شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

شرایط تجدید نظر خواهی کیفری
شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

در این مقاله به بررسی نحوه تجدیدنظرخواهی از رای دادگاه کیفری می پردازیم .

برای مشاوره  نحوه تجدیدنظرخواهی از رای دادگاه کیفری

برای مشاوره  نحوه تجدیدنظرخواهی از رای دادگاه کیفری

 

بعد از طی مراحل دادرسی بعد از اینکه قاضی دادگاه رای را صادر می نماید افراد به می توانند به دلایل مشخص در قانون به رای صادره از دادگاه کیفری اعتراض نمایند . یعنی در واقع تجدیدنظر بدین معناست که رای دادگاه بدوی دوباره مورد رسیدگی قرار بگیرد . تجدیدنظر از آراء دادگاه های کیفری یکی از روش های اعتراض به آراء صادره از دادگاه کیفری می باشد .  اشخاصی که حق درخواست تجدیدنظر یا فرجام را دارند و دلایلی که با استناد به آن می توان درخواست تجدیدنظر داد ، در قانون آیین دادرسی کیفری بیان شده است . در این مقاله به بررسی نحوه تجدیدنظر خواهی از رای دادگاه کیفری و موارد قانونی درمورد تجدیدنظر خواهی کیفری می پردازیم . شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

نحوه تجدیدنظرخواهی به این صورت است که : 
تجدیدنظرخواه درخواست یا دادخواست خود را به دفتر دادگاه صادر کننده رای نخستین یا تجدیدنظر و یا دفتر زندان تسلیم کند . دفتر دادگاه یا زندان باید بلافاصله آن را ثبت کند و رسیدی مشتمل بر نام تجدیدنظرخواه یا فرجام خواه و طرف دعوای او ، تاریخ تسلیم و شماره ثبت به تقدیم کننده بدهد و همان شماره و تاریخ را در دادخواست یا درخواست تجدیدنظر و فرجام درج کند . تاریخ مزبور تاریخ تجدیدنظر یا فرجام خواهی محسوب می شود . دفتر دادگاه تجدیدنظر استان یا زندان مکلف است پس از ثبت تقاضای تجدیدنظر یا فرجام ، بلافاصله آن را به دادگاه صادرکننده رای نخستین ارسال کند .  

نکات قانونی درمورد تجدیدنظر خواهی کیفری که در قانون بیان گردیده عبارتند از : 

آرای که در دادگاه های کیفری صادر می گردد قطعی است . 

لازم به ذکر است در صورتی که تجدیدنظر خواهی یا فرجام خواهی در مهلت مقرر صورت گیرد ، دفتر دادگاه صادر کننده رای نخستین بلافاصله یا پس از رفع نقص ، پرونده را حسب مورد به دادگاه تجدیدنظر استان یا دیوان عالی کشور ارسال می کند . 

 

برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد نحوه تجدیدنظرخواهی از رای دادگاه های کیفری ​به کانال تلگرام آیین دادرسی و ادله اثبات دعوا مراجعه کنید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی دینا نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی دینا به سوالات شما عزیزان پیرامون نحوه تجدیدنظرخواهی از رای دادگاه های کیفری​​ پاسخ دهند .

 

 

 

برای مشاوره  نحوه تجدیدنظرخواهی از رای دادگاه کیفری

برای مشاوره  نحوه تجدیدنظرخواهی از رای دادگاه کیفری


درصورتی که برای مشاوره در تمامی زمینه های ذکر شده در سایت، به دانش چندین ساله ما در این زمینه نیاز داشتید می توانید با ایمیل یا شماره تلفن 9099075303 ( تماس با تلفن ثابت از سراسر کشور و به ازای هر دقیقه 6000 تومان ) در ارتباط باشید تا از مزایای مشاوره حضوری سایت مشاوره دینا بهره مند گردید. همچنین می توانید از طریق فرم ارتباط با ما، پیام ها و انتقادات و پیشنهادات خود را برای ما ارسال نمایید. سایت مشاوره دینا یک مرکز خصوصی و غیرانتفاعی است و به هیچ ارگان دولتی و خصوصی دیگر اعم از قوه قضاییه ، کانون وکلا ، کانون کارشناسان رسمی دادگستری و …. هیچگونه وابستگی ندارد.

جهت ارئه انتقادات، پیشنهادات و شکایات با شماره تلفن 54787900-021 تماس حاصل فرمایید.


قانون مجازات اسلامی جدیدDownloads-icon


دفترچه ثبت نام آزمون کارشناسان رسمی قوه قضاییهDownloads-icon


فرم پیش نویس ثبت نام آزمون کارشناسان رسمی قوه قضاییهDownloads-icon


فرم پیش نویس ثبت نام آزمون کارشناسان رسمی دادگستریDownloads-icon


ظرفیت پذیرش آزمون اخذ پروانه مشاوره خانوادهDownloads-icon

در این مقاله به بررسی جهات تجدیدنظرخواهی از آراء دادگاه کیفری می پردازیم .

برای مشاوره  جهات تجدیدنظر خواهی از آراء دادگاه کیفری

برای مشاوره  جهات تجدیدنظر خواهی از آراء دادگاه کیفری

 

اعتراض به آراء دادگاه ها می تواند به صورت تجدیدنظر خواهی صورت پذیرد ، زمانی که رای از دادگاه صادر می گردد در صورتی که رای صادره از آراء قابل اعتراض دادگاه کیفری که در قانون بیان شده است باشد ، می توان نسبت به آن اعتراض کرد . در قانون آیین دادرسی کیفری شرایط و احکام تجدیدنظر خواهی به تفصیل بیان شده است . اشخاص برای تجدیدنظر باید دلایل و جهات تقاضای تجدیدنظر که در قانون بیان شده است را دارا باشند و در برگه دادخواست تجدیدنظر ذکر دلایل الزامی می باشد . در این مقاله به بررسی تجدیدنظر خواهی در دعاوی کیفری و جهات تجدیدنظر خواهی از آراء دادگاه کیفری می پردازیم .شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

بعد از آن که قاضی دادگاه حکم مقتضی را با توجه به مدارک و مستندات صادر می نماید طرفین دعوا با توجه به دلایل و جهات تجدیدنظر خواهی که در قانون بیان شده است می توانند نسبت به رای صادر شده اعتراض نمایند ، فردی که درخواست تجدیدنظر از رای صادره را دارد می تواند با ارائه دادخواست تجدیدنظر در مهلت تعیین شده ، به دادگاه ارائه نماید . تمامی آرا به هر دلیلی قابل تجدیدنظر نمی باشد بلکه باید به جهات تجدیدنظر خواهی که در قانون بیان شده است باشد . 

 

جهات تجدیدنظر خواهی در دعاوی کیفری در قانون آیین دادرسی کیفری بیان شده است ، منظور از آن دلایلی است که فرد متقاضی در صورت وجود آن می تواند به رای صادره از دادگاه اعتراض و درخواست تجدیدنظر نماید . 
جهات تجدیدنظردر دعاوی کیفری بر طبق ماده 434 قانون آیین دادرسی کیفری عبارتند از :

الف- ادعای عدم اعتبار ادله یا مدارک استنادی دادگاه : گاهی دادگاه رای را به استناد به مدارک یا قانونی صادر می کند که آن قانون یا ادله نسخ و بی اعتبار شده است ، 

ب- ادعای مخالف بودن رای با قانون : ممکن است فردی که رای بر علیه او صادر شده است رای صادره را مخالف قانون بداند و ادعای مخالف بودن رای با قانون را داشته باشد . 

پ- ادعای عدم صلاحیت دادگاه صادر کننده رای یا وجود یکی از جهات رد دادرس : در صورتی که دادگاه صادر کننده رای صلاحیت رسیدگی به موضوع و صادر کردن رای را نداشته باشد ، فرد که تقاضای تجدیدنظر را دارد می تواند با توجه به این که یکی از جهات تجدیدنظر خواهی که در قانون عدم صلاحیت دادگاه یا یکی از دلایل جهت رد دادرس است دادخواست تجدیدنظر خواهی را ارائه دهد .

ت- ادعای عدم توجه دادگاه به ادله ابرازی : در صورتی که دادگاه به دلایل طرفین دعوا توجه نکرده باشد یا دلیل جدیدی اضافه شده که قاضی مورد بررسی قرار نداده باشد . طرف دعوا می تواند درخواست تجدیدنظر نماید . 

لازم به ذکر است که اگر فردی که به رای صادر شده اعتراض دارد به یکی از دلایل فوق استناد نماید و دلیل دیگر هم وجود داشته باشد ، دادگاه به آن دلیل هم رسیدگی می نماید .

 

 

برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد جهات تجدیدنظرخواهی از آراء دادگاه کیفری ​به کانال تلگرام آیین دادرسی و ادله اثبات دعوا مراجعه کنید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی دینا نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی دینا به سوالات شما عزیزان پیرامون جهات تجدیدنظرخواهی از آراء دادگاه کیفری​​ پاسخ دهند .

 

 

 

برای مشاوره  جهات تجدیدنظر خواهی از آراء دادگاه کیفری

برای مشاوره  جهات تجدیدنظر خواهی از آراء دادگاه کیفری


درصورتی که برای مشاوره در تمامی زمینه های ذکر شده در سایت، به دانش چندین ساله ما در این زمینه نیاز داشتید می توانید با ایمیل یا شماره تلفن 9099075303 ( تماس با تلفن ثابت از سراسر کشور و به ازای هر دقیقه 6000 تومان ) در ارتباط باشید تا از مزایای مشاوره حضوری سایت مشاوره دینا بهره مند گردید. همچنین می توانید از طریق فرم ارتباط با ما، پیام ها و انتقادات و پیشنهادات خود را برای ما ارسال نمایید. سایت مشاوره دینا یک مرکز خصوصی و غیرانتفاعی است و به هیچ ارگان دولتی و خصوصی دیگر اعم از قوه قضاییه ، کانون وکلا ، کانون کارشناسان رسمی دادگستری و …. هیچگونه وابستگی ندارد.

جهت ارئه انتقادات، پیشنهادات و شکایات با شماره تلفن 54787900-021 تماس حاصل فرمایید.


قانون مجازات اسلامی جدیدDownloads-icon


دفترچه ثبت نام آزمون کارشناسان رسمی قوه قضاییهDownloads-icon


فرم پیش نویس ثبت نام آزمون کارشناسان رسمی قوه قضاییهDownloads-icon


فرم پیش نویس ثبت نام آزمون کارشناسان رسمی دادگستریDownloads-icon


ظرفیت پذیرش آزمون اخذ پروانه مشاوره خانوادهDownloads-icon

در خصوص احکام کیفری نیز همچون احکام حقوقی قانون گذار برای هریک از طرفین حق تجدیدنظرخواهی را در نظر گرفته است. با این حال در این خصوص موارد و شرایط خاصی را تبیین نموده است که نیازمند شرح و توضیح بیشتر می باشد.

ماده ۴۲۶ تا ماده ۴۴۷ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲

مرجع تجدیدنظر در احکام کیفری شعبی خاصی است که در دادگاه تجدیدنظر استان به این امر اختصاص یافته است. در غیر از مواردی که احکام دادگاه های کیفری قابل تجدیدنظر در دادگاه تجدیدنظر است، استثنائا مواردی وجود دارد که اعتراض به آنها در صلاحیت دیوان عالی کشور می باشد.

مرجع رسیدگی به درخواست تجدید نظر از آراء و تصمیمات دادگاه اطفال و نوجوانان، شعبه ای از دادگاه تجدید نظر استان است که مطابق با شرایط مقرر در قانون آیین دادرسی کیفری و با ابلاغ رئیس قوه قضائیه تعیین می گردد.

مرجع فرجام خواهی از آراء و تصمیمات دادگاه کیفری یک ویژه رسیدگی به جرائم اطفال و نوجوانان نیز دیوان عالی کشور است.شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

در خصوص اعتراض به آراء کیفری، باید دانست مواردی از احکام وجود دارد که توسط قانون قطعی شمرده شده است. این به آن معناست که این احکام قابل تجدیدنظر نیست. با شناختن این استثناء، هر حکمی که شامل این موارد نباشد غیر قطعی و قابل تجدیدنظر هست.

مواردی که قانون آن احکام را قطعی دانسته است در ماده ۴۷۲ قانون آیین دادرسی کیفری بیان گردیده است:

الف) مواردی که جرائم ارتکاب یافته از جمله تعزیرات درجه هشت باشد.

(جرائم تعزیری درجه هشت شامل جرائمی است که مجزات آنها به این شرح است : ۱- حبس تا سه ماه

۲- جزای نقدی تا ده میلیون (۱۰٫۰۰۰٫۰۰۰) ریال    ۳- شلاق تا ده ضربه)

ضمنا به موجب قانون موارد زیر استثنای بند الف می باشد:

اولا: ” قرار بایگانی کردن پرونده ” مذکور در ماده ۸۰ قانون مجازات اسلامی

دوم: ” قرار تعلیق تعقیب ” مذکور در ماده ۸۱ قانون مجازات اسلامی

سوم: ” قرار توقف تحقیقات ” مذکور در ماده ۱۰۴ قانون مجازات اسلامی

چهارم: اعتراض دادستان در خصوص توبه موضوع ماده ۱۱۹ قانون مجازات اسلامی

پنجم: جرائمی که مجازات آن صرفا جزای نقدی درجه ۸ باشد در صلاحیت شورای حل اختلاف است و رایی که در شورا صادر شده است غیر قطعی است – ماده ۹ و ۲۷ قانون شورای حل اختلاف)

ششم: در مورد اطفال و نوجوانان تمامی آراء غیر قطعی و قابل اعتراض هستند.

ب) جرائم مستلزم پرداخت دیه یا ارش، در صورتیکه میزان یا جمع آن کمتر از یک دهم دیه کامل باشد.

نکته ی مهم آن که جرائم مشمول عنوان حد و قصاص همواره قابل تجدیدنظر می باشد.

همچنین به موجب تبصره ی ماده ۴۲۷ در مورد مجازات های جایگزین حبس، معیار قابلیت تجدیدنظر همان مجازات قانونی اولیه (یعنی آنچه در قانون به عنوان مجازات اصلی ذکر شده است و نه مجازاتی که پس از جایگزین کردن تعیین میگردد) است.

بنابراین آرای قابل تجدیدنظر در دو دسته ی حکم و قرار قابل بررسی هستند:

احکام : اعم از محکومیت و برائت

قرارها : شامل منع تعقیب ، موقوفی تعقیب ، قرار اناطه ، قرار تعویق صدور حکم ، قرار  رد دادخواست واخواهی و یا رد دادخواست تجدیدنظر خواهی منوط بر اینکه اصل دعوی نیز قابل تجدیدنظر باشد.

غیر از موارد فوق که بیان گردید ، سایر مواردی که قابل فرجام خواهی (اعتراض در دیوان عالی کشور) هستند به شرح زیر است:

ماده ۴۲۸ قانون مجازات اسلامی : آرای صادره درباره جرائمی که مجازات قانونی آنها سلب حیات، قطع عضو، حبس ابد و یا تعزیر درجه سه و بالاتر است و جنایات عمدی علیه تمامیت جسمانی که میزان دیه آنها نصف دیه کامل یا بیش از آن است و آرای صادره درباره جرائم سیاسی و مطبوعاتی، قابل فرجام‌خواهی در دیوان عالی کشور است.

مواردی وجود دارد که رای دادگاه توام با محکومیت به پرداخت دیه یا ارش و یا ضرر و زیان است که در اینصورت مطابق قانون اگر هریک از جنبه های مذکور قابل تجدیدنظر یا فرجام باشد، جنبه های دیگر رای نیز به تبع آن، حسب مورد قابل تجدیدنظر یا فرجام خواهد بود.

در ضمن اگر طرفین دعوی به هر دلیل حق تجدیدنظرخواهی یا فرجام خواهی را از خود ساقط نمایند، قانون به آن تصمیم ترتیب اثر می دهد اما بازهم طرفین در خصوص “صلاحیت دادگاه” یا “قاضی صادر کننده ی رای” ، همچنان حق تجدیدنظرخواهی خواهند داشت.

مهلت درخواست و یا دادخواست تجدیدنظرخواهی و فرجام برای اشخاص مقیم ایران ۲۰ روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه از تاریخ ابلاغ رای و یا انقضای مهلت واخواهی است.

قرار بایگانی کردن پرونده (مذکور در ماده ۸۰) و قرار نظارت قضایی (مذکور در تبصره ۲ ماده ۲۴۷) ظرف مهلت ۱۰ روز قابل اعتراض است.

ماده ۸۰ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲

تبصره ۲ ماده ۲۴۷ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲

مهلت اعتراض نسبت به رای صادره از دادگاه نظامی جنگ ظرف ۷۲ ساعت (۳ روز) قابل اعتراض خواهد بود (ماده ۶۳۶ قانون مجازات اسلامی)

آیین رسیدگی در اعتراض به جرائم نیروهای مسلح – ماده ۶۳۴ تا ماده ۶۳۸

با اینحال هرگاه تقاضای تجدید نظر یا فرجام، خارج از مهلت مقرر تقدیم شود و درخواست‏ کننده عذر موجهی عنوان کند، دادگاه صادر کننده رای ابتدا به عذر او رسیدگی می نماید و در صورت موجه شناختن آن، قرار قبولی درخواست و در غیر این صورت قرار رد آن را صادر می کند. 

افرادی که حق درخواست تجدیدنظر یا فرجام دارند:

الف – محکوم علیه، وکیل یا نماینده قانونی او

ب – شاکی یا مدعی خصوصی و یا وکیل یا نماینده قانونی آنان

پ – دادستان از جهت برائت متهم، عدم انطباق رای با قانون و یا عدم تناسب مجازات

حال باید دانست از چه جهاتی میتوان از حکم صادره تجدیدنظر خواهی یا فرجام نمود؟

ماده ۴۳۴ قانون مجازات اسلامی جهات تجدیدنظر را به شرح زیر برشمرده است:شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

جهات تجدید نظرخواهی به شرح زیر است:
الف- ادعای عدم اعتبار ادله یا مدارک استنادی دادگاه
ب- ادعای مخالف بودن رای با قانون
پ- ادعای عدم صلاحیت دادگاه صادر کننده رای یا وجود یکی از جهات رد دادرس
ت- ادعای عدم توجه دادگاه به ادله ابرازی

تبصره- اگر تجدید نظرخواهی به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آید، در صورت وجود جهت دیگر، به آن هم رسیدگی می شود.

 نکته ی مهم و قابل توجه آن است که دادگاه تجدید نظر استان و دیوان عالی کشور فقط نسبت به آنچه مورد تجدید نظر خواهی یا فرجام خواهی واقع و نسبت به آن رای صادر شده است، رسیدگی می کند.

اگر طرفین تنها نسبت به رای کیفری تجدیدنظر یا فرجام خواهی نموده باشند، پس از درخواست کتبی و پرداخت هزینه دادرسی  به این درخواست رسیدگی خواهد شد اما اگر در خصوص ضرر و زیان ناشی از جرم هرگونه ادعایی داشته باشند، می بایست مطابق قانون آیین دادرسی مدنی دادخواست خود را به دادگاه حقوقی تقدیم نمایند، مگر اینکه چنین درخواستی نسبت به جنبه یکیفری و ضرر و زیان ناشی از جرم بصورت توامان تقدیم شده باشد.

به موجب قانون هرگاه تجدید نظر خواه یا فرجام خواه، مدعی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی دعوای ضرر و زیان ناشی از جرم شود، دادگاه صادر کننده رای نخستین به این ادعاء خارج از نوبت رسیدگی می کند.

همچنین هرگاه تجدید نظر خواه یا فرجام خواه زندانی باشد، حسب مورد از پرداخت هزینه دادرسی مرحله تجدید نظر یا فرجام در امری که به موجب آن زندانی است، معاف می گردد.

تجدید نظر خواه یا فرجام خواه باید حسب مورد، درخواست یا دادخواست خود را به دفتر دادگاه صادر کننده رای نخستین یا تجدید نظر و یا دفتر زندان تسلیم کند. دفتر دادگاه تجدید نظر استان یا زندان مکلف است پس از ثبت تقاضای تجدید نظر یا فرجام، بلافاصله آن را به دادگاه صادرکننده رای نخستین ارسال کند.

در صورتی که تجدید نظر‏ خواهی یا فرجام خواهی در مهلت مقرر صورت گیرد، دفتر دادگاه صادرکننده رای نخستین، بلافاصله یا پس از رفع نقص، پرونده را حسب مورد، به دادگاه تجدید نظر استان یا دیوان عالی کشور ارسال می کند.

آرائی که در مرحله تجدید نظر صادر می شود، قطعی است.

 

موسسه  حقوقی وکلای رای مثبت با همکاری تعدادی از بهترین وکلای جعل اسناد و دکترین حقوق و اساتید دانشگاه،سالیان طولانی در قبول دعاوی کیفری سابقه داشته و توانسته رضایتمندی بالای موکلین خویش را بدست آورد.

وکلای  موسسه با تجربه و دانش کافی خود توانسته اند بهترین راهکار را برای به نتیجه مطلوب رساندن این دعاوی ها به کار گیرند و موکلین را از داشتن یک همراه متخصص وکیل کیفری  مطمئن سازند.

یک وکیل پایه یک دادگستری یا وکیل کیفری در تهران به علت تجربه بالای کاری خویش در این شهر، آشنایی کافی به مراجع و مراکز مرتبط با این دعاوی ها را دارد و به همین واسطه می تواند تسلط بیشتری داشته و نتیجه بهتری را کسب نماید.

سلام خسته نباشید . من در دادگاه بدوی رای به نفع من صادر شد . اما دوباره طرف مقابل من رفت اعتراض زد با وجود اینکه هیچ مدرکی ندارد و فقط با پارتی از من شکایت کرد و دروغ می‌گوید .
الان پرونده ما رفته شعبه تجدید نظر ۶۷ تهران که پیگیری کردم گفتن وقت احتیاطی خورده به پرونده. من الان باید چیکار کنم که پرونده زودتر به جریان بیفته. ممنون میشم راهنمایی کنید.

