نظر بزرگان سیاست در مورد رهبری

نظر بزرگان سیاست در مورد رهبری
نظر بزرگان سیاست در مورد رهبری

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

رویداد‌های مهم این روز در تقویم شمسی (۷ بهمن) • ولادت شهید خسرو خالدیان (استان کردستان، شهرستان قروه) (۱۳۴۱ ه. ش) • ولادت شهید سعید نظری (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۴۴ ه. ش) • ولادت شهید مدافع حرم سیدجلال حبیب‌الله‌پور (استان مازندران، شهرستان بابلسر) (۱۳۴۶ ه. ش) • شهادت شهیده اقدس احمد‌وند (استان همدان، شهرستان ملایر) (۱۳۵۷ ه. ش) • شهادت شهیده فرحناز معصومی (استان گیلان، شهرستان منجیل) (۱۳۵۷ ه. ش) • شهادت شهید علی سندروس (استان خراسان جنوبی، شهرستان بیرجند) (۱۳۵۷ ه. ش) • شهادت شهید براتعلی وحدانی (استان خراسان شمالی، شهرستان بجنورد) (۱۳۵۸ ه. ش) • شهادت شهید فضل‌الله وکیلی بالادزائی (استان مازندران، شهرستان ساری) (۱۳۶۲ ه. ش) • شهادت شهید عباس علیان (استان تهران، شهرستان ری) (۱۳۶۲ ه. ش) • شهادت شهید لطف‌الله هاشم زاده آهنگری (استان مازندران، شهرستان آمل) (۱۳۶۳ ه. ش) • شهادت شهید مهدی قورچیان (استان قزوین، شهرستان آبیک) (۱۳۶۳ ه. ش) • شهادت شهید محمدرضا بیناییان (استان سمنان، شهرستان دامغان، روستای کلاته) (۱۳۶۴ ه. ش) • شهادت شهید الله یار ابراهیمی (استان همدان، شهرستان نهاوند) (۱۳۶۴ ه. ش) • ولادت شهید مدافع حرم علی بیات (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید مرتضی جاویدی (استان فارس، شهرستان فسا) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید سیدعلی‌اصغر حسینی (استان مرکزی، شهرستان اراک، روستای محمد آباد) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید علی علیزاده (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید ابراهیم فیاضی (استان مازندران، شهرستان نور) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید محمود ظفری (استان مازندران، شهرستان نور) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید کیامرث احسانی افراکتی (استان مازندران، شهرستان قائمشهر) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید محمدرضا یوسفی خورشیدی (استان مازندران، شهرستان گلوگاه) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید عبدالحمید هدایتی جلودار (استان مازندران، شهرستان سوادکوه شمالی) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید عبدالحمید اعتصامی فرد (استان فارس، شهرستان فسا) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید سیدعبدالحسین موسوى‌پور (استان هرمزگان، شهرستان میناب) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید احمدعلی نوذریان (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید نعمت‌الله منصوری نوش آبادی (استان اصفهان، شهرستان آران و بیدگل) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید حسین دریابار (استان فارس، شهرستان آباده، روستای عباس‌آباد) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید حسین جوان نامی (استان خراسان رضوی، شهرستان مشهد) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید امیرهوشنگ کوکب کاه باریان (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید محمدصادق یوسفی (استان البرز، شهرستان کرج) (۱۳۶۵ ه. ش) • شهادت شهید حسین علی حشمتی (استان کرمانشاه، شهرستان سنقر) (۱۳۶۶ ه. ش) • شهادت شهید اصلان لطفی آذر (استان تهران، شهرستان تهران) (۱۳۶۶ ه. ش) • ولادت شهید مدافع حرم محسن قوطاسلو (۱۳۶۹ ه. ش) • شهادت خلبان شهید محمداسماعیل امینی (استان فارس، شهرستان فسا) (۱۳۷۷ ه. ش) • شهادت خلبان شهید خیرالله نهاوندی‌زاده (استان همدان، شهرستان نهاوند) (۱۳۷۷ ه. ش) • شهادت شهید رحمان فتح‌اللهی (استان لرستان، شهرستان الشتر) (۱۳۹۳ ه. ش) • شهادت شهید مدافع حرم محمد فواد وحدت (لشکر فاطمیون) (۱۳۹۳ ه. ش) • شهادت شهید مدافع حرم خدابخش خاوری (لشکر فاطمیون) (۱۳۹۴ ه. ش) • شهادت شهید مدافع حرم محمدیاسین ناصری (لشکر فاطمیون) (۱۳۹۶ ه. ش)

به گزارش گروه سایر رسانه های دفاع پرس وبلاگ حرف دل نوشت:

کوفی عنان وقتی با مقام معظم رهبری ملاقات می­ نماید ، مقام معظم رهبری درباره تاریخچه کشور غنا که زادگاه کوفی عنان بوده و همچنین شخصیت ها و موقعیت سیاسی و اجتماعی آن صحبت می کنند، این موجب تعجب کوفی عنان می شود و پس از ملاقات می گوید : با اینکه اهل غنا هستم درباره کشور خود به اندازه ایشان اطلاع ندارم

کوفی عنان افتخار رهبری مقام معظم رهبری را نه فقط مختص ایرانی ها بلکه کل مسلمانان دانسته و می گوید : ایرانی ها و مسلمانان باید افتخار کنند که چنین رهبری دارند ای کاش ایشان دبیر کل سازمان ملل بودند . کوفی عنان که مقام دبیر کلی سازمان ملل را به عهده داشت در این ملاقات چنان مجذوب شخصیت مقام معظم رهبری می شوند که می گویند : « من با شخصیت های مختلفی از جمله ژاک شیراک و هلموت­کهل دیدار داشته­ ام که به شدت تحت تاثیر قرار گرفته ام ولی در ملاقات با ا یشان احساس کردم هنوز کسی را مثل ایشان ندیده­ ام شخصیت معنوی ایشان چنان مرا تحت تاثیر قرار داد که پیش خودم فکر کردم چرا شخصیتی مثل من باید دبیرکل سازمان ملل باشد پس از این دیدار شخصیت هایی که مرا جذب کرده بودند همه را به فراموشی سپردم.»
شخصیت و هوشمندی سیاسی مقام معظم رهبری نیز کوفی عنان را به تعجب وا داشته است. «همیشه معتقد بودم شخصیت های معنوی و عرفانی از مسایل سیاسی اطلاعی ندارند ولی در دیدار اخیرم ایشان را در اوج قداست ، شخصیتی سیاسی دیدم که آنچه از سیاسیون بزرگ در ذهنم بود، همه را پاک کردم»نظر بزرگان سیاست در مورد رهبری


خاویر پرز دکوئیار

دکتر علی اکبر بشارتی ، وزیر اسبق کشور در مورد ملاقات خاویرپرز دکوئیار با مقام معظم رهبری می گوید:
«بعداز صدور قطعنامه 598 سازمان ملل، از سوی کشورهای قدرتمند دنیا بر ایران فشارهای زیادی وارد می شد تا آن را بپذیریم. درهمان ایام خاویر پرزدکوئیار دبیر کل وقت سازمان ملل متحد، برای رایزنی های لازم به ایران آمد و با حضرت آیت­الله خامنه ای که آن زمان رییس جمهور بودند ،ملاقات کرد. پس ازملاقات دکوئیار به من گفت: رییس جمهور شما از کدام دانشگاه علوم سیاسی فارغ التحصیل شده است؟ گفتم: چطور؟ گفت: من از چند دانشگاه معتبر دنیا مدرک دکترای علوم سیاسی دارم و بیش از سی­سال است که کار سیاسی می­کنم و ده سال است که دبیر کل سازمان ملل هستم. در این مدت کمتر شخصیت سیاسی و رییس­جمهوری هست که وی را ندیده و با او گفتگو نکرده باشم ولی تاکنون شخصیتی سیاستمدار و هوشمندتر از رییس جمهور شما ندیده ام».

«با عنایات به مطالعاتی که من درباره مسیح داشته ام در ملاقات با رهبر ایران تمام ویژگی های نوشته شده برای مسیح را در آیت الله خامنه ای دیدم و برایم متجلی شد. حکیم بزرگی در ایران نشسته است که به ذهن من خطور نمی کرد او تا به این حد همه جانبه نگر باشد. او حکیم و دانشمندی است که تصمیم گیری و تنظیم سیاست ایران با اوست و با وجود درایت و هوش سرشار ایشان هیچ خطری متوجه ایران نمی شود. من در ملاقات با ایشان معنای واقعی قانون اساسی جمهوری اسلامی و مفهوم ولایت فقیه و ولایت علمای دینی را که شنیده بودم، فهمیدم.»

 با توجه به توضیحاتی که مسئولان تشریفات ریاست جمهوری روسیه درباره مقام رهبری در جمهوری اسلامی و جایگاه ولایت فقیه به وی داده بودند وی در طول مسیر خود از روسیه به ایران و از فرودگاه تا مکان استقرار خود مدام از اطرافیان خود می پرسید که من چگونه باید رفتار کنم؟ وقت ملاقات من با ایشان در چه زمانی است و ایشان را چگونه باید خطاب کنم؟

این اضطراب پوتین تا به حدی بوده که حتی درخواست می کند که اگر در ملاقات با مقام معظم رهبری عرف بر این است که پابرهنه در دیدار حاضر می شوند وی نیز این گونه و پابرهنه باشد.

بنا بر این گزارش ولادیمیر پوتین که هیچ تعلق مذهبی نداشته و شخصی لائیک به شمار می رود پس از دیدار با رهبر انقلاب می گوید که : با عنایت به مطالعاتی که من درباره مسیح داشته ام، در ملاقات با رهبر ایران تمام ویژگیهای حضرت مسیح را در آیتالله خامنهای دیده و برایم متجلی شد.

هم چنین پوتین پس از ملاقات با رهبر معظم انقلاب، با شاره به درایت و تیزبینی های آیت الله خامنه ای می گوید : حکیم بزرگی در ایران نشسته است که به ذهن من خطور نمی کرد او تا به این حد همه جانبه نگر باشد. او حکیم ودانشمندی است که تصمیم گیری و تنظیم همه سیاستهای ایران توسط اوست.

پوتین هم چنین می افزاید ؛ با وجود درایت و هوش رهبری ایران هیچ خطری متوجه ایران نمی شود. من در ملاقات با ایشان معنای واقعی قانون اساسی جمهوری اسلامی و مفهوم ولایت فقیه و ولایت علمای دینی را که شنیده بودم فهمیدم.

کاندولیزا رایس وزیرسابق امور خارجه آمریکا ومشاور ارشد جرج بوش

رهبر ایران میتواند نقشههایی را که بهترین ذهنها ، با صرف بیشترین بودجهها ، در زمانی بسیار طولانی کشیده و مجریانی ماهر اجرای آن را به عهده گرفتهاند ، با یک سخنرانی یکساعته خنثی کند.


دیلیپ داروا وزیر صنایع بنگلادش

دیدار گروه دیهشت با رهبر ایران از اهمیت ویژهای برخوردار بود و من بسیار تحتتأثیر شخصیت ایشان قرار گرفتم. بسیار مشعوف شدم که با رهبر مسلمین جهان دیدار کردم. ایشان شخصیت بزرگی دارند و حس خاصی در دیدار با ایشان حکمفرما بود. شخصی آرام، که مسلط به مسائل روز مسلمانان و نیاز آنها است و انگیزهی دو چندانی به من برای آشنا شدن با ایشان داد. این دیدار یکی از بهترین خاطراتم بود.

من برای اولینبار به ایران آمدهام و مردم آن را میبینم. بنگلادش نیز مانند ایران از بحران اقتصادی به سلامت عبور کرده و رشد صنعتی خوبی داشته است. من از رشد اقتصادی و صنعتی ایران بسیار متعجب شدم و وقتی با رهبر مسلمین جهان دیدار کردم، پی بردم که ایشان در به دست آوردن این رشد نقش اساسی داشتهاند.


ابوالحسن بنیصدر

اگر ایشان [امام خمینی(ره)] زنده بود، صدها بار به آقای خامنهای احسنت میگفت. دلیل این تحسین این است که آقای خامنهای به خوبی توانسته نظامی که آقای خمینی ایجاد کرد را حفظ کند.


رجب طیب اردوغان

عطااله مهاجرانی

درباره وضعیت زندگی و فعالیتهای اقتصادی رهبر معظم انقلاب اذعان کرده است که «من آیتالله خامنهای را خوب میشناسم و میدانم که در تمام کارنامه اقتصادی خود و اقوامش، نقطه سیاه که هیچ، حتی یک نقطه خاکستری هم نمیتوان یافت.»
زینالعابدین حیدری ، خبرنگار شبکه ماهوارهای الفرات عراق
چندی پیش که هیات بلندپایه عراقی به تهران آمده بود. یکی از اشخاصی که در این جمع، خدمت رهبری رسیده بود، بعد از این دیدار چنین میگفت که “بسیاری از اعضای خانواده من از روحانیون بنام عراق هستند و در عراق نیز با محافل روحانیت عراق ارتباطات زیادی دارم، اما وقتی آیتالله خامنهای را دیدم به شدت تحت تاثیر اخلاق و منش ایشان قرار گرفتم و ایشان تنها روحانی بود که با دیدنشان بیاختیار اشک ریختم. ”

این شخص بعد از این دیدار مدام این جمله را تکرار میکرد که “من روحانی ندیده نیستم اما آیتالله خامنهای در میان علما و روحانیون جهان اسلام وجهه ممتازی دارند. ”

نتانیاهو رییس دولت اشغالگر صهونیستی
قبلا درباره خطر هسته ای ایران هشدار دادم ، اما امروز میخواهم خطر پیچش تاریخ به نفع ایران را گوشزد کنم و بگویم آقای خامنه ای از تنگه خیبر در عربستان تا تنگه جبل الطارق در مراکش را به لرزه انداخته و ملت ها را به سوی خود جلب کرده است.دوستان هوشیار ما میدانند که خیلی وقت است رهبر ایران رهبر منطقه و مسلمین جهان است.
کریم سجادپور
در سال ۲۰۰۸ مقاله ای تحقیقی تحت عنوان «بازخوانی آیت الله خامنه ای ، نگاه جهان به قدرتمندترین رهبر ایران» از طرف موسسه آمریکایی «کارنگی» به قلم نویسنده ایرانی این موسسه ، کریم سجادپور منتشر شد که در دسامبر ۲۰۰۹ با اعمال ویرایش هایی مجددا منتشر و روی وب سایت این موسسه قرار گرفت. نویسنده این مقاله گرچه خواسته آرای رهبر معظم انقلاب را از میان سه دهه سخنرانی ها و اقدامات ایشان استخراج و به زغم خود بطور دقیق و جزءجزء آنها را بررسی کند اما در خلال متن نتوانسته بغضش را از انقلاب اسلامی و رهبر مقتدر انقلاب مخفی کند و تحلیل های خود را به نحوی کینه توزانه ارائه داده است. نویسنده این مقاله سخن خود را به این شکل آغاز کرده:
«شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد که به اندازه آیت الله خامنه ای برای مسائل جاری جهان اهمیت داشته باشد اما در عین حال تا این حد هم برای جهانیان ناشناخته باشد»
و در ابتدا سعی در تبیین چرایی اهمیت بررسی افکار و اندیشه های ایشان کرده و در عباراتی به اینکه ایشان پیش از تصدی رهبری یک چهره «میانه رو ناشناخته» بوده است تاکید می کند نویسنده در ادامه به نفود ایران در منطقه و برخی کشورها از جمله عراق ، لبنان و فلسطین اشاره کرد و بالا رفتن قیمت نفت را به افزایش توان ایران تعبیر کرده است!
وی اشاره می کند که مسیر حرکت جمهوری اسلامی در نوشته ها و سخنان امام خمینی(ره) موجود است و بر همان مبنا نیز آیت الله خامنه ای چهار هدف انقلاب را عدالت ، استقلال ، خودکفایی و معنویت دینی می داند که از اینجا به بعد نویسنده سعی می کند دیدگاههای ایشان را در این چهار زمینه استخراج و بیان کند. و تاکید می کند از آنجا که رهبری در ایران سیاستهای کلی را تعیین می کند و نفوذ فراوانی دارد، مهمترین شخصیت در ایران است. نویسنده ، آیت الله خامنه ای را در سیاست خارجی که بخش مهم این مقاله است ، پیرو امام خمینی(ره) می داند و تاکید می کند که ایشان در طول این سه دهه همواره بر شیطان بزرگ بودن آمریکا تاکید داشته و دشمنی خود با آن را به صراحت ابراز کرده اند. نکته قابل توجه این است که نویسنده مقاله در بخشی از این نوشته دستورالعمل هایی را برای سران دولت آمریکا ذکر کرده است اما اشاره می کند که با وجود آیت الله خامنه ای امید ایجاد شرایط مطلوب آمریکا دور از تصور است. وی با بیان برخی از این موانع می نویسد:
1. آیت الله خامنه ای باید متقاعد شود که آمریکا رویه خود در قبال ایران را تغییر داده و با احترام با ایران برخورد خواهد کرد.
2. آیت الله خامنه ای هیچ گونه عقب نشینی یا شکست را برای ایران نخواهد پذیرفت و هیچ نوع فشاری نیز بر ایشان موثر نمی افتد.
3. هر نوع برنامه ای باید در ارتباط با خود ایشان مطرح شود ، نه مقامی دیگر وگرنه مانند تلاشهای قبلی که در دوره اصلاح طلبان صورت پذیرفت بی نتیجه خواهد ماند!
آخرین جملات این مقاله نیز تاکید می کند که تا زمانی که آیت الله خامنه ای رهبر ایران است ، دستیابی به روابط دیپلماتیک میان ایران و آمریکا میسر نخواهد شد و همچنان با وجود گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب، فرهنگ «مرگ بر آمریکا» در ایران حاکم است وگرچه مدارا با رهبر ایران بسیار سخت است، اما باید دانست که اجرای هر برنامه ای برای دور زدن ایشان نتیجه نخواهد داد.

حوزه/ ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه می گوید: «با عنایات به مطالعاتی که من درباره مسیح داشته ام در ملاقات با رهبر ایران تمام ویژگی های نوشته شده برای مسیح را در آیت الله خامنه ای دیدم و برایم متجلی شد».

به گزارش خبرگزاری حوزه، یکی از برنامه های رهبر معظم انقلاب در طول سال های بعد از انقلاب، دیدار مقامات سیاسی و اجرایی کشورهای گوناگون با ایشان بوده است که پس از پایان این دیدارها، نظرات این مقامات درباره حضرت آیت الله خامنه ای شنیدنی است و به بازنشر آن می پردازیم.

   

کوفی عنان، دبیر کل سابق سازمان ملل:

کوفی عنان وقتی با مقام معظم رهبری ملاقات می نماید، مقام معظم رهبری درباره تاریخچه کشور غنا که زادگاه کوفی عنان بوده و همچنین شخصیت ها و موقعیت سیاسی و اجتماعی آن صحبت می کنند، این موجب تعجب کوفی عنان می شود و پس از ملاقات می گوید: با اینکه اهل غنا هستم درباره کشور خود به اندازه ایشان اطلاع ندارم. کوفی عنان افتخار رهبری مقام معظم رهبری را نه فقط مختص ایرانی ها بلکه کل مسلمانان دانسته و می گوید: ایرانی ها و مسلمانان باید افتخار کنند که چنین رهبری دارند ای کاش ایشان دبیر کل سازمان ملل بودند.کوفی عنان که مقام دبیر کلی سازمان ملل را به عهده داشت در این ملاقات چنان مجذوب شخصیت مقام معظم رهبری می شوند که می گویند: «من با شخصیت های مختلفی از جمله ژاک شیراک و هلموت­کهل دیدار داشته ­ام که به شدت تحت تاثیر قرار گرفته ام. ولی در ملاقات با ایشان احساس کردم هنوز کسی را مثل ایشان ندیده ­ام شخصیت معنوی ایشان چنان مرا تحت تاثیر قرار داد که پیش خودم فکر کردم چرا شخصیتی مثل من باید دبیرکل سازمان ملل باشد پس از این دیدار شخصیت هایی که مرا جذب کرده بودند همه را به فراموشی سپردم.»نظر بزرگان سیاست در مورد رهبری

شخصیت و هوشمندی سیاسی مقام معظم رهبری نیز کوفی عنان را به تعجب وا داشته است. «همیشه معتقد بودم شخصیت های معنوی و عرفانی از مسایل سیاسی اطلاعی ندارند ولی در دیدار اخیرم ایشان را در اوج قداست، شخصیتی سیاسی دیدم که آنچه از سیاسیون بزرگ در ذهنم بود، همه را پاک کردم» (منبع: سایت بولتن نیوز)

        

خاویر پرز دکوئیار دبیر کل اسبق سازمان ملل:

دکتر علی اکبر بشارتی ، وزیر اسبق کشور در مورد ملاقات خاویرپرز دکوئیار با مقام معظم رهبری می گوید:

«بعداز صدور قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل، از سوی کشورهای قدرتمند دنیا بر ایران فشارهای زیادی وارد می شد تا آن را بپذیریم. درهمان ایام خاویر پرزدکوئیار دبیر کل وقت سازمان ملل متحد، برای رایزنی های لازم به ایران آمد و با حضرت آیت ­الله خامنه ای که آن زمان رییس جمهور بودند ،ملاقات کرد. پس ازملاقات دکوئیار به من گفت: رییس جمهور شما از کدام دانشگاه علوم سیاسی فارغ التحصیل شده است؟ گفتم: چطور؟ گفت: من از چند دانشگاه معتبر دنیا مدرک دکترای علوم سیاسی دارم و بیش از سی سال است که کار سیاسی می کنم و ده سال است که دبیر کل سازمان ملل هستم. در این مدت کمتر شخصیت سیاسی و رییس­جمهوری هست که وی را ندیده و با او گفتگو نکرده باشم ولی تاکنون شخصیتی سیاستمدار و هوشمندتر از رییس جمهور شما ندیده ام».(علی محمد بشارتی – منبع : در سایه خورشید ، صفحه ۸۱)

     

ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه:

«با عنایات به مطالعاتی که من درباره مسیح داشته ام در ملاقات با رهبر ایران تمام ویژگی های نوشته شده برای مسیح را در آیت الله خامنه ای دیدم و برایم متجلی شد. حکیم بزرگی در ایران نشسته است که به ذهن من خطور نمی کرد او تا به این حد همه جانبه نگر باشد. او حکیم و دانشمندی است که تصمیم گیری و تنظیم سیاست ایران با اوست و با وجود درایت و هوش سرشار ایشان هیچ خطری متوجه ایران نمی شود. من در ملاقات با ایشان معنای واقعی قانون اساسی جمهوری اسلامی و مفهوم ولایت فقیه و ولایت علمای دینی را که شنیده بودم، فهمیدم.» (خاطرات حجة الاسلام احمد مروی در همایش علمی کاربردی تبلیغ، دفتر تبلیغات حوزه علمیه قم، به نقل از خبرگزاری فارس)

   

دیلیپ داروا، وزیر صنایع بنگلادش:

دیدار گروه دی‌هشت با رهبر ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بود و من بسیار تحت‌تأثیر شخصیت ایشان قرار گرفتم. بسیار مشعوف شدم که با رهبر مسلمین جهان دیدار کردم. ایشان شخصیت بزرگی دارند و حس خاصی در دیدار با ایشان حکم‌فرما بود. شخصی آرام، که مسلط به مسائل روز مسلمانان و نیاز آن‌ها است و انگیزه‌ی دو چندانی به من برای آشنا شدن با ایشان داد. این دیدار یکی از بهترین خاطراتم بود… من برای اولین‌بار به ایران آمده‌ام و مردم آن را می‌بینم. بنگلادش نیز مانند ایران از بحران اقتصادی به سلامت عبور کرده و رشد صنعتی خوبی داشته است. من از رشد اقتصادی و صنعتی ایران بسیار متعجب شدم و وقتی با رهبر مسلمین جهان دیدار کردم، پی بردم که ایشان در به دست آوردن این رشد نقش اساسی داشته‌اند. (روزنامه ایران، ۱۸، اسفند ۱۳۸۸)

   

خانم بی‌نظیر بوتو نخست وزیر پاکستان:

وی در جریان یکی از سفرهای خود به ایران خدمت رهبر معظم رهبری می‌رسد. و در مذاکراتی که صورت می گیرد خصوصا با توجه به توصیه هایی که مقام معظم رهبری داشته اند، وی متاثر شده و می گوید: یک خواهش دارم و آن اینکه روز قیامت مرا شفاعت کنید . رهبری بلافاصله می فرمایند: «شفاعت مخصوص محمد و آل محمد است . بهترین شفاعت در این دنیا این است که شما مشی و مرامتان را با اهل بیت علیهم‌السلام هماهنگ کنید. بعدها بی نظیر بوتو به نماینده ویژه رئیس‌جمهور ایران می‌گوید: «من برای آیت‌الله خامنه‌ای قداست قائل هستم و از ایشان خواسته‌ام برای موفقیت من دعا کند و برای من قابل تحمل نیست که ایشان از حکومت من ناراحت باشند.من هر کاری که در اختیارات قانونی‌ام باشد برای حل مشکل انجام خواهم داد. (منبع: سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی)

تمامی حقوق این سایت برای خبرگزاری حوزه محفوظ است.

بازنشر مطالب خبرگزاری حوزه در سایر خبرگزاری‌ها و روزنامه‌ها بدون ذکر منبع آزاد است.

برای دانلود برنامه اینجا کلیک کنید.(بصورت کاملا رایگان)

 

آقاي سيد علي عزيز ، در زمان رهبري تو ، حجت ابن الحسن العسكري ظهور خواهد كرد—————————پایگاه صالحات – حجة الاسلام حاجتي امام جمعه موقت اهواز :  اين جمله آقاي ري شهري را اولين بار من لو ميدهم به اين صورت ، آورده ام مطلبش را هم بخوانم ، همان طور كه نوشته بودم .اين مطلب مربوط به چند سال قبل است ، ايشان داشت سخنراني ميكرد طلاب هم بودند .آقاي ري شهري مي فرمود : خدمت آقا رسيديم ، قبل از اينكه به اين نكات بپردازم الان به ذهنم رسيد ، نيمه شعباني بود خوابي را كه در آغاز پيروزي انقلاب اسلامي ديدم نقل كنم گرچه خواب حجت نمي باشد ولي اين خواب با استنباطم تطبيق ميكند . روزهاي اول انقلاب كه امام به قم آمده بودند و چند روزي از آمدنشان نمي گذشت در عالم روياء ديدمشان ، در آن حال همين مطلب را خدمتشان عرض كردم كه استنباط من اين است كه ظهور امام زمان نزديك است .ايشان به شدت گريه كردند از شوق چنين روزي و سرشان را به علامت تائيد مطلب من تكان دادند.تعدادي از اهل معرفت هم اين واقعيت را تائيد ميكنند.حتي يكي از دوستان حضرت امام كه چند ماه پيش خدمت رهبر انقلاب حضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي (حفظه الله) رفته بودند ، مطلبي را در اين رابطه به آقا فرموده بودند .آقا به من فرمودند : آقاي ري شهري ايشان آمد پيش من وگفت: آقاي سيد علي عزيز در زمان رهبري تو ، حجت ابن الحسن العسكري ظهور خواهد كرد.حجة الاسلام حاجتي : اينجا جالب است صحت اين كلام اتقان اين كلام ، كه ناقل اين كلام خود آقاست با يك واسطه به شما عرض كردم . آذربايجان غربي رفته بودم خدمت يكي از آقايان ، علما و ائمه جمعه هم بودند . يكي از علماي سلماس آمد پيش من گفت: اول انقلاب علامه طباطبائي را ديدم در مركز قم كنار ميدان شهداء داشت ميرفت خدمت امام ،خانه امام ، به او گفتم آقا اين انقلاب را چطور مي بينيد ؟علامه طباطبائي فرمود: اين انقلاب متصل ميشود به انقلاب جهاني امام زمان (عليه السلام)

 

نظر بزرگان سیاست در مورد رهبری

پاسخ حضرت مهدی به 10 سؤال در سال 1372 – رهبری آیت الله خامنه ای مورد عنایت ما بود آیا حضرت مهدی سربازان خود را از نسل جمهوری اسلامی انتخاب می کند ؟ جواب داد : بله .آیا انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای مورد عنایت شما بود ؟ فرمودند بله مورد عنایت من بود .—————————–پایگاه صالحات – آیت الله مهدی احدی (شاگرد حضرات آیات بهجت ، حسن زاده آملی ، جوادی آملی ، وحید خراسانی و …) :  جمعی در 27 خرداد 1372 (مطابق با روز پنجشنبه 26 ذی الحجه 1413) به محضر آقا ولی عصر (ارواحنا له الفداء) می رسند .این مطلب از قضایایی است که مسجل است برای ما و برای دوستان ما در مسجد .به خود مقام معظم رهبری هم گفته شد . البته راضی نبود پخش شود . ولی ضرورت هایی که دیدیم ، ما هم یک وظیفه ای داشتیم .من اینجا این نامه را می خوانم .گفت : نزدیک باب السلام شدیم ، دیدیم سید بزرگوار نورانی آمد .سلام کردیم ، جوابی نشنیدیم . شاید جواب سلام را داد ولی ما متوجه نشدیم .عرض کردیم سید بزرگوار ، سؤالاتی داریم ، اجازه می دهید ما سؤالاتمان را مطرح کنیم ؟فرمودند سؤالاتتان را بپرسید .سؤال اول : شما را در مدینه می توان دید ؟لبخند زد . فرمود تا چه کسی باشید ؟نماز را شروع کرد و ما به او اقتدا کردیم .سؤال دوم را پرسیدیم : برای دیدن آقا چه باید کرد ؟در جواب فرمود : شما اصرار نورزید . همین که علاقه دیدار آقا را دارید ، ثواب را می برید .سؤال سوم : برای ظهور شما چه باید کرد ؟فرمود دعا کنید .سؤال چهارم : ظهور شمارا چگونه زمینه سازی کنیم ؟فرمودند : آنچه که اهل بیت فرمودند عمل کنید .بحث دین ، لا یبقی منه  الا اسمههر وقتی که بحث اصالت دینی شود ، بحث فشار مطرح می شود .سؤال پنجم : کجا و چگونه باید شروع کنیم ؟آقا فرمود : بچه های خود را خوب تربیت کنید ، تا امام زمان سربازان خود را از نسل شما انتخاب کند .سؤال ششم : آیا حضرت مهدی سربازان خود را از نسل جمهوری اسلامی انتخاب می کند ؟جواب داد : بله .سؤال هفتم : آیا انتخاب حضرت آیت الله خامنه ای مورد عنایت شما بود ؟فرمودند بله مورد عنایت من بود . سؤال هشتم : اگر بخواهیم حافظ کل قرآن بشویم ، چه کنیم ؟آقا فرمود : اگر متوسل به مادرم فاطمه (سلام الله علیها) و اهل بیت (علیهم السلام) شوید ، حافظ کل قرآن می شوید .سؤال نهم : اگر بخواهیم اهل بیت از ما راضی باشند چه کنیم ؟امام به حدیث امام صادق بسنده کرد .فرمودند : به حدیث امام صادق عمل کنید .” كونوا لنا زينا و لا تكونو علينا شينا ” ، برای ما خوار نباشید برای ما زینت باشید .یک سؤالی کرد که امام گریه کرد ، جواب نداد . من می دانم اگر این سؤال را عرض کنم ، قلب ها می شکند . و آن سؤال این است که گفت آقا ، گفت بله .سؤال دهم : آقا ، قبر مادرت فاطمه (سلام الله علیها) کجاست ؟آقا گریه کرد . از درب باب السلام با ناراحتی داشت می رفت .گفتند : آقا بایست تو را به خدا .یک نوری آقا را گرفت و رفت . دیگر نگاه نکرد .والسلام

 

حضرت مهدي فرمودند ايشان (سيد علي خامنه اي) از ما هستند —————————–پایگاه صالحات – حجت الاسلام صدیقی : اگر این حرف را اینجا نزنم ، پس کجا بزنم ؟ می دانم حضرت آقا راضی نیستند ولی ما موظفیم که بگوییم.مرحوم آیت الله احمدی میانجی ازعرفای زمان و از شاگردان آیت الله بهجت(ره) بودند. ایشان به محضر امام زمان(عج) شرفیاب شده بودند ، در یکی از تشرفات گفتند که از امام زمان در خصوص رهبری آقا سید علی سوال کردم : آقا! نظرتان در مورد ایشان چیست؟ امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشّریف) فرمودند: ایشان از ما هستند .سخنرانی در بيت رهبري ، مراسم عزاداری حضرت زهرا سلام الله عليها  (28/2/89)

…در مکاشفه حضرت زهرا فرمودند«فرزندم علي (خامنه ای) غريب، مظلوم و تنهاست»و امام زمان فرمود«بگو اين ميمونها را از قم بيرون بريزند، من از نايبم حمايت ميكنم»با اشاره حضرت کابینه … جلوی چشم من آمد————————پایگاه صالحات- حجت الاسلام رحيميان:  يك پدر شهيد در تير 78 در مکاشفه دیده بود که امام زمان فرمودند: «به آقاي فاضل لنكراني بگو قيام كند اين ميمونها را از قم بيرون بريزند، من از نايبم حمايت ميكنم» با اشاره حضرت کابینه دولت خاتمی جلوی چشم من آمد، دو نفرشان مهاجراني و عبدالله نوري و يكي در رأس شان بود. چهره هاي بقيه مبهم بود و تنها چهره هاي اين سه نفر روشن بود. بخشی از سخنان حجت الاسلام و المسلمين رحيميان نماينده محترم ولي فقيه در بنياد شهيد و امور ايثارگران ، همزمان با سالروز حماسه 9 دي ماه ، در پنجمين نشست ماهيانه سازمان بسيج جامعه پزشکي که در دانشگاه علوم پزشکي شهيد بهشتي برگزار شد. سوم بهمن 1389 در اين همايش حجت الاسلام رحيميان طي سخناني عنوان كرد:نكته مهم در نهم دي اين است كه ماجراي فتنه 88 از جنگ تحميلي و حتي از اصل مبارزه با شاه و مبارزه نهضت ،سخت تر و عميق تر مي باشد. از زمان پيامبر ، حتي در جنگ تحميلي و دفاع مقدس صف ها مشخص بود ،چهره دشمن هم مشخص بود، اما در اين فتنه مهمترين مسئله اين بود كه با نام و ياد امام و خط امام براي نابود كردن حقيقت امام و ميراث امام و خط امام وارد مبارزه شدند و اين كار را خيلي مشكل مي كرد . رحيميان گفت: در روز 9 دي افراد زيادي به خيابانهادر حمايت از رهبري آمده بودند ، اما از آنجا كه سران فتنه با نام خط امام، وارد عرصه شده بودند، خيلي زود چهره واقعي آنها شناخته شد وهمه فهميدند كه آنها براي ايجاد يك فتنه بزرگ و براندازي نظام اسلامي و مردم آمده اند و با الهام از تجربه تاريخي شيعه از صدر اسلام تا زمان حضرت امام و سال هاي بعد رحلت حضرت امام خيلي زود به عمق فتنه پي بردند. و فهميدند :آشوب طلبها همان روزه خوارها ، بهايي ها و خانواده اعدامي ها، سلطنت طلب ها ، اشرار، هستند كه در روز قدس و 16 آذر و نماز جمعه و روز عاشورا به خيابان ها ريخته اندو شرارت كرده اند و نكته اين است كه در اعترافات بعد از دستگيري مشخص شد كه اكثر آشوبگران اصلاً در انتخابات راي نداده اند و اهل راي دادن نبودند.  ايشان اشاره كردند : اين فتنه دو چهره داشت ،خير و شر ، چهره خير فتنه براي انقلاب اين بود كه چهره حقيقي افراد فتنه گر و قانون شكنان براي همه مشخص شد و در عين حال، اقتدار ولايت و رهبري و نقش سرنوشت ساز و بي بديل ولايت را دريافتند.رحيميان گفت: مجاهد بزرگ سيد حسن نصرا… براي خود من تعريف مي كرد در آن شب هاي فتنه با توجه به اينكه عموم رسانه هاي دنيا از سوي صهيونيست ها اداره مي شود نگران بودند ، چشم ميليون ها و بلكه دهها ميليون مسلمان و حتي غير مسلمان آزاده ، آن شب ها تا صبح به خواب نرفت ؛ عده زيادي از مومنين تا صبح اشك ريختند و براي نظام دعا كردند . ايشان در جمله اي از امام فرمودند : جنگ حق و باطل از اول بوده و خواهد بود و تا زمان ظهور امام زمان (عج) وجود خواهدداشت. رحيميان با نقل يك خاطره از مكاشفه يك پدر شهيد در 18 تير 78 گفت: در اين مكاشفه ائمه از مرحوم آيت الله فاضل درخواست كرده بودند كه به كمك رهبر انقلاب برود.حجت الاسلام رحيميان به بيان خاطره اي از يك پدر شهيد در مورد رهبر انقلاب پرداخت و گفت: خاطره اي از يك پدر شهيد شنيده بودم كه از نزديكان بيت مرحوم فاضل لنكراني بود. هميشه دوست داشتم اين خاطره را از زبان خود ايشان بشنوم. فاطميه اول امسال به همين منظور راهي قم شدم .منزل مرحوم فاضل جلسه روضه بود. رفتم آنجا و از حاج آقا جواد فاضل فرزند مرحوم آيت ا….فاضل لنكراني سراغ آن پدر شهيد را گرفتم.ايشان آدرسي به من داد و گفت ضمنا يكي از نكاتي كه اين پدر شهيد خواب ديده و بيان كرده محقق شده است.(كه در ادامه بيان مي كنم) مشخص شد كه اين پدر شهيد خادم بازنشسته حرم حضرت معصومه (س) است. بنابراين حرم رفتم و بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء آدرس دقيق تري از يكي از خدام گرفتم و راهي منزل اين پدر شهيد شدم. هنگامي كه در را زديم سريعا باز كردند؛گويا منتظر ما بودند. من از پشت پرده گفتم من فلان كس هستم. گفتند بفرماييد منتظر شما بوديم. ابتدا فكر كردم شايد منتظر فرد ديگري بودند و اشتباهاً در را به اين سرعت به روي ما باز كردند ولي معلوم شد كه خير اين طور نبود. بالاخره خدمت اين پدر شهيد رسيديم كه تازه از بيمارستان و عمل جراحي فارغ شده بودند و فكر كرده بودند كه ما براي عيادت ايشان آمده ايم. رحيميان افزود: بعد از احوالپرسي خواستار اين شديم كه داستان را از زبان اين پدر شهيد بشنويم ولي به دلايلي امتناع كردند. خلاصه از ما اصرار و از وي انكار. ولي بالاخره تصميم بر اين شد كه براي يك بار ديگر قضيه را بازگو كند.(حدود چهل سال بود كه اعتكاف اين پدر شهيد ترك نشده بود. يعني قبل از اينكه اعتكاف در ايران مرسوم شود و از قديم در مسجد امام و مسجد اعظم معتكف مي شد.) گفت از اعتكاف به منزل باز مي گشتم و بي خواب و خسته بودم و به منزل گفتم كه مي خواهم بخوابم. (حتي جايي كه خوابيده بود به ما نشان داد) نماينده ولي فقيه در بنياد شهيد با بيان اينكه اين پدر شهيد يك يا دو روز بعد از حادثه 18 تير 78 اين خواب را ديده بود، خاطرنشان كرد: اين پدر شهيد ادامه داد: نمي دانم كه چقدر از خوابم گذشته بود كه ديدم گويي چراغ ها روشن شدند. آمدم كه اعتراض كنم كه چرا چراغ ها روشن شده اند احساس كردم كه نور چراغ نيست بلكه نور ديگري است.  دقت كردم ديدم بانويي دست به كمر گرفتهكنار اتاق ما ايستاده. تا كمي به ايشان توجه كردم كنار من روي زمين نشست. خطاب كرد: «آقاي احمدي! علي من غريب است، علي من مظلوم است، علي من تنهاست».من همان وقت ناگهان احساس كردم اين بانو حضرت زهرا(سلام الله علیها) و منظور ايشان از علي من، حضرت علي(علیه السلام) است.تا چنين چيزي به ذهن من خطور كرد ايشان تكرار كردند: «فرزندم علي غريب است، فرزندم علي مظلوم است، فرزندم علي تنهاست».  ديگر من منقلب شده و در همان حال متوجه شدم آقايي قائم كنار ما ايستاده است.(مشخصات آن آقا را نيز توصيف كرد. خواست خدا بود كه امكاني فراهم شود و ما فيلمي از اين بيانات پدر شهيد نيز تهيه كرديم)اين آقا كه كنار ما ظاهر شده بود به من خطاب كرد:«آقاي احمدي! برو نزد آقاي فاضل لنكراني و به ايشان بگو قيام كند. اين ميمون ها را از قم بيرون بريزند.(چون همان روزها يعني 18 تير در قم نيز امتداد فتنه وجود داشت) بعد با دست چپش اشاره كرد و گفت:«اين ها خيال مي كنند با توهين كردن به من، دست از حمايت از نايب ام بر مي دارم. من از نايب ام حمايت مي كنم».هنگامي كه دست آقا حركت كرد ،ديدم جايش كابينه فلان (دولت اصلاحات خاتمی) جلوي صورت من شكل گرفت. چهره ها مبهم بود ولي سه چهره روشن بود. يكي در رأس شان بود و دو نفر ديگرشان مهاجراني و عبدالله نوري بود. چهره هاي بقيه مبهم بود و تنها چهره هاي اين سه نفر روشن بود.گفتم: «آقا! آقاي فاضل مريض است. مدتي است قدرت حركت ندارد و بايد چند نفر كمكش كنند». ايشان فرمود: «آقاي فاضل ده سال ديگر به فعاليت اش ادامه مي دهد».(اينكه عرض كردم آقا جواد فاضل اشاره كرد يكي از حرف هاي ايشان محقق شد همين بود كه آقاي فاضل راس ده سال از دنيا رفت)  رحيميان افزود: اين پدر شهيد صبح فردا خدمت آقاي فاضل رفته و ماجرا را بازگو مي كند. آقاي فاضل نيز اشك ريخته و مي گويد اين خواب نبوده بلكه مكاشفه بوده.نماينده ولي فقيه در بنياد شهيد همچنين گفت: اين پدر شهيد به آقايي كه ديده بود اشاره كرد و گفت: آن آقايي كه كنارم ايستاده بود خيلي به چشم من آشنا بود. گويي جايي ديده بودمش. خيلي فكر كردم تا يادم افتاد. سالي قرار بود حج مشرف شويم. ولي قبل از اينكه مشرف شويم به علت تصادف نصف بدن خانم ام فلج شد. ولي با هر زحمتي وي را نيز همراهم بردم. در سعي بين صفا و مروه بوديم كه حاج خانم افتاد و مرد. چون من مرده زياد ديده بودم عرق مرگ را روي پيشاني وي تشخيص دادم. رو به كعبه كردم و گفتم: «آقا امام زمان(عج) من اينجا غريبم و اين ها با ما بد هستند. ديگر جنازه اين را به من نمي دهند. به داد من برس و …» بعد از چند جمله ديدم آقايي كنار من ايستاده و به من اشاره كرد. بالاي سر همسر من نشست و گفت ايشان حالش خوب است. بعد ديدم همسرم بلند شد و حركت كرد. آثار فلجي وي نيز بر طرف شد. يادم آمد كه آقايي كه در خواب ديده بودم همان است كه در حج به داد من رسيد. رحيميان در ادامه افزود: دست خدا بر سر رهبر ما است و دست ايشان بر سر ما است. ايشان بنده مخلص خدا است. من از سيزده سالگي نزد امام بودم. به جز مدتي كه زندان يا در تبعيد بودند. ويژگي هايي كه ما در امام مشاهده كرديم در رهبري وجود دارد. خدا آنكه شايسته بود و شايسته است جايگزين امام كرد. وي در ادامه سخنان خود يادآور شد، چرا بايد يكي از سران فتنه كه ادعاي خط امام دارد، براي سروشي كه ولايت فقيه، اصول خط امام، امام زمان، زيارت جامعه را منشور قلات شيعه ناميد ،اصل وحدانيت قرآن را انكار مي كند، به مناسبت سالروز تولدش پيام دهد و او را به ملا صدرا تشبيه كند. كديور، اكبرگنجي كه در رد ولايت فقيه مقالات بسيار نوشته بودند در روزنامه هاي زنجيره اي به نام آيت ا… و استاد بزرگ، دانشمند بزرگ با تيتر اول از آنها ياد كردند.انسان چرا اينگونه مي شود كه همه چيز را فراموش مي كند ؟ ادعاي پيروي از خط امام كجا ؟و حمايت از انكاركنندگان خط امام كجا؟ كسي كه به دنيا دل ببندد دنيا چشمهايش را كور مي كندانكار وحدانيت قرآن كجا؟ مورد تشويق تمام دشمنان امام در تمام كره زمين قرار گرفتن كجا؟جاذبه و دافعه اگر امام نداشته باشد كه امام نيست.حب و بغض، حقيقت ايمان است، امام صادق (ع) فرمود به حقيقت ايمان هيچ كس دست پيدا نمي كند مگر اينكه دوست بدارد به خاطز خدا دورترين افراد به خودش را و دشمن بدارد به خاطر خدا نزديك ترين افراد به خودش راحال كسي به خاطر رئيس جمهور شدن حاضر است دست به هر كاري بزند كه اين نشان دهنده دل بستگي به دنيا مي باشدانسان چرا اينگونه مي كند ؟ شما كه مدعي خط امام هستي ؟ خط امام كجا و انكار ولايت فقيه كجا ؟ خط امام كجا و مورد تشويق دشمنان قرار گرفتن كجا؟يعني اگر حسين حاج آقا مصطفي است با اينكه او را دوست دارد يادگار فرزند عزيزش است،{ امام حاج آقا مصطفي را خيلي دوست داشت من خط امام را دارم ( از حاج احمد گرفته بودم) دوراني كه امام در نجف بودند يك مفاتيحي داشتند پشت آن تعبيراتي داشتند كه محبت و دوست داشتن امام به حاج آقا مصطفي را نشان مي داد.}اما همين حسين حاج آقا مصطفي وقتي زير چتر بني صدر مي رود در مشهد در جريان فتنه قرار مي گيرد امام مي فرمايند دستگيرش كنيد بياوريدش ، گفتند مقاومت مي كند امام فرمودند : مقاومت كرد بزنيدش گفتند: من با كسي تعارف ندارم.رحيميان به ويژگيهاي خواص اشاره كرد وگفت : خواص كسي است كه خود بفهمد و بصيرت داشته باشد گاهي يك پير زن بي سواد كشاورز جزء خواص مي شود و حقيقت عالم وحيات زندگي رادريافته است،نماينده مقام معظم رهبري در بنياد شهيد گفت : ممكن است كسي مرجع تقليد ، عالم يا پرفسور باشد اما گمراه از دنيابرود . گاهي علم مي شود حجاب آن هم حجاب اكبر اگر تهذيب نفس نباشد انسان به گمراهي مي رودوي به جمله اي از امام اشاره كردند كه امام همواره در جمع طلبه ها در قم توصيه مي كردند ،كه اگر يك قدم براي تحصيل علم بر مي داريد، يك گام هم براي تهذيب نفس برداريد ، كه اگر تهذيب نفس نباشد انسان به گمراهي مي رسد و خطر آن براي افراد عالم بيشتر از بقيه مي باشد.

