نظر تاجیک ها درباره ایران

نظر تاجیک ها درباره ایران
نظر تاجیک ها درباره ایران

منبع تصویر، AFP

اعتراضات سراسری و ناآرامیهای گسترده اخیر در شهرهای مختلف ایران واکنشهای مختلفی را در جامعه تاجیکستان و در میان کاربران تاجیک در فضای مجازی به دنبال داشته است.

بسیاری از کاربران تاجیک شبکه‌های اجتماعی می‌گویند در حالی که با اعتراضات خود را همنوا می‌دانند، اما از احتمال گسترش دامنه بی ثباتی در این “کشور همزبان” نگرانند. برخی خواهان سرنگونی جمهوری اسلامی هستند و برخی هم در دفاع از نظام جمهوری اسلامی در این شبکه‌های اجتماعی سخن می‌گویند.

در زیر نظرات چندی از کاربران تاجیک شبکه فیسبوک در این مورد که رویدادهای اخیر در ایران برای آنها چه اهمیتی دارد و این تحولات چه تاثیری می‌تواند در کشورهای آسیای میانه برجا گذارد:

قناعت عادل، تحلیلگر مسایل تاجیکستان و آسیای میانه:نظر تاجیک ها درباره ایران

منبع تصویر، Personal Archive

اقتصاد ایران طی سالهای زیادی تحت فشار تحریمهای بین‌المللی قرار گرفته بود. در سال ۲۰۱۵ بسیاری از محدودیتها به عنوان بخشی از توافق هسته‌ای با قدرتهای جهانی لغو شد، اما ایرانیان عادی از این بهره قابل توجهی نبردند. نقض گسترده حقوق بشر که از سوی سازمانهای حقوق بشر و روزنامه نگاران گزارش می شود، ادامه دارد.

به جای سرمایه گذاری در حوزه اجتماعی، حکومت جمهوری اسلامی ترجیح داد از وجوه به دست آمده از لغو تحریمها برای شرکت در درگیریهای خارجی، بویژه در جهان عرب، و برای رویارویی با اسرائیل و غرب که برای ایرانیان فایده ای ندارد، استفاده کند. و این به طور مستقیم در شعارهای توده های معترض بیان شد.

به نظر من، به نفع مردم ایران است که نظام جمهوری حفظ شود، اما به مطالبات مردم رسیدگی کند. برای جمهوری اسلامی، زمان آن فرا رسیده که سیاست داخلی خود را بازبینی کند: سیاست اجتماعی را تقویت سازد، از تکیه به دُگمهای مذهبی و امتیاز دادن به فرقه ای خاص در جامعه ای که چندعقیدتی و چندقومیتی است، پرهیز کند و مکالمه با محافل ایرانیان برونمرزی، از جمله با طرفداران نظام پادشاهی را آغاز کند.

فرصت بازنگری در اولویتهای سیاست خارجی ایران هم فرا رسیده، باید ایران با اسرائیل و کشورهای غربی مصالحه کند و همکاری گسترده در مقیاس پیشین با آنها را احیا سازد. آسیای میانه به یک ایرانِ قوی و صلح جو علاقمند است که بتواند برای ما به یک پل قابل اعتماد به کشورهای توسعه یافته جهان و آبهای آزاد تبدیل شود.

مریم دولتوا، فعال امور زنان:

شخصا برای من این روند در این شکل خیلی دردناک است. زیرا چنین تظاهرات اگر درست ارزیابی نشود از جانب حکومت، می‌تواند باعث درگیریهای طولانی و پرخطر شود. ایران از همسایه‌های منفعت ناک (پرمنفعت) ملت تاجیک است.

بسیاری از ارزشهای فرهنگی و تاریخی ما آنجا حفظ شده‌است. از قدمجای و مزارهای بزرگان گرفته تا کتابها و تحقیقات علمی سالهای اخیر. همه اینها زیر خطر خواهند بود، بویژه اگر دشمنان بخواهند از این ناآرامی استفاده کنند و خدا نکرده اندک هم موفق شوند.

برای ملت ما ناآرامی افغانستان که این کشور را منبع خطر نموده است، کافی است. البته بین وضع سیاسی این کشورها تفاوت زیاد است و امیدوارم که فرهنگ مدارای نیاکان غالب ‌آید و بزودی آرامی در ایران نازنین برقرار ‌شود.

به فکر من، رویدادهای ایران نمی‌تواند در آسیای میانه تاثیر گذارد. شرایط خیلی متفاوت است. در کشورهای ما هر آیینه دمکراسی تا ‌اندازه‌ای موجود است. بعدا (در عین حال) دشمنان بیرونی هم اینجا مناسبت (دلایل) دیگری دارند.

سعیدشا اکرمف، پزشک:

منبع تصویر، Facebook

شخصا طرفدار نظام اسلامی نیستم. تغییر در ساختار دولتی بهتر است از راه انتخابات صورت بگیرد، نه انقلاب. چونکه ایران یک دولت دارای قومهای مختلف است. انقلاب می‌تواند به پراکندگی رساند یا این که حوادث سوریه که با دست ابرقدرتها رخ داد و دولت را خراب کرد، تکرار شود.

حفیظ بابایاراف، جامعه شناس:

پادکست چشم‌انداز بامدادی رادیو بی‌بی‌سی

برنامه ها

پایان پادکست

تظاهرات ایران به تاجیکستان چه می‌آموزد؟ پیش از همه، باید به نخبگان سیاسی تاجیکستان درسی شود که همه گونه فشار و ظلم به خاطر حفظ حکومت و نظام خودکامه و منحصر به آنها تاثیر کوتاه مدت دارد. آنها باید اراده مردم را در نظر داشته باشند که نیروی تعیین‌کننده نظام سیاسی می‌باشد.

همچنین، تظاهرات در اصل خود مدنی مردم ایران پیامهایی برای مخالفان حکومت تاجیکستان دارند. یکی این که نظامهای خودکامه را بی‌اراده مردم نمی‌شود اصلاح کرد و در عین زمان، تظاهرات مردمی باید حد اکثر مدنی، از پیش برنامه‌‌ریزی شده و مدیریت ‌پذیر باشند. مخالفان و فعالان شهروندی باید در نظر داشته باشند که حکومتهای خودکامه کوشش خواهند کرد تظاهرات مدنی را به خشونت کشند، تا برای سرکوبی آنها بهانه پیدا کنند.

پیام دیگر و خیلی مهمی که تظاهرات ایران به فعالان سیاسی و شهروندی تاجیک می‌دهد، این است که مقاومت شهروندی و مدنی برای عدالت سیاسی و اجتماعی مؤثرتر از مبارزه سرسختانه ایدئولوژیک، چه مذهبی و چه غیرمذهبی، به شمار می‌رود.

مبارزه ایدئولوژیک می‌تواند تا زمانی موفق گردد، ولی آن نمی‌تواند همبستگی عمومی به وجود آرد و نظام خودکامه را اصلاح کند. پیام سوم که البته آخرین نیست، اهمیت و امکان تعیین‌کننده شبکه‌های اجتماعی و واسطه‌های ارتباط اینترنتی در هماهنگسازی تظاهرات در فضا و زمان مختلف به شمار می‌رود.

بابا صالح‌زاده، نویسنده

برای من مهم ایران متمدن، مترقی، فرهنگی و دوست بی‌غرض ما است. رژیمها می‌آیند و می‌روند. خوب می‌بود اگر از طریق انتخابات آزاد، بی‌خون‌ریزی و انقلاب تحولاتی صورت می‌گرفت. من به معرفت مردم ایران باور دارم. از این واقعه‌ها قدرتهای جهانی، دشمنان رژیم چه گونه استفاده می‌کنند، تاثیر‌گذار خواهد بود.

برای تاجیکستان که در کنار افغانستانِ ناآرام جایگیر است، مهم است که آن به بدتر شدن اوضاع در این کشور تاثیر‌گذار نباشد. در آغاز گفتمانها جهت بهبود مناسبتها بین مقامات مربوطه دو کشور که می‌تواند در آینده به اجرای لایحه‌های مهم اقتصادی، فرهنگی مساعدت نماید، این وضع وخیم بی تاثیر نیست. همچنین، برای ما آرامی و آسودگی یک کشور بزرگ همزبان نیز مهم است.

نورالدین قرشی‌بایف، فعال رسانه:

مسلم است که هیچ رژیمی ابدا حکم‌رانی نخواهد کرد. تحولات ایران حق مردم این کشور است که رهبری‌اش باید به آن ارج گذارد. البته، تظاهرات در شرایط و زمینه جهانی شوی تاثیر خود را به افکار جامعه کشورهای همسایه و منطقه هم می‌گذارد.

این تاثیر مثبت یا منفی می‌شود، از مناسبات رهبری سیاسی کشورها به آزادی بیان و عکس‌العمل آنها به چالشهای معاصر در فضای اطلاعاتی مربوط خواهد بود. احتمالا چنین تأثیر استثنا نیست، ولی به نظر من، جامعه کشورهای آسیای میانه‌ و بازیگران ژئوپلتیکی منطقه به چنین تحولات آماده نیستند.

اسفندیار نظر، شاعر مهاجر در آلمان

نخست، این تحولات به ذهن جامعه ترس خورده تاجیکستان تکان مثبتی می‌دهد. دوم، این تحولات آشکار می‌سازد که هیچ رژیمی مداوم باقی نمی‌ماند. سوم، آشکار می‌شود که خودکامگی را هیچ ملتی تحمل ندارد. چهارم، اساساً کسانی در این حال اظهار عقیده می‌کنند و از تحولات این روزهای ایران کف به کف زده و خوشحالی می‌کنند که خود ابدا از داخل آن کشور و مشکلات آن آگاه نیستند.

تنها علت خوشحالی‌شان زمانی نگرفتن ویزا یا چیز دیگری بوده است. تنها چند روزنامه‌نگار واقعا حرفه‌ای از دید روزنامه‌نگاری به اوضاع نگریسته و حرفشان را می‌زنند. تغییر اوضاع در شرایط کنونی ایران صد در صد به منفعت کشورهای ابرقدرتی است که دیر باز می‌خواهند از ایران انتقام خویش را بگیرند.

ایران ناگزیر است که برای تغییر قوانین دُگم شده آخوندیت تصمیم بگیرد. ناوابسته به چگونگی رژیم – تغییر یا بازماندن آن، ایران همیشه به سود خویش کوشش می‌کند و کسی جز خود ایرانیها حق دخالت در این تحولات را ندارد.

نظردهی بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی تاجیک خنده‌آور است. آنها توان حرفی زدن برای اصلاح جامعه خود ندارند، از مشکلات روی هم ریخته کشور خود، از ستم سالاری و خودکامگی حرفی نمی‌گویند، از خرابی زبان و ذلیلی آن حرفی نمی‌گویند، از فشار به مطبوعات آزاد و در مهلکه افتادن تدریجی کشور حرفی نمی‌گویند… اما ایران را می‌خواهند که “دمکرتیک” و “آزاد” سازند. ایران را می‌خواهند به دست آرند… مگر (آیا این) خنده‌آور نیست؟

© 2022 بی بی سی. بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست. سیاست ما درباره لینک دادن به سایت های دیگر.