سلام در وقت احتیاطی می توانید به شعبه مراجعه کنید و ببینید قاضی چه دستوری در پرونده صادر کرده است و از ایشان درخواست کنید زودتر حکم صادر کنند .

سلام خسته نباشید. دادگاه کیفری به خاطر نبردن شاهد به دادگاه حکم تبرئه متهم پرونده داده شده. شاهدهای من بخاطر تهدید متهم به دادگاه نیامدن ومن هم این موضوع دردادگاه گفتم.وهم ضابط نیروی انتظامی که معاینه محل رفته تحقیق کرده نوشته که همسایه ها از متهم ترسیده وشهادت نمدهند. متهم باچاقو بصورت من زده.من برای دادگاه تجدید نظر باید چه کار کنم.

سلام اگر می توانید شهود را به دفتر اسناد رسمی ببرید و اضهاراتشون را در آنجا ثبت و گواهی امضا بگیرید . در صورت تمایل جهت مشاوره تخصصی با شماره ۸۹۳۵۱ تماس گیرید.

سلام وقت بخیر
یکی از آشنایان ما را ب جرم حمل بار مسروقه که خودش از مسروقه بودن آن بار بی خبر بود دستگیر کردندو چند روز بازداشت شد و بعد از رضایت شاکی ها تبرئه شد. بعد از دستگیری ایشان مأورین ایشان را ب شدت مورد ضرب و جرح قرار دادند و خسارت زیادی ب ایشان وارد کردند که نامه پزشکی قانونی هم موجود هست و حتی موقع ورود ب زندان برای بازداشت نوشته اند سر تا پا زخم… ایشان از مامورین شکایت کردند و مدارک را ارائه دادند و حاضرند سوگند هم بخورند که کار ایشان بوده ولی بدون اینکه ایشان را ب دادگاه بخوان قرار منع تعقیب مأمورین رو صادر کردند که در صورت عدم اعتراض ایشان تبرئه میشن. سوال ما از شما اینه آیا مدارک ما( نامه پزشکی قانونی، نامه زندان مبنی بر سرتا پا زخم بودن و سوگند ایشان) دلایل کافی برای ثابت شدن جرم مأمورین نیست؟ اگر اعتراض بکنیم تأثیری خواهد داشت؟ ب نظر شما چیکار کنیم ما؟

سلام برای اثبات ادعای خود باید دلیل ارايه نمایید . مثلا شهادت شهود و اگر شاهد ندارید به قسم شرعی استناد نمایید.

جهات تجدیدنظرخواهی کیفری

جهات تجدیدنظرخواهی کیفری در قانون آیین دادرسی کیفری :

« ماده 434  جهات تجدیدنظرخواهی به شرح زیر است :

الف – ادعای عدم اعتبار ادله یا مدارک استنادی دادگاه .شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

ب- ادعای مخالف بودن رأی با قانون .

پ – ادعای عدم صلاحیت دادگاه صادر کننده رأی یا وجود یکی از جهات رد دادرس .

ت – ادعای عدم توجه دادگاه به ادله ابرازی.

تبصره   اگر تجدیدنظرخواهی به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آید ، در صورت وجود جهت دیگر ، به آن هم رسیدگی می شود .»

 

 

تلفن دفتر وکالت

برای تعین وقت و مراجعه حضوری

66432184 021

66263646 021

 

 

     

 

تجدید نظر خواهی در امور کیفری

مراحل رسیدگی به پرونده کیفری :

1-کشف جرم :ضابطین قضایی

2- تعقیب کیفری : دادستان و همکاران او در دادسرا که عبارتند از دادیاران و معاون دادستان

3- تحقیق : بازپرس=جمع آوری دلایل له و علیه= اضهار و نظر قاضیشرایط تجدید نظر خواهی کیفری

4- رسیدگی و صدور رای و تجدید نظر : دادگاه (رئیس دادگاه و دادرس)

5- ا جرایی حکم : دادستان و داد یاران و معاونش که ممکن است حکم برائت یا محکومیت

در دو صورت باز پرس قرار منع پیگرد صادر می کند:

·         در صورتی که دلیل کافی نباشد

·         عمل جرم نباشد

در دو صورت بازپرس پس از تحقیق عمل شخص مجرمانه است و دلیل کافی نیز وجود داشته باشد قرار مجرمیت صادر می کند

 انواع جرائم :

·         جنایی= بازپرس

·         جنه تا سه سال حبس = دادیار

·         خلاف

اگر باز پرس شخص را مجرم اعلام کند پرونده به دادستان ارجا ع داده می شود و اگر دادستان دلایل را کافی و درست بداند در خواست را صادر می کند

کیفر خواست یعنی تقاضای کیفر از سوی دادستان از دادگاه

قرارهای نهائی باز پرس :

·         منع تعقیب

·         موقوفی تعقیب

·         مجرمیت

اصل بر این است هیچ یک از جرائم تعزیری و بازدارنده قابل گذشت نیست مگر اینکه قانونگذار به قابل گذشت بودن آنها تصریح نمایدکه این تصریح در ماده 727 ق. م. ا . بیان شده است

تصمیمات قضایی که قضات دادگاه ،دادسرا اتخاذ می کنند را رای می گویند

رای بر دو نوع است :

 1-قرا ر : قاطع دعوا نیست و در ماهیت دعوی نمی باشد و شکلی است

قرار دو نوع است : الف) اعدادی             ب) قرارهای نهائی

 

·         قرار ارجاع به ا مر کار شناس

·         قرار معاینه محلی

·         قرار تا مین کیفری

·         قرار انا طه

ب ) قرارهای نهایی : قرارهای نهایی قرارهای هستند که صدور آنها باز پرس را از ادامه تحقیق فارغ می شود وبه به سه دسته تقسیم می شوند :

·         قرار منع پیگرد

·         قرار موقوفی تعقیب

·         قرار مجرمیت

2-حکم :اگر تصمیم قضایی قاطع دعوی باشد و کلاً ویا جزئاً در ماهیت دعوی صورت گیرد حکم گفته می شودکه به دو دسته تقسیم می شود :

الف ) برائت                  ب) محکومیت

قرارهای کیفری به چها دسته تقسیم می شوند :

1-     التزام

2-    کفالت

شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

3-    وثیقه

4-    بازداشت

رای که از دادگاه صادر می شود اعم از حکم وقرار به موجب ماده 278 ق. آ. د. ک. مصوب 1378 در موارد زیر قطعی و لازم الاجرا است:

الف )حکم قطعی دادگاه بدوی

ب ) حکم دادگاه بدوی که در مهلت مقرر در قانون نسبت به آن اعتراض یا در خواست تجدید نظر نشده باشد و یا اعتراض یا در خواست  تجدید نظر نسبت به آن رد شده باشد

ج )  حکم دادگاه بدوی که مورد تاید مرجع تجدید نظر قرار گرفته باشد

د ) حکمی که دادگاه تجدید نظر پس از نقض رای بدوی صادر می نماید

 

حکم قطعی : حکم کیفری زمانی قطعی  است که جزء از طریق اعاده دادرسی قابل شکایت نباشد در سیستم قضایی و حقوقی جمهوری اسلامی ایران به موجب ماده 232 ق .آ .د .ک . مصوب 1378 آرای دادگاه عمومی انقلاب در امور کیفری قطعی است مگر در موارد ذیل که قابل درخواست تجدید نظر می باشد :

 

  الف ) جرایمی که مجازات قانونی آنها اعدام یا رجم می باشد

ب ) جرایمی که به موجب قانون مشمول حد یا قصاص نفس یا اطراف می باشد

ج ) ضبط اموال بیش از یک میلیون ریال و مصادره اموال

د ) جرایمی که طبق قانون مستلزم دیه بیش از خمس دیه می باشد

ه ) جرایمی که حداکثر مجازات قانونی آن بیش از سه ماه حبس یا شلاق یا جزای نقدی بیش از پانصد هزار ریال می باشد

و ) محکومیتهای انفسال از خدمت

نکته: منظور از آرای در خواست تجدید نظر در مورد فوق اعم از محکومیت ،برائت ،منع پیگرد ،یا موقوفی تعقیب است با این وصف در سیستم حقوقی و قضایی نظام جمهوری اسلامی ایران اصل بر قطعیت آراء ا ست . مگر اینکه قابل تجدید نطر بودن آن در قانون تصریح گردیده باشد

راهای اعتراض به احکام کیفری : طرق اعتراض نسبت به احکام کیفری به دو دسته کلی زیر تقسیم می شود.

·         طرق عادی

·         طرق فوق العاده

گفتار اول طرق عادی : اعتراض به احکام کیفری همان طور که از آن پیدا ا ست را ههای است که هم محکوم کیفری به طور طبیعی  و عادی حق اعتراض به احکام کیفری را در موردی که قانونگذار تعیین نموده است دارداین طریق دو نوع می باشد . الف)  تجدید نظر خواهی   ب ) واخواهی

الف ) تجدید نظر خواهی : حق  اعتراض به احکام کیفری حضوری صادر شده از دادگاه بدوی را تجدید نظر خواهی می نامند که به موجب ماده 232 ق. آ.د.ک. مصوب 1378 آرای صادرشده  از محاکم بدوی قطعی مگر در مواردی که ماده مذکور قابل تجدید نظر اعلام شده باشد

1-احکام قابل تجدید نظر : به موجب ماده 232 ق.آ.د. ک. مصوب 1378 عبارتند از :

ب ) جرایمی که به موجب قانون مشمول حد یا قصاص نفس یا اطراف می باشد

ج ) ضبط اموال بیش از یک میلیون ریال و مصادره اموال

د ) جرایمی که طبق قانون مستلزم دیه بیش از خمس دیه می باشد

ه ) جرایمی که حداکثر مجازات قانونی آن بیش از سه ماه حبس یا شلاق یا جزای نقدی بیش از پانصد هزار ریال می باشد

و ) محکومیتهای انفسال از خدمت

نکته 1: در مورد اصل قطعیت احکام در دادسراهاو دادگاهای نظامی می توان به ماده 9 قانون تجدید نظر  آراء دادگاها مصوب 17/5/1372 مراجعه نمود

نکته 2 : ماده 8 قانون تجدید نظر آراء دادگاها و ماده 235 ق. آ. د .ک .78 به موجب ماده 18 قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1372 و اصلاحی 4/10/ 1385 منسوخ گردیده است .

نکته 3 : ملاک تجدید نظر خواهی حد اکثر مجازات مندرج در قانون می باشد نه مجازات مندرج در حکم دادگاه

نکته 4 : تجدید نظر خواهی از احکام دادگاهای نظامی تابع قانون تجدیدنظر آرای دادگاه مصوب 1372

 نکته 5 : تجدید نظر خواهی از  احکام دادگاهای انقلاب در مورد مربوط به جرایم مواد مخدر تابع مقررات مندرج قانون اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر می باشد و آرا ءصادر شده در مورد قاچاق کالا و ارز نیز تابع خاص خود می باشد

نکته 6 : مهلت تجدید نظر خواهی از تاریخ ابلاغ رای یا انقضایی مهلت واخواهی برای افراد داخل ایران 20 روز برای کسانی که ساکن خارج از کشور دو ماه می باشد

نکته 7 : آرا صادرشده از حیث قطعیت یا عدم قطعیت تابع زمان صدور آنها می باشد (نظریه شماره 7010/7 مورخ 1/11/1367 اداره حقوقی قوه قضائیه)

 

نکته8 : قانونگذار برای ضبط اموال در ماده مذکور سقف تعیین نموده لیکن برای مصادره اموال سقفی تعیین ننموده است

نکته 9  : معلوم نیست قانونگذار به چه دلیل جهت تجدید نظر خواهی از احکام دیه ،خمس دیه را مد نظر قرار داده و کمتر ازآن را مد نظر قرار نداده است

2-مرجع تجدید نظر خواهی : به موجب ماده 233 ق.آ.د.ک. 78 مرجع تجدید نظر خواهی آرای دادگاههای عمومی وانقلاب هر حوزه قضایی ودادگاه تجدید نظر همان استان است مگر در موارد ذیل که مرجع تجدید نظر آنها دیوان عالی کشور می باشد :

الف ) جرایمی که مجازات قانونی آنها اعدام یا رجم است

ب ) جرایمی که مجازات قانونی آنها قصاص نفس یا قطع عضو یا اطراف می با شد

ج ) جرایمی که مجازات قا نو نی آ نها حبس بیش از ده سال باشد ،ده سال در تجدید نظر استان بیش از ده سال دیوان عالی

د ) مصادره اموال

نکته : در ماده 232ق.ا.د.ک 78 دو عبارت قطع عضو و قصاص یا اطراف آمده است که از یکدیگر متفاوت هستند به نحوی که قطع عضو

 مر بوط می شود به حدود الهی از جمله حد سرقت و حد محاربه که جزء حدود الهی و غیر قابل گذشت  می باشد لیکن قصاص عضو یا اطراف جز ء مجازات قصاص می باشد و حق الناس است و قابل گذشت می باشد

حدود الهی که در قانون مجازات اسلامی ذکر شده است :

الف )زنا :که مجازات آن بر چهار  نوع است ،1-اعدام (زنای به عنف و زنای محارم ) 2-رجم ( زنای محصنه ) 3-جلد ( شلاق ) 4- حلق و تهشیر

ب )لواط

ج ) مساحقه:عمل جنسی زنان با یدیگر یا طبق زنی 100 ضربه تازیانه

و) حد مسکر (شرب خمر ) 80 ضربه تازیانه

د ) حد سرقت : اگر 21 شرط داشته باشد قطع دست راست

ر ) حد محاربه : کسی که اسلحه بکشد برای تر ساندن مردم و مجارات محاربه قتل (اعدام )،صلب (بدار آویختن ) قطع دست راست و پای چپ ،نفی بلد

ز ) قوادی : واسطه بین زن ومرد برای انجام عمل جنسی 75 ضربه تازیانه

 افتراء : نسبت دادن جرم به دیگری به استثنای زنا ولواط ماده 697 ق. م. ا.

نشر اکاذیب : نسبت دادن دروغ به دیگری برای اضرار به غیر و تشویش اذهان عمومی

نکته : رای غیابی باشد باید درخواست واخواهی کند ولی وقتی رای حضوری باشد باید تجدید نظر خواهی کند مهلت واخواهی 10روز اگر واخواهی نکند20 روز مهلت دارد تجدید نظر خواهی کند اگرتجدید نظر خواهی نکند حکم قطعی است.

جرایم قابل گذشت : مجازات دیات،مجازات قصاص ،حد قذف ،حق الناس ،اما مجازاتهای تعزیری و باز دارنده اصل براین است که غیر قابل گذشتند مگر اینکه قابل گذشت بودن آنها در ماده 727 ق. م. ا .ذکر شده باشد.

3-مهلت تجدید نظر خواهی : به موجب ماده 236 ق.آ. د. ک. مهلت تجدید نظر خواهی برای اشخاص مقیم ایران 20 روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور 2 ماه از تاریخ ابلاغ رای یا انقضای مهلت واخواهی می باشد در تجدید نظر خواهی ملاک قانونی حکم است نه ابلاغ واقعی آن

4-متقاضیان تجدید نظر : بر اساس ماده 239 ق.آ.د. ک. 78 اشخاص زیر حق در خواست تجدید نظر خواهی را دارند

الف ) محکوم علیه یا وکیل یا نماینده قانونی او

ب ) شاکی خصوصی یا وکیل یا نماینده قانونی او

ج ) دادستان شهرستان (اصلاحی سال 1381 )

5-جهات تجدید نظر خواهی :به مو جب ماده 240 ق. آ. د. ک. جهات درخواست تجدید نظر به شرح ذیل می باشد

الف ) ادعای مخالف بودن رای با قانون

ب ) ادعای عدم اعتبار مدارک استنادی دادگاه یا فقدان شرایط قانونی شهادت شهود یا دروغ بودن شهادت آنها

ج ) ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی

د ) ادعای عدم عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای

نحوه و کیفیت تجدید نظر خواهی :

به موجب ماده 244 ق. آ..د . ک. 78 در خواست یا داد خواست تجدید نظر خواهی از طرف تجدید نظر خواه ممکن است به دادگاه صادر کنند ه رای بدوی و یا چنانچه محکو م علیه در زندان باشد یا در بازداشتگاه باشد در بازداشتگاهی که بازداشت شده یا دادگاه تجدید نظر یا دفتر دیوان عالی کشور ارسال  می گردد البته علی الاصول در خواست یا داد خواست تجدید نظر به دفتر دادگاه صادر کننده  رای بدوی تسلیم می گردد

سوال : منظور از اینکه قاضی دادگاه بدوی در ماده 245 ق . آ. د .ک. 78 اتخاذ تصمیم می نماید چیست ؟

مقصود از تصمیم مقتضی توسط دادگاه  این است که دادگاه در صورتی که از لحاظ کیفری حکمی صادر کرده و نسبت به آن در خواست تجد ید نظر شده است قرار رد درخواست و یا قبول در خواست تجدید نظر را صادر می نماید و در موردی که دادگاه در ضمن حکم کیفری ،حکم حقوقی و ضرر و زیان صادرنموده کسی که از این حیث حکم به ضررش است باید درخواست تجدید نظر خواهی به دفتر دادگاه تسلیم نماید که این درخواست با رعایت تشریفات آیین داد رسی مدنی تنظیم و ارائه شود و دادگاه بدوی پس از بررسی قرار رد یا قبول تجدید نظر خواهی را صادر می نماید ین قرار ها در دادگاه تجدید نظر قابل تجدید نظر می باشد با این توضیح مشخص می گردد که تکمیل در خواست یا دادخواست تجدید نظر به عهده دادگاه بدوی است که اگر دادگاه بدوی قرار رد در خواست یا دادخواست نمود این قرار در دادگاه تجدید نظر قابل تجدید نظر می باشد

نکته : تجدید نظر خواهی به جنبه کیفری حکم بدوی با درخواست و نسبت جنبه ضرر و زیان و خصوصی جرم مستلزم تنظیم دادخواست مطابق آیین داد رسی مدنی می باشد

کیفیت رسید گی در دادگاه تجدید نظر :

دادگاه تجدید نظر پس از ارجاع و ثبت پر ونده علی الاصول وقت رسیدگی تعیین می نماید و یا استثنا به در خواست رئیس شعبه اول دادگاه تجدید نظر در صورت ضرورت خارج از نوبت رسید گی می نماید  دادگاه تجدید نظر در صورت احراز صلاحیت خود و  دادگاه چنانچه در پر ونده نقص  مشاهده نماید و نیاز به احضار طرفین دعوی یا شهود باشد با تعیین وقت آنها را احضار و به موضوع رسیدگی می نماید همچنین اگر ضرورت داشته باشد تحقیقات و معاینات محلی انجام می هد و یا از متهم در صورتی که تامین کیفری اخذ نشده باشد قرار تامین اخذ می نماید  و نهایتاً

 الف ) رای مطابق قانون و دلایل موجود باشد ضمن تاید آن پرونده را به دادگاه صادر کننده رای اعاده می نماید

 ب) هر گاه رای از دادگاه فاقد صلاحیت یا بدون رعایت تشریفات قانونی یا بدون توجه به دلایل و مدافعات طرفین صادر شده باشد و عدم رعایت موارد مذکور به درجه از اهمیت بوده که موجب عدم اعتبار قانونی رای مذکور گردد و یا مخالف یا مغایر قانون صادر شده باشد رای صا در شده باشد رای صادر شده نقض و به شرح زیر اقدام می نماید

1- اگر عملی که محکو م علیه به اتهام آن محکوم شده است به فرض جرم نبوده و یا به لحاظ شمول عف عمومی یا سایر جهات قانونی از قبیل اینکه مشمول مرور زمان شده یا قانون لاحق وصف مجرمانه را از عملی رفع نماید و غیر قابل تعقیب نباشد و یا دادگاه به هردلیل برائت متهم را احراز نماید حکم بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید هر چند محکم علیه در خواست تجدید نظر نکرده باشد و در این صورت محکم علیه چنانچه در حبس یاشد فوراٌ آزاد  می گردد .

2- اگر رای صادره به صورت قرار باشد به هر علت نقض شود جهت ادامه رسیدگی به  دادگاه صادر کننده قرار اعاده می گردد و دادگاه مکلف به رسیدگی است .

3- اگر رای به علت عدم صلاحیت دادگاه صادر کننده آن نقض شود دادگاه تجدید نظر پرونده را به مرجع صالح ارجا ع می دهد .

