دیدگاه شهید آوینی درباره مرگ و زندگی

دیدگاه شهید آوینی درباره مرگ و زندگی
دیدگاه شهید آوینی درباره مرگ و زندگی

 

زندگي و مرگ از ديدگاه شهيد آويني

نفس های انسان گام هایی است که به سوی مرگ برمی دارد. حضرت علی (ع) سخنانی از این دست که مالامال از مرگ آگاهی باشد بسیار دارند.

مرگ آگاهی کیفیت حضور مردان خدا را در دنیا بیان می دارد. تا آنجا که هر که مقرب تر است مرگ آگاه تر است. و بر این قیاس باید چنین گفت که حضور علی علیه السلام در عالم ،عین مر گ آگاهی است. مرگ آگاهی یعنی که انسان همواره نسبت به این معنا که مرگی محتوم را پیش رو دارد آگاه باشد و با این آگاهی زیست کند و هرگز از آن غفلت نیابد.

مردمان این روزگار سخت از مرگ می ترسند و بنابراین شنیدن این سخنان برایشان دشوار است. اما حقیقت آن است که زندگ انسان با مرگ در آمیخته است و بقایش با فنا. پیش از ما میلیاردها نفر بر روی این کره ی خاکی زیسته اند و پس از ما نیز. دیدگاه شهید آوینی درباره مرگ و زندگی

اگر مولا علی علیه السلام می فرماید: « والله ابن ابی طالب با مرگ انسی آن چنان دارد که طفلی به پستان مادرش.» این انس که مولای ما از آن سخن میگوید چیزی فراتر از مرگ آگاهی است؛ طلب مرگ است. طلب مرگ نه همچون پایانی بر زندگی. مرگ پایان زندگی نیست.

مرگ آغاز حیاتی دیگر است؛ حیاتی که دیگر با فنا و مرگ در آمیخته نیست. حیاتی بی مرگ و مطلق. زندگی این عالم در میان دو عدم معنا می گیرد؛ عالم پس از مرگ همان عالم پیش از تولد است و انسان در بین این دو عدم فرصت زیستن دارد. زندگی دنیا با مرگ در آمیخته است؛ روشنایی هایش با تاریکی، شادی هایش با رنج، خنده هایش با گریه، پیروزی هایش با شکست، زیبایی هایش با زشتی، جوانی اش با پیری و بالاخره وجودش با عدم.حقیقت این عالم فنا است و انسان را نه برای فنا، که برای بقا آفریده اند:

« خلقتم للبقا لا للفناء واسمعو دعوة الموت آذانکم قبل ان یدعی بکم»؛ دعوت مرگ را به گوش گیرید، پیش از آنکه مرگ شما را فرا خواند.

و همه ی این سخنان از سر مرگ آکاهی است و راستش، لذت زندگی مرگ اگاهانه را جز اولیای خدا کس نمی داند؛ این لذتی نیست که به هر کس عطا کنند. تنگ نظری است اگر به مقتضای تفکر رایج به این سخن پشت کنیم و بگوییم :

« تا کجا از مرگ می گویید؟ کمی هم در وصف زندگی بسرایید! دل بستن در دنیا دل بستن در فناست و مرگ بر ما سایه افکنده است.»

این علی است که چنین می فرماید. همانکه راه های آسمان را بهتر از راه های زمین میشناسد. سخنان او سروده هایی شاد و مفرح در وصف زندگی است. آن زندگی که با زهر فنا و مرگ در نیامیخته است. منتهی غفلت زدگان بیشتر می پسندند که با غفلت از مرگ، به سراب شادی های آمیخته با غصه دل خوش کنند. بگذار چنین باشد. اما اگر اولیای خدا در جستجوی فنای فی الله هستند، بقای حقیقی را طلب کرده اند. بودنی را که از دسترس مرگ و فنا و رنج و غصه و شکست دور باشد.

به سخن علی علیه السلام گوش بسپاریم:

«دلهاتان را از دنیا بیرون کنید، پیش از آنکه بدن های شما را از آن بیرون ببرند. »

مرگ پایان زندگی نیست، آغاز حیاتی دیگر است که با فنا و مرگ در آمیخته نیست…

تبیان، دستیار هوشمند زندگی

پل های ارتباطی

بلوار کشاورز،خیابان نادری،نبش حجت دوست،پلاک 12 دیدگاه شهید آوینی درباره مرگ و زندگی

[email protected]

02181200000

دسترسی سریع

محصولات و خدمات

اشتراک در خبرنامه

کلیه حقوق این سایت مربوط به موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان می‌باشد.

مرگ پایان زندگی نیست، آغاز حیاتی دیگر است که با فنا و مرگ در آمیخته نیست…

تبیان، دستیار هوشمند زندگی

پل های ارتباطی

بلوار کشاورز،خیابان نادری،نبش حجت دوست،پلاک 12 دیدگاه شهید آوینی درباره مرگ و زندگی

[email protected]

02181200000

دسترسی سریع

محصولات و خدمات

اشتراک در خبرنامه

کلیه حقوق این سایت مربوط به موسسه فرهنگی و اطلاع رسانی تبیان می‌باشد.

 

شهادت در
نگاه شهیدان



 الهی اگر جز سوختگان را به ضیافت عنداللهی نمی‌خوانی، ما را بسوز آنچنان
که هیچ‌کس را آنگونه نسوخته باشی.دیدگاه شهید آوینی درباره مرگ و زندگی

 شهادت پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل
زمینی به ساحت قدس آن راه یابد. تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه زمان را
در می‌نوردد و زمین را به نور رب‌الارباب اشراق می‌بخشد. 

 شهادت قلبی است که خون حیات را در شریان‌های سپاه حق می‌دواند و آن را
زنده نگه می‌دارد.

 شهادت، جانمایه انقلاب اسلامی است و قوام و حیات نهضت ما در خون شهید
است. 

 شهید منتظر مرگ نمی‌ماند، این اوست که مرگ را برمی‌گزیند. شهید پیش از
آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش می‌میرد و لذت زیستن را
نیز هم او می یابد نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی به خود او وانمی‌گذاردش و خود
را به ریسمان پوسیده غفلت می‌آمیزد.

 شهادت مزد خوبان است.

 خدايا …تو به من پوچي لذات زود گذر را نمودي ناپايداري روزگار را نشان دادي لذت مبارزه را چشاندي ارزش شهادت را آموختي

 خدايا …تو را شکر ميکنم که از پوچي ها و ناپايداريها و خوشيها و قيد و بندها آزادم نمودي و مرا در توفانهاي خطرناک حوادث رها کردي و در غوغاي حيات در مبارزه ي با ظلم و کفر غرقم نمودي و مفهوم واقعي حيات را به من فهماندي.

 فهميدم : سعادت حيات در خوشي و آرامش و آسايش نيست بلکه در درد و رنج و مصيبت و مبارزه با کفر و ظلم و بالاخره شهادت است

 هميشه مي خواستم که شمع باشم ،
بسوزم ، نور بدهم و نمونه اي از مبارزه و کلمه حق و مقاومت در مقابل ظلم باشم .
مي خواستم هميشه مظهر فداکاري و شجاعت باشم و پرچم شهادت را در راه خدا به دوش
بکشم.

 اي حسين عليه السلام، من براي
زنده ماندن تلاش نمي کنم و از مرگ نمي هراسم ، بلکه به شهادت دل بسته ام و از
همه چيز دست شسته ام ، ولي نمي توانم بپذيرم که ارزشهاي الهي و حتي قداست
انقلاب بازيچه دست سياستمداران و تجار ماده پرست شده است.

 قبول شهادت مرا آزاد کرده است، من آزادي خود را به هيچ چيز حتي به حيات خود نمي فروشم.

 خدايا تو را شکر مي کنم که
شيعيان را با اسلحه شهادت مجهز کردي که عليه طاغوتها وستمگران و تجاوزگران قيام
کنند و با خون سرخ خود ، ذلت هزار ساله را از دامن تشيع پاک کنند و ارزش و
اهميت شهادت را در معرکه حيات بفهمند و با ايمان خدايي و اراده آهنين، خود را
از لجنزار اسارت جسدي و روحي نجات بخشند. علي وار زندگي کنند و در راه سرخ حسين
عليه السلام قدم بگذارند و شرف و افتخار راستين تشيع را که قرنها دستخوش چپاول
ستمگران بود دوباره کسب کنند.

 دیگر نمی‌خواهم زنده بمانم، من محتاج نیست شدنم، من محتاج تو هستم، خدایا!
بگو ببارد باران، که کویر شوره‌زار قلبم سالهاست، که سترون مانده است، من دیگر
طاقت دوری از باران را ندارم، خدایا دوست دارم تنهای تنها بیایم ، دوست دارم
گمنام گمنام بیایم، دور از هر هویتی، خدایا! اگر بگوئی لیاقت نداری، خواهم گفت:

«لیاقت کدامیک از الطاف تو را داشته‌ام، خدایا دوست
دارم سوختن را، فنا شدن را ، از همه جا جاری شدن را، به سوی کمال انقطاع روان
شدن را… 

 شهادت شمع است و شهید پروانه‌ای خود از جنس آتش، شهید ذبیح عشق است، شهید
علمدار کاروان نجات است، شهید روح تاریخ حیات است و شهید نبض آفرینش است.