یک مردم‌شناس گفت: ایران فرصت‌های زیادی برای گسترش نفوذ فرهنگی، فعالیت‌های اقتصادی، توسعه‌ی گردشگری و … در تاجیکستان دارد که متأسفانه بیشتر این فرصت‌ها را به‌شکل تأسفباری از دست می‌دهد.

یک مردم‌شناس گفت: ایران فرصت‌های زیادی برای گسترش نفوذ فرهنگی، فعالیت‌های اقتصادی، توسعه‌ی گردشگری و … در تاجیکستان دارد که متأسفانه بیشتر این فرصت‌ها را به‌شکل تأسفباری از دست می‌دهد.

امیر هاشمی‌مقدم در گفت‌وگو با خبرنگار سرویس میراث فرهنگی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، اظهار کرد: اولین نکته به خط رسمی تاجیکستان مربوط است؛ این کشور مانند سایر جمهوری‌های دیگری که تحت سلطه‌ی شوروی بودند، در زمان تسلط شوروی مجبور بود از خط سیریلیک روسی استفاده کند. پس از استقلال این کشور از شوروی، کشوری مانند ترکیه در ترکمنستان نفوذ فرهنگی پیدا کرد و خط ترکی را که در واقع، خط لاتین دست‌کاری‌شده است و حتی یک سده هم قدمت ندارد در ترکمنستان به‌عنوان خط رسمی ثبت کرد.

نظر تاجیک ها درباره ایران

او ادامه داد: در این میان، ایران موفق نشد خط فارسی را که بسیاری از بزرگان و مشاهیر مشترک ایران و تاجیکستان به آن خط کتابت می‌کردند، در این کشور رسمی کند. بنابراین تاجیکستان همچنان از خط سیریلیک روسی استفاده می‌کند. تردیدی نیست که این خط در تاجیکستان (مانند بعضی دیگر از جمهوری‌های استقلال‌یافته) جای خود را به خطی دیگری می‌دهد. متأسفانه وضعیت موجود نشان نمی‌دهد که این خط، فارسی باشد و به احتمال زیاد، خط لاتین جایگزین خواهد شد. البته مجلس این کشور یک‌بار به رسمی شدن خط فارسی در این کشور رأی داد؛ ولی پس از چندی، دوباره خط سیریلیک بازگشت و اگر حمایت‌های لازم از سوی ایران انجام می‌شد، بی‌تردید چنین نمی‌شد.

این پژوهشگر که برای انجام مطالعات میدانی به تاجیکستان سفری داشته است،‌ بیان کرد: ‌اکنون در این کشور آموزش خط فارسی تقریبا اختیاری است و بعضی مردم به‌واسطه‌ی علاقه‌ی زیادی که به فرهنگ گذشته‌ی خود و ایران دارند، آن را فرا می‌گیرند؛ اما فقط در حد خواندن، چون تمرین نوشتن ندارند و برای‌شان ضرورتی هم ندارد. همان خواندن را هم کامل بلد نیستند به‌طوری که وقتی یک کتاب فارسی مقابل‌شان قرار می‌گیرد نمی‌توانند آن را بدون ایراد بخوانند. آن‌ها دیوان شاعران بزرگی مانند رودکی، فردوسی، حافظ، سعدی، مولوی و … را با خط سیریلیک می‌خوانند! از طرف دیگر، زبان‌شان هم به‌دلیل حضور تعداد بسیار زیادی واژه‌ی روسی دچار تغییر شده است.

هاشمی‌مقدم توضیح داد: تاجیک‌ها نه‌تنها به تاریخ پیش از اسلام در ایران علاقه‌ی زیادی دارند، بلکه در این زمینه از خود ما ایرانی‌ها بسیار پیش‌روتر هستند. آن‌ها پاسداران بهتری برای تاریخ ایران پیش از اسلام هستند! موزه‌ی «خجند» پُر از تصاویر مربوط به تخت جمشید و تندیس‌های شاه‌های هخامنشی و سرستون‌های تخت جمشید است. آن‌ها شهر «استروشن» در نزدیکی خجند را «کورش‌کده» می‌نامند و می‌گویند که حدود 2500 سال پیش، کورش کبیر این شهر را بنیاد نهاده‌ است. به همین دلیل، در سال 2003 به‌مناسبت بنیان‌گذاری شهرشان، جشن‌های 2500 ساله برگزار کردند و قلعه‌ای زیبا و باشکوه را نیز روی تپه‌ی «مغ‌ها» ساختند.

این مردم‌شناس گفت: توجه به خواست و علاقمندی‌های مردم در زمینه‌ی تاریخ باعث شده است، تفاهم و توافق مناسبی بین دولت و مردم این کشور در این زمینه به‌وجود آید. برای نمونه «امیراسماعیل سامانی» قهرمان ملی این کشور است که مردم و دولت برای او احترام زیادی قائل‌اند. درباره‌ی اقدامات دولت نیز می‌توان گفت که واحد پول آن‌ها «سامانی» است، همچنین نام بلندترین قله‌ی این کشور را که 7495 متر ارتفاع دارد، به نام این پادشاه گذاشته‌اند و دولت در بیشتر شهرهای بزرگ، تندیس‌های چند 10 متری از این پادشاه ساخته و نصب کرده‌ است. به علاوه، در هر شهری که تندیس «امیراسماعیل» در آن وجود دارد، عروس و دامادها در بخش جدایی‌ناپذیر مراسم عروسی خود، به پای تندیس او می‌روند و فیلم و عکس می‌گیرند و این، نشان‌دهنده‌ی تعهدشان نسبت به آرمان‌های او در زمینه‌ی حفظ کشور است.

او اظهار کرد: امیراسماعیل نماد خوبی از وحدت میان مردم و دولت این کشور است. نمی‌دانم آیا در ایران می‌توان چنین شخصیتی را پیدا کرد. گاهی می‌بینیم شخصیت‌هایی که مورد توجه حکومت هستند و سرمایه‌گذاری‌های زیادی روی آن‌ها می‌شود، جایگاه نازلی بین مردم و به‌ویژه جوانان دارند و در مقابل، شخصیت‌هایی هم هستند که از طرف مردم نماد کشور ایران هستند، ولی دستگاه‌های رسمی آن‌ها را تأیید نمی‌کنند.

هاشمی‌مقدم درباره‌ی رابطه‌ی ایران و تاجیکستان، توضیح داد: اکنون ارتباط فرهنگی مردم تاجیکستان از روش‌هایی برقرار می‌شود که می‌توان مدعی شد، سیاست فرهنگی حاکم بر ایران آن‌ها را تأیید نمی‌کند. در حالی که به‌نظر می‌رسد دست کم به‌واسطه‌ی این روش‌ها می‌توان زبان فارسی را که اکنون در تاجیکستان با لغات روسی بسیار آمیخته شده است، نجات داد. البته فراتر از این‌ها هم می‌توان عمل کرد که به برنامه‌ریزی نیاز دارد. با وجود اشتیاق زیاد تاجیک‌ها نسبت به ایران و فرهنگ ایرانی، آن‌ها اطلاعات ناقص و در موارد زیادی، نادرستی درباره‌ی ایران دارند و به‌نظر نمی‌آید رایزنی فرهنگی ایران در این کشور توانسته باشد کار قابل توجهی انجام دهد.

او بیان کرد: اکنون کلاس‌های آموزش خط فارسی در تاجیکستان فقط در ساختمان رایزنی ایران برگزار می‌شود. این ساختمان کتابخانه‌ای غنی از کتاب‌های فارسی در همه‌ی حوزه‌های انسانی دارد که اغلب خالی یا بسیار خلوت است. این دو، مهم‌ترین فعالیت رایزنی فرهنگی ایران در تاجیکستان است. البته این انتقادات به شخص رایزن مربوط نیست، بلکه متوجه سیاست‌های کلی نظام در این زمینه است، وگرنه به نظرم با همان امکانات اندکی که رایزن فرهنگی ایران دارد، تا همین‌جا هم خوب کار کرده است،

او با اشاره به این‌که در بعضی موارد، ایران فعالیت‌های نیمه‌کاره‌ای را انجام داده که باعث ایجاد نگاه منفی بین مردم تاجیکستان شده است، توضیح داد: یکی از این اقدامات، ساخت تونل «ورزاب» در راه شهر «دوشنبه» به «خجند» که مایه‌ی گلایه‌ی تاجیک‌ها از ایرانی‌ها شده است؛ این تونل که بیش از پنج کیلومتر طول دارد، در ارتفاع 3700 متری از سطح دریا توسط پیمانکاران ایرانی ساخته شده است؛ اما نه هواکش دارد، نه چراغ روشنایی و نه آسفالت! کف آن هم دست‌اندازها و چاله‌های زیادی دارد که یک خودرو به‌راحتی درون آن گیر می‌کند. در چند نقطه از کف این تونل نیز چشمه‌ی آب جوشیده و چاله‌های آب بسیار بزرگی را ایجاد کرده که به گفته‌ی یکی از ایرانی‌ها، بیشتر شبیه دریاچه است. این تونل همیشه ترافیک بسیار سنگینی ایجاد می‌کند و باعث می‌شود سرعت حرکت خودروها بسیار کند شود که با توجه به کمبود اکسیژن در تونل، ارتفاع کم سقف و دود بسیار زیاد خودروها، شرایط نامناسبی در آنجا ایجاد می‌شود.

او افزود: پیش و پس از ساخته شدن این تونل، تونل‌های زیادی توسط پیمانکاران چینی در همین جاده و دیگر جاده‌ها ساخته شدند که استاندارد و مناسب هستند. راننده‌ها و مسافران نیز این تونل‌ها را مقایسه و دولت را نقد می‌کنند که چرا این یک تونل را هم به جای ایرانی‌ها، به چین واگذار نکرد؟ اکنون نیز بسیاری از پروژه‌های عمرانی کشور تاجیکستان را چین در اختیار گرفته است.

هاشمی‌مقدم در ادامه گفت: کاشی‌کاری گنبد آرامگاه رودکی در روستای «پنج‌رود» توسط ایران انجام شد؛ براثر بارندگی، آب از لابه‌لای کاشی‌ها نفوذ کرد و به این بنا آسیب رساند. به همین دلیل، تاجیک‌ها همه‌ی کاشی‌هایی را که ایرانی‌ها کار کرده بودند، کندند و خودشان گنبد را کاشی‌کاری کردند.

او در پایان اضافه کرد: در ماده‌ی 113 برنامه‌ی توسعه‌ی چهارم آمده که ایران باید از ظرفیت‌ها و مزیت‌های فرهنگی، در تسهیل و بهبود روابط و مناسبات بین‌المللی استفاده کند، این در حالی است که ایران نه‌تنها از چنین ظرفیت‌هایی استفاده نمی‌کند، بلکه در حال فرصت‌سوزی است.