4-اگر داد گاه تجدید نظر حکم بدوی را مخالف شرع یا قا نون تشخیص دهد با ذکر مبانی استدلال و اصول قانونی آن را نقض و پس از رسیدگی ماهوی ختم رسیدگی را اعلام و در اولین فرصت حد اکثر ظرف یک هفته مبادرت به صدور رای می نماید با این توضیح که اگر رای دادگاه تجدیدنظر به صورت غیابی صادر شود ظرف بیست روز از ابلاغ واقعی قابل واخواهی در همان دادگاه می باشد و نهایتاً رای صادر شده از دادگاه تجدیدنظر به جزء در مواردی که ادای عد م صلاحیت قاضی شده باشد و یا رای اسراری باشد که در دیوان عالی کشور قابل تجدید نظر خواهی می باشد (مواد 248،251تا260 ق.آ.د. ک. 78 )

نکته : چنانچه رای تجدید نظر خواسته از نظر احتساب محکوم به خسارت یا تعیین مشخصات طرفین و یا تعیین نوع و میزان مجازات و تطبیق عمل و یا نقایصی نظیر آنها که متضمن اشتباهی باشد که بر اساس رای لطمه وارد نسازد مرجع تجدید نظر که در مقام تجدید نظر رسید گی می نماید ضمن تأید رای آن را تصحیح خواهد نمود (ماده 250 ق. آ. د .ک. 78 )

رای دادکاه تجدید نظر :

·         قرار :اعاده پر ونده به دادگاه صادر کننده رای بدوی

·         حکم :1-  پس از نقض حکم پرونده رسیدگی و حکم جدید صادر می نماید 2- دادگاه را صالح تشخیص ندهد رای نقض و پرونده به دادگاه صالح ارسال می نماید  3- دادگاه تجدید نظر به دلیل جرم نبودن عمل و ….. نقض و حکم برائت صادر می نماید

آثار تجدید نظر خواهی :

اعتراض به حکم بدوی و در خواست تجدید نظر خواهی دارای دو اثر به شرح زیر می باشد

1-     اثر تعلیقی : به محض وصول اعتراض به دفتر دادگاه صادر کننده حکم نسبت به رای صادره حکم به حالت تعلیق در می آید تا تکلیف اعتراض از سوی مرجع تجدید نظر مشخص شود این اثر اعتراض را تعلیقی می نامند

نکته : در مورد احکام تعلیقی و برائت اعتراض مانع اجرانمی شود (ماده27 ق.م.ا و 213 ق. آ .د .ک )

اثر انتقالی : منظور از اثر انتقالی این است که به محض اعتراض تجدید نظر خواه به حکم صادر شده بدوی پرونده از دادگاه بدوی به دادگاه تجدید نظر منتقل می شود و به نحوی که حکم دادگاه بدوی به طور کلی معلق نمی شود تا مرجع تجدید نظر مجدداً بررسی ماهوی نموده و حکم جدید صادر نماید بلکه همان حکم اولیه از نظر شکلی و ماهوی مورد برسی مرجع تجدید نظر قرار گرفته و اگر ایراد و اشکالی وارد نباشد ابرام و استوار می گردد اگر ایرا شکلی یا ماهوی بر داد نامه بدوی وارد باشد چنانچه دادگاه تجدید نظر استان باشد مطابق ماده 257 ق. آ. د. ک. 78 عمل می نماید اگر مرجع تجدید نظر دیوان عالی کشور باشد مطابق ماده 265 ق.آ.د .ک .78 عمل می نماید همانطور که ملا حظه می شود منظور از اثر انتقالی این است که حکم صادر شده از دادگاه بدو ی کان لم یکن تلقی نمی شود بلکه همان حکم از نظر اعمال درست مقررات شکلی و ماهوی مورد بررسی قرار می گیرد از نظر قانون اثر انتقالی دو نتیجه بارز و مهم دارد که از سوی قانونگذار در مواد 241و 258 ق. آ. د. ک 78 تصریح شده است و نظریه شماره 8793/7مورخ 30/10/82 اداره حقوقی قوه قضائیه در تفسیر ماده 241 می باشد که به شرح زیر به توضیح آنها پرداخته می شود

الف ) محدودیت مرجع تجدید نظر در رسیدگی به صراحت ماده 241 ق. آ. د. ک. 78 مرجع تجدید نظر فقط نسبت به آنچه مورد تجدید نظر خواهی قرار گرفته و در مرحله نخست مورد حکم قرار گرفته حق رسیدگی دارد همانطور که ملا حظه می شود مرجع تجدید نظر در مرحله رسیدگی محدود به موارد ی است از سوی طرفین اعتراض شده است و درخواست تجدید نظر کرده اند بنابراین نسبت به آن قسمت از حکم که تجدید نظر خواهی نشده حق رسیدگی ندارد به عبارت دیگر آن قسمت از حکم بدوی که نسبت به آن اعتراض صورت نگرفته قطعیت یافته و لازم الاجرا می شود این امر را اثر انتقالی حکم بدوی می نامند بطور مثال اگر در یک پرونده کلاهبرداری (الف)(ب)(ج)و (د) به اتهام مشارکت و معاونت در جرم به حبس و شلاق و پرداخت جزای نقدی توسط دادکاه بدوی محکوم شده اند (لف)و (ب) که شریک در جرم بوده اند اعتراض و تقاضای تجدید نظر نمایند ولی (ج)و(د) که معاون در جرم بوده اند اعتراض  نکنند مرجع تجدید نظر حق رسیدگی به معاونین را ندارد به دلیل اینکه به موجب ماده 241 ق. آ. د. ک. 78 مرجع تجدید نظر فقط نسبت به آن قسمت از حکم که اعتراض صورت گرفته رسیدگی می نماید آن قسمت که اعتراض نشده است پرونده تفکیک و به جهت اجرا به اجرای احکام ارسال می شود .

مثال : اگر یک نفر کارمند دولت به علت اختلاس از طرف دادگاه بدوی به دو سال حبس و سی ضربه شلاق و پر داخت جزای نقدی معادل مال اخذ شده وسه سال انفسال موقت از مشاغل دولتی محکوم گردد چنانچه نسبت به محکومیت حبس و انفسال اعتراض و تقاضای تجدید نظر نماید در این صورت مرجع تجدید نظر فقط در مورد حبس و انفسال رسیدگی خواهد کرد و نسبت به شلاق و جزای نقدی حق رسیدگی ندارد

ب) محدودیت مرجع تجدید نظر در تشدید مجازات به صراحت ماده 258 ق.آ.د. ک.78 مرجع تجدید نظر نمی تواند مجازات تعزیری مقرر در حکم بدوی را تشدید نماید مگر در مواردی که مجازات مقرر در حکم بدوی کمتر از حداقل میزان باشد که قانون مقرر داشته و این امر مورد اعتراض شاکی تجدید نظر خواه یا دادستان مجری حکم قرار گرفته باشد که در این صورت مرجع تجدید نظر با تصحیح حکم بدوی نسبت به تعیین مجازاتی که قانون مقرر داشته اقدام نمود .

نکته : همانطور که ملاحظه می شود قاعده منع تشدید مجازات فقط ناظر بر مجازاتهای تعزیری است و بازدارنده و شامل مجازاتهای دیگر نمی شود مثلاٌ اگر مرجع تجدید نظر جرم تعزیری را حدی تشخیص دهد می تواند مرتکب را به مجازات حد محکوم نماید

نکته : در مواردی که مجازات مقرر در حکم بدوی کمتر از حداقل مقرر در قانون باشد مرجع تجدید نظر مجازات را تشدید نمی کند بلکه همانطور که در ماده 258 بیان شد مرجع تجدید نظر حکم بدوی را اصلاح می کند و این امر تشدید مجازات محسوب نمی شود.

نکته : آرای که در مرحله تجدید نظر صادر می شود به جزء در خصوص رای اسراری قابل تجدید نظر نیست و چنانچه ادای عدم صلاحیت قاضی صادر کننده رای شده باشد در این صورت این ادا طبق مقررات مربوط قابل رسیدگی در دیوان عالی کشور خواهد بود (ماده 248 و تبصره آن از ق. آ. د. ک 78 )

 

1-     دادگاه انقلاب : که نوعی دادگاه تخصصی و تابع دادگاهایی عمومی و انقلاب می باشد به جرائم زیر رسیدگی می کند

·         کلیه جرائم علیه امنیت داخلی و خارجی ،محاربه و افساد فی الارض

·         توهین به مقام بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران و مقام معظم رهبری  

·         توطئه علیه جمهوری اسلامی ایران یا اقدام مسلحانه و ترور و تخریب مؤسسات به منظور مقابله با نظام

·         جاسوسی به نفع اجانب

·         کلیه جرائم مربوط به قاچاق و مواد مخدر

·         دعاوی مربوط به اصل 49 قانون اساسی ،احکام دادگاههای انقلاب در رابطه با مواد مخدر ماده 32 قانون اصلاح مبارزه با مواد مخدر و مواد 24،25،26 آیین نامه اجرائی اصلاح قانون مبارزه با مواد مخدر و الحاقی موادی به آن مصوب 22/10/77 چنانچه مجازات  موارد مذکور اعدام باشد توسط دادستان کل کشور و یا ریاست دیوان عالی کشور قابل تجدید نظر می باشد لیکن اگر مجازات جرائم غیر از اعدام باشد علی الاصول احکام مذکور قطعی است  و لازم الاجرا است مگر اینکه دادستان کل کشور آن را خلاف شرع و قانون تشخیص دهد و یا قاضی صادر کننده رای حکم و یاقاضی دیگر متوجه اشتباه قاضی صادر کننده باشد این موضوع  را به او تذکر بدهد در صورت پذیرش یا عدم پذیرش اشتباه قاضی مجری حکم دادستان و همکارانش و یا معاونینش می تواند از چنین پرونده ای تقاضای تجدید نظر در دادستانی کل کشور نماید در مورد سایر جرائم به شرح فوق گفته شد احکام دادگا های عمومی قابل تجدید نظر می باشد به عبارت دیگر جرائمی که دادگاه انقلاب همانند دادگاه کیفری استان صلاحیت رسیدگی به آنها را دارد در دیوان عالی کشور قابل تجدید نظر می باشد و جرائمی که همانند دادگاه جزای عمومی رسیدگی می نماید مرجعش دادگاه تجدید نظرش دادگاه تجدید نظر استان می باشد .

2-    دادگاه اطفال : که بخشی از دادگاه عمومی و دادگاه تخصصی محسوب می گردد بموجب تبصره ماده 220ق.آ .د.ک. مصوب 78 به کلیه جرائم اشخاص بالغ 18 سال تمام رسیدگی می نماید دادگاه رسیدگی به جرائم اطفال حسب گذارشهای که از وضع اطفال و تعلیم وتربیت آنها از کانون اصلح و تربیت دریافت می کند می تواند در تصمیمات قبلی خود یکبار تجدید نظر نماید به این طریق که مدت نگهداری را تا یک چهارم تخفیف دهد با این توضیح که این موضوع به اطفال می باشد و طفل کسی است که به سن بلوغ شرعی نرسیده باشد اما آرای دادگاه اطفال در رابطه با دختران 9سال بیشتر و پسران بیشتر از 15 سال تا 18 سال همانند دادگاههای عمومی قابل تجدید نظر است یعنی جرائمی که دادگاه اطفال رسیدگی می نماید چنانچه متهم آنان بالغ و اما زیر 18 سال باشد اگر این جرائم از در صلاحیت دادگاه جرائم عمومی باشد مرجع تجدید نظرش دادگاه تجدیدنظر استان خواهد بود اما چنانچه رسیدگی به جرائم آنان از جرائم در صلاحیت دادگاه کیفری استان باشد مرجع تجدید نظر آن دیوان عالی کشور می باشد .

دادگاه اختصاصی :به دو دسته تقسیم می شود : 1-دادگاه نظامی      2- دادگاه ویژه روحانیت

فرق دادگاه تخصصی و اختصاصی : دادگاههای تخصصی جزء و قسمتی از دادگاهای عمومی هستند لیکن دادگاههای اختصاصی از لحاظ سازمانی و تشکیلات خارج از دادگا ههای عمومی می باشد .

 دادگاههای نظامی به دو دسته تقسیم می شوند :

الف ) دادگاههای نظامی دو

ب) دادگاه نظامی یک

بموجب مواد 2و3 قانون آیین دادرسی نیرو های مسلح مصوب 22/2/64 دادگاههای نظامی به دادگاههای نظامی یک و دو تقسیم می شود کیفیت تشکیل و صلاحیت دادگاههای نظامی یک ودو مانند کیفیت تشکیل و صلاحیت محاکم کیفری یک و دو می باشد

دادگاههای نظامی یک همانند دادگاه کیفری یک جرائم زیر رسیدگی می نماید :

·         جرمی که کیفر آن اعدام ،رجم ، صلب،و نفی بلد به عنوان حد باشد

·         جرمی که کیفر آن قطع یا نقص عضو باشد

·         جرمی که کیفر آن بر حبس  ده سال قانون یا بالاتر باشد

·         جرمی که کیفر آن بر حسب قانون بیش از دویست هزار تومان جزایی نقدی باشد

·         جرمی که کیفر آن به نصف دیه کامل هر یک از موارد شش گانه و یا بالاتر باش اعم از اینکه عمد ،شبه عمد یا خطایی محض باشد رسیدگی سایر جرائم در صلاحیت دادگاه نظامی دو می باشد

*نکته : دادگاههای نظامی صلاحیت رسیدگی به جرائم خاص نظامی مرتبط  با وظایف خاص نظامی حین خدمت نظامیان را بر عهددارد همچنین دادگاههای نظامی صلاحیت رسیدگی به کلیه جرائم امنیتی نظامیان و نیز صلاحیت رسیدگی به جرائم اسرای بیگانه واسرا نظامی ایران را دارد و همچنین دادگاههای نظامی علاوه بر موارد مذکور صلاحیت رسیدگی به جرائم کارکنان وزارت اطلاعات که در رابطه با اسناد طبقه بندی شده و اسرار نظامی و جرائم مرتبط با خدمتشان را دارد

مرجع تجدید نظر احکام و آرای دادگاههای نظامی : همان گونه که گفته شد دادگاه نظامی یک به جرائم سنگین نظامیان رسیدگی می کند به عبارت دیگر جرائمی که مجازات آنها شدید است در دادگاه نظامی یک رسیدگی می شود و مرجع تجدید نظر دادگاه نظامی یک دیوان عالی کشور می باشد همچنین دادگاه نظامی دو دارای مجازات کمتر رسیدگی می کند مرجع تجدید نظر دادگاههای مذکور دادگاه نظامی یک می باشد (مواد2و 3 قانون نظر آرای دادگاهها مصوب 17/5/72 )

*نکته : دادگاههای نظامی بر خلاف دادگاههای عمومی و انقلاب که بر اساس آیین دادرسی کیفری 78 عمل می کنند دادگاههای نظامی به موجب قانون آیین دادرسی کیفری 1290 رسیدگی می نماید

2- دادگاه ویژه روحانیت : از محاکم اختصاصی است صلاحیت رسیدگی به کلیه جرائم روحانیون را دارد (ماده 2 آیین نامه دادسراهاودادگاههای ویژه روحانیت ) دادگاهها و دادسرای ویژه روحانیت بر اساس دستور مقام رهبر کبیر انقلاب امام خمینی (ره) تشکیل گردید طبق اصول پنجم وپنجاه هفتم و پنجاه هشتم قانون اساسی تا زمانی که رهبر معظم انقلاب اسلامی ادامه کار آن را مصلحت بداند به جرائم اشخاص روحانی رسیدگی خواهد کرد و پرداخت و حقوق و مزایا قضات و کارکنان آن تابع مقرارت مربوط به قوه قضائیه می باشد (ماده528 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 21/1/79)

 داد سراهای و دادگا ههای ویژه روحانیت به موجب آیین نامه دادسراهای و دادگاههای ویژه روحانیت مصوب 14/5/69 تشکیل و رسیدگی می نماید

احکام دادگاههای ویزه رو حانیت از سوی محکم علیه یا شاکی یا قائم مقام قانونی آنان قابل اعتراض است در صورت عدم اعتراض در مهلت قانونی قطعی خواهد بود و چنانچه دادستان کل ویژه روحانیت احکام قطعی یا غیر قطعی دادگاه ویژه روحانیت را خلافشرع یا خلاف قانون بداند نسبت به رای صادره اعتراض نموده و عندالزوم حکم را متو قف می کند و پرونده را جهت رسیدگی به تجدید نظر ارسال نماید

دادگاه تجدید نظر روحانیت مرجع رسیدگی به اعتراض است که پس از اصول پرونده و رسیدگی به شرح زیر اقدام می نماید :

الف) در صورتی که رای صحیح و منطبق با موازین و شرع و آن را ابرام می نماید

ب ) در صورتی که اساس رای صحیح بوده ولی متضمن اشتباه جزئی در محاسبه محکم به یا ماده استنادی و غیره باشد رای اصلاحی صادر می نماید

ج) در صورتی که رای صادره داری ایراد ناشی از نقص تحقیقات باشد دادگاه تجدید نظر موارد نقص را مشخص نموده و رای صادره نقض و پرونده را جهت رفع نقص به دادگاه بدوی رسیدگی شده اعاده می نماید شعبه مذبور مکلف است پس از رفع نقص حکم مقتضی صادر نماید

د) در صورتی که رای صادره دارای ایراد اساسی باشد آنرا نقض نموده و را ساٌ رسیدگی و انشاء می نماید آرای صادره از محاکم تجدید نظر قطعی است

تجدید نظر خواهی در دیوان عالی کشور :

به موجب ماد 233 ق.آ.د. ک. 1378 دیوان عالی کشور مرجع تجدید نظر مجازاتهای مندرج آرا  به شرح زیر می باشد :

الف ) جرائمی که مجازات آنها اعدام یا رجم می باشد

ب) جرائمی که مجازات قانونی آنها قطع عضو ،قصاص نفس یا اطراف باشد

ج) جرائمی که مجازات قانونی آنها حبس بیش از ده سال باشد

د) مصادره اموال با این توضیح که احکام دادگا های نظامی که مجازات قانونی آنها ده سال حبس نیز باشد و نیز مجازات پرداخت دیه بیش از نصف کامل در صلاحیت دیوان عالی کشور می باشد

رسیدگی در دیوان عالی کشور به عنوان مرجع تجدید نظر مشابه مقرارت رسیدگی در دادگاه تجدید نظر استان می باشد که قانونگذار این موارد را در موارد 265 ق.آ.د.ک. 1378 بیان کرده لیکن رسیدگی تجدید نظر خواهی در دیوان عالی کشور با رسیدگی در دادگاه تجدید نظر استان در موارد ذیل متفاوت است :

رسیدگی شکلی به موجب ماده 264 ق.آ. د .ک. رسیدکی در دیوان عالی کشور شکلی است بر خلاف دادگاه تجدید نظر استان شعبه دیوان عالی کشور حق رسیدگی ماهوی و صدور رای را ندارد با این توضیح که دیوان عالی کشور جلسه رسیدگی تعیین نمی کند و اصحاب دعوا را احضار نمی نماید و اظهارت شهود ومطلعین را استماع نمی نماید و از طرفین دعوا تحقیق به عمل نمی آورد و احیاناٌ اگر نیاز به نظر یه کارشناسی ،معاینه محل وجود داشته باشد در آن خصوص اقدام نمی نماید و نهایتاٌ مبادرت به صدور حکم نمی کند بلکه رسیدگی در آن از دو حالت خارج نیست

الف) نقص با ارجاع : چنانچه شعبه دیوان عالی کشور به دلایل شکلی رای دادگاه بدوی را نقض نماید به صورت ذیل عمل می نماید

1-     چنانچه به لحاظ عدم صلاحیت رای دادگاه بدوی نقض شود پرونده که شعبه دیوان عالی کشور صالح تشخیص دهد ارجاع می شود در موارد ی که دیوان عالی کشور حکم را به علت نقص تحقیقات نقض نماید مؤظف است کلیه موارد نقص تحقیقاتی را مشروحاٌ ذکر کند

2-     چنانچه رای دادگاه بدوی به صورت قرار باشد و با حکم به علت نقص تحقیقات نقض شود پرونده برای رسیدگی به دادگاه صادر کننده حکم ارجاع می شود

3-     در سایر موارد پس از نقض رای بدوی توسط دیوان عالی کشور پرونده به دادگاه هم عرض ارجاع می شود

ب) نقض بلا ارجاع : در موارد زیر دیوان می تواند رای بدوی را نقض بلاارجاع نماید مبنی بر نقض رای بدوی پرونده مختومه گردیده و جهت بایگانی شدن به مرجع صادر کننده رای اعاده می گردد

1- عملی که محکومه علیه به اتهام ارتکاب آن محکوم شده است به فرض ثبوت، جرم نباشد مانند اینکه دیوان عالی کشور تشخیص دهد که موضوع جنبه کیفری نداشته وصرفاٌ موضوع پرونده یک اختلاف حقوقی بوده است

2-به لحاظ شمول عف عمومی یا سایر جهات قانونی محکوم علیه قابل تعقیب یا مجازات نباشد منظور از سایر جهات قانونی مندرج در بند یک از ماده 265 ق.آ .د.ک. مصوب 78 عبارتند از :

الف)عوامل رافع مسؤلیت کیفری از قبیل جنون ،صغر ،اکراه ،اجبار

ب) عوامل موجهه جرم مانند احراز ،اضطرار ،دفاع مشروع ، امر آمر قانونی، رضایت مجنی علیه در دیوان عالی کشور

ج) موارد سقوط دعوا حقوقی و مجازات به شرح مندرج در ماده 6 ق.آ.د.ک. مصوب 78 از قبیل احراز فوت متهم ،رضایت شاکی یا اعلام رضایت شاکی خصوصی ،اعتبار امر مختومه ،مرور زمان ،نسخ مجازات قانونی

 واخواهی: اعتراض محکوم علیه به حکم غیابی را واخواهی می نامند مقررات مربوط به واخواهی در مواد 217 و 218 ق. آ. د. ک. 78 بیان شده است

1-موارد غیابی بودن رای : چنانجه متهم یا وکیل وی در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و لایحه نیز نفرستاده باشند دادرسی غیابی بوده و رای صادره از سوی مرجع بدوی غیابی محسوب می شود شایان ذکر است حضور متهم یا وکیل وی در مرحله تحقیقات مقدماتی دادسرا موجب حضوری شدن رای دادگاه نمی شود بلکه ملاک حضور در جلسات دادرسی دادگاه است همچنین چنانچه وقت رسیدگی به متهم ووکیل او به درستی ابلاغ نشود موجبات صدور رای غیابی فراهم نیست در این مورد وقت رسیدگی باید تجدید و به طرفین ابلاغ شود هرگاه متهم در موعد مقرر در جلسات دادرسی حاضر نشود و قبل از صدور حکم در دادگاه حاضر شود دلایل او را دادگاه استعماع می نماید حکمی که صادر می شود حضوری محسوب می شود (ماده 318 ق.آ.د.ک.78)

2-جرائم قابل رسیدگی غیابی : بموجب ماده 217 ق.آ.د.ک.78 به کلیه جرائم دادگاه می تواند به صورت غیابی رسیدگی کند الادر  دو مورد:

 الف) در صورتی که دادگاه در حق الله بخواهد حکم محکومیت صادر نماید که در این صورت رسیدگی غیابی ممکن نیست و باید باحضور طر فین دعوا به خصوص حضور متهم و وکیلش رسیدگی نماید

ب) در صورتی که در حق الله پرونده نیاز به تحقیق داشته باشد اگر چه به دنبال تحقیقات مذکور منتهی به صدور حکم برائت گردد

کیفیت رسیدگی به واخوهی : پس از وصول تقاضای واخواهی دادگاه دلایل و دفاعیات محکوم علیه را برسی می کند چنانچه اعتراض واخواه مؤثر نباشد دادگاه بدون دعوت طرفین تشکیل جلسه حکم را تاید می کند لیکن در صورت مؤثر بودن اعتراض واخواه نیاز به تحقیقات بیشتر وقت رسیدگی تعیین و طرفین را دعوت می کند که البته عدم حضور شاکی خصوصی مانع ادامه رسیدگی نخواهد بود (ماده 218 ق.آ.د.ک 78)

سؤال: آیا دادگاه حق تشدید مجازات را در رسیدگی به تقاضایی واخواه دارد یا خیر ؟

واخواهی حقی است که برای محکوم علیه حکم غیابی و رسیدگی به دفعاعیات وی مقرر گردیده است و در نتیجه استفاده از این حق نباید موجب و مجوز تشدید مجازات محکوم علیه تلقی گردد برای تاید این مطلب می تواند از ملاک ماده 258 قانون مذکور استنباط نمود

مدت اعتراض به رای غیابی : به موجب ماده 217 ق.آ.د.ک.78 مدت اعتراض به رای غیابی ده روز از تاریخ ابلاغ واقعی حکم به محکوم علیه است و پس از انقضایی مهلت واخواهی ظرف مدت بیست روز حق تجدید نظر خواهی دارد هچنین چنانچه رای غیابی ابلاغ شود در هر حال محکو علیه می تواند ظرف ده روز از تاریخ اطلاع از دادگاه صادر کننده حکم تقاضایی واخواهی نماید. نکته : این مدت واخواهی استثناعاٌ در دادگاه تجدید نظر استان ظرف مدت بیست روز خواهد بود

آثار واخواهی : اعتراض به رای غیابی دارای دو اثر به شرح زیر می باشد

الف) اثر تعلیقی : حکم غیابی پس از صدور تا زمان وصول اعتراض (اعتراض واخواهی) قابلیت اجرایی ندارد و اجرایی آن معلق می ماند زیرا هنوز قطعیت پیدا نکرده است این حکم پس از ابلاغ واقعی به محکوم باید مهلت قانونی آن سپری شود چنانچه پس از ابلاغ واقعی ظرف ده روز محکوم علیه اعتراض نکند حکم قطعیت یافته و جهت اجرا به دادسرا اعاده می گردد .

