تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی
تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

جهات درخواست تجدیدنظر به قرار زیر است:الف – ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه.ب – ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود.ج – ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی.د – ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای.ه- – ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و یا مقررات قانونی. تبصره – اگر درخواست تجدیدنظر به استناد یکی از جهات مذکور در این ماده به عمل امده باشد در صورت وجود جهات دیگر، مرجع تجدیدنظر به آن جهت هم رسیدگی می نماید.

مرجع تجدیدنظر فقط به انچه که مورد تجدیدنظرخواهی است و در مرحله نخستین مورد حکم قرار گرفته رسیدگی می نماید.

عدم رعایت شرایط قانونی دادخواست و یا عدم رفع نقص آن در موعد مقرر قانونی در مرحله بدوی، موجب نقض رای در مرحله تجدیدنظر نخواهد بود. در این موارد دادگاه تجدیدنظر به دادخواست دهنده بدوی اخطار می کند که ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ نسبت به رفع نقص اقدام نماید. در صورت عدم اقدام و همچنین در صورتی که سمت دادخواست دهنده محرز نباشد دادگاه رای صادره را نقض و قرار رد دعوای بدوی را صادر می نماید.

چنانچه دادگاه تجدیدنظر در رای بدوی غیراز اشتباهاتی از قبیل اعداد، ارقام، سهوقلم، مشخصات طرفین و یا از قلم افتادگی در آن قسمت از خواسته که به اثبات رسیده اشکال دیگری ملاحظه نکند ضمن اصلاح رای آن را تایید خواهد کرد.

هرگاه دادگاه تجدیدنظر، دادگاه بدوی را فاقد صلاحیت محلی یا ذاتی تشخیص دهد رای را نقض و پرونده را به مرجع صالح ارسال می دارد.

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

دادگاه تجدیدنظر در صورتی که قرار مورد شکایت را مطابق با موازین قانونی تشخیص دهد، آن را تایید می کند. درغیر این صورت پس از نقض، پرونده را برای رسیدگی ماهوی به دادگاه صادرکننده قرار عودت می دهد.

قرار تحقیق و معاینه محل در دادگاه تجدیدنظر توسط رئیس دادگاه یا به دستور اوتوسط یکی از مستشاران شعبه اجرا می شود و چنانچه محل اجرای قرار در شهر دیگر همان استان باشد دادگاه تجدیدنظر می تواند اجرای قرار را از دادگاه محل درخواست نماید و در صورتی که محل اجرای قرار در حوزه قضایی استان دیگر باشد با اعطای نیابت قضایی به دادگاه محل، درخواست اجرای قرار را خواهد نمود.تبصره – در مواردی که مبنای رای دادگاه فقط گواهی گواه یا معاینه محل باشد توسط قاضی صادر کننده رای انجام خواهد شد مگر اینکه گزارش مورد وثوق دادگاه باشد.

در صورتی که دادگاه تجدیدنظر قرار دادگاه بدوی را در مورد رد یا عدم استماع دعوا به جهت یادشده در قرار، موجه نداند ولی به جهات قانونی دیگر دعوا را مردود یا غیر قابل استماع تشخیص دهد، در نهایت قرار صادره را تایید خواهد کرد.

مقرراتی که در دادرسی بدوی رعایت می شود در مرحله تجدیدنظر نیز جاری است مگر اینکه به موجب قانون ترتیب دیگری مقرر شده باشد.

غیر از طرفین دعوا یا قائم مقام قانونی آنان، کس دیگری نمی تواند در مرحله تجدیدنظر وارد شود، مگر در مواردی که قانون مقرر می دارد.

چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد، رای دادگاه بدوی را نقض و رای مقتضی صادر می نماید. درغیر این صورت با رد درخواست و تایید رای، پرونده را به دادگاه بدوی اعاده خواهد کرد.

رای دادگاه تجدیدنظر نمی تواند مورد استفاده غیر طرفین تجدیدنظر خواهی قرار گیرد، مگر در مواردی که رای صادره قابل تجزیه و تفکیک نباشد که در این صورت نسبت به اشخاص دیگر هم که مشمول رای بدوی بوده و تجدیدنظرخواهی نکرده اند تسری خواهد داشت.

هرگاه در تنظیم و نوشتن رای دادگاه تجدیدنظر، سهو یا اشتباهی رخ دهد، همان دادگاه با رعایت ماده ( ۳۰۹ ) آن را اصلاح خواهد کرد.

تنظیم دادنامه و ابلاغ آن به ترتیب مقرر در مرحله بدوی می باشد.

ادعای جدید در مرحله تجدیدنظر مسموع نخواهد بود ولی موارد زیر ادعای جدید محسوب نمی‌شود:۱- مطالبه قیمت محکوم به که عین آن، موضوع رای بدوی بوده و یا مطالبه عین مالی که قیمت آن در مرحله بدوی مورد حکم قرار گرفته است.۲- ادعای اجاره بهاء و مطالبه بقیه اقساط آن و اجرت‌المثل و دیونی که موعد پرداخت آن درجریان رسیدگی بدوی، رسیده و سایر متفرعات از قبیل ضرر و زیان که در زمان جریان دعوا یا بعد ازصدور رای بدوی به خواسته اصلی تعلق گرفته و مورد حکم واقع نشده یا موعد پرداخت آن بعد ازصدور رای رسیده باشد.۳- تغییر عنوان خواسته از اجرت المسمی به اجرت المثل یا بالعکس.

چنانچه هریک از طرفین دعوا دادخواست تجدیدنظر خود را مسترد نمایند، مرجع تجدیدنظر، قرار ابطال دادخواست تجدیدنظر را صادر می نماید.

در مواردی که رای دادگاه تجدیدنظر مبنی بر محکومیت خوانده باشد و خوانده یا وکیل او در هیچ یک از مراحل دادرسی حاضر نبوده و لایحه دفاعیه و یا اعتراضیه ای هم نداده باشند رای دادگاه تجدیدنظر ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ واقعی به محکوم علیه یا وکیل او قابل اعتراض و رسیدگی در همان دادگاه تجدیدنظر می باشد، رای صادره قطعی است.

آرای صادره درمرحله تجدیدنظر جز در موارد مقرر در ماده ( ۳۲۶ ) قطعی می باشد.

واخواهی و اعتراض به رای غیابی در آیین دادرسی مدنی
تجدید نظرخواهی در قانون آیین دادرسی مدنی
فرجام خواهی و آراء قابل فرجام در آیین دادرسی مدنی
اعاده دادرسی در دعاوی حقوقی
اعاده دادرسی از طریق خلاف بین شرع
اصلاح رای
تجدید نظر خواهی در قانون آیین دادرسی مدنیتجدیدنظرخواهی یکی از طرق عادی اعتراض به آراء محاکم می باشد.به عبارت دیگر رایی که ازمرحله بدوی صادر میگردد مورد بازنگری مجدد قرار میگیرد و چنانچه دادگاه تجدیدنظر رای صادره از مرحله بدوی را صحیح بداند، آن را تایید مینماید،در غیر این صورت رای صادره را نقض و مجدد مورد بررسی قرار میدهد. البته چنانچه آرای صادره از مرحله بدوی حکم باشد یا قرار، در نوع برخورد دادگاه تجدید نظر تفاوت ایجاد می نماید.در ادامه ، این موضوع تشریح میگردد.

هدف از تجدید نظرخواهی از آراء محاکم چیست؟  چه آرایی قابلیت تجدیدنظر خواهی دارند؟کدام دسته از آرا ،حتی اگر در دعاوی قابل تجدید نظر هم صادر شوند اما قابلیت تجدیدنظر خواهی ندارند؟ محکوم علیه تا چه مهلتی میتواند نسبت به حکم صادره از مرحله بدوی درخواست تجدیدنظر نماید؟آیا مهلتی که قانون جهت  تجدید نظر خواهی اعطا کرده است، قابل تغییر است؟چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت، تقدیم شود چه میشود؟  جهت تجدید نظر خواهی چه تشریفاتی باید رعایت گردد؟ آثار تجدید نظر خواهی  در چه مواردی امکان درخواست تجدیدنظرخواهی وجود دارد؟ چه شرایطی جهت طرح دعوا در مرحله تجدید نظر باید وجود داشته باشد؟اصحاب دعوای تجدیدنظر چه کسانی هستند؟آیا شخص ثالث نیز میتواند در مرحله تجدید نظر وارد شود؟هزینه دادرسی در تجدید نظرخواهی چه میزان است؟
هدف از تجدید نظرخواهی از آراء محاکم چیست؟
افراد جهت احقاق حق خود ، چنانچه با  مسئله ای  مواجه شوند که نتوانند آن را حل و فصل نمایند جهت حل آن به محکمه رجوع می نمایند. اولین مرحله  رسیدگی دادگاه را اصطلاحاً مرحله بدوی می نامند که منظور همان مرحله ابتدایی است که برای اولین بار به امر مزبور رسیدگی می نماید. اصل کلی بر این است که در این مرحله ، بعد از اینکه رسیدگی انجام شد رای قطعی صادر میگردد ، اما در مواردی قانونگذار چنین مقرر کرده است که  بعضی از آراء صادره را دوباره بتوان مورد بازنگری قرار داد. به چنین بازنگری در قانون تجدید نظر خواهی گفته می شود. که چنانچه به معنای تحت اللفظی  آن هم توجه شود،به معنای این است که مجدداً نسبت به یک رای اظهار نظر صورت گیرد.

 در حقیقت تجدید نظر خواهی شانس دوباره ای است که به محکوم علیه داده می شود تا بتواند بار دیگر ، دعوایی که در آن محکوم شده است را مورد بازنگری قرار دهد و از این طریق بتواند رای محکمه را به نفع خود برگرداند .

گاهی بسیاری از افراد از بیم اینکه مبادا در رای صادره از تجدید نظر ضرری متوجه آنها گردد، از این امر خودداری می نمایند. درصورتیکه به هیچ وجه  چنین نیست و دلیل اصلی تجدید نظر خواهی این است که چنانچه حقی  از محکوم علیه ضایع گردیده باشد با بررسی مجدد ،به وی اعاده گردد، نه اینکه امر سنگین تری نسبت به مرحله ابتدایی بر محکوم علیه بار شود. فلذا تجدیدنظرخواهی روشی جهت اصلاح رای بدوی می باشد.
 چه آرایی قابلیت تجدیدنظر خواهی دارند؟
قانون گذار حق تجدیدنظرخواهی را به برخی از آرا اعطا نموده است و  این  آرا شامل برخی از احکام و برخی از قرارهای دادگاه می باشد که قانون گذار این موارد را در قانون احصا نموده است، و مواد ۳۳۱ و ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی را به این امر اختصاص داده است. احکام قابل تجدید نظرعبارتند از:

کلیه آرایی که در دعاوی غیر مالی صادر می شود قابل تجدیدنظر می باشد.
چنانچه دعوای مالی مطرح شود و محکوم علیه قصد  تجدید نظر خواهی از آن را داشته باشد بایستی ارزش آنچه که محکوم علیه  در دادخواست مطالبه کرده است ویا بهای آن بیشتر از سه میلیون ریال باشد.

چنانچه خواسته محکوم علیه و یا بهای آن، سه میلیون ریال باشد قابل تجدید نظر نمی باشد.

گاهی حکمی در محکمه صادر می شود و محکوم علیه قصد دارد نسبت به متفرعات آن دعوا تجدید نظرخواهی انجام دهد، در این صورت چنانچه حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدید نظر باشد، تجدید نظر نسبت به متفرعات چنین دعوایی نیز امکان پذیر است.

در کنار احکام قابل تجدید نظر، برخی از قرارها نیز که از دادگاه بدوی صادر می شود قابل تجدید نظر خواهی می باشند، البته بایستی جز قرارهای قاطعی باشند که از دادگاه صادر میشوند. (منظور از قرار قاطع قرارهایی است که به موضوع دعوا خاتمه  میدهد و دادرس دادگاه با صدور این نوع قرار از رسیدگی فارغ  میگردد و پرونده  را از دادگاه خارج مینماید).
قانون گذار در ماده  ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی، قرارهای قاطع قابل تجدیدنظر را بیان نموده است که عبارتند از:
” الف)قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواست از دادگاه صادر شود
 ب)قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا
ج) قرار سقوط دعوا
د) قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا“
کدام دسته از آرا ،حتی اگر در دعاوی قابل تجدید نظر هم صادر شوند اما قابلیت تجدیدنظر خواهی ندارند؟
برخی از آرا هستند که  حتی اگر در دعاوی قابل تجدیدنظر هم صادر شوند باز هم قابل تجدید نظر خواهی نیستند، این موارد استثنائاتی هستند که در آراء قابل تجدید نظر وجود دارند و عبارتند از:

اقرار نسبت به خواسته دعوا: گاهی در دادگاه  نسبت به خواسته دعوا، (آنچه که خواهان دعوا، خواستار آن است ) اقرار صورت می گیرد، چنانچه چنین اقراری خاتمه دهنده دعوا باشد، نسبت به چنین دعاوی تجدید نظر خواهی اعمال نمی شود.
طرفین نظر کارشناس یا کارشناسان را خاتمه دهنده دعوا اعلام نمایند: گاهی آرایی از محکمه صادر می شود که  مستند این آراء نظریه یک یا چند کارشناس رسمی می باشد، چنانچه طرفین دعوا به طور کلی، رای این کارشناسان را خاتمه دهنده دعوا بدانند، چنین آرایی  دیگرقابلیت تجدیدنظرخواهی ندارند.
اسقاط حق تجدید نظر خواهی به صورت کتبی توسط طرفین: گاهی طرفین دعوا حق تجدید نظرخواهی خود را در دعوا کتبا ساقط می نمایند، در چنین مواقعی ،حتی اگر رای  صادره،قابل تجدید نظرهم باشد به دلیل ساقط کردن این حق توسط طرفین، قابلیت تجدید نظر خود را از دست میدهد.

البته لازم به ذکر است  که….
اگرچه آرا فوق قابل تجدید نظر نمیباشند اما چنانچه دادگاه ،صالح به رسیدگی نباشد یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی را نداشته باشد. این آرا نیز قابل تجدید نظر محسوب میگردند.

 سوال: چگونه ممکن است دادگاه یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی به دعوا را نداشته باشند؟
پاسخ: برخی از دعاوی هستند که در صلاحیت ذاتی برخی از دادگاه ها می باشند، و دادگاه های دیگر به هیچ عنوان نمی توانند به این دعاوی رسیدگی نمایند که در این صورت چنانچه  در چنین دادگاه هایی که صلاحیت ذاتی ندارند دعوایی مطرح شود دادگاه مزبور، دعوای مطروحه را به علت عدم صلاحیت ذاتی رد می نماید.
گاهی نیز دادگاه رسیدگی کننده به دعوا صالح می باشد اما دادرس دادگاه بنا به دلایلی که در قانون احصا شده است، همچون وجود قرابت نسبی یا سببی با یکی از طرفین دعوا و…  ممکن است در رسیدگی وی ،به دعوای مطروحه ،شبهه ایجاد شود، از این رو قانونگذار چنین مقرر نموده است که چنین دادرسی که جهات رد دادرس را دارا می‌باشد از رسیدگی امتناع نماید.

استثنا : آراء دادگاهها در موارد فوق قابل تجدید نظر میباشد.

محکوم علیه تا چه مهلتی میتواند نسبت به حکم صادره از مرحله بدوی درخواست تجدیدنظر نماید؟
اگرچه قانون گذار، این حق  را به محکوم علیه اعطا نموده است که بتواند از دعوای مطروحه در مرحله بدوی، تجدید نظر خواهی به عمل بیاورد اما برای اعمال این حق مهلت در نظرگرفته است و چنانچه محکوم علیه در مهلت تعیین شده توسط قانون از حق تجدیدنظرخواهی خود استفاده ننماید، عدم استفاده  وی از حق مزبور به منزله انصراف وی از تجدید نظر خواهی می باشد.
قانون گذاردر ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی مهلت تجدیدنظر را برای اصحاب دعوا مشخص نموده است، مهلت مزبور برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاصی که مقیم خارج از کشور می باشند دو ماه از تاریخ ابلاغ رای یا پایان یافتن مدت رسیدگی غیابی است.
آیا مهلتی که قانون جهت  تجدید نظر خواهی اعطا کرده است، قابل تغییر است؟
مهلت مزبور قابل تمدید نمی باشد اما گاهی وقایعی رخ می دهد که این وقایع  باعث می شود مهلت جدیدی جهت تجدیدنظرخواهی اعطا شود که البته بایستی وقایع مزبور قبل ازانقضای مهلت تجدید نظر رخ دهد،
این وقایع را درچند حالت میتوان مورد بررسی قرار داد:

چنانچه افرادی که حق تجدیدنظرخواهی دارند ،پیش از اینکه مهلت تجدید نظر به اتمام برسد ،ورشکسته شوند، مهلت جدید تجدید نظر از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار به مدیر تصفیه آغاز می شود.
گاهی به فردی حق تجدیدنظرخواهی تعلق می گیرد اما پیش از اینکه از حق مزبور استفاده نماید تجدیدنظرخواه فوت می نماید در این صورت حق تجدید نظر خواهی وی زائل نمی گردد بلکه مهلت تجدیدنظرخواهی  جدید از تاریخ ابلاغ به وراث  درنظر گرفته می شود.

ذکر این نکته لازم است که، تجدیدنظرخواه نباید در مدت مزبور تقاضای تجدیدنظر را مطرح نموده باشد چرا که چنانچه تقاضا را مطرح نموده باشد پس از فوت وی مهلت جدیدی به وراث داده نخواهد شد و تنها به  آنها اخطار می شود که جهت ادامه دادرسی حضور یابند.

در برخی  مواقع در مهلت تجدیدنظر خواهی که به فردی اعطا می شود،تجدید نظر خواه محجور می گردد. در چنین مواقعی مهلت جدیدی جهت تجدید نظر خواهی در نظر گرفته می‌شود و آغاز مهلت تجدید نظرخواهی جدید ،  از زمان ابلاغ به قیم محجور  لحاظ میشود.
چنانچه طرفین یک دعوا جهت انجام امور دارای نماینده باشند در چنین مواقعی مهلت تجدید نظر از زمان ابلاغ به نماینده آغاز می شود. اما چنانچه در این مهلت ،سمت نماینده زائل گردد، در این صورت مهلت بیست روزه جدیدی در نظر گرفته می شود و به صاحب سمت جدید ،جهت تجدید نظر خواهی داده میشود.

چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت، تقدیم شود چه میشود؟
چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت قانونی ،مشخص شده  در قانون تقدیم شود،به وسیله قراری که از دادگاه بدوی صادر میشود ،دادخواست مزبور رد میگردد.البته قرار مزبور در مهلتی بیست روزه قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر میباشد.

 لازم به ذکر است که….
 رای دادگاه  قطعی میباشد.البته بایستی موردی را که تجدیدنظرخواه در تقدیم دادخواست خارج از مهلت دارای عذر موجه میباشد را استثنا نمود.

  جهت تجدید نظر خواهی چه تشریفاتی باید رعایت گردد؟
تجدیدنظرخواهی نیز همچون بسیاری از دعاوی با تقدیم دادخواست آغاز می گردد، تجدید نظر خواه دادخواست  مزبور را بسته به موقعیتی که در آن قرار دارد، ممکن است به دفتر دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدید نظر و یا به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است تسلیم نماید.

لازم به  ذکر است که تاریخ تجدید نظر خواهی نیز از زمان تقدیم دادخواست های مزبور به هر کدام از مراجع اغاز میشود.

دادخواستی که به دفتر ارائه می شود،ممکن است کامل یا ناقص باشد.

چنانچه  دادخواست ناقص باشد: مدیر دفتر جهت تکمیل آن اقدام مینماید.
چنانچه دادخواست کامل باشد: مدیر دفتر وارد مرحله دیگری میشود و دادخواست را به همراه منضمات آن برای تجدید نظر خواه ارسال مینماید.تجدیدنظرخواه ده روز فرصت دارد که به دادخواست مزبور پاسخ دهد و چه پاسخ  بدهد و چه پاسخ ندهد ،پاسخ وی به دادگاه تجدید نظر جهت رسیدگی فرستاده میشود.

سپس دادگاه تجدیدنظر وارد رسیدگی میشود و نهایتا رای صادر مینماید.
 آثار تجدید نظر خواهی 
 تجدید نظر خواهی یکی از روش های عادی شکایت از آرا می باشد. بنابراین اثراتی بر آن مترتب می باشد که بررسی این اثرات میپردازیم.

تجدیدنظر خواهی دارای اثر انتقالی است: اولین اثر تجدید نظر خواهی این است که به رسیدگی دادگاه بدوی خاتمه میدهد و زمانی که دادگاه بدوی رای قاطعی را صادر میکند در حقیقت دیگر از رسیدگی فراغت می یابد.زمانی که پرونده ای مورد تجدید نظر قرار می‌گیرد ،پرونده مذکور با تمام جنبه های آن مورد بازنگری مجدد قرار میگیرد و قاضی مکلف است از هر زاویه ای  پرونده مربوطه را مورد بررسی مجدد قرار دهد، به این امر اثر انتقالی تجدید نظر خواهی گفته میشود.

با توجه به اثر انتقالی دعاوی در مرحله تجدید نظر،ذکر این نکته نیز ضروری است که ادعای جدید در مرحله تجدید نظر پذیرفته نمی شود. چرا که تجدیدنظر ،رسیدگی دوباره به همان امری است که در مرحله بدوی وجود داشته است و بنابراین نمیتوان امر دیگری را که در مرحله تجدیدنظر درباره آن صحبت نشده است ،در مرحله  تجدید نظر مورد بررسی قرار داد.

تجدید نظرخواهی دارای اثر تعلیقی است: به منظور تجدید نظرخواهی به تجدید نظرخواه مهلت ۲۰ روزه ای داده میشود، در این مواقع تا اتمام این مهلت رای دادگاه بدوی اجرا نمی گردد و بایستی اجرای رای موکول به اتمام مدت تجدیدنظرخواهی و یا نتیجه دادگاه تجدید نظرگردد که به این حالت اثر تعلیقی تجدید نظرخواهی گفته میشود.

 در چه مواردی امکان درخواست تجدیدنظرخواهی وجود دارد؟
قانون گذار مواردی را که میتوان در آنها تجدید نظر خواهی را درخواست نمود در قانون بیان نموده است و این امر را در ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی  چنین مقرر نموده است:
“الف) ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه
ب) ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود
ج) عدم توجه به دلایل ابرازی
د) ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادرکننده رای
ه) ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و مقررات قانونی“

 قانون گذار در قانون ،موارد تجدید نظر  را در نظر گرفته است اما لازم به ذکر است که موارد بیان شده در قانون تنها مواردی که میتوان از آنها تجدید نظر خواهی به عمل آورد نیستند بلکه میتوان به جهات دیگری نیز از محکمه تقاضای تجدید نظر نمود و چنانچه تجدیدنظرخواهی به یکی از جهات فوق صورت گیرد مانع از این نیست که محکمه به جهات دیگر توجه نماید.

