حس نمیکنیم بهتر دیدتون رو نسبت به جهان وآفریدگار مطلق و یگانه تغیر بدید

با سلام معجزه از این بالاتر که با یک تکه پی می بینیم و با یک تکه گوشت حرف می زنیم و بایک تکه استخوان می شنویم، غیر از آن که معجزه برای اثبات مدعی پیامبری است؛ و اگرنه وجود خدا که با عقل قابل شناخت

در قرآن امده که تنها خداوند میداند جنین در رحم مادر جنسیتش چیست….اما الان انسان هم میدونه به وسیله علم و دستگاه سونوگرافی….این انسان هست که کم کم به علم خداوند نزدیک میشه و به اون دسترسی پیدا میکنه…انسان با علم و جستجو در علم به خداوند یقین پیدا میکنه

بر انسان خرده نمیگیرن چرا به خدا شک میکنی …چون انسان هرچیزی رو با علم قبول میکنه نه با خرافات…

معجزه بوده اما برای انسان قدیمی چون علم رو نمیشناختن

اگر معجزه امروز تو دنیای ما بیاد ما سریعا قبول میکنیم چون میدونیم هرچیزی با چه علمی ایجاد میشه..

خداوند اونجایی میمونه که دستنیافتی تره…اگر روزی به یقین برسیم که وجود داره از روزایی که شک داشتیم در پیشگاهش شرمنده خواهیم شد

سلام عزیز.منم برام ابتدا خیلی سوال بود و دوست داشتم بدونم واقعا هست یا نه و این بستگی به خود فرد داره من برای خودم و کسی که دنبال دلیل محکم باشه ثابت کردم و میکنم هزاران هزار بار بدون هیچ زحمت.البته اینم خودش یکی از همین نشانست که بی زحمت ثابت میکنه وجودشو و به جای لازم و دریتش والا اگه همه میدیدیم یا بیاید نعوذبه الله روبرو بایسته که دیگه هنر نیست معرفت و شعور ما تعیین کننده باشه.مثل اینکه وقتی مطمعنی صاحب چیزی هست یا تو دوربین پیدات میکنه دست از پا خطا نمیکنی و این ربطی به پاکی شما یا من که نداره از ترس بوده.!خوب اگه این دلیل چندان چنگی به دل نمیزنه از مدیر سایت ایمیلمو بگیر راهشو بهت بگم خوب ببینیش واضح تر از هرکسی که دیده.فقط یه شرط هم داره اینکه فرمودی عقلانی و اگر دیدی و گفتی نه این فلان چیز بود با اینکه چنین چیزی به هیچ عنوان تصور نمیشد،در اونصورت (نعوذ به الله عفو مثال جهت روشن شدن)حتی بگه بیا من خودمم یا بیا با هم دست بدیم یا بریم فلان جا بازم میشه بهانه آورد!درسته؟من دلیلی میارم هزار بار قرار بزار و ببین!خوبه؟فدای اینهمه حق خاهی که همین هم درسته و فبول کردن و اطاعت کور کورانه که پشیزی نمی ارزه.عشقی داداشم.دوست دارم صحبت کنیم.

آدرس جیمیل جناب مدنی رو میخوامممنونیاپیج اینستاشونویا آیدی تلگرام

سلاممن مطمئن هستم حتی اگه خدا یه معجزه ای بیاره خیلیها باور نمیکنن هیچ معجزه ای بالا تر از نوشته نیست هر معجزهایی که توی گذشته برای مردم اومد اثری ازش نیست مثلا شما نمی تونین اعضای حضرت موسی رو بیاری و باهاش دریارو بشکافی ولی میتونی قرآن حضرت محمد رو بخونی واز سرگذشت گذشته های دور عبرت بگیری این قرآن معجزهپیامبره بجای اینکه بیاریش توی خونه خاک بخوره باید مثل کتابهای دیگه بخونی من خودم آدم خوبی نیستم ولی وقتی این کارو می کنم آرامش بهم دست میده چون خیلی مطمئن باهات حرف میزنه و چند دلیل علمی ر وهم از همون گذشته گفته که دانشمندان تازه دارن کشفش میکنن

وجود و یا عدم وجود خدا هیچ چیزی را تغییر نمی دهد ؛ اساسی ترین و مهمترین باور بخدا و یا ناباوری بخدا پیامد و اثار ان در پیشرفت ‌‌سعادت و خوشبختی انسان وحتی زیبا سازی جهان در تمام ابعاد و همه زمینه ها، حال تفاوتی ندارد که خدا وجود دارد و یا ندارد، انجا که با نام خدا و یا بی نام خدا ،جهان را با همه موجوداتاتش مورد سوء استفاده قدرتمندان قرار می گیرد ، هدف و غایت اصرار به اثبات وجود و یا عدم وجود خدا هست . ا

هرچیزی علت علمی دارد. حتی ساخت این جهان.معجزه و این کسشرات الکیه.چیزی فراتر از عقل انسان نیست.خدای در کار نیست همین.خیلی سادست.دوستان اگر ما از بچگی غذای چینی هارو بهمون میدادن تربیت میشدیم که فقط از اون غذاهای چینی مصرف کنیم.ما از بچگی بهمون گفتن خدای وجود داره دیگه میترسیم از ترازوی عقلمون استفاده کنیم.

خیلی چیزها هست که با علم جور در نمیاد، عدد ثابت کیهانی و خیلی چیزای دیگه که دهه ها هست فکر دانشمندان رو به خودش مشغول کرده دانشمندانی مثل میچیو کاکو رو به این نتیجه رسونده که نمیتونه شانسی باشه. یک نفر یا نیرویی یا پدیده ای باید یک سری چیزها رو تعریف کرده باشه، خیلی ها این چیز رو خالق هوشمند مینامند، خیلی های دیگه خدا یا چیزهای دیگه ولی چیزی که هست اینه که ما هنوز هیچ توضیح مشخصی برای هیچ چیز نداریم، نه هاوکینگ چیزی برای رد خدا داشت نه کس دیگه ای، صحبت های شخصیت های بزرگ علمی در مورد منشا این دنیا و خدا بیشتر فلسفی هست تا علمی. یه مورد دیگه که باید بگم اینه که خدا توی قران خودش رو کسی که علم بینهایتی داره معرفی میکنه، میشه گفت وجود خدا لزوما به این معنی نیست که علم رو باید رد کرد.

منم فکر میکنم خدا وجود نداره

خدا وجود داره این همه نظم در ترتیب از کجا میاد پس چرا ما آنقدر کاملیم پس چرا بجز ما هیچ حیوونی قادر به این کارا نیست تا حالا مهر رو امتحان کردین رو گوشی لمسی ببینین با اون کار میکنه پس اون موقع از کجا میدونستن ما از خاکیم تو قرآن نوشتن

من ندانم گرا هستم. علم هرگز وجود خدا یا روح رو نه اثبات کرده و نه رد کرده. هر بحثی در این زمینه وارد حوزه علم نمیشه و ترجیح شخصی است. جواب اینه که نمیدونیم چون اخیرا هم یه نظریه دادن که علیت رو زیر سوال برده یعنی جهان میتونه بدون دلیل بوجود اومده باشه نمیدونم چرا این خبرا صداش در نمیاد!

سلام.جالبه یجوری میگی عقل انسان زیاده انگارر چه شاهکاری کردیم!!!جاایه بدونی این عقل برتری که میگی هنوز بالا ۸۰ درصد اقیانوس هارو نشناخته، یه تیکه کوچیک مثل بدن انسان رو نتونسته بسازه که بدون انرژی الکتریکی گار کنه. این عقل برتر هنووز نتونسته کتربرد آپاندیس رو تو بدن بفهمه، این هقل برتر هنوز نتونسته از منظومه شمسی به صورت جسمی(انسان) بالاتر بره، این عقل برتر هنوز نتونسته مثل یه مگس میفهمی یه مگس بسازه که به صورت طبیعی زندگیشو بکنهدیگه حرفی هست؟

اگر خدا وجود نداره؟؟ پس این همه تفاوت برای چیه؟؟؟این همه علم داره خودشو میکشه تو زمینه ی فیزیک . ریاضی و پزشکی که مثلا بخواد یه جای دنیارو اثبات کنن یا یه مریض رو از مرگ نجات بدن…..اگه خدا نیست….پس علم هم نباید باشه…..معنی نمیده این همه دانشمند وقت تلف کنن……

اگر خدا وجود نداره؟؟ پس این همه تفاوت برای چیه؟؟؟این همه علم داره خودشو میکشه تو زمینه ی فیزیک . ریاضی و پزشکی که مثلا بخواد یه جای دنیارو اثبات کنن یا یه مریض رو از مرگ نجات بدن…..اگه خدا نیست….پس علم هم نباید باشه…..معنی نمیده این همه دانشمند وقت تلف کنن……

اگر خدا وجود نداره؟؟ پس این همه تفاوت برای چیه؟؟؟این همه علم داره خودشو میکشه تو زمینه ی فیزیک . ریاضی و پزشکی که مثلا بخواد یه جای دنیارو اثبات کنن یا یه مریض رو از مرگ نجات بدن…..اگه خدا نیست….پس علم هم نباید باشه…..معنی نمیده این همه دانشمند وقت تلف کنن……

وجود و هستی خودت نشان از وجود خداست. انکار نکن عزیزم. شب و روز دلیل علمی دارد اما در نهایت بنیانگذار آن کیست؟

راضی نشدممممم………………………………

من کاری به نظر آقای کاکو یا آقای هاوکینگ ندارم یکیشون میگه هس یکی میگه نیست اما دوس دارم که خدا باشه چون بدونش زندگی وحشتناکه

سلام.من مطمئنم خدا هست و اون هوش برتر و منبع آفرینش هس ودر میان هر قومی اسمی داره وما هم بهش میگیم خدا….

هرکسی که افریده ها و خلقت رو درست، تماشا کنه زییایی و هوش به کار رفته در اون رو درک میکنه و برخی از محقق ها به خاطر ریز شدن در فهمیدن پدیده ها این زیبا یی رو میتونه بهتر درک کنه از این نظر بابت ایشون هم این رو درک کردهبه نظر من یک سری مباحث به طور دقیق و فنی به فیزیک ربطی نداره و اگر یک فیزیک دان در موردش حرف بزنه اصولا ربطی به تخصص فیزیکیش نداره و به طور مشخص منظورم اینه که اگر کسی از در این مورد اعتقاد به خدا شبه و سوالی داره باید از اهلش سوال کنه و این بحث اعتقادی ست البته در مورد بحث بالا از جنبه ای که گفتم در ابتدا، میشه توجه کرد و فهمید این جهان نظام مند است و دارای ظرافت ها. حالا اگر در بحث های دیگر نظر و سوالی دارید مثلا اعتقادی در جای دیگری باید جست و جو کرد

خداوند همون علم هستش اگه میتونی به علم اعتقاد نداشته باشی و منتظر پیشرفت باشی در اشتباهی مثل فرق مریخ و زمینعلت پیشرفت وجود بیت هایی کوچک از خدا یا همان علم نهان در جهان هستش که تبدیل به هوش و زکاوت الان میشن و گرداوری و تجمعش باعث پیشرفت میشه از نظر من بدون در نظر گرفتن اعتقادات مذهبی علم یا خداوند در همجا پخش هستن و هر جا عامل سومی پیدا بشه وجودش بیشتر نمو پیدا میکنهدر انسان بیشتر از همو نمو پیدا کرده والا هوش حتی در سنگ هم هست با نمو کمتر

سلام خدا هست زيرا اين جهان خود به خود به وجد نيومده مگه ماشين خود به خود به وجود أمده اونم با برخورد اكسيژن و آهنو..اونم با اين نظم وهيچ چيز اضافه كم نيس اونوقت اين جهان با اين نظم و عظمت و ترتيب به اين زيبايى مگه ميشه خدا نباشه؟پس ماشين و يخچال و نلويزيون و … خود به خود ساخته شدن و انسانى هم وجود ندارهمگه ميشه اين همه نظم و ترتيب و يا چرا سيارات مربع نيست يامثلث اگر بود دو روز شب بود به روز صبح ويا بالعكس أما دائره است و به ساعتى صبح و به ساعتى شب اون كسى كه ميگه چون ما بچه بوديم يه چيزى دادن به خوردمون خدا هست بهش ميگم حتى ادم هاى غير ايرانى هم ميگن خدا هست حتى غير مسلمان آلبرت انيشتن كه همه قبولش دارن به نظريه داره و در اون وجود خدا را اثبات كرده. ودانشمندان معروف ديگرىابو على سينا به خدا ايمان داشتانيشتن وقتى أتم ساخت و ديد بسيارى كشته شدن بسيار گريه كرد و توبه به سوى خداحمد وسپاس خدايى را كه آسمان ها (كهكشان ها)و زمين را خلق كرد و تاريکى ها و نور را قرار داد درحالى كه كسانى به أو كفر ميورزند يعنى خدا هست و آگاه است به افكار عده اى كه ميگويند أو نيست.

انیشتین اتم ساخت گریه کرد :))))))))))))))))))))ری دم درون جمجمه‌ات.

توروخدا خواهش میکنم بیشتر از انیشتن برامون بگو ای عالم به رازهای نهان :))

منظور استاد بمب اتم بوده اشتباه تایپیه

سلام ببخشیدا ولی انکار خدا تو این دوره واقعا یه کاره احمقانس وقتی که اکثر آدما میرن احضار روح و جن میکنن و واقعا این اتفاق میافته چطور وجود خدارو انکار میکنن . روح و جنایی که با همون آیه های تو قرآن احضار میشن چطور خدارو انکار میکنین .خوبه خدا ارزش مارو از بقیه موجودات مخصوصا اونایی که از اتش (جن و شیطان) ساخته شده اند برتر ساخته .حالا نصف اون جنایی ک احضارشون میکنین خدارو میپرستن چرا چون اونا ازما باهوشترن و یقین دارن حالا ما باید خدارو انکار کنیم واقعا یه کار احمقانه و گستاخانه است ولی باز توهین نمیکنم در ضمن (اونجا ک گفتم جنا باهوشن اکثراشون باهوشن ولی انسانا باهوشترن ولی نمیدونن از قدرتشون استفاده نمیکنن ) مرسی (تمنا)

احضار روح و جن؟ ۹۹ درصد شارلاتانیسم ۱ درصد اسکیزوفرنی یا اسکیزوافکتیو یا بیماریهای مشابه

این نظر هم برای شما و نه پخش در سایت. نسبت به سایت های دیگه فیلتر شدیدتری دارید. اگه قراره همه نظر موافق شمارو بدن ولو غیر علمی پس چجور نظراتی هست. مردم بیسواد نیستند که فرق مقاله های سفارشی که مورد پروپاگاندا قرار میگیرنو نفهمن

خدا کسی نیست که علم زیاد داشته باشهبلکه علمم خدا آفریدهاصلا علم برای دنیای مادیه مثلا علم هیچ توضیحی برای روح و ماورای طبیعت نداره خدا اگه ماورای طبیعته پس علمم جز افریده های خودشه

میدونید عقل انسان در حدی نیس ک ب امورات نامحدود فراتر از عقل انسان فک کنه و خدا وجود نامحدود داره و انسان هرچی بیشتر راجب وجود خدا از خودش سوال کنه بیشتر دچار گمراهی میشه و ذهنش جاهای دیگ میره چون واقعا ذهن محدود ما نمی تونه وجود خدای نامحدود رو تصور کنه.همین خدا وجود داره و در همه جای زندگی ما نقش داره او هس خالق تمام چیزهایی ک داریم واقعا وقتی ادم فک میکنه تنها هست یکی هس ک همیشه کنارته وقتی باهاش صحبت میکنی اون توی دلته قلبت باهاش اروم میگیره همه اینا وجود خداست❤

ولی ای کاش خدا یه کاری میکرد هممون بفهمیم وجود داره گرچه امکان نداره . شاید این بحث قراره تا ابد ادامه داشته باشه . چون وجود خدا جز قوانین فیزیک نیست و هرچی فراتر از درک و دنیای فیزیکی باشه رو نمیتوان به طور قطبی ثابت کرد 🙁

چه عجب یک کامنت علمی دیدم تو کل کامنت ها!