ب) اثر القاعی: به محض اینکه محکوم علیه مطلع شود و اعتراض نماید بعضاٌ این اعتقاد را دارند که با واخواهی او حکم غیابی ابطال می شود و دادگاه صادر کننده حکم به استناد ماده 218 ق.آ.د.ک 78 باید خارج از نوبت رسیدگی و حکم حضوری را صادر نماید چنانچه بررسی مدارک و مدافعات محکوم علیه مستلزم تحقیق بیشتر باشد در این صورت دادگاه با تعیین وقت رسیدگی طرفین را دعوت و رسیدگی می نماید به نظر طرفداران این نظریه منظور از  اثر القاعی این است که بر خلاف دادگاه تجدید نظر دادگاه صادر کنندهرای غیابی بموجب ماده 218 در صدور رای حضوری هیچ محدودیتی نداشته و قاضی هر رای که به نظرش مناسب باشد می توان صادر نماید به عبارت دیگر دادگاه می تواند  محکوم قبلی را تبرئه نماید یا به همان میزان یا کمتر یا بیشتر محکوم نماید اما همان گونه که کفته شد به نظر می رسد واخواهی همانند تجدید نظر خواهی وقت اثر تعلیقی دارد و اثر القاعی  ندارد .بدلیل این که پس از تقاضایی واخواهی کماکان حکم غیابی معتبر است به نحوی که دادگاه می تواند پس از بررسی تقاضای واخواهی تقاضا را رد نماید و یا همان حکم را تاید کند و یا می تواندآن را همانند دادگاه تجدید نظر فسخ و حکم دیگری صادر نماید که حکم دیگر ممکن است رای برائت باشد و یا میزان مجازات در حکم غیابی را کمتر تاید کند از این جهات ملاحظه می گردد اقدامات دادگاه رسیدگی کننده با واخواهی بااقداماتدادگاه تجدید نظر تفاوتی ندارد همچنین همان گونه که در مبحس تجدید نظر خواهی گفته شد علی الاصول به نحوی که دادگاه تجدید نظر حق تشدیید مجازات را ندارد و دادگاه رسیدگی کننده به تقاضای واخواهی نیز حق تشدید مجازات را ندارد در غیر این صورت هیچ کس به امید تشدید مجارات تقاضای واخواهی یا تجدید نظر خواهی نخواهد کرد .

سوال :  آیا دادستان و شاکی حق واخواهی از رای غیابی را دارند یا خیر ؟

همان گونه که گفته شد واخواهی صرفاٌََ حق محکوم علیه می باشد به دلیل اینکه نسبت به شاکی و دادستان حکم همواره حضور خواهد بود و غیابی محسوب نخواهد شد واخواهی مخصوص محکوم علیه است .

سؤال: ابلاغ رای غیابی  به وکیل تسخیری موجب حضوری شدن رای تلقی می گردد یا خیر ؟

با استناد از ماده 217 ق.آ.د.ک 78 این است که اگر در جرائم حقوقی الناس و نظم عمومی متهم یا وکیل در دادگاه حاضر شد و لایحه فرستاد ه باشد رای دادگاه حضوری خواهد بود بدیهی است منظور قانونگذار وکیلی است که شخص متهم انتخاب کرده باشد وکیل تسخیری که بنا بر الزام قانونی از سوی دادگاه تعیین شود فاقد چنین خصوصیتی است ورای دادگاه در این مورد غیابی تلقی می شود

سؤال: چنانچه واخواهی توسط وکیل محکوم علیه صورت بگیرد حضور محکوم علیه در جلسه رسیدگی دادگاه ضرورت دارد یا خیر ؟

با توجه به اینکه قانونگذار به حضور واخواه در مرحله واخواهی تسریح ننموده و علی الاصلاق حق واخواهی به محکوم علیه غیابی تفیذ کرده خوداری از رسیدگی به اعتراض وکیل یا امتناع از رسیدگی به واخواهی محکوم علیه که از طریق پست و غیره ارسال گردیده حذف یک مرحله از دادرسی و موجب تضیع حقوق محکوم علیه غیابی است لذا رسیدگی به واخواهی محکوم علیه بدون حضور وی بلامانع بوده و چنانچه مطابق بند (ب) ماده25 ق.آ.د.ک اختیار وکالت راجب به رای غیابی صریحاٌ به وکیل تفیذ شده باشد وکیل حق واخواهی نسبت به حکم غیابی را خواهد داشت (نظریه 402/7 مورخ 12/6/83 اداری حقوقی قوه قضائیه )

سؤال : آیا قرارهای موقوفی تعقیب و منع پیگرد دادسرا و نیز حکم برائت دادگاه می تواند غیابی محسوب شود ؟

قرارهای موقوفی تعقیب و منع پیگرد نمی تواند غیابی باشد زیرا اصطلاحاٌ حکم غیابی به حکمی که  محکوم علیه غایب بتواند از آن واخواهی نماید و چون در صورت برائت یا موقوفی تعقیب و منع پیگرد شخص محکوم نگردیده لذا واخواهی نمی تواند مصداق پیدا کند

طرق فوف العاده به احکام کیفری :

همانگونه که از عنوان فوق پیدا است اعتراض فقط نسبت به احکام کیفری قطعی دادگا هها می باشد که به دو دسته زیر تقسیم می شود

الف ) تقاضای اعمال ماده 18       ب) اعاده دادرسی

 

لف) تقاضای اعمال ماده 18 : بموجب ماده 18 قانون اصلاح قانون تشکیل دادگاههای عمومی و انقلاب مصوب 1381 محکوم یا دادستان مجری حکم حق داشتند ظرف مدت یک ماه نسبت به حکم  کیفری قطعی اعتراض و به علت خلاف بین شرع بودن رای تقاضای رسیدگی مجدد از شعب تشخیص دیوان عالی کشور بنماید به علت ایرادات عملی وارده بر ماده مذکور قانونگذار در تاریخ 12/11/85 این ماده را اصلاح و شعب تشخیص را منهل اعلام نموده است طبق ماده 18 جدید آرای قطعی دادگاههای عمومی وانقلاب و نظامی و دیوان عالی کشور جزء از طریق اعاده دادرسی قابل رسیدگی مجدد نیست مگر در مواردی که رای به تشخیص رئیس قوه قضائیه خلاف بین شرع باشد که در این صورت این تشخیص به عنوان یکی از جهات دادرسی محسوب و پرونده حسب مورد به مرجع صالح برای رسیدگی ارجاع می شود

بموجب تبصره یک ماده 18 مراد از خلاف بین شرع مغایرت شرع وارده با مسلمات فقه است و در موارد اختلاف نظر بین فقها ملاک عمل نظر ولی فقیه یا مشهور فقهی خواهد بود بموجب تبصره 2 ماده مذکور چنانچه دادستان کل کشور ،رئیس سازمان قضایی کل کشور و رؤسای کل دادکستری استان موارد را خلاف بین شرع تشخیص دهند مراتب را به رئیس قوه قضائیه اعلام خواهد نمود بموجب تبصره 3 ماده مذکور آرا ء خلاف بین شرع شعب تشخیص دریکی از شعب دیوان عالی کشور رسیدگی می شود آرای که قبل از لازم الاجرا شدن این قانون قطعیت یافته اند حداکثر ظرف سه ماه و آرای که پس از لازم الاجرا شدن این آرا قطعیت خواهند یافت حداکثر ظرف یک ماه از تاریخ قطعیت قابل رسیدگی است .

همانگونه که گفته شد جهت اعاده دادرسی از طریق اعمال ماده 18 افراد می توانند در موارد احکام قطعی بدوی و احکام تجدیدنظر استان به دادگستری همان استان مراجعه نماید ودر مورد احکام قطعی دیوان عالی کشور و شعب تشخیص به دادستان کل کشور و درمورد احکام قطعی دادگاهای نظامی به رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح همان استان یا رئیس سازمان قضایی نیرو های مسلح کل کشور مستقر در تهران مراجعه نمایند نحوه و شکل طرح تقاضاهای مذکور از این قرار است که دادگستریهای استان پس از وصول در خواست و بررسی آن از طریق رئیس دادگستری یا نماینده حوزه نظارت قضایی ویژ ه در استان آن را جهت رسیدگی به یک نفر قاضی که بای انجام این کار تعیین گردیده است ارجاع می دهد نضر او در جلسه ای متشکل از رئیس دادگستری استان و نماینده حوزه نظارت قضایی ویژه استان و قاضی بررسی کننده آن مطرح و اگر خلاف بین شرع تشخیص داده شود به حوزه نظارت قضایی ارسال و با کسب نظر یکی از مشاورین  حوزه به نظر ریاست قوه قضائیه می رسد در این خصوص مقررات حاکم بر تقاضای رسیدگی مجدد آراءقطعی خلاف بین شرع نکات زیر قابل ذکر است :

1-     هر متقاضی بیش از یک بار نمی تواند در خواست را تسلیم کند

2-     پس از اتخاذ تصمیم در خواست مجدد قابل پذیرش نیست

3-     رسیدگی به تقاضای مذکور بدون اخذ هزینه دادرسی خواهد بود

4-     متقاضی می تواند شخصاٌ یا توسط وکیل رسمی دادگستری یا مشاور حقوقی در خواست خود را به طور مستدل تنظیم و تسلیم نماید

5-     مراجع مربوط مؤظفند از پذیرش تقاضایی بدون لایحه مستند حقوقی خوداری کنند

6-      رسیدگی به صورت فوق العاده وبدون نوبت خواهد بود

7-     مرجع صالح برای رسیدگی ثانوی به پرونده های کیفری مشمول ماده 18 دادگاه هم عرض محکمه صادر کننده حکم قطعی است

1- موارد اعاده دادرسی : مطابق ماده 227 ق.آ.د.ک 78 مواردو جهات اعاده دادرسی به شرح زیر است

الف) در صورتی که کسی به اتهام قتل شخصی محکوم شده لیکن زنده بودن شخص در آن زمان محرض شود و یا ثابت شود که در حال حیات است

ب) در صورتی که چند نفر به اتهام ارتکاب جرمی محکوم شوند ولی جرم به صورتی واقع شود که امکان وقوع آن توسط چند نفر نباشد مثل جعل و اضافه کردن یک صفر به مبلغ چک که معمولاٌ توسط یک فرد انجام می گیرد و نمی شود آن را به چند نفر منتصب دانست

ج ) در صورتی که شخصی به علت انتساب جرمی محکومیت یافته و دیگری نیز بموجب حکمی از مرجع قضایی به علت انتساب همان جرم محکوم شده باشد به طوری که از تعارض و تضاد مفاد و حکم صادره بی گناهی یکی از دو نفر احراض شود

د) جعلی بودن اسناد یا خلاف واقع بودن شهادت گواهان که مبنای حکم صادره شده بوده است ثابت گردد

ح) در صورتی که پس از صدور حکم قطعی واقعه ای جدید حادث یا ظاهر شود دلایل جدید ارائه شود که موجب اثبات بی گناهی محکوم علیه باشد مانند اینکه دارنده چک رسیدی مبنی بر امانی بودن چک را پس از صدور رای قطعی پیدا و آن را استناد کنند

و) در مواردی که بعلت اشتباه قاضی کیفری مورد حکم متناسب با جرم نباشد مانند اینکه اتهام متهم سرقت ساده بوده ولی قاضی در رای بدوی مجازات سرقت مشدد را برای او تعیین کرده

ی) در صورتی که قانون لاحق مبتنی بر تخفیف مجازات نسبت به قانون سابق باشد که در این صورت پس از اعاده دادرسی مجازات جدید نباید از مجازات قبلی شدید تر باشد

2- متقاضیان اعاده دادرسی :

الف ) محکوم علیه یا قائم مقام قانونی او در صورت فوت یا غیبت محکوم علیه همسر و وراث قانونی و وصی او

ب ) دادستان کل کشور

ج ) توقف یا عدم توقف اجرایی حکم

د) علی الاصول تقاضایی اعاده دادرسی به تنهایی موجب توقف اجرایی حکم نیست بلکه آنچه موجب توقف اجرای حکم است عبارت است پذیرش اعاده دادرسی که این حکم در ماده 275 ق.آ.د.ک بیان شده است

رسیدگی در هیئت عمومی دیوان عالی کشور : هیئت دیوان عالی کشور دو وظیفه اساسی بر عهد دارد

1-     صدور رای وحدت رویه که مطابق ماده 270 ق.آ.د.ک چنانچه در شعب دیوان عالی کشور و هر یک از دادگاههانسبت به موارد مشابه (امور کیفری) از استنباط قوانین آراء متفاوتی صادر شود رئیس دیوان علی کشور مطرح و به منظور ایجاد وحدت رویه تقاضای صدور رای نمایند این رای وحدت رویه نامیده می شود و برای تمامی دادگاههای و مراجع کیفری لازم الاتباع می باشد

2-    صدور رای اسراری : هنگامی که شعب دیوان عالی کشور رای دادگاه بدوی را به استناد بند 4 ماده 265 ق.آ.د.ک نقض نماید پرونده چهت رسیدگی مجدد به دادگاه هم عرض ارجاع می شود به استناد به بند ج ماده 265 ق.آ.د.ک دادگاه هم عرض می تواند حکم اسراری صادر کند چنانجه این حکم مورد تجدید نظر خواهی واقع شود و شعب دیوان عالی کشور پس از بررسی استدلال دادگاه بپذیرد و حکم را تاید می کند و پرونده جهت اجرای به دادگاه صادر کننده حکم اعاده می شود اما اگر شعب دیوان استدلال دادگاه صادر کننده حکم را نپذیرد پرونده در هئیت عمومی شعب کیفری مطرح و چنانچه نظر شعب دیوان عالی کشور مورد تاید گرفت حکم صادره نقض و پرونده به شعبه دیگردادگاه ارجاع خواهد شد این را رای اسراری هئیت عمومی دیوان عالی کشور  می نامند دادگاه مرجع الیه با توجه استدلال هئیت عمومی دیوان عالی کشور حکم مقتضی صادر می کنند منظور صدور رای به تبعیت از رای اسراری هئیت عمومی باش این حکم قطعی و لازم الاجرا  است چنانجه هئیت عمومی استدلال شعب  دیوان عالی کشور را نپذیرد بلکه بلعکس رای اسراری دادگاه هم عرض را بپذیرد باز هم رای را نقض و پرونده را به شعبه دیگردادگاه ارجاع می دهد مرجوع الیه با توجه به استدلال هئیت عمومی دیوان عالی کشور حکم مقتضی صادر می کند این رای قطعی است و در این صورت نیز رای هئیت عمومی اسراری می باشد رای اسراری هئیت عمومی دیوان عالی کشور بر خلاف رای وحدت رویه برای مراجع قضایی لازم الاتباع نیست بلکه فقط تکلیف  پرونده مورد اختلاف را روشن می نماید و خاتمه دهنده دادرسی همان پرونده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تجدیدنظرخواهی مرحله بسیار حساس و تعیین کننده ای است. زیرا بسیاری از احکام و تصمیمات دادگاه تجدیدنظر قطعی و غیرقابل اعتراض است و در نتیجه، برنده و پیروز دعوا با رأی دادگاه تجدیدنظر مشخص می شود.

شما می توانید جهت دریافت مشاوره حقوقی از موسسه وکلای عدالت در مورد مسائل و مشکلات خود در مورد تجدید نظرخواهی کیفری از طریق شماره های تماس یا فرم تماس با ما اقدام نمایید.

مطابق ماده ۴۲۷ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ کلیه آراء دادگاه های کیفری قابل اعتراض است، مگر آراء صادره در مورد جرایم تعزیری درجه ۸ و جرایم مستلزم پرداخت دیه یا ارش، به میزان کمتر از یک دهم دیه کامل. آراء صادره از دادگاه انقلاب نیز همانند آراء صادره از سایر دادگاههای کیفری قابل تجدیدنظرخواهی است. (ماده ۳۲ قانون مبارزه با مواد مخدر به موجب ماده ۵۷۰ قانون آیین دادرسی کبفری ۱۳۹۲ نسخ صریح گردیده است)

آراء دادگاه اطفال و نوجوانان در تمامی موارد قابل اعتراض است (ماده ۴۴۵ قانون آیین دادرسی کیفری) لذا هیچگونه رای قطعی از این دادگاه صادر نمی شود.

مرجع تجدید نظر خواهی کلیه آرای قابل اعتراض دادگاه های کیفری دو (به جز دادگاه نظامی) دادگاه تجدید نظر استان است. البته « آرای صادر شده در خصوص جرایمی که مجازات قانونی آنها سلب حیات، قطع عضو، حبس ابد و یا تعزیر درجه ۳ و بالاتر می باشد و جنایات عمدی علیه تمامیت جسمانی که میزان دیه آنها نصف دیه کامل یا بیش از آن است و آرای صادره در خصوص جرایم سیاسی و مطبوعاتی، قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است.» (ماده ۴۲۸ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲)شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

در مواردی که رای دادگاه کیفری توأم با محکومیت به پرداخت دیه، ارش یا ضرر و زیان است، هرگاه یکی از جنبه های مزبور قابل تجدیدنظر یا فرجام باشد، جنبه های دیگر رأی نیز به تبع آن، حسب مورد، قابل تجدیدنظر یا فرجام است. (ماده ۴۲۹ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲)

در تمامی محکومیت های تعزیری در صورتی که دادستان از حکم صادره درخواست تجدیدنظر نکرده باشد، محکوم ‌علیه می‌تواند پیش از پایان مهلت تجدیدنظرخواهی با رجوع به دادگاه صادرکننده حکم، حق تجدیدنظرخواهی خود را اسقاط یا درخواست تجدید نظر را مسترد نماید و تقاضای تخفیف مجازات کند. در این صورت، دادگاه در وقت فوق العاده با حضور دادستان، به موضوع رسیدگی و تا یک چهارم مجازات تعیین شده را کسر میکند. این حکم دادگاه قطعی است. (ماده ۴۴۲ قانون آیین دادرسی کیفری) این ماده، با اندکی تفاوت، جایگزین ماده ۶ قانون اصلاح پاره ای ازقوانین دادگستری مصوب ۱۳۵۶ شده است.

هرگاه از رای صادره درخواست تجدیدنظر شود و از متهم تامین اخذ نشده باشد یا قرار تامین با جرم و ضرر و زیان مدعی خصوصی متناسب نباشد، دادگاه تجدیدنظر استان در صورت اقتضاء، رأسا یا به درخواست دادستان شاکی یا مدعی خصوصی و یا متهم، تامین متناسب اخذ می کند و این تصمیم قطعی است. بنابراین، دادگاه تجدید نظر میتواند قرار تامین را کاهش یا افزایش دهد.

دادگاه تجدید نظر استان نمی‌تواند مجازات تعزیری و اقدامات تامینی و تربیتی مقرر در حکم تجدید نظر خواسته را تشدید کند، مگر در مواردی که مجازات مقرر در حکم نخستین برخلاف جهات قانونی، کمتر از حداقل میزانی باشد که قانون مقرر داشته و این امر مورد تجدید نظر خواهی شاکی یا دادستان قرار گرفته باشد. در این موارد، دادگاه تجدید نظر استان با تصحیح حکم، نسبت به تعیین حداقل مجازاتی که قانون مقرر داشته است اقدام می کند. (ماده ۴۵۸ قانون آیین دادرسی کیفری)

هرگاه دادگاه تجدیدنظر استان، محکوم علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند، ضمن تایید اساس حکم می تواند به نحو مستدل، مجازات او را در حدود قانون تخفیف دهد، هرچند محکوم علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد. (ماده ۴۵۹ قانون آیین دادرسی کیفری)

البته تخفیف در حدود قانون به معنای این است که چنانچه دادگاه بدوی از تمام ظرفیت های تخفیف مجازات بر اساس مواد مربوط به تخفیف مجازات استفاده کرده باشد، دادگاه تجدیدنظر نمی تواند مجددا مجازات مرتکب را تخفیف دهد.