 چه شرایطی جهت طرح دعوا در مرحله تجدید نظر باید وجود داشته باشد؟
جهت طرح دعوا در دادگاه تجدیدنظر لازم است که :

نسبت به دعوای مزبور دردادگاه بدوی رسیدگی صورت گرفته باشد.
لازم است از رای صادره در مرحله بدوی درخواست تجدید نظر خواهی شود.
بایستی موضوع مورد تجدیدنظر خواهی قید گردد و دادگاه تجدید نظر بایستی نسبت به همان موضوعات رسیدگی نماید.

  چنانچه رای صادره از مرحله بدوی دارای دو قسمت باشد و تنها نسبت به یک قسمت آن تقاضای تجدید نظر خواهی صورت گیرد، در چنین مواقعی دادگاه مجاز به اظهار نظر نسبت به قسمتی که درباره آن تقاضای تجدیدنظر نشده است نمیباشد.

اصحاب دعوای تجدیدنظر چه کسانی هستند؟
بدیهی است که  اصحاب دعوای تجدیدنظر همان اصحاب دعوای مرحله بدوی میباشند اما ممکن است در دعوای تجدید نظر اشخاص ثالث  نیز  ورود پیدا نمایند.که البته ورود این افراد، هم به عنوان تجدید نظر خواه مجاز است و هم ممکن است در دعوای تجدید نظر جلب شوند ک تجدید نظر خوانده محسوب میشوند.
آیا شخص ثالث نیز میتواند در مرحله تجدید نظر وارد شود؟
شخص ثالث می تواند تا زمانی که دادرسی خاتمه نیافته است وارد دعوا شود. وی می تواند به عنوان شخصی، اصالتا اقامه دعوا نماید و یا اینکه حق خود را در محقق شدن یکی از اصحاب دعوا بدانند که در این صورت به او وارد ثالث تبعی گفته می شود. البته فردی که به عنوان شخص ثالث در مرحله تجدید نظر ورود پیدا می کند از حقوق خود نسبت به دو درجه ای بودن رسیدگی (رسیدگی بدوی وسپس تجدیدنظر) صرف نظر نموده است.
ذکر این نکته نیز لازم است که…
 چنانچه فردی ،قیم شخصی صغیر باشد و با این عنوان در مرحله بدوی دخالت داشته باشد می تواند در مرحله تجدید نظر به عنوان شخص ثالث اقامه دعوا نماید.
ذکر یک نکته مهم:

جلب شخص ثالث در مرحله تجدیدنظر تا پایان جلسه دادرسی امکان پذیر است.در این مرحله بر خلاف ورود ثالث، اجبارا فرد جلب شده از دو درجه ای بودن رسیدگی محروم میگردد. و حتی با وجود اینکه مشخص شود در مرحله بدوی هم امکان جلب وجود داشته است مانع از جلب شخص ثالث در مرحله تجدید نظر نیست.

هزینه دادرسی در تجدید نظرخواهی چه میزان است؟
هزینه دادرسی دعوای مالی در دادگاه تجدیدنظر چهار ونیم درصد محکوم به است.

تجدیدنظرخواهی یکی از طرق عادی اعتراض به آراء محاکم می باشد.به عبارت دیگر رایی که ازمرحله بدوی صادر میگردد مورد بازنگری مجدد قرار میگیرد و چنانچه دادگاه تجدیدنظر رای صادره از مرحله بدوی را صحیح بداند، آن را تایید مینماید،در غیر این صورت رای صادره را نقض و مجدد مورد بررسی قرار میدهد. البته چنانچه آرای صادره از مرحله بدوی حکم باشد یا قرار، در نوع برخورد دادگاه تجدید نظر تفاوت ایجاد می نماید.در ادامه ، این موضوع تشریح میگردد.

افراد جهت احقاق حق خود ، چنانچه با  مسئله ای  مواجه شوند که نتوانند آن را حل و فصل نمایند جهت حل آن به محکمه رجوع می نمایند. اولین مرحله  رسیدگی دادگاه را اصطلاحاً مرحله بدوی می نامند که منظور همان مرحله ابتدایی است که برای اولین بار به امر مزبور رسیدگی می نماید. اصل کلی بر این است که در این مرحله ، بعد از اینکه رسیدگی انجام شد رای قطعی صادر میگردد ، اما در مواردی قانونگذار چنین مقرر کرده است که  بعضی از آراء صادره را دوباره بتوان مورد بازنگری قرار داد. به چنین بازنگری در قانون تجدید نظر خواهی گفته می شود. که چنانچه به معنای تحت اللفظی  آن هم توجه شود،به معنای این است که مجدداً نسبت به یک رای اظهار نظر صورت گیرد.

 در حقیقت تجدید نظر خواهی شانس دوباره ای است که به محکوم علیه داده می شود تا بتواند بار دیگر ، دعوایی که در آن محکوم شده است را مورد بازنگری قرار دهد و از این طریق بتواند رای محکمه را به نفع خود برگرداند .

گاهی بسیاری از افراد از بیم اینکه مبادا در رای صادره از تجدید نظر ضرری متوجه آنها گردد، از این امر خودداری می نمایند. درصورتیکه به هیچ وجه  چنین نیست و دلیل اصلی تجدید نظر خواهی این است که چنانچه حقی  از محکوم علیه ضایع گردیده باشد با بررسی مجدد ،به وی اعاده گردد، نه اینکه امر سنگین تری نسبت به مرحله ابتدایی بر محکوم علیه بار شود. فلذا تجدیدنظرخواهی روشی جهت اصلاح رای بدوی می باشد.

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

قانون گذار حق تجدیدنظرخواهی را به برخی از آرا اعطا نموده است و  این  آرا شامل برخی از احکام و برخی از قرارهای دادگاه می باشد که قانون گذار این موارد را در قانون احصا نموده است، و مواد ۳۳۱ و ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی را به این امر اختصاص داده است. احکام قابل تجدید نظرعبارتند از:

چنانچه خواسته محکوم علیه و یا بهای آن، سه میلیون ریال باشد قابل تجدید نظر نمی باشد.

در کنار احکام قابل تجدید نظر، برخی از قرارها نیز که از دادگاه بدوی صادر می شود قابل تجدید نظر خواهی می باشند، البته بایستی جز قرارهای قاطعی باشند که از دادگاه صادر میشوند. (منظور از قرار قاطع قرارهایی است که به موضوع دعوا خاتمه  میدهد و دادرس دادگاه با صدور این نوع قرار از رسیدگی فارغ  میگردد و پرونده  را از دادگاه خارج مینماید).

قانون گذار در ماده  ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی، قرارهای قاطع قابل تجدیدنظر را بیان نموده است که عبارتند از:

” الف)قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواست از دادگاه صادر شود

 ب)قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا

ج) قرار سقوط دعوا

د) قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا“

برخی از آرا هستند که  حتی اگر در دعاوی قابل تجدیدنظر هم صادر شوند باز هم قابل تجدید نظر خواهی نیستند، این موارد استثنائاتی هستند که در آراء قابل تجدید نظر وجود دارند و عبارتند از:

البته لازم به ذکر است  که….

اگرچه آرا فوق قابل تجدید نظر نمیباشند اما چنانچه دادگاه ،صالح به رسیدگی نباشد یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی را نداشته باشد. این آرا نیز قابل تجدید نظر محسوب میگردند.

 سوال: چگونه ممکن است دادگاه یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی به دعوا را نداشته باشند؟

پاسخ: برخی از دعاوی هستند که در صلاحیت ذاتی برخی از دادگاه ها می باشند، و دادگاه های دیگر به هیچ عنوان نمی توانند به این دعاوی رسیدگی نمایند که در این صورت چنانچه  در چنین دادگاه هایی که صلاحیت ذاتی ندارند دعوایی مطرح شود دادگاه مزبور، دعوای مطروحه را به علت عدم صلاحیت ذاتی رد می نماید.

گاهی نیز دادگاه رسیدگی کننده به دعوا صالح می باشد اما دادرس دادگاه بنا به دلایلی که در قانون احصا شده است، همچون وجود قرابت نسبی یا سببی با یکی از طرفین دعوا و…  ممکن است در رسیدگی وی ،به دعوای مطروحه ،شبهه ایجاد شود، از این رو قانونگذار چنین مقرر نموده است که چنین دادرسی که جهات رد دادرس را دارا می‌باشد از رسیدگی امتناع نماید.

استثنا : آراء دادگاهها در موارد فوق قابل تجدید نظر میباشد.

اگرچه قانون گذار، این حق  را به محکوم علیه اعطا نموده است که بتواند از دعوای مطروحه در مرحله بدوی، تجدید نظر خواهی به عمل بیاورد اما برای اعمال این حق مهلت در نظرگرفته است و چنانچه محکوم علیه در مهلت تعیین شده توسط قانون از حق تجدیدنظرخواهی خود استفاده ننماید، عدم استفاده  وی از حق مزبور به منزله انصراف وی از تجدید نظر خواهی می باشد.

قانون گذاردر ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی مهلت تجدیدنظر را برای اصحاب دعوا مشخص نموده است، مهلت مزبور برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاصی که مقیم خارج از کشور می باشند دو ماه از تاریخ ابلاغ رای یا پایان یافتن مدت رسیدگی غیابی است.

مهلت مزبور قابل تمدید نمی باشد اما گاهی وقایعی رخ می دهد که این وقایع  باعث می شود مهلت جدیدی جهت تجدیدنظرخواهی اعطا شود که البته بایستی وقایع مزبور قبل ازانقضای مهلت تجدید نظر رخ دهد،

این وقایع را درچند حالت میتوان مورد بررسی قرار داد:

ذکر این نکته لازم است که، تجدیدنظرخواه نباید در مدت مزبور تقاضای تجدیدنظر را مطرح نموده باشد چرا که چنانچه تقاضا را مطرح نموده باشد پس از فوت وی مهلت جدیدی به وراث داده نخواهد شد و تنها به  آنها اخطار می شود که جهت ادامه دادرسی حضور یابند.

چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت قانونی ،مشخص شده  در قانون تقدیم شود،به وسیله قراری که از دادگاه بدوی صادر میشود ،دادخواست مزبور رد میگردد.البته قرار مزبور در مهلتی بیست روزه قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر میباشد.

 لازم به ذکر است که….

 رای دادگاه  قطعی میباشد.البته بایستی موردی را که تجدیدنظرخواه در تقدیم دادخواست خارج از مهلت دارای عذر موجه میباشد را استثنا نمود.

تجدیدنظرخواهی نیز همچون بسیاری از دعاوی با تقدیم دادخواست آغاز می گردد، تجدید نظر خواه دادخواست  مزبور را بسته به موقعیتی که در آن قرار دارد، ممکن است به دفتر دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدید نظر و یا به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است تسلیم نماید.

لازم به  ذکر است که تاریخ تجدید نظر خواهی نیز از زمان تقدیم دادخواست های مزبور به هر کدام از مراجع اغاز میشود.

دادخواستی که به دفتر ارائه می شود،ممکن است کامل یا ناقص باشد.

سپس دادگاه تجدیدنظر وارد رسیدگی میشود و نهایتا رای صادر مینماید.

 تجدید نظر خواهی یکی از روش های عادی شکایت از آرا می باشد. بنابراین اثراتی بر آن مترتب می باشد که بررسی این اثرات میپردازیم.

با توجه به اثر انتقالی دعاوی در مرحله تجدید نظر،ذکر این نکته نیز ضروری است که ادعای جدید در مرحله تجدید نظر پذیرفته نمی شود. چرا که تجدیدنظر ،رسیدگی دوباره به همان امری است که در مرحله بدوی وجود داشته است و بنابراین نمیتوان امر دیگری را که در مرحله تجدیدنظر درباره آن صحبت نشده است ،در مرحله  تجدید نظر مورد بررسی قرار داد.

قانون گذار مواردی را که میتوان در آنها تجدید نظر خواهی را درخواست نمود در قانون بیان نموده است و این امر را در ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی  چنین مقرر نموده است:

“الف) ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه

ب) ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود

ج) عدم توجه به دلایل ابرازی

د) ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادرکننده رای

ه) ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و مقررات قانونی“

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

 قانون گذار در قانون ،موارد تجدید نظر  را در نظر گرفته است اما لازم به ذکر است که موارد بیان شده در قانون تنها مواردی که میتوان از آنها تجدید نظر خواهی به عمل آورد نیستند بلکه میتوان به جهات دیگری نیز از محکمه تقاضای تجدید نظر نمود و چنانچه تجدیدنظرخواهی به یکی از جهات فوق صورت گیرد مانع از این نیست که محکمه به جهات دیگر توجه نماید.

جهت طرح دعوا در دادگاه تجدیدنظر لازم است که :

  چنانچه رای صادره از مرحله بدوی دارای دو قسمت باشد و تنها نسبت به یک قسمت آن تقاضای تجدید نظر خواهی صورت گیرد، در چنین مواقعی دادگاه مجاز به اظهار نظر نسبت به قسمتی که درباره آن تقاضای تجدیدنظر نشده است نمیباشد.

بدیهی است که  اصحاب دعوای تجدیدنظر همان اصحاب دعوای مرحله بدوی میباشند اما ممکن است در دعوای تجدید نظر اشخاص ثالث  نیز  ورود پیدا نمایند.که البته ورود این افراد، هم به عنوان تجدید نظر خواه مجاز است و هم ممکن است در دعوای تجدید نظر جلب شوند ک تجدید نظر خوانده محسوب میشوند.

شخص ثالث می تواند تا زمانی که دادرسی خاتمه نیافته است وارد دعوا شود. وی می تواند به عنوان شخصی، اصالتا اقامه دعوا نماید و یا اینکه حق خود را در محقق شدن یکی از اصحاب دعوا بدانند که در این صورت به او وارد ثالث تبعی گفته می شود. البته فردی که به عنوان شخص ثالث در مرحله تجدید نظر ورود پیدا می کند از حقوق خود نسبت به دو درجه ای بودن رسیدگی (رسیدگی بدوی وسپس تجدیدنظر) صرف نظر نموده است.

ذکر این نکته نیز لازم است که…

 چنانچه فردی ،قیم شخصی صغیر باشد و با این عنوان در مرحله بدوی دخالت داشته باشد می تواند در مرحله تجدید نظر به عنوان شخص ثالث اقامه دعوا نماید.

ذکر یک نکته مهم:

جلب شخص ثالث در مرحله تجدیدنظر تا پایان جلسه دادرسی امکان پذیر است.در این مرحله بر خلاف ورود ثالث، اجبارا فرد جلب شده از دو درجه ای بودن رسیدگی محروم میگردد. و حتی با وجود اینکه مشخص شود در مرحله بدوی هم امکان جلب وجود داشته است مانع از جلب شخص ثالث در مرحله تجدید نظر نیست.

هزینه دادرسی دعوای مالی در دادگاه تجدیدنظر چهار ونیم درصد محکوم به است.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرستادن دیدگاه

Δ

مار ا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

دعاوی بانکی

دعاوی ملکی

اراضی ملی ، منابع طبیعی

دعاوی گمرک

قاچاق کالا و ارز

دعاوی حمل و نقل

دعاوی تعزیرات حکومتی

دعاوی پیمانکاری

دعاوی مشارکت در ساخت

دعاوی بورس

دعاوی مالیاتی

اجاره ، سرقفلی ، حق کسب یا پیشه

دعاوی ثبتی

دعاوی وقفی

دعاوی شهرداری

تماس با ما

درباره ما

مشاوره حقوقی

داوری

تنظیم قرارداد

وکالت دعاوی

تهران ، میدان تجریش، خیابان دکتر باهنر ، روبه روی آتش نشانی پلاک 32 طبقه اول واحد 6 شرقی

09123034393

09126029277

22740104 – 021

22740103 – 021

info(at)hamilaw(dot)ir

تمامی حقوق این وب سایت برای موسسه حقوقی بین المللی دادپویان حامی محفوظ است . کپی به هر شکل غیر مجاز و غیر قانونی است.

Copyright @2014-2021 Hamilaw.ir

واخواهی و اعتراض به رای غیابی در آیین دادرسی مدنی
تجدید نظرخواهی در قانون آیین دادرسی مدنی
فرجام خواهی و آراء قابل فرجام در آیین دادرسی مدنی
اعاده دادرسی در دعاوی حقوقی
اعاده دادرسی از طریق خلاف بین شرع
اصلاح رای
تجدید نظر خواهی در قانون آیین دادرسی مدنیتجدیدنظرخواهی یکی از طرق عادی اعتراض به آراء محاکم می باشد.به عبارت دیگر رایی که ازمرحله بدوی صادر میگردد مورد بازنگری مجدد قرار میگیرد و چنانچه دادگاه تجدیدنظر رای صادره از مرحله بدوی را صحیح بداند، آن را تایید مینماید،در غیر این صورت رای صادره را نقض و مجدد مورد بررسی قرار میدهد. البته چنانچه آرای صادره از مرحله بدوی حکم باشد یا قرار، در نوع برخورد دادگاه تجدید نظر تفاوت ایجاد می نماید.در ادامه ، این موضوع تشریح میگردد.

هدف از تجدید نظرخواهی از آراء محاکم چیست؟  چه آرایی قابلیت تجدیدنظر خواهی دارند؟کدام دسته از آرا ،حتی اگر در دعاوی قابل تجدید نظر هم صادر شوند اما قابلیت تجدیدنظر خواهی ندارند؟ محکوم علیه تا چه مهلتی میتواند نسبت به حکم صادره از مرحله بدوی درخواست تجدیدنظر نماید؟آیا مهلتی که قانون جهت  تجدید نظر خواهی اعطا کرده است، قابل تغییر است؟چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت، تقدیم شود چه میشود؟  جهت تجدید نظر خواهی چه تشریفاتی باید رعایت گردد؟ آثار تجدید نظر خواهی  در چه مواردی امکان درخواست تجدیدنظرخواهی وجود دارد؟ چه شرایطی جهت طرح دعوا در مرحله تجدید نظر باید وجود داشته باشد؟اصحاب دعوای تجدیدنظر چه کسانی هستند؟آیا شخص ثالث نیز میتواند در مرحله تجدید نظر وارد شود؟هزینه دادرسی در تجدید نظرخواهی چه میزان است؟
هدف از تجدید نظرخواهی از آراء محاکم چیست؟
افراد جهت احقاق حق خود ، چنانچه با  مسئله ای  مواجه شوند که نتوانند آن را حل و فصل نمایند جهت حل آن به محکمه رجوع می نمایند. اولین مرحله  رسیدگی دادگاه را اصطلاحاً مرحله بدوی می نامند که منظور همان مرحله ابتدایی است که برای اولین بار به امر مزبور رسیدگی می نماید. اصل کلی بر این است که در این مرحله ، بعد از اینکه رسیدگی انجام شد رای قطعی صادر میگردد ، اما در مواردی قانونگذار چنین مقرر کرده است که  بعضی از آراء صادره را دوباره بتوان مورد بازنگری قرار داد. به چنین بازنگری در قانون تجدید نظر خواهی گفته می شود. که چنانچه به معنای تحت اللفظی  آن هم توجه شود،به معنای این است که مجدداً نسبت به یک رای اظهار نظر صورت گیرد.

 در حقیقت تجدید نظر خواهی شانس دوباره ای است که به محکوم علیه داده می شود تا بتواند بار دیگر ، دعوایی که در آن محکوم شده است را مورد بازنگری قرار دهد و از این طریق بتواند رای محکمه را به نفع خود برگرداند .

گاهی بسیاری از افراد از بیم اینکه مبادا در رای صادره از تجدید نظر ضرری متوجه آنها گردد، از این امر خودداری می نمایند. درصورتیکه به هیچ وجه  چنین نیست و دلیل اصلی تجدید نظر خواهی این است که چنانچه حقی  از محکوم علیه ضایع گردیده باشد با بررسی مجدد ،به وی اعاده گردد، نه اینکه امر سنگین تری نسبت به مرحله ابتدایی بر محکوم علیه بار شود. فلذا تجدیدنظرخواهی روشی جهت اصلاح رای بدوی می باشد.
 چه آرایی قابلیت تجدیدنظر خواهی دارند؟
قانون گذار حق تجدیدنظرخواهی را به برخی از آرا اعطا نموده است و  این  آرا شامل برخی از احکام و برخی از قرارهای دادگاه می باشد که قانون گذار این موارد را در قانون احصا نموده است، و مواد ۳۳۱ و ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی را به این امر اختصاص داده است. احکام قابل تجدید نظرعبارتند از:

کلیه آرایی که در دعاوی غیر مالی صادر می شود قابل تجدیدنظر می باشد.
چنانچه دعوای مالی مطرح شود و محکوم علیه قصد  تجدید نظر خواهی از آن را داشته باشد بایستی ارزش آنچه که محکوم علیه  در دادخواست مطالبه کرده است ویا بهای آن بیشتر از سه میلیون ریال باشد.

چنانچه خواسته محکوم علیه و یا بهای آن، سه میلیون ریال باشد قابل تجدید نظر نمی باشد.

گاهی حکمی در محکمه صادر می شود و محکوم علیه قصد دارد نسبت به متفرعات آن دعوا تجدید نظرخواهی انجام دهد، در این صورت چنانچه حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدید نظر باشد، تجدید نظر نسبت به متفرعات چنین دعوایی نیز امکان پذیر است.

در کنار احکام قابل تجدید نظر، برخی از قرارها نیز که از دادگاه بدوی صادر می شود قابل تجدید نظر خواهی می باشند، البته بایستی جز قرارهای قاطعی باشند که از دادگاه صادر میشوند. (منظور از قرار قاطع قرارهایی است که به موضوع دعوا خاتمه  میدهد و دادرس دادگاه با صدور این نوع قرار از رسیدگی فارغ  میگردد و پرونده  را از دادگاه خارج مینماید).
قانون گذار در ماده  ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی، قرارهای قاطع قابل تجدیدنظر را بیان نموده است که عبارتند از:
” الف)قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواست از دادگاه صادر شود
 ب)قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا
ج) قرار سقوط دعوا
د) قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا“
کدام دسته از آرا ،حتی اگر در دعاوی قابل تجدید نظر هم صادر شوند اما قابلیت تجدیدنظر خواهی ندارند؟
برخی از آرا هستند که  حتی اگر در دعاوی قابل تجدیدنظر هم صادر شوند باز هم قابل تجدید نظر خواهی نیستند، این موارد استثنائاتی هستند که در آراء قابل تجدید نظر وجود دارند و عبارتند از:

اقرار نسبت به خواسته دعوا: گاهی در دادگاه  نسبت به خواسته دعوا، (آنچه که خواهان دعوا، خواستار آن است ) اقرار صورت می گیرد، چنانچه چنین اقراری خاتمه دهنده دعوا باشد، نسبت به چنین دعاوی تجدید نظر خواهی اعمال نمی شود.
طرفین نظر کارشناس یا کارشناسان را خاتمه دهنده دعوا اعلام نمایند: گاهی آرایی از محکمه صادر می شود که  مستند این آراء نظریه یک یا چند کارشناس رسمی می باشد، چنانچه طرفین دعوا به طور کلی، رای این کارشناسان را خاتمه دهنده دعوا بدانند، چنین آرایی  دیگرقابلیت تجدیدنظرخواهی ندارند.
اسقاط حق تجدید نظر خواهی به صورت کتبی توسط طرفین: گاهی طرفین دعوا حق تجدید نظرخواهی خود را در دعوا کتبا ساقط می نمایند، در چنین مواقعی ،حتی اگر رای  صادره،قابل تجدید نظرهم باشد به دلیل ساقط کردن این حق توسط طرفین، قابلیت تجدید نظر خود را از دست میدهد.

