نظرات درباره بیمارستان شهدای تجریش

نظرات درباره بیمارستان شهدای تجریش
نظرات درباره بیمارستان شهدای تجریش

* لطفا در مورد ایجاد تاپیک و نظرسنجی قبل از ثبت دقت فرمایید زیرا امکان ویرایش و یا حذف مطلب بعد از ارسال وجود ندارد.
همچنین شما ملزم به رعایت

قوانین و مقررات

نی‌نی‌سایت نیز می‌باشید.

* لطفا در مورد ایجاد تاپیک و نظرسنجی قبل از ثبت دقت فرمایید زیرا امکان ویرایش و یا حذف مطلب بعد از ارسال وجود ندارد.
همچنین شما ملزم به رعایت

قوانین و مقررات

نی‌نی‌سایت نیز می‌باشید.

سلام خانوما

من خيليييي نگراااانم ميشه لطفا سوالمو جواب بديد..من مادرمو امروز برده بودم بيمارستان شهدا تجريش اونجا وقت كورتاژ درماني دادند چون خونريزي شديد داشت تو اين چند روز…اما خيلي ميترسم ببرمش اين بيمارستان دكتراي خيلي خووووبي داره دكترشو ميشناسم اما از بيمارستانش مطمئن نيستم لطف ميكنيد بگيد اين بيمارستان چطور هست اگر كسي اطلاعي داره كمكم كنه ممنووووون ميشم چون خيلي ناراحتم😞😞

چیزی نگم بهتره 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

نظرات درباره بیمارستان شهدای تجریش

چراااااا؟؟؟ ميشه راهنماييم كني نگرانم

اگر‌میتونی بادکترش صحبت کن برید خصوصی

دولتی خوب نیست

بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، 

شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید  

اين بيمارستان شما رفتي؟؟؟

عمه ام چند ماه پیش اونجا فوت شد 😭 

خاطره ی خوبی ندارم…… 

همش میگم کاش میبردنش بیمارستان خصوصی….

البته اون بیماریش خیلی جدی بود…. 

بهترین کار اینه با ی دکتر مطمئن مشورت کنید.

البته اینم بگم که قسمت مربوط به کاراهای سرطانیش مجهزه نسبت به بیمارستانای دولتی 

مثل عکس هسته ای و نمونه گیری و ….

زیاد کوچولو بودم خیلی مریض میشدم 

بالاسر مريض رزيدنت مياد بيشتر اوقات،

اخي عزيزم متاسفم واقعا😞

اما من يه دكتر خوب بهم اين بيمارستانو معرفي كرده و دكتري هم كه تو اون بيمارستانه رو ميشناسم فقط از بيمارستانش مطمئن نيستم

اگر دکترتون معرفی کرده که خوبه 

حتما تو اون زمینه مجهزه 

ممنون بابت همدردیت 😔

اره خودشونم گفتن اما گفتن خوده دكتر هم مياد بالاسرش

دکتر زنان هستن؟آقا؟

اونجا کشتارگاهه مادربزرگمم پارسال اونجا کشتنش

نظرات درباره بیمارستان شهدای تجریش

نه اقا نيستن 

فقط يه بار در روز مياد وزيت،بقيش همش رزيدنتاي سال ١ ميان،بقيه نيروهاشم اكثرا طرحي هستن اما بيمارستان بدي نيس در كل،

بيمارستان كسي رو نميكشه كه 😂😂

ان شالله خدا به مادرتون سلامتی بده گلم

دعاشون کردم🌹

مرگ حقه و بيمارستان و نيروهاش واسطه😂😂

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت

قوانین و مقررات

نی‌نی‌سایت می‌باشید

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و
آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین
مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست. لطفاً پیش از استفاده از سایت
صفحه
“شرایط استفاده از سایت”
را مطالعه فرمایید. استفاده از این سایت
بدان معناست که شما قبلاً صفحه “شرایط استفاده از سایت” را مطالعه کرده
و به مفاد آن واقفید. نقل مطالب این سایت با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت بلامانع است

* لطفا در مورد ایجاد تاپیک و نظرسنجی قبل از ثبت دقت فرمایید زیرا امکان ویرایش و یا حذف مطلب بعد از ارسال وجود ندارد.
همچنین شما ملزم به رعایت

قوانین و مقررات

نی‌نی‌سایت نیز می‌باشید.