دعاي حضرت مهدي (عج) براي مقام معظم رهبري در عرفات———————————-پایگاه صالحات – حجة الاسلام صديقي :قضييه آقا بعد از حضرت امام خدا شاهده از جزء كرامتهاست. اگر در زمان امام ، آقا به عنوان ولي امر مطرح بود زده بودندش .آقاي طبا طبائي ميگويد اين آيات ولايت را در سوره مائده ، خدا جا سازي كرده بود .كه اگر اين گونه جا سازي نشده بود مورد هجمه اهل سقيفه قرار مي گرفت.امام ايشان را تحت پوشش قرار داد ، انگشت هدايتش را هم به سوي او گرفت كه اين براي ولايت مناسب است ، هم تصريح فرمودند كه ايشان مي تواند اين كار را بكند ، هم بعنوان اسلام شناس ، مثل آفتاب مي درخشي ، اين تعبيراتي را كه فقط در مورد ايشان بود . عملأ هم الله أعلم حيث يجعل رسالته .من همين قدر به شما بگويم ، خدا گواه است بنده از يك ولي خدائي خودم كرامت ديدم . ايشان به من گفتند كه شما اين سفر دوباره به مدينه بر مي گرديد و مهمان خانم زهرا سلام الله عليها هستيد . مدينه قبل بودم در يكي از سفرها برنامه اي هم نداشتم ، ولي به من فرمودند شما اين سفر دوباره به مدينه برميگرديد . من اين تعبير مهمان خانم زهرا (س) هستيد را موقعي كه در هواپيما بودم ميرفتم يك جرياني پيش آمد در ذهنم آمدكه ما در اين سفر مهمان خانم زهرا (س) هستيم .اين ولي خدا ميگفت كه در عرفات ديدم وجود نازنين امام عصر ارواحنا فداه به مقام معظم رهبري با اسم دعا ميكرد .و با يك حالي گفتند : طوبي له ، طوبي له ، طوبي له .اين عَلَم صاحب دارد ، اين سيد صاحب دارد ، سر سوزني هم تعلق به اين دنيا ندارد .نه اين عمارت ، نه اين رهبري ، نه بر مالشان اضافه كرده ، نه برژستشان اضافه كرده است .يكي از علماي موجودي كه خيلي هم با آقا موافق نيست و جزء نگراني هاست ، ايشان يك وقت بعد از ولايت آقا به بيت آقا رفته بود ، آقا به زور ايشان را جلو انداختند وپشت سرش نماز خواندند ، رهبر جامعه پشت سر ايشان نماز خواند .آيت الله خوشوقت ميگفتند كه من وارد شدم به بيت براي روضه شان شركت كنم از آن درب آمدم كفشهايم را درآوردم . بعد از روضه هم ايشان يك شامي دارند و شام ميدهند وبنا شد كه خدمتشان برويم شام. منتها كفش من آنطرف بود .گفتند كه حضرت آقا با اصرار نعلين هاي خودشان را گذاشتند جلوي من و خودشان پا برهنه آمدند .كجاي عالم شما يك همچنين كسي را پيدا ميكنيد ؟ شما كسي را پيدا ميكنيد كه يك آخوندي تا عمر داشت هر تيري كه در تركش داشت تا آخرين روز حياتشان هم به امام (ره) زد هم بر ايشان . اما بعد از وفات ، آقا در حق ايشان هم كم نگذاشتند . كجاي عالم شما اينجور پيدا ميكنيد ،اين خُلق ، خُلق سلاطين است ؟ شما يك موجود مادي نفساني پيدا كنيد كه بتواند اين سعه صدر را داشته باشد، اين ژست ژست انبيا ست .آخوند هاي عادي نمي توانند اين كارها را بكنند .يك آخوندي كه الان جزء مخالفين خيلي سر سخت است يك وقتي كاره اي بود ، يك رئيس دادگستري حرفش را گوش نكرده بود ، يك گارد نظامي برايشان قرار داد گفت با حقارت كوچكش كنيد تا بياوريدش .خيلي از اينجا تا آنجا فاصله است.در تمام فراز ونشيبها كسي مثل كوه ، المؤمن كالجبل الراسخ لاتحركه العواصف اين نيست مگر روح انقياد و بندگي، وهمين هم باعث شده كه خدا پرچم را به دست ايشان بدهد .حضرت امير(ع) كفشهاي پيغمبر را داشتند وصله ميزدند، پيغمبر خدا فرمودند : ليضربنكم رجل على تأويل القرآن كما ضربتكم على تنزيله‏ عرض كردند چه كسي است ؟ فرمود: هذا خاصف النعلاصلا اشاره به اين تواضع بوده – همين كسي كه دارد كفشهاي پيغمبرش را پينه ميزند – فردا پرچم به دست اين است و شما با او مقابله ميكنيد و او مجبور ميشود شمشير بزند در تاويل ،آنگونه كه ما شمشير زديم براي تنزيل . لئن شكرتم لأزيدنّكم‏ ‏ بدانيد من خيلي حرفها دارم كه چه وضعي داشت قبل از انقلاب و انقلاب چه كرده ،امام چه معجزه ايست و چه رهگشايي است براي آمدن امام زمان (عج).امام مشكل فرج را حل كرد اين انقلاب خيلي از مشكلات اعتقادي را حل كرد ، امام زمان (عج) انشاءالله تشريف مي آورند، انشاءالله نزديك است .باش تا صبح دولتش بدمد .قدر اين آقا را بدانيد ، اين سيد بزرگوار اين رهبر ، والله عبد صالح است ، والله ولي خداست ، اهل ارتباط است ، سيمي وصل داره ، دل شكسته اي داره ،زجه هاي سحر داره ، گريه هاي جانسوز داره ، توسلات داره ، عالَمي با مادرش حضرت زهرا داره ، برايش دعا كنيد ،كمكش كنيد ، شبهات را بزدائيد ، با سعه صدر بدون مراء بدون جدال، با اخلاقتان با سعه صدرتان كونوا له زيناً ولا تكونوا عليه شيناً .

 

 

.

 

 پروردگارا! آنچه گفتیم و شنیدیم، برای خودت و در راه خودت قرار بده و آن را به کرمت از ما قبول کن. پروردگارا! ارواح طیّبه­‌ی شهیدان ما و روح مطهّر امام بزرگوار را با ارواح مطهّر شهدای صدر اسلام محشور بفرما. پروردگارا! این ارواح مطهّره و منوّره را از ما راضی کن. پروردگارا! قلب مقدّس ولیّ­‌عصر (ارواحنا فداه) را از ما راضی بفرما؛ ما را سربازان این راه قرار بده. پروردگارا! همه­‌ی ما را، زندگی ما و عمر ما را، ختم به خیر بفرما؛ برای این حقیر و هرکسی که علاقه­‌مند است، شهادت را به‌عنوان آخرین پلّه­‌ی زندگی ما قرار بده.

 

والسّلام­ علیکم­ و­ رحمةالله و­ برکاته

 شهید اندرزگو:  راوی استاد پناهیان: خاطره دیگه دارم برای دلهای نورانی میگم؛ استدلال نیست برای دلهای کورانی !!!!! احساس قشنگیه برای دلهای نورانیشهید اندرزگو میدونید کیه؟ انسان بسیار زاهد، بسیار مجاهد، بسیار عارف، بسیار خوب ، بسیار قویآقای ابوترابی را چه طوری میشناسید؟ اسوه ای بود در دفاع مقدس که بی نظیره، خیلی از شهدای ما به گرد پای این شخصیت بزرگ نمیرسن.یه خوبی به من گفت که ابوترابی از کسانی هست که پای ظهور حضرت دوباره بر میگرده!!!گفتم حقشه ، فوق العاده است آقای ابوترابی و شخصیت بی نظیری داره؛ مرحوم شد ، آزاده بود.ابوترابی مرید شهید اندرزگو بود؛ ببین دیگه اندرزگو کی بوده!!شهید چمران با آقای ابوترابی آشنا شد ، یکماه بعد آشنایی شون ،آقای ابوترابی اسیر شد؛ از اون به بعد شهید چمران هرجا می رفت دوتا عکس در اتاقش می زد یکی عکس امام خمینی ، یکی عکس ابوترابی!!!!شهید چمران ، عاشق ابوترابی بود، و همیشه میگفت من چرا ایشون را دیر پیدا کردم، با اینکه شهید چمران از نظر سنی ، بزرگتر از ابوترابی بود!!!ابوترابی مرید اندرزگو بود، شهید اندرزگو قبل از اینکه به شهادت برسه به خانمش گفته بود: من میدونم که این انقلاب پیروز میشه و امام بر میگرده به ایران(اون موقع خبر برگشتن امام خبر عجیبی بود، تا یکماه قبل برگشتن امام هم این خبر عجیب بود)خانمش ظاهرا از ظهور سوال میکنه ، اما شهید اندرزگو میگه نه، امام به ظهور نمی رسه؛ اما بعد او یک سید روحانی، زمام امور را بدست میگیره به اسم سید علی، خانمش میگه حتما تویی؟(اسم کوچک شهید اندرزگو ، سیدعلی بود) ایشون میگن نه، من قبل از اینکه امام بیاد شهید میشم ؛ او یک فرد دیگه است.

 

مقام معظم رهبری در کلام شهید مصطفی خمینیدر نامه‌ای كه شهید آیت‌الله سید مصطفی خمینی برای یكی از آشنایان نوشته بودند، آمده است: آقایان خامنه‌ای را خصوصاً سیدنا علی را سلام برسانید. شهید محراب آیت‌الله العظمی صدوقی قبل از انقلاب به آقای خامنه‌ای می‌گفتند: آیت‌الله

آیت الله سیستانی : به آیت الله خامنه ای بگویید که من هرشب به شما دعا میکنم—————————–حجت الاسلام فقیهی اصفهانی از اساتید حوزه علمیه قم :  یکی از آقایان طلبه ها که رفته بود خدمت آیت الله سیستانی در نجف ، وقتی یک مقدار صحبت کرده بود ، آقا فرموده بودند : میروید تهران ، به آیت الله خامنه ای بگویید که : من هرشب به شما دعا میکنم .خوب ببینید که آن آقا چقدر می شناسند این آقا را که هر شب برای ایشان دعا می کنند .یک مورد دیگر اینکه ، شنیدیم یک وقت آیت الله خامنه ای فرموده بودند : موفقیت امور آیت الله سیستانی ، بخاطر حاج آقای شهرستانی است .یک کسی رفته بود نجف خدمت آیت الله سیستانی و این جمله را از آقا نقل کرده بود برای ایشان ، میگفت وقتی این جمله را نقل کردم آیت الله سیستانی چه طور تواضع کردند ،فرموده بودند : به آقای خامنه ای بگو من شهرستانی شما هستم .این تواضع آیت الله سیستانی در مقابل آقا می باشد .————————– حجت‌الاسلام والمسلمین عباس کعبی درجمع اساتید سطح یک حوزه علمیه خراسان در قم، در خصوص رابطه مقام معظم رهبری با آیت‌الله العظمی سیستانی گفت: این رابطه دوطرفه و بسیار صمیمی است؛ به طوری که حضرت آیت‌الله سیستانی خود بارها گفته اند که من برای سلامتی آیت‌الله خامنه ای دعا می کنم و مسئولان نظام را نیز بر اطاعت از ایشان سفارش می کنم . از طرفی مقام معظم رهبری نیز ارتباط صممیمانه ای با حضرت آیت‌الله سیستانی دارندو ابراز داشته اند که هر شب برای سلامتی ایشان دعا می کنم.

علامه حسن زاده آملی: 1- قائد اسوه : رهبرعظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران آیت الله معظم جناب خامنه ای کبیر- متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف- قائد، ولی، وفیّ،ورائد، سائس، حفی، مصداق بارز، (نرفع درجات من نشاء می باشد.) عزت و شوکت روز افزون آن قائد اسوه ی زمان را همواره از حقیقة الحقائق مسئلت دارم و امیدوارم دادار عالم و آدم همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد. آیت الله حسن حسن زاده ی آملی، کتاب پرتوی از خوشید علی شیرازی ص 33  ———————-2- علامه عظيم‌الشأن حضرت آيت‌الله حسن‌زاده آملي، جلوي حضرت آقا دو زانو نشسته و ايشان را مولا خطاب مي‌كنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه مي‌فرمايند اين كار را نكنيد. علامه حسن‌زاده مي‌فرمايند: اگر يك مكروه از شما سراغ داشتم اين كار را نمي‌كردم. ———————-3- ايشان در جاي ديگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ايشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است. اين جملات وقتي بيشتر معنا پيدا مي‌كند كه بدانيم صاحب تفسير الميزان، علامه عارف آيت‌الله طباطبايي درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را كسي نشناخت جز امام زمان(عج).———————-4- و همچنین در صفحه ی اول کتاب انسان در عرف عرفان خود نیز این کتاب را به رهبر معظم انقلاب اهداء نموده که در زیر می خوانید:تقدیم نامه :بسم الله الرحمن الرحیمالم. تلک آیات الکتاب الحکیم. هدیً و رحمةً للمحسنینبا سلام و دعای خالصانه و ارائه ارادت بی پیرایه جاودانه به حضور باهرالنور رهبر عظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله معظّم، جناب خامنه ای کبیر، متّع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف – این اثر نمونه دوران را اعنی رساله انسان در عرف عرفان را به پاس تجلیل و تکریم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال آن یگانه دوران در دارالسلام و الایمان شهر هزار سنگر آمل مازندران، از جانب خودم و از جانب همه شهروندان بزرگوار این بلد و خطّه شهرستان آمل بلکه از جانب همه فرزانگان گرامی و گرانقدر استان مازندران، به پشگاه مبارک آن ولی بحق که مصداق بارز رساله است با کمال ابتهاج و انبساط تقدیم میدارم ، عزت و شوکت روز افزون آن قائد اسوه زمان را همواره از حقیقة الحقائق خداوند سبحان مسئلت دارم. یا رب دعای خسته دلان مستجاب کن۱۳۷۷/۳/۲۰حسن حسن زاده آملی ::: کتاب انسان در عرف عرفان ———————-5- رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید، عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاک منزه، کسی که دنیا شکارش نکرده، قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده، قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این کشور ما را، مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند. خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی حضرت آیت‌ا… معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار. ———————-6- سینه ی خود را شکافتم، به هر جای آسمان رفتم این سید (خامنه ای) را دیدم. باید قنبر حضرت خامنه ای کبیر بود.منبع: نشریه پرتو سخن 16/06/90

حجه الاسلام حاجتی به نقل از آیت الله محمدی گلپایگانی:  1- بارها و بارها این پیام به ما رسیده است از افراد مختلف که در خواب و مکاشفه ؛ امام زمان میفرمایند: ما سید علی را تنها نخواهیم گذاشت….عزیزان اهل بصیرت چیزهایی را می فهمند که دیگران نمی فهمند…آقای رودکی که الان نماینده مجلس هست میگفت: یه زمانی همراه با فرماندهان سپاه خدمت آیت الله اراکی(ره ) رسیدیم، ایشون فرمود: مردم آمریکا زودتر از سایر ملل به قدرت مافوق بشری حجه ابن الحسن پی خواهند برد…کجا را می دیده این مرد ؟ از کجا صحبت میکرده ایشون؟ من نمیدونم..هرکسی را نتواند گفت که صاحب نظر است..عشق بازی دگر و نفس پرستی دگر است…نه هر آنچه چشم ببیند سیاه است و سفیدیا سپیدی ز سیاهی بشناسد بصر است…یه کسی باید این جملات را بگه که این چیزها را می دیدهامام خامنه ای 15 فروردین 1381 دیدار با سید حسن نصرالله  : این روزگار ، روزگار قدرت نمایی خدای متعال است و حضور جمهوری اسلامی ایران در این منطقه جهان، مبدایی برای حوادث باور نکردنی در سراسر عالم است… منتظر باشید….زمانی این جملات را آقا به سید حسن نصرالله گفت که سیدحسن نصرالله باور نمی کرد ارتش اسراییل اینطور مفتضاحانه از جنوب لبنان عقب نشینی کند…بعد آقا فرمودند : علیرغم همه تبلیغات دشمن و دشمنان ، آینده را روشن می بینیم حقیقتا امروز احساس میکنیم که وعده های الهی در حال تحقق یافتن است، ما باید خود را آماده نگه داریم….آقا از کجا صحبت میکرد که با این تعبیر فرمود: این دوران؛ دوران غلبه ارزشهای معنوی است و جوانهای ما که حتما این دوره را می بینند….آقا برای مخاطبان فهیمی چون شما صحبت میکنه که اشارات را میگیرند…سوال: ما گناه کردیم اگه بیاییم بگوییم یه آقایی پیش بینی کرده بود؟ نهما خطا کردیم اگر بگیم یه آقایی قبل انقلاب سنه 1350 یه پیشگویی هایی کرده بود، این پیشگویی ها یکی پس از دیگری به منصه ظهور رسید؟ نهما فقط در صورتی گناهکاریم که وقتی برای ظهور تعیین کنیم.متاسفانه اخیرا خیلی ها هم دکون باز میکنندیدم یه نفر در تهران جلسه تدریس گذاشته و یه جوان بزرگواری گفت : عجب صحبتهایی از خدا و پیغمبر کرده؟جزوه را گرفتم ، دیدم هیچ نامی از شهدا و سید علی  انقلاب و امام و … نیست!!!بهش گفتم این دکون باز کزده؟چند روز بعد هم گندش در اومد…شما نمی تونی از امام زمان صحبت کنی ، اما از نایبش صحبت نکنی و نمیتونی از امام زمان صحبت کنی و هر دقیقه ادعای رویت آقا و ملاقات آقا را بکنی.من کسی را سراغ ندارم که در زمان حیاتش ادعای زیارت امام زمان را کرده باشه(با اینکه بارها محضر امام زمان رسیده بودند اما بعد رحلتشون بعضی افراد متوجه شده بودن)پس اشکال نداره که از پیشگوییها استفاده کنیم اما به شرطی که در جایی خودش استفاده بشه چون اینها تاییدات است و دل را صفا میده و انسان را امیدوار میکنهحالا موضوع اصلی که میخواستم بگم:سال 75 در جلسه ای با آقایون روحانیون بودم پیرامون شخصیت رهبری، روحانی بزرگواری آمد پیش من و اعتراض کرد به من و گفت : شما اجازه می دادید که یه جمله هم ما میگفتیم، گفتم خوب بگویید من عطش شنیدن دارم..گفت : این چیزهایی که شما نقل کردی را فقط شنیدید اما من خودم به یه چیزی برخورد کردم…گفت 12 ساله بودم 1350 قبل از پیروزی انقلاب در روستای کریشان بالاتر از سه راه خرمشهر اهواز ، در حاشیه اهواز زندگی میکردم، اصلا اهل بروجن بودیم و همراه عربهای اون منطقه ساکن در یک جا شده بودیمنوجوانی بودم 12 ساله؛ شبی پیرمردها دور هم نشسته بودن، یه آقایی که واعظ هم بود و از یکی از استانها آمده بود محفلی بود ، من هم گوش می دادمدیدم رو کرد به این جمعیت و گفت میخواید براتون پیشگویی هایی بکنمگفتند بگو،(این روحانی راوی میگفت من برای اولین بار اونجا بود که با اسم امام خمینی آشنا شدم) گفت : آقایون این آقای خمینی که در تبعید به سر می بره میاد ایران و عن قریب پهلوی را سرنگون میکنه ، حکومت اسلامی برپا میکنهبازم بگم؟ بهش گفتند بگو، گفت : بعد مدتی عراق به این کشور(ایران) حمله میکنهبازم بگم؟ بهش گفتند بگو دیگهگفت تا همین جا(دستش را زد به خاک کریشان) گفت تا اینجا عراق پیشروی میکنه(راست هم میگفته،چون خط مقدم عراق در جبهه اهواز کنار روستای کریشان بود)بازم بگم?گفتند بگو:گفت: بعد از مدتی آیت الله(امام خمینی) فوت میکنهگم بعدش چی میشهگفتند بگوگفت بعد رفتن آیت الله (امام) سید دیگری می آید که آمدن اون سید؛ آغاز ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف هست…بعد ایشون اینها را به من(یعنی به آقای حاجتی) گفت، چند ماه گذشت ، دوباره من این روحانی راوی را دیدم ، به من گفت: یه چیز عجیب بگم بهت در تکمیل حرفهای اون چند ماه پیش،گفتم بگواین روحانی راوی گفت: این حرفها را پیش یه پیرمرد 80 نود ساله از بستگانمون  در بروجن ، گفتماین پیرمرد گفت: چیز جدیدی نگفتی به من ؛ من سالهای قبل ، حدود سال 1322، یعنی 30 سال قبل از تو شنیده بودم!!!حاج آقا حاجتی: به این روحانی گفتم: حرفهای اون پیرمرد با تو یکی بود یا اضافاتی داشت؟گفت دوجا اضافه داشتگفت که این پیرمرد گفت: سید اول رحلت میکنه، سید دوم می آید؛ زمان صدارت و رهبری سید دوم طولانی ترهدر زمان رهبری سید دوم ؛ فتنه های بزرگی رخ خواهد داد که این سید با اقتدار بر همه این فتنه ها  غلبه میکنهو انقلاب را با دستان مبارکش به ید با برکت و مبارک حجه ابن الحسن می سپارد….(این حرف پیرمرد برای سال 75 بوده که نه قتل های زنجیره ای اتفاق افتاده بود و نه فتنه اصفهان،نه فتنه 18 تیر و نه فتنه ان پی تی و نه فتنه بزرگ سال88)

آیت الله وحید خراسانی: 1- هنگامی كه آیت الله آملی لاریجانی برای مشورت به خدمت آیت الله وحید خراسانی رسیده بودند تا نظرات ایشان را در خصوص پست ریاست قوه قضاییه جویا شوند ایشان فرمودند به هرطریق كه می توانید این سید را كمك دهید ایشان تنها است اگر شما او را كمك نكند پس چه كسی به ایشان یاری رساند.———————-2- روزی یكی از طلبه ها خدمت آقای وحید خراسانی می رود و از اوضاع و احوال كشور گلایه می كند و ایشان خطاب به این طلبه جوان می گویند آیا من می توانم كشور را اداره كنم ؟ این طلبه جوان بعد از مدتی تفكر می گوید؟ خیر شما نمی توانید این كشور را اداره كنید آیت الله وحید می گویند به راستی چه كسی بهتر از مقام معظم رهبری می تواند این كشور را اداره كند.———————-3-  آیت الله محمد مهدی شب زنده دار نیز در درس خارج فقه خود که در مسجد اعظم قم برگزار شد، با اشاره به حمایت آیت الله وحید خراسانی از مقام معظم رهبری گفت: آیت الله العظمی وحید خراسانی که ما بیست و چند سال خدمت ایشان مشرف می شدیم و تلمذ کردیم، چند بار در جلسات مختلف فرمودند «کارهای آقای خامنه ای بر اساس موازین است». وی ادامه داد: یعنی ایشان ضوابط شرعی را مراعات می کنند و اصل در این است که هوا و هوس ندارند و وقتی تشخیص می دهند که این حکم، حکم خداست به آن عمل می کنند و این یک شهادت بزرگی است. استاد دروس خارج حوزه علمیه قم گفت: در جلسه دیگری هم آیت الله وحید خراسانی از آیت الله خامنه ای و پدر ایشان تعریف کردند، بنابراین وقتی مقام معظم رهبری به حرم اهل بیت و قم مشرف می شوند، وظیفه همه ما است که از مقام شامخ ایشان تجلیل کنیم. وی بیان داشت: این تجلیل، تجلیل از اسلام، مذهب، اهل بیت و مرجعیت بوده و شکر نعمت حکومت اسلامی است که خداوند متعال به این مملکت ارزانی داشته است

به نقل از حجةالاسلام مهدوي: خدا رحمت كند شهيد عراقي و يكي از شخصيتهاي سياسي خوب امروز كه متأسفانه نمي توانيم اسم ببريم ،ميگويند وقتي امام در ابتداي نهضت اولين اعلاميه سياسي خود را داد ، (خوب ما در حد فهم خودمان درك ميكرديم ، نمي دانستيم روح خدا كجا را دارد ميزند) گفتيم خوب مردم ايران در فقر و بدبختي و استكبار اين طاغوت هستند و امام مي خواهد اين ايران را به آرامش و رفاه برساند .گفت با شهيد عراقي بعد از اولين غرشي كه امام كرد ، رفتيم خدمت امام ، شهيد عراقي با همان خلوصي كه داشت گفت حاج آقا واقعاً خيلي خوب مي شد اگر اين چيزي كه شما ميگوييد اتفاق بيافتد . وضع مردم ايران خيلي خوب ميشود .امام با بي اعتنايي فرمود بله وضع مردم هم خوب ميشود ، ولي ما مأمور به انجام چنين كاري نيستيم . آقاي عراقي هم آدم سمج ، گفت آقا چي گفتيد ؟امام فرمود ما براي مأموريت ديگري آمديم ، وضع مردم هم در حاشيه خوب ميشود .آقاي عراقي گفت براي چه مأموريتي آمده ايد ؟امام فرمود براي سه مأموريت : اول سرنگون كردن حكومت پهلوي – دوم استقرار نظام جمهوري اسلامي – سوم ، دادن پرچم حكومت اسلامي به دست صاحب اصلي اش .حوادث روزگار و فاصله زماني از حافظه ما برد ، رفتيم داخل مبارزات و خيلي ها كشته شدند و انقلاب پيروز شد. شهيد عراقي هم با زبان روزه توسط سيد مهدي هاشمي كه داخل باند آقاي منتظري بود ، نيز به شهادت رسيد ، ما به يكباره ديديم دو تا از وعده هاي امام محقق شد .يك وقتي در جمع بعضي از مسئولين نظام از جمله حضرت آيت الله ري شهري ، گفتم شهيد عراقي و بنده شاهد چنين حرفي از امام بوديم . حالا دو مورد آن اتفاق افتاده ، سومين آن يعني چي ؟بحث شد كه با دست امام ميرسد به دست صاحب اصلي ، يا شخص ديگري ؟يكي از همان جمع كه حالا اسم نمي برم و شما مي شناسيد و آدم بزرگواري است ، گفت من ميروم و از امام مي پرسم . بعد رفتند و اينقدر از امام اصرار كردند كه آقاي عراقي همچنين چيزي از شما شنيده ، آيا درست است ؟ امام فرمودند بله درست است .گفتند دو تا از آنها محقق شده سومي چي ؟امام گفتند سومي هم خدا انشاءالله مي خواهد و ميشود .( خيلي امام پرهيز داشت )اصرار كردم گفتم شما هستيد كه اين پرچم را به دست صاحبش مي دهيد ؟ يا شخص ديگر ؟ بعد از اصرار من،امام فرمودند : نه من نيستم . بعد از من كسي خواهد آمد كه پرچم را به دست صاحب اصلي اش خواهد داد .حالا ما داريم اين مطلب را الان مي شنويم ، ولي اين آقاياني كه بعضي هايشان اين همه آتش مي سوزانند ، آن زمان داغ داغ تنوري اين مطالب را شنيده اند ، نمي دانند .نمي دانند كه علامه اميني صاحب الغدير مي فرمايد : الخميني ، ذخيرة الله في الارض.

به نقل از حجت الاسلام دانشمند:اگر من از مظلومیت رهبر بگویم شاید دلتان خون بشود ، خیلی مظلومند ایشان .این موضوع را من با یک واسطه می گویم . با یکی از محافظ های آقا در حرم امام رضا روبروی ضریح ، دو به دو با هم بودیم .گفتم از آقا چه خبر ؟میگفت ما روزهای دوشنبه ، ( این را میگفت و گریه میکرد ) می رویم سرکشی میکنیم به خانواده شهدا . آقا می فرمودند به خانواده شهدا نگویید که ما می آییم که به زحمت نیافتند .یک ربع قبل آقا در ماشین هستند ما درب میزنیم و میگوییم آقا می خواهند تشریف بیاورند منزل و یک سلام و علیکی با مادر و پدر شهید نمایند .یکبار رفتیم درب خانه دو شهید ، من خودم رفتم دیدم درب باز است و آب و جارو کرده اند . درب زدم ، مادر شهید آمدند دم درب و گفتند : آقا کو ؟گفتم : کدام آقا ؟گفت : مقام معظم رهبری کجاست ؟گفتم : شما از کجا می دانید ؟شروع کرد به گریه کردن ، گفت دیشب خواب بچه هام را دیدم ، بچه ها آمدند گفتند خوش بحالت ، فردا سید علی می خواهد بیاید خانه تان .به اینجا که رسید ، مقام معظم رهبری هم رسیدند به درب خانه .بعد مادر شهید گفت من خواب دیدم که امام هم تشریف آوردند و گفتند فردا آقا سید علی آقا می خواهند بیایند ، ما هم تبریک می گوییم . و یک مطلبی هم امام فرمودند و پیغام دادند که من به شما بگویم .مقام معظم رهبری فرمودند چه پیغامی ؟مادر شهید گفتند : امام فرمودند سلام ما را به آقا سید علی آقا برسانید و به ایشان بگویید اینقدر از خدا طلب مرگ نکن ! فرج نزدیک است ان شاءالله .آقا خیلی گریه کرد .حجت الاسلام دانشمند : مظلوم است آقا . یک کاری نکنیم که اگر گره ای نمی توانیم باز کنیم ، لااقل گره بر گره نیاندازیم .این واقعاً ظلم است ، خدا نمی بخشد .در این دنیا مرکز شیعه فقط ایران است . افغانستان ، پاکستان ، مصر ، عربستان و عراق را ببینید . در ممالک اسلامی کجا شیعه همه کاره است ، ایران مرکز شیعه است ، دل امام زمان به شما بسته شده و امید امام به شماست .خدایا رهبر مظلوم و با کرامت انقلاب را بحق امام زمان محافظت بفرما. 

دکتر میلانی دکتر مخصوص رهبر معظم انقلاب در وقت ترور نافرجام ایشان:1- بعد از ۲۵سال از آن قضایا که به اتفاق محافظان و دیگر برادران به بیت معظم له شرف یاب می شوند میفرماید حالا بهتر میشود فهمید که چرا سالهاست ضربان قلب این مردم میگوید دست خدا بر سر ماست… این دست رنگ خدا را دیده و طعم بهشت را چشیده ،سوغات یک سفر غیبی به آن سوی ابرهاست که پیش رهبر مانده تا بقول دکتر میلانی با دست موعود بیعت کند.کیهان 86/4/6

نظر بزرگان سیاست در مورد رهبری

خانواده شهید عبدوس:1- پدر شهید امین همانطور که روبروی آقا نشسته می گوید: به من ثابته آقا جون شما را خداوند در آن بمب گذاری حفظ کرد. به من ثابته که انقلاب از خمینی بشما رسیده و از شما به حضرت صاحب الزمان میرسد.کیهان 86/4/26

آیت الله سید احمد خاتمی:  1- آیت الله سید احمد خاتمی در خطبه های نماز جمعه 1/4/86 تهران در یادآوری ششم تیرماه سال ۶۰ روز سوء قصد به رهبر معظم انقلاب گفت: مصلحت خدا بر این بود که حضرت ایت الله خامنه ای از آن سوء قصد جان سالم بدر ببرند و امروز سکّان دار کشتی امت اسلامی باشند تا پرچم اسلام را بدست صاحب اصلی اش برسانند. کیهان شنبه 2/4/86————————— کتاب آیا ظهور امام زمان نزدیک است؟:1- در کتاب ” آیا ظهور امام زمان نزدیک است” آمده است که در قبال علائم قبل از ظهور میتوان اشاره به رهبری معظم نمود. در این خصوص جای آن دارد که اشاره به سخن بزرگی از بزرگان حق و حقیقت کنیم که در ماه رمضان طی تماسی که با ایشان داشتیم فرمودند: ایشان ( مقام معظم رهبری) را فرد صالح و منتظر واقعی امام عصر(عج) دانستند و در یک بیان (که این عین کلام را نمیشود عنوان کرد) به مظلومیت ایشان اشاره مستقیم نمودند. نکته جالب این که این سید جلیل القدر خراسانی وظیفه بسیار مهمّ و حسّاس در قبال ظهور برعهده دارند که این وظیفه از اسرار است و قابل ذکر نیست و جمع کسانیکه مخلصانه به امام عصر (عج) عشق می ورزند نسبت به ایشان ارادت خاصّ دارند. آیا ظهور امام زمان نزدیک است؟ ص ۲۴۲

– آيت الله حق شناس (ره) ، فقيه عارف سالك ، صاحب بصيرت در حد اعلي ، در قبل و بعد از انقلاب درخصوص مرجعيت اين گونه اظهار نظر ميكند : مصاحبه  با آيت الله حق شناس (ره) در بازگشت از سفر حج –فرودگاه مهر آباد سال 1378( پنج سال پس از اعلام مرجعيت حضرت آيت الله العظمي خامنه اي به همراه شش تن ديگر از بزرگان )راجع به حضرت آقاي خامنه اي سوال كردندگفتم  كه فعلاً صحبت اعلم و غير اعلم نبايد كرد .بايد ببينيم كه كي علم دستشه .توجه فرموديد ، بايد ببينند علم دست كيست .علم دست كيست ،و ديگران تبعيت بايد بكنند .حالا فعلاً علم دست وجود مبارك ايشان است ، بايد ديگران تبعيت بكنند  .و عرض مي شود چون علمدار افتاد ديگر حساب همه را خواهند رسيد .———————————–حجة الاسلام جاودان از شاگردان مرحوم آيت الله حق شناس :اولين نيروهاي سياسي تهراني ، يعني از مردم متدين تهران كه بعدها به جريانات سياسي پيوستند ، از طريق آيت الله حق شناس به امام ارادت يافتند و تقليدشان را از ايشان كردند .

 

آیت الله بهاءالدینی(ره): 1- بعد از امام اگر بشود به کسی اعتماد کرد به این سید (آیة الله خامنه ای)است.. آقای خامنه ای از همه به امام نزدیک تر است  . . .کسی که ما به اوامیدواریم آقای خامنه ای است . . . این دید ماست، نزد ما محرز است سیدعلی خامنه ای.—————————2- علامه بهاءالدینی چند سال قبل از فوت حضرت امام فرمودند: مساله قائم مقامی سر نمیگیرد. دلخوشی ما به آقای خامنه ای ست. صبح صادق 16/3/84—————————3- در دیداری که مقام معظم رهبری در قم و در خانه علامه بهاءالدینی دارند. روز بعد که جمعی بخانه علامه بهاءالدینی میروند. سوال میکنند دیروز مقام معظم رهبری اینجا آمدند میفرماید بله چند دقیقه خورشید تابید و رفت.او چون خورشیدی دارای خیرو برکت است. دید ما و حرف ما این ست که آقای خامنه ای را باید کمک کنید.کتاب پرتوی از خورشید علی شیرازی ص 40 —————————4- این ماجرا را من از آقای صدیقی نقل قول می کنم . در زمان ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای ، آقا با آقای بهاءالدینی (ره) ارتباطی نداشت . آقای فاطمی‌نیا رابط آشنایی شدند و رابطه آقا و آقای‌ بهاءالدینی خیلی نزدیك شد .بعد از رهبری مقام معظم رهبری ، آقای بهاءالدینی کسالتی پیدا کرده بودند و بیمارستان هم نمی‌رفتند .آقای خامنه‌ای به آقای فاطمی‌نیا گفته بودند که به آقای بهاءالدینی بفرمایید که حتماً دکتر بروند و اگر هزینه‌ای هم دارد بدهید.بالاخره به آقای بهاءالدینی گفتند كه آقا گفتند شما حتماً بیمارستان بروید.خلاصه به خاطر دستور آقا، ایشان می‌آیند تهران بیمارستان خاتم و مدتی بستری می شوند برای معالجه .این را آقای صدیقی می‌گفت، می‌گفت من رفتم عیادت‌شان و به آقای بهاءالدینی گفتم آقا حالتان بعد از عمل چه طور است؟آیت الله بهاءالدینی گفتند : الحمد لله! الحمد لله! ما به حرف این سید (آیت الله خامنه‌ای) گوش كردیم، آمدیم بیمارستان، آقا (امام زمان) آمد ملاقات ما . —————————5- به گزارش اختصاصی خبرنگار رهوا از یک منبع آگاه : قرار بوداز طرف مجلس خبرگان منتظری انتخاب شود ازتمام علما برای ایشان امضاي تاييدگرفته میشد.روزی برای گرفتن امضا چند از نزدیکان منتظری به خدمت آيت الله سید رضا بهاء الديني رسيدند اماايشان امضا نكردند هرچه ازفرستادگان منتظري اصرار ازايشان انكار.تاآنجا كه خود منتظري شخصا به خدمت ايشان رسید وتمام كتابهايي كه درمورد ولايت فقيه نوشته بود را محضر حضرت آقا قرار دادندحضرت آقا تمام كتاب ها راجمع كردند وبه منتظري چند لحظه نگاه کردند و خنده کوتاهی کردند و فرمودند ولايت فقيه نوشتني نيست فهميدني استاین منبع نزدیک به بیت بهاءالدینی نقل میکند که از حضرت آقا پرسیدم چرا ايشان راتاييد نكرديد مگه شخص ديگري هم ميتواند .بعد از امام (ره) به مقام رهبری برسندحضرت آقا فرمودند : البته هیچ كس حاج آقا روح الله نمی شود، ولی آقاسیدعلی خامنه ای حقیقتا ولی فقیه هستند و رهبر ,از همه به امام نزدیكتر است. كسی كه ما به او امیدواریم آقای خامنه ای است. شما از ما قبول نمی كنید و تعجب می كنید، ولی این دید ماست، نزد ما محرز است آقاسید علی خامنه ای رهبر آینده هستند و ايشان باز هم فرمودند :نظر ما سيد علي سید علی سید علی خامنه اي استاین منبع آگاه در گوشه ای دیگر از گفتگو با رهوا بیان کرد که :زمان می گذشت و به مرور زمان سخنان گهربار و گلواژه های بینش آفرین این پیر روشن ضمیر، بیشتر و بهتر عملی می شد. تا این كه رحلت حضرت امام خمینی قدس سره و انتخاب حضرت آیةالله خامنه ای (حفظه الله) پیش آمد.محضر آقا جان رسیدیم و به عنوان خبر روز خدمتشان عرض كردیم. فرمودند:ما مدتها پیش به این مطلب رسیده بودیم و نظر خود را بیان کردیم که هیچ کس بعد از حاج آقا روح الله نمیتواند رهبر شود جز سید علی آقا و باید به ایشان كمك كرد تا تنها نباشد.برپایه همین گزارش:قبل از ریاست جمهوری آقای خامنه ای روزی در بیت محترم حضرت آقا بهاءالدینی بودیم که آقای خامنه اي كه درآن زمان نماينده مجلس بودند به بیت ایشان (منزل)تشريف آورده اند و وقتي که آقای خامنه ای رفتند آقا زیر لب فرمودند :خورشيدلحظه اي تابيد ورفت!يكي از روزها كه حضرت آقا تشريف برده بودند به جمكران، حدود ساعت دو شب به حضرت آيت‌الله العظمي بهاءالديني خبر مي‌دهند كه آقا صبح بعد از نماز مي‌خواهند تشريف بياورند منزل شما. تيم حفاظت ساعت چهار صبح براي آماده كردن شرايط به منزل ايشان مي‌روند كه متوجه مي‌شوند آقاي بهاءالديني، پيرمرد نود ساله جلوي در خانه ايستاده‌اند. مي‌گويند: آقا چرا با اين كهولت سن اينجا تشريف داريد؟ ايشان مي‌فرمايند: براي ديدن رهبر بزرگ انقلاب، من از همان ساعتي كه شما زنگ زديد آمده‌ام استقبال. یکی از نزدیکان آیت الله بهاالدینی هم در باره پیش بینی ایشان در باره رهبری آقا اینچنین نقل میکند: گاهی که صحبت از قائم مقامی برخی افراد بعد از امام می شد، ایشان لبخندی ملیح زده و با تامل اندیشمندانه ای می فرمود: ما این طور نمی بینیم، چون خدا نمی خواهد، هر چند بعضی تلاش می کنند . خیال می کنند می توانند برای شیعه از جانب خود رهبر و مرجع درست کنند.آن گاه این داستان را بیان می کردند که:در زمان سید ابوالحسن اصفهانی برای مرجعیت بعد از ایشان، تبلیغ زیادی برای میرزا محمد حسین اصفهانی (کمپانی) کردند، ولی از آن جاکه خدا نمی خواست، میرزا محمد حسین اصفهانی پنج سال قبل از سید ابوالحسن اصفهانی رحلت کرد و سید ابوالحسن اصفهانی بر پیکرش نماز خواند.—————————6- آیت الله فاطمی نیا:بعد از اینکه در سال 68 مجلس خبرگان به رهبری امام خامنه ای رای می دهند. بعد از فوت امام خمینی، رهبر انقلاب به دیدار آیت الله بها الدینی می روند. بسیجی ها آیت الله العظمی بها الدینی اصرار داشته اند که دست آقا را ببوسند و آقا هم نمی گذاشتند. این عالم بزرگوار وقتی امتناع رهبر انقلاب را می بیند می فرماید:اجازه بدهید تا من دستتان را ببوسم تا فردا که به محضر جده ام زهرا مشرف شدم به ایشان عرض کنم، دست ولی خود را بوسیدم.  —————————7- به نقل از آیت الله فاطمی نیا : من این مطلب را همه جا می گویم و شما هم همه جا محکم بگویید. 4 بزرگ به من فرموده اند و هر 4 نفر هم زنده اند.سخنان این بزرگواران را هم ضبط کرده ام.من این مطلب را جدا جدا از این 4 بزرگوار پرسیده ام وبا هم نبوده اند.این 4 نفر حضرات آیات، آیت الله بها الدینی ،آیت الله امجد،جناب آقای احدی از علما و حجت الاسلام و المسلین حیدری کاشانی هستند.سال 61 آقای منتظری قائم مقام می شوند و هر 4 نفر نگران می شوند.همان سال این ها خدمت آیت الله بها الدینی (به عنوان قله خود)می روند و از ایشان در مورد رهبر آینده می پرسند.این مطالب که از آیت الله بها الدینی نقل خواهم کرد عین عبارت هاست و کسانی که مکتوب نیز می خواهند به کتاب سیری در آفاق مراجعه کنند. آیت الله بها الدینی در جواب این 3 عزیز می فرماید:«آقای منتظری رهبر نمی شود، همه ی امید ما فرزند عزیز زهرا سید علی خامنه ای است.ایشان را اطاعت و حمایت کنید.» ————————— 8-  از زبان داماد اين عالم رباني: آيت‌الله بهاءالديني از اين ديدار بسيار به وجد آمدند و به مقام معظم رهبري با عنوان «السلام عليك يا وديعة‌الله» سلام دادند اين در حالي بود كه مقام معظم رهبري از نظر سني جاي پسر آيت‌الله بهاءالديني به حساب مي‌آمدند.

حضرت آیت الله مشکینی(ره):  1-حضرت مستطاب آیت الله حاج سیدعلی خامنه ای (مد ظله العالی) واجد مقام فقاهت و اجتهاد و قدرت استنباط احکام شرعیه که تصدی مقام معظم رهبری بدان نیازمند است، می باشند. چنانچه معظم له حائز سایر شرایط ولایت امت و رهبری جامعه مسلمین نیز بنحو اوفی می باشند و این امر را خبرگان محترم رهبری از روی درایت و اطلاع خود و استفاده از بیانات و تأییدات رهبر عظیم الشأن راحل امام خمینی قدس الله سره در مواقع متعدده، تأیید و تصویب نموده اند

آیت الله صمدي آملي:  1- در يادواره شهداي شهرستان آمل (مسجد فاطمه الزهرا(س) ) به تاريخ 27/8/89 هديه اي بسيار ارزشمند به امت حزب الله دادند و آن اين بود كه فرمودند:« عرب، به شيء تيز ميگويد: حادّ و شيء بسيار تيز را حديد مي گويد. هديه و نويد و اميد بنده به شما در مورد مقام معظم رهبري اينست كه ” بصره اليوم الحديد ” جناب ايشان بسيار تيزبين هستند. چشم بصيرت ايشان بسيار بسيار تيز است و ايشان بسيار تيزبين. پس حرف ايشان را درست بفهميد و درست اجرا كنيد.ايشان در فراز ديگر بعد از سخناني درباره فتنه سال گذشته كه ريشه اش را در سال 64 و 65 دانسته اند فرمودند:وحدت جامعه اسلامي فقط بايد حول و محور مقام معظم رهبري باشد .ایشان ضمنا فرمودند که سفر مقام رهبری به قم توطئه بزرگی را تقریبا در نطفه خفه کرد. منتظر فتنه های سخت تر در اینده باشید. »

مرحوم دولابی(ره):  امام خمینی “رحمت الله” مظهر مهابت بود و رهبری (( آیت الله خامنه ای ))مظهر محبت. خداوند متعال به امام نعمت ها را یکجا داد و امام هم این نعمت ها را برای استقرار نظام جمهوری اسلامی مصرف کردند. ولی نعمت ها به حضرت آقا را خدا تدریجی به ایشان می دهد و در هر مرحله ای متناسب با شرایط، خدا نعمت هایی را به ایشان می دهد یعنی شرایط آن نعمت ها را خود آقا فراهم می کنند.

پوتین در سفر به ایران:   من کمونیستم ,خانم من مسیحی ارتدوکس است, در خانه ما کتاب های مسیحی یافت می شود , و من آنها را خوانده ام , من آنچه را که در باره عیسی مسیح خوانده بودم همه را در چهره رهبر ایران دیدم .حال فهمیدم چه تدبیری کشور را اداره می کند و این خاطره ماندگار در من می ماند.————————چند سال پیش پوتین، رئیس جمهور وقت روسیه ، برای نخستین بار در طول سی سال انقلاب به ایران سفر کرد . پوتین ، شخصیتی بسیار چارچوب مند ومنضبط بر اصول دیپلماسی است ، اما با این حال چندبار پرسیده بود که دیدار با رهبر جمهوری اسلامی آیا انجام می شود یا نه . دیدار انجام شد . در این دیدار رهبری به نکاتی از تاریخ شوروی وقبل از آن اشاره می کنند که برای رئیس جمهور وقت روسیه جدید بوده است . پس از دیدار مسئولین دستگاه دیپلماسی می گفتند رفتار وی تغییر کرده بود و شخصا و نه از طریق وزیر خارجه خود ، به وزیر خارجه وقت کشورمان گفته بود که شما حتما سفری به روسیه داشته باشید تا باهم گفتگو کنیم .در برگشت به کشور روسیه ، خبرنگاری از وی درباره نظرش راجع به رهبری ایرا ن می پرسد و وی در پاسخ می گوید : من مسیح را ندیده ام ، اما تعاریف او را در انجیل شنیده وخوانده ام ، من مسیح را در رهبری ایران دیدم . “ضمیمه ماهنامه امتداد خرداد ۱۳۸۹ ص۲۲”———————-در سفر اخیر رئیس جمهور روسیه به ایران، با توجه به توضیحاتی که مسولان تشریفات ریاست جمهوری روسیه درباره ی مقام معظم رهبری و جایگاه ولایت فقیه در جمهوری اسلامی به وی داده بودند، وی در طول مسیر خود از فرودگاه تا مکان استقرار خود، مدام می پرسید که من چگونه باید رفتار کنم؟ وقت ملاقات من با ایشان در چه زمانی است و ایشان را چگونه باید خطاب کنم؟ این اضطراب پوتین تا حدی بوده است که حتی درخواست می کند که اگر در ملاقات با مقام معظم رهبری عرف بر این است که کفشها را در آورند، همین طور عمل نماید.ولادیمیر پوتین که هیچ تعلق مذهبی نداشته و شخصی لائیک به شمار می رود، پس از دیدار با رهبر انقلاب می گوید: با عنایات به مطالعاتی که من درباره ی مسیح داشته ام، در ملاقات با رهبر ایران، تمام ویژگی های نوشته شده برای مسیح را در آیت الله خامنه ای دیدم و برایم متجلی شد.وی ادامه داده است: حکیم بزرگی در ایران نشسته است که به ذهن من خطور نمی کرد او تا به این حد همه جانبه نگر باشد.او حکیم و دانشمندی است که تصمیم گیری و تنظیم سیاست ایران با اوست و با وجود درایت و هوش سرشار ایشان، هیچ خطری متوجه ایران نمی شود.من در ملاقات با ایشان، معنای واقعی قانون اساسی جمهوری اسلامی و مفهوم ولایت فقیه و ولایت علمای دینی را که شنیده بودم، فهمیدم…————————البته موضوع ذکر شده، تنها گوشه ای از دهها اظهار نظر مشابهی است که سران و شخصیت های مهم سیاسی در مورد ابعاد شخصیتی مقام معظم رهبری بر زبان آورده اند …

 

آيت الله مهدوي كني:  1- اين الهامي بود از الهامات الهي و هدايتي بود از هدايت معنوي روح حضرت امام (رضوان الله عليه) كه هنوز اين ملت را رها نكرده و اين رحمتي بود از طرف خداوند كه در كوران اين مصيبت جانكاه، با تعيين آيت الله خامنه‌اي كه از ياران صديق امام و از ياران خوشنام و خوش سابقه بوده و مجتهد و عادل است، به عنوان رهبري نظام جمهوري اسلامي ايران، آرامشي توأم با اعتماد و اطمينان بر كشور و امت فداكار حاكم گرديد.2- نعمت وجود مقام معظم رهبری را باید قدر دانست و کسانی که قدر رهبری را نمی دانند ناسپاس هستند.روزنامه رسالت 23/3/1368

 آيت الله فاضل لنكراني(رحمة الله):  1-بنده به عنوان كسي كه هم عضو مجلس خبرگان هستم و هم اينكه آشنايي با آيت الله خامنه‌اي دارم؛ عرض مي‌كنم كه ايشان اهل نظر و اهل اجتهاد هستند. بيست سال پيش وقتي در مشهد در مسجد گوهرشاد با ايشان برخورد كردم؛ آن موقع ايشان از مدرسين محترم مشهد بودند؛ پرسيدم چه چيزي تدريس مي‌كنيد، فرمودند: مكاسب. مكاسب از مهمترين و مشكلترين كتب علمي ماست. به نظر من ايشان يك فقيه و يك مجتهد است. كسي كه در سالهاي طولاني در جهان سياست استادي چون امام امت داشته است و خودش نيز داراي استعداد سرشار است؛ چنين فردي داراي مقامات بلندي از درك سياسي است. دوران هشت ساله رياست جمهوري ايشان يك شاهد قوي براي مطلب است. سفرهايي كه ايشان به كشورهاي خارج داشته‌اند، به عنوان يك سياستمدار در صحنه‌هاي سياسي جهان درخشيده است.روزنامه رسالت 22/3/1368

حضرت آیه الله العظمی گلپایگانی:  1- براي رهبر معظم عبايي هديه فرستادند و فرمودند: «اگر ديدم كاري را شما انجام مي‌دهيد و خلاف مطلب اسلامي است، من تذكر مي‌دهم. اگر تغيير داديد بسيار خوب، اگر تغيير نداديد من ديگر صحبت نمي‌كنم وتضعيف شما را حرام مي‌دانم. عمده عظمت شماست. شما رهبر مسلمين هستيد و نمي‌خواهم صحبتي كنم در يك فرعي كه شما را تضعيف كرده‌ام

آیت الله مصباح یزدی:  1- من خیلی کارها در مباحث علمی کردم و آن تببین مقام و منزلت رهبری است. من تصمیم گرفتم بقیه عمرم را برای این کار بگذارم. من به یقین رسیدم که ایشان اقرب به معصوم است و فاصله ایشان با معصومین به مراتب کمتر از بقیه مراجع است و اگر در قبال این مساله قصور کنیم فردای قیامت محاکمه خواهیم شد.2- از بزرگترین نعمت های الهی که خدا برای مسلمانان بعد از غیبت امام زمان(عج) مرحمت کرده وجود مقدس رهبر معظم انقلاب است…. باید در پیشگاه عظمت الهی سربه خاک بگذاریم و طول عمر بیشتر برای رهبر معظم انقلاب را درخواست کنیم.3- اگر امثال بنده شبانه‌روز تسبیح به دست بگیریم و فقط خدا را شکر کنیم که خدا چنین رهبری را به ما داده، والله معتقدم که از عهده شکر این نعمت برنمی‌آییم. رهبر عزیز ما تالی تلو معصوم است.من در زمان حضرت امام هر وقت ذهنم متوجه این مسئله می‌شد که بعد از امام چه خواهد شد، مضطرب می‌شدم و به هر صورتی خودم را منصرف می‌کردم که اصلا در‌باره این مسئله فکر نکنم. چون هیچ جواب و طرح قانع‌کننده‌ای برای جبران خلا وجود امام نداشتم. این مسئله به‌قدری برای من نگران کننده بود که سعی می‌کردم به آن فکر نکنم. اما وقتی که مقام معظم رهبری ‌‌دامت برکاته ‌‌عهده‌دار این مسئولیت شدند، گویا آب خنکی روی شعله آتش بریزند.