البته لازم به ذکر است  که….
اگرچه آرا فوق قابل تجدید نظر نمیباشند اما چنانچه دادگاه ،صالح به رسیدگی نباشد یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی را نداشته باشد. این آرا نیز قابل تجدید نظر محسوب میگردند.

 سوال: چگونه ممکن است دادگاه یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی به دعوا را نداشته باشند؟
پاسخ: برخی از دعاوی هستند که در صلاحیت ذاتی برخی از دادگاه ها می باشند، و دادگاه های دیگر به هیچ عنوان نمی توانند به این دعاوی رسیدگی نمایند که در این صورت چنانچه  در چنین دادگاه هایی که صلاحیت ذاتی ندارند دعوایی مطرح شود دادگاه مزبور، دعوای مطروحه را به علت عدم صلاحیت ذاتی رد می نماید.
گاهی نیز دادگاه رسیدگی کننده به دعوا صالح می باشد اما دادرس دادگاه بنا به دلایلی که در قانون احصا شده است، همچون وجود قرابت نسبی یا سببی با یکی از طرفین دعوا و…  ممکن است در رسیدگی وی ،به دعوای مطروحه ،شبهه ایجاد شود، از این رو قانونگذار چنین مقرر نموده است که چنین دادرسی که جهات رد دادرس را دارا می‌باشد از رسیدگی امتناع نماید.

استثنا : آراء دادگاهها در موارد فوق قابل تجدید نظر میباشد.

محکوم علیه تا چه مهلتی میتواند نسبت به حکم صادره از مرحله بدوی درخواست تجدیدنظر نماید؟
اگرچه قانون گذار، این حق  را به محکوم علیه اعطا نموده است که بتواند از دعوای مطروحه در مرحله بدوی، تجدید نظر خواهی به عمل بیاورد اما برای اعمال این حق مهلت در نظرگرفته است و چنانچه محکوم علیه در مهلت تعیین شده توسط قانون از حق تجدیدنظرخواهی خود استفاده ننماید، عدم استفاده  وی از حق مزبور به منزله انصراف وی از تجدید نظر خواهی می باشد.
قانون گذاردر ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی مهلت تجدیدنظر را برای اصحاب دعوا مشخص نموده است، مهلت مزبور برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاصی که مقیم خارج از کشور می باشند دو ماه از تاریخ ابلاغ رای یا پایان یافتن مدت رسیدگی غیابی است.
آیا مهلتی که قانون جهت  تجدید نظر خواهی اعطا کرده است، قابل تغییر است؟
مهلت مزبور قابل تمدید نمی باشد اما گاهی وقایعی رخ می دهد که این وقایع  باعث می شود مهلت جدیدی جهت تجدیدنظرخواهی اعطا شود که البته بایستی وقایع مزبور قبل ازانقضای مهلت تجدید نظر رخ دهد،
این وقایع را درچند حالت میتوان مورد بررسی قرار داد:

چنانچه افرادی که حق تجدیدنظرخواهی دارند ،پیش از اینکه مهلت تجدید نظر به اتمام برسد ،ورشکسته شوند، مهلت جدید تجدید نظر از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار به مدیر تصفیه آغاز می شود.
گاهی به فردی حق تجدیدنظرخواهی تعلق می گیرد اما پیش از اینکه از حق مزبور استفاده نماید تجدیدنظرخواه فوت می نماید در این صورت حق تجدید نظر خواهی وی زائل نمی گردد بلکه مهلت تجدیدنظرخواهی  جدید از تاریخ ابلاغ به وراث  درنظر گرفته می شود.

ذکر این نکته لازم است که، تجدیدنظرخواه نباید در مدت مزبور تقاضای تجدیدنظر را مطرح نموده باشد چرا که چنانچه تقاضا را مطرح نموده باشد پس از فوت وی مهلت جدیدی به وراث داده نخواهد شد و تنها به  آنها اخطار می شود که جهت ادامه دادرسی حضور یابند.

در برخی  مواقع در مهلت تجدیدنظر خواهی که به فردی اعطا می شود،تجدید نظر خواه محجور می گردد. در چنین مواقعی مهلت جدیدی جهت تجدید نظر خواهی در نظر گرفته می‌شود و آغاز مهلت تجدید نظرخواهی جدید ،  از زمان ابلاغ به قیم محجور  لحاظ میشود.
چنانچه طرفین یک دعوا جهت انجام امور دارای نماینده باشند در چنین مواقعی مهلت تجدید نظر از زمان ابلاغ به نماینده آغاز می شود. اما چنانچه در این مهلت ،سمت نماینده زائل گردد، در این صورت مهلت بیست روزه جدیدی در نظر گرفته می شود و به صاحب سمت جدید ،جهت تجدید نظر خواهی داده میشود.

چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت، تقدیم شود چه میشود؟
چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت قانونی ،مشخص شده  در قانون تقدیم شود،به وسیله قراری که از دادگاه بدوی صادر میشود ،دادخواست مزبور رد میگردد.البته قرار مزبور در مهلتی بیست روزه قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر میباشد.

 لازم به ذکر است که….
 رای دادگاه  قطعی میباشد.البته بایستی موردی را که تجدیدنظرخواه در تقدیم دادخواست خارج از مهلت دارای عذر موجه میباشد را استثنا نمود.

  جهت تجدید نظر خواهی چه تشریفاتی باید رعایت گردد؟
تجدیدنظرخواهی نیز همچون بسیاری از دعاوی با تقدیم دادخواست آغاز می گردد، تجدید نظر خواه دادخواست  مزبور را بسته به موقعیتی که در آن قرار دارد، ممکن است به دفتر دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدید نظر و یا به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است تسلیم نماید.

لازم به  ذکر است که تاریخ تجدید نظر خواهی نیز از زمان تقدیم دادخواست های مزبور به هر کدام از مراجع اغاز میشود.

دادخواستی که به دفتر ارائه می شود،ممکن است کامل یا ناقص باشد.

چنانچه  دادخواست ناقص باشد: مدیر دفتر جهت تکمیل آن اقدام مینماید.
چنانچه دادخواست کامل باشد: مدیر دفتر وارد مرحله دیگری میشود و دادخواست را به همراه منضمات آن برای تجدید نظر خواه ارسال مینماید.تجدیدنظرخواه ده روز فرصت دارد که به دادخواست مزبور پاسخ دهد و چه پاسخ  بدهد و چه پاسخ ندهد ،پاسخ وی به دادگاه تجدید نظر جهت رسیدگی فرستاده میشود.

سپس دادگاه تجدیدنظر وارد رسیدگی میشود و نهایتا رای صادر مینماید.
 آثار تجدید نظر خواهی 
 تجدید نظر خواهی یکی از روش های عادی شکایت از آرا می باشد. بنابراین اثراتی بر آن مترتب می باشد که بررسی این اثرات میپردازیم.

تجدیدنظر خواهی دارای اثر انتقالی است: اولین اثر تجدید نظر خواهی این است که به رسیدگی دادگاه بدوی خاتمه میدهد و زمانی که دادگاه بدوی رای قاطعی را صادر میکند در حقیقت دیگر از رسیدگی فراغت می یابد.زمانی که پرونده ای مورد تجدید نظر قرار می‌گیرد ،پرونده مذکور با تمام جنبه های آن مورد بازنگری مجدد قرار میگیرد و قاضی مکلف است از هر زاویه ای  پرونده مربوطه را مورد بررسی مجدد قرار دهد، به این امر اثر انتقالی تجدید نظر خواهی گفته میشود.

با توجه به اثر انتقالی دعاوی در مرحله تجدید نظر،ذکر این نکته نیز ضروری است که ادعای جدید در مرحله تجدید نظر پذیرفته نمی شود. چرا که تجدیدنظر ،رسیدگی دوباره به همان امری است که در مرحله بدوی وجود داشته است و بنابراین نمیتوان امر دیگری را که در مرحله تجدیدنظر درباره آن صحبت نشده است ،در مرحله  تجدید نظر مورد بررسی قرار داد.

تجدید نظرخواهی دارای اثر تعلیقی است: به منظور تجدید نظرخواهی به تجدید نظرخواه مهلت ۲۰ روزه ای داده میشود، در این مواقع تا اتمام این مهلت رای دادگاه بدوی اجرا نمی گردد و بایستی اجرای رای موکول به اتمام مدت تجدیدنظرخواهی و یا نتیجه دادگاه تجدید نظرگردد که به این حالت اثر تعلیقی تجدید نظرخواهی گفته میشود.

 در چه مواردی امکان درخواست تجدیدنظرخواهی وجود دارد؟
قانون گذار مواردی را که میتوان در آنها تجدید نظر خواهی را درخواست نمود در قانون بیان نموده است و این امر را در ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی  چنین مقرر نموده است:
“الف) ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه
ب) ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود
ج) عدم توجه به دلایل ابرازی
د) ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادرکننده رای
ه) ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و مقررات قانونی“

 قانون گذار در قانون ،موارد تجدید نظر  را در نظر گرفته است اما لازم به ذکر است که موارد بیان شده در قانون تنها مواردی که میتوان از آنها تجدید نظر خواهی به عمل آورد نیستند بلکه میتوان به جهات دیگری نیز از محکمه تقاضای تجدید نظر نمود و چنانچه تجدیدنظرخواهی به یکی از جهات فوق صورت گیرد مانع از این نیست که محکمه به جهات دیگر توجه نماید.

 چه شرایطی جهت طرح دعوا در مرحله تجدید نظر باید وجود داشته باشد؟
جهت طرح دعوا در دادگاه تجدیدنظر لازم است که :

نسبت به دعوای مزبور دردادگاه بدوی رسیدگی صورت گرفته باشد.
لازم است از رای صادره در مرحله بدوی درخواست تجدید نظر خواهی شود.
بایستی موضوع مورد تجدیدنظر خواهی قید گردد و دادگاه تجدید نظر بایستی نسبت به همان موضوعات رسیدگی نماید.

  چنانچه رای صادره از مرحله بدوی دارای دو قسمت باشد و تنها نسبت به یک قسمت آن تقاضای تجدید نظر خواهی صورت گیرد، در چنین مواقعی دادگاه مجاز به اظهار نظر نسبت به قسمتی که درباره آن تقاضای تجدیدنظر نشده است نمیباشد.

اصحاب دعوای تجدیدنظر چه کسانی هستند؟
بدیهی است که  اصحاب دعوای تجدیدنظر همان اصحاب دعوای مرحله بدوی میباشند اما ممکن است در دعوای تجدید نظر اشخاص ثالث  نیز  ورود پیدا نمایند.که البته ورود این افراد، هم به عنوان تجدید نظر خواه مجاز است و هم ممکن است در دعوای تجدید نظر جلب شوند ک تجدید نظر خوانده محسوب میشوند.
آیا شخص ثالث نیز میتواند در مرحله تجدید نظر وارد شود؟
شخص ثالث می تواند تا زمانی که دادرسی خاتمه نیافته است وارد دعوا شود. وی می تواند به عنوان شخصی، اصالتا اقامه دعوا نماید و یا اینکه حق خود را در محقق شدن یکی از اصحاب دعوا بدانند که در این صورت به او وارد ثالث تبعی گفته می شود. البته فردی که به عنوان شخص ثالث در مرحله تجدید نظر ورود پیدا می کند از حقوق خود نسبت به دو درجه ای بودن رسیدگی (رسیدگی بدوی وسپس تجدیدنظر) صرف نظر نموده است.
ذکر این نکته نیز لازم است که…
 چنانچه فردی ،قیم شخصی صغیر باشد و با این عنوان در مرحله بدوی دخالت داشته باشد می تواند در مرحله تجدید نظر به عنوان شخص ثالث اقامه دعوا نماید.
ذکر یک نکته مهم:

جلب شخص ثالث در مرحله تجدیدنظر تا پایان جلسه دادرسی امکان پذیر است.در این مرحله بر خلاف ورود ثالث، اجبارا فرد جلب شده از دو درجه ای بودن رسیدگی محروم میگردد. و حتی با وجود اینکه مشخص شود در مرحله بدوی هم امکان جلب وجود داشته است مانع از جلب شخص ثالث در مرحله تجدید نظر نیست.

هزینه دادرسی در تجدید نظرخواهی چه میزان است؟
هزینه دادرسی دعوای مالی در دادگاه تجدیدنظر چهار ونیم درصد محکوم به است.

تجدیدنظرخواهی یکی از طرق عادی اعتراض به آراء محاکم می باشد.به عبارت دیگر رایی که ازمرحله بدوی صادر میگردد مورد بازنگری مجدد قرار میگیرد و چنانچه دادگاه تجدیدنظر رای صادره از مرحله بدوی را صحیح بداند، آن را تایید مینماید،در غیر این صورت رای صادره را نقض و مجدد مورد بررسی قرار میدهد. البته چنانچه آرای صادره از مرحله بدوی حکم باشد یا قرار، در نوع برخورد دادگاه تجدید نظر تفاوت ایجاد می نماید.در ادامه ، این موضوع تشریح میگردد.

افراد جهت احقاق حق خود ، چنانچه با  مسئله ای  مواجه شوند که نتوانند آن را حل و فصل نمایند جهت حل آن به محکمه رجوع می نمایند. اولین مرحله  رسیدگی دادگاه را اصطلاحاً مرحله بدوی می نامند که منظور همان مرحله ابتدایی است که برای اولین بار به امر مزبور رسیدگی می نماید. اصل کلی بر این است که در این مرحله ، بعد از اینکه رسیدگی انجام شد رای قطعی صادر میگردد ، اما در مواردی قانونگذار چنین مقرر کرده است که  بعضی از آراء صادره را دوباره بتوان مورد بازنگری قرار داد. به چنین بازنگری در قانون تجدید نظر خواهی گفته می شود. که چنانچه به معنای تحت اللفظی  آن هم توجه شود،به معنای این است که مجدداً نسبت به یک رای اظهار نظر صورت گیرد.

 در حقیقت تجدید نظر خواهی شانس دوباره ای است که به محکوم علیه داده می شود تا بتواند بار دیگر ، دعوایی که در آن محکوم شده است را مورد بازنگری قرار دهد و از این طریق بتواند رای محکمه را به نفع خود برگرداند .

گاهی بسیاری از افراد از بیم اینکه مبادا در رای صادره از تجدید نظر ضرری متوجه آنها گردد، از این امر خودداری می نمایند. درصورتیکه به هیچ وجه  چنین نیست و دلیل اصلی تجدید نظر خواهی این است که چنانچه حقی  از محکوم علیه ضایع گردیده باشد با بررسی مجدد ،به وی اعاده گردد، نه اینکه امر سنگین تری نسبت به مرحله ابتدایی بر محکوم علیه بار شود. فلذا تجدیدنظرخواهی روشی جهت اصلاح رای بدوی می باشد.

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

قانون گذار حق تجدیدنظرخواهی را به برخی از آرا اعطا نموده است و  این  آرا شامل برخی از احکام و برخی از قرارهای دادگاه می باشد که قانون گذار این موارد را در قانون احصا نموده است، و مواد ۳۳۱ و ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی را به این امر اختصاص داده است. احکام قابل تجدید نظرعبارتند از:

چنانچه خواسته محکوم علیه و یا بهای آن، سه میلیون ریال باشد قابل تجدید نظر نمی باشد.

در کنار احکام قابل تجدید نظر، برخی از قرارها نیز که از دادگاه بدوی صادر می شود قابل تجدید نظر خواهی می باشند، البته بایستی جز قرارهای قاطعی باشند که از دادگاه صادر میشوند. (منظور از قرار قاطع قرارهایی است که به موضوع دعوا خاتمه  میدهد و دادرس دادگاه با صدور این نوع قرار از رسیدگی فارغ  میگردد و پرونده  را از دادگاه خارج مینماید).

قانون گذار در ماده  ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی، قرارهای قاطع قابل تجدیدنظر را بیان نموده است که عبارتند از:

” الف)قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواست از دادگاه صادر شود

 ب)قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا

ج) قرار سقوط دعوا

د) قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا“

برخی از آرا هستند که  حتی اگر در دعاوی قابل تجدیدنظر هم صادر شوند باز هم قابل تجدید نظر خواهی نیستند، این موارد استثنائاتی هستند که در آراء قابل تجدید نظر وجود دارند و عبارتند از:

البته لازم به ذکر است  که….

اگرچه آرا فوق قابل تجدید نظر نمیباشند اما چنانچه دادگاه ،صالح به رسیدگی نباشد یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی را نداشته باشد. این آرا نیز قابل تجدید نظر محسوب میگردند.

 سوال: چگونه ممکن است دادگاه یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی به دعوا را نداشته باشند؟

پاسخ: برخی از دعاوی هستند که در صلاحیت ذاتی برخی از دادگاه ها می باشند، و دادگاه های دیگر به هیچ عنوان نمی توانند به این دعاوی رسیدگی نمایند که در این صورت چنانچه  در چنین دادگاه هایی که صلاحیت ذاتی ندارند دعوایی مطرح شود دادگاه مزبور، دعوای مطروحه را به علت عدم صلاحیت ذاتی رد می نماید.

گاهی نیز دادگاه رسیدگی کننده به دعوا صالح می باشد اما دادرس دادگاه بنا به دلایلی که در قانون احصا شده است، همچون وجود قرابت نسبی یا سببی با یکی از طرفین دعوا و…  ممکن است در رسیدگی وی ،به دعوای مطروحه ،شبهه ایجاد شود، از این رو قانونگذار چنین مقرر نموده است که چنین دادرسی که جهات رد دادرس را دارا می‌باشد از رسیدگی امتناع نماید.

استثنا : آراء دادگاهها در موارد فوق قابل تجدید نظر میباشد.

اگرچه قانون گذار، این حق  را به محکوم علیه اعطا نموده است که بتواند از دعوای مطروحه در مرحله بدوی، تجدید نظر خواهی به عمل بیاورد اما برای اعمال این حق مهلت در نظرگرفته است و چنانچه محکوم علیه در مهلت تعیین شده توسط قانون از حق تجدیدنظرخواهی خود استفاده ننماید، عدم استفاده  وی از حق مزبور به منزله انصراف وی از تجدید نظر خواهی می باشد.

قانون گذاردر ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی مهلت تجدیدنظر را برای اصحاب دعوا مشخص نموده است، مهلت مزبور برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاصی که مقیم خارج از کشور می باشند دو ماه از تاریخ ابلاغ رای یا پایان یافتن مدت رسیدگی غیابی است.

مهلت مزبور قابل تمدید نمی باشد اما گاهی وقایعی رخ می دهد که این وقایع  باعث می شود مهلت جدیدی جهت تجدیدنظرخواهی اعطا شود که البته بایستی وقایع مزبور قبل ازانقضای مهلت تجدید نظر رخ دهد،

این وقایع را درچند حالت میتوان مورد بررسی قرار داد:

ذکر این نکته لازم است که، تجدیدنظرخواه نباید در مدت مزبور تقاضای تجدیدنظر را مطرح نموده باشد چرا که چنانچه تقاضا را مطرح نموده باشد پس از فوت وی مهلت جدیدی به وراث داده نخواهد شد و تنها به  آنها اخطار می شود که جهت ادامه دادرسی حضور یابند.

چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت قانونی ،مشخص شده  در قانون تقدیم شود،به وسیله قراری که از دادگاه بدوی صادر میشود ،دادخواست مزبور رد میگردد.البته قرار مزبور در مهلتی بیست روزه قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر میباشد.

 لازم به ذکر است که….

 رای دادگاه  قطعی میباشد.البته بایستی موردی را که تجدیدنظرخواه در تقدیم دادخواست خارج از مهلت دارای عذر موجه میباشد را استثنا نمود.

تجدیدنظرخواهی نیز همچون بسیاری از دعاوی با تقدیم دادخواست آغاز می گردد، تجدید نظر خواه دادخواست  مزبور را بسته به موقعیتی که در آن قرار دارد، ممکن است به دفتر دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدید نظر و یا به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است تسلیم نماید.

لازم به  ذکر است که تاریخ تجدید نظر خواهی نیز از زمان تقدیم دادخواست های مزبور به هر کدام از مراجع اغاز میشود.

دادخواستی که به دفتر ارائه می شود،ممکن است کامل یا ناقص باشد.

سپس دادگاه تجدیدنظر وارد رسیدگی میشود و نهایتا رای صادر مینماید.

 تجدید نظر خواهی یکی از روش های عادی شکایت از آرا می باشد. بنابراین اثراتی بر آن مترتب می باشد که بررسی این اثرات میپردازیم.

با توجه به اثر انتقالی دعاوی در مرحله تجدید نظر،ذکر این نکته نیز ضروری است که ادعای جدید در مرحله تجدید نظر پذیرفته نمی شود. چرا که تجدیدنظر ،رسیدگی دوباره به همان امری است که در مرحله بدوی وجود داشته است و بنابراین نمیتوان امر دیگری را که در مرحله تجدیدنظر درباره آن صحبت نشده است ،در مرحله  تجدید نظر مورد بررسی قرار داد.

قانون گذار مواردی را که میتوان در آنها تجدید نظر خواهی را درخواست نمود در قانون بیان نموده است و این امر را در ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی  چنین مقرر نموده است:

“الف) ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه

ب) ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود

ج) عدم توجه به دلایل ابرازی

د) ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادرکننده رای

ه) ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و مقررات قانونی“

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

 قانون گذار در قانون ،موارد تجدید نظر  را در نظر گرفته است اما لازم به ذکر است که موارد بیان شده در قانون تنها مواردی که میتوان از آنها تجدید نظر خواهی به عمل آورد نیستند بلکه میتوان به جهات دیگری نیز از محکمه تقاضای تجدید نظر نمود و چنانچه تجدیدنظرخواهی به یکی از جهات فوق صورت گیرد مانع از این نیست که محکمه به جهات دیگر توجه نماید.