* لطفا در مورد ایجاد تاپیک و نظرسنجی قبل از ثبت دقت فرمایید زیرا امکان ویرایش و یا حذف مطلب بعد از ارسال وجود ندارد.
همچنین شما ملزم به رعایت

قوانین و مقررات

نی‌نی‌سایت نیز می‌باشید.

دوستان من عمم میخاد توسط پرفسور اکبری عمل جراحی تیرویید بشن تو بیمارستان شهدای تجریش کسی میدونع  چه جور بیمارستانی هست از لحاظ امکانات و پرسنل و رسیدگی

زیاد جالب نیست. ولی خب اگه دکترش خوبه انجام بده

نمیدونم چرا ولی یه دفعه اسم رفسنجانی به ذهنم اومد چون اونم تو همین بیمارستان فوت شد

نظرات درباره بیمارستان شهدای تجریش

هایدی جان از چه نظر حالب نیست خود دکتر جراحی میکنه یا نه

بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، 

شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید  

در یک کلام افتضاح

بچه ها میشه بیشتر توضیح بدین ممنون میشم

ایشون که غرق شده بودن بیمارستان بیچاره کاری نکرد😏

بیمارستان خوبی نیست به مریض کوچکترین توجهی نمیکنن رسیدگی صفر پدربزرگ منو داشتن میکشتن نجاتش دادیم بردیمش بیمارستان عرفان تو سعادت آباد مرده زنده شد انقدر رسیدگی کردن.تو شهدای تحریش با جیغ داد ما به زور میومدن یه مسکن میزدن میرفتن 

یک کلام غسالخانه کشتارگاه

پدر شوهر سالم منو با عفونتهای بیمارستانی به کما فرستادن

خدا ازشون نگذره

سرشون بیاد

خواهشا برای یک سرماخوردگی ساده هم پاتونو اونجا نزارید

رسیدگی و بهداشت صفر

سلام لطفا اگه کسی به تازگی تو بیمارستان شهدای تجریش زایمان کرده بیاد بگه بیمارستان و رسیدگیشون چطور بوده .ممنون میشم

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت

قوانین و مقررات

نی‌نی‌سایت می‌باشید

مطالب این سایت تنها جنبه اطلاع رسانی و
آموزشی داشته و توصیه پزشکی تخصصی تلقی نمی شوند و نباید آنها را جایگزین
مراجعه به پزشک جهت تشخیص و درمان دانست. لطفاً پیش از استفاده از سایت
صفحه
“شرایط استفاده از سایت”
را مطالعه فرمایید. استفاده از این سایت
بدان معناست که شما قبلاً صفحه “شرایط استفاده از سایت” را مطالعه کرده
و به مفاد آن واقفید. نقل مطالب این سایت با ذکر منبع و نشانی اینترنتی سایت بلامانع است



 

 

 

نظرات درباره بیمارستان شهدای تجریش

 

جهتویزیتبیماران

بابیمارستانشهدای تجریش  داخلی 

درمانگاهپوست

 

 

 

چندین تماس پی درپی تلفنی با روزنامه و شکایت از وضعیت نامناسب بیمارستان شهدای تجریش، باعث می‌شود به ملاقات این بیمارستان برویم؛ تنها بیمارستان شمال تهران که میزبان بیماران مختلفی از سراسر کشور است و خیلی‌ها معتقدند از نظر موقعیت جغرافیایی شرایط ویژه و حساسی دارد.

به گزارش ایسنا، «ایران» با این مقدمه نوشت: ساعت ۲ بعد از ظهر است و برخی بیماران و همراهانشان در حیاط بیمارستان نشسته‌اند. درست وسط حیاط، ساختمان بلند در حال ساخت را می‌بینی. می‌دانم که بیمارستان شهدای تجریش هم مثل برخی دیگر از بیمارستان‌های قدیمی و فرسوده کشور در حال نوسازی است. ساختمان در حال ساخت درست کنار آزمایشگاه تشخیص طبی قرار دارد.

زن و همراهانش روی پتو نشسته‌اند، جلوی‌ پایشان هم فلاسک چای و بالش و پتو. از گرمسار آمده‌اند. رنگ و روی زن، حسابی پریده. خودش می‌گوید از زور خستگی است: «فامیل‌ها هستند، بعضی شب‌ها می‌آیند دنبالمان و به زور می‌برند خانه خودشان. گاهی می‌رویم اما مردها همین جا می‌خوابند.»