شهید سید مرتضی آوینی :  شهادت در رکاب امام خمینی زیباست اما دفاع از ولی فقیه حاضر از آن زیباتر است؛ خون دادن برای امام خمینی زیباست، اما خون دل خوردن برای امام خامنه ای از آن هم زیباتر است.————————- بسیارند كسانی كه می‌دانند شمشیر زدن در ركاب شما برای پیروزی حق، از همان ثواب در پیشگاه خدا برخوردار است كه شمشیر زدن در ركاب حضرت حجت(عج) و نه تنها آماده، كه مشتاق بذل جان هستند. سر ما و فرمان شما. شهید آوینی بعد از رحلت امام خمینی، خطاب به حضرت آقا می‌نویسد: عزیز ما، ‌ای وصی امام عشق، آنان كه معنای ولایت را نمی‌دانند، در كار ما سخت درمانده‌اند. اما شما خوب می‌دانید كه سرچشمه این تسلیم و اطاعت و محبت در كجاست؟ خودتان خوب می‌دانید كه چقدر شما را دوست می‌داریم و چقدر دل‌مان می‌خواست آن روز كه به دیدار شما آمدیم، سر در بغل شما پنهان كنیم و بگرییم. ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما بازیافتیم. لبخند شما،‌ شفقت شما را داشت و شب انزوای ما را شكست. سر ما و قدم‌تان كه وصی امام عشق هستید و نایب امام زمان ـ عجل‌الله‌ تعالی ‌فرجه‌ الشریف.

حجت الاسلام بهلول (ره):  مرحوم بهلول خطیب معروف و رهبر قیام گوهرشاد مي‌گفت: «من در طول مدت عمرم، امرا و صاحب منصبان زيادى را ديده‌ام؛ اما كسى را به لحاظ بى‌رغبتى به مقام و منصب دنيا، هم پاى آيت الله خامنه‌اي نديده‌ام. انسان وقتى زندگى روزمره او را از نزديك مى‌بيند، حس مى‌كند كه ذره‌اى ميل به دنيا در او وجود ندارد… واقعاً در اين مقطع، من هيچ كس را در تقوا و اعراض از مال و مقام دنيا، مثل او نمى شناسم. آخرين بارى كه در خدمت وى بودم، به من گفت: آقاى بهلول! خاطرتان هست كه قبل از انقلاب، يك شب در مسجد طرقبه منبر بوديد؛ پس از اتمام مجلس، وقتى خواستيد از مسجد بيرون بياييد، چون تاريك بود، من آمدم دستتان را بگيرم و كمكتان كنم؛ اما دستتان را كشيديد و گفتيد: من چشمانم خوب مى‌بيند؛ تا جايى كه هنوز زير نور ماه، خاطره مى‌نويسم؛ حالا چطور؟ حالا هم بينايى‏تان در همان حد هست؟ من گفتم: آقا! حالا زير نور خورشيد هم ديگر نمى توانم بنويسم. بعد آقا گفت: اخيراً كمتر به ما سر مى زنيد. گفتم: آقا! شما متعلق به همه مردم ايران هستيد؛ من اگر وقت شما را بگيرم، مثل اين است كه وقت همه ايرانى‏ها را گرفته‌ام».

آیت الله العظمی نوري همداني1- آنقدر ويژگي و شايستگي از جمله شجاعت،‌ تدبير،‌ فرهنگ، فقه، زمان‌شناسي و معلومات در وجود آيت‌الله خامنه‌اي هست كه بعد از امام راحل هيچ‌كس نمي‌توانست اين خلأ را پر كند.

متن زیر قسمتی از سخنرانی حجت الاسلام فاطمی نیا هست که در پایان یکی از مجالس حضرت زهرا (س) در مورد مقام معظم رهبری می فرمایند:بنده روی منبر امام حسین ، در خانه خدا ، آن هم در مجلس حضرت زهرا اگر چیزی را یقین نکنم نمیگویم.بدانید و آگاه باشید:هر کس کوچکترین حرف در تضعیف مقام رهبری بزند ، هر کس اندیشه ای داشته باشد که ضد مقام رهبری باشد ، خدا او را نخواهد بخشید !این را یقین داشته بدانید ! قدردان رهبر باشید ! اگر افکار پاشیده ای ، پوسیده ای به شما عرضه کردند قبول نکنید !این مرد بزرگ عزّ اسلام است و هر کس با این مرد بزرگ ، با مقام معظم رهبری مخالفت کند خدا از او نمی گذرد ! 

خاویر پرز دکوئیار دبیر کل سازمان ملل در بحبوحه جنگ تحمیلی به ایران آمد ، دیداری هم با رئیس جمهور ( آقای خامنه ای) داشت . دکوئیار پس از آن دیدار پرسیده بود : رئیس جمهور شما از کدام دانشگاه علوم سیاسی فارغ التحصیل شده است . دکوئیار افزوده بود من مدرک دکترای علوم سیاسی دارم و۳۰ سال است کار سیاسی می کنم وچند سال است دبیر کل سازمان ملل هستم ، در این مدت شخصیت های سیاسی ورئیس جمهورهای بسیاری را دیده ام اما تاکنون شخصیتی به سیاستمداری وهوشمندی او ندیده ام . ” ضمیمه ماهنامه امتداد خرداد ۱۳۸۹ ص۲۲”

 

کوفی عنان ، دبیر کل سازمان ملل متحد بود . هنگام خروج از تهران ودر پاویون فرودگاه گفته بود : در دوران نوجوانی که بوده ام در مورد شخصیت های کاریزما مطالعه می کردم وهمیشه این سئوال برای من مطرح بود که اگر زمانی من روبه روی یک شخصیت کاریزما قرار بگیرم چه عکس العملی خواهم داشت . وی افزود : کسانی که مرا به سازمان ملل آوردند، شخصیت های برجسته دنیا بودند ومن به آنها علاقه مند بودم وهرکدام مثل ژاک شیراک ، برای من امتیازاتی داشتند . من به شدت تحت تاثیر ژاک شیراک بودم . طوری که وقتی ایشان صحبت می کرد بدون مکث حرف هایی صریح می زد گورباچف و هلموت کهل هم همین طور بودند . اینها کسانی بودند که نیاز به مکث نداشتند .من اینها را دوست داشتم . در ملاقات با حضرت آقای خامنه ای احساس کردم که کسی را مثل او ندیده ام . شخصیت معنوی ایشان چنان مرا گرفت که از خود پرسیدم چرا شخصیتی مثل من دبیر کل سازمان ملل باشد واز معنویات چیزی نداشته باشد . با دیدن آقای خامنه ای همه آن شخصیت هایی را که مرا جلب کرده بودند فراموش کردم وتحت تاثیر شخصیت معنوی ایشان قرار گرفتم . من شخصیت های معنوی در دنیا زیاد دیده بودم ، ولی هیچ یک ، از مسائل سیاسی اطلاع نداشتند . با دیدن آقای خامنه ای اوج قداست آن شخصیت های سیاسی از ذهن من پاک شد . من تعجب می کنم ایران با چنین شخصیتی چرا در بعضی جاها می لنگد. بعید می دانم به سازمان ملل هم بروم شخصیت ایشان از ذهن من پاک شود . ” ضمیمه ماهنامه امتداد خرداد ۱۳۸۹ ص۲۲”

آیت الله خوشوقت(ره):   به نقل از آيت الله صفايي بوشهري: آيت الله خوشوقت  درباره مقام رهبری می فرمودند كه خداوند این منصب را به ایشان داده وهر ابزاری که برای این منصب لازم است را نیزبه ایشان هدیه داده است و رهبری را همیشه حضرت آقا صدا می کردند و حراست ازحریم  ولایت را بر همگان واجب می دانستند.

 شهید بهشتی(ره):  شهید مظلوم دکتر بهشتی فرمودند چهره ای مانند شخصیت آیت الله خامنه ای خداوند ذخیره کرده برای رهبری این انقلاب.———————چند ساعت قبل از شهادت‌شان با اشاره به پیامی كه حضرت امام به آیت‌الله ‌خامنه‌ای فرستاده بودند، فرمودند: خوشا به حال آقای خامنه‌ای كه ولی امر مسلمین چنین پیامی را برای ایشان فرستاده است و این پیام نه برای دنیای ایشان، بلكه برای آخرت او هم بسیار ارزشمند است و من آرزو دارم با چنین پیامی از ولی امر مسلمین از دنیا بروم.

 

شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در قنوت دعاهای مختلف می‌خواند؛ ولی در پایان قنوت دعای “اللهم اید آیت‌الله العظمی خامنه‌ای. اللهم حفظه و وفقه و ثبته ” را همیشه قرائت می‌كرد.

 

شهید دستغیب(ره):   1- هر عمامه سري كه از رهبر مكرم فاصله بگيرد، لعنت خدا برش باد… ———————–2- شهيد محراب، عارف عامل، آيت‌الله دستغيب فرمودند: «چيزي كه بنده نسبت به اين شخص بزرگ فهميده‌ام اين است كه فردي است خدايي، هوا‌پرست نيست، مقام نمي‌خواهد، قدرت نمي‌خواهد به دست بگيرد، امتحان خويش را پيش از پيروزي و بعد از پيروزي داده است. در هر پستي كه بوده، امتحان خودش را داده است. كسي كه امام جمعه تهران باشد، آن وقت در جبهه برود، در سنگرها از اسلام دفاع كند، اين مرد بزرگ، مقامي براي خودش قائل نيست، به عينه مثل رهبر عظيم‌الشأن. امام فرموده: به من خدمتگزار بگوييد بهتر است از اينكه رهبر بگوييد. آقاي علي خامنه‌اي هم اين‌جوري است، مقام نمي‌خواهد، مقام روي او اثر نمي‌گذارد».

– من به عنوان فرزند امام … رهبرا من مرید شما هستم …حاج احمد آقا می‌فرمود: «باید در کنار نظام‌مان پشت سر رهبری قرار بگیریم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره‌های شناخته شده انقلاب که سالیان سال در زندان‌های سفاک پهلوی به سر برده… هیچ کس حق شکستن حریم رهبری را ندارد. حرمت رهبری نظام اسلامی، از اصول خدشه‌ناپذیر انقلاب اسلامی ماست. همه باید به دستور رهبری عمل کنند… ما امروز موظف هستیم پشت سر مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای حرکت کنیم. هر چه ایشان گفت، گوش کنیم… اگر روزی حرکت ما با حرکت ولی نخواند، بدانید که نقص از ماست… قاطع‌تر پشت رهبری باشیم و نگذاریم رهبرمان احساس تنهایی کنند. همان‌طور که نگذاشتید امام احساس تنهایی کند. اطاعت از خامنه‌ای، اطاعت از امام است. هر کس منکر این معنا شود، مطمئن باشید در خط امام نیست و هر کس بگوید که اطاعت از امام غیر از اطاعت از آیت‌الله خامنه‌ای است، در خط آمریکاست… من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد کرده‌ام که کوچک‌ترین قدمی را علیه رهبری و بر خلاف رهبری و حتی بر خلاف میل رهبری بر ندارم. و اگر شما مردم هم چنین پیمانی را تجدید کنید، مطمئن باشید که ما در تمام زمینه‌ها بر آمریکا پیروز می‌شویم… به حسن و برادرانش این توصیه را می‌نمایم که همیشه سعی کنند در خط رهبری حرکت کنند و از آن منحرف نشوند که خیر دنیا و آخرت در آن است و بدانند که ایشان موفقیت اسلام و نظام کشور را می‌خواهند. هرگز گرفتار تحلیل‌های گوناگون نشوند که دشمن در کمین است». مرحوم حاج احمد آقای خمینی می‌فرمود: «بر خود واجب می‌دانم شهادت دهم زندگی داخلی آیت‌الله خامنه‌ای، نه از باب اینکه رهبر عزیز انقلاب ما به این حرف‌ها نیاز داشته باشند، بلکه وظیفه خود می‌دانم تا این مهم را به مردم مسلمان و انقلاب ایران بگویم. من از داخل منزل ایشان مطلع هستم، مقام معظم رهبری در خانه، بیش از یک نوع غذا بر سر سفره ندارند. خانواده معظم‌له روی موکت زندگی می‌کنند. روزی به منزل ایشان رفتم، یک فرش مندرس آنجا بود، من از زبری فرش به موکت پناه بردم».

 آیت الله شهید صدوقی(ره):  1- حجت‌الاسلام راشد يزدي می‏گوید: در سال 56 به اتفاق آقاي صدوقي و تعدادي از آقايان ديگر، تصميم گرفتيم برويم به افرادي كه در تبعيد هستند، سري بزنيم. چون مقام معظم رهبري به ايرانشهر تبعيد شده بودند، خدمت ايشان رسيديم. به امامت آقاي صدوقي نماز مغرب و عشا را خوانديم. من شنيده بودم كه در سمت ايرانشهر، كفش‌هاي خوبي توليد مي‌شود، لذا تصميم گرفتم به بازار بروم و يك جفت كفش بخرم. كارم يك الي دو ساعت طول كشيد. به خانه آقاي خامنه‌اي تلفن زدم كه ديگر آقاي صدوقي و آقاي خامنه‌اي براي صرف غذا منتظر من نباشند و شام را ميل كنند. وقتي برگشتم ديدم اين دو بزرگوار هنوز مشغول بحث هستند. من وارد كه شدم، آقاي صدوقي به من گفت: «ماشاءالله، ماشاءالله اين آقاي سيد‌علي آقا خيلي مُشت‌شان پر است».صبح روز بعد رفتيم چابهار براي زيارت آقاي مكارم؛ در اين فاصله، اسم آقاي خامنه‌اي از دهان آقاي صدوقي نيفتاد؛ از بس مجذوب ايشان شده بود.بعد از زيارت آقاي مكارم، گفتم كنار دريا برويم تا مدتي استراحت كنيم. ايشان گفت من مي‌خواهم برگردم پيش آقاي خامنه‌اي و بعد حدود دو ساعتي با هم بحث كردند. از لحاظ علمي آقاي خامنه‌اي، مورد تأييد صددرصد آقاي صدوقي بود.————————2- در زمان انقلاب، بين حزب جمهوري اسلامي و امام جمعه بندرعباس اختلافي در گرفت. آقاي صدوقي به من گفتند تا درباره اختلاف آن‌ها، گزارشي بياورم. بعد از تهيه و دادن گزارش آن به آقاي صدوقي، ايشان پرسيدند: كي به تهران مي‌روي؟ گفتم فردا. ايشان پاكتي را به من دادند. پشت پاكت نوشته بود: “تقديم به محضر مبارك آيت‌الله‌ العظمي آقاي خامنه‌اي “. پسر آقاي صدوقي اعتراض كردند كه آيا ايشان به مقام آيت‌اللهي رسيده‌اند؟ آقاي صدوقي از بالاي عينك به پسرش نگاه كرد و گفت: “بله كه آيت‌الله‌ هستند”.

آيت‌الله هاشمی رفسنجاني:  1- من برای اداره کشور، هیچکس را صالح تر از آیت‏الله خامنه‏ای نمی‏دانم و کسی هم بهتر از ایشان توان اداره کشور را ندارد. ایشان بدیل ندارد و بهترین فرد برای مسند ولایت فقیه است. دوست و دشمن به این موضوع معترف‏اند. من در زیر سقف انقلاب کسی را با صلاحیت‏تر از آیت‏الله خامنه‏ای برای رهبری نمی‏بینم. ایشان هم مدیر است و هم مدبّر.من اطاعت ولی فقیه را بر خود واجب می‏دانم. موارد متعددی بوده که من و آقا با هم بر سر موضوعی مباحثه کرده و در صورتی که به نتیجه نرسیده‏ایم من نظر ایشان را مقدم داشته و اطاعت کرده‏ام؛ آن هم به این دلیل که ایشان ولی فقیه هستند و امرشان واجب‏الاطاعه است. ضمن اینکه نظر ایشان را به عنوان یک کارشناس خبره هم می‏پذیرم.

آیت الله مکارم شیرازی:  1- الحمدلله رهبر حکومت اسلامی رهبری است بسیار آگاه و جنبه مذهبی و روحانی او بر جنبه سیاسی او غلبه دارد.————————–2- اگر مقام معظم رهبری حرمت نداشته باشند امروز هیچ‌کدام از ما ایرانی‌ها حرمت نخواهیم داشت.تبعیت از حکم حکومتی ولی فقیه بر مراجع تقلید هم واجب است‌.

آیت الله جوادی آملی:  رهبری نه پست است نه مقام ، بلکه امام جامعه است.چگونه است که در نماز با اقتدای چند نفر می گوییم امام جماعت ، اما به رهبر جهان اسلام نگوییم امام؟.هر لفظی غیر از امام خامنه ای جفاست به ایشان.

شهید مطهری(ره):  سید علی خامنه ای از نمونه های ارزنده ای است برای آینده موجب امیدواری است.من از اخلاص آقای خامنه ای تعجب می کنم،ایشان هیچ به دنبال خودنمایی نیست که بخواهد خودش را مطرح کند و خودش را نشان بدهد،من در جریان کمیته ی استقبال از حضرت امام بیشتر به تقوای ایشان پی بردم.

آیت الله میرزا جواد تبریزی(ره):  وقتی که حضرت آیت الله تبریزی، مریض بودند و در بیمارستان در تهران به سر می‌بردند، آقا آمدند خدمت آیت الله تبریزی برای عیادت. مرحوم آیت الله تبریزی به رغم بیماری که داشتند، نشستند روی تخت دستشان را روی سینه قرار دادند مقابل حضرت آیت الله خامنه‌ای. با این که سن آیت الله تبریزی خیلی بیش‌تر بود ولی عکس ایشان الان هست، که این عکس خیلی مهم است و موجود است که دستشان را برای احترام با آن حالت مریضی بر سینه قرار دادند، در مقابل آیت الله خامنه‌ای و تبسمی کردند از دیدن ایشان، پیدا بود خیلی خشنود بودند. 

آیت الله طالقانی(ره):  آقای خامنه ای امید آینده اسلام است.آیت الله العظمی میلانی در سنین جوانی، ایشان را مجتهد خطاب می کنند.

آیت الله عبدالله نظری مازندرانی:   برای حمایت و محافظت از رهبر معظم انقلاب پا در رکاب خواهم برد امروز حمایت از ولایت فقیه یک امر واجب بر همگان است و باید به صورت جدی به این مساله توجه شود همه افراد باید این مساله را برای خود یک فریضه مهم بدانید.

آیت الله ناصری:  مقام معظم رهبری را خدا حفظ شان کند ،بنده می دانم مطلب را ،ایشان تمام امیدشان به امام زمان است،خدا شاهد است پناهگاهشان امام زمان است.

سید حسن نصرالله:   با توجه به شناختي كه از آيت الله العظمي خامنه‌اي در دست دارم و پس از مطالعه و بررسي بسياري از مدارك و شواهد مي‌توان گفت، ما در خدمت امام بزرگواري قرار داريم كه در رهبري، تقوا، پرهيزكاري و اجتهاد بي‌نظيري است ما در خدمت امامي هستيم كه داراي ديدگاهي جامع، عميق و مستحكم و استوار بر اصول و مباديي از قبيل “اصول و مباني فكري “؛ “شناخت نيازها و مشكلات “؛ “شناخت امكانات موجود ” و “آشنايي با راهبردها مناسب و همخوان با آن اصول و مبادي ” است و به همين دليل است كه ملاحظه مي‌كنيم به راحتي ايشان بر روند جاري در امور آگاهي و اطلاع دارند و با عمق و بينش عميق آنها را به راحتي ارزيابي مي‌كنند و بي‌شك اين ارزيابي دقيق و عميق نشات يافته از همين ديدگاه جامع و شامل است و به خاطر همين ديدگاه است كه با وجود حوادث و جريان‌هاي مختلف و متفاوت، درباره هريك ديدگاه كارشناسانه خود را همچون يك صاحبنظر نكته سنج و دقيق بيان مي‌كنند.ما خود را در برابر شخصيت بزرگ و استثنايي از اين حيث ملاحظه مي‌كنيم و مي‌بينيم كه بسياري در اين امت هستند كه از اين شخصيت والا آگاهي و شناختي جز اندك ندارند و به همين دليل است كه به جرات مي‌توانيم بگوييم كه ايشان در ميان امت اسلام و حتي در ايران چقدر مظلوم هستند؛ حتي ايشان در مهمترين بعد شخصيتي‌شان كه همان بعد سياسي و رهبري است هنوز شناخته شده نيستند، چون شخصيتي است كه دشمنان از يك سو آن را محاصره كرده‌اند و از سوي ديگر دوستان آنگونه كه بايد حق اين شخصيت را ادا نمي‌كنند و اين مسئوليت ماست كه اين امت را با اين شخصيت بزرگ و عظيم آشنا كنيم تا از آن بهره‌هاي لازم و شايسته را ببرند و از بركات وجودش چنين رهبري و چنين ولي فقيه و انديشمند و متفكري براي حال و آينده و دنيا و آخرت خود مستفيض شوند.

حجه الاسلام حاجتی(امام جمعه اهواز) به نقل از آقای ری شهری:   آذربایجان غربی خدمت علما و ائمه جمعه بودم، یکی از علمای سلماس اومد پیش من و گفت:اول انقلاب علامه طباطبایی را در مرکز قم ( میدان شهدا) دیدم که داشت به سمت منزل امام خمینی می رفت، به علامه گفتم: این انقلاب را چگونه می بینید:علامه طباطبایی فرمود: این انقلاب متصل می شود به انقلاب جهانی امام زمان علیه السلام-علامه ، علامه طباطبایی این حرف را میزنه هاروزهای اول انقلاب که امام به قم آمده بودند و چند روزی از آمدن ایشان نمیگذشت، ایشان(علامه طباطبایی) را در خواب دیدم ، در آنحال به ایشان در خواب گفتم که استنباط من این است که ظهور امام زمان نزدیک است؛ ایشان به شدت گریه کردند و سرشان را به علامت تایید مطلب من تکان دادندتعدادی از اهل معرفت هم همین واقعه را تایید میکنند..حتی یکی از دوستان حضرت امام خمینی که چند ماه پیش نزد رهبر انقلاب حضرت آیت الله العظمی امام خامنه ای حفظه الله ، مدرکی را در این رابطه به آقا فرموده بودند، آقا(امام خامنه ای ) به من ( یعنی به ری شهری) فرمودند:«این عبارت ، عین عبارت امام خامنه ای است و ناقل آن خود آقاست» : آقای ری شهری ، ایشون آمد پیش من و گفت : آقای سیدعلی عزیز در زمان رهبری تو ، حجه ابن الحسن العسگری ظهور خواهد کرد…

انتخاب شایسته‌ی حضرت عالی به مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران،مایه‌ی دلگرمی و امیدواری ملّت قهرمان ایران استروزنامه جمهوری اسلامی 22/3/1368

مقام معظم رهبری در کلام آیت الله خزعلی (عضو فقهای شورای نگهبان)انتخاب آیت الله خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی، كه فردی پخته و عالم و با سیاست و مدبر می‌باشد، در خارج دشمنان را در سكوت و ابهام فرو برد و در داخل، آرامش را فراهم ساخت.روزنامه رسالت 23/3/1368

مقام معظم رهبری در کلام آیت الله شیخ مرتضی حائریایشان به آقاي خامنه‌اي فرموده اند: آقاي آقا سيدعلي‌آقا من با اين استعدادي كه در شما مي‌بينم، شما يا يك مرجع تقليد مي‌شويد يا حداقل عالم برجسته خطه خراسان.

مقام معظم رهبری در کلام دكتر تيجاني نويسنده كتاب معروف «آنگاه هدايت شدم»شجاعت آيت الله خامنه اي او را محبوب مسلمانان جهان كرده است .

مقام معظم رهبری در کلام شهید رجاییدر قسمتی از پیام شهید رجایی به حضرت آقا، چنین آمده است: به قطع و یقین می‌دانم كه روح بزرگ ایثارگرآن برادر مجاهد، شهادت در راه اسلام و انقلاب اسلامی را فیضی عظیم و الهی می‌داند و در راه بندگی خدا و خدمت به اسلام و امام و امت شهیدپرور از بذل جان خویش دریغ نداشته و ندارد.

آیت الله حائری شیرازی : آیت الله خامنه ای صالح ترین فرد برای رهبری هستند .” آیت الله خامنه ای علاوه بر تمام ویژگیها، یک عالم آگاه به مسائل اسلامی است و از سیاست و درایت خاصّی برخوردار است . “روزنامه رسالت ۳۰/۳/۱۳۶۸”

 

عارف کامل حضرت علامه طهرانی رحمة الله علیه می فرمودند:بعد از رحلت آیة الله خمینى که عنوان رهبرى را به جناب آقاى حاج سیّد على خامنه ‏اى سپرده ‏اند؛ در اینجا هم بایستى ما وظیفه خودمان را بدانیم، چون بدون اشکال از این ببعد عنوان تقلید از عنوان حکومت جدا شد یعنى دیگر جناب آقاى خامنه‏اى مرجع تقلید مردم نیستند؛ زیرا بدون شک در تقلید عنوان أعلمیّت لازم است، اما در حکومت هم گرچه أعلمیّت لازم است؛ ولى چون به حسب جهاتى نتوانستند أعلمیّت فقهى را با قدرت رهبرى در یک فرد جمع کنند و شخصى از نقطه نظر استنباط مدارک فقهیّه و دینیّه أعلم از همه؛ و از جهت قدرت رهبرى هم بهترین مردم و با کفایت‏ترین و بصیرت‏دارترین مردم امروز باشد پیدا کنند لذا این تفکیک پیدا شد. (این مطالب در زمانی بود که عنوان مرجعیت آیت الله خامنه ای اعلام نشده بود)از نقطه نظر اینکه عنوان بیعت با ایشان هم بر اساس رهبرى بعد از آیة الله خمینى بوده است؛ اطاعت از ایشان هم در امور اجتماعى و سیاسى که لازمه رهبرى است واجب مى‏باشد؛ و ایشان هم بحمد الله فردى است مجاهد و عامل و مدبّر و متدیّن و بنده گرچه تا بحالایشان را ملاقات نکرده‏ام؛ ولى یک روز که مرحوم شهید مطهّرى آمده بودند به منزل ما، از ایشان سؤال کردم: چه افرادى در شوراى انقلاب شرکت دارند؟ ایشان چند نفر را اسم بردند که یکى از آنها آقاى خامنه‏ اى بودند که در آن هنگام چندان هم بین مردم معروف نبودند بعد هم از ایشان پرسیدم: آقاى خامنه‏اى چطور آدمى است؟ گفتند آدم خوب و وزین و عاقل و مدبّر و آدم مجاهدى است و خلاصه آقاى مطهّرى از ایشان تعریف کرد. و در این هفت هشت ساله که زمام امور بدست ایشان بوده است آنچه به گوش ما خورده خدمات خوبى بوده است چه از نظر خطبه هایى که در نماز جمعه ایراد کرده‏اند؛ و چه مسافرتهایى که به براى اعلاء اسلام و مسلمین انجام داده‏اند خلاصه من حیث المجموع یک آدم جا افتاده و عاقل و دلسوزیست براى دین؛ و در این کوران انقلاب امتحانات زیادى داده‏اند که نتایج خوبى داشته است؛ و شاید هم بر همین اساس نمایندگان خبرگان ایشان را انتخاب کرده‏اند.چون همین جامعیّت مسأله مهمّى است براى عطف نظر و توجّه نمایندگان خبره. خبرگان افرادى هستند متخصّص و زحمت کشیده و بعضى از آنها را که من مى‏شناسم آیة الله حاج شیخ احمد آذرى قمى، و آیة الله حاج سیّد مهدى روحانى، و آیة الله حاج شیخ عباس ایزدى نجف آبادى اینها همه خودشان مجتهدند، و افراد پاکیزه‏اى هستند به تمام معنى. اینها مردمى هستند سابقه دار که چندین دوره درسهاى آیة الله بروجردى را دیده‏اند، و از شاگردان ممتاز آیة الله حاج سیّد محمّد داماد بوده‏اند.خبرگان بعنوان نمایندگان هستند از جماعت کثیرى که ایشان را انتخاب کرده‏اند؛ یعنى انتخاب هر خبره بعنوان بیعت جماعت کثیرى است که این شخص خبره بلندگو و وکیل و نماینده آنهاست. پس انتهاب این خبره و بیعت او در واقع بیعت آن جماعتى است از مردم که این خبره را معیّن کرده‏اند. بنابراین اکثریّت آراء خبرگان که همان اکثریّت آراء اهل حلّ و عقد است اگر بیعت همه مردم نباشد، لا اقلّ بیعت اکثریّت مردم با ایشان بعنوان حکومت خواهد بود.و وقتى این بیعت انجام گرفت، آنوقت ایشان از طرف اسلام منصوب مى‏شود براى حکومت؛ و مردم باید در امر حکومت و سیاست و تصمیم گیریهائى که راجع به اصل اجتماع اسلامى است- جز امر تقلید که اختصاص بهمان أعلم امّت دارد- از ایشان اطاعت کنند بهمان کیفیّتى که عرض شد و در اینجا لازم است أعلم امّت این رهبرى را نتفیذ و تأیید کند؛ و برایشان لازم است که امور واقعه را طبق نظر و رأى اعلم امّت به جریان اندازند. (وظیفه فرد مسلمان در حکومت اسلام ص : 111)همچنین علامه طهرانی وقتی آیت الله خامنه ای مدظله العالی به رهبری رسیدند، فرمودند: امشب سر راحت بر بالش می گذارم.

 

به نقل از ایت الله صدیقی

————————

1- آیت الله صدیقی در مراسم احیای شب قدر در هیأت رزمندگان غرب تهران با ذکر خصوصیاتی ویژه از مقام معظم رهبری به ذکر خاطره ای از دیدار ایشان با مرحوم آیت الله العظمی بهجت(ره) پرداخت.وی گفت: در ابتدای کار مقام معظم رهبری نزد آیت الله بهجت رفته بودند و گفته بودند امام ویژگی هایی داشتند و فاصله من با امام خیلی زیاد است. بار سنگینی که بردوش امام بوده حال بر دوش من گذاشته شده است من چه کنم؟مرحوم آیت الله بهجت(ره) پس از تأملی گفته بودند: شما با موازین آشنایید(اشاره به اجتهاد ایشان). اگر بر مبانی و موازینی که تشخیص می دهید به تشخیص شرعی خود عمل کنید “من” تضمین می کنم که اولیاء الهی تو را تنها نگذارند.—————————-2- آیت الله صدیقی امام جمعه موقت شهر تهران سه شنبه ۲۸/۲/۸۹ در مراسم ایام شهادت جانسوز حضرت زهرا سلام الله علیها که در بیت رهبری با حضور آیت الله العظمی امام خامنه ای حفظه الله برگزار می شد پس بیان از فضایل صدیقه کبری و مناقب آن حضرت خطاب به مقام معظم رهبری فرمودند:”آقا جان؛شما دستور فرمودید از شما چیزی نگم،اما اینها که آمده اند اینجا همه عاشقند مگر می شود چیزی نگفت.”آیت الله صدیقی پس از بیان چند جمله با همین مضامین،به نقل چند جمله از آقای بهجت رضوان الله تعالی علیه پرداختند:”از آقای بهجت سوال کردم نظرتان راجع به مقام معظم رهبری چیست؟آقای بهجت فرمودند:”بهتر از ایشان نداریم.”—————————-3- همچنین آقای بهجت به خود بنده عرضه داشتند که در دیداری که با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف داشتم از ایشانراجع به آقای خامنه ای سوال کردم وحضرت پاسخ دادند: ” آقای خامنه ای از ماست.”—————————-4- به نقل از حجت الاسلام صدیقی از زبان یکی از دوستان نزدیکشان که به حضور آقای بهجت رفت و آمد داشته اند:در یک جلسه ی دو سه نفری که خدمت آیت‌الله العظمی آقای بهجت بودیم یه کسی انتقاد گونه‌ای را خواستند به رهبری خدمت آقای بهجت بازگو کنند. آقای بهجت به یک نگاه تندی به ایشان فرمودند: شما بهتر از ایشان سراغ دارید. من که بهتر از ایشان سراغ ندارم.—————————-5- آیت الله مصباح یزدی رابط بین آیت الله بهجت و حضرت آقا بودند. البته امام (ره) خودشان به حضرت آیت الله خامنه ای فرموده‌ بودند كه از آقاي بهجت استفاده كنيد. ایشان هم نامه‌اي مي نويسند مي‌دهند به حاج آقای مصباح كه اين را شما لطف کنید و بدهید به‌ آقاي بهجت.البته ظاهراً آن طور که من اطلاع دارم حاج آقا برای ثبت این مکاتبات حساس شرط مي‌گذارند كه من به شرطي نامه رساني مي‌كنم كه نامه را ببینم و نسخه ای هم کپي کنم و نگه دارم! حضرت آقا هم به دلیل علاقه خاصی که به آیت الله مصباح داشتند، قبول مي‌كنند.ظاهراً حضرت آقا تقاضای دستورالعمل داشتند که آیت الله مصباح می آوردند و آیت الله بهجت هم در پاسخ در مواقعی خودشان می نوشتند و در مواقعی هم به حاج می فرمودند که این موارد را بنویسید و به ایشان تحویل بدهید. یکبار رهبر انقلاب برای آقای بهجت می نویسند که من این موارد را می دانم و انشاءالله عامل خواهم بود ولی توقعم بیش از این است که آقاي بهجت ‌در پاسخ نوشته بودند اينها را عمل کنید، در فرصتي كه پيش بیاید ديگر شما برای من نامه ننويسيد، من خودم برای شما نامه مي‌نويسم.تا این که امام از دنیا رفتند، یادم است ما مشهد بوديم که حاج آقای مصباح برای بیعت با آقا آمده بودند تهران و از آنجا هم آمدند مشهد. ما خدمتشان رسیدیم و از وضع و اوضاع پرسیدیم. حاج آقا فرمودند كه برای بیعت رفته بودم خدمت آقا ولی خدا را شکر دست خالی نرفتم چون آیت الله بهجت يک نامه چهار صفحه ای برای حضرت آقا که تازه رهبر شده بودند، نوشتند که شروع نامه هم این بود که بنده انتصاب حضرتعالي را به سمت مقام ولايت و رهبري تبريك عرض مي‌كنم و بعد شروع كرده بودند كه حالا ديگر وظايف شما این است.بعد آقا به آیت الله مصباح فرموده بودند که تا حالا خيلي‌ها از مردم و مسئولین با من بيعت كردند ولی هيچ كدام دلم را آرام نكرد كه من در این جایگاه باید باشم یا نه الا این نامه که خیالم را راحت کرد. چون مي‌دانم که ايشان اصلاً بر مبنایی که دیگران ممکن است بنویسند و حرف بزنند، نمی نویسند وصحبت نمی کنند.

آیت الله العظمی بهجت: همان یکبار که گفتند حضرت علی علیه السلام جوان است و ایشان را از خلافت منع کردند برای هفت پشتمان کافیست ————————–به گزارش شیعه آنلاین به نقل از ایرسنا، نقل قولی که می خوانید مربوط می شود به سال 1368 و پس از رحلت حضرت امام خمینی -قدس الله نفسه الزکیه – که موضع گیری آیت الله بهجت را نسبت به مقام معظم رهبری اعلام می کند.وقتی ایشان (مقام معظم رهبری) برای رهبری انتخاب شدند عده ای به آیت الله بهجت گفتند: آقای خامنه ای جوان است برای برای رهبر شدن!آیت الله بهجت در جواب آن عده فرمودند: همان یکبار که گفتند حضرت علی علیه السلام جوان است و ایشان را از خلافت منع کردند برای هفت پشتمان کافیست…دید سیاسی آیت الله بهجت بر خیلی از شاگردان ایشان پوشیده نیست و ایشان همواره بر حضور شاگردان ممتاز خود همچون آیت الله مصباح و دیگران بر حضور در عرصه سیاست تاکید داشتند.آیت الله مصباح یزدی در این زمینه می فرمایند: «بنده بايد عرض كنم كه بزرگ‌ترين مشوّق خود بنده در پرداختن به مسائل سياسي و اجتماعي، خود ايشان بوده‌اند و به صورت‌هاي مختلف به دوستان و كساني كه در درس شركت مي‌كردند، سفارش مي‌كردند كه به اين‌گونه مسائل اهميت بدهند و اشاره مي‌كردند كه اگر كساني كه تقيّد به مسائل علمي و معنوي دارند، به اين كارها نپردازند، روزگاري بيايد كه جوّ سياست اجتماع به دست نااهلان بيفتد و جامعه اسلامي را از مسير خودش منحرف كند. حتي گاهي پيغام‌هاي خاصي براي حضرت امام (قدس) در ارتباط با همين مسائل سياسي مي‌دادند كه در يك موردش بنده با يكي از دوستان، واسطه در رساندن اين پيام خاص به حضرت امام بوديم».

آیت الله العظمی بهجت:اگر مردم می‌دانستند که استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس در خانه نمی‌نشست‌ ————————حجت الاسلام والمسلمین دکتر مرتضی آقاتهرانی در پاسخ به سوالی در خصوص ارتباط مقام معظم رهبری و آیت ا… العظمی بهجت به نشریه 9 دی گفـته است: ما مشهد بودیم که حاج آقا مصباح برای بیعت با آقا به تهران آمده بودند و از آن جا هم به مشهد آمدند. ما خدمتشان رسیدیم و از وضع و اوضاع پرسیدیم. حاج آقا فرمودند که برای بیعت خدمت آقا رفته بودم ولی خدا را شکر دست خالی نرفتم، چون آیت ا… بهجت یک نامه چهار صفحه‌ای برای حضرت آقا که تازه رهبر شده بودند، نوشتند. شروع نامه هم این بود که بنده انتصاب حضرتعالی را به سمت مقام ولایت و رهبری تبریک عرض می‌کنم. بعد آقا به آیت ا… مصباح فرموده بودند که تا حالا خیلی‌ها از مردم و مسوولان با من بیعت کردند ولی هیچ کدام دلم را آرام نکرد که من در این جایگاه باید باشم یا نه الا این نامه که خیالم را راحت کرد. چون می‌دانم که ایشان اصلا بر مبنایی که دیگران ممکن است بنویسند و حرف بزنند، نمی‌نویسند و صحبت نمی‌کنند.چند سال پیش که حضرت آیت ا… خامنه‌ای یک هفته‌ای تشریف آوردند قم، جمعیت زیادی برای استقبال آمده بودند در خیابان‌ها. آیت ا… العظمی بهجت(ره) هم آمدند جزء جمعیت استقبال کنندگان. حالا یک مرجعی در سن حدود نود سال‌! ایشان هم آمدند در جمع استقبال کنندگان. شخصی به ایشان گفت که حاج آقا شما با این سن و سال آمدید وسط این جمعیت استقبال کنندگان ؟ آیت ا… العظمی بهجت فرمودند‌: ” اگر مردم می‌دانستند که استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس در خانه نمی‌نشست‌”.فرزند آیت ا… العظمی بهجت با اشاره به همزمانی روزهای پایانی عمر پدر بزرگوارشان با سفر رهبر انقلاب به استان کردستان، در بیان حالت روحی ایشان، به حساسیت این مرجع تقلید نسبت به سلامت رهبری اشاره می‌کند و می‌گوید: این موضوع سبب شد تا معظم له برای سلامتی رهبر انقلاب چندین ختم ویژه صلوات و ذکر را گرفتند و مداومت بر این ختم‌ها که برای سلامتی رهبر انقلاب بوده است تا آخرین ساعت عمر حضرت آیت ا… بهجت ادامه داشته است. برخی نیز از پیش بینی رهبری آقا چند سال پیش از رهبری توسط ایشان خبر داده اند.در یکی از موارد که فردی می‌خواست از آقا گله کند حضرت آیت‌ا… بهجت با اعتراض فرمودند: آیا شما بهتر از ایشان سراغ دارید؟! من که بهتر از ایشان سراغ ندارم.

نگرانی آیت الله العظمی بهجت برای سلامتی مقام معظم رهبری————————–حجت الاسلام فقیهی اصفهانی از اساتید حوزه علمیه قم:حاج آقای صدیقی در مراسم آیت الله بهجت نقل کردند که چقدر آقا برای سلامتی آیت الله خامنه ای نذر میکردند و گوسفند نذر می کردند و کارهایی انجام می دادند. خوب این باز نشانه شدت علاقه بود به آقا. بعد چیزی که نقل کردند این که شش ماه قبل از فوت آیت الله بهجت ایشان فرموده بودند که: “آقا را بگویید بیایند اینجا با ایشان کار دارم”.آقا را خواسته بودند و آیت الله خامنه ای آمده بودن این جا قم . صحبت هایی با هم داشتند از جمله آیت الله بهجت فرموده بودند: “خطری به سمت شما دارد می آید و من این خطر را احساس می کنم و من آن چه باید برای شما انجام بدهم ، برای سلامتی شما انجام داده ام.و فرموده بودند: “خودتان هم هر کاری می توانید انجام بدهید “.البته کاملش را حاج آقای صدیقی روی منبر نگفتند.ولی بعدها یکی از دفتری های آیت الله بهجت که اطلاع داشتند و کامل تر گفتند.گفتند چند روزی گذشت و باز دوباره حضرت آیت الله بهجت گفتند که: “آیت الله خامنه ای را بگویید یک نفر بفرستند من با ایشان کار دارم”. حاج آقا محمدی گلپایگانی را آیت الله خامنه ای فرستادند پیش آیت الله بهجت.آیت الله بهجت دومرتبه تأکید کردند: “که من برای سلامتی شما هرکاری می توانستم انجام دادم. خودتان هم یک کاری انجام بدهید”. برای بار دوم بعد از چند روز این تأکید را آیت الله بهجت داشتند که به واسطه آقای محمدی گلپایگانی به آقا خبرش رسید و خود آیت الله خامنه ای هم هرکاری باید انجام بدهند انجام داده بودند.آقا زاده آیت الله بهجت نیز می گفت که یک موقعی آیت الله خامنه‌ای تشریف آوردند قم، بعد آیت الله بهجت فرمودند: “همه از اطاق بروند بیرون. حالا هر کس می آمد ملاقات آیت الله بهجت، پسر آقا و بعضی های دیگر هم حضور داشتند.بعد می گفت: یک موقعی آیت الله خامنه‌ای که آمدند، آیت الله بهجت فرمودند: ” هیچ کسی نماند، همه بروند بیرون من با آقا حرف خصوصی دارم” و بعد تا مدتی با هم بودند و به طور خصوصی و ما همه رفته بودیم بیرون از اطاق، این قدر با هم صمیمی بودند.

 

آیت الله بهجت : کسی که عرضه اداره خانواده را ندارد حالا علیه این سید بزرگوار که جهان اسلام را اداره میکنند حرف میزند——————————پایگاه صالحات آیت الله احدی : مقام معظم رهبری – عزیز ما – معمولاً می آمدند خدمت جناب آقای بهجت ، دو تایی با هم خیلی نشست داشتند .یک مرتبه در حال بازگشت از فرودگاه بودم ، یک پیرمرد بزرگوار محاسن سفید معمم روحانی را دیدم کنار جاده ایستاده ، ایشان را سوار اتومبیل کردیم . بعد دیدم انسان بسیار با فضلی است ، این پیرمرد بزرگوار نقل می کرد :خدمت آیت الله بهجت بودم ، آقایی از علمای تبریز آمد و علیه آقای خامنه ای صحبت هایی کرد و یک سری گزارشاتی داد .- فکر کرد چون آقای بهجت عارف است و ساکت و سیاسی حرف نمی زند ، پس نسبت به آقای خامنه ای بدبین است -یک مرتبه آقای بهجت که مشغول ذکر بود از جا بلند شد و گفت :خودش عُرضه اداره کردن خانواده را ندارد ، حالا علیه این سید بزرگوار که جهان اسلام را دارند اداره می کنند حرف میزند .بعد از جا بلند شدند و در را بست و رفت به اطاق دیگر .بنده غافلگیر شدم .خوب ببینید عارف اینچنین حرف میزنه ، عالم اینجوری حرف میزنه ، بلده .و لذا تنها جایی که آقای خامنه ای به خودش تسلیت گفت در مرگ آقای بهجت بود . —————————————–گفتنی است که آیت الله بهجت درباره امام هم کلام معروفی دارند که:”اسراری از آقای خمـــینی میدانم که تاکنون نگفته ام و نخواهم گفت.”

ولی آیت الله خامنه ای مرتب خدمت آیت الله بهجت می رسیدند و این ها یک رابطه صمیمی داشتند

———————-

پایگاه صالحات – حجت الاسلام فقیهی اصفهانی از اساتید حوزه علمیه قم  :  یکی از رفقا ما به نام آقای رجالی ، که خیلی رفت و آمد داشت از قدیم با حضرت آیت الله بهجت و درس ایشان را خیلی شرکت می کرد و خیلی آدم با صفا و سالم و خوبی است، ایشان چند مورد از ایشان را برای ما نقل می کرد .یکی اینکه می گفت ، آیت الله بهجت ، به این راحتی هر کسی را راه نمی دادند برای ملاقات ، آن هم برای ملاقات های طولانی و این حرف ها .ولی آیت الله خامنه ای مرتب خدمت آیت الله بهجت می رسیدند و این ها یک رابطه صمیمی داشتند . زیاد و به طور مخفیانه آقا می آمدند قم و می رفتند خدمت آیت الله بهجت .یکی از زمان هایی که ایشان می گفت زمان ملاقات این دو بزرگوار بوده است ، سحر بود دو ساعت مانده به اذان صبح . ایشان می گفت که آیت الله خامنه ای گاهی سحر می آمدند . در آن موقعیت حساس می آمدند خدمت آیت الله بهجت و می رفتند . خوب این نشانه علاقه شدید آیت الله بهجت به مقام معظم رهبری است که در این موقع شب و سحر آقا را می خواستند و با هم بودند و صحبت می کردند .بعد باز ایشان می گفتند چند سال پیش که آیت الله خامنه ای یک هفته ای تشریف آوردند قم ، جمعیت زیادی برای استقبال آمده بودند در خیابان ها .آیت الله بهجت هم آمدند جزء جمعیت استقبال کنندگان . حالا یک مرجعی در سن حدود نود سال ! ایشان هم آمدند در جمع استقبال کنندگان آیت الله خامنه ای . ایشان می گفت که یک شخصی به ایشان گفت که حاج آقا شما با این سن و سال آمدید وسط این جمعیت استقبال کنندگان ؟آیت الله بهجت فرمودند : ” اگر مردم می دانستند که استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس در خانه نمی نشست ” . این تعبیر خیلی زیباست که اگر مردم می دانستند استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس تو خانه نمی نشست .حاج آقا صدیقی هم که خوب تو مراسم آیت الله بهجت نقل کردند که چقدر آقا برای سلامتی آیت الله خامنه ای نذر می کردند و گوسفند نذر می کردند و کارهایی انجام می دادند . خوب این باز نشانه شدت علاقه بود به آقا .بعد چیزی که نقل کردند این که شش ماه قبل از فوت آیت الله بهجت ایشان فرموده بودند که : ” آقا را بگویید بیایند اینجا با ایشان کار دارم ” . آقا را خواسته بودند و آیت الله خامنه ای آمده بودن این جا قم . صحبت هایی با هم داشتند از جمله آیت الله بهجت فرموده بودند : ” خطری به سمت شما دارد می آید و من این خطر را احساس می کنم و من آن چه باید برای شما انجام بدهم ، برای سلامتی شما انجام داده ام (حالا نذر باشد یا هر چیز دیگر) ” .و فرموده بودند : ” خودتان هم هر کاری می توانید انجام بدهید ” .البته کاملش را حاج آقای صدیقی روی منبر نگفتند .ولی بعدها یکی از دفتری های آیت الله بهجت  که اطلاع داشتند و کامل تر گفتند .گفتند چند روزی گذشت و باز دوباره حضرت آیت الله بهجت گفتند که : ” آیت الله خامنه ای را بگویید یک نفر بفرستند من با ایشان کار دارم ” . حاج آقا محمدی گلپایگانی را آیت الله خامنه ای فرستادند پیش آیت الله بهجت .آیت الله بهجت دومرتبه تأکید کردند: ”  که من برای سلامتی شما هرکاری می توانستم انجام دادم . خودتان هم یک کاری انجام بدهید ” . برای بار دوم بعد از چند روز این تأکید را آیت الله بهجت داشتند که به واسطه آقای محمدی گلپایگانی به آقا خبرش رسید و خود آیت الله خامنه ای هم هرکاری باید انجام بدهند انجام داده بودند .آقا زاده آیت الله بهجت نیز می گفت که یک موقعی آیت الله خامنه ای تشریف آوردند قم ، بعد آیت الله بهجت فرمودند : ” همه از اطاق بروند بیرون ” . حالا هر کس می آمد ملاقات آیت الله بهجت ، پسر آقا و بعضی های دیگر هم حضور داشتند .بعد می گفت : یک موقعی آیت الله خامنه ای که آمدند ، آیت الله بهجت فرمودند : ” هیچ کسی نماند ، همه بروند بیرون من با آقا حرف خصوصی دارم ” و بعد تا مدتی با هم بودند و به طور خصوصی و ما همه رفته بودیم بیرون از اطاق ، این قدر با هم صمیمی بودند

خطاب آیت الله بهجت به رهبر انقلاب : من تضمین می کنم که اولیاء الهی تو را تنها نگذارند

———————–آیت الله صدیقی در مراسم احیای شب قدر در هیأت رزمندگان غرب تهران با ذکر خصوصیاتی ویژه از مقام معظم رهبری به ذکر خاطره ای از دیدار ایشان با مرحوم آیت الله العظمی بهجت(ره) پرداخت.وی گفت: در ابتدای کار مقام معظم رهبری نزد آیت الله بهجت رفته بودند و گفته بودند امام ویژگی هایی داشتند و فاصله من با امام خیلی زیاد است. بار سنگینی که بردوش امام بوده حال بر دوش من گذاشته شده است من چه کنم؟مرحوم آیت الله بهجت(ره) پس از تأملی گفته بودند: شما با موازین آشنایید(اشاره به اجتهاد ایشان). اگر بر مبانی و موازینی که تشخیص می دهید به تشخیص شرعی خود عمل کنید “من” تضمین می کنم که اولیاء الهی تو را تنها نگذارند

– در یکی از موارد که فردی می‌خواست از آقا گله کند حضرت آیت‌ا… بهجت با اعتراض فرمودند: آیا شما بهتر از ایشان سراغ دارید؟! من که بهتر از ایشان سراغ ندارم.