 شهادت، زیباترین، بالنده‌ترین و نغزترین کلام در
تاریخ بشریت است، شهادت بهترین و روشن‌ترین معنی حقیقت توحید است و تاریخ تشیع
خونین‌ترین و گویاترین تابلو نمایانگر شکوه و عظمت شهید است.

 شهادت در یک کلمه به زیارت خدارفتن و به حق پیوستن است.

 ای عزیزان! شهید کسی است که در میدان جنگ و در خدمت امام یا نائب او کشته
شود و هرکس در زمان امام زمان (عج) در حفظ اسلام کشته شود، یقیناً به او ملحق
خواهد شد، شهادت عبارت است از نبوغ درخشان حیات در کمال هشیاری و آزادی.

 شهادت پایان مرگ و مردگی‌هاست. ما با خون خود به این مردگی‌ها پایان خواهیم
داد و ضامن ضربان مداوم رگ‌های امت اسلامی خواهیم شد، اسلام نیازمند به شهداست
و انسانیت نیازمند به تزریق خون، ما با شهادت خود همه این نیازها را برآورده
خواهیم ساخت.

 

 شهادت در راه آرمان الهی «معشوق» ماست، آیا شنیده‌ای عاشقی را از معشوق
بترسانند.

 

 انقلاب اسلامی ما در تداوم پیروزیش حالا حالاها خون و شهادت می‌طلبد.

 شهادت سرآغاز هر زندگیست              نترسم ز
مرگی كه خود زندگیست

 شهادت حد نهایی تکامل انسان و قله رفیع انسانیت است، شهادت، مرگ سعادت‌آمیزی
است که آغاز دیدن و زندگی پر ثمر نوین را بشارت می‌دهد، شهادت یک تولدی است
برای زندگی جاوید.

 

 شهادت بهترین معراج عشق است.

 

 شهادت آیت است، شهادت نعمت است، شهادت مقدمه فتح در این دنیا و خود فتحی
بزرگتر در آخرت است، شهادت خشنودکننده خداست.

 شهادت فانی شدن نیست بلکه به خدا رسیدن است، و زندگی جاوید است، شهادت موت
نیست بلکه حیات است.

 شهادت نعمتی بزرگ و دری است از درهای بهشت، شهادت نعمتی است، که مردان الهی
به آن دست می‌یابند. شهادت به خدا رسیدن است و فانی شدن نیست، بلکه زندگانی
جاوید است.


 شهادت در اسلام،‌ مرگی نیست که دشمن بر مجاهد تحمیل کند، بلکه انتخابی است
که وی با تمام آگاهی و شعور و شناختنش به آن می‌رسد.

 کمال انسان شهادت است.

 شهادت یک انتخاب است، انتخابی آگاهانه و مشتاقانه حرکت عاشق به سوی معشوق
که نصیب هرکسی نمی‌شود.

 

 احساس می‌کنم انشاالله شاهد زیبایی شهادت باشم و آن را تنگ در آغوش بکشم، و
این بزرگترین آرزوی من است این راه انتخابی آگاهانه است و انسان را به سوی
معشوق ازلی راهنمایی می‌کند.

هیئت رهپویان آل طه – سایت هیئت رهپویان آل طه

بسم الله الرحمن الرحیم

سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی رحمت الله علیه:

نفس­های انسان گام هایی است که بسوی مرگ بر می­دارد.

مرگ آگاهی کیفیت حضور اولیاء خدا را در دنیا بیان می­دارد.دیدگاه شهید آوینی درباره مرگ و زندگی

تا آنجا که هر که مقرّب­تر است ، مرگ آگاه­تر است.

مرگ آگاهی یعنی آنکه انسان همواره نسبت به این معنا که مرگی محتوم را در پیش رو دارد آگاه باشد و با این آگاهی زیست کند و هرگز از آن غفلت نیابد.

مردمان این روزگار سخت از مرگ می­ترسند و بنابر این شنیدن این سخنان برایشان دشوار است .

اما حقیقت آن است که زندگی انسان با مرگ درآمیخته است و بقائش با فنا.

حقیقت این عالم فناست و انسان را نه برای فنا که برای بقاء آفریده ­اند.

دعوت مرگ به به گوش بگیرید پیش از آنکه مرگ شما را فرا خواند.

لذت زندگی مرگ آگاهانه را جز اولیاء خدا کس نمیداند.

دل بستن در دنیا دل بستن در فناست و مرگ بر ما سایه افکنده است.

به سخن علی علیه السلام گوش بسپارید: دلهاتان را از دنیا بیرون کنید پیش از آنکه بدن هایتان را از آن بیرون برند.

گریه کم سابقه «آقا» در دیدار خانواده حاج قاسم

مشارکت در انتخابات با انگیزه الهی

راه جذب جوانها ، تصرف دل آنهاست

وصیت نامه شهید ابراهیم هادی

سخن شهید صدر درباره حضرت علی علیه السلام/️ رستگاری، همان شهادت اوست

مداحی شهادت حضرت علی علیه السلام/کربلایی سید رضا نریمانی

به یاد شهید محمد مهدی لطفی نیاسر

برنامه ماه رمضان برنامه انسان سازی است

در امام خمینی ذوب بشوید همچنان که او در اسلام ذوب شده است

موشن گرافیک | شهید سید محمدباقر صدر کیست؟

به یاد سید شهیدان اهل قلم شهید سید مرتضی آوینی

به یاد شهید علی صیاد شیرازی

اهمیت دعا و عبادت و توسل در ماه رمضان

این مناجات شعبانیّه یک تحفه ای است که در اختیار ما

به یاد شهید مهدی باکری

آمادگی برای ضیافه الله

سه نکته کلیدی در یک فقره کوتاه دعا

مداحی میلاد امام سجاد علیه السلام/حاج محمود کریمی

صلوات عاشقانه ، عبادت محبانه

انگیزه بعثت این است که ما را از این طغیان ها نجات دهد

شهید محمد ابراهیم همّت: … نه عزیزان ، نصرت دست خداست .

امام کاظم علیه‌السلام و مبارزه با زره تقیّه

مداحی شهادت امام کاظم علیه السلام/حاج محمود کریمی

سوره احزاب/آیات ۴۵ الی ۴۸/استاد راغب مصطفی غلوش

احکام امر به معروف و نهی از منکر (۳۳)

ثواب روزه در ماه رجب

دیدگاه شهید آوینی درباره مرگ و زندگی

دیدار صمیمانه رهبری با برادر قدیمی و عزیز خود

احکام امر به معروف و نهی از منکر (۳۲)

به یاد شهید حاج حسین خرّازی

احکام امر به معروف و نهی از منکر (۳۰)

احکام امر به معروف و نهی از منکر (۲۹)

تفسیر قرآن/امام خامنه ای/ جلسه بیست و سوم

مولودی میلاد امام جواد علیه السلام/حاج محمد طاهری

آثار ادعیه

تفسیر قرآن/امام خامنه ای/ جلسه بیست و دوم

آغاز ماه دعا

مداحی شهادت امام هادی علیه السلام/حاج مهدی سلحشور

سوره بقره/آیات ۳۵ الی ۳۷/استاد محمد صدیق منشاوی

به یاد شهید عماد مغنیه

تفسیر قرآن/امام خامنه ای/ جلسه بیست و یکم

میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها/حاج سیدمجیدبنی فاطمه

نقش بالای زنان در نهضت

سوره حمد/آیات اول تا آخر/استاد شحات محمد انور

یاد آر روزهای خدا را ….

به یاد شهید محمودرضا بیضایی

حضور قلب در نماز/فقیه عارف آیت الله محمدتقی بهجت

وفات حضرت ام البنین علیها سلام/حاج محمود کریمی

تفسیر قرآن/امام خامنه ای/ جلسه نوزدهم

سوره آل عمران/آیات ۱۹۱ الی ۱۹۴/استاد محمد الیثی

وای به روزی که بگردی و یک علامه طباطبایی پیدا نکنی!

پستهای اخیر

میلاد فرخنده و باسعادت حضرت فاطمه(س) بر تمامی محبان آن حضرت مبارک باد


حجاب اجباری از نظر مقام معظم رهبری

فرارسیدن سالروز وفات حضرت ام البنین سلام الله علیها تسلیت باد.

میزان ارتباط با نامحرم در جلسات اخلاقی و سلوکی

شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها تسلیت باد

معرفی کتاب

شرح نصایح سلوکی «لسان‌الغیب» در «نسیم گره‌گشا»/ روایات ناب…

کتاب “مطالبات رهبری از بانوان” منتشر شد +…

کتاب “راز دل” منتشر شد + راهنمای خرید کتاب


معرفی کتاب جام صهبا + راهنمای خرید کتاب


کتاب صعود چهل ساله + فایل دانلود

نمایشگاه عکس

تصاویر شب عاشورا محرم ۱۳۹۹/ خبرگزاری آنا

تصاویر شب تاسوعا محرم ۱۳۹۹/ خبرگزاری موج

تصاویر شب تاسوعا محرم ۱۳۹۹/ آژانس عکس تهران

تصاویر عزاداری شب هشتم محرم ۱۳۹۹ / باشگاه خبرنگاران جوان

تصاویر عزاداری شب هفتم محرم ۱۳۹۹/خبرگزاری فارس

تصاویر عزاداری شب پنجم محرم ۱۳۹۹/خبرگزاری تسنیم

شهید سید علی اندرزگو در آیینه تصاویر

خطبه غدیر

مزه شیرین مادری به ضمیمه بیانات رهبری

نماز جماعت ظهر عاشورای فاطمی در آئینه تصاویر

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

برای اجرای این برنامه لطفا جاوا اسکریپت دستگاه خود را فعال کنید

مردمان اين روزگار سخت از مرگ مي‌ترسند و بنابراين، شنيدن اين سخنان برايشان دشوار است.