بیمارشان در آی سی یو بستری است. می‌گویند از رسیدگی بیمارستان راضی‌اند. فقط کاش برای استراحت همراه بیمارها هم جا و مکانی در نظر می‌گرفتند. شنیده‌اند برخی بیمارستان‌ها چنین جایی دارند. زل می‌زند به ساختمان در حال ساخت: «کاش یک طبقه‌اش را بگذارند برای همراه‌ها.»

زن دیگری کمی آن سوتر با مادرش زیر آفتاب نشسته. مادر به خاطر جراحی ستون فقرات بستری است و حال چند دقیقه‌ای برای هواخوری به حیاط آمده‌اند. زن جوان از کیفیت غذای بیمارستان گلایه دارد و می‌گوید برای رسیدگی به بیمار هم ۱۰ بار باید پرستار را صدا بزنند. برای عوض کردن یک ملحفه هم اوضاع همین است؛ صد بار باید گفت و آخر هم بی‌نتیجه: «این ساخت و سازها هم اذیت می‌کند، صبح که رفتیم اکو بگیریم کلی خاک رفت توی چشممان. نمی‌دانم توی زیرزمین چی دارند می‌سازند. باید فکر کنند اینجا بیمارستان است و همه مریضند و نیازمند استراحت.»

نظرات درباره بیمارستان شهدای تجریش

زن دیگری که همان نزدیکی نشسته زودی اضافه می‌کند: «عیب نداره خاکش را تحمل می‌کنیم. همین که اینجا را تمیز و نو کنند خوب است. اگر تعطیل کنند که واویلاست. این همه آدم کجا دارند بروند؟»

مرد جوان کیسه داروها را در دست گرفته و با حواس‌پرتی این طرف و آن طرف را نگاه می‌کند. کنارش زن و پیرمردی که یکی از پاهایش قطع شده، روی زیلو نشسته‌اند. از چابهار سیستان و بلوچستان آمده‌اند. می‌گویند خدا خیرشان بدهد خوب رسیدگی کردند. امشب را هم در بیمارستان می‌خوابند و فردا برمی‌گردند شهرشان. مرد جوان می‌گوید پدرش ۶ سال مبتلا به دیابت بوده اما اصلا هیچ چیز را رعایت نکرده تا آخر مجبور شده‌اند پایش را قطع کنند. الان هم برای بررسی و آزمایش آمده‌اند. می‌گوید ۲۳ روز همین جا در بیمارستان مانده‌اند: «اجازه دادند شب‌ها همین جا بخوابیم اما به زور. التماس می‌کردیم بگذارند بمانیم. آخر پول از کجا بیاوریم؟ مسافرخانه‌های اینجا خیلی گران است. ارزان‌ترینش شبی ۱۴۰ هزار تومان. نزدیک یک ماه همین طوری ماندیم.»

مرد مسن دیگری که لباس‌های آبی‌رنگ بیمارستان تن کرده و مشکل مثانه دارد می‌گوید همین امروز بستری شده، با کلی معطلی: «فکر نکن بار اولم است، تا حالا دو بار دیگر اینجا بستری شده‌ام. به نظر من که پرسنل اینجا به اندازه کافی نیستند، این همه مریض و تعداد پرسنل کم.»

مرد دیگری که به خاطر خونریزی معده چند روزی اینجا بستری بوده، از وضعیت بیمارستان گلایه‌مند است: «وضعیت خدمات‌دهی و پرستاری اینجا واقعاً بده، سرم که زدند، سه چهار روز جایش روی دستم ماند، آخرش هم آبسه کرد. موقع بستری هم که نگویم؛ رفتم اورژانس اصلاً هیچ اهمیتی نمی‌دادند. آنقدر حالم بد شد که مجبور شدند رسیدگی کنند و معده‌ام را شست و شو بدهند. بعد از اورژانس هم که رفتم بخش. پرستارها اصلاً به وضعیتم اهمیتی نمی‌دادند. هر چی می‌گفتیم جواب می‌دادند وظیفه ما نیست، وظیفه همراهتان است. بیمار بغل‌دستی‌ام که همراه نداشت، اصلاً اوضاعش خوب نبود. باورتان نمی‌شود، همان لباسی که روز اول خریدم و پوشیدم تا روز آخر هم تنم بود. کسی نگفت باید لباس یا ملحفه‌ها عوض شود. بعداً شنیدم که خدماتی‌ها چند ماه است که حقوقشان عقب افتاده. آن هم از وضع بنایی بیمارستان. تمام مدت که بستری بودم خاک بود و سر و صدا. خدا را شکر امروز ترخیص شدم و می‌روم پی ‌کارم.»