انتهای پیام

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

تاجک (تاجیکی: Тоҷик)، تاجِک، تاژیک، فارسیوانان تاجک یا فارس‌های تاجک نامی است بر مردم فارسی زبان و آریایی تبار[۱۲] و که در آسیای مرکزی، تاجکستان و افغانستان زندگی می‌کنند، اطلاق می‌شود. تاجک‌ها امروزه اکثراً در تاجکستان، افغانستان و جنوب ازبکستان نیز زندگی می‌کنند.

در ایران تعداد زیادی از تاجک‌ها در منطقهٔ ورامین واقع در جنوب‌شرق تهران ساکن هستند. تاجک‌ها از قدیمی‌ترین اقوام ورامین و ایران هستند که هنوز هم نام خانوادگی بیشتر این مردم همان تاجک باقی‌مانده است. ورامین در زمان حکومت ساسانیان یکی از قریه های (راگا) ری بوده[۱۳] اکثر تاریخ شناسان معتقدند که تشکیل خلق تاجک در این نواحی مربوط به دوران ساسانیان بوده و آنها یکی از قدیمی‌ترین و اصیل ترین باشندگان این مناطق هستند.[۱۴][۱۵][۱۶]

تاجک‌ها همچنین در قسمت‌هایی از فارس، اصفهان و قسمت‌هایی از شمال‌غربی هرمزگان نیز به سر می‌برند.

مردم تاجک از نظرِ زبان، فرهنگ و تاریخ بسیار نزدیک به فارسی‌زبانان ایران‌ هستند. تاجک‌های چین با وجود این که به نام تاجک شناخته می‌شوند به زبان‌های آریایی شرقی صحبت می‌کنند و از تاجک‌های فارسی‌زبان متمایزاند.[۱۷][۱۸]
نظر تاجیک ها درباره ایران

نام‌های دیگر برای مردمِ تاجک، فارسی، پارسیوان یا پارسیبان و دهقان (به تاجیکی: Деҳқон) است.[۱۹] دهقان در قدیم به ایرانی اصیلِ صاحبِ ملک و زمین اعم از ده‌نشین و شهرنشین اطلاق می‌شده و مقابلِ تازی و بری پنداشته می‌شده که چادرنشین و بدوی بودند.[۲۰]

خاستگاه واژهٔ تاجک نامعلوم است. شرح و بیان معنای این واژۀ تاریخی در چند مقالهٔ علمی تحلیل و بررسی شده‌است. در این‌جا دیدگاه‌های چند تن از دانشمندان به‌طور فشرده در مورد تاریخ واژهٔ «تاجک» درج شده‌است:

براساس چند پژوهش خاورشناسان تاریخ تشریح واژهٔ «تاجک» در نیمۀ اول سدۀ ۱۹ میلادی مورد توجه دانشمندان غرب قرار داشته‌است.
گروهی از دانشمندان بر این باورند که «تاجک» واژهٔ ایرانی شرقی است که شاید توسط باشندگان آسیای میانه بر عرب‌های فاتح منطقه اطلاق می‌شده‌است، ریشهٔ این واژه به طایفهٔ عربی «طای» (تازی) برمی‌گردد و این واژه از سدۀ یازدهم میلادی به بعد به مردم ایرانی مشرقی اطلاق می‌شود براساس شکل فارسی میانۀ واژهٔ تاجک یا تازیک به معنای «عرب» نام تاجک را نیز به عرب نسبت داده‌اند. اما این همگونی یا شباهت آوایی در ربط دادن نام این دو مردم مختلف را گروه دیگر دانشمندان با آوردن دلیل‌ها رد می‌کنند.
در فرهنگ انگلیسی آکسفورد تاجک را «یک پارسی» و کسی که نه عرب و نه ترک باشد، تعریف شده‌است.

بهار در سبک‌شناسی آورده‌است: ایرانیان از قدیم به مردم اجنبی «تاچک» یا «تاژک» می‌گفته‌اند، چنان که یونانیان «بربر» و اعراب «اعجمی» یا «عجم» گویند. این لفظ در زبان فارسی دری نو، «تازی» تلفظ شد و رفته‌رفته خاص اعراب گردید، ولی در توران و فرارود لهجهٔ قدیم باقی و به اجانب «تاچک» می‌گفتند و پس از اختلاط ترکان آلتایی با فارسی‌زبانان آن سامان، لفظ «تاچک» به همان معنی داخل زبان ترکی شد و فارسی‌زبانان را «تاجک» خواندند و این کلمه بر فارسیان اطلاق گردید و ترک و تاجک گفته شد.[۲۶]

به‌هر صورت، اثبات این که واژهٔ تاجک پیش از تسخیر آسیای میانه توسط ترکان کاربرد داشته بسیار مشکل است و این که از سده پانزدهم میلادی به بعد باشندگان ایرانی منطقه خود را تاجک می‌نامیدند، تا خودشان را ترک‌ها تمیز دهند. همچنان که شاعر میر علی‌شیر نوایی هم این را گفته‌است.

در ادبیات ترکی-فارسی فاتحان تیمور و بابر، واژهٔ تاجک به منشیان و دبیران فارسی‌زبانی اطلاق می‌شده،که به زبان عربی تحصیل کرده‌اند. در دورهٔ صفوی، «تاجک» به مدیران و نجیب‌زادگان دربار اطلاق می‌شده که به جنبش قزلباش مرتبط بودند.

به گفتۀ میرزا شکورزاده، پژوهشگر تاجک و نویسندهٔ کتاب «تاجکان در مسیر تاریخ»، براساس پژوهش‌ها مردم پارسی‌گوی در بسیاری از نقاط آسیای میانه، ایران و افغانستان و حتی کشمیر و کاشغر خود را «تاجک» معرفی کرده‌اند. واژۀ «تاجک» در ادبیات کلاسیکی فارسی زیاد کاربرد شده و کاربرد آن غالباً در برابر ترک و عرب صورت گرفته‌است:

مثلاً سعدی می‌گوید:

شاید که به پادشاه بگویند،
ترک تو بریخت خون تاجک.

و یا جامی اشاره‌ای دارد دربارهٔ علی‌شیر نوایی که:

او که یک ترک بود و من تاجک،
هردو داشتیم خویشی نزدیک.

و باز سعدی در جای دیگر می‌گوید که:

نگار ترک و تاجکم کند صد خانه ویرانه،
به آن چشمان تاجکانه و مژگان ترکانه.
.

تاجکان گروه‌های عمدهٔ قومی در افغانستان در شهرهای کابل، هرات و ولایات بدخشان، پروان، پنجشیر، کاپیسا، سمنگان، سرپل، تخار،اند. در ازبکستان بیشترین جمعیت شهرهای سمرقند و بخارا را تشکیل می‌دهند و به‌شمار زیاد در ولایت‌های کشک‌دریا و سرخان‌دریا در جنوب و در امتداد سرحدات شرقی ازبکستان با تاجیکستان و همچنین در درۀ فرغانه (در ولایت‌های فرغانه و نمنگان) زندگی می‌کنند. در گذشته تاجک‌ها در مناطق وسیع‌تری از آسیای میانه سکنی داشتند، ولی به سبب تهاجم گستردهٔ ترکان از شمال و شرق به این منطقه جابه‌جا شدند.

امروزه تاجکان حدود ۷۹٫۹٪ تا ۸۴٫۴٪ جمعیت تاجیکستان و بنابر منابع مختلف ۲۷٪ تا ۳۲٪ [۲۷] یا۲۳ [نیازمند منبع] یا ۳۵٪ [نیازمند منبع] یا ۳۷٪ [نیازمند منبع] یا ۳۹٪[نیازمند منبع] از جمعیت افغانستان را تشکیل می‌دهند. براساس آمار رسمی ازبکستان تاجک‌ها ۵٪ جمعیت کل این کشور را شامل‌اند. اما آمارهای غیررسمی تعداد تاجیک‌های این کشور را میان ۸ تا ۱۱ میلیون (۲۵٪ تا ۳۵٪) تخمین می‌زنند.[۳][۴][۵] ولایت‌های سمرقند، بخارا، سرخان‌دریا، کشک‌دریا، نمنگان، فرغانه و سیردریا از مناطق تاجیک‌نشین ازبکستان‌اند. برخلاف آمار رسمی فارسی‌زبانان ازبکستان (تاجیک‌ها) ۳۰ تا ۴۰ درصد برآورد شده‌اند.[۲۸][۲۹][۳۰][۳][۴][۵] نمایه‌های رسمی سرشماری کشور ازبکستان شمار تاجیکان این کشور را پیرامون ۵ درصد کل جمعیت اعلام کرده‌اند و این نمایه‌ها به همین شکل بدون چون و چرا از سوی بیشتر غربیان دانشگاهی، روزنامه‌نگار و نویسندگان راهنماهای مسافرتی تکرار شده‌اند. در همین حال تاجیک‌ها در سراسر ازبکستان بر این پافشاری دارند که این نمایه بیشتر به ۲۵ تا ۳۰ درصد نزدیک است و بر این که تاجیک‌ها ۷۰ درصد باشندگان (جمعیت) سمرقند، پایتخت پیشین و دومین شهر بزرگ ازبکستان و بیش از ۹۰ درصد مردم بخارا را تشکیل می‌دهند تأکید می‌کنند. بیشتر مردم منطقۀ کوهستانی شمال خاوری تاشکند، آنسوی سد چورووک تاجیک‌اند، همچنین مردم بخش‌هایی از درۀ فرغانه، استان جیزَّخ، سرخان‌دریا و کشک‌دریا. استادان دانشگاه دولتی سمرقند کل جمعیت تاجیک ازبکستان را ۶ تا ۷ میلیون نفر (۱۸٪ تا ۲۱٪) برآورد می‌کنند. این شمار دو برابر یا بیش از دو برابر جمعیت تاجیکان در جمهوری تاجیکستان است.[۳۱][۳۲] پان‌ترکیسم از اواخر سدۀ نوزدهم یکی از عناصر اصلی در جعل جمهوری بخارا بود. در تمام نقاطی که ساکنانش پارسی (تاجیک) بودند مدارس به زبان ترکی جغتایی ایجاد شد و دانش آموزان تاجیک به اجبار به این مدارس می‌رفتند.[۳۳]

براساس آخرین سرشماری اتحاد جماهیر شوروی که در سال ۱۹۸۹ انجام شد ۴٬۲۱۵٬۳۷۲ نفر از اهالی این کشور خود را تاجیک معرفی کرده‌اند. از این تعداد ۳٬۱۷۲٬۴۲۰ نفر در جمهوری تاجیکستان، ۹۳۳٬۵۶۰ نفر در ازبکستان، ۳۸٬۲۰۸ نفر در روسیه، ۳۳٬۵۱۸ نفر در قرقیزستان، ۲۵٬۵۱۴ نفر در قزاقستان، ۴٬۴۴۷ نفر در اوکراین، ۳٬۱۴۹ نفر در ترکمنستان بوده‌اند.[۳۴]

بدخشان، تخار، کاپیسا، بلخ، جوزجان، پروان، کابل، بغلان، پنجشیر، و هرات مناطق هستند که تاجیک‌ها در آن سکنی دارند. البته تاجیک‌ها در بسیاری از ولایات افغانستان زندگی می‌کنند.تاجیک ها همچنین درصد بیشتری از مردمان بومی و ساکن شهر ورامین رو تشکیل میدهند که در سرشماری ها جزو اقوام پارس حساب میشوند و از لحاظ ظاهری شباهت زیادی به پارس ها و بقیه تاجیک ها دارند.پارس ها و تاجیک ها به سبب شباهت زیاد فرهنگی،ظاهری و… روابط خوبی باهم دارند و در خیلی از مراتع تاجیک ها و پارس ها یک گروه شناخته شده اند.امروزه در کشورهایی مثل ایران اقوام تاجیک،پارس محسوب میشوند و به اصطلاح برادران ایرانی تبار گفته میشوند.