به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق، آنچه خواهيد خواند نوشتاري است از «سيد مرتضي آويني» در رابطه با مرگ آگاهي انسانها. باخواندن اين مطلب به راحتي مي توان دريافت که سيد شهيدان اهل قلم خود نيز آگاهانه مرگ در راه خدا را انتخاب کرده است. 

شهيد آويني مي نويسد: «حضرت علي عليه‌السلام سخناني از اين دست که همه مالامال از مرگ آگاهي باشد بسيار دارند. مرگ آگاهي کيفيت حضور اولياي خدا را در دنيا بيان مي‌دارد، تا آن جا که هر که مقرب‌تر است مرگ آگاه‌تر است، و بر اين قياس بايد چنين گفت که حضور علي عليه‌اسلام در عالم، عين مرگ اگاهي است. مرگ آگاهي يعني آن که انسان همواره نسبت به اين معنا که مرگي محتوم را در پيش رو دارد، آگاه باشد و با اين آگاهي زيست کند و هرگز از آن غفلت نيابد.مردمان اين روزگار سخت از مرگ مي‌ترسند و بنابراين، شنيدن اين سخنان برايشان دشوار است. اما حقيقت آن است که زندگي انسان با مرگ در آميخته است و بقايش با فنا. پيش از ما ميلياردها نفر بر کره‌ي زمين زيسته‌اند و پس از ما نيز. اگر مولا علي عليه السلام مي‌فرمايد «والله ابن ابيطالب با مرگ انسي آن چنان دارد که طفلي به پستان مادرش»، اين انس که مولاي ما از آن سخن مي‌گويد چيزي فراتر از مرگ آگاهي است؛ طلب مرگ است، طلب مرگ نه همچون پاياني بر زندگي. مرگ پايان زندگي نيست، مرگ آغاز حياتي ديگر است؛ حياتي که ديگر با فنا و مرگ در آميخته نيست، حياتي بي‌مرگ و مطلق. زندگي اين عالم در ميان دو عدم معنا مي‌گيرد؛ عالم پس از مرگ همان عالم پيش از تولد است و انسان در ميان اين دو عدم فرصت زيستن دارد.زندگي دنيا با مرگ در آميخته است، روشنايي‌هايش با تاريکي، شادي‌هايش با رنج، خنده‌هايش با گريه، پيروزي‌هايش با شکست، زيبايي‌هايش با زشتي، جواني‌اش با پيري و بالاخره وجودش با عدم. حقيقت اين عالم فناست و انسان را نه براي فنا، که براي بقا آفريده‌اند: «خلقتم للبقاء لا للفناء و اسمعوا دعوه الموت اذانکم قبل اين يدعي بکم»، دعوت مرگ را به گوش گيريد پيش از آن که مرگ شما را فراخواند.و همه‌ي اين سخنان از سر مرگ آگاهي است و راستش لذت زندگي مرگ آگاهانه را جز اولياي خدا کس نمي‌داند؛ اين لذتي نيست که به هر کس عطا کنند. تنگ نظري است اگر به مقتضاي تفکر رايج، به اين سخنان پشت کنيم و بگوييم: «تا کجا از مرگ مي‌گوييد؟ کمي هم در وصف زندگي بسراييد!» دل بستن در دنيا، دل بستن در فناست و مرگ بر ما سايه افکنده است. اين علي است که چنين مي‌فرمايد؛ هم او که راه‌هاي آسمان را بهتر از راه‌هاي زمين مي‌شناسد. سخنان او سروده‌هاي شاد و مفرح در وصف زندگي است، آن زندگي که با زهر فنا و مرگ در نياميخته است. منتها غفلت‌زدگان بيش‌تر مي‌پسندند که با غفلت از مرگ، به سراب شادي‌هاي آميخته با غصه دل خوش کنند. بگذار چنين باشد. اما اگر اولياي خدا در جست‌وجوي فناء في‌الله هستند، بقاياي حقيقي را طلب کرده‌اند؛ بودني را که از دسترس مرگ و فنا و رنج و غصه و شکست دور باشد. به سختي علي عليه‌السلام گوش بسپاريم: «دل‌هاتان را از دنيا بيرون کنيد، پيش از آن که بدن‌هاتان را از آن بيرون برند.»

روحمان با يادش شاد

کليه حقوق اين سايت متعلق به پایگاه خبري-تحليلي مشرق نيوز مي باشد و استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است.

 برای دانلود فلش پلیر به پیوند های روزانه مراجعه کنید.

دیدگاه شهید آوینی درباره مرگ و زندگی

پیشنهاد می شود برای استفاده بهتر از مطالب وبلاگ از مرورگر

فایر فاکس(دانلود) استفاده کنید .

دوستان نظر یادتون نره !

محل تولد: كنگاور                   عملیات :مرصاد

ای
امت مسلمان مبادا همچون كوفيان امام را تنها بگذاريد و مبادا همچون
مسلمانان بعد از پيامبر كه امير المؤمنين را رها كردند نايب امام را رها
كنيد  .

شادی روح شهدا صلوات

رهسپاریم با ولایت تا شهادت

لبیک یا خامنه ای

جملات زیبا در مورد شهادت

* شهادت برای ما فیض عظیمی است


* این حس شهادت خواهی [و] فداکاری بود که یک ملتی ،که هیچ نداشت، بر طاغوت غلبه پیدا کرد.

* یک ملتی که زن و مردش برای جان فشانی حاضرند ،و طلب شهادت می کنند، هیچ قدرتی با آن نمی تواند مقابله کند .

* خون شهیدان ما امتداد خون پاک شهیدان کربلاست.

* ملتی که شهادت برای او سعادت است پیروز است.

* یک همچو ملتی که آرزوی شهادت می کند، این ملت دیگر خوف ندارد.                 

* ملت ما خون داده است تا جمهوری اسلامی وجود پیدا کند.

* ملت ما عاشق شهادت بود، با عشق به شهادت پیش رفت این نهضت.

* ما از خدا هستیم همه ،همۀ عالم از خداست، جلوۀ خداست؛ و
همه عالم به سوی او بر خواهد گشت.پس چه  بهتر که برگشتش اختیاری باشد و
انتخابی، و انسان انتخاب کند شهادت را در راه خدا ،و انسان اختیار کند  موت
را برای خدا، و شهادت را برای اسلام .

* در بستر مردن، مردن است و چیزی نیست، لکن در راه خدا رفتن شهادت است و سرفرازی و تحصیل شرافت برای انسان و برای انسان ها.

…………….

شبی همسرم، محمدرضا را در خواب می‌بیند که با دوستانش به خانه آمده‌اند، موقع رفتن، دوستان به او می‌گویند برو پدرت را بیدار کن تا تو را ببیند اما محمدرضا می‌گوید نه؛ برای او اثری از خود می‌گذارم که متوجه حضورم بشود به گزارش سایت ساجد ، میهمان صاحب خانه شهدای کوچه “شهدای خانه‌عنقا” بودیم. محله امام زاده معصوم(ع)، خیابان قزوین، بعد از دوراهی تپان، کوچه “شهدای خانه‌عنقا”. یک پسر خانواده در ایام انقلاب شهید شده، یکی دیگر در عملیات خیبر. فرزند ارشد نیز چند سال قبل حین مأموریت سپاه به رحمت خدا رفت.پدر که باتری‌سازی داشته چند سال قبل به رحمت خدا رفته و مادر تنها زندگی می‌کند. روزی که با ایشان قرار دیدار داشتیم، جراحی کوچکی در دست چپش انجام داده بود و گویا ساعتی قبل از بیمارستان مرخص شده بود. از آنجا که نگران برنامه استراحت بعد از عملش بودیم، تمایل خود را برای لغو برنامه مصاحبه اعلام کردیم، اما ایشان نپذیرفتند و با روی باز پذیرای ما شدند.”ماه‌منظر عیوض محمدی” مادر شهیدان «حسین، محمد رضا و علی خانه‌عنقا»، کامل زنی سپید موی و دریا دل است که دقایقی پای خاطرات زندگی‌اش نشستیم. سن و سال او، مشکلات زندگی، مدت زمان طولانی از شهادت پسرها و … یادآوری خاطرات را برایش مشکل کرده. بیان بسیاری از خاطرات را باید به او یادآوری کنند. یکی از پسرانش آمده بود که کمک حالش باشد “حسن خانه‌عنقا” برادر شهدا. البته اکنون تنها 2 پسر از 5 پسر برایش مانده! ورقی از گنجینه خاطرات این مادر سرافراز را تقدیمتان می‌داریم.

زندگی نامه و وصیت نامه شهید چمران

“… به خاطر عشق است که فداکاری می کنم. به خاطر عشق است که به دنیا با بی اعتنائی می نگرم و ابعاد دیگری را می یابم. به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می بینم و زیبائی را می پرستم. به خاطر عشق است که خدا را حس می کنم، او را می پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می کنم.