به ساختمان شماره یک هم سری می‌زنم؛ بخش اورولوژی. در یکی از اتاق‌های این بخش، مرد جوانی روی تخت دراز کشیده. تنها بیمار بستری در این اتاق. کیسه خون را پایین تخت می‌بینم. کلیه‌اش را فروخته ۱۵ میلیون تومان. سه ساعت است از اتاق عمل بیرون آمده و از درد به خودش می‌پیچد و مدام به خواهرش می‌گوید برود و پزشک‌ها را صدا کند که لااقل یک مسکن تزریق کنند. ۱۰ بار می‌گوید هرگز تصورش را هم نمی‌کرده که این عمل آنقدر درد داشته باشد. خواهرش در میان ناله‌های او می‌گوید: «۶۰ میلیون چک دارد، اگر این کار را نمی‌کرد می‌رفت تو …» منظورش زندانی شدن برادرش است اما ۱۵ میلیون کجا و ۶۰ میلیون کجا؟ بیمار با ناله جواب می‌دهد: «چاره‌ای نداشتم، اینها همه‌اش به خاطر نداری است. باور کن ۱۰۰ میلیون هم نمی‌ارزد. الان راضی‌ام بمیرم.» حالا رو به خواهرش فریاد می‌زند که زودتر برود و کسی را بیاورد که آمپولی چیزی به او بزند.

در مسیر رفتن به ساختمان شماره ۲ مادر و دختری را می‌بینم که روی چمن‌ها نشسته‌اند. دختر موهایش را از ته تراشیده. روی سرش جای زخم‌هایی پیداست. دست‌های چروکیده و پر از زخمش را روی هم گذاشته. برای برداشتن زائده‌های پوستی، چند روزی بستری بوده.

دختر۳۶ ساله، مبتلا به بیماری پروانه‌ای – نوعی بیماری پوستی – است. مادر دختر که ۲ فرزند دیگر هم دارد، می‌گوید از اسلام‌شهر به اینجا می‌آیند. دکترها خوب رسیدگی می‌کنند اما درد دخترش درمان ندارد. دختر جوان آه می‌کشد: «تا کلاس نهم درس خواندم اما این بیماری نگذاشت بیشتر ادامه بدهم. با این همه درد اصلاً حوصله و تمرکز نداشتم. بیماری‌ام علاج ندارد.»

مادر می‌گوید همه پرستارها دخترش را دوست دارند و خیلی خوب به او رسیدگی می‌کنند. ابتدای ساختمان شماره ۲ درست مقابل در آسانسور که مخصوص حمل بیماران است، با گونی پوشیده شده. آسانسور در حال تعمیر است. بیماران و ملاقات‌کننده‌ها مقابل تنها آسانسور سالم صف بسته‌اند. مردی که روی ویلچر نشسته می‌گوید: «همه روز کارمان این است که مقابل آسانسور صف ببندیم، آن یکی که خیلی وقت است بسته شده.» چند دقیقه‌ای منتظر می‌مانیم تا آسانسور سالم، از راه برسد. همه کنارمی‌روند تا اول چرخ دستی آشغال‌ها از آسانسور خارج شود. زن جوانی گلایه می‌کند: «ساخت و ساز دارند، توالت می‌سازند، خراب می‌کنند، نمی‌دانم. با همین آسانسور نخاله‌های ساختمانی را هم بیرون می‌آورند. یک وقت‌هایی فکر می‌کنم بیچاره ما مردم که زندگی‌مان را اینجا دست اینها گذاشته‌ایم.»

حالا توی یکی از اتاق‌های طبقه چهارم هستم، بخش داخلی. تراس مقابل اتاق، پر است از وسایل ساختمانی؛ کاسه توالت، سیفون‌های دستشویی و سطل زردرنگ بزرگی که رویش نوشته شده «سطل دارو». یک تخت بیمارستانی هم هست که زیر نور آفتاب سفیدی‌اش بیشتر توی چشم می‌زند. چشم‌اندازی عجیب برای تراس یک بیمارستان.

یکی از بیمارها که مبتلا به دیابت است می‌گوید: «خانم باورت نمی‌شود، اینجا از نظر پزشکی بیسته، اصلاً حرف ندارد اما از نظر امکانات هیچی. ویلچری که من را آوردند، چرخ‌هاش شکسته بود. توالت فرنگی‌اش هم خراب است. انگار دارند یکی می‌سازند. اما کادر پزشکی‌اش حرف ندارد. این بیمارستان دست کم ۱۰۰ تا ویلچر نو می‌خواهد اما با همه مشکلات بعضی از نیروهای خدماتی‌اش حرف ندارند. باید دستشان را بوسید.»