دوست عزیز همه چیز فیزیک نیست!به نظرت تو فیزیک اومده که کره زمین، انسان، نظم منظومه شمسی و … خود به خود به وجو اومده؟ اون دوست هزیز درست گفتم خدا کسی نیست که علم بیشتری داشته باشه،خدا کسیه که علمو به وجود اورده

اتفاقا وجود و حضور خداوند در هر لحظه از روز روشن تره ولی خیلیامون اینقدر که غرقش شدیم که اصلا متوجهش نیستیم. دقیقا مثل این میمونه که شما تا به الان همیشه در سلامتی بودین ( انشالله که همیشه باشین ) و یهو مریض میشین. وقتی که مریض میشین تازه متوجه سلامتی تون میشین. یا مثلا نعمت دیدن. ما همیشه و همیشه همه چی رو میبینیم ولی متاسفانه این رو نمی بینیم که ما میبینیم. ما واقعا خیلی وقت ها از این چشمان زیبایی که خداوند در صورتمون قرار داده غافلیم. در زندگی هم دقیقا همینه. ما همه چیز رو که خداست میبینیم ولی انگار نمی بینیم

سلام. من سه بار در زندگیم معجزه رو دیدم و اون وقتی بود که از ته دلم برای مشکل لاینحل خود دعا کردم و حل شد. و فقط معجزه بود و بس. و این فقط می تونه کار خدا باشه .

نابغه شما هر وقت مشکلی داری یا حل میشه یا نمیشه دیگه! اگه هم نشد لابد خدا نخواسته یا صلاح نبوده یا با صداقت دعا نکردی یا…؟

باسلام.در ابتدا از مقاله بسیار زیبا استاد تشکر میکنم و از تمام عزیزانی که نظراتشون رو ثبت کردن قدردانی میکنم ماها باید بحث و تبادل نظر رو درهمه زمینه ها مخصوصا اعتقادی داشته باشیم در زمینه اثبات وجود خدا منم تاحدودی مطالعه داشتم ببینید دوستان زمانی که سلامتی خودمون یاعزیزانمون در خطره خالصانه از چه کسی کمک می خواهیم به چه کسی التماس می کنیم،درسته مسلما از خداوند.افراد موفق تمام داشته هاشون رو مدیون خدامیدونن چه ایرانی چه غیر ایرانی.مورد دیگه اینکه باخدا همیشه صحبت کنید درد دل کنید دائما ازش قدردانی کنید،نماز اول وقت رو عاشقانه بخونید،هرکسی ازتون کمک میخواد یاسوالی داره کمکش کنید،دروغ نگید،شغلتون و همسرتون رو با تحقیق انتخاب کنید، خدا دائما داره نگامون می کنه.شاید روزی ما نباشیم اما خدا بوده و هست.یه بار کل قرآن رو مطالعه کنید کاری که سیاستمداران غیرمسلمان هم انجام دادن.خداهست

من چند تا توصیه دیگه هم دارم دکتر جون: پونز بزنین تو پیشونی بی حجابا قبل اعدام تجاوز کنین بکشین بندازین پای بقیه!

بحث درمورد چیزهای ماورالطبیعه با عقل و حواس پنجگانه انسان راه به جایی نمیبره.چون عقل و احساس ما محدود به مادیاته.به نظر من کسانی که گنهکارند و به مردم ظلم کردند خواهان نبود خالق هستند و کسانی که سعی بر ظلم نکردن به دیگران داشتند خواهان وجود خدا. من یکی اگه ایمان داشتم که خدا هم وجود نداره باز یه چیزی توی وجودمه که از بدی کردن و حداقلش ظلم کردن به دیگران جلوگیری میکنه.و تمام زندگیم خوبی کردمو جز بدی چیزی ندیدم. انسانهای این دوره واقعا بد وظالمن.به همین خاطر من از این دنیا و این زندگی متنفرم.هیچ چیز خوبی توی این دنیا وجود نداره.من تنها ارامش رو در مرگ میبینم

ببخشید در پیام قبلی درقسمت اسم نام شهرم رو نوشتم یعنی بندرعباس.اسمم محسن.لطفا اگه پیام تائید شد با اسم محسن باشه.ممنونم

سلام.معذرت.من در پیام اولم گفتم شاید یه روز ما نباشیم شرمنده اگه پیام تایید شده اصلاح بشه به((انسانها قطعا یه روز از این دنیا می روند اما خدا بوده و هست و خواهد بود))ممنونم

برای کسانی که اهل علم و تفکر هستند توصیه میکنم حتما نظرات دکتر هلاکویی در این مورد رو بشنوند تا مرز بین واقعیت و … رو بهتر درک کنن

بسم رحمن الرحیم.با سلام.اولاً خدا رو شکر میکنم بابت این که یک انسان شناخته شده از نظر هوش و علم، به همچین نتیجه بزرگی رسید و این باعث میشه که افراد زیادی که عقل و هوش رو قبول دارن و اونو ملاک درستی چیزی میدونند به این نظریه اعتماد کنند و حتی بهتر از اون، این قضیه رو مورد برسی قرار بدند و راجع بهش فکر کنن.

بحث وجود خداوند یک مسئله بزرگ هست و نیازمند آگاهی نسبت به موارد مختلفی هستش و برای رسیدن به یه نتیجه قطعی باید یک دوره زمانی زیادی رو صرف تفکر، تعمق و تبادل نظر با افراد زبده کنید تا خودتون به یک نتیجه کلی برسید.اینکه شما عزیزا تو این سایت هستید نشون میده که دنبال پیدا کردن دلیلی برای وجود خدا هستید و این خودش بسیار مهم هست و کلی حرفه و خودش نصف راهه. به عبارتی دیگه یعنی این مسئله ذهن شما رو به چالش کشیده و درگیرتون کرده و تبدیل به دغدغه ذهنی شما شده که اینجا دنبال راهی برای وجود خداوند هستید و مطمئناً تا دلیلی پیدا نکنید آروم نمیشید چون ترسیدید و با خودتون میگید نکنه خدایی باشه و اون دنیایی باشه و ما بد بخت شیم.اینجا من باید به شما تبریک بگم چون خود خداوند خواسته شما رو در این راه قرار بده و شرایط زندگی و تربیت شما رو طوری قرار داده که دنبال یافتن راهی برای وجود خدا باشید و میتونست شما رو بی تفاوت قرار بده و براتون مهم نباشه این مسئله و گمراه بمونید.حالا این همه چیزو گفتم که بگم کسایی که واقعا دنبال ایمان بخدا و پیدا کردن دلیل واقعی وجود خداوند متعال هستند بیاد به آیدی من تو پیام رسانی که خواهم گفت تا کمکشون کنم به لطف خدا.یه نمونه از نشونه های وجود خدا که این دانشمند از ایشان به اسم هوش بزرگ نام برد این هست که تصور کنید اگر یک موجود قدرتمند بعنوان خدا زمین و طبیعت رو نیافریده بود و هوشی بزرگ پشت این آفرینش نبود و همه چیز تصادفی و بصورت طبیعی بوجود آمده بود، امکان نداشت بجای مورچه، یکی از این همه موجود خطرناک مثلاً عقرب چنین زاد و ولدی داشت و به خانه انسان نفوذ میکرد؟ قطعا اگر تولید مثل عقرب مثل مورچه ها بود و به مانند آنها لانه گذاری و در خانه انسان ها نفوذ پیدا میکرد دنیا جایی برای انسان نبود. تا بحال به این فکر کردید که میشد جای مور با عقرب عوض شود و هزار اتفاق این شکلی که زندگی انسان رو سخت تر کنه. اما چرا زاد و ولد و زندگی عقرب مثل مورچه نیست؟ یک دلیل بیارید.

و یا حساب کنید قدرت بینایی نداشتیم.و یا اگر حس چشایی نداشتیم هوس غذا نمیکردیم و به اندازه نیاز غذا نمیخوردیم.این موارد تنها بخشی از نتایج حول این قضیه است و یک تلنگر برای کمی فکر کردن حول این قضیه بود. و برای قطعی شدن همانطور که گفته شد باید مدت ها تفکر و تبادل نظر داشت.

شما بجای مباحث علمی بهتره وارد مباحث حوزوی بشید و ای دی تون رو هم نگه دارید برای چت با همکاران کامنت گذارتون!

جالبه انسان چرا هیچ وقت در این مورد با این دقت تفکر نمیکنه. در قرآن بار ها فرموده شده که ( پس چرا اندیشه نمیکنید؟ )

چرا برای وجود خدا دنبال یک ماهیت جداهستیم.بنظرم خدا ماییم و تمام عوامل هستی و کاینات و عواملی که هنوز علم بهش نرسیده…مگه خدا نمیگه دنبال منی توی خودت منو پیدا کن.مگه نمیگه از رگ گردن بهت نزدیکترم…مشکل علم اینه هر چیو باید شفاف و ملموس ببینه در صورتیکه خدا تعریفی از کل وجود هست

منم با نظر شما موافقم و فکر میکنم که خود ما خداییم و ممکنه ما دچار از دست دادگی حافظه در ژنوتیپ های اولیه شده باشیممن به همه چی اعتقاد دارم اما بیاین اعتقاد داشته باشیم که این جهان و تمام مخاوقاتش یه چیز بیش تر نیستو اون توهمه محضه

عالی بود

نظریات همه‌ به جا بود اما من فکر میکنم تمام این چیزایی که به وجود اومدن ،حاصل توهم ما هستنچرا باید جهانی وجود داشته باشه که ما تا اخرش توش زندگی کنیم و تا ابد زنده بمانیم

هیچ کس نمیتونه،مکانی رو بدون هیچی تصور کنه✨

برای اینکه تصور عدم فیزیکی برای مغز انسان ممکن نیست

سلام.با خود قرآن جوابتو میدم. تو قرآن خدا میگه:(شما عالم اول رو دیدید پس چرا عالم دیگر رو متذکر نمیشوید) منظور خدا اینه شما دیدید که خدا زمین رو به وجو اورده پس چرا نمیفهمید اگه خدا بخواد میتونه جهان بهتری به وجود بیاره؟

ورنر هایزنبرگ هم اصل عدم قطعیت رو مطرح کرده که کل علیت رو زیر سوال برده! جرات دارین راجع به اون هم به همین فرم بنویسین؟

برتراند راسل: ﺁﻧﺠﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﺭﺍ ﭘﺮﺳﺘﯿﺪ ﻗﻮﺍﻧﯿﻦ ﺣﺮﺍﺭﺗﯽ ﺩﺭﺳﺖ ﺩﺭﮎ ﻧﻤﯿﺸﻮﻧﺪانسان واقعیات جهان را نمیبیند؛ آنچه را که دوست دارد میبیند

فان فکت: نود درصد مردم باورمند جهان حتی کتاب دینی خود را نخوانده اند!

گرفتاری ما اینه که فرق بین ساینس و ساینتیست (که میتونه اعتقادات شخصی داشته باشه) رو درک نمیکنیم و خودمون هم که کلا تفکر نمیکنیم

منبع این نوشته رو بزارید بدون سورس که ذره ای ارزش نداره ، مچیو کاکو یک از برگترین نابغه های دنیای فیزیک هستند و فقط کافیه کتاب ( جهان های موازی ) ایشون رو بخونید تا متوجه شید. همچین ادعایی توسط میچیو کاکو بعیده یا صرفا یک نظر شخصی خودش بوده که از علم همیشه جداش میکنه.

… و من همچنان از خوندن کامنت‌های شما حیرت می‌کنم !!!! شمایی که می‌گی خدا وجود نداره … اومدی اینجا هرچی اینور و اونور شنیدی یا اومدی راضی بشی (که واضحه نمیشی -_-)؟؟؟و شمایی که می‌گی خدا وجود داره … اومدی اینجا نیش بزنی به بقیه یا اینکه اونقدرا هم مطمئن نبودی که خدا هست ؟؟؟ولی اگر از من سؤال کنی که «بنده» اینجا چی‌کار می‌کنم ؟ – خودم اومدم تا کامنت های شما رو بخونم و ببینم با کیا توی این کشور جمع شدم … کاری هم با بقیه چیزها ندارم .جز اینکه … اگر ممکنه چندتا دلیل بیارید که خدا «وجود نداره» و قبلش هم چندتا دلیل دیگه هم بیارید که شما خودتون «وجود دارید » . تفاوت من و شما در چیه؟ آیا شما قبل از «بودن» در این به اصطلاح «جهان» هم بودید ، و بعد از اون هم خواهید بود ؛ یا اینکه نبودید و وقتی که علائم حیاتی بدنتون قطع شد و خاک شدید هم دیگه نیستید ؟جداً چه بلایی سر این‌همه کامنت میاد … اگر باشید و چه اهمیتی برای من و شما داره وقتی نباشید ؟اگر نتونید حداقل به سؤال دومم جواب قانع‌کننده‌ای بدید ، باید با عرض تأسف بگم که شما وجود ندارید ، چون موفق به اثبات وجود خودتون هم نشدید !!!می‌دونم شاید حرف‌هام باعث بشه که فکر کنید دارم با اینکار (انکار موجودیت شما – چیزی که وجودش حداقل در نظر عامه نیازی به اثبات نداره – ) خودم رو مسخره می‌کنم و به ریش خودم می‌خندم … اما به نظرتون اینطوری بیشتر به هم شبیه نمی‌شیم ؟… و من همچنان از خوندن کامنت‌های شما حیرت می‌کنم !!!

علم هرگز وارد حوزه های غیر مادی نشده و نمیشه. هرگز مواردی مثل خدا یا روح از نظر علمی اثبات نشدند چون علم ورود نمیکنه به اون حوزه. بد برداشت نکنین همونطور که تایید نمیشه تکذیب هم نمیشه چون خدا یا روح مادی نیستن شما وقتی این مباحث رو توی ذهنتون میارین یه چیز مادیش کردین که محاط هست و خدایی که اثبات بشه که دیگه خدا نیست! ولی هیچکس هم نتونسته وجودش رو رد کنه. چند تا نظر رد بوده که همه رد شدن. هر چند عموما مردم چیزی که بر خلاف اعتقاداتشون باشه رو بهیچ عنوان حتی فکر هم نمیکنن

شما بمن بگین کدوم دین یا عقیده از همه مسخره تر هست تا من براتون ده ها فیزیکدان و شیمیدان و پروفسورهای مختلف در رشته های مختلف ردیف کنم که همون دین و عقیده رو دارن! شما میتونید بگید برداشت علم چی هست ولی نه اینکه برداشت فلان عالم چی هست!

فرق علم و مذهب: شما در یک مرکز مذهبی شاخدارترین دروغ هارو بیان کنید که فلان مقدس فلان کار رو کرد و فلان معجزه شد تا همه تاییدتون کنند! ولی در مرکز علمی یک حقیقت علمی رو بیان کنید تا تمام تلاشها برای نفی یا اثبات ایرادهای احتمالی اون شکل بگیره!

کلی کامنت خوندم کسی و نتیجه من اینه ک خدا ن در طول تاریخ اثبات شده و ن نفی انسان میتونه وجود خدارو باور داشته باشه یا نداشته باشه این ی عقیدس و مباحث ماااا تو ۳ چیز خلاصه میشع علمی فلسفی مذهبی،و هرکدوم تو حیطه خودشون بررسی میشن علم وجود خدارو هیچ وقت اثبات نخواهدکرد و حتی نفی و اینو هم بدونیم ما هیچ وقت نمیتونیم کل علم جهان رو داشته باشیم ک بتونیم با اون خدارو اثبات کنیم و هیج وقت این اتفاق نخواهد افتاد چون دیگر اون چیزی ک ماهیتشو فهمیدیم نمیشع بش خدا گف….

به نظر من برای اثبات یا انکار یک حقیقت باید بر آن حقیقت اشراف و احاطه داشت.بنابراین اثبات وانکار خدایی که گفته میشود خالق همه چیز است وبر همه چیز احاطه دارد برای ما ممکن نیست.اما میشود خدا را به وعده هایی که در کتابهای آسمانی به انسان میدهد آزمود.یعنی کاری که خدا میگوید اگر انجامش دهی فلان کار را برایت میکنم انجام دهی و منتظر انجام وعده خدا باشی.اگر خلف وعده کرد انکارش میکنی.ولی اگر به وعده خود عمل کرد قبولش میکنی.مثل وقتیکه میگوید هر کس به خدا قرض دهد خدا بیش آنجه قرض داده به او برمیگرداند.