از دیدگاه ظاهری، بیشتر تاجکان متعلق به نژاد مدیترانه‌ای هستند که شاخه‌ای از نژاد سفید (قفقازی) محسوب می‌شود. با این که اکثر تاجک‌ها دارای مو و چشمان تیره با پوست گندم‌گون تا سپید هستند، رنگ مو و چشمان روشن در میان آنان کمیاب نیست، به ویژه در مناطق کوهستانی مانند بدخشان. برخی از تاجیک‌های آسیای میانه دارای آمیزهٔ ترکی-مغولی هستند، در حالیکه تاجیک‌های کوهستان‌نشین مناطق دورافتاده بیشتر به باشندگانی می‌مانند که پیش از تازش و مهاجرت ترکان و مغولان می‌زیسته‌اند. همچنین اقلیت کمی از تاجیک‌های افغانستان نیز دارای آمیزهٔ ترکی و یونانی هستند. برخی پژوهش‌های ژن‌شناسی نشان داده است که اقوام ترک و تاجیکی که در امتداد جادۀ ابریشم سکونت دارند، از نگاه شجره‌شناسی زیست‌شناسی از هم چندان تفاوتی ندارند و از نگاه ژن‌شناسی، تفاوت میان این دو گروه قومی کمتر از یک درصد است.[۳۵]

گفته می‌شود در حدود ۱۰٪ از تاجیک‌ها موی بلوند دارند، که بیشتر در ناحیۀ زرافشان و پامیر فراوانند.[۳۶]

نوشتار اصلی: فارسی (پارسی)

زبان تاجک‌ها فارسی است. این زبان در کشورهای افغانستان، تاجکستان، ازبکستان، ایران و چین صحبت می‌شود. فارسی لهجه‌های محلی و منطقه‌ای دارد. مثلاً فارسی بدخشی، فارسی دوشنبه‌گی، فارسی فرغانی، فارسی سمرقندی، مشهدی، تهرانی، اصفهانی، هراتی، کابلی، پنجشیری، فارسی هزارگی و … .تاجیک های ایران و شهرهایی مثل ورامین تنها گروهی از تاجیک ها هستند که به وسیله حضور در ایران لهجه خاصی ندارند و به پارسی ایرانی سخن میگویند.

لهجهٔ هزارگی پارسی ویژهٔ مردم هزاره است که آن‌ها نظر به منطقه لهجه‌های محلی خود را دارند.

آنچه فارسی دری خوانده می‌شود، گونهٔ ادبی و رسمی فارسی است که در سراسر قلمرو فارسی تقریباً یکسان است. فارسی‌زبانی هندواروپایی از شاخهٔ هندوایرانی و زیرشاخهٔ زبان‌های ایرانی است. فارسی تاجیکی زادهٔ زبان فارسی است که همراه با دری از لهجه‌های شرقی فارسی محسوب می‌شوند.

در تاجیکستان، زبان روسی نیز در امور دولتی و تجاری به‌طور گسترده کاربرد می‌شود.

اکثریت تاجکان پیرو مذهب سنی اسلام هستند، اگر چه اقلیت‌های کوچک اسماعیلی و شیعۀ دوازده امامی نیز در دسته‌های پراکنده وجود دارند. افزون‌بر این، جوامع کوچک یهودی (مشهور به یهودیان بخارایی) از دوران باستان در شهرهای سمرقند و بخارا، و به تعداد کمتر در شهرهای هرات و کابل و جاهای دیگر زیسته‌اند. در سدۀ بیستم یهودیان تاجیک به کشورهای اسرائیل و ایالات متحده آمریکا مهاجرت می‌کنند، اگر چه بیشتر این مهاجران پیوندهای خود با زادگاهشان را حفظ کرده‌اند. با توجه به ظهور مسیونرهای (مبلغان) مسیحی در آسیای میانه از زمان فروپاشی شوروی، جمعیت تاجیکان مسیحی تقریباً وجود دارد.

فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و جنگ‌های داخلی در افغانستان باعث احیای ملی‌گرایی تاجیکان در منطقه شده‌است. به ویژه تاجیکستان نقطهٔ کانونی این حرکت بوده. دولت تاجیکستان با آگاهی تمام کوشیده‌است تا میراث امپراتوری سامانیان، نخستین حکومت تاجیک مسلط بر منطقه را پس از حملهٔ تازیان دوباره زنده کند.

در سال‌های ۱۹۲۴ میلادی سمرقند و بخارا دو شهر عمدهٔ تاجیک‌نشین با سیاست‌های شوروی پیشین از تاجیکستان جدا گشته و به ازبکستان پیوست. دولت ازبکستان با سیاست فارسی‌ستیزی خود همچنان محدودیت‌های آموزشی و رسانه‌ای سختی ضد زبان فارسی پیاده کرده‌است.[نیازمند منبع]

به گفته رستم شاهمراد، وزیر دادگستری تاجیکستان، حدود ۱۹ هزار نفر از ساکنان این کشور در شش‌ماهۀ نخست سال ۲۰۱۴ میلادی نشانه (پسوند) روسی را از نام خانوادگی خود حذف کردند و در شناسنامه‌های خود، صاحب نام‌های سنتی شدند. «اُف» و «آوا» نشانه‌های زبان روسی است که در انتهای نام‌های مردانه و زنانۀ شهروندان تاجیکستان وجود دارد. امام علی رحمان رئیس‌جمهوری تاجیکستان نیز سال‌ها پیش نشانۀ روسی را از نام خانوادگی خود حذف کرد.[۳۷]

امیر حکومت کاشغریه که تقریباً ایالت سین کیانگ امروزی را در بر می‌گرفته تاجیکی به نام محمد یعقوب بیگ بوده‌است.[نیازمند منبع] تاجیکان یکی از ۵۶ قومیت رسماً شناخته شده در جمهوری خلق چین هستند. این گروه با ۴۱٬۰۲۸ نفر جمعیت (سرشماری سال ۲۰۰۰) دارند. بیشتر آن‌ها در شهرستان خودمختار تاجیک‌نشین تاش‌قُرغان در استان سین‌کیانگ زندگی می‌کنند. شهری در دروازۀ غربی چین و در کنار قله‌های مرتفع قسمت شرقی فلات پامیر که در دهۀ ۱۹۵۰ ساخته شد و بقیۀ آن‌ها هم در جنوب سین‌کیانگ پراکنده هستند.[۳۸] برخی از پژوهش‌ها آنان را مجموعه‌ای از چندین گروه قومی ایرانی شرقی می‌پندارند که منسوب به تاجیک‌های تاجیکستان می‌باشند.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «IranicaDupree» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «Canada» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «China-AW» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «USA» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «TZ» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «UNIRAN» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «Pakistan» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «CIA-af» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «CIA-uz» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «census2002» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «EofI-Afghanistan» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.

خطای یادکرد: برچسپ که با نام «Relief» درون تعریف شده، در متن قبل از آن استفاده نشده‌است.


“Ethnic composition of the population in Kyrgyzstan 1999–2007”Downloads-icon


«تاجیکان در منابع تاریخی»Downloads-icon

مردم تاجیکستان به رغم آن که با زبان فارسی سخن می‌گویند، از ایران و خط فارسی بیگانه‌اند.

در روزهای اخیر فرصتی برای سفر به تاجیکستان پیش آمد؛ سرزمینی که روزگار درازی با سرزمین بزرگ ایران پیوند داشت و دارای مشترکات فرهنگی بسیار بود، اما امروزه مسیر دیگری را می‌پیماید. بی آن که لازم باشد از سوابق مشترک ایران و تاجیکستان سخنی به میان آید یا از تاریخ این دو سرزمین گفته شود، مروری بر آن چه در نگاه اولیه از سفر به آن دیار به ذهن می‌آید شایسته می‌نماید.

تاجیکستان که از اواخر قرن نوزدهم تا اواخر قرن بیستم (سال ۱۹۹۱ میلادی) تحت سیطره و حاکمیت شوروی کمونیستی قرار داشت، امروزه به عنوان کشوری دارای نظام جمهوری مبتنی بر قانون، با مرز جغرافیایی مشخص و حکومتی غیر دینی است. هر چند بیش از نود درصد مردم آن نام مسلمانی را یدک می‌کشند، ولی هیچ نمود و نماد اسلامی در آن سرزمین به چشم نمی‌خورد. مرکز تاجیکستان شهر دوشنبه، شهری کم جنب و جوش و به تعبیر یکی از جوانان تاجیک، شهر مرده‌های متحرک است. در چهره مردمان این شهر اندوه دیرینه‌ای دیده می‌شود که با همه رنگارنگی پوشش و ظواهر پر نقش و نگار از رنجی تاریخی حکایت دارد و شاید هنوز حاکمیت خشونت‌بار و طولانی کمونیست‌های شوروی بر جان‌های آن‌ها سنگینی می‌کند و بی آن که خود بدانند و به آن آگاهی داشته باشند، از آن عذاب می‌کشند؛ این اول چیزی است که ذهن بیننده را به خود مشغول می‌دارد. دو دیگر فاصله‌ای است که آنان با میراث فرهنگی خود دارند. تاجیک‌ها به رغم افتخاری ظاهری و البته پرطمطراق که به امیر اسماعیل سامانی، رودکی، بوعلی سینا و دیگران دارند و بر خلاف ما ایرانیان، خیابان‌ها، مجامع علمی و میادین شهری را به نامشان مزین ساخته و مجسمه‌های زیبایی از آنان را در نقاط مختلف شهر بر پا کرده‌اند، با زبان آنان هیچ آشنایی نداشته و بیشترین‌شان با حروف فارسی که اصالت فرهنگی آنان است و عربی که زبان دین‌شان شمرده می‌شود، بیگانه‌اند و وقتی از جوانی می‌پرسی آیا می‌توانی نوشته فارسی را بخوانی، صریحا جواب منفی می‌دهد! تاجیک‌ها با این که زبان روسی را زبان دوم خود می‌دانند، اما سوگمندانه خط و نوشتار روسی (سیریلیک)، تنها عنصر تعامل علمی آنان است و اساسا آنان با حروف فارسی که زبان اصلی‌شان است، هیچ پیوندی نداشته و طبعا از همه تاریخ و پیشینه خود فاصله دارند و جز داستان‌ها و شنیده‌ها، چیزی از آن نمی‌دانند. مردم تاجیک از پیوند تاریخی خود با ایران نیز بی اطلاعند، چنان که آگاهی‌شان از ایران امروزی هم بسیار اندک و تا حد بالایی منفی است و گویی آن را کشوری سخت‌گیر، خشن و حاکمان آن را در ستیز دائمی با مردم می‌دانند، در عین حال آن را یکی از مستملکات تاجیک در عهد امیر اسماعیل سامانی می‌شناسند!!