عشق هدف حیات و محرک زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیده ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته ام.دیدگاه شهید آوینی درباره مرگ و زندگی

عشق است که روح مرا به تموج وا می دارد، قلب مرا به جوش می آورد، استعدادهای نهفته مرا ظاهر می کند، مرا از خودخواهی و خودبینی می رهاند، دنیای دیگری حس می کنم، در عالم وجود محو می شوم، احساسی لطیف و قلبی حساس و دیده ای زیبابین پیدا می کنم. لرزش یک برگ، نور یک ستاره دور، موریانه کوچک، نسیم ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می ربایند و از این عالم به دنیای دیگری می برند … اینها همه و همه از تجلیات عشق است.

برای مرگ آماده شده ام و این امری است طبیعی، که مدتهاست با آن آشنام. ولی برای اولین بار وصیت می کنم. خوشحالم که در چنین راهی به شهادت می رسم. خوشحالم که از عالم و ما فیها بریده ام. همه چیز را ترک گفته ام. علائق را زیر پا گذاشته ام. قید و بندها را پاره کرده ام. دنیا و ما فیها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت می روم …

شهادت چمران

سخنش تمام شده، با همه رزمندگان خداحافظی و دیده بوسی کرد، به همه سنگرها سرکشی نمود و در خط مقدم، در نزدیک ترین نقطه به دشمن پشت خاکریزی ایستاده بود و به رزمندگان تأکید کرد که از این نقطه که او هست دیگر کسی جلوتر نرود. چون در همان جا دشمن به خوبی با چشم غیر مسلح دیده می شده و مطمئناً دشمن هم آن ها را می دید.

……………….

گزیده ای از وصیت نامه ی سردار رشید اسلام شهید حاج
احمد آجرلو

در پی مأموریت مشترک دو هفته‌ای توسط هیئت‌های ایرانی و عراقی در فاو، جنوب
عراق، پیکرهای ۲۱ شهید والامقام به کشورمان بازگردانده می شود.به
گزارش مهر، دفتر کمیته بین المللی صلیب سرخ در ژنو اعلام کرد بقایای
پیکرهای ۱۷۸ سرباز ایرانی و عراقی که طی جنگ بین سالهای ۱۳۶۷-۱۳۵۹ بین دو
کشور کشته شدند، کشف شد.این مأموریت که از ۲۷ ژانویه تا ۱۴ فوریه
(۷/۱۱ تا ۲۵/۱۱/۹۰) انجام شد، دومین مأموریت از نوع خود طی کمتر از سه ماه
بود که در خاک عراق و تحت نظارت کمیته‌ بین‌المللی صلیب سرخ انجام شد.”دیکا
دولیچ” یکی از نمایندگان دفتر صلیب سرخ درعراق در این رابطه گفت : مقامات
عراقی شامل مسئولین وزارت حقوق بشر این کشور و مقامات ایرانی، در همکاری
نزدیک با هم مکان این بقایای انسانی را کشف و آنها را بازیابی کردند. زمانی
که این بقایا شناسایی شوند، خانواده‌ها از سرنوشت بستگان مفقودشان مطلع و
قادر خواهند بود برای آنها سوگواری کنند. …………….

شهيد غلامرضا صادق‌زاده

كاش در خور لياقت چنين مركي را
مي‌ديدم و مي‌دانستم كه در راه خدا شهيد خواهم شد….. توصيه اول و بزرگ من
اين است كه امت اسلامي ما به هيچ وجه دست از اسلام و قرآن و امامان و
ولايت فقيه برندارند كه همانا عذاب عظيم خداوندي بر انان واجب خواهد شد.

روحانيت پيرو ولايت فقيه را ارج گذاريد كه در صورت تضعيف اين پيروان و
مروجان اسلام ضربه‌اي به اسلام خواهد خورد كه جبران آن بسيار سخت خواهد بود.

سعي‌تان اين باشد كه انقلاب اسلاميمان را ياري كنيد و به شعارهاي ميليوني
خود جامه عمل بپوشانيد.

پدرو مادر عزيز! اميدوارم در رفتن من نمونه كامل يك
مسلمان معتقد به الله باشيد كه هيچ‌گاه در اعاده امانت از خود بي‌تابي
نشان نمي دهند.

همسرم نيز بداند و مي داند كه وظيفه سنگين زينب‌گونه بر دوش
اوست كه اراه‌اي چون كوه مي‌خواهد و عزمي پولادين تا ادامه راه ناتمام،
ولي روشن مرا با دليلي امام و همراهي از شهيدان زنده انقلاب خداوندا تمامي
گناهان مرا كه خوب برآمدن واقفي و واقفم ببخش و از تو طلب مغفرت مي كنم
اميدوارم تا لحظه آخري كه در اين دار فاني خواهم بود، دو جبهه حق و باطل را
به خوبي تفكيك نمايم و ذره‌اي در ايمانم خلل وار نيايد، بيش از اين در اين
مقال و اين دهن كور نگنجد.

شادی روحش صلوات

وصیتنامه شهید عبدالحسین کردی

گمان مکنید که در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه آنان زنده اند و در نزد خدای خود روزی دارند.

پروردگارا: تو می دانی به یگانگی و
وحدانیت اعتقاد دارم و تنها تو را می ستاییم و از تو یاری می جوییم. وتنها
به تو پناه می بریم از شر هر شیطانی. و شهادت می دهیم که دین اسلام بر حق
است و شهادت می دهم که محمد (ص) بنده و فرستاده توست و شهادت می دهم که علی
با یازده فرزندش امام و پیشوایان ما هستند و مسلک و مرام آنان را الگو در
دنیای خود قرار می دهیم. تا آخرتمان در کنارشان باشیم .الهم رزقنی
توفیق شفاعه محمد (ص) و آل محمد خدایا من بنده ضعیف و نا توان توام و هرگز
حقوق بندگی ام را رعایت نکردم. تو بزرگواری کردی ، من سرکشی، تو مهربانی
کردی، من مغرور شدم . تو عنایت کردی ، من اعتنا نکردم. تو وفا کردی من جفا
کردم . تو نعمت دادی من کفران کردم و غافل بودم . حال از تو می خواهم باری
دیگر دست بنده ات را بگیری و از او راضی شوی و جزء بندگان خودت قرار دهی،
که بنده تو بودن را می خواهم . عیبهایم را بپوشانی و رسوایم نکنی زیرا تو
ستارالعیوبی  به من رحم کن زیرا که تو ارحم الراحمینی گناهانم را نادیده
بگیر که غفار الذنوبی و به فریادم رس زیرا که تو غیاث المستغیثینی  و در
دلم نور خدا را برافشانی زیرا که تو نورالمستوحشینی .خدایا از تو می
خواهم که با غفرانت با من رفتار کنی نه با عدلت که طاقت عذابت را ندارم
خدایا اگر مرا به خاطر نافرمانیهایم سرزنش کنی هر چند که خود را مستحق مذمت
می بینم از تو می خواهم بپوشانی آنچه بر من گذشت و مرا مورد عفو خد قرار
دهی من که شرمنده ام در حضور تو و شرمندگیم اجازه سخن گفتن را نمی دهد پس
تو خود دستم را بگیر . حال که توفیق حضور در جبهه ها را به من دادی مرا
خالص گردان و دست رضایتت را به سوی من دراز کن از تو می خواهم مرا نجات دهی
و تنها هستیم را که آن هم از آن توست در راهت فدا کنم وبه آن مبنا و منشاٌ
و صیانت برسم زیرا که جز تو خدایی ندارم .

………………..

خبرگزاری
فارس: «لیلای» عزیزم! اکنون که این وصیت نامه را می نویسم با سرعت زیادی
کوله بار به دوش برای ماموریت عازم خط مقدم هستم. همین قدر که می دانم
وظیفه است، شکسته و بسته می نویسم. تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

به گزارش گروه «حماسه و مقاومت» خبرگزاری فارس، آنچه می خوانید وصیت نامه ایست عاشقانه و عرفانی از رزمنده شهید «علی اکبر انگورج تقوی» که هنگام اعزام به جبهه ها خطاب به مردم، پدر و مادر، همسر، خواهر و فرزند شیرخواره اش به رشته تحریر درآورده است:

وصیت نامه

بسم الله الرحمن الرحيم

الله اكبر

اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهد ان علياً ولي الله

اعوذ بالله من الشيطان رجيم صدق الله العلي العظيم السلام عليكم و رحمه الله و بركاته

بسم الله الرحمن الرحيم

خداوندا فقط مي خواهم شهيد شوم

شهيد
در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت
مي خواهم كه از همه چيز خبري هست الا شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و
همه كس هستي و قادر توانايي، اي خداوند كريم و رحيم و بخشنده، تو كرمي كن،
لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعي
تويي و عشق شهادت بهترين راه براي دست يافتن به اين عشق.

 

بسم الله الرحمن الرحيم

نمي دانم چه بايد كرد، فقط مي دانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي باشد. واقعاً جايي براي خودم نمي يابم.

هر
موقع آماده مي شوم چند كلمه اي بنويسم، آنقدر حرف دارم كه نمي دانم كدام
را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از سختي زندگي دنيايي، از درد دست
خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار حرف ديگر، كه در يك كلام، اگر
نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد مي كرديم. اگر سخت است، خدا را داريم
اگر در سپاه هستيم. خدا را داريم اگر درد دوري از شهداي عزيز را داريم،
خدا را داريم. اي خداي شهدا، اي خداي حسين(ع)، اي خداي فاطمة زهرا(س)،
بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم كن، اي خدا يا رب العالمين.