سلام.یه چیز رو الان یادم اومد.چرا درباره دانشمندان این دوره حرف میزنیم؟چرا درباره دانشمندانی حرف نمیزنیم که بدون امکانات و کاملاً با عقل و فگر و خلاقیت خودشون چیزهایی رو کشف کردند؟ چرا درباره ابن سینا حرف نمیزنیم؟ کسی که کتابی نوشت که الانم دانشمندا توش موندن(مسلمان بود) خوارزمی(مسلمان)، بیرونی(مسلمان) و دانشمندان سر شناسی که بدون کامپیوتر ها و … اثبات های گذشتگان چیز های عجیبی رو کشف کردند؟

سلام و عرض ادب و احترام خدمت همگی اعضاء محترمبسیار متعجب شدم از اینکه اینهمه نوشته دیدم ولی متاسفانه یک نفر از عزیزان به همان دو دلیل عقلی که در کنابهای دینی مدارس راهنمایی بودو اشاره نکردندو اینقدر اثبات وجود خداوند رو سخت جلوه دادند که واقعا تاسف خوردمعزیزان اولین کسانی که ما را به چالش برای اثبات وجود خداوند کشیدند خود پیامبران و قرآن کریم و امامان معصوم بودند و این چالش برای تفکر کردن در مورد وجود خداوند است خداوند در قرآن کریم میفرماید ان کان فیهما آلهه لفسدتااگر در آسمان و زمین خدای دیگری بجزالله بود جهان نابود میشد یعنی فرض بودن دو خداوند در جهان و دو نوع تصمیم در جهان باعث فساد و نابودی جهان میشود چون یک خدا دستور به انجام یا وجود چیزی میدهد و خدای دوم چیز دیگری میگوید و جنگ ایندو خدا در جهان نابودی را بوجود میآورد و خود فلاسفه غرب و دانشمندان با این جمله و دلایل فراوان علمی تکحی و یگانگی خداوند را اثبات کرده ان دوما دو دلیل علمی و عقلی بسار ساده که در دوره راهنمایی همه شما عزیزان خواندید و امتحانش رو دادید و نمره اش رو هم گرفتی و ولی شاید هیچوقت بهش توجه نکردید برهان نظم و برهان علیت بوداین دو برهان رو تمامی دانشمندان و انسانهای دنیا قبول کرده اند و جزء قوانین جهانشمول است 1- هر نظمی ناظم و خالقی دانا و توانا دارد

2- جهان هستی بسیار یسیار منظم است

3- جهان هستی ناظمی دانا و توانا دارد که خداوند است

برهان علیت

الف -هر چیزی که قبلا نبوده و بوجود آمده علت و بوجود آورنده ای داردب- جهان هستی زمانی نبوده و بوجود آمده است

ج- جهان هستی علتی دانا و توانا دارد که خداوند است

و معلم اول فارابی با رد تسلسل وجود خداوند را ثبات فرمود به این معنی که میفرماید ده سرباز را در جایی قرار میدهیم و میگوییم تیر پرتاب کنید هر یک از آنها میگویند تا دیگری تیر پرتاب نکند او تیر نخواهد انداخت سوالآیا از این گروه تیری پرتاب میشودجواب منفی است

سوال چه موقع این گروه تیر پرتاب میشود جواب موقعی که در میان این گروه کسی باشد که بدون نیاز به نفر قبل از خودش تصمیم بگیرد و تیر بیاندازد نتیجه در جهان هستی وجود هر چیزی به چیز قبل از خودش وابسطه است که تا او نباشد این بوجود نخواهد آمد و اگر همه موجودات جهان اینگونه وابستگی داشته باشند که دارند پس هیچ چیزی نباید بوجود بیاید مگر اینکه در میان این موجوادات وجودی باشد که از قدیم وجود داشته و زمانی نبوده که نبوده باشد و تمام هستی و حتی زمان را هم او بوجود آورده است آن موجود را ایرانی ها و فارسی زبانها خود آ میگویند یعنی خودش بوده خدا مخففش شد و انگلیسی زباها god میگویند یعنی منشاء همه خوبی ها یا منشاء وجود و یونانی ها اسطقدوس یا اسطقس میگویند یعنی غیر قابل تجزیه و نامحدود

حقیر پیام نوشتم ولی اینجا ثبت نشد ممکن است ثبت شده باشد و خودم نتوانم آنرا ببینم ؟

دلیل اثبات وجود خداوند متعال در کلام خداوند که همان قرآن کریم است و جز جز بر پیامبر(ص) نازل شده است.

به نام یگانه آفریدگار هستی بنده حقیر تمام نظرات شما عزیزان رو. مطالعه کردممن ب شخصه ب وجود خدا اعتقاد دارم با اینکه مقاله های زیادی مطالعه کردم که تلاش کردند با علم وجود خدا رو نقض کرده و ثابت کنند همه چیز با تکامل یا جهش یا شرایط زیست محیطی یا…. بوجود آمده اما همچنان یک سوال باقی میمونه که قبل از قبل از قبل از قبل همه اینها…. چه بوده!؟ مگه ممکنه که چیزی از هیچی بوجود آمده و تکامل یابد؟ شما فرض کنید در اتاقتان نشسته اید… یک تکه هیچی جلوی خود گذاشته اید و قرار است آن هیچی تکامل یافته طی میلیاردها سال تبدیل ب موجودی پیشرفته مثلا انسان شود… حال فرض بنده خلقت موجود هوشمند به واسطه تکامل از هیچ، با وجود خود شما در اتاق بود…. حال عده ای میگویند خدایی نیست.. اگر خالقی نیست پس مخلوقی هم نیست… اگر مخلوقی نیست پس تکامل و جهش و زندگی ای هم نیست!!! تلاش برای اثبات عقیده خود ب هیچکس ندارم.. قصد بنده فقط ب اشتراک گذاشتن درک خود از خداوندگار و خلقت و هستی است! نظر همه شما محترم و قابل تفکر است.. ب قول دوستان مغز ما قادر ب درک چیزی ک نمیبیند نیست! ولی احساسمان را دست کم نگیریم… مثلا وقتی درجایی غیرمعمول هستیم احساس خطر میکنیم با وجود اینکه چیز خطرناکی ندیدیم… من هم و وضوح حضور خداوند قادر را در زندگی ام احساس میکنم..یک چیز ساده بگم و خلاصه کنم: من اینطوری برای خودم این موضوع رو حل کردم؛ من با اعتماد به وجود خدا زندگی میکنمحال:۱-اگر خدا بود و هست که خداروشکر که در اشتباه نبودم و همواره منو یاری. میکند.. 2-اگر هم نبود من چیزی از دست نداده ام! اتفاقا همین که در خلوتم به کسی تکیه کردم و آرامش یافتم و خودم رو تنها حس نکردم کفایت میکند..

کلام آخر: ای هیچ برای هیچ در هیچ مپیچ! و من الله توفیق…

این حجم از پارادوکس داریم؟اول از به وجود اومدن از هیچ گفتی که نشون میده هیچ مطالعه ای در مورد نظریه های موجود در مورد خلقت نداریبعد گفتی اگر خالقی نیست پس مخلوقی هم نیستکه باز هم معلومه از هیچ نظریه ای در باب نقض نظریه علت و معلول که برای کودکان ساخته شده اطلاع نداریبعد هم که مغز رو بوسیدی گذاشتی کنار :)) که دمت گرممنم احساس میکنم بیست تا خدا هست وقتی عقل نباشه چه فرقی میکنه صفر یا یک یا 20؟ وقتی بحث عقل نیست پس یکی و دوتا و … هم مهم نیست هرکی با احساسش نظر میدهبعد باز اومدی نظریه میدی برای حل داستان برای خودتآرامشی که بر مبنای هیچ و توهم شکل بگیره به درد خودت میخورهیه کاراکتری تو یه فیلم میگفت اگر مردم برای توهم بهشت و جهنم یا هر چیزی گناه نمیکنن پس ما بزرگترین جنایت کارارو داریم

وجود خدا یه مساله ی غیر قابل اثبات و غیر قابل انکار هپس تکیه بر وجود یا عدم وجودش فقط حماقتهمثل وجود چند خدا یا …اتفاقا فرضیات دو یا چند خدایی محکمترن به دلایلی

آنجا که علم بیاید دین میزنه به چاک خخخخخخ خدافقط تو ذهن ماهاستعامل تمام جنگها و بدبختی ها همین خدا بوده برید تاریخ رو ورق بزنید

یه خورده فکر کن شاید معاویه هستی داداش

خدا را با فلسفه و منطق اثبات میکنن. از آن طرف خدا را با چیزی که علم میخوانندش رد میکنند.شما چطور “نظریات” یکسری که اسم خودشان را دانشمند میگذارند باور میکنید، در حالی همانطور که خودشان و خودمان میگوییم ”نظر“ انها که برای توجیه اتفقاتی که میافتد است نه لزوما ”واقعیت“. و تفاوت ”نظر” و ”واقعیت” از زمین تا آسمان است.مثلا نظریه گرانش انشیتین که نظریات نیوتون را در حالت خاص میپذیرد اما توصیف جدیدی از گرانش میدهد.از آن سو با منطق ( مثلا ریاضیات آمیخته منطق و اعداد است) به راحتی وجود خالق برتر اثبات میشود.

{منطقی} فکر کنید ……

سلام .من مخالف نظر هاوکینگ هستماینکه میگن خدا وجود نداره.بنظر‌من خدا وجود داره و امکان نداره یک اتفاق بدون حضور شخص دومی بیوفته.میگه باتوجه به قوانین فیزیک؟ خب چه کسی باعث بوجود اومدن این قوانین بوده؟و بگم که از نظر علمی نمیشه وجود خدا رو منکر بود واقعا.ولی‌از نظر فلسفی خیلی‌چیزا به هم میبافن. که بازهم قانع کننده نیست.اگر من توپ فوتبال رو شوت نکنم، چطور حرکت میکند؟ پس من محرکش هستم.پس یک خدایی بوده که باعث‌بوجود اومدنه همه ی اینا شده. حالا میخواد اون خدا ، هرنوع موجودی باشه، ماده،انرژی،…… هرچی.بحث این هست که نمیشه منکرش شد.

دقیقا به همین دلیل به شما نمیگن دانشمند. این چیزی که شما به کشف کردنش مفتخرید بدیهی ترین چیزیه که احتمالا به ذهن موجودات نیمه هوشمند هم میرسه. اما همه چیز به این سادگی که شما تصور می فرمایید نیست. اجازه بدید با منطق خودتون غلط بودن استدلال شما رو براتون روشن کنم. شما فرمودید :”اگر من توپ فوتبال رو شوت نکنم، چطور حرکت میکند؟ پس من محرکش هستم.پس یک خدایی بوده که باعث‌بوجود اومدنه همه ی اینا شده.”خب اگر هر چیزی نیاز به علت، خالق یا به گفته شما محرکی داره پس به ادعای شما خدا هم باید یک خالق یا به قول شما محرک داشته باشه. اگر هم می خواید بگید خدا استثنا هست پس هر چیز دیگه ای هم میتونه استثنا باشه!نه دوست عزیز باور کنید کسانی که نظر متفاوتی دارن نه تنها نادان و بی مغز نیستن بلکه خیلی وقتها کاملا هم برعکسه. مشکل امثال شما اینه که هیچوقت به توضیحات خودتون هم عمیق فکر نکردید.من هیچ اظهار نظری در مورد اثبات وجود خدا یا اثبات عدم وجود خدا نمی کنم فقط خواستم بهتون بگم که این نوع اظهار نظرها صرفا خبر از فقر مطالعه و تفکر میده. احتمالا شما هم بچه های 6-7 ساله رو دیدید که هرچی رو ازشون بپرسی که اینو بلدی یا نه همیشه میگن آره بلدم؟ زمانیکه امثال من و شما هم ادعا می کنیم که جواب سوالهایی که قرنهاست پاسخ قاطعی بهش داده نشده پیش ماست حکم همون بچه رو پیدا می کنیم. این جمله “و بگم که از نظر علمی نمیشه وجود خدا رو منکر بود واقعا.” عالی بود!!! اتفاقا تنها چیزی که به خودش اجازه داده وجود خدا رو انکار کنه علم بوده. من اصلا قضاوتی در مورد درست و غلط بودن ادعاهای مطرح شده ندارم اما اینکه می فرمایید از نظر علمی نمیشه خدا رو منکر بود یعنی اینکه شما تا حالا دو مطلب در این زمینه مطالعه نفرمودید.شما رو هم به همون نظریه دانینگ و کروگر ارجاع میدم.

من یکی دیگه رد دادم…..اینا بشریت رو دیوانه کردن

خدا هست….بسیار سیستماتیک هم هست….ازش دلگیرم

زندگیمون تو سرگردانی و مردنمون سرگردونتریم……

خداوند قطعا هست…،اما من فکر میکنم اون مارو خیلی ضعیف آفریده و این خیلی بده……

انسان ضعیف آفریده شده…انسان باید خودش بدبختی خودشو حل کنه….انسان برای جواب سوالاتش باید خودش تلاش کنه….خودش بره دنبال غذا خودش بپزهخودش کشف کنه..خودش درمان کنه..و خودش خداوند رو پیدا کنه…..

سلام. ببخشید انسان ضعیف نیست . خدا انسان خیلی قوی خلق کرده

یک سطل رنگ بگیرید و بپاشید روی یک تابلوآیا مثل تصویر برج ایفل با دقت وظرافت نقش می بندد؟ یا باید قلم به دست بگیرید وبا دقت وظرافت وطرح قبلی رسم کنید؟پس جهان و دنیای منظم ما بی صاحب نیست وخداوند متعال همه چیز را ذره ذره با دقت آفریده و در مسیر خود قرار دادهموضوع دیگر اخبار واتفاقات آینده است که در خواب می بینیم واتفاق می افتند! هیچ دانشمند مادی نمی تواند این قدرت خواب را منکر شده وحتی نمی تواند تفسیر کندو از همه مهتر اعجاز علمی قرآن کریم

شما کسی هستی که مطالعه نداره واسه همینم هست که ظرفت انگشتان دست رو نمیتونی به تصادفی بودن نسبت بدی،برو مطالعه کن تا از این حماقت تاریخی در بیای و ما راهم رنج ندهی بزرگوار

elman – “راه اندازی ماژول آلتراسونیک SR04 با آردوینو” ببخشید برنامه این پروژه کجاست

رضایی – “10 امکان مورد نیاز یک وب سایت فروشگاهی جهت حرفه ای شدن” سلام من تو کار فروش عینک و اکسسوری هستم و مدت هاست تو اینستاگرام فعالیت دارم. اما از وقتی که فروشم زیاد شد با وجود اضافه کردن ادمین، باز هم نمیتونستیم پاسخگوی همه مشتری ها باشیم. الان با طراحی وب سایت خیلی شرایط برام راحت شده و دیگه مشکلی در مورد این قضیه ندارم چون همزمان هزاران نفر میتونن از وب سایتم خرید انجام بدن

علی – “رایج ترین مشکلات هدفون‌ های بی‌ سیم و شیوه رفع آن ها” سلام اگر جایی که هدفون رو بزرگ کوچک میکنیم شکست درست میشه

Coleman Schultz – “عقب‌نشینی واتس‌اپ: عدم پذیرش قوانین جدید عملکرد پیام‌رسان را محدود نمی‌کند” Oklahoma

محمدحسن – “پشتیبانی محصولات سامسونگ با چت آنلاین” تبلتمو ریست کردم دیگه جیمیلمو نمیخونه

رسانه‌ی فیسیت به انتشار مهم‌ترین اخبار حوزه‌ی فناوری اطلاعات ایران و جهان می‌پردازد. علاوه بر پوشش اخبار، آموزش‌های کاربردی و تئوریک، ویدیوهای جعبه گشایی و بررسی تجهیزات و گجت‌های هوشمند، را نیز در فیسیت می‌توانید مشاهده کنید.ما رسالت خودمان را تولید محتوای جذاب و مورد نیاز برای فعالان حوزه‌ی فناوری اطلاعات می‌دانیم.