شهر دوشنبه، مرکز سیاسی تاجیکستان با نظمی تصنعی جلوه‌ای از تضارب سنت و مدرنیته دارد؛ خیابان‌های پهن، ماشین‌های متنوع بیشتر اروپایی، مغازه‌هایی با لوازم امروزی، اما در عین حال رفتارها، پوشش‌ها و داد و ستدی به شدت سنتی، که البته حاکی از آن است که آنان هنوز در فشاری از ترس تاریخی و نظام جزیره‌ای سیاسی به سر می‌برند. تاجیک‌ها مردمی کم‌درآمد، آرام، کم‌گو و ملایمند و در برخورد با دیگران تا حد بالایی مودب. آنان می‌کوشند تا وضعیت کنونی بی رنگ خود را به تاریخ گذشته فرهنگی پیوند زنند؛ برگزاری سنت‌های کهن، توجه به آداب گذشته و حفظ پوشش بومی از این مقوله است، چنان که کاخ نوروز، که به راستی با زیبایی تمام ساخته شده، اقدامی برای تعظیم سنت پر راز و رمز و نمادین ایرانی است که آنان در سال‌های اخیر آن را به نام خود ثبت کرده‌اند. این کاخ، یک تنه و با شکوه تمام، سنت نوروز را به چشم بیننده عظمت می‌بخشد.

گذشته از این‌ها نظافت و زیبایی شهر ستودنی است، هم‌چنین پای‌بندی رانندگان به حقوق پیاده‌روان و رعایت حال آنان و نبود مشاغل کاذبی مثل خرید و فروش ارز، بنگاه‌داری، بانک‌داری و موسسات مالی که هر روز در ایران رشد می‌کند، دیگر نکته چشم‌گیر آن دیار بود و از این‌ها مهم‌تر، نبود مرز و حد ستبر و بازدارنده میان حاکمان و مردم، ولو در ظاهر، که حداقل در دو پدیده به چشم می‌آمد؛ یکی قرار گرفتن کاخ رییس جمهور و محل کار وی در حاشیه خیابان و در منظر مردم بود که هر کسی به آسانی می‌توانست آن را ببیند، حتی کاخ دولت که بدون هیچ مانعی می‌‌شد از کنار آن گذشت و دیگر مردمی بودن مسئولان بود که برای ایرانی امروز تا حد زیادی دور از ذهن و شگفتی‌آور است، چنان که در دیداری از کاخ نوروز، وقتی راهنمای تاجیک، با شوق و شعف بخش‌های مختلف آن را توضیح می‌داد، در ورودی یکی از تالارها با ادب و اعتذار ابراز داشت در این جا امکان توضیح و سخن گفتن نیست، چون وزیر فرهنگ با جمعی از هنرمندان برنامه‌ای دارند! ما گروه اندک ایرانی بدون هیچ محدودیتی وارد تالار شده و در حال تماشای اطراف، از آن گذشتیم، در حالی که وزیر مذکور، کار خود را دنبال می‌کرد!نظر تاجیک ها درباره ایران

دیدار از این شهر، از یک سو انسان را با سرزمینی در حال پیشرفت مواجه می‌کرد و از سوی دیگر دردی سنگین بر جان آدمی می‌نشاند، چرا که آنان بسیاری از میراث ایرانی را به گونه‌های مختلف به خود نسبت می‌دادند. به راستی ما برای حفظ میراث کهن چه کرده‌ایم و برای تحکیم پیوند میان کشورهای هم‌زبان چه برنامه‌ای داریم و آیا اهمیتی برای توسعه زبان و فرهنگ ایرانی قایلیم؟ تنها عنصر ایرانی که در سرزمین تاجیکستان گاه و بی گاه لبخند رضایت بر لب می‌نشاند و از پیوند ایران و تاجیکستان حکایت داشت، آوای ترانه‌های خوانندگان امروزین ایرانی بود که در ماشین‌ها، مغازه‌ها و مکان‌های مختلف پخش می‌شد، آوایی که حتی برای چون منی که چندان با آن‌ها محشور نیستم، دل‌انگیز و ارزشمند بود و ازین که شأن این عزیزان که مروج زبان و فرهنگ فارسی اند، گاه در داخل ایران به درستی فهم نمی‌شود و با بی مهری مواجه اند، رنج مضاعفی بر دل می‌نشست.

به امید آن روز که قدر ایران دانسته شود و داشته‌های ایرانی محترم شمرده شود.

معاونت مالی و اقتصادی گروه صنعتی انتخاب الکترونیک، تندیس زرین جایزه ملی مدیریت مالی ایران را که هر ساله توسط خبره ترین اساتید حوزه مالی و اقتصادی کشور با به کارگیری معتبرترین مدل‌های مالی دنیا سازمان های داوطلب را ارزیابی می‌کند، دریافت کرد.

تمامی حقوق این سایت برای خبرآنلاین محفوظ است.
نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright © 2018 khabaronline News Agancy, All rights reserved


22 شهریور 1393
8

یکی از نویسندگان بزرگ روس گفته بود که اگر یک نفر را سی روز پیوسته دیوانه گویی، روز سی و یکم خودش دیوانه می‌شود. وقتی هفتاد سال به سر ما زدند و زدند و گفتند شما ایرانی نیستید، ایرانی نیستید، ایرانی نیستید، الآن خیلی دشوار شده که بگوییم ما ایرانی هستیم. اما من وقتی ایران می‌گویم، ایران خودم و ایران فردوسی را در نظر دارم و تنها محدوده جمهوری اسلامی نیست، جمهوری اسلامی تنها بخشی از ایران بود. ایران خیلی بزرگتر از آن بود که ما امروز بگوییم جمهوری اسلامی ایران. مثلاً، زمانی بود که جهان به دو تقسیم شده بود و می‌گفتند ایران و انیران، یعنی ایران و غیر ایران. ایران خیلی بزرگ بود و متأسفانه، ما بودیم و گذشتگان ما بودند که نتوانستند این کشور بزرگ را، چنانکه می‌باید، حفظ کنند. شاید همه امپراتوریها سرنوشتشان چنین باشد؛ ولی ما همیشه باید در یاد داشته باشیم که زبان ما پارسی است و ما ایرانی هستیم. کسانی هستند که اینجا دین و مذهب را در میان می‌گذارند و مسخره‌بازیهایی می‌کنند که نه به سود ماست و نه به سود جمهوری اسلامی ایران، به خاطر این که برای ما ایرانیت و زبان فارسی مهم است.

یکی از نویسندگان بزرگ روس گفته بود که اگر یک نفر را سی روز پیوسته دیوانه گویی، روز سی و یکم خودش دیوانه می‌شود. وقتی هفتاد سال به سر ما زدند و زدند و گفتند شما ایرانی نیستید، ایرانی نیستید، ایرانی نیستید، الآن خیلی دشوار شده که بگوییم ما ایرانی هستیم.

 

نه، همچنین چیزی نیست. من مقاله‌ای دارم «ایران و توران به روایت شاهنامه» که به چند زبان و در چند جا از جمله در سن پیترزبورگ و تهران منتشر شده است. من در این مقاله با اتکا به متن شاهنامه به این نتیجه رسیدم و دوستان دیگر هم به این نتیجه رسیده‌اند که وقتی سخن از توران می‌گوییم، هرگز ترکان را در نظر نداریم. توران سرزمین ایرانیان کوچ‌نشین بود، سرزمین سکایها، همان سکایهایی که در اروپای شرقی بودند. ببینید، الآن دعوا هست که از پنج یا چهار موزه‌ کریمه تعدادی بازیافتهای سکایی را به اروپا برده‌اند، حالا نمی‌دانند که به اوکراین برگردانند یا به کریمه. واقعا، این سکایها سهم بسیار بزرگی در تاریخ جهان داشتند. بازیافتهایی که در اروپا و در اِستِپهای جنوبی روسیه و در بخشی از مناطق قزاقستان پیدا شده، گواه آن است که نمی‌شود به راحتی گفت که سکایها تنها یک قوم کوچی و غارتگر بودند. خیلی قوم غیوری بودند و بازمانده‌های آنان همین آسیها یا اوستیایی‌ها هستند که امروز به دو لهجه حرف می‌زنند، لهجه‌های دیگاری و ایرانی. اوستیای جنوبی در گرجستان و اوستیای شمالی در قفقاز روسیه است.نظر تاجیک ها درباره ایران

 

ایرانی از نام ایران برمی‌آید. یکی از معناهای کلمه «ایران» آزاده بودن و دارای شرم و دانش بودن است. مثلاً، وقتی فردوسی ایران را با عرب مقابل می‌گذارد، می‌گوید:

از این مارخوار اهریمن چهرگان،

ز دانایی و شرم بی‌بهرگان.

یعنی آنچه ایرانی دارد، عرب ندارد:

نه تخت و نه گنج و نه بخت و نژاد،

همه داد خواهند گیتی به باد.

واژه «ایران» به صورت «ایر» در نام ایرلند هم باقی مانده و ریشه هندواروپایی دارد.

 

به خاطر آن که اگر شما «اوستا» را خوانده باشید، وقتی به ایرانیان دعا می‌فرستند، به تورانیان هم می‌فرستند، چون اینها همه بازمانده‌های فریدون بودند. طبق «شاهنامه»، فریدون سرزمین ایران را به پسرانش تقسیم می‌کند و فرزند دومش که تور بود، و تور بسیار غیور بود، به او بخشی از زمینها را در مرز چین می‌دهد و بعد دو برادر می‌آیند و برادر کوچک را که ایرج بود، می‌کُشند و با کمک فریدون، منوچهر کین پدرش را می‌ستاند و یک جنگ برادرکُشی شروع می‌شود که در شاهنامه خوب بازتاب یافته است. این که اوستیاییها یک بخش از زبانشان را ایرانی می‌گویند، امری طبیعی است، چون ایرانی و تورانی یکی هستند: «ز ایران و توران جدایی نبود» تا زمانی که این برادرکشی شروع شد. از این لحاظ، این امری طبیعی است و شرط نیست که حتماً تورانی گویند.

وقتی سخن از توران می‌گوییم، هرگز ترکان را در نظر نداریم. توران سرزمین ایرانیان کوچ‌نشین بود، سرزمین سکایها، همان سکایهایی که در اروپای شرقی بودند.