———————–

حجت الاسلام والمسلمین دکتر مرتضی آقاتهرانی در پاسخ به سوالی در خصوص ارتباط مقام معظم رهبری و آیت ا… العظمی بهجت به نشریه ۹ دی گفـته است: ما مشهد بودیم که حاج آقا مصباح برای بیعت با آقا به تهران آمده بودند و از آن جا هم به مشهد آمدند. ما خدمتشان رسیدیم و از وضع و اوضاع پرسیدیم. حاج آقا فرمودند که برای بیعت خدمت آقا رفته بودم ولی خدا را شکر دست خالی نرفتم، چون آیت ا… بهجت یک نامه چهار صفحه‌ای برای حضرت آقا که تازه رهبر شده بودند، نوشتند. شروع نامه هم این بود که بنده انتصاب حضرتعالی را به سمت مقام ولایت و رهبری تبریک عرض می‌کنم. بعد آقا به آیت ا… مصباح فرموده بودند که تا حالا خیلی‌ها از مردم و مسوولان با من بیعت کردند ولی هیچ کدام دلم را آرام نکرد که من در این جایگاه باید باشم یا نه الا این نامه که خیالم را راحت کرد. چون می‌دانم که ایشان اصلا بر مبنایی که دیگران ممکن است بنویسند و حرف بزنند، نمی‌نویسند و صحبت نمی‌کنند.-چند سال پیش که حضرت آیت ا… خامنه‌ای یک هفته‌ای تشریف آوردند قم، جمعیت زیادی برای استقبال آمده بودند در خیابان‌ها. آیت ا… العظمی بهجت(ره) هم آمدند جزء جمعیت استقبال کنندگان. حالا یک مرجعی در سن حدود نود سال‌! ایشان هم آمدند در جمع استقبال کنندگان. شخصی به ایشان گفت که حاج آقا شما با این سن و سال آمدید وسط این جمعیت استقبال کنندگان ؟ آیت ا… العظمی بهجت فرمودند‌: ” اگر مردم می‌دانستند که استقبال این سید چقدر ثواب دارد هیچ کس در خانه نمی‌نشست‌”.-فرزند آیت ا… العظمی بهجت با اشاره به همزمانی روزهای پایانی عمر پدر بزرگوارشان با سفر رهبر انقلاب به استان کردستان، در بیان حالت روحی ایشان، به حساسیت این مرجع تقلید نسبت به سلامت رهبری اشاره می‌کند و می‌گوید: این موضوع سبب شد تا معظم له برای سلامتی رهبر انقلاب چندین ختم ویژه صلوات و ذکر را گرفتند و مداومت بر این ختم‌ها که برای سلامتی رهبر انقلاب بوده است تا آخرین ساعت عمر حضرت آیت ا… بهجت ادامه داشته است. برخی نیز از پیش بینی رهبری آقا چند سال پیش از رهبری توسط ایشان خبر داده اند.- در یکی از موارد که فردی می‌خواست از آقا گله کند حضرت آیت‌ا… بهجت با اعتراض فرمودند: آیا شما بهتر از ایشان سراغ دارید؟! من که بهتر از ایشان سراغ ندارم.

 

بنیان گذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره):  ————————-1- امام خميني(ره) خطاب به مقام معظم رهبري در زمان رياست جمهوري ايشان: هر موقعي‌كه شما به سفر مي‌رويد، من مضطرب هستم تا برگرديد. خيلي سفر نرويد! همچنين امام راحل در مورد امام خامنه اي مي فرمودند : شما مانند خورشيدي هستيد كهنورافشاني مي كنيد. کیهان 26/4/86————————-2- جنابعالی را یکی از بازوهای توانای جمهوری اسلامی می دانم و شما را چون برادری که آشنا به مسائل فقهی و متعهد به آن هستید و از مبانی فقهی مربوط به ولایت مطلقه فقیه جدا جانبداری می کنید میدانم.————————-3- در بین دوستان و متعهدان به اسلام و مبانی اسلامی از جمله افراد نادری هستید که چون خورشید روشنی می دهید.————————-4- یک نفر را مثل ایشان پیدا بکنید که متعهد به اسلام باشد و خدمتگزار، و بناى قلبى اش بر این باشد که به این ملت خدمت کند، پیدا نمى کنـید، ایشان را من سالهاى طولانى مى شناسم.————————-5- از زبان احمد آقای خمینی : وقتیکه داشت تلویزیون آقای کیم ایل سونگ را با آقای خامنه ای که در کره بودند نشان می داد زنگ امام بصدا در آمد دویدم بطرف اطاق آقا دیدم آقا دو زانو نشسته نزدیک تلویزیون و به تلویزیون خیره شده فکر کردم سکته کرده،داد زدم دیدم برگشت گفت: بیا بشین. نشستم. گفت احمد آقا می بینی این عظمت را وقتیکه عصایش را برمیدارد و قدم برمی دارد حیف نیست ایشان بعنوان رهبره آینده نباشد من هم بشما (احمد آقا) گفتم هم به اکبر آقا (هاشمی) تکلیف من تمام است من اگر بگویم اختلاف ایجاد می شود.————————-6- و در قسمتی دیگر می گوید : در لحظه های آخر عمر امام (ره) آقای خامنه ای را با خانواده اش می پذیرفت خانواده آقا بودند و آقای خامنه ای که شروع به صحبت – کرد ما خودمان دیدیم لحظه ی آخر هرچه در امام-ره بود به آقای خامنه ای انتقال پیدا کرد . یک فروغی در چهره آقا دیده میشد آقا درحالی که قرمرز قرمز بود و صورتش برافروخته با یک صلابتی به همه نگاه میکرد. آقا فرمودند که احدی حق ندارد با جایی مصاحبه کند …————————-7- و در قسمتی دیگر می فرماید: امام وقتیکه آقای خامنه ای را می دید چهره اش باز میشد مانند حالتی که آدم عشقش را می بیند و خوشحال می شود دست خودش نیست. امام ابروها و چهره اش باز میشد. بلند میشد و به طرف آقای خامنه ای براه می افتاد و حالا هرچند نفر حضور میداشتند. من ده بار بیشتر خودم می دیدم این موارد را … ————————-8- و در قسمتی می گوید : وقتیکه امام فرمودند که خوشحالم از اینکه می بینم فردی از سلاله پاک پیامبران و از فرزندان امام حسین (ع) بر مسند حکومت نشست خوب برای ما یک حرف بود. من به بزرگواری مراجعه کردم و گفتم اینکه امام گفت خوب تفسیر می خواهد یعنی چه؟ گفت همان که امام تمام قد جلوی آقای خامنه ای بلند می شود. دلیل صلی اش است. گفتم بازهم نمیدانم گفت مشکل خودت است. امام با هیچکس شوخی ندارد، امام ره بخاطره سید بودن آقای خامنه ای نمی گوید آقای خامنه ای سی و چهارمین فرزند امام حسین (ع) است. شجره نامه دارد. بروید ببینید. آقای خامنه ای بلا واسطه بدون هیچ چیزی پسر امام حسین است. این را بازهم جرات نمیکردیم بعضی جاها بگویئم. تا اینکه آقای خامنه ای در آستان مرکز رفتند تفرش. در تفرش وقتیکه به زیارت آن زیارتگاه مشهور و معروف رفتند و زیارت کردند فرمودند این (امامزاده) پدر چهارم من است. اصالت ما در ایران از ایشان است. بچه ها دیدند آن امامزاده سی امین فرزند امام حسین (ع) که آقا سی و چهارمین می شود. ————————-9- آقای هاشمی رفسنجانی فرموده اند: آقای خامنه ای از مسافرت آمده بود باهم خدمت امام رفتیم. امام (ره) به آقای خامنه ای فرمودند: وقتیکه شنیدم هواپیمای شما در فرودگاه نشست خیالم راحت شد. ————————-10- و در ص 38 همان کتاب آقای هاشمی فرموده اند: که در جلسات آخر عمر حضرت، امام ره برای مقام معظم رهبری کلمه رهبر برادر را بکار می بردند که قطعاً این تعبیر بی معنا نبود و در همان صفحه امام بر شایستگی آقای خامنه ای برای رهبری تاکید داشتند.( پرتوی از خورشید علی شیرازی ص 38)

امام : بعد از من كسي خواهد آمد كه پرچم را به دست حضرت مهدي خواهد داد ————————-پایگاه صالحات – حجةالاسلام مهدوي :خدا رحمت كند شهيد عراقي و يكي از شخصيتهاي سياسي خوب امروز كه متأسفانه نمي توانيم اسم ببريم ، ميگويند وقتي امام در ابتداي نهضت اولين اعلاميه سياسي خود را داد ، (خوب ما در حد فهم خودمان درك ميكرديم ، نمي دانستيم روح خدا كجا را دارد ميزند) گفتيم خوب مردم ايران در فقر و بدبختي و استكبار اين طاغوت هستند و امام مي خواهد اين ايران را به آرامش و رفاه برساند .گفت با شهيد عراقي بعد از اولين غرشي كه امام كرد ، رفتيم خدمت امام ، شهيد عراقي با همان خلوصي كه داشت گفت حاج آقا واقعاً خيلي خوب مي شد اگر اين چيزي كه شما ميگوييد اتفاق بيافتد . وضع مردم ايران خيلي خوب ميشود .امام با بي اعتنايي فرمود بله وضع مردم هم خوب ميشود ، ولي ما مأمور به انجام چنين كاري نيستيم . آقاي عراقي هم آدم سمج ، گفت آقا چي گفتيد ؟امام فرمود ما براي مأموريت ديگري آمديم ، وضع مردم هم در حاشيه خوب ميشود .آقاي عراقي گفت براي چه مأموريتي آمده ايد ؟امام فرمود براي سه مأموريت : اول سرنگون كردن حكومت پهلوي – دوم استقرار نظام جمهوري اسلامي – سوم ، دادن پرچم حكومت اسلامي به دست صاحب اصلي اش .حوادث روزگار و فاصله زماني از حافظه ما برد ، رفتيم داخل مبارزات و خيلي ها كشته شدند و انقلاب پيروز شد . شهيد عراقي هم با زبان روزه توسط سيد مهدي هاشمي كه داخل باند آقاي منتظري بود ، نيز به شهادت رسيد ، ما به يكباره ديديم دو تا از وعده هاي امام محقق شد .يك وقتي در جمع بعضي از مسئولين نظام از جمله حضرت آيت الله ري شهري ، گفتم شهيد عراقي و بنده شاهد چنين حرفي از امام بوديم . حالا دو مورد آن اتفاق افتاده ، سومين آن يعني چي ؟بحث شد كه با دست امام ميرسد به دست صاحب اصلي ، يا شخص ديگري ؟يكي از همان جمع كه حالا اسم نمي برم و شما مي شناسيد و آدم بزرگواري است ، گفت من ميروم و از امام مي پرسم . بعد رفتند و اينقدر از امام اصرار كردند كه آقاي عراقي همچنين چيزي از شما شنيده ، آيا درست است ؟ امام فرمودند بله درست است .گفتند دو تا از آنها محقق شده سومي چي ؟امام گفتند سومي هم خدا انشاءالله مي خواهد و ميشود .( خيلي امام پرهيز داشت )اصرار كردم گفتم شما هستيد كه اين پرچم را به دست صاحبش مي دهيد ؟ يا شخص ديگر ؟ بعد از اصرار من ،امام فرمودند : نه من نيستم . بعد از من كسي خواهد آمد كه پرچم را به دست صاحب اصلي اش خواهد داد .حالا ما داريم اين مطلب را الان مي شنويم ، ولي اين آقاياني كه بعضي هايشان اين همه آتش مي سوزانند ، آن زمان داغ داغ تنوري اين مطالب را شنيده اند ، نمي دانند .نمي دانند كه علامه اميني صاحب الغدير مي فرمايد : الخميني ، ذخيرة الله في الارض .

تنها دیدار امام خمینی و آیت الله سید علی قاضی و بیان اسراری از جانب ایشان————————–آیت الله سید احمد نجفی نقل می نمایند : در نجف مرحوم آیت الله حاج شیخ عباس قوچانی که پدر زن اینجانب بود بعضی از مسایلی را که می خواست برای امام رخ بدهد. از قبل می دانست و به من هم می گفت. من به ایشان عرض کردم شما از کجا این مسایل را می دانید؟ ایشان قضیه ای را نقل کردند که:  ما در خدمت مرحوم آیت الله حاج سید علی قاضی که استاد اخلاق بزرگانی مانند آقای بهجت، مرحوم آقای قوچانی، مرحوم آقای میلانی و… بودند حاضر بودیم. هر روز به محضر ایشان می رفتیم و استفاده می کردیم. یک روز دو نفر از شاگردهایی که هر روز به محضر مرحوم قاضی مشرف می شدند خبر دادند که آقای حاج آقا روح الله خمینی (امام در آن زمان به این لقب معروف بودند) به نجف آمده اند و می خواهند با شما ملاقات کنند.ما که سمت شاگردی امام را داشتیم خوشحال شدیم که در این ملاقات استاد ما (حضرت امام) در حوزه قم معرفی می شود. چون اگر شخصی مثل مرحوم قاضی ایشان را می پسندید برای ما خیلی مهم بود. روزی معین شد و امام تشریف آوردند ما هم در کتابخانه آقای قاضی نشسته بودیم وقتی امام به آقای قاضی وارد شدند به ایشان سلام کردند . روش مرحوم آقای قاضی این بود که هر کس به ایشان وارد می شد جلوی او هر کس که بود بلند می شد و به بعضی هم جای مخصوصی را تعارف می کرد که بنشینند ولی وقتی امام وارد شدند آقای قاضی جلوی امام بلند نشدند و هیچ هم به ایشان تعارف نکردند که جایی بنشینند امام هم در کمال ادب دو زانو دم در اتاق ایشان نشست.طلاب و شاگردان امام که در آن جلسه حاضر بودند ناراحت شدند که چرا مرحوم آقای قاضی در برابر این مرد بزرگ و فاضل و وارسته حوزه قم بلند نشدند. آن دو نفری که معرف امام به آقای قاضی بودند هم وارد شدند و در جای همیشگی خودشان نشستند. بیش از یک ساعت مجلس به سکوت تام گذشت و هیچ کس هم هیچ صحبتی نکرد. امام هم در تمام این مدت سرشان پایین بود و به دستشان نگاه می کردند. مرحوم قاضی هم همینطور ساکت بودند و سرشان را پایین انداخته بودند.بعد از این مدت ناگهان مرحوم قاضی رو کردند به من و فرمودند آقای حاج شیخ عباس (قوچانی) آن کتاب را بیاور. من به تمام کتابهای ایشان آشنا بودم چون بعضی از این کتابها را شاید صد مرتبه یا بیشتر خدمت آقای قاضی آورده بودم و مباحثی را که لازم بود بررسی کرده بودم. تا ایشان گفتند آن کتاب را بیاور من دستم بی اختیار به طرف کتابی رفت که تا آن وقت آن کتاب را در آن کتابخانه ندیده بودم حتی از آقای قاضی نپرسیدم کدام کتاب. مثلا کتاب دست راست، دست چپ، قفسه بالا . همانطور بی اراده دستم به آن کتاب برخورد آن را آوردم و آقای قاضی فرمودند آن را باز کن. گفتم آقا چه صفحه ای را باز کنم؟ فرمودند هر کجایش که باشد من هم همین طوری کتاب را باز کردم دیدم که آن کتاب به زبان فارسی است و لذا بیشتر تعجب کردم. چون طی چند سالی که من در خدمت آقای قاضی بودم این کتاب را حتی یک مرتبه هم ندیده بودم حتی جلد آن را هم ندیده بودم کتاب را که باز کردم دیدم اول صفحه نوشته شده حکایت. گفتم آقا نوشته شده حکایت. فرمود، باشد بخوان. مضمون آن حکایت آن بود :که یک مملکتی بود که در آن مملکت سلطانی حکومت می کرد. این سلطان به جهت فسق و فجور و معصیتی که از ناحیه خود و خاندانش در آن مملکت رخ داد به تباهی دینی کشیده شد و فساد در آنجا رایج شد عالم بزرگوار و مردی روحانی و الهی علیه آن سلطان قیام کرد. این مرد روحانی هر چه آن سلطان را نصیحت کرد به نتیجه ای نرسید لذا مجبور شد علیه سلطان اقدام شدیدتری بکند. پس از این شدت عمل، سلطان آن عالم دینی را دستگیر و پس از زندان او را به یکی از ممالک مجاور تبعید کرد. بعد از مدتی که آن عالم در مملکتی که در مجاور مملکت خودش بود در حال تبعید به سر می برد آن سلطان مجددا او را به مملکت دیگری که اعتاب مقدسه (قبور ائمه اطهار) در آن بودند تبعید کرد. این عالم مدتی در آن شهری که اعتاب مقدسه بود زندگی کرد تا اینکه اراده خداوند بر این قرار گرفت که این عالم به مملکت خود وارد شد و آن سلطان فرار کرد و در خارج از مملکت خود از دنیا رفت و زمان آن مملکت به دست آن عالم جلیل القدر افتاد و به تدریج به مدینه فاضله ای تبدیل شد و دیگر فساد تا ظهور حضرت بقیة الله به آن راه نخواهد یافت.  مطلب که به اینجا رسید حکایت هم تمام شد. عرض کردم آقا حکایت تمام شد، حکایت دیگر هم هست فرمود: کفایت می کند کتاب را ببند و بگذار سر جای خودش. گذاشتم. همه ما که هنوز از حرکت آقای قاضی ناراحت بودیم که چرا جلوی امام بلند نشدند بیشتر متعجب شدیم و پیش خود گفتیم که چرا به جای اینکه ایشان یک مطلب عرفانی، فلسفی و علمی را مطرح کنند که آقای حاج آقا روح الله آن را برای حوزه قم به سوغات ببرند فرمودند حکایتی خوانده شود. نکته مهمی که در برخورد آقای قاضی با امام خیلی مهم بود این است که آن دو نفری که امام را همراهی می کردند وقتی از جلسه بیرون آمدند چون این برخورد آقای قاضی با امام برای آنها خیلی سنگین بود به امام عرض کردند: آقای قاضی را چگونه یافتید؟ امام بی آنکه کوچکترین اظهار گله ای حتی با اشاره دست یا چشم بکنند، سه بار فرمودند: من ایشان را فردی بسیار بزرگ یافتم . بیشتر از آن مقداری که من فکر می کردم. این عبارت امام نشان می داد که کمترین اثری از هوای نفس در امام نبود. چون هر کس در مقام و موقعیت علمی ایشان در حوزه قم بود و با او این برخورد و کم توجهی می شد اقلا یک سر و دستی تکان می داد که با این حرکت می خواهد بگوید برای من این مهم نیست ولی آن حرکات آقای قاضی (که قطعا حساب شده و شاید برای امتحان و اطلاع از قدرت روحی امام بود) کوچکترین اثری در ایشان ایجاد نکرد که نفس امام را به حرکت وادارد و این خیلی قدرت می خواهد که ایشان نه تنها با آقای قاضی مقابله به مثل نکردند بلکه به او تعظیم هم نمودند و ما در تمام ابعاد و حالات امام (اعم از حالات چشم و سکنات ایشان) به حقیقت دریافتیم که این مطلب را که در مورد آقای قاضی می فرمایند از روی صدق و صداقت است. بر عکس ما که تمام وجودمان بسته به تعارفات بی پایه و ساختگی است، امام تمام این حالات نفسانی را پی کرده و در خود کشته بودند. این قضیه مربوط به قبل از جریان پانزده خرداد است که امام به ایران بازگشتند و به قم آمدند. هر کس از فضلا و طلاب از امام در مورد آقای قاضی می پرسیدند ایشان بسیار از او تجلیل می نمود و می فرمود کسانی که در نجف هستند باید از وجود ایشان خیلی استفاده بکنند.بعدها مرحوم آقای قوچانی در جریان مقدمات انقلاب هر حادثه ای که پیش می آمد می فرمود این قضیه هم در آن حکایت بود بعد مکرر می گفتند که آقای حاج آقا روح الله قطعا به ایران باز می گردند و زمام امور ایران به دست ایشان خواهد افتاد. لاجرم بقیه چیزها هم تحقق پیدا خواهد کرد و هیچ شکی در این نیست. لذا پس از پیروزی انقلاب که امام به قم آمدند مرحوم قوچانی از اولین کسانی بود که به ایران آمد و با امام بیعت کرد.

شاگرد آیت الله قاضی : آن گروه که آخرتشان مقدم به دنیا است ، دور و بر آقای خامنه ای جمع هستند ————————–یکی از شاگردان عارف، آیت الله قاضی در اوایل انقلاب، پیش بینی جالبی از سرنوشت همراهان و یاران حضرت امام کرده اند که خواندنی است.   به گزارش جهان عارف ربانی مرحوم آیت الحق حاج سید هاشم رضوی از شاگردان مرحوم آیت الله قاضی در سال 1370 در سن 99 سالگی به لقاء الله پیوست. ایشان اوائل انقلاب فرموده بودند : اطرافیان آقای خمینی دو گروه هستند ، یک گروه آخرتشان به دنیا می چربد و یک گروه دنیایشان به آخرتشان می چربد . آن گروه که آخرتشان مقدم به دنیا است ، دور و بر آقای خامنه ای جمع هستند ولی آنان که دنیاشان به آخرت مقدم است از دور و بر امام و بعد هم آیت الله خامنه ای جدا می شوند.

 

حضرت امام(ره) در آن جلسه فرمود: «شما در بن بست نخواهید بود، آقای خامنه‌ای در میان شما هست؛ چرا خودتان نمی‌دانید؟! »

————————–

آیت الله هاشمی رفسنجانی نقل می‌کند: من به حضرت امام روی بازتری داشتم و مسائل را بی پرده با ایشان مطرح می‌کردم. یک روز که خصوصی خدمت معظم‌له رسیده بودم، بی‌پرده در مورد قائم مقامی رهبری و مشکلاتی که احتمالاً پیدا می‌شود، صحبت کردم. حضرت امام(ره) در آن جلسه فرمود: «شما در بن بست نخواهید بود، آقای خامنه‌ای در میان شما هست؛ چرا خودتان نمی‌دانید؟! ». این جلسه مربوط به اواخر عمر حضرت امام(ره) است. در همان روزها امام برای مقام معظم رهبری، کلمه برادر را به کار می‌بردند. قطعاً این تعبیر بی‌معنا نبود. ما آن روزها از این تعبیرات، به موضوع رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای منتقل نشدیم. اما گفته‌های امام خمینی(ره) نشانگر این است که معظم‌له، آیت‌الله خامنه‌ای را شایسته این کار می‌دانستند. چنانچه به حاج احمد آقا فرموده بودند: «الحق ایشان شایستگی رهبری را دارند».حاج احمدآقای خمینی نقل می‏کرد: حضرت امام بارها از جناب‌عالی به‌عنوان مجتهدی مسلم و بهترین فرد برای رهبری نام بردند.

 

 

بنده از اول گفتم منتظري به درد رهبري نمي‌خورد، مجلس خبرگان رأي بر شايستگي او داد و بنده به خاطر التزام به قانون پذيرفتم

—————————

در سال 69 بنده به حاج احمدآقا خميني گفتم كه شما طي يك سخنراني اعلام كرديد كه “هر كس بين اطاعت از مقام معظم رهبري و امام راحل(ره) تفاوت قائل باشد، در خط آمريكاست ” كه ايشان با تأييد دوباره اين سخن گفتند، بنده از روي اعتقاد اين حرف را زده‌ام. بعد ايشان فرمودند: برخي از اين افراد دور من را گرفته‌اند كه بنده را در مقابل حضرت آيت‌الله خامنه‌اي قرار دهند كه من متوجه شدم و توي دهن‌شان زدم. حاج احمدآقا در ادامه فرمود: بايد به اين احمق‌هايي كه مي‌گويند آقاي خامنه‌اي نبايد رهبر شود، گفت “پس چه كسي؟ ” اگر نظر آن‌ها بر روي فلاني است، او كه حتي توانايي اداره خانواده خود را ندارد چه برسد به يك مملكت. همچنين ايشان فرمودند: سه سال قبل از عزل منتظري، يعني سال 1365، سران قواي سه‌گانه كشور در جماران جلسه داشتند كه آن روز آقاي منتظري نيز با امام راحل(ره) ملاقاتي داشت، آن‌ها مشغول بحث و گفت‌وگو بودند كه يك‌دفعه امام خميني برخلاف معمول بدون زدن در، با ناراحتي وارد اتاق مي‌شود. بنا به گفته حاج‌احمدآقا، در اين جلسه خود ايشان، ميرحسين موسوي با منصب نخست‌وزيري، موسوي اردبيلي رئيس قوه قضاييه، هاشمي رفسنجاني رئيس مجلس و آيت‌الله خامنه‌اي نيز با سمت رياست جمهوري حضور داشتند. امام(ره) با ناراحتي تمام گفتند: بنده از اول گفتم منتظري به درد رهبري نمي‌خورد، مجلس خبرگان رأي بر شايستگي او داد و بنده به خاطر التزام به قانون پذيرفتم، ولي امروز به صورت صريح اين سخن را تكرار مي‌كنم. در آن وضعيت سكوت عميقي در جلسه حاكم شد كه آيت‌الله خامنه‌اي با طرح اين سئوال كه پس چه كسي عهده‌دار رهبري شود؟ سكوت را شكستند كه در همين لحظه امام بدون كوچك‌ترين مكثي انگشت اشاره را به سوي حضرت خامنه‌اي گرفتند و گفتند: “خود شما، مگر شما از ديگران چه كم داريد؟ ” وي گفت: سكوت بيشتر شد تا حدي كه نفس‌ها به شماره افتاد. خود مقام معظم رهبري خطاب به امام گفتند: “اين مسئله كه شما مي‌فرماييد موضوع جديدي است، بنده مي‌خواستم شما به اعضاي اين جلسه حكم ولايي كنيد كه ما حق دم زدن از اين جلسه را نداريم تا زماني كه خود شما حكم بفرماييد. ” امام نيز اين حكم را كردند. (به نقل از آيت‌الله خزعلي) حاج احمد آقا مي‌فرمايند: بايد در كنار نظام‌مان پشت سر رهبري قرار بگيريم. رهبر ما شاگرد امام است. رهبر ما از چهره‌هاي شناخته شده انقلاب كه ساليان سال در زندان‌هاي سفاك پهلوي به سر برده… هيچ كس حق شكستن حريم رهبري را ندارد. حرمت رهبري نظام اسلامي، از اصول خدشه‌ناپذير انقلاب اسلامي ماست. همه بايد به دستور رهبري عمل كنند… ما امروز موظف هستيم پشت سر مقام معظم رهبري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي حركت كنيم. هر چه ايشان گفت، گوش كنيم. اگر روزي حركت ما با حركت ولي نخواند، بدانيد كه نقص از ماست… قاطع‌تر پشت رهبري باشيم و نگذاريم رهبرمان احساس تنهايي كنند. همان‌طور كه نگذاشتيد امام احساس تنهايي كند. اطاعت از خامنه‌اي، اطاعت از امام است. هر كس منكر اين معنا شود، مطمئن باشيد در خط امام نيست و هر كس بگويد كه اطاعت از امام غير از اطاعت از آيت‌الله خامنه‌اي است، در خط آمريكاست. من بعد از رحلت امام، با خدا و امام عهد كرده‌ام كه كوچك‌ترين قدمي را عليه رهبري و بر خلاف رهبري و حتي بر خلاف ميل رهبري بر ندارم. و اگر شما مردم هم چنين پيماني را تجديد كنيد، مطمئن باشيد كه ما در تمام زمينه‌ها بر آمريكا پيروز مي‌شويم… به حسن و برادرانش اين توصيه را مي‌نمايم كه هميشه سعي كنند در خط رهبري حركت كنند و از آن منحرف نشوند كه خير دنيا و آخرت در آن است و بدانند كه ايشان موفقيت اسلام و نظام كشور را مي‌خواهند. هرگز گرفتار تحليل‌هاي گوناگون نشوند كه دشمن در كمين است. مرحوم حاج احمد آقاي خميني مي‌فرمودند: بر خود واجب مي‌دانم شهادت دهم زندگي داخلي آيت‌الله خامنه‌اي، نه از باب اينكه رهبر عزيز انقلاب ما به اين حرف‌ها نياز داشته باشند، بلكه وظيفه خود مي‌دانم تا اين مهم را به مردم مسلمان و انقلاب ايران بگويم. من از داخل منزل ايشان مطلع هستم، مقام معظم رهبري در خانه، بيش از يك نوع غذا بر سر سفره ندارند. خانواده معظم‌له روي موكت زندگي مي‌كنند. روزي به منزل ايشان رفتم، يك فرش مندرس آنجا بود، من از زبري فرش به موكت پناه بردم. در ملاقاتي كه مقام معظم رهبري با حاج احمدآقاي خميني داشته‌اند، ايشان مي‌فرمايد: حضرت امام بارها از جناب‌عالي به‌عنوان مجتهدي مسلم و بهترين فرد براي رهبري نام بردند.  

در آخر هم آقاي خامنه‌اي گفتند كه خُب اگر ايشان نباشد چه كسي باشد: امام بلافاصله و با اشاره به حضرت آقا فرمودند: خود شما

—————————–

مرحوم حاج احمد آقاي خميني تعريف كرده‌اند: در سال 65، جلسات هفتگي سران قوا در دفاتر يكي از آن‌ها يا در جماران، البته بدون حضور امام برگزار مي‌شد. در يك جلسه‌اي كه در جماران تشكيل شده بود، من، آيت‌الله خامنه‌اي، آقاي موسوي‌اردبيلي، آقاي ميرحسين موسوي، آقاي هاشمي رفسنجاني حضور داشتيم. از قرار اتفاق، در همان روز آقاي منتظري نيز با امام جلسه داشتند. در آن سال، هر وقت امام با آقاي منتظري ملاقات مي‌كرد، بعد از جلسه برافروخته و عصباني بودند، به‌طوري كه در چهره‌شان مشخص و نمايان بود. در وسط جلسه بوديم كه ناگهان امام بدون در زدن، يك‌دفعه با حال عصبانيت شديد و برافروختگي وارد اتاق شدند و رو به ما فرمودند: “من از اول با قائم‌مقامي آقاي منتظري مخالف بودم، ايشان به درد رهبري بعد از من نمي‌خورد. ” جلسه امام كه تمام شد، همه سران قوا و من، در يك سكوت سنگيني فرو رفتيم و همه متحير از اين جملات بوديم؛ چون سابقه نداشت و حضور غير منتظره امام هم نشان از اهميت موضوع بود. بعد از مدتي سكوت، آقاي خامنه‌اي شروع به صحبت كردند كه: آقاي منتظري شاگرد شما بودند و در زمان شاه، مبارزات داشتند و زندان طولاني‌مدت رفتند و… و از آقاي منتظري تعريف كردند و در آخر هم آقاي خامنه‌اي گفتند كه خُب اگر ايشان نباشد چه كسي باشد: امام بلافاصله و با اشاره به حضرت آقا فرمودند: خود شما.(به نقل از آقاي حبيبي دبير كل مؤتلفه) امام خميني بعد از حادثه انفجار مسجد ابوذر در سال 60 كه قبل از رياست جمهوري حضرت آقا، اتفاق افتاد، فرمودند: “خداوند ذخيره انقلاب را حفظ كرد. ” علي‌محمد بشارتي نقل مي‌كند: در تابستان سال 58 هنگامي كه مسئول اطلاعات سپاه بودم، گزارشي داشتيم كه آقاي شريعتمداري در مشهد گفته بود: “من بالاخره عليه امام اعلام جنگ مي‌كنم. ” خدمت امام رسيديم و ضمن ارائه گزارشي، خبر مذكور را هم گفتند. ايشان سرش پايين بود و گوش مي‌داد. اين جمله را كه گفتم، سربلند كرد و فرمود: “اين‌ها چه مي‌گويند؟! پيروزي ما را خدا تضمين كرده است. ما موفق مي‌شويم، در اينجا حكومت اسلامي تشكيل مي‌دهيم و پرچم را به صاحب پرچم مي‌سپاريم. ” پرسيدم: خودتان؟ امام سكوت كردند و جواب ندادند. حضرت امام مي‌فرمايند: يك نفر را مثل آقاي خامنه‌اي پيدا بكنيد كه متعهد به اسلام باشد و خدمتگذار، و بناي قلبي‌اش بر اين باشد كه به اين ملت خدمت كند، پيدا نمي‌كنيد، ايشان را من سال‌هاي طولاني مي‌شناسم. حضرت امام خميني در پيامي به مناسبت ترور آيت‌الله خامنه‌اي نوشتند: اكنون دشمنان انقلاب، با سوءقصد به شما كه از سلاله رسول اكرم(ص) و خاندان حسين بن علي(ع) هستيد… عواطف ميليون‌ها انسان متعهد را در سراسر كشور، بلكه جهان، جريحه‌دار نمودند… من به شما خامنه‌اي عزيز تبريك مي‌گويم كه در جبهه‌هاي نبرد با لباس سربازي و در پشت جبهه با لباس روحاني به اين ملت مظلوم خدمت نموده و از خداوند تعالي، سلامت شما را براي ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم.

 

استان‌ها- ایرنا- رهبر معظم انقلاب دولت سیزدهم را در آغاز فعالیت آن، به خدمت به مردم، تمرکز بر بازسازی «انقلابی، عقلانی و خردمندانه» در همه عرصه‌های مدیریتی کشور، “مردمی بودن»، «عدالت‌ورزی»‌ و «فسادستیزی» فراخواندند.

 ضرورت «احیای امید و اعتماد مردم»، اجرای وعده ها و یکی شدن حرف و عمل مسئولان بخش دیگری از رهنمودهای آیت الله خامنه ای بود که روز شنبه در دیدار رییس جمهوری و هیات دولت سیزدهم با ایشان ایراد کردند.

رهبر انقلاب در آن دیدار، شرایط کشور را دشوار خواندند و افزودند: همان‌گونه که به همه مسئولان گذشته گفته‌ام فرصت چهار سال خدمت به سرعت تمام می‌شود و نباید گذاشت حتی یک ساعت از این فرصت که متعلق به مردم و اسلام است، هدر برود.

ایشان همچنین حرکت بر ریل انقلاب و ایجاد تحرک انقلابی در همه بخش‌های «مدیریت اقتصادی، سازندگی، خدمت‌رسانی، سیاست خارجی، فرهنگ، آموزش و دیگر بخش‌ها» را ضروری خواندند و در عین حال تأکید کردند: انقلابی بودن حتماً باید با عقلانیت و اندیشه‌ورزی و خردمندی همراه باشد و این شیوه جمهوری اسلامی از آغاز بوده است.

آیت‌الله خامنه‌ای در تبیین «عدالت‌ورزی» به عنوان دومین توصیه اساسی خود به دولتمردان، اساس ادیان الهی و مبنای تشکیل حکومت را اقامه عدل خواندند.نظر بزرگان سیاست در مورد رهبری

«فسادستیزی و مقابله دقیق و جدی با فساد» توصیه مهم دیگر رهبر انقلاب به رئیس‌جمهور و دولت جدید بود.

آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با بیان این که  اعتماد مردم بزرگترین سرمایه دولت است که متاسفانه تا حدی آسیب دیده است، راه ترمیم آن را «یکی شدن حرف و عمل مسئولان» دانستند.

 کارشناسان و فعالان سیاسی در گفت و گو با خبرنگاران ایرنا در استان ها توصیه های مهم رهبر انقلاب به دولتی ها را به مثابه نقشه راهی دانستند که مسیر آینده کشور را روشن کرده و دولت و مردم را به سرمنزل مقصود و سعادت می‌رساند.

دولت بیانات رهبری را سرلوحه اقدامات خود قرار دهد

نماینده مردم کردستان در مجلس خبرگان رهبری گفت: اعضای هیات دولت جدید بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب را سرلوحه اقدامات خود قرار دهند و نواقص دولت‌های گذشته را برطرف کنند.

ماموستا فایق رستمی افزود: ایشان تاکید کردند که مسوولان از پشت میزنشینی پرهیز کرده و به میان مردم بروند که همین مسئله باعث می‌شود مسوولان رو در رو در جریان مشکلات و دغدغه‌های مردم قرار گرفته و در پی حل این مشکلات بربیایند.

وی با تاکید بر اینکه دولت جدید کارهای بزرگی پیش رو دارد، افزود: رهبری همچنین به تقویت اعتماد مردم به مسوولان تاکید کردند که در این زمینه دولت جدید باید تلاش کند این مسئله را پیگیری و احیاء کند.

ماموستا رستمی همچنین گفت: دولت باید وحدت، همدلی، عمران و آبادانی را همواره مدنظر قرار داده و در بحث پشتیبانی از امر تولید و بخش کشاورزی اهتمام ویژه‌ای داشته باشد.

امام جمعه سنندج یادآور شد: پیامبران و بزرگان دینی ما همواره خدمتگذاری به خلق را سرلوحه اقدامات خود قرار می‌دادند و دغدغه آنها رفع مشکلات مردم و دلسوزی در پیگیری مطالبات آنها بود که مسوولان ما نیز باید از آنها الگوبرداری کنند.

ارتباط بدون واسطه دولتمردان با ملت موجب تقویت اراده مردم می‌شود

رییس دانشگاه آیت الله بروجردی نیز در اشاره به بیانات رهبر انقلاب، ارتباط ساده و بدون واسطه دولتمردان با ملت را  باعث تقویت اراده و افزایش مشارکت مردم در فعالیت‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور دانست.

به گفته حسن مروتی، برقراری ارتباط ساده با مردم، موجب قوت قلب و تقویت اراده آنان  می شود و در منظومه فکری مقام معظم رهبری (مدظله العالی)، هویت جمهوری اسلامی که مقدمه ای برای تشکیل دولت اسلامی محسوب می شود مبتنی بر مردم سالاری است.

این استاد دانشگاه تهران افزود: بدون تردید مشکلات مردم را نمی توان از لابه لای نامه ها یا از زبان اطرافیان دریافت. خود مردم بهتر می توانند مشکل و نیاز واقعی شان را منتقل کنند و اگر این امکان برای آنان فراهم نشود، نتیجه ای جز روگردانی مردم از حاکمان نخواهد داشت. نظام جمهوری اسلامی این امر را در فراز و فرودهای خود به خوبی تجربه کرده است.

وی تاکید کرد: شهید رجایی همواره در میان مردم بود و مانند آنان زندگی کرد. به همین علت، دولت او به عنوان الگوی یک دولت موفق و خدمتگزار شناخته شده است.

دولت سیزدهم با عمل گرایی اعتماد از دست رفته جامعه را بازگرداند

دبیر حزب آزادی استان مازندران با استناد به فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر گفت وگوی صادقانه دولت با مردم ، گفت : دولت سیزدهم برای اینکه بتواند اعتماد از دست رفته مردم را بازآفرینی کند ، عمل گرایی را مورد نظر قرار بدهد.

بهمن صفری افزود : بیان طرح ها و برنامه ها بدون اینکه اجرایی شود ،تنها در حد شعار می باشد این مساله ای که بارها و بارها مردم از دولت های گذشته شاهد بوده اند .

وی به حضور آقای رییسی در میان مردم به عنوان یک گام خوب در راستای اجرایی کردن دولت مردمی نام برد و توضیح داد : همانطور که دولت از حالت شعاری خارج شود ،حضور شخص رئیس جمهوری می تواند باعث آن شود تا به صورت مستقیم و چهره به چهره از مشکلات و مسائلی که جامعه با آن مواجه است ، آگاهی یابد

صفری درخصوص مبارزه با فساد نیز گفت که در این حوزه نیز باید دولت سیزدهم از شعار بپرهیزد و برای این منظور باید این کار را از کلان و مجموعه های بالای کشور شروع کند و  با مفاسدی که در این بخش ها وجود دارد برخورد جدی تری کند تا دیگر بخش ها و در سطوح پایین تر باور کنند که برخوردهایی در خصوص تخلفات و مفاسد آنها وجود خواهد داشت .

عمل دولت به وعده‌ها اعتماد آسیب دیده مردم را ترمیم می‌کند

اما عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی گفت: عمل به وعده ها به ویژه وعده های تحقق نیافته دولت پیشین، اعتماد آسیب دیده مردم به دولت و امید آنان به دولتمردان و مسوولان را ترمیم می کند.

میدرضا ترقی عدم صداقت دولتی ها با مردم، مشارکت ندادن مردم در حل مشکلات کشور و عدم حضور مسوولان بین مردم برای دیدن مشکلات و رنج آنها را از عوامل کاهش اعتماد مردم دانست و صادق بودن وعده های دولت، یکصدایی و هم افزایی بین دستگاههای اجرایی، اهمیت دادن به نظرات مردم  و نخبگان جامعه را موجب بازیابی این اعتماد به عنوان سرمایه اجتماعی خواند.

عرصه مدیریتی کشور تجلی روحیه الهی و انقلابی باشد

علی چراغیان کارشناس ارشد علوم سیاسی و استاد دانشگاه‌های استان لرستان در خصوص توصیه رهبری به انقلابی گری در اداره کشور گفت: تاکید رهبر معظم انقلاب ، مدیریت کشور بر اساس روحیه الهی و انقلابی است که در رفتار دولتمردان باید تجلی یابد.

وی اظهار داشت: اخلاق، معنویت، عدالتخواهی، مردمی بودن و انگیزه الهی در خدمت رسانی به مردم از جمله اصول انقلاب اسلامی بوده و هست که متاسفانه روحیه انقلابی در عرصه مدیریت به دلایلی و در برخی زمینه ها کمرنگ شده است.

چراغیان تصریح کرد: بازسازی انقلاب در عرصه های مدیریتی یعنی مدیران باید با برادری و اخوت برای سربلندی انقلاب و ایران تلاش کنند و با تاسی از الگوهای مورد احترام و اکرام مردم همانند شهیدان رجایی، باهنر و سلیمانی و خود مقام معظم رهبری اقدام نمایند تا انقلاب، خالص و بر مدار اصول و ارزش های خود حرکت کند.

بازسازی انقلاب در همه عرصه‌ها موجب پیشرفت کشور می‌شود

اما مصیب عباسی استاد دانشگاه گلستان گفت: یادآوری ضرورت بازسازی انقلاب در همه عرصه ها یکی از محورهای مهم و راهبردی رهبر انقلاب برای تعالی جامعه است که باید مورد توجه اعضای دولت سیزدهم قرار بگیرد.

وی یادآور شد: روحیه انقلابی همراه با عقلانیت و تدبیر درست و کم اشتباه در دهه ۶۰  به ثبات داخلی و مهار جنگ تحمیلی منجر شد اما کشور از دهه ۷۰ به بعد از روحیه انقلابی فاصله گرفت و ناهمخوانی میان گفتمان انقلاب اسلامی و عملکرد به وجود آمد.

وی با بیان این که ساخت نظام انقلاب اسلامی جای تعارف، رفیق بازی و جناح بازی نیست ابراز امیدواری کرد که دولت سیزدهم با بهره گیری از بیانات راهبردی اخیر رهبر معظم انقلاب بتواند طرحی نو را ایجاد کرده و با همراهی همه ورزا، سبب رفاه مردم و تداوم عزت ایران شود.

رهبر معظم انقلاب چشم‌انداز هوشمندانه‌ای برای دولت سیزدهم ترسیم کردندنظر بزرگان سیاست در مورد رهبری

عضو هیات علمی دانشگاه شهرکرد بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با اعضای هیات دولت را حاوی چشم‌انداز هوشمندانه‌ای برای دولت سیزدهم دانست که که چنانچه بتوان برای آن سند مبتنی بر عدالت تدوین و اجرا شود، کشور در حوزه‌های مختلف متحول می‌شود.

یاسر پیرعلی ادامه داد: از مهمترین محورهای توصیه‌های رهبر معظم انقلاب، توجه به عدالت در همه امور کشور برای ترمیم اعتماد و امید آسیب‌دیده مردم است که در همین راستا به مدیران جوان، جهادی و تحول‌گرا در سطوح مختلف مدیریتی نیاز داریم.

این فعال سیاسی و فرهنگی استان چهارمحال و بختیاری، انقلابی‌گری را از دیگر ویژگی‌های دولت سیزدهم برشمرد و گفت: به تعبیر رهبر معظم انقلاب، این انقلابی‌گری باید توام با عقلانیت باشد به این صورت که به ویژه در حوزه‌های فرهنگی و اقتصادی از تصمیمات شتاب‌زده و چکشی دوری کرد و سیاستگذاری‌ها بر مبنای نظرات کارشناسی و خرد جمعی باشد.

پیرعلی افزود: با توجه به انتخاب وزرای کارآزموده و توانمند، انتظار می‌رود در تصمیم‌گیری‌ها و اجرای برنامه‌ها همه جوانب در نظر گرفته شود و از نظرات نخبگان و جوانان خوش‌فکر بدون در نظر گرفتن رابطه استخدامی و یا گرایش فکری آنها، بهره‌ گرفت.

دولت سیزدهم، اعتماد مردم را احیا کند

نماینده مردم شیراز و زرقان در مجلس شورای اسلامی  هم با اشاره به فرمایش‌های مقام معظم رهبری در دیدار اعضای هیات دولت گفت: دولت باید اعتماد عمومی از دست رفته را احیا کند تا مردم مجددا به حاکمیت و دولت اعتماد کنند.

جعفر قادری با بیان این که دولت در شرایط کنونی برای احیای اعتماد مردم باید با سرعت کارها را پیش ببرد، تاکید کرد:‌ وعده‌های دولت برای سامان دادن امور باید زمان‌بندی شود و به گونه‌ای باشد که بتوان اعتماد مردم را بازیابی کرد.

این نماینده مجلس در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به اظهارات مقام معظم رهبری درباره لزوم تمرکز دولت بر بازسازی «انقلابی، عقلانی و خردمندانه» در همه عرصه‌های مدیریتی کشور اظهار داشت:‌ عاقلانه و منطقی عمل کردن در کنار انقلابی‌گری یکی از مهمترین اولویت‌هایی است که کابینه سیزدهم باید به آن توجه داشته باشد.

قادری ادامه داد: نه عقل بدون نگاه انقلابی‌گری راه به جایی می برد و نه بالعکس با انقلابی گری صرف می‌توان مشکلات کشور را کم کرد.

مردمی بودن رییس جمهوری اعتماد و امید ملت به دولت را افزایش می‌دهد

“مردمی بودن رییس جمهوری و حضور بدون واسطه در بین مردم اعتماد و امید ملت به دولت را افزایش می‌دهد”، این باور حجت الاسلام سید علی حسینی  امام جمعه بروجرد است که افزود:  دولت جدید مردمی و فساد ستیز است و اگر روند حضور بدون واسطه رییس جمهوری بین مردم ادامه داشته باشد مشکلات به زودی حل خواهد شد.

امام جمعه بروجرد گفت: رییس جمهوری با اتکا به توانمندی های داخلی مشکلات را حل خواهد کرد و در ماه‌های آینده شاهد آثار مثبت آن را خواهیم دید.

انقلابی‌گری بدون عقلانیت برای کشور زیان بار است

دبیر حزب اراده ملت ایران در قزوین به بخشی از بیانات رهبر انقلاب مبنی بر پرهیز از  انقلابی گری بدون عقلانیت استناد کرد و و افزود: انقلابی گری بدون تحقیق و مطالعه لازم برای کشور خسارت زا و زیان بار بوده و آثار سوئی در سطح جامعه نیز برجای خواهد گذاشت.