با اشتراک در خبرنامه‌ی فیسیت خبرهای مهم فناوری و کسب و کار را با استفاده از ایمیل دریافت کنید.

©استفاده از مطالب سایت و بازنشر آن‌ها به هر عنوانی تنها با ذکر نام فیسیت مجاز است.

خوش آمدید، وارد اکانت خود شوید

بازیابی رمز عبور

رمز عبور برای شما ایمیل خواهد شد

آی تی رسان – مقالات روز تکنولوژی، موبایل، لپ تاپ و کامپیوتر

نظر تسلا در مورد خدا

دنیای امروز دنیای تکنولوژی است و تکنولوژی به گونه‌ای جنبه‌های گوناگون زندگی، از کار و فعالیت روزانه، تا غذاخوردن و تفریح واستراحت  ما  را تحت تاثیر خود قرار داده که شاید از یاد ببریم زمانی زندگی بدون این چیزها در جریان بود و کار، تفریح و زندگی امروز خود را مدیون انسان‌هایی هستیم که شاید در بین عموم مردم کمتر مشهور باشند و یاحتی نامی از آنها نشنیده باشیم در حالی که متاسفانه بسیاری از این دانشمندان بزرگ، آن‌طور که باید و شاید، در زمان زندگی خود سود چندانی از این همه نبوغ و تلاش خود نبرده‌اند و بیشتر ما، کسانی را به عنوان نوابغ بزرگ دنیای تکنولوژی می‌شناسیم که استعداد ویژه‌ای در استفاده از ایده‌های دیگران داشته‌اند!

نیکولا تسلا، دانشمند کروات تبار آمریکایی از بزرگ‌ترین دانشمندان تاریخ و البته نمونه بارز نوابغی است که در مورد آنها صحبت کردیم. او کارمند شرکت جنرال الکتریک بود اما قسمت عمده شهرت و ثروت حاصل از نبوغ و دانش بی‌پایان او نصیب مدیر ارشد کمپانی یاد شده، یعنی توماس ادیسون شد. شناختن و شناساندن دانشمندانی مانند نیکولا تسلا شاید ادای دینی باشد در مقابل کارهایی که برای ساختن دنیای امروز ما انجام داده‌اند. البته گفتن این موضوع لازم است که این دانشمند بزرگ در دنیای تکنولوژی بسیار مشهور و قابل احترام است؛ به عنوان مثال لری‌ پیج، بنیان گذار گوگل او را الهام‌بخش خود می‌داند! در سال ۲۰۱۳ به منظور قدردانی از تسلا، به همت موسسه Kickstarter، مجسمه او که به  وای‌فای رایگان مجهز است، در دره سیلیکون کالیفرنیا نصب شد (عکس عنوان این مقاله).

در مقاله « ۱۰اختراع نیکولا تسلا که جهان را تکان داد »مطالبی در مورد نیکولا تسلا خواندید و حالا یازده نکته درباره این دانشمند بزرگ را با هم مرور می‌کنیم:

۱۱- نیکولا تسلا در دهم جولای ۱۸۵۶ در کرواسی امروز و امپراطوری اتریش آن زمان چشم به جهان گشود؛ او چهارمین فرزند یک خانواده هفت نفره بود و پس از گذراندن تحصیلات آکادمیک، مدتی در کشور خود به عنوان متصدی تلگراف و برقکار مشغول به کارشد، سپس در سال ۱۸۸۴به ایالات متحده مهاجرت و در کمپانی توماس ادیسون شروع به کار کرد.

۱۰- اگر نمی‌توانید زندگی بدون تلویزیون را تصور کنید، باید از نیکولا تسلا سپاسگذار باشید! او همچنین بنیان‌گذار فن‌آوری‌هایی است که به اختراع  ریموت کنترل، لامپ‌های فلورسنت و نئون، انتقال بی‌سیم اطلاعات، کامپیوتر، تلفن‌ همراه هوشمند، لیزر، اشعه ایکس، علم رباتیک و… منجر شد و مهمتر از همه، جریان برق متناوبی که در منزل خود استفاده‌ می‌کنیم در نتیجه تلاش او به دست آمده است!

۹- نوآوری و اختراع کردن در خون نیکولا تسلا بود. او یک بار نوشت: «مادر من یک مخترع بوده و خواهد بود. من اعتقاد دارم چیزهایی که امروزه به آنها دست یافته‌ام در نتیجه کارهای او بوده است؛ مادرم بهترین ابزارها و وسایل را به بهترین شکل ممکن طراحی می‌کرد.» تسلا همیشه از نقش پدر و مادرش در موفقیت خود می‌گفت.

۸- تسلا ۶۰ سال در نیویورک زندگی کرد و آثار زندگی او در گوشه‌ای از خیابان ۴۰، کوچه ۶ در مرکز محله منهتن این شهر که به نام Nikola Tesla Corner نام گذاری شده همچنان باقی است. آزمایشگاه تسلا در کوچه ۸ غربی همین خیابان واقع شده و زمانی که در سال ۱۹۰۰ در لانگ آیلند برج تسلا را می‌ساخت در همین آزمایشگاه کار می‌کرد. در نزدیکی آزمایشگاه،  پارک Bryant واقع و در آن یک تابلوی یادبود نصب شده است که دریافت مدال ادیسون توسط تسلا در تاریخ ۱۸ مه ۱۹۱۸را نشان می‌دهد. در سال‌های آخر زندگی، تسلا در همین پارک به کبوترها دانه می‌داد!

۷- نیکولا تسلا در سال ۱۸۹۱ شهروندی ایالات متحده را دریافت کرد؛ او در همین سال کویل (سیم پیچ ) معروفش را اختراع کرد که برای تولید جریان الکتریکی با ولتاژ بالا و آمپر پایین مورد استفاده قرار می‌گیرد و امروزه به صورت وسیع برای ساخت تلویزیون و بسیاری از وسایل الکترونیکی و همچنین انتقال انرژی به صورت بدون سیم کاربرد دارد. یک نمونه از این کویل که توسط او در Colorado Springs ساخته شده بود جرقه‌ای به طول ۱۰ متر تولید می‌کرد که از فاصله ۱۶ کیلومتری قابل دید بود.

۶-  تسلا و ادیسون در مورد برتری جریان متناوب (AC) یا مستقیم (DC) با یکدیگر اختلاف عقیده داشتند و زمانی که برای انتخاب یکی از این سیستم‌ها به عنوان استاندارد ملی توزیع برق، با هم در حال مبارزه بودند، توماس ادیسون برای مبارزه با جریان متناوب کمپینی به راه انداخت که به گمان خود مردم را از خطرات این نوع برق و کشندگی آن آگاه کند و در مقابل، تسلا برای اثبات ایمنی برق متناوب، جلوی چشم عموم دست به کار عجیبی زد؛ او خود را در برابر شوک یک جریان ۲۵۰ هزار ولتی قرار داد! در مبارزه بین جریان‌ها تسلا برنده شد و در نتیجه هم اکنون توزیع برق درتمام جهان با سیستم متناوب انجام می‌شود.

۵- نیکولا تسلا نخستین نیروگاه برق آبی جهان را در آبشار نیاگارا احداث کرد. او از زمان کودکی مبهوت قدرت آبشار بود و به مهار آن می‌اندیشید، ساخت این نیروگاه سه سال به طول انجامید و سرانجام در ۱۶ نوامبر ۱۹۸۶، برق حاصل از آن راهی خانه‌های شهر بوفالو شد. مجسمه تسلا هم اکنون در جزیره Goat مشرف به آبشار قرار دارد.

۴- Tesla  واحد اندازه‌گیری قدرت میدان مغناطیسی بوده که پس از درگذشت تسلا به خاطر ادای احترام به او نامگذاری شده است؛ همچنین موتور اتومبیل‌های الکتریکی به خاطر نقش نیکولا تسلا در اختراع موتور الکتریکی، موتور تسلا نامیده می‌شود.

۳- در سال ۱۹۰۱، تسلا به منظور ساخت آزمایشگاه Wardenclyffe از J. Pierpont Morgan حمایت مالی دریافت کرد. این مرکز شامل یک برج تسلا به ارتفاع ۵۶ متر و یک فرستنده گنبدی شکل مسی به قطر تقریبی ۱۹ متر در بالای آن بود. دیدگاه تسلا انتقال آسان و رایگان انرژی الکتریکی به صورت سیگنال‌های بیسیم در سراسر جهان بود و به لطف تلاش‌های تسلا، امروزه شارژر‌های بی‌سیم برای مسواک‌های برقی و گوشی‌های هوشمند ساخته شده‌اند.

۲- تسلا یک تاجر و به دنبال ایجاد درآمد نبود و با وجود دستاوردهای بسیار مهمش، مشکلات مالی داشت. سرانجام J. Pierpont Morgan که فکر می‌کرد پروژه تسلا سود مالی ندارد حمایت خود را قطع کرد و در سال ۱۹۱۷ اموال مرکز را به یک موسسه سازنده فیلم فروخت. درطول جنگ جهانی اول، دولت آمریکا به دلیل نگرانی از رهگیری برج توسط نیروهای آلمان و ارتباط بین جاسوسان آلمانی، آن را تخریب کرد.

۱- آزمایشگاه نیکولا تسلا در لانگ آیلند تبدیل به موزه شده است؛ در سال ۲۰۱۳ یک سازمان غیر انتفاعی این ساختمان را که سالیان طولانی متروک بود، خریداری و تبدیل به موزه و مرکز آموزشی کرد.

نخستین نتایج تست بنچمارک تراشه اگزینوس 2200 سامسونگ منتشر شد

وسایل کاربردی و گجت‌های جذاب مناسب برای هدیه روز زن

نتایج تست‌ها و بنچمارک اینتل Core i9-12900HK منتشر شد: سریع‌ترین پردازنده لپ‌تاپ‌ها

پردازنده‌های جدید اینتل قادر به پخش دیسک بلوری 4K نخواهند بود

خدا میدونه فقط اون کی بود واقعا! بزرگ ترین مخترع! که کم شناخته شد متاسفانه دیوانه وار داشت همه چیو تغیر میداد فقط عمرش کم بود تازه شده بود مثل بچه تازه راه افتاده که اگه عمرش کفاف میکرد این بچه به بالاتر از نبوغ میرسید

تسلا حقایق مرموزی داره که تقریبا قابل درک نیست اگه تسلا یکم جایگاه و عمر بیشتری داشت معلوم نبود اون بیرون چه شکلی داشت همه چی زمین تا آسمان فرق میکرد تسلا عجیب بود خیلی عجیب چیز هایی که در سرش میگذشت و کسی نمیتونه تصور کنه اون دیو صلح طلب ویرانگر بود که قدرتش ازدستش تقریبا خارج بود فقط کاش بیشتر زنده میموند تا قدرت واقعی انسان را به تمام هستی جهان نشون میداد!

امسال تسلا فراوان هستند متاسفانه گم نام هستند.دوستی دارم دست کمی ازتسلا نداره کلی اختراع داره هنوزمشابه جهانی نداره ولی متاسفانه کسی درکش نمیکنه و وضع مالی خوبی هم نداره ایدهاش و اختراعاتش جهانی کنه کسی نه درکش میکنه نه باورش من خودم خیلی عذاب میکشم که چنین شخصیتی هم گمنام باشه هم در سختی زندگی کنه

سلام.طلب علم فریضه امام علی(ع)

سلام دوستان اگر به شما بگم تسلا حضور داره و اتفاقا در ایران هست باور میکنید ؟اما یک موضوع مهم این هست که انسان های مانند تسلا کاملا به مادیات لی اهمیت هستند و آزمایشات نیاز به مادیات دارد لذا نقش کشورها و دولت ها در حمایت از دانشمندانی که دارای نبوغ هستند و هنوز مشهور نشده اند با یک کارشناسی درست در انتخاب آنها ،بسیار بسیار مهم است .متاسفانه در ایران هم اکنون تسلا حضور دارد اما حمایت از جانب دولت و دولت مردان وجود ندارد واجازه میدهند اینگونه افراد در آزمایشگاه کوچک خود و در جنگ با مشکلات اقتصادی در تهیه مایحتاج آزمایشات خود از بین برن.

درود،،،من سه تا اختراع به ثبت رسیده دارم،،ترک هستم از تبریز ،،متاسفانه خودم و خانواده ام حتی بیمه درمانی نداریم، ، چی بگم؟؟؟؟؟؟

سلام من علی هادی پورهستم. این شماره واتساپ بنده است. ۰۹۱۳۳۸۱۸۴۰۲ اگرتمایل دارید درموردتسلا باهم مذاکره ای داشته باشیم

من ماندم ما ایرانیهاتو همه چیز نظر میدیم از تسلا بگیر تا ورزش و فوتبال و…… کاش از مغز که در اختیارمون هست بهتر استفاده میکردیم

سلام نظر تسلا در مورد خدا و دین چه بود؟

سلام خدمت دوستان, خوشحالم که هرچه می گذره, شناختمون نسبت به تسلا و خدماتش هم بیشتر میشه. ای کاش این شخصیت و این دانشمند در زمان حال بود.

پیشح خودمح

با درود بر شما و سایت علمیتون از انیشتین پرسیدند چه حسی داری که باهوشترین انسانی؟ انیشتین در پاسخ گفت اشتباه از من پرسیدید.این رو از نیکلا تسلا بپرسید. جای هیچ شکی نیست که بهترین بوده و هست و جایگزینی نخواهد داشت.

دوستان سلام…من چندوقتیه به شدت پیگیر زندگینامه تسلا هستم…دلیلشم حرفای دوست کارگردان سینماییم بود که میگفت این فیلم و سریالهای خارجی رو که میبنی یا به اون تکنولوژی رسیدن یا دارن روش کار میکنن و به یه جاهایی رسیدن….تقریبا تمام اختراعات نیکلا رو شما میتونید در سریال مهیج فرینج ببیتید البته این سریال فقط مربوط به اختراعات تسلا نیست و نظریه های دیوانه واری چون دکتر کینگرمن (نظریه حیات صفر با یک باکتری) رو هم داخلش بهتون نشون میده! فیلم حیثیت از کریستوفر نولان هم پیشنهاد میکنم ببینید…. خیلی مایل هستم بحث کنم راجع به نظریه ها و اختراعات این اعجوبه قرن و البته بیشتر هم بدونم راجه بهش….مایل بودین به این آیدی در تلگرام پیام بدین…@meysam_baghdadi

تسلا هوش ریاضی و هوش طبیعی بسیار بالایی داشت. ولی به دلیل ضعف شدید در استعداد بین فردی و کمی هم درون فردی نتونست ارتباط خوبی با مردم برقرار کنه و نبوغ و ایده هاش رو توجیه و تجاری کنه. از طرفی ادیسون هوش بین فردی نسبتا خوبی داشت و با مدیریت دانشمندان بزرگی چون تسلا و … و همچنین تجاری سازی و ثبت اختراعاتی چون لامپ (که هاینریش گوبل ۳۶ سال قبل از ادیسون اونو کشف کرده بود) نقش به سزایی در توسعه علم و توسعه کسب و کار ایفا نمود.

خیل جالب و اموزنده و این که ادم احساس میکنه شاید دنیا مانند این افراد رو به خود نبینه و این قسمت درد اور تنها نیست . بلکه قدر ندوستن زحمات این بزرگان هم خودش ی نوع مصیبت هست…

درود بر تسلایی که مارو از بدبختی نجات داد ولعنت بر کسی مثل ادیسون که فقط فکر منافع خودش بوده.همچین ادمی اصلا جزو گروه دانشمندان حیفه شمرده بشه.

لطفا جوگیر نشید ادیسون هم دانشمند بزرگی بوده و جوگیر نشید

نظر تسلا در مورد خدا

از این تسلا ها دیگه نیست؟ من دو سه تایی میخوام.