 

ببینید، در مورد سیستانیها بعضیها چنین می‌پندارند که این همان سکستان است. این نکته‌ای است که میان علما در باره آن نظر واحد وجود ندارد. بعضیها چنین می‌پندارند، بعضیها می‌گویند، نه، این چیز دیگر است. حتی هستند کسانی که می‌گویند رستم از شرق ایران بود. خیلی از محققان بزرگ چنین نظر دارند. بعداً، سیستان الآن تنها در ایران نیست، بخشی در ایران و بخشی در افغانستان و بخشی در پاکستان است. نیمروز، کابل و زابل و مانند اینها در شاهنامه آمده است، اینها میهن پهلوانان زابلی بودند که رستم هم از آنهاست. ولی خوب، این مسئله‌ای است که بحث طولانی می‌خواهد. مهم این است که ما بدانیم که تورانی هرگز ترک نبود. تورانیها همان ایرانیهای بیابان‌گرد بودند که مقابل شهر‌نشینان می‌جنگیدند و در همین جنگها کورش بزرگ به دست خانمی که سرور تورانیان بود، کشته شد.

 

بعضیها می‌گویند که رود آمو بود، ولی رود آمو از کجا عبور می‌کرد؟ رود آمو یک زمان تا دریای خزر می‌رسید، الآن نمی‌رسد. آن زمان، می‌گویند که از دَهستان عبور می‌کرد. دَهستان در ایران، در ساحل دریای خزر است. از آنجا، از آمویه عبور می‌کرد؛ ولی طبق شاهنامه تمامی شهرهای آسیای میانه‌ دل ایران بود. در داستان سیاوش، وقتی که سیاوش اسیران زیادی را از تورانیان می‌گیرد، پیران ویسه، وزیر افراسیاب، می‌آید و با ایشان صحبت می‌کند که شما کاری بکن که این اسیران را رها کنی؛ چون سیاوش، طبق آیین ایرانی، در عهد خود همیشه وفادار بود، هرچند پدرش دستور داد که اسیران را بکشد، قبول نکرد و مجبور شد که خودش به توران فرار کند؛ ولی شرطش این بود که شهرهای ایرانی را رها کنید. در آنجا آشکارا آمده که شهرهای چاچ، سِپیجاب و بخارا و سمرقند را رها کردند. بعد می‌گوید:

بخارا و سغد و سمرقند و چاچ،

سپیجاب و آن کشور تخت و آج،

تهی کرد و رفت با سپه سوی کنگ،

بهانه نجست و فریب و درنگ.

یعنی دیگر مجبور بود شهرهای ایرانی را رها کند. این گواه آن است که اینها همه شهرهای ایرانی بودند. و امروز هم بعضی از برادران ما بسیار عاشقانه تلاش می‌کنند ثابت کنند که آسیای میانه‌ توران بوده است. من کاملاً با این عقیده مخالفم، چون این عقیده، تاریخی نادرست است. اما توران پایانتر از دریاچه آرال و بعد از خوارزم، در سواحل دریای خزر یا دریای مازندران و استپهای جنوبی روسیه و دن و دنیپر و آنجاها بود که اقوام کوچی ایرانی در آن جا کوچ‌نشینی و راهزنی می‌کردند. در کتاب «شهریستانیهای ایرانشهر» آمده است که نخستین شهری که ایرانیان بنیاد کردند، سمرکند بود. ایرانیان در نزدیکی سمرکند شهرهای چاچ، بخارا و اسفیجاب را ساختند. شهرهای ختن و کاشغر نیز از آفریده‌های ایرانیان است. این نکته‌های بسیار مهم است که باید همیشه در یاد داشته باشیم. وگرنه ‌اندیشه‌ها ‌اندیشه‌های درست علمی نمی‌تواند باشد.

 

البته، واژه «خراسان» یک واژه ایرانی است که یگان شکی در آن نیست و با واژه‌های خورشید و خوَرَزم و همه اینها همریشه است. خراسان بزرگ جغرافیای مشخصی نداشت. قبلاً چهار شهر را خراسان می‌گفتند، بعداً خیلی فراتر رفت. حتی کار به جایی رسید که آسیای میانه‌ هم جزء خراسان بزرگ بود و رودکی سمرقندی می‌گوید: «بود آن زمانه که او شاعر خراسان بود.» از این لحاظ، این هم از موضوعاتی است که باید سر آن ‌اندیشه کنند و واقعیتها را بگویند که خراسان یک محدوده مشخص جغرافیایی نبود. یعنی می‌توانستند امروز یک بخش را گویند و فردا بخش دیگری را.

برادران ما بسیار عاشقانه تلاش می‌کنند ثابت کنند که آسیای میانه‌ توران بوده است. من کاملاً با این عقیده مخالفم، چون این عقیده، تاریخی نادرست است.

 

همیشه بوده. نام مبارک ایران تنها در «شاهنامه» فردوسی بیش از هفتصد بار تکرار شده است. بیش از هفتصد بار!

 

بله، در زمان هخامنشیان «پارس» هم می‌گفتند، ولی نام «ایران» ریشه در واژه «آریا» و «آریایی» دارد و خیلی دیرینه است. مثلاً، شاه داریوش بزرگ می‌گوید:

“adam aaraya5aush xshāyathia 5azrka xshāyathia xshāyathiayānām xshāyathia pārsaiy xshāyathia dahyūnām 6shtāspahyā puthra arshāmahyā napā haxāmanishiya”

(من، داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه پارسه، شاه کشورها، پُر وشتاسپ، نوه ارشام، هخامنشی).

البته زمانی یونانیها پرشیا گفتند، چون پارسیان حکومت می‌کردند. در متنهای هخامنشی البته کلمه «پارس» هم هست. یکی از دو قوم که اتحاد ساختند، در برابر مادها، پارسیان بودند و پارسیان پیروز‌ بودند. ساسانیان هم اصلشان از پارس بود و جالب این است که همین هخامنشیان، طبق خیلی از پژوهشهایی که اخیراً صورت گرفته، اصلاً از خراسان و ورارود به آنجا رفته بودند. ایران در طول تاریخ سرزمین واحدی بود و مثلاً کمال خجندی می‌توانست به راحتی در خجند زاده شود و در تبریز بمیرد یا آل خجند در اصفهان به سر بَرَد یا نشاپوریان در سمرقند حکومت کنند و غیره. این یک زمان کشور واحدی بوده و ما را پاره‌پاره کردند و ما باید تلاش کنیم که زبانمان و فرهنگمان یکسان بماند.

 

آنهایی که از تاریخ و فرهنگ آگهی داشتند، دهگانان یا دهقانان، می‌دانستند که ایران چیست. مثلاً، یکی از فرزندان دهگانان که وارثان اصلی ایران باستان بودند، همین فردوسی توسی است. اینها به خوبی می‌دانستند که ایران چیست.

در کتاب «شهریستانیهای ایرانشهر» آمده است که نخستین شهری که ایرانیان بنیاد کردند، سمرکند بود. ایرانیان در نزدیکی سمرکند شهرهای چاچ، بخارا و اسفیجاب را ساختند. شهرهای ختن و کاشغر نیز از آفریده‌های ایرانیان است. این نکته‌های بسیار مهم است که باید همیشه در یاد داشته باشیم.

 

به قول رودکی سمرقندی، شاهان سامانی شاهان ایران بودند، پس ایران بود! غزنویها هم افتخار می‌کردند که ایرانی هستند و برای خود شجره دروغ هم می‌بافتند که خود را به ایران بچسبانند. با آنکه غزنویها از غلامان ترک بودند و پدر محمود سبکتگین را اسماعیل سامانی از بازار غلام‌فروشی خریده بود، ولی چون برایش خدمت کرده بود، او را والی خراسان کرد. در نتیجه، وقتی که قره خانیان به بخارا هجوم کردند، غزنویها آمدند و قدرت را به دست خود گرفتند و حکومت کردند. آنها پادشاهان ایران بودند. ما نمی‌توانیم آنها را پادشاهان ترک بگوییم. بله، نژادشان ترک است؛ ولی ولادیمیر مونوماخ هم نژادش یونانی است، اگرچه پادشاه روس بود. یا مثلاً یکاترینا دوم صددرصد آلمانی بود، اما پادشاه روس بود.نظر تاجیک ها درباره ایران

 

صددرصد پادشاهان ایران هستند. نمی‌توانیم بگوییم که آنها پادشاهان جایی دیگرند. مثلاً، ما خیلی از شعرای بزرگ ایران‌زمین را می‌دانیم که نژادشان ایرانی نبود. مثلاً بیدل دهلوی نژادش مغول است، از اولاد برلاس یا ارلاس است. این در خونش بود. البته، خون پدری‌اش بود یا مادری‌اش، به هر حال قسماً بود، ولی خوب شاعر بزرگ ماست! چنانکه هلالی جغتایی. این یک امر طبیعی است. مثلاً، دو تن از حکیمان بزرگ یونان باستان، طالس و آناکارسیس، هر دو اسکیف یا سکایی بودند. ولی آنها برای فرهنگ سکایی کاری نکرده‌اند! چونکه آنها در متن و بطن فرهنگ و تمدن یونانی تربیت یافتند، آثارشان را به زبان یونانی گفتند، ما مجبور هستیم آنها را یونانی بخوانیم.

ایران در طول تاریخ سرزمین واحدی بود و مثلاً کمال خجندی می‌توانست به راحتی در خجند زاده شود و در تبریز بمیرد یا آل خجند در اصفهان به سر بَرَد و یا نشاپوریان در سمرقند حکومت کنند و غیره. این یک زمان کشور واحدی بوده و ما را پاره‌پاره کردند و ما باید تلاش کنیم که زبانمان و فرهنگمان یکسان بماند.

 

آره، ولی به نژاد چرا ربط ندارد؟ به نژاد ربط دارد، ولی اقوام دیگر هم به این نژاد آمیخته شدند. مسئله این است. چگونه ربطی ندارد؟ ربط دارد!

 

در طول تاریخ اقوام دیگر هم آمدند و با ایرانیان آمیزش یافتند و در ایران حتی حکومت کردند. مثلاً ترکها.

 

و ایرانی شدند! درست است، حتی در دولت عثمانی ترکیه هم که یکی از زبانهای رسمی‌اش زبان فارسی بود، نژاد ایرانی در برابر یونانیها و بیزانسها نقش بسیار مؤثری داشت.