یکی دیگر از بیمارهای همین اتاق می‌گوید صدای بنایی بالای سرشان خیلی آزاردهنده است اما چاره‌ای نیست و تحمل می‌کنند، مثل اینکه وزارت بهداشت و طرح سلامت اجازه نمی‌دهد موقع نوسازی بخش را تعطیل کنند. شنیده است اگر بخش را ببندند موظف به پرداخت جریمه‌اند.

در بخش کودکان هستم؛ همان بخشی که همه ملحفه‌ها و پارچه‌هایش رنگی و پراز نقش و نگار است. در این بخش هم مشغول ساخت و سازند. راهرو پر است از مصالح؛ گونی و سطل‌های بزرگ نخاله. می‌گویند دستشویی و توالتش را بازسازی می‌کنند.

زنی نوزادش را بغل کرده. نوزاد مبتلا به نوعی همانژیوم است: «سر و صدا که زیاد است اما چاره‌ای نداریم، باید تحمل کنیم. خوشحالیم که دست کم دارند می‌سازند. اینجا هیچ کاری برای بیمارها نمی‌کنند. یخچال گوشه اتاق را می‌بینی؟ یک نیکوکار داده. آن ماشین لباسشویی را هم همین طور. اگر کمک خیرها نباشد اینجا اصلا نمی‌چرخد.»

با روابط عمومی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی که بیمارستان شهدای تجریش تحت نظارت این دانشگاه است تماس می‌گیرم. می‌گویند برای صحبت با رئیس بیمارستان باید درخواست بدهید و شاید مدتی طول بکشد. اما اسماعیل رمضانی مدیر روابط عمومی این دانشگاه می‌گوید: «بیمارستان شهدای تجریش نخستین بیمارستان پس از انقلاب است و فرسوده شده. نیاز به ساخت و ساز و تعمیر دارد تا اگر خدای نکرده یک زلزله ۴ ریشتری آمد، روی سر بیماران خراب نشود. بیمارستان به فکر مقاوم‌سازی افتاده و مردم هم باید این وضعیت را تحمل کنند. این بیمارستان تنها بیمارستان شمال تهران است و بسیار مهم و استراتژیک.»

ساعت ملاقات تمام شده. از حراست بیمارستان بیرون می‌آیم. آنها می‌خواهند بدانند چرا بدون هماهنگی با بیماران به گفت‌و‌گو نشسته‌ام و اینکه مگر بیمارستان، رئیس و مسئولی ندارد؟ هرچه می‌گویم فکر کنید به ملاقات بیماری آمده‌ام و خواسته‌ام درد دلش را بشنوم قبول نمی‌کنند و در نهایت پس از یک ساعت گفت‌و‌گو تعهد می‌گیرند عکسی منتشر نکنم. موقع برگشت دوباره نگاهی به حیاط بیمارستان می‌اندازم. خلوت‌تر شده است. بعضی از همراهان روی زمین دراز کشیده‌اند و تعدادی از بیماران هم در حال قدم‌زدن هستند. مرگ یا زندگی گاهی همین جا و لابه‌لای ثانیه‌ها سرک می‌کشد.

انتهای پیام


فعلا یه بار معاینه شدم خوب بودن

این صفحه به عنوان وب سایت نوبت دهی اینترنتی
دکتر لادن اجری
جهت مشاهده خدمات و دریافت نوبت آنلاین مطب شخصی ، کلینیک ،
درمانگاه و بیمارستان هایی که ایشان در حال ارایه خدمات درمانی
هستند از طریق پذیرش 24 طراحی و ارایه شده است . البته ممکن است در
حال حاضر امکان رزرو نوبت از همه مراکز فوق ممکن نباشد که این
موضوع وابسته به تصمیم
آقای
دکتر در ارایه نوبت گیری از درگاه های فوق بوده است .

به طور معمول شما در این صفحه امکان مشاهده رزومه ، آدرس مطب ،
شماره تلفن تماس ، پیج اینستاگرام ادرس کانال تلگرام و سایر راه
های ارتباطی با دکتر که از ایشان در دسترس می باشد را خواهید داشت
.