با سلام خدمت مدیر محترم و بازدیدکنددگان و علاقه مندان دنیای علم و صنعت و فیزیک و ریاضی.با توجه به شایعاتی درمورد آزمایش بزرگ فیلادلفیا و به ساحل آمدن حیوانات عجیب آن دوران احتمال وقوع سفر در بعد چهارم و ایجاد حفره در فضا_زمان قوت پیدا میکند.با توجه به عدم آسیب دیدگی اشخاص و اجسامی که در سفر در زمان آینده گیر افتادند و با در نظر گرفتن آسیب های شدید مغزی و آثار سوختگی و ذوب شدن بخشی از مسافرانی که دوباره به زمان حال(گذشته ی آینده)باز گشتند میتوان برآورد کرد که در آن زمان آقای تسلا هنوز نتوانسته بود به طور دقیق سفر بی خطری را به مسافرانی که به گذشته میروند ارائه دهد همین موضوع سبب شد تا ارتش ایالات متحده موضوع سفر در زمان را به کلی تکذیب کند حال آنکه کسری از مدیران سازمان فوق سریه ناسا فاش کرده اند که میتوانند با فرازمینی ها ملاقات کنند و این فناوریه باورنکردنی را مرهون آن بزرگمرد(تسلا)هستند پس لازم دانستند که مرگ ایشان را جعل و مدارک را در سازمان های فوق سری مانند ناسا و ارتش قدرتمند ایالات متحده نگهداری کنند تا هنگامی که این آزمایشات بدون کوچکترین خطایی به نتیجه ی مطلوب دست پیدا نکنند آنها را فاش نکنند لذا ناسا واجب دید که اسلحه ی تلفورس (اسلحه ی مرگ نیکولا تسلا) که یک پالس بسیار قدرتمند بود و میتوانست هرچیزی از جمله سلولهای زنده ی موجودات و اجسام و حتی باکتری ها را بطور کامل از بین ببرد به عبارتی هیچ چیزی قدرت در امان ماندن از آن را ندارد امواج ذرات آن با سرعت نور انتقال و تکثیر میابند دستگاهی که ذرات باردار فوق سنگینی را تولید و پرتاب میکنند که گویا با هدف سپر دفاعی زمین از هرگونه خطر کیهانی از انواع حملات فضایی ها برخورد سیارک ها و یا نزدیک شدن شهاب سنگهای بزرگ به زمین در جایی شاید مدار زمین مستقر شد.نوعی از این سلاح نیز برای شخص قابل حمل است و شواهدی وجود دارد که در زمان جنگ افغانسات چند جسد را یافتند که چون هیچ باکتری ای در اندام انها نبود حدود ۲ ماه متلاشی نشده بودند و گویا تازه مرده اند.شایعه ی زنده بودن آقای تسلا هم میتواند در صورت واقعی بودن سفر در زمان واقعی باشد.لذا کسی که میتواند ابعاد جهان هستی را دستخوش تغییر کند بدون شک میتواند دی ان ای و طول عمر را نیز باسازی کند زیرا او به اکثر عمل و عکس العمل های ذرات و هسته آشنا بود

باسلام میتونم به جرات بگم که اگر دانشمند بزرگ نیکولا تسلا نبود ما دراین زندگی که الان دراون هستیم نبودیم وبصورت قرون وسطای میزیستیم وبااختراعاتش انسان هاراازنظر تکنولوژی چندین قرن به جلو سوق داد

با سلام تسلا دانشمندی فرا زمینی یا بهتر یک شخص کیهانی بود فکر اینهمه نوبوغ وقتی ادم در موردش میخونه ادمو به دیوانگی میکشونه اما فقط اینو در پایان میتونم بگم که این دانشمند بزرگ به معنای واقعی این اصل فیزیک پی برده بود انرژی از بین نمیرود میتوان مهارش کرد حتی اگه در دور دستها باشد باید قدردان این دانشمندان بود

درسته …

سلام..تسلا..سازنده ی برج های الکترومغناطیسی..ذهن و آشفتگی های ذهنی این مرد زرگ نشان از تفکراتی بودند که همه دنیا اگر قضیه ذهنیت او را بفهمند در شک فرو خواهند رفت دوستان تسلا به ی بعدی از جهان رسیده بود که شاید از دید ما مبهوم یا امکان ناپذیر باشه بعدی به اسم سفر در زمان یا بعد چهارم جهان که از پیک معزی خیلی از انسان ها خارج هستش ..در آخر ی قضیه جالب رو بگم که میگن آقای تسلا رو در سال ۲۰۰۱ در فیلادلفیا دیده اند..جالب هستش فقط باید کمی تفکر کرد..به یاد دوست داران تسلا..

سلام مطلبی در باره امواج اسکالر و برج معروف تسلا دارید که بشه نمونه هایی از اون رو ساخت؟ این آدرس یاهوی من هست saeedhavaheri با سپاس

همینقدر کافیه که نسل امروز و فردا بدانند امثال نوابغی مثل تسلا چه خدماتی به بشریت عطا کردند در حالیکه امثال دزدان فرومایه ای مثل ادیسون فقط جیب خودشون پر کردند، برای من شخصا تسلا قابل توصیف وتوجیه تو دنیای امروز نیست شاید چند قرن بعد واقعا درک بهتری بدست بیاد.

دقیقاً

تسلا یه دانشمند بزرگ و یک دیوانه ی بی بدیلم هم بود

دیوانگی تسلا رمز موفقیتش بوده اگه مرده روحش شاد ……

تسلا هیچ وقت ازدواج نکرد و در فکرش هم نبود ایا به نظر شما عجیب نیست شاید تنها رمز موفقیت تسلا در اختراعاتش همین بوده است دوستان موفقیت با تجرد

تسلا از نظر بنده کاملا اگاه به حقایق اشیاء و محیط و قدرتهای ماورای طبیعی بوده وهمینطور کاملا فردی صلح طلب وبدون ادعا که به هیچ عنوان تفکر کسب قدرت نداشته . متاسفانه از دیر باز در جهانی زندگی میکنیم که جایی برای همچین تفکری وجود نداره چرا که اربابان قدرت و پول نمی خوان اختراعات و نواوری های که جنبه همگانی و ارزان دارند در اختیار عموم قرار بگیره اون وقته که ارباب بی معنی خواهد بود. تسلا نمایی کامل از یک وجود معنوی و توانا هست که بسیار از زمان خود و حتی ما فراتر زندگی کرد و تاثیر گذاشت و هیچ گاه تحت تاثیر جامعه قرار نگرفت.

دقیقا👍👌متاسفانه در طول تاریخ افراد مثل اون خیلی دست کم گرفته میشدن

هیچ شخصی مثل اصلا تو تاریخ بشریت وجود نداره

تسلا

بابا اینشون یه نابغه ی واقعی بودن!! میتونستن بصورت ذهنی انتگرال بگیرن??!!

میگن زنده است…سر قضیه سفر در زمان و اینا…

دیدگاه:ب کسی نگی…پیش منه

کوش کجاست؟؟؟؟ بیارش منم ببینم

واقعا مرد بزرگی بود

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دیدگاه شما پس از بررسی توسط تحریریه منتشر خواهد شد.

ذخیره اسم و ایمیل من

آخرین مطالب سایت

نخستین نتایج تست بنچمارک تراشه اگزینوس 2200 سامسونگ منتشر شد

راحت‌ترین نرم افزار حسابداری – نرم افزار حسابداری محک

قابلیت‌های باتری گلکسی A33 5G در وب‌سایت FCC رویت شد

وسایل کاربردی و گجت‌های جذاب مناسب برای هدیه روز زن

اپل به بزرگ‌ترین فروشنده اسمارت‌فون در جهان طی 3 ماهه چهارم…

آخرین قیمت‌ها

لیست قیمت لپ‌تاپ‌های ایسوس در بازار ایران

لیست قیمت سرفیس‌های مایکروسافت در بازار ایران

لیست قیمت گوشی‌‌های سامسونگ در بازار ایران

لیست قیمت تلویزیون‌های ایرانی در بازار

لیست قیمت تلویزیون‌های فیلیپس در بازار ایران

لیست قیمت تلویزیون سامسونگ در بازار ایران

بررسی اپلیکیشن

نقد و بررسی اپلیکیشن بلوبانک: خدمات بانکی به راحتی آب خوردن!

بررسی ویدئویی اپلیکیشن فینیکس

نقد و بررسی اپلیکیشن فینیکس: ساده، سریع و جامع!

نقد و بررسی اپلیکیشن مسیریاب بلد: ساده، روان، ایرانی!

بررسی اپلیکیشن فوتبالی: هر چیزی که از فوتبال می‌خواهید!

راهنمای خرید

وسایل کاربردی و گجت‌های جذاب مناسب برای هدیه روز زن

معرفی بهترین تبلت‌های بازار با قیمت کمتر از 10 میلیون تومان

معرفی بهترین مانیتور گیمینگ بازار در بازه‌های قیمتی مختلف

راهنمای خرید مانیتور گیمینگ

معرفی بهترین گوشی‌های بازار با قیمت کمتر از 5 میلیون تومان

معرفی برترین گوشی‌های بازار برای گرفتن بهترین تصاویر سلفی

معرفی انواع گجت مخصوص بازی برای تجربه بهتر گیمینگ در گوشی

12 گوشی جذابی که برای خانم‌ها مناسب هستند

سرگرمی

8 لحظه تاریخی دنیای تکنولوژی در سال 2021

معرفی 10 تا از بهترین کتاب‌های معمایی که نباید از خواندن آنها غافل…

معرفی چند تا از بهترین فیلم‌ها در مورد خانواده

ایمیل خود را وارد کنید

خوش آمدید، وارد اکانت خود شوید

بازیابی رمز عبور

رمز عبور برای شما ایمیل خواهد شد

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

توسط مهسا شریعتی‌راد · ۲۷ آذر ۱۳۹۷ · ۱ بهمن ۱۳۹۷
· ۸۰

نیکولا تسلا دانشمندی مبهوت کننده و درخشان بود که در زمینه برق، انقلابی عظیم ایجاد کرد. او  بنیان‌گذار اصلی تکنولوژی‌های بی‌سیم امروزی است. در ادامه با ما همراه باشید تا از نکاتی متحیر کننده، در خصوص این انسان گران‌قدر مطلع شوید.

نظر تسلا در مورد خدا

شاید بهترین پیشگویی در خصوص او، این بود که او در نیمه‌های یک شب، در طوفان رعد و برق به دنیا آمد. ماما فکر می‌کرد این یک علامت بد است و او فرزند شومی خواهد بود اما مادر تسلا گفت: «او فرزند نور خواهد بود.»

«دانشمند دیوانه» لقبیست که تسلا به آن شهرت دارد. او به اختلالاتی که امروزه به عنوان وسواس شدید شناخته می‌شود، دچار بود. او به عدد 3 علاقمند بود و از جواهرات، اشیای گرد و لمس کردن موها، بیزار بود.

او به طرزی از مروارید نفرت داشت که با خانم‌هایی که از آن به عنوان زینت استفاده می‌کردند، صحبت نمی‌کرد و یک‌بار دستیار خود را به خاطر استفاده از جواهرات مرواریدی، به خانه فرستاد.

او همچنین به بی‌خوابی مبتلا بود و ادعا می‌کرد فقط به 2 ساعت خواب شب نیاز دارد و تنها گاهی بعد از ظهرها چرت می‌زد.

پس از طی یک دوره مرگ‌بار از ابتلا به وبا در طول نوجوانی، او به شدت در خصوص میکروب‌ها وسواس پیدا کرد. او همه چیز را تمییز می‌کرد و یک روال بهداشتی شخصی بسیار سخت را دنبال می‌کرد. مثلا در طی سرو شام، همیشه دستکش‌های سفید می‌پوشید و از 18 دستمال برای پاک کردن اتاق پذیرایی استفاده می‌کرد.

باورتان بشود یا نه، در سال 1901، تسلا ایده جمع‌آوری اطلاعات را به صورت بی‌سیم در سر داشت. او این ایده را  در آزمایشگاه خود، با تغییر دادن فرکانس و پخش آن در یک دستگاه دستی، کدگزاری کرده بود؛ یعنی دقیقا همان کاری که گوشی‌های هوشمند امروزی انجام می‌دهند! اما مانند بسیاری از دیگر ایده‌های بزرگ او، این ایده به آن شکلی که او در سر می‌پروراند، هرگز در عرصه عمل گسترش پیدا نکرد.

تسلا قادر بود تا تمام کتاب‌ها و تصاویر را با ریز جزئیات به خاطر بسپارد که به نظر می‌رسد این موضوع، حاصل کابوس‌های وحشتناک کودکی او باشد. او همچنین تصورات بصری از اختراعات بسیار زیادی در مغز خود داشت که فرصت نمی‌کرد بسیاری از آن‌ها را بر روی کاغذ بکشد. از دیگر مهارت‌های عجیب او، توانایی تجسم 3D اجسام بود که باعث می‌شد قبل از اختراع یک وسیله، تمام جوانب آن را در ذهن خود ببیند.

نیکولا تسلا به صورت مداوم در پی یک منبع انرژی کارآمدتر و ساخت دستگاه تولید برق نوسانی با فرکانس بالا، که به عنوان ماشین زلزله شناخته می‌شد، بود. یک‌بار هم در طی انجام آزمایشات در این خصوص، تمامی منطقه منهتن خود را لرزاند.

تسلا دوست خود مارک تواین را که از بیماری یبوست رنج می‌برد، دعوت کرد و از او خواست تا بر روی سطح این ماشین در حالی که آن را روشن می‌کند، سر پا بماند. پس از تنها چند دقیقه، تواین برای رفع مشکلش به دست‌شویی رفت.

تسلا در طول زندگیش، به خصوص در اواخر عمر، به صورت طولانی مدت در هتل‌های منهتن زندگی می‌کرد. وی در اوج فعالیتش، در هتل Waldrof Astoria زندگی می‌کرد که دلیلی بر آشناییش با دوستان مشهوری همچون John Muir، Henry Clay Frick و Thomas Fortune Ryan شد که همگی از قشر سرمایه‌داران به حساب می‌آمدند.

با این‌حال بیش‌تر حواس تسلا بر روی انسانیت و آزمایش‌هایش متمرکز بود تا ثروت؛ به همین دلیل هم برخلاف دوستانش، هیچ‌وقت ثروتمند نبود و در فقر کامل از دنیا رفت.

بسیاری از اختراعات و آزمایشات تسلا پس از مرگش در انحصار دولت ایالات متحده در آمد. تمام دارایی‌های او توسط دفتر املاک Alien نهایتا به خانواده‌اش برگشت داده شد اما تعدادی از آن‌ها نیز هم‌چنان پنهان و سر به مهر باقی مانده است.

تسلا در اوایل دهه 1900 سازه برج Wardenclyffe  را در Long Island نیویورک، به طول 185 فوت ساخت. او با ساخت این ماشین عظیم، قصد داشت تا با استفاده از توانایی تولید برق آسمان، انتقال انرژی را به صورت بی‌سیم درآورده و در نتیجه برق را به طور مجانی، برای همگان به وجود بیاورد.

مقامات آمریکایی با ادعای ابراز نگرانی از استفاده آلمانی‌ها از این برج به جهت مخابره رادیویی در طول جنگ جهانی اول، با وارد کردن فشار همه جانبه، باعث شدند تا تسلا در سال 1906 در کمال ناامیدی این پروژه را رها کند و سپس برج را منفجر کردند. بعدها نیز مدعی شدند که این تنها ادعای تسلا به دلیل تمام شدن بودجه مالی این پروژه بوده است.

باقی مانده این برج تخریب شده، در موزه تسلا نگه داری می‌شود. این موزه از طریق کمک‌های مالی  مردمی و یک میلیون دلار حمایت مالی Elon Musk مدیر عامل شرکت Tesla Motors تامین شده است.