سیدجمال خضری افزود: متاسفانه عده‌ای انجام هر کاری را بدون تحلیل و استدلال کافی با صفت انقلابی همراه می کنند در حالی که این موضوع انقلابیگری نیست، بلکه بی برنامگی است و اگر کشور بدون برنامه حرکت کند آثار سوء و زیان باری را به دنبال خواهد داشت.

دبیر حزب اراده ملت در استان قزوین اظهار داشت: خشک شدن زاینده رود، قفل شدن چرخ اقتصاد، صنعت، کشاورزی، گردشگری و فناوری کشور از جمله موارد دیگری هستند که نتیجه سوء مدیریت یا نگاه به ظاهر انقلابی بوده که برای کشور زیان بار شده است.

 دبیر حزب اراده ملت ایران یادآور شد: در حال حاضر باید تمامی کارها براساس عقلانیت، علم و مطالعه پیش برود و در حالی که به روحیه انقلابی و جهادی نیاز داریم ولی از عمل کردن بدون مطالعه نیز پرهیز کنیم.

عمل به وعده‌ها مهمترین مسیر احیای اعتماد عمومی در کشور است

نماینده مردم آذربایجان غربی در مجلس خبرگان رهبری  نیز  احیا و ترمیم اعتماد عمومی را از طریق عمل به وعده ها ممکن دانست و خاطرنشان کرد که باید این امر، در دستور کار جدی همه مسوولان نظام باشد.

آیت الله عسگر دیرباز اضافه کرد: در قرآن کریم هم‌ تاکید شده که “چرا سخنی را می گویید که‌ به آن عمل نمی کنید؟ ” بنابراین دولت توانمندی های خود را برای عمل به وعده ها و حل مشکلات جامعه بکار گیرد.

نماینده مردم آذربایجان غربی در مجلس خبرگان رهبری همچنین  افزود: نگاه از بالا به پابین به مردم برازنده مسوولان جامعه اسلامی نیست و در این جامعه تمامی مسوولان باید خود را خادم و نوکر ملت بدانند.

وی مردمی بودن دولت را، مولفه ای مهم‌ و ‌از جمله محورهای فرامین رهبری عنوان کرد و گفت: آیت الله رئیسی با حضور در میان مردم خوزستان از نزدیک با مشکلات مردم آشنا شدند و این اقدام، نمونه بارز دولتی مردمی است.

دولت با اجرای دقیق رهنمودهای رهبر انقلاب بر مشکلات کشور غلبه می‌کند

نماینده مردم شهرستان‌های اردل، فارسان، کیار و کوهرنگ در مجلس شورای اسلامی گفت: رهبر معظم انقلاب در دیدار اخیرشان با هیات دولت سیزدهم، توصیه‌های ارزشمندی ارائه دادند که عمل به این رهنمودها بی‌شک مشکلات کشور را رفع و امید و اعتماد را در بین مردم بازسازی می‌کند.

قدرت‌الله حمزه افزود: رهبر معظم انقلاب همواره دولتمردان و کارگزاران نظام را موعظه کرده‌اند و رهنمودهایی برای پیشبرد بهتر امور در نشست‌های مختلف ارائه داده‌اند که هر گاه دولتی این رهنمودها را بیشتر به کار بسته موفق‌تر بوده است و کم‌توجهی به این مهم خسارت‌های بسیاری به بار آورده است.

حمزه با بیان اینکه مشکلات کشور قابل حل است و با همراهی ارکان نظام به ویژه اقدام جهادی دولت رشد و توسعه کشور بیش از گذشته هموار می‌شود، افزود: مردم نیز در این مسیر همواره پشتیبان و یاری‌گر نظام بوده‌اند و این موضوع را با ایستادگی در برابر مشکلات و حضور در صحنه بارها ثابت کرده‌اند از همین رو می‌طلبد این همراهی با خدمت صادقانه دولت به خوبی پاسخ داده شود.

وی، پیشرفت‌های علمی و نظامی کشور را نمونه موفقی از اجرای دقیق رهنمودهای رهبر معظم انقلاب عنوان کرد و گفت: این مهم قابل اجرا در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی نیز است و امید می‌رود دولت سیزدهم بتواند به خوبی از عهده آن برآید.

تهران-ایرنا- رهبر انقلاب اسلامی گفتند: اعتماد مردم بزرگترین سرمایه دولت است که متاسفانه تا…

مشهد-ایرنا- عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی گفت: عمل به وعده ها به ویژه وعده های تحقق نیافته…

بروجرد – ایرنا – رییس دانشگاه آیت الله بروجردی گفت: ارتباط ساده و بدون واسطه دولتمردان با ملت…

نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است

صفحه‌ها برای ویرایشگران خارج‌شده از سامانه بیشتر بدانید

نقض حقوق بشر
متهمان نقض حقوق بشر
نقض حقوق دین‌ناباوران و نوکیشان
نقض حقوق نویسندگان و شاعران
نقض حقوق هنرمندان •
نقض حقوق دانشجویان
آموزگاران و استادان دانشگاه
نقض حقوق کارگران •
ربودن مخالفان سیاسی
نقض حقوق ورزشکاران
نقض حقوق دگرباشان جنسی
نقض حقوق زنان •
نقض حقوق کودکان
نقض حقوق اقلیت‌ها
نقض حقوق اصناف و گروه‌ها
زندانیان کشته‌شده در زندان‌ها •
سنگسار
دستگیری، زندان و شکنجه •
مصادره اموال و دارایی‌ها
روزنامه‌نگاران زندانی •
واکنش‌ها به نقض حقوق بشر
روش‌ها و ابزارهای نقض حقوق بشر
انقلاب فرهنگی ایران
اعتراف اجباری •
تجاوز جنسی به زندانیان
بازداشت فعالان محیط زیست •
شکنجه دولتی
ترور میکونوس •
پرونده‌های تروریسم دولتی
قتل‌های زنجیره‌ای •
گاه‌شمار قتل‌های زنجیره‌ای
اعدام‌ها پس از انقلاب ۵۷
نقد رسیدگی قوه قضائیه به ترور و شکنجه
نقد رهبر •
بمب‌گذاری آمیا •
تواب‌سازی •

شورش ۵۹–۱۳۵۷ •
اسفند ۱۳۵۹
۲۵ خرداد •
۳۰ خرداد ۱۳۶۰
دهه ۷۰ •
تیر ۱۳۷۸
شهریور ۱۳۷۹ •
۲۲ خرداد ۱۳۸۵
روزشمار اعتراضات ۱۳۸۸ •
اعتراضات ۹۰–۱۳۸۸ دی ۱۳۹۶ •

جنبش سبز •
جنبش دانشجویی
جنبش زنان •

درگاه ایران

نظر بزرگان سیاست در مورد رهبری

نقد رهبری به معنای انتقاد از بالاترین مقام حکومت، ولی مطلقهٔ فقیه و سازمان‌ها و نهادهای زیر نظرِ اوست؛ با این حال، انتقاد از عملکرد رهبری در زمان سید روح‌الله خمینی و سید علی خامنه‌ای و نیز انتقاد از نهادهای تابعه‌اش همچنان یکی از خطِ قرمزهای رسانه‌های ایران است و نزدیک شدن به این محدوده می‌تواند برای صاحبان این رسانه‌ها خطرآفرین باشد.[۱][۲][۳]
برای نقد رهبری باید در ابتدا از وظایف و قدرت رسمی و غیررسمی این «بلندپایه‌ترین مقام رسمی» کشور، اطلاع داشت.[پانویس ۱]

رهبر در جمهوری اسلامی ایران، براساس قانون اساسی، به عنوان «عالی‌ترین مقام رسمی کشور» و «ولی فقیه» بر مردم ولایت مطلق دارد. از اختیارات قانونی وی می‌توان به تدوین سیاست‌های کلیِ نظام، نظارت بر اجرای آن و همچنین نصب و عزل برخی از مسئولان بلندپایهٔ کشوری و لشکری، همچون: ریاست قوه قضائیه، صدا و سیما، مجمع تشخیص مصلحت نظام، بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان امام و نیروهای مسلح از جمله، سپاه پاسداران… نام برد؛ با وجود این، خود رهبر در مواجه با انتقادات انگشت‌شماری که بیشتر در دیدار با دانشجویان در بیت رهبری، انجام می‌شود، انتخاب مدیران نهادهای حساس حکومتی را به معنای نظارت بر آن‌ها ندانسته و تأکید می‌کند که خود نیز به برخی از آن‌ها همانند صدا و سیما منتقد است. وی در بیشتر مواقع، از خود سلب مسئولیت می‌کند و انتخاب رئیس‌های نهادهای گوناگون را به معنای مدیریت آن‌ها نمی‌داند و از مسئولیت‌پذیری نسبت به عملکرد زیرمجموعه‌های خود، پرهیز می‌کند.[۴]

این در حالی است که شواهد نشان می‌دهد که نهادهای زیر نظر رهبری، همگی به صورت کاملاً هماهنگ با نهاد رهبری، عمل می‌کنند و انتقاد شخص رهبر از این نهادها (همان‌طور که در دیدارهای گوناگونش گفته) بیشتر دربارهٔ عملکرد مسئولان سازمان صدا و سیما است و از نظر وی، دستگاه‌های دیگر به‌ویژه سپاه پاسداران، به درستی، عمل می‌کنند. نقد رهبر ایران به صدا و سیما نیز در اصل و به گفتهٔ خودش به دلیل نبودن «عناصر جوان و مؤمن و پُرانگیزه و انقلابی در بدنهٔ این دستگاه‌هاست» که باعث می‌شود «رسانهٔ ملی» در برخی از مواقع، خارج از مسیر اصلی «انقلاب»، حرکت کند.
رهبر جمهوری اسلامی در این انگشت‌شمار انتقاداتِ رودرروی دانشجویان در جواب به نقدهای آن‌ها، معمولاً می‌گوید که «از انتقاد استقبال می‌کنم» و از «گله‌ها و شِکوه‌های مردم» اطلاع دارم؛ با این حال، برخی منتقدان و فعالان سیاسی معتقدند که در پی ابراز این انتقادها در حضور رهبر ایران، عملاً اتفاق خاصی نمی‌افتد و رهبر بنا ندارد که وضعیت بحرانی کشور در عرصه‌های گوناگون را بپذیرد. خامنه‌ای حتی پس از این جلسات دانشجویی در پی انتقاد سحر مهرابی به عملکرد رهبری و نظام، گفت: «آن جوانی که می‌گوید وضع خیلی بد است، من احساسش را تأیید می‌کنم؛ اما حرفش را مطلقاً نه».[۵][۶][۷]
خامنه‌ای از مخاطبان جوان خود می‌خواهد که از وضعیت کشور، «ناامید» نباشند و «صبر و حوصله انقلابی» توأم با «مشی انقلابی» در پیش گیرند؛ انقلابی‌گری‌ای که باید «فقط در بستر نظام» باشد و بدون «زیر سؤال بردن ارزش‌ها و بنیان‌های نظام».
بنابراین، رهبر جمهوری اسلامی همچنان به جامعه مدنی و خواسته‌های آن بی‌توجهی نشان می‌دهد و در سوی مقابل، از بدنه اجتماعی حامی خود، همراهی انقلابی برای رویارو شدن با شرایط سخت، طلب می‌کند.[۴]

در سال‌های اخیر و به ویژه در دوران ریاست جمهوری حسن روحانی، رهبر ایران، تقریباً به‌طور مستمر از وضعیت کشور به‌ویژه در امور اقتصادی انتقاد می‌کند. وی این انتقادات را بیشتر به دستگاه‌ها و نهادهایی می‌کند که توسط رأی مستقیم مردم به روی کار آمده‌اند. خامنه‌ای گاه تلویحاً و گاه صراحتاً مسئولان را در این خصوص، مورد نقد و سرزنش قرار می‌دهد؛ اما به گفتهٔ منتقدان، شاید مهمترین عاملی که به نظر می‌رسد شخص خامنه‌ای از آن غفلت می‌کند، نقش خودش در بروز این مشکلات به‌ویژه در زمینه اقتصادی است. خامنه‌ای در دو عرصه سیاست داخلی و خارجی، روش‌هایی در پیش می‌گیرد که می‌توان گفت آثار تخریبی غیرقابل انکاری بر اقتصاد دارد.[۸][۴]
در عرصه سیاست داخلی نیز خامنه‌ای، نقش فراجناحی نداشته و بارها وارد جنگ قدرت بین جناح‌های مختلف شده و در موارد متعدد، قاطعانه به نفع محافظه‌کاران و مذهبی‌های تندرو موضع گرفته‌است. وی در موارد متعدد با رئیس‌جمهورهای وقت-که با انتخاب مستقیم مردم به قدرت رسیده‌اند-به مجادله پرداخته‌است و بر اساس شواهد موجود، اگر در برخی موارد انگشت‌شمار به پشتیبانی از رئیس‌جمهورهای وقت پرداخته، در عمل به دلیل محذوریت‌اش در بیان مواضع بوده‌است.[۹][۱۰][۱۱]
دخالت‌های فراقانونی رهبر ایران در سیاست‌های خارجی نیز همواره مورد بحث بوده‌است. اصطلاح‌هایی همانند «صدور انقلاب» یا «دیپلماسی انقلابی» مد نظر رهبر ایران، توسط بسیاری از منتقدان، واژه‌هایی مبهم و متناقض تعبیر شده‌است.

صحبت‌های انگشت‌شمار رهبر جمهوری اسلامی در باب مجاز بودن نقد از رهبری و نظام اکثراً در دههٔ ۹۰ شمسی، پس از عصر گسترش اینترنت همراه و آغاز دستیابی عموم مردم به اطلاعات و به وجود آمدن بحران‌های شدید داخلی و خارجی همانند: جنبش سبز، بحران موسسات مالی، اعتراضات دی ۱۳۹۶ و اعتراضات آبان ۱۳۹۸ اتفاق افتاده‌است. وی در یک سخنرانی گفت که «انتقاد مردم، فقط از دولت و مجلس و قوه قضائیه نیست» و ممکن است مردم از رهبر جمهوری اسلامی هم «انتقاد داشته باشند» اما این انتقاد «منافاتی با ایستادگی پای نظام ندارد». وی معتقد است مردم منتقد، اما «از اصل نظام با همه وجود دفاع می‌کنند».
مرتضی کاظمیان، روزنامه‌نگار و تحلیلگر سیاسی مقیم پاریس، می‌گوید: «هرچند، ظاهر سخن رهبر جمهوری اسلامی در پذیرش وجود انتقاد از شخص وی، مهم و قابل‌تأمل است؛ اما متأسفانه رفتار سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای در مقام شخص اول نظام، نسبت چندانی با ادعای وی برقرار نمی‌کند. چنان‌که کم نبوده‌اند فعالان سیاسی (مانند احمد زیدآبادی) که به‌خاطر نوشتن نامه سرگشاده به وی، هدف خشونت امنیتی و قضایی قرار گرفته‌اند … حصر رهبران جنبش سبز نیز با کم‌تحملی و کینه‌جویی شخصی آیت‌الله خامنه‌ای گره خورده‌است. افزون بر اینها، اگرچه رهبری نظام از شنیدن صدای انتقادها علیه خود می‌گوید، اما نشانه‌ای از گشایش در فضای سیاسی و مطبوعاتی نشان نمی‌دهد و همچنان ایران را بی‌نیاز از توسعه سیاسی می‌داند و تنها بر اقتصاد تأکید دارد».[۱۲][۳]

در بسیاری از موارد نقد از رهبر منجر به بازداشت یا محاکمه قضایی تحت عنوان «اجماع و تبانی علیه نظام یا تشویش اذهان عمومی و دروغ پراکنی و براندازی نظام» و صدور احکام سنگین قضایی شده‌است.[۱۳]
یک نمونهٔ اخیر از این نقدها، بیانیه ۱۴ فعال سیاسی است که در ۲۲ خرداد ۹۸ منتشر شد و در نهایت منجر به صدور احکام طویل زندان، تبعید و ممنوعیت از هرگونه فعالیت برای برخی از امضا کنندگان شد.[۱۴]

در ۷ تیر ۹۹ محمد موسوی خوئینی در نامه‌ای به سید علی خامنه‌ای با اشاره به مشکلات اقتصادی مردم، علت بی‌اعتمادی مردم را مدیریت در بالاترین سطح جمهوری اسلامی دانست.[۱۵][۱۶][۱۷]

چهار دهه از ایجاد نظام جمهوری اسلامی و به وجود آمدن مقام رهبری به عنوان «عالی‌ترین مقام رسمی کشور» می‌گذرد و به ترتیب سید روح‌الله خمینی (۱۳۵۸ تا ۱۳۶۸) و سید علی خامنه‌ای (۱۳۶۸ تاکنون) به این مقام رسیدند. رهبر که «ولایت مطلق» دارد، سیاست‌های کلیِ نظام و نظارت بر اجرای آن را بر عهده دارد و از جمله وظیفه‌های او گماشتن برخی سمت‌های اساسی کشوری و لشکری است. وی با رأی دوسِوم (۲/۳) نمایندگان مجلس خبرگان رهبری به‌مدت نامحدود برگزیده می‌شود؛ اما بر اساس اصل ۱۱۱ این قانون، درصورتی‌که رهبر از انجام وظایف خود ناتوان شود یا یکی از ویژگی‌های رهبری را از دست دهد، مجلس خبرگان رهبری می‌تواند وی را از مقامش برکنار یا خلع کند. در اصل ۵ قانون اساسی ایران که در سال ۶۸ بازنگری شد آمده‌است:

در زمان غیبت حجت بن الحسن در جمهوری اسلامی ایران «ولایت امر و امامت امت» بر عهده فقیه عادل و باتقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است.[۱۸]

و در اصل ۵۷ نیز:

قوه مقننه، قوه مجریه و قوه قضائیه که زیر نظر «ولایت مطلقه امر و امامت امت» اداره می‌گردند. این قوا مستقل از یکدیگرند.[۱۸]

در مراوده‌های رسمی یا دولتی از این سمت اغلب با عنوان «رهبر معظم انقلاب اسلامی»، «مقام معظم رهبری»، «ولی امر مسلمین جهان»، «حضرت آیت‌الله‌العظمی»،[۱۹] «مقام عظمای ولایت»[۲۰][۲۱][۲۲] و «معظم‌له»[۲۳][۲۴] یاد می‌شود. در مراوده‌های غیررسمی، علاوه بر صفات ذکرشده، از «آقا» و «امام» نیز برای نام بردن از رهبری استفاده می‌شود.

به عقیدهٔ فعالانِ سیاسیِ مختلف، نقد رهبری از همین ابتدا آغاز می‌شود. تغییرات قانون اساسی در سال ۱۳۶۸[پانویس ۲]
و افزایش اختیارات رهبری و افزودن واژه «مطلقه» به عبارت «ولایت فقیه»، و همین‌طور افزایش اختیارات شورای نگهبان (که در عمل زیر نظر رهبری است) در نظارت بر انتخابات مجلس خبرگان رهبری؛ باعث قدرت بسیار بالا و در نتیجه عدم پاسخ‌گویی مقام رهبری و سازمان‌های زیر نظر او شده‌است.[۲۵]

به نظر آن‌ها، قانون اساسی جمهوری اسلامی برخی ایرادهای ساختاری دارد که مانع اجرای بی‌کم و کاست همه اصول آن می‌شود. برای مثال مطابق اصل ۹۸ قانون اساسی، شورای نگهبان که فقهای آن منصوب رهبری هستند، تنها مرجع تفسیر اصول قانون اساسی است. بر اساس همین اصل، این شورا نظارت خود بر انتخابات ریاست جمهوری، مجلس خبرگان رهبری و مجلس شورای اسلامی را «استصوابی»[پانویس ۳][۲۶]
تفسیر کرده و بر مبنای آن تأیید یا رد صلاحیت داوطلبان نامزدی در انتخابات را جزو اختیارات خود می‌داند.[۲۵]
تعیین صلاحیت نامزدهای مجلس خبرگان توسط شواری نگهبان از این منظر نقد می‌شود که شورای نگهبان در عمل نهادی زیر نظر رهبر است و سید علی خامنه‌ای شش عضو از ۱۲ عضو این شورا را مستقیماً انتخاب می‌کند و ۶ عضو دیگر را رئیس قوه قضاییه (که خود توسط رهبر انتخاب می‌شود) انتخاب می‌کند و برای اخذ رای اعتماد به مجلس شورای اسلامی معرفی می‌کند.[۲۷]

این تفسیرِ شواری نگهبان که اصلاح‌طلبان و بخشی از محافظه‌کارانِ میانه‌رو با آن مخالفت می‌کنند از سویی مبنایی قانونی دارد، و از سوی دیگر ناقض برخی دیگر از اصول قانون اساسی از جمله اصل ۳۷[پانویس ۴]
است.[۲۵]
بنابراین درخواست‌هایی مانند کنار گذاشتن نظارت استصوابی و برگزاری انتخابات آزاد و ملی، مستلزم تغییر قانون اساسی کنونی است. اما مطابق اصل ۱۷۷، بازنگری و اصلاح قانون اساسی با حکم رهبر جمهوری اسلامی به شورایی ۷۳ نفره واگذار می‌شود که ۴۱ نفر آنها منصوبان مستقیم خود او هستند.[۲۵]

«ولی امر مسلمین جهان؛ این لقب لقلقهٔ زبان مجریان، گزارشگران و خبر خوانان صدا و سیما است. خامنه‌ای هیچگاه ولی امر مسلمین جهان نبوده و نخواهد بود. در دنیایی که تنها حدود ده تا پانزده درصد مسلمانان شیعه هستند و در میان شیعیان نیز باورمندان (تنها درصدی از کسانی که در خانواده‌های شیعه به دنیا می‌آیند) از ده‌ها مرجع، تبعیت مذهبی (و نه ضرورتاً سیاسی) دارند رهبر سیاسی جمهوری اسلامی که در داخل کشور اقلیتی وی را رهبر مذهبی و سیاسی خود می‌دانند نمی‌تواند رهبر مسلمانان جهان باشد. این عنوان در میان عناوین به کار گرفته شده برای وی از همه مهجورتر و در عین حال گزافه‌گویانه‌تر و طنزآلودتر است».

مجید محمدی، جامعه‌شناس و نویسنده[۲۸]

در اکثر مواقع برای نام بردن از سید روح‌الله خمینی از عناوینی همچون «امام» استفاده می‌شد. لقب «امام» برای خمینی، اولین بار در سال ۱۳۴۲ توسط محمدرضا حکیمی در کتاب «سرود جهش‌ها» به وی نسبت داده شد:
«… در این روز و روزگار، دیگر این نشان تشیع را بر کسی ندیدیم و این سخن عزیز شیعی «انتم علی احدی الحسنین» را از کسی نشنیدیم، مگر از پیشوای شیعی اندیش معاصر و یادگار پیشینه‌های شیعه، امام خمینی…»
این لقب اما در بین عموم مردم استفاده نمی‌شد تا در ۱۳۵۶، حسن روحانی در یک سخنرانی این چنین گفت:
«…ابراهیم خلیل وقتی از همه آزمایش‌ها سربلند بیرون آمد، به جایی رسید که خداوند دربارهٔ او فرمود: «انی جاعلک للناس اماما». من تو را به امامت مردم برگزیدم، بنابراین من هم برای رهبر عزیز انقلاب لقب «امام» را پیشنهاد می‌کنم و می‌گویم «امام‌خمینی». پس از این سخنرانی استفاده از لقب «امام» برای خمینی در بین عموم رواج یافت.
استفاده از لقب «امام» برای خمینی در حالی رواج یافت که از حتی حسن روحانی نیز برای استفاده از آن برای اولین بار تردید داشت. از آن جهت که واژهٔ امام در جامعهٔ ایران، کلمه مقدسی بود که مردم صرفاً آن را دربارهٔ علی بن ابی‌طالب و ۱۱ نفر دیگر از خاندانش به کار می‌برندند. شبهه‌ای که با این لقب ایجاد می‌شد این بود که خمینی را در کنار دوازده امام قرار می‌دهد و امام سیزدهم می‌شود.[۲۹][۳۰]

پس از مرگ خمینی سید علی خامنه‌ای در سال ۱۳۶۸ به رهبری انتخاب شد. وی که فاقد مرجعیت بود از همان ابتدا با بحران عدم مقبولیت (در مقایسه با خمینی) در بین مردم روبه‌رو بود؛ بنابراین استفاده از لقب «امام» برای خامنه‌ای بلافاصله پس از مرگ خمینی، زمینه‌ای در افکار عمومی وفاداران به جمهوری اسلامی نداشت.[۲۸]

از این رو، مسولان دفترِ خامنه‌ای (بیت رهبری) از یک‌سری عناوین برای نشان دادن جایگاهِ فراتر رهبری نسبت به دیگران استفاده کردند. این القاب هیچ جایی در متون قانونی کشور ندارد و استفاده از آن‌ها صرفاً در جهت بالا بردن مصنوعی شأن رهبر کشور از آن استفاده می‌شود. قانون اساسی هیچگاه از رهبر کشور با این عنوان‌ها یاد نکرده‌است. در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، سید روح‌الله خمینی رسماً با لقب «امام» و «بنیانگذار» یاد می‌شود اما در مورد مقام رهبر، هیچگونه لقبی استفاده نشده‌است.[۲۸][۳۱]
برای نمونه، از خامنه‌ای در مراوده‌های رسمی یا دولتی، اغلب با عنوان «مقام معظم رهبری»، «رهبر معظم انقلاب اسلامی»، «ولی امر مسلمین جهان» و «مقام عظمای ولایت» یاد می‌شود. بعدها در مراوده‌های غیررسمی، علاوه بر صفات ذکرشده، از «آقا»، «حضرت آقا»، «امام» و «نظام» نیز برای نام بردن از سید علی خامنه‌ای استفاده می‌شود.[۲۸]

استفاده از این القاب و عناوین برای نام بردن از رهبران جمهوری اسلامی ایران توسط بسیاری از مردم و منتقدین به استفاده از القاب در نظام‌های پادشاهی و استبدادی[۲۸] تشبیه شده‌است.

«محذوریت[پانویس ۵] رهبری در بیان علنی مواضع» یکی از مفاهیم شناخته‌شده در میان محافل تندروی حامی سید علی خامنه‌ای است که بحث علنی در مورد آن، در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی به عرصه مطبوعات کشیده شد.[۹][۱۱]
بنابراین مفهوم، رهبر ایران به خاطر مسئولیت رسمی خود، دارای محذوریت‌های داخلی و بین‌المللی متعددی است و در نتیجه، امکان بیان همه دیدگاه‌ها و فرمان‌های خود را ندارد.
معتقدان به این تئوری می‌گویند که پیروان رهبر، به همین علت نباید تنها ظاهر سخنان وی را مبنای عمل قرار دهند و باید بکوشند با پی بردن به «خواسته‌های قلبی» ولی فقیه، این خواسته‌ها را برآورده کنند.[۹][۱۰]

محمد تقی مصباح یزدی، نظریه‌پرداز با نفوذ محافل اصولگرای ایران، که رهبر ایران زمانی او را با مرتضی مطهری از نظریه پردازان اصلی جمهوری اسلامی مقایسه کرده، در ۱۶ مرداد ۱۳۸۶ در توضیح این برداشت گفته‌است: «فهمیدن نظرات مقام رهبری معظم انقلاب کار ساده‌ای نیست و باید از طریق قراین و سخنان از اصل نظراتشان مطلع شد.» هرچند که شخص رهبر جمهوری اسلامی، در اظهارنظرهای رسمی خود چنین رویه‌ای را انکار کرده‌است. به عنوان نمونه، وی در ۳۱ مرداد ۱۳۸۹، در اشاره‌ای مستقیم به دیدگاه قائلان به محذوریت رهبری گفته‌است: «مبادا کسی تصور کند که رهبری یک نظری دارد که برخلاف آنچه که به عنوان نظر رسمی مطرح می‌شود، در خفا به بعضی از خواص و خلّصین، آن نظر را منتقل می‌کند که اجراء کنند؛ مطلقاً چنین چیزی نیست.» سید علی خامنه‌ای در عین حال پیش از آن، این موضوع را رد نکرده که احتمال دارد به خاطر مصالح حکومتی، برخی از دیدگاه‌های خود را پنهان کند، اما گفته حتی در چنان شرایطی «خلاف واقع» نمی‌گوید.

وی در ۱۸ تیر ۱۳۸۶، به نمایندهٔ اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل دانشگاه‌های سراسر کشور که پرسید: «آیا برخی اظهار نظرها که عنوان می‌شود نظر رهبری در جلسات خصوصی است، صحیح است یا خیر؟» چنین پاسخ داده: «سخن رسمی بنده آن چیزی است که از من در دیدارهای مختلف با مردم و مسئولان می‌شنوید، ممکن است به دلائلی از جمله [جلوگیری از] آگاه شدن دشمن مصلحت نباشد چیزی را بیان کنم، ولی این بدان معنی نیست که خلاف واقع را بیان می‌کنم.»[۱۰]

با وجود تمام این اظهارات، کماکان به نظر می‌رسد که برخی از مدافعان خامنه ای، بهترین مرجع برای پی بردن به دیدگاه‌های واقعی رهبر را، مواضع رسمی او نمی‌دانند.[۱۰]

به عقیدهٔ حسین باستانی، روزنامه‌نگار، نخستین نتیجهٔ عملی تئوری محذوریت رهبری، سردرگمی در فهم نیات واقعی خامنه‌ای است. در حقیقت، در مواردی که رهبر به‌طور شفاف در مورد موضوعی اعلام نظر نمی‌کند و مسئولان هم خبر موثقی در مورد تمایلات واقعی او ندارند، روند تصمیم‌گیری‌های مهم در داخل حکومت ایران دچار بن‌بست می‌شود. بسیاری از موارد سردرگمی یا تأخیر نهادها و مسئولان ایرانی در اتخاذ مواضع شفاف، ریشه در همین فرایند دارند.[۹]

یه عقیدهٔ حسین باستانی، یکی دیگر از تأثیرات تئوری محذوریت رهبری، ایجاد انگیزه در بعضی محافل تندرو است تا در مواردی که معتقدند خامنه ای زمینه را برای بیان دیدگاه‌های «واقعی» خود مساعد نمی‌بیند، زمینه‌های لازم را برای بیان چنین دیدگاه‌هایی فراهم کنند. به عقیده این محافل، یکی از مهمترین دلایل پرهیز رهبر از بیان دیدگاه‌های واقعی خود، آن است که احساس می‌کند در صورت انجام این کار، جامعه و به ویژه مدافعان حکومت، آمادگی لازم را برای اجرای دیدگاه‌های وی نخواهند داشت. این محافل نتیجه می‌گیرند که اگر مدافعان رهبر، بدون آنکه منتظر موضع‌گیری علنی او باشند، خود به انجام کارهایی بپردازند که متقاعد شده‌اند خامنه ای «در دل خود» با آنها موافق است، در واقع به او کمک کرده‌اند تا راحت تر به نتایجی که می‌خواهد برسد. ظاهراً یکی از مصداق‌های معروف این تفکر، مربوط به مواقعی است که ولی فقیه در اظهارات رسمی خود از مقامی حکومتی حمایت می‌کند، ولی هواداران او همان شخص را مورد حمله قرار می‌دهند و استدلال می‌کنند که حمایت رهبر، نشانه رضایت درونی وی از فرد مورد حمایت نیست. به عقیده این هواداران، دلیل حمایت رهبر آن است که وی زمینه اجتماعی را برای برخورد با برخی مسئولان آماده نمی‌بیند و در نتیجه لازم است که نیروهای هوادار او، چنین زمینه ای را فراهم آورند. هواداران تندروی رهبر جمهوری اسلامی، اعلام حمایت‌های اولیه او از رئیس‌جمهور سابق محمد خاتمی و نیز اظهارات خمینی در پشتیبانی از ابوالحسن بنی صدر، نخستین رئیس‌جمهور ایران را دارای چنین ماهیتی می‌دانند.[۹]

برای نمونه، محمدتقی مصباح یزدی در سال ۱۳۸۸ در پاسخ به این سؤال که «چرا مقام معظم رهبری آنجاهایی که ما حتی یقین داریم که فردی صالح نیست، ایشان باز هم در شرایطی به صورتی [از آن شخص] حمایت می‌کنند» اظهار داشت: «در یک کلمه باید گفت: ایشان افقی را می‌بیند که حفظ یک مصلحت اقوا [قوی‌تر] و اهمّ [مهم‌تر] دینی است. این مسئله باید به جایی برسد که همه مردم حقیقت را بفهمند». در سال ۱۳۸۷، سعید قاسمی، از فرماندهان سپاه پاسداران در زمان جنگ با توصیه به مدافعان حکومت به «خط شکنی»، از کسانی انتقاد کرد که «با این بهانه که باید پشت سر رهبری حرکت کنیم، از حرکت آفندی انقلاب ممانعت کرده‌اند». وی توضیح داده که خط شکنی همان کاری است که، به عقیده او، تسخیرکنندگان سفارت آمریکا در سال ۱۳۵۸ انجام داده بودند، یعنی تسخیر این سفارتخانه «بدون اذن امام»، در حالی که این کار بعداً با «تقدیر» خمینی مواجه شده بود.[۹]

تأثیر مهم دیگر تئوری محذوریت رهبری، زمینه‌سازی اقدامات به اصطلاح «خودسرانه» توسط گروه‌های تندرو است. این نیروها، همواره خود را آماده مقابله شدید با «دشمنان» حکومت از روش‌هایی دانسته‌اند که معتقدند منطبق با خواست‌های قلبی رهبری است، اما وی به علت محذوریت‌های داخلی و بین‌المللی، امکان بیان علنی آنها را ندارد. شاید شناخته‌شده‌ترین نمونه از این گونه اقدامات، حملات خشونت‌آمیز گروه‌های وفادار به رهبر (که در بین مخالفان با نام «لباس‌شخصی» معروف هستند) به تجمع‌های دانشجویان و دیگر منتقدان حکومت باشد. حکومت ایران، تاکنون هرگز مسئولیت عملیات این گروه‌ها را قبول نکرده‌است. حتی در مواردی هم رهبر ایران علناً به انتقاد از عملیات خشونت‌آمیز این گروه‌ها پرداخته که معروف‌ترین نمونه‌های آن، سخنان سید علی خامنه‌ای بعد از دو حمله خبرساز ۱۸ تیر ۱۳۷۸ و ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ نیروهای پلیس و لباس شخصی به خوابگاه دانشجویان دانشگاه تهران (معروف به کوی دانشگاه تهران) بوده‌است. در نخستین مورد، رهبر ایران با محکوم کردن فوری حمله به دانشجویان گفت که به خاطر این واقعه «قلبش جریحه دار شده» و در مورد دوم، با تأخیری چند هفته‌ای، این حملات را «جنایت» دانست؛ ولی با وجود تمام این واکنش‌های رسمی، عملیات نیروهای لباس شخص علیه منتقدان حکومت ایران در طول سال‌های گذشته کمابیش ادامه داشته و این نیروها به خاطر چنین حملاتی مورد محاکمه قرار نگرفته‌اند. برای درک بهتر میزان مصونیت این گروه‌های لباس شخصی‌ها کافی است یادآوری شود که پس از حمله به کوی دانشگاه تهران در ۱۸ تیر ۱۳۷۸، حتی مقام‌هایی در حد رئیس پلیس تهران به دادگاه کشیده شدند. (هرچند که دادگاه نهایتاً همه مسئولان پلیس را تبرئه کرد) اما حتی یکی از نیروهای جزء لباس شخصی هم محاکمه نشد. پس از حمله به کوی دانشگاه تهران در ۲۵ خرداد ۱۳۸۸ نیز، علی‌رغم جنایت نامیده شدن این حمله توسط خامنه ای، تاکنون لباس شخصی‌های مهاجم به دانشجویان محاکمه نشده‌اند، در حالی که در مقابل، بسیاری از دانشجویانی که مورد حمله قرار گرفته بودند، دستگیر و به زندان محکوم شده‌اند. نکته قابل تأمل در زمینه اقدامات این مهاجمان آن است که به نظر می‌رسد تمام آنها متقاعد شده‌اند که حتی در صورت انتقاد ظاهری رهبر جمهوری اسلامی از حملات خشونت آمیزشان، نهادهای قضایی و امنیتی زیر نظر رهبر با آنها برخورد نخواهند کرد.[۹]

در نهایت، نتیجه مشخص تئوری محذوریت رهبری آن است که نیروهای فدایی رهبر برای فهمیدن تکلیف خود، به قواعد شفاف و قابل استناد رجوع نمی‌کنند یا حتی لزوماً همه اظهارات رهبر را مبنای کار خود قرار نمی‌دهند. بلکه در کنار اظهارات علنی رهبر، خواست‌های غیرعلنی او را نیز مبنای عمل قرار می‌دهند. درخواست‌هایی که بیان‌کنندهٔ آنها، فرماندهان، روحانیون یا سیاسیونی هستند که تمایلات قلبی رهبر را در جلسات غیرعلنی به اطلاع دیگران می‌رسانند و عموماً نیز به هیچ نهادی پاسخگوی نیستند.[۹]

برخی از این محذوریت‌های مشهور در زیر آمده‌است:

این نظریه از اوایل ریاست جمهوری محمد خاتمی در سال ۱۳۷۶ در سطح برخی محافل مخالف دولتِ خاتمی و طرفدار رهبر بالا گرفت. زمانی که در پی غافلگیری نیروهای سیاسی از نتایج انتخابات،[پانویس ۶] آیت خامنه ای برای مدتی از مقابله با رئیس‌جمهور وقت پرهیز کرد و حتی خود را مدافع وی دانست. محمدتقی مصباح یزدی در ۱۰ دی ۱۳۸۸، در توضیح این رفتار خامنه ای، مقطع ریاست جمهوری ابوالحسن بنی صدر را یادآوری کرده‌است: «رفتار امام طوری بود که مردم خیال می‌کردند که خود ایشان هم با او [بنی صدر] موافق است… تا روزی که همه مردم فهمیدند که این دیگر به درد ریاست جمهوری نمی‌خورد… بعدها ایشان [خمینی] فرموده بود: من از اول با این شخص [بنی صدر] مخالف بودم.»[۱۰]

با روی کار آمدن احمدی‌نژاد که همسو با نظر خامنه‌ای بود، همچنان شاهد زاویه داشتن برخی سخنان رسمی رهبر ایران با منویات اعلام نشده او، در فضای سیاسی ایران می‌بودیم. یکی از برجسته‌ترین شواهد در همین زمینه، ماجرای مذاکرهٔ وزارت امور خارجه ایران با آمریکایی‌ها در مورد امنیت عراق بود. خامنه ای در ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۶ در اظهار نظری بی‌سابقه، گفت: “وزارت امور خارجه به درخواست دولت عراق تصمیم گرفته در یک گفت وگوی رودررو با آمریکایی‌ها مسئولیت و وظایف آنان را در قبال امنیت عراق یادآوری و با آنها اتمام حجت کند.” اما چهار روز بعد از این سخنانِ رهبر ایران، حسین شریعتمداری، نمایندهٔ سید علی خامنه‌ای در روزنامهٔ کیهان، در سرمقاله ای به وزارت امور خارجه ایران تذکر داد که اظهارات علنی رهبر جمهوری اسلامی در مورد “گفت و گوی رو در رو با آمریکا”، با آنچه در “ژرفای قلب” وی می‌گذرد متفاوت است. شریعتمداری، در سرمقاله روزنامه خود نوشت: “از دولت نهم انتظار می‌رود منویات اصلی آقا را به درستی دریابد و به عرصه‌ای که سمت و سوی فریب و رنگ و بوی سوءاستفاده آمریکایی‌ها از آن به مشام می‌رسد پای نگذارد. ممکن است آقا اجازه داده باشند [که با آمریکا مذاکره شود]، ولی باید حضرت ایشان از ژرفای قلب مبارک خویش راضی هم باشند. آیا راضی هستند؟”[۱۰]

در موردی دیگر، که خبرساز هم شد، سرنوشت سؤال از محمود احمدی‌نژاد در مجلس هشتم بود. بعد از آنکه ۵ تیر ۱۳۹۰ این طرح با ۱۰۰ امضا تقدیم هیئت رئیسهٔ مجلس شد، عده ای از نمایندگان مجلس در مورد احتمال عدم موافقت خامنه ای با احضار رئیس‌جمهور سخن گفتند و در چنین فضایی بود که هیئت رئیس مجلس هم، از قرار دادن این طرح در دستور کار خودداری کرد. با گذشت سه ماه و نیم از بلاتکیفی نمایندگان مجلس ایران بر سر این طرح، روز ۲۳ مهر فاش شد که یکی از نمایندگان به نام علی مطهری در نامه ای به خامنه ای از او خواسته‌است تا «دست مجلس را در موضوع سؤال از رئیس‌جمهور باز بگذارد.» به گفتهٔ مطهری، خامنه ای پاسخی به این نامه نداده بود و وی سکوت رهبر را «دلیل رضایت و لااقل بی نظری» او در مورد سؤال از رئیس‌جمهور تلقی کرد. اما تنها ۴ روز بعد، محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس ایران گفت که «بزرگان نظام» (اصطلاحی که برای اشاره به رهبر جمهوری اسلامی مورد استفاده قرار می‌گیرد) «کش دادن» ماجرای سؤال از محمود احمدی‌نژاد توسط نمایندگان مجلس را به صلاح ندانسته‌اند. دو روز بعد، محمد دهقان یک عضو هیئت رئیسه مجلس، اعلام کرد که ۲۹ نماینده امضای خود را برای طرح سؤال از آقای احمدی‌نژاد پس گرفته‌اند و به این ترتیب، این طرح در صحن علنی مجلس مطرح نخواهد شد.[۹]

«باید در خانه‌اش محبوس باشد تا با مرضش بپوسد و بمیرد». (گفتهٔ سید روح‌الله خمینی دربارهٔ سید محمدکاظم شریعتمداری)[۳۲]
نظر بزرگان سیاست در مورد رهبری

«خمینی را در آینده، خون‌ریز، سفاک و فتاک، لقب خواهند داد».حسینعلی منتظری، در جلسهٔ خصوصی با حسین‌علی نیری، مصطفی پورمحمدی، سید ابراهیم رئیسی و مرتضی اشراقی در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۳۶۷.[۳۳]

سید روح‌الله خمینی قبل از انقلاب ۵۷ به عنوان شخصیت اصلی در رهبری انقلابیان از خارج از کشور، با گسترش ناآرامی‌ها و خروج محمدرضا پهلوی، واپسین پادشاه ایران، به ایران آمد و با پیروزی انقلاب با استفاده از کمیته‌های مختلف شروع به انجام تغییرات بنیادین در ساختار اداری و فرهنگی، نظامی و روابط خارجی کشور کرد. از جمله این تغییرات می‌توان به صدور فرمان‌های مختلف جهت تأسیس سازمان‌های کمیته امداد، جهاد سازندگی، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نهضت سوادآموزی، سازمان بسیج مستضعفین و شورای عالی انقلاب فرهنگی نام برد. همچین دستور تشکیل دادگاه‌های انقلاب را داد و این دادگاه‌ها شروع به محاکمهٔ سریع و بدون انجام آیین دادرسی منصفانه، در مورد سیاست‌مداران و اشخاص مرتبط با حکومت پهلوی کردند.
این دستورها که گاهی حتی در تناقض آشکار با برخی از اصل‌های قانون اساسی بود، واکنش بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی و همچنین گروه‌های مختلف حامی خمینی را در پی داشت. در ابتدا نقدهای بسیاری به خمینی می‌شد اما با گذشت زمان، فضای کشور روز به روز و به سرعت به سوی عدم امکان نقد خمینی پیش رفت. بخش بزرگی از این عدم امکان نقد، به خاطر محبوبیت بالای خمینی در بین اکثریت مردم ایران بود که باعث می‌شد هرگونه مخالفتی با خمینی، توسط مردم و کمیته‌های تحت فرمان او به شدت سرکوب بشود. از این رو گروه‌های مختلف که زمانی حامی سیاست‌های خمینی بودند، و اما حالا تبدیل به مخالف شده بودند، به شدت از طرف شخص خمینی و طرفدارانش طرد می‌شدند و یکی پس از دیگری از صحنهٔ سیاست حذف کردند. با آغاز گنجاندن نظریهٔ ولایت فقیه در قانون اساسی و این که رهبری در زمان غیبت امام زمان جانشین وی است، کم‌کم نقد خمینی به خط قرمز تبدیل شد و هیچکسی حق نقد به او را نداشت و این خط قرمز تا زمان مرگ وی در سال ۱۳۶۸ ادامه داشت.[۳۴][۳۵][۳۶][۳۷][۳۸][۳۹][۴۰][۴۱][۳]

خمینی تا قبل از پیروزی انقلاب ۵۷ مصاحبه‌های گوناگونی با خبرگزاری‌های داخلی و به خصوص خارجی انجام می‌داد. نفس انجام این مصاحبه‌ها، توسط بسیاری از فعالان سیاسی و اجتماعی به عنوان تعهد رهبر جمهوری اسلامی به پاسخ‌گویی در برابر افکار عمومی و رسانه‌ها مورد توجه قرار گرفت و این باور را به وجود آورد که رهبری ایران قابل نقد و همچنین قابل پرسش و پاسخ است. پس از پیروزی انقلاب نیز به‌عنوان نمونه، در مهرماه ۱۳۵۸ با اوریانا فالاچی، روزنامه‌نگار معروف ایتالیایی، مصاحبه داشت؛ در آبان همان سال با تلویزیون سی‌بی‌اس ایالات متحده و نیز خبرنگاران آلمانی مصاحبه کرد؛ در آذر همان سال با هفته‌نامه آمریکایی تایم، روزنامه لوموند، با پنج نفر از خبرنگاران مطبوعات اروپا و نیز با حسنین هیکل، روزنامه‌نگار مشهور مصری، گفت‌وگو کرد. اما این مصاحبه‌های پی در پی آیت‌الله خمینی، پس از سال ۱۳۵۹ به صفر رسید و دیگر هیچ مصاحبه‌ای انجام نداد. این آغاز عدمِ پاسخ‌گویی آیت‌الله خمینی به عنوان رهبر جمهوری اسلامی ایران بود.[۴۲]

در دوران ریاست جمهوری سید علی خامنه‌ای (۱۳۶۰ تا ۱۳۶۸)، وی اختلافاتی با مقام رهبری که در دست خمینی بود پیدا کرد. در آن روزها، جناح موسوم به «راست» که از آقای خامنه‌ای رئیس‌جمهور وقت حمایت می‌کرد، خواستار کنار رفتن میرحسین موسوی از نخست‌وزیری بود. اما مخالفت خمینی مانع اصلی کنار گذاشتن او شد. پس از آنکه علی خامنه‌ای مجدداً به ریاست‌جمهوری رسید، اختلاف‌های این دو جریان به اوج خود رسید.[۳۶][۴۳]

علی‌اکبر ناطق‌نوری در خاطرات خود گفته‌است: «وقتی برای بار دوم مقام معظم رهبری به ریاست جمهوری برگزیده شدند، بین ایشان و امام یک بحثی در مورد انتخاب نخست‌وزیر بود، ایشان می‌گفت اگر من رئیس‌جمهور بشوم، در انتخاب نخست‌وزیر هر کسی را که بخواهم خودم باید تصمیم بگیرم و این علامت را هم امام ظاهراً داده بودند که خود شما تصمیم بگیر، لذا ایشان کاندیدا شدند […] چند روزی که گذشت، نظر امام عوض شد. علتش این بود که گویا آقای محسن رضایی به عنوان فرمانده سپاه خدمت امام رسیده و گفته بود که موقعیت آقای موسوی در جنگ و بین جوان‌ها به گونه‌ای است که اگر ایشان نخست‌وزیر نشوند، جنگ لطمه می‌خورد.»[۳۶][۴۴]

به این صورت بود که علیرغم مخالفت علی خامنه‌ای، میرحسین موسوی با حمایت خمینی نخست‌وزیر شد. در این بین، احمد آذری قمی که از بنیان‌گذاران جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، عضو مجلس خبرگان، نمایندهٔ مجلس و یکی از مهم‌ترین اشخاص در تثبیت «ولایت» در قانون اساسی و از منتقدان سرسخت سیاست‌های اقتصادی دولت میرحسین موسوی و از حامیان سرسخت خامنه‌ای بود؛ در مرکز این اختلاف‌ها قرار گرفت و حتی از نقد نظرات خمینی هم ابایی نداشت.
آذری قمی در مرداد ۱۳۶۴ و در جریان رای اعتماد به دولت میرحسین موسوی، به عنوان مخالف سخن گفت:

از آن روز اول که امام مهندس بازرگان را انتخاب فرمودند که ما همان موقع هم قبول نداشتیم، ولی سه هزار نفر از فضلا و طلاب قم و جامعه مدرسین حرکت کردند بازرگان، بازرگان حمایتت می‌کنیم. برای این که منتخب امام هستی. بنی‌صدر هم‌همچنین، قطب‌زاده هم‌همچنین، آن‌هائی را هم که امام به‌اصطلاح اظهار می‌کرد: می‌شناسم، تا آن موقعی که انحرافی نبود و می‌دانستیم که مورد توجه و علاقه امام هستند و حتی جناب موسوی نخست‌وزیر محترم را همین اخیراً که ایشان تقویت کردند و گفتند راجع به دولت تضعیف نشان نکنید و چه نکنید … امام به عنوان یک مرشد و ناصح امین باید به وظیفه‌اش عمل بکند و به وظیفه‌اش هم عمل کرده‌است و می‌کند در مقاطع حساس آن نظر خودش را ابراز می‌کند که به نظر من چنین است و چنان است، اما یک‌وقتی با مردمی که به اصطلاح، آن‌ها مأمور به شور و بررسی و این مسائل نیستند با آن‌ها صحبت می‌کند. یک‌وقت با نمایندگان مجلس صحبت می‌کند که می‌گوید نمایندگان مجلس من این نظرم است یعنی نصیحت من است و الا خود دانید.[۳۶]

این سخنان خشم خمینی را درپی داشت. چند روز بعد، آذری‌قمی در نامه‌ای علنی که خطاب به «علمای اعلام» نوشت، افشا کرد:

دو روز پس از این سخنان من در مجلس، شیخکی به نام قرائتی به خانه‌ام آمد و به روایتی از حاج احمد خمینی که پیام پدرش را به قرائتی ابلاغ کرده بود، به این مفهوم به من ایفاد کرد: ‘به آقای آذری‌قمی بگویند که نفوذ و مقام ایشان به گرد پای نفوذ و مقام شریعتمداری در میان علمای اعلام نمی‌رسد. بهتر آن است دیگر پا را از گلیم خود درازتر نکنند.’ وقتی این شیخک این پیام را ابلاغ کرد او را با شدت و عصبانیت و تربیتی که سزاوارش بود از خانه بیرون کردم و پس از آن به تحقیق پرداختم و دیدم که این پیام صحت دارد. بنا براین لازم دانستم این پیام را به شخص آقای روح‌الله خمینی بنویسم و ۳۰ فقره رونوشت آن را برای ۳۰ تن از علمای اعلام و دلسوخته‌ای که در این پنج سال شاهد از بین رفتن احکام شرع و التقاط این احکام و نفوس با فتواهای نادرست بوده و دلی خونین دارند بفرستم.[۳۶]

این اختلاف‌ها موجب رنجش خمینی از آذری‌قمی شد و به گفته اکبر هاشمی‌رفسنجانی، خمینی علی‌رغم درخواست آذری‌قمی، حاضر نشده بود که به روزنامهٔ او (رسالت) کمک مالی کند. او همچنین دستور داده بود که روزنامه رسالت به جبهه ارسال نشود تا باعث تضعیف روحیه رزمندگان نشود.[۳۶] حتی اسدالله بیات از خمینی نقل قول می‌کند که یک بار گفته بود: «اگر ترس از این نبود که مردم بگویند این‌ها خودشان را هم تحمل نمی‌کنند، دستور توقیف این روزنامه را می‌دادم.»[۴۵]

بعداها ماجرای اختلاف با دولت موسوی حتی به جدال علنی خمینی با علی خامنه‌ای رئیس‌جمهور وقت هم منجر شد. در ماجرای قانون کار که دولت موسوی به دنبال تصویب آن بود، اما شورای نگهبان مقاومت می‌کرد، نهایتاً خمینی به نفع دولت وارد عمل شده و برداشتی از ولایت‌مطلقه را مطرح کرد که بر اساس آن حاکم اسلامی، اختیار تعطیل برخی احکام مذهبی را هم داشت.[۳۶]

خامنه‌ای در واکنش به سخنان خمینی، در نمازجمعهٔ تهران اعلام کرد که ولی‌فقیه نمی‌تواند احکام اسلام را تغییر دهد و این برداشتی اشتباه از سخنان خمینی است؛ اما خمینی در شانزدهم دی‌ماه ۱۳۶۶، خطاب به وی نوشت:

از بیانات جنابعالی در نماز جمعه این‌طور ظاهر می‌شود که شما حکومت را که به معنای ولایت مطلقه‌ای که از جانب خدا به نبی اکرم- صلی الله علیه و آله و سلم- واگذار شده و اهم احکام الهی است و بر جمیع احکام شرعیه الهیه تقدم دارد، صحیح نمی‌دانید … حکومت، که شعبه ای از ولایت مطلقه رسول‌الله- صلی الله علیه وآله و سلم- است، یکی از احکام اولیه اسلام است؛ و مقدم بر تمام احکام فرعیه، حتی نماز و روزه و حج است. حاکم می‌تواند مسجد یا منزلی را که در مسیر خیابان است خراب کند و پول منزل را به صاحبش رد کند. حاکم می‌تواند مساجد را در موقع لزوم تعطیل کند؛ و مسجدی که ضِرار باشد، در صورتی که رفع بدون تخریب نشود، خراب کند. حکومت می‌تواند قراردادهای شرعی را که خود با مردم بسته‌است، در موقعی که آن قرارداد مخالف مصالح کشور و اسلام باشد، یک جانبه لغو کند؛ و می‌تواند هر امری را، چه عبادی یا غیر عبادی است که جریان آن مخالف مصالح اسلام است، از آن مادامی که چنین است جلوگیری کند. حکومت می‌تواند از حج، که از فرایض مهم الهی است، در مواقعی که مخالف صلاح کشور اسلامی دانست موقتاً جلوگیری کند.[۳۶]

«کمی قبل از فوت آیت‌الله آذری قمی، من (محمد مؤمن) به دیدار آقا (سید علی خامنه‌ای) رفتم و از ایشان درخواست کردم [که] اگر اجازه بفرمایند، حصر بیت آیت‌الله آذری، برداشته شود تا بلکه ایشان بتواند برای درمان بیماری حادّش روانه بیمارستان گردد که در غیر این صورت، در مورد ایشان، بیم جانی می‌رود. آقا [خامنه‌ای] در پاسخ خواستهٔ من گفتند: به دَرَک!»[۴۶]

در ۱۴ خرداد ۱۳۶۸ سید روح‌الله خمینی، اولین رهبر جمهوری اسلامی ایران، در تهران درگذشت و مجلس خبرگان رهبری به ریاست اکبر هاشمی رفسنجانی، سید علی خامنه‌ای که در آن زمان ریاست جمهوری را برعهده داشت به عنوان «رهبر موقت» برگزیدند. سید علی خامنه‌ای، شرط مرجعیت را که یکی از شرط‌های لازم رهبری در قانون اساسی بود نداشت، از این رو مجلس خبرگان وی را به عنوان رهبر موقت جمهوری اسلامی ایران تا زمان برگزاری همه‌پرسی قانون اساسی جدید انتخاب شد. در آن تاریخ قانون اساسی به دستور سید روح‌الله خمینی در دست بازنگری بود. البته سمت «رهبر موقت» در قانون اساسی وقت ذکر نشده‌بود و موقت بودن این انتخاب نیز به اطلاع عموم نرسید. از ۸۰ عضو مجلس خبرگان، ۷۴ نفر در جلسه حاضر بودند که از این تعداد، ۶۸ نفر به سید علی خامنه‌ای رأی دادند.
چند روز پس از همه‌پرسی بازنگری قانون اساسی (۶ مرداد ۱۳۶۸) و رسمیت یافتن قانون جدید و حذف «مرجعیت» از شروط رهبری، مجلس خبرگان مجدداً تشکیل جلسه می‌دهند و در رای‌گیری مجدد، رهبری سید علی خامنه‌ای با ۶۰ رأی از ۶۴ عضو حاضر، به تصویب می‌رسد.