جهت طرح دعوا در دادگاه تجدیدنظر لازم است که :

  چنانچه رای صادره از مرحله بدوی دارای دو قسمت باشد و تنها نسبت به یک قسمت آن تقاضای تجدید نظر خواهی صورت گیرد، در چنین مواقعی دادگاه مجاز به اظهار نظر نسبت به قسمتی که درباره آن تقاضای تجدیدنظر نشده است نمیباشد.

بدیهی است که  اصحاب دعوای تجدیدنظر همان اصحاب دعوای مرحله بدوی میباشند اما ممکن است در دعوای تجدید نظر اشخاص ثالث  نیز  ورود پیدا نمایند.که البته ورود این افراد، هم به عنوان تجدید نظر خواه مجاز است و هم ممکن است در دعوای تجدید نظر جلب شوند ک تجدید نظر خوانده محسوب میشوند.

شخص ثالث می تواند تا زمانی که دادرسی خاتمه نیافته است وارد دعوا شود. وی می تواند به عنوان شخصی، اصالتا اقامه دعوا نماید و یا اینکه حق خود را در محقق شدن یکی از اصحاب دعوا بدانند که در این صورت به او وارد ثالث تبعی گفته می شود. البته فردی که به عنوان شخص ثالث در مرحله تجدید نظر ورود پیدا می کند از حقوق خود نسبت به دو درجه ای بودن رسیدگی (رسیدگی بدوی وسپس تجدیدنظر) صرف نظر نموده است.

ذکر این نکته نیز لازم است که…

 چنانچه فردی ،قیم شخصی صغیر باشد و با این عنوان در مرحله بدوی دخالت داشته باشد می تواند در مرحله تجدید نظر به عنوان شخص ثالث اقامه دعوا نماید.

ذکر یک نکته مهم:

جلب شخص ثالث در مرحله تجدیدنظر تا پایان جلسه دادرسی امکان پذیر است.در این مرحله بر خلاف ورود ثالث، اجبارا فرد جلب شده از دو درجه ای بودن رسیدگی محروم میگردد. و حتی با وجود اینکه مشخص شود در مرحله بدوی هم امکان جلب وجود داشته است مانع از جلب شخص ثالث در مرحله تجدید نظر نیست.

هزینه دادرسی دعوای مالی در دادگاه تجدیدنظر چهار ونیم درصد محکوم به است.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرستادن دیدگاه

Δ

مار ا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

دعاوی بانکی

دعاوی ملکی

اراضی ملی ، منابع طبیعی

دعاوی گمرک

قاچاق کالا و ارز

دعاوی حمل و نقل

دعاوی تعزیرات حکومتی

دعاوی پیمانکاری

دعاوی مشارکت در ساخت

دعاوی بورس

دعاوی مالیاتی

اجاره ، سرقفلی ، حق کسب یا پیشه

دعاوی ثبتی

دعاوی وقفی

دعاوی شهرداری

تماس با ما

درباره ما

مشاوره حقوقی

داوری

تنظیم قرارداد

وکالت دعاوی

تهران ، میدان تجریش، خیابان دکتر باهنر ، روبه روی آتش نشانی پلاک 32 طبقه اول واحد 6 شرقی

09123034393

09126029277

22740104 – 021

22740103 – 021

info(at)hamilaw(dot)ir

تمامی حقوق این وب سایت برای موسسه حقوقی بین المللی دادپویان حامی محفوظ است . کپی به هر شکل غیر مجاز و غیر قانونی است.

Copyright @2014-2021 Hamilaw.ir

واخواهی و اعتراض به رای غیابی در آیین دادرسی مدنی
تجدید نظرخواهی در قانون آیین دادرسی مدنی
فرجام خواهی و آراء قابل فرجام در آیین دادرسی مدنی
اعاده دادرسی در دعاوی حقوقی
اعاده دادرسی از طریق خلاف بین شرع
اصلاح رای
تجدید نظر خواهی در قانون آیین دادرسی مدنیتجدیدنظرخواهی یکی از طرق عادی اعتراض به آراء محاکم می باشد.به عبارت دیگر رایی که ازمرحله بدوی صادر میگردد مورد بازنگری مجدد قرار میگیرد و چنانچه دادگاه تجدیدنظر رای صادره از مرحله بدوی را صحیح بداند، آن را تایید مینماید،در غیر این صورت رای صادره را نقض و مجدد مورد بررسی قرار میدهد. البته چنانچه آرای صادره از مرحله بدوی حکم باشد یا قرار، در نوع برخورد دادگاه تجدید نظر تفاوت ایجاد می نماید.در ادامه ، این موضوع تشریح میگردد.

هدف از تجدید نظرخواهی از آراء محاکم چیست؟  چه آرایی قابلیت تجدیدنظر خواهی دارند؟کدام دسته از آرا ،حتی اگر در دعاوی قابل تجدید نظر هم صادر شوند اما قابلیت تجدیدنظر خواهی ندارند؟ محکوم علیه تا چه مهلتی میتواند نسبت به حکم صادره از مرحله بدوی درخواست تجدیدنظر نماید؟آیا مهلتی که قانون جهت  تجدید نظر خواهی اعطا کرده است، قابل تغییر است؟چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت، تقدیم شود چه میشود؟  جهت تجدید نظر خواهی چه تشریفاتی باید رعایت گردد؟ آثار تجدید نظر خواهی  در چه مواردی امکان درخواست تجدیدنظرخواهی وجود دارد؟ چه شرایطی جهت طرح دعوا در مرحله تجدید نظر باید وجود داشته باشد؟اصحاب دعوای تجدیدنظر چه کسانی هستند؟آیا شخص ثالث نیز میتواند در مرحله تجدید نظر وارد شود؟هزینه دادرسی در تجدید نظرخواهی چه میزان است؟
هدف از تجدید نظرخواهی از آراء محاکم چیست؟
افراد جهت احقاق حق خود ، چنانچه با  مسئله ای  مواجه شوند که نتوانند آن را حل و فصل نمایند جهت حل آن به محکمه رجوع می نمایند. اولین مرحله  رسیدگی دادگاه را اصطلاحاً مرحله بدوی می نامند که منظور همان مرحله ابتدایی است که برای اولین بار به امر مزبور رسیدگی می نماید. اصل کلی بر این است که در این مرحله ، بعد از اینکه رسیدگی انجام شد رای قطعی صادر میگردد ، اما در مواردی قانونگذار چنین مقرر کرده است که  بعضی از آراء صادره را دوباره بتوان مورد بازنگری قرار داد. به چنین بازنگری در قانون تجدید نظر خواهی گفته می شود. که چنانچه به معنای تحت اللفظی  آن هم توجه شود،به معنای این است که مجدداً نسبت به یک رای اظهار نظر صورت گیرد.

 در حقیقت تجدید نظر خواهی شانس دوباره ای است که به محکوم علیه داده می شود تا بتواند بار دیگر ، دعوایی که در آن محکوم شده است را مورد بازنگری قرار دهد و از این طریق بتواند رای محکمه را به نفع خود برگرداند .

گاهی بسیاری از افراد از بیم اینکه مبادا در رای صادره از تجدید نظر ضرری متوجه آنها گردد، از این امر خودداری می نمایند. درصورتیکه به هیچ وجه  چنین نیست و دلیل اصلی تجدید نظر خواهی این است که چنانچه حقی  از محکوم علیه ضایع گردیده باشد با بررسی مجدد ،به وی اعاده گردد، نه اینکه امر سنگین تری نسبت به مرحله ابتدایی بر محکوم علیه بار شود. فلذا تجدیدنظرخواهی روشی جهت اصلاح رای بدوی می باشد.
 چه آرایی قابلیت تجدیدنظر خواهی دارند؟
قانون گذار حق تجدیدنظرخواهی را به برخی از آرا اعطا نموده است و  این  آرا شامل برخی از احکام و برخی از قرارهای دادگاه می باشد که قانون گذار این موارد را در قانون احصا نموده است، و مواد ۳۳۱ و ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی را به این امر اختصاص داده است. احکام قابل تجدید نظرعبارتند از:

کلیه آرایی که در دعاوی غیر مالی صادر می شود قابل تجدیدنظر می باشد.
چنانچه دعوای مالی مطرح شود و محکوم علیه قصد  تجدید نظر خواهی از آن را داشته باشد بایستی ارزش آنچه که محکوم علیه  در دادخواست مطالبه کرده است ویا بهای آن بیشتر از سه میلیون ریال باشد.

چنانچه خواسته محکوم علیه و یا بهای آن، سه میلیون ریال باشد قابل تجدید نظر نمی باشد.

گاهی حکمی در محکمه صادر می شود و محکوم علیه قصد دارد نسبت به متفرعات آن دعوا تجدید نظرخواهی انجام دهد، در این صورت چنانچه حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدید نظر باشد، تجدید نظر نسبت به متفرعات چنین دعوایی نیز امکان پذیر است.

در کنار احکام قابل تجدید نظر، برخی از قرارها نیز که از دادگاه بدوی صادر می شود قابل تجدید نظر خواهی می باشند، البته بایستی جز قرارهای قاطعی باشند که از دادگاه صادر میشوند. (منظور از قرار قاطع قرارهایی است که به موضوع دعوا خاتمه  میدهد و دادرس دادگاه با صدور این نوع قرار از رسیدگی فارغ  میگردد و پرونده  را از دادگاه خارج مینماید).
قانون گذار در ماده  ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی، قرارهای قاطع قابل تجدیدنظر را بیان نموده است که عبارتند از:
” الف)قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواست از دادگاه صادر شود
 ب)قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا
ج) قرار سقوط دعوا
د) قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا“
کدام دسته از آرا ،حتی اگر در دعاوی قابل تجدید نظر هم صادر شوند اما قابلیت تجدیدنظر خواهی ندارند؟
برخی از آرا هستند که  حتی اگر در دعاوی قابل تجدیدنظر هم صادر شوند باز هم قابل تجدید نظر خواهی نیستند، این موارد استثنائاتی هستند که در آراء قابل تجدید نظر وجود دارند و عبارتند از:

اقرار نسبت به خواسته دعوا: گاهی در دادگاه  نسبت به خواسته دعوا، (آنچه که خواهان دعوا، خواستار آن است ) اقرار صورت می گیرد، چنانچه چنین اقراری خاتمه دهنده دعوا باشد، نسبت به چنین دعاوی تجدید نظر خواهی اعمال نمی شود.
طرفین نظر کارشناس یا کارشناسان را خاتمه دهنده دعوا اعلام نمایند: گاهی آرایی از محکمه صادر می شود که  مستند این آراء نظریه یک یا چند کارشناس رسمی می باشد، چنانچه طرفین دعوا به طور کلی، رای این کارشناسان را خاتمه دهنده دعوا بدانند، چنین آرایی  دیگرقابلیت تجدیدنظرخواهی ندارند.
اسقاط حق تجدید نظر خواهی به صورت کتبی توسط طرفین: گاهی طرفین دعوا حق تجدید نظرخواهی خود را در دعوا کتبا ساقط می نمایند، در چنین مواقعی ،حتی اگر رای  صادره،قابل تجدید نظرهم باشد به دلیل ساقط کردن این حق توسط طرفین، قابلیت تجدید نظر خود را از دست میدهد.

البته لازم به ذکر است  که….
اگرچه آرا فوق قابل تجدید نظر نمیباشند اما چنانچه دادگاه ،صالح به رسیدگی نباشد یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی را نداشته باشد. این آرا نیز قابل تجدید نظر محسوب میگردند.

 سوال: چگونه ممکن است دادگاه یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی به دعوا را نداشته باشند؟
پاسخ: برخی از دعاوی هستند که در صلاحیت ذاتی برخی از دادگاه ها می باشند، و دادگاه های دیگر به هیچ عنوان نمی توانند به این دعاوی رسیدگی نمایند که در این صورت چنانچه  در چنین دادگاه هایی که صلاحیت ذاتی ندارند دعوایی مطرح شود دادگاه مزبور، دعوای مطروحه را به علت عدم صلاحیت ذاتی رد می نماید.
گاهی نیز دادگاه رسیدگی کننده به دعوا صالح می باشد اما دادرس دادگاه بنا به دلایلی که در قانون احصا شده است، همچون وجود قرابت نسبی یا سببی با یکی از طرفین دعوا و…  ممکن است در رسیدگی وی ،به دعوای مطروحه ،شبهه ایجاد شود، از این رو قانونگذار چنین مقرر نموده است که چنین دادرسی که جهات رد دادرس را دارا می‌باشد از رسیدگی امتناع نماید.

استثنا : آراء دادگاهها در موارد فوق قابل تجدید نظر میباشد.

محکوم علیه تا چه مهلتی میتواند نسبت به حکم صادره از مرحله بدوی درخواست تجدیدنظر نماید؟
اگرچه قانون گذار، این حق  را به محکوم علیه اعطا نموده است که بتواند از دعوای مطروحه در مرحله بدوی، تجدید نظر خواهی به عمل بیاورد اما برای اعمال این حق مهلت در نظرگرفته است و چنانچه محکوم علیه در مهلت تعیین شده توسط قانون از حق تجدیدنظرخواهی خود استفاده ننماید، عدم استفاده  وی از حق مزبور به منزله انصراف وی از تجدید نظر خواهی می باشد.
قانون گذاردر ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی مهلت تجدیدنظر را برای اصحاب دعوا مشخص نموده است، مهلت مزبور برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاصی که مقیم خارج از کشور می باشند دو ماه از تاریخ ابلاغ رای یا پایان یافتن مدت رسیدگی غیابی است.
آیا مهلتی که قانون جهت  تجدید نظر خواهی اعطا کرده است، قابل تغییر است؟
مهلت مزبور قابل تمدید نمی باشد اما گاهی وقایعی رخ می دهد که این وقایع  باعث می شود مهلت جدیدی جهت تجدیدنظرخواهی اعطا شود که البته بایستی وقایع مزبور قبل ازانقضای مهلت تجدید نظر رخ دهد،
این وقایع را درچند حالت میتوان مورد بررسی قرار داد:

چنانچه افرادی که حق تجدیدنظرخواهی دارند ،پیش از اینکه مهلت تجدید نظر به اتمام برسد ،ورشکسته شوند، مهلت جدید تجدید نظر از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار به مدیر تصفیه آغاز می شود.
گاهی به فردی حق تجدیدنظرخواهی تعلق می گیرد اما پیش از اینکه از حق مزبور استفاده نماید تجدیدنظرخواه فوت می نماید در این صورت حق تجدید نظر خواهی وی زائل نمی گردد بلکه مهلت تجدیدنظرخواهی  جدید از تاریخ ابلاغ به وراث  درنظر گرفته می شود.

ذکر این نکته لازم است که، تجدیدنظرخواه نباید در مدت مزبور تقاضای تجدیدنظر را مطرح نموده باشد چرا که چنانچه تقاضا را مطرح نموده باشد پس از فوت وی مهلت جدیدی به وراث داده نخواهد شد و تنها به  آنها اخطار می شود که جهت ادامه دادرسی حضور یابند.

در برخی  مواقع در مهلت تجدیدنظر خواهی که به فردی اعطا می شود،تجدید نظر خواه محجور می گردد. در چنین مواقعی مهلت جدیدی جهت تجدید نظر خواهی در نظر گرفته می‌شود و آغاز مهلت تجدید نظرخواهی جدید ،  از زمان ابلاغ به قیم محجور  لحاظ میشود.
چنانچه طرفین یک دعوا جهت انجام امور دارای نماینده باشند در چنین مواقعی مهلت تجدید نظر از زمان ابلاغ به نماینده آغاز می شود. اما چنانچه در این مهلت ،سمت نماینده زائل گردد، در این صورت مهلت بیست روزه جدیدی در نظر گرفته می شود و به صاحب سمت جدید ،جهت تجدید نظر خواهی داده میشود.

چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت، تقدیم شود چه میشود؟
چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت قانونی ،مشخص شده  در قانون تقدیم شود،به وسیله قراری که از دادگاه بدوی صادر میشود ،دادخواست مزبور رد میگردد.البته قرار مزبور در مهلتی بیست روزه قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر میباشد.

 لازم به ذکر است که….
 رای دادگاه  قطعی میباشد.البته بایستی موردی را که تجدیدنظرخواه در تقدیم دادخواست خارج از مهلت دارای عذر موجه میباشد را استثنا نمود.

  جهت تجدید نظر خواهی چه تشریفاتی باید رعایت گردد؟
تجدیدنظرخواهی نیز همچون بسیاری از دعاوی با تقدیم دادخواست آغاز می گردد، تجدید نظر خواه دادخواست  مزبور را بسته به موقعیتی که در آن قرار دارد، ممکن است به دفتر دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدید نظر و یا به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است تسلیم نماید.

لازم به  ذکر است که تاریخ تجدید نظر خواهی نیز از زمان تقدیم دادخواست های مزبور به هر کدام از مراجع اغاز میشود.

دادخواستی که به دفتر ارائه می شود،ممکن است کامل یا ناقص باشد.

چنانچه  دادخواست ناقص باشد: مدیر دفتر جهت تکمیل آن اقدام مینماید.
چنانچه دادخواست کامل باشد: مدیر دفتر وارد مرحله دیگری میشود و دادخواست را به همراه منضمات آن برای تجدید نظر خواه ارسال مینماید.تجدیدنظرخواه ده روز فرصت دارد که به دادخواست مزبور پاسخ دهد و چه پاسخ  بدهد و چه پاسخ ندهد ،پاسخ وی به دادگاه تجدید نظر جهت رسیدگی فرستاده میشود.

سپس دادگاه تجدیدنظر وارد رسیدگی میشود و نهایتا رای صادر مینماید.
 آثار تجدید نظر خواهی 
 تجدید نظر خواهی یکی از روش های عادی شکایت از آرا می باشد. بنابراین اثراتی بر آن مترتب می باشد که بررسی این اثرات میپردازیم.

تجدیدنظر خواهی دارای اثر انتقالی است: اولین اثر تجدید نظر خواهی این است که به رسیدگی دادگاه بدوی خاتمه میدهد و زمانی که دادگاه بدوی رای قاطعی را صادر میکند در حقیقت دیگر از رسیدگی فراغت می یابد.زمانی که پرونده ای مورد تجدید نظر قرار می‌گیرد ،پرونده مذکور با تمام جنبه های آن مورد بازنگری مجدد قرار میگیرد و قاضی مکلف است از هر زاویه ای  پرونده مربوطه را مورد بررسی مجدد قرار دهد، به این امر اثر انتقالی تجدید نظر خواهی گفته میشود.

با توجه به اثر انتقالی دعاوی در مرحله تجدید نظر،ذکر این نکته نیز ضروری است که ادعای جدید در مرحله تجدید نظر پذیرفته نمی شود. چرا که تجدیدنظر ،رسیدگی دوباره به همان امری است که در مرحله بدوی وجود داشته است و بنابراین نمیتوان امر دیگری را که در مرحله تجدیدنظر درباره آن صحبت نشده است ،در مرحله  تجدید نظر مورد بررسی قرار داد.

تجدید نظرخواهی دارای اثر تعلیقی است: به منظور تجدید نظرخواهی به تجدید نظرخواه مهلت ۲۰ روزه ای داده میشود، در این مواقع تا اتمام این مهلت رای دادگاه بدوی اجرا نمی گردد و بایستی اجرای رای موکول به اتمام مدت تجدیدنظرخواهی و یا نتیجه دادگاه تجدید نظرگردد که به این حالت اثر تعلیقی تجدید نظرخواهی گفته میشود.

 در چه مواردی امکان درخواست تجدیدنظرخواهی وجود دارد؟
قانون گذار مواردی را که میتوان در آنها تجدید نظر خواهی را درخواست نمود در قانون بیان نموده است و این امر را در ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی  چنین مقرر نموده است:
“الف) ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه
ب) ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود
ج) عدم توجه به دلایل ابرازی
د) ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادرکننده رای
ه) ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و مقررات قانونی“

 قانون گذار در قانون ،موارد تجدید نظر  را در نظر گرفته است اما لازم به ذکر است که موارد بیان شده در قانون تنها مواردی که میتوان از آنها تجدید نظر خواهی به عمل آورد نیستند بلکه میتوان به جهات دیگری نیز از محکمه تقاضای تجدید نظر نمود و چنانچه تجدیدنظرخواهی به یکی از جهات فوق صورت گیرد مانع از این نیست که محکمه به جهات دیگر توجه نماید.

 چه شرایطی جهت طرح دعوا در مرحله تجدید نظر باید وجود داشته باشد؟
جهت طرح دعوا در دادگاه تجدیدنظر لازم است که :

نسبت به دعوای مزبور دردادگاه بدوی رسیدگی صورت گرفته باشد.
لازم است از رای صادره در مرحله بدوی درخواست تجدید نظر خواهی شود.
بایستی موضوع مورد تجدیدنظر خواهی قید گردد و دادگاه تجدید نظر بایستی نسبت به همان موضوعات رسیدگی نماید.

  چنانچه رای صادره از مرحله بدوی دارای دو قسمت باشد و تنها نسبت به یک قسمت آن تقاضای تجدید نظر خواهی صورت گیرد، در چنین مواقعی دادگاه مجاز به اظهار نظر نسبت به قسمتی که درباره آن تقاضای تجدیدنظر نشده است نمیباشد.

اصحاب دعوای تجدیدنظر چه کسانی هستند؟
بدیهی است که  اصحاب دعوای تجدیدنظر همان اصحاب دعوای مرحله بدوی میباشند اما ممکن است در دعوای تجدید نظر اشخاص ثالث  نیز  ورود پیدا نمایند.که البته ورود این افراد، هم به عنوان تجدید نظر خواه مجاز است و هم ممکن است در دعوای تجدید نظر جلب شوند ک تجدید نظر خوانده محسوب میشوند.
آیا شخص ثالث نیز میتواند در مرحله تجدید نظر وارد شود؟
شخص ثالث می تواند تا زمانی که دادرسی خاتمه نیافته است وارد دعوا شود. وی می تواند به عنوان شخصی، اصالتا اقامه دعوا نماید و یا اینکه حق خود را در محقق شدن یکی از اصحاب دعوا بدانند که در این صورت به او وارد ثالث تبعی گفته می شود. البته فردی که به عنوان شخص ثالث در مرحله تجدید نظر ورود پیدا می کند از حقوق خود نسبت به دو درجه ای بودن رسیدگی (رسیدگی بدوی وسپس تجدیدنظر) صرف نظر نموده است.
ذکر این نکته نیز لازم است که…
 چنانچه فردی ،قیم شخصی صغیر باشد و با این عنوان در مرحله بدوی دخالت داشته باشد می تواند در مرحله تجدید نظر به عنوان شخص ثالث اقامه دعوا نماید.
ذکر یک نکته مهم:

جلب شخص ثالث در مرحله تجدیدنظر تا پایان جلسه دادرسی امکان پذیر است.در این مرحله بر خلاف ورود ثالث، اجبارا فرد جلب شده از دو درجه ای بودن رسیدگی محروم میگردد. و حتی با وجود اینکه مشخص شود در مرحله بدوی هم امکان جلب وجود داشته است مانع از جلب شخص ثالث در مرحله تجدید نظر نیست.