آزمایشات نیکولا تسلا، زندگی امروزی را بسیار متحول ساخته است. روشنایی فلورسنت، دستگاه‌های اشعه X، رادیو، تلویزیون، تلفن‌های همراه و… ، همه و همه از دستاوردهای این دانشمند فرازمینی است. سخنانی که در حین دادن مدال Edison به تسلا، در سال 1917 توسط گوینده مراسم گفته شد، هنوز هم صدق می‌کند:

«شایسته است که اشاره‌ای داشته باشیم به این موضوع که صنعت جهان به واسطه دستاوردهای آقای تسلا و استفاده از آن‌ها وجود دارد. چرخ‌های صنعت، ماشین‌های الکتریکی و قطارها، بدون این دستاوردها، از حرکت باز می‌ماند؛ شهرهای ما در تاریکی فرو می‌رفت و کارخانه‌ها به درد نخور و مرده می‌بودند. بعله، تا اینجای کار، نبوغ ایشان بوده که باعث  پیشرفت و پیچیدگی‌های صنعت شده است.»

تسلا یکی از منتقدین سرسخت فیزیک‌دان بزرگ، آلبرت انیشتین بود. او حتی در جایی گفته است: «نظریه‌های انیشتین، چیزی جز بزرگ‌نمایی‌های ریاضی که باعث تحیر، خیره شدن و کور شدن مردم می‌شود، نیست.»

انیشتین همواره از پاسخ به نظرات و انتقادات کوبنده تسلا خودداری کرد. وی تا جایی در خصوص این دانشمند احترام قائل بود که یک‌بار وقتی از او پرسیدند: «باهوش‌ترین فرد زنده روی زمین بودن چه حسی دارد؟» در پاسخ گفته بود: «من نخواهم دانست، باید از نیکولا تسلا بپرسید.»

و نهایتا در عکس زیر اظهار نظر او در خصوص سرقت‌های علمی که از اختراعات او توسط دانشمندان معروف می‌شد، آورده شده است که ترجمه آن را برای شما در ذیل آورده‌ایم:

« برایم اهمیتی ندارد که آن‌ها ایده‌های مرا دزدیدند… برای من مهم این است که آن‌ها خود هیچ ایده‌ای ندارند. بگذارید تا آینده حقایق را آشکار سازد و هر کس را بر اساس کارها و دستاوردهایش ارزیابی کند. زمان حال متعلق به آن‌هاست، اما آینده، که برایش واقعا تلاش کرده‌ام، از آن من خواهد بود.»

برچسب‌ها: برقتسلادانشمند

توسط مهتا مجدی · ۳۰ فروردین ۱۴۰۰ · ۳۰ فروردین ۱۴۰۰

توسط لیلا میرزاخان · ۲۱ آذر ۱۳۹۸ · ۳۰ دی ۱۳۹۸

توسط لیلا میرزاخان · ۱۰ دی ۱۳۹۸ · ۹ اسفند ۱۳۹۸

سلام.
میگم کسی کتاب اختراعاتش و طرز اختراعاتش رو نداره؟؟ ؟

من خوده تسلا هستم.

بله بله
میدونیم

نظر تسلا در مورد خدا

الهی عزیزم عیب ندارع حالا مغزت جا وا کنه طول میکشع اصلا غصه نخور بزرگ میشی عمو

اگه تسلا زنده بود جان فداش میشدم. کسی که بدجور دوسش دارم

سلام، فقط لطفاً تمام نظرات من رو قرار دهید🙏 باتشکر از زحمات شما 🙏

تسلا زنده است با ماشین زمان میگن سفر کرده

🤣🤣🤣🤣جنستو از کجا گرفتی

این بحثا هیچ فایده ای نداره
نه تسلا ابر دانشمند شگفت انگیز بوده نه ادیسون شیاد!
هردوشون نقاط ضعف و قوت زیادی داشتن.
این حرف هاهم همش حاشیست مثل طرفداری تیمای فوتبال میمونه!
برو دنبال علمی که این دانشمندا بهش خدمت کردن نه حواشی زندگیشون.

داداش شما یا خیلی به ادیسون علاقه داری که کورت کرده، یا میخوای چشمتو روی حقیقت ببندی، ادیسون کارایی در حق تسلا کرد که اگه بفهمی کاا اسمشو نمیاری، یکیش این بود که وقتی تسلا جریان برق متناوب رو اختراع کرد، ادیسون به هر بچه ای که برای اون به حیوون بیارن، ۲۵ سنت پول میداد و ان حیوونا رو جلوی چشم مردم زنده زنده میکشت که مردم اعتمادشون نسبت به آقای تسلا رو از دست بدن، ولی آقای نیکولا تسلا یکبار همون نیروی برق رو جلوی مردم از خودشون عبور دادن و سالم موندن و اعتماد مردم رو به دست آوردن، هیچوقت نسنجیده و بدون تحقیق صحبت نکن

بچه بیا پایین سرمون درد گرف

یکی میشه بگه چرا نیکولا تسلا داخل عکس معروف فیزیک نیست میشه اینو به من جواب بدید

چون ایشون فیزیکدان نبود

ایشون با آقای انیشتین داخل یک عکس هستن، تو اینترنت هست، و البته عکس های دیگه ای هم هستن

به این دلیل که تسلا برای ۲۰ تا ۲۵ سال پیش از دوره ی انیشتین هستش و تو یک دوره نبودن

با قبول داشتن یا نداشتن ما واقعیت تغییر نمیکنه
من شخصا در زندگی تجربه کردم که فکر صاحب افکار دزدیده میشه و صاحب فکر را منزوی میکنند و یک عده خودنما که هیچ علمی ندارند بولد میشن و دیده میشن چون زیاد هیاهو میکنند
نوابغ واقعی مثل تسلا اهل هیاهو و خودنمایی نیستند و همین امر باعث میشه حقشون پایمال میشه
روانش شاد و یادش ابدی باد

خفه شید همه ی کسانی که می گین بد بودن .
هیچ آدمی اونقدر که به نظر می رسه خوب و خالص نیست و خود اون ها هم همه با آدم پرستی مخالف بودن .
در ضمن اهمیتی تداره که نظر ما چی هست : چون به چیز هایی می گیم خوب و بد که واقعا خوب یا بد نیستن .
تنها راه برای دست یابی به حقیقت ریاضیات هست : چیزی که همه ی اون هایی که به راحتی بهشون توهین کردین از اون استفاده کردند و هرگز در گفتن حقیقت اغراق یا کم کاری نکردند ..
من 12 سالمه .

تو خودت خفه شو بچه من ۲۰ سالمه

داداش شما یا خیلی به ادیسون علاقه داری که کورت کرده، یا میخوای چشمتو روی حقیقت ببندی، ادیسون کارایی در حق تسلا کرد که اگه بفهمی کاا اسمشو نمیاری، یکیش این بود که وقتی تسلا جریان برق متناوب رو اختراع کرد، ادیسون به هر بچه ای که برای اون به حیوون بیارن، ۲۵ سنت پول میداد و ان حیوونا رو جلوی چشم مردم زنده زنده میکشت که مردم اعتمادشون نسبت به آقای تسلا رو از دست بدن، ولی آقای نیکولا تسلا یکبار همون نیروی برق رو جلوی مردم از خودشون عبور دادن و سالم موندن و اعتماد مردم رو به دست آوردن، هیچوقت نسنجیده و بدون تحقیق صحبت نکن

نمیخوام سنتو کم جلوه بدم یا توهین کنم، ولی اینو بدون، خیلی چیزا رو آدم با گذشت زمان می‌فهمه، من سه سال از تو بزرگترم ولی توی یه سال و نیک اخیر سال ایشون رو شناختم

کامنت هارو بخونید همه با توهین به هم با سفسطه و استدلال های بی پایه سعی در اثبات این دارن که کدوم بهتر بوده! مفهومی که غیر ممکن هست اثباتش! بهترین هاروبرای هموطنام ارزو میکنم

جالبه من مقاله رو از پایین به بالا خوندم وقبل از رسیدن به OCD حدس زدم دپرشن یا منیک دپرشن همراه با OCD داشته باشه. باور کنید یا نه. حدود ۴۰٪ سلبریتی ها و افراد موفق در زمینه های علمی اختلال دو قطبی دارن ولی هیچکدوم از اینها بمعنای جنون یا دیوانگی نیست. چیزی که بعنوان جنون میشناسیم میشه گفت سایکوز هست مثلا اسکیزوفرنیا

ما داریم حقیقتو میگیم، حالا شما اگه نمیخوای چشماتو ببند و گوشاتو بگیر

این دری بریا رو از کجاتون در میارین همینطوری روش بحث میکنید،نگاه کنید بخونید تفکر کنید همین دیگه فلان بود و نبود چه دردی ازتون دوا میکنه داغوناای بی علم که دنبال حاشیه این اصلا کی حرف مقایسه زد که میزنین اصن کسی که عالم باشه این چرندیاتو میگه احمق های تازه به دوران رسیده نفهم

ادب

من با سخنان شما اصلا ناموقق هستم و می گویم شما یک انسان بی سواد هستید.چرا نباید زندگی نامه انسان های بزرگ را خواند پیشرفت دنیای امروزی مدیون تلاش انها هستیم و باید همیشه برای این دانشمندان احترام زیادی قایل بشویم نیکولا تسلا یکی از نوابغ قرن خود بود

خشم و عصبانیت! البته این دو متفاوت هستن ولی حتما یه تست MMPI-2-RF بده

ای بی تربیت 🤐

ما داریم حقیقتو میگیم، حالا شما اگه نمیخوای چشماتو ببند و گوشاتو بگیر

دیگ به دیگ میگه رود سیا تو که از همه بی علم تر و بی ادب تری

حقیقتاخوشمان آمد که حقیقت رو وشخصیت این سطح بین ها که درنهایت بی سوادی غرق هستند را به نمایش گذاشتید.اینها فکر میکنند لابد نیکلا تسلا مثل اینا بوده یا لابد دانشمندن هی منم منم میکنند درصورتیکه دانشمندان بسیار فروتن هست وبا غرور بهم نمیپرن!نیکلا تسلا حقیقتا هیچ دانشمندی هنوز نتوانسته مثل نیکلاتسلا باشه چون این شخص از بخش اصلی مغز که شعور کیهانی هست وبه ضمیرناخودآگاه معروف است را مورد استفاده قرار داده که ۹۹درصد انسانها به دلیل ایگووصداهای ذهنی نمی توانند مگه اینکه یک اراده الهی ویک تمرکز خاص داشته بشند وتسلا ازخودش که اختراع نکرد وازروی کتاب ها به این دستاود نرسید ایشون خودشون گفتند که ذهن من یک گیرنده هست وهسته مرکزی وجود دارد که ما دانسته ها والهامات را دریافت می کنیم وایشون گفت اولین نفری هستم که سلام از یک سیاره به سیاره دیگر را میشنوم چون ذهن این شخص خارق العاده بوده وبه هیچ عنوان قابل مقایسه با تحصیلات هیچ دانشگاهی ومنبع علمی نیست وگرنه هیج دکتری وهیچ دانشمندی ازروی کتاب هایی که دیگران نوشتند نتونسته به اختراع دست پیدا کنه که دومیش تسلا باشه بلکه مخترین از نیرویی الهمات وایده هایی به دست میارن به دلیل همان ذهن نیمه هوشیار

با تمام وجودم دوستش دارم💙

منو چی؟

به نظرم اگر ایشون کمی بیشتر عمر میکرد و اگر بودجه و سرمایه ی زیادی در اختیارش قرار میگرفت امروز دنیای بشر چندین سال جلوتر از انچه اکنون هست می بود نیکولا تسلا به این نمی اندیشید که نمی تواند بلکه به این می اندیشید که انسان ها میتوانند هرکاری را که بخواهند انجام دهند وبرای انسان هیچ محدودیتی نیست و واقعا این موضوع را اثبات کرد ای کاش کمی بیشتر زنده می بود

متاسفانه اون انسان نبوده بلکه یه یوفو بوده

جان!

80 سال عمر کردن ایشون اما از یه جایی به بعد دیگه دست از کار کشیدن

این تسلا خیلی عجیبه
خیلی عمیب

بسیار انسان بزرگ و شریفی بودن روحشان شاد

و یادشان گرامی

تسلا دانشمند درخوری بوده اما آن طور که یک عده ازش بت ساخته اند، نبوده است.
ایده و اندیشه داشتن یک چیز است اما عملی کردن آن یک چیز دیگر. ژول ورن هم 50 سال قبل از تسلا ایده های بزرگی را مطرح کرد که بیش از 100 سال بعد به واقعیت پیوستند.
و این که یک عده برای بزرگ کردن تسلا، سعی در تخریب اینشتاین و هاوکینگ و جابز و ادیسون و … دارند، اشتباهی خنده دار و احمقانه است 😑

اخه جابز و هاوکینگ و ادیسون انیشتین رو واقعا میشه با تسلا مقایسه کرد؟؟؟ از لحاظ خدمت به بشریت اونا چه خدمت بزرگی کردن نسبت به تسلا؟ اول برو ببین تسلا چیکار کرده بعد نظر بده

انیشتن بمب اتم را ساخته

خیر انیشتین فقط فرمول نسبیت رو ارائه داده و از روی اون فرمول رابرت اوپن هایمر بمب اتم را ساخته

احسنت

البته یه پرانتز اینجا باز میکنم در حادثه رازول که سقوط چن تا سفینه فضایی در منقطه رازول اتفاق افتاده وقتی که رابرت اوپن هایمر از مخزن سفینه ها دیدن میکنه چندی بعد بمب اتم رو میسازه که به پدر بمب اتم هم معروف میشن و هستن ایشون

چرا حرف مفت میزنی همشونو یه مرحله موند که تکمیل شه ولی اجازه ندادند وقتی از مغز پوچت چیزی نمیتونی بکشی بخیودی نیا این مفت خوری کن

ادیسون رو خوب نیومدی

او هنوز زنده است با همان پروژه رنگین کمان

آره خوب میدونی تو دانشمندی دمت گرم

سلام برشما دوستان عزیز
من از تسلا بت سازی نمیکنم می تونست انسان قوی تری باشه هرچیزی در جهان امکان پذیره می تونست در فقر نمیره که این زیاد اهمیت نداره اما شاید اینکه ادیسون و چند مخترع دیگه بعضی از اختراعاتشو دزدیدن به اون درس داده باشه و بهتر از این بوده باشه که کسی اختراعاتشو ندزده.
و به نظر من بهتره که دانشمندان رو با هم مقایسه نکنید همهی اونا برای بشریت مفید بودن.
حالا شما بگین انسان های بدی بودن بعضی هاشون مثل ادیسون شما با این چیز ها کار نداشته باشید
اشتباهاتشونو توی ذهنتون درست کنید و ازش الگو بگیرید یعنی کار استباهی رو که انجام دادن توذهنتون درستشو انجام بدین و ازش درس بگیرید . برای همتون آرزوی تاثیر گذاری خوب در جهان و موفقیت میکنم.

سلام
واقعا نمیدونم چی بگم
من هنوز 17سالمه وتازه با این نابغه اشنا شدم ،تصوراتی که ایشون برای دنیا داشتن خارج از فهمه اما یه سری انسان که هدفشون پوله نذاشتن که این دانشمند به ما وخودش کمک کنه .من به انیشتین و ایشون علاقه خاصی دارم وبنظرم اگه بین این دو جبهه گیری نکنیم خیلی بهتر میشه.
ای کاش میشد به گذشته رفت و این دانشمندان رو به اینده اورد ای کاش …

من‌هم اتفاقاً ١٧ سالمه، امّا خب می‌تونه جذاب باشه جبهه گیری بین ایندو! من البته با انیشتین موافقم در اینکه باهوش ترین آدم شناخته شده ی زمانشون تسلایِ‌جان بوده!