زندگی نامه و وصیت نامه شهید باقری

فعالیتهای
دینی و سیاسی اش را از دوره دبیرستان شروع کرد . مسئولین مدرسه برای این
که آتش انقلابی که در سینه حسین روشن شده بود شعله ورتر نشود اقدام به
خاموش کردن این آتش در درون حسین می نمودند و مداوم او را اذیت می کردند
حتی یک بار هم که مادرش به مدرسه رفته بود در حضور او به صورت حسین سیلی
زده بودند تا از کارهایش دست بردارد . اما حسین زینب وار به راه خویش ادامه
می داد .

…………

وصیتنامه شهید علی عباس چاچ

بسم الله الرحمن الرحیمپروردگار خداوند بزرگ ای خدای همه جهان و همه موجودات روی زمین تو ما را به جهاد در راه حق و حقیقت است دعوت نموده ای و ما به دعوت شما لبیک گفته و در راه تو قدم برداشته ایم خدایا ما را در این راه موفق بدار و ما را به راهی که صلاح و خیر خودت در آن باشد راهنمایی کن ای خدای رحمان و رحیم به حق همه پیامبران و امامان و به حق خون شهدا و اشک چشم مادران و تو را به حق بندگان صالح و مقربان درگاهت این بنده ناچیزت را ببخش و بیامرز ای خدای بزرگ از کردارهای زشتم به تو پناه می برم خدایا از گناهان همه ی ما درگذر…………….

بسم‌الله الرحمن الرحیم

الحمد‌الله رب‌العالمین و صلی‌الله علی محمد و آله‌ الطیبین الطاهرین

السلام علیک یا ابا عبدالله، و علی ارواح‌التی حلت بفنائک، علیک منی
سلام‌الله ابدا ما بقیت و بقی‌الیل والنهار ولا جعله‌الله الاخر العهد منی
لزیارتکم، السلام علی‌الحسین و علی علی‌بن الحسین و علی اولاد‌الحسین و
علی‌ اصحاب‌الحسین والذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه‌السلام.

اگر ایران شکست بخورد اسلام شکست خورده است.

بارالها؛ تو را سپاس می‌گویم که پس از 1240 روز انتظار، دیگر بار رخصتم
دادی تا قطره ناقابل وجودم را به دریای عظیم و مواج راهیان کربلا آمیخته و
به سویت ای محبوب دلها پرواز نمایم.

این عزیزی که عمروبن جموح را پذیرفتی، و دعایش را مستجاب و کتابش را به مهر
شهادت زینت‌ بخشیدی، مرا نیز مشمول فیض عظیمت قرار ده (اللهم ارزقنی شهاده
فی سبیلک ولا تردنی الی بیتی ابدا).

خدای من؛ مگر نه اینکه عمرو به عشق یاری پدر فاطمه (س) لباس رزم پوشید، من
نیز به عشق یاری پسر فاطمه (س) لباس پوشیدم؛ اگر عمرو به سرزمین احد شتافت
من نیز به سوی کربلای حسین تو شتابانم و در این راه، اگر قلم تقدیر تو
فرمان شهادتم را به امضاء رسانید، چنان کن که ابتدا مزه فتح را بچشم و
دشمنان تو را به ذلت اسارت و شکست دراندازم و آنگاه، از این محیط
خراب‌آباد، به سوی ملکوت اعلای تو پرواز کنم؛ اما نه به شوق آن عطایا و
مواهب که در گنجینه فردوس برین ذخیره فرموده‌ای و نه به آرامگاه خویش در
جوار مقدس تو، و نه درک کرامت خود در پیشگاه اقدست، و نه به شوق دیدار
فرشتگان سپید ‌پوش و وصل حوران بهشت آرا و نهر‌های سرشار از شیر و شهد و
شراب و درختان سایه گستر و میوه افشان و …، بلکه به عشق دیدن یار و نظاره
یک لحظه لبخند حاکی از رضایت حسین تو، به سوی ملکوت اعلای تو پرواز کنم.

تاریخ تولد : 1347     تاریخ شهادت:1365/6/6            محل شهادت : شلمچه

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان

سلام علیکم

به نام ایزد دانا که عالم را آفرید و بر تمام موجودات از بزرگترین تا کوچکترین آنها هستی بخشید

چند سخن با شما سروران عزیز دارم:اول
پدر و مادر مهربانم:ای عزیزانی به خاطر بزرگ نمودن من زحمت های بسیاری را
متحمل شدیداز شهادت من هیچ ناراحت نباشیدبلکه افتخار هم بنماییدواین را
قبول کنید که من امانتی بودم از طرف خداوند متعال پیش شما.مرا حلال
کنیدهرچند نتوانستم فرزند لایقی برای شما باشم وحقیرانه می خواهم که کمتر
بر سر قبر من گریه کنید.

………………..

بسم الله الرحمن الرحیم

انی وجهت وجهی للذی فطر السماوات و الارض حنیفا

و ما انا من المشرکین

همانا که من روی به سوی آفریدگاری برگرداندم که آسمانها و زمین را

یکتاپرست آفریده است و من از شرک ورزندگان نیستم.

 

اللهم عرفنی نفسک فانک ان لم تعرفنی نفسک لم اعرف رسولک

اللهم عرفنی رسولک فانک ان لم تعرفنی رسولک لم اعرف حجتک

اللهم عرفنی حجتک فانک ان لم تعرفنی حجتک ضللت عن دینی.

 

به نام الله آفریننده تمامی مخلوقات

برحسب نظم و انسجام و ارتباط مشخص

و به نام محمد(ص) آورنده و تکمیل کننده تکمیل ترین

و بنیادی ترین دین در طول تمام تاریخ از آدم تا به آخر یعنی اسلام عزیز

و به نام علی(ع) مظهر جوانمردی و اخلاص و کرم

و نمونه و سنبل دین اسلام

و به نام حسین(ع) سراینده بحق ندای آزادی و آزادمردی

و به نام یگانه منجی عالم بشریت مهدی موعود(ع) روحی له الفداء

و به نام نامی نائب برحقش حسین زمان

دنباله رو واقعی خط خونین شهدای کربلا خمینی روح الله.

در این لحظات حساس که اسلام عزیز از طرف ابرجنایتکاران جهان

در معرض خطر قرار گرفته است

در زمانی که هر روز به بهانه های واهی و پوچ

مظلومین و مستضعفین از طرف ابرقدرتها مورد هجوم قرار میگیرند

و در زمانی که از یکسو روزانه صدها نفر از گرسنگی

در معرض خطر مرگ قرار گرفته و از سوی دیگر

شاهان و ظالمان برای انتخاب غذای مورد علاقه

متوسل به استخاره میشوند

و در زمانی که ظلم و استبداد بیداد میکند و …

وصیت نامه ی شهید علی چیت سازیان

بسم الله الرحمن الرحيم
حمد و سپاس خداوندى را كه در رحمت خود را در اين عصر و زمان بر روى بندگان
خود باز كرده و راه و روش اسلام شناسى را به ما آموخت و ما را از ظلمت و
تاريكى به صبح سفيد و آشنائى و پيروزى بر نفس سركش كشاند و از خواب غفلت به
بيدارى كشيد و از مردن در رختخواب و يا در راه غير خدا به شهادت در راه
خودش كشاند و چنين پدر بزرگوارى را ، الگوى تمام خوبيها ، مرد تقوا و عمل ،
انسان پاك و فرعون كش ، بت شكن زمان ، انسان سخن و عقل ، پير شكست ناپذير و
گوهر جماران را به عنوان رهبر بر بالاى سر ما يتيمان نهاد و درس تقوا و
آزادگى را از زبان حسين (ع) بر ما آموخت و قلب سياه و كدر ما را با گذشت و
جان بازى و ايثار و صبر و استقامت در راه خدا سفيد و پاك گرداند و حال اگر
شب و روز شكرگزارى كنيم قدر اين نعمت خدا را نتوانيم دانست خداوند در اين
مدت انقلاب يك نعمت بزرگى باز به ما بخشانيد و آن هم جنگ با كافران و
خداشناسان روى زمين تا بتوانيم خودمان را در صحنه عمل امتحان كنيم و براى
رسيدن به جهاد مقدس (اصغر) بايد موانع هاى بزرگى را از سر راه برداريم و
آنهم مبارزه با نفس و يا جهاد اكبر است. واقعا كه جبهه دانشگاه الهى است ،
دانشگاهى كه در آن درس تقوا ، درس گذشت، استقامت، فداكارى ، جانبازى ، صبر و
غيره آموخته ميشود ، جبهه جائى است كه انسانهائيكه در آن قدم مى گذارند
بايد از ته قلب بر سرور شهيدان آقا ابا عبدالله لبيك گويند و حسين گونه تا
آخرين لحظه عمر خود باشند ، جبهه جايى است كه انسان يك قدم از ديگران نسبت
به خدا نزديكتر است. خاك جبهه ايران همچون خاك كربلاست چون زمانيكه عزيزان
سر بر زمين مى گذارند و زمين را با خون خود آبيارى ميكنند به عشق رسيدن به
آقا ابا عبدالله (ع) و بياد آن بزرگوار هستند و خداوند در اين راه پاداش
قرار داده است كه بالاترين پاداشش شهادت در راه اوست .