هزینه دادرسی در تجدید نظرخواهی چه میزان است؟
هزینه دادرسی دعوای مالی در دادگاه تجدیدنظر چهار ونیم درصد محکوم به است.

تجدیدنظرخواهی یکی از طرق عادی اعتراض به آراء محاکم می باشد.به عبارت دیگر رایی که ازمرحله بدوی صادر میگردد مورد بازنگری مجدد قرار میگیرد و چنانچه دادگاه تجدیدنظر رای صادره از مرحله بدوی را صحیح بداند، آن را تایید مینماید،در غیر این صورت رای صادره را نقض و مجدد مورد بررسی قرار میدهد. البته چنانچه آرای صادره از مرحله بدوی حکم باشد یا قرار، در نوع برخورد دادگاه تجدید نظر تفاوت ایجاد می نماید.در ادامه ، این موضوع تشریح میگردد.

افراد جهت احقاق حق خود ، چنانچه با  مسئله ای  مواجه شوند که نتوانند آن را حل و فصل نمایند جهت حل آن به محکمه رجوع می نمایند. اولین مرحله  رسیدگی دادگاه را اصطلاحاً مرحله بدوی می نامند که منظور همان مرحله ابتدایی است که برای اولین بار به امر مزبور رسیدگی می نماید. اصل کلی بر این است که در این مرحله ، بعد از اینکه رسیدگی انجام شد رای قطعی صادر میگردد ، اما در مواردی قانونگذار چنین مقرر کرده است که  بعضی از آراء صادره را دوباره بتوان مورد بازنگری قرار داد. به چنین بازنگری در قانون تجدید نظر خواهی گفته می شود. که چنانچه به معنای تحت اللفظی  آن هم توجه شود،به معنای این است که مجدداً نسبت به یک رای اظهار نظر صورت گیرد.

 در حقیقت تجدید نظر خواهی شانس دوباره ای است که به محکوم علیه داده می شود تا بتواند بار دیگر ، دعوایی که در آن محکوم شده است را مورد بازنگری قرار دهد و از این طریق بتواند رای محکمه را به نفع خود برگرداند .

گاهی بسیاری از افراد از بیم اینکه مبادا در رای صادره از تجدید نظر ضرری متوجه آنها گردد، از این امر خودداری می نمایند. درصورتیکه به هیچ وجه  چنین نیست و دلیل اصلی تجدید نظر خواهی این است که چنانچه حقی  از محکوم علیه ضایع گردیده باشد با بررسی مجدد ،به وی اعاده گردد، نه اینکه امر سنگین تری نسبت به مرحله ابتدایی بر محکوم علیه بار شود. فلذا تجدیدنظرخواهی روشی جهت اصلاح رای بدوی می باشد.

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

قانون گذار حق تجدیدنظرخواهی را به برخی از آرا اعطا نموده است و  این  آرا شامل برخی از احکام و برخی از قرارهای دادگاه می باشد که قانون گذار این موارد را در قانون احصا نموده است، و مواد ۳۳۱ و ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی را به این امر اختصاص داده است. احکام قابل تجدید نظرعبارتند از:

چنانچه خواسته محکوم علیه و یا بهای آن، سه میلیون ریال باشد قابل تجدید نظر نمی باشد.

در کنار احکام قابل تجدید نظر، برخی از قرارها نیز که از دادگاه بدوی صادر می شود قابل تجدید نظر خواهی می باشند، البته بایستی جز قرارهای قاطعی باشند که از دادگاه صادر میشوند. (منظور از قرار قاطع قرارهایی است که به موضوع دعوا خاتمه  میدهد و دادرس دادگاه با صدور این نوع قرار از رسیدگی فارغ  میگردد و پرونده  را از دادگاه خارج مینماید).

قانون گذار در ماده  ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی، قرارهای قاطع قابل تجدیدنظر را بیان نموده است که عبارتند از:

” الف)قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواست از دادگاه صادر شود

 ب)قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا

ج) قرار سقوط دعوا

د) قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا“

برخی از آرا هستند که  حتی اگر در دعاوی قابل تجدیدنظر هم صادر شوند باز هم قابل تجدید نظر خواهی نیستند، این موارد استثنائاتی هستند که در آراء قابل تجدید نظر وجود دارند و عبارتند از:

البته لازم به ذکر است  که….

اگرچه آرا فوق قابل تجدید نظر نمیباشند اما چنانچه دادگاه ،صالح به رسیدگی نباشد یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی را نداشته باشد. این آرا نیز قابل تجدید نظر محسوب میگردند.

 سوال: چگونه ممکن است دادگاه یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی به دعوا را نداشته باشند؟

پاسخ: برخی از دعاوی هستند که در صلاحیت ذاتی برخی از دادگاه ها می باشند، و دادگاه های دیگر به هیچ عنوان نمی توانند به این دعاوی رسیدگی نمایند که در این صورت چنانچه  در چنین دادگاه هایی که صلاحیت ذاتی ندارند دعوایی مطرح شود دادگاه مزبور، دعوای مطروحه را به علت عدم صلاحیت ذاتی رد می نماید.

گاهی نیز دادگاه رسیدگی کننده به دعوا صالح می باشد اما دادرس دادگاه بنا به دلایلی که در قانون احصا شده است، همچون وجود قرابت نسبی یا سببی با یکی از طرفین دعوا و…  ممکن است در رسیدگی وی ،به دعوای مطروحه ،شبهه ایجاد شود، از این رو قانونگذار چنین مقرر نموده است که چنین دادرسی که جهات رد دادرس را دارا می‌باشد از رسیدگی امتناع نماید.

استثنا : آراء دادگاهها در موارد فوق قابل تجدید نظر میباشد.

اگرچه قانون گذار، این حق  را به محکوم علیه اعطا نموده است که بتواند از دعوای مطروحه در مرحله بدوی، تجدید نظر خواهی به عمل بیاورد اما برای اعمال این حق مهلت در نظرگرفته است و چنانچه محکوم علیه در مهلت تعیین شده توسط قانون از حق تجدیدنظرخواهی خود استفاده ننماید، عدم استفاده  وی از حق مزبور به منزله انصراف وی از تجدید نظر خواهی می باشد.

قانون گذاردر ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی مهلت تجدیدنظر را برای اصحاب دعوا مشخص نموده است، مهلت مزبور برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاصی که مقیم خارج از کشور می باشند دو ماه از تاریخ ابلاغ رای یا پایان یافتن مدت رسیدگی غیابی است.

مهلت مزبور قابل تمدید نمی باشد اما گاهی وقایعی رخ می دهد که این وقایع  باعث می شود مهلت جدیدی جهت تجدیدنظرخواهی اعطا شود که البته بایستی وقایع مزبور قبل ازانقضای مهلت تجدید نظر رخ دهد،

این وقایع را درچند حالت میتوان مورد بررسی قرار داد:

ذکر این نکته لازم است که، تجدیدنظرخواه نباید در مدت مزبور تقاضای تجدیدنظر را مطرح نموده باشد چرا که چنانچه تقاضا را مطرح نموده باشد پس از فوت وی مهلت جدیدی به وراث داده نخواهد شد و تنها به  آنها اخطار می شود که جهت ادامه دادرسی حضور یابند.

چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت قانونی ،مشخص شده  در قانون تقدیم شود،به وسیله قراری که از دادگاه بدوی صادر میشود ،دادخواست مزبور رد میگردد.البته قرار مزبور در مهلتی بیست روزه قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر میباشد.

 لازم به ذکر است که….

 رای دادگاه  قطعی میباشد.البته بایستی موردی را که تجدیدنظرخواه در تقدیم دادخواست خارج از مهلت دارای عذر موجه میباشد را استثنا نمود.

تجدیدنظرخواهی نیز همچون بسیاری از دعاوی با تقدیم دادخواست آغاز می گردد، تجدید نظر خواه دادخواست  مزبور را بسته به موقعیتی که در آن قرار دارد، ممکن است به دفتر دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدید نظر و یا به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است تسلیم نماید.

لازم به  ذکر است که تاریخ تجدید نظر خواهی نیز از زمان تقدیم دادخواست های مزبور به هر کدام از مراجع اغاز میشود.

دادخواستی که به دفتر ارائه می شود،ممکن است کامل یا ناقص باشد.

سپس دادگاه تجدیدنظر وارد رسیدگی میشود و نهایتا رای صادر مینماید.

 تجدید نظر خواهی یکی از روش های عادی شکایت از آرا می باشد. بنابراین اثراتی بر آن مترتب می باشد که بررسی این اثرات میپردازیم.

با توجه به اثر انتقالی دعاوی در مرحله تجدید نظر،ذکر این نکته نیز ضروری است که ادعای جدید در مرحله تجدید نظر پذیرفته نمی شود. چرا که تجدیدنظر ،رسیدگی دوباره به همان امری است که در مرحله بدوی وجود داشته است و بنابراین نمیتوان امر دیگری را که در مرحله تجدیدنظر درباره آن صحبت نشده است ،در مرحله  تجدید نظر مورد بررسی قرار داد.

قانون گذار مواردی را که میتوان در آنها تجدید نظر خواهی را درخواست نمود در قانون بیان نموده است و این امر را در ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی  چنین مقرر نموده است:

“الف) ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه

ب) ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود

ج) عدم توجه به دلایل ابرازی

د) ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادرکننده رای

ه) ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و مقررات قانونی“

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

 قانون گذار در قانون ،موارد تجدید نظر  را در نظر گرفته است اما لازم به ذکر است که موارد بیان شده در قانون تنها مواردی که میتوان از آنها تجدید نظر خواهی به عمل آورد نیستند بلکه میتوان به جهات دیگری نیز از محکمه تقاضای تجدید نظر نمود و چنانچه تجدیدنظرخواهی به یکی از جهات فوق صورت گیرد مانع از این نیست که محکمه به جهات دیگر توجه نماید.

جهت طرح دعوا در دادگاه تجدیدنظر لازم است که :

  چنانچه رای صادره از مرحله بدوی دارای دو قسمت باشد و تنها نسبت به یک قسمت آن تقاضای تجدید نظر خواهی صورت گیرد، در چنین مواقعی دادگاه مجاز به اظهار نظر نسبت به قسمتی که درباره آن تقاضای تجدیدنظر نشده است نمیباشد.

بدیهی است که  اصحاب دعوای تجدیدنظر همان اصحاب دعوای مرحله بدوی میباشند اما ممکن است در دعوای تجدید نظر اشخاص ثالث  نیز  ورود پیدا نمایند.که البته ورود این افراد، هم به عنوان تجدید نظر خواه مجاز است و هم ممکن است در دعوای تجدید نظر جلب شوند ک تجدید نظر خوانده محسوب میشوند.

شخص ثالث می تواند تا زمانی که دادرسی خاتمه نیافته است وارد دعوا شود. وی می تواند به عنوان شخصی، اصالتا اقامه دعوا نماید و یا اینکه حق خود را در محقق شدن یکی از اصحاب دعوا بدانند که در این صورت به او وارد ثالث تبعی گفته می شود. البته فردی که به عنوان شخص ثالث در مرحله تجدید نظر ورود پیدا می کند از حقوق خود نسبت به دو درجه ای بودن رسیدگی (رسیدگی بدوی وسپس تجدیدنظر) صرف نظر نموده است.

ذکر این نکته نیز لازم است که…

 چنانچه فردی ،قیم شخصی صغیر باشد و با این عنوان در مرحله بدوی دخالت داشته باشد می تواند در مرحله تجدید نظر به عنوان شخص ثالث اقامه دعوا نماید.

ذکر یک نکته مهم:

جلب شخص ثالث در مرحله تجدیدنظر تا پایان جلسه دادرسی امکان پذیر است.در این مرحله بر خلاف ورود ثالث، اجبارا فرد جلب شده از دو درجه ای بودن رسیدگی محروم میگردد. و حتی با وجود اینکه مشخص شود در مرحله بدوی هم امکان جلب وجود داشته است مانع از جلب شخص ثالث در مرحله تجدید نظر نیست.

هزینه دادرسی دعوای مالی در دادگاه تجدیدنظر چهار ونیم درصد محکوم به است.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرستادن دیدگاه

Δ

مار ا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

دعاوی بانکی

دعاوی ملکی

اراضی ملی ، منابع طبیعی

دعاوی گمرک

قاچاق کالا و ارز

دعاوی حمل و نقل

دعاوی تعزیرات حکومتی

دعاوی پیمانکاری

دعاوی مشارکت در ساخت

دعاوی بورس

دعاوی مالیاتی

اجاره ، سرقفلی ، حق کسب یا پیشه

دعاوی ثبتی

دعاوی وقفی

دعاوی شهرداری

تماس با ما

درباره ما

مشاوره حقوقی

داوری

تنظیم قرارداد

وکالت دعاوی

تهران ، میدان تجریش، خیابان دکتر باهنر ، روبه روی آتش نشانی پلاک 32 طبقه اول واحد 6 شرقی

09123034393

09126029277

22740104 – 021

22740103 – 021

info(at)hamilaw(dot)ir

تمامی حقوق این وب سایت برای موسسه حقوقی بین المللی دادپویان حامی محفوظ است . کپی به هر شکل غیر مجاز و غیر قانونی است.

Copyright @2014-2021 Hamilaw.ir

واخواهی و اعتراض به رای غیابی در آیین دادرسی مدنی
تجدید نظرخواهی در قانون آیین دادرسی مدنی
فرجام خواهی و آراء قابل فرجام در آیین دادرسی مدنی
اعاده دادرسی در دعاوی حقوقی
اعاده دادرسی از طریق خلاف بین شرع
اصلاح رای
تجدید نظر خواهی در قانون آیین دادرسی مدنیتجدیدنظرخواهی یکی از طرق عادی اعتراض به آراء محاکم می باشد.به عبارت دیگر رایی که ازمرحله بدوی صادر میگردد مورد بازنگری مجدد قرار میگیرد و چنانچه دادگاه تجدیدنظر رای صادره از مرحله بدوی را صحیح بداند، آن را تایید مینماید،در غیر این صورت رای صادره را نقض و مجدد مورد بررسی قرار میدهد. البته چنانچه آرای صادره از مرحله بدوی حکم باشد یا قرار، در نوع برخورد دادگاه تجدید نظر تفاوت ایجاد می نماید.در ادامه ، این موضوع تشریح میگردد.

هدف از تجدید نظرخواهی از آراء محاکم چیست؟  چه آرایی قابلیت تجدیدنظر خواهی دارند؟کدام دسته از آرا ،حتی اگر در دعاوی قابل تجدید نظر هم صادر شوند اما قابلیت تجدیدنظر خواهی ندارند؟ محکوم علیه تا چه مهلتی میتواند نسبت به حکم صادره از مرحله بدوی درخواست تجدیدنظر نماید؟آیا مهلتی که قانون جهت  تجدید نظر خواهی اعطا کرده است، قابل تغییر است؟چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت، تقدیم شود چه میشود؟  جهت تجدید نظر خواهی چه تشریفاتی باید رعایت گردد؟ آثار تجدید نظر خواهی  در چه مواردی امکان درخواست تجدیدنظرخواهی وجود دارد؟ چه شرایطی جهت طرح دعوا در مرحله تجدید نظر باید وجود داشته باشد؟اصحاب دعوای تجدیدنظر چه کسانی هستند؟آیا شخص ثالث نیز میتواند در مرحله تجدید نظر وارد شود؟هزینه دادرسی در تجدید نظرخواهی چه میزان است؟
هدف از تجدید نظرخواهی از آراء محاکم چیست؟
افراد جهت احقاق حق خود ، چنانچه با  مسئله ای  مواجه شوند که نتوانند آن را حل و فصل نمایند جهت حل آن به محکمه رجوع می نمایند. اولین مرحله  رسیدگی دادگاه را اصطلاحاً مرحله بدوی می نامند که منظور همان مرحله ابتدایی است که برای اولین بار به امر مزبور رسیدگی می نماید. اصل کلی بر این است که در این مرحله ، بعد از اینکه رسیدگی انجام شد رای قطعی صادر میگردد ، اما در مواردی قانونگذار چنین مقرر کرده است که  بعضی از آراء صادره را دوباره بتوان مورد بازنگری قرار داد. به چنین بازنگری در قانون تجدید نظر خواهی گفته می شود. که چنانچه به معنای تحت اللفظی  آن هم توجه شود،به معنای این است که مجدداً نسبت به یک رای اظهار نظر صورت گیرد.

 در حقیقت تجدید نظر خواهی شانس دوباره ای است که به محکوم علیه داده می شود تا بتواند بار دیگر ، دعوایی که در آن محکوم شده است را مورد بازنگری قرار دهد و از این طریق بتواند رای محکمه را به نفع خود برگرداند .

گاهی بسیاری از افراد از بیم اینکه مبادا در رای صادره از تجدید نظر ضرری متوجه آنها گردد، از این امر خودداری می نمایند. درصورتیکه به هیچ وجه  چنین نیست و دلیل اصلی تجدید نظر خواهی این است که چنانچه حقی  از محکوم علیه ضایع گردیده باشد با بررسی مجدد ،به وی اعاده گردد، نه اینکه امر سنگین تری نسبت به مرحله ابتدایی بر محکوم علیه بار شود. فلذا تجدیدنظرخواهی روشی جهت اصلاح رای بدوی می باشد.
 چه آرایی قابلیت تجدیدنظر خواهی دارند؟
قانون گذار حق تجدیدنظرخواهی را به برخی از آرا اعطا نموده است و  این  آرا شامل برخی از احکام و برخی از قرارهای دادگاه می باشد که قانون گذار این موارد را در قانون احصا نموده است، و مواد ۳۳۱ و ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی را به این امر اختصاص داده است. احکام قابل تجدید نظرعبارتند از:

کلیه آرایی که در دعاوی غیر مالی صادر می شود قابل تجدیدنظر می باشد.
چنانچه دعوای مالی مطرح شود و محکوم علیه قصد  تجدید نظر خواهی از آن را داشته باشد بایستی ارزش آنچه که محکوم علیه  در دادخواست مطالبه کرده است ویا بهای آن بیشتر از سه میلیون ریال باشد.

چنانچه خواسته محکوم علیه و یا بهای آن، سه میلیون ریال باشد قابل تجدید نظر نمی باشد.

گاهی حکمی در محکمه صادر می شود و محکوم علیه قصد دارد نسبت به متفرعات آن دعوا تجدید نظرخواهی انجام دهد، در این صورت چنانچه حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدید نظر باشد، تجدید نظر نسبت به متفرعات چنین دعوایی نیز امکان پذیر است.

در کنار احکام قابل تجدید نظر، برخی از قرارها نیز که از دادگاه بدوی صادر می شود قابل تجدید نظر خواهی می باشند، البته بایستی جز قرارهای قاطعی باشند که از دادگاه صادر میشوند. (منظور از قرار قاطع قرارهایی است که به موضوع دعوا خاتمه  میدهد و دادرس دادگاه با صدور این نوع قرار از رسیدگی فارغ  میگردد و پرونده  را از دادگاه خارج مینماید).
قانون گذار در ماده  ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی، قرارهای قاطع قابل تجدیدنظر را بیان نموده است که عبارتند از:
” الف)قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواست از دادگاه صادر شود
 ب)قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا
ج) قرار سقوط دعوا
د) قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا“
کدام دسته از آرا ،حتی اگر در دعاوی قابل تجدید نظر هم صادر شوند اما قابلیت تجدیدنظر خواهی ندارند؟
برخی از آرا هستند که  حتی اگر در دعاوی قابل تجدیدنظر هم صادر شوند باز هم قابل تجدید نظر خواهی نیستند، این موارد استثنائاتی هستند که در آراء قابل تجدید نظر وجود دارند و عبارتند از:

اقرار نسبت به خواسته دعوا: گاهی در دادگاه  نسبت به خواسته دعوا، (آنچه که خواهان دعوا، خواستار آن است ) اقرار صورت می گیرد، چنانچه چنین اقراری خاتمه دهنده دعوا باشد، نسبت به چنین دعاوی تجدید نظر خواهی اعمال نمی شود.
طرفین نظر کارشناس یا کارشناسان را خاتمه دهنده دعوا اعلام نمایند: گاهی آرایی از محکمه صادر می شود که  مستند این آراء نظریه یک یا چند کارشناس رسمی می باشد، چنانچه طرفین دعوا به طور کلی، رای این کارشناسان را خاتمه دهنده دعوا بدانند، چنین آرایی  دیگرقابلیت تجدیدنظرخواهی ندارند.
اسقاط حق تجدید نظر خواهی به صورت کتبی توسط طرفین: گاهی طرفین دعوا حق تجدید نظرخواهی خود را در دعوا کتبا ساقط می نمایند، در چنین مواقعی ،حتی اگر رای  صادره،قابل تجدید نظرهم باشد به دلیل ساقط کردن این حق توسط طرفین، قابلیت تجدید نظر خود را از دست میدهد.

البته لازم به ذکر است  که….
اگرچه آرا فوق قابل تجدید نظر نمیباشند اما چنانچه دادگاه ،صالح به رسیدگی نباشد یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی را نداشته باشد. این آرا نیز قابل تجدید نظر محسوب میگردند.

 سوال: چگونه ممکن است دادگاه یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی به دعوا را نداشته باشند؟
پاسخ: برخی از دعاوی هستند که در صلاحیت ذاتی برخی از دادگاه ها می باشند، و دادگاه های دیگر به هیچ عنوان نمی توانند به این دعاوی رسیدگی نمایند که در این صورت چنانچه  در چنین دادگاه هایی که صلاحیت ذاتی ندارند دعوایی مطرح شود دادگاه مزبور، دعوای مطروحه را به علت عدم صلاحیت ذاتی رد می نماید.
گاهی نیز دادگاه رسیدگی کننده به دعوا صالح می باشد اما دادرس دادگاه بنا به دلایلی که در قانون احصا شده است، همچون وجود قرابت نسبی یا سببی با یکی از طرفین دعوا و…  ممکن است در رسیدگی وی ،به دعوای مطروحه ،شبهه ایجاد شود، از این رو قانونگذار چنین مقرر نموده است که چنین دادرسی که جهات رد دادرس را دارا می‌باشد از رسیدگی امتناع نماید.

استثنا : آراء دادگاهها در موارد فوق قابل تجدید نظر میباشد.