یک روز خوب میاد

تسلا بزرگترین مخترع نابغه زمان خود بود. این دانشمند صربستانی الاصل ساکن آمریکا ، اختراعات و دستاوردهای بیشماری در زمینه برق به جهانیان عرضه کرد اما متاسفانه به علت مشغولیت شدید فکری و مطالعاتی خود ، در ارائه رسمی آنها به جهان اقدامی شایسته یا بموقه انجام نمیداد(او آنقدر سرگرم مطالعه و تخقیقات خود بود که تا پایان عمر مجرد ماند) مثلا اختراع رادیواز کارهای مسلم تسلا است اما مارکونی با مشابه سازی نمونه تسلا آنرا به نام خود ثبت کرد از طرفی تسلا پس از قرارداد همکاری با ادیسون در کارگاه اومشغول کار شد و بسیاری از اختراعاتی که به ادیسون نسبت میدهند محصول پژوهشهای شبانه روزی تسلا بوده است (از جمله گرامافون یا ضبط صوت) حال آنکه ادیسون یک مرد تاجر مسلک بود به گونه ایکه سرانجام در پرداخت سهم مالی به تسلا ، خست ورزید وآن دانشمند پرکار مجبور به جدایی از ادیسون شد. تولید جریان متناوب ، ساخت موتور الکتریکی ، ترانسفورماتور، تولید اشعه ایکس و تهیه اولین عکس ازاستخوان بدن انسان ، ارتباط بیسیم از مهمترین اختراعات این نابغه خلوت گزین است.
تسلا از طریق اختراعات خود به ثروتی قابل توجه رسید اما همه آنرا صرف تاسیس آزمایشگاههای تحقیقاتی کرد و با کمال تاسف سالهای پیری را در فقروسختی زیاد درهتلی می گذراند که در همان جا چشم از جهان فرو بست .
روحش شاد و راهش عبرت آموز باد

اتفاقاً آقای نیکولا تسلا همیشه همه کارهاشون حتی اونهایی رو که ازشون بدشون میومد هم کامل انجام میدادن، همین بالا نوشته

آیا میشه تسلا شد؟؟؟؟؟!!!!

سلام

بله میشه
علمُ اونجوری که توی کتاب ها واست نوشته شده دنبال نکن چون آخرش به یک قفل ذهنی می رسی و غرور و تکبرت حال بهم زن میشه
از هیچ دانشمندی بت نساز
انیشتن یک دانشمند فیزیک نظری بود که یه سری چیزارو درست گفت و یه سری چیزارو نه
و هیچ کاری نکرد این انیشتن که بدرد بشریت بوخوره و یا حتی همین استیون هاوکینگ انیشتن احتمالا فقط همین دستمال کاغذیُ اختراع کرد
نیکولا تسلا با برخی نظریه های انیشتن در مورد فضا زمان مخالف بود
بیشتر چیزهای پرکاربردی که الان میبینی از دستاوردهای نیکولا تسلا بوده
اشخاصی مثله انیشتن یا نیوتن فقط دنبال معروف شدن بودن
بجای اینکه اشخاصی مثله نیکولا تسلا توی جامعه ی علمی بولد بشن افردی مثله انیشتن یا نیوتن یا هاوکینگ بولد شدن دلیلشم کاملا واضحه رسانه های صهیونیستی

الانم یک نیکولا تسلای جدید هست بنام مهران کشه که در زمینه انرژی کار می کنه بقول غربی ها به این نوع انرژی که این آقا روش کار می کنه میگن ضد ماده ولی این آقا بهش میگه پلاسما که بنظرم بهتره درواقع انرژی نقطه صفر که خورشید میلیاردها سال روشن نگه داشته و زمین میلیون ها ساله توی مدار خودش ثابت می چرخه بدون اینکه به خورشید حتی 1 سانتی متر نزدیک بشه
و ستاره ها زمان مرگشون بجای اینکه کوچیک بشن و خاموش بشن برعکس بزرگ میشن و منفجر میشن

نیکولا تسلا آمریکایی نبوده واسه همین به فراموشی سپرده شد و همه فکر می کردن حتی همین انرژی برق قوی کاره ادیسون هست درحالی که همون لامپ هم کار خودش نبوده و همه توی جامعه علمی به ادیسون افتخار می کردن به لطفا رسانه های یهودی ها
تا اینکه توسط یه عده دوباره نام و یاد نیکولا تسلا زنده شد

اشخاصی مثله نیکولا تسلا همیشه توسط جامعه مسخره شدن و وضعیت مهران کشه هم دقیقا همینطوره با وجود اینکه دارن میبینن چه سطح علمی بالایی و چقدر راجب مواد و انرژی می دونه
بجای اینا استیو جابز یا بیل گیتز یا ایلان ماسک و استیون هاوکینگ و ریچارد داوکینز و غیره شدن الگوی جامعه علمی

یاوه نگو و اسم ایزاک رو کنار اون تبلیغاتی ها نیار ایزاک نیوتن برترین نابغه تاریخ زیستی بود هیچ دانشمندی حتی نظیر او هم نیست و هیچ کتابی حتی نظیر کتاب او
همین گوشی یا کامپیوتری که داری میای باهاش کامنت میزاری بخاطر وجود نیوتن هست پدر علم فیزیک کلاسیک
بهتره تو انسان حقیر سکوت کنی در برابر ابرنابغه تاریخ
نابغه ای که فیزیک رو رشد داد
نابغه کسی هست که فکری به ذهنش میرسه از ضمیر ناخد اگاه و این فکر منطقیه

در این که نیوتن دانشمند برجسته ای بود شکی نیست ولی گفته های شما پر است از بزرگنمایی. آیزاک نیوتن و ریاضیدان آلمانی ویلهلم لایب نیتز همزمان (و بدون اطلاع از کار یکدیگر) ریاضیاتِ مورد نیاز (حساب دیفرانسیل و انتگرال) برای پیشرفت علم فیزیک را پدید آوردند. البته نمادهای لایب نیتز (مانند dx) بیشتر مورد قبول واقع شدند و اکنون نیز از آن ها استفاده می شود.
و نیز کارهای نیوتن چندان ارتباطی به پدید آمدن و پیشرفت علوم کامپیوتر نداشته اند.

اصلأ طراحیش هم از خود آقای تسلا بوده فکر میکنم
البته دقیق نمیشه گفت، چون حتی آقای داوینچی هم بعد از دو سال که داخل یک غار بودن، میان و چیزی شبیه به تلفن همراه امروزی رو فقط طراحی میکننو میکشن

خیلی بیسوادی

ایزاک دانشمند بزرگیه اما به لطف هالی
فقط تعورین بوده وبس
درعمل کسی که این گوشیرو باعث شده تسلا بوده نه نیوتون.

ببینید درواقع نمی شه گفت البرت انیشتین .ایزاک نیوتن و استیون هاوکینگ اصلا خوب نبودند در واقع این افراد با نیکولا تسلا حتی هم شغل هم نبودند که بخواهیم ان ها را با هم مقایسه کنیم در واقع اگر این ۳ بزرگوار نبودند شاید خیلی خیلی دیر تر به علمی که الان پایه و اساسش اونا هستن پی می بردیم و در ضمن بگم یکی از نقطه ضعف های نوابغ این هست که دلشان می خواهد شناخته شده باشند حتی نیکولا تسلا. در ضمن امیدوارم که دیگر یه همچین افرادی که نه تنها این همه به علم بلکه به زندگی بشریت کمک کردند را قضاوت کنید و بگویید فقط برای معروفیت تلاش می کردند امید وارم کمی بزرگتر فکر کنید
و نگویید البرت انیشتین فقط دستمال کاغذی اختراع کرد این کاملا اشتباه است چرا که این بزرگواران کارشان چیز دیگری بود و هیچ ربطی به اختراع نداشتند خیلی عذر می خواهم که این حرف را می زنم ولی دوست داشتم اول کار افراد را می دانستید و بعد در مورد ان ها حرف می زدید!!..

سلام به همه

انیشتن و تسلا شاید دو فرد تاثیر گذار در تاریخ بشر دانست آنهایی که میگن انیشتن زیاد باهوش نبوده نظریات انیشتن بعد سی سال قابل درک بوده تا سی سال نمی فهمیدن چی گفته اصلا بعد نیوتن هم فقط مرد حرف نبوده مثلا او با منشور تونست رنگ خورشید رو به هفت رنگ تقسیم کنه. ولی تسلا بالاتر از این حرفا بود حیف آین بردگان پول نگذاشتن بشریت پیشرفت کنه واقعن حیف😓😓

سلام اینکه میگید میخواستن شناخته بشن سال ها تحقیق کنی اختراع کنی دوست داری یکی قدردانی کنه برا زحماتت تا نادیده گرفته بشی…اگه بحث لیاقت و عدالت باشه که بنظرم اگه خدمت بزرگی به بشریت کردی لیاقت شناخته شدنو داری….

نیکولا تسلا بزرگترین خدمت رو به بشریت کرده و بزرگترینش همین جریان متناوب و ایکس ری هست، تسلا میخواست با کمک برجهای الکتریکی واردنکلیف به بشریت خدمت کنه و برق رایگان در اختیارشون قرار بده، اما مافیای پول و دولتها چون علی رغم میلشون بود و نمیتونستم مردم را سرکیسه کنن باعث توقف این پروژه شدن، تسلا کشف کرد که به کمک اوسیلاتور میشه انرژی موجود در گسل هارو تخلیه و مانع از ایجاد زلزله های بزرگ شد،نیکولا تسلا روی سه عدد 3،6،9،تاکید کرد و گفت اگر به شکوه و عظمت این اعداد پی ببرید کلیدی به دست خواهید اورد که درهای کائنات را به روی شما باز خواهد کرد، او میگفت جهان از سه عامل انرژی، فرکانس و ارتعاش ساخته شده هاست، چیزی که حائز اهمیت هست همین انرژیست، زیرا که انرژی نه بوجود میاید، نه ازبین میرود بلکه از حالتی به حالت دیگر تبدیل میشود، این واژه را هم در مورد خالق جهان یعنی خدا گفته شده،تسلا میگفت جهان یک ابر کامپیوتر هست که ما خازنهای درون ان هستیم، تسلا تونست به کمک تله پورت ناو امربکا رو تو خلیج فیلادلفیا برای چند ساعت ناپدید کنه، سلاح هارپ هم یکی دیگر از ایده ها و طرح های تسلا بوده، تسلا فرکانس های رادیویی رو ایجاد کرد تا بتوان با ان ارتباط برقرار کرد، ایده ساخت تلفن مال تسلا بوده، لامپ فلوروسنت رو ساخت، تونست فناوری ضد جاذبه رو کشف کنه، اون تونست به کمک ابشار نیاگارا برق کل نیویورک رو تامین کنه و خیلی چیزهای دیگه، در ضمن خودروهای برقی تسلا که هم اکنون ایلان ماسک صاحب اون شرکته ایده نیکولا تسلا بود

درست میگید واقعاً
ولی آقای تسلا حتی دنبال همین هم نبودن، فقط دنبال این بودن که دیگران اون رو به خاطر حسودی هایی که به آقای تسلا میکردن، جلوی مردم خراب نکنن، بالا گفتم

ای بابا، باز دارین میگین تسلا به فکر خودنمایی بوده، بابا یه ذره تحقیق و مطالعه هم خوب چیزیه، تسلا‌ از شرکت وینگستون هاوس به پول امروزی ۳۰۰ میلیارد دلار طلبکار بود ولی اونها از تسلا خواستند که به دلیل شرایط بد مالی و چیز های دیگه، تسلا فعلاً طلبشو نگیره، تسلا هم اون قرار داد هارو جلوی چشم همه پاره کرد و زیختشون دور

درود برشما عالی بود
ممکنه در مورد بزون هگز و ماده تاریک هم توضیحی بدین

داداش انیشتین اینقدرا هم دیگه بد نبوده، یا استیون هاوکینگ

داداش این تلفن و همه اینها به خاطر وجود آقای نیکولا تسلا هستش، معلومه اصلا متن ها رو با دقت نمیخونی، برای همینه که مردم سعی دارن یاد ایشون رو زنده کنن که افرادی مثل شما بفهمن آقای نیکولا تسلا این اختراعات بززگ رو انجام دادن نه آقای نیوتون، بابا آب که تو هاون خوزد نمیکنیم که🤦‍♂️

سلام برشما
اگر این اینطوری که شما می گویید حساب کنیم دانشمندان دیگر در جهان تاثیری نداشته اند.
نیکولاتسلا تنها دانشمندی نیست که باعث زندگی ای بهتر برای انسان های امروزه شده است . نیکولاتسلا هم همه چیز دان نبوده است بخشی از اطلاعات او برای ساخت اختراعاتش از دانشمندان گذشتهی او بوده است.
مجموع تلاش های تمام دانشمندان باهم ارزشمند و بزرگ و تاثیر گذار است.

نگرش خیلی عالی بود، به شخصه لذت بردم.

البته نظرمُ راجب مهران کشه پس میگیرم درواقع این شخص یک شیاد و شارلاتان هست
تا الان فقط حرف زده ولی هیچی رو نکرده
طرف میگه یک ژنراتور ساخته که از منبع انرژی فراوان زیر اتمی که میشه گفت بینهایت هست الکترسیته تولید می کنه ولی همچنان با توضیح دادن دنبال این هست که اثبات کنه کار می کنه که این نشون میده همش شرور می گه یک شیاد هست که داره با زبون بازی توی دنیای علم طرفدار جمع می کنه
این نظرمم که ریپلای زدی ماله 2 سال قبل هست از اون موقع تاحالا کلی سواد علمیم بالا رفته
زمان برد تا بفهمم داره شرور می گه
دانشمندای دیگه دارن خودشونُ جر میدن تا بتونن سوخت خورشیدیُ بسازن بعد این یارو کشه تونسته به زیرو پوینت انرژی برسه
اگر رسیده بود من یا هرشخص دیگه ای جاش می بودیم یک فضاپیما یا حتی ماشین های استخراج منابع میساختم یا کلی کاره دیگه که میشد ثروتمند بشم تا بتونم آزمایشگاه بسازم نه اینکه یک فروشگاه اینترنتی بزنم و چرتُ پرت درست کنم برای فروش
توی این دوره زمونه جدید چون دانش شده خدای جدید که انسان ها دارن می پرستنش مثله هر دورانی که یک خدا یا خدایان داشت یه عده با زرنگ بازی با شیره مالیدن رو سر مردم و دروغ گفتن خودشونُ بالا می کشن و کسب ثروت می کنن
کشه هم مثله همین انیشتن یا نیوتن یا هاوکینگ یا ادیسون و امثال اینا یک شیاد هست
اون از انیشتن که یهودی بوده و تمام کارهارو همسرش که ریاضی دان بود انجام داد و نیوتن که هم که یهودی بوده و با داستان مسخره سیب معروفش کردن و هاوکینگ هم که مشخصه و ادیسون هم که یک آمریکایی پست اصیل بوده که زحمات بقیرو به نام خودش ثبت می کرده و جامعه ی مزخرف علمی امروز رو بوجود اورده کشه هم به لیستشون اضافه شد
از هرکسی که به تنبلی یا خنگی ازش یاد بشه و از مدرسه بخاطر وضعیت بد درسی پرت بشه بیرون دانشمندی بوجود نیومده بلکه یک شیاد بوجود اومده
نیکولا تسلا مادرزادی باهوش و توانایی های بالای مغزی بدنیا اومده حافظه قوی ضریب هوشی بالا تمایلاتش به سمت یادگیری علوم سندرم کم خوابی و کسی که توی مدرسه همرو شگفت زده کرد با توانایی هاش و غیره همشونُ بذاریم کنار انگاری این شخصُ خدا برای درست کردن دنیای مدرن امروزی بوجود اورد
الان همین اینترنتی که داریم استفاده می کنیم از دستاوردهای نیکولا تسلا بوده خونه هامون روشن هست توی گرما خانرو سرد نگه می داریم و توی سرما گرم به لطف دستاوردهای نیکولا تسلا
پیشرفت در فیزیک ذرات و ساخت شتاب دهنده به لطف نیکولا تسلا که ایده و طرحشو داد
وای فای که استفاده می کنیم از دستاوردهای نیکولا تسلا هست استخراج معادن با شبیه سازی چیزی مثله زلزله یعنی ایجاد ویبره در اتم ها از چیزهایی هست که نیکولا تسلا طرحشو داد
اون زمان نیکولا تسلا گفت زمان وجود نداره و با انیشتن و حتی رابطش مخالفت کرد و گفت بلکه یک ساختار هست دانشمندان الان تازه دارن به حرفاش پی می برن اما خب چه میشه گفت که همیشه سیاست در کاره و از اونجایی که انیشتن یهودی بوده دیگه خودت بقیشو می دونی

با سلام خدمت تو دوست عزیزم
من خودم اول متوجه علم زیاد تسلا شدم و خیلی به اون علاقه مند بودم اما از انیشتین متنفر بودم در مورد استیون هاوکینگ هم نظری نداشتم و ندارم چون راجبش تحقیق نکردم برگردیم سر بحث انیشتین
چون دوست صمیمی من عاشق انیشتین بود باعث شد تا بیشتر در موردش تحقیق کنم وچند تا مستند راجب به اون ببینم و الان میفهمم که علم انیشتین هم کاملا کار بردی بوده بله تسلا هم خیلی علم داشته اما یک ویژگی که نمیتونم بیانش کنم و البته اون موضوع ضریب هوشی نیست انیشتین رو خیلی برتر میکنه
از تمام شما خواهش میکنم اینجوری نباشید و ابتدا تحقیق کنید و بعد راجب به انیشتین صحبت کنین
اما در هر حال به نظر من این علم اوناست که مهمه نه هوش یا زندگی نامه ی اونها ما باید سعی کنیم تا علم اونها رو یاد بگیریم و مانند اونها به علم خودمون اضافه کنیم
چیزی که الان میخام بگم اینه که هیچوقت سعی نکنین مثل تسلا دو ساعت بخوابید اون کم خوابی داشته که این کار رو انجام میداده من هم مدتی به دلیل امتحانات مجبور بودم که شب ها کم بخوابم و دچار کم خوابی شدم که خیلی بده
هیچ وقت سعی نکن مثل انسان های موفق قبلی عمل کنی تا موفق بشی و اینو بدون هیچ کدوم از اون انسان های موفق روش تکراری رو استفاده نمیکردن
متفاوت باش

یه چیز دیگه ای هم که میخاستم بگم راجب به نیوتنه که اونا هیچ وقت نمیخاستن معروف بشن خب چرا بازیگر یا …. نشدن همین الان 90 درصد مردم هستن که فلان خواننده رو میشناسن اما تسلا را نه بعدشم مگه میشه که یه همچین سوالی به ذهن یه ادم برسه فثط برای معروف شدن اگه اینجوری بود که الان همگی برای معروف شدن این کار رو میکردن و الان تمام جهان و علم برداشته بود
بدون فکر نرف نزنیم

به راحتی

واقعا فرد با هوشی بوده حیف از این فرد که در فقر از دنیا رفته! روحش شاد شاد تا ابد!