کارنامه خامنه‌ای را در راس هرم نظام سیاسی ایران را می‌توان از زاویه‌های گوناگون ارزیابی و نقد کرد. موضوع «عدم پاسخگویی» خامنه‌ای یکی از این مباحث است. به عقیدهٔ بسیاری از منتقدان، خامنه‌ای، رهبری ایران، در طول ۳۰ سال دوران حکومت، «متکلم وحده» بوده‌است و پرسشگر محض و مطالبه‌گر و مدعی.
او فقط سخنرانی کرده و حتی یک بار هم به مصاحبه‌ای چالشی و انتقادی با رسانه‌ها و نمایندگان افکار عمومی تن نداده‌است.
این در حالی است که خمینی، نخستین رهبر ایران، حداقل در سال‌های قبل از پیروزی انقلاب ۵۷ تا دو سال بعد از آن، در مصاحبه و پرسش و پاسخ‌های بسیاری شرکت کرد. هر چند که پس از سال ۱۳۵۹ دیگر هیچ مصاحبه‌کننده‌ای را نپذیرفت. اما روشِ رهبر دوم جمهوری اسلامی ایران با روش ابتدایی رهبرِ نخست، فاصله‌ای ملموس دارد. رهبر دوم جمهوری اسلامی ایران از همان آغاز، چنین سوگیری و مواجهه‌ای با رسانه را برگزید.[۴۲]

اندک مصاحبه‌های خامنه‌ای وجهی نمایشی، فرمایشی و تبلیغاتی داشته‌است؛ او حداکثر در برش‌های انتخاباتی، پای صندوق رای، یا در حاشیه سفر یا مراسمی حکومتی و زیر پوشش امنیتی و حفاظتی سنگین، به پرسش‌های کلیشه‌ای و رسمی خبرنگار صدا و سیما پاسخ داده، یا به تعبیر دقیق‌تر، از این امکان برای بازنشر مواضع خود بهره گرفته‌است.
در موارد بسیار کم‌شماری نیز او در برخی جلسه‌های عمومی در بیت رهبری و در دیدار با گروهی از دانشجویان، استادان یا طلاب همسو با حکومت و «دعوت‌شده به مراسم»، به برخی انتقادهای کلی یا پرسش‌های عمدتاً کتبی و کنترل‌شده و همدلانه با سوگیری‌های اساسیِ خود پاسخ داده‌است.[۴۲]

قابل‌تامل این‌که خامنه‌ای تنها در دوران ریاست جمهوری سید محمد خاتمی، مشهور به دوران «اصلاحات» و پس از انتخابات ریاست جمهوری در دوم خرداد ۱۳۷۶ بود که متأثر از شرایط سیاسی‌ـاجتماعی، چند بار در دانشگاه‌ها حضور یافت (اردیبهشت ۱۳۷۷ در دانشگاه تهران؛ شهریور همین سال در دانشگاه تربیت مدرس؛ آذر ۱۳۷۸ در دانشگاه صنعتی شریف؛ اسفند ۱۳۷۹ دو بار در دانشگاه امیرکبیر؛ و اردیبهشت ۱۳۸۲ در دانشگاه شهید بهشتی). اما حتی فضای کلی این جلسه‌ها و اکثر پرسش‌های مطرح‌شده در آن‌ها نیز، به‌شکل محسوسی، وجهی تشریفاتی، حکومتی و تبلیغاتی داشت و سؤال‌ها از زاویه «پیرو به پیشوا» عنوان می‌شد.[پانویس ۷][۴۲][۳]

براساس اصل‌های ۹۹، ۱۰۷، ۱۰۸، ۱۱۱ و ۱۷۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران مجلس خبرگان رهبری مجلسی متشکل از فقیه‌های «واجد شرایط» است که مسئولیت نصب و عزل ولی فقیه (رهبر جمهوری اسلامی) را دارد و تعداد اعضای خبرگان، شرایط و کیفیت انتخاب آن‌ها و آیین‌نامه‌های داخلی جلسات آنان، همگی در صلاحیت خود اعضای مجلس خبرگان قرار گرفته‌است.
براساس تعریفی که در بالا شد، مجلس خبرگان، یک مجلسِ انتخابی تمام عیار است نه انتصابی؛ و به‌علت حساسیتی که در انتخاب رهبر دارد دارای استقلالی است که هیچ نهاد دیگر ندارد.
اما این آزادی عمل خبرگان رهبری، در عمل فاصلهٔ بسیاری با تعاریف بالا پیدا کرد.

در ۱۹ آذر ۱۳۶۱ انتخابات اولین دوره مجلس خبرگان رهبری برگزار شد و ۸۳ نفر به مجلسی راه یافتند که سرنوشت‌سازترین تصمیمات خبرگان تاکنون را گرفته‌اند. انتخاب سید علی خامنه‌ای به عنوان رهبر جدید بعد از درگذشت بنیان‌گذار جمهوری اسلامی ایران در خرداد ۱۳۶۸ تنها تصمیم سرنوشت‌ساز اولین دوره مجلس خبرگان رهبری نبود. اعضای مجلس بر اساس آیین‌نامه‌ای که به امضای خمینی رسانده بودند، تصویب کردند که فقط کسانی می‌توانستند نامزد مجلس خبرگان رهبری شوند که «صلاحیت آن‌ها را دو نفر از مدرسین شناخته شده حوزه علمیه قم یا علمای بزرگ کشور تأیید کرده باشند.» سپس در اقدامی عجیب پس از درگذشت خمینی و تنها سه ماه مانده به پایان دوره اول مجلس خبرگان رهبری، اعضای این مجلس تعیین صلاحیت‌ها برای ورود به مجلس خبرگان را بر عهده شورای نگهبان گذاشتند. تصمیمی که جناح چپ و راست آن زمان یعنی مجمع روحانیون مبارز و جامعه روحانیت مبارز را رودرروی هم قرار داد. اسدالله بیات زنجانی، از مراجع تقلید شیعه در مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد ملی گفته‌است که در این تصمیم «بحث علمی نبود و هدف از این تغییرِ روش، عدم راه‌یابی رقبای سیاسی‌شان به مجلس خبرگان بود.» تصمیم به تعیین صلاحیت نامزدهای مجلس خبرگان توسط شواری نگهبان از این منظر نقد می‌شود که شورای نگهبان در عمل نهادی زیر نظر رهبر است و سید علی خامنه‌ای شش عضو از ۱۲ عضو این شورا را مستقیماً انتخاب می‌کند و ۶ عضو دیگر را رئیس قوه قضاییه (که خود توسط رهبر انتخاب می‌شود) انتخاب می‌کند و برای اخذ رای اعتماد به مجلس شورای اسلامی معرفی می‌کند.[۲۷]

نتیجهٔ این اقدامات اعضای نخستین مجلس خبرگان رهبری، به حاشیه رفتن فزاینده مجلس خبرگان رهبری در سه دهه بعد بود، نهادی که مطابق قانون اساسی باید بر کارنامه و عملکرد رهبری نظام نظارت کند اما در عمل، به یکی از بازوهای سیاسی و مدیریتی او تبدیل شد. برخی از اعضای ارشد مجلس خبرگان، از جمله رئیس پیشین آن محمدرضا مهدوی کنی و رئیس کنونی، احمد جنتی ادعا کرده‌اند که وظیفه اصلی این مجلس نه نظارت که حفاظت از رهبری است.[۲۵]
خامنه‌ای در سال‌های بعد حتی از ایفای نقش نظارتی مجلس خبرگان رهبری نیز جلوگیری کرد.[۴۲]

اکبر هاشمی رفسنجانی در مصاحبه‌ای گفت:

«خیلی از مسائلی که به رهبری منتسب می‌شود به جهت نهادهایی مانند سپاه، بسیج، نیروی انتظامی، صداوسیما، تولیت‌های آستان قدس رضوی، حرم حضرت معصومه در قم و حرم حضرت عبدالعظیم در ری و… مجمع تشخیص مصلحت، شورای‌عالی انقلاب فرهنگی و شورای نگهبان است که تحت‌نظر رهبری هستند… مجلس خبرگان از مسئولان برای پاسخگویی دعوت کرد. در ابتدا، از هرکسی که دعوت می‌کردیم خوشحال می‌شد و تشکر می‌کرد و می‌گفت: من آماده می‌شوم، می‌آیم و گزارش می‌دهم. بعد از چند روز، می‌دیدیم که می‌گوید نمی‌آیم. از مسئولان دیگر دعوت کردیم که هیچ‌کدام نپذیرفتند. متوجه شدیم که این قبول دعوت و سپس ردِ آن، یک مسئله عادی نیست… هیچ‌یک از مسئولان موردنظر، حتی رئیس شورای سیاست‌گذاری ائمه جمعه که آسان‌ترینش بود، نیامد. علت را که از وی جویا شدیم، گفت: دفتر رهبری گفته‌است نروید! تعجب کردم و از خود آقا (سید علی خامنه‌ای) پرسیدم؛ ایشان تأیید کرد. من گفتم: این قانون خبرگان است و ما هم مسئولیت داریم که اجرا کنیم. ایشان گفتند: من مخالف تصویب این قانون بودم، ولی نخواستم آن موقع بگویم، و الان که می‌خواهد عملی شود نظرم را می‌گویم.»[۴۷]

خامنه‌ای در حالی به عنوان «رهبر»، «عالی‌ترین مقام رسمی» و «جانشین ولی عصر» به این مقام رسید که این انتخاب از همان ابتدا مورد نقد بسیاری از سیاست‌مداران و فعالان سیاسی قرار گرفت. عبدالمجید شرع پسند، نمایندهٔ مردم کرج در دوره‌های دوم و سوم مجلس شورای اسلامی، اولین منتقد رسمی رهبری در دوران سید علی خامنه‌ای بود. وی بعد از نطقی که در ۱۱ تیر ۱۳۶۸ در مجلس در نقد شیوهٔ انتخاب خامنه‌ای به سمت رهبری انجام داد، بازداشت و بیش از ۴۰ روز تحت بازجویی قرار گرفت. او از نحوهٔ انتخاب آقای خامنه‌ای به عنوان رهبر انتقاد کرد و از قدرت‌داشتن عده‌ای معدود و «حضور تشریفاتی و سطحی مردم به جای مشارکت عمیق و مؤثر آنان» ابراز نگرانی کرد. وی در رابطه با حوادث بعد از نطق‌اش می‌گوید: «یکشنبه این نطق را کردم، استعفایم طبق قانون باید سه‌شنبه در دستور جلسه اعلام می‌شد و یکشنبه بعد باید در دستور کار قرار می‌گرفت، اما سه‌شنبه که من رفتم و حضورم هم در مجلس اعلام شد فردای همان روز یعنی چهارشنبه دستگیر شدم و عملاً دیگر امکان نبود بروم مجلس … تعدادی از دوستان ما را هم صرفاً به خاطر دوستی با من یا کار در دفتر من گرفته بودند. برایشان معلوم شد فرضیه‌هایی که داشتند درست نبوده و بعد آزاد شدیم. البته آزاد که شدیم پرونده ام تا ۱۳ سال باز بود. ممنوع الخروج بودم و محدودیت‌های زیادی داشتم.»
برخوردی که با این نماینده مجلس صورت می‌گیرد، نمونه ای -مقدماتی- از سرنوشت منتقدان رهبری علی خامنه‌ای در سی سال بعدی است.[۴۸][۴۹]

پس از مرگ خمینی، جانشینی او به مسئله‌ای مهم تبدیل شد. در آن زمان احمد آذری قمی تا آستانه انتخاب به عنوان رهبر پیش رفت. آذری قمی و علی خامنه‌ای، در ماجراهای اختلافات ریاست جمهوری خودش و نخست‌وزیری میرحسین موسوی، چنان به هم نزدیک شده بودند که در ماجرای انتخاب رهبر جدید، آقای خامنه‌ای پیشنهاد کرد که آذری‌قمی رهبر جمهوری اسلامی شود. محمد امامی کاشانی در سال ۱۳۹۲ در مصاحبه‌ای برای اولین‌بار افشا کرد که آقای خامنه‌ای «روی انتخاب مرحوم آذری‌قمی» به عنوان جانشین خمینی اصرار داشته‌است. وی افزود: «حتی بین آقا (خامنه‌ای) و آقای آذری صحبت‌هایی هم رد و بدل شد، اما در نهایت مجلس به مقام معظم رهبری (خامنه‌ای) رای داد.»[۳۶] بعدها در بخشی از ویدئویی که از جلسهٔ ۱۴ خرداد مجلس خبرگان در مورد انتخاب رهبری جدید منتشر شد، مشخص شد احمد آذری قمی، اولین کسی بوده که در آن جلسه، نام آقای خامنه‌ای را به عنوان جانشین رهبر بر زبان رانده. از طرفی آقای خامنه‌ای در همان جلسه خطاب به احمد آذری قمی می‌گوید: «همین آقای آذری که اسم من را اولین بار آوردند در این جلسه، بنده اگر حکم [فقهی] بکنم ایشان قبول خواهند کرد؟» و صدای پاسخی می‌آید که تصریح دارد: «ما که نمی‌خواهیم از شما تقلید بکنیم.»[۵۰]

در ۱۹ تیر ۱۳۶۸ یک ماه بعد از مرگ خمینی، و در حالی که علی خامنه‌ای کار خود را به عنوان دومین رهبر ایران به تازگی آغاز کرده بود، احمد آذری قمی مقاله‌ای با عنوان «انتخاب خبرگان و ولایت فقیه» منتشر کرد که در آن آمده بود ولی‌فقیه اگر بخواهد می‌تواند «حتی توحید را به‌طور موقت تعطیل نماید.» بعدها این سخنان به یکی از خبرسازترین متن‌های منتشر شده در دفاع از ولایت‌فقیه تبدیل شد. در اعتراض به این مقاله، نهضت آزادی ایران نوشت که «اگر کسی پس از شنیدن این صحبت‌ها شاخ در بیاورد، نباید تعجب کرد … شیخ نفرموده‌اید که منظورتان از ‘تعطیل توحید’ چیست. آیا نپرستیدن خدا و پیروی نکردن از راهنمایی‌ها و رهبری او، به خاطر قدرت حکومت یا مصالح اُمت است یا شریک گرفتن و شرک به خدا؟»[۳۶]

با وجود انتقادهای شدید به احمد آذری قمی بابت این اظهارات، شخص خامنه‌ای یا منسوبان او، هیچ گونه اعتراضی به تعبیر آذری قمی از اختیارات ولی فقیه نشان ندادند و سکوت‌شان نشانهٔ تأیید این سخنان را داشت.[۳۶]

با وجود حمایت‌های بسیار زیاد و گاهی خارج از عرف احمد آذری قمی از جایگاه ولایت فقیه و شخص سید علی خامنه‌ای، اما بعدها، در آبان ۱۳۷۶، تأکید کرد از بابت «اشتباه خود و به اشتباه انداختن دیگر خبرگان» در مورد اجتهاد آقای خامنه‌ای «از خدا و ملت ایران پوزش می‌طلبد». در صفحه ۱۵۱ کتاب «فراز و فرود آذری قمی» نوشته محسن کدیور اسلام‌شناس، متن اظهارات آقای آذری قمی در سال ۱۳۷۶ نقل شده که در بخشی از آن آمده: «ولایت‌فقیه طبق اصل ۱۰۹ [قانون اساسی جدید]… احاطهٔ فقهی بر جمیع مسائل مستحدثه و غیر مستحدثه نظام مقدس اسلامی و قدرت استنباط سریع و مستحکم را می‌طلبد که بدون تردید ایشان [آقای خامنه‌ای] فاقد آن، حتی بر حسب اقرار خود ایشان نزد حقیر می‌باشد.»[۵۰]

آذری قمی در تاریخ ۵ آبان ۱۳۷۶ (۱۸ روز قبل از سخنرانی مشهور حسینعلی منتظری) در مورد صلاحیت علی خامنه‌ای برای مرجعیت، نامه‌ای به محمد خاتمی (رئیس‌جمهور وقت) نوشت. در بخشی از این نامه آمده بود:

جامعهٔ مدرّسین که معظّمٌ له را به عنوان یکی از مراجع سبعه معرّفی کردند نیز خلاف ضوابط شرعی و قانونی خود عمل کردند، زیرا بارأی تلفنی و در جوّی ناسالم ایشان را معرفی کردند که برخی از تلفن شونده‌ها بعداً تکذیب کردند؛ شرط مرجعیّت دو چیز است که هیچ‌یک برای معظّمٌ له موجود نیست، اولی اَعلمیّت است که در مورد ایشان جز آقای یزدی کسی ایشان را اَعلم ویا حتّی مساوی بقیهٔ مراجع هم نمی‌داند و این اعلام نظر آقای یزدی در نماز جمعه مبنی بر اَعلمیّت مقام رهبری مسلّماً برخلاف سنّت هزار ساله در حوزه‌های علمی شیعه بوده‌است. شرط دوّم، فرصت استنباط مسائل شرعی است.[۵۱]

پس از این انتقاد، به منزل و محل درس او حمله کردند و شعارهایی همچون «آذری و منتظری، خوارج زمانند»، «مرگ بر سه خائن دین فروش، منتظری و آذری و سروش» و «مرگ بر آذری» در تجمعات آبان ۱۳۷۶ در قم سر داده شد.[۵۲]
این نامه در آبان ۱۳۷۶ بازتاب وسیعی در محافل دینی سیاسی کشور داشت و منجر به تعطیلی کلاس‌های درس، حمله به دفتر و بالاخره حصر خانگی احمد آذری قمی از ۲۸ آبان ۱۳۷۶ تا پایان عمرش شد.[۵۳]
حصر وی حتی با بیماری‌اش نیز برداشته نشد.

رهبری ایران در دوران سید علی خامنه‌ای تقریباً هر ساله جلسه‌های مختلفی با جمعی از نهادها، تشکل‌ها و اشخاص برگزار می‌کند. یکی از این جلسات سالانه، دیدار با دانشجویان است. رویه معمول دفتر خامنه‌ای این است که بازتاب سخنرانی رهبر ایران و اشخاص شرکت‌کننده در آن جلسه بر مبنای گزارشی صورت می‌گیرد که بیت او تنظیم می‌کند و در اختیار خبرگزاری‌ها و مطبوعات می‌گذارد.[۵۴]

محمود وحیدنیا که دانشجوی رشتهٔ ریاضیات دانشگاه صنعتی شریف و برنده مدال طلای المپیاد ریاضی ایران معرفی شد،[۵۵]
در روز ۶ آبان ۱۳۸۸ در دیدار رودرروی جمعی از نخبگان کشور با سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی از عملکرد وی انتقاد کرد. به گفتهٔ برخی صاحبنظران، اقدام وحیدنیا حداقل در تاریخ معاصر ایران بی‌سابقه بوده‌است[۵۶] و موجی از حیرت و تحسین را در افکار عمومی ایران برانگیخت. پس از سخنرانی، برخی از رسانه‌ها خبر دستگیری وی را منتشر کردند. برخی دیگر نیز سخنان وی را برنامه‌ریزی‌شده و بخشی از یک نمایش توصیف کرند. هر چند خود وحیدنیا در چندین مصاحبه، خبر دستگیری خودش را شایعه دانست و از قبل برنامه‌ریزی بودن سخنان و نمایشی بودنش را نیز تکذیب کرد.[۵۷]

انتقادهای وی شامل انتقاد از عملکرد صدا و سیما، انتقاد از نبود آزادی بیان، انتقاد از قابل نقد نبودن رهبری، انتقاد از روش سرکوب معترضان توسط نیروهای نظامی و انتقاد از نهادهای حکومتی مختلف بود.

علی خامنه‌ای در پاسخ به دانشجو از وی تشکر کرد و به برخی از نقدهایش پاسخ داد. وی اضافه کرد: «خیال نکنید من از شنیدن اینجور حرفها ناراحت می‌شوم. نه من از اینکه این حرفها زده نشود، ناراحت می‌شوم. در جلساتِ دانشجوئی، دانشگاهی که اینجا هستند، بنده گاهی که ببینم حالا بعضی‌ها روی ملاحظه، روی احترام، روی هرچه، بعضی از این حرفها را که خیال می‌کنند من خوشم نمی‌آید، نمی‌زنند؛ از نگفتنش ناراحت می‌شوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمی‌شوم.»[۵۸]

در دیدار گروهی از دانشجویان ایرانی با رهبر که در خرداد ۱۳۹۷ برگزار شد، سحر مهرابی، نمایندهٔ مدیران مسئول در شورای مرکزی ناظر بر نشریات دانشگاهی وزارت علوم، با شکایت از اوضاع نابسامان اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ایران خواستار پاسخگویی رهبران این کشور از جمله خامنه ای شد. این سخنان در حالی مطرح می‌شد که در شش ماه قبل از آن، اعتراضات عمومی، از جمله اعتراضات دی ۱۳۹۶ و گروه‌های مختلف کارگری خوزستان به شدت بالا گرفته بود.[۵۹]

خانم مهرابی با انتقاد شدید از عملکرد دستگاه‌های حکومتی ایران به خصوص آنهایی که زیر نظر رهبر ایران اداره می‌شود خواستار حاکمیت کامل قانون و گسترش دمکراسی از جمله امکان جابجایی قدرت شد. مهرابی گفت: «تشدید نابرابری سیستماتیک میان طبقات جامعه، کاهش میزان اعتماد عمومی، فروپاشی ارزش‌های اخلاقی، شیوع آسیب‌های اجتماعی، بحران‌های محیط زیستی، افزایش حاشیه نشینی و طرد اقلیت‌ها و وضعیت وخیم اشتغال، تأثیر مخربی بر همبستگی اجتماعی گذاشته‌است.» او از «عدم امکان عملی تحقیق و تفحص از برخی نهادهای تحت امر جنابعالی (رهبر ایران) مانند سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران، قوه قضایی، صدا و سیما، بنیاد مستضعفان و ستاد اجرایی فرمان حضرت امام، در کنار ضعف روحیه پاسخگویی در مسئولان» به عنوان یکی از مشکلات کشور نام برد. او گفت که «رد صلاحیت‌های سلیقه‌ای و دخالت‌های فراقانونی قوه قضایی» در امور سایر قوا باعث تضعیف حق حاکمیت ملی شده‌است. به گفته او «نقض حق برگزاری اجتماعات، تعرض مکرر به حق آزادی بیان، محدودسازی روزافزون حق دسترسی آزاد به اطلاعات با اعمال فیلترینگ غیرقانونی و برخورد با مطبوعات، همه و همه فضایی را به وجود آورده که اعتراض مدنی و قانونی به عنوان انتخابی ساده و ممکن از دسترس شهروندان خارج شده‌است.» مهرابی همچنین از فساد ساختاری و تبعیض‌ها انتقاد کرد و گفت که انتقادها و اعتراض‌ها از جمله در میان کارگران و معلمان با پرونده‌سازی پاسخ داده می‌شود که هرچند صورت مسئله را موقتاً پاک می‌کند اصل مشکل را دست نخورده باقی می‌گذارد … لذا این سؤال جدی مطرح است که رئیس دولتی که مسئولیت نهادهای اجرایی را بر عهده دارد، یا رئیس قوه قضاییه ای که اختیارات نظارتی و قضایی دارد یا جنابعالی که برخی، اختیارات مندرج در اصل ۱۱۰ قانون اساسی را کف اختیاراتتان می‌دانند، در برابر پرسش‌ها، انتقادات و اعتراضات مردم چه پاسخی دارید؟» این دانشجو پاسخ‌های «فرمایشی» را بی‌فایده دانست و گفت که پاسخ واقعی مشکلات کشور در بازگشت به قانون اساسی نهفته‌است. او خواستار به رسمیت شناختن حق مردم در تعیین سرنوشت خود و تشکیل یک دستگاه قضایی «سالم، بی‌طرف و سفارش ناپذیر» شد. مهرابی سخنان خود را با این جمله که «راهکار در جمهوری اسلامی است، نه یک‌کلام بیشتر، نه یک‌کلام کمتر» به پایان برد.[۵۹]

تحقق آرزوهایی که از طرف جوانان پرشور به راحتی بیان می‌شوند، با در نظر گرفتن واقعیات به این سادگی‌ها امکان‌پذیر نیست بلکه نیازمند کار و تلاش و برخی مقدمات است.

سید علی خامنه‌ای در پاسخ به انتقادات سحر مهرابی در خرداد ۱۳۹۷.[۵۹]

خامنه‌ای در پاسخ به نقدهای این سحر مهرابی، سخنان او را نشانهٔ نشاط در میان آنها دانست اما همزمان از «القا مردمسالاری واقعی ایران به عنوان دیکتاتوری» انتقاد کرد.
او در پاسخ به انتقادها از صدا و سیما گفت: «مدیریت نهادهایی همچون نیروهای مسلح با رهبری است اما در قوه قضاییه و صداوسیما با وجود آنکه رؤسای آنها از طرف رهبری منصوب می‌شوند، مدیریت آنها با رهبری نیست و به عنوان مثال بنده در مواجهه با صداوسیما، چه در مدیریت فعلی و چه در مدیریت‌های قبلی، همواره در موضوعات مختلف موضع انتقادی داشته و دارم … راه حل اساسی برای برطرف کردن عیوب و مشکلات در برخی دستگاه‌ها همچون صداوسیما، تزریق عناصر جوان، فعال، مؤمن و پرانگیزه به این دستگاه‌ها است و من به آنها در این خصوص تأکید کرده‌ام … من از مسائل جامعه از راه‌های مختلف مطلع و در جریان امور هستم و با در نظر گرفتن همه مسائل معتقدم نظام اسلامی در چهل سال گذشته در همه این آرمان‌ها پیشرفت کرده‌است … برخی می‌گویند چرا رهبری همه مشکلات را گردن آمریکا و انگلیس خبیث می‌اندازد، این یک برداشت اشتباه است چرا که بنده بیشتر مشکلات و موانع را داخلی و درونی می‌دانم که البته دشمنان از آنها سوءاستفاده می‌کنند.»[۵۹]

در جلسهٔ رهبر ایران با دانشجویان در خرداد ۱۳۹۸ برگزار شد، اصل صحبت‌های دانشجویان حاضر با رهبر به انتقاد و حملات به دولت حسن روحانی گذشت، اما در اتفاقی نادر، محمدحسین صبوری، دبیر جنبش عدالت‌خواه دانشجویی، به انتقاد از بیت خامنه‌ای پرداخت. این اظهارات تقریباً در اکثر گزارش‌های رسمی از این مراسم بازتاب نیافت. عدم پوشش خبری این اظهارات می‌تواند به رویه معمولی بازگردد که بازتاب سخنرانی رهبر ایران بر مبنای گزارشی صورت می‌گیرد که بیت او تنظیم می‌کند و در اختیار خبرگزاری‌ها و مطبوعات می‌گذارد. در معدود ویدیوها و گزارش‌هایی که از گفته‌های محمدحسین صبوری در برابر خامنه‌ای به بیرون درز کرده، او از «نحوه مدیریت بیت رهبری» انتقاد می‌کند.[۵۴]

وی از «رفتارهای غیرشفاف برخی اعضای ارشد دفتر، دخالت در موضوعات نامربوط با وظایف شان، و حضور چند دهه‌ای بعضی از افراد» انتقاد کرد. همچنین سوالاتی نیز مطرح کرد که به عنوان نمونه می‌توان از «ماجرای تصویب برجام، تلاش برخی برای تصویب لوایح مربوط به fatf، انتخاب دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، جلوگیری از تحول‌های انقلابی در نهادهایی مثل صداوسیما، و استفساریه‌گیری برای بستن دهان کارشناسان» نام برد. محمدحسین صبوری از افرادی در بیت رهبری انتقاد کرده که به گفته او «با استفاده از انتساب به رهبری، جمع‌بندی خود و جناح‌شان را به عنوان جمع‌بندی دفتر رهبری طرح می‌کنند». او گفته «مسئولان بیت رهبری باید پاسخگو باشند و از مصونیت انتساب به رهبری بیرون بیایند». محمدحسین صبوری از اینکه «موضوعات حیثیتی» در ایران با «تصمیم نظام» حل می‌شود، انتقاد کرد و پرسید: «این نظام چیست که اکثر تصمیماتش مخالف منافع ملی و اظهارات آیت‌الله رهبری است؟»[۵۴]

این انتقادات در شرایطی مطرح می‌شد که سال گذشته نیز انتقادات محمدجواد معتمدی‌نژاد، دبیر پیشین این تشکیلات دانشجویی در جلسه‌ای با رهبر ایران خبرساز شده بود. او در جلسه ۷ خرداد ۱۳۹۷ دانشجویان با خامنه‌ای از قوه قضاییه انتقاد کرده بود. محمدجواد معتمدی‌نژاد یک روز پس از این اظهاراتش بازداشت شد. هر چند بازداشت وی به علت اظهاراتش در بیت رهبری نبود اما دو ماه پس از بازداشتش، این تشکیلات دانشجویی محمدحسین صبوری را به عنوان دبیر جدید خود برگزید.[۵۴]

رهبر ایران در پایان دیدار خرداد ۱۳۹۸ خود با دانشجویان به آن‌ها گفت: «لحن انتقاد را تند نکنید، جوری حرف نزنید که بتوانند شما را در مراجع قضائی محکوم کنند، از نفی قاطع یک مجموعه بپرهیزید و تلاش کنید صحبتتان درست بیان شود.»[۵۴]

در ۲۴ آبان ۱۳۹۸ مجموعهٔ اعتراضات مردمی و ضد حکومتی در سراسر ایران به‌دنبال انجام مجدد سهمیه‌بندی سوخت و افزایش ۲۰۰ درصدی[۶۰][۶۱]
قیمت بنزین آغاز شد. شرکت ملی پخش فراورده‌های نفتی ایران، بدون اطلاع و اعلام قبلی، در نیمه‌شب ۲۴ آبان ۹۸ اعلام کرد سهمیه‌بندی بنزین دوباره آغاز شده و قیمت هر لیتر بنزین سهمیه‌ای ۱۵۰۰ تومان، و نرخ هر لیتر بنزین آزاد از ۱۰۰۰ به ۳۰۰۰ تومان افزایش یافت.[۶۲] به دنبال اعلام این خبر، اعتراضات سراسری در کل کشور گسترش یافت.[۶۳]
بر اساس گزارش نهادهای امنیتی ایران، ۲۹ استان و صدها شهر دستخوش ناآرامی‌های پس از افزایش قیمت بنزین بودند.[۶۴]
از شنبه ۲۵ آبان به دستور شورای امنیت کشور قطعی سراسری اینترنت آغاز شد.[۶۳][۶۵][۶۶]
مقام‌های ایرانی اعلام کردند اینترنت به‌دلایل امنیتی قطع است و زمان بازگشت آن هم مشخص نیست.[۶۷][۶۸]
اعتراضات نخست در واکنش به افزایش سه‌برابری قیمت بنزین آغاز شد ولی سپس حکومت جمهوری اسلامی و رهبران ایران را هدف گرفت.[۶۹]
تصاویر فراوانی که توسط شهروندان گرفته شده‌است، نشان می‌دهد که نیروهای امنیتی، سپاه پاسداران و بسیج با استفاده از سلاح‌های جنگی در نقاط مختلف کشور، به سوی معترضان به صورت مستقیم و هدفمند تیراندازی مستقیم کرده‌اند.[۷۰][۷۱]
خبرگزاری‌ها و سازمان‌های حقوق بشری خارج از کشور، بر اساس تحقیقات و منابع خود، تعداد کشته‌ها را تا ۱۵۰۰ (حداقل ۴۰۰ زن و ۱۷ کودک و نوجوان)[۷۲]
نفر اعلام کردند. همچنین دستکم ۸۶۰۰ نفر در ۲۲ استان ایران بازداشت شده‌اند. این در حالی است که مقامات رسمی جمهوری اسلامی ایران از اعلام کردن تعداد کشته‌شدگان و بازداشت شده‌ها سر باز زدند.[۷۳][۷۴]

قیمت بنزین براساس مصوبه‌ای از شورای هماهنگی سران قوا افزایش یافته بود. شوارای هماهنگی سران قوا به دستور مستقیم رهبر ایران در ۱۳۹۷ و با هدف مقابله با بحران‌های اقتصادی تحریم‌های ایالات متحده علیه ایران تشکیل شد. بعد از تشکیل این شورا، بسیاری از سیاست‌مداران این تصمیم رهبر را نقد کردند.
شماری از نمایندگان مجلس نیز به تندی از تشکیل این شورا انتقاد کرده و شکل‌گیری آن را نفی اختیارات و فلسفه وجودی مجلس عنوان کرده‌اند. برخی از نمایندگانِ منتقد می‌گفتند در شورای عالی هماهنگی اقتصادی سران سه قوه تصمیماتی اخذ می‌شود که نمایندگان مردم از آن اطلاعی ندارند و «بهتر است در مجلس را ببندیم.»[۷۵]
پس از افزایش سه برابری بنزین توسط تصمیم این شورا، شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی و کارشناسان حقوقی نسبت به تداخل وظایف این شورا با امور مجلس انتقاد کردند.[۷۶][۷۷]
آن‌ها معتقد بودند افزایش قیمت بنزین در مجلس تصویب نشده و به همین دلیل «غیرقانونی» است.[۷۸]
حتی تعدادی از نمایندگان اعلام کردند که در اعتراض به بی‌اعتنایی دولت به نظر آن‌ها در مورد افزایش قیمت بنزین استعفا خواهند کرد.[۷۹]

«وقتی یک چیزی مصوّبه سران کشور هست، آدم باید با چشم خوش‌بینی به او نگاه کند، بنده در این قضیّه سررشته ندارم یعنی تخصّص این کار را ندارم، گفتم هم به آقایان… من هم که صاحب‌نظر نیستم در این قضایا؛ گفتم من صاحب‌نظر نیستم لکن اگر سران سه قوّه تصمیم بگیرند، من حمایت می‌کنم… گفتم من صاحب‌نظر نیستم در این قضیّه لکن… مسئولین کشور تصمیم گرفتند.»

سخنرانی خامنه‌ای در ۲۶ دی ۱۳۹۸؛ دو روز پس از گرانی بنزین و اعتراضات سراسری به حکومت و کشتار وسیع مردم.[۸۰]

در دومین روز اعتراضات (۲۵ آبان) فراکسیون امید مجلس طرح فوریتی «بازگشت قیمت بنزین به قیمت قبل» را تهیه کرد و بنا بود روز بعد، آن را تقدیم هیئت رئیسهٔ مجلس کند.[۷۸] اما پس از سخنرانی خامنه‌ای در ۲۶ آبان و تأکید او بر حمایت از تصمیم سران قوا، سخنگوی این فراکسیون اعلام کرد به دلیل «تاکیدات رهبر جمهوری اسلامی» طرح مزبور از دستور کار خارج شده‌است.[۷۸]
علی خامنه‌ای در سخنرانی خودش، از تصمیم سران قوا مبنی بر افزایش قیمت بنزین حمایت کرده بود.[۸۱][۸۲][۸۳][۸۴]
هم‌زمان محمود صادقی، نمایندهٔ مجلس، گفت که رهبر ایران با ارسال یادداشتی خطاب به نمایندگان، آن‌ها را از مخالفت با مصوبهٔ سران قوا برحذر داشته‌است.[۸۵][۸۶]

خامنه‌ای در آن سخنرانی، اجرای طرح افزایش قیمت سوخت را ضروری دانست.[۸۷]
خامنه‌ای در این سخنرانی پنج بار[پانویس ۸]
بر سررشته نداشتن یا تخصص نداشتنش در مورد مسائل اقتصادی تأکید کرد.[۸۸][۸۴][۸۹][۹۰]

به عقیدهٔ حسین باستانی، خبرنگار، «روایت آیت الله خامنه ای از تصمیمی که اعتراضاتِ بی‌سابقه آبان ۱۳۹۸ (از لحاظ تلفات) را کلید زد و با معیشت ده‌ها میلیون شهروند سر و کار داشت این بود که یک “مصوبه سران کشور” به اجرا درآمده (گویی رهبر جمهوری اسلامی خود را جزو سران کشور نمی‌دانست) و او نیز چون “صاحب نظر نیست” صرفاً تصمیم دیگران را قبول کرده‌است.»[۸۰]

حسین علیزاده، تحلیل‌گر سیاسی و دیپلمات سابق ایران می‌گوید:

در حالی که شمارکشته‌شدگان حادثه گرانی بنزین از ۱۰۰ نفر گذشته‌است، «واکنش اولیه برخی مراجع تقلید مانند صافی گلپایگانی، علوی گلپایگانی و مکارم شیرازی جانبداری از مردم در اعتراض به گرانی بنزین بود. از سوی دیگر، نمایندگان مجلس از تصویب چنین طرح مهمی ابراز بی‌اطلاعی کردند و در نتیجه، مبادرت به تصویب لایحه‌ای دو فوریتی کردند که بر اساس آن، بهای بنزین به قیمت پیشین بازگردد. اما همین اندک صداهای معترض حکومتی بلافاصله سکوت اختیار کردند، چرا که به فاصله سه روز رهبر جمهوری اسلامی به حمایت از گرانی قیمت بنزین برآمد. او با اشاره به «جان باختن تعدادی» که معترض به این تصمیم بودند، اجرای مصوبه افزایش بهای بنزین را ضروری دانست و گفت: «من صاحب‌نظر نیستم، لکن اگر سران سه قوه تصمیم بگیرند، من حمایت می‌کنم. من این را گفتم. حمایت هم می‌کنم. سران قوا نشستند با پشتوانه کارشناسی یک تصمیمی برای کشور گرفتند. باید عمل بشود به آن تصمیم.» بدین ترتیب، روشن است که او آشوب یک‌باره کشور را به‌خوبی رصد کرده و از وجود جانباختگان خبر دارد. اما در کلامش اندکی اظهار همدردی با جانباختگان نیست که هیچ، بر اجرای مصوبه اصرار دارد، اصراری که می‌تواند بر شمار کشته و زخمی شدن مردم بیفزاید. اما چرا بر اجرای چنین تصمیمی اصرار دارد؟ او که خود را در جایگاه مرجعیت دینی می‌داند، چرا برخلاف دیگر مراجع، با مردم همدردی نکرد که هیچ، بر اجرای تصمیمی که آتش خشم مردم را برافروخته تأکید کرد؟ … علی خامنه‌ای در حالی درصدد تأیید این تصمیم برآمد که گفت «من در این قضیه سررشته ندارم»، ولی مطلقاً زبان به انتقاد نگشود که چرا چنین تصمیم مهمی در مجلس و کمیسیون‌های آن به بحث گذاشته نشد تا آنان که سررشته دارند در این مورد اظهارنظر کنند؟ او نگفت چرا مجلس دور زده شده‌است؟ او نگفت اگر این موضوع در صحن مجلس به بحث گذاشته می‌شد، دست‌کم شوک آن به‌اندازه اعلام ناگهانی اخیر نبود.»[۹۱]

عفو بین‌الملل، دستور علی خامنه‌ای دربارهٔ ممنوع کردن خرید واکسن ساخت بریتانیا و آمریکا را بازی با جان میلیون‌ها ایرانی و نیز شرم‌آور، اعلام کرد.[۹۲]

بر پایه منابع رسمی و گوناگون حکومت بریتانیا به دفتر علی خامنه‌ای (مرکز اسلامی انگلستان) در لندن بیش از ۱۰۰ هزار پوند[۹۳][۹۴][۹۵][۹۶][۹۷][۹۸][۹۹][۱۰۰] (و ۱۳۶ هزار دلار[۱۰۱]) کمک مالی کرد.
در پی کمک مالی حکومت بریتانیا واکنش‌های گوناگونی به این مسئله، ابراز شد. برخی از کاربران با عبارت‌هایی همچون: «پول انگلیسی»، «شیعه انگلیسی» و «پوند شیرین‌تر از عسل» به تناقض رفتاری حکومت جمهوری اسلامی با ادعاهایش پرداختند. برخی از هنرمندان هم نوشتند که ورود واکسن کرونا از انگلستان، حرام است؛ ولی ریختن خون مردم و نیز خوردن کمک‌های نقدی انگلستان، حلال است.[۱۰۲]

رسانه‌ها و مطبوعات در ایران همیشه تحت فشار و سانسور بوده‌اند. اما از سال ۱۳۷۶ تحولی چشمگیر در آن‌ها رخ داد. پس از انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ که منجر به انتخاب سید محمد خاتمی به عنوان رئیس‌جمهور شد، دولت وی که به «دولت اصلاحات» معروف شد با شعار توسعه سیاسی و حمایت از آزادی‌های مدنی، فضا را اندکی برای گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی باز کرد.
تعداد زیادی نشریه مجوز انتشار گرفتند و تیراژ روزنامه‌ها میلیونی شد. با این تغییرات، نقش رسانه‌ها هم از اطلاع‌رسانیِ صرف فراتر رفت. روزنامه‌ها با استفاده از آزادی به دست آورده نه تنها سیاست‌ها و عملکرد حاکمیت به ویژه نهادها و چهره‌های نزدیک به رهبر جمهوری اسلامی را نقد می‌کردند، بلکه در مواردی ایدئولوژی حاکمان را هم زیر سؤال می‌بردند.
در چنین فضایی، رسانه‌های رسمی حاکمیت همچون صدا و سیما و منابر مذهبی از رقابت با رسانه‌ها جا مانده بودند. این فضایِ نقدِ جدیدِ به وجود آمده توسط دولت اصلاحات، باعث شد که برخورد و فشار حاکمیت بر رسانه‌ها نیز بیشتر شود. اما سخنرانی سید علی خامنه‌ای در ۱ اردیبهشت ۱۳۷۹، نقطهٔ عطفی در برخورد با رسانه‌ها آغاز کرد که به صورت تلویحی «دستور» جمع کردن مطبوعات تلقی شد.[۱۰۳]
خامنه‌ای گفته بود:

«… قلباً از بعضی از پدیده‌هایی که در کشور هست، رنج می‌برم. من نمی‌خواهم آنچه را که برایم رنج‌آور است، با افکار عمومی مطرح کنم؛ اما این نکته که آن روز گفتم داستان غم‌انگیزی است … بنده دو سال قبل از این در یکی از خطبه‌های نماز جمعه گفتم که دستگاه‌های استکباری دنیا و در رأس همه آمریکا، از تبلیغات برای ساقط کردن و ایجاد اغتشاش در کشورها استفاده می‌کنند. بعد به آن مراکز تبلیغاتی خطاب کردم و گفتم: ولی بدانید این توطیه که شما بخواهید به‌وسیلهٔ رادیوهایتان در ایران اسلامی، همان برنامه‌هایی را که در اروپای شرقی و در بعضی از کشورهای دیگر به‌وجود آوردید، به‌وجود بیاورید، این نشدنی است؛ این خیال خامی است. متأسفانه امروز می‌بینم همان دشمنی که به‌وسیلهٔ تبلیغات خود، همتش این بود که افکار عمومی یک کشور را به سمتی متوجه کند، به‌جای رادیوها آمده در داخل کشور ما پایگاه زده‌است! بعضی از این مطبوعاتی که امروز هستند، پایگاه‌های دشمنند؛ همان کاری را می‌کنند که رادیو و تلویزیون‌های بی‌بی‌سی و آمریکا و رژیم صهیونیستی می‌خواهند بکنند …»[۱۰۴]