جهات تجدیدنظرخواهی به شرح زیر است: الف) ادعای عدم اعتبار ادله یا مدارک استنادی دادگاه؛ ب) ادعای مخالف بودن رای با قانون؛ پ) ادعای عدم صلاحیت دادگاه صادر کننده رای یا وجود یکی از جهات رد دادرس؛ ت) ادعای عدم توجه دادگاه به ادله ابرازی؛ چنانچه تجدیدنظرخواهی به استناد یکی از جهات مذکور به عمل آید، در صورت وجود جهت دیگر، به آن هم رسیدگی می شود دادگاه تجدید نظر استان و دیوان عالی کشور فقط نسبت به آنچه مورد تجدید نظر خواهی یا فرجام خواهی واقع و نسبت به آن رأی صادر شده است رسیدگی می کند. (ماده ۴۳۴ قانون آیین دادرسی کیفری)

هر گاه تجدید نظر خواه یا فرجام خواه، مدعی اعسار از پرداخت هزینه دادرسی دعوای ضرر و زیان ناشی از جرم شود، دادگاه صادرکننده رای نخستین، به این ادعا خارج از نوبت رسیدگی می کند.

هر گاه تجدید نظر خواه یا فرجام خواه زندانی باشد، حسب مورد از پرداخت هزینه دادرسی مرحله تجدیدنظر یا فرجام در امری که به موجب آن زندانی است معاف می گردد. (ماده ۴۳۸ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲)

الف) در صورتی که تحقیقات ناقص باشد، قرار رفع نقص صادر می کند و پرونده را نزد دادسرای صادر کننده کیفرخواست یا دادگاه صادرکننده رأی می فرستد تا پس از انجام دستور دادگاه تجدید نظر استان، آن را بدون اظهارنظر اعاده کند و یا دادگاه تجدید نظر می تواند خود مبادرت به انجام تحقیقات نماید.

هرگاه رای صادره از نوع قرار باشد و تحقیقات یا اقدامات دیگر ضروری نباشد و قرار مطابق مقررات صادر شده باشد، آن را تایید و پرونده به دادگاه صادر کننده قرار اعاده می شود و چنانچه به هر علت، دادگاه تجدید نظر عقیده به نقض داشته باشد، پرونده برای رسیدگی، به دادگاه صادر کننده قرار اعاده می شود و آن دادگاه مکلف است خارج از نوبت رسیدگی کند.

هرگاه رای توسط دادگاهی که صلاحیت ذاتی یا محلی ندارد صادر شود دادگاه تجدید نظر استان رأی را نقض و پرونده را به مرجع صالح ارسال و مراتب را به دادگاه صادر کننده رای اعلام می‌کند.

اگر عملی که محکوم علیه به اتهام ارتکاب آن محکوم شده به فرض ثبوت، جرم نبوده یا به لحاظ شمول عفو عمومی و یا سایر جهات قانونی، متهم قابل تعقیب نباشد، رای مقتضی صادر می کند.

در غیر از موارد مذکور در بندهای فوق، دادگاه تجدیدنظر بلافاصله دستور تعیین وقت رسیدگی صادر و دستور احضار طرفین و تمام اشخاصی را که حضورشان ضروری است را می دهد. طرفین می توانند شخصا حاضر شوند یا وکیل معرفی کنند. در هر حال، عدم حضور یا عدم معرفی وکیل مانع از رسیدگی نیست. (ماده ۴۵۰ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲)

هرگاه رای مورد تجدیدنظرخواهی مطابق ادله موجود در پرونده و طبق قانون صادر شده باشد، رأی را تایید و پرونده را به دادگاه صادر کننده رای اعاده می کند.

مشاوره حقوقی در خصوص برائت متهم و آزادی زندانی

هرگاه متهم به جهات قانونی قابل تعقیب نباشد یا دادگاه تجدید نظر استان، به هر دلیل، برائت متهم را احراز کند، رای تجدید نظر خواسته را نقض و رای مقتضی صادر می کند، هرچند محکوم علیه درخواست تجدیدنظر نکرده باشد و چنانچه محکوم علیه زندانی باشد، به دستور دادگاه فوری آزاد می‌شود.

مشاوره حقوقی در خصوص  نقض رای در مرحله تجدیدنظر

چنانچه رای تجدید نظر خواسته را مخالف قانون تشخیص دهد با استدلال و ذکر مبانی و مستند قانونی، آن را نقض و در ماهیت، انشاء رای می کند.

عدم رعایت تشریفات دادرسی موجب نقض رای نیست مگر آنکه تشریفات مذکور به درجه ای از اهمیت باشد که موجب بی اعتباری رأی شود. (ماده ۴۵۵ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲)

در مواردی که رای دادگاه تجدید نظر استان بر محکومیت متهم باشد متهم و یا وکیل او در هیچ یک از مراحل دادرسی نخستین و تجدید نظر حاضر نبوده و لایحه دفاعیه یا اعتراضیه هم نداده باشد، رأی دادگاه تجدیدنظر استان ظرف ۲۰ روز پس از ابلاغ واقعی به متهم یا وکیل او، قابل واخواهی و رسیدگی در همان دادگاه است. رأیی که در این مرحله صادر میشود قطعی است. (ماده ۴۶۱ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲)

دادگاه تجدید نظر استان مکلف است پس از ختم رسیدگی، در همان جلسه، و در صورت عدم امکان، در اولین فرصت، و حداکثر ظرف یک هفته انشاء رای کند. تخلف از صدور رای در مهلت مقرر، موجب محکومیت انتظامی تا درجه چهار است.

در نهایت همیشه به یاد داشته باشید که جهت پیگیری مسائل و مشکلات حقوقی و کیفری خود، حتما با وکیل یا کارشناس حقوقی مشورت و همفکری نمایید. چراکه با تجربه و دانش متخصصین می توان در جهت بهتر به نتیجه رسیدن موضوع گام برداشت.

به دلیل جوانب متعدد و گاهاً پیچیده در این موارد لطفا قبل از هرگونه اقدامی اطلاعات کامل را در این خصوص کسب نمایید.گروه حقوقی وکلای عدالت با کادری از بهترین وکلا و مشاورین حقوقی تا رفع کامل این مشکل در کنار شما خواهند بود. با ما  تماس بگیرید و در این زمینه یا موارد با وکیل پایه یک دادگستری مورد نظر  مشاوره حقوقی رایگان یا تلفنی تخصصی  بگیرید.

farhangionline

از سال ۱۳۹۷ فعالیت خود را در تهران آغاز نمود. با توجه به گستردگی موضوعات حقوقی و همچنین پیچیدگی های فرآیند های دادرسی در مراجع قضایی برنامه ریزی های تخصصی در این زمینه صورت گرفت تا در زمان دفاع از حقوق موکلین، از تضیع حقوق قانونی آنها جلوگیری گردد.

تهران سعادت آباد خیابان بیست و هفتم پلاک ۱ طبقه سوم واحد۱۱
تهران شهرک اندیشه ابتدای فاز مجتمع پدر طبقه اول واحد ۱
09197868482

کلیه حقوق مادی و معنوی وب سایت وکلای عدالت متعلق به موسسه حقوقی اساتید مهر ایرانیان می‌باشد.

تماس با وکیل دادگستری

تلفن تماس با وکیل

ساعات کاری دفتر

پس از صدور رای بدوی،در صورتیکه هر یک از طرفین به رای دادگاه اول (دادگاه بدوی) معترض بوده و رای را برخلاف منفعت و مصلحت خود و مغایر با قانون بدانند میتوانند تحت عناوین و قالب های تعریف شده قانونی اقدام به اعتراض به رای کنند.پس از آن و پس از صدور رای مورد اعتراض و اخذ تصمیم در مرجع رسیدگی به اعتراض به رای (واخواهی و تجدیدنظرخواهی)، در قالب های دیگر مانند فرجام خواهی و اعاده دادرسی و اعتراض ثالث، می توان مجددا نسبت به رای شکایت نمود.توسل به هر یک از راه های شکایت و اعتراض به رای شرایط و ویژگی ها و آثاری دارد که در این مقاله به طور مختصر به آنها پرداخته می شود.

مشاوره و اعطای وکالت به وکیل برای اعتراض به رای دادگاهشرایط تجدید نظر خواهی کیفری

 

 

مطابق قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تظلم خواهی، از حقوق آحاد ملت است و افراد می توانند برای رسیدن به حقوق قانونی خود به دادگستری مراجعه کرده و آن را به صورت قانونی مطالبه کنند. اما برای اینکه افراد بتوانند به صورت کامل به حق خود برسند، قانونگذار علی رغم اطاله دادرسی ( طولانی شدن روند رسیدگی ) رسیدگی دو مرحله ای را نیز پیش بینی نموده و اعتراض به رای صادر شده را از حقوق افراد می داند که هر یک از این راههای اعتراض به رای در شرایط و زمان های خاص خود مورد استفاده قرار می گیرند.

 واخواهی یا اعتراض به رأی غیابی از طرق عادی و موافق قاعده در شکایت از آراء غیابی است.

قبل از بررسی واخواهی و شرایط و اصول آن لازم است به تعریفی از حکم غیابی که می توان از آن واخواهی نمود، بپردازیم.

حکم دادگاه حضوری است مگر اینکه خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی وی در هیچ یک از جلسات دادگاه حاضر نشده و به طور کتبی نیز دفاع ننموده باشد و یا اخطاریه ابلاغ واقعی نشده باشد ( یعنی ابلاغ به صورت قانونی به عمل آید برای نمونه ابلاغ در نشانی خوانده به بستگان و خادمانی که سن یا وضع ظاهری آنان برای تشخیص اهمیت اوراق کافی باشد یا ابلاغ به صورت الصاق اخطاریه در نشانی خوانده در صورت حاضر نبودن اشخاص یاد شده یا امتناع آنان از گرفتن اوراق و نهایتا ابلاغ از طریق نشر آگهی در هنگام مجهول المکان بودن

با توجه به مطالب فوق؛ محکوم علیه غایب ( کسی که حکم علیه او صادر شده ) حق دارد به حکم غیابی اعتراض نماید. این اعتراض واخواهی نامیده می شود. پس حق واخواهی صرفا برای خوانده متصور است و رای در مورد خواهان هیچگاه غیابی نیست و خواهان در هیچ موردی حق واخواهی ندارد.  

به دادخواست واخواهی در دادگاه صادرکننده حکم غیابی رسیدگی می شود.

مهلت واخواهی از احکام غیابی برای کسانی که مقیم کشورند 20 روز و برای کسانی که خارج از کشور اقامت دارند 2 ماه از تاریخ ابلاغ واقعی خواهد بود مگر اینکه معترض به حکم ثابت نماید عدم اقدام به واخواهی در این مهلت به دلیل عذر موجه بوده است. در این صورت باید دلایل موجه بودن عذر خود را ضمن دادخواست واخواهی به دادگاه صادر کننده رای اعلام نماید. اگر دادگاه ادعا را موجه تشخیص داد قرار قبول دادخواست واخواهی را صادر و اجرای حکم نیز متوقف می شود.

 

 

1- مرضی که مانع حرکت است.
2- فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد او.
3- حوادث قهریه از قبیل: سیل، زلزله و حریق که بر اث آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد.
4- توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد.
نکته: لازم به ذکر است تقدیم دادخواست خارج از مهلت یاد شده و بدون عذر موجه، قابل رسیدگی در مرحله تجدیدنظر و برابر مقررات مربوط به آن مرحله می باشد.

تجدیدنظر خواهی از راههای عادی اعتراض به رای و موافق قاعده است و به صورت خودکار مانع اجرای حکم می شود. در قانون ما اگر چه اصل بر قطعیت آراء است و تجدیدنظر خواهی جز در موارد پیش بینی شده در قانون امکان پذیر نیست ولی در صورت صدور حکمی که قانونگذاربه صراحت آن را قابل تجدید نظر می داند، تجدیدنظر خواهی حق مسلم فرد می شود و قاضی رسیدگی کننده نمی تواند در صورت رعایت تمام شرایط از سوی فرد، از پذیرش تجدیدنظرخواهی سر باز زند.

اولین سوالی که در مورد تجدید نظر به ذهن متبادر می شود این است که چه افرادی حق تجدیدنظر دارند؟

علاوه بر طرفین دعوا، وکیل یا نمایندگان قانونی آنان نیز حق تجدید نظر خواهی دارند

البته لازم به ذکر است این افراد باید در یک مهلت قانونی که توسط قانونگذار مشخص شده برای تجدیدنظر از آراء اقدام نمایند.

این مهلت برای اشخاص مقیم ایران 20 روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور 2 ماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مهلت واخواهی است.

ضمن اینکه متقاضی تجدیدنظر باید دادخواست تجدیدنظر خود را ظرف مهلت مقرر به دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدیدنظر یا به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است تسلیم نماید.

در صورتی که در مهلت مقرر دادخواست تجدیدنظر به مراجع مذکور در بالا تقدیم نشده باشد، متقاضی تجدیدنظر با دلیل و بیان عذر خود، تقاضای تجدیدنظر را به دادگاه صادرکننده رای تقدیم می نماید. دادگاه مکلف است ابتدا به عذر عنوان شده که موجب عدم تقدیم دادخواست در مهلت مقرر بوده رسیدگی و در صورت عذر موجه نسبت به پذیرش دادخواست تجدیدنظر اتخاذ تصمیم نماید.

1- مرضی که مانع حرکت است
2- فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد
3- حوادث قهریه ازقبیل سیل، زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست تجدیدنظر در مهلت مقرر ممکن نباشد
4- توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست تجدیدنظر تقدیم کرد.

 

اطلاع از ویژگی ها و خصوصیات یک وکیل خوب 

 

الف) دعاوی مالی که خواسته آن از سیصد هزارتومان متجاوز باشد ( شامل سیصد هزار تومان نمی شود )

ب) دعاوی مالی که ارزش آن ها از سیصد هزار تومان متجاوز باشد ( شامل سیصد هزار تومان نمی شود )

ج) کلیه احکام صادره در دعاوی غیرمالی

د) حکم راجع به متفرعات دعوا در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قبل تجدیدنظر باشد

 

1- احکام مستند به اقرار در دادگاه

2- احکام مستند به رای یک یا چند نفر کارشناس که طرفین کتبا رای آنان را قاطع دعوا قرار داده باشند

 

علاوه بر احکام، بعضی از قرارهای دادگاه ها نیز قابل تجدید نظر هستند البته به شرطی که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد.شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

الف) قرا ابطال دادخواست یا رد دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد

ب) قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا

 ج) قرار سقوط دعوا

د) قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا

 

جهات تجدیدنظر نیز به شرح زیر می باشند که البته در صورت وجود جهات دیگر، مرجع تجدیدنظر به آن جهت نیز رسیدگی می نماید. اما مرجع تجدیدنظر فقط نسبت به آن موضوعی که مورد تجدیدنظرخواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته است رسیدگی می نماید.

الف) ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه

ب) ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود

ج) ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی

د) ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای

ه) ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی

 

اطلاع از احکام و خصوصیات دعوای الزام به تنظیم سند رسمی

 

همانطور که گفته شد متقاضی تجدیدنظر باید دادخواست خود را ظرف مهلت مقرر به دفتر دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدیدنظر یا به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است، تسلیم نماید.

 

 

بعد از تقدیم دادخواست، مراتب رسیدگی در دادگاه به شرح زیر آغاز می شود:

مراجع یاد شده در بالا باید بلافاصله پس از وصول دادخواست آن را ثبت و رسیدی مشتمل بر نام متقاضی و طرف دعوا، تاریخ تسلیم، شماره ثبت و دادنامه به تقدیم کننده تسلیم و در روی کلیه برگ های دادخواست تجدیدنظر همان تاریخ را قید کند. این تاریخ، تاریخ تجدیدنظر خواهی محسوب می گردد

در صورتی که دادخواست به دفتر مرجع تجدیدنظر یا بازداشتگاه داده شود به شرح بالا اقدام و دادخواست را به دادگاه صادر کننده رای ارسال می دارد.

چنانچه دادخواست تجدیدنظر در مهلت قانونی تقدیم شده باشد، مدیر دفتر دادگاه بدوی پس از تکمیل آن، پرونده را ظرف دو روز به مرجع تجدیدنظر ارسال می دارد.

در صورتی که دادخواست خارج از مهلت داده شود یا در مهلت قانونی رفع نقص نگردد، به موجب قرار دادگاه صادر کننده رای بدوی، رد می شود. که البته این قرار ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ در مرجع تجدیدنظر قابل اعتراض است. رای دادگاه تجدیدنظر قطعی است.

دادگاه باید ذیل رای خود، قابل تجدیدنظر بودن یا نبودن رای و مرجع تجدیدنظر آن را معین نماید. این امر مانع از آن نخواهد بود که اگر رای دادگاه قابل تجدیدنظر بوده و دادگاه آن را قطعی اعلام کند، هر یک از طرفین درخواست تجدیدنظر نماید.

مدیر دفتر دادگاه بدوی ظرف دو روز از تاریخ وصول دادخواست و ضمایم آن و یا پس از رفع نقص، یک نسخه از دادخواست و پیوست های آن را برای طرف دعوا می فرستد که ظرف 10 روز از تاریخ ابلاغ پاسخ دهد، پس از انقضای مهلت یاد شده اعم از اینکه پاسخی رسیده یا نرسیده باشد، پرونده را به مرجع تجدیدنظر می فرستد.

چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد، رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. در غیر اینصورت با رد درخواست و تایید رای، پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

تجدیدنظرخواهی از آراء قابل تجدیدنظر که در قانون احصاء گردیده، مانع اجرای حکم خواهد بود، هر چند دادگاه صادر کننده رای آن را قطعی اعلام نموده باشد مگر در مواردی که قانون استثنا کرده باشد برای مثال در صورتی که رای صادره مبنی بر رفع تصرف عدوانی یا مزاحمت یا ممانعت از حق باشد، بلافاصله به دستور مرجع صادرکننده، توسط اجرای دادگاه یا ضابطین دادگستری اجراء خواهد شد و در این مورد به صورت استثنا، تجدیدنظر مانع اجراء نخواهد بود.
 

 از طرق فوق العاده شکایت از آراء می باشد. رسیدگی فرجامی طبق قانون آیین دادرسی مدنی عبارت است از: تشخیص انطباق یا عدم انطباق رای مورد درخواست فرجامی با موازین شرعی و مقررات قانونی.

 

1)طرفین دعوا، قائم مقام، نمایندگان قانونی و وکلای آنان.

2) دادستان کل کشور

 

متقاضی فرجام باید دادخواست خود را به دادگاه صادر کننده رای تقدیم کند. 

در حال حاضر برخلاف آنچه در قانون آمده دادخواست فرجام خواهی به دفاتر خدمات قضایی تقدیم میشود. 

در ذیل به بررسی آرایی که در مرحله بدوی و تجدیدنظر قابلیت فرجام خواهی دارند پرداخته می شود:

آراء دادگاه های بدوی که به علت عدم درخواست تجدیدنظر قطعیت یافته قابل فرجام خواهی نیست مگر در موارد زیر:

الف) احکام

1) احکامی که خواسته آن ( نه ارزش خواسته ) بیش از مبلغ 2 میلیون تومان باشد
2) احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر، وقف، ثلث، حبس و تولیت

ب) قرارها ی زیر مشروط بر اینکه اصل حکم راجع به آنها قابل رسیدگی فرجامی باشد.

1) قرار ابطال یا رد دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد

2) قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا

آراء دادگاه های تجدیدنظر استان قابل فرجام خواهی نیست مگر در موارد زیر:

الف) احکام

احکام راجع به اصل نکاح و فسخ آن، طلاق، نسب، حجر و وقف

ب) قرارهای زیر مشروط بر اینکه اصل حکم راجع به آنها قابل رسیدگی فرجامی باشد:

1) قرار ابطال یا رد دادخواست که از دادگاه تجدیدنظر صادر شده باشد

2) قرار سقوط دعوا یا عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا

 

اطلاع از راه های توقیف اموال در دعوای مطالبه وجه چک

 

احکام مستند به اقرار قاطع دعوا در دادگاه
احکام مستند به نظریه یک یا جند نفر کارشناس که طرفین به طور کتبی ری آنها را قاطع دعوا قرار داده باشند.
احکام مستند به نظریه یک یا چند نفر کارشناس که طرفین به طور کتبی رای آن ها را قاطع دعوا قرار داده باشند
احکامی که طرفین حق فرجام خواهی خود را نسبت به آن ساقط کرده باشند
احکامی که ضمن یا بعد از رسیدگی به دعوای اصلی، راجع به متفرعات آن صادر می شود، در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل رسیدگی فرجامی نباشد.
احکامی که به موجب قوانین خاص غیرقابل فرجام خواهی است

 

برای اشخاص ساکن ایران 20 روز و برای اشخاص مقیم خارج 2 ماه می باشد.

بعد از تقاضای فرجام از رای، شعبه رسیدگی کننده وارد رسیدگی می شود و با نظر اکثریت اعضاء در ابرام یا نقض رای فرجام خواسته اتخاذ تصمیم می نماید.

چنانچه رای مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد، ضمن ابرام آن، پروده را به دادگاه صادر کننده اعاده می نماید

چنانچه یکی از موجبات نقض وجود داشته باشد، رای مورد تقاضای فرجام نقض می شود اگرچه فرجام خواه به آن جهت که مورد نقض قرار گرفته است، استناد نکرده باشد.