محکوم علیه تا چه مهلتی میتواند نسبت به حکم صادره از مرحله بدوی درخواست تجدیدنظر نماید؟
اگرچه قانون گذار، این حق  را به محکوم علیه اعطا نموده است که بتواند از دعوای مطروحه در مرحله بدوی، تجدید نظر خواهی به عمل بیاورد اما برای اعمال این حق مهلت در نظرگرفته است و چنانچه محکوم علیه در مهلت تعیین شده توسط قانون از حق تجدیدنظرخواهی خود استفاده ننماید، عدم استفاده  وی از حق مزبور به منزله انصراف وی از تجدید نظر خواهی می باشد.
قانون گذاردر ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی مهلت تجدیدنظر را برای اصحاب دعوا مشخص نموده است، مهلت مزبور برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاصی که مقیم خارج از کشور می باشند دو ماه از تاریخ ابلاغ رای یا پایان یافتن مدت رسیدگی غیابی است.
آیا مهلتی که قانون جهت  تجدید نظر خواهی اعطا کرده است، قابل تغییر است؟
مهلت مزبور قابل تمدید نمی باشد اما گاهی وقایعی رخ می دهد که این وقایع  باعث می شود مهلت جدیدی جهت تجدیدنظرخواهی اعطا شود که البته بایستی وقایع مزبور قبل ازانقضای مهلت تجدید نظر رخ دهد،
این وقایع را درچند حالت میتوان مورد بررسی قرار داد:

چنانچه افرادی که حق تجدیدنظرخواهی دارند ،پیش از اینکه مهلت تجدید نظر به اتمام برسد ،ورشکسته شوند، مهلت جدید تجدید نظر از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار به مدیر تصفیه آغاز می شود.
گاهی به فردی حق تجدیدنظرخواهی تعلق می گیرد اما پیش از اینکه از حق مزبور استفاده نماید تجدیدنظرخواه فوت می نماید در این صورت حق تجدید نظر خواهی وی زائل نمی گردد بلکه مهلت تجدیدنظرخواهی  جدید از تاریخ ابلاغ به وراث  درنظر گرفته می شود.

ذکر این نکته لازم است که، تجدیدنظرخواه نباید در مدت مزبور تقاضای تجدیدنظر را مطرح نموده باشد چرا که چنانچه تقاضا را مطرح نموده باشد پس از فوت وی مهلت جدیدی به وراث داده نخواهد شد و تنها به  آنها اخطار می شود که جهت ادامه دادرسی حضور یابند.

در برخی  مواقع در مهلت تجدیدنظر خواهی که به فردی اعطا می شود،تجدید نظر خواه محجور می گردد. در چنین مواقعی مهلت جدیدی جهت تجدید نظر خواهی در نظر گرفته می‌شود و آغاز مهلت تجدید نظرخواهی جدید ،  از زمان ابلاغ به قیم محجور  لحاظ میشود.
چنانچه طرفین یک دعوا جهت انجام امور دارای نماینده باشند در چنین مواقعی مهلت تجدید نظر از زمان ابلاغ به نماینده آغاز می شود. اما چنانچه در این مهلت ،سمت نماینده زائل گردد، در این صورت مهلت بیست روزه جدیدی در نظر گرفته می شود و به صاحب سمت جدید ،جهت تجدید نظر خواهی داده میشود.

چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت، تقدیم شود چه میشود؟
چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت قانونی ،مشخص شده  در قانون تقدیم شود،به وسیله قراری که از دادگاه بدوی صادر میشود ،دادخواست مزبور رد میگردد.البته قرار مزبور در مهلتی بیست روزه قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر میباشد.

 لازم به ذکر است که….
 رای دادگاه  قطعی میباشد.البته بایستی موردی را که تجدیدنظرخواه در تقدیم دادخواست خارج از مهلت دارای عذر موجه میباشد را استثنا نمود.

  جهت تجدید نظر خواهی چه تشریفاتی باید رعایت گردد؟
تجدیدنظرخواهی نیز همچون بسیاری از دعاوی با تقدیم دادخواست آغاز می گردد، تجدید نظر خواه دادخواست  مزبور را بسته به موقعیتی که در آن قرار دارد، ممکن است به دفتر دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدید نظر و یا به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است تسلیم نماید.

لازم به  ذکر است که تاریخ تجدید نظر خواهی نیز از زمان تقدیم دادخواست های مزبور به هر کدام از مراجع اغاز میشود.

دادخواستی که به دفتر ارائه می شود،ممکن است کامل یا ناقص باشد.

چنانچه  دادخواست ناقص باشد: مدیر دفتر جهت تکمیل آن اقدام مینماید.
چنانچه دادخواست کامل باشد: مدیر دفتر وارد مرحله دیگری میشود و دادخواست را به همراه منضمات آن برای تجدید نظر خواه ارسال مینماید.تجدیدنظرخواه ده روز فرصت دارد که به دادخواست مزبور پاسخ دهد و چه پاسخ  بدهد و چه پاسخ ندهد ،پاسخ وی به دادگاه تجدید نظر جهت رسیدگی فرستاده میشود.

سپس دادگاه تجدیدنظر وارد رسیدگی میشود و نهایتا رای صادر مینماید.
 آثار تجدید نظر خواهی 
 تجدید نظر خواهی یکی از روش های عادی شکایت از آرا می باشد. بنابراین اثراتی بر آن مترتب می باشد که بررسی این اثرات میپردازیم.

تجدیدنظر خواهی دارای اثر انتقالی است: اولین اثر تجدید نظر خواهی این است که به رسیدگی دادگاه بدوی خاتمه میدهد و زمانی که دادگاه بدوی رای قاطعی را صادر میکند در حقیقت دیگر از رسیدگی فراغت می یابد.زمانی که پرونده ای مورد تجدید نظر قرار می‌گیرد ،پرونده مذکور با تمام جنبه های آن مورد بازنگری مجدد قرار میگیرد و قاضی مکلف است از هر زاویه ای  پرونده مربوطه را مورد بررسی مجدد قرار دهد، به این امر اثر انتقالی تجدید نظر خواهی گفته میشود.

با توجه به اثر انتقالی دعاوی در مرحله تجدید نظر،ذکر این نکته نیز ضروری است که ادعای جدید در مرحله تجدید نظر پذیرفته نمی شود. چرا که تجدیدنظر ،رسیدگی دوباره به همان امری است که در مرحله بدوی وجود داشته است و بنابراین نمیتوان امر دیگری را که در مرحله تجدیدنظر درباره آن صحبت نشده است ،در مرحله  تجدید نظر مورد بررسی قرار داد.

تجدید نظرخواهی دارای اثر تعلیقی است: به منظور تجدید نظرخواهی به تجدید نظرخواه مهلت ۲۰ روزه ای داده میشود، در این مواقع تا اتمام این مهلت رای دادگاه بدوی اجرا نمی گردد و بایستی اجرای رای موکول به اتمام مدت تجدیدنظرخواهی و یا نتیجه دادگاه تجدید نظرگردد که به این حالت اثر تعلیقی تجدید نظرخواهی گفته میشود.

 در چه مواردی امکان درخواست تجدیدنظرخواهی وجود دارد؟
قانون گذار مواردی را که میتوان در آنها تجدید نظر خواهی را درخواست نمود در قانون بیان نموده است و این امر را در ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی  چنین مقرر نموده است:
“الف) ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه
ب) ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود
ج) عدم توجه به دلایل ابرازی
د) ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادرکننده رای
ه) ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و مقررات قانونی“

 قانون گذار در قانون ،موارد تجدید نظر  را در نظر گرفته است اما لازم به ذکر است که موارد بیان شده در قانون تنها مواردی که میتوان از آنها تجدید نظر خواهی به عمل آورد نیستند بلکه میتوان به جهات دیگری نیز از محکمه تقاضای تجدید نظر نمود و چنانچه تجدیدنظرخواهی به یکی از جهات فوق صورت گیرد مانع از این نیست که محکمه به جهات دیگر توجه نماید.

 چه شرایطی جهت طرح دعوا در مرحله تجدید نظر باید وجود داشته باشد؟
جهت طرح دعوا در دادگاه تجدیدنظر لازم است که :

نسبت به دعوای مزبور دردادگاه بدوی رسیدگی صورت گرفته باشد.
لازم است از رای صادره در مرحله بدوی درخواست تجدید نظر خواهی شود.
بایستی موضوع مورد تجدیدنظر خواهی قید گردد و دادگاه تجدید نظر بایستی نسبت به همان موضوعات رسیدگی نماید.

  چنانچه رای صادره از مرحله بدوی دارای دو قسمت باشد و تنها نسبت به یک قسمت آن تقاضای تجدید نظر خواهی صورت گیرد، در چنین مواقعی دادگاه مجاز به اظهار نظر نسبت به قسمتی که درباره آن تقاضای تجدیدنظر نشده است نمیباشد.

اصحاب دعوای تجدیدنظر چه کسانی هستند؟
بدیهی است که  اصحاب دعوای تجدیدنظر همان اصحاب دعوای مرحله بدوی میباشند اما ممکن است در دعوای تجدید نظر اشخاص ثالث  نیز  ورود پیدا نمایند.که البته ورود این افراد، هم به عنوان تجدید نظر خواه مجاز است و هم ممکن است در دعوای تجدید نظر جلب شوند ک تجدید نظر خوانده محسوب میشوند.
آیا شخص ثالث نیز میتواند در مرحله تجدید نظر وارد شود؟
شخص ثالث می تواند تا زمانی که دادرسی خاتمه نیافته است وارد دعوا شود. وی می تواند به عنوان شخصی، اصالتا اقامه دعوا نماید و یا اینکه حق خود را در محقق شدن یکی از اصحاب دعوا بدانند که در این صورت به او وارد ثالث تبعی گفته می شود. البته فردی که به عنوان شخص ثالث در مرحله تجدید نظر ورود پیدا می کند از حقوق خود نسبت به دو درجه ای بودن رسیدگی (رسیدگی بدوی وسپس تجدیدنظر) صرف نظر نموده است.
ذکر این نکته نیز لازم است که…
 چنانچه فردی ،قیم شخصی صغیر باشد و با این عنوان در مرحله بدوی دخالت داشته باشد می تواند در مرحله تجدید نظر به عنوان شخص ثالث اقامه دعوا نماید.
ذکر یک نکته مهم:

جلب شخص ثالث در مرحله تجدیدنظر تا پایان جلسه دادرسی امکان پذیر است.در این مرحله بر خلاف ورود ثالث، اجبارا فرد جلب شده از دو درجه ای بودن رسیدگی محروم میگردد. و حتی با وجود اینکه مشخص شود در مرحله بدوی هم امکان جلب وجود داشته است مانع از جلب شخص ثالث در مرحله تجدید نظر نیست.

هزینه دادرسی در تجدید نظرخواهی چه میزان است؟
هزینه دادرسی دعوای مالی در دادگاه تجدیدنظر چهار ونیم درصد محکوم به است.

تجدیدنظرخواهی یکی از طرق عادی اعتراض به آراء محاکم می باشد.به عبارت دیگر رایی که ازمرحله بدوی صادر میگردد مورد بازنگری مجدد قرار میگیرد و چنانچه دادگاه تجدیدنظر رای صادره از مرحله بدوی را صحیح بداند، آن را تایید مینماید،در غیر این صورت رای صادره را نقض و مجدد مورد بررسی قرار میدهد. البته چنانچه آرای صادره از مرحله بدوی حکم باشد یا قرار، در نوع برخورد دادگاه تجدید نظر تفاوت ایجاد می نماید.در ادامه ، این موضوع تشریح میگردد.

افراد جهت احقاق حق خود ، چنانچه با  مسئله ای  مواجه شوند که نتوانند آن را حل و فصل نمایند جهت حل آن به محکمه رجوع می نمایند. اولین مرحله  رسیدگی دادگاه را اصطلاحاً مرحله بدوی می نامند که منظور همان مرحله ابتدایی است که برای اولین بار به امر مزبور رسیدگی می نماید. اصل کلی بر این است که در این مرحله ، بعد از اینکه رسیدگی انجام شد رای قطعی صادر میگردد ، اما در مواردی قانونگذار چنین مقرر کرده است که  بعضی از آراء صادره را دوباره بتوان مورد بازنگری قرار داد. به چنین بازنگری در قانون تجدید نظر خواهی گفته می شود. که چنانچه به معنای تحت اللفظی  آن هم توجه شود،به معنای این است که مجدداً نسبت به یک رای اظهار نظر صورت گیرد.

 در حقیقت تجدید نظر خواهی شانس دوباره ای است که به محکوم علیه داده می شود تا بتواند بار دیگر ، دعوایی که در آن محکوم شده است را مورد بازنگری قرار دهد و از این طریق بتواند رای محکمه را به نفع خود برگرداند .

گاهی بسیاری از افراد از بیم اینکه مبادا در رای صادره از تجدید نظر ضرری متوجه آنها گردد، از این امر خودداری می نمایند. درصورتیکه به هیچ وجه  چنین نیست و دلیل اصلی تجدید نظر خواهی این است که چنانچه حقی  از محکوم علیه ضایع گردیده باشد با بررسی مجدد ،به وی اعاده گردد، نه اینکه امر سنگین تری نسبت به مرحله ابتدایی بر محکوم علیه بار شود. فلذا تجدیدنظرخواهی روشی جهت اصلاح رای بدوی می باشد.

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

قانون گذار حق تجدیدنظرخواهی را به برخی از آرا اعطا نموده است و  این  آرا شامل برخی از احکام و برخی از قرارهای دادگاه می باشد که قانون گذار این موارد را در قانون احصا نموده است، و مواد ۳۳۱ و ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی را به این امر اختصاص داده است. احکام قابل تجدید نظرعبارتند از:

چنانچه خواسته محکوم علیه و یا بهای آن، سه میلیون ریال باشد قابل تجدید نظر نمی باشد.

در کنار احکام قابل تجدید نظر، برخی از قرارها نیز که از دادگاه بدوی صادر می شود قابل تجدید نظر خواهی می باشند، البته بایستی جز قرارهای قاطعی باشند که از دادگاه صادر میشوند. (منظور از قرار قاطع قرارهایی است که به موضوع دعوا خاتمه  میدهد و دادرس دادگاه با صدور این نوع قرار از رسیدگی فارغ  میگردد و پرونده  را از دادگاه خارج مینماید).

قانون گذار در ماده  ۳۳۲ قانون آیین دادرسی مدنی، قرارهای قاطع قابل تجدیدنظر را بیان نموده است که عبارتند از:

” الف)قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواست از دادگاه صادر شود

 ب)قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا

ج) قرار سقوط دعوا

د) قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا“

برخی از آرا هستند که  حتی اگر در دعاوی قابل تجدیدنظر هم صادر شوند باز هم قابل تجدید نظر خواهی نیستند، این موارد استثنائاتی هستند که در آراء قابل تجدید نظر وجود دارند و عبارتند از:

البته لازم به ذکر است  که….

اگرچه آرا فوق قابل تجدید نظر نمیباشند اما چنانچه دادگاه ،صالح به رسیدگی نباشد یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی را نداشته باشد. این آرا نیز قابل تجدید نظر محسوب میگردند.

 سوال: چگونه ممکن است دادگاه یا قاضی دادگاه صلاحیت رسیدگی به دعوا را نداشته باشند؟

پاسخ: برخی از دعاوی هستند که در صلاحیت ذاتی برخی از دادگاه ها می باشند، و دادگاه های دیگر به هیچ عنوان نمی توانند به این دعاوی رسیدگی نمایند که در این صورت چنانچه  در چنین دادگاه هایی که صلاحیت ذاتی ندارند دعوایی مطرح شود دادگاه مزبور، دعوای مطروحه را به علت عدم صلاحیت ذاتی رد می نماید.

گاهی نیز دادگاه رسیدگی کننده به دعوا صالح می باشد اما دادرس دادگاه بنا به دلایلی که در قانون احصا شده است، همچون وجود قرابت نسبی یا سببی با یکی از طرفین دعوا و…  ممکن است در رسیدگی وی ،به دعوای مطروحه ،شبهه ایجاد شود، از این رو قانونگذار چنین مقرر نموده است که چنین دادرسی که جهات رد دادرس را دارا می‌باشد از رسیدگی امتناع نماید.

استثنا : آراء دادگاهها در موارد فوق قابل تجدید نظر میباشد.

اگرچه قانون گذار، این حق  را به محکوم علیه اعطا نموده است که بتواند از دعوای مطروحه در مرحله بدوی، تجدید نظر خواهی به عمل بیاورد اما برای اعمال این حق مهلت در نظرگرفته است و چنانچه محکوم علیه در مهلت تعیین شده توسط قانون از حق تجدیدنظرخواهی خود استفاده ننماید، عدم استفاده  وی از حق مزبور به منزله انصراف وی از تجدید نظر خواهی می باشد.

قانون گذاردر ماده ۳۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی مهلت تجدیدنظر را برای اصحاب دعوا مشخص نموده است، مهلت مزبور برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاصی که مقیم خارج از کشور می باشند دو ماه از تاریخ ابلاغ رای یا پایان یافتن مدت رسیدگی غیابی است.

مهلت مزبور قابل تمدید نمی باشد اما گاهی وقایعی رخ می دهد که این وقایع  باعث می شود مهلت جدیدی جهت تجدیدنظرخواهی اعطا شود که البته بایستی وقایع مزبور قبل ازانقضای مهلت تجدید نظر رخ دهد،

این وقایع را درچند حالت میتوان مورد بررسی قرار داد:

ذکر این نکته لازم است که، تجدیدنظرخواه نباید در مدت مزبور تقاضای تجدیدنظر را مطرح نموده باشد چرا که چنانچه تقاضا را مطرح نموده باشد پس از فوت وی مهلت جدیدی به وراث داده نخواهد شد و تنها به  آنها اخطار می شود که جهت ادامه دادرسی حضور یابند.

چنانچه دادخواست تجدیدنظر خارج از مهلت قانونی ،مشخص شده  در قانون تقدیم شود،به وسیله قراری که از دادگاه بدوی صادر میشود ،دادخواست مزبور رد میگردد.البته قرار مزبور در مهلتی بیست روزه قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر میباشد.

 لازم به ذکر است که….

 رای دادگاه  قطعی میباشد.البته بایستی موردی را که تجدیدنظرخواه در تقدیم دادخواست خارج از مهلت دارای عذر موجه میباشد را استثنا نمود.

تجدیدنظرخواهی نیز همچون بسیاری از دعاوی با تقدیم دادخواست آغاز می گردد، تجدید نظر خواه دادخواست  مزبور را بسته به موقعیتی که در آن قرار دارد، ممکن است به دفتر دادگاه صادرکننده رای یا دفتر شعبه اول دادگاه تجدید نظر و یا به دفتر بازداشتگاهی که در آنجا توقیف است تسلیم نماید.

لازم به  ذکر است که تاریخ تجدید نظر خواهی نیز از زمان تقدیم دادخواست های مزبور به هر کدام از مراجع اغاز میشود.

دادخواستی که به دفتر ارائه می شود،ممکن است کامل یا ناقص باشد.

سپس دادگاه تجدیدنظر وارد رسیدگی میشود و نهایتا رای صادر مینماید.

 تجدید نظر خواهی یکی از روش های عادی شکایت از آرا می باشد. بنابراین اثراتی بر آن مترتب می باشد که بررسی این اثرات میپردازیم.

با توجه به اثر انتقالی دعاوی در مرحله تجدید نظر،ذکر این نکته نیز ضروری است که ادعای جدید در مرحله تجدید نظر پذیرفته نمی شود. چرا که تجدیدنظر ،رسیدگی دوباره به همان امری است که در مرحله بدوی وجود داشته است و بنابراین نمیتوان امر دیگری را که در مرحله تجدیدنظر درباره آن صحبت نشده است ،در مرحله  تجدید نظر مورد بررسی قرار داد.

قانون گذار مواردی را که میتوان در آنها تجدید نظر خواهی را درخواست نمود در قانون بیان نموده است و این امر را در ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی مدنی  چنین مقرر نموده است:

“الف) ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه

ب) ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود

ج) عدم توجه به دلایل ابرازی

د) ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادرکننده رای

ه) ادعای مخالف بودن رای با موازین شرعی و مقررات قانونی“

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

 قانون گذار در قانون ،موارد تجدید نظر  را در نظر گرفته است اما لازم به ذکر است که موارد بیان شده در قانون تنها مواردی که میتوان از آنها تجدید نظر خواهی به عمل آورد نیستند بلکه میتوان به جهات دیگری نیز از محکمه تقاضای تجدید نظر نمود و چنانچه تجدیدنظرخواهی به یکی از جهات فوق صورت گیرد مانع از این نیست که محکمه به جهات دیگر توجه نماید.

جهت طرح دعوا در دادگاه تجدیدنظر لازم است که :

  چنانچه رای صادره از مرحله بدوی دارای دو قسمت باشد و تنها نسبت به یک قسمت آن تقاضای تجدید نظر خواهی صورت گیرد، در چنین مواقعی دادگاه مجاز به اظهار نظر نسبت به قسمتی که درباره آن تقاضای تجدیدنظر نشده است نمیباشد.

بدیهی است که  اصحاب دعوای تجدیدنظر همان اصحاب دعوای مرحله بدوی میباشند اما ممکن است در دعوای تجدید نظر اشخاص ثالث  نیز  ورود پیدا نمایند.که البته ورود این افراد، هم به عنوان تجدید نظر خواه مجاز است و هم ممکن است در دعوای تجدید نظر جلب شوند ک تجدید نظر خوانده محسوب میشوند.

شخص ثالث می تواند تا زمانی که دادرسی خاتمه نیافته است وارد دعوا شود. وی می تواند به عنوان شخصی، اصالتا اقامه دعوا نماید و یا اینکه حق خود را در محقق شدن یکی از اصحاب دعوا بدانند که در این صورت به او وارد ثالث تبعی گفته می شود. البته فردی که به عنوان شخص ثالث در مرحله تجدید نظر ورود پیدا می کند از حقوق خود نسبت به دو درجه ای بودن رسیدگی (رسیدگی بدوی وسپس تجدیدنظر) صرف نظر نموده است.

ذکر این نکته نیز لازم است که…

 چنانچه فردی ،قیم شخصی صغیر باشد و با این عنوان در مرحله بدوی دخالت داشته باشد می تواند در مرحله تجدید نظر به عنوان شخص ثالث اقامه دعوا نماید.

ذکر یک نکته مهم:

جلب شخص ثالث در مرحله تجدیدنظر تا پایان جلسه دادرسی امکان پذیر است.در این مرحله بر خلاف ورود ثالث، اجبارا فرد جلب شده از دو درجه ای بودن رسیدگی محروم میگردد. و حتی با وجود اینکه مشخص شود در مرحله بدوی هم امکان جلب وجود داشته است مانع از جلب شخص ثالث در مرحله تجدید نظر نیست.