سه روز پس از این سخنرانی، نامه‌های توقیف دسته‌جمعی مطبوعات با امضای سه قاضی از جمله سعید مرتضوی، که همگی یک متن داشتند و در متن آن با استناد به ماده ۱۳ قانون اقدامات تأمینی و تربیتی سال ۱۳۳۹، می‌گفت: «از امشب تا اطلاع ثانوی روزنامه توقیف است».[پانویس ۹]
این توقیف، شامل ۱۸ روزنامه و نشریه می‌شد. روزنامه‌های صبح امروز، آفتاب امروز، عصر آزادگان، آزاد، مشارکت، فتح، آریا و نیز مجله‌های ایران فردا و پیام هاجر از جمله رسانه‌هایی بودند که «با بیش از یک میلیون تیراژ» به صورت ضربتی توقیف شدند. نتیجه آن «بیکار شدن نزدیک به هزار روزنامه‌نگار و کادر فنی و اداری» بود. این روند ادامه پیدا کرد و باعث شد در دورهٔ اول ریاست جمهوری خاتمی، دستکم ۸۷ روزنامه و مجله توقیف شوند.[۱۰۳]

پس از توقیف‌های فله‌ای روزنامه‌ها که با «دستور تلویحی رهبر» انجام گرفت، مجلس ششم (۱۳۷۹ تا ۱۳۸۳) که اکثریت آن در دست اصلاح‌طلبان بود، تصمیم به اصلاح قانون مطبوعات و کاهش محدودیت‌ها و فشارها بر فعالیت‌های رسانه‌ها گرفت. اما رهبر ایران در نامه‌ای محرمانه به مجلس و با «حکم حکومتی»، دستور کنار گذاشتن آن را صادر کرد.[۱۰۵]

رهبر ایران بارها با دخالت‌های شدید در کارهای قانونی قوهٔ مجریه، باعث به وجود آمدن بحران با رئیس‌جمهورهای وقت شده‌است. برخی از این مداخله‌های رهبر بر اساس قانون اساسی ایران، از وظایف وی است، اما در بسیاری از موارد نیز فاقد وجاهت قانونی است. این دخالت‌های غیرقانونی، که تحت عنوان «حکم حکومتی» یا «حکم ولایی» انجام می‌شود، رابطه او با تک تکِ روسای جمهور را، به ویژه در دورهٔ دوم مسئولیت هر یک، بحرانی کرده‌است.[۷][۱۰۶]

یکی دیگر از نقدهایی که به رهبری در ایران می‌شود، ایجاد نهادها و شورای‌های بالادستی و عالی (همانند شواری عالی هماهنگی سران قوا) است که عملاً قوهٔ قانون‌گذاری مجلس و دیگر نهادهای قانونی تعریف شده در قانون اساسی را نادیده می‌گیرد. تأسیس این شوراها در اکثر مواقع پس ایجاد یک بحران انجام می‌شود که عملاً باعث می‌شود تصمیم‌های مهم کشور توسط عده‌ای خاص صورت بگیرد و به تبع آن، جایگاه قانونی مجلس نادیده گرفته بشود.[۱۰۷][۷]

در موارد زیادی، حتی رهبر ایران تمام نهادهای قانونی را نادیده می‌گیرد و خودش شخصاً با دادن «حکم حکومتی»، جلوی رویهٔ قانونی برخی از تصمیمات را می‌گیرد.[۷][۱۰۵]
این رویهٔ رهبری در ایران، بارها مخالفت نمایندگان مجلس را در پی داشته‌است. در موارد بسیار، نمایندگانی که از تصمیمات «غیرقانونی» رهبر ایران یا نهادهای زیر نظر او انتقاد می‌کنند، توسط مقامات حکومتی و هواداران وی مورد حمله قرار می‌گیرند و در اغلب موارد صلاحیت آن‌ها برای نامزد شدن دوباره در مجلس، توسط شورای نگهبان تحت عناوینی همچون «عدم التزام عملی به ولایت فقیه» رد می‌شود یا در مواردی نیز توسط قوهٔ قضائیه مورد پیگرد قرار می‌گیرند.[۱۰۸]

برخی از منتقدان معتقدند که دخالت‌های مکرر رهبر در وظایف قوه‌های دیگر، نه فقط تغییر جایگاه قوایی خاص در ارتباط با یکدیگر، که انهدام کلی ساختار مدیریتی در جمهوری اسلامی است. برخی می‌گویند که این تغییرات باعث به وجود آمدن یک نظام حقیقی جدید است که در آن، حداقل وقتی پای تصمیم‌های کلان در میان باشد، فلسفه وجودی نهادهایی که مستقیماً زیر نظر رهبر نیستند روشن نیست. آن‌ها این پرسش را مطرح می‌کنند که «با فرض تداوم جمهوری اسلامی تا پایان مقطع رهبری خامنه‌ای، رهبر بعدی در چه شرایطی قرار می‌گیرد؟ … به عبارت دیگر، نظامی که قوای حکومتی آن به شدت تضعیف شده و به میزانی نامتعارف به شخص رهبر متکی شده، در غیاب او چه سرنوشتی خواهد یافت؟».[۷]

حسین باستانی، روزنامه‌نگار می‌گوید:

به این پرسش، بر مبنای پیش فرض‌های تحلیلی متنوعی می‌توان پاسخ داد که موضوع بحث حاضر نیستند؛ ولی تا آنجا که به نگاه رهبر جمهوری اسلامی ایران بر می‌گردد، منطقا قابل تصور نخواهد بود که او نهادهای حقوقی موجود نظام را بی اثر کند، بدون آنکه تمهیدات مشخصی را برای دوران پس از خود در نظر داشته باشد. واقعیت آن است که وی در سال‌های اخیر، اگرچه به تدریج نهادهای «غیرانتصابی» را -حتی با وجود کنترل آنها از طریق شورای نگهبان- بی اثرکرده، ولی این تحول، به موازات افزایش قدرت یک نهاد خاص یعنی سپاه پاسداران صورت گرفته‌است. نتیجه آنکه سپاه، به عنوان نهادی که از حمایت مطلق آقای خامنه ای برخوردار است، نه تنها برای دولت و مجلس، که حتی در صورت لزوم، برای سایر نهادهای انتصابی نظام و از جمله قوه قضاییه، صداوسیما و هیئت‌های نظارت شورای نگهبان نیز تعیین تکلیف می‌کند. در نهایت، فارغ از آنکه جمهوری اسلامی در درازمدت چه سرنوشتی داشته باشد، و گذشته از آنکه روی کاغذ سیستم ریاستی باقی بماند یا پارلمانی شود، آیت الله خامنه ای نظام حکومتی ایران را به سمتی می‌برد که در آن، قدرت مسلط حکومت نه دولت یا مجلس خواهد بود، و نه حتی -اگر کار به انتخاب جانشین برسد- رهبر بعدی. رهبری که با مروری بر اسامی کاندیداهای محتمل جانشینی، از هم‌اکنون مشخص است، هر که باشد، امکان تسلط بر سپاه پاسداران را نخواهد داشت.[۷]

بر اساس اصل ۱۱۰ قانون اساسی ایران، «تعیین سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام» و نظارت بر حسن اجرای آن، برعهدهٔ رهبر است. باوجودی که در این اصل فقط به تعیین سیاست‌های کلی توسط رهبر آن هم در مشورت با تشخیص مصلحت نظام اشاره شده، اما به گواه بسیاری از دولتمردان ایرانی، رهبر ایران در عمل تمام ساختار تصمیم‌سازی در سیاست خارجی را کاملاً متمرکز زیر نظر خود دارد و دولت‌ها در ایران مجری سیاست‌های شخص وی هستند.»[۱۰۹]

در حالی که تمام کشورهای توسعه‌یافته، «منافع ملی» را مهم‌ترین فاکتور در تعیین سیاست‌های خارجی می‌دانند، اما از نظر رهبر ایران، منافع ملی تعریفی دیگری دارد. در ۲۲ خرداد ۱۳۹۶، خامنه‌ای در جمع مسئولان نظام می‌گوید:

«مسئله اینجا است که منافع ملی را چه‌جوری تعریف کنیم، چه‌جوری شناسایی کنیم؛ چه چیزی را واقعاً منافع ملّی بدانیم و چه چیزی را نه. آن نکته اساسی که مورد نظر بنده است این است که منافع ملّی آن وقتی منافع ملّی هستند که با هویت ملی ملت ایران، با هویّت انقلابی ملت ایران در تعارض نباشند. وَالّا آنجایی که ما چیزی را به‌عنوان منافع ملّی در نظر می‌گیریم لکن هویّت ملّی را پایمال می‌کنیم، قطعاً اشتباه کرده‌ایم، این منافع ملّی نیست … منافع ملی باید با هویت ملی تطبیق داده شود نه اینکه هویت ملی تابعی از موضوعاتی تحت عنوان منافع ملی قرار گیرد که قهراً منافع تخیّلی است … هر آن چیزی که با این هویّت در تعارض باشد، منافع ملّی نیست، ولو ما تصوّر کنیم که این یک سودی است برای ملّت یا منفعتی است برای ملّت؛ نه، هرچه با اسلام ما، با انقلاب ما، با گذشته و سابقهٔ تاریخی دیرینهٔ ما، معارضه داشته باشد، جزو منافع ملّی به‌حساب نمی‌آید … حرف اصلی ما در مورد بحث تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری شد این؛ منافع ملّی، ملاک صحّت تصمیم‌گیری‌ها است و منفعت ملّی آن چیزی است که با هویّت ملّت ایران هیچ‌گونه معارضه‌ای نداشته باشد و از آن برکنار هم نباشد؛ یعنی برخاستهٔ از این هویّت باشد؛ این می‌شود منفعت ملّت ایران. این را مسئولین کشور باید همواره در نظر داشته باشند؛ هر چیزی که شائبهٔ ضدّیّت با اسلام یا بیگانگی از اسلام، ضدّیّت با انقلاب یا بیگانگی از انقلاب، ضدّیّت با ریشهٔ تاریخی ملّت ایران یا بیگانهٔ از آن، یا هر چیزی ازاین‌قبیل [داشته] باشد، جزو منافع ملّی نیست و مورد تصمیم نمی‌تواند قرار بگیرد.»[۱۱۰]

در حالی که در سخنان علی خامنه‌ای، «منافع ملی» ظاهراً مورد توجه قرار گرفته، اما در یک نگاه عمیق، حاشیه‌ای بودن «منافع ملی» در نظر رهبر، مشخص است. به عبارت دیگر، رهبری جمهوری اسلامی موضوعی عینی و ملموس مثل «منافع ملی» که تأثیری مستقیم بر کیفیت زندگی شهروندان دارد را با مفهومی انتزاعی به نام «هویت ملی» و «هویت انقلابی» که موضوعِ مطالعات نظری است و هر جامعه‌شناسی می‌تواند تعریف متفاوتی از آن ارایه دهد را گره می‌زند.[۱۱۱]

نکتهٔ دیگر، استفادهٔ رهبر از واژهٔ «هویت انقلابی» در سخنرانی‌هایش است. اصطلاح، هویت انقلابی یا انقلابی بودن یا انقلابی‌گری، با وجود تأکید فراوان رهبر به آن، اصولاً تعریف مشخصی ندارد و فقط تکرار شعارهای نامرتبط است. واژهٔ «انقلاب» به معنای زیر و رو شدن یا پشت و رو شدن است و «انقلابی» کسی است که یا فعالانه در یک انقلاب شرکت کند، یا از آن دفاع کند. با وجود آنکه حدود ۴ دهه از وقوع انقلاب ۵۷ می‌گذرد و روزهای وقوع انقلاب، جایش را به حاکمیتِ قوانین داده‌اند؛ مفهوم انقلابی بودن یا هویت انقلابی معنا ندارد.

خامنه‌ای در ادامهٔ سخنرانی‌اش دربارهٔ «منافع ملی»، «هویت ملی» مورد نظرش را هم بر اساس سه عنصر «مسلمان بودن، انقلابی بودن و عمق تاریخی» می‌داند. جواد کوروشی، روزنامه‌نگار، می‌گوید: «[سخنان رهبر] به‌این معناست که در شاکله تفکر و نگرش رهبر جمهوری اسلامی نه تنها «منافع ملی» در تعریف کلاسیک خود جایی ندارد، بلکه متغیری است از تعریف شخصی او از «مسلمان» بودن، تعریف شخصی او از انقلاب و «انقلابی» بودن، و دانش شخصی او از تاریخ و «عمق تاریخی» … دکترین آقای خامنه‌ای به حکومت و فرماندهان ارشد سپاه اجازه داده‌است با دخالت‌های سیاسی و نظامی در کشورهای منطقه، «منافع ملی» ایران را فدای مفهومی به نام «انقلابی بودن» کنند.»[۱۱۱]

رهبر ایران همچنین بر «دیپلماسی انقلابی» نیز تأکید می‌کند. این اصطلاح هم توسط تحلیل‌گران موهوم و بی‌معنا تعبیر شده‌است. دیپلماسی به معنای گفت‌وگو و تلاش برای رسیدن به توافق بر اساس عرف‌ها و مقررات و پیمان‌های بین‌المللی و منافع متقابل کشورها و تلاش برای پیدا کردن مخرج مشترک‌ها برای افزایش ضریب منافع و امنیت ملی است.[۱۱۲]

مجید محمدی، تحلیل‌گر سیاسی و جامعه‌شناس می‌گوید: «عبارت «دیپلماسی انقلابی» مثل شتر-گاو-پلنگ در درون خود تناقض دارد چون دیپلماسی مبنایی عقلانی (محاسبه هزینه‌ها و فواید) و قانونی دارد و انقلاب مبنایی غیر عقلانی (بی‌توجهی یا کم‌توجهی به محاسبه هزینه‌ها و فواید) و غیرقانونی یا فراقانونی. دیپلماسی برای سر و سامان دادن وضع موجود است و انقلاب برای برهم ریختن نظم موجود … دیپلماسی برای یافتن نقاط و منافع مشترک برای همکاری و پرهیز از تنش و خشونت و جنگ است. وقتی رژیمی مستقر خود را به نحوی تناقض‌آمیز و بی‌پایه «انقلابی» معرفی می‌کند و رهبر آن «رهبر انقلاب» نامیده می‌شود، طبعاً دیپلماسی به هم ریخته و ناسازگار و تبلیغاتی و ناسزاگونه آن نیز باید انقلابی نامیده شود.»[۱۱۲]

در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۳۹۶ شورای انقلاب فرهنگی دولت ایران، اجرای سند ۲۰۳۰ یونسکو را از دستور کار دولت، خارج کرد. این تصمیم، پس از آن گرفته شد که خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی ایران در ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۶ اجرای این سند را «غیرمجاز» و مغایر با اسلام و قرآن، اعلام کرد.
رهبر جمهوری اسلامی در انتقاد از سند یونسکو گفت: «اینجا جمهوری اسلامی ایران است و در این کشور مبنا اسلام و قرآن است. اینجا جایی نیست که سبک زندگی معیوب و ویرانگر و فاسد غربی بتواند اعمال نفوذ کند. در نظام جمهوری اسلامی پذیرش چنین سندی، معنا ندارد.»[۱۱۳]

رهبران نظام جمهوری اسلامی ایران یعنی خمینی و خامنه‌ای به نقض حقوق بشر در ایران، متهم هستند.[۱۱۴]

برخی از موارد نقض حقوق بشر توسط خمینی عبارتند از:

و مواردی دیگر.

برخی از موارد نقض حقوق بشر توسط خامنه‌ای عبارتند از:[۱۱۷]

و مواردی دیگر.

رضا پهلوی در پاسخ به یکی از ادعاهای خامنه‌ای گفت:

«بدان که ویران‌شهری که کران تا کرانِ فلات ایران را در این چهل‌سالهٔ شوم، همچون جذامی درنَوردیده، نه از فرهنگِ والای ایرانی، که مطلقاً معلولِ بدعتی است که دجالی از سنخ خبیثت در اخلاق و در ایمان آورده…؛ اگر فروپاشی در ایمان و در دینِ مردم بوده، مسوولیت آن، مستقیماً متوجه تو و نظامِ تو است. بدان که فقری که پردهٔ شومش را در ایران گسترده، نه از اخلاق و از مهر ایرانی، که مطلقاً معلولِ علتی است که هم نام و هم کارنامه‌اش، هم نظریه و هم قانون پایه‌اش جملگی از تو و از تبارِ منحوس تو برخاسته».[۱۱۹]

علی‌اکبر سعیدی سیرجانی (۱۳۱۰–۱۳۷۳)؛ ادیب، پژوهشگر، نویسنده و فعال سیاسی بود. او در زمان حکومت محمدرضا پهلوی از منتقدین او بود. سعیدی سیرجانی پس از انقلاب ۵۷ نیز به نقد جمهوری اسلامی پرداخت. به‌گفتهٔ جلال متینی، او در هر دو حکومت پهلوی و جمهوری اسلامی به فقدان آزادی اعتراض می‌کرد. او با نفس انقلاب موافق بود بی‌آنکه «در زیر علم هیچ‌یک از دسته‌های سیاسی و مذهبی دوران پیش از انقلاب سینه‌ای زده باشد». سعیدی سیرجانی چند روز پس از انقلاب ۵۷ و شروع اقدامات انتقامی و مناقشه‌برانگیز انقلابیون مذهبی گفته بود: «درست گوش کنید. صدای نعلین به گوش می‌رسد، صدایی به مراتب وحشتناک‌تر از صدای چکمه».[۱۲۰]

کتاب‌های وی در دوران پس از انقلاب ۵۷ از طرف وزارت ارشاد ممیزی می‌خورد. «شیخ صنعان»، «وقایع اتفاقیه»، «یادداشت‌های صدرالدین عینی»، «سیمای دو زن»، «ضحاک مار به دوش» و «تصحیح تفسیر سورآبادی» (تفسیر قرآن اثر ابوبکر عتیق نیشاپوری در قرن پنجم) از جمله آثار وی بعد از انقلاب ۵۷ است.[۱۲۰]

از نظر جلال متینی، رمان «شیخ صنعان» (۱۳۵۷) در اصل داستانی است از عطار نیشابوری دربارهٔ پیر وارسته‌ای که به دختری جوان دل می‌بازد، اما سعیدی سیرجانی آن را به نقد قدرت و «صنعان زمان خویش» برمی‌گرداند. این نخستین اثر انتقادی سیرجانی پس از انقلاب است که در سال ۱۳۵۸ نوشته می‌شود. همچنین کتاب «سیمای دو زن» نیز اشاره به وضعیت زنان در حاکمیت تازه داشت. در کتاب «بیچاره اسفندیار» نیز، سعیدی سیرجانی از پادشاه مستبدی می‌گوید که برای «حتی یک روز بیشتر بر اریکه قدرت ماندن، فرزند برومندش را آگاهانه روانه قتلگاه ساخت تا چه رسد به دیگران».[۱۲۰]

به اعتقاد حمید علوی، روزنامه‌نگار، این نشانه رفتن قدرت، بهای سنگینی برای سعیدی سیرجانی داشت؛ هر چند که خود بارها گفته بود که حاضر است این بها را بپردازد و معتقد بود «مرگ در راه دفاع از حق، شهادت است». سیرجانی نامه‌های متعددی به برخی مسئولان حکومت جمهوری اسلامی ارسال کرد. او در این نامه‌ها به خاطر جلوگیری از چاپ کتاب‌هایش شکوه کرده بود. اما به نظر می‌رسد نامه‌هایش به خامنه‌ای، که به تازگی به جانشینی خمینی انتخاب شده بود، به دستگیری و قتل او منجر شد.[۱۲۰]

او در نامهٔ خود به خامنه‌ای، به‌خاطر سانسور و جلوگیری از چاپ و نشر آثارش زبان به انتقاد گشود و نوشت: «رفتار مأموران حکومت اسلامی در هشت سال اخیر با شخص بنده لبریز از عناد و ظلم و تبعیض بوده‌است و فرزندان و بستگانم نیز به آتش این بی عدالتی‌ها سوخته‌اند». سیرجانی یادآوری می‌کند که ناشران ایرانی در خارج از ایران حاضر به چاپ کتاب‌هایش هستند، اما او ترجیح می‌دهد آثارش در ایران چاپ شوند. او در این نامه به بی‌قانونی در نظارت وزارت ارشاد بر کتاب اعتراض کرده و خواستار آن شده بود که ضابطه‌ای مشخص حاکم شود «چرا حکومت قانون را جانشین شیوه‌های بدنام کننده و واقعاً بی‌حاصل وزارت ارشاد نمی‌کنید و نویسندگانی را که مرتکب خلافی شده‌اند به محکمه نمی‌کشید. اکنون نه جنگی در میان است که بهانه ادامه اختناق گردد و نه خطری رژیم محکم اساس اسلامی را تهدید کند که لازمه اش توسل به شیوه‌های سر کوبگرانه استبدادی باشد». سیرجانی اضافه کرده بود: «مادام که حلقوم متفکران و صاحب نظران از پنجه مخوف قانون شکنان وزارت ارشاد رهایی نیابد و حاصل عمری جان کندن اهل تحقیق از سلطه سلیقه و اغراض شخصی نرهد، یقین داشته باشید که در بر همین پاشنه می‌گردد». در مقابل این نامه، آقای خامنه‌ای پیغامی به واسطه کیومرث صابری فومنی (معروف به گل‌آقا) به او رساند که موجب شد سیرجانی نامه‌ای گزنده‌تر برای رهبر بنویسد. در این نامه با اشاره به پیغام خامنه‌ای نوشت که «قاصد را نیز شرمنده کرده بود و از هر مسلمان با تقوایی بعید می‌نمود». گویا خامنه‌ای در آن پیغام سیرجانی را «مرتد و نامعتقد به اسلام» اعلام کرده بود زیرا سیرجانی از او می‌پرسد: «جناب عالی به استناد کدامین سند و قرینه و امارت مرا مرتد قلمداد کردید و نامعتقد به اسلام». او در این نامه بار دیگر انتقادهای آتشین خود را تکرار کرد و آمادگی خود را برای «شهادت» اعلام کرد. در پایان نوشت: «آدمیزاده‌ام، آزاده‌ام و دلیلش همین نامه که در حکم فرمان آتش است و نوشیدن جام شوکران. بگذارید آیندگان بدانند که در سرزمین بلاخیز ایران هم بودند مردمی که دلیرانه از جان خود گذشتند و مردانه به استقبال مرگ رفتند».[۱۲۰]

سعیدی سیرجانی چندی بعد در ۲۳ اسفند ۱۳۷۲، خارج از منزلش توسط مأمورین وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بازداشت شد و پس از نه ماه، بدون هیچ ملاقات یا خبری از محل زندانی بودن او، در ۴ آذرماه ۱۳۷۳ و در اسارت درگذشت. با دستگیری سعیدی سیرجانی مقامات اطلاعاتی و امنیتی جمهوری اسلامی ابتدا با صدور اطلاعیه‌ای وی را متهم به «نگهداری و استعمال مواد مخدر و مشروبات الکلی و نیز همجنس‌بازی و لواط» کردند؛ و پس از آن، اتهاماتی دیگری همچون جاسوسی برای دولت‌های خارجی، دریافت پول از دولت‌های اروپایی و ایالات متحده، همکاری با افسران ساواک، شرکت در کودتای نوژه و اقدام علیه امنیت ملی را به اتهامات وی افزودنند.[۱۲۱][۱۲۰]

در زمان بازداشت علی‌اکبر سعیدی سیرجانی، جمع مشورتی کانون نویسندگان ایران در نامه‌ای با بیش از ۶۰ امضا به بازداشت وی توسط وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی، اعتراض و متن معروف «ما نویسنده‌ایم» را با ۱۳۴ امضا منتشر کرد. آرتور میلر متن را در اجلاس سالانه پن در پراگ قرائت کرد. متن در رسانه‌های جهانی منعکس شد و توجه جهانیان را به وضعیت دشوار نویسندگان و فرهنگ در ایران برانگیخت.
متن جدید منشور کانون که در آن بر «آزادی اندیشه و بیان و نشر در همه عرصه‌ها بی هیچ حصر و استثنا»، «مخالفت با هر گونه سانسورِ اندیشه و بیان» و مخالفت «با تک صدایی بودن رسانه‌ها» تأکید شده‌است نیز در جمع مشورتی تصویب شد. ربودن فرج سرکوهی و قتل محمد مختاری، دو تن از گروه ۸ نفره ای که متن نامهٔ ۱۳۴ را تنظیم و منتشر کرده بودند، کشتن احمد میرعلائی، غفار حسینی و محمدجعفر پوینده، از اعضای فعال کانون، تلاش برای به دره انداختن اتوبوسی که ۲۱ نویسنده عضو کانون سرنشین آن بودند و بازداشت برخی اعضای کانون پاسخی بود که در آن روزگار به کانون نویسندگان داده شد که بعدها با عنوان «قتل‌های زنجیره‌ای» معروف شد.[۱۲۲]

کانون نویسندگان پس از افشای پرونده قتل‌های زنجیره‌ای موفق شد مجمع عمومی خود را یک بار در زمان ریاست جمهوری خاتمی، برگزار کند اما از آن پس تمامی نشست‌های آن تعطیل و از برگزاری مجمع عمومی آن جلوگیری شد.[۱۲۲]

مهدی کروبی یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در سال ۱۳۸۸ است. کروبی بعد از اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ و پیامدهای پس از آن، از بهمن ۱۳۸۹ در حصر خانگی به سر می‌برد. از آن زمان تاکنون نامه‌هایی در انتقاد به رهبری جمهوری اسلامی نوشته‌است.[۲۵]

مهدی کروبی در دی ۱۳۹۸ پس از سرنگونی هواپیمای اوکرانی توسط موشک‌های سپاه در نامه‌ای به خامنه‌ای گفت: «بدون شک هیچ‌یک از شرایط و صفات احراز مسئولیت رهبری را بر اساس قانون اساسی ندارید.» این نامه در حالی منتشر می‌شد که مهدی کروبی و میرحسین موسوی در پی اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ و پیامدهای پس از آن، از بهمن ۱۳۸۹ در حصر خانگی به سر می‌برد. وی در این نامه گفت:[۱۲۳][۱۲۴]

«امروز پس از سه روز انکار و فریب وقیحانه خبر شلیک موشک خودی و سرنگون شدن هواپیمای مسافربری و داغدار شدن خانواده‌هایی که عزیزان شان در آن پرواز بودند، آنهم پس از آنکه تشت رسوایی این موضوع توسط غربی‌ها از بام افتاده بود، تصمیم گرفتم در نامه‌ای کوتاه نکته مهمی را به شما یادآور شوم. جنابعالی به عنوان فرمانده کل قوا مسئولیت مستقیم این امر را بر عهده دارید، بفرمایید آیا در صبحگاه چهارشنبه در جریان این فاجعه بودید؟ یا همان‌طور که رسانه‌های نزدیک به شما مدعی اند شما روز جمعه در جریان این موضوع قرار گرفته‌اید؟ اگر در جریان بودید و با علم به موضوع به مسئولان نظامی و امنیتی و تبلیغاتی اجازه فریب مردم را دادید پس بدا به حال شما که بدون شک هیچ‌یک از شرایط و صفات احراز مسئولیت رهبری را بر اساس قانون اساسی ندارید. البته این رسوایی تنها موردی نیست که مسئولیت مستقیم آن به شما برمی گردد. فقدان رسیدگی دقیق به ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای، تقلب در انتخابات و سرکوب خونین معترضین۸۸، سرکوب معترضین ۹۶ و نهایتاً مردم به ستوه آمده در ماجرای افزایش قیمت بنزین در آبان ۹۸ و اگر آنطور که می‌گویند در جریان این فاجعه نبودید و پیگیر کشف حقیقت هم نشدید پس بفرمایید چه فرمانده کل قوایی هستید که آنان اینچنین شما و کشور را به بازی می‌گیرند؟ در این حالت هم مشخص است که فاقد شرط تدبیر، شجاعت، مدیریت و قدرت کافی برای رهبری هستید.»[۱۲۳]

«آدمکشان سال ۵۷ نمایندگان یک رژیم غیر دینی بودند، و مأموران و تیراندازان آبان ۹۸ نمایندگان یک حکومت دینی. آنجا فرمانده کل قوا شاه بود و امروز اینجا ولی فقیه با اختیارات مطلقه.»

بیانهٔ میرحسین موسوی در اعتراض به حوادث بعد از گرانی بنزین در آبان ۹۸.[۱۲۵]

میرحسین موسوی، پنجمین و آخرین نخست‌وزیر جمهوری اسلامی ایران است که پس از همه‌پرسی بازنگری قانون اساسی (۱۳۶۸) و حذف پست نخست‌وزیری، از فعالیت‌های اجرایی کناره گرفت. او در دورهٔ اول ریاست جمهوری سید علی خامنه‌ای، به‌مدت ۴ سال نخست‌وزیر بود. این درحالی بود که علی خامنه‌ای در آغاز دورهٔ دوم ریاست جمهوری‌اش، با انتخاب وی به عنوان نخست‌وزیر مخالفت می‌کرد اما با حکم خمینی، نخست‌وزیریِ موسوی برای چهارسال دیگر تمدید شد.

در دوران رهبری سید علی خامنه‌ای، در دهمین دورهٔ انتخابات ریاست جمهوری (۱۳۸۸) به همراه مهدی کروبی، محسن رضایی و محمود احمدی‌نژاد، نامزد شد و پس از اعلام نتایج همراه با دیگر معترضان، نتیجهٔ انتخابات را ناشی از تقلب گسترده دانست.[۱۲۶]
به فاصلهٔ کمتر از ۱۸ ماه پس از انتخابات، در ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ وی به همراه همسرش در اقدامی «غیرقانونی»[پانویس ۱۰][۱۲۷][۱۲۸][۱۲۹] در حصر خانگی قرار گرفت که تاکنون ادامه دارد. موسوی از آن زمان با انتشار چندین نامه و بیانه، از رهبر جمهوری اسلامی و نهادهای تحت امر وی انتقادات شدیدی کرده‌است.[۱۲۵]

علی مطهری نمایندهٔ سه دورهٔ مجلس شورای اسلامی و فرزند سوم مرتضی مطهری، از نظریه پردازان نظام جمهوری اسلامی ایران است. نقدهای فراوان او به عملکرد رهبری و نهادهای تحت امر او، باعث توجه ویژه رسانه‌های داخلی و خارجی به وی شده‌است. انتقادهای او از رهبر و نهادهای تحت امرش، بروز حوادث گوناگونی را برایش رقم زد. از فیلترینگ وب‌سایت شخصی تا استراق سمع از دفتر کارش، از حمله گروهی از لباس شخصی‌ها در شیراز تا رد صلاحیتش در انتخابات دورهٔ یازدهم مجلس توسط شورای نگهبان؛ به نظر خودش، همگی، نتیجهٔ انتقادهایش از رهبری و دستگاه‌های زیر نظرش بود.[۱۳۰]

مطهری در رابطه با حصر «غیرقانونی» رهبران معترض به انتخابات ۱۳۸۸ بارها از «مجموعهٔ نظام» و شخص رهبر انتقاد کرده‌است.[۱۳۱]

علی مطهری در دی ۱۳۹۲، در جمع دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز گفت:

وی همچنین در آذر ۱۳۹۳ در همایش تبیین حماسه حسینی که توسط انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد در دانشکده ریاضی این دانشگاه برگزار شد صراحتاً اعلام کرد که نظر رهبری در مورد حصر خلاف عدالت است و اظهار داشت: رهبری از نظر خودشان می‌گویند که در مورد حصر موسوی و کروبی، عدالت را رعایت کرده و به آن‌ها لطف می‌کنند ولی از نظر من این مخالف عدالت است و نظر ایشان را قبول ندارم.[۱۳۳]

«آیا می‌دانید که جنایاتی در زندان‌های جمهوری اسلامی به نام اسلام در حال وقوعند که شبیه آن در رژیم منحوس شاه هرگز دیده نشد؟ آیا می‌دانید که تعداد زیادی از زندانی‌ها تحت شکنجه توسط بازجویانشان کشته شده‌اند؟ آیا می‌دانید که در زندان (شهر) مشهد، حدود ۲۵ دختر بخاطر آنچه بر آن‌ها رفته بود. مجبور به درآوردن تخمدان یا رحم شدند؟ آیا می‌دانید که در برخی زندان‌های جمهوری اسلامی دختران جوان به زور مورد تجاوز قرار می‌گیرند».

نامه منتظری به خمینی پس از اطلاع از اعدام دسته‌جمعی زندانیان عقیدتی-سیاسی ایران در تابستان ۱۳۶۷.[۱۳۴]

حسینعلی منتظری (۱۳۰۱–۱۳۸۸) از مراجع تقلید شیعه بود. او پس از انقلاب ۵۷ به ریاست مجلس خبرگان قانون اساسی رسید و در گنجانده شدن اصل ولایت فقیه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران نقش مهمی داشت. منتظری در سال ۱۳۶۴ از سوی مجلس خبرگان رهبری به قائم‌مقامی ولی فقیه انتخاب شد اما پس اختلاف با خمینی بر سر مسایل حقوق بشری به‌ویژه کشتار زندانیان سیاسی در شهریور ۱۳۶۷، از مقام خود استعفا کرد. به دنبال آن، هواداران خمینی به خانهٔ وی حمله کردند، نام و عکس منتظری از کتب درسی و ادارات دولتی و معابر عمومی حذف شد، نام خیابان‌ها و اماکنی که به نام وی بود، عوض شد و رساله و تألیفات او جمع‌آوری شد؛ و مزاحمت نسبت به بسیاری از شاگردان و علاقه‌مندان او ادامه یافت. پس از مرگ خمینی به انتقاد از سیاست‌های حکومت ادامه داد و پس از انتقادی شدید از سید علی خامنه‌ای شش سال را در حبس خانگی به‌سر برد.[۱۳۵][۱۳۶]

محمد موسوی خوئینی در ۷ تیر ۹۹ به سید علی خامنه‌ای نامه‌ای نوشت که در آن با اشاره به اوضاع اقتصادی و غیرقابل دوام و وخامت مشکلات مردم، عمق بی‌اعتقادی و بی‌اعتمادی مردم را نشات گرفته از مدیریت در بالاترین سطح جمهوری اسلامی دانست.[۱۳۷][۱۳۸][۱۳۹]

در آستانه ۲۲ خرداد ماه سال ۱۳۹۸ هجری شمسی، همزمان با سالگرد انتخابات مناقشه برانگیز ۱۳۸۸ ایران، نامه‌ای توسط ۱۴ تن از فعالان مدنی و کنشگران سیاسی داخل ایران با هدف طرح یک سری خواسته‌های سیاسی و مدنی منتشر شد. این نامه بعدها به «بیانیه ۱۴ فعال سیاسی» و «بیانیهٔ ۱۴» معروف شد. امضاکنندگان این بیانیه با طرح مشکلات اقتصادی، مدنی و سیاسی داخل ایران ضمن انتقاد از وضعیت جاری کشور در زمینه‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی خواستار اعمال اصلاحات در قانون اساسی کشور، کناره‌گیری سید علی خامنه‌ای رهبر جمهوری اسلامی از قدرت و گذار از نظام جمهوری اسلامی شدند. امضاکنندگان این سند دلایل خود برای طرح چنین مطالبه‌ای را «نقص گسترده حقوق مدنی، به‌خصوص زنان»، «ناتوانی در رهبری و اداره درست کشور» و «استبداد نظام حاکم، عدم استقلال قوا و عدم امکان برگزاری انتخابات آزاد» عنوان کردند. بیانیه مذکور «مردم ایران» را مخاطب خود قرار می‌دهد. کمال جعفری یزدی، محمد نوری‌زاد، گوهر عشقی و محمد ملکی از جمله چهره‌هایی بودند که بیانیه را امضا کردند.[۱۴۰][۱۴۱][۱۴۲][۱۴۳][۱۴۴][۱۴۵][۱۴۶]
به فاصله چندی پس از انتشار بیانیه فوق، ۱۴ زن ایرانی از چهره‌های کنشگر خارج کشور نیز با امضای بیانیه‌ای حمایت خود را از این ۱۴ تن اعلام داشتند. نام چهره‌هایی چون مسیح علی‌نژاد و نازنین بنیادی در بین این افراد به چشم می‌خورد.[۱۴۷]
در همین حین ۱۴ نفر از کنشگران زن داخل ایران ضمن انتشار نامه‌ای با اعلام مطالبات مدنی و سیاسی خود و اعلام حمایت از بیانیه ۱۴ تن، اعلام موجودیت نمودند.[۱۴۸]

پس از انتشار این بیانیه‌ها تعدادی از امضاکنندگان آن احضار یا توسط نهادهای امنیتی بازداشت شدند. عده‌ای از امضاکنندگان نیز گزارش کردند که توسط افرادی ناشناس مورد تهدید، ضرب شتم و ارعاب قرار گرفتند.[۱۴۶][۱۴۹][۱۵۰][۱۵۱]
تعدادی از احزاب سیاسی، چهره‌های سرشناس نیز در واکنش به بازداشت گسترهٔ امضاکنندگان بیانهٔ ۱۴ اقدام به اعلام حمایت از این کنشگران و بیانیهٔ آنها کردند.[۱۵۲]

از سوی دیگر طیف وسیعی از شهروندان نیز در اعتراض به بازداشت‌های گستردهٔ امضاکنندگان بیانیهٔ ۱۴، اقدام به راه‌اندازی یک پویش در فضای مجازی تحت عنوان «من نفر پانزدهم هستم» کردند و با ارسال ویدیوهایی، خود را نفر پانزدهم بیانیه معرفی کردند. افراد در این ویدیوها با بیان انتقادات خود نسبت به وضعیت مدنی، معیشتی و سیاسی حاکم بر کشور، مخالفتشان با حکومت را ابراز داشتند.[۱۵۳][۱۵۴][۱۵۵]

پس از انتشار نامه فوق تعدادی از امضاکنندگان در همان روزهای اول و تعدادی دیگر در ماه‌های آتی توسط نهادهای امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و زندانی شدند. محمد نوری‌زاد ۱۷ تیرماه بابت امضای این نامه به دادسرای اوین احضار شد. کمال جعفری یزدی، از دیگر امضاکنندگان بیانیه، نیز که پیشتر به حکم ۱۳ سال زندان بدوی محکوم شده بود. در همین ارتباط جمعی از افراد با مسافرت به مشهد و تجمع برابر دادگستری مشهد قصد اعتراض به حکم وی را داشتند که عموماً بازداشت شدند. در میان این بازداشت‌شدگان دست کم ۴ نفر شامل جواد لعل محمدی، هاشم خواستار، محمدحسین سپهری و محمد نوری‌زاد جزو امضاکنندگان بیانیه ۱۴ نفره بودند.[۱۴۹][۱۵۰][۱۵۶][۱۵۷][۱۵۸][۱۵۹][۱۶۰][۱۶۱]

رضا مهرگان از امضاکنندگان بیانیه اولیه نیز خبر داد که از سوی سه فرد ناشناس با شوکر و چاقو مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفته. محمدحسین سپهری از دیگر چهره‌های امضاکننده این بیانیه اظهار کرد فردی با چاقو به منزل وی مراجعه کرده و او نیز اقدام به تماس با نیروی انتظامی کرده اما هیچ مأموری برای بررسی مسئله به منزلش اعزام نشده‌است. در برخی از رسانه‌ها نیز گزارش شد که جواد لعل‌محمدی پس از انتشار این نامه تماس‌هایی تهدیدآمیز دریافت کرده‌است. لعل محمدی در این باره با انتشار بیانیه‌ای خبر از وجود تهدیدات و سوءقصد احتمالی به جان این ۱۴ تن داد. رادیو فردا از گوهر عشقی نیز به عنوان دیگر شخصی که پیام‌های تهدیدآمیز دریافت کرده یاد کرد.[۱۵۱]

در ۱۳ بهمن ۱۳۹۸ تعدادی از امضاکنندگان بیانیه و حامیانشان به اتهام «تشکیل گروه غیرقانونی و تبلیغ علیه نظام» در مجموع به ۷۲ سال زندان، ۶ سال تبعید و ۶ سال ممنوعیت از هرگونه فعالیت محکوم شدند.[۱۶۲]
این احکام مورد اعتراض محکومان قرار گرفت و درخواست تجدیدنظر کردند. در فروردین ۱۳۹۹ احکام قطعی چهار نفر از امضاکنندگان بیانهٔ ۱۴ منتشر شد. بر اساس حکم دادگاه تجدیدنظر مشهد، هاشم خواستار، محمد نوری، محمد حسین سپهری و فاطمه سپهری جمعاً به بیش از ۴۰ سال حبس تعزیری، ۴ سال تبعید و ۴ سال ممنوعیت خروج از کشور محکوم شدند.[۱۶۳]

محمود امجد، استاد اخلاق حوزه علمیه قم در ۱۶ آذر ۱۳۹۹ ضمن اظهار تاسف از اعدام روح‌الله زم و در واکنش به این جنایت، مسئول تمام جنایت‌ها و کشته‌شدگان از سال ۸۸ را سید علی خامنه‌ای دانسته و به او توصیه کرده تا دست از این استبداد بردارد.[۱۶۴][۱۶۵]

احمد زیدآبادی، روزنامه‌نگار، تحلیل‌گر سیاسی و دکترای علوم سیاسی از دانشکده حقوق دانشگاه تهران است. او در سال ۱۳۷۹ به جرم تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و اقدام افسارگسیخته علیه نظام، ۱۳ ماه در زندان به سربرد.
همچنین دو روز پس از انتخابات مناقشه‌برانگیز ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۸۸ مجدد دستگیر و این بار دادگاه او را به شش سال زندان، پنج سال تبعید به گناباد و محرومیت مادام‌العمر از هر گونه فعالیت سیاسی و شرکت در احزاب و هواداری و مصاحبه و سخنرانی و تحلیل حوادث، به صورت کتبی یا شفاهی، محکوم کرد.[۱۶۶][۱۶۷]
دلیل این برخورد حکومت با وی، نگارش نامه‌ای سرگشاده، خطاب به رهبر جمهوری اسلامی بود که در این نامه دو پرسش را از وی مطرح کرده بود. یکی اینکه بر اساس کدام علت شرعی، قانونی یا عرفی پرسش از رهبری و نقد گفته‌ها و عملکرد وی ممنوع است؛ و پرسش دوم مربوط به پرونده هسته‌ای ایران بود. وی در این مورد از خامنه‌ای پرسیده بود حکومت ایران با صرف چه هزینه‌ای می‌خواهد به چرخه سوخت هسته‌ای دست پیدا کند. زیدآبادی سپس از خامنه‌ای خواسته بود تصمیم در این مورد را به مردم ایران واگذار کند.[۱۶۸][۱۶۹]

در ۱ فروردین ۱۳۹۹ امیر نوری، بازیگر ایرانی، ویدئویی از خود در صفحهٔ اینستاگرامش منتشر کرد که در آن یک قورباغه کاغذی را می‌پراند و می‌گفت «دارم جهش تولید می‌کنم.» سپس به شوخی افزود: «دعا کن همین هم تحریم نشه.»
اشاره وی به نام‌گذاری سالانهٔ خامنه‌ای بود که سال ۱۳۹۹ خورشیدی را سال «جهش تولید» نامیده بود، او برای سال ۱۳۹۸ هم شعار «رونق تولید» را مطرح کرده بود. این شعار درحالی مطرح شد که اقتصاد ایران با رشد منفی و تورم و بیکاری بالا روبرو بود بسیاری از منتقدان با توجه به فشار تحریم‌ها، فساد گسترده و سقوط قیمت نفت چشم‌انداز روشنی از آیندهٔ اقتصادی ایران متصور نیستند.[۱۷۰]

پس از این اقدام امیر نوری، گزارش‌هایی از بازداشت او منتشر شد که او یا منبع دیگری صراحتاً آنها را تأیید یا تکذیب نکردند. برخی از چهره‌های حزب‌اللهی و ولایی در شبکه‌های اجتماعی، درخواست برخورد قضایی با امیر نوری را کردند و برخی هشتگی را با نام «نواب صفوی زنده است» را منتشر کردند؛ که تلویحاً تهدید به قتل این بازیگر بود.[۱۷۰][۱۷۱][۱۷۲]

«گزارش رویترز در مورد این قتل‌عام که به دستور خامنه‌ای انجام شد، بر ضرورت مجازات خاطیان و منزوی کردن رژیم به خاطر کشتن ۱۵۰۰ شهروند ایرانی، تأکید دارد»[۱۹۳]


وی همچنین گفت:

«خامنه‌ای مردم ایران را اوباش خوانده‌است؛ خامنه ای در واقع رژیم خود را توصیف کرده‌است، نه آن ایرانیان شجاعی را که، صدای‌شان در اعتراض به عملکرد او بلند شده‌است».[۱۹۴]

«کوروش بزرگ، ۲۵۰۰ سال پیش، از یهودیان در برابر آزار و اذیت دفاع کرد؛ [ولی] اکنون خامنه‌ای یک بار دیگر، به طرز شرم‌آوری در حساب سانسور نشدهٔ خود در توئیتر، هولوکاست را رد می‌کند. اقلیت‌های مذهبی را به زندان می‌اندازد، منتقدان و مخالفان را اعدام می‌کند و یک «ظلمت دیجیتال» بر ایران، حاکم کرده‌است».[۱۹۵]

او همچنین در خطاب به خامنه‌ای گفت: {{نقل قول|«تو شخصاً صدها میلیون دلار از پول مردم ایران را دزدیده‌ای. انتخابات شما جوک است و صدها نفر حتی برای شرکت در آن رد صلاحیت می‌شوند…. امروز مردم ایران، گرسنگی می‌کشند؛ چون تو میلیاردها دلار صرف جنگ‌های نیابتی برای حفظ حکومت دزدسالارت می‌کنی».[۱۹۶]؛ «با تأسف برای مردم ایران، حکومت آن‌ها مملو از ریاکاران فاسد است؛ یکی از آن‌ها آیت‌الله خامنه‌ای است که یک صندوق سرمایهٔ معاف از مالیات با میلیاردها دلار ثروت دارد…. او که مرد مقدسی خوانده می‌شود، املاک اقلیت‌های دینی را می‌بلعد و بعد، پول نقد را به سپاه پاسداران منتقل می‌کند».[۱۹۷]

«اگر این به اصطلاح، رهبر معظم، رهبری واقعی بود، میلیاردها دلار موجود در صندوق مالی بدون مالیات خود را برای مقابله با شیوع این ویروس، به مردم ایران بازمی‌گرداند».[۱۹۹]

«مردم نجیب ایران، که آمریکا را دوست دارند، سزاوار دولتی هستند که بیش از تمرکز بر کشتن آن‌ها به جرم احترام‌خواهی، به آن‌ها کمک کند تا به رؤیاهایشان دست یابند. رهبران ایران به جای آنکه ایران را به سمت ویرانی بکشانند، باید هراس‌افکنی را کنار بنهند و ایران را دوباره باعظمت کنند».[۲۰۰]

«او [خامنه‌ای] باید بداند که هر حکومتی که اسرائیل را تهدید به نابودی کند، خودش را در خطر نابودی خواهد یافت».[۲۰۱]

«هر انسانی که از انصاف و اصول، اندکی بهره برده باشد، فکر انکار کشتار ۶ میلیون یهودی و ۱۱ میلیون مردم بی‌گناه در جریان هولوکاست را منزجرکننده می‌بیند؛ اما این برای خامنه‌ای، یک امر معمول است».[۲۰۳]


همچنین در جایی دیگر گفت:

«ایالات متحده، اظهارات منزجرکننده و یهودی‌ستیزانهٔ خامنه‌ای را محکوم می‌کند؛ این اظهارات، جایی در توییتر یا سایر شبکه‌های اجتماعی ندارد. ما می‌دانیم که ادبیات سخیف (لفاظی‌های خبیثانه[۲۰۵]) خامنه‌ای، بازتاب سنت رواداری مردم ایران نیست».[۲۰۶]

سید علی خامنه‌ای در دورهٔ رهبری خود همواره دربارهٔ فواید نقد و نقدپذیری صحبت کرده‌است؛ اما منظور وی از نقدپذیری در بیشتر اوقات، اشخاصی به غیر از خودش یا نهادهای زیرمجموعه‌اش بوده‌اند. در برخی مواقع نیز رهبر ایران، هیچ دستگاهی را مصون از نقد نمی‌داند و همه را پاسخگو می‌داند اما واقعیت چیز دیگریست. برای نمونه، خامنه‌ای در ۲ فروردین ۱۳۸۳ گفت:

«هیچ دستگاهی نباید خود را از انتقاد و نقد مصون و از عیب خالی بداند؛ همهٔ دستگاه‌های کشور باید مورد نقد منصفانه قرار بگیرند و همه در جهت اهداف نظام و در چهارچوب آن، رفتار خود را اصلاح کنند».