 

در موارد زیر حکم یا قرار نقض می گردد:

1) دادگاه صادر کننده رای، صلاحیت ذاتی برای رسیدگی به موضوع را نداشته باشد و در مورد عدم صلاحیت محلی در صورتی که به آن ایراد شده باشد
2) رای صادره خلاف موازین شرعی و مقررات قانونی شناخته شود
3) عدم رعایت اصول دادرسی و قواعد آمره و حقوق اصحاب دعوا در صورتی که به درجه ای از اهمیت باشد که رای را از اعتبار قانونی بیندازد
4) آراء مغایر با یکدیگر، بدون سبب قانونی در یک موضوع و بین همان اصحاب دعوا صادر شده باشد
5) تحقیقات انجام شده ناقص بوده و یا به دلایل و مدافعات طرفین توجه نشده باشد
6) در مواردی که دعوا ناشی از قرارداد باشد، چنانچه به مفاد صریح سند یا قانون یا آئین نامه مربوط به آن قرارداد معنای دیگری غیر از معنای موردنظر دادگاه صادر کننده رای داده شود
7) چنانچه عدم صحت مدارک، اسناد و نوشته های مبنای رای که طرفین در جریان دادرسی ارائه نموده اند، ثابت شود

 

 

در صورتی که دادخواست فرجام خواهی تکمیل باشد، مدیر دفتر دادگاه یک نسخه از دادخواست و پیوست های آن را برای طرف دعوا، ارسال می دارد تا ظرف 20 روز به طور کتبی پاسخ دهد. پس از انقضای مهلت یاد شده اعم از اینکه پاسخی رسیده یا نرسیده باشد، پرونده را همراه به پرونده مربوط به رای فرجام خواسته، به دیوان عالی کشور می فرستد

پس از وصول پرونده به دیوان عالی کشور، رئیس دیوان یا یکی از معاونان وی پرونده را با رعایت نوبت و ترتیب وصول به یکی از شعب دیوان ارجاع می نماید. شعبه مرجوع الیه به نوبت رسیدگی می کند مگر در مواردی که به موجب قانون یا به تشخیص رئیس دیوان عالی کشور، رسیدگی خارج از نوبت ضروری باشد

رسیدگی در دیوان عالی کشور بدون حضور اصحاب دعوا صورت می گیرد مگر در مواردی که شعبه رسیدگی کننده دیوان، حضور آنان را لازم بداند.

شعبه رسیدگی کننده طبق نظر اکثریت در ابرام یا نقض رای فرجام خواسته اتخاذ تصیم می نماید. اگر رای مطابق قانون و دلایل موجود در پرونده باشد، ضمن ابرام آن، پرونده را ب دادگاه صادر کننده اعاده می نماید.

در صورت نقض رای در دیوان عالی کشور، رسیدگی مجدد به دادگاهی که به شرح زیر تعیین می گردد ارجاع می شود و دادگاه مرجوع الیه مکلف به رسیدگی می باشد:

الف) اگر رای منقوض به صورت قرار بوده و یا حکمی باشد که به علت نقص تحقیقات نقض شده است، رسیدگی مجدد به دادگاه صادر کننده آن ارجاع می شود

ب) اگر رای به علت عدم صلاحیت دادگاه نقض شده باشد، به دادگاهی که دیوان عالی کشور صالح بداند ارجاع می گردد.

ج) در سایر موارد نقض، پرونده به شعبه دیگر از همان از همان حوززه دادگاه که رای منقوض را صادر نموده ارجاع می شود و اگر آن حوزه بیش از یک شعبه ددگاه نداشته باشد به نزدیکترین دادگاه حوزه دیگر ارجاع می شود.

دادگاه مرجوع الیه به شرح زیر اقدام می نماید:

الف) در صورت نقض حکم به علت نقص تحقیقات، تحقیقات مورد نظر دیوان عالی کشور را انجام داده، سپس با در نظر گرفتن آن، مبادرت به صدور رای می نماید

ب) در صورت نقض قرار، دادگاه مکلف است برابر رای دیوان عالی کشور به دعوا رسیدگی کند مگر اینکه بعد از نقض، سبب تازه ای برای امتناع از رسیدگی به ماهیت دعوا حادث گردد. در این خصوص:

چنانچه قرار منقوض ابتدائا در مرحله تجدیدنظر صادر شده باشد، به دادگاه صادر کننده قرار ارجاع می شود

اگر در تایید قرار دادگاه بدوی بوده، پرونده برای رسیدگی به همان دادگاه بدوی ارجاع می گردد.

در موارد نقض رای، دادگاه مرجوع الیه با لحاظ رای دیوان عالی کشور و مندرجات پرونده، اگر اقدام دیگری را لازم نداند، بدون تعیین وقت، رسیدگی کرده و مبادرت به انشاء رای می نماید و الا با تعیین وقت و دعوت از طرفین، اقدام لازم را معمول و انشاء رای خواهد نمود.

بعضی مواقع نیز دادگاه مرجوع الیه اقدام به صدور رای اصراری می نماید:

به این معنا که بر رای اولیه ای که صادر کرده اصرار می ورزد. در این باره ماده 408 قانون آیین دادرسی مدنی مقرر می دارد:

” در صورتی که پس از نقض حکم فرجام خواسته در دیوان عالی کشور، دادگاه با ذکر استدلال طبق رای اولیه اقدام به صدور رای اصراری نماید و این درخواست مورد رسیدگی فرجامی واقع شود، شعبه دیوان دیوان عالی کشور در صورت پذیرش استدلال، رای دادگاه را ابرام، در غیر اینصورت ( عدم پذیرش استدلال ) پرونده در هیئت عمومی شعب حقوقی مطرح و چنانچه نظر شعبه دیوان عالی کشور مورد ابرام قرار گرفت، حکم صادره نقض و پرونده به شعبه دیگر ارجاع خواهد شد. دادگاه مرجوع الیه طبق استدلال هیئت عمومی دیوان عالی کشور حکم مقتضی صادر می نماید. این حکم قطعی می باشد.

 

اطلاع از مراحل رسیدگی به شکایت کیفری در دادسرا

 

هر گاه از رای قابل قرجام در مهلت مقرر قانونی فرجام خواهی نشده، یا به هر علتی در آن موارد قرر رد دادخواست فرجامی صادر و قطعی شده باشد و ذینفع مدعی خلاف شرع یا قانون بودن آن رای باشد، می تواند از طریق دادستان کل کشور تقاضای رسیدگی فرجامی نماید. تقاضای یاد شده مستلزم تقدیم دادخواست و پرداخت هزینه دادرسی فرجامی است

مهلت تقدیم دادخواست یک ماه حسب مورد از تاریخ انقضای مهلت فرجام خواهی یا قطعی شدن قرار رد دادخواست فرجامی یا ابلاغ رای دیوان عالی کشور در خصوص تایید قرار رد دادخواست فرجامی می باشد

دفتر دادستان کل کشور دادخواست رسیدگس فرجامی را دریافت و در صورت تکمیل بودن آن از جهت ضمایم و مستندات و هزینه دادرسی برابر مقررات، آن را ثبت و به ضمیمه پرونده اصلی به نظر دادستان کل کشور می رساند

دادستان کل چنانچه ادعای آنها را در خصوص مخالفت بین رای با موازین شرع یا قانون، مقرون به صحت شخیص دهد از دیوان عالی کشور درخواست نقض آن را می نماید.

چنانچه دادخواست تقدیمی ناقص باشد، دفتر دادستان کل کشور به تقدیم کننده دادخواست ابلاغ می نماید که ظرف 10 روز از آن رفع نقص کند. هر گاه در مهلت مقرر اقدام به رفع نقص نشود، دادخواست قابل ترتیب اثر نخواهد بود.

 

اعاده دادرسی از طرق فوق العاده و خلاف قاعده است و نسبت به احکامی که قطعیت یافته انجام میشود و ممکن است به جهات ذیل درخواست اعاده دادرسی شود. بنابرین اعاده دادرسی فقط نسبت به احکام ( و نه قرارها ) قطعی ( و نه غیرقطعی ) به عمل خواهد آمد.

جهات اعاده دارسی به شرح ذیل است:

موضوع حکم، مورد ادعای خوهان نبوده باشد.
حکم به میزان بیشتر از خواسته صادر شده باشد.
وجود تضاد در مفاد یک حکم که ناشی از استناد به اصول یا مواد متضاد باشد.
حکم صادره با حکم دیگری در خصوص همان دعوا و اصحاب آن، که قبلا توسط همان دادگاه صادر شده است متضاد باشد بدون آنکه سبب قانونی موجب این مغایرت شده باشد.
لازم به ذکر است چنانچه اعاده دادرسی به جهت مغایر بودن دو حکم باشد، ابتدای مهلت اعاده دادرسی از تاریخ ابلاغ هر یک از دو حکم است.

اگر جهت اعاده دادرسی مغایرت دو حکم باشد، دادگاه پس از قبول اعاده دادرسی حکم دوم را نقض و حکم اول به قوت خود باقی خواهد ماند.

طرف مقابل درخواست کننده اعاده دادرسی حیله و تقلبی به کار برده ه در حکم دادگاه موثر بوده است.
حکم دادگاه مستند به اسنادی بوده که پس از صدور حکم، جعلی بودن آنها ثابت شده باشد.
لازم به ذکر است در صورتی که جهت اعاده دادرسی جعلی بون اسناد یا حیله و تقلب طرف مقابل باشد، ابتدای مهلت اعاده دادرسی، تاریخ ابلاغ حکم نهایی مربوط به اثبات جعل یا حیله و تقلب می باشد.

پس از صدور حکم، اسناد و مدارکی به دست آید که دلیل حقانیت درخواست کننده اعاده دادرسی باشد و ثابت شود اسناد و مدارک یاد شده در جریان دادرسی مکتوم بوده و در اختیار متقاضی نبوده است.
لازم به ذکر است هرگاه جهت اعاده دادرسی وجود اسناد و مدارکی باشد که مکتوم بوده، ابتدای مهلت از تاریخ وصول اسناد و مدارک یا اطلاع از وجود آن محاسبه می شود. تاریخ یاد شده باید در دادگاهی که به درخواست رسیدگی می کند، اثبات گردد.

مهلت درخواست اعاده دادرسی به شرح زیر است:

برای اشخاص مقیم ایران:

نسبت به آراء حضوری قطعی، 20 روز از تاریخ ابلاغ

نسبت به آراء غیابی، 20 روز از تاریخ انقضای مهلت واخواهی و درخواست تجدیدنظر

برای اشخاص مقیم خارج:

نسبت به آراء حضوری: 2 ماه از تاریخ ابلاغ

نسبت به آراء غیابی: 2 ماه از تاریخ انقضای مهلت واخواهی و درخواست تجدیدنظر

در تمام موارد بالا اگر درخواست کننده اعاده دادرسی عذر موجهی به شرح زیر داشته باشد، تقاضای اعاده دادرسی او حتی خارج از مهلت نیز پذیرفته می شود.

مرضی که مانع از حرکت است
فوت یکی از والدین یا همسر یا اولاد او
حوادث قهریه از قبیل سیل، زلزله و حریق که بر اثر آن تقدیم دادخواست واخواهی در مهلت مقرر ممکن نباشد
توقیف یا حبس بودن به نحوی که نتوان در مهلت مقرر دادخواست واخواهی تقدیم کرد.
اعاده دادرسی بر دو قسم است:

اصلی: عبارت است از اینکه متقاضی اعاده دادرسی به طور مستقل آن را درخواست نماید

دادخواست اعاده دادرسی اصلی به دادگاهی تقدیم می شود که صادرکننده همان حکم بوده است

طاری: عبارت است از اینکه در اثنای یک دادرسی حکمی به عنوان دلیل ارائه شود وکسی که حکم یاد شده علیه او ابراز گردیده نسبت به آن درخواست اعاده دادرسی نماید.

درخواست اعاده دادرسی طاری به دادگاهی تقدیم می گردد که حکم در آنجا به عنوان دلیل ابراز شده است. پس از درخواست اعاده دادرسی طاری باید دادخواست لازم ظرف سه روز به دفتر دادگاه تقدیم گردد.

دادگاهی که دادخواست اعاده دادرسی طاری را دریافت می دارد، مکلف است آن را به دادگاه صادرکننده حکم ارسال نماید و چنانچه دلایل درخواست را قوی بداند و  تشخیص دهد حکمی که در خصوص درخواست اعاده دادرسی صادر می گردد موثر در دعوا می باشد، رسیدگی به دعوای مطروحه را در قسمتی که حکم راجع به اعاده دادرسی در آن موثر است تا صدور حکم نسبت به اعاده دادرسی به تاخیر می اندازد و در غیراینصورت به رسیدگی ادامه خواهد داد.

هرگاه پس از رسیدگی، دادگاه درخواست اعاده دادرسی را وارد تشخیص دهد، حکم مورد اعاده دادرسی رانقض و حکم مقتضی صادر می نماید. در صورتی که درخواست اعاده دادرسی راجع به قسمتی از حکم باشد، فقط همان قسمت نقض یا اصلاح می گردد. این حکم از حیث تجدیدنظر و فرجام خواهی تابع مقررات مربوط خواهد بود.

لازم به ذکر است نسبت به حکمی که پس از اعاده دادرسی صادر می گردد، دیگر اعاده دادرسی از همان جهت پذیرفته نمی شود و در اعاده دادرسی غیر از طرفین دعوا شخص دیگری به هیچ عنوان نمی تواند داخل شود.

 

نکته : طریق خاصی نیز در قانون آیین دادرسی کیفری و در ماده 477 آن قانون پیش بینی شده است که قانونگذار آن را ذیل عنوان اعاده دادرسی و تحت همین نام مورد شناسایی قرار داده است ولی در اصطلاح به این طریق خاص درخواست اعمال ماده 477 گفته می شود.مطابق این ماده “در صورتی که رییس قوه قضاییه رای صادره از ه یک از مراجع قضایی را خلاف شرع بین تشخیص دهدبا تجویز اعاده دادرسی، پرونده را به دیوان عالی کشور ارسال تا در شعبی خاص که توسط رییس قوه قضاییه برای این امر تخصیص می یابدرسیدگی و رای قطعی صادر نماید.”

 

مشاهده یک نمونه لایحه دفاعیه جهت اعمال ماده 477

 

اگر در خصوص دعوایی، رایی صادر شود که به حقوق شخص ثالث خللی وارد آورد و آن شخص یا نماینده او در دادرسی که منتهی به رای شده است به عنوان اصحاب دعوا دخالت نداشته باشد، می تواند نسبت به آن رای اعتراض نماید.

شخص ثالث حق دارد به هر گونه رای صادره از دادگاه های عمومی، انقلاب و تجدیدنظر اعتراض ماید

نسبت به حکم داور نیز کسانی که خود یا نماینده آنان در تعیین داور شرکت نداشته اند می توانند به عنوان شخص ثالث اعتراض کنند.

اعتراض شخص ثالث بر دو قسم است:

اعتراض اصلی: اعتراضی که ابتدا از طرف شخص ثالث صورت گرفته باشد

اعتراض اصلی باید به موجب دادخواست و به طرفیت محکوم له و محکوم علیه رای مورد اعتراض باشد.

این دادخواست به دادگاهی تقدیم می شود که رای قطعی معترض عنه را صادر کرده است.

ترتیب دادرسی نیز مانند دادرسی نخستین خواهد بود.

 

اعتراض یکی از طرفین دعوا به رایی است که سابقا در یک دادگاه صادر شده و طرف دیگر برای اثبات مدعای خود، در اثنای دادرسی آن رای را ابراز نموده است.

اعتراض طاری در دادگاهی که دعوا در آن مطرح است بدون تقدیم دادخواست به عمل خواهد آمد، ولی اگر درجه دادگاه پایین تر از دادگاهی باشد که رای معترض عنه را صادر کرده، معترض دادخواست خود را به دادگاهی که رای را صادر کرده است تقدیم می نماید و موافق اصول در دادگاه رسیدگی خواهد شد.

در صورت وصول اعتراض طاری از طرف شخص ثالث، چنانچه دادگاه تشخیص دهد حکمی که در خصوص اعتراض یاد شده صادر می شود موثر در اصل دعوا خواهد بود، تا حصول نتیجه اعتراض، رسیدگی به دعوا را به تاخیر می اندازد. در غیر اینصورت به دعوای اصلی رسیدگی کرده و رای می دهد.

اگر رسیدگی به اعتراض با دادگاه دیگری باشد به مدت 20 روز به اعتراض کننده مهلت داده می شود که دادخواست خود را به دادگاه مربوط تقدیم نماید. چنانچه در مهلت مقرر اقدام نکند، دادگاه رسیدگی به دعوا را ادامه خواهد داد.

چنانچه دادگاه پس از رسیدگی، اعتراض ثالث را وارد تشخیص دهد، آن قسمت از حکم را که مورد اعتراض قرار گرفته است نقض می نماید و اگر مفاد حکم غیرقابل تفکیک باشد، تمام آن الغاء خواهد شد.

 

هر گاه کسی نسبت به مال منقول یا غیرمنقول یا وجه نقد توقیف شده اظهار حقی نماید، اگر ادعای مزبور مستند به حکم قطعی یا سند رسمی باشد که تاریخ آن مقدم بر تاریخ توقیف است، توقیف رفع می گردد و مدعی حق برای جلوگیری از عملیات اجرایی و اثبات ادعای خود می تواند به دادگاه شکایت کند.

به شکایت شخص ثالث در تمام مراحل دادرسی، بدون رعایت تشریفات آیین دادرسی مدنی و پرداخت هزینه دادرسی، رسیدگی می شود. مفاد شکایت به طرفین ابلاغ می شود و دادگاه به دلایل شخص ثالث و طرفین دعوا به هر نحو و در هر محل که لازم بداند رسیدگی می کند و در صورتی که دلایل شکایت را قوی یافت، قرار توقیف عملیت اجرایی را تا تعیین تکلیف نهایی شکایت صادر می نماید.

در این صورت:

اگر مال مورد اعتراض منقول باشد، دادگاه می تواند با اخذ تامین مقتضی، دستور رفع توقیف و تحویل مال را به معترض بدهد. به شکایت شخص ثالث بعد از فروش  اموال توقیف شده نیز به ترتیب فوق رسیدگی خواهد شد

محکوم له می تواند مال دیگری از اموال محکوم علیه به جای مال مورد اعتراض، معرفی نماید. در این صورت آن مال توقیف و از مال مورد اعتراض رفع توقیف می گردد و رسیدگی به شکایت شخص ثالث نیز موقوف می گردد.

 

اطلاع و آگاهی از آراء، احکام و قرارهای قابل تجدیدنظر

 

راه های تماس و ارتباط با وکیل متخصص دادگاه تجدیدنظر و دیوان

پنجشنبه, 29 خرداد,1399

مجتبی

سلام خسته خانمم تقاضا مهریه کرده و از خونه مشترکمون دو هفته رفته ک دارای دو فرزند هستیم. تاریخ دادگاه برای مهریه 25/8/99 ولی ماشین توقیف کرده و رهن خونه ک مستاجر هستیم. باید چکار کنم که ماشین و رهن که جز مستثنیات دین میباشند آزاد شوند

ﺳﻪشنبه, 25 آذر,1399

جمشید

سلام.خسته نباشید.بسیار عالی و قابل فهم و امیدوار کننده است.در جایی که به دلایل ابرازی توجه نشود و یا در جایی که جرم یا مجازات با هم تناسب نداشته باشد.استاد گرامی فقط اینکه چه وقت و چه زمان باید از ارای قطعی صادره از دادگاه تجدید نظر در امور کیفری باید فرجام خواهی کرد. با توجه به این که رای قطعی شده. بعنوان مثال شاکی پرونده چطور باید اقدام کند. چنانچه توضیحاتی در مقاله تان قرار بدهید ممنون می شویم با تشكر واحترامات.

جمعه, 10 بهمن,1399

صاحبقران

خیلی ممنون از اطلاعات خوبتونای کاش ب صورت pdf میذاشتین‌‌دانلود میکردیم

جمعه, 01 اسفند,1399

سید

با سلامممنونم از راهنماییهای مفیدتون😊

ﺳﻪشنبه, 19 اسفند,1399

مهسا ادیمی

سلام خسته نباشید. مدتی قبل مادرم مقداری طلا به شخصی داد به جهت شراکت. اما طرف بعد از مدتی منکر این قضیه شد کار به دادگاه کشید و طرف سوگند خورد که چیزی دریافت نکرده است . تنها شاهد پرونده هم رد شد. اگر در دادگاه تجدید نظر دوباره حکم بر علیه مادرم صادر شود. آیا بنده به عنوان فرزند ایشان می توانم از آن شخص شکایت کنم جهت بازپس گیری اموال مادرم؟

شنبه, 30 اسفند,1399

علی خاقانی

پدر خانم من بدون اطلاع من برای انجام کار اداری ایشان بجای وکالت معمولی وکالت تام الاختیار گرفته و آپارتمان را بنام خودش سند گرفته با خانمی ازدواج میکند حدود پنجاه سال خودش هشتاد و هشت سال داشته وقتی عدم تعادل پیدا میکند بیمارستان …. اسکن و ام آر ای میکند و گزارش آلزایمر میدهد پزشگ قانونی و پزشگ معالج ایشان تاییدمیکند.آیاهمسرمن میتواندخانه رابگیرد.دسیسه این دونفر مشخص است.باآرزوی سلامتی شما درسال جدید و با سپاس از راهنمایی شما

دوشنبه, 02 فروردین,1400

حسین احمدی

با سلام من به رای تجدید نظر اعتراض کردم توسط معاون دادگستری به اتفاق دو نفر قاضی دیگر بررسی شد با نتیجه دو رای منفی و یک رای مثبت گفتن رای تجدید نظر قطعی غیر قابل پیگیری هست که اگر تایید میشد به دیوان جهت رای جدید ارجاع میشد یعنی همان ماده ۴۷۷ حال باز میشود اعتراض نمود ؟ از چه راهی؟

یکشنبه, 08 فروردین,1400

Neda

باسلامدر دادگاه دو رای کیفری و حقوقی در مورد یک زمین وجود دارد که کیفری به نفع یک طرف و حقوقی به نفع طرف مقابل حال کدام طرف پیروز این پرونده میباشند؟؟ موضوع هم تقسیم نشدن زمین ارثیه

یکشنبه, 08 فروردین,1400

Neda

باسلامدر دادگاه کیفری ایا مبایعه نامه دستی و هم نوشته و هم امضا کاربنی باشد قابل قبول میباشد و میتوان کارشناسی کرد؟ واینکه دوشاهد شهادت دهندکه ملک برای فلان کس میباشد قابل قبول میباشد؟

ﺳﻪشنبه, 10 فروردین,1400

سجاد

سلام خسته نباشید ببخشید ولی اگر کسی میتونه کمک کنه ،بنده حقیر جای یک شرکت رو برای شخصی میگردوندم که وقتی از اونجا اومدم بیرون شخصی رفته شکایت کرده برا صاحب کار و صاحب کار هم فرمی از بنده داشت که بنده شرکت رو اجاره کردم ،ولی بیمه من درشکرکت داداش ان شخص در جای دیگری از شهر رد میکرد و شاهدم دارم حتی خودم ازش شکایت کردم اداره کار وایشون وقتی اومد اداره کار دید مقصره مقداری از حقم رو داد و رضایت دادم براش حال نفر سوم که شکایت از شرکت دار کرده بود اداره کار من رو صاحب کار دونسته و دادگاه رای داده حسابم مسدود کنن تا برج سه نمیدونم جلسه چی هست ایا من میتونم اعتراض بزنم و حسابم از مسدودی در بیارم ؟

دوشنبه, 16 فروردین,1400

حسین

باعرض سلام من یه پرونده دارم که یازده نفر از من بعنوان کلاهبرداری شکایت کردن که 7نفر از اینها اصلا نه من و میشناسن و نه با من مراوده ی مال داشتن فقط برای اینکه تعداد شکات زیاد بشه وارد پرونده شدن .الان بازپرس پرونده قرارمنع تعقیب صادر کرده برای اعتراض به قرار چند نفر از شکات باید حضور داشته باشند .