هزینه دادرسی دعوای مالی در دادگاه تجدیدنظر چهار ونیم درصد محکوم به است.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فرستادن دیدگاه

Δ

مار ا در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

دعاوی بانکی

دعاوی ملکی

اراضی ملی ، منابع طبیعی

دعاوی گمرک

قاچاق کالا و ارز

دعاوی حمل و نقل

دعاوی تعزیرات حکومتی

دعاوی پیمانکاری

دعاوی مشارکت در ساخت

دعاوی بورس

دعاوی مالیاتی

اجاره ، سرقفلی ، حق کسب یا پیشه

دعاوی ثبتی

دعاوی وقفی

دعاوی شهرداری

تماس با ما

درباره ما

مشاوره حقوقی

داوری

تنظیم قرارداد

وکالت دعاوی

تهران ، میدان تجریش، خیابان دکتر باهنر ، روبه روی آتش نشانی پلاک 32 طبقه اول واحد 6 شرقی

09123034393

09126029277

22740104 – 021

22740103 – 021

info(at)hamilaw(dot)ir

تمامی حقوق این وب سایت برای موسسه حقوقی بین المللی دادپویان حامی محفوظ است . کپی به هر شکل غیر مجاز و غیر قانونی است.

Copyright @2014-2021 Hamilaw.ir

در این مقاله ، تجدیدنظر خواهی حقوقی و جهات تجدیدنظر خواهی حقوقی را مورد بررسی قرار می دهیم .  

برای مشاوره جهات تجدید نظرخواهی حقوقی

برای مشاوره جهات تجدید نظرخواهی حقوقی

 

یکی از روش هایی که می توان از آراء صادر شده از دادگاه اعتراض کرد ، تجدیدنظر خواهی از آراء دادگاه بدوی یا نخستین است . احکام ویژه تجدیدنظر خواهی در قانون آیین دادرسی مدنی به تفصیل بیان شده اند . نکته مهم آن است که از تمام آرائی که دادگاه صادر کرده است نمی توان تجدیدنظرخواهی کرد . بلکه برای ارائه دادخواست تجدیدنظر ، باید دلایلی داشت و با استناد به آن جهات ، تقاضای تجدیدنظر کرد . دلایلی که به واسطه وجود آنها می توان از رأی دادگاه تجدیدنظر خواهی کرد در قانون آیین دادرسی مدنی ذکر شده اند . به همین دلیل ، در این مقاله ، تجدیدنظر خواهی حقوقی و جهات تجدیدنظر خواهی حقوقی را مورد بررسی قرار می دهیم .  

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

یکی از روش هایی که می توان بوسیله آن به رای دادگاه اعتراض کرد تجدیدنظر خواهی حقوقی است . در واقع تجدیدنظر خواهی به معنای آن است که رایی که دادگاه بدوی صادر کرده است دوباره مورد رسیدگی قرار بگیرد و در صورت لزوم ، مورد اصلاح قرار بگیرد . البته نمی توان نسبت به تمام تصمیماتی که دادگاه بدوی صادر کرده است دادخواست تجدیدنظرخواهی ارائه کرد . بلکه تنها از رأی دادگاه ها می توان تجدیدنظرخواهی کرد . در قانون آیین دادرسی مدنی آرائی که می توان از آنها تجدیدنظرخواهی کرد بیان شده اند . در مقابل ، در برخی شرایط ، رای دادگاه قابل تجدیدنظر خواهی نیست . برای ملاحظه آراء قابل تجدیدنظر خواهی و آراء غیر قابل تجدیدنظر خواهی کلیک کنید . 

منظور از جهات تجدیدنظر خواهی حقوقی ، دلایلی هستند که در صورت وجود داشتن آنها می توان از رأی صادر شده از دادگاه ، در مهلت مقرر برای تجدید نظرخواهی ، تجدیدنظر خواهی نمود . تجدیدنظر خواه ، اصولا باید اعلام کند که به چه دلیل از رأی صادر شده اعتراض دارد . ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی جهات تجدیدنظرخواهی در امور مدنی یا حقوقی را بیان نموده است . البته اگر تجدیدنظرخواه به یکی از این جهات استناد کند و دلیل دیگری هم موجود باشد ، دادگاه تجدیدنظر به آن نیز رسیدگی می کند . جهات تجدیدنظرخواهی در امور حقوقی عبارتند از :

 

ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه 

زمانی که دادگاه با استناد به موضوع یا قانونی رأیی را صادر کرده است اما آن قانون یا موضوع به دلیلی بی اعتبار بوده باشد ، می توان از آن رأی تجدیدنظر خواهی کرد . مانند اینکه در رأی به قانون نسخ شده ای استناد شده باشد .

 

ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود

از آن جهت که شهادت شهود یکی از دلایل ثابت کننده دعوا است ، در صورتی که شاهد ، شرایط قانونی شهادت را نداشته باشد و به استناد شهادت وی حکمی صادر شده باشد ، می توان از آن رأی تجدیدنظر خواهی کرد .

 

ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی

قاضی مکلف است هنگام رسیدگی به دعوا به دلایل طرفین دعوا توجه کند . در غیر این صورت ، می توان از رأی تجدیدنظر خواهی کرد . البته بی توجهی قاضی به دلایل مطرح شده طرفین دعوا در صورتی جهت تجدیدنظر خواهی محسوب می شود که با دلیل ارائه شده بتوان دعوا را اثبات کرد و به نوعی دلیل از توان اثباتی برخوردار باشد .

 

ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای

در صورتی که قاضی صلاحیت رسیدگی به دعوا را نداشته و تجدیدنظر خواه عدم صلاحیت قاضی را در دادگاه عالی انتظامی قضات اثبات کند ، می تواند نسبت به رأیی که قاضی صادر کرده است تقاضای تجدیدنظر خواهی کند . همچنین ، در صورتی که یکی از جهات رد دادرس در قاضی وجود داشته باشد و با این وجود ، رأی صادر کند ، می توان نسبت به حکم تجدیدنظرخواهی نمود .

 

ادعای مخالف بودن رأی با موازین شرعی یا مقررات قانونی

رأی دادگاه باید مستند به مواد و اصول قانونی باشد . ادعای مخالف بودن رأی دادگاه با مقررات قانونی یا موازین شرعی یکی دیگر از دلایل تجدیدنظرخواهی است .

برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد جهات تجدیدنظر خواهی حقوقی به کانال تلگرام آیین دادرسی و ادله اثبات دعوا مراجعه کنید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی دینا نیز آماده اند تا با ارائه خدماتی در زمینه مشاوره حقوقی تلفنی دینا به سوالات شما عزیزان پیرامون جهات تجدیدنظر خواهی حقوقی پاسخ دهند .

 

 

 

برای مشاوره جهات تجدید نظرخواهی حقوقی

برای مشاوره جهات تجدید نظرخواهی حقوقی


درصورتی که برای مشاوره در تمامی زمینه های ذکر شده در سایت، به دانش چندین ساله ما در این زمینه نیاز داشتید می توانید با ایمیل یا شماره تلفن 9099075303 ( تماس با تلفن ثابت از سراسر کشور و به ازای هر دقیقه 6000 تومان ) در ارتباط باشید تا از مزایای مشاوره حضوری سایت مشاوره دینا بهره مند گردید. همچنین می توانید از طریق فرم ارتباط با ما، پیام ها و انتقادات و پیشنهادات خود را برای ما ارسال نمایید. سایت مشاوره دینا یک مرکز خصوصی و غیرانتفاعی است و به هیچ ارگان دولتی و خصوصی دیگر اعم از قوه قضاییه ، کانون وکلا ، کانون کارشناسان رسمی دادگستری و …. هیچگونه وابستگی ندارد.

جهت ارئه انتقادات، پیشنهادات و شکایات با شماره تلفن 54787900-021 تماس حاصل فرمایید.


قانون مجازات اسلامی جدیدDownloads-icon


دفترچه ثبت نام آزمون کارشناسان رسمی قوه قضاییهDownloads-icon


فرم پیش نویس ثبت نام آزمون کارشناسان رسمی قوه قضاییهDownloads-icon


فرم پیش نویس ثبت نام آزمون کارشناسان رسمی دادگستریDownloads-icon


ظرفیت پذیرش آزمون اخذ پروانه مشاوره خانوادهDownloads-icon

در این مقاله تجدیدنظر خواهی حقوقی ، جهات تجدید نظر خواهی حقوقی و مهلت تجدید نظر خواهی حقوقی را مورد بررسی قرار خواهیم داد .

برای مشاوره تجدیدنظر خواهی حقوقی

برای مشاوره تجدیدنظر خواهی حقوقی

 

یکی از مراحل اعتراض به رایی که در دادگاه صادر شده است ، تجدیدنظر خواهی می باشد . تجدید نظر خواهی از رای دادگاه را می توان به دو نوع تجدید نظر خواهی حقوقی و تجدید نظر خواهی کیفری تقسیم بندی کرد . تجدیدنظر خواهی حقوقی در قانون آیین دادرسی مدنی مورد پیش بینی قرار گرفته است و مخصوص دعاوی حقوقی است . ولی تجدیدنظر خواهی کیفری در قانون آیین دادرسی کیفری برای دعاوی کیفری پیش بینی شده است . آنچه در این مقاله قصد داریم بررسی کنیم تجدیدنظر خواهی در امور حقوقی یا امور مدنی است . به همین مناسبت ، ابتدا تجدیدنظر خواهی حقوقی و سپس جهات تجدید نظر خواهی حقوقی و مهلت تجدید نظر خواهی حقوقی را مورد بررسی قرار خواهیم داد .

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

یکی از روش های اعتراض به رای دادگاه مطابق در قانون آیین دادرسی مدنی ، تجدیدنظر خواهی است . زمانی که رای دادگاه بدوی در یکی از دعاوی حقوقی مورد اعتراض شخص تجدیدنظر خواه قرار می گیرد ، آن دعوا مجددا در دادگاه تجدیدنظر مورد رسیدگی ماهوی قرار می گیرد تا رای مقتضی صادر می شود . برای اینکه بتوان از رای صادر شده توسط دادگاه بدوی تجدیدنظر خواهی کرد ، باید به دادگاه تجدیدنظر ، دادخواست تجدیدنظرخواهی تقدیم کرد . برای آشنایی با دادخواست تجدیدنظر حقوقی کلیک کنید . 

در ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی ، جهات تجدیدنظر حقوقی مطرح شده است . یعنی اینکه شخص تجدیدنظر خواه باید در دادخواست تجدیدنظر خود ، به یکی از موارد تجدیدنظر خواهی استناد کند . جهات تجدیدنظر حقوقی عبارتند از :

– ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه ؛

– ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود ؛

– ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی ؛

– ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای ؛

– ادعای مخالف بودن رأی با موازین شرعی یا مقررات قانونی . برای آشنایی بیشتر با جهات تجدیدنظر خواهی در دعاوی حقوقی کلیک کنید .

 

مطابق قانون آیین دادرسی مدنی ، مهلت تجدیدنظر خواهی در دعاوی حقوقی برای اشخاص ساکن ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دو ماه می باشد . اما سوال مهم آن است که این مهلت بیست روزه یا دو ماهه از چه تاریخی آغاز می شود ؟ این مطلب در ماده 336 قانون آیین دادرسی مدنی مشخص شده است که بر اساس آن ، شروع مهلت بیست روزه یا دو ماهه تجدید نظر خواهی ، از تاریخ ابلاغ رای دادگاه نخستین است . البته اگر حکم دادگاه نخستین به صورت غیابی صادر شده باشد ، مهلت تجدید نظر پس از انقضای مهلت واخواهی آغاز می شود . برای دریافت اطلاعات کامل در مورد مهلت تجدیدنظرخواهی و تجدیدنظر خارج از مهلت قانونی کلیک کنید .

برای دریافت اطلاعات بیشتر در مورد تجدیدنظر خواهی حقوقی ​در کانال تلگرام آیین دادرسی و ادله اثبات دعوا عضو شوید . کارشناسان مرکز مشاوره حقوقی دینا نیز آماده اند تا با ارائه خدمات مشاوره حقوقی تلفنی دینا به سوالات شما عزیزان پیرامون تجدیدنظر خواهی حقوقی پاسخ دهند .

 

 

برای مشاوره تجدیدنظر خواهی حقوقی

برای مشاوره تجدیدنظر خواهی حقوقی


درصورتی که برای مشاوره در تمامی زمینه های ذکر شده در سایت، به دانش چندین ساله ما در این زمینه نیاز داشتید می توانید با ایمیل یا شماره تلفن 9099075303 ( تماس با تلفن ثابت از سراسر کشور و به ازای هر دقیقه 6000 تومان ) در ارتباط باشید تا از مزایای مشاوره حضوری سایت مشاوره دینا بهره مند گردید. همچنین می توانید از طریق فرم ارتباط با ما، پیام ها و انتقادات و پیشنهادات خود را برای ما ارسال نمایید. سایت مشاوره دینا یک مرکز خصوصی و غیرانتفاعی است و به هیچ ارگان دولتی و خصوصی دیگر اعم از قوه قضاییه ، کانون وکلا ، کانون کارشناسان رسمی دادگستری و …. هیچگونه وابستگی ندارد.

جهت ارئه انتقادات، پیشنهادات و شکایات با شماره تلفن 54787900-021 تماس حاصل فرمایید.


قانون مجازات اسلامی جدیدDownloads-icon


دفترچه ثبت نام آزمون کارشناسان رسمی قوه قضاییهDownloads-icon


فرم پیش نویس ثبت نام آزمون کارشناسان رسمی قوه قضاییهDownloads-icon


فرم پیش نویس ثبت نام آزمون کارشناسان رسمی دادگستریDownloads-icon


ظرفیت پذیرش آزمون اخذ پروانه مشاوره خانوادهDownloads-icon

صفحه مورد نظر یافت نشد
Page not found
سلمان محمدی آگاه

https://civilica.com/doc/1019141/

اطلاعات استنادی این مقاله را به نرم افزارهای مدیریت اطلاعات علمی و استنادی ارسال نمایید و در تحقیقات خود از آن استفاده نمایید.

مقالات فوق اخیرا در حوزه مرتبط با این مقاله به سیویلیکا افزوده شده اند.

COI مخفف عبارت CIVILICA Object Identifier به معنی شناسه سیویلیکا برای اسناد است. COI کدی است که مطابق محل انتشار، به مقالات کنفرانسها و ژورنالهای داخل کشور به هنگام نمایه سازی بر روی پایگاه استنادی سیویلیکا اختصاص می یابد.

کد COI به مفهوم کد ملی اسناد نمایه شده در سیویلیکا است و کدی یکتا و ثابت است و به همین دلیل همواره قابلیت استناد و پیگیری دارد.

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

دفتر مرکزی انتشارات بوم سازه (سیویلیکا): تهران، بزرگراه جلال آل احمد، بین خیابان کارگر و بزرگراه چمران، کوچه پروانه، پلاک ۴، ساختمان چمران، طبقه ۴، واحد ۳۱

تلفن: ۸۸۰۰۸۰۴۴ ، ۸۸۳۳۵۴۵۰ ، ۸۸۳۳۵۴۵۱ ، ۸۸۳۳۵۴۵۲ – کد پستی: ۱۴۳۹۹۱۴۱۵۳

تمامی خدمات پایگاه سیویلیکا ، حسب مورد دارای مجوزهای لازم از مراجع مربوطه می باشند و فعالیت های این سایت تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران است

آکادمی حقوقی ایحمال – مرجع تخصصی حقوقی – آموزشی – تحصیلی

تا به حال عبارت تجدید نظر خواهی رو شنیده اید ؟ شاید براتون سوال شده باشه تجدید نظر خواهی یعنی چی اصلا !! در این مطلب قصد داریم به زبان بسیار ساده مفهوم تجدید نظر خواهی رو به شما توصیح بدیم به طوری که به راحتی این مبحث حقوقی رو درک کنید بنابراین با آکادمی حقوقی ایحمال همراه باشید.

اگر در دادگاه بدودی رای به علیه یکی از طرفین دعوا صادر شده باشد و آن رای قابلیت و شرایط اعتراض را داشته باشد ، در صورتی که یکی از طرفین دعوا حقوقی بر علیه رای صادر شده از دادگاه بدوی اعتراض کند ، عمل او را تجدید نظر خواهی گوییم! در حقیقت او با تجدید نظر خواهی درخواست رسیدگی مجدد به دعوا را دارد.

اجازه بدید همین اول کار بهتون یک نکته مهم رو بگم تا درک ادامه مطلب براتون ساده تر بشه ، به شخصی که درخواست تجدید نظرخواهی دارد “تجدیدنظر خواه” می گویند و به طرف مقابل “تجدیدنظر خوانده” گفته میشود به زبان ساده تر تجدید نظر خوانده در دعوای تجدید نظر همان خوانده دعواست که بهش تجدیدنظر خوانده گفته میشود!

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

شاید برای شما سوال شده باشد که اصلا چه دعوایی رو میتونیم تجدید نظر خواهی کنیم ؟ خب در ادامه بحث به همین موضوع خواهیم پرداخت با آکادمی حقوقی ایحمال همراه باشید.

اجازه دهید نگاهی به نظر قانون در مورد احکامی که قابلیت تجدید نظر خواهی دارند بیاندازیم تا متوجه شویم چه احکامی قابلیت تجدید نظرخواهی دارند . پس به سراغ ماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی میرویم :

احکام زیر قابل درخواست تجدیدنظر می باشد :
الف- دردعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن ازسه میلیون (۳/۰۰۰/۰۰۰) ریال متجاوز باشد.
ب- کلیه احکام صادره در دعاوی غیرمالی.
ج- حکم راجع به متفرعات دعوا در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدیدنظر باشد.
تبصره – احکام مستند به اقرار در دادگاه یا مستند به رای یک یا چند نفر کارشناس که طرفین کتبا رای آنان را قاطع دعوا قرار داده باشند قابل درخواست تجدیدنظر نیست مگر در خصوص صلاحیت دادگاه یا قاضی صادر کننده رای.

خب تا اینجا فهمیدیم که چه احکامی از نظر قانون گذار قابلیت تجدید نظر خواهی دارند ! اما به نظر شما قرار ها نیز قابلیت تجدید نظر خواهی دارند ؟ قانون گذار پاسخ این سوال را نیز در ماده 332 قانون آیین دادرسی مدنی داده است ! پس بهتره نگاهی هم به این ماده بیاندازیم :

قرارهای زیر قابل تجدیدنظر است، در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل درخواست تجدیدنظر باشد :
الف- قرار ابطال دادخواست یا رد دادخواست که از دادگاه صادر شود.
ب- قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا.
ج- قرار سقوط دعوا.
د- قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا.

به نظر شما طرفین دعوا می توانند حق تجدید نظر خواهی در دعاوی رو ساقط کنند ؟ پاسخ بله است ! چرا بله ؟ خب باید نگاهی به نظر قانون گذار بیاندازیم تا علت رو متوجه بشویم ! ماده 333 قانون آیین دادرسی مدنی گفته که :

در صورتی که طرفین دعوا با توافق کتبی حق تجدیدنظرخواهی خود را ساقط کرده باشند تجدیدنظرخواهی آنان مسموع نخواهد بود مگر در خصوص صلاحیت دادگاه یا قاضی صادر کننده رای.

با یک سوال ساده رو به رو شده ایم و آن این است که چه اشخاصی حق تجدید نظر خواهی در یک پرونده ؟ ماده 335 قانون آیین دادرسی مدنی در پاسخ به این سوال گفته است که :

اشخاص زیر حق درخواست تجدیدنظر دارند :
الف – طرفین دعوا یا وکلا و یا نمایندگان قانونی انها.
ب – مقامات مندرج در تبصره ( ۱ ) ماده ( ۳۲۶ ) در حدود وظایف قانونی خود.

بعد از اینکه رای صادر شد ، به نظر شما تجدید نظر خواه چه مدت مهلت دارد تا نسبت به پرونده نجدید نظر خواهی کند ؟ باید عرض کنم که طبق ماده 336 قانون آیین دادرسی مهلت درخواست تجدیدنظر اصحاب دعوا، برای اشخاص مقیم ایران بیست روز و برای اشخاص مقیم خارج از کشور دوماه از تاریخ ابلاغ یا انقضای مدت واخواهی است. البته این نکته مهم رو هم باید بدونید که طبق ماده 337 هرگاه یکی از کسانی که حق تجدیدنظرخواهی دارند قبل از انقضاء مهلت تجدیدنظر ورشکسته یا محجور یا فوت شود، مهلت جدید از تاریخ ابلاغ حکم یا قرار در مورد ورشکسته به مدیرتصفیه تصفیه و در مورد محجور به قیم و در صورت فوت به وارث یا قائم مقام یانماینده قانونی وارث شروع می شود.

فرجام سخن

خب رسیدم به انتهای این مطلب ! سعی کردیم به زبان ساده به شما تجدید نظر خواهی رو توضیح بدیم امیدوارم هستیم برای شما مفیده بوده باشه این مطلب ! هر چند که مبحث تجدید نظر خواهی خیلی بیشتر نیاز به توصیح داره ولی اگر در رابطه با این مطلب سوال و یا پیشنهادی دارید میتونید با ما به اشتراک بگذارید.

مطالب پیشنهادی آکادمی حقوقی ایحمال

خوشحال میشیم دیدگاه و یا تجربیات خودتون رو با ما در میون بذارید

مرا به خاطر بسپار

لطفا پاسخ را به عدد انگلیسی وارد کنید:

با موضوع نمونه لایحه تجدیدنظرخواهی به دلیل عدم رعایت مواعد همراهتان هستیم.

در دادرسی های مدنی یکی از مهمترین اقدامات شکلی که عدم توجه به آن ها، به طور جدی موجب به خطر افتادن موقعیت متداعیین دعوا می گردد، مواعد است، موعد در دادرسی مدنی عبارت است از مدت زمانی که شخص در طول آن مجاز و یا مکلف به انجام دادن عملی خاص است. چه این عمل اعتراض به رأی و امثالهم باشد، چه تودیع هزینه دادرسی و کارشناسی و حتی اظهارنظر کارشناس.

مواعد به دو نوع مواعد قضایی و قانونی تقسیم می گردند. موعد قانونی مدت زمانی است که در خود قانون مشخص شده است. موعد قضایی مدت زمانی است که حسب اختیارات قانونی  توسط دادگاه به منظور انجام عملی تعیین می گردد.

از جمله مواعد قانونی می توان به مهلت ده روز برای رفع نقص دادخواست، مهلت ده روز برای ارایه سندی که نسبت به آن ادعای جعل شده است، مهلت بیست روز برای واخواهی، تجدیدنظرخواهی، فرجام خواهی و اعاده دادرسی اشاره کرد.

دادگاه نمی تواند این مواعد را تغییر دهد، مگر در مواردی که قانون تجویز نموده است.
تجدیدنظرخواهی به دلیل عدم رعایت مواعد

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

در این مواعد روز ابلاغ و روز اقدام محاسبه نمی شود.