با توجه به اين كه حدودا شش
سال است وارد مبارزات سياسي و نظامي شده‌ام و به همين خاطر نسبت به
خانواده‌ام رسيدگي نكرده‌ام، بخصوص – همسر و فرزندانم و از همين وضع هميشه
احساس ناراحتي مي‌كردم و هيچ وقت هم نتوانستم خود را قانع كنم كه مسئوليت‌
را رها كنم و بدينوسيله از همه آنها معذرت مي‌خواهم و طلب بخشش دارم از حقي
كه به گردن من داشته‌اند و نتوانستم اين حق را ادا كنم ولي اين اطمينان را
به خانواده‌ام مي‌دهم كه هرگز از ذهن من خارج نشده‌اند و فكر نكنند كه
نسبت به آنها بي‌تفاوت بوده‌ام، ولي مسئوليتهاي سنگين‌تر بود.

……………….


وصیت نامه شهید علی خاورزداه

چرا از شهادت می ترسید مگر کودکی سراغ دارید که از پستان مادرش بترسد.امام حسین (ع)………
چون لازم دیدم وصیتنامه ای بنویسم لذا این چند سطر را به همین عنوان می
نویسم . اکنون که با یاد خدا به جبهه آمده ام نه برای انتقام بلکه به منظور
دینم و تداوم انقلابم و امنیت میهنم و خدا را به یاری می طلبم و از او می
خواهم که هدایتم فرماید به آن سو و آن راهی که خود صلاح می داند. آری به
میدانی قدم نهاده ام که نتیجه اش از قبل برایم روشن و با ایمان کامل پیکار
می کنم چون اگر در این میدان کشته شدم به مقامی والا دست یافته و در راه
امام حسین (ع) رفته ام و اگر زنده ماندم شاهد پیروزی بزرگی که همان پیروزی
مسلمین بر کفر است خواهم بود .

……………….

بنده ، بنده ای  از بندگان خدا بودم که شهادت می دهم به خدا، شهادت می
دهم به رسالت پیامبر اکرم ، شهادت می دهم به رسالت همه ائمه معصوم (ع) ،
شهادت می دهم به همه اصول ، مذهب ، شهادت می دهم به این جمهوری اسلامی و به
این امام عزیز

امید وارم مورد قبول ایزد منان واقع گردد.پس شما قبول نمائید این شهادت
را از من و دعا کنید که (خدا) قبول کند.

شادی روحش صلوات


الله اكبر

اشهد ان لا اله الا الله اشهد ان محمد رسول الله اشهيد ان علياً ولي الله

خداوندا فقط مي‌خواهم شهيد شوم شهيد در راه تو، خدايا مرا بپذير و در جمع
شهدا قرار بده. خداوندا روزي شهادت مي‌خواهم كه از همه چيز خبري هست الا
شهادت، ولي خداوندا تو صاحب همه چيز و همه كس هستي و قادر توانايي، اي
خداوند كريم و رحيم و بخشنده، تو كرمي كن، لطفي بفرما، مرا شهيد راه خودت
قرار ده. با تمام وجود درك كردم عشق واقعي تويي و عشق شهادت بهترين راه
براي دست يافتن به اين عشق.

نمي‌دانم چه بايد كرد، فقط مي‌دانم زندگي در اين دنيا بسيار سخت مي‌باشد.
واقعاً جايي براي خودم نمي‌يابم هر موقع آماده مي‌شوم چند كلمه‌اي بنويسم،
آنقدر حرف دارم كه نمي‌دانم كدام را بنويسم، از درد دنيا، از دوري شهدا، از
سختي زندگي دنيايي، از درد دست خالي بودن براي فرداي آن دنيا، هزاران هزار
حرف ديگر، كه در يك كلام، اگر نبود اميد به حضرت حق، واقعاً چه بايد
مي‌كرديم. اگر سخت است، خدا را داريم اگر در سپاه هستيم، خدا را داريم اگر
درد دوري از شهداي عزيز را داريم، خدا داريم. اي خداي شهدا، اي خداي حسين،
اي خداي فاطمة زهرا(س)، بندگي خود را عطا بفرما و در راه خودت شهيدم كن، اي
خدا يا رب العالمين

………………………

از اينكه به لبنان آمدم و پنج يا شش سال با مشكلاتی سخت دست به گريبان بوده
ام، متأسف نيستم. از اينكه آمريكا را ترك گفتم، از اينكه دنيای لذات و
راحت طلبی را پشت سر گذاشتم، از اينكه دنيای علم را فراموش كردم، از اينكه
از همه زيبائيها و خاطره زن عزيز و فرزندان دلبندم گذشته ام، متأسف نيستم …
از آن دنيای مادی و راحت طلبی گذشتم و به دنيای درد، محروميت، رنج، شكست،
اتهام، فقر و تنهايی قدم گذاشتم. با محروميت همنشين شدم. با دردمندان و
شكسته دلان هم آواز گشتم. از دنيای سرمايه داران و ستمگران گذشتم و به عالم
محرومين و مظلومين وارد شدم. با تمام اين احوال متأسف نيستم

…………………

آنهایی که از معلم عزیزی چون حسین (ع) آموخته اند که : (( زندگی در زیر بار ستم موت است .)) پس به سرای دیگر باید رفت . کمال سعادت آن کوشش و شهادت در راه خدا و اسلام است .

شادی روح شهدا صلوات

محل تولد : تویسرکان              محل شهادت : خرمشهر                      تاریخ شهادت : 65/2/27

اصل وصیتم همین شهادتم هست . خدا کند آمرزیده باشم و با خونم از ارزش های والای اسلام حراست کنم . با خونم از ولایت فقیه حمایت کنم . با خونم همیشه از روحانیت همیشه مبارز حمایت کنم . با خونم از قرآن و اهل بیت حمایت کنم ، دنیای پست را بفروشم و به مقدس شهدا بپیوندم . 

شادی روح شهدا صلوات

فقط نگذاريد حرف امام بر زمين بماند، همين. حدود يك ماه روزه قرض دارم، آن را برايم بگيريد و برايم از همگي حلاليت بخواهيد. والسلام.كوچك ترين سرباز امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، احمدرضا احدي».از دانشگاه تا دانشگاه اين
بار در زيباترين لحظات زندگي و لطيف ترين خاطرات عمرت، جايي كه در پس هيچ
گوشه اي از خيالت نمي گنجد، به بهت و حيرت فرو رفته اي و امروز در تفسير
زيباي تقدير و تعبير دلپذير زندگي، چون كودك ماتِ مات ولي مسرور مانده اي
كه:در آن همه جزوه و كتاب گير كردن و با آن همه درس ها و مطالب فشرده كلنجار رفتنو عشقِ اينجا را داشتن و يك باره رها شدن اما نه از درس بلكه از زير بار غصه آن همه رنج هايي كه عذابت مي داداز زير بار فريادهاي اين شوق و خود را يك باره در ميان لطف خدا ديدنو اكنون متحير در تفسير زيباي تقدير كه اگر طالب باشي، و اصلي از لابه لاي همه آلام تا نخل هاي بلند فاواز سطور وامانده كتاب تا بستر عريض ارونداز دانشگاه تا دانشگاه.(5)رهسپاريم با خميني تا شهادت اگر چشم هايم را در قصر شيرين از كاسه به درآوريد اگر سرم را در كردستان از تنم جدا كنيداگر دست هايم را در كرخه تكه تكه كنيدو اگر پاهايم را در خرمشهر و چشم هايم در قصر شيرين؛ سربريده ام در آن كوهستان هاي بلند؛ قطعات انگشتانم و دست هايم در كرخه

……………………

بسم‌الله‌الرحمن الرحيم

درود خداوند متعال بر تو باد اي رهبر عالي قدر و بزرگوار سلام شهيدان
ايران …حسين جان!

جوانان ما در جبهه‌ها به ياد تو سينه‌هاي خود را جلوي
گلوله‌هاي سبك و سنگين قرارمي دهند و جان خود را مي‌دهند پروردگارا من
مي‌دانم تو ما را خلق كردي و تو به ما جان داده‌اي….خداوندا مرا ياري كن
اگر تو ياري نكني ياوري جز تو ندارم و اي مردم مسلمان اين خون پاك شهيدان
است كه پيچ و خم قلاب را صاف و هموار مي‌كند كه شايد با ريخته شدن اين
خونهاي پاك كساني كه در ناداني هستند بهراه الله نماينده شوند.

از شما
مردم مسلمان و دوستان و آشنايان تقاضا مي‌كنم كه با انقلاب به حالت سستي
برخورد نكنيد انقلاب هدف بزرگي را دنبال كرده است و از شما مي‌خواهم كه
جلوگيري از فرزندان خود نكرده و بگذاريد راهي راه مي‌خواهند بروند و اگر
كسي مانع از رفتن فرزندش به جبهه‌هاي جنگ شود به خدا قسم مسئول است

………………..

مامور سرشماری: سلام مادر، از سازمان آمار نفوس و مسکن مزاحم میشم


مادر: سلام بفرمایید


مامور سرشماری: شما چند نفرید؟


مادر: سرش را پایین می اندازد و سکوت می کند!

بعد لحظاتی سر بلند می کند می گوید: آقا میشه خونه ما بمونه برای فردا ؟


مامور سرشماری: چرا مادر؟


مادر: آخه شاید فردا از پسرم خبری برسه


   ……

این تحول و این انقلاب ، انقلاب شهادت ، انسان آلوده و ساقط را یک مرتبه بالا می برد. این خاصیت شهادت است که یک مرتبه از جا کنده می شود .