چهارشنبه, 18 فروردین,1400

روح اله رضایی

سلام دردرب دادگاه با اینجانب سه نفری دعوا کرده اند ومرا کتکاری نمودند گواهی پزشکی گواه ان است دوربین دادگستر ی ان راگرفته بود گزارش کلانتری هم هست کلانتر ی گفت فیلم را ضمیمه میکنم اما ضمیمه نکرده و پاک شده وکسی حاضر به شهادت به نفع اینجانب نشد واینجانب به دادگاه گفتم یا اونها قسم بخورند یا اینجانب اما دادگاه توجهی نکرد وطرف شاهدی اورده که درحضور اینجانب نبوده است دادگاه رددعوا کرد ودر تجدید نظر هم رد دعوا شد ایا راهی هست لاقل قسم بخورد که با اینجانب دعوا نکرده اند

پنجشنبه, 26 فروردین,1400

مهام از اورمیه

باسلام ودرود..لطفا راهنماییم کنید..فرزند مالک مغازه ام که فوت کرده..با دروغ قرارداد مرا کهسال65بوده به دادگاه سال 79اعلام نموده وخواهان قطعید گردیده دردادگاه حضور نداشتم حکم تخلیه غیابی دادند.چکار کنم..متشکرم

چهارشنبه, 01 اردیبهشت,1400

یاسر

با سلام و درود بنده حدود 2 سال پیش یک مشکل برام پیش اومد که پروندم به دادگاه انقلاب رفت و برام حکم قیابی سادر شد و امروز رفتم دادگاه حکم رو بهم ابلاغ کرد و امضا زدم و یک ماه پیش هم درخواست واخواهی داده بودم که رد شده و الان 3 سال تعضیری بریدنو نمیدونم چه کنم راهنمایی میکنید لطفا

پنجشنبه, 02 اردیبهشت,1400

هزینه دادرسی

با سلامدر دادگاه خسارت مالی ناشی از تصادف شاکی اقدام به شکایت و مطالبه 180میلیون تومان کرده که اینجانب در دادگاه پس از انجام کارشناسی اولیه به مبلغ شصت و هشت میلیون و پانصد هزار تومان محکوم شده و پرداخت شش میلیون و سیصد هزار تومان هزینه دادرسی.ایا مقدار هزینه دادرسی با توجه به محکوم به صحیح است یا میتوان اعتراض نوشت؟

دوشنبه, 13 اردیبهشت,1400

سیدعلی

ممنون از مطالب مفیدتون به شدت کاربردی و مسمر ثمر واقع خواهد شد خدا خیرتون بده.

ﺳﻪشنبه, 14 اردیبهشت,1400

لطفی

باسلام وخسته نباشید درموردحکم غیابی بعد از گذشت شش ماه از قطعی شدن رای دادگاه بدوی ایا اعتراض به حکم دادگاه ممکنه یا نه

چهارشنبه, 05 خرداد,1400

سعید از بیرجند

با درودیه دادگاه به این شرح داشتم : یه خانم اومد اداره و شروع به فحاشی به همکارمون کرد که اون همکار اون روز اداره تشریف نداشتن بنده که مدیر استان هستم به خانم گفتم که اینجا اداره هستش و در شان اداره صحبت کن که متاسفانه شروع به پرخاشگری و توهین به اینجانب نمودند، در نهایت به 110 زنگ زدیم و شکایت کردیم و در کمال ناباوری و تعجب و با وجود شهود همکاران اداره ، این خانم تبرئه شدند و دادگاه رای داده و گفته رای قطعی میباشد. برای تنبیه و برخود و اعتراض به رای صادره چه اقدامی باید انجام بشه. و بنابر دلایلی نخواستم حقوقی اداره ورود کنهمتشکرم

ﺳﻪشنبه, 25 خرداد,1400

حسین

سلامآیا در قرارداد پیمانکاری که مدت قرارداد ده روز بوده، کارفرما میتونه بعد از 5 سال ادعا کنه که کار رو درست انجام ندادی و باید خسارت بدی؟البته قابل ذکر هست در مدت قرارداد هیچ اظهار نظری از سوی کارفرما در خصوص کیفیت و کمیت کار به پیمانکار ابلاغ نشده. آیا ادعای خسارت بعد ازین مدت براشون قابل قبوله؟

دوشنبه, 07 تیر,1400

شیوا شیدایی فر

سلام ببخشید ما در دادگاه دیوان عدالت اداری شکایت کردیم و رای قطعی صادر شد و یک خواسته پیگیری نکردیم میخوام بدونم از چه راهی باید اون یه خواسته رو پیگیری میشه کرد

چهارشنبه, 06 مرداد,1400

علی

سلام من چهارسال پیش مبایعه نامه را امضا کردم میخواستم خانه ام را بفروشم و خریدار پولش آماده نبود ومن مبایعه نامه را فسخ نکردم دست بنگاه موند و دراین مدت چهار سال من درشهرستان بودم و خریدار غیابی سند من را باطل کرده و اسم خوش ثبت کرده و من اطلاعی نداشتم و چند روز پیش رای دادگاهی از طرف خریدار برای تصرف بدست من داد من از شما تقاضا دارم مرا راهنمایی کنید

جمعه, 08 مرداد,1400

عباس

برادر ۱۷ساله منو با چاقو کشتن ثابتم شد ولی چون پولدارن …یک پرونده تشکیل دادن خودشون جای کسی هم که مرده نظر دادن ب قاتل سه سال زندان دادن اگ اون قاضی پسر یا برادر خودشم بود همین حکم و میداد انسانیت ک میگید کجاس این خداپرستیه؟این اسلامه؟

ﺳﻪشنبه, 12 مرداد,1400

هادی

سلامبنده پرونده حقوقی داشتم در باره تاخیر و تادیه خسارت که رای بنفع من صادر شد اما ناقص، که بنده و طرف مقابل به رای اعتراض کردیم و حال بعد ۳ ماه از تجدید نظر خواهی در دادگاه تجدید نظر ثبت گردید و وقت نظارت برای یکسال اینده در نظر گرفته شده ایا این زمان طولانی نیست و ایا امکان داره رای زودتر از موعد صادر بشه؟ با توجه به ماهیت دعوا که مالی و با این تورم باعث ضرر و زیان به من میشه؟ چه راهکاری هست که بشه وقت نظارت و رسیدگی رو جلوتر انداخت

چهارشنبه, 13 مرداد,1400

ارمان

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شماببخشید مدت زمان رسیدگی و پاسخ به اعتراض چقدر هستش ینی چقد طول میکشه تا جواب قطعی بیاد من اعتراض دادم بیشتر از یک ماه هست ولی جوابی نیومده!

یکشنبه, 07 شهریور,1400

آرش

بنده یه پرونده در تعزیرات داشتم الان حکم داده و تجدید نظر هم تایید کرده میخام دوباره اعتراض بدم چیکار باید بکنم

دوشنبه, 08 شهریور,1400

Samira Nejat

سلام .. یه سوالی داشتم از خدمتتون ؛ اگر کسی بابت چک با فردی دادگاه داشته باشه و اون فرد محکوم به پرداخت اصل چک شده باشه ، ولی خواهان درخواست خسارت دیرکرد کرده باشه و دادگاه بدوی حکم به تادیه داده باشه ، بعد طرف مقابل تجدیدنظر خواهی کرده باشه و درخواستش برای لغو حکم بدوی تایید شده باشه ؛ الان اون فرد میتونه از طرف مقابل شکایت کنه و هزینه های مربوط به تجدیدنظرخواهی رو مطالبه کنه ؟!

شنبه, 20 شهریور,1400

محمد

درود بر شما ۱-آیا رای شورای اختلاف برای صدور دستور تخلیه مسکونی قابل تجدید نظر خواهی است ؟۲-تجدید نظر را به کجا باید ارسال کرد؟۳- آیا اسناد ضمیمه لایحه تجدید نظر خواهی باید تماما کپی برابر اصل بشوند ؟

یکشنبه, 21 شهریور,1400

Gh

سلام آیا میشه به رای تجدید نظر پرونده حقوقی اعتراض کرد ?

ﺳﻪشنبه, 23 شهریور,1400

فریدون

سلام وقت به خیربنده شوربختانه در سال 91یک واحد اپارتمانی را پبش خرید کردم و بهمن ماه 92تحویل گرفتم و تا امروز که 23شهریور 1400هست ساکنم ،،، سازندگان پس از تحویل واحدها به خریداران رفته سند مادر ملک را بابت 350میلیون تومن وام در رهن موسسه ثامن الائمه گذاشته و میزان تصاعدی رفته بالاوبالاو یکی از سازندگان فراری است و دیگری فوت کرده ،،،چندسال طول کشید پایان کاربگیریم و بعد دنبال دادخواست و شکایت ،، الان برخی واجدها بانگ و وراث را محکوم کرده اند ولی شکایت بنده به جایی نرسید و در دادگاه بدوی و تجدید نظر رد شد ،،،،مگر می شود یک واحد در طبقه من درخواست ش قبول ولی درخواست بنده رد شود لطفا راهنمایی کنید سپاسگزارم.

پنجشنبه, 25 شهریور,1400

سونیا

سلام خیلی ممنون بابت اطلاعات مفیدتونچندروز پیش نامه ای از دادگستری اومده که در برگه گفته مهلت اعتراض ۷روز و طرف دقیقا روز ۷تم برگه رو به ما رسونده و نگفته امروز اخرین روز مهلتش هست اعتراض کنید ایا میشه الان هم اعتراض کرد بااینکه چندروز از تاریخ اعتراض گذشته ؟

دوشنبه, 29 شهریور,1400

نعمت اله زمانی

با سلام،مدیونی که ،در دو مرحله کیفری وبعد از اطلاع از تعقیر مسیر پرونده،که خواسته ام حاصل نمیشد،اقدام حقوقی کردم ،به فاصله چند ماه ومدیون پس از اطلاع از اقدام کیفری وقبل از حقوقی پنج ،شش ملک با ارزش خود را به ثالث طی مبایعه نامه هایی که ظاهراً عرفی می‌باشد منتقل کرده که بعداً در دادگاه حقوقی محکوم به پرداخت چک با هزینه های تاخیر و… شده و فقط یک مورد از انتقال ها بعد از رأی محکومیت بوده توقیف های منتهی به مزایده که ثالث به عملیات اجرایی معترض ودر دادگاه به انتقال به قصد فرار از دین ،دعوی ثالث را وارد ندانسته ولی در تجدید نظر،مبایعه نامه را وارد وصوری بودن انتقال ها را غیر واقعی و اعتراض تجدید نظر خواه را وارد دانسته،وخواسته ام که مدیون با اطلاع اقدام کرده ودین من به ایشان محرز ومسلم بوده وحین دادرسی اقدام به انتقال کرده به قصد فرار از دین و….. و چون معترضان ثالث دو نفر دیگه هم هست خواستم از راهنمایی شما بزرگوار بهره‌مند شوم

شنبه, 03 مهر,1400

فرهاد ۸۵

ایا در دعوای اعتراض ثالث اجرایی امکان فرجام خواهی یا اعاده دادرسی هست .ممنون

چهارشنبه, 14 مهر,1400

منا صالحی

باسلام، میخاستم بدونم آیا می‌شود که درخواست تجدید نظر خاهی به رایی که از شورای حل اختلاف صادر شده و اعتراض واخواهی زده شده، داده شود؟ یعنی هک واخواهی و هم تجدید نظرخواهی روی یک رای؟ و اینکه اگر امکان داره، به چه ترتیب و چه شرایط ودرچه زمانی باید این درخواست داده شود؟؟

یکشنبه, 18 مهر,1400

سلیمان

سلامحکم ورشکستگی برایم در سال 96 صادر شده است و ملک مسکونی ام توسط بانک رفاه تملک و فروش رفته است اکنون شخص خریدار به عنوان اعتراض ثالث در پرونده وارد شده است. آیا اعتراض نامبرده قابل بررسی می باشد.چه دلیلی بر رد اعتراض نامبرده می توان آورد.

دوشنبه, 26 مهر,1400

مرجان

سلام وقت بخیر دی ماه سال ۹۶ استخدامی علوم پزشکی قبول شدم به مصاحبه دعوت نشدم و یک نفر دیگر را پذیرفتند،می توانم به دیوان عدالت اداری شکایت کنم؟!ممنون میشم راهنمایی بفرمایید.

پنجشنبه, 29 مهر,1400

ایرج جلیلی

اینجانب یک دادخواست جهت تخلیه فوری اجاره منزل دادم و قاضی رای عدم استماع دعوی صادر کردند و ما را با توجه به ماده ۱۴ قرارداد اجاره نامه به داوری معرفی کردند و در این شهرستان داوری در اتحادیه بنگاه داران بوده که داور اختلاص داشته و در حال حاضر در زندان می‌باشد و توسط رای دادگاه داوری در این شهرستان ملغا شده و چون قاضی تازه به این شهرستان منتقل شده بود و از موضوع خبر نداشته که داوری ملغا شده رای داوری صادر کرده و طی مراجعه اینجانب به دادگاه و اعلام موضوع فوق ، قاضی اعلام نمودند که به رای اعتراض بدهم لطفا نمونه اعتراض را برایم اعلام کنید تا نتیجه بهتری بگیرم

Name (required)

Email (required)

من را از نظرات بعدی از طریق ایمیل آگاه بساز

در صورت تمایل به دریافت مشاوره حقوقی از دفتر وکیل مسعود محمدی و دفتر وکالت دادگران حامی و جهت هماهنگی و رزرو وقت مشاوره حقوقی حضوری و مشاوره حقوقی تلفنی، کلیک کنید. 

دفتر وکالت دادگران از سال 1384 با همکاری جمعی از فارغ التحصیلان دانشگاه تهران تاسیس شد و تا به امروز با هدف قبول وکالت و اعطای مشاوره حقوقی به هموطنان ایرانی سراسر دنیا و خارجیان مقیم ایران، به حیات خود ادامه داده است.اعضای این مجموعه با سرلوحه قراردادن حق و عدالت و حرکت در چهارچوب قوانین و دوری از پرونده های موهوم و بی نتیجه، توانسته اند اعتماد مراجعین و موکلین را کسب نموده و صاحب اعتبار شوند.

ادامه مطلب …..

 

دریافت مشاوره رایگان! 021-22646503

ما در این مقاله سعی داریم به بررسی احتمال تغییر رای در دادگاه تجدید نظر بپردازیم. در ابتدا به این موضوع که دادگاه تجدید نظر کجاست؟ می‌پردازیم. زمانی که در دادگاه‌های بدوی رایی صادر شد برای بازنگری بیشتر آن، به دادگاه تجدید نظر فرستاده می‌شود. تعداد قضات دادگاه تجدید نظر دو قاضی از سه نفر قاضی است. هدف از تاسیس این دادگاه‌ این است که حقی از کسی در دادگاه بدوی ضایع نشود. بنابراین طبق قانون زمانی که در دادگاه، رای به ضرر فردی صادر شد، آن فرد می‌تواند به این رای اعتراض وارد کند و این پرونده برای بازبینی و بازنگری بیشتر به دادگاه تجدید نظر فرستاده می‌شود. برای پیگیری رای دادگاه تجدید نظر باید درخواست تجدید نظر داده شود.

زمانی که در دادگاه بدوی به رای صادره اعتراض گذاشته و درخواست شود که مجدد بررسی شود، به آن تجدید نظرخواهی می‌گویند. این کار به دو صورت انجام می‌گیرد.

همانند دادگاه‌های بدوی، در آرای شورای حل اختلاف را نیز می‌توان تجدید نظر کرد. که مرجع این تجدید نظر، دادگاه عمومی هر شهرستان است.

این نکته را نیز باید بگوییم که در زبان محاوره ای به نقض رای در دادگاه، شکستن رای در تجدید نظر می‌گویند.شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

حال به این سوال می‌پردازیم که:

کدام آرای صادر شده از دادگاه بدوی را می‌توان تجدید نظر کرد؟

همان گونه که در بالا به آن اشاره کردیم، آرای حقوقی و کیفری که دادگاه‌های بدوی صادر می‌شوند، قابل تجدید نظر هستند.

در ابتدا به این نکته باید توجه کرد که آرای صادره در دادگاه به صورت حکم یا قرار هستند. که حکم دادگاه، قاطع دعوی است و رسیدگی به پرونده مربوطه فیصله پیدا می‌کند. ولی قرار، قاطع دعوی نیست و به صورت موقت پرونده مختومه اعلام می‌شود.

کدام قرارها قابل تجدید نظر خواهی هستند؟

ماده 331 قانون آئین دادرسی مدنی، قرارهای قابل تجدید نظر خواهی را مشخص نموده است.

عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا، رد، سقوط یا عدم استماع دعوا، ابطال یا رد دادخواست صادره از دادگاه، قرارهای قابل تجدید نظر خواهی به حساب می‌آیند.

طبق ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی، احکام صادره در دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن از سه میلیون ریال بیشتر باشد.

کلیه احکام غیر مالی قابل تجدید نظر خواهی هستند.

حکم به متفرعات دعوا، مانند قرار تامین خواسته و دستور موقت و غیره، در صورتی که اصل حکم قابل اعتراض باشد، قابل رسیدگی تجدید نظر خواهی است.

طبق ماده 427 قانون آیین دادرسی کیفری، آراء دادگاه‌های کیفری هر شهرستان، جز در دو مورد که قطعی است، سایر آراء در دادگاه‌های فوق الذکر استان مربوطه، قابل تجدید نظر است. که این دو مورد شامل:

 

همچنین طبق تبصره 2 ماده فوق، آراء قابل تجدید نظر، اعم از محکومیت و برائت و قرار‌های منع و موقوفی تعقیب و اناطه، و قرار رد واخواهی و قرار رد تجدید نظرخواهی، در صورتی قابل تجدید نظرخواهی است که اصل دعوی طبق قانون فوق قابل تجدید نظرخواهی باشد.

بیشتر بدانیم : وظایف یک وکیل انحصار وراثت چیست؟

واخواهی به چه معنا است؟

واخواهی نوعی دیگر از بازنگری در رای صادر شده از دادگاه و یا شورای حل اختلاف است. که فقط خود دادگاه و یا همان شورای حل اختلاف مربوطه، به آن رسیدگی می‌کند.

احتمال تغییر رای در دادگاه تجدید نظر و همچنین موفقیت آن بستگی به این دارد که، چه میزان دلایل قانونی ارائه شده است و طرح لایحه تجدید نظرخواهی چگونه است و اینکه به دلایل ارائه شده در دادگاه بدوی توجهی نشده و یا اصلا به آن اشاره نشده باشد. بنابراین احتمال تغییر رای در دادگاه تجدید نظر بسته به تجربه و توانمندی وکیل و همچنین پیگیری‌های خود شخص یا وکیل آن دارد.

به این شکل است که اگر در محاسبه اشتباهی رخ دهد، یا به صورت سهوی کلماتی در رای اشتباه یا جا انداخته شود، ذینفع آن می‌تواند تقاضای اصلاح برای رای صادر شده از دادگاه را بدهد. در این مواقع دادگاه می‌تواند رای صادر شده را تصحیح کند و آن را به طرفین ابلاغ کند.

باید گفت امروزه به دلیل الکترونیکی شدن ثبت پرونده‌ها، باید برای ثبت دادخواست تجدید نظر، از طریق دفاتر خدمات قضایی اقدام کرد. دادخواست باید به زبان فارسی و روی برگه مخصوص نوشته شود و سپس باید تجدید نظرخواه آن را امضا کند.

طبق ماده 341 قانون آیین دادرسی باید نکات زیر در دادخواست تجدید نظر لحاظ شود:

الف) نام و نام خانوادگی و آدرس دقیق محل سکونت تجدید نظر خواه و وکیل او، در صورتی که وکیل حقوقی داشته باشد

ب) نام و نام خانوادگی و آدرس دقیق محل اقامت تجدید نظر خوانده

ج) حکم و قراری که از آن تجدید نظر درخواست شده است.