به زودی با فعال شدن قابلیت پرسش و پاسخ پزشکی امکان مشاهده نظرات
سایر بیماران و مشاهده سوالات و جواب های درمانی عمومی نیز در این
صفحه ممکن خواهد بود .

ما قدردان اعتماد شما به پذیرش24 به عنوان گسترده ترین ابزار
الکترونیک ارتباط بین پزشک و بیمار هستیم . لطفا در صورتی که
اطلاعات ارایه شده در این صفحه نیاز به اصلاح دارد با مراجعه به
صفحه پشتیبانی و یا تذکر به پزشک و یا پرسنل مرکز درمانی این موضوع
را به ما اطلاع دهید .

نظرات درباره بیمارستان شهدای تجریش

تجربه مشاوره آنلاین و دریافت نوبت از بهترین پزشکان و
بیمارستان‌های ایران

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت،
خدمات و محتوای مربوط به آن متعلق به شرکت
سپهرسلامت می‌باشد

ایشان بهترین دکترمی باشند..واقعا حرف ندارند..صبروحوصله در برخورد بابیمار، نحوه تشخیص ومعاینه ،وپیگیری ومعاینات روزانه ار بیمار در بیمارستان بعد ازعمل به صورت مستمر ومتناوب خدا خیرشون بده انشاالله درتمام مراحل زندگی همیشه موفق سربلند باشندوزحمات این افراد واقعا قابل جبران نیست

سلام
دکتر عااااااااالی خوش برخورد مهربون محجوب تشخیص بی نظیر و واقعا دکتر پولکی والکی نیست که هزینه رو دستتون بذاره واقعا هزار بار گفتم هزارساله بشه که خیال بیمارها رو راحت میکنه از هزارتا دکتر خانم محرم تر و مودب تره

عالییییییییی..اخلاق 20 جراحی 20…هم خودشون عالی هستند هم دستیاراشون


دکتر خیلی خوب هستن


عالی

نظرات درباره بیمارستان شهدای تجریش

icon
نظری توسط کاربر نوشته نشده است.

icon
نظری توسط کاربر نوشته نشده است.

icon
نظری توسط کاربر نوشته نشده است.

icon
نظری توسط کاربر نوشته نشده است.

icon
نظری توسط کاربر نوشته نشده است.

این صفحه به عنوان وب سایت نوبت دهی اینترنتی
دکتر محمد مظفر
جهت مشاهده خدمات و دریافت نوبت آنلاین مطب شخصی ، کلینیک ،
درمانگاه و بیمارستان هایی که ایشان در حال ارایه خدمات درمانی
هستند از طریق پذیرش 24 طراحی و ارایه شده است . البته ممکن است در
حال حاضر امکان رزرو نوبت از همه مراکز فوق ممکن نباشد که این
موضوع وابسته به تصمیم
آقای
دکتر در ارایه نوبت گیری از درگاه های فوق بوده است .

به طور معمول شما در این صفحه امکان مشاهده رزومه ، آدرس مطب ،
شماره تلفن تماس ، پیج اینستاگرام ادرس کانال تلگرام و سایر راه
های ارتباطی با دکتر که از ایشان در دسترس می باشد را خواهید داشت
.

به زودی با فعال شدن قابلیت پرسش و پاسخ پزشکی امکان مشاهده نظرات
سایر بیماران و مشاهده سوالات و جواب های درمانی عمومی نیز در این
صفحه ممکن خواهد بود .

ما قدردان اعتماد شما به پذیرش24 به عنوان گسترده ترین ابزار
الکترونیک ارتباط بین پزشک و بیمار هستیم . لطفا در صورتی که
اطلاعات ارایه شده در این صفحه نیاز به اصلاح دارد با مراجعه به
صفحه پشتیبانی و یا تذکر به پزشک و یا پرسنل مرکز درمانی این موضوع
را به ما اطلاع دهید .

تجربه مشاوره آنلاین و دریافت نوبت از بهترین پزشکان و
بیمارستان‌های ایران

تمامی حقوق مادی و معنوی این وب‌سایت،
خدمات و محتوای مربوط به آن متعلق به شرکت
سپهرسلامت می‌باشد

میدان تجریش – خیابان شهرداری – بیمارستان شهدای تجریش

خیابان ولیعصر – روبروی مسجد بلال – جنب خیابان گلستان – ساختمان شماره 499 (پلاک جدید: 2761) -طبقه دوم – واحد 22نی نی سایت

نظرات درباره بیمارستان شهدای تجریش
نظرات درباره بیمارستان شهدای تجریش

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.