با توجه به صحبت‌های رهبر، اما عملاً بسیاری از نهادهای زیر نظر وی، همانند قوهٔ قضاییه، سپاه پاسداران، ستاد اجرایی فرمان امام و بسیاری از نهادهای دیگر، از نقد شدن و مورد بازخواست و بررسی قرار گرفتن مصون هستند. با گذشت چندین سال، هنوز نقد و بررسی این نهادها خط قرمز است و در صورت رد شدن منتقدان و تحلیل‌گران از این خط قرمز، با برخورد شدید دستگاه‌های قضایی و امنیتی حکومت روبه‌رو می‌شوند یا توسط هواداران رهبر تحت فشار شدید قرار می‌گیرند. نکتهٔ دیگر نیز این است که رهبر ایران با وجود دارا بودن اختیارات وسیع قانونی و استفاده از اختیارات فراقانونی، در پاسخ به اندک نقدهای دانشجویان در دیدارهای دانشجویی، از خود سلب مسئولیت می‌نماید.

برخی از دیدگاه‌های سید علی خامنه‌ای در باب «نقد» و «نقد پذیری» در زیر آمده‌است:

«قابله توی اتاق داشت زمینهٔ تولد این فرزند جدید (علی خامنه‌ای) رو فراهم می‌کرد، می‌گفت یه مرتبه، صدای قابله، بلند شد که علی نگهدارت باشه، این تعبیری، گفت ما درو باز کردیم اومدیم تو، گفتیم چی شد؟ گفت که این آقا، یعنی مقام معظم رهبری وقتی می‌خواست از بدن مادر، خارج بشه گفت یا علی! مردم رهبر شما کسی است که با ورودش یا علی گفت و در طول زندگی یا علی گفت و تو حزب‌اللهی باید تا ابد پشت سر این رهبر یا علی بگویی».[۲۱۹][۲۲۰]

البته خود علی خامنه‌ای بعدها این مطلب را تأیید کرد.[۲۲۱]

بخش اندیشه در مورد رهبر معظم انقلاب به جرات می توان گفت که تمام مراجع و بزرگان سخنان ارزشمندی بیان فرموده اند که ما در این نوشتار تنها به تعداد مختصری از آنها اشاره می کنیم که به قول معروف تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل

بخش اندیشه : در مورد رهبر معظم انقلاب به جرات می توان گفت که تمام مراجع و بزرگان سخنان ارزشمندی بیان فرموده اند که ما در این نوشتار تنها به تعدادمختصری از آنها اشاره می کنیم که به قول معروف “تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.”‏

آیت الله العظمی اراکی(رحمه الله علیه‎) : (‎‏ انتخاب شایسته‌ حضرت عالی به مقام رهبری جمهوری اسلامی ایران، مایه‌ دلگرمی و امیدواری ملّت قهرمان ایران است.‎ (‎‏”روزنامه جمهوری اسلامی ۲۲/۳/۱۳۶۸”‏

آیت الله مهدوی کنی،‌درباره رهبر معظم انقلاب گفته‌اند‎: ‎‏ این الهامی بود از الهامات الهی و هدایتی بود از هدایت معنوی روح حضرت امام (رضوان الله علیه) که هنوز این ملت را رها نکرده و این رحمتی بود از طرف خداوند که در کوران این مصیبت جانکاه، با تعیین آیت الله خامنه‌ای که از یاران صدیق امام و از یاران خوشنام و خوش سابقه بوده و مجتهد و عادل است، به عنوان رهبری نظام جمهوری اسلامی ایران، آرامشی توأم با اعتماد و اطمینان بر کشور و امت فداکار حاکم گردید‎.‎‏ “روزنامه رسالت ۲۳/۳/۱۳۶۸”‏

آیت الله خزعلی‎ : ‎انتخاب آیت الله خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی که فردی پخته و عالم و با سیاست و مدبر می‌باشد، در خارج دشمنان را در سکوت و ابهام فرو برد و در داخل، آرامش را فراهم ساخت‎.‎‏ ” روزنامه رسالت ۲۳/۳/۱۳۶۸”‏نظر بزرگان سیاست در مورد رهبری

آیت الله مشکینی ، (رحمه الله علیه):حضرت مستطاب آیت الله حاج سید علی خامنه‌ای مدظله العالی واجد مقام فقاهت و اجتهاد و قدرت استنباط احکام شرعیه که تصدی مقام معظم رهبری بدان نیازمند است می‌باشد؛ چنانچه معظم له حائز سایر شرایط ولایت است‎. ‎‏ “دررالفوائد فی اجوبة القائد آیت الله العظمی خامنه‌ای ص۱۰”‏

آیت الله فاضل لنکرانی(رحمه الله):‏‎ ‎بنده به عنوان کسی که هم عضو مجلس خبرگان هستم و هم اینکه آشنایی با آیت الله خامنه‌ای دارم؛ عرض می‌کنم که ایشان اهل نظر و اهل اجتهاد هستند. بیست سال پیش وقتی در مشهد در مسجد گوهرشاد با ایشان برخورد کردم؛ آن موقع ایشان از مدرسین محترم مشهد بودند؛ پرسیدم چه چیزی تدریس می‌کنید، فرمودند: مکاسب. مکاسب از مهمترین و مشکلترین کتب علمی ماست. به نظر من ایشان یک فقیه و یک مجتهد است. کسی که در سالهای طولانی در جهان سیاست استادی چون امام امت داشته است و خودش نیز دارای استعداد سرشار است؛ چنین فردی دارای مقامات بلندی از درک سیاسی است. دوران هشت ساله ریاست جمهوری ایشان یک شاهد قوی برای مطلب است. سفرهایی که ایشان به کشورهای خارج داشته‌اند، به عنوان یک سیاستمدار در صحنه‌های سیاسی جهان درخشیده است‏‎.‎‏ “روزنامه رسالت ۲۲/۳/۱۳۶۸”‏

آیت الله جوادی آملی ، مدرس حوزه علمیه قم‎ :‎اجتهاد و عدالت حضرت آیت الله جناب آقای حاج سید علی خامنه‌ای دامت برکاته، مورد تائید می‌باشد. لازم است امت اسلامی – ایدهم الله – در تقویت رهبری معظم له در بذل نفس نفیس در هیچ گونه نثار و ایثار دریغ نفرمایند. “دررالفوائد فی‌اجوبة القائد ص۱۹”‏

آیت الله ابراهیم امینی ، مدرس و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‎: ‎حضرت آیت الله خامنه‌ای – دامت برکاته – در فقاهت و اجتهاد به مرتبه‌ای است که برای تصدی مقام ولایت و رهبری صلاحیت کامل دارد‏‎ . ‎‏”دررالفوائد فی‌اجوبة القائد ص۲۱”‏

آیت الله مؤمن ، عضو مجلس خبرگان رهبری و مدیر حوزه علمیه قم‎:‎‏ هنگام رأی گیری در مجلس خبرگان برای رهبری حضرت آیت الله خامنه‌ای (دامت برکاته) اجتهاد معظّم له با قیام هیئت شرعیه نزد اینجانب ثابت بود، ولی بعداً به واسطه حضور در جلسات مباحث فقهی، شخصاً به اجتهاد ایشان پی بردم و اکنون شهادت می‌دهم که معظم له مجتهدی عادل و جامع الشرایط می‌باشد‎. ‎‏ “دررالفوائد فی‌اجوبة القائد ص۲۳”‏

آیت الله امامی کاشانی ، عضو فقهای شورای نگهبان‎: ‎‏ آیت الله خامنه‌ای به تمام رموز سیاست و حکومت آگاه بوده و شخصی با ورع، با تقوا، محبوب، مخلص، عالم و دارای بنیه فقهی هستند‎.‎‏

“نسل کوثر ص۸۸ مصاحبه با مرکز تحقیقات اسلامی سپاه ۶/۱۱/۷۲”‏

آیت الله یزدی :حضرت آیت الله حاج سید علی خامنه‌ای رهبر انقلاب جمهوری اسلامی ایران (دام ظله الشریف) فقیهی والا مقام و مجتهدی عالی مقام هستند که بر علوم مؤثر در استنباط تسلّطی بسیار بالا دارند. زاید بر لغت و ادبیات و اصول و حدیث و تفسیر حتی در رجال و درایه که در استحکام فتوی نقشی بسزا دارد، خود استاد و عالمی هستند. “دررالفوائد فی‌اجوبة القائد ص ۱۵”‏

آیت الله مصباح یزدی ، مدرس حوزه علمیه قم‎ : ‎من اگر بخواهم درباره شخص ایشان و ویژگیهایی که خدای متعال به ایشان عطا فرموده و امتیازاتی که به ایشان لطف کرده صحبت کنم، حقّش را نمی‌توانم ادا کنم؛ ولی در چند جمله کوتاه عرض بکنم که: ایشان فقاهت را توأم با تقوا؛ تیزهوشی و فراست را توأم با بردباری و سعه صدر؛ مدیریت را همراه با تعبّد و پایبندی به اصول و مبادی اسلامی؛ حزم و احتیاط را توأم با شجاعت و شهامت؛ بهره‌مندی از علوم مختلف اسلامی را همراه با ذوق و گرایشهای هنری اصیل؛ اعتماد به نفس را همراه با توکل بر خدای متعال؛ تلاش و جدیّت و نظم و برنامه ریزی را توأم با توسّل به ولی عصر عجّل الله تعالی فرجه الشریف و ائمه اطهار؛ و در یک کلمه همه شرایط و مزایای مدیریت را با روح عبادت و بندگی و اخلاص جمع می‌کند‎.‎‏ ” نسل کوثر ص۸۷”‏

آیت الله حائری شیرازی : آیت الله خامنه‌ای صالح ترین فرد برای رهبری هستند‎.” ‎آیت الله خامنه‌ای علاوه بر تمام ویژگیها، یک عالم آگاه به مسائل اسلامی است و از سیاست و درایت خاصّی برخوردار است‎.‎‏ “روزنامه رسالت ۳۰/۳/۱۳۶۸”‏

آیت الله هاشمی رفسنجانی‎:‎‏ انتخاب آیت الله خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی،‌دستاوردی عظیم و نشأت گرفته از رهنمودهای حضرت امام است… ایشان با اکثریت خیلی بالایی در جلسه خبرگان رأی آوردند. انصافاً رأی بجایی هم بود و نقطه مهمی که فکر می‌کنم برای ما اهمیت دارد، آشنایی ایشان با مسائل کشور است. از همه صلاحیت‌ها، نظیر مبارز بودن و عالم بودن و داشتن عدالت و غیره که بگذریم، یک کسی که ده سال – دوازده سال – در کوران مسائل کشور بوده و الان ایشان جزئیات امور مملکت را می‌داند. برای ایشان الان همه چیز نقد است. معنای رهبری هم همین است که بتواند با اطلاعات قبلی خودش نظر بدهد و سیاستی را که بخواهد، تعیین کند. من کاملاً راضی هستم، یعنی وقتی به وجدانم مراجعه می‌کنم، می‌بینم ما هیچ راهی بهتر از آنچه انجام شد، نداشتیم هر فرض دیگری، یعنی اگر شورا داشتیم،‌ یکسری مشکلات به وجود می‌آمد. اگر فرد دیگری هم به غیر از آیت الله خامنه‌ای می‌آمد، دچار مشکل می‌شدیم … خداوند ما را هدایت کرد‎.‎‏ “روزنامه اطلاعات ۲۰/۳/۶۸”‏

و در جای دیگر اشاره دارند که‎ : ‎راه امام، با انتخاب آیت الله خامنه‌ای به رهبری جمهوری اسلامی، بیمه و تضمین گردید‎.‎‏ ” روزنامه اطلاعات ۲۳/۳/۶۸”‏

حجت الاسلام و المسلمین حاج سید احمد خمینی رحمه الله علیه‎:‎حضرت امام بارها از جناب عالی به عنوان مجتهدی مسلّم و بهترین فرد برای رهبری نام بردند‎.”‎انتخاب شایسته و بسیار خداپسندانه حضرت عالی، باعث شادی تمام دوستداران اسلام و انقلاب اسلامی در جهان گردید. حضرت عالی از چهره‌های درخشان انقلاب اسلامی ایران بوده و همواره مورد تائید و تکریم امام عزیزمان بوده‌اید‎.”‎‏ “روزنامه رسالت ۱۶/۳/۶۸”‏

شهید آیت الله مطهری می فرمایند : سید علی خامنه ای از نمونه های ارزنده ای است که برای آینده موجب امیدواری است . من از اخلاص آقای خامنه ای تعجب می کنم، ایشان هیچ به دنبال خودنمایی نیست که بخواهد خودش را مطرح کند وخودش را نشان بدهد من در جریان کمیته استقبال از حضرت امام بیشتر به تقوای ایشان پی بردم . ” ضمیمه ماهنامه امتداد خرداد ۱۳۸۹- ص۱۱”‏

شهید محراب ، عارف عامل، آیت الله دستغیب می فرمایند : چیزی که بنده نسبت به این شخص بزرگ فهمیده ام این است که فردی است خدایی، هواپرست نیست، مقام نمی خواهد ، قدرت نمی خواهد به دست بگیرد ،‌امتحان خویش را پیش از پیروزی وبعد از پیروزی داده است ، در هر پُستی که بوده ، امتحان خودش را داده است . کسی که امام جمعه تهران باشد ، آن وقت در جبهه برود ، در سنگرها از اسلام دفاع کند،‌این مرد بزرگ ،‌مقامی برای خودش قائل نیست ، به عینه مثل امام عظیم الشان . امام فرموده : به من خدمتگزار بگویید بهتر است از اینکه رهبر بگویید. آقای علی خامنه ای هم این جوری است ، مقام نمی خواهد ، مقام بر روی او اثر نمی گذارد . ” ضمیمه ماهنامه امتداد خرداد ۱۳۸۹- ص۱۱”‏

علامه گرانقدر آیت الله مصباح یزدی می فرمایند : اگر امثال بنده شبانه روز تسبیح به دست بگیریم وفقط خدا را شکر کنیم که خدا چنین رهبری را به ما داده است ، والله معتقدم که از عهده شکر این نعمت بر نمی آییم . ” ضمیمه ماهنامه امتداد خرداد ۱۳۸۹- ص۱۱”‏

آیت الله حسن زاده آملی می فرمایند : رهبر عظیم الشانتان را دوست بدارید ، عالمی،رهبری،‌موحدی، سیاسی،‌دینداری،‌انسانی، ربانی،‌پاک منزه،‌کسی که دنیا شکارش نکرده،‌قدر این نعمت عظما را که خدا به شما عطا فرموده،‌قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید ، مبادا این جمعیت مارا،‌مبادا این کشور مارا، مبادا این کشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند . خدایا به حق پیامبر وآل پیامبر سایه این بزرگمرد ، این رهبر اصیل اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای عزیز را مستدام بدار.

” ضمیمه ماهنامه امتداد خرداد ۱۳۸۹- ص۱۱”‏شهید سپهبد علی صیاد شیرازی در قنوت دعاهای مختلف می خواند ، ولی در پایان قنوت دعای ” اللهم اید آیت الله العظمی خامنه ای . اللهم حفظه و وفقه وثبته ” را همیشه قرائت می کرد . ” ضمیمه ماهنامه امتداد خرداد ۱۳۸۹- ص۱۳”‏ شهید آوینی بعد از رحلت امام خمینی ، خطاب به حضرت آقا می نویسند : عزیز ما،‌ای وصی امام عشق،‌آنان که معنای ولایت را نمی دانند، در کار ما سخت درمانده اند. اما شما خوب می دانید که سرچشمه این تسلیم واطاعت ومحبت در کجاست ؟ خودتان خوب می دانید که چقدر شما را دوست داریم وچقدر دلمان می خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم، سر در بغل شما پنهان کنیم وبگرییم . ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما بازیافتیم .لبخند شما، شفقت شما را داشت وشب انزوای ما را شکست . سر ما و قدم تان که وصی امام عشق هستید ونایب امام زمان (عج) . ” ضمیمه ماهنامه امتداد خرداد ۱۳۸۹- ص۱۳”‏

● بزرگان سیاست

چند سال پیش پوتین، رئیس جمهور وقت روسیه ، برای نخستین بار در طول سی سال انقلاب به ایران سفر کرد . پوتین ، شخصیتی بسیار چارچوب مند ومنضبط بر اصول دیپلماسی است ، اما با این حال چندبار پرسیده بود که دیدار با رهبر جمهوری اسلامی آیا انجام می شود یا نه . دیدار انجام شد . در این دیدار رهبری به نکاتی از تاریخ شوروی وقبل از آن اشاره می کنند که برای رئیس جمهور وقت روسیه جدید بوده است . پس از دیدار مسئولین دستگاه دیپلماسی می گفتند رفتار وی تغییر کرده بود و شخصا و نه از طریق وزیر خارجه خود ، به وزیر خارجه وقت کشورمان گفته بود که شما حتما سفری به روسیه داشته باشید تا باهم گفتگو کنیم .

در برگشت به کشور روسیه ، خبرنگاری از وی درباره نظرش راجع به رهبری ایرا ن می پرسد و وی در پاسخ می گوید : من مسیح را ندیده ام ، اما تعاریف او را در انجیل شنیده وخوانده ام ، من مسیح را در رهبری ایران دیدم . “ضمیمه ماهنامه امتداد خرداد ۱۳۸۹- ص۲۲”‏

خاویر پرز دکوئیار دبیر کل سازمان ملل در بحبوحه جنگ تحمیلی به ایران آمد ، دیداری هم با رئیس جمهور ( آقای خامنه ای) داشت . دکوئیار پس از آن دیدار پرسیده بود : رئیس جمهور شما از کدام دانشگاه علوم سیاسی فارغ التحصیل شده است . دکوئیار افزوده بود من مدرک دکترای علوم سیاسی دارم و۳۰ سال است کار سیاسی می کنم وچند سال است دبیر کل سازمان ملل هستم ، در این مدت شخصیت های سیاسی ورئیس جمهورهای بسیاری را دیده ام اما تاکنون شخصیتی به سیاستمداری وهوشمندی او ندیده ام . ” ضمیمه ماهنامه امتداد خرداد ۱۳۸۹- ص۲۲”‏

کوفی عنان ، ‌دبیر کل سازمان ملل متحد بود . هنگام خروج از تهران ودر پاویون فرودگاه گفته بود : در دوران نوجوانی که بوده ام در مورد شخصیت های کاریزما مطالعه می کردم وهمیشه این سئوال برای من مطرح بود که اگر زمانی من روبه روی یک شخصیت کاریزما قرار بگیرم چه عکس العملی خواهم داشت . وی افزود : کسانی که مرا به سازمان ملل آوردند، شخصیت های برجسته دنیا بودند ومن به آنها علاقه مند بودم وهرکدام مثل ژاک شیراک ، برای من امتیازاتی داشتند . من به شدت تحت تاثیر ژاک شیراک بودم . طوری که وقتی ایشان صحبت می کرد بدون مکث حرف هایی صریح می زد گورباچف و هلموت کهل هم همین طور بودند . اینها کسانی بودند که نیاز به مکث نداشتند .

من اینها را دوست داشتم . در ملاقات با حضرت آقای خامنه ای احساس کردم که کسی را مثل او ندیده ام . شخصیت معنوی ایشان چنان مرا گرفت که از خود پرسیدم چرا شخصیتی مثل من دبیر کل سازمان ملل باشد واز معنویات چیزی نداشته باشد . با دیدن آقای خامنه ای همه آن شخصیت هایی را که مرا جلب کرده بودند فراموش کردم وتحت تاثیر شخصیت معنوی ایشان قرار گرفتم . من شخصیت های معنوی در دنیا زیاد دیده بودم ، ولی هیچ یک ، از مسائل سیاسی اطلاع نداشتند . با دیدن آقای خامنه ای اوج قداست آن شخصیت های سیاسی از ذهن من پاک شد . من تعجب می کنم ایران با چنین شخصیتی چرا در بعضی جاها می لنگد. بعید می دانم به سازمان ملل هم بروم شخصیت ایشان از ذهن من پاک شود . ” ضمیمه ماهنامه امتداد خرداد ۱۳۸۹- ص۲۲”‏

دیدن نظرات

نسخه چاپی

دفتر رهبر جمهوری اسلامی بیش از آنکه یک سازمان اداری یا سیاسی یا بیت مذهبی باشد، یک شبکه پیچیده است. این شبکه پیچیده که در عرض آن دفاتر ویژه نظامی و امنیتی و مشاوران آیت‌الله خامنه‌ای قرار دارند، یک حلقه قدرتمند و کانال درجه اول ارتباط و اطلاع‌رسانی را شکل داده است.

چهره‌های کلیدی این شبکه که علیرغم برخی فراز و فرودهای ناشی از ظهور دولت‌های مختلف در سیاست ایران، موقعیت خود را حفظ کرده‌اند، دست کم ۱۵ نفر هستند. این چهره‌ها را برخی مهره شخص رهبر، گروهی کابینه‌چینی مجتبی خامنه‌ای و دیگرانی، مهره‌های سپاه پاسداران خوانده‌اند، نام چهره‌های خارج از دفتر مانند قاسم سلیمانی و محمدحسین صفارهرندی در تنظیم مناسبات دفتر و رسانه‌های رهبر شنیده می‌شود، ولی برآیند کار همه چهره‌های داخل و بیرون دفتر در این سه دهه، حفظ منافع شبکه و تثبیت موقعیت‌ شبکه‌شان در ساختار بالادستی سیاست ایران بوده است.

این چهره‌ها، با توسعه روزافزون نفوذشان در ساختارهای اجرایی، اعم از دولت و دستگاه‌های تحت نظر رهبر، رسانه‌ها و دستگاه‌های تبلیغاتی، نقش مهمی در کنترل و هدایت رویدادهای جاری و مقدمه‌سازی برای آینده خانواده و وابستگان سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای بازی می‌کنند.نظر بزرگان سیاست در مورد رهبری

محمد محمدی‌گلپایگانی

غلامحسین محمدی‌گلپایگانی که به محمد محمدی‌گلپایگانی، مشهور شده، رئیس دفتر رهبر جمهوری اسلامی در سه دهه گذشته بوده است. او در بدو انتخاب یک چهره گمنام سیاسی بود که سوابق قضایی در ارتش و سابقه امنیتی در وزارت اطلاعات داشت و در آن دوران خاص، همین سابقه برای اعتمادزایی، کافی بود. علت انتخاب او همچنین شخصیت غیرسیاسی او و عدم وابستگی‌اش به جناح‌های سیاسی فعال در ایران بوده و کوشیده که با پرهیز از سیاست‌ورزی علنی، اعتبار این روایت را حفظ کند. در روایت رسانه‌ای همواره گفته شده که «رئیس دفتر» رهبر جمهوری اسلامی لزوماً به عنوان «نفر اول» یا «قدرتمندترین چهره» دفتر او محسوب نمی‌شود و محمد محمدی گلپایگانی، مصداق بارز این روایت شمرده شده است.

​او مرد تشریفاتی دفتر رهبر خوانده می‌شود و نماینده رسمی‌اش در مناسبات اجرایی ولی در سه دهه گذشته، کوشیده که با حفظ حضور رسانه‌ای و نمایش‌های موردی سیاسی، موقعیت بالادستی خویش را حفظ کند. پوشیده نیست که ازدواج پسرش (محمدجواد) با دختر آیت‌الله خامنه‌ای (بشری)، سبب شده که دست او برای بازیگری در شبکه یاران نزدیک خامنه‌ای چندان خالی نباشد.

علی‌اصغر حجازی

علی‌اصغر حجازی، اهل همدان است. پدر او، سید جواد، از فعالان سیاسی و اجتماعی همدان بود و پس از انقلاب سمت‌هایی چون رئیس ستاد اجرایی فرمان امام این شهر را بر عهده داشت. پدر آقای حجازی با آیت‌الله خامنه‌ای از سال‌های پیش از انقلاب آشنایی اندکی داشت ولی ارتباطات «سیدصادق حجازی»، عموی او با آیت‌الله خامنه‌ای قوی‌تر بود و همین ارتباطات در رشد سیاسی حجازی نقش اساسی ایفا کرد.

علی‌اصغر حجازی از اعضای حزب‌ «جمهوری اسلامی» و فارغ‌التحصیل مدرسه حقانی بوده، عمده سوابق کاری‌اش در حوزه امنیت و اطلاعات است. او سال ۱۳۶۳، همزمان با فعالیت در وزارت اطلاعات به عنوان رئیس ستاد جنگ وزارت اطلاعات و سپس «معاون امنیت خارجی وزارت اطلاعات» منصوب می‌شود. آقای حجازی از جمله‌ چهره‌های امنیتی است که در شروع رهبری آیت‌الله خامنه‌ای به بیت او رفتند.

روایت‌های سیاسی درباره حضور آقای حجازی در مهم‌ترین جلسات سه دهه گذشته نشان‌دهنده نقش ویژه او در مناسبات بالادستی دفتر رهبر است. تنظیم مناسبات با قوای سه‌گانه، دریافت و ابلاغ پیام‌های ویژه و «حکم حکومتی» رهبر و انجام مأموریت‌های ویژه سیاسی و امنیتی که از سوی رهبر محول شده، رئوس وظایفی است که حجازی بر عهده دارد.

بر اساس آنچه در خاطرات متعدد چهره‌های متعدد امنیتی، سیاسی و نظامی، آمده که در رویدادها و بحران‌های مختلف، اولین و مهم‌ترین کانال ارتباطی با آیت‌الله خامنه‌ای، اصغر حجازی بوده است. همچنین بر اساس برخی گزارش‌ها، او در فرایند اطلاع‌رسانی هم دخالت دارد و متن نهایی پیاده‌شده سخنرانی رهبر، با مدیریت او، تنظیم می‌شود و او مسئولیت سانسور و دستکاری‌های احتمالی را بر عهده دارد.

محسن قمی

محسن قمی، از سال ۱۳۸۴ مشاور و سپس معاون ارتباطات و امور بین‌الملل رئیس دفتر رهبر بوده است. او که متولد ۱۳۳۹ است، دارای مدرک دکترای فلسفه محض از دانشگاه تهران است. سه برادر او در جریان جنگ ایران و عراق کشته‌ شده‌اند و مادرش نیز سال ۱۳۶۶ در جریان کشته‌شدن برخی از حجاج ایرانی در عربستان، کشته شد.

او که از چهره‌های متعمد رهبر به شمار می‌رود، گاه در قامت «وزیر امورخارجه» بیت به سفرهای خارجی می‌رود، به سبب سوابق متنوع و گسترده اجرایی و علمی، نفوذ قابل توجهی در مناسبات داخلی ایران نیز دارد. محسن قمی، نماینده تهران در دوره پنجم مجلس خبرگان رهبری و «کارپرداز اداری و مالی» هیئت رئیسه این مجلس است.

او همچنین عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، شورای عالی مجمع جهانی اهل بیت، «شورای نمایندگان رهبری در دانشگاه‌ها» و هیات امنای دانشگاه آزاد، عضو هیات امنای «جامعه المصطفی العالمیه» و همچنین رئیس « شورای سیاست‌گذاری فرهنگی بین‌المللی» دفتر آیت‌الله خامنه‌ای است.

وحید حقانیان

معاونت «امور ویژه» دفتر رهبر جمهوری اسلامی نقشی مشابه معاونت امنیتی-سیاسی دارد و در تنظیم مناسبات سیاسی و اجرایی دفتر با قوای سه‌گانه، ابلاغ احکام یا انتصابات یا پیام‌های ویژه رهبر فعال است، با این تفاوت که فعالیت‌هایش بیشتر «مأموریت‌محور» است. این معاونت در مواردی که آیت‌الله خامنه‌ای لازم می‌داند، به عنوان نماینده ویژه یا مأمور رهبر، فعال شده و به پیگیری پرونده می‌پردازد.

وحید حقانیان اگرچه در دهه اخیر نقش پررنگی در مناسبات بالادستی سیاست ایران داشته ولی توجه عمومی به او در سه سال اخیر بیشتر شده است. سال ۱۳۸۸، ابوالفضل فاتح مشاور وقت میرحسین موسوی، روایت کرد که وقتی در شامگاه انتخابات پیام میرحسین موسوی را برای رهبر جمهوری اسلامی برده، وحید حقانیان پیام را دریافت کرده ولی گفته است که از نظر دفتر رهبر، کار تمام شده و احمدی‌نژاد رئیس‌جمهور است.

چندی بعد در مراسم تنفیذ حکم ریاست جمهوری احمدی‌نژاد هم وقتی در تصاویر مشاهده شد که وحید حقانیان در میان آیت‌الله خامنه‌‌‌ای و محمود احمدی‌نژاد ایستاده و تشریفات دادن حکم را انجام می‌دهد، او بیشتر از قبل به چهره مورد توجه رسانه‌ها تبدیل شد.

درباره زندگی او اطلاعات تأییدشده کمی موجود است. بر اساس یک روایت، ظهور او در دفتر رهبر از «اواخر دهه ۷۰» در «بازرسی ویژه» دفتر رهبر شروع شد، تصاویری از حضور در هیئت همراه خامنه‌ای در رویدادهای سیاسی مانند دوره چهارم انتخابات مجلس شورای اسلامی در سال ۱۳۷۱ وجود دارد. او در این سه دهه با عناوین مختلفی مانند «محافظ»، «مشاور اجرایی»، «معاون اجرایی»، «مباشر» و در نهایت «معاون امور ویژه» معرفی شده است.

سیدعلی مقدم

سیدعلی مقدم فرزند «سیدمحمد تقی مقدم» و اهل سبزوار است. تشکیلات تحت نظر او که نامش «معاونت ارتباطات مردمی» است، پس از دریافت نامه‌ها و تلفن‌های مردمی، هر روز یک جزوه شامل «نامه‌ها و تلفن‌ها و خیلی از حرف‌های مردم»، «نظرات شان، مشکلات‎شان، گرفتاری‎هاشان، انتقادات‎شان» را تهیه می‌کند و به گفته مقام‌های دفتر رهبر، «بدون سانسور»، به آیت‌الله خامنه‌ای تحویل می‌دهد.

این معاونت علاوه بر ارسال نامه‌ها به رهبر، برخی نامه‌ها و شکایات مردم را به دستگاه‌های مسئول مرتبط ارسال می‌کند. این دفتر همچنین در جریان سفرهای استانی رهبر، مسئولیت جمع‌آوری نامه‌های مردم و رسیدگی به این نامه‌ها را به صورت مستقل یا از طریق نهادهای مسئول برعهده دارد. آقای مقدم همچنین رئیس شورای عالی قرآن و رئیس «مرکز طبع و نشر قرآن جمهوری اسلامی» است که با اهدای یک جلد قرآن از سوی رهبری تأسیس شده است

شورای عالی قرآن مجری برگزاری دیدار سالانه فعالان قرآنی با رهبر نیز است. در این برنامه‌ها سالانه به طور معمول، ۶۰۰ تا ۶۵۰ نفر از قاریان برای شنیدن سخنرانی رهبر و خواندن قرآن دعوت می‌شوند. جنجالی‌ترین پرونده این سال‌های علی مقدم، پرونده سعید طوسی، قاری مشهور قرآن است که متهم به آزار جنسی کودکانی شده بود که در کلاس‌های آموزش قرآن شده بودند. پس از جنجالی‌شدن این پرونده، طبق گفته شاکیان، رهبر جمهوری اسلامی دستور داده که پرونده جمع شود و علی مقدم هم در فرآیند رسیدگی قضایی به این پرونده کارشکنی کرده است. علیرغم حاشیه‌های رسانه‌ای گسترده این پرونده، تداوم موقعیت مقدم در دفتر رهبر نشان‌دهنده جایگاه محکم او بود.

محمدجواد ایروانی

محمدجواد ایروانی،معاون نظارت و حسابرسی دفتر رهبر، یک چهره مهم و متنفذ در بیت خامنه‌ای محسوب می‌شود. او که تا سال ۱۳۸۶ رئیس «ستاد اجرایی فرمان امام» بود، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است. او در دولت دوم میرحسین موسوی، وزیر اقتصاد بود و سال ۱۳۷۸ هم جزو مؤسسان حزب اعتدال و توسعه (نزدیک به حسن روحانی) ولی با توجه به حضورش از سال ۱۳۷۶ به عنوان رئیس «ستاد اجرایی فرمان امام» و نزدیکی به بیت رهبر، مواضع سیاسی‌اش هم متفاوت شد و سال ۱۳۸۶ از حزب اعتدال و توسعه استفعا داد.

او اکنون یک چهره سیاسی وفادار به رهبر محسوب می‌شود. «معاونت نظارت و حسابرسی» سال۱۳۷۰ تشکیل شده است. این معاونت، مسئولیت نظارت مالی بر نهادهای اقتصادی غیرنظامی تحت نظر رهبر است. این معاونت از طریق مؤسسه «مفید راهبر»،‌ از این نهادها حسابرسی می‌کند. این مؤسسه همچنین حسابرسی مالی دفتر رهبر جمهوری اسلامی را نیز انجام می‌دهد.

مسئولیت هماهنگی امور مالیاتی بین این نهادها و وزارت اقتصاد و سازمان امور مالیاتی کشور و مسولیت بازرسی و حسابرسی از «مرکز ملی فضای مجازی کشور» و «نمایندگی ولی فقیه در امور حج و زیارت» از دیگر وظایف معاونت نظارت و حسابرسی است. این معاونت همچنین مسئولیت تامین بخشی از هزینه‌های دفتر رهبر را بر عهده دارد. در واقع، این معاونت نقش «دیوان محاسبات» و «خزانه‌دار» را برای دفتر رهبر جمهوری اسلامی بازی می‌کند.

حسین محمدی

معاون بررسی بیت رهبر جمهوری اسلامی، حسین محمدی است. حسین محمدی، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام است. محمدی که در دوران حضور علی لاریجانی در صداوسیما، معاون سیاسی او بود، از متنفذترین مدیران پشت پرده حوزه صداوسیما فرهنگ جمهوری اسلامی محسوب می‌شود و همواره یکی از کاندیداهای مطرح برای ریاست بر صداوسیما بوده است.

با این حال، او ترجیح داده که از دفتر رهبر جمهوری اسلامی، نقش کلیدی خود را در هدایت مهم‌ترین رسانه جمهوری اسلامی بازی کند. نفوذ او محدود به صداوسیما نبوده و دیگر رسانه‌های نزدیک به دفتر رهبر نیز تحت تأثیر خط‌مشی‌های تعیین‌شده‌ای توسط او یا منتقل‌شده توسط حسین محمدی قرار دارند. حسین محمدی با خانواده رهبر جمهوری اسلامی هم نسبت دارد که در تثبیت موقعیت او در ساختار سیاسی وابسته به بیت رهبر، اهمیت دارد. پسر او داماد محمدحسن خامنه‌ای، برادر رهبر جمهوری اسلامی است.

حسین فدایی

حسین فدایی، رئیس دفتر بازرسی رهبر جمهوری اسلامی است. او که از جمله فعالان سیاسی دهه ۶۰ است، زمانی نماینده سپاه پاسداران در امور مجلس بود. او بعدها نماینده مجلس شد، در دوره‌های هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی، فدایی همچنین از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۹۶، دبیرکل جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی بود. این حزب، حدفاصل‌ سال‌های ۱۳۷۸ تا ۱۳۸۸، نقش محوری در میان اصولگرایان بازی کرد. حذف علی‌اکبر ناطق‌نوری از دایره تصمیم‌سازی اصولگرایان، تشدید فشارهای سیاسی علیه اکبر هاشمی‌رفسنجانی و برآمدن محمود احمدی‌نژاد در شهرداری تهران و انتخابات ریاست‌جمهوری، از جمله رویدادهای مهمی بودند که جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی در آن نقش ویژه‌ای ایفا کردند.

دفتر بازرسی یک نهاد «مأموریت‌محور» است که وظیفه اصلی‌اش، پیگیری پرونده‌های ویژه‌ای که از سوی رهبر جمهوری اسلامی محول می‌شود است ولی به طور محدود هم بر اساس گزارش‌های دریافتی اقدام می‌کند. پرونده‌های ویژه بر اساس نامه‌ها و شکایت‌های دریافتی تنظیم می‌شود و گروه تحقیق و بازرسی این دفتر، اختیار تام برای ورود به دستگاه‌های دولتی و برخی دستگاه‌های دولتی برای رسیدگی را دارد.

از سال ۱۳۹۶ با حکم رهبر جمهوری اسلامی، بخش بیشتری از نهادهای زیرنظر رهبر از جمله دفتر رهبر جمهوری اسلامی هم به شمول بازرسی ویژه این دفتر افزوده شده‌اند. در زیرمجموعه این دفتر، چهار گروه کاری «فرهنگی»، «اقتصادی»، «قضایی» و «سیاسی» وجود دارند. مأموریت‌های این دفتر محدود به نهادهای زیرنظر رهبر نیست و کلیه مجموعه‌های قوای سه‌گانه را نیز در بر می‌گیرد. روابط سازمانی و وظایف این معاونت از سوی دفتر رهبر جمهوری اسلامی تعیین می‌شود. گزارش‌هایی که دفتر بازرسی تهیه می‌کند، توسط دفتر رهبر جمهوری اسلامی به دستگاه‌های اجرایی ابلاغ می‌شود.

علی سعیدی

علی‌ سعیدی، مسئول فعلی دفتر عقیدتی‌-سیاسی از جمله تندروترین چهره‌های سیاسی است که مروج ادبیات آخرالزمانی بوده است. او که بیش از یک دهه، نماینده ولی فقیه در سپاه بوده، در ظهور و رشد شبکه‌ای از نیروهای نظامی و امنیتی در سیاست ایران نقش داشته است. برخی از این نیروها اکنون در دفتر عقیدتی سیاسی همکار آقای سعیدی شده‌اند.

​علی سعیدی حوادث دهه اخیر خاورمیانه را بخشی از علائم ظهور می‌داند و از حکومت عربستان به عنوان یک مانع ظهور می‌داند. سابقه تشکیل دفتر عقیدتی سیاسی به آذرماه ۱۳۶۸ باز می‌گردد. عنوان دقیق این نهاد «دفتر عقیدتی-سیاسی ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح» است و به عنوان یک نهاد مستقل در کنار دفتر رهبر جمهوری اسلامی فعالیت می‌کند.نظر بزرگان سیاست در مورد رهبری

وظیفه اصلی این نهاد، «سیاستگذاری، هماهنگی، بازرسی و نظارت بر امور و وظایف نمایندگی ولی فقیه در نیروهای مسلح» و «ایجاد هماهنگی‌ میان‌ سازمان های عقیدتی ‌سیاسی‌ در کلیه‌ی‌ نیروهای‌ مسلح‌ و ایجاد وحدتِ‌ روش‌ و رسیدگی‌ به‌ مسایل ‌آنها» از طریق هماهنگی با «ستاد کل نیروهای مسلح» تعریف شده است.

علی آقامحمدی

گروه «بررسی‌های اقتصادی»، یک دفتر مشورتی و مطالعاتی است که در سال‌های اخیر بر نقش و اهمیت آن افزوده شده است. این دفتر همچنین در سیاستگذاری برای سرمایه‌گذاری نهادهای اقتصادی تحت نظر رهبر جمهوری اسلامی نیز مشارکت دارد. مسئولیت این گروه بر عهده علی آقامحمدی است که از او به عنوان «مشاور اقتصادی» رهبر جمهوری اسلامی نام برده می‌شود.

او هم اکنون عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی اصل ۴۴ قانون اساسی است. علی آقامحمدی که رئیس انجمن دوستی ایران و عراق است، یک چهره کلیدی در حوزه ورزش هم محسوب می‌شود و نقش‌های سیاسی مهمی مانند واسطه‌گری برای حل بحران پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ بازی کرده است.

هاشم رسولی محلاتی

مسئولیت دفتر وجوهات شرعی دفتر رهبر جمهوری اسلامی بر عهده «هاشم رسولی محلاتی» است. آقای رسولی محلاتی، سال ۱۳۶۸ نماینده ولی‌فقیه در بنیاد مسکن بود و سال ۱۳۷۱ نیز با حکم آیت‌الله خامنه‌ای، رئیس شورای سیاستگذاری ائمه جمعه شد.

هاشم رسولی محلاتی، چهار داماد دارد و زمانی یک شبکه خانوادگی را در دفتر رهبر تشکیل داده بود؛ علی‌اکبر ناطق نوری تا سال ۱۳۹۶ مسئول دفتر بازرسی دفتر رهبر بود و محمدحسن قرهی، داماد دیگرش عضو دفتر رهبر در قم بود. محمد‌علی شهیدی، سومین داماد هاشم رسولی محلاتی نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و رئیس این نهاد عظیم است. نهادهای اقتصادی بنیاد شهید تحت نظارت معاونت نظارت و حسابرسی دفتر رهبر قرار دارد. دیگر داماد او، عباس آخوندی است که تا سال ۱۳۹۷ وزیر راه و شهرسازی دولت روحانی بود. صادق خلخالی هم با خواهر هاشم رسولی محلاتی ازدواج کرده بود.

دفتر وجوهات شرعی به دلیل نقش مهمش در ایجاد یک شبکه مالی برای دریافت وجوهات شرعی و همچنین پرداخت شهریه طلبه‌هایی که تحت پوشش خامنه‌ای هستند، موقعیت کلیدی‌ دارد.

غلامعلی حدادعادل

غلامعلی حدادعادل در تاریخ ۸ تیرماه ۱۳۸۷ به عنوان مشاور عالی رهبر جمهوری اسلامی انتخاب شد. در حکم آیت‌الله خامنه‌ای برای حدادعادل به تجربه او در «عرصه‌های سیاسی و فرهنگی» اشاره شده بود و احتمالاً مشورت‌های او محدود به این دو حوزه است.

مجتبی خامنه‌ای، دومین فرزند آیت‌الله خامنه‌ای، داماد غلامعلی حدادعادل است و این ارتباط خانوادگی نقش مهمی در تثبیت موقعیت او در ساختار سیاسی پیرامون رهبر داشته است. آقای حدادعادل علاوه بر حوزه‌های سیاسی و فرهنگی، در حوزه ادبیات و کتاب نیز همواره از ستایش‌کنندگان رهبر جمهوری اسلامی بوده و به طور معمول در نشست‌های شاعران با آیت‌الله خامنه‌ای حضور داشته است.

او رئیس فرهنگستان زبان و ادب فارسی است و همچنین با حکم رهبر جمهوری اسلامی به عنوان عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی منصوب شده است. آیت‌الله خامنه‌ای همچنین آقای حدادعادل را به عنوان عضو شورای عالی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و مجمع جهانی اهل بیت منصوب کرده که در حوزه دیپلماسی مذهبی جمهوری اسلامی در خارج از کشور فعال هستند.

او همچنین بنیاد دایره‌المعارف اسلامی را اداره می‌کند. این بنیاد که دانشنامه جهان اسلام را منتشر می‌کند، سال ۱۳۶۲ با تصمیم آیت‌الله خامنه‌ای تأسیس شده است. این مجموعه احکام و انتصاب‌ها و روابط خانوادگی سبب شده او در مقام مشاور عالی یک رابطه چندوجهی و سازمان‌یافته با رهبر داشته باشد. حدادعادل در سال‌های اخیر در برخی مواقع در مقام سخنگوی سیاسی خامنه‌ای نیز عمل کرده است.

یحیی رحیم صفوی

یحیی رحیم صفوی در تاریخ ۱۰ مهرماه ۱۳۸۶ به عنوان «دستیار و مشاور عالی فرماندهی کل قوا در امور مرتبط با نیروهای مسلح» منصوب شد. او پیش از این مسئولیت به مدت ۱۰ سال فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را بر عهده داشت. آقای صفوی همچنین با حکم خامنه‌ای از سال ۱۳۶۸ به عنوان قائم مقام فرمانده سپاه انتخاب شده بود. به عبارت دقیق‌تر، او از مجموعه فرماندهانی است که در دوران پس از جنگ تحمیلی، به طور کامل زیر چتر حمایت آیت‌الله خامنه‌ای قرار گرفت و رشد کرد.

او در سال‌های اخیر علاوه بر مأموریت‌های مرتبط مانند ارائه مشاوره کلان در سطح ستادکل نیروهای مسلح، اظهارنظرهای متعددی در حوزه سیاست‌خارجی ایران به ویژه در منطقه خاورمیانه داشته است. آقای صفوی همچنین در مقام دستیار و مشاور عالی نظامی رهبر، ارتباط مداومی با مؤسسه‌های علمی و دانشگاه‌های کشور برقرار کرده و چند مؤسسه خیریه راه انداخته است.

این مؤسسه‌های علمی و خیریه که در مجموع یک شبکه را تشکیل می‌دهند، از اهمیت بالایی برای مشاوران مقام‌های عالی در ساختار سیاسی برخوردار هستند. مشاوران از طریق این مؤسسه‌ها به طور مداوم با بدنه دولت و دستگاه‌های اجرایی وابسته به رهبر در تماس هستند و پروژه‌های مشترک اجرایی و علمی تعریف می‌کنند. این ارتباطات به قدرت نفوذ و افزایش شبکه ارتباطات مشاوران کمک می‌کند و نقش آنها از حالت مشاور صرف به یک بازیگر مؤثر تبدیل می‌کند.

علی‌اکبر ولایتی

علی‌اکبر ولایتی، از تاریخ ۳۰ مرداد ۱۳۷۶ از سوی خامنه‌ای به عنوان مشاور «امور بین‌المللی» رهبر جمهوری اسلامی منصوب شده است. او که از مدیران معتمد رهبر محسوب می‌شود، از آبان سال ۱۳۶۸ نیز با حکم خامنه‌ای به عنوان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی انتخاب شده است.

عضویت او در شورای راهبردی سیاست خارجی، هیات امنای بنیاد دایره‌المعارف اسلامی، عضویت در هیئت نظارت بر برجام و ریاست هیئت مؤسس دانشگاه آزاد، از دیگر عناوینی بوده که با حکم و تأیید آیت‌الله خامنه‌ای صورت گرفته است. آقای ولایتی همچنین در دفعات مختلف به عنوان نماینده ویژه رهبر به کشورهای مختلف سفر کرده یا پیام رهبران کشورهای دیگر را دریافت کرده است.

حضور در مراسم‌های مذهبی خارج از ایران و ملاقات با رهبران کشورها برای اعلام پیام‌های رهبر جمهوری اسلامی هم از دیگر مأموریت‌های مشاور امور بین‌المللی است. آقای همچنین دبیرکل مجمع جهانی بیداری اسلامی است که با نظر رهبر تشکیل شده و ترویج ایده‌ها و افکار خامنه‌ای در کشورهای اسلامی را پیگیری می‌کند.

تعدد مسئولیت، مأموریت‌ و اظهارنظرهای علی‌اکبر ولایتی در حوزه سیاست خارجی سبب شده که در تحلیل‌ها از او به عنوان کلیدی‌ترین چهره در تعیین سیاست‌های دیپلماسی ایران یاد شود. راهبرد او در این حوزه، «نگاه به شرق» نام گرفته که از حمایت آیت‌الله خامنه‌ای برخوردار بوده و بر توسعه روابط استراتژیک با روسیه و چین استوار است.

محمد شیرازی

دفتر نظامی، یک نهاد اداری-نظامی واسطه بین رهبر جمهوری اسلامی و دفتر رهبر جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح است. این دفتر «مسئول پیگیری امورات نظامی، انتصابات فرماندهان و ابلاغ احکام و دستورات» رهبر جمهوری اسلامی به نیروهای مسلح است. مسئولیت این دفتر با سرتیپ پاسدار محمد شیرازی است.

سابقه آشنایی محمد شیرازی و برادرانش با آیت‌الله خامنه‌ای به رفسنجان در پیش از انقلاب ۱۳۵۷ باز می‌گردد. آقای خامنه‌ای برای سخنرانی به رفسنجان می‌رفت و محل سکونتش، منزل شیخ عباس شیرازی بود. عباس شیرازی برادر بزرگتر محمد شیرازی است.

در دورانی که آیت‌الله خامنه‌ای به ایرانشهر تبعید شده بود، این دو برادر برای دیدار او می‌رفتند. این روابط پس از انقلاب ادامه یافت. عباس شیرازی تا فرماندهی «تبلیغات جبهه و جنگ» پیش رفت ولی سال ۱۳۶۴ در جریان جنگ کشته شد. محمد شیرازی در اوایل انقلاب، افسر وظیفه در بخش زرهی ارتش بود و توسط برادرش به آیت‌الله خامنه‌ای معرفی شد.

آقای خامنه‌ای سال ۱۳۵۹ نماینده آیت‌الله خمینی در شورای عالی دفاع بود و این نخستین فرصت برای رشد محمد شیرازی در مناصب مدیریتی بود و او جانشین بخش خودکفایی شورای عالی دفاع شد. او در سایه اعتماد آیت‌الله خامنه‌ای ترقی مقام کرد و در سال ۱۳۶۷ به عنوان فرد پیشنهادی برای «جانشین فرمانده کل قوا» مطرح شده بود. با پایان یافتن جنگ، ساختار نظامی ایران دچار تغییر و تحولاتی شد و محمد شیرازی به عنوان فرد معتمد آیت‌الله خامنه‌ای به دفتر او رفت و مسئول دفتر نظامی او شد. علی شیرازی، برادر دیگر محمد شیرازی، از سال ۱۳۹۰ به عنوان نماینده ولی فقیه در نیروی قدس سپاه مشغول به کار است.

نظرات بیشتر

© ۲۰۲۲ تمام حقوق این وب‌سایت، بر اساس مقررات کپی‌رایت، برای رادیو فردا محفوظ است.نی نی سایت

نظر بزرگان سیاست در مورد رهبری
نظر بزرگان سیاست در مورد رهبری

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.