تسلا ضمن اینکه “استاد” واقعی و کمال یافته و خود ساخته بود بسیار نیز “انسان” شریفی بوده است.
دوستدار درک روح بزرگش هستم.

آقای تسلا حتی دستگاه های مفیدی را داشتند می‌ساختند و حتی بعضی از آن ها را هم ساختند، ولی چون می‌دانستند از آنها سوء استفاده میشود، نابودشان کردند، مثلاً اشعه مرگ و دستگاه اسیلاتور تسلا
و البته ایشون بودن که اولین بشقاب پرنده رو طراحی کردن و میخواستن بسازن ولی سرنوشتی مثل برج واردن کلیف برای اون اختراع رخ داد و دولت اجازه نداد، و گرنه الآن هم برق و اینترنت رایگان و بی سیم داشتیم، و هم بشقاب پرنده، این بشقاب پرنده همه چیزش کامل و بی نقص بود و ایشون هم کسی بودن که ضد جاذبه رو کشف و اختراع کردند

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

نام *

ایمیل *


15 عادت کوچک که می‌تواند زندگی شما را در سال 2022 تغییر دهد

۱۰ دی ۱۴۰۰

جراحان برای اولین بار قلب خوک را به بیمار در حال مرگ پیوند زدند

۲۴ دی ۱۴۰۰

6 دلیلی که چرا با هم غذا خوردن به عنوان خانواده برای بچه‌ها بهتر است

۱۴ دی ۱۴۰۰

کاوشگر خورشیدی ناسا برای اولین بار در تاریخ خورشید را لمس کرد

۸ دی ۱۴۰۰

بهترین مدل موی بلند برای مردان که باید برای سال 2022 امتحان کنید

۱۱ دی ۱۴۰۰

جاستین بیبر و هیلی بالدوین تا سال آینده ازدواج نخواهند کرد

10 مورد از بهترین خانه های کوچک و فانتزی 2021

۲۵ دی ۱۴۰۰

6 چیزی که ممکن است رفلاکس اسید معده شما را بدتر کند و چگونه آن را برطرف کنید

۲۴ دی ۱۴۰۰

جراحان برای اولین بار قلب خوک را به بیمار در حال مرگ پیوند زدند

۲۴ دی ۱۴۰۰

راهنمای محلی توکیو: سفری به شلوغی های رنگارنگ و مرکز تکنولوژی کشور ژاپن

۲۴ دی ۱۴۰۰

10 راه برای اینکه بفهمید محصولات تازه استفاده می‌کنید یا خیر

۲۳ دی ۱۴۰۰

© 2020 Dinu.ir. All rights reserved.

صفحه نخست » علمی » فناوری‌ها » نیکولا تسلا و نکاتی جالب در خصوص این دانشمند بی‌نظیر و فوق‌العاده


نام کاربری


رمز عبور


مرا به خاطر بسپار


نام


نام خانوادگی


نام کاربری


ایمیل


رمز عبور


تکرار رمز عبور


نام کاربری یا نشانی ایمیل

نظریه تسلا در مورد خدا

h ps://www.im a.i / ews/519760/۱۵ شهریور ۱۴۰۰ – ۰۸:۳۶ کد خبر 519760 علم و فناوری

۱۵ شهریور ۱۴۰۰ – ۰۸:۳۶ نیکولا تسلا که بود؟+ زندگینامه، اختراعات و ازدواج

نیکولا تسلا نابغه‌ای که اختراعات فراوانی داشت و حتی برخی از ایده‌های وی تا امروز عجیب به نظر می‌رسد. ازدواج، سخنان، سبک زندگی و قانون تسلا مورد توجه کاربران فضای مجازی است.

به گزارش خبرنگار ایمنا، ۱۰ جولای زادروز مردی بود که در عمر ۸۶ ساله خود بیش از ۳۰۰ پتنت (اختراع) به ثبت رساند. بدون تسلا ممکن بود که شما نتوانید انرژی مقرون به صرفه الکتریکی را به خانه خود بیاورید تا این جملات را بخوانید. اختراعات وی راه را برای جریان متناوب برق (AC) در موتور الکتریکی، رادیو، چراغ فلورسنت، لیزر، ریموت کنترل و سایر لوازم الکتریکی هموار کرد. زندگی نیکولا تسلا نیکولا تسلا ۱۰ جولای ۱۸۵۶ در روستای اسمیلیان، واقع در امپراتوری اتریش _ مجارستان (کرواسی امروز) به دنیا آمد. پدر وی میلوتین تسلا، کشیش ارتدکس و مادرش دوکا ماندیک، مخترع لوازم خانگی بود. وی چهارمین فرزند خانواده بود و دارای سه خواهر به نام‌های ملیکا، آنجلینا و ماریکا و یک برادر بزرگ‌تر به نام دن بود که در سن پنج سالگی در سانحه سوارکاری کشته شد. تسلا حافظه و توانایی‌های خلاقانه خود را مدیون صفات ژنتیکی و رفتارهای مادرش می‌دانست. وی در سال ۱۸۶۱ تحصیل در دبستان سمیلجان را شروع کرد و در آنجا به تحصیل آلمانی، ریاضی و دینی پرداخت. در سال ۱۸۶۲ خانواده تسلا به نزدیکی گسپیچ نقل مکان کردند جایی که پدر تسلا به عنوان کشیش مشغول به کار بود. تسلا در سال ۱۸۷۰ برای تحصیل در دبیرستان به کارلواتس نقل مکان کرد. او می‌توانست محاسبات انتگرالی را در ذهن خود انجام دهد و همین امر باعث شده بود تا معلمان او به این باور برسند که وی تقلب می‌کند. نیکولا دوره چهارساله را یک سال زودتر در سال در ۱۸۷۳ به پایان رساند و سپس به سمیلجان بازگشت. مدت کوتاهی پس از بازگشت به وبا مبتلا و ۹ ماه بستری شد حتی چندین بار تا پای مرگ رفت. پدر تسلا که در ابتدا از او خواسته بود کشیش شود به دلیل بیماری نیکولا قول داد در صورت بهبودی وی را به بهترین دانشکده مهندسی بفرستد. دوران دانشگاه تسلا تسلا در سال ۱۸۷۵ با بورسیه در دانشگاه صنعتی گراتس اتیرش ثبت نام کرد. در طول سال اول تحصیل حتی یک بار هم در کلاس درسی خود غیبت نکرد و با نمره ۹ از ۱۰ که تقریباً دو برابر نمره قبولی مورد نیاز بود در امتحان قبول شد. وی از طرف دانشکده فنی خطاب به پدرش تقدیرنامه‌ای دریافت کرد که در آن ذکر شده بود: “پسر شما ستاره‌ای درجه یک است.” تسلا در سال دوم بر سر لازم نبودن کموتاتور ( جابه‌جاگر که جهت جریان را در موتور الکتریکی جریان مستقیم عوض می‌کند) در ماشین‌گرام با استاد پوچل به مجادله برخاست. اعتیاد تسلا به قمار تسلا در پایان سال دوم تحصیل بورسیه خود را از دست داد و به قمار معتاد شد. در سال سوم کمک هزینه و شهریه خود را در قمار باخت و اوقات فراغت خود را با انجام قمار در خیابان‌ها می‌گذراند. در دسامبر سال ۱۸۷۸ تسلا گراتس را ترک و تمام روابط خود را با خانواده‌اش قطع کرد تا آنها از ترک تحصیل وی خبردار نشوند همچنین دوستانش فکر می‌کردند وی در رودخانه ماریبور غرق شده است. مرگ پدر تسلا در مارس ۱۸۷۹ پدر تسلا به ماریبور رفت تا پسرش را به خانه برگرداند، اما نیکولا امتناع کرد در همان زمان نیکولا دچار شوک عصبی شد. وی اجازه اقامت نداشت و به همین دلیل تحت مراقبت پلیس به گسپیچ بازگردانده شد. در ۱۷ آوریل همان سال پدر تسلا پس از یک دوره بیماری ناشناخته در سن ۶۰ سالگی درگذشت. برخی منابع می‌گویند که وی بر اثر سکته مغزی درگذشته است. بازگشت به دانشگاه ثبت نام نیکولا در دانشگاه کارل سال ۱۸۸۰ بواسطه جمع آوری پول توسط دو عموی تسلا انجام شد، اما وی خیلی دیر به دانشگاه رسید و هرگز بر زبان لاتین که درسی اجباری و ضروری بود مسلط نشد و در واقع بی سواد به حساب می‌آمد؛ با این حال تسلا در جلسات سخنرانی در زمینه فلسفه در دانشگاه به صورت مستمع آزاد شرکت می‌کرد اما نمره‌ای برای دوره‌ها دریافت نکرد. دوران کاری تسلا تسلا در سال ۱۸۸۱ برای کار در شرکت تلگراف به بوداپست مجارستان نقل مکان کرد. وی به محض ورود متوجه شد که این شرکت در حال ساخت است و فعال نیست به همین دلیل به عنوان نقشه‌کش در دفتر مرکزی تلگراف کار کرد سپس بعد از اینکه مرکز تلفن بوداپست بهره‌برداری شد تسلا به عنوان مدیر برق مشغول کار شد. طی دوران کاری، تسلا تجهیزات و امکانات بسیاری را در ایستگاه مرکزی ایجاد کرد و ادعا کرد که یک سیستم تکرارگر یا تقویت کننده را در تلفن تکمیل کرده است که هیچ گاه ثبت اختراع و معرفی نشده است. در سال ۱۸۸۲ کار خود را روی صنعتی کاملاً نو در آن زمان در شرکت co i e al Ediso در پاریس آغاز کرد و به نصب و راه‌اندازی سیستم روشنایی معابر شهری با استفاده از لامپ رشته پرداخت. وی تجربه عملی زیادی در مهندسی برق به دست آورد و مدیریت متوجه دانش پیشرفته تسلا در زمینه مهندسی و فیزیک شد تا جایی‌که وی را به طراحی و ساخت نمونه‌های پیشرفته مولد دینامو و الکتروموتور تبدیل کرد. اختراعات بزرگ تسلا جریان متناوب، نور، پرتوهای ایکس، رادیو، کنترل از راه دور، موتور الکتریکی روباتیک، لیزر، ارتباطات بی‌سیم، انرژی رایگان نامحدود از جمله اختراعات بزرگ نیکولا تسلا بوده است. ازدواج و عاشق شدن تسلا تسلا در طول زندگی خود هرگز ازدواج نکرد ولی یک بار مدعی شد که عاشق یک کبوتر شده است. تسلا برای غذا دادن به کبوترها به پارک می‌رفت و کبوتر هر روز برای دیدن تسلا می‌آمد. وی در این رابطه گفته است: همان‌طور که یک مرد عاشق زنی می‌شود آن کبوتر را دوست دارم و او نیز عاشق من است. تا هنگامی که او را دارم هدفی در زندگی من وجود دارد. ارتباط تسلا با فرازمینی‌ها به عقیده بسیاری، تسلا ذهنی مافوق بشر داشت و نابغه‌ای خلاق بود و به عقیده برخی به دلیل تفکرات عجیب و مرموزش او را دیوانه می‌خواندند. در یاداشت‌هایی تسلا درمورد ارتباط تله پاتیک با فرازمینی‌ها گفته است. دفترچه یادداشت تسلا شامل طرح‌هایی عجیب و بلندپروازانه‌ است که بسیاری از آن‌ها یا به شکل راز باقی مانده‌اند یا فراتر از علم فعلی بشر است. مدتی قبل اسنادی از طریق FBI اطلاعاتی درباره تسلا را منتشر کرد. در این اطلاعات نامه‌ای خطاب به مارگارت استرون وجود داشت که در آن نامه به وی مأموریت داده شد که کتابی در رابطه با زندگی تسلا بنویسد. در این کتاب دستیاران تسلا مدعی شدند وی دستگاه نیمه تمامی برای برقراری ارتباط با فرازمینی‌ها داشته است که بعد از مرگش تکمیل کرده‌اند. دستیاران تسلا در سال ۱۹۵۰ میلادی موفق به برقراری ارتباط با فرازمینی‌ها شدند. فرازمینی‌ها به دستیاران تسلا گفتند وی از سیاره ونوس آمده و در سال ۱۸۵۶ میلادی به یک خانواده زمینی سپرده شده است، البته به نظر می‌آید خود FBI این ادعاها را چندان جدی نگرفته است. مرگ مشکوک نیکولا تسلا تسلا در یکی از نیمه شب‌های پاییز از محل اقامت خود خارج شد تا به پیاده‌روی روزانه و رفتن به کلیسای جامع و کتابخانه و غذا دادن به کبوترها بپردازد، اما در راه با یک تاکسی برخورد کرده و بر زمین افتاد در این سانحه کمر او به شدت آسیب دید وی از مشورت با پزشک یا پذیرفتن پزشک بر بالین خود امتناع کرد و پس از پنج سال در ۷ ژانویه و در سن ۸۶ سالگی به تنهایی در اتاق شماره سه هزار و ۳۲۷ هتل نیویورک در گذشت. مدتی بعد خدمتکار هتل که برای نظافت اتاق و بدون توجه به علامت مزاحم نشوید که تسلا دو روز قبل روی دستگیره در گذاشته بود جسد بی‌جان وی را پیدا کرد. دستیار پزشکی اچ. دابلیو ومبلی جسد تسلا را معاینه کرده و علت مرگ او را انسداد شریان اکلیلی قلب ثبت کرد. کد خبر 519760

نظر تسلا در مورد خدا

.y -i em_ i le{fo -family:vazi !impo a ;} .y -headi g{fo -family:vazi !impo a ;}

ارسال               چرا هاوکینگ در مورد خدا «اشتباه می‌کند»؟ sha e دیدن نظرات نسخه چاپینی نی سایت

نظر تسلا در مورد خدا
نظر تسلا در مورد خدا

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.