وقتی که به میدان شهادت آمد … در بیکران وجود این انسان چنان اوج می گیرد که همه ی غرایز را به جای می گذارد ! انسان گرفتار

………………….

محل تولد : نهاوند              محل شهادت : بانه                تاریخ شهادت : 65/10/29

شهادت تنها مزدی است که در مقابل جهاد بندگان به آنها تعلق می یابد . شهادت چیزی است که امام عزیزمان ، پیر جماران در این باره فرموده است :(( در قاموس شهادت واژه ی وحشت معنا ندارد .)) شهادت تنها دریچه ی آزادی من

…………………….

محل تولد : کبودر آهنگ                   محل شهادت : فاو               تاریخ شهادت: 64/12/2

شهید قلب تاریخ است . شهید شمع تاریخ است . شهید با شهادت خود ، راه حق را برای دیگر انسان ها تداوم می بخشد .

درود بر کسانی که راه خود را آزادانه انتخاب می کنند و در راه هدف محکم و پایدار می ایستند و

…………………

از همگی برادران و خواهران واقوام می خواهم که در شهادت من ناراحت نباشند چرا که شهادت یک فیض الهی  است . انسان یک روز متولد می شود و یک روز می میرد ، اما چه زیباست که انسان آنقدر آماده باشد تا خود چگونه مردن را انتخاب کند و به سوی مرگ 

…………………….

وصیت نامه اول

ملیحه جان به خدا قسم مسلمان بودن تنها

…………………

خدایا؛ تو خود می دانی که همواره آماده بوده ام آنچه را که تو خود به من دادی، در
راه عشقی که به راهت دارم، نثار کنم. اگر این نبود، آن هم خواست تو بود.
پروردگارا؛ رفتن در دست تو است، من نمی دانم چه موقع خواهم رفت، ولی می دانم که از
تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسم خورده ات
بجنگم تا به فیض شهادت برسم. از پدر و مادرم که

………………………

شهيد حاج محمد ابراهيم همت در
دومين وصيت نامه بجامانده از خود نوشته است: خويشتن را در قفس محبوس مي
بينم و مي خواهم از قفس به در آيم.سيمهاي خاردار مانعند.من از دنياي ظاهر
فريب ماديات و همه آنچه كه از خدا بازم مي دارد متنفرم.

اولين وصيت نامه شهيد همت:

به تاريخ 19/10/59 شمسي ساعت 10:10 شب چند
سطري وصيت نامه مي نويسم : هر شب ستاره اي را به زمين مي کشند و باز اين
آسمان غم‌زده غرق ستاره است ، مادر جان مي داني تو را بسياردوست دارم و مي
داني که فرزندت چقدر عاشق شهادت و عشق به شهيدان داشت.مادر، جهل حاکم بر يک
جامعه انسانها را به تباهي مي کشد و حکومت هاي طاغوت

…………………………

عزيزانم‌!
اگر شبانه‌روز شکرگزار خدا باشيم که نعمت اسلام و امام را به بما عنايت
فرموده‌، باز هم کم است‌. آگاه باشيم که صدق نيت و خلوص در عمل‌، تنها
چاره‌ساز ماست‌. …‌بدانيد اسلام تنها راه نجات و سعادت ماست‌.

……………………..

دوست دارم چون شقایق چهره رنگین سازم از خون

                                                                تا به بزم عشق بازان در شب یلدا بسوزم

مشرق منتشر کرد: عالم و آدم جدید در نگاه آوینی / مقاله ای از مهدی نصیری

آويني رنسانس را نه دوره اي طلايي که آن را آخرين عصر جاهليت بشر – و البته بدترين آن – مي داند و البته از اين حيث که « عند تناهي الشدة الفرجة» آن را آستانه ورود به عصر ظهور مي داند.مشرق- بشر جديد و عالم جديد شآني والا و ويژه در نگاه بسياري يافته است . همگان- الا انگشت شمار- بر اين باورند که ما اکنون با بشري داناتر ، و عصر و زمانه اي مطلوب تر نسبت به گذشته مواجهيم . بسياري در برابر بشر جديد و زمانه جديد آن چنان خضوع مي کنند که حاضرند در بسياري از مفاهيم و باورها و حتي احکام الهي به دليل عدم پذيرش آن از سوي بشر جديد و وصله ناجور بودن آن نسبت به دنياي جديد تجديد نظر کنند. مقتضيات و مشتهيات روزگار جديد بسياري از متدينين و عالمان ديني را به صرافت بازنگري و تجديد نظر در احکام و باورهای ديني انداخته است ، و اين البته عمدتا ناشي از پذيرش نظريه ترقي و پيشرفت تاريخ است که نتيجه قهري آن متکامل دانستن بشر کنوني و زمانه حاضر است و صد البته تن ندادن به مقتضيات و تمنيات اين بشر و روزگار، به مفهوم ايستادن در برابر تکامل است که بالضرورة امري قبيح است.!!

آويني در اينجا نيز يک تنه در برابر اين باور مشهور عمومي مي ايستد و ديدگاه صريح خود را در باره عالم و آدم جديد بي ملاحظه بيان مي دارد. او کمترين نور رستگاري را در جبين بشر جديد و روزگار کنوني تحت سيطره مدرنيته نمي بيند. بشر جديد بر خلاف تقريبا همه تمدنهاي پيشين که به نحوي خدا باور و غيب باور ـ اگر چه محرف و شرک آلود ـ بودند به کلي به انکار غيب و هر امر غير مادي پرداخته است و اصالت را به ماده داده است:

«انسان جديد در تقابل ميان عقل جزوي و دل، جانب عقل جزوي را گرفته است و اين او را به راسيوناليسم افراطي و انکار وحي کشانده است. بشر جديد به هر علت که تعين پيدا کرده باشد، در تقابل ميان جسم و روح به جسم اصالت بخشيده و اين امر او را به انکار روح مجرد رسانده است. بشر جديد در مقابل ميان ماده و معنا جانب ماده را گرفته و اين او را به ماترياليسم و انکار عالم معنا و معنويت کشانده است. بشر جديد در تقابل ميان کميت و کيفيت به اصالت کميت باور آورده است و اين او را از عالم کيفيات و بواطن غفلت بخشيده است. بشر جديد در تقابل ميان زمين و آسمان جانب زمين را گرفته است و اين کار او را به انکار آسمان کشانده و اثبات زمين و هرچه زميني است. بشر جديد در تقابل ميان خود و خدا جانب خود را گرفته است و اين کار او را به پرستش انسان کشانده است و بالاخره مي بينيم که اين گزينش، خواه نا خواه، کار او را به انکار دين و دينداري کشانده است،»

ماده زدگی بشر جديد

دیدگاه شهید آوینی درباره مرگ و زندگی

بنا بر اين بشر جديد که حيواني است بسيار پيچيده و ثمره سير تطور طبيعي انواع، خود و نفس اماره اش را، قبله خويش ساخته و مذهب اومانيسم را بر گزيده است و طبيعي است که بشر جديد دنيا گرا شده و اقتصاد و خور وخواب و شهوت بر همه وجوه حيات انساني اش غلبه يافته است:

«دنياگرايي بشر امروز کار جهان را به سمتي سوق داده که اقتصاد بر ساير وجوه حيات انساني غلبه يافته است. در تفکر امروزي غرب که متأسفانه مقبوليتي عام يافته و در پهنه‌ زمين اشاعه پيدا کرده است، بشر را صرفاً از دريچه‌ نيازهاي مادي و دنيايي‌اش مورد مداقه و بررسي قرار مي‌دهند. مهم‌ترين‌فاجعه‌اي که در اين نحوه‌ بررسي اتفاق مي‌افتد اين است که ماهيت حقيقي و فطرت الهي بشر مورد غفلت قرار مي‌گيرد و انسان در مجموعه‌اي از غرايز حيواني خلاصه مي‌شود و وقتي اين چنين شد، لاجرم ديگر تکامل و تعالي انسان در بازگشتن به فطرت الهي‌اش نيست، در تأمين هر چه بهتر و بيشتر نيازهاي مادي و غريزي اوست.»

ماده زدگي بشر جديد به شدت او را سطحي کرده است . او جز پوسته اي از محسوسات نمي تواند بفهمد و ببيند و از تفکر در ماهيت و ذات اشيا و هستي خويش را معاف کرده است و علوم جديد نيز در همين جهت سير مي کنند، حال آنکه تفکر ديني اصلاً انسان را به سوي پرسش از ذات اشياء و ماهيت آنها مي‌راند. تفکر سود انگارانه و اوتيليتاريستي بورژوازي به صورت جوي فرهنگي درآمده است که همه در آن تنفس و تفکر مي‌کنند و علوم رسمي نيز زبان و ملزومات اين تفکر را بالتمام فراهم آورده‌اند و اکنون قرن‌هاست که از اين رويداد تاريخي مي‌گذرد.