روز بیست و چهارساعت و هفته هفت روز و ماه سی روز محاسبه می گردد.

کلیه مواعد قانونی برای افراد مقیم خارج از کشور دوماه از تاریخ ابلاغ است.

در دعوایی که خواندگانش متعدد است چنانچه موعد داده شده به یکی از آنها به دلیلی مثلاً سکونت در خارج از کشور طولانی تر شود، این ارفاق برای کل خواندگان در نظر گرفته خواهد شد، به عنوان مثال چنانچه یکی از خواندگان مقیم خارج از کشور باشد مهلت تجدیدنظرخواهی برای خوانده ای هم که در ایران است دو ماه خواهد بود.

علی الاصول واخواهی بعد از بیست روز نیز با توجه به اصل عدم، پذیرفته است مگر اینکه آگاهی واخواه از مفاد حکم اثبات شود.
تجدیدنظرخواهی به دلیل عدم رعایت مواعد

از جمله مواعد قضایی می توان به مهلت اظهارنظرداور در اختلافات خانوادگی، مهلت ارائه اسناد و اوراق و نوشته هایی که در ادارت و شهرداری ها و مؤسسات دولتی است، درمواردی که باید اساس تطبیق ادعای جعل یا انکار و تردید، قرارگیرند، اشاره کرد.

در این مواعد اگر روز خاصی را به عنوان روز موعود دادگاه تعیین کند اقدام باید در همان روز صورت پذیرد و مگر بواسطه ایجاد مشکل در خدمت رسانی دادگاه اقدام میسر نباشد که در این صورت وقت دیگری تعیین خواهد شد.

در اینگونه مواعد به جزء درخصوص تجدیدجلسات دادرسی دادگاه می تواند درصورت عدم انجام اقدام مقتضی با دلایلی معقول نسبت به تعیین مهلتی دیگر اقدام کند.

حال اگر این مسایل از سوی دادگاه رعایت نشود با طرح ایراد و تجدیدنظرخواهی می توان حکم دادگاهی که مسایل مربوط به مواعد را رعایت نکرده است را نقض کرد و موجبات از هم گسیختگی آن را فراهم نمود.

اگر به دنبال دیدن نمونه لایحه تجدیدنظرخواهی به دلیل عدم رعایت مواعد هستید با ما همراه باشد.

عدم رعایت مهلت اعاده دادرسی چه ضمانت اجرایی دارد
عدم رعایت مهلت رفع نقص دادخواست چه آثاری در پی دارد
مواعد آیین دادرسی مدنی چیست؟

ریاست و مستشاران عالیقدر دادگاه های تجدیدنظر استان تهران

با سلام و اهدای تحیات ،احتراما اینجانب علیرضا ضمن معرفی خویش بعنوان محکوم علیه  در خصوص کلاسه پرونده ……..که منتهی به صدور دادنامه ……. از شعبه …………… گردیده است، با استیذان از ماده ۳۴۸ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مراتب اعتراض خویش  را نسبت به دادنامه معترض عنه معروض می دارد .

۱- همانگونه که مستحضرید فلسفه وجودی مواعد قانونی و قضایی حمایت از حقوق اشخاص است بدین منظور موعد مارالذکر مدت زمانی است که برای اقدام قضایی به اصحاب دعوی داده می شود.

و در مواعد قانونی،میزان موعد در قانون مشخص شده است یعنی مخاطب، مدت مشخصی از تاریخ ابلاغ اخطاریه،فرصت دارد تا اقدام خاصی را انجام دهد. در پرونده حاضر دو موعد مهم از مواعد قانونی نادیده گرفته شده است.
تجدیدنظرخواهی به دلیل عدم رعایت مواعد

بدین شرح که اخطار رفع نقص به طرز اعجاب برانگیزی نه یکبار بلکه دوبار صادر گردیده است.

در هر دو مورد نیز ،خواهان (آقای نعمت) در زمان مقرر نسبت به رفع نقص هزینه دادرسی اقدامی ننموده است!، لیکن مع الاسف این اهمال کاری نه تنها به ضرر وی تمام نشده است بلکه در جایی که می بایست قرار رد دادخواست صادر می گردید، در کمال ناباوری خواسته وی حتی بدون رفع نقص خارج از مهلت نیز پذیرفته می شود.

پذیرش دعوی او بدون انجام مورد رفع نقص در موعد مقرر صرفا خدشه به حقوق مکتسبه اینجانب وارد ننموده و اساسا اصل عدالت و انصاف را در دادرسی مدنی زیر سوال برده است و فلسفه حیاتی اخطار رفع نقص را از معنا تهی کرده است، چندان که سرنوشت چنین دعویی ای مطابق قانون صدور رای به رد آن است و ذاتا صدور اخطار بی پاسخ عمل بیهوده است  که رخ دادن آن در نظام قضایی اسلامی از اعتبار رای و حقانیت حکم محکمه می کاهد.

فلذا اگر مدیر دفتر محترم در مقام صدور قرار رد دادخواست و یا قاضی محترم  شعبه در مقام رد دعوی و یا همچنین قضات محترم دادگاه های تجدیدنظر در مقام انطباق رای با قانون نخواهند در خصوص پاسداری از مواعد قانونی اقدام بایسته قانونی نمایند… پس امید احقاق حق و اجرای قانون را باید از چه نهادی انتظار داشت؟

البته امیدوارم با مداقه در دادنامه معترض عنه این مورد از چشم آن قضات بصیر دور نماند.

در پرونده فوق الاشعار اخطار رفع نقص در مورخه …….اصدار می گردد؛اما رفع نقص صورت نمی گیرد و دادگاه با همین کیفیت وارد ماهیت می گردد و علیرغم اعتراض و ایراد رایی از دل این بی ملاحظگی حاصل می گردد.
تجدیدنظرخواهی به دلیل عدم رعایت مواعد

در حالی که در این خصوص همانند مورد فوق الذکر اینبار از زاویه ای دیگر موعد قانونی در این پرونده نادیده گرفته شده است.

چندان که تاریخ قطعیت دادنامه مستند دعوی مورخه ….. لیکن دادخواست اعاده دادرسی به تاریخ …… ثبت گردیده است،و دادگاه محترم بر فرض اعمال ماده ۴۵۱ در حق خواهان حتی استنادی بر پذیرش خارج مهلت ننموده است و الزاما مفاد ۴۵۲ از قانون اخیر الذکر رعایت نگردیده است .

۲-در دادنامه معترض عنه به اصل نسبی بودن آرای محاکم توجهی نشده است.

البته اگر این اقدام را صرفا ناشی از سهو و خطای دادرس قلمداد نماییم نتیجه نامبارک آن یقیقنا فقط یک سهو قلم ساده نبوده است بلکه سرنوشت دعوی را تغییر داده است و حقی را از اینجانب تضییع نموده است که جهت احقاق آن مرارت فراوانی را متحمل شده بودم.

لذا در فراز اخیر دادنامه معترض عنه قاضی محترم بدوی من را (یعنی علیرضا )محکوم علیه پرونده خیانت در امانت قلمداد کرده است و به سبب آن مطالبه چک ها را باطل فرض کرده است در حالی که محکوم پرونده خیانت در امانت شخص دیگری به نام علی است!نه من!!! اگر اصل نسبی بودن آرا قضایی نقض شود نه تنها سند امنیت قضایی مصوب ۱۳۹۹ نقض شده است بلکه وجاهت قانونی و شرعی  آرا محاکم زیر سوال خواهد رفت.و هیچ فردی از این حیث بابت عمل فرد دیگری مواخذه نمی شود.

۳-برابر ابلاغیه شماره …..اینجانب در یوم رسیدگی دادگاه بدوی برای طرح دفاع در برابر دعوی اعسار به محکمه دعوت شده بودم،لیکن به طرز حیرت انگیزی دادگاه محترم به نحو توامان در یک وقت و نوبت به هر دو خواسته بدون صدور ابلاغ جداگانه رسیدگی نمود که مع الاسف ضمن نقض شرایط دادرسی قانونی،فرصت دفاع در برابر دعوی اصلی از من گرفته شد و حربه خواهان در تضییع حق دارنده با حسن نیت سند تجاری کارساز گردید. و علیرغم طرح ایراد فرصت دیگری جهت دفاع به اینجانب داده نشد.

در پایان ضمن پوزش از اطاله کلام و با عنایت به جمیع موارد فوق الاشعار نقض دادنامه معترض عنه و صدور حکم قانونی از محضر آن عالیمقامان مورد استدعاست.

مهلت های 2 روزه

ماده ۵۴  قانون آیین دادرسی مدنی:

درصورت نقص در بندهای (2،3،4،5،6) ماده 51، مدیر دفتر دادگاه می تواند ظرف دو روز نقایص دادخواست را به طور کتبی و مفصل به خواهان اطلاع داده واز تاریخ ابلاغ به مدت ده روز به او مهلت می دهد تا نقایص را رفع نماید. چنانچه در مهلت مقرر اقدام به رفع نقص ننماید، دادخواست به موجب قراری که مدیردفتر ودر غیبت مشارالیه ،جانشین او صادرمی کند، رد می گردد.این قرار به خواهان ابلاغ می شودو نامبرده می تواند ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ به همان دادگاه شکایت نماید رای دادگاه دراین خصوص قطعی است.

ماده ۵۶ قانون آیین دادرسی مدنی:

هرگاه در دادخواست، خواهان یا محل اقامت او معلوم نباشد ظرف دو روز از تاریخ رسید دادخواست به موجب قراری که مدیر دفتر دادگاه و در غیبت مشارالیه جانشین او صادرمی کند ، دادخواست رد می شود.

ماده ۶۸ قانون آیین دادرسی مدنی:

مامور ابلاغ مکلف است حداکثر ظرف دو روز اوراق را به شخص خوانده تسلیم کند و در برگ دیگر اخطاریه رسید بگیرد . درصورت امتناع خوانده از گرفتن اوراق، امتناع او را در برگ اخطاریه قید و اعاده می نماید.

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

ماده ۱۲۵ قانون آیین دادرسی مدنی:

درخواست تبدیل تامین از دادگاهی می شود که قرار تامین را صادر کرده است دادگاه مکلف است ظرف دو روز به درخواست تبدیل رسیدگی کرده ، قرار مقتضی صادر نماید.

ماده ۱۳۵ قانون آیین دادرسی مدنی:

هریک از اصحاب دعوا که جلب شخص ثالثی را لازم بداند، می تواند تا پایان جلسه اول دادرسی جهات و دلایل خود را اظهار کرده و ظرف سه روز پس از جلسه با تقدیم دادخواست از دادگاه درخواست جلب او را بنماید، چه دعوا در مرحله نخستین باشد یا تجدیدنظر.

ماده ۱۳۶ قانون آیین دادرسی مدنی:

محکوم علیه غیابی درصورتی که بخواهد درخواست جلب شخص ثالث رابنماید ، باید دادخواست جلب را با دادخواست اعتراض تواما به دفتر دادگاه تسلیم کند ،معترض علیه نیز حق دارد در اولین جلسه رسیدگی به اعتراض ، جهات و دلایل خود را اظهار کرده وظرف سه روز دادخواست جلب شخص ثالث را تقدیم دادگاه نماید.

تبصره ماده ۴۳۳ قانون آیین دادرسی مدنی

پس از درخواست اعاده دادرسی طاری باید دادخواست لازم ظرف سه روز به دفتردادگاه تقدیم گردد .

ماده ۶۴ قانون آیین دادرسی مدنی

مدیر دفتر دادگاه باید پس ازتکمیل پرونده، آن را فورا دراختیار دادگاه قرار دهد. دادگاه پرونده را ملاحظه و درصورتی که کامل باشد پرونده را با صدور دستور تعیین وقت به دفتر اعاده می نماید تا وقت دادرسی (ساعت و روز و ماه و سال ) را تعیین و دستور ابلاغ دادخواست را صادر نماید. وقت جلسه باید طوری معین شود که فاصله بین ابلاغ وقت به اصحاب دعوا و روزجلسه کمتر از پنج روز نباشد.

ماده ۲۹۷ قانون آیین دادرسی مدنی

رای دادگاه باید ظرف پنج روز از تاریخ صدور پاکنویس شده و به امضای دادرس یادادرسان صادرکننده رای برسد.
تجدیدنظرخواهی به دلیل عدم رعایت مواعد

ماده ۲۵۹ قانون آیین دادرسی مدنی:

ایداع دستمزد کارشناس به عهده متقاضی است وهرگاه ظرف مدت یک هفته از تاریخ ابلاغ آنرا پرداخت نکند،کارشناسی از عداد دلایل وی خارج میشود.

ماده ۲۶۰ قانون آیین دادرسی مدنی:

پس از صدور قرار کارشناسی و انتخاب کارشناس و ایداع دستمزد ، دادگاه به کارشناس اخطار می کند که ظرف مهلت تعیین شده در قرار کارشناسی ، نظر خود را تقدیم نماید وصول نظر کارشناس به طرفین ابلاغ خواهد شد ، طرفین می توانند ظرف یک هفته از تاریخ ابلاغ به دفتر دادگاه مراجعه کنند و با ملاحظه نظر کارشناس چنانچه مطلبی دارند نفیا یا اثباتا بطور کتبی اظهار نمایند. پس از انقضای مدت یادشده، دادگاه پرونده را ملاحظه و درصورت آن ماده بودن، مبادرت به انشای رای می نماید.
تجدیدنظرخواهی به دلیل عدم رعایت مواعد

در صورتی که طرف دعوا برای جرح گواه از دادگاه استمهال نماید دادگاه حداکثربه مدت یک هفته مهلت خواهد داد.

ماده ۲۴۲ قانون آیین دادرسی مدنی:

دادگاه می تواند به درخواست یکی از اصحاب دعوا همچنین درصورتی که مقتضی بداند گواهان را احضار نماید . در ابلاغ احضاریه ، مقرراتی که برای ابلاغ اوراق قضایی تعیین شده رعایت می گردد و باید حداقل یک هفته قبل از تشکیل دادگاه به گواه یا گواهان ابلاغ شود.

ماده ۲۹۵ قانون آیین دادرسی مدنی:

پس از اعلام ختم دادرسی درصورت امکان دادگاه درهمان جلسه انشای رای نموده و به اصحاب دعوا اعلام می نماید در غیراینصورت حداکثر ظرف یک هفته انشاء و اعلام رای می کند.

ماده ۵۴ قانون آیین دادرسی مدنی:

درصورت نقص در بندهای (2،3،4،5،6) ماده 51 مدیر دفتر دادگاه میتواند ظرف دو روز نقایص دادخواست را به طورکتبی و مفصل به خواهان اطلاع داده و از تاریخ ابلاغ به مدت ده روز به او مهلت می دهد تا نقایص را رفع نماید.

چنانچه در مهلت مقرر اقدام به رفع نقص ننماید، دادخواست بموجب قراری که مدیر دفتر و درغیبت مشارالیه، جانشین او صادر می کند، رد می گردد. این قرار به خواهان ابلاغ می شود و نامبرده می تواند ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ به همان دادگاه شکایت نماید. رای دادگاه در این خصوص قطعی است.

ماده ۵۵ قانون آیین دادرسی مدنی:

درهرمورد که هزینه انتشار آگهی ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ اخطاریه دفتر تادیه نشود، دادخواست به وسیله دفتر رد خواهد شد. این قرار ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ قابل شکایت دردادگاه میباشد. جز در مواردی که خواهان دادخواست اعسار از هزینه دادرسی تقدیم کرده باشد که در این صورت مدت یک ماه یاد شده، از تاریخ ابلاغ دادنامه رد اعسار به نامبرده محسوب خواهد شد.
تجدیدنظرخواهی به دلیل عدم رعایت مواعد

قرار تامین به طرف دعوا ابلاغ می شود، نامبرده حق دارد ظرف ده روز به این قراراعتراض نماید . دادگاه در اولین جلسه به اعتراض رسیدگی نموده و نسبت به آن تعیین تکلیف می نماید.

ماده ۴۷۱ قانون آیین دادرسی مدنی:

درمواردی که داور با قرعه تعیین می شود ، هریک از طرفین می توانند پس از اعلام در جلسه ، درصورت حضور و درصورت غیبت از تاریخ ابلاغ تا ده روز، داور تعیین شده را رد کنند ، مگر اینکه موجبات رد بعداپ حادث شود که دراین صورت ابتدای مدت روزی است که علت ردحادث گردد. دادگاه پس از وصول اعتراض، رسیدگی می نماید و چنانچه اعتراض را وارد تشخیص دهد داور دیگری تعیین می کند.

ماده ۴۵۹ قانون آیین دادرسی مدنی:

درمواردی که طرفین معامله یا قرارداد متعهد به معرفی داور شده ولی داور یادآوران خود را معین نکرده باشند و در موقع بروز اختلاف نخواهند و یا نتوانند در معرفی داوراختصاصی خود اقدام و یا در تعیین داور ثالث تراضی نمایند و تعیین داور به دادگاه یا شخص ثالث نیز محول نشده باشد ، یک طرف می تواند داور خود را معین کرده به وسیله اظهارنامه رسمی به طرف مقابل معرفی و درخواست تعیین داور نماید و یا نسبت به تعیین داور ثالث تراضی کند.

در این صورت طرف مقابل مکلف است ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ اظهارنامه داور خود را معرفی ویا در تعیین داور ثالث تراضی نماید. هرگاه تا انقضای مدت یادشده اقدام نشود، ذی نفع می تواندحسب مورد برای تعیین داور به دادگاه مراجعه کند.
تجدیدنظرخواهی به دلیل عدم رعایت مواعد

در مواردی که مقرر گردیده است حل اختلاف به یک نفر داور ارجاع شود و طرفین نخواهند یا نتوانند در انتخاب داور تراضی نمایند و نیز در صورتی که داور یکی ازطرفین فوت شود، یا استعفا دهد و طرف نامبرده نخواهد جانشین او را معین کند.

یا در هر موردی که انتخاب داور به شخص ثالث واگذار شده و آن شخص از تعیین داور امتناع نماید.

یا تعیین داور از طرف او غیر ممکن باشد. هریک از طرفین می توانند با معرفی داور مورد نظر خود وسیله اظهارنامه از طرف مقابل درخواست نماید که ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ اظهارنامه نظر خود را در مورد داور واحد اعلام کندو یا حسب مورد در تعیین جانشین داور متوفی یا مستعفی یا داوری که انتخاب او وسیله ثالث متعذر گردیده اقدام نماید. در صورتی که با انقضای مهلت اقدامی به عمل نیاید، برابر قسمت اخیر ماده قبل عمل خواهد شد.
تجدیدنظرخواهی به دلیل عدم رعایت مواعد

سرایدار، خادم، کارگر و بطور کلی هر امین دیگری، چنانچه پس از ده روز از تاریخ ابلاغ اظهارنامه مالک یا ماذون از طرف مالک یا کسی که حق مطالبه دارد مبنی بر مطالبه مال امانی، از آن رفع تصرف ننماید، متصرف عدوانی محسوب می شود.

ماده ۲۲۰ قانون آیین دادرسی مدنی:

ادعای جعلیت و دلایل آن به دستور دادگاه به طرف مقابل ابلاغ می شود درصورتی که طرف به استفاده از سند باقی باشد ، موظف است ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ، اصل سند موضوع ادعای جعل را به دفتر دادگاه تسلیم نماید . مدیر دفتر پس از دریافت سند،آن را به نظر قاضی دادگاه رسانیده و دادگاه آنرا فوری مهر و موم می نماید. چنانچه درموعد مقرر صاحب سند از تسلیم آن به دفتر خودداری کند ، سند از عداد دلایل اوخارج خواهد شد.

ماده ۳۴۶ قانون آیین دادرسی مدنی:

مدیر دفتر دادگاه بدوی ظرف دو روز از تاریخ وصول دادخواست و ضمایم و یا پس از رفع نقص، یک نسخه از دادخواست و پیوست های آن را برای طرف دعوا می فرستد که ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ پاسخ دهد، پس از انقضای مهلت یادشده اعم از اینکه پاسخی رسیده یا نرسیده باشد، پرونده را به مرجع تجدیدنظر می فرستند.
تجدیدنظرخواهی به دلیل عدم رعایت مواعد

میدان ونک- ابتدای بزرگراه حقانی- خیابان گاندی جنوبی- خیابان چهاردهم- پلاک 14- طبقه 4- واحد 9و10

تلفن‌های تماس ثابت با دفتر وکیل آنلاین در تهران

021-88795408
021-88799562
021-88796143

تماس با دفتر وکیل آنلاین خارج از ساعات اداری و تعطیلات
ارسال پیام از طریق خط تلفن همراه به موبایل وکیل پایه یک

09120067661
09120067662
09120067663

ارسال پیام از طریق شماره واتس آپ و تلگرام وکیل پایه یک جرایم اقتصادی

09120067664
09120067665
09120067669

پس از ارسال پیام شکیبا باشید تا جهت وقت مشاوره حضوری یا آنلاین هماهنگی صورت گیرد.
حداکثر ظرف 12 ساعت وقت مشاوره تنظیم و به شما اعلام خواهد شد.
دفتر وکالت وکیل آنلاین در تهران

خدمات دفتر وکالت و امور حقوقی بین المللی وکیل محمد رضا مهری
دفتر وکالت مجازی وکیل آنلاین در ایران خدمات زیر را ارائه خواهد نمود.
مشاوره حقوقی آنلاین با وکلای پایه یک دادگستری در موضوعات تخصصی در همه ساعات شبانه روز.
مشاوره حقوقی حضوری با وکیل تخصصی جرایئم اقتصادی
قبول وکالت دادگستری بدون حضور موکل در دفتر وکیل.
خدمات وکالت ایرانیان خارج از کشور در ایران.
خدمات وکالت ایرانیان در سایر کشورها توسط وکیل رسمی.
معرفی بهترین وکیل مهاجرت بین المللی در تهران.
بهترین وکیل کیفری تهران
بهترین وکیل ملکی تهران
بهترین وکیل دعاوی پولی و بانکی تهران
بهترین وکیل خانواده تهران
بهترین وکیل دادگاه تجدید نظر
بهترین وکیل اعاده دادرسی و دیوان عالی کشور
بهترین وکیل فرجام خواهی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دیدگاه

نام *

ایمیل *

وب‌ سایت

ذخیره نام، ایمیل و وبسایت من در مرورگر برای زمانی که دوباره دیدگاهی می‌نویسم.

پشتیبانی در مجموعه وکیل آنلاین یک مسئولیت مهم و ضروری در قبال کاربران است، هیچ محصولی بدون پشتیبانی و همراهی سازنده ارزشی ندارد واحد پشتیبانی کاربران وکیل آنلاین همیشه و همه جا همراه شما میباشد.

© 1400 – 1383 تمامی حقوق مادی و معنوی محفوظ است. طراحی و توسعه توسط SMIنی نی سایت

تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی
تجدید نظر خواهی آیین دادرسی مدنی

دیدگاهی بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.