 

اول این که پارسیان حکومت می‌کردند و قوی بودند و نقش مؤثری داشتند و زبان پارسی زبان رسمی بود و زبانی بود که تمام تیره‌های ایرانی را متحد کرد. حتی، متنهای هخامنشی به چند زبان نوشته می‌شد، ولی زبان اصلی زبان فارسی بود. بعد از حکومت یونانیها در یک مدت کوتاه تلاش احیای دوباره زبان فارسی صورت گرفت. در زمان اشکانیان کمتر، ولی در زمان ساسانیان این زبان بسیار بسیار رشد کرد. همین زبانی که «دری» می‌گوییم، زبان دربار ساسانیان بود که آن را «پارسیگ» می‌گفتند. واقعیت هم این است که بعد از حمله اعراب و پذیرش اسلام در ایران‌زمین یک مدت فاجعه این ملت آن بود که به زبان خود نمی‌توانست دم از افتخارات ملی بزند و به زبان خود چیزی بیافریند. در کتاب «دو قرن سکوت» استاد عبدالحسین زرینکوب در این باره بسیار نکات جالبی را یادآور شده‌اند. در «تاریخ بخارا» نیز اطلاع جالبی از انتشار اسلام و ندانستن زبان عربی و از این سبب «قرآن به پارسی» خواندن آمده است. در کتابهای دیگر هم می‌خوانیم که ایرانیان مدت کوتاهی غمگین بودند و بعد به زبان عربی چنان سرودند که به عرب «سوسمارخور و بیابانگرد» فرهنگ دادند و ادبیات کتبی عربی، ادبیاتی است که ایرانیان ساختند. این را هیچ کس نمی‌تواند رد کند.

دهها تن از بزرگان، مثلاً عبدالله ابن مقفّع که نام فارسی‌اش روزبه پسر دادبه بود، و خیلی از تاریخ و فرهنگ ما را به زبان عربی ترجمه کرده بود، و دیگران از پایه‌گذاران ادبیات کلاسیک عرب هستند. جریان شعوبیه نیز نقش بسیار مؤثری داشت و کارهای بسیار خوبی را انجام دادند و در شرق ایران که دورتر از خلیفه‌های بغداد بود، جنبشهای ملی رونق یافت که یکی از معروف‌ترین آنها جنبش ابومسلم خراسانی بود. اینها توانستند کارهایی کنند که در جاهای دیگر نمی‌توانستند کنند و دولتهایی پدید آمد، امثال صفاریان، طاهریان، سامانیان، آل بویه و غیره و باقدرت‌ترین آنها سامانیان بود که پایتختش بخارا بود. این همان بخارایی بود که حتی ملک‌الشعرا رودکی سمرقندی می‌گفت: «امروز به هر حالی بغداد بخاراست.» و خیلی قدرت پیدا کردند و توانستند که زبان فارسی دری دوباره از این سوی مرزها، یعنی از آسیای میانه‌ و از خراسان بزرگ به مناطق دیگر ایران‌زمین انتشار یابد.

 

چرا؟ وقتی که تمام کشورها و تیره‌های آسیای میانه‌ جزئی از دولت ساسانی بودند، این زبان قبل از آن که اعراب بیایند، در اینجا انتشار یافته بود. متوجه هستید؟ ولی زبان جدید فارسی … از این سو دوباره به سراسر ایران‌زمین انتشار یافت. این است که ناصر خسرو در «سفرنامه» می‌گوید که «قطران‌نام شاعری را دیدم که در دست دیوان منجک و دقیقی را داشت، شعر نیکو می‌گفت و زبان نیکو نمی‌دانست، و به من می‌خواند و هرچه نمی‌دانست، من به او شرح می‌دادم.» این بدآن معناست که هنوز در آن سرزمین فارسی دری چندان رواج نیافته بود و مردم هنوز به زبان پهلوی صحبت می‌کردند.

دنباله دارد

مقاله با ارزش و خواندنی شما را بدلیل اینکه حروف واژه ها جدا جدا نوشته شده اند نتوانستم درست بخوانم. در صورت امکان این مطلب را دوباره پست کنید این بار با حروف بهم چسبیده واژه ها.

درود دوست ارجمند
شوربختانه مرورگر گوگل‌کروم چنان که باید و شاید از دبیره‌ی پارسی پشتیبانی نمی‌کند. پیشنهاد ما این است که از مرورگری دیگر برای خواندن این نوشته بهره‌ گیرید.
با سپاس
پارسی‌انجمن

درود برشما من می خواهم مقالاتی که در بخش ایران شناسی چاپ می شود برای من ارسال شود.جهانی سپاس

très intéressant comme article je vais le partager sur face book, MERCI

خاطر فراموش نشدنی در نخستین سفر به کشور بی همانند , تاجیکستان,زادگاه پدر شعر و ادب فارسی ,کعبه دل و روح من .تلفن همراهم به صد در امد,دوست تاجیکیم پرسید ,سازی ؟ تنجی ؟ کودکان ساز در پاسخ اش گفتم همه ساز و خودم هم ساز ,تازه مستقر شدم در خیابان صدردین عینی ,شمار ۷۵ ,پاسخ او این چنین بود آشیانه چند م ؟با خودم بی اختیار گفتم آشیانه!! چه زیبا ,به عمق مهد تمدن رودکی پی بردم !

دوست گرامی کاملا درست می فرمایید. ایران پهنه ای بزرکگ است در برگیرنده سرزمین های خراسان بزرگ و ماوراالنهر شامل تاحیکستان و افغانستان و ازبکستان کنونی. بعنوان یم فرد از کشور ایران هرگز این نام را محدود به کشور خودم نمیدانم و شما هم به اندازه من و مردم کشور ایران کنونی از ان سهم دارید.از طرف مردم ایران هم به جرات به شما می گویم که انها نیز مثل شمایند و همگی در مفاخر و میراث این فرهنگ با هم شریکیم. به امید اینده ای بدون … روزی که بتوانیم در یک کشور واحد زندگی کنیم از کوهستان های پامیر تا کرانه های خلیج فارس و از اذربایچان تا بلوچستان…….بدرود

درود بر فرهیختگان ایران بزرگ و بویژه استاد صفر عبدا…
آنچه که در این نوشتار و گفتگو آمده سخن دل همه باشندگان ایران بزرگ از هند ، پاکستان ، افغانستان ، ایران ، تاجیکستان و بخش های ایبری باستان (اوست ،آبخیزها و …)است ، ایران سرزمین همه آریایی ها و پارسی زبان است و همه ما در فر و شکوه این میهن بزرگ همداستان و سیه هستیم و هر آنچه از روزگار بستان برجای مانده از آن همه فرزندان ایران بزرگ است که بایستی در بالندگی آنها بکوشیم و پایداری کنیم .

درود بر استاد فرهیخته جناب صفر عبدالله

به فرموده ی استاد ابتهاج : ارغوان شاخه ی همخون جدا مانده ی من …!
اگر چه ایران بزرگ و عزیزتر از جانمان را چند پاره کردن ولی به کوری چشم دشمنان، با وجود فرهیختگان با اصالتی چون استاد صفر عبدالله جغرافیای فرهنگی ما همچنان زنده و پویا و پا برجاست و روزی دوباره همه ی سرزمینهای جدا افتاده به هم خواهند پیوست.

دیدگاه

نام (بایسته)*

رایانشانی *

تارنما

نام، رایانشانی و تارنمای مرا در این جست‌وجوگر برای دیدگاههای آینده نگه دار.

برای دریافت تازه‌ترین جُستارهای تارنمای پارسی‌انجمن در رویدادنامه‌ی زیر هموند شوید.

ما برای بهبود خدمات خود از کوکی‌ها استفاده می‌کنیم. جزئیات بیشتر را در صفحه “حفظ حریم خصوصی کاربران” در وبسایت دویچه وله بخوانید.

دولتمردان تاجیک از احمدینژاد حمایت میکنند، ولی بخشی از مردم و روشنفکران تاجیک مخالف سیاست او هستند و از احمدی نژاد انتقاد میکنند. میرزانبی خالقزاد، روزنامهنگار مقیم شهر دوشنبه به سئوالات دویچهوله پاسخ میدهد.

احمدی نژاد به هنگام دیدار از تاجیکستان

دویچه وله: تاجیکها در باره رویدادهایی که در ایران اتفاق میافتد چگونه فکر میکنند؟ محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور ایران سوگند یاد کرد و رسما کارش را آغاز کرد، ولی هم در داخل و هم در خارج با انتقادها و اعتراضهایی روبرو شده. در خصوص این مسئله تاجیکستان چه موضعی دارد؟ نظر تاجیک ها درباره ایران

میرزانبی خالقزاد: سه بخش از جامعه تاجیکستان هست که درباره احمدی نژاد، حکومت او و بر سر قدرت آمدنش نظرهای مختلفی دارند.

بخش نخست دولت تاجیکستان به رهبری امامعلی رحمان هست که از آمدن احمدینژاد استقبال خوبی کرده و از نخستین روزیکه احمدی نژاد در کارزار انتخاباتی بود تا پیروزی از آن دفاع میکرد. امامعلی رحمان یکی از نخستین رئیسجمهورهای جهان بود که پیروزی احمدی نژاد را به وی تبریک گفت و از حکومت و سیاست او حمایت کرد.

روشنفکران و نخبگان تاجیکستان در این رابطه چگونه میاندیشند؟

بخش دیگر یعنی روشنفکران تاجیک هستند که در باره سر قدرت آمدن احمدی نژاد نظر مثبتی ندارند. آنها معتقدند احمدی نژاد در دورهای که رئیس جمهور ایران بوده کار عملی و واقعی در رابطه با تاجیکستان نکرده. این گروه از مردم بیشتر انتظار داشتند که بجای احمدی نژاد یک نفر دیگری میآمد که نظر و ایده تازهای در خصوص مناسبات با کشورهای منطقه و از جمله تاجیکستان داشته باشد.

گروه سوم هم کسانی هستند که اصلا حکومت احمدی نژاد را دوست ندارند و بر این باورند که در دوره پیشین ریاست جمهوری او هیچ دگرگونیای در جامعه پیش نیامد. مناسبات تاجیکستان و ایران “بی رنگ و بو” بوده و همین مناسبات نیز ادامه خواهد داشت.

پس روی این حساب، دولتمردان تاجیکستان از روی کار آمدن احمدی نژاد خرسند هستند. آیا شما فکر نمیکنید این مسئله در درازمدت به ضرر روابط تاجیکها و ایرانیها باشد؟

در رابطه با مناسبات ایران و تاجیکستان و همچنین ایرانیها و تاجیکها باید اشاره کرد که ایرانیهای داخل ایران مناسباتشان با تاجیکها شاید خوب بماند، ولی بخش بزرگی از ایرانی هایی که در خارج از کشور به سر میبرند انتظاراتشان شاید برآورده نشده. از سویی دیگر دولت احمدی نژاد تلاش دارد از طریق سفارت ایران در تاجیکستان چهره خوبی از خود ارائه دهد ولی تابحال به جز انتشار کتابها کاری از جانب ایران مشاهده نکردهایم.

پروژه “سنگ توده” و راهسازی که ایرانی ها آن را به عهده گرفته بودند هنوز نیمه کاره مانده و مردم از فعالیت آنها رضایت ندارند. این مسئله یکی از عوامل ناخرسندی مردم تاجیک نسبت به احمدی نژاد هست، زیرا خود احمدی نژاد شخصا وقتی به تاجیکستان سفر کرده بود تونل را همچون “هدیه مردم ایران به تاجیکها” ارزیابی کرد، ولی هنوز هم این تونل مورد استفاده قرار نمیگیرد و وضعیت دهشتناکی دارد.