آويني با اين مقدمات هرگز زير بار اين نمي رود که عصر جديد را عصر علم بنامد و بشر جديد را داناتر و فرهيخته تر از اعصار پيشين بداند . او عصر کنوني را عصر جاهليت تئوريزه شده مي داند و بشر مدرن اسير ماده و نفس اماره و دست پرورده علوم سکولار را جاهل ترين بشر تاريخ و اسير بدترين خرافات مي داند :

«آقايان! (خطاب به روشنفکران) اين عصري که شما سنگ آن را به سينه مي زنيد يکي از اعصار جاهليت است و تفاوت آن با ديگر اعصار جاهلي در آنجاست که اين بار جاهليت را تئوريزه کرده اند و به آن صورتي عملي بخشيده اند. اين عصر، چه قبول بکنيد و چه نکنيد، عصر خرافات است و ما مأمور به مبارزه با اين خرافه گرايي مدرن هستيم.»

نفاق و ريا کاري از ديگر ويژگي هاي بشر جديد و روزگار جديد است :

« بشر جديد در مقابل ميان ماده و معنا جانب ماده را گرفته و اين او را به ماترياليسم و انکار عالم معنا و معنويت کشانده است. بشر جديد در تقابل ميان کميت و کيفيت به اصالت کميت باور آورده است و اين او را از عالم کيفيات و بواطن غفلت بخشيده است. بشر جديد در تقابل ميان زمين و آسمان جانب زمين را گرفته است و اين کار او را به انکار آسمان کشانده و اثبات زمين و هرچه زميني است. بشر جديد در تقابل ميان خود و خدا جانب خود را گرفته است و اين کار او را به پرستش انسان کشانده است و بالاخره مي بينيم که اين گزينش، خواه نا خواه، کار او را به انکار دين و دينداري کشانده است، منتها اين انکار ازلحاظ نظري و علمي به گونه اي آنچنان نظام يافته و توجيه پذيرفته انجام مي شود كه از آن تضاد مستقيم با دينداري دريافت نمي شود، چرا كه بشر جديد ناگزير در تقابل ميان صداقت و ريا نيز جانب رياكاري را خواهد گرفت و تسري اين انتخاب در حيطه هاي مختلف حيات انساني كار را به ديپلماسي رياكارانه، سياست هاي رياكارانه اقتصادي، روابط رياكارانه اجتماعي، توجيه روانشناسانه رياكاري و مذهب زدايي رياكارانه خواهد كشيد. آنگاه كار جهان به آنجا مي كشد كه با پرهيز از صراحت، قلدران جهان منويات خود را در پس احكام پارادوكسيكال و متناقض مي پوشانند: به اسم صلح اقدام به جنگ مي كنند؛ به اسم آزادي و دموكراسي، استبداد پنهان بنا مي كنند؛ به اسم علم، جهل را گسترش مي دهند؛ به اسم عقل توصيه به جنون مي كنند؛ به اسم عدم تعلق مردم را به بردگي نفس اماره مي خوانند؛ به اسم عرفان، سحر و جادو را توجيه مي كنند؛ به اسم هنر، بي هنري را اشاعه مي دهند، و بالاخره به اسم مذهب با دينداري مبارزه مي كنند. اين حكم علي الظاهر منطقي كه در اعلاميه جهاني حقوق بشر گنجانده اند كه « بشر آزاد است هر ديني را اختيار كند.» يعني بشر آزاد است كه روي به بي ديني بياورد، و اين جزء دوم كه در درون آن حكم ظاهري پنهان است غايت و نتيجه مطلوبي است كه از آن مراد كرده اند، اما رياكاري نظام يافته، قانونمند و توجيه فلسفي پذيرفته چنين حكم مي كند كه از صراحت پرهيز شود.»

وارونگی مفاهيم در دنيای جديد

بشر جديد دچار وارونگي در مفاهيم است ، کمال را تباهي و تباهي را کمال مي پندارد:

« وارونگي بشر جديد چنين اقتضا دارد که همه چيز وارونه شود و کلمات به مفاهيمي وارونه حقيقت دلالت يابند. {به عنوان مثال } اگر هنر همواره تا پيش از جاهليت جديد، معناي « کمال » داشته است و اهل کمال را هنرمند مي خوانده اند، مقتضاي وارونگي مفاهيم در عصر جديد آن است که لفظ هنر به مفهوم « زوال » دلالت داشته باشد و هنرمندان – آنچنان که بوده اند – فاسدترين مردمان باشند.»

مصداقي ديگر از اين وارونگي، در مفهوم آزادي است . بشر امروز که در بندترين است خود را آزاد ترين مي پندارد و با آن که از همه ادوار تاريخ در ظلمت بيشتری گرفتار است ، خود را روشن فکر می پندارد:

«هر چه به پايان قرن بيستم نزديک تر مي شويم بيش تر و بيش تر مي توان صورت هاي متناقض نهفته در باطن تمدن تکنولوژيک را آشکارا ديد. تمدن امروز ذاتاً گرفتار تناقض است و از زمره جدي ترين اين تناقض ها آن است که بشر متمدن در عين انکه در جهان «محاکمه» کافکا مي زيد و از هيچ حق انتخابي برخوردار نيست، جامعه محيط بر خويش را باز و آزاد مي انگارد. کافکا راست مي گويد : لازمه عمل مسئولانه آزادي است، و در جهان کنوني انسان با زنجير به دنيا مي آيد؛ زنجير هايي ناديدني که او را خواه ناخواه و بي آنکه بداند، به سوي غاياتي که ملازم با تمدن کنوني است مي کشانند. اين تناقض هنگامي خود را به صورت تمام نشان مي دهد که بدانيم همين بشري که جامعه محيط بر خود را «باز» مي داند و به تقديس آزادي روي مي آورد، در هيچ يک از ادوار حيات خويش بر کره زمين تا اين اندازه که امروز هست اسير و برده نبوده است ؛ نه فقط برده نفس اماره خويش ، بلکه زنداني تمدني که افراد بشر را از گهواره تا گور به بند کشيده است.»

اما آويني به اين توصيفات اکتفا نکرده و با صراحت و تلخي بيشتري به نقد بشر جديد مي پردازد:

« در ميان اين جوانان، هستند کساني که چون اصحاب مقرب رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ معصومانه و در کمال تقوا و طهارت زندگي مي‌کنند و اين در زمانه‌اي است که همه‌ استعدادهاي شيطاني بشر به فعليت رسيده و سراسر کره‌ خاک در جهنم گناه مي‌سوزد، گناهي که نقابي موجه از يک توجيه متدولوژيک نظري را نيز بر چهره دارد.»

اصلا بشر جديد مسخ شده است و در چهره‌ مسخ‌شده‌ بشرغربي، ديگر هيچ نشاني از انسانيت باقي نمانده است و تمدن امروز انسانی باغ وحشی انسانی است که آدم‌ها حيوانات تنبل و معتادي هستند که در گوشة قفس‌هاي خود کز کرده‌اند و هيچ چيز جز خورد و خوراک و خواب و جنسيت آنها را به سوي خويش نمي‌کشد و در اين هر سه آنچه مراد آنهاست، لذت است؛ لذت غذا، لذت خواب و… و ذات اين لذت‌پرستي نيز با افراط گرايي و انحرافات شگفت‌آوري همراه است که جوامع غربي ـ مخصوصاً اروپا و آمريکا ـ تجسم واقعي آن هستند و براي کساني که ريگي به کفش ندارند و سحر گوساله‌ سامري در آنان کارگر نيفتاده است اين حقيقت، عينيتي آشکار دارد.

رنسانس، آخرين عصر جاهليت

آويني رنسانس را نه دوره اي طلايي که آن را آخرين عصر جاهليت بشر – و البته بدترين آن – مي داند و البته از اين حيث که « عند تناهي الشدة الفرجة» آن را آستانه ورود به عصر ظهور مي داند:

«از رنسانس به اين سو که آخرين عصر جاهليت بشر آغاز شده، حيات تاريخي اقوام انساني در سراسر سياره به يکديگر ارتباط پبدا کرده است تا بشر در حيثيت کلي خويش مصداق محقق بيابد و اگر تحولي روي مي دهد براي همه بشريت يکجا اتفاق بيفتد. تعبير «دهکده جهاني» نشان مي دهد که آخر الزمان و عصر ظهور موعود رسيده است، چرا که آن تحول عظيم که بشر در انتظار آن است بايد همه بشريت را شامل شود که خواهد شد. در اين آخرين عصر جاهليت است که بشر در حيثيت کلي وجود خويش از آسمان معنوي هبوط خواهد کرد _ که کرده است _ و در همين عصر است که بشر در حيثيت کلي وجود خويش «توبه» خواهد کرد، که با پيروزي انقلاب اسلامي درايران _ که ام القراي معنوي سياره زمين است _ اين عصر نيز آغاز شده و مي رود تا بالتمام همه زمين و همه بشريت را فراگيرد.»

/6262

شرکت هواوی روز چهارشنبه مورخ 6 بهمن 1400 رویداد سوپردیوایس را در هتل استقلال تهران برگزار کرد. طی این رویداد که در دو بخش برای اصحاب رسانه و نمایندگان فروش برنامه ریزی شده بود، علاوه بر رونمایی از 9 محصول جدید، استراتژی‌های بازرگانی و بازاریابی توسط مدیران ارشد این شرکت مورد بررسی قرار گرفت.

تمامی حقوق این سایت برای خبرآنلاین محفوظ است.
نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است.
Copyright © 2018 khabaronline News Agancy, All rights reservedنی نی سایت

دیدگاه شهید آوینی درباره مرگ و زندگی
دیدگاه شهید آوینی درباره مرگ و زندگی

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.