د) دادگاه صادر کننده رای

ه) تاریخ ابلاغ رای

ی) دلایل تجدید نظر خواهی

بیشتر بدانیم : محاسبه حق الوکاله وکیل چگونه است؟

وقت رسیدگی در دادگاه تجدید نظر:

برای افرادی که مقیم ایران هستند، 20 روز از زمان صدور رای؛ و برای افرادی که در خارج از ایران ساکن هستند، دو ماه از زمان صدور رای.باید به این نکته توجه داشت که روز صدور رای جزء این مدت به حساب نمی‌آید. همچنین اگر در یک دعوا محکوم علیه چند نفر باشند و یکی از آن‌ها مقیم خارج باشد، برای تمامی آن‌ها دو ماه زمان در نظر گرفته می‌شود.

آیا رای دادگاه تجدید نظر قابل اعتراض است؟

بله برای این کار باید در دیوان عالی کشور، به رای صادره اعتراض گذاشت.

مدت زمان رسیدگی به پرونده کیفری در دادگاه تجدید نظر:

باید بدانید که زمان رسیدگی به پرونده‌های کیفری در دادگاه تجدید نظر زیاد مشخص نیست و معمولا این زمان طولانی نیست. ولی به دلیل حجم بالای پرونده‌ها و تعدد آن‌ها ممکن است این زمان طولانی شود. گاهی اوقات رسیدگی به برخی پرونده‌ها تا 3 سال طول می‌کشد.شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

در آخر باید بگوییم که طبق آخرین آمار که از سمت مراجع قضایی منتشر شده است، احتمال تغییر رای در دادگاه تجدید نظر معادل 10 درصد تمامی درخواست‌ها است.

همان‌طور که خواندید ما در این مقاله به بررسی احتمال تغییر رای در دادگاه تجدید نظر پرداختیم. شما با مطالعه این مقاله به این موضوع پی بردید که اگر در دادگاه بدوی رایی صادر می‌شود، آن‌جا پایان کار نیست و می‌توان به رای صادره اعتراض کرد. امیدوارم این مقاله اطلاعات کافی راجع به این موضوع را در اختیار شما قرار گذاشته باشد. در صورت احتیاج به مشاوره و یا بروز هر گونه سوال می‌توانید با وکلای خبره ما در این زمینه مشورت کنید.

02122000269 – 09121994176

در صورتیکه به دنبال موضوع و یا مقاله خاصی هستید، می توانید از طریق مکاتبه با تیم تحریریه آن را درخواست کرده و مقاله خود را بصورت آنلاین مطالعه نمایید و همچنین اگر مسلط به نویسندگی و ترجمه مقالات حقوقی هستید، می توانید به تیم تحریریه بپیوندید.

سلام، در سال ۹۷ براساس رأی دادگاه سمنان دو دانگ از ملک من به طرف مقابل داده شد (با ادعای مشارکت در ساخت) و دادگاه انکار اینجانب را نپذیرفت. رأی بدوی در تجدیدنظر تأیید شد و اجرا شد. پس از یکسال دادگاه بدوی و تجدیدنظر تهران مالکیت من بر شش دانگ را در دعوای ثالث تایید کرد و احکام اجرا شد. طرف مقابل در سه لایحه مجزا در سه پرونده مجزا با ذکر شماره پلاک ثبتی مالکیت من بر شش دانگ را اقرار و اعتراف کرده . شعبه بازپرسی تهران هم ادعای طرف را اخیرا منع تعقیب صادر کرد. با توجه به ماده ۱۸ قانون آیین کیفری آیا امکان طرح دعوی و نقض رای اولیه وجود دارد و شما میتوانید با قبول وکالت رأی را نقض کنید؟ موبایل من: ۰۹۰۲۹۰۸۹۸۰۰

با سلام اینجانب یک دستگاه خودرو فروختم۴۵میلیون بعد از فروختن متوجه شدم قیمت ماشین حدود ۶۵ میلیون است و شکایت کردم آن شخص هم شکایت الزام به انتقال سند کرد در دادگاه الزام به انتقال سند گفتم من پرونده ای در شعبه ۱دارم بابت فسخ این خودرو پرونده دارم اما قاضی توجهی نکرد و دستور به انتقال سند داد بعد از انتقال سند قاضی شعبه ۱هم گفت با توجه به اینکه در شعبه ۲ شما سند انتقال داده آید و آنجا اعلام کرده آید که فسخ معامله شکایت کرده ام شکایت شما در اینجا قابل بررسی نیست آیا بنده میتوانم اعتراض کنم آیا فایده ای دارد

باسلام واحترام دادگاه تجدیدنظررای قطعی بنفع تجدیدنظرخواندگان صادرکردورای دادگاه بدوی برای اجرا ارجاع شد.خواسته های دادخواست اولیه ناقص بودیعنی درخواست تنفیذوصیت نامه وابطال اسنادمالکیت تقاضاشده بودولی درخواست نشده بودکه پس ازابطال اسنادمالکیت تجدیدنظرخواهان اسنادبه قدرالسهم تجدیدیدنظرخواندگان مشخص وتنظیم سندرسمی گردد.چه کاربایدکرد؟

سلام رای در دادگاه تجدید نظر استان به ضرر ما شد ولی ما می‌توانستیم ادله دیگری رو به دادگاه بدیم و رای رو تغییر بدیم چکار باید بکنیم که پرونده بازم تجدید نظر بشه محکم اجرا نشه

سلام ما درکوچه ای زندگی می کنیم که عرضش ۴متره وطولش حدود۲۰۰متر ودو طرف کوچه بازهستش ،همسایه روبرویی ماکه پارکینگ هم داره ماشینشو جلو درخونه خودش پارک میکنه ومانع ورود وخروج ماشین من از پارکینگم میشه چون ماشینش با در پارکینگ من۲متر بیشتر فاصله نداره ومن از ایشون باعنوان مزاحمت وممانعت ازحق شکایت کردم وکلانتری پرونده مارابه دادگاه کیفری ارجاع نمودو قاضی قرار منع تعقیب به دلیل عدم سوء نیت وساختار کوچه صادر نمود در صورتی که ایشون پارکینگ دارندواز قصد اونجا پارک میکنندومزاحمت ایجاد میکنندآیامیشه تجدیدنظر کرد ویا از طریق حقوقی پیگیری کرد.؟

سلام دوست عزیز لطفا با شماره های روی سایت تماس بگیرید.

سلام سال 93 خودروی خریداری کردم صاحب خودرو سند برایم نمیزد ومبالغی ازمن باکلک گرفته است/با الزام به سندشکایت کردم/سند به نام بنده زده شد/امامن مطالبه تخفیفات بیمه طلب وخسارت وارد شده بامدرک محکم پسندازدادگاه خاستار شدم/اما دادگاه رای رابه فروشنده داده است/ومن توانایی وکیل راندارم/اما ایشان چون که کارش است توانست قاضی……صحبت کند ورای را گرفته// اما ما اجازه صحبت به حق نداریم///من مدرک دارم نتوانستم حقم بگیرم/حال به من بگید باید چه کاری کنم/من نیاز به دادراس دارم که حق واقعی مرابگیرد

سلام دوست عزیز لطفا با شماره های روی سایت تماس بگیرید.

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلد های ضروری مشخص شده اند *

دیدگاه

برای دیدگاه بعدی، نام، ایمیل، و وب سایت من را در این مرورگر ذخیره کنید .

ارسال نظر

وقتی که بحث انتخاب یک وکیل خوب و خبره مطرح باشد، باید به نکاتی توجه داشته باشید که گرچه در ابتدا ساده و بدیهی به نظر می آیند اما بسیار حائز اهمیت می باشند.

ما را دنبال کنید در:

عدل ایرانیان » دعاوی حقوقی » تجدید نظرخواهی چیست و روند قانونی آن به چه صورت است؟

یکی از روش های بازنگری در آرای صادر شده از سوی دادگاه که به منظور جلوگیری از اشتباهات احتمالی در صدور رای توسط قانونگذار مقرر شده است تجدید نظرخواهی است. در ادامه به جزئیات بیشتر در این زمینه خواهیم پرداخت.

تجدید نظرخواهی چیست؟

به طور کلی تجدید نظرخواهی به معنای درخواست رسیدگی مجدد به رای صادرشده توسط یک دادگاه بوده و یکی از رایج‌ ترین شیوه‌هایی است که برای اعتراض به آرا وجود دارد. همچنین تمامی آرایی صادره قابلیت تجدیدنظرخواهی دارند و دادگاهی که در آن رأی صادره جهت تجدید نظر مورد بررسی قرار می گیرد، دادگاه تجدیدنظر نام دارد.

به بیان ساده تر می توان گفت هنگامی که دادگاه بدوی به موضوعی رسیدگی کرده و حکم صادر می‌کند، ممکن است هرکدام از طرفین دعوا معتقد باشند که دادگاه به تمام دلایل ابراز شده از سوی آنها توجه نکرده یا قاضی در تطبیق موضوع با قانون دچار اشتباه شده است و به این ترتیب رای صادره به درستی اتخاذ نگردیده است. به همین جهت برای جلوگیری از مجازات نا به حق افراد گزینه تجدید نظر خواهی توسط قانون گذار پیش بینی شده است.شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

در چه شرایطی می توان درخواست تجدید نظرخواهی ارائه داد؟

به‎ موجب ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی تحت شرایطی خاص و با اتکا به دلایلی موجه می توان درخواست تجدیدنظرخواهی را به دادگاه ارائه نمود که از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد:

مهلت تجدید نظرخواهی چه قدر است؟

سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که تا چه زمانی می توان درخواست تجدید نظرخواهی را به دادگاه ارائه نمود؟ در پاسخ به این سوال باید گفت همیشه امکان تجدید نظرخواهی نسبت به آرا وجود ندارد، بلکه این فرصت بسیار محدود است و باید به این فرصت توجه کرد زیرا اگر بگذرد، رأی قطعی شده و دیگر نمی‌توان درخواست تجدیدنظرخواهی را مطرح کرد.

در صورتی که شخص معترض در ایران اقامت داشته باشد، ۲۰ روز و در صورتی که در خارج از کشور اقامت داشته باشد، ۲ ماه فرصت دارد تا نسبت به رأی صادره تجدیدنظرخواهی کند.

حال ممکن است مهلت تجدیدنظرخواهی سپری شود و فرد بعد از آن بخواهد اعتراض خود را مطرح کند. در این صورت دادگاه درخواست او را نمی‌پذیرد مگر اینکه عذری موجه داشته باشد. به این ترتیب، دادگاه پس از بررسی دلایل ارائه شده در صورت تشخیص موجه بودن آنها به فرد مورد نظر اجازه تجدید نظرخواهی می دهد.

نحوه تجدید تظرخواهی به چه صورت است و چه آثاری را به دنبال دارد؟

همان طور که پیش تر به آن اشاره شد تجدیدنظر، به معنای دوباره قضاوت کردن امری بوده که بدواً مورد قضاوت قرار گرفته و به نوعی بازبینی اعمال دادگاه بدوی است. در نتیجه دادگاه نحوه تجدید نظر از همان اختیاراتی برخوردار است که دادگاه بدوی دارا ست. به این معنا که هم نسبت به امور موضوعی و هم نسبت به امور حکمی رسیدگی و قضاوت می‌کند.

در این زمینه فرد متقاضی دادخواست تجدیدنظر نیز باید روی برگه‌ای مخصوص و به زبان فارسی نوشته، امضا کرده و به دادگاه مورد نظر ارائه می دهد.  مطابق ماده ۳۴۱۱    باید نکات زیر در دادخواست تجدیدنظر قید شود:

به این ترتیب، در مرحله‌ تجدیدنظر، پرونده‌ مجدداً مورد رسیدگی ماهوی قرار می‌گیرد. لازم به ذکر است از آنجایی که دادگاه تجدیدنظر به ‌عنوان دادگاه عالی، از همان اختیاراتی برخوردار است که دادگاه نخستین دارا بوده است می‌تواند کلیه‌ اقداماتی را که برای احراز واقعیت لازم است (مانند تحقیق از شهود، رسیدگی به اصالت اسناد و…) انجام دهد.

در صورتی که دادگاه تجدیدنظر چنین تشخیص دهد که دادگاه بدوی، رسیدگی‌ های لازم را به‌ درستی انجام داده است، از تکرار آن خودداری می‌کند و رسیدگی دادگاه بدوی را تایید می‎کند و در غیر این صورت خود رسیدگی را به نحو صحیح انجام داده و رأی شایسته را صادر می‌ نماید.

به ‌موجب ماده‌ی ۳۶۲ قانون آیین دادرسی مدنی ادعایی که در مرحله‌ی نخستین مورد رسیدگی واقع نشده، نمی‌تواند در مرحله‌ تجدیدنظر مطرح شود.

 

 

گروه وکلای عدل ایرانیان با سابقه درخشان و پرونده های موفق طی سال های اخیر آماده بررسی پرونده های قضایی و مشاوره های تخصصی در حوزه های مختلف حقوقی  می باشد. با اعتماد به وکلای پایه یک دادگستری این موسسه می توانید از استیفای کامل حقوق قانونی خود اطمینان خاطر داشته باشید.

 

 

مطالب مرتبط:

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ارسال دیدگاه

استعلام اهلیت و آخرین وضعیت شرکت

بررسی صحت وکالتنامه‌های تنظیمی در دفترخانه‌ها

بررسی صحت وکالتنامه‌های تنظیمی در کنسولگری

صحت‌سنجی اختراع ثبت‌شده و برند تجاری

بررسی اعتبار گواهینامه مالیات بر ارزش افزوده

استعلام صحت اسناد مالکیت

بررسی اصالت گوشی موبایل و قاچاق نبودن آن

استعلام سیمکارت تلفن همراه

خرید آنلاین سیم کارت

سامانه استعلام ممنوع‌الخروجی اجرای ثبت

شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

استعلام وضعیت اعتبار چک صیادی

استعلام صحت کدپستی

دفتر مرکزی : تهران، خیابان شهید بهشتی، بین میرعماد و مدرس، پلاک 308 طبقه 4 واحد 4

آدرس شعبه اول : گرمسار، بلوار بهشتی ، بعد از خیابان سپاه ، جنب بانک ملی، طبقه اول، واحد 3

09129528040

023-34224422

استفاده از مطالب سایت عدل ایرانیان برای مقاصد غیر تجاری و با ذکر منبـع بلامانع است. کلیه حـقوق این سایت متعلق به گروه وکلای عدل ایرانیان می باشد. © 2021

لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:

نحوه تجدید نظر : دادگاه بدوی وقتی به موضوعی رسیدگی کرده و حکم صادر می‌کند، ممکن است که هرکدام از اصحاب دعوا معتقد باشند که دادگاه به تمام دلایل ابراز شده از سوی آنها توجه نکرده یا قاضی در تطبیق موضوع با قانون دچار اشتباه شده است؛ برای اینکه هیچ کس به ناحق مجازات نشود، لازم است تا روندی برای بازنگری در احکام و موضوع دیده شود که این روند، در قانون آیین دادرسی کیفری، رسیدگی دادگاه تجدیدنظر به حکم صادر شده در دادگاه بدوی است.

تجدیدنظر، به معنای دوباره قضاوت کردن امری بوده که بدواً مورد قضاوت قرار گرفته و به نوعی بازبینی اعمال دادگاه بدوی است. در نتیجه دادگاه نحوه تجدید نظر از همان اختیاراتی برخوردار است که دادگاه بدوی دارا ست یعنی هم نسبت به امور موضوعی و هم نسبت به امور حکمی رسیدگی و قضاوت می‌کند. دکتر بهنام حبیب‌زاده، حقوقدان در گفت‌وگو با «حمایت» در خصوص تجدیدنظرخواهی از آرای کیفری اظهار کرد: ماده 434 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1392، در 4 بند، جهات تجدیدنظرخواهی راا تعیین کرده است که بر اساس این موارد، محکوم‌علیه، وکیل یا نماینده قانونی وی، شاکی و دادستان، حق درخواست نحوه تجدید نظر را خواهند داشت.

وی افزود: موارد و جهات تجدیدنظرخواهی شامل ادعای عدم اعتبار ادله یا مدارک استنادی دادگاه؛ ادعای مخالف بودن رأی با قانون؛ ادعای عدم صلاحیت دادگاه صادرکننده رأی یا وجود یکی ‌از جهات رد دادرس و ادعای عدم توجه دادگاه به ادله ابرازی است. این حقوقدان ادامه داد: در تبصره ماده 4344 قانون آیین دادرسی کیفری نیز آمده است که اگر تجدیدنظرخواهی به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل آید، در صورت وجود جهت دیگر، به آن هم رسیدگی می‌شود.

وی در خصوص ادعای عدم اعتبار ادله یا مدارک استنادی دادگاه گفت: چه بسا در مواردی، دادگاه به ادله‌ای اشاره می‌کند که از لحاظ قانونی، فاقد اعتبار لازم و کافی باشد. به عنوان مثال، دادگاه به اقرار محکوم‌علیه یا شهادت شهود استناد کند اما این ادله،  شرایط و اعتبار مورد نظر را نداشته باشد.شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

حبیب‌زاده با اشاره به ادعای مخالف بودن رأی با قانون، به عنوان یکی دیگر از جهات نحوه تجدید نظر اضافه کرد: به عنوان مثال، این احتمال وجود دارد که عمل مورد نظر، جرم نبوده؛ از موارد مرور زمان باشد یا اینکه عناصر مادی و معنوی جرم، محقق نشده و رای با موازین قانونی، مطابقت نداشته باشد. وی در خصوص بند دیگری از ماده 434 مبنی بر ادعای عدم صلاحیت دادگاه صادرکننده رأی یا وجود یکی‌ از جهات رد دادرس نیز بیان کرد: این مورد نیز از جهات تجدیدنظرخواهی است. به این معنا که مثلاا  دادگاه انقلاب در موضوعی دارای صلاحیت است اما دادگاه عمومی به موضوع رسیدگی می‌کند.

این حقوقدان در خصوص ادعای عدم توجه دادگاه به ادله ابرازی به عنوان یکی دیگر از جهات تجدیدنظرخواهی اظهار کرد: در خصوص این بند باید گفت که گاهی دلایلی وجود دارد که حاکی از بی‌گناهی است. به عنوان مثال، متهم می‌گوید در زمان وقوع جرم، در مکان دیگری حضور داشته است و برای این گفته خود نیز بتواند شاهد معرفی کند اما گفته به این ادعای وی، توجهی نداشته و رای به گناهکار بودن وی صادر کند.

به گفته وی، مثال دیگری که در این زمینه می‌توان به آن اشاره کرد، این است که مقتول با اسلحه کشته شده، در حالی که اسلحه در اختیار فرد دیگری غیر از متهم بوده یا متهم اقرار کرده باشد که با استفاده از چاقو، به فرد مقتول، جراحتی وارد کرده است. حبیب‌زاده تاکید کرد: این موضوع در حالی است که با وجود چنین شرایطی، دادگاه به دلایل و مستندات موجود توجه نکرده و حکم به محکومیت متهم صادر می‌کند.

وی با بیان اینکه هر کدام از جهات مندرج در ماده 434 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب سال 1392 یا برخی یا همه آنها، می‌تواند از مصادیق تجدیدنظرخواهی از آرای کیفری باشد، تاکید کرد: در این صورت، دادگاه با بررسی دلایل و مدارک موجود، حکم به تایید یا نقض دادنامه را صادر می‌کند. این حقوقدان با بیان اینکه مطابق قانون آیین دادرسی کیفری جدید، در محکومیت‌هایی که مجازات زندان برای آنها پیش‌بینی شده، تعیین وقت رسیدگی، از موارد آمره است، گفت: این موضوع، بدین معنا است کهه قانونگذار برخلاف قانون آیین دادرسی کیفری سابق که عنوان می‌کرد تجدیدنظرخواهی از آرای کیفری، می‌تواند به صورت غیرحضوری باشد، در قانون جدید، رسیدگی دو مرحله‌ای و به صورت حضوری را پیش‌بینی کرده است.

وی افزود: دلیل این موضوع، آن است که اگر از سوی دادگاه برای فردی مجازات حبس پیش‌بینی شده باشد، رسیدگی به صورت تجدیدنظر یا حضور حداقل 2 قاضی انجام شده و حکم صادر شود. این اقدام موجب می‌شود که جریان رسیدگی، با دقت بیشتر و با ضریب خطای کمتری و نیز با توجه به حمیع جهات، مستندات و ادله انجام شود. حبیب‌زاده به ماده 459 قانون آیین دادرسی کیفری نیز اشاره کرد و ادامه داد: بر اساس این ماده، هرگاه دادگاه تجدیدنظر استان، محکوم‌علیه را مستحق تخفیف مجازات بداند،، ضمن تأیید اساس حکم می‌تواند به نحو مستدل مجازات او را در حدود قانون تخفیف دهد، هرچند محکومٌ‌علیه تقاضای تجدیدنظر نکرده باشد.

وی اضافه کرد: به عنوان مثال، ممکن است دادگاه، به دلیل جوان بودن یا تاهل محکوم‌علیه یا نامناسب دانستن مجازاتی مانند حبس، وی را مستحق تخفیف بداند، چرا که از جمله سیاست‌های قوه قضائیه، حبس‌زدایی و کاهش آمار زندانیان با توجه به آثار نامطلوب مجازات حبس است، در این صورت دادگاه می‌تواند ضمن تایید حکم صادره، مجازات را در حدود قانون تخفیف دهد. این حقوقدان در ادامه گفت: حتی این موضوع پیش‌بینی شده است که اگر محوم‌علیه تقاضای تخفیف نکرده باشد، چنانچه دادگاهه تجدیدنظر تشخیص دهد که وی مستحق تخفیف است، دادگاه می‌تواند مجازات تعیین‌شده را به مجازاتی که مناسبتر به حال محکوم‌علیه و موثر در اصلاح و بازگشت او به آغوش جامعه بوده و از تکرار جرم در آینده نیز جلوگیری کند، تخفیف دهد.

مهدیه سیدمیرزایی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

نام *

ایمیل *

وب‌ سایت

ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

Δdocument.getElementById( “ak_js” ).setAttribute( “value”, ( new Date() ).getTime() );نی نی سایت

شرایط تجدید نظر خواهی کیفری
شرایط تجدید نظر خواهی کیفری

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.