بنظر شما ادامه اعتراضها و بحثها بر سر مشروعیت دولت احمدی نژاد در سیاست منطقهای او مثلا در آسیای مرکزی چه تاثیری خواهد گذاشت؟

حتما تاثیر خواهد داشت، چونکه سران کشورهای آسیای مرکزی هم تقریبا بهقول کارشناسان و تحلیلگران تاجیکستان و منظقه همانند احمدی نژاد هستند با این تفاوت که اینها یک حکومت دنیوی دارند و احمدی نژاد اسلامی. پس از روی کار آمدن احمدی نژاد انتظار نمیرود که مناسبات ایران با کشورهای منطقه، مثلا با تاجیکستان، بهبودی یابد و یا تغییرات عمده و غیرمنتظره ای در این مناسبات پدید آید.

مصاحبه گر: طاهر شیرمحمدی

تحریریه: عباس کوشک جلالی

آنتونی بلینکن، وزیر امور خارجه آمریکا از دشواری‌های موجود بر سر راه کسب توافق با جمهوری اسلامی در مذاکرات وین سخن گفت. انگشت اتهام او در ارتباط با وضعیت نامساعد کنونی متوجه دولت دونالد ترامپ و خروج از برجام بوده است.

آمار ابتلا به کرونا در آلمان و شماری از همسایگان این کشور به طرز چشم‌گیری افزایش یافته است. در شبانه‌روز گذشته بیش از ۱۰۰ هزار مورد جدید ابتلا به کرونا در آلمان به ثبت رسید.

سرانجام و پس از گمانه‌زنی‌های فراوان، ابراهیم رئیسی در دیدار با پوتین از تهیه ”پیش‌نویس توافقنامه‌ای ۲۰ ساله‌ میان دو کشور” توسط ایران خبر داد.

© 2022 Deutsche Welle |
حریم خصوصی کاربران |
توضیح دسترسی‌پذیری |
شناسنامه |
تماس
| نسخه موبایل

از اینجا شروع می کنیم. از آخرین اختلافی که میان ایران و تاجیکستان در همین هفته های اخیر بروز کرده است و کم کم سری به تاریخ روابط دو کشور خواهیم زد. فیلم مستندی در کانال تلویزیونی تاجیکستان به نمایش در آمد که در آن نقل می شود: قتل سیاستمداران، دانشمندان و روزنامه نگاران تاجیک در سال ۹۰ میلادی با حمایت مالی ایران و براساس دستورات مستقیم عبدالحلیم نظر زاده ، معاون سابق وزیر دفاع تاجیکستان صورت گرفته است. سفارت ایران در دوشنبه بلافاصله اتهامات مطرح شده از تلویزیون این کشور را تکذیب کرد. در متن بیانیه سفارت جمهوری اسلامی ایران آمده است: «تردیدی نیست که تهیه کنندگان این فیلم موفق به تخریب پیوند های فرهنگی، تمدنی و دوستی تاریخی دو ملت ایران و تاجیکستان نخواهند شد.»کمی بعدتر یک کارشناس سیاسی روس در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری فارس نوشت که فیلم جنجانی اخیر با درخواست عربستان سعودی و به منظور افزایش تنش بین ایران و تاجیکستان بوده است. کمی عقب تر برویم ، تاجیکستان در ماه ژوئن دو مرکز فرهنگی علمی ایران را در این کشور تعطیل کرد. بهرام امیر احمدیان ، کارشناس ایرانی در مسائل آسیای میانه و قفقاز بیان داشت که « تنش در روابط دوشنبه و تهران دلایل متعدد دارد و یکی از این علت ها تلاش های عربستان است. عربستان فعالیت های زیادی را در این کشور شروع کرده است و به نظر می رسد سلفی گری و وهابیت می تواند رشد بسیاری در این کشور داشته باشد و خطر رشد آن در بین مردم فارسی زبان متصوراست. »اگر همین طور عقب تر برویم ، می توانیم نمونه های دیگری از این اختلافات را ببینیم. اختلافاتی که با توجه به پیشنیه تاریخی، فرهنگی و قومیتی بین دو کشور ایران و تاجیکستان بعید به نظر می رسند. در گفتگو با کارشناسان ایرانی و روس به بررسی این مسئله از جنبه های گوناگون پرداختیم.الکساندر میخایلویچ شاروف، رئیس شرکت «روس ایران اکسپو» و «خیمترانس» ، و معاون ریاست دپارتمان تجاری ایران در سازمان همکاری شانگهای، اختلافات در روابط ایران و تاجیکستان را بسیار ناچیز می دانند و می گویند:

« در خصوص اینکه تاجیکستان به یکباره و ناگهانی تصمیم گرفت که با ایران وارد اختلاف شود تنها یک شانتاژ تجاری بوده برای آنکه اقتصاد بسیار کوچکی دارد و این مسئله حتی در خبرها هم انعکاس آنچنانی پیدا نکرد و من فکر می کنم که آنها می خواهند از چین ، روسیه یا ایران توجهاتی را به سمت خود معطوف دارند و این مسئله بر پایه یک توافق حل و فصل خواهد شد. ضمنا تاجیکستان تحت تاثیر شدید روسیه است ، چه بسا به خاطر تهدیداتی که از جانب گروه های تروریستی در این کشور وجود دارد، از حمایت نظامیان روسیه بهره می گیرد و از آنجا که روسیه حامی ایران در ورود به سازمان همکاری شانگهای است ، مسئله ی اختلاف بین دو کشور ایران و تاجیکستان تاثیری بر آن نخواهد شد. »

آقای فرزاد رمضانی بونش، کارشناس مستقل و تحلیل گر مسائل بین المللی و منطقه ای در گفتگو با اسپوتنیک به سوالات ما در این زمینه پاسخ دادند:

« اگر بخواهیم نگاهی به تاریخچه روابط ایران و تاجیکستان داشته باشیم با توجه به پیوندهای گوناگون زبانی، فرهنگی و تاریخی و همچنین دینی این دو کشور، به نظر بسیاری از تحلیلگران و کارشناسان دو دولت در چارچوب یک ملت محسوب می شوند. به عبارت دیگر تاجیکستان در دوره های بسیاری در چارچوب ایران فرهنگی بوده و از لحاظ نژادی، دینی و فرهنگی تفاوت های بسیار جزئی با ایران دارد. اگر به گذشته نگاه کنیم می بینیم، ایران اولین کشوری بود که استقلال تاجیکستان را به رسمیت شناخت و نقش مهمی را بعد از استقلال این کشور و همچنین در فرایند تامین صلح و ثبات بعد از جنگ های داخلی تاجیکستان ایفا کرد. بعد از آن روابط دو کشور وارد مرحله خوبی شد و رو به گسترش بود. اما در دو سال گذشته بنا به دلایل اقتصادی، سیاسی و همچنین نوع نگاه دو طرف چالش های روز افزونی در روابط دو کشور ایجاد شد.»

اختلافات از کجا شروع شد؟

نظر تاجیک ها درباره ایران

«اگر بخواهیم نقطه ی عطفی را در آغاز مرحله ی نوینی از اختلاف در روابط دو کشور قرار دهیم، حضور رهبر حزب نهضت اسلامی تاجیکستان در تهران بود که به طور همزمان نوع نگاه مقامات تاجیکستان را به رویکرد سیاست خارجی ایران جلب کرد. به عبارت دیگر مقامات تاجیکستان به این مسئله توجه کردند که ایران تلاش می کند از حزب نهضت اسلامی تاجیکستان حمایت کند. در صورتی که ایران می خواست نقش میانجی گرانه ای را ایفا نماید و حل چالش بین دو طرف مد نظر بود. در واقع بعد از این مسئله مقامات تاجیکستان کم کم از دامنه ی همکاری خود با ایران در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، امنیتی و ژئوپلیتیکی کاستند و در وضعیت کنونی روابط ایران و تاجیکستان در بدترین دوره های خود نسبت به گذشته به سر می برد. در حوزه اقتصادی اختلافات مالی که در گذشته برسر سرمایه گذاری های ایران در تاجیکستان وجود داشت و همچنین مسئله آقای بابک زنجانی و حضور وی در تاجیکستان و مناقشات در این زمینه هرچند به نظر می رسد که تاحدی حل شده است اما بر روابط دو کشور سایه انداخته است. در بعد دیگر به نظر می رسد برخی در تاجیکستان معتقدند که حضور نهادهای مذهبی و فرهنگی ایران در این کشور به نوعی موانعی را در نوع سیاست گذاری دولت تاجیکستان ایجاد می کند و با اعمال فشار باعث کاهش و یا حتی اتمام فعالیت های برخی نهادهای ایرانی شده اند. در حالی که از منظر تهران، هیچ گاه چنین دیدی نسبت به تاجیکستان وجود نداشته ودولت ایران همواره به دنبال تحکیم و تثبیت روابط با این کشور بوده است. به نظر می رسد که رهبران و سران تاجیک تحت تاثیر برخی متغیرهای داخلی، سیاسی و امنیتی و همچنین نوع نگاه سایر بازیگران منطقه تلاش کردند که اندک اندک از حجم روابط خود در ابعاد گوناگون با ایران بکاهند و بازیگران دیگری مانند عربستان سعودی را وارد سیاست خارجی خود کرده و بخشی از پتانسیلی را که به ایران اختصاص می دادند به سعودی ها بدهند. البته عربستان سعودی هم در چند سال گذشته کوشش کرده است تا با افزایش حضور اقتصادی و فرهنگی در تاجیکستان نیازهای مالی این کشور و همچنین روند مالی مورد نیاز تاجیک ها در سرمایه گذاری را برطرف نماید و عملا به گونه ای مستقیم و غیر مستقیم فشارهایی را بر مقامات تاجیکستان اعمال کند.»

آیا این اختلافات بر روند ورود ایران به سازمان همکاری شانگهای تاثیر خواهد داشت؟

«به نظر می رسد که هرچند تاجیکستان یک کشور صاحب رای در سازمان همکاری های شانگهای است اما چین و روسیه به عنوان دو وزنه ی اصلی و مهم این سازمان، اگر به گونه ای صد درصدی حامی حضور ایران در سازمان شانگهای باشند، می توانند اهرم ها و ابزارهایی برای تغییر نظر تاجیکستان در خصوص ورود ایران استفاده نمایند. هرچند در چند سال گذشته از مخالفت های تاجیکستان در این باره بسیار شنیده ایم اما باید بدانیم که در گذشته این کشور یکی از حامیان اصلی ایران به سازمان همکاری های شانگهای بود. پس درصورت رایزنی های مقامات وزارت خارجه ایران ، پکن و روسیه با وزارت خارجه تاجیکستان برخی از اختلاف نظرها در این زمینه و نگاه های منفی نسبت به تهران را برطرف کرده و نظر تاجیکستان را برای ورود به سازمان همکاری های شانگهای جلب نمایند.»نی نی سایت

نظر تاجیک ها درباره ایران
نظر تاجیک ها درباره ایران

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.